جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

فرخ شاهون

طایفه فرخ شاه (فرخ شاهون)

 

به نام خدا

با عرض سلام

تیره فرخ شاهون یکی از تیره های طایفه ی بزرگ عیسوند از باب میوند شاخه ی چهارلنگ و از ایل بزرگ بختیاری می باشد.محل سکونت این تیره در استان خوزستان شهرستان دزفول شهرک المهدی می باشد.

************

طایفه فرخ شاه یکی از اصیلترین طایفه ها و یا به زبان محلی بُچّق ایل عیسوند میباشد که خود به چند دسته یا کُر بوه تقسیم میشود که نامهای انها بدین ترتیب میباشد اـ اکبری ۲ـ کَلّه قلی۳ ـ ناصری ۴ـ علیمردانی ۵ـ ظهرابی۶ـ شرفعلی ۷ـ ٱزّل ٨ ـمحمدی

در کهن بودن واصالت این طایفه بزرگ شکی نیست واصالت این طایفه را باید در تاریخ کهن ایل بزرگ بختیاری جستجو کرد .تاریخ این طایفه طبق کتب و نقل قول که سینه بسینه از نسلی به نسل بعدی منتقل شده است در  دوره ی افشاریه بیشتر نمایان است  ،این طایفه در  ان زمان دارای تیرهای متعددی بوده که به رهبریه ایل خان بزرگ  این طایفه که نام وی را بعضیها حبیب الله خان وبعضیها علی مراد خان نامیده اندکه بعد از مرگ نادر شاه،  با هماهنگ کردن کل طایفه وچند توپ ارابه ای بر سر رسیدن به پادشاهی  شورش کردن که بعد از یک درگیری طولانی متاسفانه طایفه فرخ شاهون شکست خورده وبه استانهای بوشهر ،خراسان، تبریز،والباقی به خوزستان تبعید شدنند.باز ماندگان این طایفه در استان خوزستان شمال شهر دزفول(منطقه سردشت)که مکان گرمسیر انها میباشدومنطقه سرد سیری را در استان لرستان شهر الیگودرز منطقه کوهستانی قالیکوه سکنا گزیدن ولی در حال حاضر محل دائمی ویکجانشینی ایشان در شهرک المهدی  در۱۵کیلومتری شمال شرق دزفول از توابع این شهرستان میباشد .این طایفه در گذر تاریخ دارای دلیر مردانی بزرگ بوده که برای پاسداری وحفظ صلابت ایل عیسوند رشادتها و حماسها افریدند ورفتند .

اشاره ای کوچک میکنیم به جنگ چلو که با جواب دندان شکن کد خدا فداله فرخی وچند تن از کدخدایان ایل عیسوند در منطقه گرمسیری  اشکفت دولتمندان بر علیه محمد علی خان که برای باج گرفت از ایل عیسوند اومده بود رخ داد. مالیات ندادن ایل ایسوند به خان چالنگ و منجر به درگیری سختی بین محمود صالح ها به رهبری محمد علی خان با طوایف ایل عیسوند شد و در اخر باعث شکست محمدعلی خان و سپاهش در منطقه چلو شد. اینجا جا داره یادی از مراد حسین خان طهماسوند کنیم که یک تنه شجاعانه راه سپاه محمد علی خان را سد کرد تا ایل عیسوند به او ملحق شوند .

و در اخر  یادی کنیم از چند تن از این بزرگانطایفه فرخ شاهون ازجمله؛ کدخدا فداله فرخی، کدخداحاج حسینقلی فرخی و کدخدا میتی فرخی ،روحشان شاد یادشان گرامی باد،

شجره این طایفه با استناد به شجره نامه مکتوب قدیمی به برادری وهمخون بودن با طایفه بساک بزی میباشد که با گذشت زمان این، اخوّت و برادری کم رنگ شده ولی در اذهان  این نکته برادری، کماکان بر همه عیان و روشن است.

