سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایا لرها از جبل سماق شام امده اند ؟

رد نظریه حمدالله مستوفی از ورود قبایلی از لرها که از شام امده اند . لرها برای حمایت از صلاح الدین ایوبی لرتبار و شرکت در جنگ ها صلیبی از سرزمین لرستان بزرگ به شام میروند که گروهی از انها بعد از مدتی با اختلافی که با ایوبی پیدا میکنند مجدد به لرستان بزرگ برمیگردند.

ایا لرها از جبل سماق شام امده اند ؟

 

                              بسم الله الرحمان الرحیم

 

 

 

نقدی بر برداشت شکلی نادرست نویسندگان و محققین تاریخی در خصوص نظریه حمدالله مستوفی مبنی بر ورود لرهای بختیاری، ممسنی و لیراوی و... از جبل السماق شام.

 

 

 

ندانسته و ناخواسته علاقمندان به تاریخ، برای اینکه ثابت کنند از بهره علمی و تاریخی کافی بهرمند هستند و مطالعات عمیق تاریخی دارند نسب برخی از ایلات لر همچون بختیاری ها ، ممسنی ها و لیراوی ها و... را از اقوام مهاجر از جبل السماق شام میدانند (البته این انتساب گاهی برای فریب اذعان عمومی هست که برخی نویسندگان مغرض از ظاهر متن سواستفاده کرده اند).

 

و گروهی که تعصب تاریخی دارند با استدلال های خودشان و نظرات اکثر باستان شناسان و همچنین افسانه ها و روایات متعدد تاریخی را ملاک قرار داده و سعی در نادیده گرفتن نظریه حمدالله مستوفی راجع به مهاجرت برخی لرها(از جمله بختیاری ها و ممسنی ها و لیراوی ها و...) از شام میباشد و علاقه ای به اینکه قبول کنند از منطقه شام امده اند ندارند و بهترین گواه را استناد پرفسور گریشمن و هرودوت و... میدانند که مثلا لرهای بختیاری یا دیگر لرها از نژاد ممتاز و بازماندگان تمدن عیلام باستان هستند.

 

اما موضوع بحث مورد نظر، نظریه حمدالله مستوفی است که بیانگر دغدغه فکری محققین گروه دوم است که به چه زوایایی اعم از شکلی یا ماهیتی این نظریه را تحلیل کنند و این نظریه از نظر شکلی خود بیانگر مفهوم مورد نظر است.

 

قبل از ورود به بحث تاریخی و استدلال در خصوص رد یا قبول نظریه حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده باید در خود نظریه تامل نموده و جواب مکفی برداشت گردد. و همچنین مطالعه و اشرافیت بر کل تاریخ گزیده جهت پیگیری نسب برخی قومیت های مورد سوال لر دلایل متقنی بر رد برداشت نویسندگان گروه اول است.

 

 

 

نظریه حمدالله مستوفی:

 

 

 

«اتابک هزاراسف که مهین و بهین همه بود قائم مقام پدر شد و عدل و داد ورزید در عهد او ملک لرستان رشک بهشت گردید و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام بدو پیوستند چون گروه عقیلی از نسل علی ابن ابی طالب (ع) و گروه هاشمی از نسل هاشم ابن عبد مناف و دیگر طوایف متفرق چون آسترکی، مما کویه، بختیاری، جوانکی بیدانیان، زاهدیان، علائی، کوتوند، بتوند، بوازکی، شوند، زاکی، جاکی، هارونی، اشکی، کوی لیراوی، ممویی، یحفومی، کمانکشی، مماسنی، ارملکی، توانی، کسدانی، مدیحه، اکورد، کولارد... و دیگر قبائلی که انتساب ایشان معلوم نیست »

 

 

 

ظاهر نظریه حکایت دارد که این طوایف از شام امده اند و گویا در بحث نسب طوایف حکایت دارد. اما موضوع در خصوص حمایت و پیوستن طوایف به اتابکان دلیل این نقد است.

