چهار شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

صلاح الدين ايوبي

صلاح الدین ایوبی یکی از نام آوران تاریخ است که تا الان به عنوان یکی از مشاهیر کرد او را می شناختم .در حین مطالعه مطلبی در خصوص زندگینامه این شخصیت تاریخی در یکی از وبلاگ های کردی با این جمله مواجه شدم "صلاح الدین ایوبی از پدر و مادری لر متولد شد".اول این مطلب را زیاد جدی نگرفتم ولی وقتی به منبع آن که" قاموس الاعلام ترکی"بود مواجه شدم این دیدگاه به سراغم آمد که شاید "لرتبار "بودن او صحت داشته باشد و با توجه به اینکه اکراد، لرها را یکی از چهار شاخه کرد(کرمانج،سوران،گوران و لر) می دانند و بسیاری از مشاهیر لر را با استناد به همین نظر در زمره مشاهیر کرد معرفی می کنند ممکن است علت اینکه صلاح الدین ایوبی در طول تاریخ بعنوان یکی از مشاهیر کرد معرفی شده است همین باشد. در زندگینامه صلاح الدین ایوبی آمده است:صلاح‌الدین ایوبی (۵۳۲ هجری قمری - ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی ایرانی تبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود. صلاح‌الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تویسرکان واقع در همدان امروزی از پدر و مادری لر به دنیا آمد.

صلاح الدين ايوبي

 

 

زندگینامه صلاح الدین ایوبی:

صلاح‌الدین ایوبی (۵۳۲ هجری قمری - ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی ایرانی تبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود.
صلاح‌الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تویسرکان واقع در همدان امروزی از پدر و مادری لر به دنیا آمد. او خدمات خود را در دربار اتابک زنگی ازدست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد که بعدها در مصر جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح‌الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر گرداند تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود.
مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاح‌الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود. او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز و یمن و نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل آنها را مجبور به ترک قسمت‌های زیادی از خاک فلسطین نمود.
وی بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال1193 در دمشق درگذشت. بعد
از مرگ او امپراتوری‌اش میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال1390 در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.

منبع:وبلاگ کردی مالپه ری سوفی بله (به نقل از ):قاموس الاعلام ترکی

 

 

صلاح‌الدین ایوبی، لُر یا کُرد یا کُرد لُرتبار؟

 

صلاح الدین ایوبی یکی از نام آوران تاریخ است که تا الان به عنوان یکی از مشاهیر کرد او را می شناختم .در حین مطالعه مطلبی در خصوص زندگینامه این شخصیت تاریخی در یکی از وبلاگ های کردی با این جمله مواجه شدم "صلاح الدین ایوبی از پدر و مادری لر متولد شد".اول این مطلب را زیاد جدی نگرفتم ولی وقتی به منبع آن که" قاموس الاعلام ترکی"بود مواجه شدم این دیدگاه به سراغم آمد که شاید "لرتبار "بودن او صحت داشته باشد و با توجه به اینکه اکراد، لرها را یکی از چهار شاخه کرد(کرمانج،سوران،گوران و لر) می دانند و بسیاری از مشاهیر لر را با استناد به همین نظر در زمره مشاهیر کرد معرفی می کنند ممکن است علت اینکه صلاح الدین ایوبی در طول تاریخ بعنوان یکی از مشاهیر کرد معرفی شده است همین باشد. در زندگینامه صلاح الدین ایوبی آمده است:صلاح‌الدین ایوبی (۵۳۲ هجری قمری - ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی ایرانی تبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود. صلاح‌الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تویسرکان واقع در همدان امروزی از پدر و مادری لر به دنیا آمد.

