چهار شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ما(لک ها) لر هستیم

كشفيات باستانشناسي و آثار وشواهد پيدا شده از انسان هاي پش از تاريخ با قدمتي چهل هزار سال پيش در سرزمين هاي لرنشين

ما(لک ها) لر هستیم

تحقیقاتی  كه تا كنون در زمینه مردم لك صورت گرفته همه به نوعی يك جانبه بوده وكمتر به كل جنبه هاي فرهنگي؛ اجتماعي و رسم ورسومات وشيوه زندگي  مردمان لك زبان پرداخته شده است. به همين خاطر اينگونه تحقيقات نمي توانند كمك زيادي به شناخت هويت اين مردمان كنند. چرا كه تحقيقات صورت گرفته تا كنون حول زبان اين مردم و شباحت هاي آن با زبان لري وكردي بوده است. و اين در صورتيست كه صرفاً زبان شناسي نمي تواند در اين مورد رهگشا باشد ودر اين مورد بايد از دانش جغرافياي انساني وشاخه هاي آن همچون جغرافياي فرهنگي؛ جغرافياي سياسي و جغرافياي تاريخي كمك گرفت كه با ديدي سيستمي وكلي نگر مي توان به شناخت بهتري دست يافت چرا كه با در نظر گرفتن بسياري از جنبه هاي گوناگون امكان لغزش واشتباه  كمتري در اين زمينه وجود دارد. از طرفي در نگارش بخشهاي مربوط به زبان و ادبيات لكي متخصص رشته ادبيات فارسي و در مطالعات تاريخي نيز از كارشناس تاريخي كمك گرفته شده است.

مولفه هاي مهم مورد بررسي به شرح زير مي باشد:

الف- از نظر تاريخ مشترك مردمان لر

كشفيات باستانشناسي و آثار وشواهد پيدا شده از انسان هاي پش از تاريخ با قدمتي چهل هزار سال پيش در سرزمين هاي لرنشين حكايت مي كند(مركز پژوهشهاي فرهنگي موسسه انتشارات اميركبير، 1384) و امان الهي،ص24 و25). سرزمين هاي لرنشين  در دهها هزار سال پيش  وارد فرهنگ پارينه سنگي ودوره گردآوري خوراك شده اند. اين موضوع را كاوشهاي باستانشناسان بر مبناي آثاروابزار  سنگي در غارهاي اطراف شهر خرم آباد(ر ك به تاريخ خرم آباد؛ فريد قاسمي)  و شهرستان كوهدشت؛ غار پبده در سرزمين بختياري(ايران از آغاز تا اسلام، گريشمن،ص 10) و غارهاي باستاني جنوب كرمانشاه  به خوبي به اثبات مي رساند.حدود 10 تا15 هزار سال پيش مردم لرستان هنر نقاشي را بر صفحه وصخره كوههاي لرستان آغاز نمودند اين تصاوير و نقاشيهاي موجود دركوه هوميان وميرملاس در كوهدشت و غار دوشه چگني در خرم آباد اين نظر را ثابت مي كند(سهرابي، 1385 )

مردم لرستان در هفت هزار سال پييش از ميلاد به دوره روستا نشيني، خانه سازي و توليد محصولات كشاورزي ودامي و اهلي كردن جانوران وحشي مشغول بوده اند. اين ادعا را آثار يافت شده از تپه هاي پشتكوه (ايلام كنوني) و تپه موسيان منطقه دهلران، تپه بزمرده، علي كش و.. كه مورد كاوش باستان شناسان خارجي قرار گرفته است ثابت مي كند. مردم لرستان در حدودپنج هزار سال پيش از ميلاد وارد تمدن شهرنشيني شده اند. آثار و نام شهرهاي خايدالو، ماداكتو  دره شهر، مهرگان قدك، سيماش، اوان و آثار راه ها، پل ها سد ها، دژها و بناهاي تاريخي همه بيانگر درستي اين ادعاست(سحرابي،1385).

جان كورتيس در اين مورد چنين مي گويد: حدوداً از 7500 سال پيش از ميلاد حيوانات توسط انسان اهلي شده و گندم و جو كشت شد، بنابر اين به تعداد جوامع ساكن بويژه در كوههاي زاگرس و گنج دره نزديك كرمانشاه افزوده شد. از اواخر هزاره هشتم پيش از ميلاد اشيائ سفالي را مختصري روي آتش حرارت مي دادند، كمي بعد از اين تاريخ است ظروف سفالي منقوش رنگين ساخته دست انسان در مناطقي چون تپه گوران در لرستان و علي كش پديدار شدند. سفالهاي تپه گوران اولين سفالهاي منقوش ايران محصوب مي شوند كه تاريخ آنها به 6900 سال پيشاز ميلاد مسيح مي رسد(جان كورتيس،1385، 17). 

ازساكنان نواحي لر نشين مي توان به عيلاميان(3000 تا 559 ق.م) اشاره كرد كه در نواحي لرستان، پشتكوه(ايلام)،خوزستان، بختياري، كهگيلويه وبوير احمد و بخشهايي از استان فارس كنوني زندگي مي كرده اند و همزمان و نيز پس از آن كاسي ها در لرستان سكونت داشته اند(دياكونوف،ص120و121).

گريشمن، تقسيمات حكومتي عيلاميان  را شامل ايالتهاي ماسباتيك يا ماسباتيس(مطابق با محدوده پشت كوه لرستان يا ايلام كنوني) سيماش(مطابق با قسمت هايي از شرق اصفهان و گلپايگان كنوني) شوش(مطابق با خوزستان كنوني)انشان( قسمتهايي از خوزستان، اصفهان و فارس كنوني) وكربيانه(استان لرستان كنوني) عنوان كرده است(مركز پژوهشهاي فرهنگي موسسه انتشارات اميركبير، 1384).

دكتر محمد معين در فرهنگ فارسي زيل عيلام آورده است كه كشوري بود در قديم شامل خوزستان، لرستان، ايلام، و كوههاي بختياري و از شهر هاي مهم آن خايدالو در جاي كنوني خرم آباد بود(فرهنگ معين، جلد5،ص1224). عيلام ناحيه اي كهن شامل خوزستان، لرستان(پيشكوه وپشتكوه) و كوههايبختياري امروزي، حدود آن از غرب رود دجله از شرق فارس، از شمال راه بابل به همدان و از جنوب خليج فارس و بوشهر بوده است، عيلام داراي تمدن مهم و خاص خود بوده است(جان كورتيس، ايران باستان به روايت موزه بريتانيا، ص15). علاوه بر تمدن عيلام اولين تمدني كه در فلات ايران از لحاظ باستانشناسي مورد تاييد قرار گرفته و آن را مي توان به يك ملت مخصوص منتصب داشت، تمدن عصر مفرغ است كه در لرستان كشف گرديده است از طرفي ملتي هستند كه با عيلامي ها خويشاوندي داشته اند(دياكونوف، تاريخ ايران باستان،ص42و43). در ناحيه لرستان در مغرب ايران در دره هاي مرتفع جبال زاگرس، آثار تمدن باستاني به چشم مي خورد كه مشخص ترين آن صنعت فلز كاري بخصوص مفرغ است. از قبوري كه در نواحي لرستان كشف شد، آثار مفرغي به دست آمد كه نشان ذوق وسليقه آن مردم در ساختن اشكال گوناگون است و سبك و شكل آنها به كلي با ديگر آثار باستاني خاور نزديك متفاوت است(ويليام كاليكان،1385،ص7).

قوم كاسي با رفتاري صلح جويانه برتري خود را بر ديگران ثابت كرد و در قرن هفدهم قبل از ميلاد سلسله اي در بابل بوجود آورد كه با قدرت و استحكام عجيبي تا قرن دوازدهم پيش از ميلاد حكومت مي كرد(همان منبع، ص9).  در ميان آثار مفرغي لرستان به مجسمه تمام قد مردي بر خورد مي كنيم كه از لحاظ مشخصات بدني شباحت زيادي به تيپ بدني و قيافه امروزي مردم لرستان دارد. پروفسور گريشمن به شرح آن پرداخته و آن را خداي نگهبان شهر(دو-سو-تير-كاري) معرفي مي كند كه مربوط به معبد"توما اينا"TOMA-INA  در شهر(بورسه-سه-سو) بوده و مربوطبه هزاره اول قبل از ميلاد است كه در پشتكوه لرستان(ايلام كنوني) بدست آمده است. مجسمه مردي بلند بالا و باريك اندام با چشمهاي درشت و از حدقه در آمده را نشان مي دهد، بيني اودرشت ، راست و كشيده است و صورت او را تحت شعاع خود قرار داده است، مجسمه سري كوچك و كلاهي كوچكتر دارد. گونه هاي او برجسته و چانه اي باريك وريشي نوك تيز دارد. تيپ و شكل ظاهري اين اثر نمونه هاي زيادي از تيپ بدني مردمان لر امروزي را نشان مي دهد(سحرابي، لرستان و قوم كاسيت،ص167). حتي طرح ونوع لباس اين مجسمه شباحت زيادي به لباس مردان لر(شال وستره) دارد.