14 نظر

  • ایوب شاهون

    درررود سپاس


  • میلاد

    سلام چرا از جنگ ظهره جنگه که بین عیسوندا و ... افتاد اشاره ای نمیکنید محمدعلی و یدالله بچه های کربلایی حفیظ اله و حسین فرزند حسینلی و اسداله کسانی بودن که جنگ ظهره جنگه با .... رو شکست دادن چرا از ان ها نامی نبردید

  • مدیر وبسایت

    سلام. ما بدنبال اتحاد بین ایلات لر هستیم نه بدنبال دست گذاشتن روی نقطه ضعف هم. انشالا با پاک کردن گذشته ها اینده بهتری را برای قوم لر رقم بزنیم


  • بختیاری

    درود ها بر ایل عیسوند


  • فرخی

    بنازم به غیرتت ای دلیر مرد بختیاری که طایفه فرخ شاه (شاهون)را به دیگر برادران معرفی کردی تا دیگران نیز بدانند که این طایفه ریشه ای به قدمت زاگرس دارد


  • محمد

    کتاب های قدیمی هست نمیدونم چرا قایمشون میکنن...


  • حسین

    بله.اینست.تاریخ.دلیران.ونام.اوران


  • احمد

    من هم ازطایفه فرخشاه هستم انچه که ماخبر داریم دو نفرارطایفه (فرخشاهی)از لرستان به میان ایل بختیاری رفتند چون جز سربازان نادر بودند با خواهر یکی ازبختیاریها ی که با سپاه نادر بودند ازدواج کرد ودیگر برنگشت شماره همراه من 09194444904 است


  • حسین فرخی

    ممدلی ویدالله شیرون دو شیر زشاهون // دشمن کش لشکر شکن هه پا به میدون // ممدلی شیر شجاع بجنگ نترس بی // کاری کرد به دشمنون عبرت درس بی // روح تمام دلیرمردان ایلم شاد: حسین ، علیداد : راه علی، شکرالله : نورالله ، خیرالله ، برفی ، ملاجافر ، اوزل ، فرخ


  • حسین

    فرخی شاه فرخی طافه دیاری....بچک ایلم خوتی به بختیاری


  • Mmmm

    بیشتر فرخی ها ازنا ملایر اهواز و شیراز و شهر کرد هم هستند ،طایفه ی فرخی خیلی بزرگ و وسیع هستند و جمعیته قابل توجهی دارند من تعجب میکنم که شما فقط سه تا شهر رو نام بردین و اونها رو زیر مجموعه ی ایله عیسوند قرار دادین فرخیها خیلی زیاد تر از عیسوندها هستند به نظره من برعکسه😊


  • فرخی

    درود بر طایفه فرخی


  • 143 روستای الیگودرز حتی جاده ندارند!

