پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایل کلهر

ایل کلهر


اردشیر کشاورز نویسنده محترم و اگاه کرمانشاهی در کتاب ایلات کرمانشاه ایل کلهر را لر معرفی کرده اند

ﺍﺭﺩﺷﯿﺮ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۳۰ ﺩﺭ ﻣﺤﻠﮥ ﺁﺑﺸﻮﺭﺍﻥ ‏( ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﺮﺯﻩﺩﻣﺎﻍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﭘﻨﺞ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻭﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﺪﺭﺱ ‏( ﺳﭙﻪ ‏) ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣﯽ ﺷﺪ ‏) ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪ . ﺧﺎﻧﺪﺍﻧﺶ ﻣﻬﺎﺟﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺼﺮ ﺻﻔﻮﯾﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺎﺭﺑﮑﺮ ﺩﺭ
ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺑﻪ ﮐﺮﻣﺎﻧﺸﺎﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﻭﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺧﺬ ﻣﺪﺭﮎ ﻓﻮﻕ ﺩﯾﭙﻠﻢ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﭘﺴﺖ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺟﻨﺪﯼ ﺷﺎﭘﻮﺭ ﺍﻫﻮﺍﺯ ، ﮔﻮﺍﻫﯿﻨﺎﻣﻪ ﯼ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﯽ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩ .ایشان در کتاب ایلات کرمانشاه بارها از لر بودن کلهرها نام برده...ایشان هم اکنون در صدا و سیمای مرکز کرمانشاه مشغول فعالیت هستند ‏

 

منابع تاريخی متعددی آشکارا بر لر بودن كلهرها صحه گذاشته است، البته مهمترین نکته اینجاست که کلهرها را نمی توان از نظر زبانی، فرهنگی و سبک زندگی و.. از مردم لرستان تفکیک کرد، با این حال منابع لرشناسی توجه ناچیزی به این مردم داشته اند. در این نوشتار برخی از منابع قدیم تر را به اختصار مورد اشاره قرار می دهم تا فعالان عرصه لرستان پژوهی متوجه کارهای مغفول خود در این منطقه باشند.


 

 

کَلهُر ( کَلُر ، کِ/ کَ لُهر) :
یکی از بزرگترین ایل های ایران و قوم لُر می باشد .
کِی لُهر » کَ + لهر » کَلهُر
نام ایل بزرگ کَلهر در زبان لُری ؛ به صورت نوشتار کَ لُر،کَلُر یا کَلُهر ،کَلهُر ،نوشته می شود . و به صورت ،کَ لُر،کَلُر یا کَلهُر تلفظ میشود .
دقت داشته باشید همان طور که لهر به صورت لُر نوشته و تلفظ میشود ، نام ایل کلهر نیز اینگونه است و نمی توان آن را به شکل کَلُهر تلفظ کرد . یا به شکل ،کَ لُر،کَلُر تلفظ می شود و یا به صورت کَلهُر . همچنان که پل کَلهُر را تلفظ می کنند . 
در زبان لُری معمولا ممکن است یک یا دو حرف از یک کلمه را تلفظ نکنند ، و یا اینکه فتحه ،کسره یا ضمه به آن اضافه می کنند تا اینکه باعث حذف یک حرف از کلمه نشود.
حال به معنی کَلُهر می پردازیم .چند معنی وجود دارد که هر کسی به دلایلی سعی میکند لُر کَلهُر{کِ/کَ لُهر } را به معنای بی ربطی متصل کند . ایل بالاگریوه { به معنی ،بالاترین گروه ها ، بالامنش } ، بزرگترین ایل از لُرهای کلهُر است .

۱_
گودرزی در کتاب ایل کلهر در دوره مشروطیت چنین آورده‌است:در علت نامگذاری این ایل اصیل با نام کلهر، باید در ساخت، ریشه و معنی آن دقیق شد . لفظ کلهر با فتح کاف و ضم هاء از دو بخش «کل»و«هور» یا «هُر» تشکیل شده ‌است. این کلمه که با تلفظ‌ های متعدد در منابع آمده‌ است ، و………………………………..



