چهار شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل کاید خورده

مورموری یکی از شهرهای استان ایلام در غرب ایران است. این شهر در بخش کلات شهرستان آبدانان قرار دارد. جمعیت مورموری درسال ۱۳۸۵، برابر با ۳٬۴۹۱ نفر (۶۸۴ خانوار) بوده است.

این شهر دارای آب و هوایی نیمه خشک با متوسط بارندگی ۳۵۰ میلیمتر در سال می‌باشد. نزدیکی به خطوط ریلی و هوایی استان خوزستان و وجود منابع گاز، نفت، گوگرد و آب دریاچه سد کرخه را می‌توان به عنوان قابلیت‌های بالقوه برای توسعه این شهر دانست. شهرداری در این شهر در سال ۱۳۸۴ تاسیس گردید.

موموری خود یک بخش است و از جمله قطبهای کشاورزی استان ایلام است گویش مردمان این شهرزبان لری می باشد. ساکنان اصلی مورموری طایفه دیناروند می باشد که اکنون در شهر موسیان و شهرستان شوش دانیال،پلدختر،خرم آباد،بروجرد و سوسنگرد ساکن هستند.

 

تاریخچه

براساس آخرین پیگیریهای سایت خبری مورموری در مورد تاریخچه شهر مورموری نام قدیم مورموری در ابتدا دیناروند بوده است که پس از جنگ محلی (قلعه سی) که در آن ایل دیناروند در حدود 200 سال پیش با والی لرستان درگیر شده وپس از آن ایل دیناروند تضعیف شده و رئیس ایل (کاید همت خان بزرگ) کشته شد،با کشته شدن رئیس ایل در منطقه ،ایل دیناروند به سمت موسیان کنونی عقب نشینی نمود وسایر ایلات لر به منطقه کنونی مورموری وارد شدند ،در بین ایلات لر ایل کایدخورده بزرگترین و قدرتمندترین ایل آن دوران بود که تا زمان اقتدار ایل دیناروند خود را هم پیمان وجزئی از آنان می دانستند،آما با شکست دیناروند از والی لرستان ایل کایدخورده با رهبری تاجمیری رفته رفته بر منطقه مسلط گشت ،درآن دوران کاید عزیز تاجمیر با بزرگان ایل پیمان بست و همه را در پنج برار کنونی مستقر نمود پس از استقرار تمامی طوایف ایل کایدخورده جنگ های محلی برای گرفتن اراضی منطقه شروع شد که در اولین جنگ طوایف عرب درجنگی سخت از ایل کایدخورده شکت خورده و به مناطقی در اطراف شوش فرار نمودند،در دومین جنگ صورت گرفت طوایف کرد منطقه در جنگهای که چندین سال طول کشید منطقه کنونی مورموری رو ترک کردندو درمنطقه دینارکوه وکبیرکوه مستقر شدند،آما طولانی ترین درگیری بین ایل کایدخورده وایل بیرانوند در منطقه صورت گرفت ،این جنگها در نهایت به صلح و بستن یک قرارداد ختم شد که بر اساس این قراداد به ایل بیرانود که بیشتر عشایر کوچ رو بودند اجازه داده شد که از اراضی و مراتع برای چرای دامهای خود استفاده کنندوکشاورزی وزراعت در زمینهای منطقه برای آنان ممنوع بود.

 

اما نام کاید خورده از یکی از طوایف ایل دیناروند گرفته شد،کاید دیناروند یکی از بختیاریهای بود که در زمان رضاخان به جنوب ایلام تبعید شده و با مردمان ایل دیناروند زندگی میکرد و در اصل بانی و بنیانگذار ایل کایدخورده بود. اما این بختیاری تعبید شده که بود؟

براساس منابع مختلف این فرد از نوادگان عیلمردان خان بختیاری بود که به تبعیت از جد خود سر ناسازگاری با حکومت وقت گذاشت،

اما نکته ای که اینجا باید ذکر شود اینست که : خیلیا با علیمردان خان بختیاری ممصالح که با دولت رضا شاه جنگید اشتباه گرفتند، این علیمردان خان همان کسیست که با نادرشاه بخاطر سخت گیری به ایل بختیاری وارد جنگ شد . علیمردان خان میوند که گاهر علیمراد خان میوند خطاب شده از سرداران سپاه نادر شاه بود که ظلم نادری به ایل بختیاری باعث قیام او شد . خود را شاه نامید به نام خود سکه زد اما دیری نپایید که توسط نادر شاه شکست خورد و به طرز فجیعی کشته شد.