 

 چرا لر بودن صلاح الدین ایوبی گم شد؟

سوال اینجاست که چرا هویت ایرانی صلاح الدین در ایران خیلی کم رنگ است؟ و یا چرا معروفیت ایرانی بودن صلاح الدین به اندازه ی سلمان فارسی و یا تاج محل ویا.. نیست؟ و یا در حالت کلی تر چرا ایرانیان در مقابل عراقیها – که به پر رنگ کردن تکریت به عنوان زادگاه صلاح الدین می پردازند- به معرفی شهر تویسرکان که صلاح الدین از آنجا برخواسته نمی پردازند؟

صلاح الدین ایوبی قهرمان جنگهای صلیبی است که با تدابیر و لیاقت خود توانست عظمت و اقتدار مسلمانان را در برابر اروپاییان به اوج برساند. حکومت او (ایوبیان) در سرزمینی از فرات تا نیل و در همسایگی حکومت خوارزمشاهیان ایران در حدود سالهای 564 تا 648 هجری قمری است. صلاح الدین پس از فتح هتین ، دولت عیسوی بیت المقدس را از میان برداشت و در ظرف سه ماه بر اورشلیم دست یافت بعد از آن پس از یک سال و نیم جنگ ، بین مسلمانان و مسیحیان صلحی سه ساله بر قرار شد بدون آنکه مسیحیان از این جنگها نتیجه ای بدست بیاورند.

 اما آنچه که برای ما لرها جالب است محل تولد اوست که قومیت او را مشخص می کند. متاسفانه برای محل تولد این شخصیت دو مکان – که قدری از هم دورند – در تاریخ ثبت شده است. در کتاب " قاموس الاعلام " جلد ششم اثر شمس الدین سامی فراشری چنین نوشته : «صلاح الدین ایوبی در سال 1136 میلادی در تویسرکان واقع در همدان امروزی از پدر و مادری لر به دنیا آمد ...» بنا بر بعضی از منابع تاریخی مانند قاموس الاعلام صلاح الدین یک لر است.

اما در منابع دیگری – که بیشتر منابع جدید عربی و یا کردی می باشند –محل تولد صلاح الدین، نه در همدان، بلکه در شهری دورتر در عراق به نام "تکریت " - که همانا محل تولد صدام حسین است - می باشد. بنابر این افتخار شخصیت صلاح الدین در بین سه قوم عرب، کرد و لر در تعلیق بوده است. در این تعلیق تا حدودی می توان استنباط کرد که چرا شهر تکریت به عنوان زادگاه صلاح الدین بسیار پر رنگتر از شهر همدان ( تویسرکان ) معرفی شده است.

لرها : متاسفانه ضعف فعالیت های فرهنگی و پژوهشی لرها باعث شده که آنها در این میدان تصاحب شخصیت مهجور مانده و قائله را به توافق مسالمت آمیز بین عربها و کردها واگذار کنند.

عربها :عرب زبانان نسبت به کردها و لرها جمعیت بیشتری داشته پس در رای اکثریت، برنده ی میدان هستند همچنین چاپ و نشر کتب هم در نزد آنها به خاطر جمعیتشان بیشتر است پس در نشر بیشتر، اشاعه ی رای هم در بین آنها، بیشتر است. عربها بیشتر منابع ای را تبلیغ و اشاعه میدهند که در راستای بزرگ کردن قومیت آنها باشد .به طور کلی عربها متمایلند که صلاح الدین یک عرب و یا نهایتا یک کرد شهروند عربی معرفی شود تا بدین وسیله به نوعی از افتخارات اعراب ، محسوب شود.