همچنين گريشمن در ميان اشيائي كه در معبد سرخ دم كوهدشت كشف شده است به يكي از سپرهاي اين مجموعه اشاره مي كند و مي گويد بر روي آنها سر انسان هايي نقش شده است كه در همه آنها ابروها خيلي پيوسته است و بيني برجسته و بزرگ، گونه ها بر آمده و لبها باريك است . به احتمال زياد اغلب مردم امروز لرستان را بايد بازمانده اقوام كاسي دانست(همان منبع، ص168).

سرزمين هاي لرنشين در دوران تاريخي مختلف قبل و بعد از اسلام تا زمان صفويه كه اولين تقسيم بندي ها به وجود آمد وحدت خود را حفظ كرده بودند،  پس ازصفويه ودر هر دوره تاريخي بخشي ازسرزمين هاي لرنشين از ساير مناطق جدا شده است(كه شرح آن در مقاله علل بحران هويت لر، نوشته سليمان ميرزاپور آمده است).

نتيجه گيري اين بخش

- گذشته تاريخي سرزمين هاي لرنشين تقريباً در دوره هاي مختلف تاريخي از دوران باستان تا زمان صفويه مشترك بوده و مناطق لك زبان امروزي نيز جزئي مهم و سرنوشت ساز از اين پيكره بزرگ بوده اند. به عنوان مثال كريم خان زند كه از لرهاي لك زبان بوده و در متون مختلف تاريخي هويتي جداي از لر نداشته است بطوريكه دكتر پرويزرجبي در كتاب كريم خان و زمان او قبيله زند را از لرهاي لك به شمار مي آورد(رجبي، 1378، 32).همچنين دكتر دره مير حيدر در بيان انتقال پايتخت به شيراز در زمان زنديه چنين مي گويد: در زمان زنديه پايتخت از شمال شرقي به جنوب(شيراز) منتقل شد واين بار نيز، عامل گروه ملي مسلط كه لرها بودندبر ساير عوامل پيشي گرفت(ميرحيدر، جغرافياي سياسي، ص151).

بعضي از نام هاي كاسيان امروزه در سرزمين هاي لرنشين متداولند، اشي نام كاسي بوده و امروزه نام اشه بر روي زنان لر است. همچنين منطقه كاسيو در حوالي خرم آباد قرار دارد. جالب اينكه رشنو نام خداي عدالت در تمدن كاسيت بوده و امروزه طايفه اي به همين نام در بين مردم لر وجود دارد.  

- همانگونه كه ذکر شد بیشتر باستانشناسان بر اين باورند كه اقوام كاسي از اجداد مردم لرستان مي باشند و با توجه به موارد گفته شده مي توان گفت كه كاسيان سالها وبلكه قرنها پيش ار ورود اقوام پارت، پارس و ماد وارد فلات ايران شده اند و در لرستان اطراف آن ساکن شده اند، پس مي توان گفت قوم لر و البته لرهاي لك زبان نه ماد و نه فارس بلکه از نژاد لر(كاسيت)هستند.

البته ذکر اين نكته نيز ضروریست كه هیچ قوم، طایفه و مردمي وجود ندارند كه نژاد آنها دچار اختلاط و دگرگونی نشده باشد. 

فرهنگ

منظور از فرهنگ همان جنبه غير بيولوژيكي انسان است كه تمام دستاوردهای انسان و آنچه را كه در نتيجه زندگي اجتماعي آموخته مي شود در بر مي گيرد. به ديگر سخن فرهنگ راه و روش زندگي و تمام تجربيات يك قوم و يك ملت است، بر اين اساس فرهنگ از اجزاي گوناگوني چون نظام سياسي، اقتصادي، اجتماعي، ديني، موسيقي و هنر، آداب و رسوم، زبان، ارزش ها، ابزار و فنون و غيره تشكيل شده است(امان الهي، 1384 ،9).

فرهنگ را زاييده آن بخش از تراوشهاي ذهن و فراورده هاي فكري مردم مي شناسند كه در بر گيرنده فلسفه وهنر، ادبيات وآيين هاي جا افتاده وديرپا و آميخته با سرشت افراد و دودمان هاي يك جامعه مي باشد. فرهنگ بيشتر جنبه آفرينش، ديرندگي معنوي، ذهني و بنيادي است. آثار ساده و ابتدايي كه بر ديواره غارها كنده شده و بر قبرهاي باستاني نقش بسته و ابزاري كه روي آنها نقش هايي ديده مي شود و نشانهايي كه از رقص ها و آداب ورسوم نخستين  يا اقوام نخستين و غارنشين و بيابانگرد بدست آمده همه گوياي  اين مطلب است كه فرهنگ مردم دانشي است گرانبها كه به ما واگذار شده است(شادابي، 1377، 9).

موسيقي

قوم كهنسال كاسيت در كنار هنر هاي همچون ساخت مفرغ، نقاشي هاي نخستين ديواره غارها و سفالينه ها علاقه وافر به حركات موزون نمايشي و موسيقي داشته است نمونه آن تصوير قطعه سفالي از هزاره چهارم پيش از ميلاد مكشوفه از لرستان است(سيف زاده، 1377، ص5). قطعه سفالي كه از كاسي ها در هزاره سوم پيش از ميلاد در كوهستان هاي زاگرس به دست آمده است تصويري از سه انسان در حال رقص در نزديكي چادرها و كلبه ها نشان داده است كه بسيار شبيه به رقص امروزي لرهاست. در لرستان در هزاره اول  پيش از ميلاد سرپرچم مفرغي مشبكي بدست آمده كه جزء مجموعه پروفسور زاره در موزه لوور محفوظ است. در داخل دايره اين سرپرچم رقص دست به دست چهارنفر با تركيب بندي بديع و ماهرانه اي نشان داده است.(همان منبع، ص8و9). مواردي كه ذكر شد همه و همه حكايت از اين دارد كه رقص دسته جمعي امروز مردم لر نه تقليدي از ديگر اقوام بلكه به يادگار از چند هزار سال پيش و از زمان كاسيان است. قرن ها قبل از اينكه پارت، پارس، ماد و يا هر قوم ديگري در فلات ايران بوده باشد.در مورد تمايز موسيقي لري از موسيقي كردي ذكر چند نكته ضرورسيت:

موسيقي لري در دستگاه ماهور اجرا مي شود و موسيقي كردي در دستگاه شور. ذكر اين نكته ضروريست كه موسيقي مربوط به ترانه هاي لكي و قسمت هايي از جنوب كرمانشاه همه در دستگاه ماهور قابل اجراست. ترانه هاي چون قدم خير، دايه دايه، بزران، كشگله شيرازي، كش طلا، بئنا بئنا از دستگاه ماهور هستند(موسيقي در فرهنگ مردم لرستان، ص152تا169).

موسيقي لري را مي توان در موضوعات زير تقسيم بندي كرد(سيف زاده، 1377):

-         موسيقي و ترانه هاي  غنايي وعاشقانه(قطار، سنگين سماع، هل پركه، دوپا، سه پا شانه شكي و اوشاري )

-         موسيقي و ترانه هاي رزمي(الف: موسيقي بدون كلام حماسي(مقام سحري، مقام نقاره، مقام شاره را، مقام جنگه را، مقام سوارهو)ب: موسيقي با كلام حماسي(بميرم يا مرشدخاني، دايه دايه، دي بوه،جنگ دادآوه، كرمي) متاسفانه اشعار و ابيات دومقام ظفرسلطاني و كريم خاني فراموش شده وامروزه موسيقي آن در عزاداري برخي ايلات و عشايرغرب منطقه لرستان اجرا مي شود، البته ابياتي در مورد كريم خان توسط دختران لر كوهدشتي در ايام قديم به صورت نمايشي اجرا شده است.

-         موسيقي وترانه هاي سوگواري(سحري، پاكتلي، چمري، شيوني، خريوي،يارهو، ياري، هاناي ممدبگ، هاي دووت جان دووت، كريمخاني، ظفرسلطاني، طرز، گله خاك، هوره، مور،پاوه موري، رارا كه شامل رارا پيشكوه و رارا پشتكوه و رارا شيرازي مي باشد. در مورد رارا شيرازي اطلاعات نوازندگان مناطق لرستان از آن در حد نام و نشاني باقي است. شايد اين همان مراسم عزاداري موزوني است كه در برخي مناطق بختياري توسط زنان بنام دنگ دال اجرا مي شود).

