یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل کُلیوند

ايل كُليوند (كليون ، كريوند، قليوند)

 

وجه تسميه کُليوند (که گاها به اشتباه کولی وند توسط ادمای نااگاه تلفظ شده است و باید گفت که این ایل بزرگ هیچ ربطی به کولی ها نداشته و ندارد و تلفظ با ضمه هست نه واو) آنچه از نقل و قولهاي شفاهي بر مي آيد، كُليوند تلفظهاي مختلف در مناطق جغرافيايي مختلف پيدا كرده است. که شك نيست كه ايل بزرگ مردمي وطن دوست ، زحمتكش ، دل پاك و دلسوز و بسيارعاطفي مي باشند.

 اين ايل يكي از ايلات تاريخي است كه در زمان هخامنشي شخص قلي يا كُلي به مفهوم عنواني بوده است كه تمام (كليه) وندهاي آن روزگار كه درقالب استانهاي لر و كرد نشين فعلي در زير فرمان نظامي شخصي به نام قلي يا كُلي بوده اند. برخي ايشان را رئيس گارد شاهنشاهي و سپاه جرار كورش كبير و داريوش اول مي دانند .

 

روايات سينه به سينه دوم اين است كه شخص قلي نوه ي سلسال بوده است كه در صدر اسلام در حواشي كوه الوند همدان به دنيا آمده است و چون جزو بزرگان از قبايل ساساني بوده است قلي يا كلي با پسوند الون (الوند) تركيب شده است و بعدها معروف شده به كُلي يا قلي الوند يعني اهل الوند بوده است و در اثر گذشت زمان در حوزه غرب كشور به كُلي ون يا قلي ون مشهور شده كه با تلفظ فارسي كُليوند و قليوند مطرح شده است.

 

 طبق قول دوم سلسال كه از سركردگان سپاه ساساني بوده و قلعه سلسال درشمال هنوز معروف است، در جنگ نهاوند و در درگيري با اعراب به دستور عمر خليفه وقت، اعدام مي شود. ايشان چون زردشتي و وفادار به يزدگرد سوم بوده است، به دين جديد يعني اسلام در نيامده و اعدام (كشته) مي شود ولي پسرش سل سل و به زبان محلي سله (شايد سليمان) به دين اسلام مشرف مي شود و بر مبناي سخن معمرين، داراي چهار يا پنج پسر مي شود: 1 حسن 2 غياث (قياس) 3 قلي(كلي) 4 يوسف 5 تركاش:

اگر تركاش را پسر يوسف به حساب نياوريم، نفر پنجم از پسرا ن سلسل (سله) را بايد تركاش گفت . برخي از نقاط جعرافيايي به نام اشخاص بزرگ نامگذاري مي شوند. ا گر به لغت ايرلند توجه گردد، معنيش اين است كه اين لغت دو بخشي كه از "اير" و "لند" تشكيل شده است، به مفهوم سرزمين ايرها (آريايي ها) معنا ميشود لذا منطقه سلسل يا سله سله دقيقا" جايگاه و مكان فرزندان سل سل را نشان ميدهد.

 

وابستگي ايل كُليوند با ساير ايلات ايل كوليوند وابسته به كلان ايل سلسله است. سلسله در زماني كه كثرت جمعيت پيدا كرد و تبديل به ايل شد، اين ايل پنج طايفه عمده داشت

: 1

 طايفه حسنوند كه برادر بزرگ به حساب مي آمد چه از لحاظ سني و چه از لحاظ قدرت سياسي، و آل حسنويه اولين گام قدرت نمايي ايل نو ظهور سلسله است

. 2

 طايفه كُليوند كه در سرزمين خاوه زمانيكه طوايف پنج گانه از الشتر تا خاوه را در بر گرفته اند، به احتمال قوي بابا طاهر پاي گرين نشين و مناطق برخوردار و فلكين نشين خاوه، را بايد از طايفه كُليوند آن روزگار و ايل سلسله دانست.

در سالهاي اخير كه طوايف خاوي در حال تخت قاپو و يكجا نشين شدن بودند، سنگ قبري در شمال سكونتگاه برخوردار، فلكين و موسيوند نشين خاوه بدست آمد كه تاريخ قبر را سال 704 ه.ق از طايفه سلسله ناميده بود.  

برخلاف بعضي ها كه سلسله را مكان صرف ميدانند، در اينجا مفهوم شخص و نام طايفه ذكر شده است. در حقيقت آن زمان معناي ايل به شكل معاصر مطرح نبوده و گرنه همان زمان، سلسله ايل بوده و در نقاط مختلفي از فلات ايران و حتي كشورهاي سوريه، تركيه و عراق امروزي افرادي از اين ايل بنا به دلايل نظامي، سياسي و اجتماعي پخش و پراكنده بوده اند ولي استوانه ايل در منطقه خاوه و الشتر بوده و جايگاه دامداري آن ها از نهاوند و سيمره گرفته تا همدان و كرمانشاه در تردد و ييلاق و قشلاق بوده اند

 

. 3

 

 طايفه غياثوند (قياسوند) اين طايفه در ابتدا در الشتر، نهاوند و سيمره (دره شهر) سكونت داشت و مثل روال ساير طوايف ييلاق و قشلاق نموده و در كار نظامي و سپاهيگري مشغول بودند، اما به دليل يكسري اختلافات با سه يا چهار طايفه برادرش يعني حسنوند، كُليوند، يوسفوند و تركاشوند، قياسوند و تركاشوند به مناطقي مانند نهاوند، ايلام، شيروان چرداول، سيمره، موسيان، پشتكوه، حتي همدان، نقاطي از كردستان و كرمانشاه پراكنده مي شوند. البته پراكندگي هاي چهارصد سال اخير بيشتر سياسي و نظامي بوده است. يكبار بعد از مرگ شاهوردي خان و يكبار كه رهبر خود طيخان (طيخون) را كه در قلعه طيغن روستاي جهاد آباد دره شهر، مجبور به مهاجرت به شيراز و  قزوين و منجيل و ... مي شوند. نكته جالبي كه نگارنده، در دهه شصت شمسي از فردي از طايفه قياسوند  شنيده است، احتمال ساساني بودن ايل سلسله را تقويت مي نمايد. آن شخص اظهار داشت: ما قياسوندها از نسل اردشير بابكان هستيم. اين سخن نياز به كنكاش و تحقيقي علمي دارد

 

. 4

طايفه يوسفوند اين طايفه از نسل يوسف بن سلسل (سله) يا سليمان مي باشند. اين طايفه هم پراكندگي زيادي داشته است در سنجابي، ماهيدشت، پشته سيكان و جاي كنوني سادات رود بندي و سيد ابراهيمي (سوراهمي)، نقاطي از رومشگان، پران پرويز، نهاوند، كرمانشاه و همدان زندگي ايلياتي داشته اند. البته خاستگاه اصلي آنها الشتر بوده است.  طايفه يوسفوند كه الان تبديل به ايل شده است، گذشته از سيمره (دره شهر)، در منطقه ماهيدشت، چمچمال كرمانشاه و در رومشگان وجود دارند. تيره هاي طايفه يوسفوند عبارتند از: 1 دكاموند 2 ويسي 3 تركاشوند (البته تركاشوند الان طايفه است) 4 گاو كوش 5 حقندر 6 حسين جان 7 چهارتخمه هني 8 عالم ها 9 خوانين يوسفوند (اكبري ها، صالحي ها، حيدري ها و ...) 4 جانجان در ادامه به شرح طوايف ايل كُليوند پرداخته مي شود: طوايف ايل كوليوند طوايف ايل كوليوند به شرح ذيل مي باشند: 1 طايفه فرخشه(فرخشاه)، كه اين طايفه داراي تيره هاي: الف) خيركه (خيرالله) ب) شولا (شكرالله) ج) هاويل (هابيل) د) طالو (طالب) ه) بيرو (بيرون يا بيران) و) كر كر، اين شش تيره در الشتر، سيمره، ايلام، حواشي رومشگان و كوهدشت بطور منسجم و پراكنده زندگي مي كنند.  برخي از فرخشه ها هم در دورود، بختياري و نقاطي از استان فارس و خوزستان زندگي مي كنند كه اطلاع دقيقي هنوز بطور مدون بدست نگارنده نرسيده است.

