سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

فلسفه و چرایی موج جوک سازی

یه لره میشه آریو برزن

فلسفه و چرایی موج جوک سازی

همه با هم در مواجهه با پیامک های توهین آمیز از قرآن کریم پیروی کنیم که می فرماید:

« وَ إِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قَالُوا لَنَآ أَعْمَالُنَا وَ لَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ لاَ نَبْتَغِى الْجَاهِلِینَ»

( ‌و هرگاه(مومنان) سخن لغو و بيهوده‌اي بشنوند از آن روي مي‌گردانند و مي‌گويند اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان، سلام بر شما(سلام وداع و خداحافظی) ما طالب جاهلان نيستيم.»

 

مقدمه

پیامک یا sms پدیده ی نوظهوری است که در سال های اخیر با گسترش رسانه های جدید مثل اینترنت و موبایل به سرعت مورد توجه کاربران قرار گرفته است. اگر چه تلفن همراه باعث ارتباط و اطلاع رسانی سریع و آسان می شود،اما این ابزار بی طرف گاهی مورد سوء استفاده قرار گرفته ،فضای مضحکه آور و مسمومی پدید می آورد که تبعات و پیامدهای ناگواری از خود برجای می گذارد.

به عنوان مثال می توان عبارت ها و جمله های لغو و بیهوده ای که توهین آمیز و تحقیر کننده می باشد را در تیراژ وسیع با کمترین هزینه و در سریع ترین زمان سال داشت و به تخریب گسترده یک گروه یا قوم دست زد. متاسفانه برخی از افراد از این ظرفیت استفاده نموده برای سرگرمی و شوخی با پیامک بازی به تمسخر اشخاص و اقوام می پردازند. این اقدام موهن ضمن اینکه عملی نادرست و ناشایست می باشد می تواند پیامدهای ناگواری نیز داشته باشد که بارزترین آن تخریب هویت فرهنگی و به نمایش گذاشتن تصویری نامطلوب و نامناسب از اقوام ایرانی است.

 

پیامک های حاوی توهین به لرها

یکی از راههای تفریح و سرگرمی اشخاص به اصطلاح «مسیج باز»ارسال و دریافت پیامک های است که غالباً مضمون آنها توهین آمیز بوده و اقوام و خرده فرهنگ های ایرانی را به باد تمسخر می گیرد.خطاب این پیامک ها غالباً ترک ها،لرها،عرب ها،رشتی ها و...می باشد.متاسفانه این پیامک ها به وسیله ای برای سرگرمی، تفریح، شوخی و خنده اشخاص در مجالس ، محاقل و حتی محل کسب و کار تبدیل شده است. آنچه این پیامک ها به نمایش می گذارد ، ارائه تصویری ناخوشایند از اقوام ایرانی است. تعدد و فراوانی آنها نیز بر اساس قاعده «تاثیر تکرار» به ذهن خواننده پیامک القاء می کند که؛عقل گریزی و بی منطق بودن ،سادگی و اوج حماقت،قانون گریزی و قانون شکنی،جهل و بیسوادی، بی دینی و بی مبالاتی، لودگی ،کثیف بودن و عدم رعایت بهداشت و..) ویژگی بارز ترک ها ، لرها و عرب هاست و به همین آسانی اقوام شرافتمند ایرانی در معرض انواع تهمت ها و ناسزاها قرار می گیرند. متاسفانه تعداد و حجم این پیامک ها به اندازه ای فراوان شده که کلمه لر ،ترک و... با خنده و جوک قرین شده است و با شنیدن نام لر ، ترک ، عرب و... این پیامک ها در ذهن آدمی مجسم می گردد.

 
مصیبت بارتر اینکه،بدون اینکه در مفهوم این پیامکها اندیشه و تامل کنیم،بعضاً خودمان در رواج و گسترش آنها سهیم می شویم و این تصویر لودگی و ناخوشایند را برجسته تر و بزرگ تر به نمایش می گذاریم.این کار ناشایست نه تنها هویت فرهنگی ما که حاوی ارزشها و فضایل بسیاری است را تهدید و تخریب می کند بلکه با ارائه تصویری ناخوشایند و نامناسب از اقوام بزرگ،اصیل و باشرافت، بار گناه خود را سنگین کرده و بازار غیبت و تهمت رونق پیدا می کند و به دنبال آن می تواند با توهین ، تحقیر و تخریب دیگران ، اختلافات را دامن زده و مشکلات  فردی، خانوادگی و اجتماعی زیادی را به بار آورد.

اگر پیامک های حاوی توهین به لرها را در کنار اقدام نسنجیده و نامعقول عده ای کم سواد قرار دهیم که تلاش می کنند افراد فراماسون ، وابسته به بیگانگان ، معتادان به مواد مخدر و الکل ، مشهورین به فسق و فجور و بعضاً مطربان بدنام را به عنوان مشاهیر و نام آوران بختیاری معرفی نمایند ، انگاه معلوم می شود که گروهی جفاپیشه دانسته یا ندانسته می کوشند  تا هویت فرهنگی قوم پاک ، وطن دوست و شیعه مذهب لر را تخریب و نابود سازند و چهره وی را بیگانه از هویت با اصالتش نشان دهند.
به نظر می رسد ترویج پیامک های توهین آمیز و معرفی نادرست بختیاری ها ، دو روی یک سکه می باشد و سناریو و تله ای است که ما را در گرداب شبیخون فرهنگی غرق می سازد و از خود بیگانه می کند.
به همین دلیل گسترش پیامک های توهین آمیز کاری بس مذموم و گناهی نابخشودنی و .مصداق بارز تعرض به حقوق افراد(حق الناس)و گروههای انسانی به شمار می آید. استفاده های نادرست از تلفن همراه، ضمن آن كه از دید شریعت حرام و ناجایز است، از دید عقل، عرف و وجدان های پاك هم امری ناپسند و غیر اخلاقی محسوب می شود. بر اساس تعالیم و آموزه های دین مبین اسلام پیامک هایی با این مضمون در شمار سخنان «لغو» و «بیهوده» قرار می گیرد.

 

پیامک مخصوص اونایی که میخوان قوم لر رو خراب کنن

جامعه ای که حتی برای زلزله زده ها هم جوک میسازند , جامعه ی خطرناکی هستند. وقتیکه جمع , جسارت اعتراض نداشته باشد و اعتراضهای اجتماعی هزینه زا باشد , به سمت هجو و هزل خواهند رفت و هر چه تاوان این ماجرا کمتر و قربانی ناتوان تر باشد , این هجمه ها شدیدتر خواهد بود. اساسأ چون راه گفتگو را نمیدانند و نوع و کیفیت ارتباط برقرار کردن را آموزش ندیدند , با رواج شوخیهای زشت پیامکی_رسانه ای سعی دارند خودی نشان دهند. شوربختانه نام برخی اقوام را بصورت کاریکاتوری از قبل محکوم جلوه داده میشود. پیامکها حاوی اقسام و انواع بی اخلاقیها هستند و این بی اخلاقیها به مردم و جوانان بخصوص نشت کرده است. در میان ایرانیان رایج است که برای هر چالشی , چیزی یا کسی را علم کنند. با انگ زنی و برچسب به دیگران سعی دارند خود را عاری از هر عیب و نقص معرفی کنند. در این سرزمین هیچوقت جرأت داری پیدا نشده که مسؤلیت اعمال و گفتارش را بپذیرد و همیشه دنبال قربانی بودند. ضعیف کشی مرسوم بوده و هست. مثلأ همین جوکها براساس یکسری واقعیت بطور سلسله مراتب در کلانشهرها اتفاق می افتد , ولی چون سختشان است بخودشان نسبت دهند , در کمال بیرحمی به دنبال ضعیفترین فرد جامعه میگردند و به او نسبت داده و بدنامش میکنند و آنقدر با جدیت اینکار ادامه پیدا میکند که بعد از مدتی خودشان هم حقیقی یا واقعی بودنش را باور میکنند. تفکرات قالبی ( استریو تایپ ) معمولأ با مکانیسمهای دفاعی ارتباط دارند. یعنی این نوع تفکرات معمولأ به شکلی ناخودآگاه ما را در برابر اضطراب رویارویی با برخی واقعیتها ایمن میکنند. مثلأ ممکن است قومی به دلیل موفقیتهای علمی , مالی و شغلی مورد حسادت قرار گیرند و به همین دلیل در ما احساس خشم ایجاد کنند. ساختن جوک برای این قوم در واقع جابجایی احساس حسادت و خشم ما به سوی حس خنده و هجو است. عده ای فاضل نما هم با تقلیدی کورکورانه و بدون فهم به بازتولید و انتشار جوکهای توهین آمیز پیامکی میپردازند و به عواقب شوم آن نمی اندیشند. جوک یک اختراع تصوری است و هیچ واقعیتی نمیتواند داشته باشد اما اینکه کسی را در جمع تخریب و ترور شخصیت بکنند , در واقع با آبرو و حیثیت و حرمت اجتماعی بازی کردند و قطعأ مورد پسند از نظر اخلاقی و عقلی نیست و ثمره ای جز تنش و تفرقه ندارد. چگونه ممکن است بر این مبنا که فلان فرد متعلق به فلان قوم است بتوانیم همه ویژگیهای شخصیتی_ذهنی_رفتاری_عواطف و احساسات و آرزوهای او را متوجه شویم؟ آیا این یک نوع انگزنی بر حسب منطقه خاص جغرافیایی نیست؟ جوک یک نوع هذیان فکری است و با عقل سلیم_عقیده مردم_تاریخ_فرهنگ و ضریب هوشی آنان تطابق ندارد. جوک براساس تصورات پیش ساخته و پیشداوریهای عده ای درباره اقوام شریف ایرانی ساخته میشود و متأسفانه افراد مختلف آن اقوام , مورد قضاوت همسان قرار میگیرند. اینان کسانی اند که به امور معین به شکل مبالغه آمیزی نگاه و حتی آنها را تحریف میکنند و نوعی " پیش فرض ذهنی غلط " نسبت به اقوام دارند که با مصادیق واقعی تطبیق نمیکند. در قرآن نیز تأکید شده که قومی از شما , قوم دیگر را تمسخر نکند و نسبت زشت ندهد ( حجرات / ۱۳ ). نوشته ها و گفته های ما باید اخلاقی باشد نه برآمده از حب و بغضهای قومی. این درست نیست که عده ای همواره خود را محق بدانند و دیگران را محکوم!!! سیمای مردمان لر در رسانه ملی , خوب ترسیم نشده. آیا قوم لر همین است که رسانه ها توصیف میکنند؟

 

آیا یورش ضد فرهنگی آنهم علیه مردمی که هیچ رسانه و تریبونی برای دفاع از خود در اختیار ندارند تا خود را آنطور که هستند , معرفی کنند , درست است؟

پیامهایی که به عنوان جوک علیه ما در سراسر کشور پخش شده , هیچ رگه هایی از طنز ندارند و هر روز وقیحانه تر و هتاکانه تر , فرهنگ_تاریخ_آداب و رسوم این سرزمین تاریخساز را هدف میگیرند که البته با هدف و غرض است که هرآنچه را به ذهن بیمارشان میرسد را به شکل جوک پیامکی درآورند و به دیگران نسبت دهند. جوک قومیتی بعنوان یک آسیب فرهنگی_اجتماعی در دراز مدت تأثیر سوء بر بدنه جامعه خواهد گذاشت و فردیکه تحقیر میشود در آینده این تحقیر را با تمسخر دیگری جبران میکند. متأسفانه عده ای در طرفه العینی حیثیت اجتماعی قومی را به باد میدهند و درک و فهمی از تبار و سرزمین اجدادی خود ندارند. برخی در توجیح رفتارهای ضدفرهنگی و غیراخلاقی خود , سعی دارند با تطهیر این عمل غیرانسانی آن را با برچسب طنز رفع و رفو کنند حال آنکه محتوای اغلب این پیامها پر است از توهین_تمسخر_افترا_هتک حرمت و رواج بی ادبی اجتماعی. مطمعنأ کسانی که کارخانه جوکسازی دایر کردند به دنبال اهداف شوم خود که همانا پراکندگی و دلزدگی اقوام از یکدیگر و همینطور از بین بردن حس اعتماد به نفس_ایجاد شرم اجتماعی و منزوی کردن اقوام فعال است. آنچه فرهنگ ملی ما را مورد تهدید قرار میدهد همین لودگی طنز و بی محتوایی است که از برخی طنزهای مختلف در طول چند سال اخیر , سر بر آورده است. انتشار این همه جوک , نمیتواند بیغرض و بی هدف باشد.

 

اما یک روز یک لره....

یه لره میشه آریو برزن

یه لره حکومت ساسانی را تاسیس میکند

یه لره میشه سردار بی بی مریم بختیاری فرمانده سپاه بختیاری

یه لره میشه دکتر عبدالحسین زرین کوب

یه لره میشه بانو قدم خیر رهبر مبارزان عشایر در مقابل انگلیس

یه لره میشه مهرداد اوستا نویسنده و شاعر

یه لره میشه باباطاهر

یه لره میشه علی مردان خان که به ارتش انگلیس میگه هرعقابی بخواهد از آسمان این کشور عبور کند باید پرهایش را باج بدهد

یه لره میشه پروفسور موسیوند که قلب مصنوعی رو اختراع میکنه

یه لره میشه مسیح کردستان،شهید بروجردی

یه لره میشه قیصرامین پور

یه لره میشه سردار اسعد بختیاری فاتح تهران

یه لره میشه آیت الله بروجردی

یه لره میشه پروفسورکرم زاده استاد جهانی ریاضی

یه لره میشه احسان کامرانی استاد دانشگاه هاروارد و مخترع قرنیه مصنوعی چشم

یه لره میشه پروفسور باهر مغز سوم فیزیک جهان

یه لره میشه کریم خان زند

یه لره میشه حسین پناهی

یه لره میشه پروفسور جعفرشهیدی

یه لره میشه پروفسور چگینی

و،،،،،

یه لره میشه ناپیر آسو ملکه زیبای دوران ایلام باستان

یه لره میشه هرمز سردار ایرانی

یه لره میشه آرتا فران سردار سپاه خشایارشاه

یه لره میشه بهرام چوبین شیر افکن

یه لره میشه آرش کمانگیر

یه لره میشه یوتاب خواهر آریوبرزن سردار سپاه ایران

یه لره میشه سردار مشروطه (سردار اسعد بختیاری)

یه لرهایی میسازن بزرگترین پل های دنیا را

یه لرهایی میسازن تمدنی بنام ایلام

یه لرهایی میشن آغازگر کشور باستانی ایران

یه لرهایی میشن نقاش میرملاس

یه لرهایی میشن مالک ششمین گنج دنیا (کلماه کره)

یه لرهایی میشن کاشف عصر برنز

یه لرهایی میشن خالق آثار بی نظیر برنزی دنیا

یه لرهایی ۷۰۰ سال بر بابل و سومر و آشور (از افغانستان تا مصر )حکومت کردند

یه لرهایی میشن فاتح تهران و صاحب مشروطه

و...................

67 نظر

  • دیارا

    جوک یک اختراع تصوری است یک هذیان فکری.جوک ابزار سرکوب است و مصرف سیاسی دارد و صرفأ برای خنده نیست و جنایتی فرهنگی است.جوک روی اعصاب فشار میآورد و فراگیرشدن همچین باورعمومی کذبی درباره یک قوم و نسبت دادن صفتی که هرگزنمیتواند کاملأ درست باشد به یک جماعت کثیر,عجب جنایتی میتواندباشد و چه راحت میتواند به بهای ترور شخصیت انسانی آدم تمام شود.برچسب و انگ,نه تنها از نو شخصیت فرد یا گروه را تعریف میکند و باورعمومی از او را مخدوش مینماید بلکه ممکن است توسط فرد,درونی شود و او با باور این صفت در خود حتی درصورتیکه واقعأ حاعز این صفت نباشد آنرا ناخواسته درخودش ایجاد کند و سایر ویژگیهای خوب و مثبتش در سایه این تلقی عمومی از او رنگ ببازد.در بدترین شکل هم فرد بابت این برچسب از خود و جامعه اش بیزار شده بطور بالقوه یا بالفعل شخصیتی ضداجتماع میشود.جوک همیشه مدنظرقدرتهای سیاسی واقتصادی بوده واغلب مقاصدسیاسی هستندکه موجهای فراگیرجوکسازی راتغذیه میکنند.با جوکسازی براحتی میتوان وجهه و اعتبارگروه یا قوم خاصی را درسطح جامعه ضایع کرد و صفت واهی نوینی را به آن نسبت داد که بتواند اسباب خنده شود.میتوان هویت یک گروه و قوم را با این جوکها از نو درسطح جامعه تعریف کرد و وجهه قبلی آنرا از بین برد.میتوان چهره جدیدی به آن بخشید و آنرا اسباب خنده روزمره و مضحکه اوقات فراغت کرد.با اینکار قوم و گروه خاص,قدرت و نفوذ اجتماعیش را بمروز از دست خواهد داد و تاریخچه پرافتخارش به فراموشی سپرده خواهد شد.مقبولیتش در سطح ملی کاهش پیدا میکند و دیگر افکارعمومی به شنیدن صدای اعتراض این قوم واکنشی نشان نمیدهند چون عادت کردن با شنیدن اسمش به آن بخندند.جوک درمقابل قدرت شکل میگیرد.چرا برای بلوچ جوک نمیسازند؟چرا برای طبس چرا برای بیرجند جوک نمیسازند؟التماس تفکر بیشتر


  • تاوینا

    یک قدرت سیاسی همیشه میتواند با توسل به جوکسازی,خطر اعتراض و انتقاد یک گروه معترض را خنثی نماید.همانطور که مثلأ انگلستان,سالهاست که مردم ایرلند و اسکاتلند را به سوژه جوکهای بیشمار تبدیل کرده و کار تا جایی بالا گرفته که ایرلند و اسکاتلند,امروز سوژه جوکهای بین المللی شده اند و تصور واهی عقب افتاده و زمخت بودن آنها به دیگر کشورها نیز سرایت کرده است و اینهمه بخاطر اعتراضات فراگیر مردم این دو کشور به سلطه انگلستان بوده و تاریخچه مبارزات چندقرنشان.جوک بعنوان ابزار سرکوب,اتفاقأ ازمقرون به صرفه ترین ابزاراست چون نه تنها دستمایه اش تفریح و خنده و رضایت خاطرنسبی مخاطبینی است که عمومأ از وضع جاری زندگی خسته اند و توسط خود این افراد و با هزینه خودشان از طریق موبایل و اینترنت در سطح جامعه به اجرا درمیآید.واکنش افرادی که به این قوم خاص تعلق دارند دربرابر برچسب و انگ خوردن و کلیشه شدن,به دو شکل است؛در برابر اسباب خنده عموم شدن,شدیدأ آزرده شده و با غرور جریحه دارشده,کینه سایرین که مسخره اش کرده اند را به دل گرفته و برای همیشه ازآنها فاصله میگیرند.یا وقتیکه شاهدند قومیت,ملیت,یا لحن صحبتشان دستمایه خنده عموم قرارگرفته ازآنجا که نمیخواهند از اجتماع فاصله بگیرند به ساز و کار دیگری روی میآورند آنها که میخواهند در جامعه پذیرفته شوند و تأییدجامعه را بدست بیاورند بناچار از خود بیگانه میشوند و قومیت و گویش و زادگاهشان را پنهان و انکار میکنند و حتی خودشان به بازتولید این جوکها میپردازند.با این شوخی به ظاهر بیضرر حساسیت به هویت و فرهنگ و زبان مادری یک قوم به مدد این جوکسازیها از بین میرود و جوکسازها که اهداف سیاسی دارند به هدفشان میرسند.یک لبخند بی رمق و بی نشاط به بهای هتک حرمت و از بین رفتن حرمت و حیثیت اجتماعی تمام میشود چرخه ای که اصرار دارد معصوم و بیخطر جلوه کند.


