شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل باستانی گُمار یا کُهمار

کوهمار از دو بخش تشکیل شده کوه+مارکه مار از زمار می آید یعنی زاییدن وکوهمار یعنی زاییده ی کوه.

بنا بر یک سری اخبار و اطلاعات رسیده و سینه ب سینه در دوره ساسانیان جنگجویی بنام کوهمار در خوزستان وجود داشته گویند مادرش او را در کوه زاییده و نام او را کوهمار گذاشت, زادگاهش سالند کوه در نزدیکی دزفول امروزی بود.

کوهمار جوانی شجاع ودلیر شد که در جنگهایی نیز شرکت کرد و حتی گویند در حمله اعراب به بسیاری از اعرابی که به جندی شاپور حمله کرده بودند شبیخون زد و آنها را کلافه کرده بود امروزه به او لقب کوهمار سردار جنگل خوزستان را داده اند.

طایفه گمار کنونی نسبشان به کوهمار میرسد. اما بعد از او اطلاعات دیگری از این طایفه در دسترس نیست. تا زمان نادر شاه و قیام علیمردان خان میوند چهارلنگ علیه نادر شاه افشار.

طایفه ی گمار دارای چهار تیره به نامهای : کپری ، هزارمیشی،ادپا ، تودویی میباشد. باتوجه به تحقیقات  که انجام شده وجود افرادی بنام طایفه گمار در شهرستانهای دزفول ، شوشتر،گتوند،پل دختر،ملایر همدان،نی ریز شیراز،دلیجان محلات،لردگان،الیگودرز،گلپایگان حاکی از این است که طایفه گمار درحدود 330سال پیش چهارلنگ بوده ودر منطقه«سالندکوه» در شمال دزفول سکونت داشته که در قیام علیمردان خان چهارلنگ علیه نادرشاه افشار سران این طایفه«گمار»که دارای جمعیتی کثیری بودند به سرکردگی باباخان و غفار خان همراه قیام علیمردان خان چهارلنگ علیه نادرشاه افشار شوریدند و سالهابا نادر و سربازانش در کوههای سالند ودیگر مناطق جنگیدنداین قیام بسیار بزرگی برای قوم لر بشمار میرود. متاسفانه پس از جنگی نابرابر اکثریت طایفه گمار به قتل رسیدند و عده باقی مانده نیز متلاشی شدند و عده‌ای دیگر هم در همان زمان در شهرستانها و استانهای دیگر با همان نام«طایفه گمار»ادامه حیات دادند.

شعار«مار نکش گمار بکش» در همان زمان از طرف حکومت مطرح شد. یعنی طی حکمی حکومتی و ابلاغیه ای از طرف حکومت وقت به تمام طوایف و ایلات ابلاغ و اعلام گردید که اگر مار را دیدید نکشید ولی اگر از طایفه گمار دیدید بکشید،به جرم اینکه«از طوایفی بود که با قلدری جلو حکومت نادر ایستاده اند گمار بوده».

و مهمتر از آن ، این طایفه دارای جمعیت کثیری بوده که سعی در متلاشی کردن آن و نابود ساختن و از هم گسستن آن بوده که بعدها پس از این حادثه ناگوار عده‌ای نیز به زور به خراسان و عده‌ای به افغانستان که آن زمان جز ایران بوده و عده‌ای نیز به جزیره حواری بحرین کوچ داده شد و عده‌ای هم در طوایف دیگر ادغام گردیدند و تا مدتها با نام آن طوایف محسوب می شدند و بعد از همه این ماجراها به «سه گمار»شهرت پیدا کردند.

1_گمار بهداروند که هم اکنون در گتوند و برخی از روستاهای شوشتر ساکن هستند و جز گمار تردی محسوب می شوند و عمدتا از تیره«هزار میشی»محسوب می شوند

2_گمار بابادی باب که گمار حال حاضر میباشد شش خانوار بودند و بزرگشان هم فردی بود بنام«کلی قاسمعلی»از تیره هزارمیشی،ابتدا متواری شدند و در طوایف میر زراسوند سکنی گزیدند و بعد در طایفه شهنی ادغام شدند.

3_گمار چهارلنگ که تعدادشان بسیار می باشد هم اکنون در شهرستانهای دزفول بیش از دو هزار خانوار در شهرستانهای پل دختر لرستان به گمار کائدی معروف می باشند و عمدتا از توده ای«تودوی»می باشند.

در شهرستان ملایر استان همدان بیش از4000خانوارند.در گلپایگان که عمدتا از تیره کپری می‌باشند. در الیگودرز که عمدتا از تیره توده ای«تودوی» و در نی ریز شیراز ، وعده ای در لردگان مرادون که عمدتا کپری هستند ساکن میباشند. و اما شکل گیری گمار بابادی باب که طایفه گمار کنونی میباشد متشکل از طوایف پخش شده از آن زمان میباشد که در زمان قاجاریه شکل گرفته استقلال پیدا کرده. ابتدا«آ نوروز»باعث شکل گیری این دسته از طایفه گمار شد ودر شلا ساکن شدند.آنوروز پس از جنگهای بسیار با دولت قاجار در نهایت دستگیر شد ودو چشمش کور شد.