صدام حسین: از طرفی صدام حسین دیکتاتور عراق – متولد شهر تکریت - به عنوان یک فرد عرب از نظر مالی و سرمایه برای اشاعه و تبلیغات ، آنچنان دستش باز بود که خیلی راحت می توانست یک مهره ی تاریخی را تا حدودی به نفع خودش تغییر دهد. صدام حسین ، سودای نشستن بر مرکب مشاهیر تاریخی را داشت گاهی مانند پادشاهان آشور و سومر دستش را بالا میبرد . گاهی هم خودش را فرمانده ی قادسییه می دید در این میان اگر شهر تکریت به عنوان زادگاه صلاح الدین تثبیت قطعی پیدا می کرد در آن صورت صلاح الدین و صدام حسین همشهری خواهند شد .از آنجا که لیاقتهای صلاح الدین در جهان اسلام و در برابر اروپائیان بسیار مشهود است صدام هم با پر رنگ کردن شهر تکریت ، - به عنوان زادگاه صلاح الدین – قصد داشت خودش را همشهری صلاح الدین معرفی کند و از طرفی هم از افتخارات ایرانی بودن او بکاهد بنابراین او برای اینکه مهر قطعیت بر تکریت بزنند و یا به اصطلاح عام آنرا تابلو کنند. کاری کرد تا در نقشه ی سیاسی عراق یک استان به نام صلاح الدین ثبت شود .استان صلاح الدین عراق به مرکزیت شهر سامراء است که شهر تکریت در فاصله ی 50 کیلومتری شمال سامراء قرار دارد.

کردها : کردها به عنوان مهمترین حامی فرهنگ لری در جهان، در طول تاریخ، قدری غافل بوده و در تفحص، حساسیتی به خرج نداده اند آنها در منابع، همین قدر که قومیت کرد بودن صلاح الدین را دیدند آن را پذیرفتند و دیگر به مابقی آن، که چه لطمه ای به سایر اقوام و یا لرها وارد میشود توجه شایانی نکردند و در کل، تمام منابع را بررسی نکرده اند.

اگر چه سایت های اینترنتی کردی جزء اولین نشریات جدیدی هستند که به لر بودن صلاح الدین، صحه گذاشته اند و در واقع جزء اولین کسانی هستند که به تبلیغ همدان (تویسرکان) به عنوان محل تولد صلاح الدین مبادرت کردند اما متاسفانه در منابع قدیم کردی مثل تاریخ مردوخ و یا شرفنامه، زادگاه صلاح الدین، شهر تکریت معرفی شده است. شاید بتوان گفت برای کردها، مخالفت با شهر تکریت و یا پر رنگ کردن شهر همدان (تویسرکان ) زیاد اهمیتی ندارد آنچه برای آنها اصل و مهم است فقط کرد بودن اوست که خوشبختانه در همه ی منابع تاریخی چه عربی و چه فارسی، به کرد بودن صلاح الدین صراحتا اشاره شده است. و همین به رسمیت شناختن قومیت کردی صلاح الدین برای آنها کافی بوده است. و اما با توجه به اینکه بخش زیادی از کتاب شرفنامه به لرها اختصاص یافته و همچنین از آنجا که صاحب شرفنامه چند سالی درشهر همدان اقامت داشته است بنابر این بعید به نظر می آید که شرف خان بدلیسی در انتخاب نام تکریت تعمدی داشته است به نظر می آید او از منابعی مثل قاموس الاعلام بی خبر بوده است .

فارسها: از آنجا که حکومت ایوبیان خارج از مرزهای کشور ایران بوده بنابر این جای بحث زیادی در تاریخ ایران ندارد در واقع پرداختن به ایوبیان ، به نوعی پرداختن به تاریخ جهان اسلام می باشد که معمولا از حوصله ی کتب درسی خارج است اما نباید فراموش کرد که ایوبیان ، ایرانی تبار و از لرهای استان همدان بوده اند.

اما سوال اینجاست که چرا هویت ایرانی صلاح الدین در ایران خیلی کم رنگ است؟ و یا چرا معروفیت ایرانی بودن صلاح الدین به اندازه ی سلمان فارسی و یا تاج محل ویا.. نیست؟ و یا در حالت کلی تر چرا ایرانیان در مقابل عراقیها – که به پر رنگ کردن تکریت به عنوان زادگاه صلاح الدین می پردازند- به معرفی شهر تویسرکان که صلاح الدین از آنجا برخواسته نمی پردازند؟

