یک شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل باستانی گُمار یا کُهمار

کوهمار از دو بخش تشکیل شده کوه+مارکه مار از زمار می آید یعنی زاییدن وکوهمار یعنی زاییده ی کوه.

بنا بر یک سری اخبار و اطلاعات رسیده و سینه ب سینه در دوره ساسانیان جنگجویی بنام کوهمار در خوزستان وجود داشته گویند مادرش او را در کوه زاییده و نام او را کوهمار گذاشت, زادگاهش سالند کوه در نزدیکی دزفول امروزی بود.

کوهمار جوانی شجاع ودلیر شد که در جنگهایی نیز شرکت کرد و حتی گویند در حمله اعراب به بسیاری از اعرابی که به جندی شاپور حمله کرده بودند شبیخون زد و آنها را کلافه کرده بود امروزه به او لقب کوهمار سردار جنگل خوزستان را داده اند.

طایفه گمار کنونی نسبشان به کوهمار میرسد. اما بعد از او اطلاعات دیگری از این طایفه در دسترس نیست. تا زمان نادر شاه و قیام علیمردان خان میوند چهارلنگ علیه نادر شاه افشار.

طایفه ی گمار دارای چهار تیره به نامهای : کپری ، هزارمیشی،ادپا ، تودویی میباشد. باتوجه به تحقیقات  که انجام شده وجود افرادی بنام طایفه گمار در شهرستانهای دزفول ، شوشتر،گتوند،پل دختر،ملایر همدان،نی ریز شیراز،دلیجان محلات،لردگان،الیگودرز،گلپایگان حاکی از این است که طایفه گمار درحدود 330سال پیش چهارلنگ بوده ودر منطقه«سالندکوه» در شمال دزفول سکونت داشته که در قیام علیمردان خان چهارلنگ علیه نادرشاه افشار سران این طایفه«گمار»که دارای جمعیتی کثیری بودند به سرکردگی باباخان و غفار خان همراه قیام علیمردان خان چهارلنگ علیه نادرشاه افشار شوریدند و سالهابا نادر و سربازانش در کوههای سالند ودیگر مناطق جنگیدنداین قیام بسیار بزرگی برای قوم لر بشمار میرود. متاسفانه پس از جنگی نابرابر اکثریت طایفه گمار به قتل رسیدند و عده باقی مانده نیز متلاشی شدند و عده‌ای دیگر هم در همان زمان در شهرستانها و استانهای دیگر با همان نام«طایفه گمار»ادامه حیات دادند.

شعار«مار نکش گمار بکش» در همان زمان از طرف حکومت مطرح شد. یعنی طی حکمی حکومتی و ابلاغیه ای از طرف حکومت وقت به تمام طوایف و ایلات ابلاغ و اعلام گردید که اگر مار را دیدید نکشید ولی اگر از طایفه گمار دیدید بکشید،به جرم اینکه«از طوایفی بود که با قلدری جلو حکومت نادر ایستاده اند گمار بوده».

و مهمتر از آن ، این طایفه دارای جمعیت کثیری بوده که سعی در متلاشی کردن آن و نابود ساختن و از هم گسستن آن بوده که بعدها پس از این حادثه ناگوار عده‌ای نیز به زور به خراسان و عده‌ای به افغانستان که آن زمان جز ایران بوده و عده‌ای نیز به جزیره حواری بحرین کوچ داده شد و عده‌ای هم در طوایف دیگر ادغام گردیدند و تا مدتها با نام آن طوایف محسوب می شدند و بعد از همه این ماجراها به «سه گمار»شهرت پیدا کردند.

1_گمار بهداروند که هم اکنون در گتوند و برخی از روستاهای شوشتر ساکن هستند و جز گمار تردی محسوب می شوند و عمدتا از تیره«هزار میشی»محسوب می شوند

2_گمار بابادی باب که گمار حال حاضر میباشد شش خانوار بودند و بزرگشان هم فردی بود بنام«کلی قاسمعلی»از تیره هزارمیشی،ابتدا متواری شدند و در طوایف میر زراسوند سکنی گزیدند و بعد در طایفه شهنی ادغام شدند.

