شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

لزوم ترویج نام راهبردی لرستان جنوبی

از دوره رضاخان این مساله در جهت سرکوب و بایکوت لرها به شدت تبلیغ شده است که لر و زبان و موسیقی لری منحصر به استان لرستان و به طور دقیق شهر خرم آباد است. اطلاق لرستان جنوبی به مردمان لر در استان های کوهگیلویه بویراحمد، فارس و بوشهر که حتی مرز مشترکی با لرستان فیلی ندارند می تواند مهر پایانی بر این تحمیل و حبس و محدودیت باشد، و حاوی پیامی بیدارگر برای هویت و نامی باشد که قرن هاست عادت به عقب نشینی و کمرنگ شدن روز افزون ان کرده اند.

لزوم ترویج نام راهبردی لرستان جنوبی

جامعه لر از اقوام و ایلات متنوعی تشکیل شده که در این میان ایلات بهمئی، بویراحمدی، طیبی، ممسنی، لیراوی، خدری، دشتی و‌... که از اصیل ترین شاخه های لر بوده و دارای تشابهات زبانی، فرهنگی و جغرافیایی بسیاری می باشند، در یک عدم انسجام قرار دارند که وجود همین شرایط موجبات دست اندازی و تهاجمات فرهنگی و سرقت پوشش فرهنگی این مردمان را ایجاد نموده است.

البته احتمالا فقدان نیاز به وجود همبستگی در دوران پیشین، (باوجود تشابهات بسیار) باعث شده شکل گیری یک اسم  مشترک برای آنها، انجام نگیرد.

اما با گسترش رسانه ها و ارتباطات، بتدریج جوانان و نخبگان این ایلات در حال رسیدن به این باور هستند که برای جلوگیری از دست اندازی و زیاده خواهی برخی ایلات دیگر، بایستی حول نام مشترکی منسجم شوند، هرچند هنوز برخی بزرگان ایلات بخاطر تعصبات ایلی و طایفه ایی، این منافع مشترک فراطایفه ایی در چهارچوب لر را، قبول نکرده اند، ولی بهرحال ضرورت همبستگی میان ایلات لرزبان جنوب یک واقعیت انکار ناشدنی است.

ضمنا باتوجه به قرارگیری جغرافیایی و پیچیدگی های خاص ایلات بیشمار لر در این منطقه، تنها نام *لرستان جنوبی* و *لرجنوبی* می تواند پیوند زننده این طوایف و عشایر باشد.

این نام هرچند از سوی برخی فعالان در استان های لرستان و کهگیلویه و بویراحمد بکار می رود اما کمتر از آن استفاده عمومی شده است.

امید است تمامی لرتباران فارغ از شاخه ایلی شان، حول منافع لر، به ترویج این نام برای تقویت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و گسترش سرمایه اجتماعی لرها در جنوب، کمک نمایند.


*ابوالفضل بابادی شوراب*

*۶ مرداد ۱۳۹۸*

*کوهرنگ، لرستان بختیاری*

6 نظر

  • علی باجلان

    گفتند که ما اصل و اصالت داریم_هنگام نبرد و جنگ غیرت داریم / از درد و عذاب ما نگفتند سخن_صدها گله از فقر و فلاکت داریم.


  • نام لُر در آثار مُورخان قرن ۳ هجری

    نام لُر در آثار مورخان قرن ۳ هجری: واژه لُر در آثار مُورخان و جُغرافیانگاران قرون سوم و چهارم هجری بصورت《اللّریه ، لاریه ، بلاد اللور و لوریه》ضبط و ثبت شده است مثلاً مسعودی در التنبیه و الاشراف صفحه ۸۴ از سرزمین لُریه و قبایل لُر نام میبرد / ابن حوقل در صوره الارض صفحه ۱۱۴ / ابوالفداء در تقویم البلدان صفحه ۳۵۶ / یاقوت حموی در معجم البلدان از لُرها نام میبرد و محل این قبایل را《بلاد اللور یا لُرستان》مینامد / استخری در مسالک و ممالک طوایف زاگرس را لُر نوشته و از لُردگان نام میبرد / مولف تاج العروس از لُرها و کُردها نام میبرد و آنها را از نسل نوح میداند / حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده نیز نام لُران را برآمده و مشعب از منطقه ای موسوم به لُر واقع در مانرود لُرستان میداند.


  • منوچهری

    برخی به مردم لُر، قوم میگویند در صورتی که قوم برای نامیدن قبیله به کار میرود و نمیتوان جمعیتی ۱۲ میلیونی را در قالب قوم نامید یا تقسیم بندی کرد و درست این است که لُر را یک ملت بدانیم زیرا ملت به گروهی از انسانها که دارای ریشه فرهنگی، نژادی، تاریخی و زبانی مشترکی هستند گفته میشود. ملت یک واحد انسانی مشخص است که احساس تعلق و وحدت نسبت به یکدیگر، دارند و در یک قلمرو جغرافیایی مشخص زندگی میکنند. ولی قوم برای نامیدن یک قبیله به کار میرود. تعریفی که از ملت شده مبنی بر وحدت زبان و نژاد و نیای مشترک و روح جمعی است و بیشتر و به حق باید از مردمی با تبار ایلی چون:لُرها، کردها، بلوچها و ترکمنها جستجو کرد تا مردمان انگل و بی هویت شهری فارس و ترک و عرب که بازمانده از یورش و تهاجم امپراتوریهای فرسوده صفوی و عثمانی و عباسی بودند. آن قومی که حاکمیت یافت ملت نام گرفت و آن قومی که از حاکمیت بی بهره ماند قومیت نامیده شد. قومیت غالب (فارس) با ابزار نظامی به سرکوب، حذف، تغییر، تحقیر، تضعیف و ذوب فرهنگی اقوام غیرفارس در کوره ملت سازی کمر بست. رضا خان میر پنج آینه تمام نمای این اندیشه بود که افکار فاشیستی و نژاد پرستانه اش را به زور پیاده سازی کرد و ایران را با تمام تنوعاتش پرشیالیزه کرد بنابراین دولت مدرن ایران حالت تسلط قومی به خود گرفت و تکثر قومی و نژادی تبدیل به ناسیونالیسم قومی و نژادی شد و در این سیاست نه به وجوه مشترک همه اقوام بلکه بر مسلط کردن ویژگی های یک گروه قومی به همه گروه های دیگر تأکید کرد.