اين تيره ها از دودمان هايي تشكيل شده اند، كه براي نمونه به برخي از دودمانهاي تيره هابيل اشاره مي شود

: 1 ططره 2 دوله شه (دولتشاه) 3 ميسي (موسي) 4 ميتاو (مهتاب) و ...

طايفه كرمشه (كرمشاه)، كه اين طايفه داراي تيره هاي زير مي باشد: الف) تيره اولا (اولاد  ( ب) تيره لطيف ج) تيره نقره.     د) تيره مسگر   ه) تيره جافر     و) دودمان يا تيره ماريف (معاريف)     ز) تيره حمه (حمد يا احمد)، تيره مييي (مهدي) که احتمالاً تيره محمد ن، تيره هاي وابسته كله مرد و...

 

 . 3 طايفه اصلانشه (اصلانشاه)، كه اين طايفه كه به طايفه خوانين شهرت دارد و معمولاً در روستاهاي بتكي، كهريز و اصلانشاه الشتر سكونت دارند. تعدادي از آنها در الشتر، خرم آباد و دره شهر زندگي مي كنند و تيره هاي آنها عبارتند از: الف) تيره مرشدوند   ب) تيره چنگيزي   ج) تيره اسدالهي   د) تيره فرج اللهي   م) تيره نورمحمدي و...

 

4 . طايفه ايروشه (ايرانشه يا ايرانشاه)، كه اين طايفه در منطقه خاوه، درود، اليگودرز، بروجرد، دره شهر، گلپايگان اصفهان و ...، زندگي مي نمايند. (نگارنده تيره هاي آن را نميداند)

 . 5 طايفه بمارشه (بماشه يا بمانشه)، كه اين طايفه در الشتر، ماهيدشت كرمانشاه، چمچمال، قره تپه كرمانشاه ، سيمره (دره شهر)، كوهدشت هليلان، زردلان و ... زندگي مي نمايند. تيره هاي آن عبارتند از: الف) احمدوند (پير احمدوند    ( ب) جوادوندها  ج ) هواس ها    د) هواسعلي ها و...

. 6  عبدالشه (عبدالشاه يا اوليشه)، كه تيره هاي عبدالشاه در روستاهاي شاهپور آباد، محمد علي آباد، چم تكله، بسطام و مياندار در الشتر و عده اي در بين سلگي هاي نهاوند و جمعي هم در روستاهاي غلام آباد، گل زرد، سرپل سيكان و بهشت آباد دره شهر و تعدادي نيز در وچ كبود و چشمه كبود آبدانان زندگي مي نمايند.  تيره هاي عبدالشه عبارتند از: الف) كاو (كاوه خان)   ب)كيخاله (كيقبادخان) و..

 .7 طايفه قلائي، كه از روستاي سراب شيخالي (شيخعلي) و بخش فيروز به طرف جنوب غربي كه حركت كني به روستاهاي زشت و قلائي مي رسيد. اين روستاها همه كُليوند هستند و قبلاً زير نظر خوانين كُليوند اداره مي شده اند.( نگارنده از تيره هاي آنها اطلاع درستي ندارد )

 . 8 طايفه فلكين (فلك الدين)، كه اين طايفه جايگاه اصلي اش مانند طوايف كرمعلي و ايرانشه در خاوه ميباشد، اما اين سه طايفه در سيمره، رومشگان، ازنا و اليگودرز هم داراي ردپا مي باشند. طايفه فلكين مردمي با غيرت و قدرتمند هستند. آنها اگر بر سر مساله اي با فرد يا گروهي لج و ستيزه نمايند، شبيه دو برادر ديگرش يعني ايرانشه و كرمعلي، سرسخت و شجاع مي باشند. تيره هاي فلكين (فلك الدين) عبارتند از: 1 برخوردار 2 موسيوند و...

. 9 طايفه كرمعلي، كه اين طايفه در شجاعت، درايت، هنرهاي دستي و مهمان نوازي مشهورند. افرادي متعصب و شايسته تا آنجا كه برخي مي گويند: قلي يا كُلي پدر جدش به فرزندش گفته: اگر من اولاد دارم همين است. به خاطر رشادت و بهادري اي كه در اين پسر بوده است، الان نسل آن ها در سيمره، كرمعلي هاي اولاد و در خاوه به كرمعلي معروفند. اين طايفه از قديم جزو كليوند و از مهمترين تيره ها هستند و برخي آنها را بالاوند ميدانند. (الله اعلم).

اگر كرمعلي را برادر كليوند حساب كنيم احتمال اينكه جزو طوايف بالوي باشند، هست كه پسرعموي كليوندهاي ساساني خواهند بود. در مورد كرمعلي ها نياز به تحقيق بيشتر هست و در خاوه كرمعلي ها خود را كوليوند مي دانند.

قول سوم به عقل نزديكتر است. احتمالاً يك تيره از بالاوندها به صورت تيره وابسته در بين كرمعلي ها امكان دارد، چون طايفه كرمعلي خيلي بزرگتر از آن است كه با ده نسل كلا" بالاوند باشند.

 

كرمعلي ها دو شاخه عمده هستند كه در خاوه، طرهان و سيمره پراكنده اند.

 

۱۰ . طايفه ايرانشه، كه اين طايفه خاستگاهش سرزمين خاوه در شمال شرقي شهرستان نور آباد (دلفان) مي باشد. اين طايفه نيز به دلايل اجتماعي و سياسي پراكندگي دارد و عده اي از آنها در ازنا، اليگودرز، دورود و نهاوند زندگي مي كنند. كليوندهاي ساكن سيمره كوليوندهاي ساكن سيمره شامل تيره هاي زير مي باشند:

كوليوندها در روستاهاي عباس آباد، وحدت آباد (كن شاپري) ، قلعه تسمه، اسلام آباد سفلي (سرپل سيكان)، چغاپوكه، اسلام آباد عليا (شاه نشين)، گل زرد، برخي از روستاهاي جلگه چمكلان (غلام آباد، دلفان آباد و جعفر آباد)، هواسعلي، مهدي آباد، فرهاد آباد و هومان، كوليوندها پراكنده اند. تيره هاي معروف كوليوندهاي سيمره .1 تيره هاي هابيل، حسن گايار و جافر در شيخ مكان .2 تيره هاي بمانشه و عبدالشه در غلام آباد، گل زرد، هواسعلي و عباس آباد .3 تيره نورمحمدي در دلفان آباد .4 تيره هاي طايفه كرمشه در روستاهاي اسلام آباد سفلي (سرپل سيكان)، فرهاد آباد، هاشم آباد و اسد آباد .5 تيره هاي تاريبخش، مهدي و همكه و وابستگانشان از جمله كارخانه ها و اميرها در روستاهاي قلعه تسمه، وحدت آباد، جعفر آباد و وزير آباد پراكنده اند.

 

 

برخي از شاعران كوليوند: . 1 ملا نورمحمد خان كُليوند . 2 ملا بهرام كُليوند . 3 ملا منوچهر كُلي . 4 خدا دوست كليوند 5 . ملا محمد حسن كليوند . 6 كيانوش نور محمدي . 7 مريم كليوند (از طايفه كرمشه) . 8 عباس و برادرش سليمان كارخانه اي ساكن غلام آباد چمكلان 9 . ملا حاجعلي كله مرد ساكن چغاپوكه . 10 و ده ها شاعر ارزشمند كوليوند در الشتر، دره شهر و ساير نقاط استانهاي كرمانشاه، لرستان، همدان و ايلام . 11 آقا رضا كوليوند تيره عبدالشه ساكن الشتر و سيمره . 12 كربلايي آواخت عبدالشه ساكن سيمره  الشتر.