-         موسيقي و ترانه هاي فصول و موسيقي ترانه هاي كار (فصل بهار، پاييز كه شامل برزه كوهي، زنگول دار، شير دوشي، مشك زني،ماله ژيري، مراسم طلب باران  

در مورد موسيقي هنگام شير دوشي به ابيات آن در بين لرهاي لك، فيلي و بختياري اشاره اي كوتاه مي شود.

لري فيلي

هي هاها مشگه/ دالكه مشگه/ صد منت رغو/ چل منت كشكه

لري لكي

هي ها مشگه/ دالكه مشگه/ صد منت روينه/ چل منت كشكه

لري بختياري

اي دايه مشگه/ اي جونم مشگه/ صد منت روغن/چل منت كشكه(فرهنگ مردم لرستان، 1377، ص30-33)

-         موسيقي و ترانه هاي طنز كه كتاب پيشينه موسيقي لرستان به موارد زير اشاره مي كند: كاسمسا، هه ناوات، ا كمال، هه دز دز، گل بهار.

-         سرودهاي مذهبي( كلام ياري، كلام ياري يا دوازده امام، شهر بي صدا، كلام خانالماس لرستاني، كلام ياري)

 

 نتيجه گيري اين بخش

با توجه به موارد ذكر شده موسيقي لري احاطه زيادي بر جنبه هاي مختلف زندگي مردمان لر دارد و شايد بتوان گفت كمتر موسيقي در جهان وجود دارد كه اينگونه به كل مسائل زندگي افراد پرداخته باشد. گفتني است كه موسيقي لري با در نظر گرفتن كليت آن زيبا و همه جانبه و كامل است و جدا كردن بخشي از اين كل كاري عبث و بيهوده خواهد بود. چنانكه استاد ايرج رحمانپور در جشنواره كمانچه فرمودند كه" موسيقي لري را اگر به پرنده اي تشبيه كنيم، لكي وبختياري بالهاي اين پرنده را تشكيل داده اند".

موسيقي لكي نيز جزئي از موسيقي لري  و همچون ساير مناطق لر نشين در دستگاه ماهور اجرا مي شود، اين در حالي است كه موسيقي قسمت بزرگي از كرمانشاه(جنوب آن) نيز در اين دستگاه اجرا مي شود، حل آنكه موسيقي كردي در دستگاه شور اجرا مي شود.

لباس لري

لباس زنانه لري

در كتاب فرهنگ مردم لرستان لباس زنانه لري به شرح زير بيان شده است:

كراس:

 تن پوش اصلي زنان لر پيراهن بلندي است از پارچه هاي گلدار و رنگي كه اندازه بلندي آن تا روي زانو مي باشد و آستين هاي بلند و گشاد دارد. بريدگي يقه آن بوسيله يك پولك كه اغلب يك سكه كوچك نقره اي است  بسته مي شود.

كلنجه:

 اين لباس نيم تنه، ركابي و بدون دكمه و آستين است. كه از مخمل مي دوزند و جلوي سينه آن را بوسيله سكه هاي نقره اي گوشه دار زينت مي دهند.

سرداري يا بالكل:

 لباسي است كه بر روي پيراهن(كراس) مي پوشند از پارچه مخمل و معمولا قرمز كه اندازه آن تا سر زانو و آستين هايش تا زير آرنج بيشتر نيست. سراسينه ها و حاشيه جلوي آن را كرمك دوزي مي كنند، اين لباس بدون دكمه و جلوباز است.

يل:

 نوعي كت مخمل است كه نو عروسان و زنان جوان آنرا از مخمل قرمز مي دوزند.

شاوال يا پاپوش:

 اين شلوار را ازپارچه مشكي و محكم مخصوص مي دوزند. دمپاي آن تنگ و چسبيده و گاهي بريدگي چند سانتي متري آن بوسيله پولك و سكه اي بسته مي شود و به وسيله يك بند ضخيم آن را به كمر مي بندند.

آژييه: گيوه اي است مخصوص لرستان

سر ون(گلوني) و كت(kat )نيز كه زنان لر به گونه اي خاص بر سر مي بندند(فرهنگ مردم لرستان،1377، ص100-102).

در مورد لباس زنانه لري بايد گفت كه لباس زنانه لرهاي بختياري  با ديگر لرها داراي تفاوت هايي مي باشد، از طرفي لباس لري زنان لر لرستان حوضه نفوذ وسيعي در شمال وجنوب استان لرستان دارد. در يكي از اييات چل سرو به پوشش اين لباس برتن زنان لر اشاره شده است:

مي مي تو پيري/ گپت قپئائه/ سرداري مخمل/ و تو منائه

 

لباس مردانه لري

اين لباس كه به شال و ستره موسوم است در از يك لباس شكل پالتو بلند تشكيل شده است كه تا زانو كشيده شده است و شالي كه به كمر مي بندند. همچنين كلاه نمدي و گيوه نيز از ديگر اجزائ لباس و پوشش مردانه لري به شمار مي رود.

لباس مردانه لري  با همين مشخصات در بين لرهاي جنوبي(كهگيلويه، بوير احمد وممسني) مرصوم است، البته با اندكي تفاوت. همچنين اين لباس در بين مردم لر فيلي و لك مرصوم بوده و دليل ديگري بر رد ادعاي جدايي قومي لك از لر مي باشد. چرا كه لباس قومي مردم لك نيز چيزي جداي از لباس و پوشش ساير لرها نيست.

در مورد تفاوت هاي لباس بختياري با ساير لر ها بايد گفت كه" لباس امروزي بختياري كه شامل چوخا، دبيت و.. مي باشد، همچنين كلاه فعلي قدمت چنداني ندارد. با بررسي مختصري از روي لباس مردان بختياري در نقاشي هاي سياحان فرهنگي و تصوير هاي بدست آمده آشكار مي شود كه به جزء شلوار و كفش گيوه، باقي اجزاي لباس همه دستخوش تغيير شده است(فصلنامه ولات،شماره1،ص28). لباس مردان لر بختياري در اين تصاوير ونقاشي ها شباهت بسياري به شال و ستره ولباس ساير مردان لر دارد.

نتيجه گيري اين بخش از تحقيق

لباس يكي از نمادها ومولفه هاي لازم يك قوم يا ملت مي باشد و اگر در كنار ديگر مولفه هاي فرهنگي و داشته هاي ديگر يك قوم قرار گيرد به راحتي مي توان مردم آن قوم را از ديگر اقوام تمييز داد، لباس قوم لر متمايز از ديگر اقوام و حوزه نفوذي برابر با پراكندگي اين قوم دارد ومردم لر لك زبان نيز جدا از اين قاعده نيستند.

مردم لر( لك) به چه زباني سخن مي گويند؟

در تحقيق حاضرتاريخ، فرهنگ، موسيقي و لباس مردم لر مورد پژوهش قرار گرفت و همانگونه كه مشاهده شد هيچ تفاوتي بين مردم لك با ساير لرها وجود ندارد و اگر هم در هر كدام از شاخه هاي قوم لر تفاوت اندكي وجود داشته باشد، بايد آن را به حساب فرهنگ والا و كامل قوم لر گذاشت چراكه هر فرهنگ وسيعي چون فرهنگ قوم لر، داراي خرده فرهنگ هايي نيز مي باشد كه خاص هر منطقه است و آن فرهنگ كل به وسيله مجموع خورده فرهنگ هاي ناحيه اي سرپا مي ماند. اين بحث از طرف جغرافيدانان انساني و اساتيد علوم اجتماعي كاملا پذيرفتني است.

دوستاني كه سعي بر مقايسه زبان لكي با زبان كردي مي كنند، معمولا آنرا با گويش هاي كرمانشاهي و گويشهايي كه براي هر لر قابل فهم اند مقايسه مي كنند و كسي لكي را با زبانهاي اصيل كردي همچون، شكاك، كرمانج، زبان كردهاي عراق و تركيه كه بيشترين متكلم را دارند، مقايسه نكرده است. اين در حالي است كه گويش مردم كرمانشاه بشدت از زبان لري تاثير پذيرفته است و كلمات زيادي از زبان لري به مردم اين منطقه وارد شده است.

دكتر عبدالرحمان شرفكندي پژوهشگر فقيد كرد بهتر از هر كسي به اين موضوع اشاره كرده است و در كتاب خويش(فرهنگ لغت كردي) به كلمات زيادي اشاره كرده است كه از زبان لري وارد ربان كردي (عموما كرمانشاه) شده است. كلماتي چون (دت: دختر)،(بان: بالا)....

كه با نگاهي به اين كتاب هر خواننده متوجه اين امر مي شود.