  • هنارس

    صدا و سیما در سوق دادن توهینات به سمت مردمان لر بی تقصیر نیست و رویکردش باید اصلاح شود.چگونه ممکن است بر این مبنا که فلان فرد متعلق به فلان جاست بتوانیم همه ویژگیهای شخصیتی,ذهنی,رفتاری,عواطف و آرزوهای او را متوجه شویم؟این یک نوع انگزنی برحسب منطقه خاص جغرافیایی است.جوکی که برای اقوام شریف ایران میسازند نوعی هذیان فکری است و با عقل سلیم,عقیده مردم,تاریخ,فرهنگ وضریب هوشی آنان تطابق ندارد.جوکها براساس تصورات پیش ساخته و پیشداوریهای عده ای درباره اقوام ساخته میشود و افراد مختلف آن اقوام مورد قضاوت همسان قرار میگیرند.اینان کسانی هستند که به امور معین به شکل مبالغه آمیزی نگاه و حتی آنها را تحریف میکنند و نوعی پیش فرضی ذهنی نسبت به اقوام دارند که با تمام مصادیق واقعی تطبیق نمیکند.درقرآن کریم نیز تأکید شده که قومی از شما,قوم دیگر را مسخره نکند و نسبت زشت ندهد.نوشته ها و گفته های ما باید قرآنی باشد.تجزیه طلبان تلاش دارند با توهین و تحقیر مردمان لر که عقبه برون مرزی ندارند انتقام بگیرند.سکوت در مقابل حمله کلامی و هجوم پیامکی تعبیر به ضعف میشود و طرف فعال,مدام در زمین طرف مقابل مانور میدهد و همواره خود را محق میداند و این رابطه ای است محکوم نه موفق.آیا واقعأ قوم زجر کشیده لر همین است که رسانه ها توصیف میکنند؟یورش ضدفرهنگی سبب شده که جوکهای دیگر اقوام همبه سمت ما هدایت شود.پیامکهایی که بعنوان جوک و علیه اقوام ایرانی خصوصأ مردمان مظلوم لر در سراسر کشور توسط گروهکهای سایبری پخش میشود هیچ رگه هایی از طنز ندارند و هر روز وقیحانه تر و هتاکانه تر فرهنگ,تاریخ,آداب و رسوم این سرزمین تاریخساز را هدف میگیرند و اینکار مطمعنأ بدون غرض نیست.عده ای خشک مغز همه توان خود را بکار گرفتند تا گذشته فرهنگی و تاریخی ما را به سخره بگیرند و هرآنچه درباره باورها,رفتارها و سنتها به ذهن بیمارشان میرسد به شکل جوک پیامکی درآورند و هویت یک مردم را لگدمال کنند که در درازمدت تأثیر سؤ و منفی بر بدنه جامعه خواهد گذاشت.عده ای در توجیه رفتارهای ضدفرهنگی و ضدقومیتی سعی دارند با تطهیر این عمل غیرانسانی و غیرفرهنگی را با برچسب طنز رفع و رجوع کنند حال آنکه محتوای اغلب این پیامها پر است از توهین,تمسخر,افترا و هتک حرمت.عموم مردم و کسانیکه در گسترش پیامکهای توهینی نقش دارند میبایست ضمن آشنایی با آثار مخرب این کار با احساس مسؤلیت در قبال جامعه خود,مانع بازتولید و انتشار توهینات قومیتی شوند.

  • حسام واقفی

    در ایران متمدن ، آسانترین و لذت بخش ترین کار برای یک شهروند توهین و فحاشی به اقوام غیر فارس بخصوص به لورهاست! شما در ایران ممکن است بخاطر هرکاری با جرایم و مجازات سنگینی مواجه شوید ولی بابت فحاشی و تخریب هویت ملی لورها با لبخند و گاهی با قهقهه و گاهأ با مملو شدن حسابتان از پول جهت اجرای یک برنامه که بخشی از یک پروسه طولانی مدت است از شما استقبال میشود. در ازای فحاشی و توهین به لورها در ایران کف میزنند و سوت میکشند و مجوز کنسرتها پیشاپیش صادر میشود! جالب اینجاست تمامی این پروسه های انکار و تحقیر در ایران از سوی مجامع پان آریایی و ملی گرا بعنوان برنامه هایی جهت وحدت ملی و شکوفایی هویت ایرانی یاد میشود از اینرو این توهینها و تحقیرها در رسانه های ملی ، نظام آموزشی ، همایش ها و برنامه های دولتی و غیر دولتی شکلی رسمی به خود میگیرد و برای آن بودجه ای از سهم نفت در نظر گرفته میشود.راسیسم و نژادپرستی بخش عمده ای از وجود شما را بعنوان یک ایرانی تشکیل میدهد.شما این حق را دارید همه چیز و همه کس بخصوص لورها را به سخره بگیرید ولی حتی حق ندارید از پارس سخن بگویید.و اما عذرخواهی و ناعل شدن به القابی همچون ایرانی اصیل ، آریایی ، توهین به همه ی اقوام ایرانی توهین به همه ی ایران است و…پایانی بخش اعتراضات احتمالی خواهد بود که از سوی بخشی از جامعه ی منفع طلب لور با آغوش باز پذیرفته میشود.


  • آرمند

    این جوکهای مهوع و تهوع آور که از آسمان نازل نمیشوند بلکه منشأ زمینی دارند و در خود داخل کشور تهیه و تنظیم و پخش میشوند.تهیه جوک وقت میخواهد,بودجه میخواهد,ترجمه میخواهد,تطبیق با فرهنگ خودی میخواهد کار فردی نیست بلکه سازمان و گروهی پشت این قضیه است و غرضی در بین است.اگر به این جوکها نگاهی بیندازید می بینید که همه رتوش شده هستند و تمام علایم دستوری و نگارشی در آنها رعایت شده انگار از کارخانه ای خاص و زیر نظر کارشناسان بیرون میآید.جالب است که بیشترین تمرکز جوکها بر روی دو قوم شیعه و پرجمعیت و فعال کشور(لر و ترک)است که در تمام رویدادها و تحولات ایران در سده اخیر نقش پر رنگی را ایفا کردند.فحاشی به این دو مردمان چه دلیلی دارد؟چرا موقعی که به ما میرسند همه دم از جنبه و ظرفیت میزنند و از خودشون مایه نمیگذارند؟خباثت و کارخانه جوکسازی تا کی ادامه دارد؟جوکها همراه با تبعیض معنادار و تفاوت فاحش امکانات بین پایتخت و مرکز است و این احساس تحقیر و تبعیض را تشدید میکند و حس حقارت همراه روزمره آنها میشود.تولید جوک فعالیت جمعی است و به تحقیق نیازمند است.بمباران و توهینات ردیفی جوکهای هدفدار که به بازار لودگی عرضه میشود در پی ساختن کلیشه و جا انداختن یک تصویری کاریکاتوری از قوم هدف جوک است.بدبختی ما تا آنجا پیش رفته که هر ننه قمری که از یک آموزشگاه نا معتبر واقع در دارغوز آباد مدرکی بی مایه گرفته برای مردم لر ژست روشنفکری میگیرد و این علامه های دهر که افق دیدشان فقط بسوی منافع شخصی است همه چیزشان از جمله اصالتشان را زیر پا میگذارند و تاریخشان را میفروشند.


  • برزان

    ای لرستان دوستانت را خدا یاور شده_دشمنی گر هست هم در معرض باد فناست/بنده از کاسیتم و این افتخار هر لر است_لرزبانان جان من خاک کف پای شماست/جمله ای گویم به توصیف دل درمانده ام_در ره عشق لرستانم دل و جانم فداست.


  • شیوار

    گر جمله ی جاهلان به هر برزن و بام - بیراهه به قوم لر بگویند مدام… بیهوده بود چنان که دریای زلال - با آب دهان سگ نگردد به حرام…


  • ساتیار

    عده ای معلوم الحال در آپارات هر فیلم مسخره ای را برای بد نشان دادن مردمان لر به نام لر نامگذاری و پخش می کنند مثلا در فلان شهر شرق ایران فیلمی گرفته بشه یا اتفاقی در شمال کشور بیفته این گروهک لرستیز سایبری می آیند آنرا بنام مردم شریف لر در آپارات پخش میکنند حال چرا مدیران سایت آپارات که سایتی داخلی است چرا جلوی نشر این اکاذیب و جعلیات را نمی گیرند؟از تمامی فعالان لرتبار فضای مجازی میخواهیم که در قسمت نظرات با ادب و متانت در جهت شفاف سازی پیام در دفاع از حرمت و حیثیت اجتماعی مردم لر بگذارند و جلوی سؤاستفاده گروهکهای سایبری لرستیز را بگیرند چون اینان بدون غرض اینکارها را نمیکنند.


  • Mantis

    در آپارات حتی فیلمها و برنامه های طنز سایر شبکه های استانی که جنبه مسخرگی دارد بنام لر در سایت آپارات نشر داده میشوند.ببینید لجاجت و ناجوانمردی تا چه حد!!! چند وقت پیش حتی برنامه طنز شبکه استانی کرمانشاه که حتی به کرات نام و نشان و آرم و لوگوی کرمانشاه در آن دیده میشد را باز بنام لر در آپارات نشر دادند.واقعأ مسولان آپارات هیچ ممیزی و نظارت و خط قرمزی ندارند؟تو روز روشن عده ای با سؤاستفاده از این رسانه دارند تنش و نفاق قومی رو مرتکب میشن معلوم نیست این گروهک که با مردم لر سر لجاجت دارد مورد عنایت کدام سرویس اطلاعاتی خارجی و بیگانه است که با خیال راحت در پی تفرقه افکنی است؟چرا مردم و جوانان تحصیلکرده ما به این تبعیض اعتراض نمی کنند؟پای آبرو , حرمت و حیثیت اجتماعی یک قوم در میان است.من از دوستان زحمتکش سایت نگین زاگرس عاجزانه تقاضا میکنم در این راستا رسالت خود را انجام دهند.با نهایت سپاس.

  • سهیل فتحی

    گروهک های سایبری پانکرد فیلم های مسخره ای را که اصلا مربوط و مرتبط با نواحی لر نشین نیستند را به دروغ و در جهت تخریب عمومی لرها ، به نام لر ویرایش و تغییر میدهند مثلأ فیلم عروسی که در قاسم آباد شمال گرفته شده یا مراسم عروسی در شهر قهدریجان اصفهان را به دروغ "عروسی در لرستان" معرفی میکنند. اوج تخاصم و دشمنی این کولی ها را ببینید.


  • لر زاد

    فرهنگ ضعیفی در کل خاورمیانه حاکم است که هرکسی بخودش اجازه میدهد زبان و فرهنگ و اهلیت دیگری را نادیده بگیرد و تمام حق و حقوق را به جانب خودشان درنظر میگیرند.مسیر و روال جوک و توهین یکطرفه است یعنی تریبون دست کسی است که از نظر دیدگاه خودش تو را تفسیر و معنی میکند و تو هیچ رسانه ای در اختیار نداری تا بتوانی از خود دفاع کنی.بر فرض در آمریکا که یک جامعه چندفرهنگی است اگر یک سفیدپوست به شوخی یا جد به تیره پوستان اشاره یا توهین کند طبیعتأ جامعه سیاهپوست میتواند از طریق رسانه و برنامه ای که در اختیارشان میگذارند از خود دفاع کنند و پاسخ بدهند.زمانیکه من به شما توهینی میکنم اگر بلافاصله شما متقابلأ نسبت بمن موضع بگیرید من در رفتارم دقت بیشتری خواهم کرد ولی وقتی ببینم که با توهین به شما هیچ هزینه ای بمن تحمیل نمیشود جسارت بیشتری در این قضیه از خود نشان میدهم.این نهایت بی هنری است که از دیگران برای تفریح و خنده استفاده کنیم.هنر آن است که به موضوعاتی بپردازیم که کسی را نرنجاند.هنرمند و کمدین لورل و هاردی بودند که در۱۰۵فیلم باهم بازی کردند و بیننده را با حرکاتشان به خنده آوردند و به هیچ قوم و زبانی توهین نکردند.کمدین جیم کری و جری لوییس و چاری چاپلین و وودی آلن و إدی مورفی بودند که با هنرنمایی و حرکات صورت باعث خنده مردم میشدند نه فردی که جوک قومیتی میگوید و برای پانزده دقیقه پنج میلیون میگیرد.

  • مدیر وبسایت

    درود بر شما همتبار. گفته هاتون را باید با اب طلا نوشت

  • dad sin

    وقتی که در دستگاه ادراکی پان فارسها ، مردمان لور جایی در رسانه ملی ندارند و استفاده صرفأ طنز آلود از زبان مادری ما در شبکه های محلی و عدم استفاده از زبان مادری در برنامه های جدی ، و باز نمایی نا مطلوب استفاده از زبان مادری در فیلم های سراسری به ویژه در مورد زبان لوری با کاراکترهای صرفأ کارگری و مشاغل پایین جامعه , گویی که اجتماع لورها هیچ دانشجو ، معلم ، دکتر ، مهندس ، قاضی و استاد دانشگاهی ندارد. تحقیر لور طی یک قرن گذشته یکی ازمصادیق آن در وفور و سرازیر شدن جوکها و کلیپ های تحقیر آمیز یا بازنمایی هویتی نژاد پرستانه از یک رویداد منفی در سرزمین های لور نشین در برخی شبکه ها و سایت های اجتماعی نظیر آپارات و ربط دادن آن به هویت لورها و در نتیجه همه اینها تضعیف یا از دست دادن اعتماد به نفس هویتی از جمله هویت زبانی میشود. ولی رویداد های منفی سرزمین ها و اقوام دیگر به اسم هویت قومی آنها نوشته نمیشود که اصلش هم همین است اما در مورد مردمان لور هزار واقعه خوب در سرزمین لورها بنام لور نوشته نمیشود ولی یک واقعه و اتفاق منفی که در مناطق لور نشین روی دهد بنام هویت و فرهنگ لور ثبت و منتشر میشود.


  • فرزاد

    یکی از بزرگترین توهینات به مردم لر , ترانه بارو بارو گروه رستاکه که به افتضاح ترین شکل خواندنش و به جای تبدیل شدن به یک اثر فاخر تبدیل به ملعبه ای برای تمسخر مردمان لر شده و هر مجهول الهویه ای به خودش اجازه استهزا میده عجیب اینکه تا الآن یک اعتراض نسبت به این اثر توهین آمیز نشده.در برنامه خنده بازار هر وقت نوبت لودگی میرسید این ترانه را بکار میبردند و أحدی اعتراضی به این تحقیر نکرد.آهنگ بارو بارو را حسین, فرجی سال ۱۳۷۱ در آلبوم گل شادی اجرا کرد و با اجرای گروه رستاک فرق دارد و به طور ناشیانه متن شعر و آهنگ, آقای حسین فرجی تحریف شده و بعضأ با توهین به مردم لر همراه است.متأسفانه بعضی نادانسته کف و سوت زدند. خدا وکیلی اصطلاح " دایا بیچاره " در متن ترانه , چه معنایی دارد؟ آیا فصل بهار موقع کشت و کار است؟ حتی خود آقای حسین فرجی در مصاحبه با مجله جامعه و اقتصاد , شماره ۱۵۵ , صفحه ۹ اظهار ناراحتی و شکایت کرده است.


  • کشوری

    آیا حقی بنام حق تمسخر دیگران وجود دارد؟ مرزهای توهین کجاست و چطور میتوان حساب نقد ناخوشایند را از توهین جدا کرد؟ حق تمسخر عقاید دیگران نه تنها اخلاقأ روا نیست بلکه پیامدهای اجتماعی نامطلوبی میتواند داشته باشد , پیامدهایی که دیر یا زود در قالب کنشهای خشن , پر بغض و کینه متجلی میشوند و مشکلی بر مشکلات موجود می افزایند. تمسخر از مصادیق توهین است و جوک حالتی تهاجمی و کوبنده دارد. وقتی از ستیز با یک پدیده سخن میگویید گویی پیشاپیش تصمیمها گرفته شده و حکم کلی صادر شده است. ناسیونالیسم باستانگرایانه و نوشته های نفرت آلود شبه روشنفکران و تفکرات رادیکالشان , بستری برای بروز انواع و اقسام سؤ تفاهم و تندروی و تنش را فراهم کرد و جا را برای ارزیابی نقادانه و خردمندانه تنگ میکند. اگر شما با لحنی تند به عقاید , باورها و هویت قومی بتازی مطمعنأ مردم آن قوم در عقایدشان راسخ تر میشوند. مردم در برخورد با حمله و هجمه به نحوه زیست و باورهایشان به طور غریزی و روان شناختی واکنش نشان میدهند.این روند توهین به نفع هیچکس نیست اما تندروها از این فضا سود میبرند چون منافعشان در گرو رادیکال شدن چنین فضایی است و از این نمد میخواهند کلاهی دستشان بگیرند. نفرت پراکنی کلأ عقلانی نیست. شما وقتی از چیزی متنفرید پیشاپیش در انفعالی روانی تصمیم خودتان را گرفته اید و دیگر به بازبینی نظرتان نمی پردازید. در جوک قومیتی مرزهای توهین و نقد ادغام و مغشوش میشوند. جوک کاری است مثل تحقیر و توهین و تحقیر به کینه توزی می انجامد و کینه توزی به میل به تلافی و راههای خشونت آمیز منتهی میشود. تحقیر به قصد تغییر , راه حل هوشمندانه ای به نظر نمیرسد , هر سبک زندگی و هر باوری که با تمسخر و تحقیر مواجه شود پاسخش بغض و کینه است. بغض و کینه هم سرانجام روزی به خشن ترین وجه ممکن خودش را نشان میدهد و باب خطرناکی باز میشود , مسیری پیش روی انسان قرار میگیرد که انتهایش فقط زور است. وقتیکه شما کاری غیر اخلاقی را در پیش گرفتید با هر واکنش غیراخلاقی که مواجه شوید حق اعتراض ندارید. تمسخر و توهین اخلاقأ کار قبیحی است و کار بد هم به قول حافظ :نازنین مصلحت آن است که مطلق نکنیم. اگر تمسخر متقابل هم نباشد منتج به کینه و بغض میشود. کسانیکه چنین نظری ( تحقیر , توهین و تضعیف ) را تجویز میکنند در کنه نظرشان این تز نهفته است که هدف , وسیله را توجیه میکند. شما نمیتوانید با یک ابزار نادرست به هدفی درست برسید.