 

برخي از كدخدايان نامدار كوليوند: . 1 كدخدا بهرام بساطي . 2 كدخدا عرب بگ هاواس پدر كدخدا بهرام بساطي . 3 كد خدا شريف بساطي ؛ ايشان و پدر و پدر بزرگش از كدخدايان انقلابس و عدالتخواه و شجاع سيمره بودند كه جزو ايل كليوند ، طايفه بمانشه ،و تيره احمد وند مي باشند . 4 كدخدا نامدار و پسرش كدخدا مرادعلي احمدي ؛ هردو از رجال ارزشمند و شجاع كليوندهاي سيمره ميباشند و جزو تيره مهدي مي باشند . 5 كدخدا عبدالعلي اولاد از طايفه كرمعلي تيره اولاد مردي متدين و پاك سخن و شجاع كه تمام اولادها را بانام اين كدخداي بزرگ شناخته شده و معتبر بودند . ايشان و كد خدا علي مقصودي و كدخدا نقدعلي پايروند و كدخدا بانوي سياه سياه و كدخدا علي احمد خداياري در رفع مشكلات جامعه همياري داشتند. 6  كدخدا علي بگ طاريبخش كه از كد خدايان نترس و قاطع بودند . همواره صله ي ارحام به جا مي اورد نوه اش عزيزاله لطفي درراه اسلام و انقلاب اسلامي و امام خميني بزرگ ، شهيد شد و پسرش حاج حجت هم از نيكان روز گار است . ثير گذار در سيمره بوده اند

. 7  كدخدا جمعه و پسرش كدخدا اله نور اله نوري است كه انها هم از اشخاص ت  . 8 كدخدا هادي مهدوي ؛ وي داماد كدخدا بهرام ( بهره) بساطي بود فردي انقلابي و نترس بود در مقابل مهاجماني كه ميخواستند ملك خالصه را جزو املاك خود بدانند ايستادگي كرد با اينكه با مرگي شهيد گونه از سير گدار دنيا رفت ولي ثابت قدم در طريق در ست را فراموش نكرد . حاج رضا مهدوي برادرزاده اش نيز از افراد ت در سيمره و رومشگان بود و به رفع مشكلات مردم مبادرت مي ورزيد . ايشان شخصي مردمدار ، خوش اخلاق و قابل احترام بود. پسرش سردارمحمد رضا مهدوي در راه انقلاب اسلامي و امام خميني (ره)و دفاع از سرزمين ايران به شهادت رسيد. 9  كدخدا شيخ حسن كو ليوند ؛ ايشان هم فردي ظلم ستيز و شجاع بودند

 ۱۰ . كدخدا هاي كوليوند در منطقه خاوه و الشتر كه تحقيقي جداگانه را طلب مينمايد.

 

 

 

ايل كُلیوند، ايلي وطن دوست بوده است كه همواره در راه استقلال و سربلندي كشور افرادش در امور نظامي و فعاليتهاي كشاورزي و دامداري و علم و ادب نهايت كوشش را از خود به منصه ي ظهور گذاشته اند. اين سخنان مقدمه اي مختصر در معرفي ايل كليوند بود كه انشاالله در آينده به طور گسترده اين ايل معرفي خواهد شد. نام بردن اشخاص بزرگ كليوند دشوار است، پرداختن به اين موضوع كار دشواري است، زيرا اولا" ايل كليوند پراكنده است از عراق تا استانهاي كردستان، تهران، مركزي، خوزستان، البرز، همدان، لرستان، كرمانشاه، ايلام و كهكيلويه و بختياري، ردپاي ايل كليوند وجود دارد. ثانيا" نگارنده برجايگاه سكونت همه ي آنها و شناخت كافي از آنان اشراف كامل ندارد، بنابراين برخي از افراد مهم اين ايل در الشتر و سيمره را در سيصد سال اخير، مي توان نام برد: 1 كدخدا حاجي حاتم بابايي :2 كدخدا حاج حيدر بابايي :3 كدخدا مهرعلي خان فرخشاهي :4 كدخدا حاج ابراهيم فرخشاهي 5 :سردار كيقباد خان عبدالشاهي (اوليشه) 6 :كدخدا آقا رضا كليوند از دودمان پيرزاد عبدالشه :7 كدخدا نبي عبدالشه :8كدخدا سيف الله عبدالشه :9 كدخدا محمدعلي ابن مقصيالي شوهان :10 حاج كريم خان عبدالشه اهل محمد علي اباد :11 مهراب هابيلي :12 غلامحسين هابيلي :13 حاج رستم خان محمدي :14 حاجي حاتم بگ خنجري :15 حاج محمد خنجري 16 حسن خان چنگيزي 17 چنگيز خان كوليوند 18 نقي كوليوند اهل بتكي 19 بزرگان فرج اللهي 20 بزرگان اسداللهي :21 بزرگان نورمحمدي :22 بزرگان بمانشه 24 :بزرگان تمليه 25 :حاج صيد محمد كوليوند كهريزي :26 بزرگان برخوردار و كرمعلي و فلك الدين و موسيوند :27 بزرگان اصلانشه :28 بزرگان حسناعلي 29 :بزرگان خسروبيگي :30 بزرگان قلائي و زشت .

 

 ايل كوليوند بزرگان و ملا هاي بسياري داشته اند. يكي از مهمترين آنها ملا منوچهر كليوند است كه درباره آن مطالبي مختصر نوشته ميشود. استاد دانا و ملاي نامدار كوليوند جناب ملا منوچهر خان كليوند بنابر سايت ويكي پديا تاريخ تولد وي را سال 1229 ه.ق نوشته اند. ايشان زماني متولد شده است كه ايلات سلسله خصوصا" ايل كليوند و وابستگان آنها در بين الشتر و سيمره، در حال ييلاق و قشلاق بوده استو قسمتي از پشتكوه راحتي تا جنوب چنگوله و "(Varyoun Malah) اين ايل سيمره و قسمتي از "وريون مله بيشه دراز و داخل خاك عراق كنوني به دامداري و رمه گرداني مشغول بودند. اين ايل مردان فعالي داشته كه در ييلاق (الشتر) و گرمسير (دره شهر و پشتكوه) كشاورزي مي كردند و همواره سفره ي مهمان نوازيشان به پا بود. در جنگهاي احتمالي نيز همبستگي ايلي خوب و مناسبي داشتند.

 

ملا منوچهر

 

ملامنوچهر در منطقه سيمره بدنيا آمده است و بعد از 102 سال قمري در سال 1331 ه.ق در سپيد كوه خرم آباد زمان برگشت از زيارت عتبات عاليات فرمان حق را لبيك مي گويد و اقوام جنازه ي اين پير طريقت و درويش مرتضي علي (ع) را به الشتر آورده و در قبرستان پيرجد بتكي در ضلع شرقي آن قبرستان، بدن نازنينش به خاك سپرده مي شود. اين عارف و شاعر پر آوازه در زندگي، ساده زيست بود و در محفل بزرگان كه مي نشست كلامي گيرا و سخناني مجلس آرا داشت كه در هر منزل يا خانه اي كه دعوت ميشد، ضمن وعظ، نصيحت و گفتن سرگذشت ها و پندهاي آموزنده، زن، مرد و جوان آن روزگار در پاي صحبت وي مي نشستند.

 يك نمونه آن كدخدا و بزرگ طايفه رماوند بوده كه در يكي از مواردي كه ايشان را دعوت مي كنند، مردم آن قريه يا آبادي كه در محفل و محضر پير دانا يعني ملا منوچهر نشسته اند كه پاسي از شب گذشته است و صحبت ها ادامه دارد. ميزبان هر لحظه مي گويد: مردم ملا را اذيت نكنيد، وقت خواب است. از قضا آن كدخدا يا بزرگ رماوند دو زن به نام هاي شاپاره (شاه پرور) و ماپاره (ماه پرور) داشته است كه ملا منوچهر بيتي يا دوبيتي بر او مي بندد و به شكلي به او مي فهماند كه خودش به خاطر جمع شدن با همسرانش مي گويد ملا خوابش مي آيد. استاد لك به او مي گويد:  فلان (نام كدخدا) شاپه دمي كه، ماپه دمي كه .... كه باقي دوبيتي را در خاطر ندارم (يعني: اي كدخدا [بگذار سوالات مردم را پاسخ دهم] وگرنه صحبت و ديدار شما با شاه پرور و ماه پرور، دم و لحظه اي بيش نيست ... اين وقتهايي كه دور هم هستيم و آبادي جمعند را غنيمت بدانيم كه اكثراً به شب نشيني به منزلت آمده اند.

لازم به ذكر است آن زمان مهمان خدا عزيز كرده به منزل هر كسي كه مي آمد، گويي مهمان همه بود و بعد از شام همه از زن تا مرد آبادي به ديدارش مي رفتند.  ملا منوچهر شاعر خوش قريحه با دلي پاك و بصيرتي كم نظير بود. وقتي در خرابه هاي دره شهر گشت و گذار نموده، بسان خاقاني كه خود از اعقاب ساسانيان بود وي نيز كه از طايفه اصلانشاه و تيره نورمحمدي بود و وابسته به ساسانيان هستند، درياي دلش به خروش آمده و از آتشفشان وي، اشعاري نغز و زيبا در وصف اين خرابه ها با عمق جان و احساس لطيف سرودند كه يكي از شاهكارهاي كلامي وي به حساب مي آيد و صد البته قصيده مدح حضرت علي(ع) ايشان شاهكار ديگر ايشان است.