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! احداث راه‌ها و جاده‌های مناسب بین‌شهری و حتی روستایی زمینه و بستر توسعه را فراهم می‌نماید و ضمن ایجاد امکانات اولیه رفاه و اشتغال و پیشرفت، زمینه خدمات‌رسانی همه دستگاه‌های دولتی و بخش‌های خصوصی را فراهم می‌كند. یکی از مشکلاتی که اهالی روستاهای شهرستان الیگودرز با آن دست‌به‌گریبان می‌باشند نبود راه و جاده مناسب می‌باشد به گونه‌ای که نزدیک به یک‌صد روستای بخش‌های ززوماهرو و ذلقی فاقد جاده مناسب و حتی بعضا مسیر دسترسی این روستاها راه‌شکافی نشده است و همچنان اهالی این مناطق از جاده‌های مالرو برای تردد استفاده می‌کنند و همین محرومیت از راه ارتباطی مناسب زمینه محرومیت‌های مضاعف دیگری از جمله برق‌، آب آشامیدنی سالم‌، آموزش و بهداشت و درمان را نصیب اهالی محروم و صبور مناطق مذکور کرده است. جناب استاندار! وقتی صحبت از صبر و نجابت می‌شود این دو را باید در رفتار مردم این دیار به زیبایی مشاهده کرد و با نگاهی گذرا به وضعیت زندگی ساکنان این مناطق بی‌مهری دولت و جنابعالی به‌عنوان نماینده دولت در ذهن متبلور می‌شود. جناب استاندار! شهریورماه سال ۹۶ که به این سمت منصوب شدید مردم این دیار شادمان بودند که مردی از ایل بختیاری با اشراف بر دردهای زاگرس نشینان افتخار خدمت‌گزاری ایشان را دریافت کرده است، اما متأسفانه چندان تغییری در نگاه مدیریت استان به الیگودرز و مناطق دورافتاده رخ نداد. اگر در زمان اجرای طرح ویرانگر موسوم به قمرود سیاست انتصاب استانداران لرستان از قم، اگر چه زیانبار اما قابل‌درک بود، اما نمی‌دانیم پس از اتمام پروژه مذکور استانداری برای جبران این ظلم منصوب نشد؟ که در این ضعف نمایندگان ادوار لرستان نیز باید پاسخگو باشند. جناب استاندار! از محرومیت بخش‌های ززو ماهرو و ذلقی هر چه بگوییم هیچ نگفته‌ایم که آلام آن‌ها مثنوی هفتاد من کاغذ است و بی‌گمان شرح این محرومیت برای عالی‌ترین مقام اجرایی استان پس از گذشت نزدیک به سه سال نه عقلانی است و نه در این وجیزه می‌گنجد، اما بد نیست بدانید؛ اینجا سرزمین خوبانی است با نژاد اصیل بختیاری که به جبر زمانه، شرایط جغرافیایی و کم مهری و بی‌توجهی‌ها محروم نگه‌داشته شده‌اند. اینجا دیار فراموش‌شدگانی است که در موسم انتخابات و در زمانی محدود به یاد آورده می‌شوند و در زمره سلحشوران قرار می‌گیرند، اما هیچ‌گاه بی‌توجهی و قصور مسؤولین را در سطور کارنامه درخشان نظام مقدس جمهوری اسلامی ثبت نکرده و همواره مهر قلبی و ارادت خویش را نثار اهل بیت و فرزندان خلف فاطمه (س) نموده‌اند و نمایش این ارادت صادقانه و بی‌ریا که سیاست‌بازان و سیاسی‌کاران مدعی از آن بی‌بهره‌اند، هنگامی به اوج و کمال می‌رسد که تصاویر مبارک امام راحل و مقام معظم رهبری دیوار گلی کاشانه محقرشان را مزین کرده و این جلوه زیبای عشق است که بی‌اختیار سخن ارزشمند بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی در گوش هر نظاره‌گری طنین‌انداز می‌شود و اثرات دلدادگی بزرگ‌مرد تاریخ معاصر را نسبت به کوخ‌نشینان به تصویر می‌کشد و در مقابل نیز از غفلت و نسیان برخی مسؤولین در قبال ولی‌نعمتان انقلاب اندوهگین می‌شوی و از خود می‌پرسی مسوولان ما به کجا رسیده‌اند که راه و منش امام راحل را فراموش کرده‌اند؟! جناب استاندار! چه کسی باید پاسخگوی محرومیت کودکان و سال‌خوردگانی باشد که ساده‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین بیماری آن‌ها را از پای درمی‌آورد و کدام مسوول توان شنیدن درد و رنج آینده‌سازانی را دارد که نبود امکانات تحصیلی و آموزشی ایشان را از رسیدن به درجات عالی باز می‌دارد و بعضاً نوشتن نام برایشان آرزویی دست‌نیافتنی می‌شود؟ و قصه تلخ زندگی مرارت بار اهالی برخی روستاهای بخش‌های محروم ززوماهرو و ذلقی همچنان ادامه دارد و هنگامی ناگوارتر می‌شود که با آغاز فصل بارش نزولات آسمانی نیمی از سال خود را در محاصره برف می‌بینند. هر چند از انصاف به دور است اگر بخواهیم خدمات نظام مقدس جمهوری اسلامی به مناطق محروم را نادیده بگیریم، اما متأسفانه عواملی مزید بر علت شده تا همچنان برخی روستاها از امکانات اولیه اجتماعی بی‌بهره باشند و به‌سختی گذران زندگی نمایند‌ و بی‌شک یکی از این عوامل وسعت شهرستان الیگودرز هست که متأسفانه با توجه به روش تقسیم اعتبارات با معیار جمعیتی بیشترین آسیب از این ناحیه نصیب الیگودرز شده است. جناب استاندار!وضعیت راه‌های روستایی الیگودرز شایسته و سزاوار این مردم نیست و یقیناً با این شرایط مردم این دیار به دولت و جنابعالی نمره قابل قبولی نخواهند داد. در ایام مسوولیت تان ساکنان روستاهای دورافتاده از زیارت جنابعالی و معاونانتان محروم شدند، لااقل بیایید قبل از رفتن از لرستان کم مهری‌ها را نسبت به مردم محروم بخش‌های ززو ماهرو و ذلقی جبران نمایید. عباس شاه علی/الیگودرز


