دو شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

عیلامیان

طبق تألیفات پروفسور والتر هینتس درکتاب شهریاری عیلام _ دکتر رومن گیرشمن در تاریخ ایران قبل اسلام _ خانم دکتر مارسلا رم پوف هلندی عیلام شناس _ دانیل تی پاتس در تاریخ عیلام _ پیرآمیه در تمدن عیلام _ دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران باستان صفحه شش - تاریخ آیینه ی اسکندری از زین العابدین «مترجم الملک» - تاریخ منطق به قلم میرزا حسن خان تفریشی ملقب به « منطق الملک » - رشید یاسمی در تاریخ « کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی » - پیرنیا در کتاب « تاریخ ایران باستان » مملکت عیلام را شامل ولایات : خوزستان ، لرستان ، پشتکوه ، و کوه های بختیاری میداند - یوسف مجید زاده در کتاب تاریخ و تمدن ایلام ، که مینویسد :« منطقی ترین فرض آن است که عیلامی ها به پروتو لرها تعلق دارند » و…....... همگی اذعان داشتند عیلامیان باستان نیاکان مردم لر هستند.

عیلامیان

 

تمامی کسانی که سری به کتاب های تاریخی معتبر زده اند بارها و بارها نام عیلام یا همان الامیت را شنیده اند.

 اما عیلام کیست !؟ آیا عیلامی که در تورات از آن نام برده شده همان تمدن عیلام است؟ پس دقیقا عیلام شخص بوده یا تمدن یا هر دو !؟

برای واکاوی این موضوع ابتدا باید به اسناد تاریخی مراجعه کرد و سپس نشانه های تورات را با آن سنجید !

از حدود پنج هزار سال پیش یک تمدن در غرب و جنوب غربی و جنوب ایران پا به عرصه حضور میگذارد که خود آن مردم آن را هلتمتی مینامند. اما تمام همسایگان آنان در بین النهرین آنان را الامیت یا عیلامی مینامند! و بعدها پارسیان ان را هوزی یا خوزی گفتند.  پس چیزی که مشخص است عیلام نامی است که غیر عیلامی ها برای عیلامیان انتخاب کرده بودند. وگرنه خود مردم عیلام سرزمین خود را "هلتمتی" بمعنای "سرزمین خدایان" مینامیدند.

 

عیلامیان مورد تنفر و سوءظن دائمی مردمان بین النهرین بودند. به طوری که کمتر پادشاهی از بین النهرین برخواسته که به جنگ عیلامیان نرفته باشد. اما با کمال تعجب این مردم عیلامی هزاران سال امپراطوری خود را یکه و تنها در برابر مهاجمین حفظ کردند، این جنگ های مداوم از عیلامیان مردمی خشن و بی رحم و در کمال تعجب بسیار با ذوق و  متمدن و فرهیخته ساخته بود.

عیلامیان در یک برهه از تاریخ طولانی خود بعد از تصرف شهر اور پایتخت افسانه ای سومریان، سینه های زنان سومری را بریده و از دیوارها آویزان میکنند و در نهایت شگفتی در همان برهه از سومریانی که برده عیلامیان بودند زبان و خط می آموزند.

عیلامیانی که سنت های دهشتناکی همچون قربانی کردن انسان را داشتند سرآمد صنعت های آهنگری و عمارت سازی های عظیم بودند. مردمی پیچیده و به غایت ثروتمند و جنگ آور..........

 

عیلامیان چون زاگرس را در اختیار داشتند میتوان نام اولین باج بگیران تاریخ را بر آنان گذاشت. تمدن های بین النهرین تمامی گلوگاه هایشان در اختیار عیلامیان بود. آنها در سرزمینی بودند که در غرب خود تمدن های بین النهرین را داشتند و در شرق خود تمدن آرته! که ما امروز به آن تمدن جیرفت میگوییم. آرتی ها خویشاوندان و متحدان عیلامیان بودند و اما مردمی بسیار صلح دوست بودند ، یعنی کاملا برخلاف عیلامیان!

عیلامیان جنگ را زندگی خود میدانستند و آرتی ها صلح را انتخاب کرده بودند . جالب است بدانید در طی چند هزار سال همزیستی عیلامی ها و آرتی ها حتی یک نبرد کوچک هم بین آنان اتفاق نیوفتاد.

 

عیلامی ها همچون سدی بودند در برابر تهاجمات اقوام بین النهرین . فرقی نمیکرد سومری باشند یا آشوری ، نفرت از عیلام و عیلامی نسل به نسل، خون به خون در میان مردمان بین النهرین میچرخید. اما این چیزی نبود که باعث نگرانی عیلامیان باشد چون آنان همیشه پشتیبانی آرتی ها را داشتند.

 

اما سوال اینجاست این تمدن الامیت یا عیلام یا هلتمتی چه ربطی به تورات دارد!!؟؟

 

ما بخشی از داستان آفرینش تورات را به طور خلاصه برایتان ذکر میکنیم تا آشنایی مختصری پیدا کنید که ماجرا از کجا شروع میشود.

 

در داستان آفرینش خداوند در تورات ذکر میکند که؛

نوح سه پسر داشت ؛ سام، حام و یافث.

سام پنج پسر داشت ؛ عیلام، آشور، ارفکشاد، لود و آرام.

 

ازینجا به بعد موضوع جالب میشود، و سام ازین جهت نام پسر ارشد خود را عیلام یا عیلم یا اعلم گذاشت چون از همه پسران دیگرش داناتر و حکیم تر بود. پس او را عیلام یا عیلم نام نهاد  به معنای داناتر، آگاهتر.

 

در زبان عبری عیلام یعنی مردم کوهستان،  در عربی به معنی داناتر است.

 

حال سوال بعدی اینست: اعراب و یهود نسبشان چیست!!!؟ ایا ارتباطی با عیلام و تمدن عیلامی دارند؟؟

 

بر اساس تورات پسر سوم سام یعنی ارفکشاد جد آنان(اعراب و یهود) است. اعراب از نسل اسماییل و یهود از نسل اسحاق. و اسماییل و اسحاق فرزندان ابراهیم نبی، و ابراهیم نبی از نسل ارفکشاد. (این شجره مورد تایید خود اعراب هم است).

پس بر اساس خود تورات، هم اعراب  و هم یهود ربطی به عیلام ندارند.

 

 و حال سوال اساسی این است که تورات از شجره نامه عیلام گفته پس اولاد عیلام چه شد !!!؟؟؟

 

بر اساس تورات عیلام سه پسر داشت ؛ شوشان ، ماخول، هارمون . لورها به عنوان نوادگان عیلامیان بعد از گذشت هزاران سال همچنان سه شاخه هستند، لور فیلی ، لور بختیاری ، لور جنوبی.

 

اما عیلام یک دختر هم با نام باکیا داشت . که حاصل نسل او بومیان بوشهر و هرمزگانی ها هستند.

بر اساس تورات لورها نوادگان عیلام هستند . والترهاینتس بزرگ، لورها را همان عیلامیان میداند. تورات هم با شجره نامه عیلام کاملا نشانه ها را واضح به سمت لورها میبرد.

 

 

سوال مهم! چه بر سر عیلام آمد؟ آن تمدن با شکوه و کهن سال چه شد!؟

  ایلام / عیلام

ابتدا باید دانست که مهاجرت گسترده اقوام هندی تبار که خود را آریایی مینامیدند دموگرافی فلات ایران را برای همیشه تغییر داد و عیلام را از بزرگترین پشتیبان خود یعنی آرته ای ها محروم کرد. اقوام هندی تبار آریایی وقتی وارد فلات ایران شدند ابتدا در سرزمین های قوم صلح دوست و متمدن ارته سکنا گزیدند اما این مهمانان ناخوانده در نهایت در جریان واقعه پوریم به دستور خشایار شاه همگی آنان(قوم آرته) را زنده زنده در آتش سوزاندند....