  • عالیخالی

    لابد اصفهان و شیراز شهرهای فارس‌نشین نیستند؟


  • عالیخانی

    کارگردانان با شعور در سراسر دنیا , توافق کرده اند که اگر کاراکتری قرار است نقش طنزی در فیلم ایفا کند باید به زبان و لهجه رسمی فیلم حرف بزند وگرنه به هر زبان یا لهجه ای دیگر تکلم کند , توهین صریح تلقی میگردد. اما در رسانه ما رسم است , معمولا قومیتها و کسانیکه دارای لهجه غیر تهرانی اند , عمومأ سمبل انسانهای غیر متمدن و غیر مدرن اند. وقتی در جمعی , کسی مدام لهجه شما را استفاده کند , شک نکنید منظوری جز مسخره کردن ندارد. وقتی که در تمام فیلم و سریالها نقش و کاراکتر مشاغل پست اجتماع را به شهرستانیها میدهند میخواهند غیر مستقیم بگویند که عقل درست و حسابی در اقوام نیست. هر موقع که ترانه و آهنگی لری در تلویزیون پخش میشود بجای نشان دادن طبیعت سرسبز مناطق لرنشین , داعمأ عشایر و رموم را نشان میدهند توسعه نیافتگی را به تصویر میکشند , میخواهند با زبان بی زبانی بگویند در همین حد بمانید. جوکهای قومیتی صد البته هدفدار هستند و صرفأ برای خندیدن درست نشده اند , یک نکته در همه آنها مشترک است و آن اینکه شما به همه قومیتها میتوانید بخندید و از اخلاق آنها کلیشه درست کنید بجز فارس , تنها فارس است که تابو میشود و شما حق نداری از این تابو عبور کنی و حتی وقتیکه میرسد که کلیشه اخلاقی فارسها مورد تمسخر قرار بگیرد مانند خساست و یا تنبلی بلافاصله این خصلت از قوم ساقط میشود و به شهر ( اصفهان , شیراز ) نازل میشود.همه قابل تمسخرند ولی وقتیکه به فارس میرسی باید استاپ کنی و یک شخص وارسته و باهوش را در نظر بگیری که حق خندیدن به بقیه را دارد و این نشانه سیادت یک گروه غالب بر بقیه است


  • ویسکرمی

    انگلیسیها برای ایجاد حس حقارت و از بین بردن اعتماد به نفس برای ایرلندیها و اسکاتلندیها جوک ساختند بطوری که ایرلندیها و اسکاتلندیها از درون تحقیر شدند و خودشان را کوچک می بینند و این حاصل احساسی بود که انگلیس استعمارگر در آنان بوجود آوردند تا امروز از آن استفاده وافری بردند و تأثیر آن را میتوان در رفراندوم استقلال اسکاتلند از انگلیس دید که اسکاتلندیها به استقلال رأی منفی دادند چون باورشان شده که از انگلیسیها چیزی کم دارند.


  • منوچهری

    این جوکهای توهین آمیز همراه با تبعیض معنادار و تفاوت فاحش امکانات بین مرکز و پایتخت است. این احساس تحقیر و تبعیض را تشدید میکند در ثانی موضوعات جوکهای قومیتی حس عقبماندگی و یا رفتار و آداب معاشرت روزانه آنها و یا فهم اجتماعی و انسانی آنها را زیر سؤال میبرد که خود این موضوع هم مقاومت آنها را در پی دارد. این علامت خطری است از عدم توسعه همه جانبه و متوازن کشور که میتواند چیزی بنام وحدت را خدشه دار کند. یکپارچه سازی فرهنگی_زبانی ( بر مبنای فرهنگ قوم غالب ) و ندیدن خرده فرهنگها , میتواند بر کوره اختلاف و احساس تبعیض و تحقیر بدمد. کشوری که پنج برابر آلمان و نصف اروپا وسعت دارد طبیعی است, که هزاران جزیره فکری و فلسفی داشته باشد نباید انتظار داشت تمام اینها یک فکر و فرهنگ و تلقی یکسانی داشته باشند. ما در جامعه ای با تعدد فرهنگها و هویتها روبرو ایم نباید مساعل را ذهنی تجزیه و تحلیل کرد.ذات کشورهای کثیرالاقوام همین تنوع و تفاوتهاست و قوم غالب نباید آداب و رسوم , قیافه ظاهری و شیوه زندگی خود را برتر از همه گروههای ساکن در کشور بداند. نباید بر حسب تصورات قالبی و دید تونلی در مورد یک گروه فرضیه سازی کنند. واقعیت این است که تمام صفات رذیله بطور انحصاری در هیچ قومی عمومیت ندارد. فردی که پیشداوری میکند , مفروضات خاصی را درباره یک عضو اقلیت , قبل از اینکه واقعأ با او ملاقات کرده باشد , درسر دارد. و این نهایت تبعیض است. قوم مداری و قوم پرستی مانع نوآوریهای سودمند میشود از آنجا که همواره به اندیشه دیگران با بدگمانی مینگرند و آنها را نادرست تلقی میکنند با این صورت از ابداعات دیگر گروهها و اقوام جلوگیری میشود و به طرد غیرضروری و بیهوده خرد و دانش دیگر فرهنگها منتهی میشود و از هرگونه مبادله فرهنگی و غنی سازی فرهنگ خودی جلوگیری میشود. وقتی قوم مداری باعث میشود که یک قوم فرهنگ_زبان ومعیشت خود را برتر از دیگر فرهنگها ببینند چطور باید انتظار اعتماد متقابل و پیشرفت همه جانبه داشت؟ وقتی که هر قوم با تعصب به دنبال منافع خود است چطور میتوان بر حسب توانمندیها رشد و توسعه پیدا کرد؟ اجتماعی که به هم اعتماد ندارند هیچوقت روی توسعه و پیشرفت را نمی بینند.


  • ماسوری

    مردم ایران فرهنگ مدارا ندارند و یاد نگرفتند با هم مصالحه کنند و از تحقیر_تضعیف و تخریب هم لذت میبرند. جامعه ما مسموم است و با فرهنگ تمسخر میکس شده است. مردمش از کودکی با تمسخر دیگران , برای خود شادی کذایی میسازند و با این نوع تفکر بزرگ میشوند و این رفتار در ذاتشون اینترنالیزه و نهادینه شده است. جوکسازی قطعأ استراتژی از پیش تعیین شده و تنظیم شده ای است که کمر به نابودی و لجن مال کردن فرهنگ این دیار بسته است و قطعأ عدم اعتراض ما و سکوت در مقابل این هجمه تعبیر به رضایت میشود و بدخواهان را جری تر میکند. جوک برای تخریب ذهنیت و از گود تأثیرگذاری خارج کردن ماست. باید حس حقارت همراه همیشگی و روزمره ما باشد تا به شهروندان فعالی بدل نشویم. جوک در بستر ناآگاهی و کم دانشی جامعه رشد و نمو می یابد و مردم عادی که عمومأ آگاهی کافی از مساعل پیرامونی ندارند به آن دامن میزنند. تولید جوک به متدهای خاص و فعالیت جمعی نیاز دارد و کاری است که به تحقیق , ترجمه , انطباق با فرهنگ خودی محتاج است و از عهده یک یا چند نفر خارج است. مردم عادی هیچوقت جوک نمیسازند بلکه مصرف کننده آن هستند. این همه جوک که افکار عمومی را نسبت به یک گروه یا قوم حساس میکند , مطمعنأ با مقصود و منظوری خاص است. و مقاصد روشنی در دامن زدن به این جوکهای قومیتی دخالت دارند وگرنه چه اصراری است که برای جا انداختن یک مشت ادعای باطل به دروغ پردازی افراطی روی بیاورند! و بخاطر حب و بغضهایشان مطالبی له یا علیه دیگر اقوام بنویسند. جوک قومیتی با هدف بی اعتبار کردن قوم هدف جوک است و بعنوان یک کنترل بیضرر اجتماعی عمل میکند و با اراعه تصویری کاریکاتوری و تمسخرآمیز سعی در ایجاد شرم اجتماعی در میان آنان میکنند و از تأثیرگذاری آنان میکاهند. در این جوکهای توهین آمیز قومیتی هیچ رگه هایی از طنز مشاهده نمیشود. موقع اعتراض هم همه دم از جنبه و ظرفیت میزنند , نمیشه از خودتون هم یه کوچولو مایه بزارید؟ اگر صفات بدی هم هست بخاطر اجبار جامعه است و دلایل بیرونی دارد وگرنه هیچ انسانی از خوبی بیزار نیست و هیچ انسانی داوطلبانه تسلیم این نوع تحقیرهای سیستماتیک نمیشود. در همه جوکها , همه بلایی سر این ساده دل میآد و او کوچکترین اعتراضی نمیکند و کاراکتری ندارد. اصرار بیمارگونه به تولید و پخش انبوه جوکهای سرکوبگر در شبکه های مجازی بی غرض نیست. جوکها انگ و استریوتایپ و ذات میسازند و خصوصیات اصلی یک قوم یا شهر را پنهان میکنند بدتر اینکه با این جوکها , تعریف خودشان را به او میقبولانند و حتی اجازه نمیدهند که خودش را تعریف کند. عیب بزرگ جوک قومیتی اینست که خصلتهای یک قوم با تاریخی چندهزارساله را در قالب یک واژه آنهم , واژه ای که معمولا بار منفی دارد خلاصه میکند و با نوعی پیشداوری غیرسازنده و با نفرت با این اقوام برخورد میشود. هر آنچه که متعلق به قومیتهاست باید نازل و درجه دو باشد. در جنگ با سلاح گرم , بدست, گرفتن سلاح سرد , خودکشی است. دفاع ما در مقابل این حمله سیستماتیک چیست؟ صبر و بردباری؟ تشریح تاریخ؟ تأکید بر آزادی و حقوق انسانی؟ نژادپرست خواندن آنان؟ فکر نمیکنید این نوع مقابله همان در دست گرفتن سلاح سرد است؟ مهربانی و ترحم به بدخواهان قوم لر به عامل تهاجم علیه فرهنگ و زبان و منافع ما بدل شده است. محتوای این جوکها با یک عنصر نژادپرستی ( راسیسم ) تلخی نهفته است که با پایین بودن فرهنگ منتشر کنندگان آن رابطه مستقیم دارد و هر چیزی که رنگ و بوی از تنوع دارد با دیده تردید آمیز و سؤظن نگاه بشود و به اقلیتها و خرده فرهنگها بعنوان تهدیدی برای امنیت نگاه کنند. اساسأ با ندید دیگران آنها محو و غیب نمیشوند بلکه برعکس زخم خورده و مسعله دار هم میشوند. باید به تفاوتها بعنوان یک ظرفیت فرهنگی در جهت غنی کردن عنصر ملی سود جست و از قابلیتهای آن در جهت رشد نتایج کلیدی بهره برداری کرد.


  • چنگایی

    علت جوک یا تمسخر فقر فرهنگی_علمی خود راوی است که برآمده از عدم مطالعه و شناخت است.فراموش نکنید آریاگرایی و پارس پرستی تنها هدیه ای که برای ما مردمان لرتبار داشته , فقط توهینات هدفمند بوده است. چون ما کشوری کثیرالاقوام هستیم , به همین خاطر هرکس میخواهد اهلیت دیگری را انکار و خوار کند. دغدغه ما باید پیشرفت و توسعه اقتصادی باشد نه تعصب آثار سنگی مرودشت و پاسارگاد. مردم لر , بدون ساختار هم آوا نمیتوانند به حقوق مسلم خود دست یابند. حسادت تنگ نظران به مردمان لر چنان است که بنام نقد , توهین آشکار میکنند و نقاب از چهره پلید باز میکنند. لر ستیزان , اثبات خود را فقط در بدنام کردن دیگران میجویند.آنان مقصد برایشان اهمیتی ندارد , همین که در مسیر باشند , برایشان کفایت میکند.افراد ترسو در زندگی , همواره چشمشان به دیگران است چون از خودشان هیچ هدفی ندارند. روزانه هزاران توهین مستمر و بدون توقف بما میکنند و هر جور دوست دارند تاخت میکنند و با القاب عاریایی عصیل از دلمان درمیآورند. اصلأ عاریایی عصیل چیست و چه تأثیری در روند زندگی ما داشته که به آن افتخار کنیم؟ هنر ما با لقب محلی و زبانمان با عنوان لهجه تحقیر میشود. آیا تفکر پارث و عاریا پرستی با موقعیت جغرافیایی , فرهنگ و نیاز مردم لر تطابق دارد؟ ما را دنبال نخود سیاه باستان پرستی فرستادند و ما را مشغول فرضیات کردند.اگر ساده هم باشیم , ساده لوح نیستیم ما هزاران سال با بی مهری به اصطلاح هموطنانی مواجه ایم که کمترین اطلاع را از فرهنگ این خطه ندارند و با عدم آگاهی تاریخی دست به تخریب این مردمان زده اند و با جوکهای مسخره سعی میکنند نقیصه ی خویش را با تمسخر دیگران , لاپوشانی کنند. برای شناخت تاریخ مردمان لر باید به بزرگترین موزه باستانی دنیا ( موزه لوور پاریس ) رفت و عظمت و افتخار لر را آنجا دید. اما کوته فکران مقلد , لر را فدای خنده دیگران کردند عملی که هر شکلش جای انتقاد دارد. لنین تعبیری دارد بنام مستی توده ها , که بعضی اوقات بدون تأمل همگام با هم چیزی را میکوبیم بدون آنکه بدانیم هدفمان چیست!!! جوک قومیتی تخلیه روانی نادرست از طریق بالاتر بردن شخصیت خود , از طریق تحقیر دیگران است و تداوم یافتن جوک توهین آمیز , به دلیل سکوت در برابر این رفتار پرخاشگرانه است. طنز باید به دور از لمپنیسم باشد و به قشری توهین نکند. خیلی زشت است که با صراحت , اسم یک قوم یا شهر رو توی جوک بیارن یا بدتر از اون یک صفت را تعمیم بدهند به کل یک منطقه جغرافیایی!!! دریغ از یک استامینوفن شعور در وجود افرادی که با کج فهمی های احمقانه زمینه را برای توهین و تنش فراهم میکنند. این همه القاب , این همه جدایی افکنی , این همه برچسب زنی , بی غرض نیست. امیدوارم یک روز شعور , فروشی شود.


  • کیا سالار

    در فیلم و سریالهای به اصطلاح طنز , یکسری چرت و پرت و ناسزا تحویل بیننده میدهند که قرار است ما به آنها بخندیم و در واقع جز مشنگ بازی چیزی در آنها نمی بینیم. این رویه مضحک و لودگی تحقیر آمیز که اسمش را کمدی گذاستند قرار است اسباب خنده ما بشود!!! معلوم نیست جز سوء استفاده و تحقیر گویشها و لهجه ها , چه ضرورت و نیازی به این تنوع زبانی و لهجه سازی در این گونه آثار به اصطلاح طنز هست!!! آیا چنین فیلمهای سبک و کم ارزشی در شأن کشوری که پز تاریخ , تمدن و فرهنگ میدهد ، هست؟ در این ورشکستگی اخلاقی جامعه , بهتر است هزینه تولید چنین فیلمهای مضحکی , صرف ساخت کتابخانه و فرهنگسرا و چاپ کتاب برای جوانان شود.


  • قاضی زاده

    ممنون. منتشر شد


  • اسد امیر پور

    هر که آمد در لرستان بار خود پیچید و رفت _ بر لرستانی ساده زیر لب خندید و رفت / هر رییسی که ز ثبت آمد روزی روی کار _ از پی تضییع حق مالکین کوشید و رفت / با پلاک اصل و فرع و حیله های مختلف _ گوشت و پوست یک به یک الوار را بلعید و رفت / با تحیر شو دمی خیره به عمال طرق _ هر رییس و هر مباشر پولها دزدید و رفت / این مظالم جمله انجام وظیفه نام داشت _ هر کس آمد چون کنه بر پای لر چسبید و رفت / احمد آقا آن امیر مقتدر در بدو امر _ مدتی با مردم غیور لر جنگید و رفت / روی کار آمد ز بعد وی خزاعی قصاب _ با جنایت , کار آن فرمانده انجامید و رفت / هر کجا آزاده مرد شیرگیری داشتیم _ دستهایش را به خون پاکش آلایید و رفت / نوبت فرماندهی زآن پس به شاه بختی رسید _ گوشت یا بوزیر دندان لقمه ها جوید و رفت / گیگو آن سرهنگ خون آشام آسوری نژاد _ هستی اولاد صید مهدی ز بن چاپید و رفت / دیدی آخر شیر محمد با رحیم نیک نفس _ حین خدمت چوبه های دار را بوسید و رفت / بین آنها نیز بودند کسانی مفت خور _ هر یک از این خوان یغما کاسه ها لیسید و رفت / یک دو روزی…راهش به مجلس باز شد _ بی نوا از بیسوادی روی برتابید و رفت / ما هم اندر مجلس شورا وکیلی داشتیم _ پنج دوره شد وکیل و کس از او نشنید و رفت / مزرعه باشد جهان , اولاد آدم چون علف _ عاقبت بینی که اندک مدتی خشکید و رفت.


