پنج شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل شوهان

ایل شوهان

تقدیم به ایل شوهان 


 چون رودِ روان، ساری و جاری هستید

از یک ژن پاک ، یادگاری هستید

بعد از دوسه ماه گفتمان ثابت شد

ازایل  بزرگ  بختیاری  هستید


مقدمه:

لری شوهانی عمدتا در دهستان هایی از شهرستان های دره شهر ، ملکشاهی  و مهران از استان ایلام تکلم می شود.قرائن به دست آمده در مطالعات زبانی دلالت بر آن دارد که « شوهانی »کهن¬ترین گویش لری مینجایی بوده و به احتمال زیاد تمام گویش های مینجایی دیگر از این گویش یا گویشی شبیه به آن منشعب شده اند.

(این بخش برگرفته از مقاله جناب آقای مسعود سیفی می باشد که مقایسه ای اجمالی بین گویش دهستان هندمینی و گویش شوهان داشته اند.)


به نقل از مرحوم حاج عباسقلی محمدی و مرحوم حاج زکی اسکندری که توسط آقای نوردین محمدی گردآوری شده است منقول است که  حدود ۴۸۰ سال پیش یعنی سال(۹۰۷) ه.ش همزمان با تٱسیس سلسله صفوی ،(احمد خان)و(محمدخان) جد پدری طوایف کاید خورده و شوهان و کاووسی و کایدهای دیناروند ، ازچهارمحال بختیاری و از روستای خسرو آباد به دلایلی ، مهاجرت و در منطقه (دهلران) اقامت گزیده اند .


هرکسی کو درو ماند از اصل خویش ××× باز جوید روزگار وصل خویش


لرستان پشتکوه  از قدیم الایام سکونتگاه طوایف قوم لر بوده است.بسیاری از لر های استان ایلا م همچنان به زبان مادری خود تکلم می کنند ولی بعضی دیگر از آنها که بیشتر ساکن شهر ایلام و مناطق غرب استان هستند به زبان لری آمیخته به زبان اقوام همسایه و خویشاوند یعنی کردی سخن می گویند.دسته اخیر با اینکه زبان لری آمیخته با کردی دارند ولی همچنان خود را قویآ لر دانسته و اصالت نژادی خود را مورد تآکید قرار می دهند.یکی از مهمترین ایلات لری که دارای اینچنین وضعیتی هستند ایل بزرگ شوهان است.گویش ایل شوهان ، لُری شوهانی است .  گویش لری شوهانی در بین گویشهای لری لرستان پشتکوه  به دلایل متعدد از جمله مجاورت جغرافیایی به زبان کردی  رایج در لرستان  پشتکوه نزدیک تر است به همین دلیل عده ای نا آگاه یا مغرض این ایل اصیل لر را به اشتباه کرد معرفی می کنند. ایل شوهان یکی از بزرگ ترین ایل های استان ایلام است. محل اصلی این ایل دهستان شوهان در جنوب شهر ارکواز ملکشاهی است. دهستان شوهان  از جنوب با عراق و از شمال با شیروان و چرداول، از غرب با ملکشاهی و از شرق با میمه همسایه‌است .بسیاری از اهالی این ایل هم اکنون در شهرستان های ایلام ، مهران ملکشاهی ،شوش و قزوین  سکونت دارند.

ایل شوهان شامل ۹طایفه  به نام های فلک  ،کلیوند ،قیطول ، صفرلکی  ،کاوری ، کرهر  ،بلوچ  ،شرف  و سادات سید ناصرالدین است.سرزمین اجدادی آنان چالاب /چنگوله/سرتنگ زعفرانی/زیتون/خوشادول/بلوطسان/نادرآباد/چیچال/چشمه پهن/است. مرزهای  لرهای شوهان عبارت است از مرز بین کرد ها وشوهان در شرق این ایل و مرزبین شوهان و ملخطاوی و ملکشاهی در غرب و از شمال به کبیر کوه و از جنوب به مرز عراق و اعراب رویشد و مناطق دیر مالی .ایل شوهان از قدیم الایام با طایفه کایدخورده ساکن دهلران که آن هم از طوایف بزرک لر  لرستان پشتکوه است برادر  و از یک اصل و ریشه بوده است .


نسب ایل شوهان با ایل کاید خورده دهلران یکی است که این ایل هم از ایلات لُرتبار استان ایلام است.گویش ایل شوهان و کاید خورده در حال حاضر گویش"لُری فئیلی"است که  بیشتر به "لُری لرستانی"یا" لُری خرم آبادی " معروف است ولی اصل این دو ایل به لُرهای بختیاری که از لُرتباران اصیل "لُر بزرگ"هستند می رسد .با اینکه اصل و نسب ایل شوهان کاملأ "لُری " است ولی بعضی از عزیزان یاد شده بعد از عدم توفیق در کرمانجی خواندن گویش این ایل سعی در نسب سازی دروغین و نسبت دادن این ایل به ایلات کرد زبان  کرده اند. انکار هویت لُری شوهان ها مثل انکار آفتاب در یک روز آفتابی سوزان است. پس از این کارهای غیر اخلاقی  دست بکشید و با این کار های غیر فرهنگی بذر تفرقه را در بین دو قوم "کرد"و "لر"نپاشید.این را هم باید دانست :

نکته: شوهان به گویش شوهانی های خود شوهون بیان میشود و شوهون در گویش بختیاری یعنی چوپان و این اشاره ایست به لر بودن ایل شوهان. همچنین در گویش لری شوهان کلمه ی سی تو زیاد تکرار میشود و این کلمه در واقعه کلمه ای بختیاریست که از زمان تبعید این ایل بهمراه برادر خود کایدخورده ها از سرزمین بختیاری به یادگار مانده است .


