شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

آیین گل مالی در بین لرها

سنت و ایین «گِل مالی»؛ آیین چند هزارساله مردم لر و آیینی به یادگار مانده از پیشینیان عیلامی ملت لر است. این ایین امروزه با تغییراتی در بین تمام اقوام لر وجود دارد. مثلا در بختیاری موقع عزاداری عزیزان روی شانه های خود و سر را گلی میکنند.

آیین گل مالی در بین لرها

علاوه بر محفوظ ماندن زبان , بسیاری از عادات و آداب و رسوم ایران قدیم در میان مردم و خصوصأ در ایلات و عشایر ایرانی هنوز زنده است.

مثلأ در تاریخ هرودوت آمده است که: وقتیکه ماسیس تیوس یکی از سرداران نامی ایران , در نبرد پلاته در سال (۴۷۹ قبل از میلاد ) کشته شد , تمام قشون ایرانی عزادار گردیدند و علامت عزا چنین بود که سپاهیان موهای سر و صورت را بریدند و یال اسبان را چیدند و به خود گل مالیدند. 

در کتاب تاریخ مفصل ایران قدیم , نوشته حسن پیرنیا , جلد یک , صفحه ۴۳ هم این مطلب ذکر شده و در توضیح آن آمده یکی از رؤسای ایل بختیاری در مورد شیوه عزاداری در مجلسی به من ( حسن پیرنیا ) اظهار کرد که تا بیست سال قبل ,معمول ایل مزبور چنین بود که در موقع عزاداری موهای سر را میبریدند و یال اسبان را میچیدند ولی به حکم ایلخان وقت بختیاری , این آداب منسوخ شد.

این نوع عادات و رسوم که از قدیم مانده در طوایف و ایلات قوم لر زیاد است و اگر کسی تحقیقاتی در این باب کرده , عادات را ضبط و با نوشته های مورخین عهد قدیم مقایسه کند, این نکته روشن خواهد بود.

در همان کتاب ( تاریخ مفصل ایران قدیم , جلد یک , صفحه ۴۷۹ ) نوشته که: در مصر باستان اگر در خانواده ای , مرد محترمی میمرد , زنان و مردان به خود گل میمالیدند و در کوچه و خیابان شهر میدویدند و نوحه و زاری میکردند.

 در جنوب ایران مثل نواحی لرنشین بوشهر , به عاشورا میگن سیاوشون ، که برگرفته از سوگ سیاوش است و در خرم آباد لرستان هم در تاسوعا گل رس را با گلاب قاطی و آماده برای عاشورا میکنند و صبح عاشورا با برافروختن آتش , مراسم خون سیاوش را تداعی میکند البته این نوع عزاداری بگونه ای تقدس خاک و بازگشت به خاک است چون طبق روایات دینی ما , انسان از خاک آفریده شده و به خاک بازمیگردد و این آیین گلمالی ریشه در باورهای مذهبی کهن داشته که تا کنون ماندگار شده و قوام یافته است.

در مراسمات مذهبی نباید به دنبال دلایل عقلی بود بلکه اینان را باید در قالب فرهنگ مردم منطقه شناخت. اگر به دنبال دلیل عقلی باشیم که همان سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی زیر سؤال میرود. متأسفانه تصاویری در فضای مجازی و در گروهها پخش شد که به اشتباه آنرا آیین گلمالی مردم لر خرم آباد معرفی کردند در صورتیکه آن نوع گلمالی در دهستان بیجار کردستان است مردم بیجار برعکس مردم خرم آباد از خاک معمولی و سفت استفاده,میکنند و تمام سر را آغشته میکنند که جلوه ای زننده دارد ولی مردم لر خرم آباد خاک نرم رس را همراه با گلاب مخلوط کرده و آیین گلمالی را بجا می آورند.

11 نظر

  • یه لر

    این مطلب رو جایی دیده بودم . ولی تفاوت هایی داشت . اینجا یه سری نکات هست که اونجا بهتر و دقیق تر گفته شده بود . مطلب خوب بود .


  • ميرشكار عليوند

    ما لرها چوب عدم اتحاد خودمان را مويخوريم. ببينيد كردها در همه محافل با هم متحدند الان در مجلس فراكسيون نمايندگان كرد تشكيل شده از نمايندگان استانهاي ايلام-كرمانشاه -كردستان و آذربايجانغربي و حتي كردهاي خراسان آنها را همراهي ميكنند. كوردها در دانشگاهها با هم متحد هستند و دانشجويان كرد در سال اول ورود بلافاصله انجمن دانشجويان كرد را تشكيل داده و با هم فعاليت ميكنند. كار گروهي آنها هيچگاه متاثر از لهجه و مذهبشان نيست. مثلا كوردهاي ايلام و كرمانشاه و خراسان شمالي شيعه هستند و بقيه يا سني و يا يارسان اما فارغ از تفاوتها همه باهم در كرد بودن متحد هستند اما ما لرها چي؟ هر كسي واسه خودش يك ساز ميزنه؟!!!!