ذكر اين نكته نيز ضروريست كه موسيقي، مذهب وبسياري ديگر از مولفه هاي فرهنگي مناطق جنوب كرمانشاه با قوم لر همخواني بيشتري دارد و تاثيرات زباني نيز به دور از انتظار نيست.

از طرفي بحث لرستان عراق تا حدود بسيار زيادي ما را در اثبات لري بودن زبان لكي ياري مي كند. چراكه زبان لرهاي عراق شباهت زيادي به لكي دارد. هرچند كه مردم لر عراق خود را لر كرد مي دانند واين دور از انتظار نيست چرا كه آنان مدت هاي مديدي رابطه اي با لرهاي ايران نداشته و هر قوم يا طايفه ديگري اگر بود بدون شك در ساير اقوام كرد وعرب عراق اضمحلال مي شد و همينكه بر لر بودن خود واقف وخواستار تشكيل واحد سياسي لرستان عراق را دارند بسيار خوشايند ومسرت بخش است

 

يك دليل روشن ديگر بر لري بودن زبان لكي

حمدالله مستوفي مورخ، زبان لري را فاقد ده حرف(ح خ ش ص ض ط ظ ع غ ق) مي داند(مركز پژوهشهاي فرهنگي موسسه انتشارات اميركبير، 1384 به نقل از مستوفي، 537و 538). در صورت صحت گفته بالا ذكر دو نكته ضروريست

-    بسياري از اين حروف امروزه در زبان لري كاربرد دارد و قرنها پيش كاربردي نداشته است. زبان لري دچار چه تحولاتي شده كه تا اين حد تغيير كرده است؟

-    تعدادي از اين حروف چون(خ) امروزه در گويش لكي نسبت به ديگر گويش هاي لري كاربرد كمتري دارد و تا حد امكان كمتر استعمال مي شود. كلماتي مانند‌| دت(دختر)، شم(shum )(شخم)،گستن(gesten)(هستن)(hesten) به معناي (خواستن)،هوتنhoaten)) به معناي خوابيدن، لت(lut) به معناي لخت، هواردن(hoarden) به معناي خوردن، تم((tum به معناي تخم و بذر و صدها مثال ديگر از اين دست كه در گويش لري فيلي و لكي وجود دارد.

زبان و قوميت

حال بر فرض محال اگر زبان لكي را جزئي جدا از زبان لري بدانيم، آيا اين امر لر بودن لك زبان ها را نقض مي كند؟ خير، چرا كه در تمام حوضه هاي فرهنگي، آداب و رسوم، شيوه زندگي، لباس،موسيقي، باورداشت ها و ساير مولفه هاي فرهنگي مردم لك زبان با ساير لرها مشتركند. 

ماكس درئو در كتاب جغرافياي انساني در مورد زبان و قوميت چنين مي گويد: پاره اي از گروهها با واسطه خصايص بدني از يكديگر متمايز مي گردند و اما به ندرت اتفاق مي افتد كه نژادها و زبانها بر يكديگر انطباق يابند، تا آنجا كه حيطه اين دو به طور معمول فاقد حواشي مشترك است. البته نزد پاره اي از اقوام ابتدايي مانند گروههايي كه به نژاد خويزان(khoisan )  تعلق دارند(هوتانتوتها و بوشمينها) اين انطباق مصداق مي يابد. ولي غالب اوقات چنان است كه شاهد هيچ انطباقي در اين زمينه نيستيم. در فضاي سرزمين هند آنجا كه شبه سياهان با شبه سفيدپوست ها به همزيستي رسيده اند. برخي از سياهان مانند سينهاليهاي ساكن جنوب سيلان به زباني سخن مي گويند كه بيشتر به زبان سفيد پوستان خويشاوندي دارد زيرا كه ريشه آن در زبان هند و اروپايي است.

بسياري از عرب زبانان ساكن شمال آفريقا منشاء نژادي بربر دارند(ماكس درئو، جغرافياي انساني، 1371، ص92).

همانطور كه گفته شد لكي يكي از اصيل ترين گويش هايي است كه مردم لر بدان تكلم مي كنند و جدا از ديگر گويش هاي مردم لر نيست و شايد بتوان بر آن نام مادر زبان لري را نهاد. فراموش نكنيم كه زبان لري شمالي(لكي) تاثيرات زيادي بر همسايه هاي شمالي خود داشته و هيچ گاه نبايد اين امر را فراموش كرد.

منابع تحقیق

۱-سکندر امان الهی بهاروند. موسیقی در فرهنگ لرستان. نشر افکار.میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی کشور.۱۳۸۴ 

۲-سید محمد سیف زاده. پیشینه تاریخی موسیقی لرستان.انتشارات افلاک.۱۳۷۷

۳- مرکز پژوهش های فرهنگی.د موسسه انتشارات امیرکبیر. به سرپرستی معصومه ابراهیمی و پیمان متین.لرها اقوام ایرانی.۱۳۸۵

۴- سعید شادابی. فرهنگ مردم لرستان.انتشارات افلاک۱۳۷۷.

۵- بختیاری به روایت تصویر. فصلنامه ولات. سال اول. شماره اول.زمستان۱۳۸۲.

۶- پرویز رجبی. کریم خان زند و زمان او.نشر ندا.۱۳۷۸

۷- جان کورتیس. تاریخ ایران باستان به روایت موزه بریتانیا.ترجمه آذر بصیر.نشر امیرکبیر.۱۳۸۵

۹- ویلیام کالیکان. باستانشناسی و تاریخ هنر در دوران مادی ها و پارسی ها. ترجمه اسعد بختیار.ناشر پازینه.۱۳۸۵

۱۰- دیاکونف. تاریخ ایران باستان. مترجم روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی.۱۳۸۳

۱۱- رومن گریشمن. ایران از آغاز تا اسلام.انتشارات علمی و فرهنگی.۱۳۸۴

۱۲- محمد سهرابی. همایش توریسم لرستان .۱۳۸۵

۱۳- محمد سهرابی. لرستان و تاریخ قوم کاسیت. انتشارات افلاک.۱۳۷۶

۱۴- مسعود تقی نجات بختیار.لرستان فقط یک استان نیست. فصلنامه ولات.زمستان۱۳۸۵

۱۵- ماکس درئو. جغرافیای انسانی. جلد۱.ترجمه دکتر سیروس سهامی.انتشارات رایزن.۱۳۷۱

۱۶-دره میرحیدر. جغرافیای سیاسی.انتشارات سمت ۱۳۸۰.

 

در قسمت زیر توضیحاتی که آقای احد رستگارفرد در سایت لور در مورد زبان لکی داده اند که بسیار گویا و قابل تامل است

  

: پس از تفاوت های فراوان دستوری، یکی دیگر از مهم ترین تفاوت های آشکار زبان لکی با زبان کردی - که نظر این کمینه و دیگر دوستان را در مورد نیاز به تغییر گروه بندی لکی و هم گروه دانستن این زبان با زبان های لری و فارسی تایید می کند- ، تفاوت فاحش دستگاه و ساختار آوایی ی زبان لکی با زبان کردی - ی معیاری که بر اساس آن خط کردی تدوین گردیده است،-  می باشد. در باب این تفاوت به اختصار باید گفت که :

1 - اختلاف و تفاوت بسیار آشکار و مشخص در تعداد آواهای موجود در دستگاه آوایی این دو زبان .

زبان لکی دارای 48 آوای صامت و مصوت است، حال آنکه زبان کردی نهایتا دارای 35 آوا است. عمده تفاوت موجود میان این دو دستگاه آوایی، از یک سو در تعداد بیشتر صامت های زبان کردی نسبت به زبان لکی است، و از سویی دیگر تعداد بیشتر مصوت ها در زبان لکی نسبت به زبان کردی است.برای نمونه تفاوت بیان صامت « ح » حلقی در زبان کردی، علیرغم تلاشی که برای پنهان داشتن این شباهت دارند، بسیار شبیه همین صوت در زبان عربی است، حال آنکه ادای این صامت در زبان لکی هیچ گونه تفاوتی با ادای صامت « هـ » ندارد. یا وجود واکه ای همچون « ـــٌــ » در زبان لکی و فقدان آن در زبان کردی.

2 – اختلاف و تفاوت در ساختار آوایی ی واژه گان این دو زبان.

برای نمونه در ساختار آوایی واژه گان لکی،

2 – 1 :  در یک واژه، دو مصوت می توانند بصورت متوالی بیایند. مانند : بوض : پدر ، پئضر : پدر

2 – 2 : واژه می تواند هم با صامت و هم با واکه آغاز شود.  آؤ : آب، خٍر : فدا، پیش مرگ

2 – 3 : واژه گان به ندرت به « ان » ساکن خاتمه می یابند.  گؤن، جؤن : جان ، ژو : درد.

