یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

باب میوند یا مَه وند یا ماه وند

ریشه یابی واژه میوند:

این سوالی است که تاحالا کسی به ان پاسخ نداده است اما درین صفحه قصد داریم برای اولین بار این لغت را معنا و مفهوم کنیم تا برگ جدیدی به تاریخ لر باز کنیم


میوند در واقع مَه وند یا ماه وند  بوده است و ان دو جه است : 1. اشاره به کشور مَه/ماه و مردمی که بخش مهمی از این پیکره بوده اند که نام بلوک یا قبیله خود را از نام کشور خود گرفته اند (همانگونه که امروزه عده ای را دزفولی، کرجی، شوشتری، اراکی و ایرانی و... میشناسیم مردم کشور ماه را ماه وند میگفتند) 2. اشاره به ایزد مَه/ماه از خدایان ایران باستان که اشاره به مردمی دارد که به کیش ان ایزد و خدا  بوده اند.

در زبان لری ماه را مَه گویند، شکل صحیح آن مَه وند بوده است که به مرور زمان َه به اِی تبدیل شده است که مه وند  میوند/meyvand شده است.

این یکی از فرآیند های فونولوژیک( واجی) است و طبق فرایندهای همگون سازی  assimilation توجیه می شود که « ه » به واج همگون خود « ی » تبدیل شده است و فتحه هم به کسره تبدیل میشود.

 

وجه اول، میوند اشاره به کشور ماه یا ماد دارد

(اسم خاص) نواحيي را که ما امروز همدان و کرمانشاه و دينور و نهاوند و پيشکوه(لرستان کنونی) گوييم در قديم کشور ماه مي ناميدند و در ويس و رامين اين لفظ استعمال شده است. اين باقي ماندهء «ماد» و «ماي» قديم است که مرکز مملکت مادي باشد.

عرب نیز بعد از فتح اين قسمت از ايران اين لفظ را به کار بردند منتهي دو ماه قائل شدند و براي ماه نيز معناي ديگري که بعد در کتب جغرافيا معمول گرديد تصور کردند و گفتند ماه الکوفه و ماه البصره و مجموع را «ماهات» نام نهادند. از ماه کوفه مرادشان دينور و کرمانشاهان تا حلوان بود و از ماه بصره مرادشان نهاوند و صيمره و حدود لرستان بود.(از سبک شناسي ج1 ص26).

مسکن قوم ماد را نيز «ماد» مي ناميدند و همين کلمه است که در پهلوي و پارسي (و نيز در تعريب) «ماه» شده. ابوريحان بيروني در کتاب الجماهر (ص205) نوشته: ماه عبارت است از زمين جبل و «ماهين» عبارت است از ماه بصره که دينور باشد و ماه کوفه که نهاوند باشد و اغلب به آن دو «ماه سبذان» (لرستان و بخشی از خوزستان) را افزايند و جمله را «ماهات» نامند و بسا نهاوند را به «ماه دينار» ياد کنند. (از حاشيهء برهان چ معين).

کلمهء ماه صورت تغيير يافتهء «ماد» اسم قوم و مملکت غربي ايران بوده است. در کتاب پهلوي کارنامک اردشير بابکان اين کلمه به همان ترکيب قديم خود «ماديک»=«ماد» آمده اما معمولا در پهلوي «ماه» مي گفته اند.

جالب است بدانید که بعد از هزاران سال بلادی که بلوک میوند/ماه وند در ان سکونت دارد بخشی از بلوک کشور ماه قدیم است و جالب تر انکه هنوز در بین این مردم ایلی وجود دارد با نام بساک که محققان معتقدند بساک / بوساک (با کمی تغییر) نام یکی از قبایل عضو اتحاد ماد با نام قدیم بوسیان بوده است.

در کتب مورخان و جغرافي دانان ايراني و عرب غالباً به اسم ماه برمي خوريم ولي از دايرهء وسعت آن کاسته و به برخي از نواحي غربي ايران اطلاق مي شده است مثل «ماه نهاوند» و «ماه دينار» و «ماه شهرياران» و جز آنها.

در داستان ويس و رامين که از متني پهلوي به نظم فارسي درآمده مکرراً به کشور ماه و بوم ماه و ماه آباد و زمين ماه که از همه يک کشور اراده شده برمي خوريم زيرا که ويس دختر شاه قارن و ملکهء شهرو، خواهر ويرو و زن شاه موبد و معشوقهء رامين برادرشاه موبد از کشور ماه بود و شاه قارن در سرزمين ماه پادشاهي داشت. (از يشتها ج2 ص216 و 217) :

به شوهر بود شهرو را يکي شاه

بزرگ و نامور از کشور ماه

(ويس و رامين).

 

و در جایی دیگر:

وگر نه بوم ماه از کين شود پست

پس آنگه چون تواني زين گنه رست.

(ويس و رامين).