 

خلق خوی خشن و خونریز و جنگ آور عیلامیان باعث شد که در میان تمام این جنایات آریایی های وحشی دوام بیاورند و در نهایت با امپراطوری ساسانی دوباره پا به عرصه خاورمیانه بگذارند . عیلامیان در دوران هخامنشیان سفاک چندین قیام بزرگ در علیه ظلم و جنایات این هندی تباران انجام دادند که بزرگترین آنان قیام های آتامیتا و آچین است. با ورود اقوام آریایی، اقوام ترک تبار هم وارد فلات ایران شدند که شاخص ترین آنان مادها بودند که مجموعه قبایلی از ترکان بودند.

ترک تباران در ایران چه مادها و چه اشکانیان هرگز متعرض عیلام نشدند و در کنار آنان همزیستی داشتند و عیلامیان بعد از سقوط اشکانیان(بدست خودشان) به  رهبری اردشیر بابکان که از طوایف الیمایی جنوب ایران بود  توانست امپراطوری ساسانی را بنا بگذارد (درین مورد در زیر بیشتر توضیح میدهیم).

 

عیلامیان یک رمز خاص برای خود داشتند که همین رمز خاص دلیل بقای آنان بود؛ عیلامیان به جنگ عادت داشتند(مشهور به کمانداران عیلامی). جنگ بخشی از زندگی روزمره آنان بود و آنان یاد گرفته بودند که مدام از صفر شروع کنند. هر بار که یکی از خونخواران به عیلام حمله ور میشد اگر پیروزی ازآن دشمنان عیلام بود، عیلامیان ظرف حداکثر دو قرن دوباره به همان جایگاهی که قبل از ویرانی کامل داشتند برمیگشتند.

اما اگر عیلامیان به سرزمینی حمله میکردند و پیروز میشدند تخریب انها بقدری بود که دیگر هرگز حتی گیاهی هم در ان سرزمین رشد نمیکرد . هجم قساوت و بی رحمی عیلامیان خارج از حد بیان است. مثال بارز آن چهار جنگ عیلام با سومر است . سومریان سه بار عیلامیان را شکست دادند اما تنها ظرف چند دهه بعد از هر شکست عیلام قوی تر از گذشته به عرصه پا می گذاشت. فقط یکبار عیلام به سومر حمله کرد و آنان را شکست داد اما همان شد که دیگر نامی از سومر در تاریخ ذکر نشد! . اگر عیلامیان بر  قومی پیروز میشدند بمعنای نابودی کامل ان قوم و تمدن بوده است .

 

یکی از دلایلی که این همه تهدید و لعن و نفرین در تورات بر علیه عیلام است همین ارتش عیلامیان است که از ان با عنوان "ارتش تاریکی ها" نام برده است و به خود سرزمین عیلام ، "سرزمین مخوف" میگفتند. پس چه از منظر تاریخی و چه از منظر تورات عیلامیان مردمی خطرناک (البته از دیدگاه کشورهای همسایگان) ولی در عین حال بسیار متمدن بودند!!!

 

یکی از برهه های حساس تاریخ عیلام حمله آشوریان به عیلام است. بی شک یکی از سخت ترین دوران های تمدن عیلام همین برهه است. آشوربانیپال که یکی از مهم ترین مردان تاریخ است رهبری آشوریان را در حمله به عیلام بر عهده داشت . این حمله در ۲۶۴۵ سال پیش رخ داد و از اینجا به بعد حرف و حدیث ها آغاز میشود. واقعیت امر این است که عیلامیان دراین مقطع از تاریخ به شدت دچار اختلافات داخلی بودند

عیلامیان کوه نشین به رهبری دولت شهر سیماشکی که خرم اباد فعلی است سر به شورش برداشته بودند(اشفتگی و اختلاف داخلی در عیلام) . آشوربانیپال یکی از باهوش ترین رهبران تاریخ است . او این فرصت را غنیمت شمرد و به عیلام حمله کرد . عیلامیان دشت نشین یعنی همین خوزستان فعلی به دست آشوربانیپال افتاد و شوش به آتش کشیده شد. صدها هزار عیلامی اسیر شدند و به عراق و سوریه کوچ داده شدند. هنوز هم بازماندگان آنان در عراق و سوریه هستند (که عرب نیستند).

نتیجه جنگ، تاریخ عیلام را برای همیشه تغییر داد. عیلامیان کوهنشین تاوان خیانت خود را دادند. عیلامیانی که بخش مهمی از خاک خود را از دست داده بودند دچار شورش های داخلی شد. عیلامیان کوهنشین از خیانت رهبران خود خشمگین بودند و مدام شورش میکردند. درین حین پارسیان که بازماندگان همان آریایی هایی بودند که چند قرن قبل به عیلامیان و خویشاوندان آنان آرتی ها پناه آورده بودند فرصت را غنیمت شمردند و در طی یک شورش خونین هر آن چه از عیلام مانده بود را بلعیدند (یعنی صاحب تمدن اماده عیلامیان شدند). ناگفته نماند که پارسیان نقش مهمی در ایجاد اختلاف بین عیلامیان در آستانه حمله آشوریان داشتند و عملا ستون پنجم آشوریان بودند.

 

بعد از به تخت نشستن کورش هخامنشی که همزمان با تضعیف آشوریان است پارسیان شروع به پیش روی در خاک آشور که بخش هایی از خاک عیلام را هم شامل میشد کردند. و شوش به دست پارس ها افتاد . عظمت این شهر به حدی بود که بعد از به آتش کشیده شدن از سوی آشوریان همچنان بزرگترین دولت شهر جهان بود، کورش در ابتدا آن را مقر حکومت خود قرار داد.

 

کورش از ترس شورش عیلامیان که درین مقطع تمامشان حول محور نفرت از پارسیانی که در چشم عیلامیان خائنین بودند که از ضعف آنان سواستفاده کرده بودند متحد شده بودند، کورش شروع به سرکوب عیلامیان کرد. اما اوج این قتل عام ها دوران داریوش سفاک است. پادشاهی که از ماد تا عیلام را به خاک و خون کشید که شرح آن در کتیبه های بیستون موجود است .

 

اما جنایات اصلی در واقعه پوریم اتفاق افتاد. آرتی های متمدن ، بافرهنگ و صلح دوست که خویشاوندان عیلامیان بودند در کرمان در اتش خشم پارسیان سوختند. نفرت دائمی یهودیان از عیلام و عیلامی در نهایت کار خود را کرد. عیلامیان که بعد از سرکوب های خونین داریوش مدتی بی حرکت مانده بودند از تیغ خشایار شاه نجات یافتند و یهودیان بهانه ای برای قتل عام انان نیافتند. اما آرتی هایی که از ظلم پارسی ها به ستوه آمده بودند و سر به شورش برداشته بودند در چاهی افتادند که یهودیان برای آنان کنده بودند. در واقعه پوریم هزاران انسان بیگناه که همگی آرتی بودند توسط پارسیان با همکاری یهودیان قتل عام شدند(قضیه سیزده نحس که در بین لرها نهادینه و اعتقادی هست یادگار همین واقعه پوریم میباشد). 

 

بعد از پایان دوران سیاه هخامنشی که عملا بازوی یهود در ایران بودند، با روی کار آمدن مقدونی ها و سپس ترکان اشکانی همه چیز تغییر کرد ،  و به دلایلی که بر ما معلوم نیست بازماندگان عیلامی توانستند استقلال خود را بدست بگیرند و حکومت کوچکی را تشکیل دهند و بنام خود سکه ضرب کنند. مقدونی ها و اشکانی ها از از سرزمین های عیلامی عقب نشستند و حکومت عیلام را اینبار با نام عیلامک یا الیمایی به رسمیت شناختند. الیمایی ها بازماندگان عیلامیان بودند که در همان سرزمین عیلامیان با همان مسلک و خدا و دین و آیین و لباس حکومت عیلامی را دوباره بنا نهادند.

