دو شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل زنگنه

ایل زنگنه

 

شهریار جاده ها ( سفرنامه ناصرالدین. شاه به عتبات )

به کوشش محمدرضا عباسی و پرویز بدیعی

ناشر چاپی : سازمان اسناد ملی ایران

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 درین کتاب نقل شده:

 

روز یکشنبه پنجم ( ماه شعبان )

امروز صبح سوار کالسکه شده ، به طاق بستان که صحیحش طاق بسطام است رفتیم . نوکرها در رکاب بودند . سوار کالسکه شده سمت شمال راندیم . برای طاق بسطام همه جا خیابان است ، راه کالسکه خوبی دارد و طرفین خیابان را کاشته اند از عمادیه به آنجا یک فرسنگ است . قدری به طاق مانده خیابان تمام می شود . باید انشاالله بعد از این ساخته شود .

یک دهی که مشهور است به بسطام چسبیده به سر آب است ، بسیار ده کثیفی است که در حقیقت طاق بسطام را ضایع کرده است ، این آبادی را باید از اینجا برداشته و پایین تر بزنند .

خلاصه دو طاق حجاری شده است . اولی بزرگ است و سنگ را به طور هلالی طولانی کشیده ، عقب برده اند . ایوانی شده است . ارتفاء پنج شش ذرع می شود . عرض و طول هم به همین قدرها است خیلی آثار خوبی بوده است . از بناهای خسرو پرویز است . در روبروی ایوان ، در قلعه پایین شکل خسرو سواره از سنگ تراشیده اند ، بسیار بزرگ . نیزه ای در دست دارد و لباس جنگ به تن کرده و اسبش شبدیز است .

پای راست اسب که برجسته ، از سنگ بیرون آورده ، خارج کرده و ساخته بوده است . از ران نمی دانم کدام پدر سوخته ولدالزنا شکسته است . اما در قدیم در استیلای خلفای عمر و عثمان این کار شده است . دست راست خسرو هم که نیزه گرفته بود ، شکسته اند . نصف سر اسب را هم شکسته اند . واقعاً عجب حجاری شده است .

دو سر ستون هم از زیر خاک عمادالدوله در آورده ، پهلوی دریاچه گذاشته اند ، شکل و گل و بوته دارد . یک صورت مجسمه مثل بت های قدیم از زیر خاک در آورده اما صورت و کله و ... درست معلوم نیست . هیکل آدمی است بزرگ ، لب دریاچه واداشته اند .

می گفتند لرها اعتقادی به این شکل دارند . تب و لرز و ناخوشی و ... که می گیرند ، نخود کشمیش آورده ، روی این بت می ریزند و بعضی نذرشان هم درست می شود .

 

(اینجا که به لرها اشاره شده محل ایلات زنگنه و کلهر بوده که همین سند به لر بودن این ایلات اشاره کرده)

 

روز چهارشنبه غره شعبان المعظم

باید رفت به عمادیه . چهار فرسنگ سنگین است . عبث از بیستون به عمادیه می رفتیم .چندان راهی نبود . باغ و عمارتی آنجا عمادالدوله ساخته است ، مشهور به کنشت و طاق بستان هم آن سمت هاست . سمت دست چپ ایلات زیاد از شاهسون بغدادی افتاده بودند . دست راست دهی ، چیزی نیست جز مرادآباد جفاکلان که قریب به طاق بستان است . صحرا هم خاک و شیرین بیان است و گاهی هم نزدیک عمادیه چمن خشکی بود . ناهار را کنار جاده خورده ، مردم هم رخت پوشیده اند . اما اعیان و اشراف قدیر از سواره و ... چون از حاجی آباد و بیستون یکسر به قراسو رفته بودند ، نظمی نداشت . سسواره سنجابی و لرزنگنه و ... آمده بودند . پیشخدمت ها و ... همه لباس پوشیده بودند احوالم قدری کسل بود .خلاصه چهار به غروب مانده وارد عمادیه شدیم .فوج زنگنه ، فوج احمدخان پسر ناصرالملک ایستاده بودند . زنها همه روبنده ، نقاب سیاه دارند . قدری زن آمده بودند و شکوه از عمادالدوله می کردند . عمارت عمادیه در کنار رود قره سو واقع است . رودخانه بزرکی است و مثل شط است ، اما حالا آبش کم است .