۲ _ فقط سه نوع آن امکان بررسی دارد . از قبیل الف : کلهور ، ب: کلهرو – ج : که لُر

قبل از بررسی توجه داشته باشید که پل کلهُر و کوه لهور در شهرستان پل دختر – استان لرستان واقع شده اند .
و حالا به بررسی تک تک این سه گزینه می پردازیم .
الف : کلهور – اگر توجه داشته باشید نوشتن یک کلمه لُری قطعا توسط یک غیر لُر امکان اشتباه دارد . با توجه به اینکه در منابع، به گفته خود گودرزی ، نام ایل کَلُر ( کَلُهر) ، به شکل های مختلف آمده است ، این گفته را تایید می کند ، که [
نوشتن یک کلمه لُری قطعا توسط یک غیر لُر امکان اشتباه دارد ]
در واقع واژه کلهور اشتباه است ، و ( واو ) ندارد . شکل صحیح کَلُهر است و در تلفظ محلی ، کَلُر یا کَلهُر گفته می شود .
ب : کلهرو !!!!!!!!
این که دیگر برای هر لُری مشخص است که برای نام بردن اسم یک قوم ، ایل ، طایفه و…….. و به حالتی که به آنها اشاره شود ، از پسوند ( یا ) ، ( واو ، به حالتی که مانند اتو ، عمو ، گفته میشود )
ضمن اینکه ( یا ) و ( واو ) را برای هر ایل یا طایفه ای به کار می برند که تلفظ روان تر باشد .
چند مثال :
ممسنی یا = ممسنی ها
کَلُرو – کَلهُرو = کَلُرها ، کَلُهرها
دینارونو ، دیناروندیا = دیناروندها
چگنی یا = چگنی ها
پاپیو ، پاپی یا = پاپی ها
بیرنونو ، بیرنوندیا = بیرانوندها
گیلگی یا = گیلکی ها
آذری یا = آذری ها
بلوچ یا – بلوچو = ( بلوچ ها )
و……………………………………
ج : که لُر :
در واقع اگر که لُر را به شکل کهلُر بنویسیم ، کاملا نمیان است که این کلمه به شکل صحیح آن یعنی کَلُر نزدیک تر است .
با توجه به اینکه ما کَلُر [ کَ لُر ] تلفظ می کنیم ، ممکن است برای نویسنده ، این طور تصور شود که ایل ( که لُر ) نوشته می شود .
ما باید به نوع تلفظ ایل کَلُر توجه کنیم . در زبان محلی تلفظ کَلُر و کَلهُر بیشتر رایج است .
اگر بخواهیم شکل فارسی اون رو بنویسیم :
کَلُهر نوشته میشود ، اما کَلُر یا کَلهُر تلفظ می شود .

۳ _
کَل ، در زبان لُری به معنای بز کوهی است .
حِر ، حَر یا حُر : اگر کسره داشته باشد یا فتحه فرقی نمیکند، در زبان لُری (حِر ، حَر یا حُر ) به معنای خور یا خوردن است .
کَلحور !! :. در هر صورت این معنا نیز لُری است . قوم لُر به بز کوهی ، کَل می گویند ، و به خور ، حِر ، حَر یا حُر میگویند .
اما کَلهُر با حرف ( ه ) نوشته می شود .
بعضی ها میگویند مردمانی بوده اند که کل ( بز کوهی ) میخورده اند !!
اما اصولا همه مردم مناطق زاگرس کَل (بز کوهی) شکار میکرده اند و فقط مختص یک ایل نمیشود .

۴ _ لُهر = لُر
نام قوم بزرگ لُر از کی لُهراسب هخامنشی گرفته شده است . در زبان لُری ، لُهر را ، لُر تلفظ میکنند . و به این دلیل به صورت نوشتاری نیز قوم لُر نوشته میشود .