 

 

 

قبل از ورود به بحث و نتیجه گیری این موارد، جهت تنویر ذهن خواننده لازم است موارد ذیل را مد نظر بگیریم:

 

1.منطقه جبل السماق منطقه کردنشین است و دو طایفه هاشمی و عقیلی عرب هستند و طایفه عقیلی از نسل حضرت علی نیست(عقیلی برادر حضرت علی است) و همینطور نسل هاشمی را از عبدمناف دانسته، در حالی که نسل هاشمی متعلق به عبدالمطلب است و عبدالمناف پدر بزرگ نسل هاشم است اما اقای بدلیسی در سفرنامه کردستان اصلاح کرده اما در خود نظریه تغییری بوجود نیاورده است.(این نظریه ازین حیث بنظر مخدوش است).

 

در نتیجه مراد مستوفی  از پیوستن طوایف به اتابکان حکایت دارد نه نسب (دلیل متقن)

 

2.ملک لرستان تعیین کننده محدوده جغرافیایی قوم لر و طوایف ساکن در ان با تشکیلات ایلی است و به عینه در نظریه مشهود است وقتی حمدالله مستوفی از نسب در خصوص لرها میگوید، لرها را از بلاد اللریه در مانرود از منطقه دزفول میداند، در این نظریه حکایت صرفا «حمایت از اتابکان است نه مهاجرت و مبداء مکانی اقوام ».

 

اگر قرار بود حمدالله مستوفی از منشاء طوایف و ایلات لرستان بگوید که در همین قسمت گفته نه در نظریه پیوستن طوایفی به اتابکان، چون بر ورود به ماهیت و نسب اقوام در این قسمت از نظریه وجود نداشته است.

 

 

 

نتیجه گیری

 

 

 

نظریه حمدالله مستوفی بر سه شق و سه قسمت دلالت دارد:

 

شق اول: پیوستن اقوام بسیار در معیت طایفه هاشمی و عقیلی به اتابکان هزار اسب (یعنی فقط این طوایف از شام امده اند)

 

شق دوم: پیوستن طوایف (استرکی، مماکویه، بختیاری، ممسنی، لیراوی، وانگی، بیدانیان و....) به اتابکان هزار اسف 

 

شق سوم: پیوستن قبائل دیگر به اتابکان هزار اسف

 

 

 

حمدالله مستوفی در نظریه خود حکایت از حمایت و پیوستن اقوام به اتابکان هزار اسب اشاره دارد. ایشان در این نظریه می گوید که وقتی اتابکان در ملک لرستان به حکومت رسیدند، اقوام بسیار چون طوایف هاشمی و عقیلی بدو پیوستند.

 

در این قسمت اقوام بسیاری در نظریه مستتر و مکتوم است که همراه و در معیت طایفه هاشمی و عقیلی به اتابکان پیوستند. لغت «چون»،  موضوع اقوام بسیاری قبل از هاشمی و عقیلی است که امده اما این اقوام چه اقوامی بودند که در معیت طایفه هاشمی و عقیلی به ملک لرستان امده اند هاله ای از ابهام است و این طوایف ادرس ندارند هرچند گفتن یا نگفتن تاثیری در شق دوم جمله ندارد.

 

 

 

اما در قسمت(شق) دوم در اینجا «واو» تمایز بقیه طوایف (از جمله استرکی، بختیاری، وانگی، بیدانیان، زاهدیان ، ممسنی ، لیراوی و...) را جدای از قسمت اول یعنی طوایف هاشمی و عقیلی دانسته که بدو پیوستند. (ساده تر اینکه یعنی  طوایفی همچون بختیاری و ممسنی و لیراوی و استرکی و... از داخل ملک لرستان به هزار اسف پیوسته اند و تنها طوایف هاشمی و عقیلی و طوایفی دیگر که ماقبل این ها که نام انها را ذکر نکرده از شام امده اند)

 

 

 

اگر حمدالله مستوفی «واو» تمایز را در نظریه خود نمی ارود تسلسل جمله درست می بود و طوایف استرکی،بختیاری، هارونی،ممسنی، لیروای و... در ادامه مهاجرت طایفه های هاشمی و عقیلی می بود و ما می بایستی قبول کنیم که این طوایف(لرها) به همراه طوایف هاشمی و عقیلی از شام امده اند. اما وقتی طوایفی که به اتابکان پیوستند نام میبرد که مشخص اند، جمله معلوم است و مستتر نبوده و طوایفی دیگر را از جمله استرکی، بختیاری، ممسنی، هارونی، لیراوی و.. را اشاره میکند که در مکانی دیگر به اتابکان پیوستند و کاملا جمله منفک از قسمت اول نظریه می باشد.