ملا منوچهر كليوند شاعري شيعه دوازده امامي است. اگر در عرفان خاكسار و با دراويش عجم يارسان همنوايي داشته است، بدليل همجواري و استفاده از نكات عرفاني آنهاست و گرنه استاد لك، عقيده اش با اهل بيت عصمت (ع) همنواست. وي واقعا" با دنيا طلبي ميانه اي نداشت و همواره دنيا را پست و دني مي دانست. در يك بيت منسوب به ايشان فرموده است:  

شفيع دنيه دون؛ شفيع دنيه دون

 دلگير نو ژه داخ دون دنيه دون

 

و الشتري ها اينطور تلفظ مي كنند:

شفيم دنيه دون شفيم دنيه

 دون دلگير نو ژه داخ دون دنيه دون

 

يعني: اي شفيع (نام شخص)! دنيا پست و رذل است از اين دنياي پست و دني دلگير نشو و غم به دلت راه مده.

 

 ملا منوچهر ديوانش در يك غارت از دست مي رود و حاصل تلاش ادبي استاد لك به تاراج مي رود و فقط گوشه ي كمي از اشعار ايشان كه در سينه مردمان بوده است آن هم به طور ناقص گرد آوري شده است. زماني طفل و نوجوان بودم اهل خرد بدره و دره شهر و افراد مسن اشعار زيادي از وي را در بر و سينه داشتند و صد افسوس كه من خيال مي كردم اينها حتماً در جايي نوشته شده اند و عقلم نمي رسيد كه آنها را بنويسم. اي كاش جوانان اهل خرد سلسله و خصوصا" كليوندها با افراد پير تماس بگيرند، شايد از اشعار استاد لك قطعاتي بدست آيد و اي كاش شعر شناسان ديوان ملاحقعلي سياه پوش را با دقت بررسي كنند و شايد انگشت شماري از اشعار ملا منوچهر در آنها يافت شود.

 

 به نظر نگارنده خوانين كليوند و اعقاب آنها تمام ميراث فرهنگي خود را وا كاوي كنند، شايد اشعاري از استاد لك در خورجين و هزار پيشه آنها باشد كه به طور مثال ميتوان از آن جمله به اشعار نورمحمدخان كليوند اشاره كرد.  در هر صورت ملا منوچهر وصف حال اواخر عمرش يا اينكه براي ديگران شعر پند آميزي سروده است كه يك بيت آن را قبلا" از بچه هاي الشتر شنيده ام:

روزگاري جمع كردم مال بي پايان بسي هايمم

محتاج قرصي نان جو در خور دكا گر بيارم

رخش رستم زير پا چونكه بختم برگشته هي خردكا

 

يعني : روزگاري در اثر تلاش مال بسياري بدست آوردم الان محتاج يك قرص نان بخور و نمير هستم وي در بيت دوم جبري فكر مي كند : اگر در سواري رخش رستم را زيرانم قرار دهم وقتي من سوارش شوم مانند خر لنگ مي شود. [دكا: لنگ و كم]

 

استاد لك در سال 1331 ه.ق، بعد از يك قرن زندگي چشم از جهان فرو مي بندد.

 

 

كليوندها الان فراتر از يك ايلند. مطالعه درباره آنها فعاليتي تيمي در ابعاد تاريخي، اجتماعي، ادبي، فرهنگي و ... را طلب مي نمايد. اميد است آيندگان آنرا انجام دهند و كليوندها را بايد به عنوان ايلي فرهنگي در يادها زنده نگاه داشت تا اهميت فعاليت آنها كم رنگ نشود. ايل كليوند مظهر تلاشگري اگر با نگاه علمي به زندگي مردم ايل كليوند، توجه كنيم، اين ايل يكي از پر تلاش ترين ايلات غرب كشور ميباشد.  

 

مرحوم كدخداحاج رضا مهدوي، درباره تلاشگري ايل كليوند به نگارنده گفت: "خواهرزاده؛ ما كليوندها مثل برخي ها اهل گزافه گويي، تعريف كردن از خود، مبالغه گويي و دروغ سرهم كردن نيستيم. بلكه ما افرادي زحمتكش بوده و هستيم و در سايه ي همين كار، تلاش و بدست آوردن مال حلال هميشه از لحاظ مالي وضعيت بدي نداريم و امكانات زندگي در دست و بال ما هست ."  

در تاييد كلام ايشان بايد اضافه كنم، كليوندها مردمي مذهبي و خيلي از آنها به كسب علوم ديني مي پرداخته اند. از طرفي افراد باسواد و ملايان ارزشمند و شناخته شده اي داشته و دارند كه مظهر دانايي و علم و ادب بوده اند. در بين عشاير، كليوندها پيامبران سخن، شعر و رك گويي هستند. اين اديبان خوش كلام چنان شيرين سخن هستند، كه انسان دلش مي خواهد با آنها داراي حشر و نشر باشد. درهرصورت الان كليوندها در هر شهر و روستايي كه سكونت دارند، مظهر كار آفريني و وفور نعمت هستند .

ايل كليوند نماد فرهنگ، ايل كليوند چشم و چراغ فرهنگي در استانهاي لرستان، همدان، ايلام، كرمانشاه، كردستان، مردم لك تبار ايران و ساير كشورها ي همجوار و كلا" غرب فلات ايران هستند. دانايان و اهل قلم و بيان اين ايل برخي از آنها شناخته شده هستند و برخي هم بطور گمنام و به نام طوايف ديگر، داراي هنر شعر و ادب و فعاليتهاي فرهنگي و حتي در زمينه هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي زبانزد مردم اهل كمال هستند. به طور مثال اشعار خوانين كليوند مانند نورمحمد خان و خدادوست كليوند، خصوصا" شعر ملامنوچهر خان كليوند، در وصف حضرت علي (ع)، شاهكاري عرفاني است تا آنجا كه مناجات نامه آن پير لك ساكن و مهاجر در بين دو حوزه سيمره (قشلاق ايل كليوند) و حوزه الشتر (ييلاق ايل كليوند) در مدح حضرت علي (ع) در نجف اشرف موجب شد كه محبت حضرت علي (ع) شامل حالش شود و فرزند خردسال گم شده اش، را به وي باز مي گرداند.

از طرفي اين قصيده و مديحه پر سوز و گداز با دل شكسته، يكي از كرامتها و تقربهاي استاد لك و عرفان علوي ايشان است كه اهل شعر و ادب بايستي به تفسير و توضيح آن بپردازند. ملايان كليوند سالها بدون هيچ چشم داشتي سنگ مزار طوايف مختلف و دامدار سيمره و الشتر، خصوصا" يوسفوند ها و حسنوند ها و تيره هاي وابسته به آنها را حكاكي ميكردند. به زعم اهل خرد و ادب، ملايان كليوند الحق والانصاف، پيامبران سخن و داراي خط خوش، بيان شيوا و گيرا در بين قبايل بودند.

