جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل باستانی جاکی

با پوزش، درین مورد اطلاعاتی وارد نشده است ، اگر کسی میتواند میتواند درین زمینه همکاری کند تا بیوگرافی از این ایل وارد کنیم

1 نظر

  • میرزا ابراهیم ملتجی بویراحمدی

    میرزا ابراهیم ملتجی بویراحمدی از شاعران بنام لُر است. از سـرايندگان دوران مشـروطيت و از هـواداران محمد عليشاه قاجار بود. وی ديوان شعری متشكل از غزليات، رباعیـات، تركيب بند و مخمس را دارد که در بخش خطی كتابخانه مركزی دانشـگاه تهـران موجـود و بـه شـماره ۲۹۳۷ به ثبت رسیده است. این ديوان، گنجینه ای ارزشمند و منحصـر به فـرد و یکی از معتبرترين اسناد فرهنگی و ادبی استان كهگيلويه بویراحمد است. از قـراين بر می‌آید كه علاوه بر شاعری و تسلّط در اين فن از هنر خوش نويسی نيـز برخوردار بـوده اسـت. اشعار ديوان او بالغ بر ۱۷۰۰ بیت است، از دیوانش اطلاعات زیادی درباره خود به دست نمیدهد؛ جز تخلص، نام پدر، ایل، محل سکونت و منشیگری او، چیز دیگری نوشته نشده است. وی خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «ميـرزا ابراهیم ملتجی خاک قدم عارفان و قلاشان پارس» ( داروی، ۱۱:۱۳۹۱). از مطالعه در دیوان او بر می‌آید که عارف مسلک و صوفی منش بوده است، وی با شاهنامه فردوسی، دیوان حافظ و سعدی همدم و مانوس بوده است. ردپای حافظ را می‌توان در دیوانش مشاهده کرد. در دیوان او ملامتی نیز به چشم می‌خورد یکی از مضامینی که در شعر او نمود زیادی دارد عشق است همچنان که حافظ و بقیه شعرای عارف مسلک، عقل را در بیان مشکلات لایعقل می‌دانند، وی نیز معتقد است هر کجا عشق درآید، ناموس و نام بر باد می‌رود و از خرد نباید مسئله عشق را پرسید: ‌‌‌از خـرد مسـئله عشـق نبايـد پرسيد _ ‌‌‌‌‌‌ز آنکه در عشق، خرد مسئله دان این همه نیست! ‌‌‌‌‌از مطالعه و مداقّه در دیوان او به ویژه غزلیات، اشارات زیادی از اصطلاحات عرفانی، آلات موسیقی، نام پهلوانان و شاهان شاهنامه، اصطلاحات شطرنج و عشّاق معروف مشاهده می‌شود. ‌ملتجی بویراحمدی در بین شاعران گذشته بیشتر از همه از حافظ تاثیر پذیرفته است. غزل زیر را به اقتفای غزلی از حافظ با مطلع: ‌‌رونق عهد شـباب اسـت دگـر بسـتان را _ ميرسد مژده گل بلبل خـوش الحـان را ‌‌‌(حافظ، ۱۵:۱۳۸۲) گفته است: ‌‌‌‌‌تيغ ابروی كجت كـرده خـراب ايـران را ‌‌‌‌‌‌_‌‌‌ فتنه چشم تو بـر هـم زده تركسـتان را / ترسم از لعل لبت، كـام نگـردد حاصـل ‌‌‌_ كه به پيمانه كشی می شـكند پيمـان را ‌‌‌‌‌‌‌‌(داوری، ۶۲:۱۳۹۱)



آخرین مقالات