پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل باستانی شبانکاره

کردان فارس یا لرهای فارس ؟؟؟

 

قبل از هر چیز لازم است ما مسئله کردان فارس را مشخص کنیم :

کردان فارس در متون قرون اولیه اسلامی به عشایر منطقه فارس، مرکز ایران ساسانی، اطلاق می‌شود (رموم فارس).

در این معنا، «کرد» به معنای امروزین نیست یعنی به یک قوم خاص و یا یم واحد زبانی خاص اطلاق نمی‌شد بلکه دارای همان معنای عامی بود که امروزه از واژه «عشایر» مستفاد می‌شود.

در زمان باستان تا اواسط سده نهم هجری، ۵۰۰ هزار کرد(منظور عشایر) در فارس هستند. اینها به صورت پنج ایل در فارس می‌زیسته‌اند. کهنترین و تنها اثری که طایفه‌های لر شبانکاره را بازکاوی کرده، فارسنامه ابن بلخی است که بین سالهای۵۰۰ تا ۵۱۰ هجری قمری نوشته شده و این عشایر را در پنج گروه اسماعیلیان، رامانیان، کرزومپان، مسعودیان و شکانیان شرح داده‌است. او در پژوهش خود احتمال می‌دهد که این کردها(عشایر)،  با زبانی غیر از پارسی سخن می‌گفته، اما زبان پارسی(منظور با زبان لری که خوزی میباشد) را خوب می‌دانسته‌اند.

 

همان طور که میدانیم فارس فقط و فقط ولایت عشایر لر بوده و هیچ گاه محلی کردها (نژاد کردهای امروزی) نبوده و مربوط نیست و عزیزان پانکرد را خواهشمندیم تاریخ سازی غلط نفرمایند ؟، چراکه لر کرد نیست - تاریخ لر از 40 هزار سال بومی این مرز و بوم میباشد.

هر جا در تاریخ نامی از کردان فارس فارس هست منظور عشایر فارس هست ، و فارس فقط خاستگار لرها و عشایر لرها بوده ولاغیر.

 


 

ایل لر شبانکار

 

ایل شبانکاره تاریخى بیش از دو هزار سال دارد و ملک شبانکاره بلادلور قمست خوره شاپور و رون بوده که مى شود استان کوهگیلویه و بویراحمد فعلى تا حوالى شیراز .

نشیمنگاه اولیه این قوم را بلاد شاپور گفته اند ( بلاد شاهپور شهر کنونی دهدشت )
مردم شبانکاره خود را از نسل شاپور پسر اردشیر ساسانی میدانند
خوانین بیراحمد نیز خود را از اولاد اردشیر ساسانى و عموزاده خوانین شبانکاره مى دانند .
از کامفیروز تا یاسوج نشیمنگاه اولاد اردشیر ساسانى اجداد شبانکارهاى دشتستان است

کتاب نژاد و پیوستگی پرفسور زند شبانکاره ها را از اقوام لر که بخشی از آنها گویا همزمان با شول ها وارد مناطق جنوبی شدند میداند.

حدود مناطق شبانکاره را تقریبا میتوان قسمت های شمالى شهرستان دشستان بلوک شبانکاره نام برد
مرکز بلوک شبانکاره روستاى دهکانه بوده است که اکنون شهر شبانکاره مى باشد.

چندین سال قبل که جناب حسن حسین زاده رهدار به کرکوک عراق سفر کرد به جوانان از شبانکاره برخورد کردند که در باره آنها اینچنین میگوید؛

در کرکوک به برادران شبانکاره ملاقات کردم و اکثرن فامیل شناسنامه دولتی شان لوری زاده یا لوری یا لور که همان لری زاده لری و لر می باشد و در اونجا به نام شوان کاره یا شوان کاری معروفند.

در ادامه استاد با یکی از جوانان لر شبانکاره ای آشنا میشود و که سه سال در زندان صدام بوده اند این جوان برای تایید و ابراز هویت لری خود چوغای بختیاری استاد را به تن میکند و چندین عکس با استاد میگیرند.

 

ایا میدانید در زمان حمله هالاکو خان مغول تنها  جایی که تسخیر نشد همین ولایت لر تباران شبانکاره بوده است ؟

 

تنها مکان و مردمی که  در زمان هالا کو خان، از هالاکوخان شکست نخوردند و تسلیم امر مغلان نشدند  ولایت و ایل باستانی شبانکاره بود.

شبانکاره در جنوب بود که تا این زمان فتح نشده بود و هم چنان خارج از نفوذ مغولان باقی مانده بود و اعلام فرمانبرداری نکرده بود. سپاهیان مغولان در سال ۶۵۸ ه برای فتح کردن این ایالت به راه افتادند و از راه شهر کرمان به دروازه‌های شهر رسیدند و خواستار ایلی شدند و در نهایت پس از جنگ های زیادی که صورت گرفت ولایت شبانکاره‌ایی نیز خراجگزار حکومت مرکزی گردید.

 

ایل شبانکاره بعد از پراکنده شدن در ایلات مختلف لربزرگ (از بختیاری تا شمال عراق)   هضم شده است


 

 

 

 خوانین شبانکاره و سعدآباد 
ملوک (شبانکاره) نام خاندانی است که از 448 تا 756 بر مناطقی از فارس حکومت کردند و آخرین فرمانروای آنان به نام ملک اردشیر بود که از 742 تا 756 ق فرمانروایی کرد. فرمانروایان این سلسله از آغاز تا ملک اردشیر به این نام ها بوده اند: 
1. فضلویه 
2. نظام الدین یحیی 
3. نظام الدین محمود 
4. قطب الدین مبارز 
5. ملک مظفرالدین مبارز 
6. قطب الدین مبارز بن ملک مظفرالدین 
7. نظام الدین حسن 
8. نصرت الدین ابراهیم 
9. جلال الدین طیب شاه 
10. بهاء الدین اسماعیل 
11. نظام الدین حسن 
12. نصرت الدین اسماعیل 
13. ملک رکن الدین الحسن 
14. تاج الدین جمشید 
15. ملک اردشیر (742 تا 756ق)

 

در سال 756 ق ملک اردشیر از امیر مبارزالدین محمد از سلسله آل مظفر شکست خورد و سلسله شبانکاره منقرض و پخش و پراکنده شدند.