  • بخش محروم ذلقی الیگودرز

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! هر روز آمار عجیب و غریب فقر و بیکاری و لرستان تیتر اول هر رسانه محلی و ملی شده است. این روزها آمار «فلاکت» و بدبختی مردم لرستان زخم کهنه‌ی فقر و محرومیت و بی‌توجهی مسئولان محلی و ملی را باز نموده و هر دم از این باغ بری می‌رسد! واژه‌ای که عمق فاجعه و سنگینی بیان آن‌هم واقعاً متأثر کننده است. درد، رنج، یاس، ناامیدی و بدبختی تمام با کلمه‌ای به نام «فلاکت» بار معنی کامل پیدا می‌کند و نیازی به جستجو در ادبیات و کلمات برای رساندن مفهوم محرومیت و مظلومیت یک مردم سراغ نداریم. این فلاکت و محرومیت سال‌هاست در لرستان جاری و ساری است یک دلیل عمده آن به تصمیم‌گیری و نگاه به بالای مسئولان و مدیران استانی برمی‌گردد. زمانی که مدیران و مسئولان استانی به تقلید از مدیران رده‌بالای کشور بدون بررسی و نیازسنجی و امکان‌سنجی و پالایش آماری سرزمینی سعی در انجام فرامین بالادستی دارند و به تقلید نسخه برای رفع مشکلات استان می‌پیچند نتیجه‌ای جز فقر و فلاکت به بار نمی‌نشیند. به‌عنوان نمونه در بخش زز و ماهروی استان لرستان روستاهایی وجود دارد که در اوج محرومیت و فقر بسر برده و راه‌های صعب‌العبور و عدم دسترسی به ساده‌ترین امکانات فقر و بدبختی مردم این منطقه را برای سال‌ها دوچندان نموده است. مردمی سخت‌کوش و صادق و ساده که باوجود تمام محرومیت‌ها در جنگ تحمیلی شهدای عزیز و گران‌قدری تقدیم این آب‌وخاک نموده‌اند. همین‌که ساعت‌ها در مناطق صعب‌العبور می‌گذری و در روستایی کوچک و دورافتاده پرچم شهیدی برافراشته شده بی‌گمان عشق و علاقه به مام وطن و آرمان‌های انقلاب اسلامی هویدا می‌شود و با زبان بی‌زبانی این پرچم نماد فداکاری، ایثار، گذشت و ایستادگی در مقابل دشمنان این سرزمین منحصر به جغرافیا، زبان و قومیتی خاص نیست بلکه تجلی میهن‌دوستی و مرزداری ذاتی مردمان ایران اسلامی است. این مهم وظیفه و خدمت‌رسانی مسئولین کشوری را به مردم این سرزمین را گوشزد می‌کند. هم‌وطنانی که سال‌های سال است فراموش‌شدگان ابدی لرستان نام‌گرفته‌اند و هر ساله با آغاز فصل سرما و برف راه‌های ارتباطی آن‌ها تا بهار قطع و در انزوای کامل به سر می‌برند. چند سال قبل در روستای امام‌زاده داوود (ع) راه ارتباطی با حداقل 15 روستای اطراف مثل روستاهای سراب، موس، چال بزرگ، تاوبر، کدیورو اسلام‌آباد و دهگه و...از طریق این روستا انجام می‌گیرد، با احداث پلی بر روی رودخانه برقرار گردید که متأسفانه این پل در سیلاب‌های سال‌های گذشته تخریب و رفت‌وآمد مردم منطقه با روستاهای اطراف و مرکز بخش قطع‌شده و راه ارتباطی این روستاها برای کمک‌رسانی و ارتباطات با منطقه قطع و به‌سختی از طریق راه‌های مالرو و صعب‌العبور کوهستانی صورت می‌گیرد. کمتر از دو سال از تخریب پل می‌گذرد و مسوولان هم برنامه‌ای برای برقراری ارتباط روستاهای منطقه نداشته و مردم این مناطق استان فراموش شده‌اند. تابستان با مشقت فراوان به‌سختی از رودخانه عبور می‌کنند و با شروع فصل پاییز و بارش باران و برف تنها راه ارتباط مواصلاتی روستاهای مذکور با مرکز بخش و مرگسر و اما زاده داوود (ع) قطع می‌شود. امید است مسئولین محترم و مدیران استانی ضمن توجه به مناطق محروم و دورافتاده استان حجم فقر و فلاکت مردم را بیش‌ازپیش بیشتر نسازند و این مردم نجیب و مظلوم را فراموش نکنند. سعید معتمدی/ یافته