حال آنکه در کردی چنین نیست. البته این تفاوت ها بسیار بیشتر از این بوده و به همین موارد ختم نمی شوند، که در اینجا برای رعایت اختصار و پرهیز از اطاله ی وقت از ذکر همه ی آنها پرهیز شد

   

 

17 نظر

  • رشنود

    چندوقت پیش با یکنفر که خودش رو آرش لکستانی معرفی کرد در فضای مجازی بحثم شد که لکها هویت مستقل دارند چرا شما برای گسترش سرزمینی و مقاصد سیاسی سعی دارید بقیه رو کورد معرفی کنید؟اما طرف مقابل من که اصرار میکرد خودش رو لک نورآباد معرفی کند پافشاری میکرد تا اینکه من ازش خواستم چند جمله لکی با ترجمه فارسی بنویسد که دیدم دیگه جوابم رو نداد اونجا بود که فهمیدم پانکورد بوده.راستی چرا تفاوت آوایی در زبان و فرهنگ کوردها نشان از گستردگی داره اما تفاوت در زبانهای لری نشان از یکی نبودن؟؟؟زبان کرمانجی اصل زبان کوردیه_آیا کورد سوران یا مکری زبان کرمانجی را میفهمد؟؟؟احزاب جدایی طلب و مسلح کورد برای گسترش جغرافیای کوردستان و دستیابی به منافع آب,گاز,نفت,معادن و رسیدن به آبهای آزاد خلیج فارس با تاریخسازی جعلی و ردیف کردن کلمات سعی دارند لر را عشیره ای از کورد معرفی کنند!!!!و در حال تبدیل شدن به خطرناکترین تهدید برای هویت مستقل مردمان لر هستند حال با این اوصاف چگونه میتوان به این,افراد زیاده خواه اعتماد کرد؟ایلام و کرمانشاه و نواحی شرقی عراق همگی تجربه نگاه برادرانه به پانکورد بوده و شاهد مرگ هویت لری در این مناطق هستیم.خانم دکتر لمبتون ایرانشناس معروف و شادروان سعیدنفیسی و پروفسور امان اللهی بهاروند از واژه کورد بعنوان شیوه ای از معیشت مبتنی بر گله داری و چادرنشینی یاد کردند کورد اصلا در زبانهای ایرانی به معنی بیابانگرد است و مترادف کلمه Namade فرانسه است که از ریشه کلمه Nomas یونانی به معنی چراننده است و شگفت تر اینکه در زبان فارسی هم کورد را به معنی گله چران و رمه گردان بکار برده اند(چادرنشینان همیشه گله دار بودند و اقتضای کوچنشینی عدم وابستگی به زمین است)در دوره ساسانی طوایف کورد را رم(رمه)میگفتند.مردمان لر کاملأ ایزوله هستند و هیچ رسانه و مدیایی ندارند به همین دلیل هجوم پانکوردها بر ما شدید شده و بیشترین خطر برای لرها از جانب پانکوردهاست که میخواهند از ما استفاده ابزاری ببرند اونا مرزهای سرزمینی خودشون رو بصورت فانتزی گسترش میدن و با خیمه شب بازی لکها رو که زبونشون اندکی مورد هجوم کوردی واقع شده را بجای لر قالب میکنند و از این تلرانس نهایت بهره را میخواهند ببرند.مردم لر بدلیل اینکه امتداد برون مرزی ندارند و نمیتوانند از دستاوردهای فکری و فرهنگی همنژادان خود استفاده ببرند و حامی ندارند این است که براحتی تأثیر میپذیرند.باید هوشیار بود چون پانکوردها در چارچوب تنگ نظرانه و ضدانسانی بدنبال تفرقه میان برادران تشیع هستند.باید آگاهسازی کرد تا به دام تفرقه نیفتیم


  • برزان

    لری بی لک نباشد هیچ کامل_لکم بی لر ندارد جای در دل/لرم هست افتخارم لکزبانی_ز تاریخ کهن دارم نشانی/ز عیلام و ز کاسی و لرستان_ز بابا و ز خوشین و پریشان/منم معیار خوب لریاتی_لکم لر بودن من هست ذاتی/آیا تفاوت آوایی زبان دلیل بر تفاوت نژادی و فرهنگی است؟آیا اشتراکات فرهنگی,آداب و رسوم,اعتقاد,مذهب,پوشش و زیست بوم مشترک ملاک نیست؟زبان ثابت نیست سیال است,زبان یک طیف است تمام گویشهای ایران دارای یک ساختار جمله بندی هستند و یک طیف زبانی اند و هیچکدام از دیگری منشعب نشده بلکه فواصل جغرافیایی وگذشت زمان موجب شده این گویشها دچار تغییرات محسوسی شوند چنین نبودهکه فارسی از روز ازل به همین شکل بوده یا لکی از قدیم تاکنون ثابت بوده بلکه اینان درطی زمان دچار تغییرات و واگرایی شدند.رضاحسنوند(شوریده لرستانی)میگه۲۵سال تحقیق کردم و لکی را زبان ادبی مردم لر میدانم.قدمت مردمان لر به عیلام باستان و کاسیت میرسدچطورممکن است زیرمجموعه کوردهای مهاجر از عراق و دیاربکر ترکیه باشند؟سلطان سنجرسلجوقی نخستین کسی بودکه طبق کتاب نزهه القلوب حمدالله مستوفی صفحه۲۹به مناطق کوهستانی شمالغرب ایران بخاطرمردم گله دار و دامپرورش کوردستان گفت.آیا تا قبل از این دوران درکتابهای مکتوب یا اثری تاریخی به کلمه کورد حتی اشاره کوچکی شده؟زین العابدین شیروانی دربستان السیاحه درقرن۱۹میلادی لکها راازایلات مردم لر میداند.معین الدین نطنزی درمنتخب التواریخ۸۱۶هجری لک را جزو ایلات لر میداند.اسکندربیگ ترکمان درعالم آرای عباسی لکها را لرمیداند.میرزامحمدحسین مستوفی در رساله آمار مالی ونظامی ایران در۱۱۲۸دوره صفوی قوم لر راایرانی وآنها را مشتمل برچهار طایفه فیلی,لک,بختیاری وممسنی میداند.حمیدایزدپناه درفرهنگ لری۱۳۴۳زبان مردم لرستان را لری ولکی میداند.دکترایرج کاظمی درمشایرلر لکی را جزو زبانهای مردمان لر میداند.پروفسورسکندربهاروند درقوم لر لکها را جزو مردم لر میداند.عثمانوندی در بومیان دره مهرگان مینویسد؛لکها در فرهنگ و منشهای تباری با لر همانند و در وجوه اعتقادی همسان هستند.علیمردان عسگری عالم درادبیات شفاهی لر زبانان لک را اصیلترین مردم لر دانسته است.


  • امین حسنوند

    ممن معتقدم اصطلاح زبان لکی غلط است ، این زبانی که مثلا من حسنوند یا ان نورابادی یا الشتری یا هرسینی بدان صحبت می کنیم همان زبانی است که باید ان را لری نامید ، متاسفانه یک مشت مشنگ پیدا شدند که دارند نااگاهانه همه چی ما را به چندتا ایل دیگر میفروشند ، خانواده و فامیل های من هیچگاه هویت لری ما را کتمان نکرده اند و ما مثه این پان لکهای بیسواد از لر بودن خود احساس حقارت نمیکنیم


  • آرنگ

    قضیه لکستان خودجوش نیست اتاق فکرها و دسیسه هایی پشت این قضایاست که اهداف پنهان دارند و تمامأ به ضرر خود لکزبانان است.


  • امیدگودرزی منجزی

    شاید این مطلب که تاریخ سینه به سینه تاریخی دقیق ودر درست بودنش نیاز به فکر داشته باشد اما‌هرچه بیشتر علم به همراه تکنلوژی دست به اطلاعات جدیدی میزند و جسجوها افسانه ها را دوباره به عنوان تاریخ مطرح و تکرار میکند اما با یقین و غیرقابل انکار باید گفت تاریخ سینه به سینه الوار هیچگاه معمن خیالپردازی لاف بزرگپنداری نبوده نیست و لازم ندارد لر درسته که از دو حرف کوچک شکل گرفته ولی نامی بزرگ ودریایی از افتخارات بدنبال دارد لزم است این مطلب سینه به سینه را عرض نمایم ایل لک از تاریخچه بزرگ وطولانی برخوردار است بوجود آمدن ایل لک از ازدواج لرهای دوران کمبوجیه به افتخار ازدواجش با ماندانا مادتبار (کرد) از دختری ماد و از مردی لر که چون وصلتی تاریخی آشتی پذیر و مهم بود بازماندگانشان را بعد از ازدیادشان لک نامیدند لکها بدانند اگر از پدر کرد بودند الان نام ایلشان کل بود نه لک لر باش تا سرافراز باشی

  • مدیر وبسایت

    سلام دوست عزیز درود بر شما . اما باید عرض کنم این سخن شما که نمیدانم بر چه اساسی گفتید اما کذب محض هست . ابتدا عرض کنم که کردها هیچگاه مادی نبودند و اگر هم بودند جز مردم ماد بودند نه اشراف که شما چنین اشرافی کرده اید. و این گفته که بارها عده ای گفته هاند بنده هم شنیدم (که لک ها حاصل ازدواج لر و کرد هست و لک فرزند این دو هست) بنظر کاملا بی اساس هست چرا که لک ها همان طورک بزرگانی همچون کریم خان زند فرموده اند لر هستند و بخشی از لرستان فیلی را شامل میشوند.