3_گمار چهارلنگ که تعدادشان بسیار می باشد هم اکنون در شهرستانهای دزفول بیش از دو هزار خانوار در شهرستانهای پل دختر لرستان به گمار کائدی معروف می باشند و عمدتا از توده ای«تودوی»می باشند.

در شهرستان ملایر استان همدان بیش از4000خانوارند.در گلپایگان که عمدتا از تیره کپری می‌باشند. در الیگودرز که عمدتا از تیره توده ای«تودوی» و در نی ریز شیراز ، وعده ای در لردگان مرادون که عمدتا کپری هستند ساکن میباشند. و اما شکل گیری گمار بابادی باب که طایفه گمار کنونی میباشد متشکل از طوایف پخش شده از آن زمان میباشد که در زمان قاجاریه شکل گرفته استقلال پیدا کرده. ابتدا«آ نوروز»باعث شکل گیری این دسته از طایفه گمار شد ودر شلا ساکن شدند.آنوروز پس از جنگهای بسیار با دولت قاجار در نهایت دستگیر شد ودو چشمش کور شد.

10 نظر

  • بهنام راضی پور

    با سلام و عرض ادب. بسیار ممنون از این اطلاعاتتون. بنده هم از طایفه کمار و تیره هزار میشی هستم و باعث خوشحالی من و تمام خانواده أم هست که بختیاری أم. در پناه حق


  • ali

    درودفراوان‌.منم گمارهستم وساکن مسجدسلیمان پایتخت بختیاری ساکن پارسوماش شهری ک اولین امپراطوری جهان ازاونجاشروع به شکل گیری گرفت.‌.ممنون ازاطلاعات خوبی ک دراختیارمون گذاشتی‌..این اطلاعات فوقلاذه هستن


  • abbas

    با سپاس و درود فراوان طایفه گمار در ملایر وجود ندارد بلکه در روستای دوقلعه (جعفریه-قلعه جعفربیگ)شهرستان تویسرکان بیشترین آمار را دارند تعداد خانوار آنها هم اکنون بیش از دو هزار خانوار می باشد و هم اکنون جز یکی از با سواد ترین قشرهای شهرستان تویسرکان می باشند

  • گمار حافظی

    شما با گمارهای دو قلعه در ارتباط هستید؟؟دوستی از برادر عزیزتر دارم در آنروستا به نام سعید گمار


