چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نخست وزیری که به اتهام لری حرف زدن، برکنار شد!

مخالفان، نجف قلی بختیار را به بی سوادی متهم می کردند. شاید امروزه برخی لرهای تجددگرا نیز "لری حرف زدن نخست وزیر" را عامل کاهش جایگاه او بدانند. ولی نجف قلی بختیار، با همین یک کار خود، نامش را در تاریخ مردم لر جاودانه کرد و نشان داد "سواد قومی" و "سواد سیاسی راهبردی" وی بسیار بیشتر از کسانی است که با دو کلاس درس دانشگاهی گمان می کنند دستیابی به رفاه در گرو فرار از هویت و گمخویشی و فراموشی زبان و رسم لری است.

نخست وزیری که به اتهام لری حرف زدن، برکنار شد!

نجف قلی بختیار (معروف به حاج نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیاری) پس از مشروطه دو بار در تهران به نخست وزیری رسید. تشکیل کابینه توسط این دولتمرد لر بختیاری، با جوسازی سنگین انیران و کویرنشینان قومگرا همراه شد. تا آنجا که کابینه وی را کابینه ایران ندانسته و «کابینه لری» می نامیدند تا به این وسیله دولت قانونی وی را تخطئه کنند.

 سرکوب "زبانی" دولت توسط مخالفان، رویداد خطرناکی بود که سلف او - کریمخان زند لر - نیز به آن گرفتار آمده بود و تنها با زیرکی خاص خود و با اختیار کردن عنوان "وکیل الرعایا" از زیر بار "کودتاچیان فرهنگی" که مدعی بود «لر بودن» با «شاه بودن» منافرت دارد، رندانه فراز رفته بود.

بارها نمایندگان مخالف نجف قلی بختیار در پارلمان مشروطه که در پی مجاهدت سواران بختیاری از تیغ تیز استبداد محمدعلیشاهی رسته بود، نطق می کردند و وی را به خاطر "لری حرف زدن" متهم به بی سوادی می کردند. نجف قلی بختیار، به لری حرف زدن افتخار می کرد و جز در ملاقاتهای رسمی، با زبان لری و گویش بختیاری سخن می گفت و حتی اگر مخاطب، ادعا می کرد زبان وی را نمی داند از وی می خواست مترجمی از میان ملازمان و سواران بختیاری نخست وزیر برای خود اختیار کند. به این ترتیب، نجف قلی بختیار خواستار به رسمیت شناخته شدن زبان لری در فضای اداری و سیاسی آن روز کشور بود و این امر، به مذاق انیران و کویرنشینان قومگرا خوش نمی آمد.

مخالفان، نجف قلی بختیار را به بی سوادی متهم می کردند. شاید امروزه برخی لرهای تجددگرا نیز "لری حرف زدن نخست وزیر" را عامل کاهش جایگاه او بدانند. ولی نجف قلی بختیار، با همین یک کار خود، نامش را در تاریخ مردم لر جاودانه کرد و نشان داد "سواد قومی" و "سواد سیاسی راهبردی" وی بسیار بیشتر از کسانی است که با دو کلاس درس دانشگاهی گمان می کنند دستیابی به رفاه در گرو فرار از هویت و گمخویشی و فراموشی زبان و رسم لری است.

امروز و در قرن بیست و یکم، چه بسیارند کسانی که مهندس و دکتر هستند ولی بی سوادند. "سواد قومی" و درک راهبردی از نقش هویت در دستیابی به رفاه و توسعه پایدار ندارند و خودفروشی فرهنگی پیشه کرده اند و هنوز در جهل مرکب خویش گمان می برند که آنکه لری حرف می زند بی سواد است و من که فارسی می گویم باسوادم! زهی خیال باطل.