 

همچنین در قسمت سوم دیگر طوایفی که از نظر حمدالله مستوفی نامی از انها برده نشده و اتابکان را حمایت کردند امده است که این طوایف نیز اتابکان را حمایت کرده اند. این طوایف جدای از قسمت اول و بعد از قسمت دوم ذکر شده اند که همچنان تاکید و تسلسل در حمایت از اتابکان است نه حمل بر مهاجرت این اقوام از شام.

 

لذا در شق اول جمله نشان می دهد که اقوام بسیار مکتوم در معیت طوایف هاشمی و عقیلی از جبل السماق شام اتابکان را حمایت کرده و بدو پیوستند و در قسمت دوم  «واو» تمایز و دیگر طوایفی مانند بختیاری ، ممسنی، لیراوی و... نیز در محل لرستان بزرگ به ایشان پیوسته و اتابکان را حمایت کردند . در واقع حمدالله مستوفی تاکید بر پیوستن طوایف حکایت دارد نه منشاء ورود انان.

 

 

 

 ساده تر اینکه نظریه منسوب به حمدالله مستوفی از سه قسمت تشکیل یافته :

 

1. اتابک هزاراسف که مهین و بهین همه بود قائم مقام پدر شد و عدل و داد ورزید در عهد او ملک لرستان رشک بهشت گردید و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام بدو پیوستند چون گروه عقیلی از نسل علی ابن ابی طالب (ع) و گروه هاشمی از نسل هاشم ابن عبد مناف و غیره («چون» در متن فوق حکم «وغیره»  و دیگر طوایف را دارد).

 

 

 

2. و دیگر طوایف متفرق چون آسترکی، مما کویه، بختیاری، جوانکی بیدانیان، زاهدیان، علائی، کوتوند، بتوند، بوازکی، شوند، زاکی، جاکی، هارونی، اشکی، کوی لیراوی، ممویی، یحفومی، کمانکشی، مماسنی، ارملکی، توانی، کسدانی، مدیحه، اکورد، کولارد... (واوی که در ابتدای متن امده واو تمیز هست که ادامه این متن را از متن قبلی و مهاجران شامی جدا میکند و منشا این طوایف لرستان بزرگ بوده و از همین جا برای حمایت به اتابک پیوستند).

 

 

 

3. و دیگر قبائلی که انتساب ایشان معلوم نیست.(اینجا نیز واو اول جمله واو تمیز و جدا کنند این قسمت متن از قسمت قبلی ان است که میگه این قبایل نیز که نام انها مشخص نشده به حمایت اتابکان پیوستند و منشا انها نیز ملک لرستان بزرگ یوده است).

 

 

 

 

 

اتابکان وقتی بر ملک لرستان به حکومت نشستند نیازمند حمایت و پیوستند اقوام و طوایف به ایشان می باشند تا در راستای تثبیت حکومت ایشان را یاری کنند.

 

 نفس نظر حمدالله مستوفی بر پیوستن اقوام مهاجر خارجی و اقوام داخلی که در محل حضور داشته حکایت دارد نه منشاء و نسب طوایف.

 

اگر ما بپذیریم که همه اقوام صرفا از شام به ایشان پیوستند، پس اقوام سکنه لرستان بزرگ چه طوایفی بودند که ایشان را حمایت کردند!!! بدین تفسیر حمدالله مستوفی اشاره ای به موضوعی بدین مهمی نداشته اشت. اگر چه بعید بنظر میرسد با توجه به اهمیت موضوع یعنی حمایت طوایف داخلی از اتابکان که جلال و شکوه بارگاه ایشان بدون حمایت اقوام  سکنه لرستان بزرگ بدست نمی امد.