 

 كليوندها داراي هوش سرشار و زيركي تمام بودند. همچنين آنها مردماني زحمتكش و نان بده و فاميل دوست هستند. آنان مانند طوايف اصيل ايراني، با اقوام و خويشان و مردم رهگذر و افراد مهمان، نهايت نيكو رفتاري را دارند. آنها بسيار عاطفي، مهربان و مهمان نواز هستند. در سايه تلاشي كه دارند در الشتر ضرب المثلي هست كه بسيار مشهور و زبانزد مردم منطقه است و آن ضرب المثل عبارتست از: "مرد از حسنوند، زن از يوسفوند و نان از كوليوند"  اين ضرب المثل حكايت از تلاشگري و ثروتمندي و نان دهي كليوند دارد و در سيمره، خان معاصر از بالاگريوه مي گويد: من سيمره را اينطور ارزيابي مي كنم: "مرد از تاريبخش، زن از كرمشه و گاو از ياركه" مفهوم اين سخن آنست كه، تاريبخش كه جزو تيره شكرالله (شولا)، طايفه فرخشه است، آنها مردانگي و شجاعتشان زياد است و زنان كرمشه هم بسيار لايق و در زمان درگيري هاي ايلياتي، بسيار شجاع و جنگجو بوده اند كه دو دسته فوق هر دو جزو ايل كليوند هستند و ياركه هاي دلفان نيز گاو جفت كشاورزي را خوب حمايت مي كنند و گاوهاي پر قدرت و كارآمد را تربيت مي نمايند. پرورش آن گاوهاي نر براي شخم زدن و كارهاي كشاورزي در آن روزگار داراي ارزش فراوان بوده است. كليوندهاي زحمتكش، مردمي كارآفرين و تلاشگر هستند و به همين خاطر در سيمره يا دره شهر، كليوندها از ساير طوايف ثروتمندتر مي باشند و آنطور كه شوهانهاي كليوند نقل كرده اند، در امر سپاهيگري، نظامي وحتي در كار قضاوت، مردمي عادل و نترس هستند. براي نمونه، قاضي شجاعي كه محاكمه و حكم اعدام صدام حسين را امضاء كردند، فردي از تبار ايل كليوند بوده است و چون اصالتا" از كليوندهاي شوهان بوده و لك پشتكوهي معروف به فيلي است. به همين خاطر قاضي كاوژري افتخاري براي بشريت است كه بدون ترس، ديكتاتوري متجاوز و خطرناك را به تيغ عدالت مي سپارد.

 

اين وجيزه گوشه اي كوچك از اوصاف ايل بزرگ كليوند مي باشد پي نوشت:

1   . سنگ قبر پيدا شده در خاوه به نام ارخوان بن دوستعلي سهل سهل ماه صفر سال ۷۰۱ ه.ق

2. مصاحبه با جناب آقاي علي آقا محمديان از طايفه قياسوند ساكن دهستان ارمو شهرستان دره شهر


با تشکر از ارسال کننده مطلب،

تیم نگین زاگرس بزرگترین مرجع شناساندن ایلات بزرگ و سرشناس لرستان بزرگ(بختیاری،فیلی، جنوبی)