 


در حال حاضر ایل کاید خورده در شهرهای مورموری ، دهلران ،موسیان،شوش واندیمشک ساکن هستند ودارای جمعیتی بیش از بیست هزار نفر می باشند.متمرکز ترین محل اسکان این ایل در مورموری می باشد که بزرگترین طایفه آن سیرو می باشد ار طوایف دیگر آن در مورموری فرضالی ،بن ریزی،چراغ، اورایم، برایم،لته و... می باشد

 از جمله تیره‌های دیگر این طایفه می‌توان به بن ریزی، لته، نیاز، درگاه، داوود، چراغ، اورایم، برایم، فرزالی، رحمت اله نام برد. همچنین در این شهر طوایف مختلفی از جمله بیرانوند( بور، …) و نیز گروهی از مردم لک زندگی می‌کنند.

 

مورموری

مورموری

مورموری

 

نکته: از طریق تحقیقات محلی  صورت گرفته ایل شوهان از قدیم الایام با طایفه کایدخورده ساکن دهلران که آن هم از طوایف بزرگ لر  لرستان پشتکوه است برادر  و از یک اصل و ریشه بوده است . این دو ایل اصالتا بختیاری اصل هستند و نسب این دو ایل در نزد بختیاریا مشخص هست.

همتباران اگر کسی اطلاعات بیشتری دارد میتواند به ایمیل ما برای درج مطالب بفرستد

 

 

7 نظر

  • دوستداران تربیت

    با تشکر از شما.آنچه از مطالعات حقیر بر می آید.اصولا بحثی به نام بختیاری قبل از لرستانی مطرح نیست.در اصل می توان گفت که لرهای به نام امروزی همان ساکنین پیشکوه و پشتکوه هستند که همه لر نامیده می شدند اما به دلایل فراوان لرهای بزرگ که بعد بخت یارشان شد و بختیاری نامیده شدند از منطقه ی لرستان جدا شدند و به مناقطق دیگری کوچ کردند و به نام بختیاری مشهور گشتند.بنابراین این که نوشته شود مثلا کایدخورده بختیاری هستند از اساس غلط است.بهترین لفظ را می توان چنین بیان داشت که بختیاری ها همان لرهای لرستان هستند.