نتیجه: ایل شوهان (شوهو) بزرگترین ایل لر در استان ایلام است. ریشه این ایل منسوب به بختیاریان میرسد. 



"کُرمانج های لُر"یا "لُرهای کُرمانج"


همانطور که پر واضح است،لرستان پشتکوه یا استان ایلام کنونی  بخش جدایی ناپذیر جغرافیای تاریخی لرستان قدیم و قوم بزرگ لر بوده و از قدیم الایام سکونتگاه طوایف و ایلات لُر بوده است ؛شوهان یکی از اصیل ترین ایلات لُر ساکن در لرستان پشتکوه و درعین حال بزرگترین ایلات لُر این منطقه از غرب کشور است.زبان،آداب،رسوم،آیین،لباس و هر آنچه تعیین کننده تبار یک ایل است در خصوص ایل شوهان  کاملآ لُری است.در تقسیم بندی اجزائ قوم لر ؛شوهان جزء ایلات لُر فیلی محسوب می شود. لُرهای فیلی به همراه لُرهای لک " لُر کوچک "و به همراه لُرهای بختیاری،لُرهای ممسنی و لُرهای کهکیلویه و بویر احمدی به عنوان لُرهای محدوده" لُر بزرگ" ،اقوام لُر را تشکیل می دهند.لُرهای فیلی  علاوه بر لرستان پشتکوه (دره شهر ،آبدانان ،دهلران ،مهران ،ملکشاهی و شهر ایلام)در لرستان پیشکوه(خرم آباد،چگنی،پلدختر،درود و کوهدشت)و خوزستان(اندیمشک،شوش و دزفول)سکونت دارند.در عصری که ناسیونالیسم قومی رو به فزونی است متاسفانه عده ای از ناسیونالیست های قوم برادر وشمالی جهت مستحکم کردن جایگاه قومی خود در لرستان پشتکوه  به تبارسازی قومی پرداخته و در این بین توجه خود را بر ایل بزرگ شوهان متمرکز کرده اند چون به خوبی می دانند در صورت موفقیت و کُرد نمایی شوهانها وزنه را به نفع خود تغییر داده اند.این افراد به شکلی کاملآ غلط و نادرست شوهانها را کُرمانج معرفی می کنند. به این افراد باید گفت با توجه به تاریخ،زبان،آداب،رسوم و از همه مهمتر اجداد مشترک این ایل لُر با سایر ایلات و طوایف لُر فیلی خصوصآ طوایف لُر فیلی ساکن در لرستان پشتکوه  تنها در یک صورت می توان شوهانها را کرمانج نامید وآن هم این است یا همه کرمانج ها که حدود 25 میلیون نفر هستند و در کشورهای مختلف زندگی می کنند را لُر بدانیم و به آنها "کرمانج های لُر"بگوئیم یا همه لُرهای فیلی (نه فقط شوهانها) که تقریبآ 2 میلیون نفر هستند ، را کُرمانج بدانیم و آنها را "لُر های کرمانج "بنامیم در غیر این صورت به جز خندیدن به این ادعا،واکنش دیگری نمی توان نشان داد.


در بسیاری از  کامنتهای نوشته شده از طرف برادران به اصطلاح کرد ایلام  برای وبلاگ "شوهان :بزرگترین ایل لٌرزبان استان ایلام"  آمده بود که با اینکه زبان شوهانها لٌری است ولی تبار آنها کٌردی است.  در برخورد اول این پیام  ها من را خشمگین ساخت . دلیل خشمگینی من این بود  که دوستان، تبار لٌری شوهان را که از روز هم رشن تر است زیر سؤال می برند و به آنها توهین می کنند زیرا بزرگترین توهین به افراد انکار هویت واقعی آنها است.با خود گفتم که  با توجه به یکی بودن اجداد  شوهانها با کاید خورده های دهلران؛ اگر تبار لٌرهای کاید خورده را کٌرد کردید آن موقع می توانید شوهان ها را نیز کٌرد بنامید.وقتی این به ذهنم  متبادر شد که با اینکه این دلیل اصلآ درست نیست ولی اگر به اشتباه فرض را بر درست بودن آن بگذاریم چرا  این دوستان همین استدلال را در مورد لٌرتبارانی مثل حیدریها ،پیرحیاتی ها،رشنوادی ها ....که زبانی شبیه کردی اختیار کرده اند به کار نمی برند،عصبانیتم از این همه جهالت بیشتر شد .در مورد لرتباران کرد زبان می گویید اصل بر زبان است و بعد در مورد لرهای شوهان چون نمی توانید زبان لری  آنها را زیر سؤال ببرید تبار غیر واقعی می سازند و اصل را بر تبار می گذارند.این نهایت بی انصافی است اگر نام دیگری بر آن ننهیم.این نشاگر این است که این دوستان کمر همت به نابودی هویت لٌری لرتباران ایلام بسته اند و برای این کار از هیچ کار غیر اخلاقی دریغ نمی کنند و با خود گفتم خداوند کمرتان را خرد کند تا دیگر به کارهای غیر اخلاقی کمر همت نبندید.بعد از مقداری تأمل، خشمم فروکش کرد و دلیل این فروکش این بود که با خود فکر کردم ما در برخورد با تبلیغات غیر واقعی این عده برای کردنمایی لرتباران  ایلام یک گام به جلو برداشته ایم، چون قبلآ آنها حتی زبان لٌرهای شوهان را  هم کٌردی کرمانجی معرفی می کردند ولی الان پذیرفته اند که زبان شوهان ها لٌری است و حال به فکر تبار سازی غیر واقعی افتاده اند.به این دوستان باید گفت که تعصب بس  است ،دست از تبلیغات نادرست بدارید و واقعیت را بپذیرید، شوهانها از لحاظ تبار و زبان، لٌر هستند لا غیر .