  • Lor kermanshahi

    کرمانشاه خاک لرستان فیلی و مردمش لر فیلی محسوب میشود. اگر هم کردی در کرمانشاه هست اینها مهاجرانی هستند ک به این قسمت وارد شدند. طبق اسناد و مدارک موجود که حتی دوستمان در همین وبسایت در قسمت لرهای کرمانشاه وارد کرده کرمانشاه همواره جزیی از لرستان فیلی بوده است. با تشکر از مدیریت


  • خان

    ايول به لرسوووو-لرسو دوست دارم لرسو جونمي لرسو هركجا هستي خدا نگدارت با


  • MAZDAK

    شوربختانه لرها به دست خود تیشه به ریشه اصل و نسبشان می زنند.. چند روز پیش در خدمت پرفسور عبدالمجید ارفعی که تنها ایرانی هستند که خط میخی ایلامی رو ترجمه می کنند در بحثی از ایشان پرسیدم نظرتان در مورد زبان لری چیست؟ایشان در پاسخ گفتند فلانی از دیدگاه من از همدان تا بندر میناب همه لر هستند اما با لهجه های مختلف....


  • دسایس نفوذیان پان کرد

    چندی است در فضای مجازی شاهد آنیم افرادی که آشکارا تحت تأثیر گروهک های تجزیه طلب پان کرد هستند به نام ما مردم لک , به پیاده نظام فریب خورده بدل شده اند و ندانسته بر طبل جدایی میکوبند و ملتمسانه به دست و پای دیگر اقوام افتاده اند که شما را به خدا ما را در لایه های زیرین قومیتی خویش قرار دهید هر چند با استفاده از برخی الفاظ تازه ابداع همچون لکستان داعیه مطالبه حقوق مردم لک زبان سر میدهند. این رفتار و نگرش های مشابه که عمدتأ ناشی از نا آگاهی از تاریخ و پیشینه قوم لور میباشد تا کنون تأثیری بر هویت و تفکر مردمان لک نداشته است اما همین دیدگاه های نا بخردانه بود که در دوره پهلوی اول ، پشتکوه لورستان را تبدیل به استانی خود کرد پندار و نیمه کرد کرده است! حال آنکه با توجه به مستندات تاریخی و تقسیمات جغرافیایی کشوری که مشخص میکند ایلام تا همین چند دهه ی پیش پشتکوه لورستان نامیده میشده و هنوز ریش سفیدان ایلام و لورستان این نکته را به یاد دارند در حالی که این افراد توسط مردم لک به عنوان هم نژاد خود شمرده نمی شوند. حال نوبت به مشتی خود فروخته هویت گریز رسیده که کانالی کذایی به نام لکستان ایجاد کرده و خود را متعلق به قومی میدانند که حتی آنان را به حساب نمی آورند و فقط مورد توجه اندک جدایی طلبان به ظاهر کرد هستند. لازم دانستیم که برای آگاهی این معدود افراد هویت گریز نکاتی را عنوان کنیم:آقای م . ح ادمین کانال تفرقه افکنانه له کستان ۱ ) لک در طول تاریخ به عنوان یکی از مقتدر ترین ، نجیب ترین و اصیل ترین اقوام لور بوده و خواهد ماند و چه افتخاری بالاتر از این که لک ها بخش عظیمی از جمعیت لورستان فیلی ( لورستان ، ایلام و کرمانشاه ) را به خود اختصاص داده اند. لک خود طلایه دار مردمان لور است و صاحب خانه است و خانه و کاشانه شان همینجاست. تأسیس استان جداگانه آنهم برای تسریع نفوذ فرهنگی پان کرد تنها چیزی است که ما لکها نیازی بدان نداریم. تفاوت زبان و گویش همتباران لک هیچ دلیلی بر لور نبودن آنها نیست همان گونه که بختیاری ها و بویر احمدی ها و ممسنی ها هم زبانشان با باقی لور تباران ( مینجایی و ثلاثی ) فرق دارد و البته همه ما دارای واژگان مشترک و سنت های یکسانی میباشیم. پس بر حسب دیدگاه شما آنها ( کردها ) هم باید ساز جدایی کوک کنند و بروند خود را به جای دیگری بچسبانند؟ مگر کرد کرمانجی ، زبان کرد سورانی را میفهمد؟ مگر زازا و هورامی و مکری و … زبان هم را میفهمند؟ دایره شمول مردم لور به گستردگی لک ، ثلاثی ، مینجایی ، بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمدی ، ممسنی ، لیراوی ، ملکی و … میباشد که تازه در این تقسیم بندی لورهای سراسر ایران از شیروان و تربت حیدریه و منجیل و رودبار و قزوین و کرج و ساوه و ورامین و کرمان و جیرفت تا لورهای فیلی عراق که جدیدأ بر اساس جعل آشکار پان کوردها ( کردهای فیلی!!! ) خوانده میشوند هم جای میگیرند. همان رقص و پایکوبی لوری در خیابان های سوعد که شما به سخره اش گرفته اید بیش از دهها میلیون بیننده داشت و خود سند افتخاری است از نجابت و پاکی شیر زنان و شیر مردان لور تباری که در راه اشاعه فرهنگ و شناساندن تمدن قوم خویش از جان و مال خویش مایه گذاشته اند. همان رقص که با پوشیدگی ذاتی گرد آفریدان مردمم همراه بود به درستی لباس و پوشش مردم لور فیلی را به هنر دوستان ایران و خارج از ایران نشان داد. و بهتر است بدانند که بیشتر عزیزان حاضر در آن دسته رقص لک بودند و ما لکها همیشه بر تبار و ریشه لوری خود افتخار خواهیم کرد. تمامی چهره های فعال فرهنگی مناطق لور تبار ایران بجای سنگ تفرقه و جدایی انداختن و فریب این و آن دادن ، همگی در زیر درفش همیشه در اهتزاز لور برای پاسداشت زبان و آداب و رسوم و فرهنگ اصیل لوری از جیب خودشان هزینه میکنند نه برای امثال شما جیره خوار اجانب و ضد انقلاب های ایران ستیز جدایی طلب هستند. لکهای لور تبار که جان عزیزشان را برای دفاع از ایران و دفاع از فرهنگ و هویت خویش داده اند و همه لورستانات به وجود تک تکشان افتخار میکنند کسی که رقص و دستمال بازی لوری را با پوشش شال و ستره و کت و گلونی لوری که تنها عامل شناسان شدن هویت ماست و پیشینه ای کهن دارد را به باد تمسخر میگیرد ، کسی که خود را خارج از دایره لورها و لورستان میداند حتمأ و بدون شک هدفی جز نفاق ندارد و مهره ای بازی خورده است که باید از او و اربابان طرد شده اش پرهیز کرد. حرف آخر اینکه تمام فرهیختگان و جوانان متعهد و آگاه لور بدون وابستگی به جایی و فارغ از اقدامات سیاسی فقط و فقط در راستای اشاعه و ترویج فرهنگ و آداب و رسوم قوم لور در چارچوب قوانین جاری کشور عزیزمان ایران گام بر میدارند و در این راه خطیر از سرزنش عده ای هویت گم کرده و خود فروخته اجنبی پرست که از لور بودن خودشان شرمسارند نمی هراسند این وعده خداست در رابطه با منافقان ( و لا تطع الکافرین و المنافقون ودع اذاهم و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا ) .