در این باره، مطالعه ی متن زیر را به همه مردم لر بویژه به دختران و پسران جوان قوم بختیاری توصیه می کنم چرا که باید از افتخارات تاریخی خود در حرکت تاریخی مردم لر باخبر باشند و بدانند که پایتخت بلامنازع حکومت اتابکان لر شهر «ایذه» در خاک منطقه لر بختیاری بود و شهرهایی نظیر خرم آباد و ملایر و بروجرد هم با همه اهمیت تاریخی شان زیرمجموعه ای از این حکومت یکپارچه لر بودند. همچنین به دختران و پسران جوان لر توصه می کنم با مطالعه تاریخ پرافتخار حکومتگران لر به پایتختی ایذه بختیاری، دست در دست هم دهند و شکوه گذشته را بازسازی کنند و از افراد ناآگاه یا بدخواه که با نوشتن کتابهای مسموم و ساختگی، در کوره ی داغ تعصب شهرستانی خرم آباد، بروجرد و ملایر و غیره می دمند برحذر باشند. سردیاری مردم لر در گرو یکگری و گئوگری است.

این تذکر را لازم دیدم چرا که برآنم جریان هویت خواهی لری از دو سو مورد حمله قرار گرفته است:
الف) کسانی که می خواهند محوریت قوم بختیاری در حرکت تاریخی مردم لر را انکار کنند و شهرهایی محترم همچون خرم آباد و... جایگزین آن کنند و جریان استانگرایی همچون خوزستان گرایی و لرستان گرایی را جایگزین آن کنند و جریان هویت خواهی مردم لر در قرن ۲۱ را به مرزهای تقسیمات استانی که ساخته دست رضاشاه است محبوس و محدود کنند.
ب) کسانی که می خواهند قوم بختیاری را از مجموعه حرکت تاریخی مردم لر منفک کنند و راهی جداگانه در پیش گیرند یا به سوی ادغام فرهنگی در پارسگرایی پیش روند. این هر دو، کاری اشتباه و خیانت به آرمان و منافع مشترک ملت لر است.

اخیراً وبسایت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران در گزارشی به قلم "ابراهيم حديدی"، مخالفت انگلیس با دولت صمصام را پشت پرده عزل نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیاری نخست وزیر مشروطه دانست و بهانه هایی همچون «لری حرف زدن نخست وزیر» را ساخته دست عوامل انگلیس برای عزل وی معرفی کرد. هرچند برخی تعابیر موهنی که نویسنده به کار برده، خالی از زهر نیست ولی به کار آید:

زماني كه ائتلافي از نيروهاي گوناگون و حتي متضاد براي عزل نجفقلي خان صمصام‌السلطنه بختياري و صدارت حسن وثوق‌الدوله همصدا شده بودند شايد خيلي‌ها نمي‌دانستند كه در دولت وثوق «ماليه و قشون ايران زير نظر معلمان و فرماندهان انگليسي قرار خواهد گرفت». آرميتاژ اسميت و ژنرال ديكسن، براي ماليه و اداره قشون حاضر به يراق بودند.

بحرانهاي بسياري سبب رويگرداني از صمصام‌السلطنه بود. خشكسالي و قحطي بيداد مي‌كرد. خاكساري از اين بالاتر نبود كه سفارت امريكا در محله‌هاي فقيرنشين دم پختك بار مي‌گذاشت. «سال دمپختكي» احمدشاه خود گندم دولتي را در انبارها احتكار مي‌كرد و به نرخ گران مي‌فروخت، و بدان سبب به « احمد علاف» اشتهار يافت.

شاه امر به استعفا كرده بود: «شما ديگر وزير نيستيد و استقامت شما در برابر شاه عواقب وخيم دارد». صمصام نمي‌توانست چشم از قدرت بدوزد. پيشتر دندان آجيل خوريش را كشيده بود. آن‌قدر تمول داشت كه وسوسه پَرِ جبرئيل نشود. آنچه پيرمرد را دله مي‌كرد «سوداي قدرت» بود: «ما استعفا نمي‌دهيم، شما ما را معزول كنيد». وي حتي تا مدتها پس از تشكيل دولت وثوق بر سر حرف خود مانده بود: «من از مقام خود استعفا نداده‌ام. اين مرد، قاچاقي آمده است. گرداننده اين بازي معناً شاهزاده فيروز ميرزاي نصرت‌الدوله بود».