  • قیصر امین پور: لُرها مَرد مُردند

    در یکصدسال گذشته به رغم اختناق، ممنوعیت و سختگیری سازمان یافته برای نابودی زبان لُری که از هیچ امکان حمایتی دولتی که منجر به شکوفایی و توسعه در منطقه نفوذ خود گردد بهره نبرده است. آنچه امروز بنام ادبیات کلاسیک فارسی از آن یاد می‌شود همگی اشعاری اند که با تشویق شاهان ترک در دربار و برای تقدیم به آنان سروده شده! بدنبال تغییر حکومتها و طلوع و افول سلسله‌ها و ظهور افکار نژادپرستی در اروپا و سرایت آن به سرزمین ایران در برخی مزاجهای مستعد،‌ اندیشه برتری طلبی و استیلاجویی را بار دیگر برانگیخت و با روی کارآمدن رضاخان، اندک اندک این شیوه رسمی مملکت ما گشت و به غلط صفت «ایرانی» با فارس زبان مترادف انگاشته شد! و چنین القا شد که گویی در این سرزمین عده‌ای تَنی و عده‌ای ناتنی‌ اند. حقارت فرضی زبان و عادات لُرها در هر فرصتی توسط هرکسی که از راه رسید بر زبان آورده شد! تاریخ رسمی را تا توانستند تحریف و واژگونه نشان دادند، سوادآموزی،‌ چاپ و نشر کتاب و موسیقی لُرها ممنوع و با محدودیت مواجه شد. زبان هر ملتی همان زبانی است که در دامان مادران خود آموخته‌اند و درمیان خود به آن صحبت میکنند. ارزشهای فرهنگی و سمبولیک هر ملّتی خصوصاً زبان جدای از کارکردهای اساس آن برای ایجاد رابطه، ابزار مادی تفکر، واسط انتقال تاریخ و تجربه، عامل ملت ساز و در یک کلام شاخص هویت هر فرد و ملتی نیز هست. پیشرفت اجتماعی و رشد هویت ملی هر جامعه‌ای نیز بستگی به از میان برداشتن نمادهای نابرابری اجتماعی همچون ممنوعیت آموزش به زبان مادری در پرتو حمایت قانون و سازوکارهای قضایی برای مجازات کسانی است که دانسته یا نادانسته آتش کینه و نفرت را شعله ور می‌سازند و ایجاد فرصتهای برابر برای زندگی فارغ از فقر، ترس، تحقیر و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی و احترام به کرامت و ارزش هر فرد انسانی آرمانی است که بی وقفه باید برای نیل به آن مبارزه کرد. فارسها خود را مالک ایران میدانند پس چرا از شصت هزار بیت شاهنامه که کاملاً متعصبانه در مقام دفاع از فارسها سروده شده و از میان صدها هزار کتاب شعر فارسی چرا واژه آریا وجود ندارد؟ وقتی اساس یک نژاد موهومی با یک واژه جعلی به یک تاریخ نامعلوم ارجاع میدهند و دیگران را تخریب و تحریف میکنند چه جای قضاوت باقیست؟ زبان واحد با تعامل بدست میاد! ارتباطمان با همدیگر باید بصورتی باشد که یاد بگیریم که لُری را با خط لُری بنویسم! از علتهایی که ممکن است شما نتوانید بخوانید و متوجه بشوید لُری من را اگر با خط فارسی بنویسم اینه که خط فارسی جوابگوی نیاز یک لُر نیست! قیصر امین پور: من کُر لُر هستم زاده خاک پدرانم... ما لُرها مرز نشین نبودیم، مرزها آنقدر عقب آمدند تا به ما تکیه کردند. اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند... اگر از تاریخ نشان مرا خواهی، خواهد گفت پدرانم همه اهل سخاوت بودند... و برادرانم شیردلانی که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند... از دشمن هم سراغ بگیری خواهد گفت: لُرها مَرد مُردند. آری با افتخار من لُر هستم...