 

 

 

نظریه حضور لرها در جنگ های صلیبی و بازگشت مجدد برخی از انان به لرستان بزرگ

 

اما در ماهیت، حضور لرها در مناطق مختلف(همچون شام) نیز در حمایت از مسلمانان وجود دارد که علاقمندان برای توجیه تاریخی نظریه حمدلله مستوفی مورد استناد قرار می دهند . هرچند قابل دفاع است اما در متن نظریه بنا بر دلایل ابرازی، حمدالله مستوفی از نسب لرها و مبداء مهاجرت انان از شام به این تفسیر چیزی نگفته است.

 

همچنین تاریخ ، در جنگهای صلیبی ادرس هایی داده است که در قرن پنجم (550) هجری لرها به سراسر منطقه شام را گرفته بودند و به حمایت از صلاح الدین ایوبی مهاجرت کرده و درست همان زمانی است که بیت المقدس بدست صلاح الدین ایوبی فتح شد.

 

در کتاب «مسالک الابصار فی ممالک الامصار» نیز به صراحت تمام بازگشت لرها(البته گروهی از لرها چراکه خود صلاح الدین لر بوده است) را با توجه به نفوذ و قدرت انها و ترس ایوبی از بقدرت رسیدن لرها و قلع و قمع انان توسط صلاح الدین اشاره میکند که مصاف با به قدرت رسیدن اتابکان هزار اسب است.

 

اگر بنا بر این است که نسب برخی قبایل لر همچون بختیاری ها، لیراوی ها، ممسنی ها و غیره را مستند به این نظریه دانست، که نظریه مزبور حکایت و ماهیتی متقنی را در خصوص ریشه این قبایل بیان نمی کند و نظر علاقمندان گروه اول و یا مغرضین تاریخی قابل رد است اما در خود نظریه که بحث حمایت اتابکان تعریف شده است، خللی وجود ندارد و برای شناخت نسب و اصالت این قبایل(از جمله بختیاری، لیراوی و ممسنی و...) را باید در یافته های باستان شناسان و دیگر نویسندگان تاریخی جستجو کرد نه در این نظریه.

 

 

 

«در خاطرات اقای دکتر ولایتی به سوریه، رییس جمهور فقید سوریه برای ایشان تعریف میکند که وزیر مختار و خارجه انگلیس، از من خواسته شده بود که بر سر مزار صلاح الدین ایوبی برویم. وقتی به اتفاق ایشان بر سر مزار ایوبی رفتیم بلافاصله پا بر سر مزار ایوبی می گذارد و میگوید: صلاح الدین ما برگشتیم .مراد از برگشتن انگلیسی ها زمانی بود که صلاح الدین ایوبی شکست سختی به انگلیسی ها و صلیبیون داده بود و انها سالیان سال نتوانسته بودند به بیت المقدس بازگردند و تنها فتح بیت المقدس در زمانی بود که صلاح الدین ایوبی توانست بیت المقدس را ازاد کند.انگاه رو به اقای دکتر ولایتی میکند و میگوید در فتح بیت المقدس شما ایرانی ها نیز حضور داشته اید».

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رد نظریه کرد بودن امرای فضلویه

 

در این باب که آیا امرای فضلویه کرد بوده اند یا لر به سراغ پژوهشگری می رویم که مقام نخست پژوهش های برتر تاریخی استان بوشهر را در سال ۱۳۸۲ کسب نمود

 

این پژوهشگر در کتابش اینگونه می نویسد : « در اواسط سده پنجم هجری پس از فروپاشی آل بویه و گسترش ناامنی در مناطق مختلف ایران فتح الدین فضلویه یکی از اخلاف بدر به اتفاق چهارصد خانوار از لر بزرگ به جبل السماق شام رفت و آنجا را مقر حکومت خود قرار داد . اما پس از چند زمانی در اواخر قرن پنجم هجری علی پسر فتح الدین فضلویه به اتفاق پسرش ابراهیم و کسانش از جبل الاکراد به میافارقین « بین النهرین » برگشتند « کتاب - هفت شهر لیراوی و بندر دیلم / علیرضا خلیفه زاده - صفحه ۱۲۲ تا ۱۲۴ »

 

در واقع امرای فضلویه کرد نبوده اند بلکه لرهایی بودند که در زمان آل بویه از لر بزرگ به شام می روند و سپس پس از مدتی برمیگردند .