جواب شاید کاهلی اندیشمندان و نویسندگان ایرانی در معرفی شخصیت یک قهرمان ایرانی بنام صلاح الدین باشد و در مرتبه ی دوم شاید این باشد که صلاح الدین با خیانتی که در حق شیعیان فاطمی کرد زیاد مورد علاقه ی ایرانیان شیعه نیست. خیانت او به این صورت است که :"حکومت شیعی فاطمی بیشتر بلاد اسلامی را فرا گرفته بود اما در موقعی که عاضد، آخرین خلیفه ی فاطمی در بستر احتضار بود صلاح الدین امر داد تا خطبه را بنام مستضیء خلیفه ی عباسی بغداد خواندند و این تغییر بدون زحمتی از طرف مردم (به ناچار) پذیرفته شد و به جای مذهب تشیع فاطمی مذهب تسنن و طریقه ی شافعی رسمیت یافت"و از طرفی دیگر هم ، شیعیان فاطمی به خاطر اینکه راه انحراف رفته و دوازده امام و خیلی از مبانی شیعه ی اثنی عشر را قبول ندارند مقبول شیعیان ایران نیستند پس مردم شیعه ی ایران رفتاری بیطرف گونه ، پیش گرفتند که نه صلاح الدین محبوبیتی دارد و نه فاطمیان.

با توجه به این موارد توضیح داده شده ، اگر مشکلات و مسائل فوق وجود نداشتند ، قطعا لر بودن صلاح الدین ایوبی مشهودیت بیشتری پیدا میکرد. هنوز هم تا حدی می توان جبران مافات گذشته را کرد به این صورت که با تلاش دست اندر کاران لر، مجسمه ی صلاح الدین (به عنوان آرمان پیروزی فلسطینیان) در یکی ازمیادین شهر تویسرکان و یا خرم آباد و شهرهای دیگر لرنشین نصب شود و یا ساده تر اینکه خیابان یا یک مرکز عمومی به نام صلاح الدین لر ثبت شود.

 

منابع :

1 – فرهنگ شش جلدی معین. تالیف دکتر محمد معین . انتشارات امیر کبیر سال 1380

2 – شرفنامه تاریخ مفصل کردستان .تالیف شرف خان بن شمس الدین بدلیسی به اهتمام ، ولادیمیر ولییامینوف زرنوف . انتشارات اساطیر 1377

3 – تاریخ مردوخ . شیخ محمد مردوخ کردستانی (فاضل شهیر ) نشر کارنگ . چاپ سازمان فرهنگی - سیاحتی کوثر1379

4 – نقشه ی سیاسی کشور عراق .تهیه و چاپ از موسسه گیتاشناسی .شماره نقشه 184

12 نظر

  • دریکوند

    خود نام ایلام یادآور تمدن عیلام باستان است که طبق تألیفات پروفسور والتر هینتس درکتاب شهریاری عیلام_دکتر رومن گیرشمن در تاریخ ایران قبل اسلام_خانم دکتر مارسلا رمپوف هلندی عیلام شناس_دانیل تی پاتس در تاریخ عیلام_پیرآمیه در تمدن عیلام_دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران باستان صفحه ۶ و…همگی اذعان داشتند عیلامیان باستان نیاکان ملت لر هستند.و نژاد عیلامیان هم آسیانیک بوده نه سامی.برخی مناطق پشتکوه (حسین آباد) خود کرد پندار هستند.وگرنه بنده به شخصه در دانشگاه سنندج که دانشجو بودم و به چشم دیدم که خود کرد پندارها زبان سورانی را متوجه نشدند و سورانیها به اونا لقب کرد مصنوعی و پلاستیکی دادند.کردهای اصیل در منطقه اردلان هستند و بیشتر روی سنیت و مراسمات اسلامی و زبان سورانی تأمید دارند.خود کرد پندارها ما احتیاجی به انیشتن نداریم پیشکش خودتان که از فقر مشاهیر در رنج اید و التماس مردم و گروههای لر را میکشید که جمعیت و وسعت پیدا کنید.لر هیچوقت کرد نبوده و نمیشود و نخواهد بود.