  • خسروی

    منابع تاریخی متعددی وجود دارند که بر لر بودن طوایف کرمانشاه یا کلهرها صحه گذاشتند:در کتاب ( زیر آفتاب سوزان ایران نوشته اسکار فن نیدر مایر ) صفحه ۵۹ هویت کلهرها را به قوم لر نسبت میدهد و مینویسد:قنسول ایرانی برایمان تعریف کرد که حاکم کرمانشاه " امیرمفخم " در حال حاضر با قوای بسیار در سر پل به سر میبرد و با "لرهای کلهر" که از پرداخت عوارض خود استنکاف کرده اند در حال جنگ است. اسکندر بیگ ترکمان مورخ دوره صفویه در جلد اول کتاب مشهور عالم آرای عباسی آورده که:کلهرها پیوند و شباهت عجیبی با لرها دارند. بارون دوبد در صفحه ۴۲۹ سفرنامه اش کلهر را جزء ایلات پشتکوه لرستان آورده و گفته:طایفه های پشتکوه به نام فیلی معروفند و پشتکوه را همواره بخشی از لرستان دانسته و در صفحه ۴۲۷ گفته:لرستان به دو بخش پیشکوه و پشتکوه تقسیم میشود. در کتاب کردان گوران صفحه ۹۲ آمده:گورانها ( همه طوایف کرمانشاه ) اصالت لری دارند. دکتر فریچ خاورشناس آلمانی کلهر و لر را یکی میدانست. میرزا خانلر خان اعتصام الملک ( نایب اول وزارت امور خارجه ) در صفحه ۷۱ کتابش کلهرها را با هویت لر ثبت کرده و مینویسد:محمد حسن خان سرتیپ , حاکم کلهر در آن ایام از کرمانشاهان مرخص و روانه محال خود گردید بعد از ورود او بر ایل و الوار کلهر خبر رسید که…حافظ هم شعری دارد با عنوان :کاش حافظ , پسر احمد کلهر بودی _ دوغ و دوشابه خور و شوخ و لر بودی. حافظ اتفاقی کلهر را با لر نیاورده بلکه پیوند و شباهتی بینشان بوده که با هم آمده اند. ناصرالدین شاه در سفرنامه اش اهالی اطراف سر پل ذهاب را لر ثبت میکند او در صفحه ۸۲ کتابش از سنگ سفیدی در حوالی سر پل ذهاب میگوید که لرها که اهالی آن منطقه میباشند برای این سنگ حکایتی دارند البته ناصرالدین شاه در صفحه ۶۲ همان کتابش اهالی حومه طاق بستان را هم لر ثبت میکند در این مورد نمیتوان گفت ناصرالدین شاه اشتباه کرده است زیرا او به اندازه کافی مشاور و تصحیح کننده در اختیار داشته است. ناصرالدین شاه قاجار در سراسر سفرنامه اش ( صفحات ۶۲_۷۲_۷۴_۱۶۹ ) طایفه زنگنه کرمانشاه را با پیشوند لر و بصورت " لر زنگنه" درج کرده است. همچنین کتاب منتخب التواریخ در صفحه ۵۳ زنگنه را در مجموع طوایف لر قرار داده است. در کتاب دایره المعارف سرزمین و مردم ایران صفحه ۴۰۱ چنین میخوانیم:در عصر مغول قسمت شمالی جاده قصرشیرین به کنگاور جزء کردستان و قسمت جنوبی این جاده جزء لرستان بوده و کرمانشاه بصورت ده کوچکی درآمده است. مرز لر فیلی در غرب با عربهای دشت آشور و در شرق با ترکهای همدان به خوبی روشن است زیرا که زبان لری فیلی سنخیتی با زبانهای عربی و ترکی ندارد. اما این مرز در حد شمالی بخاطر هم ریشه بودن با کردها نامعلوم است و میتوان این حد را جاده ی قصرشیرین به کنگاور دانست. علی اکبر وقایع نگار کردستانی در کتاب بدایع اللغه صفحه ۲۳ کرمانشاهان را داخل سرزمین لرستان میداند و مینویسد محل و مسکن جماعت لر از اصفهان گرفته تا به سر حد شوشتر و دزفول و یک طرف آن به عراق عرب و یک