 

برای روشنگری بیشتر در این باب به طرح یک شجره نامه می پردازیم

 

کوچ اقوام لر از منطقه لر بزرگ به شام ... کوچ فتح الدین فضلویه « از نوادگان بدر رئیس لر بزرگ » به شام در اواسط سده پنجم هجری

و سپس برگشت آنها از شام به زادگاه خود

9 نظر

  • بهروز

    بنظرم دلایل و استدلال این مقاله منطقی هستند

  • رضا خالقی

    اسامی اقوام و سرزمین ها با گذشت زمان دچار دگرگونی شده و مردمان قوم لور هم از این قاعده مستثنی نیستند و شاید در گذشته های دور نام های دیگری ( لالاریپ ، لالار ، لار ، للر ، لر ) داشته و در نهایت نام لور ( لر ) به خود گرفته و هنوز هم بدین نام شناخته میشود. تبیین و ریشه یابی این دگرگونی ها بسیار دشوار و در مواردی غیر ممکن است به طوری که جورج کرزن میگوید:این موضوع که لورها از چه قوم و طایفه ای بوده اند و از کجا آمده اند از رازهای باز نشده تاریخ بوده است ولی همو نهایتأ اعتراف میکند:اکثریت نویسندگان بر این قول اند که لورها بازماندگان نسل و نژادی ممتاز بوده اند و تباری ایرانی دارند و پیش از ورود تازیان و ترک و تاتار در سرزمین کوهستانی خویش بوده اند ( جورج کرزن ، تاریخ ایران و قضیه ایران ، جلد دوم ، صفحه ۳۲۸ ) .بنا به نظر مستوفی نه تنها اتابکان لور بزرگ ( یعنی حاکمان وقت ) از نژاد اکراد بوده اند بلکه ساکنان منطقه ی لور بزرگ ( لورستان خاوری ) نیز از کردانی بوده اند که در زمان حکومت اتابک هزار اسپ به این منطقه آمده اند و این گفته ی عجیب سبب شده است تا برخی از مورخان قدیم و جدید بدون واکاوی و سنجش ، و صحت و سقم مسعله ، کل طوایف لور را اصالتأ کرد نژاد تلقی کنند اما بنا به دلایلی که ذیلأ به آنها اشاره میکنیم این نظریه مستوفی مخدوش مینماید:اول اینکه جغرافی دانان و مورخان دوره اسلامی تمام گروه های صحرانشین و نیمه بیابانگرد را با عنوان کلی الاکراد ذکر میکردند و منظور آنها لزومأ مردم کرد نژاد نبود بلکه همه چادرنشینان و گله داران غیر ترک را به این نام میخواندند بنا بر این واژه کرد به معنای نژادی خاص نبود بلکه در نوشته های تاریخی به منظور توصیف نوعی از معیشت و نظام زندگی اجتماعی به کار میرفت که مهمترین مشخصه آن تأکید بر گله داری و کوچ به منظور استفاده از مراتع است. دوم اینکه مستوفی از میان کلیه قبایل مهاجری که نام برده فقط ریشه نژادی و هویت دو قبیله عقیلی و هاشمی را بیان کرده و از هویت سایر قبایل ذکری به میان نیاورده است! بودن طوایف لور نژاد در منطقه شام و مصر این نظر را تقویت میکند که قبایل مهاجر احتمال زیاد همان لورهایی بودند که قبلأ به دلایلی ( به احتمال قوی برای شرکتدر جنگهای صلیبی ) به شام و مصر مهاجرت و سرانجام با مساعد شدن شرایط و تحت فشار قرار گرفتن از طرف صلاح الدین ایوبی به موطن اصلی خود یعنی منطقه ی لور بزرگ ( لورستان خاوری ) معاودت کرده اند. سوم اینکه ابن فضل الله العمری متوفی به سال ۷۳۰ هجری معاصر حمدالله مستوفی در کتاب مسالک البصار فی الممالک المصار از حضور اقوام لور در سراسر منطقه ی شام و مصر خبر میدهد و میگوید لورها در سراسر منطقه شام و همچنین در مصر سکونت داشته اند و چالاکی آنها زبانزد بود! همین زبر دستی و چالاکی آنها صلاح الدین ایوبی را به وحشت انداخته و نامبرده دستور به قلع و قمع آنها میدهد. با توجه به اینکه سالهای حکمرانی صلاح الدین ایوبی از ۵۶۴ تا ۵۸۹ هجری بوده است حوادثی از این قبیل این نظر را تقویت میکند که قبایل مورد نظر حمدالله مستوفی همان لورهای معاود باشند. چهارم اینکه طوایف مذکور از میان این همه مناطق قابل سکونت ایران ، منطقه ای لور نشین به ویژه منطقه لور بزرگ را برگزیدند خود قرینه ای بر پیوند تاریخی میان این قبایل و سرزمین لور بزرگ است. پنجم اینکه در دوره ی اسلامی بخشی از مناطق غربی ایران به منطقه ی شامات معروف بوده و شاید این تشابه اسمی موجب شد تا برخی به اشتباه گمان برند که قبایل مذکور از شامات مهاجرت کرده اند!