 

وجه دوم، میوند اشاره به  ایزد ماه در ایران باستان پرستش ماه توسط عده ای از ایرانیان باستان

 

(اسم خاص) نام فرشته اي است که موکل است بر جرم قمر يعني قرص ماه و تدبير و مصالح روز ماه که روز دوازدهم بود از ماه شمسي به او تعلق دارد. (برهان) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء).

ماه در ايران باستان، علاوه بر اطلاق به جرم قمر، به فرشته اي (ايزد کرهء ماه) اطلاق مي شده و او مانند خورشيد ستوده و مورد تعظيم و تکريم بوده است... در تير يشت (يشت 8) بند 1 و مهريشت بند 145 و غيره مخصوصاً ماه مورد تعظيم قرار گرفته است. غالباً ماه تشکيل دهندهء تخمه و نژاد ستوران شناخته شده است (يسنا 1 بند 11 و يسنا 16 بند 4 و غيره) و نيز در اوستا مربي گياه و رستني خوانده شده (ماه يشت بند 4) (از حاشيهء برهان چ معين).

ماه نام یکی از ایزدان آئین مزدیسنا است. در اوستا این نام به  صورت ماونگهه و در پهلوی و فارسی ماه گفته می‌شود. یشتی از کتاب یشت‌ها به نام ماه ‌یشت است که در آن ماه مقدس، حامل نژاد  ستوران و سرور راستی ستوده شده‌است. روز دوازدهم هر ماه شمسی ماه روز نامیده می‌شده که نگهبانی آن روز با ایزد ماه است.

 

نکته: در کنار نام خدای خورشید، در سراسر طول تاریخ ایلام، یک خدای ماه نیز حضور داشت که نام او از قدیم‌ترین ایام به صورت رمز نوشته می‌شد. از این رو، نام ایلامی وی را نمی‌توان با اطمینان شناسایی کرد. از آنجا که بخشهایی از دو ستون اول در معاهده‌ی هیتً شکسته و نام تعدادی از خدایان از میان رفته، نام خدای ماه نیز در بقایای فهرست دیده نمی‌شود، اما نام وی در خود متن آمده است. ایلامی‌ها خدای ماه را «پدر یتیمان» می‌دانستند. در دورانهای اولیه نام این خدا زیاد برده نشده است، اما یک متن از ایلام جدید به «فرّه» سحرآمیز «نپیر، خدای روشنی بخش، حامی خدایان» اشاره می‌کند. در معاهده‌ی هیتَ، خدای ماه نپیر، در دو مورد با سه الهه ظاهر می‌گردد که قطعاً گروه شهود به هنگام یاد کردن سوگند بودند. این سه الهه عبارت‌اند از: شیاشوم (هفدهمین در فهرست)، نروندی (در جایگاه بیستم)، نیارزینا (جایگاه بیست و هفتم در فهرست). این سه الهه ظاهراً خواهران «الهه بزرگ» بوده‌اند

بنابر اعتقاد ایرانیان قدیم ماه مانند خورشید مراقبت از اختران را برعهده دارد. از یکم تا پانزدهم اندرماه از دهم تا پانزدهم پرماه و از بیستم تا بیست و پنجم ویس ‌پتس یا ویس ‌تپس خوانده ‌می‌شد. هر یک از این سه زمان را پنجهٔ ویه می‌خواندند. (خرده اوستا) دربندهش آمده‌است که در آن مدت با چشم می‌توان دید که آب  افزونتر می‌شود و بالش درختان بیشتر و رسیدن محصولات چشم گیرتر است.

از همین رو است که ماه را وخش بختار یعنی جان بخش و ابرمند می‌خواندند و افزایش رمهٔ گوسفندان و سرسبزی روییدنی‌ها و آبادانی را از ماه می‌دانستند.

 

بنابرین این احتمال نیز میروند قبیله ماه وند مردمی بودند که به کیش و آیین ماه پرستی بودند و ان ها را ماه پرست گفتند که به مرورو ماه پرست ماه وند شده است.

 

نتیجه: نگارنده وجه اول را قوی تر میداند . اما بعید نیز نیست که در بین این قبیله از کشور ماد کیش و آیین ماه پرستی رواج داشته است.




بختیاری ها به دو شاخه خیلی بزرگ، هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم میشود. چهارلنگ و هفت لنگ


هفت لنگ بختیاری مشتمل بر چهار باب بزرگ (که بعضیا به غلط بجای باب از لفظ ایل یا طایفه استفاده کرده اند، چراکه باب از چند ایل تشکیل شده) از قرار ذیل است:

 باب دورکی، باب دینارانی، باب بختیاروند(بهداروند) و باب بابادی


چهارلنگ بختیاری مشتمل بر پنج باب بزرگ میباشد که از قرار ذیل میباشد:

   باب میوند، باب محمود صالح، باب کیانرس، باب زلقی و باب موگویی 


ضمیمه در باب ایلات چهارلنگ، ایلات بزرگ میوند

طیفه اتابک: از جمله طوائف چهارلنگ بختاریست، مسکنشان در بوربور نزدیک غالیه کوه (قالی کوه ) است. عده ای از خوانین از نژاد اتابکان امروزه موجود می باشند. از جمله میرزا مهدی خان ضیغم الممالک است که به شراکت حاجی محمد خان و غلامرضا خان ضرغام سرلشکر ریاست ایل بزرگ بسحاق(بساک) را دارند، ضیغم الممالک صاحب خطوط سه گانه و طبع شعر و ادبیات می باشد.