  • منابع تاریخی چه میگوید؟

    منابع تاریخی متعددی وجود دارند که بر لُر بودن طوایف کرمانشاه و کلهرها صحه گذاشتند: در کتاب《زیر آفتاب سوزان ایران》نوشته اسکارفن نیدرمایر صفحه ۵۹ هویت کلهرها را به قوم لُر نسبت میدهد و مینویسد: کنسول ایرانی برایمان تعریف کرد که حاکم کرمانشاه《امیرمفخم》درحال حاضر با قوای بسیار در سرپل ذهاب به سر میبرد و با《لرهای کلهر》که از پرداخت عوارض خود استنکاف کرده اند درحال جنگ است. اسکندر بیگ ترکمان مورخ دوره صفویه در جلد اول کتاب《عالم آرای عباسی》آورده: کلهرها پیوند و شباهت عجیبی با لرها دارند. بارون دوبد در صفحه ۴۲۹ سفرنامه اش کلهر را جزو ایلات پشتکوه لرستان آورده و گفته: طایفه های پشتکوه به نام فیلی معروفند و پشتکوه را همواره بخشی از لرستان دانسته و در صفحه ۴۲۷ گفته: لرستان به دو بخش پیشکوه و پشتکوه تقسیم میشود. در کتاب《کردان گوران》صفحه ۹۲ آمده: گورانها اصالت لری دارند. دکتر فریچ خاورشناس آلمانی کلهر و لُر را یکی میدانست. میرزا خانلرخان اعتصام الملک (نایب اول وزارت امور خارجه) در صفحه ۷۱ کتابش کلهرها را با هویت لُر ثبت کرده و مینویسد: محمدحسن خان سرتیپ، حاکم کلهر در آن ایام از کرمانشاهان مرخص و روانه محال خود گردید بعد از ورود او بر ایل و《الوار کلهر》خبر رسید که و...حافظ هم شعری دارد با عنوان: کاش حافظ پسر احمد کلهر بودی_دوغ و دوشابه خور و شوخ و لر بودی. حافظ اتفاقی کلهر را با لُر نیاورده بلکه پیوند و شباهتی بینشان بوده که باهم آمدند. ناصرالدین شاه در سفرنامه اش اهالی اطراف سرپُل ذهاب را لُر ثبت میکند او در صفحه ۸۲ کتابش از سنگ سفیدی در حوالی سرپُل ذهاب میگوید که لرها اهالی آن منطقه میباشند برای این سنگ حکایتی دارند البته ناصرالدین شاه در صفحه ۶۲ همان کتابش اهالی حومه《طاق بستان》را هم لُر ثبت میکند در این مورد نمیتوان گفت ناصرالدین شاه اشتباه کرده زیرا او به اندازه کافی مشاور و تصحیح کننده در اختیار داشته است. ناصرالدین شاه در سراسر سفرنامه اش (صفحات ۶۲_۷۲_۷۴_۱۶۹) طایفه زنگنه کرمانشاه را با پیشوند لُر و بصورت "لُر زنگنه" درج کرده است. همچنین کتاب منتخب التواریخ در صفحه ۵۳ زنگنه را در مجموع طوایف لُر قرار داده است. درکتاب《دایره المعارف سرزمین و مردم ایران》صفحه ۴۰۱ چنین میخوانیم: در عصر مغول قسمت شمالی جاده قصرشیرین به کنگاور جزو کردستان و قسمت جنوبی این جاده جزو لرستان بوده و کرمانشاه بصورت ده کوچکی درآمده است. مرز لُرفیلی در غرب با عربهای دشت آشور و در شرق با ترکهای همدان به خوبی روشن است زیرا که زبان لُری فیلی سنخیتی با زبانهای عربی و ترکی ندارد! اما این مرز درحد شمالی بخاطر هم ریشه بودن با کردها نامعلوم است و میتوان این حد را جاده قصرشیرین به کنگاور دانست. علی اکبر وقایع نگار کردستانی در کتاب《بدایع اللغه》صفحه ۲۳ کرمانشاهان را داخل سرزمین لرستان میداند و مینویسد محل و مسکن جماعت لُر از اصفهان گرفته تا به سرحد شوشتر و دزفول و یکطرف آن به عراق و یکطرف آن به کردستان سنندج و یکطرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان است و طوایفی که ذکر میشود همگی از قوم لُر منشعب شده اند: طایفه بختیاری/ طایفه بیستیاروند/ طایفه سنجابی/ طایفه جلیلوند و...