  • پیشینه تاریخی ایل جانکی

    محسن حیدری: پیشینه تاریخی ایل《جانکی》بختیاری در شادگان: ایل جانکی بختیاری در کنار 3 تیره دیگر یعنی ایل دورکی بختیاری (که در برهه ای از زمان شهر شادگان به نام ایشان "دورک" یا دورق نامیده میشد) و ایل بهداروند بختیاری (در هویزه) و ایل آسترکی بختیاری نقش مهمی در حمایت از شیعیان تحت ستم مملکت عثمانی و بازگرداندن بصره به آغوش ایران ایفا کردند. در اسناد به نقش ایلات بختیاری ازجمله ایل جانکی (و پیوستارهای آن ازجمله مکوندی و تاتالی) و ایل آسترکی و دورکی در آزادسازی بحرین نیز اشاره شده است. پس از درگیری محمدتقی خان بختیاری با قاجارها، به فروپاشیدن قدرت وی همت گماشتند. و ایل جانکی بختیاری که خط مقدم نیروهای محمدتقی خان در جنوب غرب خوزستان بود، مجبور به ترک موقعیت خود در شادگان شدند. اندکی بعد از سرکوب محمدتقی خان بختیاری، طوایف عرب و عربزبان جنوب غرب خوزستان ازجمله اولاد شیخ ثامر کعبی نیز به حاشیه رانده شدند و انگلیس توانست قدرت شیخ المشایخ کعب را کاهش دهد و خاندان مجعول جابرخان (پدر مزعل و خزعل که انتساب آنها به عربها دقیقاً مشخص نبود و در افواه وی را غیرعرب و هندی و دشمن شیخ المشایخ کعب می دانستند) را در خرمشهر و سپس اطراف آن برتری بخشد. عبدالغفار نجم الملک از رجال عهد ناصرالدین شاه در گزارش سفر خود به خوزستان می‌نویسد: جلگه میان آب، مسکن اعراب فلاحیه [شادگان] است. از طایفه ی ضیغم و رعایای جانکی که سالها بود آنجا توطن داشته اند، امسال [1299 ه.ق] حسینقلی خان [بختیاری] همه آنها را حرکت داده، فرستاده به سمت جانکی و املاک خود. لهذا رعیتی میان آب، ناقص مانده". نوشتار نجم الملک چند نکته را روشن میکند: 1. حداقل دو طائفه از مردم بختیاری تا عصر ناصرالدین شاه در شادگان زندگی میکرده اند. 2. آخرین طوائف بختیاری‌ها که بنابه دلایلی تصمیم به مهاجرت از شادگان گرفتند، طایفه ضیغمی و جانکی نام داشتند و ضیغمی های موجود در منطقه احتمالا بازمانده ضیغمی های بختیاری هستند. 3. طوایف بختیاری شادگان جمعیت قابل توجهی بودند و رقم مهمی از مالیات سالیانه شهر شادگان را پرداخت می‌کردند به گونه‌ای که پس از خروج ایشان از شادگان، "رعیتی میان آب ناقص مانده". 