 

الیمایی ها در جنگ های مداومی با تمدنی از بین النهرین جنوبی به نام میسان ها بودند . این جنگ ها چند قرن به طول انجامید و در نهایت با پیروزی الیمایی ها به پایان رسید.  این پیروزی همزمان بود با ضعف شدید اشکانیان . الیمایی ها فرصت را غنیمت شمردند و به رهبری شخصی به نام اردشیر بابکان بر علیه اشکانیان شوریدند و طومار آنان را در هم پیچیدند. عیلام کهن این بار با نام امپراطوری ساسانی پا به عرصه جهان گذاشت و دوباره شکوه و عظمت عیلام را زنده کرد .

 وعده شکوه عیلام

خداوند در کتاب ارمیا ۴۹ وعده داده است
که سلطنت خود را
در عیلام بنا خواهد کرد.

 

 

ادامه دارد......

 

منابع؛ تحقیقات اجمالی از کتب زیر؛

 

تورات

تمدن گمشده عیلام والتر هاینتس

ایران از آغاز تا کنون اثر جورج گلن کامرون

تحقیقات هیئت باستان شناسی فرانسه به رهبری دمورگان

ساسانیان آرتور کریستین سن

کتاب عیلام اثر الیزابت کارتر گرد آوردی شده توسط دانشگاه کالیفرنیا

تاریخ باستان کمبریج

تاریخ  باستان خاورمیانه‌ اثر سر جیمز بریس

تاریخ عیلام باستان اثر پرفسور دانیل تی پاتس

 

تاریخ خاور نزدیک اکسفورد

 

40 نظر

  • کارتا

    کتاب سلماس در مسیر تاریخ نوشته توحید ملک زاده؛ مردمان لر از زمان حکومت عیلام باستان در ایران بودند و قدمت آنان به پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد و کوردها ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد و ترکها در ۳۴۰هجری وارد ایران شدند.لرها دقیقأ بر جایگاه تاریخی و فرهنگی تمدن عیلامیان قرار دارند و نظر اکثر باستان شناسان مثل والتر هینتس_رومن گیرشمن_مارسلا رمپوف_دنیل تی پاتس_دکترپرویزرجبی درتاریخ ایران باستان ص۶_حسن پیرنیا در تاریخ ایران باستان جلد یک ص۱۳۸ این است که عیلامیان نیاکان مردم لر هستند و نخستین ساکنان ایران بودند.عیلامیان سرزمینشان را تمتی مینامیدند که به معنی سرزمین چشم سیاهان است تم به زبان لری یعنی سیاه و کبود و تی هم که چشم است.به تقلید از رسوم و آداب عیلام بود که طوایف ایرانی پادشاه خود را از میان طبقات جنگجو انتخاب میکردند(تاریخ ایران باستان,مهدی وزین افضل صفحه۳۲).نخستین بار در ایران آثار بقایای انسان پیش از تاریخ در تنگ پیده واقع در کوههای بختیاری بدست آمده است(همان صفحه۲۶).کشور عیلام باستان شامل مناطق خوزستان(سوزیانا),پشتکوه,مناطق بختیاری,لرستان و کهگیلویه و بوشهر بود.در دوره,عیلام باستان پارسوماش مطابق با مسجدسلیمان/آوان مطابق با دزفول/سیماش مطابق خرم آباد/لیان مطابق بوشهر/أنشان مطابق ایذه/هایدلو مطابق شوشتر بود.اور به زبان عیلامی یعنی شهر مثل ماس+اور یعنی شهر لبنیات یا تلوری یعنی شهریکه در گردنه واقع شده.خط تصویری عیلامی۱۵۰نشانه داشت و از راست به چپ نگاشته میشد.مجسمه مفرغی مرد یکدستی که در ایذه کشف شده و هم اکنون در موزه ایران باستان بنام مرد پارتی معرفی میشود متعلق بدوره عیلام است.عنوان زینی وند یا زیناوند به معنی هوشیار که یکی از طوایف دریکوند بالاگریوه است در اوستا آمده و به شخصیت اسطوره ای تهمورث اطلاق میشده و نظر دکترزرینکوب اینست که زینیوند یعنی سلاحدار(تاریخ ایران باستان,مهدی وزین افضل صفحه۱۵).رشنو هم که نام یکی از طوایف لرزبان است در آیین ایران باستان ایزد عدالت بوده است.خود بالاگریوه یعنی بالانشین و گریو در زبان پهلوی به نقطه بلند و مرتفع عنوان میشود.


  • Tamty

    دکتر والتر هینتس عیلام شناس آلمانی در کتاب (دنیای گمشده عیلام) و (شهریاری عیلام) عیلامیان را پروتو لر (proto Lor ) معرفی میکند و عیلامیان را نیاکان مردم لر میداند.تمامی آثار باستانی عیلام_کاسیت هم در جغرافیای زیستی مردمان لر است از پشتکوه_خوزستان_لرستان_بختیاری_کهگیلویه_ممسنی_بوشهر…طبق نظر پروفسور کنتنو و آندره گدار عیلامیان و کاسیتها جزو نژاد آسیانیک (بومی آسیا) دسته بندی میشوند و با سامیها هیچ ارتباطی ندارند.رومن گیرشمن در کتاب (تاریخ ایران قبل از اسلام)_پروفسور مارسلا رمپوف هلندی_دانیل تی پاتس در کتابهای (باستان شناسی عیلام و تاریخ عیلام)_دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران باستان صفحه ۶_حسن پیرنیا در جلد ۱ تاریخ مفصل ایران قدیم صفحه ۱۳۸_دکترشیرین بیانی درکتاب تاریخ ایران باستان جلد ۲ صفحه ۱۹_مهدی وزین افضل در تاریخ ایران باستان ص ۲۶ به لر بودن عیلامیها اشاره داشتند.عیلامیها سرزمینشان را تمتی (تم=کبود ، تی=چشم) سرزمین چشم سیاهان مینامیدند.در کتاب تاریخ ماد (ایلیا گرشویچ) صفحه۹۶ کاسیتها را ساکن لرستان میداند. دکتر شیرین بیانی در تاریخ ایران باستان جلد دو صفحه ۱۳ مینویسد:کاسیان ساکن لرستانند و محدوده آنان از جنوب خزر تا کردستان و غرب کویر مرکزی میداند و آنان به زبان عیلامی تکلم میکنند. محمد جواد مشکور در جغرافیای تاریخی ایران باستان صفحه ۵۳ محدوده کاسیتها را (مازندران_گیلان_جنوب البرز تا کویر مرکزی_آذربایجان_کردستان_لرستان) میداند_ریچارد نلسون فرای در کتاب میراث باستانی ایران صفحه ۹۹ مینویسد:کاسیتها در لرستان میزیستند و هنر مفرغ سازی لرستان بومی بوده است.مهدی وزین افضل در تاریخ ایران باستان صفحه۳مینویسد:کاسیتها در دامنه های زاگرس درقسمت مرکزی رشته جبال لرستان تا همدان پخش بودند.شاه عیلام (کوتیک اینشوشیناک) درقرن۲۴قبل ازمیلاد برای اولین بار نام کاسی را برده است.در مورد دیرینه شناسی قوم کاسیت معلوم نیست از کی در سواحل جنوبی دریای کاسپین مقیم بودند آیا از ابتدا دراین خطه سکونت داشته و نام دریا ازآنهاست یا اینکه از اقوام مهاجرند که نام از دریا برگرفته اند؟به هر رو نام کاسی به تدریج به کاشی به معنی اشتغال به کاشت بدل شده است آنها از زمره نخستین کشاورزانی بودند که بنیان مدنیت را از کاشان_کاشمرخراسان_کشمیر پاکستان_کاشغر سین کیانگ چین_کوشکی و کشکان لرستان_گسترانیدند.دست آوردی که ازاین اختلاط فراقومیتی حاصل شد بسی بیشتر از تبارشناسی قومها اهمیت دارد ناصرپرهیزگار، امیدجوان، شماره۹۷۷صفحه۱۴.قزوین معرب کاسپین است و مسیرمهاجرت کاسیتها از قفقاز به گیلان بود (در زبان گیلکی لفظ کاس آقا=بمعنی زاغ چشم معروف است) بعدها به قزوین_کاشان_کاشمر_لرستان و بابل مهاجرت کردند.قفقاز عربی شده واژه پهلوی کوف کاس است که کوف به معنای کوه و کاس هم نام تبارشان است در کل کوف کاس به معنای کاسهای کوهستان است.دیاکونوف در تاریخ مادصفحه۹۱مینویسد؛ کاسیها از لحاظ زبانی به عیلامیان نزدیک بودند.جورج کامرون درکتابش صفحه۷۱مینویسد:عیلامیان وکاسیان ازیک منشأ واحدند.دیاکونوف درصفحه۱۲۱کاسیان راغیرآریایی و خویشاوند عیلامیان معرفی میکند.حسن پیرنیا درجلد۱کتابش ص۱۲۴و۱۵۷ کاسیان را غیرآریایی و جزو کنفدراسیون هلتمتی عیلامی میداند.گیرشمن_نیبرگ و آندره گدار کاسیان را غیرآریایی میدانند.سومریها سرزمین عیلام را نیم به معنی بالا مینامیدند.آمیه والگیز ساکنان سرزمینهای مرتفع زاگرس را عیلامی میداند که با کاسیان ریشه و فرهنگ و مذهب یکسان داشتند و درجغرافیای وسیعی ازهمدان تا بوشهر سکونت داشتند. به عقیده استاین (Estaine) لرها که در چند قرن اخیر"نیمه یکجانشین"بوده اند در هزاره پیش ازمیلاد حیات یکجانشینی داشته اند.بوبک (bobek) هم همین عقیده را داشته و میگوید وجود گیاه فلومیس پرسیکا در مناطق لرنشین مبین وجود و رواج زراعت در روزگاران گذشته است و در دوره مغول زندگی کوچ نشینی میان لرهای بختیاری گسترش یافته است.