  • نمازی

    ما لرها به تخریب , توهین , سیاه نمایی , پایمال شدن حقوق ابتدایی خود , هجمه های بی اساس و نادیده گرفتن مشکلات و معضلات مان عادت کردیم و اگر هر از چند گاهی از تریبون های مختلف و به ویژه تریبون های مهم , سراسری و پر مخاطب , از طرف دوست و دشمن مورد هتک حرمت قرار نگیریم , به شدت تعجب کرده و در مخیله مان نمی گنجد که حتی برای چند صباحی کوتاه , مورد لطف و نوازش!!! دیگران واقع نشویم. در اینکه در گذشته ما مردمانی محکم و پولادین بوده و در برابر ناملایمات خم نشده و سر تسلیم فرو نیاورده ایم شکی نیست ولی نمی دانیم چرا این استواری و استقامت ما که پاسخی طبیعی به جبر آن روزگاران بوده به پای زورمداری نوشته شده است در حالی که محیط طبیعی و زیست بوم و جغرافیای ما به گونه ای بوده که لاجرم , مردمانی با فیزیک و اراده پولادین میتوانسته اند در آن دوام بیاورند و به زندگی ادامه دهند. امروزه بنا به آمارهای رسمی که بارها و بارها از سوی مسؤلین مختلف و به ویژه مقامات عالی رتبه نیروی انتظامی کشورمان اعلام شده , استانهای لر نشین ایران جزو امن ترین استانهای کشور هستند و این نشان میدهد که لرها نه آن مردمانی هستند که صدا و سیما به تصویر میکشد و نه آن مردمان خشنی که به ناحق در مخیله هم وطنان ما جا خوش کرده است. البته تا کنون فکر کرده اید که دقیقأ از زمانیکه کارگران لرستانی به ناگزیر در جستجوی لقمه ای نان , پایشان به پایتخت باز شد , هجمه ها و توهین ها به قوم با اصالت لر هم آغاز شد و تا به امروز بصورت فزاینده و غیر قابل تحملی ادامه دارد؟ آیا میدانید تعداد زیادی از این کارگرانی که به هر حال در محیط دیگری بالیده اند , حالا بدون هیچ مقدمه ای باید خودشان را با فرهنگ پایتخت نشینان وفق بدهند و بتوانند در کلانشهر تهران دوام بیاورند و تفاوت فرهنگی و خالی بودن چنته شان , آنها را به مسیر بزه انداخته و با نام لرستان توبیخ و محاکمه میشوند! آیاتا کنون اندیشیده اید که اگر آنها نیز چون شما و شماهای دیگر میتوانستند پشت یکی از همین میزهای دولتی بنشینند و مشغول باشند و برخوردار از حقوق و مزایایی داعمی , هرگز به دام چنین آفتهایی نمی افتادند و با پاکدامنی در زادگاه خودشان به زندگیشان ادامه میدادند و به خودشان می بالیدند؟ آیا اندیشیده اید که اگر اجازه احداث سد و آبی کردن هزاران هکتار زمین حاصلخیز را میدادند و اگر سهم جوانان تحصیلکرده ما را از توسعه , اشتغال , صنعت و آبادانی میدادند هرگز یک جوان رشید حاضر به مهاجرت و تحمل غم غربت نمیشود. آیا من و شما , همه ی آنچه که از دستمان برمی آمده برای لر و لرستانی انجام داده ایم؟ آیا اگر کس دیگری مسؤلیت ما را داشت , نمی توانست بهتر از ما عمل کند که لر و لرستانی گامی جلوتر باشد؟ در لرستان ۸۵۰ سال پیش حکومت خود مختار محلی وجود داشته که دارای دربار , خزانه , وزیر و ارتش بوده و سلطه حکومت آن از چند کیلومتری بغداد تا رود دز را شامل میشده است حالا آیا توانسته ایم نه بیشتر , که حداقل به اندازه ی پیشینیان مان برای این سرزمین عقب نگه داشته شده , کاری کنیم؟ اگر پاسخ پرسش اول مثبت و پاسخ پرسش دوم منفی باشد که وای بر ما و سالهایی که برای لرستان بر باد رفته است. چقدر در جایگاهی که بوده ایم توانسته ایم مفید و مثمر ثمر باشیم و گره ای از گره های کور زندگی این مردم مظلوم و فراموش شده باز کنیم؟ تا چه حد از این موقعیت برای اهداف شخصی هزینه کرده ایم؟ اینها را برای پی بردن به شخصیت واقعی خودمان میگویم ؛ آن هم در روزگاری که همه تلاش می کنیم دیگران را راضی کنیم و از راضی کردن وجدان خودمان و خدای خودمان غافل می مانیم.


  • علیپور

    در دوره هایی برخی از وکلای قوم به مایه ای برای طنز و نکته گیری وکلای مملکت تبدیل شده اند. نگران کننده تر از همه ی اینها و به دور از تعصبات اشک آلود و عصبیتهای قومی چه کسی مسؤل این وضعیت تهوع آوری است که باید لر و لرستانی مایه طنز و نکته گیری برخی پایتخت نشینان بی غم شود و به طرز وقیحی لر جماعت دست مایه ی جوکها و پیامکهای پوشالی این سالها شود که همواره حیثیت قوم لر در آن به بازی گرفته شده است. ره آورد این اوضاع اسفبار و دهشتناک , تصویر مخدوش و بازگونه ای است که طی این سالها از لر و لرستانی ارایه شده است.بزنگاه قوم لر کجاست؟کجای این جهان باید رنجمان را فریاد بزنیم که چرا نخستین فیلم ناطقی که در ایران ساخته شد نام دختر لر بر آن گذاشته شد؟ چرا سالهای واپسین حکومت پهلوی فیلمی مانند؛ آقای لر به شهر میرود! ساخته میشود! چرا در سریال "زیر بازارچه" که در همین سیمای جمهوری اسلامی دو دهه ی پیش ساخته شد به طرز فجیع و تحقیر کننده ای به موسیقی شکوهمند لری توهین شد , موسیقی اصیل و با هویتی که وقتی پایش به عرصه های بین المللی باز شده , حیرت جهان را بر انگیخته است , که تنها یک نمونه اش توسط مردی درس ناخوانده و مکتب نرفته چون "شامیرزا مرادی" که وقتی در ( آوینیون فرانسه ) در سرنایش دمید , دنیای موسیقی را واداشت تا به احترامش کلاه از سر بردارند.در سیمای محلی که از صبح الطلوع تا واپسین ثانیه های شب شاهد سریالهای آبکی و کم مایه ای هستیم که نام طنز دارند, ره آورد چنین برنامه هایی چیست؟ جز اتلاف وقت , خیرشان در چیست؟ غیر از این است که با تکرار پر اغلاط واژه ها و لحن و گویش و زبانهای محلی را سبک کردن و کاریکاتور مضحکی از اقوام ایران به نمایش گذاشتن و زمینه تنش و تفرقه و توهین را فراهم کردند؟چه کسی جوابگوی تهمت پراکنی و لکه دار کردن حیثیت عمومی یک قوم است؟


  • میرزایی

    حق دارند باید هم توهین کنند , اگر ما هم مثل کردها با اسلحه تو کوه و کمر سر سرباز می بریدیم و آشوب و قاچاق میکردیم اگه ما هم مثل ترکها فراکسیون قومیتی تشکیل میدادیم و اگر در استادیوم فوتبال در مرکز تهران شعار خلیج عربی سر میدادیم حالا ما هم عزیز بودیم و بزرگراه کردستان و آذربایجان تو تهران به نام مان بود. وقتی در راستای سیاست های پان پارسی شاهنامه خوانی می کنیم و به تحریک پان آریاها در تخت جمشید و پاسارگاد رژه می رویم و عاشق سینه چاک پارسیم , چرا باید توهین نکنند؟؟؟ حق دارند مگه با آب ما کویرشون رو گلستان نکردند؟ مگر اشیای مکشوفه در استانهای ما در موزه هایشان نیست!!! مگر غلام حلقه به گوششون نیستیم؟ چرا نباید توهین کنند؟ حق دارند…


  • طالبیان

    علت غرور ، پر رویی ، خودخواهی و خودبزرگ بینی بیش از حد پان پارسها اینه که از هیچ به همه چیز رسیدند. دچار جنون عظمت شدند ( گود باغ شاهی ، خاک سفید ، شهرنو ، چاله میدون ، توپخانه و…رو فراموش کردند ). نمی تونم بی پرده صحبت کنم ؛ ولی این جماعت دوستی رو جز برای استفاده ی مادی نمی خواهند ، دلسوزی شان ظاهر سازی است ، ذات شان عیب جویی یه ، در مورد فکر دیگران هر جور صلاح بدانند قضاوت میکنند ، بخار عاطفه از هیچ کدوم شون بلند نمیشه ، انگاری همه شون اومدن دنیا واسه تن پروری و لودگی ، گوش شون بدهکار نیست ولی چشم شون طلبکاره ، عیب بعضی ها اینه که فکر می کنن همه دنیا توی وجود ایران خلاصه میشه و همه ایران توی پایتخت. عین قجرها فکر میکنند , تموم ملت را رعیت خودشون می دونند , از همه انتقاد میکنند ولی تحمل هیچ انتقادی ندارند. جعفر شهری در کتاب "قلم سرنوشت" صفحه ۲۷۳ مینویسد:هجوم سربازان اشغالگر در جنگ جهانی دوم به تهران که به مال و نوامیس مردم و فرماندهانشان به ترتیب هندی و آمریکایی و روس که از ( پا اندازها ) و بی بی و مادام و ماتیشکه و دلال محبت بخواهند و لوطی منش ترینشان آمریکایی ها که حق الزحمه ی چشمگیر به دلال و روسپی داده , هندی هایشان که جزو قشون انگلیس بودند بس فقیرانه که کمتر دلالی به سراغشان میرفت!!! و روس ها را که نه دلال و نه زن دم خورشان میشد ، چه علاوه بر خشونت و رد قول و قرارشان , لختشان میکردند و زیادترشان که پسر میخواستند و با یکنفر سی و چهل نفرشان میریختند و به همین حساب هم بود که هندیها را مردم , از کاسب و عادی و غیر آن بی اعتنا و " انگلیسی را که وارد امور فحشا نمیشدند با احترام برخورد" و روسها را در هر کجا که امکاناتشان اجازه میداد با تجاوزات اولیه سر به نیستشان میکردند بدتر اینکه با اسرای لهستانی که آورده در میدان جلالیه اسکانشان میدادند از هیچ نامردمی کوتاهی نورزیده , چنانچه راهزن به قافله ای زند به هیچ چیزشان از مال و حرم حرمت! ابقا ننموده , با کم بهاترین اسکناسی به فریب , پر بها و ارزشمندترین اشیاء شان را مانند طلا آلات و جواهرات و مثل آن , تا کفش و لباس و زیر انداز و رو انداز و تنها دلخوشی شان یعنی رادیو از چنگشان بیرون آوردند و تا در اشتیاق تکه نانی جهت خود و بسته ی آب نباتی و دانه شکلاتی جهت کودکانشان میدیدند با نامردمی ترین وضع ممکنه دست تجاوز به طرفشان دراز نموده از زنانشان هتک حرمت و شرف و از دوشیزگانشان ازاله بکارت بکنند و مزه شان هم که همیشه به جسم و جانشان رسوخ نموده!!! در بازگشت از چنین فتح مبین ها!!! برای همه تعریف بکنند! یعنی گرگ و بره هایی که گوسفند و بره هایشان از دیدنشان لرزه به بند بندشان بیفتد و گرگها که از دیدنشان مست بشوند!قربون دهن جعفر شهری برم ، کسب قدیم فرزندان کوروش را هم شناختیم!!! دستشان تا مرفق به فساد آلوده بوده. در کتاب ( آثار البلاد و اخبار العباد ) , اثر ؛ امام ذکریاء بن محمد بن محمود القزوینی که در قرن ۷ هجری نوشته شده و توسط دکتر سید محمد شاهمرادی ترجمه شده در جلد ۲ ، صفحه ۸۲ مینویسد:اهل ته ران را به زیر زمین خانه هاست چون سوراخ موش دشتی!!! وقتی که دشمن قصد آنها کند به زیر آنها پنهان میشوند و دشمن چند روزی محاصره آنها می نمایند و برمیگردد , و چون بر می آیند از زیر زمین فساد بسیار می کنند مانند:قتل و نهب و قطع الطریق و طراری و اکثر اوقات آنها از اطاعت ولات و سلاطین عصیان ورزند و حیله برای ضبط آنها جز به مدارا نیست. در کتاب مرآت البلدان , تصنیف محمد حسن خان اعتمادالسلطنه , صفحه ۵۹۳ آمده است که:اهل آنجا ( طهران ) در وقتی که دشمن بر آنها به هم میرسید , در زیر زمینها پنهان میشدند , از این جهت به این اسم موسوم شده است , که ته ران یعنی زیر زمین می رفتند و سکنه در خانه های سرداب مانند , اسکان داشته و همین که دشمن بر ایشان حمله آرد , به آن خانه های تحتانی پناه جسته , و چو دشمن معاودت کرد , از زیر زمین بیرون آمده اطراف و جوانب که محل عبور و مرور قوافل و مترددین است فرو گرفته و به راهزنی و قتل و غارت مشغول میشوند. از قدیم راه ابریشم از شهر تاریخی ری میگذشت و طرار و قطاع الطریق در شمال شهر ری , پناهگاه هایی در ته زمین برای راهزنی از قوافل تجاری_بازرگانی ساخته بودند به این دلیل به این نام ( ته ران ) مشهور شدند. ته ران قبل از پایتخت شدن توسط آقامحمدخان قجر , یکی از دهات مازندران بود و هم اکنون فشم و شمیرانات و فیروزکوه و دماوند به لهجه ای شبیه به مازنی سخن میگویند.


  • طالبیان

    کتاب المشترک یاقوت حموی در صفحه ی ۲۹۸:نام منسوب به دیه طهران به پس از ظهور اسلام در ایران و به حدود ۱۱۶۰ سال قبل میرسد.یاقوت حموی به سال ۶۱۷ قمری در فرار از پیشاپیش مغولان به ری میرسد و از آنجا دیدار مینماید , ایشان در کتاب دیگرش بنام معجم البلدان درباره دیه ته ران مینویسد. طهران از دیه های ری است , و میان آن دو فاصله به مقدار یک فرسنگ است او میگوید مردی راستگو از روی مرا خبر داد , که طهران دیهی بزرگ است , که در زیر زمین بنا شده است!!! و کسی را بدانجا جز به خواست ایشان راه نیست , و به کرات نسبت به حاکم وقت راه عصیان پیموده اند و او را جز مدارای به ایشان راهی نیست و در آن دیه دوازده محلت است که هر یک را با دیگری محاربه است!!! و مردم محلتی به محلت دیگر در نیایند!!! آن مرد رازی ( رازی گویش اهل ری است ) گفت:اهالی آنجا ( ته ران ) با این وجود با گاو آهن و گاو , کشت نمی کنند و این کار را با بیل انجام میدهند چون ایشان را از خودشان دشمنان بسیار است و میترسند که گاوهای یکی را دیگری به غارت ببرد ( کتاب معجم البلدان , تألیف یاقوت حموی , جلد سوم , صفحه ۵۶۴_۵۶۵ ) . در همین قرن و در این راستا مورخین بعد از یاقوت از جمله زکریای قزوینی صاحب کتاب آثار البلاد که به سال ۶۷۴ هجری قمری این کتاب را فراهم کرده است از موقعیت دیه ته ران چنین مینویسد:این دیه بستانها و درختهای فراوان و میوه های نیکو دارد و ایشان را در زیر زمین خانه هایی است همانند لانه کلاکموش ( یا موش دشتی ) که چون رسول دشمن پیش ایشان رود در آن خانه ها پنهان شوند و دشمن ایشان را روزی و یا روزهایی در حصار گیرد , و سرانجام برود. چون از زیر زمین بیرون آیند از قتل و نهب و راهزنی , فساد بسیار کنند , مردم آنجا در بیشتر اوقات بر سلاطین عاصی شوند و جز مدارا درضبط ایشان چاره نیست. در آنجا ۱۲ محلت ( محله ) است که هر یک را با دیگری نزاع و جدال است و هرگاه در طاعت سلطان درآیند عامل آنجا , شیوخ دیه را گرد آورد و مطالبه خراج کند و بر اداء خراج مقرر سلطان , توافق کنند , یکی خروس آورد و گوید:این به یک دینار و دیگری پنگایی ( نوعی ظرف ) آورد و گوید:این به یک دینار , خراج بدین گونه پردازند وگرنه به هیچ روی از ایشان فایدتی متصور نیست!!! و ایشان برای مخالفت منتظر فرصتند!!! و والی بدین مایه از ایشان راضی است که بگویند ایشان در طاعتند و خراج میپردازند. ایشان کشت با گاو نکنند از آن رو که ترسند اگر سره به خلاف بردارند گاوهای زراعی ایشان را بگیرند و با بیل کار کنند. چون پهنه طه ران گلوگاه شهرهای شمالی طبرستان و استرآباد و خراسان بود و جای مناسبی از نظر سوق الجیشی محسوب میگردید از اینرو است که جولانگاه راهزنان بوده و نویسندگان نسبت قتل و نهب و راهزنی و فساد بسیار به این شهر دادند. اکبر طهرانی در کتاب طهران قدیم تا تهران جدید در صفحه ۲۵ مینویسد:افراد کوچ کرده و اشخاص در حال مهاجرت به این پهنه و مسکون شدن آنها در آپارتمان های از ۳۵ متری به بالا و برجهای آنچنانی آن , این شهر را با چندین برابر ظرفیت روبرو نموده که حالیه علاوه بر آب و هوای بسیار مضر و آلوده برای تنفس , حتی آب شرب و خوردن این جمعیت عظیم پایتخت نشین هم تقریبأ "از تولید به مصرف" درآمده است از این رو دیگر توقع نمی رود که ساکنان این شهر بتوانند از سلامتی و آرامش کامل برخوردار گردند , چرا که این مدینه بی در و پیکر از حالت طبیعی برای سکونت و آسایش خارج گردیده , زیرا با وجود قومیتهای مختلف با طرز فکر و سلیقه های قبیله ای و آداب و رسوم مخصوص به خود و اختلاف فاحش خلق و خوی , موجب ناهنجاری در اجتماع و درگیریهای قومی میگردد , که در نتیجه سلب آسایش عمومی و زوال اعصاب و روان ساکنین را به دنبال خواهد داشت. حرف آقای اکبر تهرانی درست ولی وقتی که ۳۵ درصد صنایع و کارخانجات ایران در تهران است وقتی که ۶۰ درصد از پول کل کشور در تهران است وقتی که کل سپرده های ایران در بانکها ۶۱۳ هزار میلیارد تومان است که ۳۸۲ هزار میلیارد تومان در تهران است طبیعتأ مهاجرتها هم به تهران افزایش می یابد چون سهم تهران در نظام بودجه ریزی کشور ۵۴ درصد کل تسهیلات کشور است. استانهای لرستان و ایلام و کرمانشاه و کردستان و خوزستان و کهگیلویه و بختیاری رتبه های نخست بیکاری را دارند به این استانها بیشتر توجه کنید تا مجبور به مهاجرت نشوند وگرنه هیچکس حاضر به خریدن غم غربت نیست.