روشن است که آقای وقایع نگار طایفه سنجابی کرمانشاهان را در زمره طوایف لُر قرار داده و در کتاب《زیرآفتاب سوزان ایران》اثر اسکارفن نیدرمایر صفحه ۶۵ سنجابی را لُر دانسته است. در مورد طایفه سنجابی یاید گفت که ایل سنجابی یا بخشهایی از آن در زمان سلطنت نادرشاه از حدود کُهگیلویه به مناطق کرمانشاه کوچانده شده اند (کتاب مقدمه ای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران صفحه ۲۶۳).در تأیید وجود مردمان لُر در کرمانشاه《یاسنت لویی رابینو》چنین نوشته: کرمانشاه دارای شمار بسیاری روستا است که در بیشتر آنها کردها و لُرها زندگی میکنند (رابینو صفحه ۳۴، ۱۳۹۱) و باز در ادامه مینویسد: بزرگترین فرآورده های این ایالت پس از گندم، پشم است و رَمه های بزرگ کردها و لُرها در تپه های سرسبز این ایالت درحال چرا هستند (رابینو صفحه ۳۴) او همچنین در مورد وجود زبان لُری در کرمانشاه میگوید: بیشتر روستاهای کرمانشاه از گویشوران کردی و لُری هستند. جلیل ضیاء پور (۱۲۹۹_۱۳۷۸) درکتاب پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستاییان ایران سال ۱۳۴۶ مینویسد: اهالی کرمانشاه را در دو محدوده کرد و لُر میداند و چنین نوشته: منطقه کرمانشاهان که مرکز آن کرمانشاه است و در جنوب کردستان و شمال لرستان قرار داد با اینکه دارای مردمی مختلف با خصوصیات و گویشهای متنوع است بخش شمالی آنرا کردها و جنوبی را لُرها اشغال کردند. کتاب《سفرنامه هوگو گروته》که سال ۱۹۰۷ به غرب ایران سفرکرده در صفحات ۸۸ و ۸۹ قضیه حمله کرندیها، سنجابیها و کلهرها به کرمانشاه را این چنین توضیح میدهد: روز و شب صدای تیراندازی قطع نمیشد، گروهی تیر می انداختند زیرا از کسی واهمه نداشتند بقیه شلیک میکردند برای اینکه میترسیدند و عده ای دیگر نیز میخواستند صرفاً به همسایگانشان بفهمانند که آنها نیز تفنگ دارند در خیابانها و دروازه های شهر پیروزی با لُرها و کردها بود. همچنین در ادامه ضمن توصیف شهر کرمانشاه مینویسد: بعد از گردش در محله های مختلف این شهر و معدود بناهای دیدنی اش آشنا شدم کردها و لُرهای تا دندان مسلح و زائران کربلا در کوچه های تنگ در رفت و آمد بودند. در《سالنامه ۹۲ ایلام》اکثریت مردم ایلام را اصالتاً لُر برشمرده اند. در قائده اراگتیو زبان، شناسه بجای چسبیدن به فعل به مفعول میچسبد مثلاً بجای آب خوردم میگویند آوم خوارد=آب مرا خورد! مردم برای آسان کردن مکالمه این کلمات را کوتاهتر میکردند تا به آسانی سخن برانند. قائده اراگتیو نشان قدمت پایین زبان کردی است! مردم ایلام و کرمانشاه هیچکدام با این قائده سخن نمیگویند و این نشان میدهد که این مردم کُرد نیستند بنده اصراری ندارم که ایلام و کرمانشاه لُر هستند ولی هرچه هستند، کُرد نیستند چون برخلاف کردها طبق قائده اراگتیو سخن نمیگویند