منم لر بچه ای از ایل شوهان            منم لرزاده ای از نسل شیران            


اگر روزی رسد بر لر گزندی                برای قوم لر من می دهم جان


دلم دارد گواهی از اصالت                  فقط لرزاده ام ،نه این و نه آن

19 نظر

  • سیامک

    سلام ودرودبرایل شوهان بزرگترین ایل لرزبان پشتکوه بنده ازطایفه صفرلکی که اصلی ترین طایفه ایل شوهانه هستم واززبان بزرگانمان وپدربزرگم مرحوم آزادخان کرمزاده که بزرگ ایل بوده اندشنیده ایم که از۷لنگ بختیاری به این سرزمین آمده ایم

  • مدیر وبسایت

    درود بر شما


  • سیامک

    سلام وخسته نباشیدخدمت شمامدیرمحترم وبسایت،میخواستم بدونم ممکنه که عکس بزرگان ایل شوهان روبفرستم براتون بزارین توی وبسایت؟واگه ممکنه چطوری این کار روبکنم؟بادرودفراوان

  • مدیر وبسایت

    با سلام برادر ارجمندم . تو کانال تلگرام که لینکش تو سایت هست عضو بشید و از طریق ارتباط با ادمین تلگرام مطالب خود را بفرستید. سپاس فراوان


  • فرهاد

    بادرود فراوان: ایا ممکن است همتباران شوهان با مردمان شبانکاره یا (شوانکاره ) از یک نسل باشند؟


  • محسن شعبان

    باسلام خدمت ایل بزرگ شوهان ما هم از طایفه بزرگ شوهان زیر مجموعه ایل بیرانوند هستیم ولی تا چند سال پیش می گفتند شما جز بیرانوند نیستید مثل بختیاری ها هستید یعنی ممکنه ما هم جز ایل شوهان باشیم در ضمن طایفه سالاروند که در درود هستند وبه زبان بختیاری حرف میزنند زیر مجموعه شعبان بیرانوند هستند


  • پلاستیک سازی

    پلاستیک سازی از دیگر دروغهای شاخدار که متأسفانه از سوی همین افراد زودباور و ساده لوح در گروهها و کانالهای تلگرامی دست به دست میشد این بود که: لرهای بختیاری اصالتاً کرد هستند! جالب اینکه برخی افراد ناآگاه این ادعای صد درصد کذب را باور کرده اند و در دورهمی های مجازی به آن استناد میکنند!《دزدان هویت》ازحدود یکصد سال گذشته تاکنون برای جعل هویت مناطق لُرنشین اقدامات راهبردی زیادی انجام دادند که متأسفانه تاحدودی هم موفق بوده اند. کردی سازی استانهای ایلام (لُرستان پُشتکوه) و کرمانشاه که محل زندگی لرهای لک و مینجایی میباشد و نیز راه اندازی《رادیوکردی》در استان کرمانشاه، در سالهای پیش از انقلاب را میتوان دراین چارچوب تحلیل و تفسیر کرد.تجزیه طلبان که در دهه های اخیر به دنبال جداسازی استانهای کردستان و آذربایجان غربی بودند؛ حالا دیگر چند سالی است که به خیال واهی خود میخواهند لُرستان را هم ضمیمه کردستان بزرگ کنند.چندی پیش دریکی از کانالهای تلگرامی عکسی از《پل کشکان چگنی》واقع در شهرستان چگنی منتشر شد که در پایین آن نوشته شده بود: پل کشکان واقع در《کردستان جنوبی!》بر اثر القائات و تبلیغات پیدا و پنهان پانکردها در استانهای کرمانشاه و ایلام در دهه های اخیر نسلی《خود کردپندار》پا به عرصه گذاشته که کاملاً به پیشینه تاریخی و قومی خود پشت پا زده و هویت هزاران ساله خود را انکار می کند!