  • رشنو

    این شعر رو تقدیم میکنم به خود کرد پندارها:مردم بیمایه تا لب بر سخن وا میکنند_خویش را در پیشگاه خلق رسوا میکنند/ نیست در آنان توان نغمه خوانی در چمن_چون وزغ از دور در مرداب غوغا میکنند/ چون نمی بینند غیر از پیش پای خویش را_نکته ها را با قیاس نفس معنا میکنند/ با وقاحت در چنین آشفته بازار سخن_بهر نانی نام را با ننگ سودا میکنند/ در پی تمجید جمعی جاهل عالم نما_یاوه های خویش را تکرار بیجا میکنند/ ما سخن از درد میگوییم و این بی دردها_حرف ما را چون نمی فهمند حاشا میکنند/ تنگ چشمانند یوسف را نمی بینند و عیب_چون کنیزان بر نظرگاه زلیخا میکنند/ چون اصالت نیست در گفتار و در کردارشان_هر زمان نقشی به رنگ روز اجرا میکنند/ پای در گل ماندگان ساحلند و بی سبب_دعوی پهلو زدن با موج دریا میکنند/ در شگفتم با کدامین جرأت این نابالغان_داخل کفش بزرگان ادب پا میکنند/ در ازای آبرو بر باد رفتنهایشان_در شگفتم کاین,سیه بختان چه پیدا میکنند...شعر از قدرت اله شباب_مجموعه شعر:رقص در غبار صفحه ۲۸۰ ضمنأ چرا پیامهای این افراد معلوم الحال را چاپ میکنید؟ اینان مگر پیامهای ما را در سایتهایشان نمایش میدهند؟


  • بهروزی

    هوگو گروته در سفرنامه اش صفحه ۲۷ که سال ۱۹۰۷ به پشتکوه سفر کرده مینویسد:در پشتکوه یگانه زبان لری است و از هر صد نفر حتی یک نفرم فارسی نمی فهمد ولی هستند کسانی که در جنوب پشتکوه عربی صحبت میکنند.با روی کار آمدن رضا خان میرپنج و شکنجه_تبعید و قتل عام مردمان لر خصوصأ مینجاییها و لکها توسط قشون رضاخان با همکاری کردهای مزدبگیر به قول غلامرضا مصور رحمانی ( سرهنگ ستاد هوایی ) در کتاب کهنه سرباز_جلد یک_صفحه ۵۵ نوشته:یعنی لرها را واقعأ قلع و قمع کردند بطوری که پشتکوه برای سالها خالی از سکنه شد به همین جهت به سپهبد امیر احمدی عنوان قصاب دادند.در صفحه ۶۶ آورده:فقط آن عده ای از لرها که به عراق گریختند زنده ماندند و بقیه تمام کشته شدند.در کتاب سرزمین شگفت انگیز نوشته ویلیام داگلاس که سال ۱۳۲۸ به لرستان سفر کرده و کتاب ملک دلگیر امیدعلی حاتمی که خاطرات لرهای تبعیدی است به کشتار مردم لر اشاره کردند.در کتاب ( قلم سرنوشت ) اثر جعفر شهری آمده:رضاخان پس از سرکوب ایلات و عشایر لر برای اینکه تا دگر باره متحد و متفق نشده و ایجاد مزاحمت نکنند آنها را از سرزمین های خود نفی بلد نموده و متفرقشان گردانید در یکی از کشتارهای سپهبد امیر احمدی در جنگهای لرستان بیش از هجده هزار بودند که حدود ده هزار نفرشان را با سوزاندن کشتند و بیش از صد و چهل هزار لر که در جابجایی و اسارت نابود شدند و از غارت و چپاول که سربازانش دست را بخاطر دستبند و گوش را بخاطر گوشواره بریدند فجایعی که در کوچ دادنهایشان ده یکشان در اثر صدمات راه و بی کفشی و زجر و شکنجه های مأمورین و گرسنگی و تشنگی به محل تبعید و اسکان نمیرسیدند و از نوامیسشان در صور و احوالی که قلم از شرمشان سر باز میزند هتک حرمت میگردید رفتار و کرداری که گویا هر قدرت تازه به حکومت رسیده ای (رضاخان) در این خاک جهت تمشیت و جلب قلوب مردم!!! دستور کار و در اولویت میباشد.دکتر داریوش رحمانیان در کتاب ( ایران بین دو کودتا ) صفحه ۱۲۹ مینویسد:قساوت و خشونتی که امیر احمدی در سرکوب لرها به کار برد در مواردی چنان بود که گویی فاتحی بیگانه و خونریز با قومی کاملا بیگانه طرف است.در کتاب ( رضاشاه و شکلگیری ایران نوین ) اثر استفانی کرونین صفحه ۳۲۳ آورده که:کوششهایی که توسط دولت برای اسکان عشایر بوسیله دولت در لرستان انجام شد ضعیف_غیر واقع بینانه و غیرکارشناسی بود و با روشی خشن , تند و گاه قتل عام گونه به اجرا گذاشته شد.نقش همسایه های لرها چگونه بود؟ آیا از لرها حمایت کردند یا بالعکس از رضاخان پاداش گرفتند؟