4 نظر

  • علی

    با تشکر


  • احمد لطفی

    ” یادواره ی شهید تقی کولیوند ” گرد آورنده: احمد لطفی- مدرس دانشگاه کانون بسیج ورزشکاران سپاه ناحیه دره شهر ، یادواره شهدای بزرگوار و ارزشمند محله ی “چال زغال” را در مورخ ۹۶.۱۱.۱۸ ساعت سه تا چهار و نیم بعد از ظهر بر درب منزل پدری شهید تقی کولیوند برگزار گردید در این مراسم، که به حضور مسئولین شهرستان، و برخی از مردم محله ی ” چال زغال ” و اقشار مختلف شهرستان دره شهر ، وتعدادی از خانواده های معظم شهدا و نماینده ی امام جمعه و ریاست محترم سپاه، جناب سرهنگ محمدی و جمعی از نیروهای نظامی و انتظامی، و جناب حاج عبدل کرمخدایی ریاست محترم شورای اسلامی شهرستان دره شهر ، و ورزشکاران در رشته ها و سنین مختلف، با سازماندهی مربی زحمتکش جناب بهروز هاشمی، وسایر دست اندرکارانِ گرامیداشت شهدای محله، انسجام و تحرک و شوری فرهنگی و انقلابی و معنوی را در محله ی چال زغال ایجاد کردند. مجری برنامه سردار سپاهی رمضان کاظمی، برنامه ها را به شرح زیر اعلام نمود ؛ ۱- قرائت قر آن توسط آقای نیازی قاری قرآن شهرستان دره شهر ۲- خیرمقدم توسط سرهنگ محمدی فرمانده سپاه شهرستان دره شهر ۳- ارائه سخنرانی مُبَلِغ توانمند و خطیب شهیر و امام جمعه موقت شهرستان دره شهر جناب حجه الاسلام حاج آقا شمس ۴- تبیین مقام شهید و ذکر چند خاطره از شهید تقی کولیوند توسط نگارنده ی این یاد داشت. ۵-خواندن قصیده ای در وصف شهیدان و شهید تقی کولیوند توسط جناب سلاحورزی معلم پیشکسوت جناب قربانی نیز مسئولیت صدا و ثبت و ضبط برنامه ها را به عهده داشتند، ایشان کارمند بازنشسته و از سخنوران سخندان در مراسمات اجتماعی شهرستان دره شهر هستند. شهدای محله چال زغال عبارتند از : ۱- شهید پرویز نوروزی ۲- شهید تقی کولیوند ۳-شهید سید بهروز کریمی ۴- شهید مهدی شیر کول ۵- شهید حسنعلی داستان آنچه در این یاد داشت به خدمت خوانندگان ارائه می شود الفبایی است ‌که نویسنده ی این سطور قصد داشت این مطالب را برای حضار محترم بیان نماید ، اما به علت ضیق وقت، فقط گوشه ای از این مطالب عرضه گردید. شهید تقی کولیوند در سال ۱۳۳۸یا ۱۳۳۹ پا به عرصه ی وجود گذاشت بعد از اخذ مدرک دیپلم ، و بعد از آمدن برادرش از سربازی، در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ، و زمان جنگ دو سال سربازی در ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام داد ، وی بعد از اتمام سربازی مجددا” چند بار به جبهه های حق علیه باطل رفت ، ونهایت در ۱۱ اسفند سال ۱۳۶۴ به درجه ی رفیعه ی شهادت نایل آمد. اکنون ۳۲ سال است ، که این سردار رشید بسیجی شهید شده است. معنی شهید : شهید درلغت به معنای حاضر و گواه و شاهد است ، ولی در اصطلاح به فردی گفته می شود که در میدان نبرد حق علیه باطل و بعبارتی در دفاع از جان و مال و کشور و ناموس و علم و ادب و ارزشهای متعالی و اسلامی ، کشته می شود را شهید می گویند. شاعر گوید : آنان که ره عشق گزیدند همه در کوی حقیقت آرمیدند همه در معرکه ی دو کَون فتح ار عشق است هرچند سپاه او شهیدند همه منزلت شهید از دیدگاه قرآن: قران مجید کتاب انسان ساز و مقدس مسلمین است که فلسفه و برنامه ی زندگی سعادتمند را تا ابدیت ترسیم کرده است . درباره مقام شهید و در پاسخ افرادی که معنی رفتار شهدا را نمی دانستند ، بارها آیه نازل گردید که شهدا زنده اند و در جوارحق دارای رزق و روزی و زندگی هستند ، وهر فردی درک معرفت شهدا را ندارد. نگارنده برای تبرک قسمتی از ترجمه ی آیه ی ۱۶۹ سوره ی آل عمران را می نویسد. ” هرگز گمان نکنید ،کسانی که در راه خدا کشته می شوند ( کشته شدند ) ، مُردگانند ، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند . شهید از دیدگاه بزرگان : بنا به فرمایش امام خمینی ( ره) شهید نظر می کند به وجه الله ، و ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد . شهیدان ما بدون چشمداشت مادی در راه اسلام و وطن و رهبری به میدان حق علیه باطل شتافتند ، و گل وجودشان پرپر شد. اما به معامله و جانبازی در راه خدا فکر می کردند که مشتری و خریدار جانهای تزکیه شده و خالص آنها خداوند حکیم است. شهید مطهری ، در باره ی مقام شهید گفته است؛ شهید شمع تاریخ است ، یعنی همانطور که شمع روشنگر محیط در تاریکی است شهدا هم روشنگر جامعه هستند که به جامعه عشق معنوی و نشاط و طراوت می دهند. شهدا معلمان عشقتد که خودشان می سوزند ومی میرند ولی جامعه و اطرافیان را حیات و نشاط و دانایی می بخشند.شاعرهم در این باره می گوید : دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم روشنی بخشم میان جمعی و خود تنها بسوزم ازطرفی هم قلب مرکز بدن است و نقش مهمی در حیات انسان دارد. دکتر شریعتی، شهید را قلب تاریخ می داند ، یعنی قلب نقش خون رسانی و حیاتی دارد که به جوارح انرژی می رساند . وشهیدان نیز زندگی سالم و با عزت را به جامعه تزریق می نمایند. به عبارت دیگر، قلب هم در مرکز بدن ، نقش زندگی به جوارح ر ا بازی می کند . پس شهدا عام ل حیات جامعه در ابعاد مختلف هستند . شاعر شیرین سخنی هم در این باره گفته است : وطن قلبش درون خون می جوشد اگر خون همچنان جوشد، وطن هرگز نمی میرد کبوترها بدانید امیدم آرزوهایم درون بالهای تیزتان پنهان پنهان است مقام معظم رهبری امام خامنه ای فرموده است؛ ” آنچه هیچ وقت کهنه نمی شود یاد ونام شهیدان راه خداست. ” مقام معظم رهبری فرمایش ارزشمندی در باره ی خون شهید دارد، که بسیار قابل تآمل است. معظم له فرموده است؛ “زمان همه چیز را کهنه می کند ، مگر خون شهید” شاید منظور سخن رهبر انقلاب اسلامی، این باشد، که خون شهید حقی مسلم است ، که بر گردن قاتل و تبار و کشور قاتل است، که آنها نسبت به حق شهیدبدهکاری و مدیونی به شهید و کشوران شهید دارند.به عبارتی این حق پا برجاست ، و تا قیامت باید دشمنان شهدا و کشور قاتل پاسخگوی کشور شهید پرور باشند. چند حدیث در باره ی جهاد ومقام شهید و شهادت: پیامبر اسلام در نهج الفصاحه کلام ۱۲۰۷ فرموده است؛ “بهترین جهاد آنست که انسان با نفس و هوسِ خود پیکار نمایند.” در حقیقت شهدا که برترین مرگها و فوز عُظمای الهی نصیبشان شده است، طبق فرمایش پیامبر در کلام۱۱۹۳ ” درهای بهشت زیر سایه ی شمشیرهاست ” در کلام ۱۱۹۴ نهج الفصاحه فرموده است؛ سه دسته هستند که خدا آنها را دوست می دارد ۱- کسی که شب بر خیزد و کتاب خدا را بخواند. ۲- کسی که خالصانه و مخقیانه صدقه بدهد، بطوری که دست چپ از کار دست راست بی خبر باشد . ۳- کسی که بسوی دشمن رود ، و جهاد نماید. در کلام ۱۱۹۸ ختم رسل فرموده است ؛” یک شب نگهبانی در راه خدا از هزار شب که نماز خوانند و روز آن را روزه دارند بهتر است.” حضرت علی (ع) همسایگی با شهدا را از خداوند طلب کرده است، واین سخن از شخصیتی بزرگ مانند حضرت علی (ع) عظمت مقام و منزلت شهید را به ما تفهیم می کند. پیامبر (ص)در کلام ۱۲۰۳ نهج الفصاحه فرموده است ؛ ” بهترین کارها در نزد خدا، نماز به وقت است ، و آنگاه نیکی به پدر و مادر ، وآنگاه جنگ(جهاد) در راه خدا کلام حضرت پیامبر اسلام(ص) سخنی است که برای هر رزمنده و ورزشکار و انسانی که می خواهد مسیر کمال را تا شهادت و یا اجر شهید پیدا کردن، طی کند، شایسته است، به این حدیث عمل نماید. امام چهارم ، حضرت سجاد ( علی ابن الحسین) علیه السلام فرموده است؛ ” کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست. (بحار الانوارج۴۵حدیث۱۱۸) چند خاطره از شهید تقی کولیوند : زندگی نامه ی وی را سالها پیش نگارنده به سفارش پدرش مرحوم محمد کولیوند تنظیم شد و احتمالا” در بنیاد شهید و یا در منزل بازماندگان شهید باشد ، به طور مختصر ایشان در روستای بهشت آباد سیکان بدنیا آمد. و ی در همان روستا مقطع ابتدایی را باموفقیت گذراند ،و مقاطع راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان دره شهر با موفقیت پشت سر گذاشت البته به خاطر شرایط روستا و فعالیتهای کشاورزی و دامداری وقفه هایی هم ایجاد شد ولی با پشتکار سواد خود را تکمیل کرد ، بعدهم سربازی و جنگی که بر کشور تحمیل شد ، این جوان برومند و ورزشکار با اخلاق به همه ی کارهای خیر از دفاع مقدس گرفته، تا ورزش و فعالیتهای سالم گروهی ، وتا بجا آوردن صله ی ارحام و حشر و نشر با افراد باسواد و فرهیخته ی جامعه ، حضوری شایسته و کمال بخش داشتند . یادم نمی رود به دیدار یکی از اقوام رفته بود ، بنده هم حضور داشتم، پسر میزبان که طفل دوساله ای بود، از دل درد به خود می پیچید فوری اعلام آمادگی کرد و بچه را به بیمارستان یا درمانگاه بردیم و بچه اعزام شد ، وی بطور واقعی و دلسوزانه میخواست که با آمبولانس اعزام شود . آن فامیل ضمن تشکر از شهید تقی کولیوند، نگذاشت ایشان بیشتر از این به زحمت بیفتد. شهید تقی کولیوند فرد با اخلاق و عاطفه ای بود . بهترین ویژگی ایشان از نظر بنده و برادرم حاج محمد لطفی که مربی و سرپرستی تیم فوتبال ثارالله غارت مالگه( هواسعلی) را بر عهده داشتیم، این بود که وی مظهر اخلاق اسلامی بودند کمتر حرف می زد بیشتر گوش می داد. ورزشکاری خستگی نا پذیر بودند ، اگر در زمین بازی تعویص می شد با این که یک بازیکن تمام عیار و برجسته بود، ولی هیچگاه ناراحت نمی شد و همواره به نظر بزرگترها و مربیان احترا م می گذاشت. آن شهید با اخلاق مصداق سخن علامه طباطبایی بودند که در خت دین اسلام را ریشه اش اعتقادات و ساقه اش را احکامیات و گل و میوه اش را اخلاقیات می دانستند، و هرگاه انسان اعتقاداتش محکم و ضوابط دین را اجرا نماید قطعا” سلامتی روح و داشتن اخلاق حسنه در ذاتِ وی بوجود می آید . این شهید با عمر کمش، یک شبه ره صد ساله راطی کردند .شهید تقی کولیوند مظهر اخلاق و کردار نیک بو ند ، به عبارت امروزی نمود عینی و عملی اخلاق اسلامی بودند . ایشان هیچگاه در هنگام فعالیت ورزشی و حتی در منزل و جامعه عصبانی نمی شدند .در امور مربوط به تیم ثارالله واقعا” جدی و جوانمردانه بازی می کردند ، در تمرینها و مسابق ات با تیم های شهر و روستاهای دره شهر حضوری فعال و منظم داشتند. با اعضای تیم رفتاری دوستانه و صمیمی داشتند. ایشان واقعا” در تیم فوتبال ثارالله و در هنگام بازی همکاری لازم را با کادرفنی و مربیان و بازیکنان رفتاری نیکو داشتند. این شهید گرانقدر بر روی افراد تیم حریف و مقابل، فوول و خطا نمی کردند ، بازیکنان تیم مقابل بر رویش خطا می کردند ولی ایشان فقط بازی خود را انجام می دادند. فردی با گذشت و با ادب بودند . شهید تقی کولیوند مصداق حقیقی این سخن بودند که ؛ “شیر را بچه همی ماند بدو ” وی از نوادگان سردار کیقباد خان عبدالشه کولیوند بودند ، که در جنگ با فتنه افاعنه و حمله به هندوستان ، به نادرشاه افشار کمک کردند و در بیرون راندن مهاجمان به کشور عزیزمان نقش عمده ای داشته است و نواده اش شهید تقی کولیوند سالها پس از مرگ جدش کیقباد خان کولیوند ، به همراه ارتش و سپاه و بسیج و سایر نیروهای دلسوز وطن، به میدان جنگ حزب بعث عراق و حامیانش رفتند، ودر دفاعی جانانه شربت شهادت نوشیدند .آن شهید با اخلاق، در تاریخ ۶۴.۱۲.۱۱شمسی برای همیشه چشم از جهان فانی فرو بست.و در برخوداری از انعام الهی ، و جوارحق جا گرفتند. برای اهمیت مقام شامخ شهیدان همین بس که شها دت هنر مردان خداست و به قول شاعر؛ همت مردانه می خواهد گذشتن از جهان یوسفی باید که بازار زلیخا بشکند روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد.