  • بهروز

    توضیحات سایت جعلی ویکی پدیا در مورد ایل شوهان: ایل شوهان از ایلات بزرگ ساکن استان ایلام است.[۱][۲][۳] دانشنامه ایرانیکا در مقالهٔ ایلام از ایل شوهان به عنوان یکی از ایل‌های اصلی استان ایلام نام برده‌است[۴] و در مقالهٔ طوایف کُرد آن را به عنوان یکی از ایل‌های کُرد منطقهٔ کرکوک!!! عراق معرفی می‌کند.[۵] در لغت نامه دهخدا در مورد ایل شوهان گفته شده که این ایل یکی از ایلات کرد در پشتکوه ایلام است که ییلاق ایل مزبور در تهته و خوشول و قشلاقش در بلوطستان است.[۶] محل اصلی این ایل دهستان شوهان در جنوب بخش ارکواز است و مسیر حرکت عشایر آن از مسیرهای میدان زیتون، چالاب، و چنگوله تا نزدیکی‌ها مرزهای عراق حرکت می‌کنند و در موسم پنجه به ارتفاعات کبیرکوه بازمی‌گردند. بر این اساس نواحی مرزی مهران و دهلران گرمسیر، و آبادی‌های شوهان مناطق سردسیر ایل شوهان محسوب می‌شوند. گویش زبان اصلی مردم شوهان کردی!!!!؟؟! شوهانی است.[۸][۹][۱۰][۱۱] طوایفی از شوهان که در خراسان شمالی و در کردستان عراق و ترکیه ساکنند به زبان کردی کرمانجی!!!! تکلم می‌کنند. تبار دایرة المعارف اسلامی ایل شوهان را مجموعه ای از ایلات کرد!!!، مهلکی و طایفه‌های چمزی، گچی، یلماس و دوسان معرفی نموده‌است[۱۲] رحیم جوزی ایل شوهان (شوهو) را بزرگترین ایل لر در استان ایلام دانسته.[۱۳] این ایل منسوب به لرهای بختیاری و از فرزندان چهارلنگ، از دودمان بختیاری می‌باشند.[۳] کلای‌وند درایل شوهان بزرگترین قوم عشیره‌ای در میان این ایل بزرگ می‌باشد. کلای‌وند از چهار تیره به نامهای: زکی. آینه. سبزی. کوچک (احمدعلی) تشکیل گشته‌است که چهار برادر بوده و فرزندان «بختیار» مؤسس ایل (بختیاری) می‌باشند. ایل شوهان یکی از ایلات با سابقه استان ایلام در میان جمعیت مردمی می‌باشد.[۱۴] زکی. آینه. سبزی. کوچک. چهار برادر از نسل کلای بزرگ بوده‌اند که کلیوند بزرگ خود نیز از نسل پنجه می‌باشد. برای هر انسان لر زبان و لرتباری مثل روز روشن است که زبان ایل شوهان لری است.کسی که آشنایی کمی با زبان لری و لهجه شوهانی داشته باشد هرگز مزخرفات عده ای بی هویت را قبول نمیکند.در این سایت جعلی با این وجود زبان اصلی!!!!این ایل را کردی!!!!معرفی کرده اند.مگر زبان اصلی و فرعی داریم؟؟؟پس چطور پانکردها زبان گوران ها و کرمانج ها و سوران و زازا را همگی به طور یکسان کردی معرفی میکنند،اما برای زبان دیگر اقوام مثل لرها هویت ساختگی جعل میکنند؟؟؟به دلیل اینکه آنها توانسته اند بر فرهنگ این اقوام غلبه کنند و فرهنگ و زبان خودشان را بر آنها غالب میکنند.به همین دلیل ما قوم بزرگ لر نباید به هیچ بی هویتی اجازه دست اندازی و یاوه گویی در مورد هویت و تبار ایلات مان را بدهیم تا مثل گوران و زازا . یزیدی ها و ..که اصلا کرد نیستند،کرد خوانده شویم. در مورد تبار هم چون ایل شوهان با کاید خورده های دهلران از یک تبار هستند،پس ریشه هر دوی آنها به ایل بختیاری از شاخه لرهای بزرگ میرسد که باز هم ارتباطی با کردها(ایل کرد و...) ندارد. پانکردها دوست دارند تمام داشته های دیگران را به اسم خود بزنند و در عین حال به دیگران انگ دزدی میچسبانند.سعی میکنند تا همه را برای خود کرد پنداری و پذیرفتن موهومات نادرست مجاب کنند تا به هدف شومشان برسند.پانکردها استاد جعل تاریخ و ساختن دروغ و جفنگیات هستند.اصلا چه نشانه ای از ایل شوهان در ترکیه هست که کرمانجهای ترکیه را به لرهای شوهان ربط میدهند.آنها فقط کرد کرمانج هستند نه لرهای شوهانی که کرمانجی صحبت میکنند.دروغ که کنتور ندارد وقتی سایت رسمی ویکی پدیا در دست عده ای خودفروخته اداره بشود نتیجه اش بهتر از این نمیشود.


  • پسر زاگرس

    با عرض سلام ما هم از طایفه کلیوند پلدختر هستیم فکر کنم اصالت ما هم از ایل شوهان باشه


  • ناشناس

    سلام من هم از اصالتا از ایل شوهانم و فامیلی (شوهانی) و ساکن ایلامم.زبان ما با طایفه های دیگه فرق میکنه.من یه سوال داشتم.ما شوهان ها به (بگو) میگیم (بیش) ولی دیگر طایفه ها میگن(بوش) کدوم درست تره. یا هردوشون درستن؟لطفا توضیح بدین با تشکر


  • حسن جندیلی

    با سلام من جندیلی هستم از طایفه قیطول ایل بزرگ واصیل شوهان من از پدربزرگم وعموهای پدرم شنیده ام که اصالت ما لر واز طایفه لرهای هفت لنگ بختیاری هستیم که سالها پیش به علل نامعلومی به دهلر ان کوچ کرده ودر آنجا ساکن شده ایم با اینکه حدود بیش از ۴۲ ساله ساکن تهران هستیم ولی همه جا خود را لر پشتکوه ایلام وشوهان معرفی کرده وبه این اصالت افتخار میکنیم به امید روزی که همه طوایف شوهان به اصالت لری خ ود ابتخار و آنرو کتمان نکنند