  • بهرامی

    والتر هینتس در کتاب شهریاری عیلام میگه:هخامنشیان بر پایه همان حکومت عیلام بنا شد. دانیل تی پاتس در تاریخ عیلام مینویسد:کوروش عیلامی است و خود را شاه أنشان و شوش و زنده کننده تمدن عیلام نامیده است و هنگام تاجگذاری رخت عیلامی پوشیده است. میخاییل روستوف دیوانداری هخامنشیان را عیلامی میداند. پیر آمیه در تمدن عیلام میگوید:پارسها تا قبل از ابراز وجود بخشی از تمدن عیلام بودند , زبان اول سنگ نبشته های هخامنشی عیلامی است. مهدی وزین افضل در تاریخ ایران باستان صفحه ۱۰۱ آورده:چون عیلامیان قبل از هخامنشیان با حوزه های تمدنی بین النهرین و هند رابطه تجاری و بازرگانی داشتند و در این کار پیشتاز بودند لذا در دوره هخامنشیان , مکاتبات تجاری به خط میخی عیلامی ثبت میشد. و در همان کتاب صفحه ۹۳ باز آمده که:تا زمان اردشیر اول هخامنشی از منشیان عیلامی برای ثبت اسناد رسمی خود استفاده میکردند. دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران صفحه ۳ مینویسد:عیلامیها در امور دیوانی و حسابرسی سرآمد بودند و بهترین دبیران هخامنشی عیلامی بودند و اسناد بایگانی عظیم هخامنشی که به زمان ما رسیده است به خط و زبان عیلامی است. در حفاریهای سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ در تخت جمشید حدود سی هزار لوح گلی به خط میخی عیلامی یافت شده که از آن میان حدود شش هزار لوح تقریبأ سالم بود. از این تعداد در سال ۱۹۶۹ حدود دو هزار لوح بوسیله هالوک ( hallock ) منتشر شد. نام دیگر عیلام قدیم , کیسیه بوده است. سوزیانا مرکز ناحیه دولت عیلام بود. کوروش در منشور خود , چگونگی فتح بابل و استقبال مردم را بیان میکند و خود را شاه أنشان مینامد. مهدی وزین افضل در کتاب تاریخ ایران باستان صفحه ۵۴ أنشان را کوهستانهای شرق_شمال و جنوب شرقی عیلام یعنی کوههای بختیاری و لرستان کنونی میداند. فرمانروایی عیلام را نمیتوان از تاریخ ایران جدا کرد. زبان عیلامی ملتصق ( بهم چسبیده ) بوده. حسن پیر نیا در تاریخ مفصل ایران جلد یک صفحه ۴۹ مینویسد:تورات در سفر پیدایش , باب دهم عیلامیان را که زبانشان ابدأ شباهتی به زبان یهود نداشته را جزو فهرست پسران سام قلمداد کرده!!! از اینجا معلوم است که در تشخیص نژادها نظر تورات به قرابت زبانها نسبت به یکدیگر نبوده است بلکه نظر سیاسی را در این امر دخالت داده ولی اکنون علم نژادشناسی از مسعله سیاست و غیره صرف نظر کرده و بر مبنایی دیگر برای تفکیک نژادها از یکدیگر و تقسیم آنها قاعل شده. مثلأ قبطیها به زبان عربی تکلم میکنند و حال آنکه از بنی سام نیستند. عیلامیها دولت خود را انزان سوسونکا مینامیدند. هخامنشیان بسیاری از آیین ها _ سازمانها _ سنتهای سیاسی و مذهبی خود را از عیلامیها گرفتند و نهادینه کردند.

  • مدیر وبسایت

    دوست عزیز با نظر شما مخالفم . کورش اصلا و ابدا عیلامی نبوده و بین عیلامیان و پارسیان چندین جنگ خونی رخ داده است