۵ _ اگر بخواهیم در اسطوره بـه دنبـال ایـن اسـم بگـردیم
مـیتـوان مثالهـایی آورد،اگـر مـا از نـام ترکیبـی کی لُهراسب ، واژه اسب را کنار بگذاریم کی لُهرـ که لُهر ، کَ لُهر
می ماند . یعنـی آنکـه از کی لُهراسـب اسـت .




۶ _ پل کَلهُر در نزدیکی کوه لُهور می باشد .
نام این کوه از کی لُهراسب گرفته شده ، همان طور که نام شهر تاریخی لور از کی لُهراسب گرفته شده است . و نیز نام قوم لُر از کی لُهراسب گرفته شده است .میتوان گفت ، (کَلُر یا کَلهُر ) از نام کی لُهراسب گرفته است .
کی . ک َ / ک ِ (اِ) مَلِک باشد…(لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۵۱۶). پادشاه بلندقدر و بزرگ مرتبه را گویند. (صحاح الفرس ، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جبار. (مفاتیح العلوم خوارزمی ، از یادداشت ایضاً): کیقباد. کیکاوس . کیخسرو. کی لهراسب . کی بشتاسب . کی اردشیر. ج ، کیان . (مفاتیح العلوم ایضاً). پادشاه پادشاهان ، و بعضی گفته اند پادشاه بلندقدر، و این نام از کیوان گرفته اند . و جمع آن کیان است و این نام را زال به قباد داده است ، و در قدیم چهار پادشاه را کی می گفتند: کیقباد، کیکاوس ، کیخسرو، کی لُهراسب ، و در کیومرث .
تأمل است چنانکه در کاف فارسی بیاید. (فرهنگ رشیدی ). به معنی پادشاه پادشاهان است یعنی پادشاهی که در عصر خود از همه ٔ پادشاهان بزرگتر باشد، و به عربی ملک الملوک خوانند، و پادشاه قهار و جبار بلندمرتبه را نیز گویند، این نام را در بلندی وقدر از کیوان گرفته اند .
چه او بلندترین ِ کواکب سیاره است و در قدیم این چهار پادشاه را که کیکاوس و کیخسرو و کیقباد و کی لُهراسب باشد کی می گفته اند.


۷ _ نام پل کَلهُر از ایل بزرگ کَلهُر ( یا کلُر ) گرفته شده است . و قدمت سکونت ایل کَلهُر از پل ( کَلهُر ) بسیار بیشتر است . و به زمان قبل از حکومت ساسانیان میرسد .


۷ _ نام پل کَلهُر از لُر کَلهُر ( یا کلُر ) گرفته شده است . و قدمت سکونت لُر کَلهُر از پل ( کَلهُر ) بسیار بیشتر است . و به زمان قبل از حکومت ساسانیان میرسد .


۸ _ یکی از ایلات بزرگ ایران و قوم لُر ، ایل کَلهُر است .
مسکن اولیه کَلهُر{کِ/کَ لُهر } لرستان بوده است . قدمت ایل کَلهُر( کَلُر ) به قبل از ساسانیان میرسد .
پلی به نام کَلهُر مربوط به سدهٔ ۴ ه. ق. است ،و در شهرستان پلدختر، بخش ملاوی، روی رود کشکان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۵۸۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .
پل کَلهُر در ۶۰ کیلومتری جاده خرم آباد- اندیمشک در کناره تونل معمولان واقع شده است.



پل کلهُر مربوط به سدهٔ ۴ ه. ق. است و در بخش معمولان از توابع شهرستان پل دختر در استان لرستان واقع شده است .
پایه های آن بصورت بیضی شکل است. تا در برابر شدت آب مقاوم باشد در ملات پل از ماسه های قرمز اطراف وگیاهی به نام تره پی استفاده شده است که باعث قرمزی رنگ آن شده است پل کَلهُر یکی از پنج پل کشکان است .
این پل مناطق بالاگریوه در جنوب خرم آباد را به کوهدشت وکرمانشاه و ایلام(پشتکوه)متصل می کرده است . پل کَلهُر در ۶۰کیلومتری جنوب خرم آباد و در یک کیلومتری شمال شهر ممولان قرار گرفته و مربوط به شهرستان پلدختر می باشد تاریخ آن برروی کتیبه که دیواره سنگی از تنگه کوه لهور قرار گرفته ۳۷۴ه. ق می باشد .