  • علی سرلک

    با سلام به طائفه بزرگ گمار وبزرگانیکه پیکر اصالت این طائفه میباشند تعداد زیادی خانوار درالیگورز بانام سرلک و گودرزی و۰۰۰ که درشهر و روستاهای همجوار زندگی میکنند که در قدیم و حال در روستاهای رزم و کهریزک سرخ وداریچه وگوران و۰۰۰ زندگی میکردند


  • میدان چوگان الیگودرز

    اولین میدان چوگان ایران با میل دروازه‌های سنگی کتیبه‌دار در شرق لرستان《الیگودرز》کشف شد. به گزارش یافته، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان لرستان در این خصوص گفت: طی بررسی‌های باستان‌شناسی و مردم‌شناسی اخیر در شهرستان الیگودرز توسط همکاران ما، عناصر معماری و تاریخی مهمی از نخستین میدان چوگان در لرستان و غرب کشور به دست آمده است. سید امین قاسمی اظهار داشت: عناصر معماری مکشوفه شامل ۴ میل سنگی ایستاده و مربوط به دروازه‌های میدان چوگان هستند که یکی از آن‌ها دارای کتیبه‌ای به زبان فارسی است. او ضمن تبریک به مردم لرستان در خصوص کشف این اثر مهم افزود: این میدان چوگان در روستای خلیل‌آباد در دامنه‌های قالی‌کوه و اشترانکوه قرار دارد که با توجه به قرارگیری این منطقه در محور گردشگری آبشار آب‌سفید و شول‌آباد، در آینده به نقاط توریستی استان اضافه خواهد شد. کارشناس باستان شناسی اداره کل میراث فرهنگی لرستان نیز در این رابطه بیان داشت: کتیبه‌ی مکشوفه بر بدنه‌ی میل سنگی دروازه‌ی میدان چوگان، شامل ۴ مصرع شعر فارسی است که تاریخ ۱۱۱۶ هجری قمری را بر خود دارد که با اواسط دوره‌ی صفویه همزمان است. دکتر عطا حسن‌پور گفت: متن کتیبه نشان می‌دهد یحیی بن یوسف نوه‌ی خلیل خان سرلک بختیاری، از حاکمان سرشناس بختیاری در دوره‌ی صفوی، بنای عمارتی را در این منطقه بنیان نهاده که مشرف به میدان چوگان بوده است و سنگ‌های پاک‌تراش به جای مانده از این عمارت که اکنون در اطراف پراکنده شده‌اند، حکایت از شکوه و عظمت این بنا دارد. او افزود: هر چهار میل سنگی از محل خود جدا و در سده‌های گذشته پس از تخریب میدان چوگان، به قبرستان خلیل‌آباد منتقل شده‌اند که از این تعداد سه میل سنگی که توسط سودجویان آثار فرهنگی-تاریخی در معرض تخریب و یکی از آن‌ها را نیز شکسته بودند، به موزه‌ی مردم‌شناسی الیگودرز انتقال یافته‌اند. حسن‌پور با اشاره به اینکه نمونه‌ی مشابه‌ این میل‌های سنگی هم‌اکنون در میدان نقش‌جهان اصفهان که قدیم‌ترین میدان چوگان در جهان است، وجود دارد، افزود: کشف این میدان بعد از اصفهان و قزوین، سومین میدان چوگان در ایران به شمار می‌آید که باب تازه‌ای در مطالعات دوره‌ صفوی در لرستان و ایران باز نموده و به زودی اطلاعات تکمیلی و مفصل‌تری در این رابطه به سمع و نظر علاقه‌مندان خواهیم رساند.