  • سالاری

    عالی


  • سالاری

    مقاله شما به سایت اضافه شد جناب سالاری


  • میرمقدم

    حسن پیر نیا ( مشیر الدوله ) در کتاب تاریخ مفصل ایران قدیم_جلد یکم _ صفحه ۱۶۲ مینویسد:وقتی آریاییها به فلات ایران آمدند رفتار آنان با مردمان بومی مانند رفتار غالب با مغلوب بود و آریاییها آنان را از خود پست تر میدانستند بنابراین در ابتدا هیچ نوع حقی برای آنها قاعل نبودند!!! و داعمأ با اینها جنگ میکردند و هر جا آنها را می یافتند میکشتند !!! ولی بعدها که خطر بومیها برای آریانها رفع شد!!!! و آریانها کارهای پر زحمت را از قبیل زراعت _ تربیت حشم _ و خدمت در خانواده ها را از دوش خود برداشته به آنها ( بومیهای اصلی ایران ) محول کردند!!! بومیها طرف احتیاج شدید واقع شده , دارای حقی گردیدند مانند:حق غلام و کنیز !!! آریاییها به قصد تاخت و تاز به ایران نیامده بودند بلکه میخواستند در این مملکت برقرار شوند و با این مقصود میبایست اراضی را از بومیها انتزاع کنند !!! برای رسیدن به این مقصود به هر جا که وارد میشدند پس از جنگ با بومیها و کشتار و راندن آنان از سرزمینشان , قلعه ای بنا میکردند و درون قلعه را دو قسمت میکردند:قسمتی برای مساکن خانواده ها و قسمتی برای حشم و چهارپایان. از قدیم یک ضرب المثلی مانده که میگن مهاجر , مهاجم است.حالا شده حکایت آریاییها… حسن پیرنیا در همان کتاب صفحه ۱۶۳ مینویسد:راجع به مذهب آریانها باید در نظر داشت که مذهب اولیه آنها با مذهب هندیها یکی بود چنانکه به زبان واحدی هم تکلم میکردند. دکتر اردشیر خدادادیان در مقاله ( اعتقادات آریاییهای باستان ) که در مجله بررسیهای تاریخی شماره ۴ سال سیزدهم چاپ شده در صفحه ۱۰۷ مینویسد:در یشتهای اوستا هماهنگی عجیبی با ودای هندی می بینیم و هندیها با ایرانیها دارای ویژگیهای همسانی در اعتقادات هستند از جمله ایزدان_فرشتگان و خدایان میان ایرانیها ( آریاییها ) و هندوها مشترک است. مثلأ میترا mitra برای هندیان و میثرا mithra برای ایرانیان / ویو = فرشته باد در هر دو مشترک است / آتر آتش برای ایرانیان و آگنی agni برای هندیها. هر دو به نور و تاریکی_خدای خیر و خدای شر_و پل چینوت ( پل صراط) معتقدند. هر دو از طلسم برای بی اثر کردن نیروهای بیماری زا استفاده میکردند. هر دو برای آتش بعنوان بالاترین قدرت طبیعت احترام فوق العاده قاعل هستند. هر دو گاو را محترم میدارند و از گومیز آن ( ادرار) برای غسل طهارت استفاده میکنند. در جای جای کتاب زردشتیان به آن اشاره شده است. هر دو گیاه هوم را بخاطر بوی خوشش در معابد و آتشکده ها استعمال میکنند. زرتشتیها بقایای اصیل آریایی اند زیرا با هیچ خانواده غیر زرتشتی ازدواج نمیکنند حالا اگر با زرتشتیها دیدار کرده باشید آنان را دقیقأ هم از لحاظ رنگ و نژاد هم رفتار دینی, شبیه هندیها خواهی دید.


  • بهرامی

    تمام تلاش پژوهشگران و مورخان اصفهانی این است که پیشینه اصفهان را به عهد عیلام باستان برسانند و تنها سند آنان این است که ادعا میکنند آتشکده اصفهان بر روی یک اثر خشتی عیلامی بنا شده است!!! ولی ما مردمان قوم لر که دقیقأ بر جایگاه تاریخی , زیستی و جغرافیایی تمدن عیلام باستان نشستیم و خایدالو_آساک_شوش_هیدلو_آوان_أنشان_خوزیا_اوکسی_الیمایید و… داریم نه تنها تلاشی برای شناخت و معرفی داشته های تاریخی مان نکردیم بلکه برعکس سعی مذبوحانه داریم که ارتباطمان را با عیلام قطع و پارس و آریاگرایی کنیم!!! آیا برای یک لر زبان اصیل النسب مایه فخر و مباهات نیست هنگامیکه پروفسور والتر هینس بزرگترین عیلام شناس عصر خود به وضوح و با صراحت تمام میگوید که:عیلامیان را باید نیای واقعی ساکنان لرستان بزرگ به حساب آوریم. عیلامی که بیش از سه هزار سال تمام همدوش دول بزرگ آن زمان مثل سومریان_بابلیان_آشوریان و… قد علم کرده و صاحب نام و نشان بوده است. کتابهایی که در مورد تمدن عیلام نکات مهمی دارند:شکل گیری حکومت عشایری و کوهستانی عیلام باستان:دکتر عباس علیزاده / باستان شناسی غرب ایران:پروفسور فرانک هول / تاریخ ایران از آغاز تا اسلام:رومن گیرشمن / شوش بهشت شهرهای ایران:عباس قدیانی / شهریاری عیلام:والتر هینس / دانیل تیپاتس:تاریخ عیلام و باستان شناسی عیلام / تمدن عیلام:پیر آمیه / نقوش برجسته عیلام:دکتر محمد رحیم صراف / مذهب ملت عیلام:دکتر محمد رحیم صراف / تاریخ و تمدن عیلام:دکتر یوسف مجید زاده / باستان شناسی پیش از تاریخ منطقه بختیاری:کوروش روستایی / ایران در سپیده دم تاریخ:جرج کامرون / تاریخ عیلام:ماتیو ولفگانگ استولپر / لرستان در هزاره های خاموش:فریده غلامرضایی / تاریخ کامل عیلام:دکتر سید ساعد حسینی , انتشارات کیهان / تاریخ سیاسی عیلام باستان:دکتر نادر میر سعیدی / پژوهشی در تاریخ عیلام نو:دکتر متیو واترز / تاریخ ایران در دوره عیلام:ایلیا گرشویچ / بین النهرین باستان:ژورژ رو , ترجمه دکتر هوشنگ مهدوی.


  • بهرامی

    عیلام و تمدن دیرینه آن:ایرج افشار سیستانی / تاریخ سرزمین عیلام:ناصر راد / دوره پیش از تاریخ در جنوب غربی ایران:پروفسور فرانک هول / مفرغ لرستان:رزماری فروتینی / جغرافیای غرب ایران:ژاک دمورگان / بین النهرین و ایران باستان:م ال مالووان / جغرافیای تاریخی ایران باستان:دکتر محمد جواد مشکور


  • صالحی

    نغمه جودکی مجری برنامه هفت ترانه که از شبکه شما ساعت ۱۹ تا ۲۰ شب پخش میشود روز ۴ بهمن ماه , زمانی که تا پایان برنامه ترانه لری کوهیار بختیاری اول بود از مردم تقاضا کرد که به آهنگ ناصر عبداللهی از طریق پیامک رأی بدهند تا اول بشود و شب بعد بدلیل اعتراض مردم لر زبان به دلیل موضع گیری این مجری علیه قوم لر , ایشون پوزش خواستند و بختیاری را بازمانده قوم پارت ( که طبق متون تاریخی سکایی بودند و در شمال شرقی خزر سکونت داشتند ) دانست!!! خدایا این را کجای دلم بگذارم؟؟؟ بد اقبالی ما به حدی است که هر تازه به شهر رسیده ای بخود جرأت نظریه پردازی و فرضیه سازی درباره قوم ما را میدهد. واژه بختیار از زمانیکه بار قومی بخودش گرفته چندان تاریخی ندارد. واژه بختیار دوره صفوی به لر بزرگ اطلاق شد این کلمه نخستین بار بعنوان شهرت و نام خانوادگی ( میر جهانگیر خان آسترکی ) به کار رفته است. رؤسای لر بزرگ روزگار صفویه خوانین آسترکی بودند و میر جهانگیر خان نام نیای خویش یعنی بختیار را برای شهرت خانوادگی برگزید. دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب کوچه هفت پیچ صفحه ۳۴۱ مینویسد:لر , کوچک و بزرگ ندارد , هر چه هست لر است و به قول حمدالله مستوفی :لر بزرگ و لر کوچک به اعتبار دو برادر بودند که در قرب سنه ثلاثماعه ( ۳۰۰ هجری ) حاکم آنجا بوده اند. برادر بزرگ تر ( بدر ) به همین نواحی بختیاری نشین میرود و به لر بزرگ متصف و معروف میشود و برادر کوچکتر ( منصور ) در همان منطقه لرستان و پشتکوه و همدان میماند و به لر کوچک معروف میگردد.