پل کَلهُر، بلندترین پل ساخته شده در ایران است . ارتفاع این پل ۲۶ متر است و به اندازه یک ساختمان ۱۲ طبقه بلندای آن است . این سازه در شهرستان پلدختر در ۶۰ کیلومتری جاده خرم آباد به خوزستان واقع شده و در سال ۳۷۴ هجری ق بر روی رودخانه کشکان ساخته شده است.
این پل در بستری صخره ای و مشرف به کوه های صعب العبور بنا شده و در کتیبه ای که در آن قرار دارد به خط کوفی نوشته شده است:«به نام خداوند بخشنده مهربان، این چیزی است که امیر بزرگ ابو النجم بدر پسر حسین، که خداوند عمرش را زیاد کند برای ثواب خداوند عزوجل دستور به ساخت آن داد. به سال ۳۷۴، باشد که خداوند پاداش را به او بدهد.»تا پل دختر ۵۰کیلومتر فاصله دارد .


 

 

8-ميزا خانلر خان اعتصام الملك، نايب اول وزارت امور خارجه در كتابش (صفحه 71  سفرنامه ميرزا خانلرخان اعتصام الملك)، كلهرها را با هويت لر ثبت كرده و مي نويسد «محمد حسن خان سرتيپ، حاكم كلهر در آن ايام از كرمانشاهان مرخص و روانه به محال خود گرديد. بعد از ورود او بر ايل و الوار كلهر خبر رسيد كه ..»

 

9-ناصرالدين شاه در سفرنامه اش (سفرنامه عتبات ناصرالدين شاه قاجار)، اهالي اطراف سرپل ذهاب را لر ثبت مي كند او در صفحه ي 82 كتابش از سنگ سفيدي در حوالي سرپل ذهاب مي گويد كه لرها – كه اهالي آن منطقه مي باشند - براي اين سنگ حكايتي دارند. البته ناصرالدين شاه در صفحه ي 62 همان كتابش اهالي حومه طاق بستان را  هم لر ثبت مي كند. در اين مورد نمي توان گفت ناصر الدين شاه اشتباه كرده است زيرا او به اندازه ي كافي مشاور و تصحيح كننده در اختيار داشته است.

 

10-بارون دوبد در صفحه 429 كتابش سفرنامه لرستان و خوزستان، ايل كلهر را جزء طوايف پشتكوه لرستان آورده است و چنين مي نويسد "طايفه هاي  پشتكوه كه به نام فيلي منسوبند از طوايف پيشكوه بسيار كمترند؛ سرگرد رالينسن عده ي آنان را دوازده هزار خانوار تخمين زده است كه شامل كرد و ديناروند و شاون و كلهر و بدرايي و ملكي مي شوند" البته بايد ياد آوري كرد كه بارون دوبد در كتابش همواره پشتكوه را بخشي از لرستان دانسته است به طوري كه درست دو صفحه قبل از معرفي طوايف پشتكوه يعني در صفحه 427 مي نويسد: «چنانكه گفتيم لرستان كوچك به دو بخش پيشكوه و پشتكوه تقسيم مي شود».

 

11-در كتاب (زير آفتاب سوزان ايران) نويسنده آن اسكار فن نيدر ماير در صفحه  59  هويت كلهرها را به قوم لر نسبت مي دهد و مي نويسد: قنسول ايراني ... برايمان تعريف كرد كه حاكم كرمانشاه، اميرمفخم در حال حاضر با قواي بسيار در سر پل به سر مي برد و با لرهاي كلهر كه از پرداخت عوارض خود استنكاف كرده اند در حال جنگ است...