  • 143 روستای الیگودرز حتی جاده ندارند!

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! احداث راه‌ها و جاده‌های مناسب بین‌شهری و حتی روستایی زمینه و بستر توسعه را فراهم می‌نماید و ضمن ایجاد امکانات اولیه رفاه و اشتغال و پیشرفت، زمینه خدمات‌رسانی همه دستگاه‌های دولتی و بخش‌های خصوصی را فراهم می‌كند. یکی از مشکلاتی که اهالی روستاهای شهرستان الیگودرز با آن دست‌به‌گریبان می‌باشند نبود راه و جاده مناسب می‌باشد به گونه‌ای که نزدیک به یک‌صد روستای بخش‌های ززوماهرو و ذلقی فاقد جاده مناسب و حتی بعضا مسیر دسترسی این روستاها راه‌شکافی نشده است و همچنان اهالی این مناطق از جاده‌های مالرو برای تردد استفاده می‌کنند و همین محرومیت از راه ارتباطی مناسب زمینه محرومیت‌های مضاعف دیگری از جمله برق‌، آب آشامیدنی سالم‌، آموزش و بهداشت و درمان را نصیب اهالی محروم و صبور مناطق مذکور کرده است. جناب استاندار! وقتی صحبت از صبر و نجابت می‌شود این دو را باید در رفتار مردم این دیار به زیبایی مشاهده کرد و با نگاهی گذرا به وضعیت زندگی ساکنان این مناطق بی‌مهری دولت و جنابعالی به‌عنوان نماینده دولت در ذهن متبلور می‌شود. جناب استاندار! شهریورماه سال ۹۶ که به این سمت منصوب شدید مردم این دیار شادمان بودند که مردی از ایل بختیاری با اشراف بر دردهای زاگرس نشینان افتخار خدمت‌گزاری ایشان را دریافت کرده است، اما متأسفانه چندان تغییری در نگاه مدیریت استان به الیگودرز و مناطق دورافتاده رخ نداد. اگر در زمان اجرای طرح ویرانگر موسوم به قمرود سیاست انتصاب استانداران لرستان از قم، اگر چه زیانبار اما قابل‌درک بود، اما نمی‌دانیم پس از اتمام پروژه مذکور استانداری برای جبران این ظلم منصوب نشد؟ که در این ضعف نمایندگان ادوار لرستان نیز باید پاسخگو باشند. جناب استاندار! از محرومیت بخش‌های ززو ماهرو و ذلقی هر چه بگوییم هیچ نگفته‌ایم که آلام آن‌ها مثنوی هفتاد من کاغذ است و بی‌گمان شرح این محرومیت برای عالی‌ترین مقام اجرایی استان پس از گذشت نزدیک به سه سال نه عقلانی است و نه در این وجیزه می‌گنجد، اما بد نیست بدانید؛ اینجا سرزمین خوبانی است با نژاد اصیل بختیاری که به جبر زمانه، شرایط جغرافیایی و کم مهری و بی‌توجهی‌ها محروم نگه‌داشته شده‌اند. اینجا دیار فراموش‌شدگانی است که در موسم انتخابات و در زمانی محدود به یاد آورده می‌شوند و در زمره سلحشوران قرار می‌گیرند، اما هیچ‌گاه بی‌توجهی و قصور مسؤولین را در سطور کارنامه درخشان نظام مقدس جمهوری اسلامی ثبت نکرده و همواره مهر قلبی و ارادت خویش را نثار اهل بیت و فرزندان خلف فاطمه (س) نموده‌اند و نمایش این ارادت صادقانه و بی‌ریا که سیاست‌بازان و سیاسی‌کاران مدعی از آن بی‌بهره‌اند، هنگامی به اوج و کمال می‌رسد که تصاویر مبارک امام راحل و مقام معظم رهبری دیوار گلی کاشانه محقرشان را مزین کرده و این جلوه زیبای عشق است که بی‌اختیار سخن ارزشمند بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی در گوش هر نظاره‌گری طنین‌انداز می‌شود و اثرات دلدادگی بزرگ‌مرد تاریخ معاصر را نسبت به کوخ‌نشینان به تصویر می‌کشد و در مقابل نیز از غفلت و نسیان برخی مسؤولین در قبال ولی‌نعمتان انقلاب اندوهگین می‌شوی و از خود می‌پرسی مسوولان ما به کجا رسیده‌اند که راه و منش امام راحل را فراموش کرده‌اند؟! جناب استاندار! چه کسی باید پاسخگوی محرومیت کودکان و سال‌خوردگانی باشد که ساده‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین بیماری آن‌ها را از پای درمی‌آورد و کدام مسوول توان شنیدن درد و رنج آینده‌سازانی را دارد که نبود امکانات تحصیلی و آموزشی ایشان را از رسیدن به درجات عالی باز می‌دارد و بعضاً نوشتن نام برایشان آرزویی دست‌نیافتنی می‌شود؟ و قصه تلخ زندگی مرارت بار اهالی برخی روستاهای بخش‌های محروم ززوماهرو و ذلقی همچنان ادامه دارد و هنگامی ناگوارتر می‌شود که با آغاز فصل بارش نزولات آسمانی نیمی از سال خود را در محاصره برف می‌بینند. هر چند از انصاف به دور است اگر بخواهیم خدمات نظام مقدس جمهوری اسلامی به مناطق محروم را نادیده بگیریم، اما متأسفانه عواملی مزید بر علت شده تا همچنان برخی روستاها از امکانات اولیه اجتماعی بی‌بهره باشند و به‌سختی گذران زندگی نمایند‌ و بی‌شک یکی از این عوامل وسعت شهرستان الیگودرز هست که متأسفانه با توجه به روش تقسیم اعتبارات با معیار جمعیتی بیشترین آسیب از این ناحیه نصیب الیگودرز شده است. جناب استاندار!وضعیت راه‌های روستایی الیگودرز شایسته و سزاوار این مردم نیست و یقیناً با این شرایط مردم این دیار به دولت و جنابعالی نمره قابل قبولی نخواهند داد. در ایام مسوولیت تان ساکنان روستاهای دورافتاده از زیارت جنابعالی و معاونانتان محروم شدند، لااقل بیایید قبل از رفتن از لرستان کم مهری‌ها را نسبت به مردم محروم بخش‌های ززو ماهرو و ذلقی جبران نمایید. عباس شاه علی/الیگودرز