4. دولت انگلیس که به دنبال نفوذ در بنادر جنوب ایران بود از طریق عواملش نظیر معتمدالدوله، اتهام پراکنی سنگینی را متوجه حسینقلی خان بختیاری نمودند و در کوره دوقطبی عجم_عرب دمیدند تا بتوانند در پناه افزایش تنشهای ساختگی، تیره‌های گوناگون ایرانی را از شهرهای جنوب غرب خوزستان بیرون رانده و یا به تغییر زبان وادارند. و در فاز دوم کوشیدند بجای سران طوایف عرب، مزدوران مجهول الهویه نظیر جابرخان را در خرمشهر علم کنند تا در فاز سوم بتوانند نقش دایه دلسوزتر از مادر را ایفا کرده و با استناد به عرب‌زبان بودن مردم جنوب غرب خوزستان، خواستار جدایی شیخ مجعول الهویه خرمشهر شوند. گفتنی است در طومارهای مالیاتی کشور در دوره زندیه، مرزهای حوزه مالیاتی "رود زرد" از بولواس یا ابوالعباس (در باغملک فعلی؛ موسوم به جانکی گرمسیر) تا شادگان می‌باشد که به‌نوعی اشاره به یکپارچگی قلمرو ایل《جانکی بختیاری》و امتداد آن تا شادگان دارد. حکمی از کریم‌خان زند در دست است که فردی از بختیاری‌ها به نام غالب فرزند شهن را مأمور تادیه مالیات حوزه رود زرد از بولواس در باغملک تا شادگان نموده است که امروزه اولاد شهن در منطقه جانکی ساکن هستند. گفتنی است رود "تاب" (که امروزه جراحی نامیده میشود) از دو شعبه تشکیل می‌شود. شعبه شمالی به نام آب زلال و رود زرد که از کوه منگشت در منطقه ایل جانکی بختیاری سرچشمه می‌گیرد. علاوه بر دو طائفه ضیغمی و جانکی که بنابه نوشته "نجم الملک" دارای اصالت بختیاری بوده و مجبور به مهاجرت از زمینهای اجدادی خود در شادگان شدند، ایل لُر زبان《ساکی》که امروزه در شمال خوزستان، لُرستان، ایلام و همدان زندگی می‌کنند و ایل لُرزبان《باوی》که در باشت و کهمره یا کمره کهگیلویه زندگی می‌کنند و کمری نامیده می‌شوند و گاه به خاطر یک سوتفاهم که باوی کهمری را بغلط عرب می‌پندارند، "عرب کمری" نامیده می‌شوند! نیز از محدوده تحت مناقشه اولاد جابرخان مجعول الهویه خارج شدند. اما برخی از افراد ایشان که در شادگان و... باقی ماندند امروزه به عربی صحبت می‌کنند. این بخش از مردم بومی شادگان و حومه، به اقتضای روابط اقتصادی و بازرگانی با همسایگان ازجمله حوزه خلیج فارس، زبان عربی را در مناسبات روزمره خود به کار گرفتند و پدیده اختلاط فرهنگی شامل لرتباری و عربزبانی را رقم زدند که موضوع نوشتاری جداگانه است. منابع : 1- ریاض الفردوس خانی، میرک حسینی، بکوشش ایرج افشار، بنیاد افشار، 1385 / 2- سفرنامه خوزستان، نجم الملک، بکوشش محمد دبیرسیاقی / 3- بختیاری در ادوار تاریخ از آریوبرزن تا سردار اسعد، حسین سعادت نوری، بکوشش محسن حیدری، نشر تمتی 1395.



آخرین مقالات