  • لر قهرمان

    عده ای از بی هویتی رنج میبرند ب همین خاطر از هویتدو تاریخ بزرگ لرها احساس حسادت و حقارت شدید میکنند

  • کامران اورک

    تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا در ایران به طور گسترده برای ترک و رشتی و لر که همگی شیعه اهل بیت هستن ، جوک ساختند؟ برای اقوامی که همیشه در عرصه ی سیاسی از انقلاب مشروطیت و ملی کردن صنعت نفت و انقلاب ۵۷ و جنگ تحمیلی و دفاع از ایران همیشه در صف اول مبارزه بودند. چرا یک بار نگفتن بلوچ و کرد و ترکمن سنی؟ چرا در تمام جوکهای نژادی باید ابتدا شیعیان علوی را بکوبند و به طور تهوع آوری مضحکه اوقات فراغت خود کنند؟ آیا چنین، دشمنی بی علت و بدون غرض است؟ چرا احزاب پانکرد از گسترش و پخش وسیع این جوک های نژادی علیه مردمان لر حمایت همه جانبه کردند تا جایی که خود عبدالله اوجالان و مسعود بارزانی به حمایت از این تخریب گسترده لرها اعتراف کردند؟ این دسیسه کثیف از جانب وهابیت و صهیونیسم و مزدوران منطقه ای و غلامان حلقه به گوش آنان بود که شیعه علی را تخریب کنند و ایران را به سمت جنگ داخلی و تجزیه پیش ببرند. شگفتا که هموطنان به جای ریشه یابی مسعله ، کورکورانه و بی تفاوت از کنار آن رد شدند و بیشتر به آن دامن زدند و با پخش گسترده آن ، آب در آسیاب دشمن ریختند و حاصلش شد این همه فحاشی و دشنام های نژادی در فضای مجازی و رشد کینه های شتری. التماس تفکر بیشتر…


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • طنز امروزه بیشتر به سمت لودگی رفته است

    طنز امروز جامعه ما بیشتر به سمت لودگی رفته است. طنز میبایست با ادبیات مشخص و با هدف و منظور خاص به بیان یک حقیقت بپردازد اما نمایش های تکراری با چاشنی دلقک بازی موجب شده مردم از این به اصطلاح طنز فرار کنند و نوعی مخاطب گریزی روی داده است. کارهای بی معنی و تکراری و ضعیف موجب ناراحتی مردم شده است و مردم بخاطر نداشتن سرگرمی به برخی برنامه های تکراری و فصلی روی آورده اند.


  • آرسین حافظی

    رفتارهای تهوع آور و عقب ماندگی فرهنگی در میان مردمی که داعیه فرهنگی دارند بارها و بارها شاهد اعمال نژاد پرستیو فاشیستی این جماعت در قرن ۲۱ بوده و هستیم ! کسانی که حتی در مقابل همزبانان افغانی خود نیز رفتاری دون شأن انسان بروز میدهند بعد در مقابل دیگران پز روشنفکری و انسانیت و مدنیت سر میدهند ! اعمال و رفتاری که در هیچ قاموس انسانی ، الهی ، دینی و عرفی نمی گنجد ! البته از مبحث روان شناسانه قابل پیگیری است. توهین به دیگران تنها راهی برای پنهان نمودن و مرهم گذاشتن بر عقده های درونی و خود کم پنداری هاست ! کسانی که به لطف منابع آب و نفت دیگران از اوج ذلت به نوایی رسیده اید اکنون میخواهند حقارت گذشته خود را جبران کنند !


  • سلاحورزی

    مردم شهری که همه در آن می لنگند به کسی که راست راه میرود میخندند ! در واقع انسانها عادت دارند چیزی را که نمی فهمند مسخره کنند.


  • مردن چیزی نیست ؛ زندگی نکردن هولناک است !

    اگر نمیخواهیم بازیچه دستان هر فرومایه و مایه تمسخر هر نادانی شویم ، اولین قانون خویشتن داری و تنهایی است.


  • فیلم فارسی

    کاری با موضوع یا مسایل هنری فیلم " طوفان شن" ندارم ولی این فیلم هم مثل یکسری فیلمهای دیگر ، هویت قوم لر را به باد تحقیر گرفت و مضحکه خاص و عام کرد که خودم در تهران شاهد چند مورد آن بودم منظورم نقش" ابله هیچ مدانی" که به شاگرد اتوبوس داده بودند که با زبان لری ( گویش ثلاثی ) صحبت میکرد و از تمدن به دور بود و معنای هیچکدام از اصطلاحات تمدن جدید را نمی فهمید و حتی نمیدانست منظور از هواپیماهای آمریکایی ( متصف به اسبهای دریایی ) چیست؟ و فکر میکرد واقعأ این هلیکوپترها واقعأ پرنده و اسب هستند ! دقیقأ مضامینی شبیه جوکهای نژادپرستانه فارسها علیه مردم بی رسانه لر !!! آخر جالب کردن یک فیلم سیاسی به چه قیمت؟ چرا هویت لر همیشه باید مایه طنز آقایان باشد؟ نه اینکه جدی گرفته شود ! پیرمردها و پیرزنهای کویر نشین در این فیلم ( با احترام به اهالی همه مناطق خراسان ) به راحتی منظور صحبتها را درک میکردند ( کارگردان و نویسنده فیلم اهل مشهد است ) ولی شاگرد اتوبوس لر ، جهان دیده و سفر کرده ، هر از بر تشخیص نمیداد ، فقط به خاطر اینکه شاعبه ای پیش نیاید او را خوشدل و ساده نشان داده بودند مثلأ در دقیقه ۵۷ فیلم طوفان شن ؛ سپهبد ارتشی به شاگرد اتوبوس لر میگوید:تو برای چی میخواستی فرار کنی؟ شاگرد اتوبوس لر میگوید:قربون شکلت من میخواستم کمکتون کنم ! من با شماهام ! من حاضرم با شما همکاری کنم ! این حرفها در حالی از زبان یک لر خارج میشود که زن فارس در حال پوزخند معنادار به اوست !!! اخیرأ در همین سریال " کلاه پهلوی" هم فردی که لهجه لری دارد ، سخنانش بیشتر مایه طنز و جالب سازی فیلم است مثلأ وقتی کلاه شاپو را میخواستند مد کنند گفت:پس چه جور نماز بخوانیم؟ تا اینکه یک پیرمرد فارس بهش گفت:خب کاری نداره ، کلاه رو در میاریم ! باز اینجا رد پای جوکهای نژادی و اسباب خنده بودن لر را در سریال فارسی دیگری می بینیم ! سریال سبک فاصله ها کاری کرد که صدای اعتراض بسیج دانشجویی دانشگاه های بلاد لر نشین را بلند کرد و صداوسیمای میلی مجبور شد ۳ قسمت از آن را حذف کند.


  • شأن فرهنگی سینمای ایران

    فیلم مصادره به کارگردانی مهران احمدی مثل سایر فیلم فارسی ها ، قصد دارد با شوخی های جنسی ، درگیری لفظی ، حرفهای رکیک و غیر اخلاقی از مخاطب به زور خنده بگیرد و با نمایش رقص و آواز و کاباره فروش گیشه را تضمین کند! اصولأ فیلم فارسی ها ضعف فیلمنامه دارند و هر چقدر فیلمها رکیکتر ، مبتذل تر و بی بند و بار تر باشند فروش بهتری دارند! در دقیقه ۸۳ فیلم مصادره باز هویت لرها را تخریب میکنند و میگویند:شب بخیر لرآ !!! شما خانوادگی روان پریش هستید !!! هدف فیلم فقط تحقیر و تمسخر است نه طنز و در هیچ چارچوب اخلاقی و معرفتی جای نمیگیرد! در فیلم " مستانه" نام یک وکیل بدنام را " کوشکی" میگذارند! یا در فیلم " آرایش غلیظ" نام کوشکی ، به یک شخصیت منفی ، جلف و بدنام دیگری داده میشود! کوشکی نام یکی از طوایف قدیمی لر است که نامش در قرن ۸ هجری در کتاب تاریخ گزیده حمدالله مستوفی در شمار طوایف لر آمده است حالا چرا کاراکترها و شخصیتهای منفی فیلم فارسیها باید نام فامیلی " لری" داشته باشند؟ هدف این است که نام فامیلی منفی نقشها در ذهن بیننده ثبت میشود و در خارج سینما و در اجتماع این نفرت پنهان از نام فامیلی لرها ، به محض شنیدن نامشان دوباره در ذهن تداعی میشود و به شکلهای منفی بروز پیدا میکند.


  • کاربرد جوک سیاه چیست؟

    جوکهای سیاه برای ترور شخصیتی و تخریب اجتماعی ساخته و پخش میشوند. تولید انبوه جوکهای سیاه موجب نابودی اعتماد به نفس میشود و دیگر هیچکس جرأت نوآوری و ابتکار ندارد چون میدانند که زیر ذره بین هستند و در صورت خطا به آنها حمله جهت دار میشود. جوکهای سیاه موجب بی اعتمادی قومیتها به یکدیگر میشود به طوری که ما در ایران بنگاه هایی که اقوام مختلف در آن سهیم باشند نداریم!!! هیچ ترکی در اصفهان کارخانه نمیسازد و هیچ تهرانی در بلوچستان سرمایه گذاری نمیکند. به همین خاطر شرکتها و کارخانه ها در ایران کوتاه مدت و کوچکند. در ژاپن ۱۰۰ هزار بنگاه وجود دارد که طول عمر بنگاه از طول عمر مؤسسان آن بیشتر است و بنگاه های بزرگ مقیاس در ژاپن وجود دارد. جوک سیاه اعتماد و همبستگی ملی را در ایران نشانه میرود به همین دلیل در اجتماع ما کسی کار ملی و فراگیر انجام نمیدهد. کشور ما اتمیزه ( ذره ذره ) و کوچک شده بین اقوام و کلانشهرها که هیچکدام اعتمادی به یکدیگر ندارند. جامعه نژادپرست ما به دست خودش مبانی توسعه را دارد تخریب میکند. توسعه و پیشرفت از عزم ما برای اصلاح شروع میشود وگرنه دولتها هیچکاری برایمان انجام نمیدهند. همین جوکهای سیاه جامعه را تیره میکنند و موجب بدبینی و نفرت میشوند و آدم را تحمل ناپذیر میکنند و کم کم ریسک پذیری و اعتماد ذایل میشود.


  • طنز یا بد دهنی رسوایانه

    در تمام دنیا توافق کردند که اگر کاراکتری قراراست نقش طنزی در فیلم ایفا کند باید به زبان رسمی فیلم حرف بزند و إلا به هر زبان یا لهجه دیگری تکلم کند توهین صریح تلقی میگردد. در سریالهای طنز فارسی همیشه شخصیتی فهمیده و همه چیزدان وجود دارد که در مقابلش کسی فهمیده ، خیرخواه و دارای حسن نیت نیست! علت پرداختن به این دوگانه یکنفر فهمیده و جماعتی نافهم چیست؟ در سریالهای طنز فارسی همیشه با یک توده نفهم مواجه ایم در واقع برای مردم کوپن فهمیدن قائلیم که این به نیت سازندگان سریال برمیگردد. تلویزیون با بودجه عمومی سریالهای طنز سبکی میسازد، بی هنرهایی را به تصویر میکشد که تنها خودشان را به قدرت میچسبانند چون چنته شان خالی است.


  • سیل جوک

    سیل فروردین ۹۸ طبیعت لرستان را نبرده است. سیل طبیعت ، فراموش و جبران خواهد شد هر چند سخت است سیل از نود سال پیش لرستان را برده است ، سیل تمرکز گرایی اقتصادی و اجتماعی ، سیل تحقیر سیستماتیک ، سیل توهین نژادی ، سیل جوک قومی ، سیل محروم ماندن لر ، سیل بی کلاس نامیدن لر ، سیل لهجه نامیدن زبان لر ، سیل لر زدایی از لر ، وگرنه سیل طبیعت با همه سختی ها و تلخی هایش فراموش و جبران خواهد شد اما دشنام ها و تحقیرهایی که در فضای مجازی بر علیه مردم رنج دیده لر توسط بیشرمان زده شد در حافظه تاریخی مردم ما حک میشود شماهایی که از رنج و درد مردم بی صدای ما خوشحال شدید بدانید زمین گرد است و ما هم از یاد نخواهیم برد.


  • دانی چه کشیده است ز بیداد دیارم؟

    نعمت روی زمین قسمت پر رویان دارند - خون دل میخورد آنکس که حیایی دارد. در حالی که سیل دهشتناک مردم استانهای گلستان ، لرستان و خوزستان را آواره و غم زده کرده است و خانواده های زیادی را داغدار کرده ، در شهر ری تهران کیانوش گرامی بازیگر و سیاهی لشکر فیلم فارسی که بیشتر نقش اوباش در فیلمهای روحوضی و شانه تخم مرغی را بازی میکند در مورد سیل فروردین ۹۸ گفت : آره یه مشت مردن!!! یه مشت خونه هاشون خراب شده!!! خدا هیچ کارش بی حکمت نیست! خدارو شکر! خدارو شکر! در کل سیل نعمت خداست! این به اصطلاح هنرمند فیلم فارسی نمیداند واحد شمارش انسان تن ، نفر ، عدد و عده است نه مشت؟ در ثانی خدا ابرها رو بارور نکرده و سیل هم برای ما نقمت بود نه نعمت! با پول همین چاه های نفت پلدختر که به پالایشگاه شازند اراک میرود و چاههای نفت مسجدسلیمان و گچساران و دهلران شما صاحب تمدن و سینما شدید که مردم رنج دیده سیل زده را یک مشت توصیف کنید؟ دریغ از یک استامینوفن شعور.


  • ابراز همدردی آریایی ها با مردم سیل زده لر

    سیل فروردین ۹۸ بسیاری از روستاها و شهرهای لرستان را غرق در آب کرد و مردم را بی خانمان و آواره کرده ، حالمان بد ، کاممان زهر و جانمان سر لب است اما آریایی ها خوشحالند که سدهای خوزستان پر شدند و بفکر تأمین آب صنایع مستقر در کویرند! عدهای هورآ میکشند که آب برای برنجکاری اصفهان و پرورش ماهی یزد مهیا شد! آریایی ها بر علیه لرهای سیل زده شعر نژادپرستانه سر میدهند که : ای لر... شنا کن تا پلدختر برقصآ! آریاییها در توییتر فارسی با لرها ابراز همدردی کردند که اگر لرها و ترکها در سیل غرق بشن احتمال داره ما جهان اول بشیم!!! برخی گفتند : جمعیت لرها زیاد است وقت مردنشان رسیده بود!!! با مقایسه ساده بین اتفاقات کشور متوجه تبعیض بین لرستان با سایر مناطق میشویم.زمان زلزله کرمانشاه آریاییها تمام جاده های منتهی به کرمانشاه را شلوغ کردند تا کمک کنند به هموطنان زلزله زده ولی در سیل لرستان فقط سکوت کردند! حقیقت اینست که آریاییها از کرد ، بلوچ و عرب بدلیل سابقه مبارزات مسلحانه بشدت ترس دارند ولی خیالشان از لرها راحت است.واقعیت نگاه آنها به ما ابزاری است. باید واقع بین باشیم و در این هیاهو درباره واژگان هموطن و هم میهن بیشتر فکر کنیم چون اینها در واقعیت برای شهرهای خاص و در مواقع خاص استفاده میشوند و کاربرد عام برای تمام اقوام ایران ندارند.


  • کاش پان پارسها ذره ای شعور داشتند

    کاش پان پارسها ذره ای شعور داشتند که درخواست کمک سیل زده ها را مسخره نکنند. کاش ذره ای انسانیت در وجودشان بود تا به مردم سیل زده ترک آق قلا و لر پلدختر توهین نژادی نکنند. کاش مغزی برای فکر کردن داشتند که از سیل و بدبختی دیگران جوک سیاه قومی نسازند. البته فرهنگ درستی ندارند که اگر داشتند وضع زندگی و کشورشان این بود. فرهنگ خرافی و متحجرانه ای که از پیرمرد ۷۰ ساله بگیر تا زن بچه بغل همگی از روی آتش میپرند و به رسم مجوسهای آتش پرست دور آتش لن ترانی میکنند. از چنین مردمی که در کویر زندگی میکنند نمیتوان انتظار احترام داشت. نیاز به هیچ توضیحی نیست که اگر لرها نبودند سرنوشت جنگ ۸ ساله طور دیگری رقم میخورد. اگر لرستان نبود رودهای زاگرس از کجا تا عمق کویر فارسها را سیراب میکردند؟ اگر لرستان نبود آب اراک و قم از کجا شیرین میشد؟ اگر چاه های نفت بلاد لرنشین مثل دهلران ، گچساران ، مسجدسلیمان و پلدختر نبود دلارهای نفتی از کجا تبدیل به برج و مظاهر تمدن در تهران میشد؟ اگر نفت بلاد لرنشین نبود قطعأ ایران ، افغانستان غربی بود. اگر سپاه ۵۷ لرستان و لشکر ۸۴ خرم آباد نبود تکلیف عملیاتهای حاج عمران ، بیت المقدس ، والفجر و خیبر چه میشد؟ همیشه ما لرها سپر بلای همه اتفاقات تلخ بودیم. همیشه برای حفظ تمامیت ارضی ایران از حقوق قانونی خود چشم پوشیدیم. همیشه بی منت حامی ایران واحد بودیم اما الآن مزد مردم ما را در بحبوحه سیل با تحقیر و توهین نژادی میدهید؟ زمین گرد است و ما هم مثل شما کینه جو میشویم.


  • نظر احمد کسروی در مورد جوک چیست؟

    سید احمد کسروی از پیشتازان پان پارسیسم میگوید : ریشخند و سرکوفت زهرناکترین حربه است که گردن کش ترین کسان را با این حربه میتوان رام کرد! حالا ریشه و دلیل جوکسازی های نژادی علیه مردم لر و کاریکاتورها و زخم زبانها را درک میکنید؟ جوک سیاه قومی برخلاف آنچه عده ای نا آگاه گمان میکنند یک شوخی ساده و مرسوم نیست بلکه سیل جوک در برابر قدرت شکل میگیرد. اتاق فکر سعی در ترویج این لودگی ها بنام دیگر اقوام دارد. اتاق فکرهایی بر مبنای ایدئولوژی پان آریایی چون احمد کسروی ، ایرج افشار و طباطبایی سعی در تحقیر اجتماعی لرها دارند تا آنها را منزوی وطرد کنند.


  • چاغری

    فلسطینیها با سنگ اسراییل رو میزنند تو آپارات فیلم رو میزارند و مینویسند : جنگ لرها! یعنی جاهای دیگه دعوا نمیشه فقط لرها دعوا میکنند؟ مگر در بازی سپاهان و پرسپولیس در آزادی با پرتاب سنگ ۲۹۵ نفر زخمی نشدند؟ این فیلمها با نیت خاص و هدفمند بنام لرها در جهت بد معرفی کردن ما انجام میشود و بیغرض نیست. تو لرستان به، اینایی که میان توییتر در مورد آجر مزه میپرونند و بسطش میدن به ما ، ما لرها هم بهشون میگیم زول! اهل دلاش میفهمند چی میگم!


