سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

باب کیان ارثی

با پوزش، درین مورد اطلاعاتی وارد نشده است ، اگر کسی میتواند میتواند درین زمینه همکاری کند تا بیوگرافی از این ایل و باب وارد کنیم

3 نظر

  • علی کیان ارثی

    باسلام باب کیان ارثی یکی از باب قدرتمند می باشد که می توان از محمد تقی خان کیان ارثی یاد برو که در روستای ننادگان سکونت داشت به دلیل اختلافات فامیلی به قلعه تل مهاجرت میکند ولی یکی از فرزندان خان بنام محمدتقی خان بنام مهدیقلی خان معروف به مم میتی در فریدن میماند که فرزندان او بنام های حیدر خان .محمود خان که درننادگان سکونت داشتن وپاشاخان .....ودر حال حاضر نوادگان در روستا می باشند..و قلعه انها هنوز باقی میباشد ..


  • تحریف نام سرلِک

    پان لکها اظهار نظر کلی و پوشالی می‌کنند. در دام تصورات غیرتاریخی افتادند همیشه یکسری حرف بدون سند تاریخی میزنند. در نوشته‌هایشان تعصب موج می‌زند و براساس حدسیات و فرضیات غیر مستند نظر می‌دهند. فرض و گمان خاص خود را به‌عنوان تاریخ بیان می‌کنند که مصداق بارز سفسطه است. مثلاً ایل سرلک بختیاری که تاریخ، شجره‌نامه، زبان لُری و فرهنگ شفاهی زنده بختیاری دارند و حتی سنگ قبرهای قدیمی اصالت این ایل لُربختیاری را نشان می‌دهد، را بدون هیچ سندتاریخی و فقط برحسب تشابه لفظی، لک می‌نامند! درصورتیکه لک خودش یک طایفه است و اولین بار در تاریخ، اواخر صفویه (زمان شاه سلطان حسین) درکتاب منتخب التواریخ نطنزی، صفحه ۵۳، به‌عنوان یک طایفه از قوم لُر نام برده می‌شود. حالا فرق بین طایفه و قوم را نمی‌دانند! هر چی لک داشت که لک نیست مثل: کشور چک، پولک، الک، کک و مک، قولک، لکلک، کبک و... یا ایل ذلقی بختیاری را به‌صورت غلط املایی زلکی می‌نویسند تا بگویند آنها هم لک هستند!!! درصورتیکه ذلقی درست است و اسمشان را از رودخانه پرآبی که در الیگودرز بنام زآلقی از کوه‌های اشترانکوه (کوه مالو) سرچشمه می‌گیرد گرفته شده و کم کم بصورت زلقی (ذلقی) درآمده است. حتی نام رود زآلقی درکتاب اطلس راههای ایران، دکتر سعید بختیاری، صفحه ۵۸، آمده است.