  • تاراز

    جنگ صلیبی از۴۸۷تا۶۸۳به مدت۱۹۶سال طول کشیدصلاح الدین ایوبی۵۵۹به همراه عمویش اسدالله شیرکوه واردمصرمیشود وزارت را بدست میگیرد و برای نابودی خلافت فاطمی مصرتلاش میکند و۵۰هزار سودانی طرفدارخلیفه فاطمی را میکشد(تاریخ فاطمیان اثر دکترمحمدعلی چلونگرص۱۳۹)حی علی خیرالعمل را از اذان حذف میکند و کتابخانه اسماعیلیان قاهره که یک میلیون و۶۰۰هزار جلد کتاب داشته را آتش میزند و شیعیان را قتل عام میکند سال۵۷۹ با صلح وارد حلب میشود ولی خدعه میکند و از کشتار و هتک حرمت شیعیان شهر دریغ نمیکند ابن فضل العمری در مسالک وابصار فی ممالک الامصار بوجود لرها در سوریه و مصر اشاره میکند که چالاکیشان موجب وحشت صلاح الدین حاکم وقت سوریه میشود و دستور قتل عام آنان را صادر میکند لرها هم که شیعه بودند و هم برای جهاد و جنگ با صلیبی ها به سوریه و مصر رفته بودند برای حفظ جان خود از فرمان صلاح الدین به سرزمین خود بازمیگردندتاریخ گزیده۷۳۰تألیف میشود یعنی۵۰سال بعد از این قضایا.تازه مستوفی تمام مطالبش را از زبده التواریخ جمال الدین کاشانی میگیرد و حتی بخودش بخاطر صعب العبور بودن مناطق لرنشین جرأت تحقیق و پرس و جو نداده.چرا یکراست از سوریه آمدند لرستان؟مگر آشنایی قبلی داشتند؟اکر لر نبودند چرا زبانشان را حفظ نکردند؟اگر عرب بودند که باید زبانشان را حفظ میکردند یا نشانه ای بجا میگذاشتند! واکنش حکومت مرکزی ایران و اتابکان لر کوچک و بزرگ و مردم بومی به این مهاجرت چی بود؟پس نتیجه میگیریم اینان به موطن اصلی خود برگشتند.