  • بخش محروم ذلقی الیگودرز

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! هر روز آمار عجیب و غریب فقر و بیکاری و لرستان تیتر اول هر رسانه محلی و ملی شده است. این روزها آمار «فلاکت» و بدبختی مردم لرستان زخم کهنه‌ی فقر و محرومیت و بی‌توجهی مسئولان محلی و ملی را باز نموده و هر دم از این باغ بری می‌رسد! واژه‌ای که عمق فاجعه و سنگینی بیان آن‌هم واقعاً متأثر کننده است. درد، رنج، یاس، ناامیدی و بدبختی تمام با کلمه‌ای به نام «فلاکت» بار معنی کامل پیدا می‌کند و نیازی به جستجو در ادبیات و کلمات برای رساندن مفهوم محرومیت و مظلومیت یک مردم سراغ نداریم. این فلاکت و محرومیت سال‌هاست در لرستان جاری و ساری است یک دلیل عمده آن به تصمیم‌گیری و نگاه به بالای مسئولان و مدیران استانی برمی‌گردد. زمانی که مدیران و مسئولان استانی به تقلید از مدیران رده‌بالای کشور بدون بررسی و نیازسنجی و امکان‌سنجی و پالایش آماری سرزمینی سعی در انجام فرامین بالادستی دارند و به تقلید نسخه برای رفع مشکلات استان می‌پیچند نتیجه‌ای جز فقر و فلاکت به بار نمی‌نشیند. به‌عنوان نمونه در بخش زز و ماهروی استان لرستان روستاهایی وجود دارد که در اوج محرومیت و فقر بسر برده و راه‌های صعب‌العبور و عدم دسترسی به ساده‌ترین امکانات فقر و بدبختی مردم این منطقه را برای سال‌ها دوچندان نموده است. مردمی سخت‌کوش و صادق و ساده که باوجود تمام محرومیت‌ها در جنگ تحمیلی شهدای عزیز و گران‌قدری تقدیم این آب‌وخاک نموده‌اند. همین‌که ساعت‌ها در مناطق صعب‌العبور می‌گذری و در روستایی کوچک و دورافتاده پرچم شهیدی برافراشته شده بی‌گمان عشق و علاقه به مام وطن و آرمان‌های انقلاب اسلامی هویدا می‌شود و با زبان بی‌زبانی این پرچم نماد فداکاری، ایثار، گذشت و ایستادگی در مقابل دشمنان این سرزمین منحصر به جغرافیا، زبان و قومیتی خاص نیست بلکه تجلی میهن‌دوستی و مرزداری ذاتی مردمان ایران اسلامی است. این مهم وظیفه و خدمت‌رسانی مسئولین کشوری را به مردم این سرزمین را گوشزد می‌کند. هم‌وطنانی که سال‌های سال است فراموش‌شدگان ابدی لرستان نام‌گرفته‌اند و هر ساله با آغاز فصل سرما و برف راه‌های ارتباطی آن‌ها تا بهار قطع و در انزوای کامل به سر می‌برند. چند سال قبل در روستای امام‌زاده داوود (ع) راه ارتباطی با حداقل 15 روستای اطراف مثل روستاهای سراب، موس، چال بزرگ، تاوبر، کدیورو اسلام‌آباد و دهگه و...از طریق این روستا انجام می‌گیرد، با احداث پلی بر روی رودخانه برقرار گردید که متأسفانه این پل در سیلاب‌های سال‌های گذشته تخریب و رفت‌وآمد مردم منطقه با روستاهای اطراف و مرکز بخش قطع‌شده و راه ارتباطی این روستاها برای کمک‌رسانی و ارتباطات با منطقه قطع و به‌سختی از طریق راه‌های مالرو و صعب‌العبور کوهستانی صورت می‌گیرد. کمتر از دو سال از تخریب پل می‌گذرد و مسوولان هم برنامه‌ای برای برقراری ارتباط روستاهای منطقه نداشته و مردم این مناطق استان فراموش شده‌اند. تابستان با مشقت فراوان به‌سختی از رودخانه عبور می‌کنند و با شروع فصل پاییز و بارش باران و برف تنها راه ارتباط مواصلاتی روستاهای مذکور با مرکز بخش و مرگسر و اما زاده داوود (ع) قطع می‌شود. امید است مسئولین محترم و مدیران استانی ضمن توجه به مناطق محروم و دورافتاده استان حجم فقر و فلاکت مردم را بیش‌ازپیش بیشتر نسازند و این مردم نجیب و مظلوم را فراموش نکنند. سعید معتمدی/ یافته