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    دکتر حسین علاء درکتاب《روند جنگ ایران و عراق》جلد دوم، صفحه 522 مینویسد: کردهای عراق علیه صدام در اسفند 69 دست به قیام زدند و صدام آنان را به شدت سرکوب کرد و 100 هزار نفر کُرد را در《عملیات انفال》کُشت و مردم کُرد عراقی از خانه و کاشانه شان فرار کردند و بیش از یک میلیون《کُرد عراق》وارد ایران شدند!!! روزنامه آیندگان سال 1350 تیتر زده: یکصد هزار کُرد عراقی به ایران پناهنده شدند!!! در سالهای 50 تا 82 ایران مرتب میزبان پناهندگان کُردعراق بوده که به واسطه بحرانها و جنگ داخلی با رژیم بعث به ایران مهاجرت کردند و خیلیها در ایران ماندگار شدند و به عراق برنگشتند! از 1975 و بعد از قرارداد الجزایر صدها هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند سال 66 با بمباران شیمیایی حلبچه 40 هزار کُردعراقی وارد ایران شدند در جنگ اول خلیج فارس 15 هزار نفر و در سال 1370 با شروع عملیات انفال 450 هزار کُردعراقی طبق گفته《مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه》در 36 نقطه کرمانشاه اسکان داده شدند و سال 81 با حمله آمریکا به عراق دوباره طبق اسناد وزارت کشور 250 هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند!!! هنوز هم سیر مهاجرت کردهای عراقی به استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام برقرار است! هدف دولت از پذیرش و اسکان اینهمه کُرد در ایران تغییر بافت جمعیتی در ارومیه ترک نشین و کرمانشاه و ایلام لُرنشین است! در مرامنامه احزاب کُرد آمده که این جریان مهاجرت اکرادعراق به ایران باید ادامه داشته باشد و هویت استانهای همدان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان باید عوض شود و موازنه جمعیتی به سمت کُردها سوق پیدا کند!!! لذا اگر آمارها و اسناد را مطالعه کنید از یک برنامه ریزی منظم و حرکت خزنده پانکردها مطلع میشوید که بطور جدی به دنبال مهاجرت و افزایش جمعیت کردها در شهرهای لُرنشین و ترک نشین هستند. مردمان لُر باید هوشیار باشند و نه با کردها وصلت کنند و نه به کردها خانه یا کار بدهند چون کُردجماعت شب هرجا بخوابه صبح بلند میشه میگه: اینجا کُردستان است! مردم نهاوند و ملایر و تویسرکان و اندیمشک و دزفول باید آگاه شوند که مهاجرت اکراد به شهرهایشان فقط زمینه تبلیغات پانکردها را سبب میشوند فردا بلایی که سر ایلام و ارومیه آوردند سر شما هم میآورند پس به مهاجر کُرد هیچ خانه یا کاری ندهید.