  • LORD MAN

    واژه "لر" اولین بار در جریان حمله توکولتی_نینورتای اول(۱۲۴۳_۱۲۰۷قبل ازمیلاد)پادشاه آشور در تاریخ نمود پیدا میکند او در کتیبه های برجا مانده از تصرف بابل_گوتیوم_لولوبیوم و للر یعنی بخشهایی از زاگرس که حاشیه نفوذ حکومت عیلام باستان بودند سخن میگوید.سرزمین للر همان است که امروز لرستان نام دارد.درشمال سدشهیدعباسپور روستایی درکنار کوه منار هست بنام للر که همگی لر هستند و روستاهای اطراف همه با نام لر ترکیب شدند مثل:لیروک_سلیران_لشتر_ایلرد_لالی.سرزمین لولوبی (لولو یعنی کوه نشین) امروزه کرمانشاه است درتاریخ ایران قدیم ص۴۲آمده؛ بلوک لولوبی مابین بغداد و کرمانشاه بود.گوتیوم درشمال و غرب لولوبی بودند ومرکزحکومتشان شهر زورسلیمانیه بود تاریخ ایران باستان اثردکترشیرین بیانی جلد۲ص۱۶.دومین بار واژه(للر)در منابع تاریخ شرق نزدیک آمده که مربوط به کتیبه های شلمنسر سوم (۸۵۸_۸۲۴قبل ازمیلاد) شاه آشور میباشد.او از کوه"کولار"نام میبرد که جداکننده دومنطقه زاموای داخلی وخارجی بوده.عنصرLarبه زبان محلی به معنی کوه بوده و کولار یکی از قلل زاگرس بوده و الانم نام کولار داغ محفوظ است.سرزمین للر یا لار در محدوده لرستان کنونی بوده.سومین بار درحمله شامشی_آداد پنجم(۸۲۳_۸۱۱قبل ازمیلاد)شاه آشور آمده وچهارمین بار در کتیبه شاه عیلام تپتی_هومبان_اینشوشیناک(۶۵۳_۶۶۴ق.م)میباشد که شاه عیلام از پیروزی بر سرزمین شریر(انشان) و مردم لالاریپ یاد کرده.منظور او از سرزمین شریر در کتیبه همان أنشان است که قوم پارس بر آنجا مسلط شده بود و حکمرانش چیش پش(۶۷۵_۶۴۶ قبل ازمیلاد) دومین حکمران هخامنشی بود.لالاریپ هم درشمال عیلام باستان بودند.واژه لر صورت اشتقاقی همان کلمه لالاریپ است پسوند "یپ" از پسوندهای خاص زبان عیلامی است و لالار_لار_للر_لر همگی به سرزمین لرها اشاره دارند.لر یک واژه باستانی است که درکتیبه و سالنامه های آشوری و بابلی بارها به اون اشاره شده.بنا به گفته دیاکونف روس؛ واژه للر یا لر معنای سرزمین کوهستانی را میرساند.همو در جای دیگرمیگوید ؛ عنصر LAR به زبان ساکنان قدیم زاگرس بمعنی "کوه" بوده.لولوبیان هم به نواحی کوهستانی Lar میگفتند.این پدیده مشترک به صراحت وجوه مشترک زبانی ساکنان قدیم زاگرس(کاسیت,لولوبی,گوتی,عیلامی)را میرساند و ازطرفی این نامگذاری از طرف دیگر ملل و اقوام صورت گرفته نه خود ساکنان لرستان باستان.و آنها را بنام جایگاهشان که یک منطقه کوهستانی بوده"لر"نامیدند.مسعودی در التنبیه والاشراف درقرن۴هجری درصفحه۸۴از لریه_بلاد اللریه_بلاد اللور_نام برده.استخری درمسالک وممالک قرن۴صفحه۸۹از شهراللور_لردگان_لیراوی_و در سیمره از محلی بنام لورت یا لیرت نام میبرد.یاقوت حموی درقرن۷هجری ص۲۹از لرها نام میبرد و میگوید درمنطقه وسیعی بین خوزستان واصفهان زندگی میکنند که آنرا بلاد اللور یا لرستان مینامند.درسفرنامه ابن بطوطه(۷۲۵هجری)و مارکوپولو(۱۲۴۵میلادی)ازمحلی بنام لیر و لور در جندی شاپور و شهرساسانی لور درمحدوده اندیمشک نام میبردکه تاقرون وسطی آبادبوده وهمچنین از لیراوی درکهگیلویه نام میبرند.حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده نسب لرها را از بلاداللریه در مانرود میداند که موضعی بنام لر داشته.واژه لر درفارسی بمعنی توان_مراد_طلب(دهخدا)است و هم ریشه با لرد (Lord) وlore انگلیسی است که به علمای دانشمند و البته اشراف و بزرگ زادگان و صاحبان مقام اطلاق میشود.چون مراد و مطلب انسان چیزی جزکسب دانش وفرهنگ نیست پس لر و لرد میتوانند ازیک ریشه باشند. با وجود آثاری باچهل هزارسال قدمت ازجمله آثاری درغار کم عمق قلنن بور در تنگه لهور (Lahor) بین منطقه چگنی و آمیران کوشکی کوهدشت و براساس کشفیات دیگر(غار کلماکره_میرملاس_دوشه_هومیان_پاسنگر_کنجی_گر ارجنه_یافته)قدمت سکونت وتمدن دراین سرزمین بسیار بالاست وساکنانی هنرمند داشته که درکمال قدرت وآرامش زندگی میکردند.