  • حسین ایسوند

    حسین ایسوند: ﮔﻮﯾﺶ ﺷﻮﺷﺘﺮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮔﻮﯾﺶ‌ﻫﺎﯼ ﺯﺑﺎﻥ ﮐﻬﻦ ﻟُﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﯾﺶ ﻗﺮﺍﺑﺖ ﻧﺰﺩﯾﮕﯽ ﺑﻪ ﮔﻮﯾﺶ ﻟﺮﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻣﯽ‌ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﻌﺮوﻑ ﺑﻪ ﺧﻮﺯﯼ ﺍﺳﺖ. ﻧﺎﺻﺮ ﺧﺴﺮﻭ ﻣﯽ‌ﮔﻮﯾﺪ: ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺯﯼ ﺳﺨﻦ ﺭﺍﻧﺪﯼ‌ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺯﺭﯾﻦ‌ﮐﻮﺏ ﻧﯿﺰ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﺩﺭﮐﺘﺎﺏ ﺍﻋﺮﺍﺏ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﺑﻦ ﺣﻮﻗﻞ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻧﯿﻢ ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﻋﻬﺪ ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ ﻋﻤﺪﺗﺎً ﻗﻮﻡ ﺧﻮﺯﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻡ ﺗﺎ ﻗﺮن‌ها ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺮاﻓﺘﺎﺩﻥ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ ﻧﯿﺰ ﺯﺑﺎن‌شان ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻫﺠﺮﯼ، ﺑﻨﺎﺑﺮ ﮔﺰﺍﺭش‌هایی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺳﺖ، ﺣﺘﯽ ﺧﻮﺯﯼ‌ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﯿﺮ ﻋﺮب‌ها ﺷﺪﻩ و ﺑﻪ ﺑﺼﺮﻩ ﮐﻮﭼﺎﻧﺪﻩ شده ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺩﺭ ﺑﺼﺮﻩ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﮑﻠﻢ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ‌. ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﺯﯼ ﻫﯿﭻﻭﺟﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮐﯽ ﺑﺎ ﺯﺑﺎن‌های ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻭ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺑﻦ‌ﺣﻮﻗﻞ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎیی ﺑﻪ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ می‌رود، ﺯﺑﺎن بومیان خوزستان‏ ﻧﻪ ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﯾﺎﻧﯽ ﻭ ﻋﺒﺮﺍﻧﯽ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ ﺩﺭﺟﻪ ﺍﻭﻝ ﺧﻮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ‌ﺭﻓﺘﻨﺪ، ﺍﺯ ﺑﻘﺎﯾﺎﯼ ﻗﻮﻣﯽ . ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﮔﺎﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﺯﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺁﻭﺭﺩ: ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ: ﺗَﺮَ / ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ: ﻧَﺘَﺮَ / ﺧَﺴﯽ ‏ khasi ‏: ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻥ ﯾﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮ / ﺧﻮﺍﺭ ‏ khaar : ﺧﻮﺍﻫﺮ / ﺑِﺮﺍﺭ ‏ beraar ‏: ﺑﺮﺍﺩﺭ / ﭘِﯿﺎ ‏piyaa ‏: ﻣﺮﺩ / ﻣِﯿﺮَ ‏ mera ‏: ﺷﻮﻫﺮ / ﺍَﻓﺘﻮ ‏ ‏ afto‏: ﺁﻓﺘﺎﺏ / ﺍُﻭ ‏ o ‏: ﺁﺏ / ﭘَﺴﯿﻦ ‏ pasin : ﭘﺲ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ / ﺍﯾﺴﻮﻥ ‏isoon ‏ : ﺍﯾﻨﮏ ‏ﺣﺎﻻ‏، ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ / ﺍﻭﺳﻮﻥ ‏ oosoon ‏: ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ، ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ‏/ ﺍی‌لا ‏ ila: ﺍﯾﻦ ﻃﺮﻑ / ﺍﻭ ﻻ ‏ oola ‏: ﺁﻥ ﻃﺮﻑ / ﮐُﻠﻤِﺠﻮﺭ ‏ kolmejoor ‏:ﮐﺎﻭﺵ ﻭﺟﺴﺘﺠﻮ / ﻗَﻠَﭙﯿﺪﻥ ‏ ghalapidan ‏: ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﻐﻞ / ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺷَﮑﻨﯿﺪﻥ ‏ shaknidan ‏: ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ، ﺷﮑﺎﻧﺪﻥ، ﻟﺮﺯﯾﺪﻥ / ﺷِﯿﻮﻧﯿﺪﻥ ‏ shevenidan ‏: ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ / ﮔُﻠﻨﯿﺪﻥ ‏ golnidan ‏ : ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻥ / ﺧُﻔﺘﯿﺪﻥ ‏ khoftidan ‏:ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ / ﻭِﺭﺳﯿﺪﻥ ‏versidan ‏ : ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻥ ‏ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻦ ‏/ ﺗﺮِِﺳَّﻦ ‏ taresan ‏: ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻦ / ﺑﺰﻧﯿﺪﻥ ‏beznidan ‏ : ﺑﯿﺨﺘﻦ، ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ / ﺍﻧﺠﻨﯿﺪﻥ ‏ enjenidan ‏: ﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﻥ / ﺭﻭﻣﻨﯿﺪﻥ ‏ romnidan ‏:ﻭﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻥ / ﭘﺘﯽ ﮐﻮﺭﺩﻥ ‏ pati kordan ‏: ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ / ﺷﮏ ‏ shak ‏: ﺗﮑﺎﻥ ﻭ ﻟﺮﺯﺵ / ﭘﯿﺖ ﺧﻮَﺭﺩﻥ ‏ peyt khordan ‏: ﭘﯿﭻ ﺧﻮﺭﺩﻥ / ﺩِﺷﺒُﻞ ‏ deshbol ‏: ﻏﺪّﻩ / ﻋَﺲ ‏ as ‏: ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ / ﺗﯿﻪ ‏ tiya ‏: ﭼﺸﻢ / تی: چشم / پِت در برخی مناطق لُرنشین نوفت: دماغ / خَرَّهَ: گِل / چَپیلهَ: کوچه پس کوچه های پرت / دِندِلوز: آویزان / گِلال: سنگهای صاف کوچک / کُلُمتهَ: سنگهای نسبتاً بزرگ / بِه، بهی، بهیگ: عروس / ایسه: حالا / اوسه: بعداً / نیشتن: نگاه کردن / کُلمِجور: جستجو / گُلنیدَن: روشن کردن / مرک: آرنج / کپو: سر / پی: چربی / چغا ، چگا: تپه / گرگراک: خزنده مارمولک شکل ولی سه چهاربرار بزرگ در برخی مناطق لُرنشین به آن دامارو گرفته میشود / پته: برآمدگی / گوو ، گگه: برادر / دا: مادر / میره: شوهر / کول: دره / لم: پایین / وا والا: بالا / گَر: صخره، تخته سنگ و بسیاری کلمات دیگر. حتی در زبان لُری برای انواع صداهای ایجاد شده نیز اصطلاحاتی بکار می‌رود: مانند: غُرمب غُرمب: برای صدای رعد و برق – تِرَق تِرَق – شِرَق شِرَق – پَق پَق – گرم هور و... برخی از واژگان زبان باستانی ایلام در زبان کنونی لری برگرفته از کتاب دنیای گمشده ایلام نوشته ایلام شناس برجسته والتر هنتیس آلمانی. این زبان زیبا بی نظیر را حفظ کنیم؛ زوون دایه مون نهلیم ز ویرمون ره



آخرین مقالات