باب میوند  از پنج ایل بسیار بزرگ تشکیل شده است که از قرار ذیل میباشند:


ایل پولادوند: از جمله ایلات چهارلنگ است که مرکزش در خلیل اباد و ازنا و چالسپار است. فعلا(منظور از فعلا زمانیست که سردار اسعد این مطالب را نوشته)  ریاست این ایل به عهده هژیرالسلطنه و حسام نظام است.

ایل عبدالوند:از ایلات چهارلنگ است. مرکزشان در دهنه شتران کوه است.  در انجا دهات دارند و ریسشان امروزه(منظور از امروزه در زمانیست که سردار اسعد این مطالب را نوشته) خواجه علی شاه خان سردار معظم و خواجه باقر خان است.

ایل حاجی وند: جز عبدالوند می باشد و ریاستش نیز بر عهده ان دونفر میباشند.

ایل بسحاق یا بساک: از جمله ایلات بزرگ چهارنگ میباشند که ریاست این ایل با غلامرضا خان ضرغام لشکر هست.

ایل عیسوند(ایسوند): این ایل جز ایل بزرگ بساک میباشد. رییسشون طبق گفته سردار اسعد یوسف خان و اسد خان میباشد. مسکنشان دامنه قالی کوه است.


 

""برگرفته از کتاب سردار اسعد بختیاری صفحه 620""

4 نظر

  • احمد

    میوند همچنین نام یکی از تیره های طایفه ی بزرگ شالودرایذه میباشد.

  • مدیر وبسایت

    این طایفه از قبیله میوند چهارلنگ هستند که به ان منطقه مهاجرت کرده اند


  • اسفندیار مهرآیین

    با سلام و احترام چنانچه تحلیل ریشه یابی مه = می ،درست باشد ، که میتواند درست هم باشد . ممیوند و ارتباطش با میوند چیست . سال ها پیش یکی از بستگان من می گفت علت این نام قراگرفتن جایگاه این طایفه در میانه چهارلنگ است و از عبارت "میانه "یامیونه و "مینه " آمده است . مایلم نام نگارنده ریشه یابی واژه میوند را بدانم .

  • مدیر وبسایت

    با سلام . سوال شما برای بنده کاملا مبهم هست و منظورتون بدرستی متوجه نمیشم . اما در هر صورت ما سعی کردیم برای ریشه یابی واژه میوند استناد های سازنده و علمی و مستندی را ارائه دهیم ، حال اگر این ریشه یابی از نظر شما نادرست است میتوانید انتقاد سازنده و علمی و مستند خود را ذکر کنید تا رسیدگی شود. اما اینکه شخصی واژه میوند را برای شما میانه تعریف کرده بنظر نادرست است و هیچ وجه اشتراکی درین زمینه یافت نشده است. (راه ارتباطی مستقیم با مدیریت وبسایت: از طریق تلگرام که لینک ان در ایکن «تماس با ما» در وبسایت هست و یا از طریق پیج ایستاگرامی نگین زاگرس ارتباط برقرار کنید. با تشکر)


  • اسفندیار مهرآیین

    باسلام به مدیریت محترم سایت از پاسخ مستدل شما سپاسگزارم . موفق باشید .

  • مدیر وبسایت

    از طریق راه حلی ک خدمتتون عرض کردم با من تماس بگیرید. با تشکر (ترجیحا تلگرام - لینک ارتباطی تعبیه شد)


  • محمد حسین میرنژاد

    کول مانرود که محل اصلی لرها بوده واز آنجا پراکنده شده اند کجا ،واشاره ایکه به دهکرد شده درهمین کول کجا این کول در لرستان است یا بختباری ،چون اشاره شده لرهای اصلی دراین کول سکونت داشته اند. درمورد قوم جنگروی اگر اطلاعاتی داریدراهنمایی نمائید

  • مدیر وبسایت

    با سلام. در گذشته بختیاری و لرستانی با این مفهوم امروزی و برداشت عده ای ک این دو رو جدا از هم میدانند نبوده، از بختیاری تا کرمانشاه تا لرستان عراق و لرستان جنوبی از لرنشین استان فارس ، کوهگیلویه بویراحمد تا خلیج و المسندم عمان کل این بلاد را لرستان یا مملکت لرستان میگفتند



آخرین مقالات