 

یکی از طایفه های این خاندان به دشتستان کوچ کرده یا تبعید شدند و در این جا ماندگار شدند و گویا اولین بار در نزدیکی های زیراه و سپس در شبانکاره ساکن گردیدند. فارس نامه ابن بلخی تعداد طایفه های شبانکاره را پنج تا به نام های اسماعیلیان، مسعودیان، کرزوبیان، رامانیان و اشکانیان نوشته است.

 

برخی بر این باورند که چون نام اسماعیل بارها در سلسله شبانکاره های دشتستان تکرار شده طایفه ای که به این جا آمده اسماعیلیان بوده است. فرمانروایان سلسله شبانکاره در شجره ها نسب خود را به اردشیر بنیانگذار سلسله ساسانی می رساندند.

محمد بن علی شبانکاره ای در کتاب خود به نام ( مجمع الانساب) می نویسد " بدان که غرض از تقدم ملوک شبانکاره بر دیگر ملوک آن است که نسب آن ها در نزد همه اهل علوم انساب محقق و ثابت است و شکی در آن نیست که ایشان از نوادگان اردشیر بابک ساسانی اند و خیلی کتاب بدان مسطور و مذکور است و شجره انساب آن ها که از مظفرالدین محمد بن مبارز تا به حضرت آدم رسد نزد ائمه و اهل تاریخ درست و منقح شده است" از زمانی که خاندان شبانکاره ای وارد دشتستان شده اند تا زمان آخرین اُمرای این سلسله که در این سرزمین حکومت کردند یعنی تا زمان اردشیر خان و ملک منصور خان نزدیک به 20 نسل آن ها در منطقه شبانکاره و سعدآباد ( زیراه) زیستند. شجره فرمانروایان سلسله شبانکاره که شامل پنج نسل پایانی آن هاست بدین گونه است: بیشترین اطلاعات و آگاهی های مکتوب و نوشته از اُمرای شبانکاره ای در دشتستان از اسماعیل خان به این سو است. از شیوه حکومت، زندگی و اوضاع و احوال نیاکان اسماعیل خان ( در گذشت 1334 ق) آگاهی بسیار و درستی در دست نیست و تنها خبرها و روایاتی در میان مردم و به ویژه سالمندان هست که در زمان خود در جایی نوشته نشده و دگرگونی های بسیاری پذیرفته اند.

 

 اسماعیل خان شبانکاره ای درگذشت (1334 ق) فرزند سهراب خان نوه رستم خان از سال ها پیش از رخداد جنگ جهانی اول بر مناطق شبانکاره و زیراه حکومت می کرد. مادر اسماعیل خان دختر احمد شاه خان از خوانین مشهور تنگستان بود و دختر اسماعیل خان همسر میرزا محمد خان برازجانی بود. خواهر میرزا محمد خان نیز همسر محمد علی خان فرزند اسماعیل خان بود. مرکز و مقر حکومت اسماعیل خان دهکهنه ( شبانکاره) بود. حدود 1308 ق اسماعیل خان منطقه زیراه را از مالک آن محمد حسن خان مافی ملقب به سعدالملک اجازه نمود. سال ها پیش از آن روستای کوچکی به وسیله حاج محمد قطیفی اهل بحرین سازنده کانال های آبرسانی منطقه زیراه در کناره رودخانه شاپور ساخته شده بود که برگرفته از نام حاج محمد به محمد آباد معروف بود. اسماعیل خان در کنار این روستا قلعه و برج و یارویی برای خود ساخت و در آن سکونت کرد و سپس برای جلب حمایت های بیشتر محمد حسن خان متنفذ که با پادشاه آن زمان نیز رابطه داشت نام روستا را برگرفته از لقب سعد الملک به سعدآباد تغییر داد. 


کتاب ( مشروطیت جنوب ایران ـ به گزارش بالیوز بریتانیا در بوشهر) در حدود 1910 م/ 1325 ق درباره اوضاع حکومتی و جغرافیایی شبانکاره و زیراه پس از اشاره به حدود چهارگانه این مناطق می نویسد "... منطقه شبانکاره شامل حدود 33 پارچه آبادی و زیراه شامل حدود 12 پارچه آبادی است. روستاهای شبانکاره : دهکهنه ( مرکز منطقه و بزرگترین روستا که دارای حدود 250 باب خانه است) خلیفه ( دومین روستای بزرگ منطقه با حدود 100 باب خانه ) سیف آباد ( صفی آباد) بناری ، دشتی ، چم تنگ ، بصری ، مکایری ، انجیرو ، بویری ، درویی ، دهدارون ، محمد جمالی ، بندر طبیعی (؟) سکندر آباد (؟ ) چهل گزی ، چاهدول ، چه موشکی ( چاه موشی) سه کنار ، بهرام آباد و ذکریایی. روستاهای زیراه : سعدآباد ، جتوط ، تل سرکوب، تل قاتل ،دوروگه ، نظرآقا ، تل الرصفی ( آلصیفی) تل خرگهی ( تل خرکی) سرقنات. و.......

0 نظر


آخرین مقالات