  • دشمنی پانکردیسم با هویت لُری

    میرنوروز شخصیتی فرا قومی: رسول موحدیان. رفتار و کنشهای آدمیان از تفکر آنان برمیخیزد. در فرایند رفتار انسان، کمتر عملی را میتوان سراغ گرفت که بی هیچ فکر و تصوری، صورت پذیرد و بروز هر عمل در پی فکر پیشین است. به هرگونه و از هر زاویه ای که به تاریخ بنگریم، بیشک نمیتوانیم جایگاه و نقش شخصیتها وانسانهای بزرگ و تاثیر آنها را درترسیم مسیر تاریخ نادیده انگاشته و انکار کنیم.در تاریخ ایران زمین هستند بزرگانیکه جز میهندوستی وصداقت در کارنامه اعمال و گفتارشان به ثبت وضبط نرسیده است. درتاریخ معاصر سرزمینمان، نامی که نماد شعر و آهنگ_لری است در اذهان مردم ایران بخصوص لرها با یکنام قرین و همنشین است:《میرنوروز》که فراموش ناشدنی برای ملت وتاریخ این سرزمین است. میرنوروز ملقب به《رِند لُرستان》نام یکی از شاعران لُر در عصر صفویه است که تأثیرات فراوانی را بر استان‌های لرستان، ایلام و خوزستان گذاشت تا آنجا که هنوز برخی از شعرای لُر، اشعار حزن و طرب‌انگیز خود را بر مبنای اشعار او می‌سرایند و می‌نوازند. قطعاً او از مشهورترین شاعران لرزبان است که آمیختگی اشعار او با《موسیقی لُری》باعث فراگیری اشعارش در میان مناطق لرنشین شده‌ بطوریکه کمتر کسی در این مناطق وجود دارد که بیتی از او را حفظ نداشته باشد. در دیوان او اشعار فارسی نیز به چشم می‌خورد.تن برهنه در بن غاری چو خفاش_بهتر از دیدن روی قزلباش! یا شعر لُری: تُف دِ ری دَس پَتی ار کُر شایی_چی قَرون شا سلیمو ناروائی! ارج نهادن به شخصیت های ملی، به قوم و قبیله و شهر ارتباطی ندارد، سعدی، حافظ، شهریار و...همه شاعر و عاشق و وطنپرست بودند و هرکدام اهل یک شهرند اما در جهان تکریم میشوند حتی شاعری مانند: عبید زاکانی که بسیاری سروده‌هایش قابل ذکر و بازگویی نیست نیز بعنوان شخصیتی هنری مورد احترام مردم است! یا مولوی و سعدی و نظامی《هزلیات》زیادی دارند بنابراین میرنوروز نیز بعنوان هنرمندی توانا و «فرا قومی» چه در لُرستان یا خوزستان و ایلام و چه درایران نامی بلند دارد و آثاری فاخر. به پاس هنر ارزشمند این شاعر بزرگ و نامی لُر، برخی افراد فرهنگ دوست با هزینه شخصی اقدام به ساخت مجسمه ایشان در ترمینال شهرِ همسر وی یعنی دهلُران (ده لرها)نمودند و مورد استقبال مردم و اهل فرهنگ آن دیار قرار گرفت اما گویا اخیراً برخی قومگراها و متعصبین کوته بین بدون درنظر گرفتن تاریخ دهلُران به تاسی از شبکه های ماهواره ای در صدد تغییر هویت و فرهنگ مردم ایلام (لرستان پشتکوه) که ازاین جهان به قول معروف تنها نوک دماغشان را می‌بینند، با《عوام فریبی》و ایجاد حساسیتهای واهی، مسئولین شهرستان دهلُران را مجبور به جمع آوری مجمسه این شاعر نامی نموده اند!!! تا شاید به زعم شِنی خود، بتوانند وجه نام این شاعر بزرگ را نیز تخریب کنند و اثری از فرهنگ لُریاتی مردم استان ایلام بجای نگذارند! اما به پشتوانه چندین شبکه ماهواره ای خارج ازکشور، هرگز نمیتوانند تاریخ و واقعیتهای فرهنگی این استان را تحریف نمایند! چه تلاشی است بیهوده و بیحاصل که برخی برای زدودن و حذف نام بزرگمردی چون《میرنوروز》از تاریخ و ذهن و یاد ایران و ایرانی بعمل میآورند. اگر لُرها آهنگهای《ناصر رزازی》را در گوش دارند و قصه های حسین کُرد را میخوانند، اگر فارسها ساز و دهل لُری را موسیقی ایرانی میدانند، اگر کردها بعضاً موسیقی لری را در جشنهای خود مینوازند! اگر شعر سعدی بر سر درِ سازمان ملل میدرخشد و اگر...نه به قوم و شهر مبدأ توجه دارند که به اثر ملی و ارزش هنری آن میرقصند و میخوانند! حال زهی خیال باطل اگر عده ای نژادپرستِ انگشت شمار، با افکاری پوسیده، به سبک بچه ها خیال کنند با گرفتن چتری بر بالای سر خود، میتوانند جلوی بارش باران را بگیرند. ای دله سی دهلرو هی ميزنی زار_يه تونو يه دهلرو يه ديین يار!!! به امید تجدید نظر مسئولین شهرستان دهلُران.