نجفقلي خان با همه سادگي اين مطلب آخري را چه خوب فهميده بود. بدون وجود نصرت‌الدوله قرارداد ۱۹۱۹ و مثلثِ « وثوق‌الدوله، نصرت‌الدوله و صارم‌الدوله» كامل نبود.

آشي كه در سفارت انگليس براي ايران پخته بودند آن قدر شور بود كه وثوق‌الدوله نيز به فغان درآمده بود :

اي كاش كه ما نيز بمانيم و ببينيم
تا عاقبت كار از اين فتنه چه زايد

كاري كه اين مرد مبادي آداب و خوش قريحه كرده بود از آن لٌرِ عامي كه قدري هم لكنت داشت برنمي‌آمد. و مگر نه اينكه يكي از اتهامات صمصام‌السلطنه براي بركناري، (لری حرف زدن او بود که از آن بعنوان) بی سوادی او (تعبیر شده) بود: «رئيس‌الوزراي امروزه مملكت ما شايسته نيست كه زبان فارسي را هم نتواند حرف بزند و با خودي و بيگانه فقط و فقط لري حرف بزند».

آخرين نقش صمصام‌السلطنه، كدخدامنشي در ماجراي قوام و كلنل محمدتقي خان پسيان بود. صمصام‌السلطنه حكومت خراسان را پذيرفت و كلنل حضور صمصام را مغتنم مي‌شمرد ولي به « ملاحظات زياد» از رفتن طفره رفت. قتلِ كلنل به شمشير صمصام ميسر نبود و اين آخرين نقشي بود كه از وي بر جاي ماند. 

15 نظر

  • syfa

    زبان لری۱۲مصوت دارد.کتیبه بیستون طبق گفته پروفسوراسکندربهاروند۳۰واژه لری دارد.پروفسور ویلر تکستون استاد زبان فارسی دانشگاه هاروارد کتابTales From Luristanرا شامل دستورزبان لری به دو زبان لری و انگلیسی تألیف کرده است و به صورت دو واحد اختیاری تدریس میکند.مقالاتی از پروفسور ریچارد نلسون فرای مبنی بر ویژگیهای زبان لری دارد.راولینسون,مینورسکی,ژوکوسکی,او مان,دیاکونوف,ارانسکی,یارشاطر,ویندفر,مکنین و حتی پژوهشگران لر تفاوتهای لری با کوردی را متذکر شده اند.نیکیتین زبان باستانی لری را از کوردی جدا میداند و میگوید لرها به زبان خاص خود حرف میزنند و خاورشناسان درایشان به چشم کورد نمینگرند.بارون دوبد درسفرنامه خودسال۱۸۴۵میگوید؛زبان لرها پارسی شکسته است و حاوی بسیاری ازکلمات واصطلاحات قدیمی منسوخ شده است وایرانیها آنرا پارسی قدیم میدانند.راولینسون درسفرنامه لرستان ص۱۱۳زبان لری را مشتق ازپارسی باستان میداندکه همزمان با زبان پهلوی بطورجداگانه صحبت میشده است.دانشنامه ایرانیکا شهرهای خانقین,بدره,مندلی ازکشورعراق راغربی ترین محدوده گویشوران لرفیلی میداند.لرستان جزو سرزمین پهله بوده بهمین خاطرگویشها وسروده های لرستان رافهلوی,پهلوی,فهلویات یا پهلویات مینامند.إیما ضمیر ما در لری است که درپهلوی اشکانی هم به همین شکل وجود دارد و در خط یازدهم کتیبه پهلوی شاهپور اول ساسانی درحاجی آباد فارس هم آمده است(واژگان اشکانی وساسانی در زبان لری,نوشته دکترغلامرضا کرمیان صفحه۴۷)إیمرو هم در پهلوی بصورت ایمروچ هست.درفارسی از واژه معطلی استفاده میکنند ولی در لری اینگلات بکار میبرند که تازی نیست.گری بسا هیسه میام=چندلحظه صبرکن الان میام_حتی یک واژه تازی دراین جمله لری برعکس فارسی نیست و جز به جزش ساسانی است. د ویرم نمنه=تو حافظم نیست_فردوسی؛بپرسید نامش ز فرخ هجیر , بدو گفت نامش ندارم به ویر/مکیس درفارسی امروز معنایی ندارد درحالیکه در زبان لری به معنی مهمانی است.درشاهنامه آمده؛نشانه نهادند بر عصر ریز , سیاوش نکرد هیچ با کس مکیس/برار ساسانی است ایواره=عصر در اندرزنامه های مذهبی ساسانی آمده.پروفسور ویلر تکستون؛زبان باستانی لری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای ایران باستان بویژه پهلوی ساسانی میرسد.زبان باستانی لری درساخت آوایی و دستورزبان ویژگیهای خاص خود را داراست