  • بابایی

    عیلامیان ( اجداد لرهای کنونی ) از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح , بر جنوب غربی ایران حکومت کردند. معبد دور اونتاش ( چغا زنبیل ) بعد از تخریب توسط آشور بانیپال به تل خاکی تبدیل میشود و مثل یک زنبیل واژگون بوده و مردم به آن چغازنبیل میگفتند. این معبد باستانی در سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی بشر , به ثبت رسید. چغازنبیل با آن همه اهمیت تاریخی که دارد ممکن است قربانی انفجارهای اکتشافی وزارت نفت شود. چند سال پیش در ۳۰۰ متری حصار جنوبی چغازنبیل , چاههایی حفر شده بود که درون آن را با مواد منفجره پر کرده بودند و قصد منفجر کردن آن را داشتند که با مطلع شدن نگهبان این اثر باستانی و گزارش به سازمان میراث فرهنگی , خوشبختانه جلوی انفجار را گرفتند. اگر انفجار اتفاق می افتاد از این بنای خشتی بجز تصویری , دیگر هیچی نمی ماند. محوطه تاریخی معبد چغازنبیل شوش فاقد کمترین امکانات زیربنایی برای استفاده گردشگران است. امید داریم مردم و مسؤلان همگام با هم قدر این داشته های تاریخی_فرهنگی را بدانند و در جهت حفظش کوشا باشند.


  • حامد گودرزی

    احمد حاجی بابایی در مقاله ( بررسی کوتاهی درباره ایرانیان غیر آریایی ) که پاییز ۱۳۷۷ در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران چاپ شده در صفحه ۲۰۰ مینویسد:ایرانیان غیر آریایی مردمی اصیل ، با تمدن و صنعتگر بودند و به ایزد علم ( چیستا ) بسیار اهمیت میدادند همچنین در صفحه ۲۰۴ آورده:عیلامیها از ساکنین قدیمی و کهن ایران بودند و به هیچ یک از دو نژاد آریایی و سامی تعلق و وابستگی نداشته اند ولی با ورود و مهاجرت آریاییها از قسمت شمال شرقی ایران , ساکنین بومی را مانند بنده و چاکر در اختیار گرفتند و هر کدام از بومیان فلات ایران که سر پیچی میکردند آنان را از میان برمی داشتند و به همین جهت به مغ ( که آنان هم از بومیان ایران بودند ) را به معنی چاکر و خادم هم نام برده اند ( تاریخ جامع ادیان , جان ناس , ترجمه:علی اصغر حکمت ، صفحه ۱۸۶ ) . در کتاب " بازشناسی منابع و مآخذ تاریخ ایران باستان " نوشته دکتر محمود جعفری , صفحه ۲۲ نوشته:آریاییها هزاران سال به صورت قومی چادر نشین و گله دار در بیابانهای آسیای مرکزی ، از سواحل جنوبی رود ولگا تا مرزهای قزاقستان ، با یکدیگر زندگی میکردند و بعدها به علت کثرت جمعیت و اختلاف و جنگ مجبور به مهاجرت به نقاط دیگر شدند. در یشتها ، یکی از بخشهای اوستا ، اشاراتی خصمانه به اقوام غیر آریایی ( بومیان و ساکنین اصلی فلات ایران ) دارد و طی دعاهایی نابودی این اقوام بیگانه!!! را از درگاه ایزدان خواستار شده است. در کتاب تاریخ ایران باستان اثر حسن پیرنیا , جلد اول , صفحه ۱۶۲ آمده که آریاییهای مهاجر , هر کجا که بومیان اصلی ایران را میافتند آنها را بیدرنگ میکشتند!!! بعد جالبتر اینکه اذعان میکنند که معنی آریا یعنی نجیب!!!


  • گلورانی

    أنشان یا أنزان نام بخش مهمی از حوزه ی تمدن عیلام باستان ( خوزستان و لرستان امروزی ) و همچنین نام مرکز آن بوده است. نام این شهر اولین بار در متون سومری و اکدی مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد آمده است. از حدود هزاره دوم پیش از میلاد پادشاهان عیلامی خود را ( شاه انشان و شوش ) مینامیده اند. در قرن هفتم پیش از میلاد , این شهر به دست پارسهای تازه مهاجر افتاد. تمپت هومبان اینشوشیناک شاه عیلامی ( ۶۶۴ تا ۶۵۳ قبل از میلاد مسیح ) در کتیبه خود از پیروزی بر سرزمین شریران ( پارسیهای انشان ) نام میبرد. و مهدی وزین افضل در کتاب تاریخ ایران باستان صفحه ۵۰ به آن اشاره میکند. کوروش هم در سنگ نبشته ها , از پدر و نیاکان خود ( کمبوجیه اول _ کوروش اول _ چیش پیش ) به عنوان شاه أنشان یاد میکند.


  • شاکری

    عیلام نام کشوری است که بخش بزرگی از فلات ایران را در پایان هزاره سوم قبل از میلاد در بر میگرفت ؛ ولی در دوره هخامنشیان به منطقه سوسیانا ( سوزیانا ) تقلیل یافت. در ۲۷۰۰ پیش از میلاد , نخستین شاهنشاهی عیلامی ( غیر سامی ) در شوش ( جنوب لرستان ) تشکیل شد. تمدن عیلام یکی از قدیمی ترین و نخستین تمدنهای جهان است. براساس بخش بندی جغرافیایی امروز , عیلام باستان سرزمینهای خوزستان , پشتکوه , کهگیلویه , فارس , بوشهر , بختیاری , لرستان و بخشهایی از کرمانشاه و در دورانهایی تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل میشد.

  • مدیر وبسایت

    به این قسمت باید کرمان و شهر سوخته و هندیجان و خلیج فارس را نیز اضاف کرد


  • بداق

    دکتر تورج دریایی در کتاب شاهنشاهی ساسانی , صفحه ۱۸۳ مینویسد:زبان عیلامی در دوره هخامنشیان برای مقاصد اقتصادی و بازرگانی استفاده میشده است که این نشان از پیشینه تجارت و گستردگی ارتباطات عیلامیان و خبره بودن در امور اقتصادی را میرساند. در همان کتاب صفحه ۱۸۵ مینویسد:در خوزستان , زبان نو عیلامی یا عیلامی دوره ساسانی , وجود داشته است. در صفحه ۱۸۶ دکتر تورج دریایی از وجود " زبانهای لری " در دوره ساسانی اشاره میکند.


  • حسین جوزایی

    تمدن الیمایی ( علیمایید) اجتماع کوچک شده ی تمدن عیلام بود که زیر نفوذ اشکانیان زندگی میکرده اند. این حکومت کاملأ خود مختار بوده و از دولتهای کوچک تشکیل شده و زیر نظر یک حکومت مرکزی اداره میشدند. وسعت حکومت آنها نیز مساوی با حکومت عیلام باستان بود. اما بسیار ناشناخته تر از آنها . عنوان پادشاهان الیمایی ( علیمایید ) کام ناسکیر بود. این اسم از کلمه ی عیلامی , کاب ناشکیر گرفته شده و خزانه دار معنا میدهد. آنها حکومتهای محلی قدرتمندی بودند که به امور خزانه داری حکومت مرکزی مشغول بوده اند. گفتنی است منطقه ی " صالح داوود " کنار ایوان کرخه در خوزستان , محل حکومت الیماییها بوده است.


  • پروتو لر

    بسیار عالی


  • kurd

    چاکر لرها هستم


  • رضا سادات زاده

    دکتر فرخ ملک زاده ( استاد باستان شناسی ) در مقاله "اقوام باستانی غرب ایران" که در مجله تاریخ هنر چاپ شده است در صفحه ۵۷ مینویسد:زبان ایلامی ( منظور تمدن ایلام باستان ) و کاسیان و لولوبیان و گوتیان که در نواحی زاگرس زندگی میکردند و همسایه بودند با هم قرابت و نزدیکی داشته است.