  • افسانه داغستان

    یکی از شایعاتی که در لورستان رایج است راجع به زندگی گروهی از لکها در قفقاز است. اولین کسی که این شایعه را فقط بر حسب مشابهت واژه لاکی با لک مطرح کرد آقای دکتر حاجی پور بودند که ادله قوی برای ادعای خود نداشت و فقط بر مشابهت اسمی اکتفا کرده بود. بعدها خواننده ای به نام لک امیر که گرایش هایی به بارزانی رییس اقلیم کردستان عراق دارد شعری خواند که بین داغ داغستان و رنج و درد ایهام ظریفی داشت. این شعر شایعه فوق را بیش از پیش تقویت کرد و باعث ایجاد شایعه ای جدید شد که اصل لک از داغستان است! عده ای هم با شاخ و برگ دادن به این شایعه داستان های تخیلی مانند حضور لکها در سراسر قفقاز تا خلیج فارس در گذشته را داده اند! حتی نام قبلی لهستان و انگلستان را هم لکستان میدانند! بدون آنکه سند و مدرکی برای اثبات گفته های خود بیاورند. اما واقعیت چیست؟ قومی بنام لاکی در قفقاز زندگی می کنند که تشابه اسمی این قوم با لکهای لرستان باعث سؤ برداشت عده ای شده است. زبان کردی ، تاتی و اوستایی در شاخه زبان های ایرانی طبقه بندی شده است در حالی که زبان لاکی قفقاز نه تنها جزو زبان های ایرانی نیست بلکه حتی جزو زبان های هندی و اروپایی هم قرار ندارد و جزو زبان های قفقازی است حال آنکه اگر لاکی های قفقاز با لک های لرستان با این هزاران کیلومتر فاصله ارتباطی میداشت میبایستی زبان آنها جزو زبانهای ایرانی طبقه بندی میشد. میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که لاکی قفقاز و لک لرستان فقط با هم تشابه اسمی دارند و لاکی های داغستان قفقاز ربطی به لکهای لرستان ندارند برخی فقط برای دور کردن نگاه و پیوند لکها از سرزمین تاریخی خودشان یعنی لورستان به دروغ قضیه لکهای داغستان را مطرح کرده اند.


  • میثم

    دزدی شعر و ادبیات و مشاهیر که توسط پان كردها انجام شده و به غارت لرهاي لك مشغولند رو دیده بودیم ولی قوم و قومیت دزدی رو نه!!!!! لک جزیی از لر است!!!!!ما لک هستیم و به اول به لر بودنمان میبالیم بعد به لك بودنمون!!!!! زنده باد لکستان و لعنت بر دشمنان لر


  • زایش خلق لور

    میگویند در قرون وسطی چند دانشمند دور یک اسب جمع شده بودند و به سبک بحث های آن روزگار ( مباحثات ذهنی و تخیلی که اسکولاستیک خوانده میشد ) در مورد تعداد دندان های اسب با هم مباحثه میکردند و استدلال می آوردند. پیر مرد ساده دلی که از آن نزدیک می گذشت و از مباحثات بی معنی و پیچیده آنان تعجب کرده بود ، گفت:بهتر نیست به جای مجادلات بی معنی و بحث های فرساینده دهان اسب را باز کرده و دندان هایش را بشمارید؟؟؟ در مدتی که مباحثات هویتی لری در فضای مجازی رونق گرفته است بحث لر بودن یا نبودن لک ها بیش از نود درصد حجم مجادلات را به خود اختصاص داده است و مانند آن مباحثات قرون وسطایی اشکال عجیب و کمیکی به خود گرفته است. پیشنهاد ما این است که اگر به جای حرف زدن از روی شکم ، دهان اسب تاریخ را باز کنید و دندان هایش را بشمارید ، خواهید دید که لورستان و لور به عنوان یک مفهوم تاریخی و به عنوان یک خلق با تعریف دقیق آن نه تنها در بر گیرنده لکهاست بلکه آنان را به عنوان موتور محرکه و راهبر خود می شناسد. حرکت استقلال جویی، لکها در قالب عناوینی نو ساخته مانند لکستان از دلایل و مبانی قابل درکی برخوردار است اما پاسخی کاملأ غلط و مشوشی اراعه میدهد. لکستان امروز تحرک اعتراضی دانش جویان و فارغ التحصیلان بیکار و ادبا و نویسندگانی است که با نگرشی بسیار کوتاه بینانه تصور میکنند استان شدن تنها راه حل مشکلات است. بخشی از لکها که بیشتر در استان کرمانشاه ساکن هستند متأثر از تبلیغات گروهک هایی همچون:پ . ک . ک و پژاک و کومله و دموکرات کسب پرستیژ و جایگاه را از طریق کرد معرفی کردن خود و اتصال به منبع مشروعیت ناسیونالیسم نو پای کرد دنبال میکنند و از اکنون خصایل شبه _ فاشیستی و دیگر _ ستیزانه شدید بروز میدهند صورت مسعله روشن است جدال ساختگی و مصنوعی لور و لک از عوارض سلطه پهلوییسم و به تأخیر افتادن زایش لور به مثابه یک خلق واحد است. حل مشکلات عمیق و بی شمار از طریق استان کوچکی شدن و یا تبدیل شدن به کرد درجه سوم با اتکاء بر جعلیات و اکاذیب تاریخی و ادبی ممکن است و یا در دست گرفتن نبض تحولات اجتماعی مردمان لور از طریق به عهده گرفتن مجدد نقش فرماندهی و راهبری تاریخ تحول در لورستان فیلی ، زایش خلق لور به مثابه سوژه مقاومت در مقابل وضعیت وبه حاشیه راندن خود کرد پندارها با اتکاء بر اسناد و شواهد روشن و غیر قابل خدشه !!!


  • لر زاده

    میسازمت وطن


  • اصلاح ترمینولوژی لر شناسی:محسن دلفان

    یکی از مهمترین فعالیت های ریشه ای فعالان فرهنگ و هویت بومی لر در نیمه ی دوم دهه ۱۳۸۰ خورشیدی تلاش برای نقد ، جراحی و بازسازی اصطلاحات ، ترمینولوژی و ادبیات لر شناسی بوده است. مطالعات مربوط به شناخت هویت ، فرهنگ و زبان مردم لر تاریخ کوتاهی ندارد ، غیر از سفرنامه ها ، گزارش ها و بررسی هایی که غیر لرها و غیر ایرانی ها نوشته اند ، لر شناسی بومی نیز از همان سال های ما بعد از انقلاب مشروطه و توسط علی قلی خان سردار اسعد ( با کتاب تاریخ بختیاری ) شروع شده است. بنابراین چون هیچ گاه متولی خاصی نداشته ، در هیچ دانشگاهی کرسی نداشته و هیچ گاه جدی گرفته نشده است و از داشتن حداقل ابزار مفهومی و ترمینولوژیک ( واژگانی ) محروم مانده است به گونه ای که تشویش و نا هماهنگی درست در همان چند خط اولی که به معرفی کلیات لر شناسی می پردازند آشکار است. سرزمین گسترده ، زیر شاخه های متعدد و تنوع بالای فرهنگی لرها به گونه ای است که لازم است ادبیات سنتی و آشفته مورد استفاده پیشینیان لر شناسی با نیازهای روز متحول شود. زمانی صرف وجود نام لر برای تمام جمعیت میلیونی ایشان کفایت میکرد اما اینک با تخصصی شدن دنیای مدرن لازم است هر شاخه و پدیده ای در حوزه ی فرهنگی لری نامی داشته باشد وگرنه زمینه ی تشتت و ابهام ایجاد میشود. در کلی ترین سطح ، تقسیم زبان های لری به دو دسته ی لکی و لری ( که در کتاب قوم لر از دکتر اسکندر بهاروند ) و تقسیم بندی مردم لر به سه گروه لر ، لک و بختیاری ( در آثار کسانی مثل حمید ایزد پناه و علی محمد ساکی ) برای فعالان هویت بومی امروزه غیر منطقی و غیر قابل قبول است. این تقسیم بندی در واقع لرها را به دو گروه لر مطلق ( لر مینجایی ) و لر مضاف ( لر لک و لر بختیاری ) تقسیم میکرده است !!! در چنین شرایطی جمله " لکی یکی از زبان های مجموعه لری است " را تبدیل به گزاره ای آزار دهنده کرده است که گویا گوینده معتقد است لکی از جمله شعبات فرعی و زیر مجموعه لری مطلق ( یا همان لری مینجایی ) است ! وقتی گفته میشود لرها سه گروه هستند:لر ، لک و بختیاری ، این بدین میماند که بگوییم:الف دارای سه زیر مجموعه است:الف ، ب و ج . لر = لر + لک + بختیاری . الف = الف + ب + ج . فرمول فوق وقتی پذیرفتنی خواهد بود که ب و ج صفر حساب شده باشند . واضح است که چنین شرایطی برای ب و ج آزار دهنده خواهد بود زیرا احساس میکنند در این ادبیات ناقص نادیده گرفته میشوند. لذا لازم است کلمه لر به گونه ای استفاده شود که تصور نشود به یک گروه نزدیک تر و از یک گروه دورتر است. همان طور که زاگرس واژه ای است که یکسان به تمام کوهستان آذربایجان تا فارس اطلاق میشود ، لر نیز باید کلمه ای باشد که یکسان به تمام زیر مجموعه هایش تعلق دارد به طوری که وقتی گفته میشود لری اگر پسوندی نداشته باشد تنوع و رنگارنگی به ذهن متبادر گردد نه یک گویش یا منطقه یا شهری خاص !!! به خاطر همین لر شناسی ناقص است که مثلأ در خرم آباد پرسیده میشود شما لر هستی یا لک ؟ یک حسنوند به ناچار لک را برگزیند و در این صورت به طور ضمنی خود را غیر لر معرفی کرده است !!! لر شناسی نوین فرمول فوق را چنین اصلاح کرده است:لر = مینجایی + لک + بختیاری + ثلاثی + بویر احمدی و … ایده باز تعریف لر و به عبارت دیگر جراحی ادبیات لر شناسی به این اصل بر میگردد که لر شناسی به عنوان یک رشته علمی حق دارد با تولید و تدقیق واژگان و مفاهیم مورد نیاز خود زمینه ی گسترش و دقت بیشتری را فراهم کند ، به همین منظور فهرستی از واژگان وارد لر شناسی نوین شده اند که یا:۱ ) در گذشته رایج بوده اند اما اکنون فراموش شده اند ( مثل واژگان فیلی ، ثلاث و مهکی ) . ۲ ) یا زایشی هستند و اخیرأ بر حسب نیاز به منابع لر شناسی راه یافته اند ( مثل مینجایی ، جنوبی ، فارسلری و … ) . برای پیش برد فعالیت اجتماعی لری لازم است تلاش بیشتری برای شیوع این ادبیات عمیق ، منظم و هدفمند در میان عامه ی لرها صورت بگیرد. در حال حاضر دسته بندی مردم لر در این ادبیات جدید آن گونه که در برخی کتاب ها ، نشریات ، سایت ها و شبکه های مجازی به چشم میخورد تقریبأ به شکل زیر است:لرهای فیلی = شامل لک ها ، مینجایی ها ، ملکی ها و کلهرها / لرهای ثلاثی:شامل مردم ملایر ، نهاوند ، بروجرد ، تویسرکان ، کنگاور و شازند / لرهای بختیاری:شامل مردم چهار لنگ و هفت لنگ / لرهای جنوبی:شامل مردم ممسنی ، کهگیلویه و بویر احمد .