  • متینا

    لری از زبانهای ایرانی شناخته شده جنوبغربی میباشد.زبان باستانی لری با وجود موارد تشابه فراوان با فارسی معیار,دارای موارد افتراق فراوان هست.از نظر واجی بعضی واجها در گویش لری هست که درفارسی نیست.بعضی وندهای اشتقاقی یا تعویضی در زبان لری هست که در فارسی نیست.شباهت بعضی واژه ها بدلیل عضویت در یک خانواده زبانی(زبانهای ایرانی)است.زبان باستانی لری و فارسی هر دو دنباله فارسی میانه از قرن سوم پیش ازمیلاد تا قرن هشتم ونهم بعدازمیلاد هستند که به تدریج دچار تغییر شدند.حمدالله مستوفی درقرن۸هجری درتاریخ گزیده ما را از وجود زبان لری آگاه میسازد.زبان لری دارای گویشها و لهجه های متفاوتی درگستره سرزمینهای لرنشین است و حوزه جغرافیایی وسیعی را دربر میگیرد و دارای چندین میلیون گویشور است.همه مردمان لر از نظر نژادی لر(عیلامی و کاسیتی)هستند ولی در مناطق مختلف به لحاظ گویشی خصویتهای فرهنگی و سنتهای خاص خود را یافته اند.گویشهای لری دستور زبان و واژه مشترک دارند و تنها تفاوت آنها آوایی است.ناسیونالیست افراطی و عشیره ای کورد هرطور شد حق تدریس به زبان مادری را بدست آورد چیزیکه در اصل پانزده قانون اساسی آمده است الان در دفترچه انتخاب رشته زبان وادبیات کوردی و ترکی و عربی و فارسی هست چرا زبان لری که جمعیت گویشورانش از کوردی بیشتر است,نیست؟مردم ما هم اگر حقوق حقه که در قانون آمده را مطالبه گری کنند حتمأ موفق خواهند شد.


  • لر زاد

    بسیاری از گویشهای زبان لری در برابر نفوذ روزافزون زبان رسمی درحال از میان رفتن هستند و امیداست که همه,اندیشمندان در جهت حفظ,حراست و آشکار نمودن پیوند میان گویشهای زبان لری با دیگر زبانهای هم خانواده ,اهتمام جدی خود را بکار بندند و همچنین در سطح کشور شاهد مکانهایی برای تدریس و گسترش زبانهای بومی و محلی باشیم تا هویت و یکپارچگی ملی ما بیشتر شود و فرهنگ غنی نیاکانمان را تا ابد نگهدار باشیم.از عللی که به زبان لری توجه کافی و علمی نشده است این بوده که نه شبکه های استانی برنامه هایشان به زبان لری نیست نه فرهنگستانی هست نه در دانشگاه تدریس میشود(حداقل بصورت دو واحد اختیاری) و نه به زبان لری نشریه ای داریم.خب طبیعتأ مردم بجای لغات کهن لری کلماتی را که از رسانه ها و ارتباطات روزانه وامگیری میکنند را جایگزین میکنند و اصطلاحات کهن بدست فراموشی سپرده میشوند