طرف آن به کردستان سنندج و یک طرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان است و طوایفی که ذکر میشود همگی از قوم لر منشعب شده اند:طایفه بختیاری_طایفه بیستیاروند_طایفه سنجابی_طایفه جلیلوند. روشن است که آقای وقایع نگار طایفه سنجابی کرمانشاهان را در زمره طوایف لر قرار داده است و در کتاب زیرآفتاب سوزان ایران اثر اسکار فن نیدر مایر صفحه ۶۵ سنجابی را لر دانسته است. در مورد طایفه سنجابی یاید گفت که ایل سنجابی یا بخشهایی از آن در زمان سلطنت نادرشاه افشار از حدود فارس به مناطق کرمانشاه کوچانده شده اند ( کتاب مقدمه ای بر شناخت ایلها , چادرنشینان و طوایف عشایری ایران صفحه ۲۶۳ ). در تأیید وجود مردمان لر در کرمانشاه " یاسنت لویی رابینو " چنین نوشته:ایالت کرمانشاه دارای شمار بسیاری روستاست که در بیشتر آنها کردها و لرها زندگی میکنند ( رابینو صفحه ۳۴ ، ۱۳۹۱ ) و باز در ادامه مینویسد:بزرگترین فرآورده های این ایالت پس از گندم , پشم است و رمه های بزرگ کردها و لرها در تپه های سرسبز این ایالت در حال چرا هستند ( رابینو ۱۳۹۱ صفحه ۳۴ ) او همچنین در مورد وجود زبان لری در کرمانشاه میگوید:بیشتر روستاهای ایالت کرمانشاه از گویشوران کردی و لری هستند. جلیل ضیاء پور ( ۱۲۹۹_ ۱۳۷۸ ) در کتاب پوشاک ایلها , چادرنشینان و روستاییان ایران سال ۱۳۴۶ مینویسد:اهالی کرمانشاه را در دو محدوده ی کرد و لر میداند و چنین نوشته:منطقه کرمانشاهان که مرکز آن کرمانشاه است و در جنوب کردستان و شمال لرستان قرار داد با اینکه دارای مردمی مختلف با خصوصیات و گویشهای متنوع است بخش شمالی آنرا کردها و جنوبی را لرها اشغال کرده اند. کتاب سفرنامه هوگو گروته که سال ۱۹۰۷ به غرب ایران سفرکرده در صفحات ۸۸ و ۸۹ قضیه حمله کرندیها_سنجابیها و کلهرها به کرمانشاه را این چنین توضیح میدهد:روز و شب صدای تیر اندازی قطع نمیشد , گروهی تیر می انداختند زیرا از کسی واهمه نداشتند بقیه شلیک میکردند برای اینکه میترسیدند و عده ای دیگر نیز میخواستند صرفأ به همسایگانشان بفهمانند که آنها نیز تفنگ دارند در خیابانها و دروازه های شهر پیروزی با لرها و کردها بود. همچنین در ادامه ضمن توصیف شهر کرمانشاه مینویسد:بعد از گردش در محله های مختلف با این شهر و معدود بناهای دیدنی اش آشنا شدم کردها و لرهای تا دندان مسلح و زاعران کربلا در کوچه های فوق العاده تنگ در رفت و آمد بودند. در سالنامه ۹۲ ایلام اکثریت مردم ایلام را اصالتأ لر برشمرده اند. در قاعده اراگتیو زبان , شناسه بجای چسبیدن به فعل به مفعول می چسبد مثلأ بجای آب خوردم میگویند آوم خوارد=آب مرا خورد. مردم برای آسان کردن مکالمه این کلمات را کوتاهتر میکرده اند تا به آسانی سخن برانند.قاعده اراگتیو نشان قدمت پایین زبان کردی است. مردم ایلام و کرمانشاه هیچکدام با این قاعده سخن نمیگویند و این نشان میدهد که این مردم کرد نیستند بنده اصراری ندارم که ایلام و کرمانشاه لر هستند ولی هر چه هستند , کرد نیستند چون برخلاف کردها طبق قاعده اراگتیو سخن نمیگویند.