  • احمد لطفی

    "معرفی ملا حاجعلی کله مهی کولیوند" نویسنده: احمد لطفی - مدرس دانشگاه ملا حاجعلی یاری کله مهی کولیوند؛ در منطقه ای بین شهرهای کرمانشاه و اسلام آباد غرب در روستای کله جوب واقع در غرب ماهیدشت(مایشت، یا ماددشت)از خانواده ای با اصالت و تاریخی و مذهبی و شیعه ی دوازده امامی در دهه ی سی قرن سیزدهم هجری شمسی، به سال۱۲۲۷شمسی، دیده به جهان گشود. نام پدرش کربلایی یاره( یار محمد) از طایفه کله مهی ( کربلایی مهدی) و نام مادرش خیر بانو از طایفه ی جلوداربوده، و اعقاب دایی های ملاحاجعلی دارای نام خانوادگی عزیزی می باشند. آنچه که مرحوم حاجعلی برای فرزندانش نقل کرده است ، مادرش با زبان لکی سخن می گفته است. با اینکه جلودارهای ساکن روستای فاضل آباد شهرستان دره شهر لری صحبت می کنند، از اعقاب دایی های ملاحاجعلی یاری می توان به مرحوم مشهدی صید حسین عزیزی که در شهرستان دره شهر ، دارای مغازه بود، اشاره کرد. ملا حاجعلی یاری، بعد از مدتی به همراه خانواده به سیمره می آیند و در هومان سکنی می گزینند و همراه اقوام کولیوندشان ییلاق قشلاق می نمایند. کله مردها(کله مهی ها) کشاورزان مهمی بوده اند. ایشان و پدرش کربلایی یاره و کدخدا آواختی و پدرش از مردان به نام و مشهور سیمره و الشتر می گردند. ملا حاجعلی در دوران نوجوانی به همراه مردان منطقه ی سیمره و کولیوندهای آن دیار به عراق می روند . ایشان ضمن کارگری از محضر افراد باسواد و شیوخ و روحانیون ایرانی و عراقی قرآن می آموزد و با حروف ابجد و مطالعه ی کتابهای دینی آشنایی پیدا می کند . وی دارای حافظه ای قوی بود ، گذشته از قرائت صحیح قرآن ، گویا در کلاسهای اخلاق برخی از بزرگان در عراق شرکت کرده بود و آنطور که اعقابش می گویند ؛ نماز شب می خواند .نان و غذای افراد بی نماز را نمی خورد . وی معتقد بود اگر خوراکی حرام و مشکوک به دزدی، وخوراکی افراد بی نماز را بخورد زبانش بسته می شود ، توان حق گویی را از دست می دهد و در مقابل ناحق توان سخن گفتن و اعتراص ندارد. به عبارتی خوردن لقمه ی شبهناک ، چشم دل و بصیرت انسان را کور می کند. آنچه که نگارنده خود دیده است و همه ی مردم آبادی و اعقابش نقل کرده، و بیان می کنند؛ ایشان فردی متقی بوده، و با قرآن خیلی ماءنوس بودند. همیشه قرآن تلاوت می کرد، و تا زنده بود ماه رمضان را روزه می گرفت و در این ماه مبارک یکبار قرآن را تا آخر ختم می کرد. وی به نان حلال خیلی اهمیت می داد ، و حقیقتا" در زمان خودش بهترین کشاورز در منطقه بوده است. وی گذشته از رفتار و کردار مذهبی که حروف ابجد را از حفظ داشتند ، و به افراد مشتاق قرآن آموزش می دادند ، شاهنامه خوانی ماهر و مجلس آرائی شعر خواندنش سحر انگیز بود جنگ رستم و سهراب را از حفظ داشت . همچنین با ادبیات لکی و شاعران نامدارش آشنایی کامل داشت. اشعار ملا منوچهر و ملامحمد حسن کولیوند را از حفظ می خواند و همه از استعداد ذاتی و حافظه ی قوی این مرد ملا تعجب می کردند. [ نقل از علیداد یاری نوه ی بزرگ ایشان] تصویر ملا حاجعلی یاری کله مهی کولیوند( متولد سال ۱۲۲۷ شمسی و متوفی سال ۱۳۵۷ شمسی) ملا حاجعلی یاری - از طایفه کله مهی سیمره ، که در الشتر و نور آبار معلم قرآن بوده، و گویا در روستای سالیان خاوه شمالی که الان جزو خاک دلفان است ، و دربین طایفه کرمعلی کولیوند، مکتب داشته است، و درآنجا به بچه ها و مشتاقان معرفت قرآن می آموخته است.وی برای بزرگترها شاهنامه خوانی و پند و اندرزهای مذهبی می داده است . اهالی آنجا نیز ملا حاجعلی را از لحاظ اقتصادی تقویت می کردند، و در هم آنجا (روستای سالیانه) بود، که با عنبر بانو دخترشاعلی چراغی و مروارید ازدواج میکند، و در سالیانه دختر بزرگش سلطان بانو بدنیا می آید .( سال ۱۳۱۸ شمسی) اگر شناسنامه ی ملا حاجعلی را ملاک قرار دهیم صد و بیست سال عمر کرده است. علیداد نوه ی بزرگش نیز سن وی را ۱۱۵ تا ۱۲۰ سال اعلام کردند. ملا حاجعلی در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۷ جان به جان آفرین تسلیم می کند. قبرش در ضلع شرقی قبرستان فلکین سابق و گلزار شهید هادی کرمشاهی اسلام آباد( کرمشه) می باشند. خاطره ای از رفتار و کردار ملا حاجعلی: ایشان کشاورزی نمونه، و معلمی آگاه وبه آنچه از قرآن و متون دینی آموخته بود، واقعا" عامل بودند. یک روز در مجلس فاتحه ای وارد می شود که پسری رشید از خانواده ای شناخته شده از دنیا رفته است ، پدر آن جوان ، برای پسرش در فصل گرما به رسم روزگار کُتَل درست کرده بود ، شخصی قدرتمند و متمول هم به فاتحه می آید ، هنگام تشکر ، پدر ی که فرزندش مرده بود، رو به فرد قدرتمند می کند و می گوید: قبله منطقه؛ زحمت کشیدی، که به مراسم فاتحه خوانی آمده اید ، ملا حاجعلی کله مهی به شدت ناراحت می شود و به صاحب عزا می گوید؛ " مافقط یک قبله داریم که خانه ی خدا می باشد ، این چه طرز سخن گفتن است، و در این فصل گرما چرا بر این حیوانات بسته زبان کتل بسته اید ؟ به خدا در این گرما کتل کردن حیوانات گناه دارد.فوری بلند می شود، و کتلها را از روی حیوانات بر می دارد. این یک نمونه از شجاعت و درایتش بود ، که نوشته شد. فرزندان ملا حاجعلی یاری: ۱- سلطان بانو ۲-معصومه ۳-ماه بانو ۴-زربانو ملاحاجعلی پسر نداشته و فقط چهار دختر داشته است و الان فقط یکی از آنها زنده است، و همسر مرحوم محمد ( مَمَه) الماسی می باشند. شجره ی ملا حاجعلی یاری ، که از فرزندان دختر بزرگش، شروع می شود، به شرح زیر می باشند : علیداد و علیرضا و مهرداد هرسه فرزند سلطان بانو فرزند ملا حاجعلی یاری فرزند یاره فرزنداحمد فرزند مختار فرزند حقداد فرزندعینل فرزند زینل کله مهی هستند.[ اقتباس از مقاله معرفی نور محمد خان کولیوند؛ به قلم نگارنده] تصویر سلطان بانو دختر بزرگ ملا حاجعلی یاری ، که همسر پسرعمویش صیدعلی فرزند موءمنعلی یاری بوده است. ملاحاجعلی بعد از آنکه دختر بزرگش چهار ساله می شود ، مجددا" از روستا ی "سالیان" ، و سرزمین خاوه ی شمالی و کرمعلی های کولیوند ، به سمت سیمره می آید ، وفعالیتهای اجتماعی و مذهبی خود را در منطقه از سر می گیرد سواد بالای ایشان قبلا" مالکانه ی زمینهای سیمره را برای مباشران والی انجام می داد . در بیست و اند سالی هم که به اصلاحات ارضی مانده بود همان کار را برای خرده مالکان جدید در سطح دهستان شاکرمی سابق انجام می داد. این ملای بزرگوار گذشته از نصایح مذهبی ، برای افرادی که آوازه ی سواد و اخلاص ملا راشنیده بودند ، سنگ قبر می تراشید و درآداب کفن کردن و تلقین و دفن مردگان مردم سیمره و ۱۴ پاچه آبادی زرین دشت را از پشته فرهاد آباد تا جلگه ی چمکلان را انجام می دادند. وی با حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا شیخ صید هادی رحیمی صیمره ای تشریک مساعی می کردند. شیخ هادی رحیمی هم برای افرادی که در مجلس وعظش بودند و یا در جلسات خصوصی، اعلام کردند، تنها فردی که در سیمره ی آن روزگار یعنی ؛ دهه ی سی و چهل شمسی، و حتا تا اواسط پنجاه، قران را صحیح می خواند، با عربی آشنایی دارد، فقط ملا حاجعلی است. ملاحاجعلی واقعا" فردی خوش سخن بودند و از بس که خودش خالص بود ، و سخنش از دل برمی آمد ، واقعا" بر دلها می نشست. ایشان نوه های دختری خوبی دارد که به معرفی بزرگترینشان یعنی علیداد فرزند مرحومه سلطان بانو یاری، دختر ملاحاجعلی اکتفا می شود.دلیل این کار آن است که سلطان بانو در فعالیتهای کشاورزی و دامداری دوشادوش پدر پیر خوش اخلاق خویش کار می کرد. و بعد از مرگ ملا بسیار جزع و فزع و ناراحت بودند . در روز دفن ملاحاجعلی یاری کله مهی کولیوند ، تمام بزرگان وافراد ارزشمند و خردمندان تمام طوایف شرکت کرده بودند. کله مهی ها که افراد شاخصی در گذشته داشته اند ازجمله پدرش کربلایی یاره و پدربزرگش احمد، و کدخدا آواختی و پدر و پدر بزرگ ایشان ، بعلاوه ی کُردی کله مهی، همه مرد بزرگ زمان خویش بوده اند. وقتی که نورمحمد خان کولیوند در سیمره با یکسری از بزرگان برای دیدار املاک به سیمره آمده بود جهانبخت را خواستگاری می کند ، کله مردها به خاطر اینکه امکانات مادی خان کولیوند، درآن برهه از زمان در الشتر بوده ، وقتی که ازدواج می کند میخواهد برود الشتر مثلا" گوسفند و یکسری لوازم آسایش برای جهانبخت بیاورد ، اما کله مردها قبول نمی کنند بلکه سیاه چادر و گاو وگوسفند و ظروف و مشک آب و انچه لازمه ی یک زندگی زناشویی است همه را برای نورمحمد خان کولیوند و همسرش جهانبخت آماده ومهیا می کنند و دو یا چند ماه بعد تمام ایل و خاندان وبستگان خان از الشتر می رسند. این سخنان تاریخی را مرحوم ملاحاجعلی برای دخترانش و نوه اش علیدا د یاری بارها نقل کرده بودند. تصویر علیداد یاری نوه ی بزرگتر ملا حاجعلی کله مهی کولیوند. ایشان متولد سال ۱۳۳۵ شمسی در روستای چغاپوکه شهرستان دره شهر می باشند. و ی با کبری کولیوند، عضو خانواده ی معظم شهدا و دختر حاج پاپی احمدکولیوند و خواهر شهید جواد کولیوند، ازدواج کرده، و حاصل این ازدواج چهار پسر به نامهای وحید، رشید، امیرحسین، وامیر رضا و سه دختر، به نامهای سمیرا و پریا می باشند . علیدادیاری؛ سواد کلاسیک دارد، و دارای مدرک دیپلم قدیم هستند. ایشان فردی با سواد ، با درایت و باتجربه می باشند، که در سنگرهای مختلف از جمله جهاد سازندگی و حل و فصل مشکلات مردم ، و در زمان دفاع مقدس نیز فعالیت های چشمگیری داشته است . وی سالها ست که به جامعه روستایی خدمت می کند . مختصر فعالیتهای ایشان به شرح زیر است؛ ۱- ۱۳ سال رئیس شورا ی اسلامی روستا ی چغا پوکه بوده است. ۲- مدت ۶ سال نماینده دادگستری در شورای حل اختلاف روستاهای چغاپوکه و وزیر آباد بوده است. ۳- ۱۵ سال دهیار روستای چغاپوکه ، ودر خدمت مردم ، و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده است. ۴- ایشان با تبعیت و پیروی از دستورات ولایت فقبه ، و امام راحل(ره) ، مدت ۷سال درجهاد سازندگی و ۲۸ماه در خدمت جنگ تحمیلی بخصوص فعالیت در گروههای مقاومت را می توان ازجمله خدمات ایشان برشمرد. معرفی خانواده شهید جواد کولیوند : شهید جواد کولیوند فرزند حاج پاپی احمد کولیوند از تیره ی کله مهی و مریم اسدی از طایفه کرمشه(کرمشاه) می باشند. آن شهید بزرگوار در سال ۱۳۴۸ شمسی در روستای چغاپوکه به دنیا آمد و در سال ۱۳۶۷بعداز دوسال جهاد مقدس، به درجه ی رفیعه ی شهادت نایل آمد. کبری کولیوند خواهر تنی (خواهرپدری و مادری ) ایشان است که همسر علیداد یاری است. بانو کبری کولیونداز فرهنگیان و معلمان شایسته ی آموزش و پرورش شهرستان دره شهر می باشند .و در منزل نیز کار آفرین بوده و در اوقات فراعت به امورکشاورزی وگاوداری به شوهرش کمک می کنند. در منزل کدبانویی شایسته و پر تلاش هستند و فرزندانی سالم را تحویل جامعه داده است. شهید جواد کولیوند فرزند حاج پاپی احمد کولیوندو مریم اسدی کرمشه شجره نامه شهید جواد کولیوند: شهید جواد کولیوند فرزند حاج پاپی احمد فرزند شفیع فرزند علی فرزند میرزاحسین کله مهی کولیوند می باشند. تصویر مرحوم حاج پاپی کولیوند پدر شهید جواد کولیوند. ایشان فردی متدین و بزرگوار بود، که فرزندش را در راه انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) تقدیم نمود. وی همواره مدافع اسلام و کارهای خیر بودند. معرفی خانواده ی همسر ملا حاجعلی یاری: عنبر بانو چراغی همسر ملا حاجعلی بوده است . وی اهل روستای سالیانه خاوه بوده ، و از طایفه کرمعلی بودند. نام پدرش شاعلی و نام مادرش مروارید بوده است عنبر بانو دو برادر به نامهای کربلایی محمد و کربلایی مستعلی ، و یک خواهر نیز به نام گوهر ( گَوَر) بانو داشته است. روح ملا حاجعلی و وابستگانش همگی شاد باد. تاریخ نگارش: ۱۴ فروردین سال ۱۳۹۷