  • مرداس

    خدا رحمتش کند این بزرگمرد لر را که چه سختیهایی کشید تا مشروطه به ثمر برسد.حالا کویرنشینان(کانون تحجرات مذهبی)که زمان مشروطه جزو مخالفین و منتقدین مشروطه بودند امروز سهم مردم لر را به کیسه خود میریزند و از مشروطه اصفهانی یاد میکنند!!!در میان لرها یک جوانمرد پیدا شد که با هزار اسب به مشروطیت کمک کرد یکی از سران ایل سکوند لرستان بود که از مجاهدان مشروطه پشتیبانی میکرد و یکبار هزار سوار و هزار پیاده به اعانت و امداد لرهای بختیاری برای تصرف تهران که در دست مستبدین بود فرستاد(۱۳۲۶قمری_۱۹۰۷میلادی).کتاب هزارستان دکترابراهیم باستانی پاریزی صفحه۲۷۶ و مقاله پرویز اذکایی در مجله آینده سال چهاردهم.


  • پسر بختياري

    بسیار عالی


  • سایوری

    طبق اسناد تاریخی , اولین کسی که در ایران قانون کاپیتولاسیون را لغو کرد نجف قلی خان صمصام السلطنه بختیاری ( رییس الوزرای وقت ) بود که در مقابله با بیگانگان در دفاع از هجوم و دسیسه برای بازگرداندن محمد علی شاه قاجار ، صد هزار تومان از دارایی شخصی خود را صرف کرد.


  • فرهادی

    درود بر هرچی لرهست


  • سلیمانی

    ممنون


  • الیاسی

    در صفحه ی ۱۳۰ کتاب "اقتدار گرایی ایران در عصر قاجار" نوشته دکتر محمود سریع القلم آمده که:از تفریح شاهان نکبت بار قاجار , تماشای خر سواری زنان بود. درست در همان زمان , ادیسون مشغول آزمایشهایی بود که منجر به اختراع لامپ برق شد. وقتی که مملکتی نیکانش چنان باشند , بدانش چگونه بوده اند!!!


  • قاسم

    تو لری مو هم لرم هر دو از ایران/سرزمینم ایذه هست این جای شیران


  • Mahdi

    بازگو نمودن کردار و اندیشه بزرگان کمترین کاراست که می توانیم جهت قدردانی از زحمات آن بزرگان انجام دهیم. وظیفه تک تک ما است که با بازگو نمودن کارهای بزرگ این عزیزان به خود و نسلهای آینده یادآور شویم که شرایطی که در آن زندگی می کنیم مدیون زحمات بزرگان گذشته است و دینی به گردن ما است که باید آن را ادا نماییم. امیدوارم ذکر زحمات تمام بزرگان بدون تعصب باشد و دانسته یا نادانسته باعث ایجاد تفرقه و ضربه به منافع ملت ایران نشویم.


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • دیر بجنبیم ونزوعلا میشویم !