  • لروا

    ممنون . از انتشار این مطلب


  • کورد کلهر

    در تمام منابع کرمانشاله و مردمش (کلهر و زنگنه و سنجابی - لک جای خود دارد) جز خاک و ملت لرستان فیلی بوده . نمیدانم چره اصراری از سوی کردها بوده که لرها را کرد معرفی میکنند


  • شاه سعادت از ئه يوان-ئيلام

    تشکر از اطلاعاتتون


  • شاهمرادي-ياسوج

    نوکر بچه های لر هستیم. ایول


  • شاهرخوند

    سلام میخاستم یک سوال بپرسم ساداتی که در مناطق لرنشین سکونت دارند و سالیان درازیست در این مناطق زندگی میکنن آیا لر هستن؟؟؟ یعنی ما هم جزو ایلات لر به حساب میآییم؟؟

  • مدیر وبسایت

    البته . صد در صد .


  • احمد

    از بحث های تاریخی که بگذریم دوستان ایلامی وکرمانشاهی زبان وفرهنگشان به لرها نزدیکتر است یا کردها؟حتی قیافه ها؟پس اگرتعصب راکناربگذاریم وجعلیتات تاریخی روهم مطالعه کرده باشیم همه چیزمشخص میشود.


  • احرار لر:سید حمید جهان بخت

    گل برای هر لری مانند احرام تن است ، آخرین حد غم و اندوه هر مرد و زن است / عهد کردند زاعران لر به خاک کربلا ، گل به تن باشند تا روزی که حق را دشمن است / هر کسی پوشد به تن از واقعه رخت سیاه ، در لرستان قوم لر مشتاق این پیراهن است / الکن است لر در قبال عترت پاک رسول ، گل حدیث درد را با بی زبانی گفتن است / گل چو پوشاند سراپای وجود سینه زن ، ماجرای سوگ قوم خویش ، واضح کردن است / چو به گل آغشته گردد پیکرش بهر حسین ، باورت باشد که گویی بر تن او جوشن است / گل نمادی از خلوص و شور عاشورایی است ، خاصه با هی رو که غمگینانه بومی شیون است / وقت غلتیدن به گل در صبحگاه روز غم ، حتم دارد چاره ساز موسم جان کندن است / گل زدن از دید انسانی که دانایی اش بیش ، حکم اعدام غرور و کبر و عجب و من من است/ ای که غافل گشته ای بر حکمت تأثیر گل ، بهترین فرصت برای رنگ دنیا شستن است / کیمیایی پر ز اعجاب است این گل با گلاب ، از لعابش اندرون مثل چراغی روشن است / افتخارست سنت است عافیت است یک حاعل است ، حاعلی کامل که در بین من و اهریمن است /دل که بی یاد حسین یک خانه بی روزن است ، کربلا از بهر بیداری ما یک مأذن است . شعر از سید حمید جهان بخت


  • گل مالی ؛ حدیث غمی به عمق تاریخ

    خاکی ترین آیین عاشورایی:روایت گل مالی و شانه های خاکی مردمان لر در روز عاشورا ، حکایت عشقی است که با آب و گل، مردم این دیار سرشته شده تا خاکی ترین آیین عاشورایی دنیا از آب و گل درآید و تجلیگاه اندوه بارترین عزاداری ها باشد. آیت الله محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبر که وصف عزاداری باشکوه مردم خرم آباد لرستان را شنیده و خوانده است در سخنان خود میگفت:لرستانی ها در عزاداری سیدالشهداء نمونه هستند! آیت الله بروجردی در کتاب خاطرات خود نوشته:در ایام عاشورا در ایوان خانه نشسته بودم و دسته های عزاداری می آمدند ، چشمم درد خیلی بدی داشت و مدتها بود معالجه میکردم اما بهبود پیدا نمیکرد ، همانجا نیت کردم و بخش کوچکی از گل لباس عزاداری را به چشمم بزنم ، همان کار را کردم و چشمانم شفا پیدا کرد بطوری که دیگر نیازی به عینک پیدا نکردم و خطوط ریز را بدون عینک میخواندم. در روز تاسوعا عزاداران خاک نرم و مخصوصی بنام گل باغچاله ( گل رس ) را مهیا کرده و در میدان های بزرگ و کوچک که معمولأ با آجر چینی در جلوی خیمه ها و تکیه های شهر درست میشود می ریزند و در روز عاشورا این خاک نرم را با گلاب مخلوط، کرده و گل روز عاشورا را فراهم میکنند. مکن ای صبح طلوع:شب عاشورا دسته های عزاداری در لرستان با نوحه ؛ امشبی را شه دین در حرمش مهمان است / عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است ، شور میگیرند و با ذکر:مکن ای صبح طلوع ، بر سر و سینه میزنند و از بامداد روز عاشورا هیعت های سینه زنی و زنجیر زنی قبل از طلوع آفتاب ، شب را به صبح پیوند میدهند و با آوای چمرونه یا چمریونه ( موسیقی اندوهباری که در سوگ و عزای بزرگان است و به وسیله سرنا و دهل نواخته میشود ) صبح عاشورا بر زمین و زمان غم میپاشند. برای دیدن مراسم روز عاشورا در هیعت های قدیمی شهر خرم آباد باید به محلات پشت بازار و درب دلاکان رفت چون هیعت های سینه زنی این محلات از قدیمی ترین های شهر هستند.



آخرین مقالات