  • دشمنی پانکردیسم با هویت لُری

    میرنوروز شخصیتی فرا قومی: رسول موحدیان. رفتار و کنشهای آدمیان از تفکر آنان برمیخیزد. در فرایند رفتار انسان، کمتر عملی را میتوان سراغ گرفت که بی هیچ فکر و تصوری، صورت پذیرد و بروز هر عمل در پی فکر پیشین است. به هرگونه و از هر زاویه ای که به تاریخ بنگریم، بیشک نمیتوانیم جایگاه و نقش شخصیتها وانسانهای بزرگ و تاثیر آنها را درترسیم مسیر تاریخ نادیده انگاشته و انکار کنیم.در تاریخ ایران زمین هستند بزرگانیکه جز میهندوستی وصداقت در کارنامه اعمال و گفتارشان به ثبت وضبط نرسیده است. درتاریخ معاصر سرزمینمان، نامی که نماد شعر و آهنگ_لری است در اذهان مردم ایران بخصوص لرها با یکنام قرین و همنشین است:《میرنوروز》که فراموش ناشدنی برای ملت وتاریخ این سرزمین است. میرنوروز ملقب به《رِند لُرستان》نام یکی از شاعران لُر در عصر صفویه است که تأثیرات فراوانی را بر استان‌های لرستان، ایلام و خوزستان گذاشت تا آنجا که هنوز برخی از شعرای لُر، اشعار حزن و طرب‌انگیز خود را بر مبنای اشعار او می‌سرایند و می‌نوازند. قطعاً او از مشهورترین شاعران لرزبان است که آمیختگی اشعار او با《موسیقی لُری》باعث فراگیری اشعارش در میان مناطق لرنشین شده‌ بطوریکه کمتر کسی در این مناطق وجود دارد که بیتی از او را حفظ نداشته باشد. در دیوان او اشعار فارسی نیز به چشم می‌خورد.تن برهنه در بن غاری چو خفاش_بهتر از دیدن روی قزلباش! یا شعر لُری: تُف دِ ری دَس پَتی ار کُر شایی_چی قَرون شا سلیمو ناروائی! ارج نهادن به شخصیت های ملی، به قوم و قبیله و شهر ارتباطی ندارد، سعدی، حافظ، شهریار و...همه شاعر و عاشق و وطنپرست بودند و هرکدام اهل یک شهرند اما در جهان تکریم میشوند حتی شاعری مانند: عبید زاکانی که بسیاری سروده‌هایش قابل ذکر و بازگویی نیست نیز بعنوان شخصیتی هنری مورد احترام مردم است! یا مولوی و سعدی و نظامی《هزلیات》زیادی دارند بنابراین میرنوروز نیز بعنوان هنرمندی توانا و «فرا قومی» چه در لُرستان یا خوزستان و ایلام و چه درایران نامی بلند دارد و آثاری فاخر. به پاس هنر ارزشمند این شاعر بزرگ و نامی لُر، برخی افراد فرهنگ دوست با هزینه شخصی اقدام به ساخت مجسمه ایشان در ترمینال شهرِ همسر وی یعنی دهلُران (ده لرها)نمودند و مورد استقبال مردم و اهل فرهنگ آن دیار قرار گرفت اما گویا اخیراً برخی قومگراها و متعصبین کوته بین بدون درنظر گرفتن تاریخ دهلُران به تاسی از شبکه های ماهواره ای در صدد تغییر هویت و فرهنگ مردم ایلام (لرستان پشتکوه) که ازاین جهان به قول معروف تنها نوک دماغشان را می‌بینند، با《عوام فریبی》و ایجاد حساسیتهای واهی، مسئولین شهرستان دهلُران را مجبور به جمع آوری مجمسه این شاعر نامی نموده اند!!! تا شاید به زعم شِنی خود، بتوانند وجه نام این شاعر بزرگ را نیز تخریب کنند و اثری از فرهنگ لُریاتی مردم استان ایلام بجای نگذارند! اما به پشتوانه چندین شبکه ماهواره ای خارج ازکشور، هرگز نمیتوانند تاریخ و واقعیتهای فرهنگی این استان را تحریف نمایند! چه تلاشی است بیهوده و بیحاصل که برخی برای زدودن و حذف نام بزرگمردی چون《میرنوروز》از تاریخ و ذهن و یاد ایران و ایرانی بعمل میآورند. اگر لُرها آهنگهای《ناصر رزازی》را در گوش دارند و قصه های حسین کُرد را میخوانند، اگر فارسها ساز و دهل لُری را موسیقی ایرانی میدانند، اگر کردها بعضاً موسیقی لری را در جشنهای خود مینوازند! اگر شعر سعدی بر سر درِ سازمان ملل میدرخشد و اگر...نه به قوم و شهر مبدأ توجه دارند که به اثر ملی و ارزش هنری آن میرقصند و میخوانند! حال زهی خیال باطل اگر عده ای نژادپرستِ انگشت شمار، با افکاری پوسیده، به سبک بچه ها خیال کنند با گرفتن چتری بر بالای سر خود، میتوانند جلوی بارش باران را بگیرند. ای دله سی دهلرو هی ميزنی زار_يه تونو يه دهلرو يه ديین يار!!! به امید تجدید نظر مسئولین شهرستان دهلُران.