    ونزوعلا تا سال ۱۹۵۰ چهارمین کشور ثروتمند جهان بود حدود ۹۵ % از کل صادرات ونزوعلا را نفت تشکیل میدهد و هرگونه نوسان قیمت نفت ، میتواند ونزوعلارا به کشوری ثروتمند یا فقیر تبدیل کند. بحران اقتصادی ونزوعلا زمانی آغاز شد که قیمت نفت در ۱۹۸۰ رو به کاهش گذاشت به تبع درآمد ارزی این کشور کاهش یافت و خزانه خالی شد. با افزایش بدهی خارجی و کاهش تولید نفت ، چاپ پول بدون پشتوانه شدت گرفت و ارزش پول کم شد و تورم سه رقمی شد تا حدی که مردم ونزوعلا برای خرید یک عینک مجبورند ۵ ماه کار کنند ! دو سیاستی که تیر خلاص را به اقتصاد ونزوعلا زد :کنترل غیر واقعی قیمت ارز و عدم کنترل حجم پول بوده است که متأسفانه هم اکنون در اقتصاد ایران نیز شاهد اصرار بر این دو سیاست اشتباه هستیم. شاید مهمترین کاری که میتواند به بازسازی اعتماد مردم ایران کمک کند تعامل با دنیا و ارسال پیام صلح و دوستی مردم ایران به سایر کشورهای جهان ، به ویژه کشورهای منطقه باشد. تحت کنترل درآوردن تورم ، ایجاد نرخ واقعی و پایدار ارز و فراهم آوردن زمینه برای جذب سرمایه های خارجی و … میتواند گامهای بعدی نجات اقتصاد ایران باشد. اقتصاد دانان خط فقر در ایران را برای سال ۹۷ بیش از ۶ میلیون تومان پیش بینی کردند این درحالی است که سخنگوی دولت فرمودند حقوق کارمندان امسال افزایش پیدا نمیکند ! اما قیمت همه کالاها هر روز در حال افزایش است گوشت ۶۰ هزار تومان شده اما حقوق کارمندان همانی بود که هست ! واقعأ نمیشود با حقوق کارمندی در روزگار فعلی یک زندگی ساده را اداره کرد. سی روز زندگی با حقوق کارمندی در جامعه ای که هر روز شیر _ گوشت _ برنج و روغن یک قیمت متفاوت دارد سخت است ، در جامعه ای که در عرض یک شب اجاره خانه دو برابر میشود زندگی با حقوق کارمندی سخت است. کارمندان زیر آوار گرانی دارند زنده به گور میشوند مسؤلان چاره اندیشی کنند.