  • فنون توهینگران به قوم لُر برای خام کردن لرها

    فنون توهینگران به قوم لُر برای خام کردن لُرها و رهایی از پیامدهای پیگیری توهین : 1 ) چوقا درمانی و گلونی درمانی ، کافی است توهین کننده از چوقا ، دِبیت ، گُلونی ، شال و ستره و سایر نمادهای پوشش لُری بر تن کند آنقدر دل ما لرها نرم میشود که نگو و نپرس ، اصلا شرمنده میشویم چرا از توهینات این لُر دوست رنجیده شده ایم! این تکنیک تاکنون بارها آزموده شده و جواب داده است. 2 ) من خودم لرم یا اجدادم لر بودند اصلا این تکنیک ردخور ندارد و غوغا میکند جالب است که این تکنیک کارکرد دوگانه سوز دارد یعنی هم به داد توهینگران میرسد و هم برای تطهیر شاهان و لشکریان که به لر ستم کردند و در بلاد لرنشین قتل عام به راه انداختند بسیار نافع و مجرب است. 3 ) منظوری نداشتم ، کارشناسان نیز میزان موفقیت این تکنیک را برای توهینگران بالای ۷۰% تخمین زده اند. 4 ) تمجید درمانی (شاه کلید تمام تکنیکها ) شما لرها مردمی اصیل ، نجیب ، صادق ، سلحشور ، غیور و چه و چه هستید.اصلا این تکنیک استثناء ندارد یعنی ممکن است قوانین نیوتُن استثناء بردارند اما این تکنیک برای خام کردن ما و نَرم کردن دل ما هیچ استثنایی را نمیپذیرد یعنی آدم مُخش سوت میکشد که ما لُرها که این همه فضائل مورد اعتراف و اذعان همگان داریم پس چطور به ما توهین کردند؟ شاید هم توهین کننده اصلی با قیافه ای بدل ظاهر شده تا آبروی آن بنده خدایی را ببرد که این همه ارادتمند مردم لر است و فضایل آنها را بهتر از خودشان میشناسد و بدون شک چنان جاسوسی از طرف استکبار جهانی آمده و مامور این کار شده است! مگر میشود شهروندی از نژاد پاک و برتر آریایی هموطن خود را مسخره کند؟ شاید فنون دیگری هم موجود و مستعمل باشد که ما نکشفیده ایم.


  • ناسیونالیسم ایرانی

    ناسیونالیستهای ایرانی به روایت ویلسون آرنولد تالبوت ویلسون ( Arnold Talbot Wilson ) در کتاب سفرنامه خودش ، صفحه ۲۳۵ مینویسد:ناسیونالیست های ایرانی ( منظور پان پارسها ) میخواهند با تمام عناصر غیر ایرانی ( غیر پارس ) و اقلیت های کشور رفتار خصومت آمیزی داشته باشند. فقط زبان ترکی که در شمال ایران و دربار ( دربار قاجاریه ) کشور مرسوم است از این قاعده مستثنی میباشد. اینها عربها را به خاطر زبان عربی دوست ندارند از کردها به سبب گرایش آنها به تسنن بدبین اند. آسوریهای ارومیه را به علت آنکه مسیحی هستند قبول ندارند ، زرتشتی ها را به علت مذهب مورد تأییدشان نیستند ، طوایف بلوچ و افغانی در مرزهای شرقی و قشقاییها در جنوب ایران وضعی مشابه دارند. بختیاریها و لرهای لرستان و پشتکوه نیز چون جدا از ایران و حکومت مرکزی اداره و نیمه مستقل هستند مورد نفرت آنها ( فارسها ) هستند !!! احتمال دارد این روحیه به خاطر اقدامات و فشارهای وحدت طلبی ایرانیها به وجود آمده باشد ، ولی یقینأ در افق فکری این مردم چنین مسأله ای وجود ندارد اگر قرار باشد وحدت ایران در برابر امحاء آداب و سنن و رسوم و فرهنگ نژادی اقلیت هایش امکان پذیر شود یقینأ وقوع چنین امری بهای گزافی خواهد بود !!! ایرانی محصول تمدن قدیمی و بازمانده ی چندین سیستم مذهبی و چندین نوع آب و هوا میباشد و اختلاف نقاط مختلف آن به اندازه ی تفاوتی است که بین مردمان از سیسیل ( در جنوب ایتالیا ) تا دریای بالتیک( در شمال اروپا ) میشود دید! جامعه ایران از نژادهای مختلفی مانند:ترک / عرب / کرد / فارس / بلوچ / لر / افغانی / آسوری / گیلک / مازنی تشکیل یافته است!


  • قوم پارس

    اینکه پان پارسها ادعا میکنند قومی به اسم فارس وجود ندارد از آن ترفندها و توجیهات اعصاب خرد کن برخی پان آریاییهاست. فارس جغرافیا و مرز زبانی روشنی با اقوام مجاور و همریشه اش دارد اما میکوشد با محوتر کردن این مرزها و انکار وجود خود ، اجحافی که در حق سایر قومیتها میشود را کمرنگ کند. پان پارسها میگویند قومی بنام فارس وجود ندارد اما هیچگونه توهینی به آن قوم فارس را هم برنمی تابند.


  • طنز لری در تهران معنی ندارد

    پایگاه خبری گُلوَنی، محمد پورخداداد: مردادماه قرار است جنگی با عنوان شب‌های لرستان در تهران برگزار شود و چنان‌که از پوستر آن برمی‌آید باز هم تیم قدیمی نمایش‌های طنز لری با همان《تم‌های نمایشی تاریخ مصرف گذشته》اجرای برنامه خواهند کرد.سال‌هاست که این گروه اینگونه نمایش‌ها را اجرا می‌کنند. نمایش‌هایی که در آن هنوز از شوخی‌های دهه‌ شصتی استفاده می‌شود و درصد بالایی از بار کمدی آن برپایه شوخی و گاه تمسخر زبان و آیین لرهاست!!!این برنامه‌ها که اکنون محافظه‌کاری‌اش زیاد شده و نیش‌های آن به مسئولان و مشکلات اصلی مردم کمتر شده است، دیگر جذابیت گذشته را ندارد و به لودگی رسیده است!شاید بشود به این گروه و دیگر گروه‌های مشغول در این زمینه تخفیف بدهیم و اجراهای آنها را در داخل استان زیر سبیلی رد کنیم، ولی اجرای چنین نمایش‌هایی در استان‌های دیگر اصلا قابل قبول نیست.این اداها، لهجه‌های اغراق‌شده و گفت‌وگوهایی که فقط مردم لرستان از آن سر درمی‌آورند، چه جذابیتی برای بیننده دیگر استان‌ها دارد؟کلاه ممجو و آن لباس که مشخص نیست نماینده چه گروه از مردم است و یا بازیگر زن‌پوش با گلونی بسته شده دور سرش، که مدام به تمسخر زبان و رفتار لرها مشغول است! چرا باید در تهران روی صحنه برود؟جای این‌گونه نمایش‌ها در جشن‌ها و گردهم‌آیی‌های داخل استان است که شاید بتوانند فضای شادی در میان دیگر برنامه‌های اصلی این مراسم‌ ایجاد کنند.از فرصت‌های اندکی که در پایتخت و شهرهای بزرگ برای اجرای نمایش نصیب لرستان می‌شود بهتر است گروه‌های نمایشی جوان و با استعدادی که شاید سال‌ها به دنبال چنین موقعیت‌هایی منتظر می‌مانند، استفاده کنند نه《برنامه‌های بی سروته》که فقط بر پایه بداهه و《لودگی》می‌چرخد.چندین گروه تئاتری لرستان می‌توانند جایگزین این گروه‌ شوند و به بهترین وجه ممکن فرهنگ و هنر مردمان لرستان را به نمایش بگذارند.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و ...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • خودباختگی فرهنگی

    توهین و تحقیر بی علت نیست وقتیکه قوم مسلط در کویر برهوت تمرکز دارد و منابع حیاتی در بلاد لُرنشین هستند باید مردم لر را تحقیر کنند وگرنه چگونه آن همه منابع را انتقال دهند؟ سرکوب شدید و ترور شخصیت مردم لر در سالهای بعد به قدرت رسیدن رضاخان / عدم سواد و درک واقعی از مدرنیته که بعضاً طنز تلخی است انگار سخن گفتن به زبان فارسی آدم را مدرن میکند و بعضاً این دست مایه جک و طنز از طنزپردازان ما شده است. نکته قبلی بسیار مهم خودباختگی و درک نادرست از مدرنیته ما بجایی اینکه هنجارهای اجتماعی و سجایایی اخلاقی را به فرزندانمان بیاموزانیم با آنها فارسی حرف میزنیم! درحالی که بعضاً فارس زبانهای اصیل از نظر فرهنگی و سجایایی اخلاقی بسیار پایین تر از لر زبانها بودند. تا این تابو شکسته نشود همین آش همین کاسه است.


  • ماهی صقت

    نفرین بر ماهی صَقت دلقک اَلدنگ _ کَز بهر تَفنن زده بر طایفه ام اَنگ / تا گرم کند بزم کسان، مردک نامرد _ پُر کرده دهن از سخن پوچ پر از ننگ / پا کرده به کفش همه ملت ایران _ از ترک و لُر و کُرد و سَجستانی و تازنگ / یک نکته نَغز از سُخنش نیست همیشه _ بیهوده کلامش همه توهین به فرهنگ / باید که زند سیل خروشان خلایق _ چون رمی جَمَر بر دهن بی هُنرش سنگ...ننگ و نفرین اَبدی بر دلقکی که بخاطر چند بسته اسکناس، چوب حراج زده بر ناموسش و فحش خور ملت ایران شده است (فتامل)


  • تا جان دارم به پای لُر میمانم

    ثابت شده《خودخواه》و《حقیر》و《پَستید》_ عُمریست کَمر به انزوایم بستید / تا جان دارم به پای《لُر》میمانم _ هر چند همه به فکر حذفم هستید


  • جوکهای مهندسی شده!

    در جوکهای نژادی فقط اقوام خاص که اتفاقاً شیعه اند و سابقه مبارزاتی دارند هدف قرار میگیرند. نشانه‌هایی وجود دارد که ثابت میکند تولید مُحتوای جوک‌ها سازمان‌یافته و توسط گروهی با اهداف خاصی منتشر و اشاعه می‌یابند! اگر به جوکها نگاه کنید تمام《علائم دستوری و نگارشی》را به دقت رعایت میکنند و هیچ غلط املایی ندارند انگار همگی از کارخانه، یکدست بیرون می آیند! آیا اینها اتفاقی است؟ آیا مردم عادی وقت و سواد چنین کاری را دارند؟ همین مستندات و نشانه‌ها اثبات میکند جوک‌ها به شکلی سازمان یافته تولید شده‌اند و توسط گروهی با اغراض سیاسی و اجتماعی و با انگیزه‌ها و اهداف تحقیر اقوام فعال و خاص تولید و منتشر شده‌اند! برخی از فعالان رسانه‌ای با ارائه مدارک متقن و مستند ثابت کردند رواج چنین جوک‌هایی توسط قوم مسلط برای《تحقیر قومی》در دستور کار قرار گرفته است. قوم مسلط در تلاش است تا ایران را پرشیالیزه کند و تفاوت‌های قومی را بعنوان مکانیسمی برای《تمسخر قومی》تفسیر کنند! البته سابقه تاریخی و روشنگری قومهای هدف جوک نژادی، مانع از آن شد که چنین مفروضی را بتوانند علیه شان اعمال کنند. ضمن آنکه جوک‌هایی که درباره شهرهای فارس نشین مثل: تهران، اصفهان، شیراز و مشهد گفته میشود هم اندک است و هم قومیت آنها را هدف قرار نمیدهد و بیشتر برای رد گُم کردن و عادی جلوه دادن《جوک》است! یکسویه بودن و جهت‌دار بودن چنین《جوکهای مهندسی شده》غرض ورزی قوم مسلط را میرساند؛ به عبارتی تولید و اشاعه جوک‌های نژادی مرتبط با سازمانها و محافلی است که درصدد یکسان سازی《جامعه کثیرالقوم》ایرانند!زیرا این جوکها ماهیتی منحصراً قومی دارند که نشان از شکاف، دوری و فاصله اجتماعی_اقتصادی دارد.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • سرزمین از خود راضی

    صادق هدایت در حاجی آقا: این سرزمین روی نقشه جغرافی لکه حیض است. هوایش سوزان و غبارآلود، زمینش نجاست بار، آبش نجاست مایع و موجوداتش فاسد و ناقص الخلقه. مردمش همه وافوری، تراخمی، از خود راضی، قضا و قدری، مُرده پرست، مافنگی، مزور، متملق، جاسوس، شاخ حسینی و بواسیری هستند.


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون فرهنگ تجمل خواه و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.


  • چرا بی آلایش بودن در ایران عجیب است؟

    این درسته که هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم نسبت به این قضیه؟ باور کنید هرجایی رفتم و گفتم لُرم با نژادپرستی فارسهای کویرنشین روبرو شدم! اگر غیرفارسها را دوست ندارید پس چرا اجازه فدرال یا ایالتی شدن را نمیدهید؟ واقعیت آن چیزی نیست که شما در مورد لُرها شنیدید واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم《ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی》علیه لُرها داریم زندگی میکنیم! میگن لُرها ساده اند و همین هم میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که دورویی، کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی آلایش بودن خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه وقتی وارد اکثر شهرهای فارس زبان میشی احساس غربت میکنی اما غریب نوازی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه در دوره ای که زنها افسار مردها را در دست گرفتند غیرت و مردانگی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه که فارسها ازدواج سفید را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب بیجا متهم میکنند!!! من قوم و فرهنگ قومم را با تمام خصلتهای خوب و بدش دوست دارم و اصلاً حرف عده ای مغرض، ممسک و تازه به دوران رسیده برایم پشیزی ارزش ندارد! من سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم که اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خورد و خوراکش هم را با خود ببرد!!! اما اینکار درمیان لُرها ننگ است و لُرها خان منش و سفره دار هستند! من در تهران شاهد روابط مثلثی و ازدواج سفید و رابطه با خواهرزن و برادرشوهر بوده ام که چگونه از این فرهنگشان برای هم تعریف میکردند!


  • فرهنگ غدرآمیز پارسها

    چرا فارسها میگن لُرها مهمان نوازترند؟ چرا میگن مهربانتر هستند؟ چرا میگن بی آلایش و صاف و صادق هستند؟ چون حتماً کلاهبرداری، حیله و سیاستهایی از غیر لُرها دیدند که این صفتهارو به لُرها نسبت میدهند!!! هرچند هرصفتی شامل همه نمیشه اگر میگن فلانی خوبه معنیش این نیست 100% خوبه و هیچ عیب و ایرادی نداره و همین موضوع هم درباره صداقت و سایر صفتهای خوب لُرها صدق میکنه! هر قوم، ایل و طایفه‌ای بَد و خوب داره و اگر یکنفر ایرادی داشت نباید به همه تعمیم بدیم و بَدی یکنفر به این معنی نیست که اون فرد مُعرف اکثریت لُرهاست! مثلاً همه فامیل شمارو به شوخ طبعی میشناسند فقط بر فرض مثال اگر یکی از اعضای خانواده جدی و صریح باشد آیا کسیکه با اون برخورد داشته، باید بگه خانواده فلانی همه خشک و جدی هستند؟ هر جایی خوب و بد داره هیچوقت نباید به کسی توهین کرد! همه میدانند که لُرها غیرتی هستند و روی ناموس و اسم و شرفشان تعصب دارند فرقی هم نداره زن باشند یا مرد! ولی برای یک فارس اینها ارزش نیست در منظومه فکری فارسها چنین جا افتاده که لُرها به خودی خود برای آنچه که هستند گناهکارند! پس جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با غیر لُرها وصلت کنند چون اگر تا مَرفَق دستش را آغشته به عسل کند و در دهان فارسها بگذارد باز به لُرها توهین میکنند! پس هر فردی بهتره با قوم و تبار خودش ازدواج کند!


  • ویژگی منفی زنان فارس

    زن فارس پر توقع، پر از خواسته های منفعت گرایانه و مادیگرایانه است و در مورد زیبایی خودش دچار توهم است!!! خرج زاست! و توان همکاری با مرد در ساختن زندگی را ندارد و از این مسئولیت شانه خالی میکند! محبتش معامله ای است! تشکیل خانواده، عشق و دوست داشتن برای زن فارس در اولویت نیست بلکه راحت طلبی، رفاه و مسائل مادی واسش در اولویته! زن فارس مثل مرد ایرانی برای تشکیل خانواده و تحکیم آن زحمت نمیکشد و《انفعالی》و《عکس العملی》رفتار میکند! در انگلیس یک ضرب المثلی هست که میگه: دلار آمریکایی داشته باش، خودرو آلمانی بخر و زن شرقی (چینی یا ژاپنی) بگیر!!! جدا از این ضرب المثل، ازدواج مردان انگلیسی با زنان چینی بسیار رایج شده است چون《زنان چینی》در حد پرستش به مرداشون احترام میگذارند، خانه دار و کدبانو هستند و توقعاتشان خیلی کم است و در ساختن زندگی به مرد خانواده همه نوع کمکی میکنند! خلاصه جوری شده که نژاد انگلیسیها داره تغییر میکنه! دختران فارس مشکل خیلی بزرگی که دارند اینه که بین سنت و مدرنیته گیر کردند هرجا به نفعشان است از سنت دم میزنند و با مهریه و نفقه و...پدر مرد ایرانی را درمیارند و هرجا هم که به نفعشان باشه دم از مدرنیته و فمنیزم میزنند! خواهر من یا پاتو از سنت بردار یا توی قایق مدرنیته برو! مردان تحصیلکرده و موفق لُر اگر با زن لبنانی، ترک، افغانی یا ارمنی ازدواج بکنند به مراتب خوشبختتر میشوند تا با یک زن فارس وصلت کنند چون سالها لُرها تحت تحقیر و ستم نژادی بودند و هرکاری هم برای جلب رضایت فارسها انجام دهند باز متهم به تعصب و توهین میشوند!