  • حذف هدفمند هویت لُری در ایلام

    دهلُران و دره شهر و آبدانان و موسیان و مهران 70% جمعیتشان لُر هستند دهلُران که اکثراً از ایل بزرگ کایدخورده است و اکثر زمیندارها هم لُر هستند نماینده هم لُر است ولی این برچیدن مجسمه میرنوروز کار خود لُرهای طایفه گراست نه خودکُردپندارها!!! این لُرها هستند که متاسفانه در طایفه بازی غرق شدند و بفکر منافع قوم لُر نیستند! اگر میرنوروز فقط چند بیت مبتذل دارد پس چرا مولانا، سعدی، خیام، نظامی، عبیدزاکانی، حافظ، ایرج میرزا، عشقی و دیگران فاسد نیستند؟ آنها که بخشی بنام《هزلیات》دارند! این بخشهای از اشعار مولاناست و در این بین تنها میرنوروز شاعر شهیر لُر فاسد است؟ آیا شعر کنیزک و خر مولانا را خوانده‌اند؟ نظرشان در مورد این شعر سعدی در باب ششم چیست: زور باید نه زَر که بانو را_گرزی دوست تر که ده مَن گوشت!!! مگر میرنوروز در اشعارش چه گفته جز دوری یارش؟ کما اینکه مگر نام آوردن از محل و مکان در بدن انسان نشانه فساد است؟ شاید داستانی آموزنده در پشت این سخن به میان آوردن از آلت زنی و یا مردی باشد تنها مرتجعین و افرادیکه خود《مریض روانی و جنسی》هستند اینگونه فکر میکنند و برداشت میکنند! شهرستان دهلران وسیعترین شهرستان ایلام است و دومین شهرستان از نظر جمعیت در بخشهای شمالی دهلُران عده ای زندگی میکنند که خود را کُرد میدانند اینها چندی پیش به شهر دهلُران مهاجرت کرده و گاهی اوقات سخنان مُضحکی هم به زبان میرانند چون نه جمعیتی دارند نه ملکی، ولی متاسفانه عده ای از لُرتباران و لُرمانده ها که خود را لُر میدانند و شال و ستره و کلانمدی بسر میگذارند برای مقداری رای و دیدن دم این دوستان در انتخابات و دلخوش کردن آنها دست به چنین کارهای مانند: برداشتن مجسمه میرنوروز شاعر بزرگ لُر میزنند! شاعری گرانمایه از نسل اتابکان لُر و فوت شده در همین شهر دهلُران حال وظیفه ما چیست؟ چکار باید انجام دهیم؟ ابتدا باید باعث و بانیان این عمل شناسایی شوند و معرفی گردنند تا مردم لُر حوزه جنوب استان ایلام اینان و حامیانشان را بشناسند و رسوا عالمشان کنند بقول مرحوم اسفندیار غنضفری《اجناس ژاپنی در تمام منازل مردم جهان پیدا میشوند》در ذهن هر لُر نیز اشعاری از میرنوروز حضور دارد! برخی اشعار برزگری و بلال درمیان ایلات بختیاری و لُرجنوبی از اشعار و تک بیتهای دگرگون شده میرنوروز است که این امر سخن مرحوم امرایی را تایید میکند! دوم مردم لُر باید خود با ساخت NGO ها و جمعیتهای مردم نهاد خواب را از چشمان جرثومه های سرمایداری مرکزگرا در همه زمینه های محیط زیستی، اقتصادی، بهداشت، آموزشی و فرهنگی بربایند و اجازه پر روی به عاملین ندهند. نام آلت زن و مرد و دوست داشتن یکی مشکل اخلاقی نیست در اشعار مولانا خصوصاً شعر کنیزک و خر پشت آنهمه حرف جنسی یک پنداخلاقی وجود دارد و لاجرم نمیتوان بخاطر یک کلمه یا یک بیت حکم به فتوای شاعر داد! آیا اعتبار مولانا بخاطر شعر خر و کنیزک به زیر سوال برود و متهم به فساد شود؟ البته اینها بهانه ای برای حذف هدفمند هویت لُری در ایلام است!