(این قسمت رو هم قرمز کردم که نیاز به توضیح اضافی تر نباشد)

 

روز پنجشنبه نهم (ماه شعبان )

شهر کرمانشاهان هفت هزار خانه دارد و متجاوز از سی حمام عمومی ، غیر حمام هایی که در خانه ها و شخصی است . دارای شش کاروانسرا است ، باغات این شهر غالباً در سمت جنوب و شمال واقع است . اهالی این شهر مرکب از کلهر و زنگنه و قدری کردان و سایر طوایف دارد که تخمیناً هفتاد هزار جمعیت دارد . مسجد معتبر این شهر توسط حاجی علی خان زنگنه بنا شده است .

 

(خب این قسمت رو هم قرمز کردم توجه کنید. هرکس یکم ادبیات بلد باشد متوجه میشه که منظور ازین سند این هست که ایلات کلهر و زنگنه و غیره لر هستند و در ادامه ذکر کرده قدری کردان. یعنی میخاد بگه کردها درین منطقه خیلی کم هستند)

 

روز جمعه دهم (ماه شعبان )

ما بین شهر کرمانشاه و جلگه ماهی دشت در اوایل راه کرانه است و چشمه معروف به عین الکش که راه کالسکه از آنجا بود از عمادیه الی ماهی دشت دهاتی که در سمت دست راست و چپ است . از این قرار است :

دست راست :بی جابند ، سراب جعفر قلی ، سراب سلید ، چشمه یاروئی ، لوشان ، درکه ، چهار مزرعه است مال علما قمشه لرزنگنه  : چفابلک ، قمشه سید عبدالحسن ، پی ریای ملکی آقا محمد تقی ، برادر آقا عبدالله عمده فرد بسیار ملاک است صاحب دولت چاله چاله ، آقا محمدتقی و علی آباد دو مزرعه است و رودخانه ای که از ماهی دشت  می گذشت اسمش مرک است منبعش از سر فیروز آباد اول خاک لرستان است .

 

روز پنجشنبه شانزدهم (ماه شعبان )

امروز باید به سرپل ذهاب برویم و تا آنجا دو فرسنگ و نیم راه است . خلاصه راندیم تا به تنگه ای رسیدیم که اسمش (( و اما فه گل )) است . کوچک است از اینجا گذشته ، کوه های چپ و راست دورتر می شوند . سوار اسب بودم از طرف دست چپ کوه سنگی سختی کشیده شده است . در این کوه سخت ، معیر گفت دخمه داوود  مقبره سلاطین قدیم عجم است . اما حالا مشهور به دخمه و دکان آهنگری داوود است . کوه افتاده است زمین ، مثل کره که روی هم چیده باشند . لرها می گویند : که این کره مال پیر زنی بوده است که حضرت داوود قدری از آن کره را خواسته است . پیر زن نداده  و کره ها سنگ شده است .

 

(اهالی سر پل ذهاب کلا لر هستند. زنگنه ها کلهرها  و...)

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

  • و یک منبع دیگر:

معین الدین نطنزى در کتاب منتخب التواریخ , زنگنه را جزو قلمرو اتابکان لر محسوب مى کند، و زنگنه را جزو طوایفى نام مى برد که به حکم اتابکان لر گردن گذارده بودند . صاحب تذکره الملوک ایل زنگنه را در مجموعه اى مرکب از ایلات کرد و لر نام مى برد .

(نکته: در کتب تاریخی هرجا از لفظ کرد استفاده شده منظور قشر و مردمی بوده اند که بصورت عشایری زندگی میکرده اند نه یک قوم یا نژاد خاص بنابریم هم کردان بلوچ و ترک و عرب و لر منظور بوده. بهتره واقعیات رو بپزیریم)

  • سندی دیگر از زبان نویسنده معروف کردستانی شیخ مردوخ

زنگنه از عشیره لُرند. طبق گفته خود شیخ مردوخ کردستانی که از اکراد عراق است ، زنگنه برادر چگنی و سیاه منصور از ملت لُر است و این خود سندی مبنی بر لُر بودن این سه ایل است

 

 

نکته اخر: ایل زنگنه ایل بزرگی هست که شعب بیشتری از ان در بین بختیاری ها و لرهای کوهگیلویه سکونت دارند و همه ی انها بر لربودن خود افتخار میکنند . فقط لرهای زنگنه کرمانشاه دچار فرهنگ زدگی خود کرد پنداری شده اند

 

 