  • پارسیان نژادپرست

    ايرانی‌ها نژاد‌پرست هستند يا نه؟ اینکه به ملت خودمان بگوییم«بزرگ»و...بنظرم همه اینها از نژادپرستی است. شکل دیگر آنهم اینست که وقتی یک پُل یا خیابان درست می‌شود گفته می‌شود این پل یا خیابان در خاورمیانه بزرگ‌ترین است یا در جهان اول است! اول اینکه ما خود را برتر از دیگران می‌بینیم، ساختاری که نظام رسمی ما پیدا می‌کند و وجهی رسمی که درمیان مردم جاری است اینرا نشان می‌دهد. همچنین تنفر از اقوام و ملیت‌های دیگر که برجسته‌ترین آن نفرتی است که از اعراب و افاغنه داریم! ویژگی دیگر جایگاه مهمی است که در تاریخ برای ایران قائل هستیم و نگاه شک‌برانگیزی که به کشورهای دیگر داریم!برای مثال نگاه شاه به ایران و جهان‌ نشان می‌داد خود را بالاتر از دیگران می‌دید و همیشه از«سیاست مستقل ملی»می‌گفت که این سیاست فقط مختص رژیم شاهنشاهی ایران است! این سیاست بعدها تکامل پیدا کرد و از اواخر دهه ٤٠ اسم آن«ایران به دنبال رسیدن به تمدن بزرگ»شد. ادبیات حکومت هم این بود که ایران دروازه ورود به شرق است! این ادبیات میان سیاست‌مدارانی، مثل هویدا و رئیس مجلس آن دوران وجود داشت و این یک نگاه نژادپرستانه بود» شاید این حرف‌ها خنده‌دار باشد، اما در سال‌های آخر حکومت پهلوی هم چه خود شاه و چه نخست‌وزیر و چه سرمقاله روزنامه‌ها این ادعا را داشتند که الگویی را که برای رشد و توسعه ایران بکار برده‌‌اند به دیگر کشورها هم بدهیم و حتی برای آنها انجام بدهیم تا آنها هم مثل ایران بزرگ و صنعتی شوند! با آنکه خطر نظامی ایران را تهدید نمی‌کرد، اما ایران به سمت نظامی‌شدن رفت! اعتقاد دارم ناخودآگاهِ شاه این بود که می‌خواست ایران را بزرگ کند و صحبت از《جهانی‌بودن ایران》می‌کرد. فقط اصرار در نظامی‌گری هم نبود وقتی نطق‌های مسئولان در آنزمان را بخوانید، می‌بینید آن‌قدر خود را توانمند می‌دانستند که مثلا به بهانه مبارزه با مارکسیست به《ظفار عمان》حمله می‌کردند که بگویند ایران را جدی بگیرید! این درحالی بود که اساساً در دهه ٥٠ مردم بدنبال این حرف‌ها نبودند.حتی در دوران پیروزی انقلاب هم دیدیم که این حرف‌ها به تمسخر گرفته شد و مردم شعار «دروازه تمدن، با قتل‌عام مردم» سر می‌دانند!!! اینکه به ملت خودمان بگوییم «بزرگ» و...بنظرم همه اینها از《نژادپرستی》است. شکل دیگر آنهم اینست که وقتی یک پُل یا خیابان درست می‌شود گفته می‌شود این پل یا خیابان در خاورمیانه بزرگ‌ترین است یا در جهان اول است! حتی خاتمی رئیس دولت اصلاحات هم در سالی که «گفت‌وگوی تمدن‌ها» را اعلام کرد در نطق خود گفت: «بشریت وامدار تمدن ایران است» این را اگر شاه یا صدام و هیتلر بگوید مهم نیست، اما برای من این حرف از ایشان پذیرفتنی نیست! و آنرا آبشخور همان بزرگ‌بینی می‌دانم یا «الگوی ایرانی_اسلامی پیشرفت» که هیچ کشور دیگری چنین ادعایی ندارد یا «بومی‌سازی علم!!!» یا تعداد مقالاتمان در جهان یا مباهات به پیشرفت‌هایمان در هسته‌ای و نانوفضا که همه اینها از همان《خودبزرگ‌بینی》است یا ثبت آثار ایران در یونسکو که هفته‌ای یکی، دوبار انجام می‌شود، اما اگر همین بنا از سوی شهرداری خراب شود و بجای آن برج ساخته شود، هیچ‌کس ناراحت نمی‌شود! مشکل اصلی ما《نیاز به دیده‌شدن》است. اگر مشاور فرماندار فلان کشور از ما تعریف کند، آنرا بزرگ می‌کنیم، این بخاطر ارضای امیال بزرگ ماست. یا آن‌قدر خودبزرگ‌پندار می‌شویم که احمدی‌نژاد در سازمان ملل اعلام می‌کند جهان به بن‌بست رسیده است! و از《مدیریت جهانی》حرف می‌زند! یا مثلاً وقتی در مسابقات ورزشی برنده می‌شویم، بلند اعلام می‌کنیم جهان در برابر ما زانو زد!!!


  • وسایل تولید ذهنی جامعه

    اخلاق حاکم بر هر جامعه، اخلاق طبقه حاکم است! عقاید طبقه حاکم عقاید حاکم بر جامعه است! به عبارت دیگر طبقه‌ای که وسایل تولید مادی جامعه را در اختیار دارد《وسایل تولید ذهنی جامعه》را نیز در اختیار و کنترل خود دارد! انسان محصول شرایطی است كه در آن بلوغ و بالندگی می یابد! پس خود را از هیچ انسانی《برتر》و در عین حال《حقیرتر》مپندار!!!


  • دلیل تهمت و افتراء به بختیاری چیست؟

    رابطه فارسها با بختیاری نه تنها هرگز حسنه و خوب نبوده بلکه از همان آغاز انقلاب، با تراژدی و قتل بختیاریها همراه بود. قضیه دکترشاپوربختیار که عضو جبهه ملّی بود نخست‌وزیری وی در اواخر دوران شاه منشاء این آتش اَفروزی بود. دکترشاپور بختیار هرچند وجهه ملّی داشت ولی اصلاً تعصب قومی نداشت اما بدبختانه آتش اش دامن بختیاریها را گرفت و یکروز پس از انقلاب در ۲۳ بهمن، بسیاری از محلات بختیاری نشین در مناطق تهران واصفهان مورد حمله خشک مذهبیان قرار گرفت و بختیاریها قتل عام شدند. در کودکی شاهد قتل عام《شهرک بختیاری نشین یزدانشهر در نجف‌آباد اصفهان》بودم که طی آن همتبارانم توسط شبه نظامیان نجف‌آباد به قتل رسیدند و به زنان بیحرمتی و حتی کودکان در گهواره را سر بُریدند! یکی از همان شبه نظامیان نجف‌آباد در حال مَستی ابراز ندامت میکرد که در حمله به یک بختیاری صاحبخانه از ترس در چاه پنهان شد و مهاجمان آنقدر سنگ در چاه بر سرش زدند تا جان داد! این روز از سوی نجف‌آبادیها با طعنه به عاشورای لُرها! موسوم شد! علت دیگر خاطره بدی است که امام خمینی از دوران کودکی از ظلمی که از سران طایفه ذلقی چهارلنگ در خمین به خانواده ایشان روا داشته بود!《سریال صنوبر در صداوسیما که ماهیتی ضدبختیاری داشت از اینجا ریشه میگیرد این سریال توسط مجتبی راعی اصفهانی ساخته شد که بختیاری راهزن و شرور نشان داده شد و حتی اینطور القا میشود که پدر امام خمینی را بختیاریها کشتند! متاسفانه هیچ واکنشی از سوی بختیاریها به این سریال تحریفی نشان داده نشد! درسته این سریال در مورد امام خمینی است ولی توهین به یک قوم و واکنش به این توهین هیچ منافاتی با امام ندارد بلکه متوجه کارگردان اصفهانی آن میشود!》وقتی طایفه ذلقی با خمین سر املاک درگیر میشوند در آن زد و خورد پدر ایشان کشته میشود و هرگز بخاطر غیرعمد بودن آن انتقامی گرفته نشد! فقط جایی ایشان گلایه کرده که ما را ذلقی ها به مشکل انداختند! امام خمینی در ویدیویی از دست طایفه ذلقی شکوه میکند و میگوید: ما از دست ذلقی ها دردسرها کشیدیم! بعد انقلاب حتی نام شهرستان ذلقی تغییر یافت و این منطقه که همچنان محروم است بشارت نامیده شد! و این تغییر نام با گلایه امام خمینی مرتبط بود! با گذشت چهار دهه از انقلاب ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹ نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز (محصور شدگان) جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و امکاناتی ندارد و مردم در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! همانگونه که بنده آن خاطره کودکی کشتار بختیاریهای شهرک یزدانشهر نجف‌آباد در ذهنم حک شده، امام خمینی نیز آن خاطره محتملاً ناراحت‌کننده دوران کودکی را فراموش نکرده بودند! اما سومین دلیل به حاشیه راندن بختیاریها درحکومت فعلی تعلق خاطر نداشتن اکثریت توده مردم به تعصبات خشک مذهبی است از این رو اقلیتهای قومی محافظه کار مذهبی چون فارس شهرکرد و دزفول و فریدونشهر در منطقه بختیاری به حاکمیت نزدیکترند و افراد روحانی، نظامی و وزیر در حکومت فراوان دارند و حق این قوم نگون بخت غیرمذهبی که به تسامح و تساهل زبانزدند را پایمال کرده و میخورند. تمام توهینات و افتراعاتی که بعداز انقلاب به لُرهای بختیاری خصوصاً مردم مسجدسلیمان زدند ریشه در آزادیخواهی و فکر سکولار این مردم دارد! مثلاً مسجدسلیمان بخاطر فکر مترقی مردمش و شمار زیاد تحصیلکردگان بعدانقلاب توسط خشک مذهبی های فارس به طعنه مسکوسلیمان نامیده شد چون آدمهای روشنفکری که حاضر به پذیرش خرافات نبودند در بختیاری زیاد بود و هنوز جای گلوله حوادث سال 66 روی دیوارها باقی است! کمپ مهندسان انگلیسی در کنار سد عباسپور و دور از شهر بود و آنها زنانشان را برای خرید به شهر مسجدسلیمان میفرستادند چون مسجدسلیمانیها مردان بیگانه را اذیت میکردند! ولی آمریکاییها درخیابان نادری اهواز همبرگری و رستوران داشتند و انگلیسیها در شهر آبادان میان مردم عادی زندگی میکردند یا در سلطنت آباد تهران پنجاه هزار مستشار آمریکایی زندگی میکردند پس چرا به آنها افتراء نمیزنند؟ بعضی وقتها فکر میکنم کاش سردار اسعد بجای ایران بفکر اعتلای قومش بود یا جعفرقلی خان با شیخ خزئل متحد میشد شاید الان کسی جرات نمیکرد با وقاحت به قوم لُر جسارت کند! اگر لُرها مثل ترکها و کردها دست به اسلحه میشدند شاید الان دهها خیابان، بزرگراه و میادین بنام ما بود! چه خونهایی که از مردم لُر بخاطر دفاع از ایران ریخته نشد《جنگ اتابکان لُر با مغول_فتح قندهار_انقلاب مشروطه_جنگ هشت ساله》اما امروزه کارگردان ترک تبریزی وفارس اصفهانی علنی به لُربختیاری توهین میکنند! ما آدمهای بدی نیستیم فقط در جای بَدی بنام ایران گیر افتادیم!


  • لُرها خودشان《سردار》دارند!!!

    محمدرضا ورزی (زاده ۱ تیر ۱۳۵۲، در تهران با اصالتی تبریزی) کارگردان تلویزیون که در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ در مراسمی به میزبانی شهرداری تبریز در سخنانی گفت: من اصالتاً تُرک هستم و سریال (تبريز در مه) ادای دین من نسبت به ترکهاست! و با ساخت سریال «ستارخان» باز به حمایت ترکها ادامه میدهم! سریال تحریفی «ستارخان» در ۱۰ قسمت در دهه فجر، از شبکه یک به روی آنتن رفت. اینبار نه مستقیم که در لفافه (بخوانید تفرقه‌افکنانه) قوم بزرگ «لُر» را تخریب می‌کند؛ به‌گونه‌ای که مخاطب عام متوجه نشود و در عوض، این ایده را به لُرتباران و سایر قومیت‌ها بباوراند و آن‌ها را اقناع کند که لُرها شهروند درجه‌دو هستند و در تحولات و بزنگاه‌های تاریخی، پرچم‌دار نبوده و درحاشیه بوده‌اند! مرد لُر: چکمه‌های سَردارمه؛ هر روز صبح به یاد سردار (ستارخان) این چکمه‌هارو تمیز می‌کنم!!! مگر لُرها خود سردار نداشتند که بیان چکمه‌های یک درشکه چی تبریزی که دلال خرید وفروش قاطر بوده را واکس بزنند؟ حتی الآنم یک لُر تو تبریز نیست چه برسه به زمان مشروطه! اگر به کارنامه این کارگردان تُرک نگاهی بیندازیم جانبداری و تحریف تاریخ را به وضوح می‌بینیم! ایشان از بودجه ملّی خرج ساخت سریال‌هایی به نفع ترکها و تخریب لُرها میکند: مظفرنامه/ سریال کریمخان زند/ سال‌های مشروطه/تبریز در مِه/ معمای شاه/ ستارخان و...سریالهای محمد ورزی تحریف کامل است مثلاً در سریال معمای شاه، سفیرآمریکا صبح به سعدآباد آمد و به شاه گفت: چه برای آمریکا آماده کردی که ببریم!!! چنین دروغی در هیچ کجای تاریخ مکتوب و شنیداری ثبت نشده و فقط شامل حکومت نکبت بار قاجارهای تُرک میشود که زمانیکه با خونخواری روی کار آمدند ایران سه میلیون کیلومتر مربع وسعت داشت وقتیکه رفتند نصف شد! یک «خط تخریب» در رسانه میلی؛ توسط ترکها (گمال تبریزی و محمد ورزی) دنبال میشود و هروقت فرصت کنند لُرها را تخریب میکنند! چرا باید هزینه‌ میلیاردی و بودجه ملّی صرف تخریب قومی شود که بودجه نفت از مناطق آنها تامین میشود؟ قوم لُر در سال‌های اخیر مورد هجوم سرزمینی، هویتی و اقتصادی قرار گرفته است. آب مناطق لُرنشین بدون دادن حق آبه و لحاظ کردن شرایط نامناسب مردم، دارد به مناطق مرکزی کشور هدایت میشود! بخش‌های آبخیز لُرستان و بختیاری چراغ خاموش به اصفهان الحاق می‌شود! در کتاب‌ تاریخ مدارس، در درس انقلاب مشروطه به‌جای بختیاری‌ها، اصفهانی‌ها جایگزین شده‌اند!


  • غرور کاذب کفتار

    چندگویی که بد اندیش و حسود _ عیب گویان من مسکینند / گَه به خون ریختنم بر خیزند _ گَه به بَد خواستنم بنشینند / نیک باشی و بدت گوید خلق _ بِه که بد باشی و نیکت بینند! جهت لكه دار نمودن حيثيت قومی كه ساليان دراز كشوری به وجود آنان زنده و پايدار بود آگاهانه اقدام ميكنند به آنان بگوئيد نگاهی به كتاب《جنبش وطن پرستان اصفهان و بختياری》به قلم يکی از ياران مجاهدين مشروطه خواه كه اصفهانی می‌باشد بنام دكتر نورالله دانشور علوی (مجاهدالسلطان) را مطالعه كنند نويسنده اين كتاب هم به عنوان دكتر اردو و هم به عنوان گزارشگر پابه پای مجاهدين بختياری در بيشترين مبارزات بود و مجاهدين بختياری را بعنوان يكی از اولين بنيان گزاران انقلاب مشروطه دانسته كه از مجلس شورای ملّی نيز لوح تقدير نوشته شده بر روی طلا به سردار مجاهدين به پاس رشادتها و اولين بنيانگزار انقلاب مشروطيت يعنی حاج عليقلی خان سردار اسد اعطا نمود! گذشته از آن سرداران بختياری اجازه نمیدادند كه افرادش در صحنه اعدام حتی دشمنانشان شركت كنند و يا حضور داشته باشند! آیا رسانه‌ میلی که باید در راستای اتحاد یک کشور نقش و سهم عمده ای داشته باشد، این چنین ناشیانه و بدون بررسی فیلم‌نامه‌ دریافتی اقدام به ساخت سریالی کند که انزجار و بدبینی را در جامعه رقم بزند؟ فتح قندهار، شرکت درانقلاب مشروطه و حضور گسترده در هشت سال جنگ و دیگر عرصه‌های کشوری توسط لُرهای بختیاری‌ برکسی پوشیده نیست و يقيناً يک سريال بی‌ارزش و زرد نمی‌تواند صداقت، شجاعت و صلابت مردم لُربختیاری را خدشه دار یا کتمان نمایند! امام خمینی گفته بودند: من شما بختیاری‌ها را می‌شناسم و با شما خاطره دارم، شما مدافع ایران بودید، پدران شما به ایران خدمت کردند و همچنین به گفته‌ رهبری: قوم لُر زبده‌ترین قوم‌هاست که مجاهدت و ایثار آنان در هشت سال جنگ برکسی پوشیده نیست! حالا چگونه توسط گمال تبریزی پانترک بَد معرفی می‌شوند؟ که باید از دست اندرکاران صداوسیما و همچنین نویسنده این سریال یعنی《علیرضا طالب‌زاده تهرانی》پرسید! در این شهر که شیرانش هزاران زخم بر تَن دارند _ غرور کاذب کفتاری مرا به گریه می‌اندازد!


  • جوک نژادی برآمده از فاصله نژادی است!

    در جوکها همه ایرانیان هدف قرار نمیگیرند فقط قومهای خاصی که اتفاقاً شیعه اند و سابقه مبارزاتی دارند! نشانه‌هایی وجود دارد که نشان میدهد تولید محتوای جوک‌ها سازمان‌یافته و توسط گروهی با اهداف خاصی منتشر و اشاعه می‌یابد! اگر به جوکها نگاه کنید تمام علائم دستوری و نگارش را به دقت رعایت کردند و هیچ غلط املایی ندارند انگار همگی از کارخانه ای یکدست بیرون آمدند! آیا اینها اتفاقی است؟ همین مستندات و نشانه‌ها اثبات میکند جوک‌ها به شکلی سازمان یافته تولید شده‌اند یا اینکه توسط گروهی با اغراض سیاسی و اجتماعی و با انگیزه‌ها یا اهداف تحقیر اقوام فعال و خاصی تولید و منتشر شده‌اند! برخی از فعالان رسانه‌ای با ارائه مدارک متقن و مستند ثابت کردند رواج چنین جوک‌هایی توسط قوم مسلط (فارس) برای تحقیر قومی در دستور کار قرار گرفته است. در این مفروض چند ابهام وجود دارد. نخست اینکه قوم مسلط در تلاش است تا ایران را قومیزه کنند و تفاوت‌های قومی را در کشور به عنوان تفاوت تفسیر کنند. یکسویه و جهت‌دار بودن چنین جوک‌هایی نژادی که مهندسی شده هم هستند توسط قوم مسلط به منظور تحقیر روزانه اقوام ترک، گیلک و لُر تولید و اشاعه میشود که جوک با مناطق فارس زبانند مرتبط هستند. رواج برخی از جوک‌ها به شکلی سازمان‌یافته کار محافلی از قوم‌گرایان فارس و کُرد است تا از این محمل برای تحریک قومی استفاده ابزاری کنند. بیشتر سازندگان این جوکها برآمده از کلانشهرهایی است که اقوام ترک، لر و گیلک برای کار اجباراً به آنجا مهاجرت میکنند و در آنجا با نژادپرستی تهرانیها، اصفهانی‌ها و شیرازیها مواجه میشوند! با توجه به اینکه چنین جوک‌هایی ماهیت منحصراً قومی دارند و رواج چنین شوخی‌هایی نشانه ای از شکاف و فاصله اجتماعی است!