  • حذف هدفمند هویت لُری در ایلام

    دهلُران و دره شهر و آبدانان و موسیان و مهران 70% جمعیتشان لُر هستند دهلُران که اکثراً از ایل بزرگ کایدخورده است و اکثر زمیندارها هم لُر هستند نماینده هم لُر است ولی این برچیدن مجسمه میرنوروز کار خود لُرهای طایفه گراست نه خودکُردپندارها!!! این لُرها هستند که متاسفانه در طایفه بازی غرق شدند و بفکر منافع قوم لُر نیستند! اگر میرنوروز فقط چند بیت مبتذل دارد پس چرا مولانا، سعدی، خیام، نظامی، عبیدزاکانی، حافظ، ایرج میرزا، عشقی و دیگران فاسد نیستند؟ آنها که بخشی بنام《هزلیات》دارند! این بخشهای از اشعار مولاناست و در این بین تنها میرنوروز شاعر شهیر لُر فاسد است؟ آیا شعر کنیزک و خر مولانا را خوانده‌اند؟ نظرشان در مورد این شعر سعدی در باب ششم چیست: زور باید نه زَر که بانو را_گرزی دوست تر که ده مَن گوشت!!! مگر میرنوروز در اشعارش چه گفته جز دوری یارش؟ کما اینکه مگر نام آوردن از محل و مکان در بدن انسان نشانه فساد است؟ شاید داستانی آموزنده در پشت این سخن به میان آوردن از آلت زنی و یا مردی باشد تنها مرتجعین و افرادیکه خود《مریض روانی و جنسی》هستند اینگونه فکر میکنند و برداشت میکنند! شهرستان دهلران وسیعترین شهرستان ایلام است و دومین شهرستان از نظر جمعیت در بخشهای شمالی دهلُران عده ای زندگی میکنند که خود را کُرد میدانند اینها چندی پیش به شهر دهلُران مهاجرت کرده و گاهی اوقات سخنان مُضحکی هم به زبان میرانند چون نه جمعیتی دارند نه ملکی، ولی متاسفانه عده ای از لُرتباران و لُرمانده ها که خود را لُر میدانند و شال و ستره و کلانمدی بسر میگذارند برای مقداری رای و دیدن دم این دوستان در انتخابات و دلخوش کردن آنها دست به چنین کارهای مانند: برداشتن مجسمه میرنوروز شاعر بزرگ لُر میزنند! شاعری گرانمایه از نسل اتابکان لُر و فوت شده در همین شهر دهلُران حال وظیفه ما چیست؟ چکار باید انجام دهیم؟ ابتدا باید باعث و بانیان این عمل شناسایی شوند و معرفی گردنند تا مردم لُر حوزه جنوب استان ایلام اینان و حامیانشان را بشناسند و رسوا عالمشان کنند بقول مرحوم اسفندیار غنضفری《اجناس ژاپنی در تمام منازل مردم جهان پیدا میشوند》در ذهن هر لُر نیز اشعاری از میرنوروز حضور دارد! برخی اشعار برزگری و بلال درمیان ایلات بختیاری و لُرجنوبی از اشعار و تک بیتهای دگرگون شده میرنوروز است که این امر سخن مرحوم امرایی را تایید میکند! دوم مردم لُر باید خود با ساخت NGO ها و جمعیتهای مردم نهاد خواب را از چشمان جرثومه های سرمایداری مرکزگرا در همه زمینه های محیط زیستی، اقتصادی، بهداشت، آموزشی و فرهنگی بربایند و اجازه پر روی به عاملین ندهند. نام آلت زن و مرد و دوست داشتن یکی مشکل اخلاقی نیست در اشعار مولانا خصوصاً شعر کنیزک و خر پشت آنهمه حرف جنسی یک پنداخلاقی وجود دارد و لاجرم نمیتوان بخاطر یک کلمه یا یک بیت حکم به فتوای شاعر داد! آیا اعتبار مولانا بخاطر شعر خر و کنیزک به زیر سوال برود و متهم به فساد شود؟ البته اینها بهانه ای برای حذف هدفمند هویت لُری در ایلام است!


  • هویت لُری طایفه ارکواز

    طایفه ارکواز یکی از طوایف لُرستان پشتکوه《ایلام کنونی》است. منبع: کتاب《سفرنامه هوگو گروته》صفحه 47


  • ایل شوهان

    تقدیم به ایل شوهان: چون رودِ روان، ساری و جاری هستید _ از یک ژن پاک، یادگاری هستید / بعد از دو سه ماه گفتمان ثابت شد _ از ایل بزرگ بختیاری هستید. شاعرشوهان: روح‌الله شکیب


  • لُری شوهانی

    لُری شوهانی: فلک تا پا نِیا وِ چیتِ جامو _ بلونی بختِ شر وی میطلامو / گِری سیر دِ سر و سای یک نحردِم _ خدا خینِ کِیه دار و لامو.


  • دکتر کرم علیرضایی

    دکتر کرم علیرضایی متولد سال 1339 در شهر دهلُران و دارای مدرک دکترای ادبیات، از دانشگاه تهران است. در حال حاضر رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهلران می‌باشد، بی هیچ شکی او یکی از بزرگترین و پُرکارترین محققان درباره فرهنگ لُری بوده است، از جمله آثار منتشر شده ایشان، می‌توان به این کتابها اشاره کرد: 1- تاریخ و فرهنگ سرزمین کهن 2- ضحاک اژدهافش 3-میر نوروز شاعر ناشناخته لُر 4- اتیمولوژی واژگانی از گویش‌های غرب ایران 5- مثل های ایلامی 6- فرهنگ واژگان لُری و کُردی 7- دستور گویش ایلامی 8- بازیهای محلی سرزمین ایلام 9- مهرپرستی در ادب فارسی 10- فرهنگ واژگان محلی در گستره ادب فارسی 11- مندیل خیال 12- رجعت در فرهنگ بشری 13- استرلاب عشق 14- روشنفکران راستین 15- پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی 16- پیش درآمدی بر آیین نگارش 17- افسانه هایی از سرزمین ایلام 18- فرهنگ واژگان همانند در گویشها و زبانهای محلی و آخرین کتاب او «دستور زبان لُری» که بزرگترین و عظیم ترین فعالیت او در زمینه ادبیات و فرهنگ لُری است.


  • لُرهای شوهان

    شعر لُری شوهانی اثر آرش مرادیان: وِه گورده خوم که نیسم، شیوه نیمه _ دِ خوم دِ هرچی دارم دل کَنیمه / مِنی که روزگاری وآ تو خوش ویم _ وه ویرم نی دِمای تو کی خنیمه. ایل شوهان (شوهو) یکی از بزرگترین ایلهای لُرتبار استان ایلام است. گویش ایل شوهان《لُری شوهانی》است. لُری شوهانی از جمله گویشهای لُری فیلی (لُرستانی) است. سکونتگاه اصلی این ایل دهستان شوهان در جنوب شهر ارکواز ملکشاهی است. دهستان شوهان از جنوب با عراق و از شمال به کبیرکوه (کور)، از غرب با ملکشاهی و از شرق با میمه همسایه‌است. مردمان لُرتبار شوهان علاوه بر دهستان شوهان در شهرهای ایلام، مهران، ملکشاهی، شوش و دزفول سکونت دارند. متأسفانه عده ای ناآگاه یا مغرضانه این ایل اصیل لُر را به اشتباه کُرد معرفی میکنند.