لازم است ایل زنگنه کرمانشاه از خود بپرسند چه شد که هویت لری انها گم شده و امروزه خود را  کرد مینامند؟

3 نظر

  • محمد زنگنه

    واقعا دست خوش.واضح و روشن بیان فرمودید کاش فقط میگفتید لباس ایل زنگنه هم گلونی است و با مردم لرستان فیلی یکسان است


  • میثم معارف وند

    من بیشتر بستگانم از طایفه زنگنه و لر هستند وهمچنین از خود کرد زبانان کرمانشاه شنیدم که همگی متفق القول زنگنه را لر میدانستند


  • چگنیهای کرمانشاه

    اگر فیلمها و عکسهای قدیمی مردم ایلام و کرمانشاه را ببینید اثری از فرهنگ کُردی را در آنان نمی بینید فیلمی از شادی مردم کرمانشاه در سال ۱۳۴۲ به هنگام افتتاح یک مدرسه، که نکته جالب توجه آن فرهنگ و لباس لری آنان است! هویت بسیاری از مردم بومی کرمانشاه مانند: کلهر، سنجابی، زنگنه، پایروند، لک و...در منابع متعدد تاریخی بعنوان لُر ثبت شده و یکی از ایلات لُر کرمانشاه چگنی است! در کتاب گوران نوشته مینورسکی، ترجمه سما سلطانی آمده: سیاه‌ منصور، چگنی و زنگنه اهل لُرستان می‌باشند اما گزارشاتی وجود دارد که آن‌ها علاوه بر لُرستان ساکن گوران (کرمانشاه) و اردلان (کُردستان) نیز بوده‌اند! در کتاب کردستان نوشته علی اصغر شمیم آمده: در دوران حمله مغول، ایلات زنگنه، شاه‌منصور (سیاه‌منصور) و چیگانی (چگنی) از طوایف گوران و اردلان به صحرای قراباغ و عده‌ای به فارس و خوزستان متواری شدند هم اکنون نام منطقه‌ای از بخش گواور در شهرستان گیلانغرب کرمانشاه به نام《چیکان منصوری》است که بدون شک تلفیقی از نام چگنی و سیاه‌منصور می‌باشد و به دو محله چیکان علیا و سفلی مُنقسم است! با توجه به املای چگنی در برخی منابع که به صورت چیگانی و چیکانی آمده، یقیناً نام منطقه چیکان_منصوری در شهرستان گیلانغرب که در حوزه گوران قدیم واقع است یادگار قرن‌ها سکونت ایلات چگنی و سیاه‌منصور در آن ناحیه می‌باشد. دکترکریم سنجابی در کتاب《ایل سنجابی و تهاجمات ملی ایران》به کرار از دهکده چگنی نام می‌برد: حسن خان《بخت‌یار》بنیانگذار اصلی ایل سنجابی در اوایل قاجاریه املاک مختلفی از جمله دهکده چگنی و چهار دهکده خورنه و دهات بابان و کوزران و بندار را می‌خرد (ص48) این املاک بویژه روستای چگنی موروثی قاسم خان سردار ناصر و علی اکبر سردار می‌شوند (ص129) در جایی دیگر از این کتاب محل اصلی جنگ سنجابی با روسها را در《قریه چگنی》می‌داند منبع: ایل سنجابی و تهاجمات ملی ایران خاطرات علی اکبرخان سردار، تحریر و تحشیه کریم سنجابی، شیراز 1380، ص350. هم‌اکنون روستای چگنی علیا با جمعیت ۱۲۴ نفر و چگنی سفلی با جمعیت ۱۳۶ نفر از توابع بخش کوزران استان کرمانشاه و هم‌جریش ایل سنجابی می‌باشند. علاوه بر موارد فوق، گروه هایی از طایفه بزرگ چگنی مثل: شیراوند، طولابی و شاکرمی در شهرهای مختلف استان کرمانشاه بخصوص گیلانغرب و اسلام‌آبادغرب ساکن‌اند! مطابق برخی از شواهد و مستندات اصل و ریشه برخی از ایلات کرمانشاه یعنی پایروند، مافی و《همه‌‌وند یا احمدوند》به لُرهای چگنی می‌رسد! با این اوصاف جمعیت الوار چگنی در استان کرمانشاه بسیار زیاد است، این مردم به زبان‌های: کلهری، گورانی و لکی تکلم می‌کنند.



آخرین مقالات