  • دکتر محمود سریع القلم:چرا احساس بی ثباتی میکنیم ؟

    ایران ، کشور افراد است و نه سیستم ها. الفاظی مانند:رویه _ قاعده _ قانون _ آیین نامه و چارچوب در توسعه یافتگی کشورها مقدس هستند. اصولأ سیستم ها هستند که توسعه را هدایت میکنند. اما در پیشبرد بسیاری از امور در جامعه ما ، در نهایت باید رضایت افراد را جلب کنیم تا آنکه طبق مقررات و آیین نامه ها عمل کنیم ! بی دلیل نیست در آلمان ساعت ۵ بعد از ظهر همه محل کار خود را ترک میکنند تا بروند و زندگی کنند چون لزومی ندارد تا ساعت ۱۲ شب جلسه بگذارند ، جلسات فراوان به معنای نا هماهنگی و معرف فقدان رویه و قاعده است. طی ۱۷۰ سال تجربه تحول در ایران ، نتوانسته ایم مهمترین فرآورده مدرنیته که سیستم سازی در همه عرصه ها است را ایجاد کنیم. تقریبأ حل هر مسعله ای تابع رأی ، سلیقه ، خواسته ها ، منافع و حتی مزاج افراد است. این وضعیت به صورت طبیعی فراز و نشیب دارد. انسانها همیشه حالات ثابتی ندارند و افکار و تمایلات روحی آنها ممکن است در شرایط مختلف متفاوت باشد و تحت الشعاع منافع آنی باشد. متکی بودن به افراد بی ثباتی می آورد !!! در حالی که رویه ها و سیستم ها ثبات دارند و شهروندان میتوانند خروجی آنها را پیش بینی کنند. از سال ۱۳۵۰ شمسی به بعد نه تنها به طرف سیستم نرفته ایم بلکه به صورت مقایسه ای با کشورهای هم طراز خود ، غلظت نقش فرد در تصمیم گیری ، تصمیم سازی و حکمرانی را به شدت افزایش داده ایم. امروز در جهان ، سیستم ها ، خطاها را تشخیص میدهند و نه افراد ! بنابراین ، بی ثبات هستیم چون با درصد بالا ، تحت تأثیر قضاوت افراد هستیم نه سیستم ها . کره جنوبی سیستم است ولی کره شمالی توسط فرد و افراد خاص اداره میشود. ابهام در سیاست گذاری ها:به طور اعجاب آوری علاقه فراوانی داریم در خانواده ، در ادارات ، در جامعه ، همه جا تقریبأ ، امور را و افراد را کنترل کنیم. کنترل را بر روابط قاعده مند ترجیح میدهیم. چون کنترل را بر مدیریت اولویت میدهیم ، به یک خصلت ضد توسعه مجهزیم:ابهام !!! بدون شفافیت در سیاست گذاری ها ، برنامه ریزی ها و قواعد نمیتوان پیشرفت کرد چون شفافیت ، اطمینان خاطر می آورد. به همان دلیل که با افراد دمدمی مزاج نمیتوان عمارت دوستی ساخت ، در شرایط ابهام هم نمیتوان برنامه ریزی کرد و آینده ای مطمعن بنا کرد. شهروند و کارآفرین آلمانی به ثبات اندیشه ها و سیاست گذاری ها در مدیریت کشور ، اطمینان ذهنی ، روانی و عینی دارد و میتواند طراحی کند و به ثبات روندها در سالهای آتی ، اعتماد داشته باشد. ما به ابهام علاقه داریم چون میخواهیم کنترل کنیم ! ابهام و کنترل کردن ، نقش فرد را افزایش میدهد و سیستم سازی را مختل میکند. اکثر کشورها در حوزههای امنیتی قابل پیش بینی نیستند. اما در امور اقتصادی ، مالی ، بانکی ، مالیاتی ، شهری ، اجتماعی ، مدنی ، فرهنگی و آموزشی بسیار شفاف و روشن هستند این شفافیت ثبات می آورد. تأثیر سیاست خارجی بر زندگی مردم:دوره روابط دولتها تقریبأ پایان یافته است ؛ امروزه عصر شبکه سازی است ! شبکه سازی با شرکتها ، مؤسسات ، مراکز تحقیقاتی و بنیادها . شبکه ها کارها را پیش میبرند. اکثر دولتها ، ارتباط این شبکه ها راذتسهیل میکنند. نگاه سنتی به روابط بین الملل و راضی کردن یا تقابل با دولتها اندیشه ای است که به قرن گذشته تعلق دارد. سیاست خارجی یعنی شبکه سازی با جهان ، یعنی روان کردن ارتباطات میان شبکه های تولیدی ، علمی ، نوآوری داخلی با هم قطاران بین المللی خود ! آنهایی که تولید میکنند میخواهند بیاموزند از هر فردی ، از هر ملیتی ، از هر قومی. توانایی مهم است و نه ملیت و محل تولد !!! در جهان شبکه ها ، مهارت مهم است و نه جغرافیا !!! وقتی سیاست خارجی مبتنی بر رهیافت روابط بین الدول باشد ، دچار فراز و نشیب میشود و به درگیری های لفظی و امنیتی منجر میشود. آلمانی ها اهمیت نمیدهند چه فردی و با چه روحیه ای در کاخ سفید است ؛ آنها با هزاران شبکه تولیدی / علمی / آموزشی / فناوری و بازارها در جامعه آمریکا کار میکنند. این نوع رهیافت ثبات می آورد. منافع مشترک تعریف میکند و از خصلتهای منفی فردی مانند:عصبانیت _ مزاج _ پیش داوری و سوء برداشت فاصله میگیرد. نگاه ما ایرانیها به سیاست خارجی متعلق به واقعیات امروز جهانی نیست و با فرض های قدیمی مدیریت میشود. این نگاه بسیار فراز و نشیب دارد و به صورت ساختاری ، شبکه ها را از هم جدا میکند و نتیجه آن بی ثباتی و درگیری های مدت دار میشود. سیاست خارجی برای بهره برداری از امکانات بیرونی است. هند شاید بهترین و موفق ترین نمونه باشد. از شرق:چین _ ژاپن _ روسیه _ دنیای عرب و جهان غرب استفاده میکند تا شاخص های زندگی و کار را در داخل بهبود بخشد. سیاست خارجی با ثبات به معنای ارتباط با شبکه های تولیدی _ علمی و فن آوری است. اصلی در روانشناسی سیاسی است به نام Groupthink که این مفهوم به این معناست:عده ای که مثل هم فکر میکنند ، مثل هم برداشت میکنند و منافع مشترک دارند ، وقتی تصمیم سازی میکنند خطاها و اشتباهات فراوانی را بدون آن که آگاه باشند مرتکب میشوند. خروجی گروه های منسجم ، عمومأ دچار آسیب است چون؛ تمامی زوایای یک موضوع را نمی بینند ، اطلاعات ناقص است و اعضای گروه برای حفظ انسجام آن گروه ، یکدیگر را نقد نمی کنند. در فضاهای تصمیم سازی ، اگر نظر متفاوت و مخالف وجود نداشته باشد ، تصمیم سازی مختل است. برای آنکه ثبات ایجاد کنیم باید در نوع تصمیم گرفتن و تصمیم سازی تجدید نظر کنیم و در جلسات ، تکثر برداشتها و دیدگاه ها را گرد هم آوریم تا از همه زوایا موضوعات را ببینیم. جان اف کندی اینگونه تصمیم میگرفت:پیرامون یک موضوع / از درون دولت و از بیرون دولت / مخالف و موافق موضوع را گرد یک میز بزرگ جمع میکرد. خود دور از همه در گوشه ای می نشست و به جدل فکری این گروه گوش میکرد. یادداشت برمیداشت. سؤالات خود را مینوشت. در انتها آنها را مطرح میکرد. سپس با شنیدن تمامی دیدگاه ها و پاسخ به سؤالات خود ، تصمیم میگرفت. اگر، از این روش و اینگونه روشها برای تصمیم سازی بهره نبریم از جهانی که با سرعت قابل توجهی در حال حرکت است عقب میمانیم ! مدیریت توأم با کنترل و ابهام به فقر و انزوا منجر میشود.