  • دهلُران

    برخی چنان بی شرم هستند با وجود جمعیت کثیر لُرهای اصیلی که در شهر دهلُران هستند در این فضا سعی در انکار این موضوع را دارند. میترسم فردا روز بگویند اصلا لُر وجود خارجی ندارد. هرچند کسیکه فاقد شعور و درک کافی باشد و تنها بخاطر جو گیر شدن پشت به فرهنگ و اتنیک خود کند بهتر از این نخواهد شد. در جایی که حتی آن قومی که اینان سینه چاک اویند آنها را لُر میداند خفت هم حدی دارد. در سه شهرستان دره شهر، دهلُران و آبدانان و بخش هیندمینی بدره، لُرهای عزیزی حضور دارند که نه تنها اصالت خود را حفظ کرده‌اند بلکه فعالیت خوبی نیز در باب فرهنگ لُریاتی با وجود سانسور مرکز استان دارند. آنها حتی از جانب شبکه افلاک لُرستان که همیشه مدیرانش غیربومی اند (بیشتر خود کُرد پندار) بایکوت هستند. جمعیت لُرها در بخش مرکزی آبدانان با احتساب سه آبادی حدود 30 درصد بخش مرکزی است و در کل شهرستان 60 تا 70 درصد جمعیت را دارند اینها به استثنا مرکز شهرستان است. دهلُران نیز از خود شهر دهلُران تا پل کرخه تماماً بجز مناطقی از دشت عباس لُر می‌باشند. طایفه بزرگ سلاحورزی (که والیان لُر از میان این طایفه برخواستند) در هفت چشمه، طایفه مالملایی در شهرک هزارانی و طایفه درویش در پشت قلعه به تنهایی 30 درصد جمعیت بخش مرکزی آبدانان هستند این به استثنا لُرهای ساکن شهر آبدانان است. دهلران نیز از قدیم ملک طایفه کایدخورده بوده است. این طایفه به تعداد بیش از 4000 خانوار در شهرستان دهلُران حضور دارند. منطقه جنوب استان ایلام به غیر از منابع عظیم نفت و گاز قطب اصلی کشاورزی این استان می‌باشد. تنها ریز شدیم که هر آدم ناآگاهی سخنی گزافه به خوردتان ندهد. دکتر ایرج افشار درکتاب ایلام و تمدن دیرینه آن، صفحه ۵۲۳، مینویسد: از آنجا که از گذشته‌های دور مردم ساکن این شهرستان را لُران تشکیل می داده‌اند، این سرزمین به ده لُر معروف شد و به مرور زمان به ده لُران و سپس دهلُران تغییر نام داد.


  • کولیوند

    با سلام ب همه هم تبارانو ایل بزرگ شوهان.نظرات رو خوندم بیشتر گیج شدم ما خودمون کولیوندیم(کلیوند) و معروفیم ب کولیوند شوهان!بزرگان ما میگن ما اصالتا لک هستیم .بعضی از دوستان تیره صفرلکی میگن ما بختیاری هفت لنگیم .یه عده از اشناهای ما ک ساکن ابدانانن می‌گن ما از چهار لنگ بختیاری هستیم و عده ایم هم میگن از بالاگریوه سمت خرم ابادیم.نکته جالبش اینه ک من شنیدم کولیوند (کلیوند) تو لرستان امروزی و ایلام و دره شهر و آبدانان و همدان و کرمانشاه هم هست.کاید خورده ک قائد خورده هم نوشته میشه میگن هم تو ایلام داریم هم لرستان هم همدان واقعا من گیج شدم همه از ایل شوهانیم ولی هرکدوم اصالتمونو ی جا نسبت میدیم لک و هفت لنگ و چهارلنگ و بالاگریوه.البته فرقیم نداره همه برادریم ولی گیج کنندس.من حتی شنیدم ملکشاهیا هم کورد نیستن اصالتا لک و لر هستند ولی میگن ما کوردیم.این همه تناقض آزار دهندس.شاد باشید عزیزان🙌

  • انشان

    بادرود برشما همتبار بزرگوار: نخست اینکه لک جدای از لر نیست ، در این مورد اسناد فراوانی وجو دارد از جمله کتابهای دوران صفویه مانند (عالم ارای عباسی--فتوحات شاهی--فواید الصفویه--روضه الصفویه و.......) تا اثار جهانگردانی مانند جیمز موریتی انگلیسی که در سال 1810میلادی به نقاط مختلف ایران از جمله لرستان وایلام سفر کرده ودر مورد لک ها می نویسد{ لک ها در سراسر ایران پراکنده اند وطایفه بزرگی می باشند ،در اصل ایرانی اصیل هستند ،که خود را لر می نامند} حال شوهان: لک ،بختیاری یا مینجایی باشد مهم نیست، مهم اینست که همه انها لر هستند.