  • مدیر وبسایت

    اینجا صفحه صلاح الدین ایوبی هست نه رضا شاه


  • جواب خود کرد پندار

    در لابه لای سطور این معلوم الحال جز توهین به مردم لر چیزی نهفته نیست.توهین بی دلیل به آیت الله العظمی بروجردی رهبر شیعیان جهان_توهین بی جهت به مردم پلدختر_تمسخر مردمان لر (لرجان)_ملت خواندن کردها_اهانت به ایل اصیل رشنو که نام و نشان از باستان دارند.نام رشنو به عنوان ایزد عدالت و دادگری در منابع تاریخی به کرات آمده بعنوان مثال در واژه نامه پازند اوستایی صفحه ۱۹۵ و در واژه نامه مینوی خرد صفحه ۲۰۴ آمده که نشان از اصالت و صلابت این ایل است و جالب توجه شما باید عرض شود که رشنوها در چندین استان حضور دارند.اگر برخلاف ادعاهای شما که هیچگونه سند و تاریخی در منطقه ندارید به بازگویی منابع تاریخی بپردازیم اهل تفکر نیستیم؟ شما مورخان و سفرنامه نویسان و کتیبه ها و آثار تاریخی را متصف به صفت بی ارزشی میکنید چون حقیقت زمانشان را گفتند چون ادعای شما را رد میکنند.شما واعظ غیر متعظی.زبان هم را نفهمیدن چه ربطی به تاریخ دارد؟ در تعریف زبان آمده:دو گونه زبانی که سخنگویان آن , دو فهم متقابل ندارند زبانند. در تمام مناطق کردنشین تفاوتهای آوایی_واجی_واژگانی و دستوری مشاهده میشود و این لهجه نیست بلکه زبانهای مختلف است.ارانسکی زبان شناس روس میگوید زبانهای کردی آنچنان تفاوت دارند که باید آنها را زبانهای مختلف دانست.ولی پانکردها در عین اختلافات عدیده سعی دارند کرد را یک جامعه یکدست معرفی کنند.مردمان لر به گواه منابع تاریخی ساکنان اولیه پشتکوه بودند و از زمان اتابکان لر و والیان لر در قرن ۶ هجری تا قرن ۱۳ هجری ملک ایلات و طوایف لر بوده است و لرها ۸۵۰ سال تاریخ مکتوب در این ناحیه دارند.حالا آن مهاجرانی که از موصل عراق برای خوش خدمتی به رضاخان به مزدوری پرداختند و طبق کتاب جعفر شهری در قلم سرنوشت صفحات ۲۸۹ تا ۲۹۱ و کتاب کهنه سرباز صفحات ۵۵ و ۶۶ به قتل عام لرها پرداختند و سرزمینشان را غصب کردند و تازه لرها را مهاجر میدانند!!! توهین خود کرد پندار را چاپ کردید امیدوارم دفاع ما را هم چاپ کنید