  • لرستان با مصوبات کاغذی هر روز محرومتر میشود

    ملکشاهی نماینده خرم آباد و چگنی در مجلس گفت:لرستان با مصوبات کاغذی هر روز محرومتر میشود. لرستان به جای پایلوت اقتصاد مقاومتی نیازمند جهاد اقتصادی است. مردم در جنگ اقتصادی سپر بلا شدند. وعده های دولتمردان برای توسعه لرستان به کجا ختم شد؟ از وزراء باید پرسید چند سطر از آن همه مصوبه کاغذی و رنگارنگ توسعه لرستان محقق شده است؟ محصول پایلوت اقتصاد مقاومتی شدن لرستان با آن همه هیاهوی و همایشهای پر هزینه چه بود؟ پروژه های نا تمام عمرانی که بر زمین مانده اند از کدام محل تأمین اعتبار میشود؟ لرستان به جای پایلوت اقتصاد مقاومتی نیازمند توجه ویژه دولت و سرمایه گذاری صنعتی در لرستان برای کاهش معضل بیکاری است!!! دولت باید در سریعترین زمان ممکن ، سهم لرستان را از توسعه بپردازد. امیدواریم از این پس دولتمردان جلسات و کارگروه هایشان را در پایتخت برگزار کنند و با دست پر به لرستان وارد شوند چون مشکلات لرستان با وعده و وعید حل نمیشود.



آخرین مقالات