  • تحریف نام سرلِک

    پان لکها اظهار نظر کلی و پوشالی می‌کنند. در دام تصورات غیرتاریخی افتادند همیشه یکسری حرف بدون سند تاریخی میزنند. در نوشته‌هایشان تعصب موج می‌زند و براساس حدسیات و فرضیات غیر مستند نظر می‌دهند. فرض و گمان خاص خود را به‌عنوان تاریخ بیان می‌کنند که مصداق بارز سفسطه است. مثلاً ایل سرلک بختیاری که تاریخ، شجره‌نامه، زبان لُری و فرهنگ شفاهی زنده بختیاری دارند و حتی سنگ قبرهای قدیمی اصالت این ایل لُربختیاری را نشان می‌دهد، را بدون هیچ سندتاریخی و فقط برحسب تشابه لفظی، لک می‌نامند! درصورتیکه لک خودش یک طایفه است و اولین بار در تاریخ، اواخر صفویه (زمان شاه سلطان حسین) درکتاب منتخب التواریخ نطنزی، صفحه ۵۳، به‌عنوان یک طایفه از قوم لُر نام برده می‌شود. حالا فرق بین طایفه و قوم را نمی‌دانند! هر چی لک داشت که لک نیست مثل: کشور چک، پولک، الک، کک و مک، قولک، لکلک، کبک و... یا ایل ذلقی بختیاری را به‌صورت غلط املایی زلکی می‌نویسند تا بگویند آنها هم لک هستند!!! درصورتیکه ذلقی درست است و اسمشان را از رودخانه پرآبی که در الیگودرز بنام زآلقی از کوه‌های اشترانکوه (کوه مالو) سرچشمه می‌گیرد گرفته شده و کم کم بصورت زلقی (ذلقی) درآمده است. حتی نام رود زآلقی درکتاب اطلس راههای ایران، دکتر سعید بختیاری، صفحه ۵۸، آمده است.


  • کشف شهر تاریخی در الیگودرز

    مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری لُرستان از کشف یک مجموعه معماری و باستانی مهم در الیگودرز لُرستان خبر داد. به گزارش یافته، "سید امین قاسمی" گفت: این مجموعه طی آخرین بررسی‌های باستان‌شناختی شامل پل، جاده سنگفرش، آسیاب، قلعه و یک سنگ‌نوشته از عصر صفوی است. قاسمی با اشاره به کسب اخبار مردمی در خصوص این مجموعه و پیگیری‌های به عمل آمده افزود: متعاقب گزارش‌های مردمی کارشناسان این اداره کل به محل اعزام شده و ضمن تائید اخبار دریافتی به بررسی و مطالعه این مجموعه‌ی ارزشمند تاریخی پرداختند. مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی لرستان در ادامه تصریح کرد: بررسی‌های باستان‌شناختی نشان می‌دهد این مجموعه در طول یک محور عشایری قرار دارد و شامل 4 پل باستانی، یک جاده سنگفرش، یک آسیاب، بقایای قلعه‌ای تاریخی و مهم‌تر از همه سنگ‌نوشته‌ای از دوره صفویه است. دکتر عطا حسن‌پور کارشناس باستان‌شناسی اداره کل میراث فرهنگی لُرستان در ادامه بیان داشت: طی پژوهش‌های باستان‌شناسی صورت گرفته در سنوات گذشته اطلاعات اندکی از این آثار به دست آمده اما هیچ‌گاه به‌صورت عمیق و سیستماتیک موردمطالعه و بررسی قرار نگرفتند. حسن‌پور افزود: جاده سنگفرش مکشوفه به طول ده‌ها کیلومتر بخشی از یک ایل‌راه باستانی است که در دوره صفویه به صورت یک پروژه‌ی عمرانی با احداث 4 پل نسبتاً بزرگ بر روی چند رودخانه‌ در طول مسیر کوچ ساخته شده است. این پژوهشگر باستان‌شناس ضمن تاکید بر اهمیت و ارزش این مجموعه‌ی معماری در تکمیل مطالعات باستان‌شناختی و لُرستان‌پژوهی گفت: همچنین سنگ‌نوشته‌ای در انتهایِ جاده‌ی سنگفرش مذکور، بر روی دیواره کوه به خط و زبان فارسی نقر شده است که علاوه بر اشاره به اتمام این کار بزرگ، تاریخ 1091 هجری قمری را بر خود دارد.



آخرین مقالات