4 نظر

  • بهنام راضی پور

    با سلام و عرض ادب. بسیار ممنون از این اطلاعاتتون. بنده هم از طایفه کمار و تیره هزار میشی هستم و باعث خوشحالی من و تمام خانواده أم هست که بختیاری أم. در پناه حق


  • ali

    درودفراوان‌.منم گمارهستم وساکن مسجدسلیمان پایتخت بختیاری ساکن پارسوماش شهری ک اولین امپراطوری جهان ازاونجاشروع به شکل گیری گرفت.‌.ممنون ازاطلاعات خوبی ک دراختیارمون گذاشتی‌..این اطلاعات فوقلاذه هستن


  • abbas

    با سپاس و درود فراوان طایفه گمار در ملایر وجود ندارد بلکه در روستای دوقلعه (جعفریه-قلعه جعفربیگ)شهرستان تویسرکان بیشترین آمار را دارند تعداد خانوار آنها هم اکنون بیش از دو هزار خانوار می باشد و هم اکنون جز یکی از با سواد ترین قشرهای شهرستان تویسرکان می باشند

  • گمار حافظی

    شما با گمارهای دو قلعه در ارتباط هستید؟؟دوستی از برادر عزیزتر دارم در آنروستا به نام سعید گمار


  • قیصر امین پور: لُرها مَرد مُردند

    در یکصدسال گذشته به رغم اختناق، ممنوعیت و سختگیری سازمان یافته برای نابودی زبان لُری که از هیچ امکان حمایتی دولتی که منجر به شکوفایی و توسعه در منطقه نفوذ خود گردد بهره نبرده است. آنچه امروز بنام ادبیات کلاسیک فارسی از آن یاد می‌شود همگی اشعاری اند که با تشویق شاهان ترک در دربار و برای تقدیم به آنان سروده شده! بدنبال تغییر حکومتها و طلوع و افول سلسله‌ها و ظهور افکار نژادپرستی در اروپا و سرایت آن به سرزمین ایران در برخی مزاجهای مستعد،‌ اندیشه برتری طلبی و استیلاجویی را بار دیگر برانگیخت و با روی کارآمدن رضاخان، اندک اندک این شیوه رسمی مملکت ما گشت و به غلط صفت «ایرانی» با فارس زبان مترادف انگاشته شد! و چنین القا شد که گویی در این سرزمین عده‌ای تَنی و عده‌ای ناتنی‌ اند. حقارت فرضی زبان و عادات لُرها در هر فرصتی توسط هرکسی که از راه رسید بر زبان آورده شد! تاریخ رسمی را تا توانستند تحریف و واژگونه نشان دادند، سوادآموزی،‌ چاپ و نشر کتاب و موسیقی لُرها ممنوع و با محدودیت مواجه شد. زبان هر ملتی همان زبانی است که در دامان مادران خود آموخته‌اند و درمیان خود به آن صحبت میکنند. ارزشهای فرهنگی و سمبولیک هر ملّتی خصوصاً زبان جدای از کارکردهای اساس آن برای ایجاد رابطه، ابزار مادی تفکر، واسط انتقال تاریخ و تجربه، عامل ملت ساز و در یک کلام شاخص هویت هر فرد و ملتی نیز هست. پیشرفت اجتماعی و رشد هویت ملی هر جامعه‌ای نیز بستگی به از میان برداشتن نمادهای نابرابری اجتماعی همچون ممنوعیت آموزش به زبان مادری در پرتو حمایت قانون و سازوکارهای قضایی برای مجازات کسانی است که دانسته یا نادانسته آتش کینه و نفرت را شعله ور می‌سازند و ایجاد فرصتهای برابر برای زندگی فارغ از فقر، ترس، تحقیر و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی و احترام به کرامت و ارزش هر فرد انسانی آرمانی است که بی وقفه باید برای نیل به آن مبارزه کرد. فارسها خود را مالک ایران میدانند پس چرا از شصت هزار بیت شاهنامه که کاملاً متعصبانه در مقام دفاع از فارسها سروده شده و از میان صدها هزار کتاب شعر فارسی چرا واژه آریا وجود ندارد؟ وقتی اساس یک نژاد موهومی با یک واژه جعلی به یک تاریخ نامعلوم ارجاع میدهند و دیگران را تخریب و تحریف میکنند چه جای قضاوت باقیست؟ زبان واحد با تعامل بدست میاد! ارتباطمان با همدیگر باید بصورتی باشد که یاد بگیریم که لُری را با خط لُری بنویسم! از علتهایی که ممکن است شما نتوانید بخوانید و متوجه بشوید لُری من را اگر با خط فارسی بنویسم اینه که خط فارسی جوابگوی نیاز یک لُر نیست! قیصر امین پور: من کُر لُر هستم زاده خاک پدرانم... ما لُرها مرز نشین نبودیم، مرزها آنقدر عقب آمدند تا به ما تکیه کردند. اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند... اگر از تاریخ نشان مرا خواهی، خواهد گفت پدرانم همه اهل سخاوت بودند... و برادرانم شیردلانی که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند... از دشمن هم سراغ بگیری خواهد گفت: لُرها مَرد مُردند. آری با افتخار من لُر هستم...



آخرین مقالات