  • بهاروند

    اگر صفاتی در چندین نسل از قومی تداوم یابد به خصوصیت ژنتیکی آنان مبدل خواهد شد، اجازه ندهیم فقر و محرومیت و مهاجرت و شهروند درجه سوم به نام مردم لُر سند بخورد. اگر کسی دنبال حقوق مردم اش بود یا رسوم و فرهنگ قوم اش را معرفی کرد و یا در مقابل توهینات و زیاده طلبی های پانکردها و پان پارس ها ایستادگی کرد دال بر تجزیه طلب بودن او نیست بلکه این حق طلبی است.


  • نام لُرستان در دیوان شمس تبریزی

    نام لُرستان در دیوان شمس تبریزی در قرن ۶ هجری، رباعی ۱۴۹۸ : گر شادم و گر عراق و گر لُرستان ، روشن شده زان چهره ی چون نورستان / با منکر و با نکیر همدستی کن ، تا دست زنان رقص کند گورستان


  • تبار مشترک

    در ساختار اجتماعی ما یه ملت داریم به نام ایران، یه قوم داریم به نام لُر، یه ایل داریم به نام چگنی و این ایل از چند طایفه و تیره تشکیل شده که هرکدوم زیرمجموعه هایی دارند.آیا ملت ایران همه از یک نژاد قومی هستن؟بالفرض اعراب جنوب خوزستان، ترکها، ترکمنها، بلوچ ها، کُردها، لُرها، فارسها (تاجیک)، تاتها، ارمنیها و دهها قوم و قبیله دیگر ایرانی آیا اینها همگی یک نژادند؟حتی از روی خلق و خو، رنگ پوست، لباس، آداب و رسوم، زبان و خیلی خصوصیات دیگه میشه فهمید هیچکدوم از این اقوام یک نژاد واحد ندارند! چنانکه اعراب از عراق، یمن و حجاز آمدند، ترکمنان از صحرای مغولستان آمدند، ترکها از خوارزم، آسیای میانه و شمال ایران وارد شدند، فارسها اصالتاً از تاجیکستان و خراسان قدیم آمدند و به قول دکترسعیدنفیسی؛ ایران وطن دومشان است، کُردها به نقلی از نژاد ماد و آشور و به نقلی از آریاییهای هندوستان بودند، بلوچها که ظاهر و خصوصیات مشابه شبهه قاره هند وپاکستان دارند کمااینکه از آریاییهای هندوستان بودند، لرها از نژاد آسیانی و از تبار ایلام باستان و کاسیت هستند و...اما همگی در نام ایران مشترک اند و یک ملت و حتی یک فلات محسوب میشوند.از لحاظ قومی هم حساب کنید همین قوم لُر خودمون در نظر بگیرید نام هرکدام متفاوت اما تبار مشترکی دارند مثلاً: بختیاری از لُربزرگ، فیلی و لک از لُرکوچک، ممسنی و لرهای شول، کلهرها، ملکشاهی، ثلاثی، بالاگریوه و...همگی دارای نام و تاریخ مخصوص ولی هرکدوم در نام لُر اشتراک دارند و همگی در نام لُر مشترک و یک گروه قومی با ویژگی مشترک محسوب میشوند! از نظر ایلی هم همین طوره یک ایل شاید همه طوایف و تیره هاش از یک نسل نباشند ما در ایل چگنی با قدمتی بیش از هزار سال قدیمی ترین اسامی که داریم مربوط به حدود پانصد سال قبله و حتی سنگ قبور خیلیاشون وجود نداره و فقط اسمی از آنها در کتب ثبت شده یا سینه به سینه به نسلهای امروزی رسیده، کدام طایفه اصیلتر بوده و چگنی اصلی حساب میشوند درحالیکه ما اطلاعاتی ناقص از ریشه و تبار ایلمون داریم اما یه چیزو فراموش نکنیم ما یک ایل واحدیم فرقی نداره طولابی باشی یا شیراوند یا میرزاوند! آنچه مهمه اینه که ما مردم چگنی چه لرستانی و چه ساکنان استانهای دیگه همگی در نام چگنی مشترکیم و یک ایل محسوب میشیم چراکه ما در طول تاریخ همراز و هم پیمان هم بودیم، در سختی و تنگ دستی، در شور و شادمانی، در جنگ و کوچ اجباری همگی پشت بر پشت هم و به قول لری خودمون چوپشت هم بودیم و الان بعد از چند قرن اتحاد و یک پارچگی لزومی نداره باهم لج کرده و ساز جدایی سر بدیم!



آخرین مقالات