  • سوره‌مهری

    مبارزە با جعل و دروغ: از نظر فرشادمحمدزادە و احمدلطفی هر سوری، سورە مهری است و تمام پادشاهان ایران سورە مهری بوده‌اند. محمد زادە و استادش اسفندیاری بە لغت متوسل می‌شوند. مثلاً می‌گویند سورملی منطقە ای در ترکیە سورە مهری است! با اینکە سورملی یعنی چشمان سرمە کشیدە یا می‌گویند سلغری بە سورە مهری می‌رسد! بە راستی لغت سلغری چە ربطی بە سورە مهری دارد؟ تمام نوشته‌های این آقا بویی ازحقیقت نبردەاست. جالب است قبلاً میگفت سرخە های سمنان هم سورە مهری اند! جوک بزرگ این آقا آنجاست کە سورانی ها را سورە مهری می‌داند. وااسفا برای ایلام با این محققان لغوی اش! مکتب سوررئالیسم را هم حتماً سورە مهری ها ابداع کردند؟ سورتمە؛ کالسکە ای بودە برای جابجاکردن سورە مهری ها. بعد ترک ها این لغت را از سورە مهری ها سرقت و بنام خودثبت کردند. نخستین سورە مهری ای کە سوار سورتمە شد بە سورچی معروف شد. سورە کلام کوتاە سورە مهری ها بودە عرب ها سرقتش کردند. سور بە معنی جشن مخصوص سورە مهری هاست. سور بە معنی جدی کە لغتی فرانسوی است توسط فرانسویان از سورە مهری ها دزدیدە بە فرانسە بردە شدە است. سوروسات هم سورە مهری است. سوری بە معنی گل محمدی ابتدا در شهر سورەمهری ها بودە، عربها شاخە ای از آنرا با خود بە عربستان بردند و سوری شد. جالب اینجاست کل تیره سورە مهری از 200 خانوار کمترند. نە شهری دارند و نە روستایی که بنامشان باشد. سورە مهری و دروغ هایی دربارە ریشە نژادی سورە مهری: آقای احمد لطفی بدون هیچ سند و مدرکی اکثر ایلات لُرستان، ایلام و کرمانشاە را سورە مهری می‌داند و مدام برطبل دروغ خود می‌کوبد. وقتی از او و یکی از هم‌فکرانش بنام محمدزادە می‌پرسند چە کسی این دروغ را گفتە یا براساس‌ کدام سند این دروغ را فریاد می‌زنید؟ آنها سکوت می‌کنند! سورەمهری است که در اواخر عهدصفوی در پشتکوە بودند، بعد پراکندە شدند. عدە‌ای بە بدرە، عدە‌ای بە کرمانشاە و چندخانوار بە عراق رفتند و در ایلات مختلف پراکندە شدند. هستە اصلی این طایفە در درە شهر ‌است کە تا چندی پیش به‌علت قلت جمعیت جزو کولیوند بە حساب‌ می‌آمد. ‌سورە مهری مثل دیگرطوایف در دورە ای پراکندە شدە‌اند اما ایل نیستند و طایفەاند و هرجا رفته‌اند استقلال نسبی نداشته‌اند و جزو طوایف و ایلات دیگر محسوب می‌شدند. عمر و قدمت این طایفە زیاد نیست و اینکە دوستان قصد دارند عمرش را بە دورە ساسانی برسانند به خطا می‌روند. سابقە این طایفە بە صفویە می‌رسد. کوتاە سخن اینکە هیچکدام از طوایف سیمرە، لُرستان، ایلام و کرمانشاە سورەمهری نیستند بلکە اگر تعدادی سوره مهری بە میان طوایف دیگر رفتە‌اند مستقل نبودە و در جمعیت دیگر طوایف ‌گم شده‌اند. چندی پیش هم احمد لطفی بدون هیچ سند تاریخی گفتە: اکثر طوایف الشتر و نورآباد سوره مهری‌اند! لک‌هاچنان بر او تاختند کە سکوت کرد. حق هم داشتند چون حرف احمد لطفی کذب محض بود. لطفی و محمدزادە باید بدانند کە سورە مهری، سورە مهری است با جمعیتی کم، و دست درازی بە طوایف دیگر کار شایسته‌ای نیست. گویا یک جایی نوشته یکی از فرزندان یزدگرد ساسانی "سور" نام داشتە و اینان هم این اشتباە را مرتکب شدە و می‌گویند سورە مهری‌ها ساسانی‌اند! درحالیکه مسقط الراس ساسانی《استخر فارس》است! و در تاریخ ابن اثیر آمده: از یزدگرد پسری بنام فیروز ماند و از فیروز دختری بنام شاه‌ آفرید که زمان فتح سمرقند، توسط قتیبة بن مسلم به اسارت عربها درآمد؛ قتیبه او را به حجاج بن یوسف هدیه کرد و حجاج نیز این کنیز را به ولید بن عبدالملک بخشید. دوازدهمین خلیفه اُموی، یزید بن ولید بن عبدالملک و ملقب به «ناقص» است که در سال ۸۶ از کنیزی از تبار یزدگرد بنام شاه فرید یا شاه آفرید دختر فیروز بن یزدگرد زاده شد. از این‌رو مردم او را «یزید ناقص (کم کننده)» می‌خواندند. نقل است اولین نفری که او را به این لقب خواند، مروان بن محمد بود که جهت تحقیر، او را بدین نام خوانده بود. در نقلی دیگر آمده این لقب به جهت نقص در انگشتان پای یزید و بنظر مسعودی به جهت نقصان در عقل، به او داده شده بود. برخی هم تنها فرزند یزدگرد را حرار میدانند که با حسین (ع) ازدواج کرد و امام او را غزاله نام نهاد اما آیت‌الله مطهری درکتاب، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۱۳۲، آنرا داستانی مجهول و از نظر تاریخی مشکوک میداند. حالا تیره سوره‌مهری در بوق و کرنا کردند کە ما ساسانی هستیم! حتی اگر سور فرزند یزدگرد باشد بە سورە مهری چە ربطی دارد؟ هر گردی کە گردو نیست. این سخن بە جوک شباهت دارد تا واقیعت. خودشان بە این حرف نمی‌خندند؟ آیا هرکس نامش سرخاب یا سهراب است سوره مهری است؟ متاسفانە این مُلالغتها هرجا سور می‌بینند آنرا سورە مهری می‌دانند. حال این سور کوە باشد یادشت یا رود، از دید این بزرگواران هر سوری در دنیا سورە مهری است حتی اگر در آفریقا باشد.



آخرین مقالات