  • امین بیرانوند

    واقعأ برای تویی که بی جهت به آیت الله العظمی بروجردی توهین کردی و مردم بی آزار ملاوی و پلدختر را مسخره کردی برات متأسفم مارو شرمنده ادبت کردی

  • مدیر وبسایت

    دوست عزیز خودتون نارحت نکنید . توهین کردن نشان از عجز و ناتوانی شخص مقابل هست که چون حرفی برای گفتن ندارد دست ب دامان توهین میشود. منتها ما پیام های این دوستان بی ادب را هم منتشر میکنیم تا بدانند تیم نگین زاگرس به همه ازادی بیان میدهد چراکه جواب قانع کننده برای همه قشری را دارد. هدف سایت نگین زاگرس معرفی قوم بزرگ و سلحشور لر در چارچوب قانون کشور میباشد.


  • میرچناری

    از عزیزان مسؤل سایت وزین "نگین زاگرس" تقاضامندیم برای حفظ حرمت و کرامت اقوام , ابتدا کامنتها را خوب حلاجی و بعد منتشر کنید. الان افراد مغرض و بدخواه قوم لر برای به حاشیه بردن بحث اصلی , طبق عادت معمولشان پیامی را میگذارند که کوچکترین ربطی به موضوع اصلی ندارد.