  • دفاع کورکورانه از عقاید غلط

    هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند و همنوعانش را به خاک و خون نمیکشد. آدم فاسد، فاسد است. چه متظاهر به دین باشد و چه نباشد. از این گذشته، کسیکه از ترس تنبیه شدن و به اصطلاح "جزا دیدن" بدست کارگزاران و مأموران خداوند، تن به رعایت برخی موازین اخلاقی میدهد، نه دین دارد و نه اخلاق. چون دلیل کار وی ترس از قدرت است نه پایبندی به شرافت و اصول اخلاقی! همین قیاس در مورد طمع رسیدن به بهشت موعود با لذتها و نعمت هایش هم صادق است. اگر این چنین است، پس هرگز نیازی ندارم با تهدید جهنم با اخلاق باشم...قرن سیزده میلادی طاعون در اروپا شایع شد کلیسا آنرا نشانه گناه یهودیان دانست دوازده هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند. بقیه مردم را طاعون کشت. پایان قرن شانزده برای مدتی جراحی ممنوع شد. پاپ معتقد بود که‌ روز رستاخیز قطعات بدن نمی‌توانند یکدیگر را پیدا کنند! هزاران نفر با این تصمیم پاپ مُردند بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود! قرن هفده ادعا شد لمس استخوان‌های یک قدیس در فلورانس باعث شفا می‌شود زیست‌شناسی تصادفی کشف کرد که استخوان یک بز است اما استخوانها همچنان شفا می‌داد! انسانها نادان به دنيا مى آيند نه احمق! آنها توسط آموزش اشتباه احمق میشوند! بزرگترين دشمن سعادت و آزادى انسانها دفاع کورکورانه از عقايد و باورهاى غلط است! هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمیکشد! هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد! هیچ موشی به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکند؛ و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن میدهد! کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند...زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمیکند!


  • توهین نژادی فارسها به اقوام ایران

    مهر پارسال در اصفهان مدرسه اتباع خارجی افتتاح شد که دانش‌آموزی با چوغای لُری بین اتباع خارجی (عراقی و افغانی) حضور داشت؟ این اقدام غیرقابل درک بود! فارسها دانش‌آموز لُربختیاری را بصورت نمادین در مدرسه اتباع بیگانه ثبت‌نام کردند! این چه پیامی داشت؟ ما شهروند درجه سه یا کمتر ایرانی هستیم؟ قدیم دستفروشی به یک روستایی وارد شد چندنفر یاغی تمام وسایلش را به غارت بردند و پس از چپاول اموالش تا جا داشت دستفروش را کتک زدند! دستفروش درحالیکه از درد، ناله میکرد گفت: بی وجدانها اموالم را غارت کردید دیگر چرا کتکم میزنید؟ دیر آمده‌ام یا کم آورده‌ام برایتان؟ حالا باید به فارسها گفت: نفت و آبمان را کیلومترها داخل لوله‌ها و تونلها انداختید و کویرتان را آباد کردید! در اصفهان چهل هزار هکتار برنجکاری کردید! استخر پرورش ماهی راه انداختید! کارخانه آب معدنی ساختید! فضای سبزتان را چندین برابر شهرهای شمال کردید! در یزد سالی دوهزار تُن ماهی پرورش میدید! قم را به قطب تولید خاویار تبدیل کردید و با آب الیگودرز دریاچه تفریحی هشت هکتاری در قم ساختید! درکتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم چهل بار اسم اصفهان را آوردید و حتی یکبار اسم لُر یا لُرستان را نیاوردید! آبمان را به بهانه شرب به کویر انتقال دادید تا صنایع کویر را چندطبقه کنید و ما هیچ نگفتیم! وقاحت و جسارت حدی دارد! دم از امپراطوری هخامنشی و حقوق بشر کوروش می‌زند اما از نظرش عرب ملخ خوار و افغانی گرسنه و ترک قبرسی و لُر و شمالی و کُرد حیوان است! معلوم نیست اگر ارمنستان و قفقاز از ایران جدا نمی‌شد، با اهل آن چگونه برخورد میکردن؟ یک فارس نژادپرست می‌تواند به قدری وقیح باشد که به زبان تازی بنویسد: حب_الایران_یجمعنا و بعد یک پایش وسط مسمومیت بچه‌های این کشور باشد و پای دیگرش در التماس شناسنامه فرنگی فرزندش وسط ینگه دنیا زایمان کند! تو این زمانه خلوص نژادی اصلاً وجود نداره مگر تو کوههای لاداخ هند که میگویند یک قبیله کاملاً آریایی آنجا زندگی میکنند!


  • گفتگوی ناشنوایان

    فردی از درگیری هواداران دو کاندید در پلدختر فیلم گرفته و برای رسانه معلوم‌الحال منوتو فرستاده! هموطنان هم با نوشتن هزاران ناسزا مارو شرمنده ادبشون کردن! متأسفانه ساختارهای پیشآمدرن و قبیله‌ای هنوز در بلادلُرنشین حاکم اند و اجازه نظم پذیری را نمی‌دهند! کلاً این مسئله جا نیفتاده که شما بعنوان یک شهروند حق رای و شعور انتخاب دارید! ما گرفتار گفتگوی ناشنوایان شدیم! ما میگیم اونا نمی شنوند و اونا میگن ما نمیخواهیم بشنویم! مگر قرار نیست نماینده ازطریق صندوق رای و با روشی مسالمت‌آمیز انتخاب شود پس زورآزمایی خیابانی برای چیست؟ در کشوری نژادپرست زندگی میکنیم که نام لُر از قبل، همیشه محکوم جلوه داده میشود! آنها خود را مُحق میدانند و ما را محکوم! مقبولیت لُرها در سطح ملّی کاهش پیدا کرده و افکارعمومی به شنیدن صدای اعتراض این قوم واکنشی نشان نمیدهند و عادت کردن با شنیدن نام لُر فقط به آن توهین کنند! این شرایط حاصل بی‌تفاوتی نمایندگان و مسئولانی است که ما بخاطرشان سرهم را میشکنیم! این درسته هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بی‌تفاوت باشیم؟ اگر لرها را نمی‌پذیرند پس چرا با فدرالیسم مخالفند؟ الگوی فدرال برای جماعات متمایز انسانی که در وسعت جغرافیایی پراکنده شده‌اند درست شده که اصل بر همزیستی است نه وحدت! واقعیت آن چیزی نیست که آنها در مورد لُرها شنیدند! واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم! ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی زندگی کردیم! میگن لُرها ساده اند و همین را میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی‌آلایش بودن چیز عجیبی است! معلومه غریب نوازی لُرها چیز عجیبی است! در دوره‌ای که زن افسار مرد را در دست گرفته غیرت و مردانگی لُرها چیز عجیبی است! فارسها ازدواج سفید، رابطه مثلثی، رابطه با خواهرزن و برادرشوهر را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب متهم میکنند! سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خوراکش را با خود ببرد! اما اینکار در لُرهای خان منش و سفره دار ننگ است! لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران نادیده گرفته میشود!


  • خشونت زبانی علیه لُرها

    محسن حیدری: خشونت کلامی علیه لُرها شامل مرجع تقلید لُر هم میشد.️ 2 اسفند روز جهانی زبان مادری «مرحوم آيت ‏الله بروجردي اهل بروجرد بود؛ بروجرديها هم لُر هستند و کلّ طلبه‏ های لُر طرفدار آيت ‏الله بروجردی بودند. بدبختانه، در حوزه‏ ها هم اين وضع رسم بوده است؛ مثلاً طلبه‏ هاي آذری طرفدار مرجع آذری بودند؛ طلبه‏ های لُر طرفدار مرجع خودشان بودند». (محمدمهدی عبدخدایی عضو جمعیت فدائیان اسلام در گفتگو با پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران) سخنان عبدخدایی نشان میدهد که چگونه تقسیم بندی های قومیتی، جمعیت شناختی و زبان شناختی به‌عنوان یک واقعیت در زیر پوست حوزه های علمیه وجود داشته و دارد. واقعیت این است که آیت الله بروجردی در سالهای دهه 20 و 30، تنها چهره شاخص قوم لُر بود که به‌طور همزمان هم از مقبولیت اجتماعی در بین مردم برخوردار بود و هم توسط فرهنگ مسلط ایران در تهران مورد پذیرش قرار گفته بود. در منابع تاریخی تأکید شده که آیت الله بروجردی، فارسی را آمیخته با زبان لُری صحبت میکرد. (خاطرات آیت الله دکتر ضیایی در مصاحبه با مجله یاد، شماره 7، تابستان 1366، ص 23) و اتفاقاً برخی افراد که این جایگاه برجسته را برای یک لُرتبار نمی پسندیدند (پی نوشت 1) «آیت الله کاشانی حتی در زمان عظمت مرجعیت آقای بروجردی احیاناً از روی عصبانیت تعبیراتی به آقای بروجردی داشته و می‌گفتند: "آخه این سید لُر تو قم چکار میکنه". که البته بعداً میفرمودند: نه این طور نیست، بعضی وقتها انسان در عصبانیت حرفهایی میزند اما نظایر چنین تعبیری نسبت به آقای خمینی هیچ وقت نشد. البته این حرفها به آقای بروجردی می‌رسید ولی عکس العمل نداشت. حتی وقتی به آقای بروجردی اطلاع داده شد که آقای کاشانی مقروض است، فوری آن مبلغی که ایشان بدهکار بود با اضافه میفرستاد». (خاطرات آیت الله دکتر محمدصادق تهرانی در پایگاه اینترنتی جامعه علوم القرآن) مشابه این نکته در یک منبع دیگر آمده: «آقای کاشانی روی کاناپه نشسته بود. سلام کردم. آقای کاشانی گفت: علیکم‌السلام، کجا بودی، چکار می‌کنی؟ دعوت کرد کنارش نشستم. گفت: « لُره چکار می‌کند؟» منظورش آقای بروجردی بود. اگر این را من به آقا منتقل می‌کردم دیگر خیلی بد می‌شد. به آقای کاشانی گفتم: آقا بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد. ایشان خیلی ناراحت شد و دیگر تا آخر مجلس با من حرف نزد.» (آیت‌الله محمدحسین علوی طباطبایی، داماد آیت‌الله بروجردی در گفتگو با روزنامه شرق، ۲۹ فروردین ۱۳۸۵). اما چرا برخی تلاش می‌کردند لُر بودن آیت الله بروجردی را دستمایه تمسخر قرار دهند؟ این پرسش را از منظر مختلف می‌توان بررسی کرد و پاسخ داد. الف) نظریه سیاسی: از منظر سیاسی، کسانی که لُر بودن آیت الله العظمی بروجردی را دستمایه تمسخر قرار می‌دادند، از قدرت روزافزون آیت الله بروجردی در هراس بودند. از این رو، تلاش می کردند از تقویت رابطه وی با عقبه اجتماعی و قومیتی اش در بین مردم لُر جلوگیری کنند تا به این وسیله از قدرت وی بکاهند و از تبدیل شدن وی به یک قدرت سیاسی برتر جلوگیری کنند. بخشی از این مخالفان در دربار رژیم پهلوی و بخشی در قالب رقابتهای درونی حوزه های علمیه قابل تبیین است. غلامرضا کرباسچی از آیت الله علی اصغر مروارید نقل کرده: «مرحوم حاج آقا کمالوند نقل میکرد که آقای شیخ فاضل فرج الله هرسینی از روحیه سلحشوری و لُری برخوردار بود. در نامه ای به آقای بروجردی نوشت که «آقا تا کی اوضاع ایران باید اینطوری باشد؟ هرکس حرف شما را می‌پذیرد از مردم لُرستان اینها را جمع کن. من نیز هر کس از عشایر اینطرف (اطراف کرمانشاه) را که حرفم را می‌پذیرد جمع می‌کنم اینها را حرکت می‌دهم. شما هم از آنطرف بروجرد لُرستان همه را حرکت بدهید بیاییم تهران و رضاشاه را از سلطنت خلع کنیم با او جنگ کنیم و او را بکشیم.» (خاطرات غلامحسین كرباسچی، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، چاپ اول 1380، مركز اسناد انقلاب، ص 189) مشابه این نکته در یک منبع دیگر آمده: «آیت الله بروجردی در برابر خلافکاریهای شاه می ایستادند و دستگاه نیز از ایشان حساب می بردند. مرحوم آیت الله حسین قمی، خواسته هایی داشتند و برای تحقق خواسته های خود، در عبدالعظیم اقامت کرده بودند. شاه و سهیلی نخست وزیر وقت، به خواسته های ایشان توجهی نمی‌کردند، تا اینکه آیت الله بروجردی، از بروجرد، تلگراف میزنند و تهدید می‌کنند. یکی از مقامات می‌گوید: اگر تهدید خود را عملی سازد، تمام لُرستان پشت سر او قیام خواهند کرد؛ از این روی مجبور می‌شوند، به خواسته های مرحوم آیت الله حسین قمی، ترتیب اثر بدهند. (خاطرات آیت الله شیخ علی صافی گلپایگانی، مجله حوزه، شماره 43 و 44، ص 107). دو خاطره مذکور و خاطرات مشابه بخوبی نشان میدهد که از دید ناظران سیاسی مخالف و موافق، گسترش و تعمیق ارتباط آیت الله بروجردی با مردم لُر می‌توانست وی را به یک تهدید سیاسی جدی علیه حکومت و قدرت مسلط در پایتخت تبدیل کند بنابراین تمسخر لُر بودن وی را می توان نوعی هشدار پیشگیرانه به وی برای فاصله گرفتن از این عقبه اجتماعی محسوب نمود. این تمسخر، همچنین مانع از تشخص یابی سیاسی این رهبر مذهبی در ذهن عامه مردم لُر خواهد شد؛ مخاطب این پیام را دریافت می کند که لُر حتی اگر مرجع تقلید باشد بازهم موضوع تمسخر خواهد بود و بنابراین یک مرجع تقلید لُر محور قابل اتکایی برای جریان اجتماعی مردم لُر نخواهد بود و نباید به آن دلخوش کرد. ب) نظریه اجتماعی: از منظر اجتماعی، کسانی که لر بودن آیت الله بروجردی را دستمایه تمسخر قرار می دادند، بیش از آنکه از قدرت روزافزون شخص آیت الله بروجردی در هراس باشند، از امکان به صحنه آمدن یک جریان اجتماعی مبتنی بر جغرافیای فرهنگی زاگرس میانی و جنوبی در هراس بودند. لهجه به نوعی جلوه بیرونی و تظاهر به انتساب فرد به یک گروه جمعیت شناختی یا زبان شناختی است. بر اساس این دیدگاه، لهجه لری آیت لله بروجردی از این رو مورد هجمه قرار می گیرد تا درس عبرتی برای دیگران (طلاب جوان تر، بازاریان و کاسبان، دولتمردان و تحصیلکردگان و عموم نخبگان مردم لُر) شود تا زبان لُری خود را مخفی کنند. وقتی به همدیگر می رسند به لُری صحبت نکنند زیرا صحبت کردن به زبان واحد، احتمالاً منجر به درک واحد از مسائل و اقدام مشترک در چارچوب منافع مشترک خواهد انجامید. بنابراین تمسخر آیت الله بروجردی نه در راستای کنترل قدرت شخص او بلکه برای جلوگیری از قدرت یافتن جغرافیای لُرزبان در دستور کار قرار می گیرد. بخشی از این مخالفان در دربار رژیم پهلوی و بخشی در قالب رقابتهای درونی حوزه های علمیه قابل تبیین است. هدف از این یادداشت فقط طرح این پرسش و در میان نهادن این دو نظریه بود. بی شک پاسخ به این پرسش که «چرا زبان لُری آیت الله بروجردی دستمایه تمسخر قرار می‌گرفت؟»، میتواند در چارچوب نظریاتی غیر از این دو نظریه نیز تحلیلی شود. امیدوارم که این یادداشت فتح بابی باشد برای اندیشیدن در باب خشونت شفاهی و زبانی که بر لُرزبانان روا داشته می‌شود. این یادداشت همچنین نشان می دهد که خشونت شفاهی علیه لرزبانان، شامل مرجع تقلید آنان هم می شود (پی نوشت 2و3). پی نوشت: 1. مشابه این موضوع را در مورد شهید آیت الله قدوسی نیز نقل کرده اند. آیت الله حقانی در خاطرات خود می نویسد: «مرحوم شهید دکتر بهشتی در جلسۀ هیات مدیره مدرسه گفت آقای قدوسی برای مدیریت، بسیار قاطع و لایق است زیرا ایشان لُر است. در این هنگام همۀ اعضاء هیأت مدیره به این مساله خندیدند زیرا از کلمه لُر، استنباطی دیگر داشتند. شهید دکتر بهشتی فرمودند تعجب نکنید از این که گفتم ایشان لُر است. جهت این مطلب، این است که ایشان اهل لُرستان و اهل نهاوند است و لُرها قاطع هستند». (تاریخچه مدرسۀ منتظریه حقانی، تألیف آیت الله دکتر حسین حقانی زنجانی، در پایگاه اینترنتی مدرسه حقانی قم) 2. نگارنده این یادداشت معتقد است که آیت الله العظمی بروجردی، فرصتی برای رسمیت بخشیدن به زبان لُری بود؛ فرصتی که از دست رفت. اگر یک یا چند نوار صوتی ضبط شده از آیت الله بروجردی موجود بود که زبان لُری وی را (چنانکه در منابع تاریخی مکتوب مورد اشاره و تأکید قرار گفته) میشنیدیم و میشنیدند، شاید قدری از خشونت شفاهی در حق لُرزبانان کاسته میشد. یا حداقل این بود که ما و بزرگترین مرجع تقلید شیعیان جهان در طول تاریخ، در این درد مشترک یعنی بر دوش کشیدن بار خشونت شفاهی علیه لُرزبانها سهیم میشدیم. 3. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که نگارنده یادداشت با یک واسطه از یکی از علمای اردبیل شنیدم که میگفت: «در محضر حضرت آیت الله بروجردی بودیم که یک طلبه آذری زبان بحضور رسید و مطلبی را مطرح کرد. آن طلبه آذری زبان فارسی را بسیار با زحمت و شکسته صحبت می کرد بطوری که درک معنای سخنش برای آیت الله بروجردی بسیار سخت بود. آیت الله بروجردی سعی در فهم کلام طلبه کرد و او هم چند بار سخن را تکرار کرد ولی نتوانست منظور خود را منتقل کند. صبر آیت الله بروجردی لبریز شد و فرمودند تو چه طلبه ای هستی که حرف زدن به زبان فارسی نمیدانی؟ طلبه هم بلافاصله جواب داد خودتان چه مرجع تقلیدی هستید که زبان ترکی را نمی دانید». تفسیر این خاطره، مجال دیگری می‌طلبد. سخن در اینجا این است که تلاش برای نزدیک شدن به مردم و فهم زبان و مطالبات آنان، از وظایف افراد فرادست جامعه و حاکمیت است. جای آن دارد که مشابه سوال که آن طلبه ترک از مرجع تقلید لُر پرسید را ما نیز از کسانی که بر مقدرات ما مسلط اند بپرسیم.



آخرین مقالات