  • پدرام نصیری

    دکتر فیلیپ ک.حتی در کتاب "شرق نزدیک در تاریخ" ، ترجمه:دکتر قمر آریان ، صفحه ۵۲ مینویسد:کشور ایلام باستان ( عیلام ) شامل لرستان و خوزستان امروزی بود و در اصل مردمانی کوهستانی بودند و به موجب روایات عبری ، کدور لاعومر ( chedor laomer ) در سفر پیدایش ۱۰ _ ۱ : ۱۴ یک پادشاه جهان گشای عیلامی بود که در ایام حضرت ابراهیم تا حدود فلسطین پیش رفت. محمد نژد در کتاب " جهان دانش " صفحه ۹۶ مینویسد:یکی از کشورهای قدیمی خاور زمین عیلام است که شامل خوزستان ، لرستان ، بختیاری و پشتکوه میشد و حدود آن از قسمت باختری دجله شروع میشد و در خاور به قسمتی از پارس و در شمال از خاک ماد شروع و در جنوب به خلیج فارس ختم میشد. شهرهای مهم ایلام باستان ( عیلام ) شوش ، اهواز ، انزوان ، خایدالو ، هایدلو ، مادکتو و … بودند. از سال ۱۸۸۸ میلادی شوش مورد کاوش قرار گرفت زبانی که عیلامی ها در نوشتن کتیبه ها و آثار خود به کار برده اند هر چند که از ریشه ی آریایی نیست و خود ریشه ی باستانی مستقل دارد اما در تاریخ ادبیات ایران باید آن را به عنوان قدیمی ترین زبان های ایران نام برد چه تنها توسط نوشته های عیلامی است که ما میتوانیم از گذشته های نواحی وسیعی از ایران آباد آن روزها اطلاع کافی به دست بیاوریم. متن کتیبه بیستون دارای ترجمه مفصلی در ۹۵۰ سطر به خط عیلامی است. خدای عیلامیها شوشیناک و همسرش شالا بود.


  • آرمان

    درود بر شما دوستان؛ در بعضی از سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی سعی دارند که تمدن ایلام باستان را با تکیه بر گِل نوشته‌ی آشوری که آشوربانیپال می‌گوید: من تمدن ایلام را نابود کردم و با خاک یکسان کردم». نابودشده و از بین رفته جلوه دهند. در حالی که بازمانده ایلامیان باستان همین لرها و بختیاری‌ها و دیگر مردمان لر هستند. بنده یک مقاله فارسی دارم که به شما معرفی می‌کنم تا اگر علاقمند بودید به آن رجوع کنید. این مقاله بر اساس پژوهش‌های باستانی و دیدگاه پژوهشگران اروپایی و ایرانی نوشته شده است: «شورش ایلامی‌ها علیه داریوش اول؛ بررسی ماهیت شورش‌های ایلام در دورۀ داریوش اول با تأکید بر کتیبۀ بیستون»، محمدتقی ایمان پور، کیومرث علی زاده، مجله پژوهش‌های علوم تاریخی، دوره 6، شماره 1، بهار و تابستان 1393

  • مدیر وبسایت

    سلام سپاس از مقالات پیشنهادیتون حتما مطالعش خواهم کرد. درین زمینه نیزماهم مقاله کوتاهی در وبسایت منتشر کرده ایم میتونید استفاده کنید


  • اسفندیار

    همواره خود را یک لر میدانم،مینامم و میمانم.مخلص بچه های لر


  • یاسین حاجی وند

    بعضی ها به اشتباه عیلامیان باستان را سامی نژاد میدانند که این مطلب یک هذیان خنده آور است و اصلا بحث و گفتگو درباره این مسعله معنا ندارد. پروفسور والتر هینتس در کتاب دنیای گمشده عیلام صفحه ۱۲ مینویسد:درست است که در سفر پیدایش ، عیلام ظاهر میشود آن هم به عنوان فرزند سام اما این فقط یک مفهوم جغرافیایی است.


  • نامگذاری اشتباه استان ایلام

    در سال ۱۳۱۴ خورشیدی بنا به نظر و تصویب فرهنگستان زبان فارسی ، نام پشتکوه لورستان و شهر حسین آباد به ایلام تغییر یافت که اعتراض اشخاصی چون ملک الشعرای بهار را در پی داشت. بهار در این زمینه مینویسد:من در سنه ی ۱۳۱۳ خورشیدی در اصفهان تبعید بودم و در جراید خواندم که بعد از رفتن و هجرت والی پشتکوه به بغداد ، دولت ، حاکمی به حسین آباد فرستاد و اخیرأ وزارت فرهنگ اسم آن را " ایلام" اعلام داشته است. بی درنگ نامه به وزارت فرهنگ نوشتم و توضیحات کافی دادم که تمام این محل" ماسبذان" یا" سیروان" بوده است و هرگاه صلاح نمی دانید ، باز هم آن را پشتکوه بنامید ، لااقل همان نام تاریخی قدیمی سیروان را به آن بنهید چرا که ایلام اولأ به آن جا نمی خورد و نام مملکتی وسیع بوده است شامل تمام خاک ( انزان ) یعنی خوزستان و خاک ارجان و کوهگیلویه و بختیاری و لورستان و پشتکوه تا برسد به همدان و سرزمین ماد ، که مناسبت ندارد شما یک قطعه ی کوچک ( پشتکوه ) را به این نام ( ایلام ) بنامید !!! نام ایلام با وجود اینکه تناسبی با نام این سرزمین نداشت همچنان بر این سرزمین باقی ماند. در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در تقسیم بندی جدید کشور ، پشتکوه ( ایلام ) با نام شهرستان ایلام بخشی از استان پنجم یعنی کرمانشاهان شد و در سال ۱۳۳۹ خورشیدی با وجود تقسیم بندی دوباره کشور ، ایلام جزء استان کرمانشاهان همچنان ماند تا اینکه در سال ۱۳۴۳ خورشیدی ایلام که شامل شهرها و بخشهای دره شهر ، دهلران ، ایلام ، موسیان ، بدره و ایوان میشد به صورت یک واحد جداگانه به نام فرمانداری کل ایلام و پشتکوه نام گرفت سرانجام در ۱۷ فروردین ۱۳۵۳ به استان تبدیل گردید.


  • امیرحسین

    دیشب در شبکه مستند در مورد ایران باستان صحبت میکرد،موضوع بحث در مورد مادها بود.گوینده نقشهای سنگی شاهان هخامنشی و سربازان عیلامی که کلاه بر سر داشتند را به عنوان ماد!!! معرفی میکرد.در حالی که ایلامیان ماد نبودند و این مطلب ساخته دست رضا پهلوی بود تا تمدنی غیر از تمدن واقعی لرها برایشان جعل کند.لرها هم ایلامی هستند و نه ماد


  • لر عیلامی ام

    لر عیلامی ام ، پارسی دروغ است _ نشانم خایدالو ، أنشان و شوش است .