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • لرخان

    کردا اگه ایران واسشون مهم بود پرچم جدایی دست نمیگرفتن و این همه حزب و گروهک داخلشون نبود کرد ها برای استقلالشون نیاز به ایجاد یه شایعه قوی و حرج و مرج تو ایران دارن که فکر کردن از طریق لرها میتونن به خواستشون برسن از قدیم گفتن شرف سگ به از آن دلبر روبه صفت است


  • میثم اقبالی بیرانوند

    با سلام و احترام ؛ ضمن تشکر از بابت راه اندازی این سایت و ارائه این حجم عظیم اطلاعات مستند و دقیق در خصوص ملت بزرگ لر درود بر ملت بزرگ و شریف لر از هورامان تا هرمزگان، از افغانستان تا داغستان، از آذربایجان تا ارمنستان و گرجستان و عراق و تدکیه و سوریه و لبنان و همه نقاط این کره خاکی که نامی از ملت بزرگ لر وجود دارد بنده مفتخرم که لر هستم و زبان مادری ام لکی است، نژادم کاسی و ایل و تبارم بیرانوند است همانگونه که مستحضر هستید ایل بزرگ بیرانوند بعنوان پرچمدار نژاد لر لک همواره و در طول تاریخ و بالاخص در سه صده اخیر نقش بسیار مهمی در تاریخ سیاسی و اجتماعی لرستان بزرگ از هورامان تا هرمزگان ایفا نموده است و از بدو پیدایش خود توانسته است با قدرت تمام از هویت خود در مقابل بیگانگان و دشمنان مقاومت نماید همانطور که در کتب تاریخی نویسندگان مختلف داخلی و خارجی آمده است ابر ایل بیرانوند (که خود متشکل از 11 ایل و 77 طایفه و 125 تیره می باشد ) در زمان نادر شاه افشار (که بنا بر مستندات جدید تاریخی خود از ایل دلفان و لر لک زبان بوده است) در نبرد با ترکان عثمانی ارتش عثمانی را شکست داده و آن ها را تا شمال شام (مرکز ترکیه امروزی ) به عقب راندند و گواه این ادعا وجود حدود 6 میلیون لر لک زبان در ترکیه و در دل کردهای زازا و شکاک می باشد که کردهای ترکیه همواره از آن ها بعنوان نماد شجاعت و شرافت و مردانگی یاد می کنند در زمان کریم خان زند با شکست دشمنان داخلی و خارجی بزرگترین حکومت لر زبانان تاریخ بعد ازاسلام را برقرار کردند که تا امروز از آن بزرگ مرد بعنوان عادل ترین شاه شاهان یاد می شود در زمان قاجار و پهلوی اول شجاعانه با قوای دولتی و نیروهای روس و انگلیس درگیر شده و شکستی دندان شکن و حقیرانه را بر آنان تحمیل کردند و ننگ این شکست تا پایان تاریخ پیکره اسطوره بریتانیا را لکه دار خواهد کرد و گواه این ادعا اعدام و تبعید سران این ایل به دورترین نقاط کویر خراسان و سیستان ایران و افغانستان است در زمان پهلوی دوم با رهبری دکتر هوشنگ اعظمی بیرانوند (ملقب به چگوارای ایران ) نقش بزرگی در ملی شدن صنعت نفت ایفا نمودند . . . . . و اما در زمان جنگ تحمیلی با دفاع از خاک لرستان و ناموس ملت لر شرافت و اصالت و تمدن و تاریخ سرشار از افتخار خود را به رخ دنیا کوشیدند و بعد از دوران جنگ تحمیلی با کسب بالاترین رتبه های علمی داخلی و خارجی توانستند نگینی دیگر بر تابلو افتخارات ملت لر بیفزایند... . . . . . با مطالعه این تاریخ سرشار از افتخار و ابهت، فارس های مزدور کولی که توسط انگلیسی ها به خاورمیانه رانده شدند و ملت بومی لر را مزاحم برنامه های استراتژیک روس ها و انگلیسی ها برای غارت و چپاول ملت ایران می دیدند با نقشه های کثیف و استعماری خود و پانکردهای بی اصل و نسب که چیزی برای ارائه نداشتند با شعار "کردستان و لرستان، پیوندتان مبارک) برنامه پاکسازی نژادی و کردسازی سرزمین های لر نشین را شروع نمودند اصل اولی پانکردها یعنی (ملت واحد، زبان و موسیقی و لباس واحد) و اصل دوم آن ها یعنی (دستیابی به آب های آزاد خلیج فارس جهت توسعه تجارت دریایی) موجب گردید تا حمله ای رسانه ای و برنامه ریزی شده به خاک، لباس، زبان، موسیقی و هویت ملت لر را آغاز نمودند نتیجه این حمله نیز پیکر پاره پاره ملت لر در بیش از 20 استان داخلی و چندین استان خارج از مرزهای این سرزمین و در کشورهای خارجی است . . . . . بیائید ملت لر، خاک لرستان، لباس لری، موسیقی لری، زبان لری و هویت لر را زنده کنیم هورامی، کلهر، لک، فیلی، ثلاثی، مینجابی، بایری، ماسانی، بختیاری، کومزاری همگی لر بوده و هستند و خواهند بود ایل بزرگ بیرانوند با جمعیتی بالغ بر 2 میلیون نفر و پراکندگی در 7 استان مختلف و با مرکزیت بیرانشهر لرستان خود را قویا لر می دانند اینکه مابقی لک زبان ها بعلت ضعف هویتی و حقارت شخصیتی خود را کرد می دانند هیچگدنه تاثیری در اصل هویت ملت لر ندارد این ها همان خائنانی هستند که همواره و در برهه های مختلف تاریخی با فروش هویت و ناموس و وطن خود ننگ بی غیرتی را به دوش کشیده اند شما همان بهتر که کرد باشید، چراکه خیانت در اصل ارتباطی با ملت لر ندارد بروید و مثل همیشه ما را تنها بگذارید تا با غم بی پناهیمان در غم غربت سرزمین مادری مان سورنای چمریانه بنوازیم و اشکی بریزیم . . . . . ولی روزی خواهد رسید که ما دوباره خود را احیاء خواهیم نمود و در آن روز سفره خانوادگی ما جایی برای نشستن شما خائنان که بدون لقمه ای نان سگ دست آموز بیگانگان شدید نخواهد داشت... . . . . ما دگر بار تاریخ را فراموش نخواهیم کرد و خیانت شما را در قلبمان حک می کنیم تا کینه ای آتشین شود و این آتش شما را خواهد سوزاند...



آخرین مقالات