  • خورشیدوند

    این صفحه اصلا ربطی به موضوع کرد داشت؟ گروهکهای سایبری پانکرد چرا گیج میزنند؟ کتابهایی که پانکردها بنویسند خالی از قوم مداری نیست کی وه دوو خوش موعه تورشه!!! خوبه خودشونم اعتراف کردن کردهای کرمانشاه و پشتکوه از موصل عراق و کرکوک آمدند و مهاجرند نه بومی اصلی منطقه… عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد


  • حسين سكران-ئيلام

    كورد فيلي همون لر پهلي است واژه فيلي معرب پهلي است و ربطي به فيلي کرد ندارد یعنی در واقع کرد فیلی جعل هست و درستش لر فیلی. لرفهلوي يا فيلي همان لر پهلوي يا پهلي است


  • علی

    درود ها . جای این مقاله خالی بود ک ب لطف شما منتشر شده . تشکر


  • کامران قبادی

    دکتر سید مصطفی تقوی مقدم ، نویسنده کتاب ( تاریخ سیاسی کهگیلویه و بویر احمد ) در کتابش اذعان میکند که:لور و کرد دو قوم مستقل و جدا از هم هستند و نمیتوان آنها را قوم و تباری واحد دانست. بر اساس مطالعات ژنتیکی صورت گرفته بر روی کروموزوم Y ( نسب پدری ) لورها و کردها یکی از بیشترین فاصله های ژنتیکی در بین اقوام ایرانی را با هم دارند و شباهت موجود بین آنها فقط در حد همان ایرانی تبار بودن آنهاست. براساس مقاله دکتر اردشیر بهمنی فر با عنوان( بررسی ساختار ژنتیک اجداد پدری در منطقه زاگرس ایران ) که در مجله تخصصی اپیدمیولوژی ایران ، چاپ شده است آمده که لورها بیشترین شباهت ژنتیکی را با گیلک ها دارند و کردها بیشترین شباهت ژنتیکی را با یزدی ها و بلوچها دارند!


  • هاشم

    درود بر برادران لرم،دوستان خیلی مراقب پانکردهای حسود و کینه توز باشید.پانکردها با اسامی مختلف مثل همینی که با اسم لک پیام داده،میان و به قوم لر توهین میکنن.هدف اینها ایجاد اختلاف بین لر و لک هست که همیشه با هم اند و یکی هستد؛پانکردها از ایجاد اختلاف بین اقوام لر لذت میبرند و در واقع از این کار سود میبرند،زیرا تجزیه سرزمینهای لر نشین و الحاق آنها به کردستان جعلی مستلزم اختلاف افتادن بین لرهاست و هر چه دامنه این اختلاف بیشتر باشد،فاصله و جدایی و شکاف بین ایلات لر زیادتر خواهد شد و بازنده اصلی این جریانات فتنه گرایانه در آخر نیز لرها خواهند بود.پس خیلی مراقب باشید و اتحادتان را همواره و در هر حال حفظ کنید و به یکدیگر توهین نکنید؛چرا که همه شما جزو یک ملت و از یک تبارید و هرگز مجال فتنه اندازی به دست پانکردهای فتنه گر ندهید.


  • پارسی

    لرها عیلامی هستند



آخرین مقالات