  • انسان در عیلام قدیم

    در کتاب انسان در عیلام قدیم صفحه ۲۷ آمده است که:سربازان گارد قهوه ای پوست ممکن است نمایانگر عیلامیان کوه نشین باشند که امروزه به عنوان لرها باقی هستند و در شمال سوزیان ( خوزستان ) لرهای فعلی و در شرق و جنوب لرهای بختیاری که اکثریت مردم لر سیاه مو و قهوه ای پوست هستند نژادی مقاوم و خشن که به زندگی در کوهستان های سرسبز عادت دارند و از دشت نشینان کمی بلند تر هستند


  • ایرج زیبایی

    عیلام تاریخ و هویت لر و لرستانی


  • منوچهر زیبایی

    ایا تا بحال توجه کرده اید که تمدن عیلام و حدود ان و نقاط حساس حکومتی ان دقیقا در مناطق لرنشین هستند


  • اسد

    آنچه از این مطلب میشود فهمید اینکه عیلامی ها از نژاد سامی هستند یعنی هم نژاد اعراب و یهودیان و نمی دانم چرا شما انکار می کنید


  • Omid.omg.godarzei

    با عرض سلام و درود خدمت مفاخر عزیز و بزرگوار: البته قبل از شروع خدمت همگی پوزش میخوام که خارج از بحث میخوام بیانی داشته باشم. خدمت برادر بزرگوار آقای صالحی عرض سلام داریم: عارضم خدمتتان در مورد نام ایل بختیاری هنوز نمیتوان به جرات و یقین حرفی یا نطقی کرد به این مضمون که ایل بختیاری به این دلیل و آن دلیل بختیاری گشته. در مورد نامگذاری ایل بختیاری سه فرضیه مورد بحث میباشد. ۱: در عهد نادر شاه افشار قشون نادر که قلعه را فتح کردند بخت با ایشان یاری کرد و قلعه فتح شد و از آن پس ایل بختیاری بوجود و نامگذاری شد جواب: این فرضیه بسیار مضحک و خنده آور است به این دلیل نادر بارها در تاریخش ثبت گشته که تا بقدرت رسیدن کامل در قشونکشیهای متمادی با ایل بختیاری درگیر و بعد از شکست ایلات بختیاری بسیاری را کوچاند و بسیاری را در لشکرش جای داد. و بختیاری تاقبل از نادرشاه معتبر و رسمی بوده. ۲:نامگذاری ایل بختیاری از چندین پشت قبل تر از میر جهانگیر خان بختیاری ذکر شده. که از ایل آسترکی میباشد. جواب: درینکه ایل آسترکی از ایلات بزرگ و شاخص و پیشینه ی قابل توجه در ایلات لور و بختیاری دارد شکی نیست. اما و اگر بسیارند۱: شما اگر در کتابی از تاریخ میرجهانگیر خان را با پسوند آسترکی مشاهده کرده باشید درست می فرمائید.در کتاب تاریخ گزیده و تاریخ بدلیسی در یک صفحه و با اختلاف چند سطر تاجمیرخان را آسترکی و میرجهانگیر خان را بختیاری ذکر کرده بنظر شما آیا نگارنده که کتابی به این مهمی ازایشان برایمان بجای گذاشته درین اجمال کار بوده که دوشخص از یک رگ و ریشه را با دو پسوند نام ببرد. بعید و غیرقابل باور است. ۲:این فرضیه در زمانی بزبان آورده شد که؛ این وسایل ارتباط جمعی نبوده و اکنون میبینیم هرشخصی در هر پست و مقام و کارو منزلتی میتواند کتابهای مرجع را دانلود کرده و استفاده نماید. این فرضیه از سوی طایفه آسترکی بروی زبان نیامد و تعجب این است ایلخانانی که به این موضوع واقف بوده اند چرا به دروغ پردازی دربین بختیاری پرداخته وبا اینکه میدانستند و در کتابهایشان از اقوام مهاجر جبال سخن به میان آورده اند و که در زمان اتابکان اقوامی از قبیل راکی یا راکی و هارونی و جانکی و مماکویه یا موگویی و آسترکی و .....درین منطقه از زاگرس سکنا گزیده اند و میدانستند بختیاری درین کتب قید گشته و پیشتر از صفویه و میرجهانگیر خان بختیاری و تاجمیرخان آسترکی بوده با تمام این تفاصیر پای روی خقیقت نهاده و از نظر من کتاب و تاریخی که نگاشته شده را بی ارزش کرده. که انشالاه سحوی بوده باشه و عمدی در کار نبوده. الله و اعلم دلایل بنظرم کافیست وگرنه موردهایی دیگر بوده که دیگر نیاز نمیبینم. نظریه مستند دیگری هست که من به آن نمیپردازم فقط و فقط انسان دارای هوش و ذکاوت است و هیچ انسانی نباید دیگران را .....فرض نماید‌. امید گودرزی منجزی با تشکر


  • فرخی

    من از دعوای قومی متنفرم. و اصلا خوشم نمیاد بین دو طایفه سر هرچیزی بحث بشه. ولی یه چیزی ذهنم رو بخودش مشغول میکنه، اینکه: چرا عده ای دنبال جعل و تاریخ سازین!؟ گدوم اثار عیلامیان در سرزمین عرب ها وجود داره که این برادران به لرها میگن تاریخ دزد؟ عزیزان برادری بهتره تا بحث رو این حرفا


  • بروجردی

    سلام و تشکر از شما درحالی که برای این مقاله زحمت بسیار کشیده اید امیدواریم فکر برای تاثیر گزاری و انتشار هدفمند آن هم بکنید و در سایتها و کانال ها و اینستاگرام منتشر نمایید


  • ala

    مرسی


  • سروش

    نوکر برو بچ لرها هستم


  • لر غیور

    عده ای حقایقی رو بسته ب ذهن تنگ خود میسنجن. چ بسا گاهی باید واقعیات را انگونه ک هست دید. اینم باید دانست همه از نسل ادم هستیم . اینو گفتم تا اونایی ک فکر میکنن سامی بودن عیب و عار هست


  • مریمم

    لرها آریایی اند درصورتی که عیلامی ها سامی اند ...یعنی لرها آریایی نیستند؟؟

  • مدیر وبسایت

    مقاله رد نظریه اریایی بودن لرها را بخوانید

  • مدیر وبسایت

    مقاله رد نظریه اریایی بودن لرها را بخوانید

  • مدیر وبسایت

    مقاله رد نظریه اریایی بودن لرها را بخوانید


  • علی

    سلام ..بنده مطالبی راجب جنوب غرب ایران و مردم لر تحقیق کردم و تا کنون جایی ندیدم به این موضوعی که من می گویم اشاره کند ...جز در کتاب تاریخ ایران باستان .حسن پیرنیا و اون هم مترادف بودن دو وازه عیلامیان و کاسیان ...آقای حسن پیر نیا اشاره می کند که در متون تاریخ در دوره های که ما اسم عیلامیان را نمی بینیم نام کاسی ها بسیار دیده می شود و در برخی دوره ها که اسمی از کاسیان در متون تاریخ برده نشده ما اسم عیلام را بوفور می بینیم . همانطور که می دانیم واژه عیلام ( کوهستان) واژه ای بین النهرینی است و این واژه توسط این مردم رایج شده و در برخی دوره ها که کاسیان تحت تصرف انها می شدند واژه عیلام حتی توسط خود مردم کاسی استفاده می شد و لذا رایج بیشتر واژه عیلامی بجای کاسی را چنین بایست توجیح نمود .لپ کلام اینکه واژه کاسیان یا خوزیان و خوزستان در واقع واژه بومی و اصیل مردم لر است و عیلام بیگانه است ..


  • علی

    لرها و بخصوص لرهای بختیاری ها بی شک بازماندگان تمدن ایلام هستند و دلایل زیادی جهت اثبات آن وجود دارد که یکی از پیش پا افتاده ترین دلایل ان نقش طرح زیگورات چغازنبیل بر روی لباس بختیاری ها است که نشان دهنده ی این مسئله است که بختیاری ها از ساکنان معبد چغازنبیل بوده اند


  • علی

    متاسفانه این روزا اعراب جدایی طلب اهواز به دروغ جعل تاریخ کرده و با بیان دلایل واهی و به دور از واقعیت ایلامیان را عرب معرفی کرده در صورتی که تمدن ایلام هیچ گونه ربط و نسبتی با اعراب نداشته است. اعراب جدایی طلب برای اینکه به دروغ خود را به عنوان قومی بومی در خوزستان معرفی کنند خود را از بازماندگان تمدن ایلام می دانند در صورتی که بر همگان روشن است ورود اعراب برابر است با ورود اسلام به ایران و اعراب قومی مهاجر هستند. پاسخ


  • shahram

    با تشکر ادامه تاربخ ایلامیها را لطفا بزارید



آخرین مقالات