  • لشنی

    دکتر محمد علی چلونگر در کتاب ( تاریخ فاطمیان و حمدانیان ) صفحه ۱۳۹ مینویسد:صلاح الدین ایوبی به حکومت ۲۷۲ ساله فاطمیان در مصر پایان داد و سربازان سیاهپوست سودانی را که پنجاه هزار نفر بودند و از حامیان خلافت فاطمی مصر به شمار میرفتند را قتل عام کرد و محله ها و خانه های آنان را تخریب کرد و به آتش کشید و باقیمانده آنان را در صعید در مصر علیا , قلع و قمع کرد و اثری از آنان را هم بر جای نگذاشت ( ابن خلکان جلد ۴ صفحه ۹۱ و مقریزی جلد ۳ صفحه ۳۰۷ ). صلاح الدین ایوبی برای خارج کردن حکومت از دست هواداران فاطمیان کلیه افراد خانواده اش را به مصر فرا خواند , آنها را صاحب اراضی حاصلخیزی در مصر کرد , مشاغل کلیدی را به شامیان واگذاشت و پدرش ایوب اداره امور مالی دولت را عهده دار شد. صلاح الدین همچنین درصدد برآمد کیش اسماعیلی مصر را سرکوب کند او به تضعیف سازمانهای دینی فاطمی و اسماعیلی و تقویت آیین سنت پرداخت چنانکه در ذی الحجه ۵۶۵ هجری قمری دستور داد تا ( حی علی خیر العمل ) را از اذان حذف کنند و خطبه بنام خلفای راشدین بخوانند ( مقریزی جلد ۳ صفحه ۳۱۷ ). او مجالس تعلیم , تدریس و دعوت اسماعیلیان را در قاهره تعطیل کرد و مجالس تعلیم و تدریس برای اهل سنت برپا کرد ( نویری جلد ۲۸ صفحه ۳۶۴ ) . تمام قضات اسماعیلی را عزل کرد و به جای آنها از اهل سنت گمارد و منصب قاضی القضاتی را به یک نفر شافعی بنام قاضی صدرالدین عبدالملک واگذاشت ( تاریخ ابن اثیر جلد ۷ صفحه ۲۱۶ ). بارزترین مظهر تغییر مذهب در مصر گسترش نحله اشعری بود که صلاح الدین متأثر از سلجوقیان متعصبانه از آن پیروی میکرد. صلاح, الدین ایوبی سخت بر عقاید سنی خود پایبند بود و در هفتم محرم ۵۶۷ هجری قمری به خلافت ۲۷۲ ساله شیعیان فاطمی مصر پایان داد. صلاح الدین ایوبی کوشید آثار تشیع و حکومت فاطمیان مصر را نابود کند از این رو قصرها و بناهای فاطمیان را بین خواص خود تقسیم کرد و برخی از آنان را فروخت ( مقریزی جلد ۳ صفحه ۳۳۱ ) . در قاهره کتابخانه های متعددی وجود داشت که گنجینه ای از کتب ارزشمند و نفیس در موضوعات مختلف بود این کتابخانه ها تبلوری از فرهنگ و تمدن قرون متمادی بود و ترجمه های ارزشمندی از کتابهای پزشکی_فلسفی_نجوم_ریاضیات و تاریخی یونان و روم بود. صلاح الدین ایوبی یک قاضی متعصب بنام قاضی عبدالرحیم را بر آنها گماشت و او تمام کتابهای اسماعیلی را آتش زد!!! مقریزی تعداد این کتب را یک میلیون و ششصد هزار کتاب معرفی میکند که صد هزار جلد آنها به خط خوشنویسان بزرگ بوده و بعظی طلاکوب بودند. صلاح الدین ایوبی اسماعیلیان مصر را تحت تعقیب و آزار قرار داد و سنن و نهادها و شعایر شیعی و اسماعیلی را نابود کرد. و مدارسی برای ترویج مذهب شافعی احداث کرد. صلاح الدین به شام ( سوریه ) لشکر کشید و شیعیان حلب را قتل عام کرد و علویان را محبوس کرد و برای قطع نسل شیعه , مردان را از زنان جدا کرد !!! و روز عاشورا را عید اعلام کرد. ابوالفداء در کتابش آورده که صلاح الدین ایوبی شرابخوار بوده و ابن اثیر در حوادث سال ۵۶۶ هجری قمری در جلد ۱۱ صفحه ۱۳۷ مینویسد صلاح الدین قضات شیعه را قتل عام و پراکنده کرد. در دوران او شیعه بودن جرم اعلام شد. هیچ بعید نیست پانکردها که تعصب دینی شان بالاست جهاداسلامی را اینچنین بر شیعیانی که سنگ پانکردها را به سینه میزنند عملیاتی کنند. ابن فضل العمری در کتاب ( مسالک و ابصار فی ممالک الامصار ) به وجود لرها در سوریه و مصر اشاره میکند که برای جهاد اسلامی بر علیه صلیبیان به آن نقاط رفته بودند جنگجویانی که چالاکیشان موجب وحشت صلاح الدین ایوبی حاکم وقت سوریه شده بود و او دستور قتل عام آنان را داده بود و لرها هم که شیعه بودند برای فرار از مرگ به زادگاهشان برگشتند.


  • هداوند

    صلاح الدین ایوبی در اول کار از وجود تمام فرق اسلامی برای مقابله با دشمنان و به قدرت رسیدن استفاده کرد ولی همین که به نیت و هدف خود که همان حکومت بود رسید و اقتدار یافت به کشتار شیعیان دست زد و در نتیجه عده ای زیاد از شیعیان شامات و عراق و مصر را کشت و قتل عام کرد.


  • لک

    لرها همیشه قهرمانان تاریخ بودند


  • طیبی

    به خود کرد پندار والا نمیدونم مالرها همه مشاهیرو از خود میدونیم یا شما اکراد که حتی چنگیز خان وافریقایی هارو میگید کرد هستن یه نگاه به نقشه های جعلیتون بنداز میفهمی چی میگم زنده باد لر


  • لر-ئيلام

    بله درسته ما از طریق منابع خود کردهای عراق متوجه شدیم صلاح الدین لر بوده.


  • شولستانی

    عده ای از بی هویتی بدنبال تاریخ سازی هستند



آخرین مقالات