  • رامین احمدوند

    درود بیکران و عرض ادب و ارادت خدمت مدیریت سایت و تک تک مردمان قوم کُرد،لُر.و تمامی ایلات وند. ایل احمدوند (حمایوند(همایوند)-حماوند(هماوند)- حمه وند(حموند)همه وند(هموند)-حمیوند(همیوند)-حمیون(همیون)-حمین(همین) ساکن در دورود و نورآباد لرستان ملایر و نهاوند و تویسرکان استان همدان زردلان و هلیلان چرداول و دره شهر استان ایلام دورود فرامان و میان دربند و تمامی اطراف آن تا کامیاران در استان کردستان ایران همچنین شهرهای مهاباد و سردشت و بانه و اطراف آن در کردستان ایران و همچنین در سلیمانیه و کرکوک و بازیان و بادینان و گرمیان و کلار و خانقین و خصوصا" به مرکزیت چمچمال در کردستان عراق. حضرات گرامی ایل احمدوند همچون دیگر ایلات وند حاضر در ایران زمین و خصوصا" استانهای لرستان،همدان،ایلام و کرمانشاه دارای یک ایل مجزا و تاریخی میباشد و طوایفی با نام احمدوند(حمه وند یا حمیوند یا حمیون) و پیر احمدوند(پیر همین)در نورآباد لرستان و زردلان و هلیلان چرداول و دره شهر ایلام همگی جزء ایل احمدوند میباشند. در ضمن در تلگرام کانال و گروه ایل احمدوند فعال میباشد.با سپاس بیکران. رامین احمدوند فرزندی از ایل احمدوند



آخرین مقالات