  • مجید حمیدیان

    درود برشما عزیزان از اولاد کاید هم تعدادی در شهرستان گتوند شهر ترکالکی زندگی میکنند و تعدادی هم در گهرو از توابع هفت شاهجان زندگی میکنند


  • اوضاع و احوال سیاسی پُشتکوه لُرستان

    در استان ایلام رقابت بین دو گروه قومی لُر و جماعت کُرد پلاستیکی در جریان است. جماعت کُرد پلاستیکی در شمال استان بیشتر حضور دارند و بجز《طایفه کردلی》که 70 سال است وارد بخشهایی از جنوب استان مانند آبدانان و دهلُران شده‌اند و به همراه اعراب دشت عباس حدود 30% جمعیت جنوب استان را تشکیل میدهند تماماً جنوب ایلام را که وسعتی معادل نیمی از استان ایلام را دارد مسکن طوایف لُر است. درکتاب《مُلک دلگیر》که خاطرات تبعید عشایر لُر ایلام به خراسان است در صفحه ۴۱ آمده: زمان رضاخان سپهبُد امیراحمدی با برنامه و نقشه قبلی طوایف لُر را به ورامین، قم و خراسان تبعید کردند و کردهای زرین آباد و بدره را بجای ما سکونت دادند! طوایف لُری که به زبانهای مینجایی و لکی سخن میگویند: زیدعلی و بارانی بیرانوند، حسنوند، کولیوند (قُلی وند)، میر، کایدخورده، سلاحورزی، دیناروند، زینی وند، سیف الدین (دریکوند)، سکوندهای مورموری و ماکنعالی، پاپی، بازگیر، رُک رُک، سادات لُرزبان، قیاسوند، چگنی، رشنو، شوهان، جودکی، طولابی و...در گذشته نام ایلام《لُرستان پشتکوه》بوده است. تمامی کتابهای تاریخی و سفرنامه ها هویت مردم ایلام را لُر ثبت کرده‌اند. بسیاری از کردهای واقعی این منطقه و مردم ساکن آنرا لُر میدانند ولی اکنون سیاست پانکردها تغییر کرده و هویت جعلی برای ایلام دست و پا کرده‌اند و عملاً مهاجرانی که از سلیمانیه عراق وارد این مناطق شده‌اند را با نام کذایی کُردفیلی که قدمتش به عهد اینستاگرام میرسد میخوانند! حتی قلم به مزدهای کُرد با بیشرمی تمام، هویت لُری پشتکوه را انکار کرده‌اند. بطور نمونه کتاب《اوضاع و احوال سیاسی پشتکوه》نوشته؛ مراد مرادی که با بیشرمی اصلاً امانتداری نکرده و نوشته جهانگرد اروپایی《هوگو گروته آلمانی》را سانسور کرده و بر روی زبان لُری خط کشیده و واژه تازه ساخت《کُردفیلی》که هیچ اصالتی در منابع تاریخی ندارد را جایگزین کرده است!!! کار به اینجا تمام نمیشود صدا وسیمای ایلام معمولاً زمانی با افراد لُرزبان مصاحبه میکند آنها را مجبور میکند به غیر از لُری و لکی سخن بگویند و خود در چندین مرتبه این موضوع را به وضوح دیده ام! به‌هرحال سالها بوده که گفتیم نیازی نیست فردی ژنتیک لُری داشته باشد و تا زمان پادشاهان عیلام باستان شجرنامه لُری خود را در دست داشته باشد! بلکه همین که خود را لُر بداند و از فرهنگ لُری در زمانه ای که لُر مورد هجمه از هرسو هست درست و بدون هیچگونه ایل گرایی و فردگرایی دفاع کند کما اینکه شخصی که فرض گیریم انسانهایی باشند بقول خویش هزار نسل قبلتر لُر بوده ولی اکنون هیچکار و سمت و سویی برای لُر ندارند و دشمن لُرها نیز هستند. در آخر کسانیکه ادعا لُرگرایی دارند؛ بجای به مجادله پرداختن به یک عده کُردپلاستیکی، لُرهای آن سامان را بیشتر با لرگرایی آشنا کنند. با هشتگ کردن نام شهرها و طوایف ایشان در زیر موضوعات مربوط به آنان، شهرستانهای دهلُران، دره شهر و آبدانان دارای میادین نفتی و گازی فراوانی هستند بطوریکه ۱۱ % گاز ایران در اینجاست! خُب چرا باید با بیخیالی سرزمین تاریخی ما بدست یک عده مهاجر عراقی بیفتد؟



آخرین مقالات