جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

زبان لُری و فرهنگ ملّی

حسین پناهی: من خویش را به «بلوط پیر اصالت» گره زده ام، تاریخ را با تمام لهجه هایش خوانده ام، اما هیچوقت ایلم را از یاد نبرده ام، چرا که «درخت بی ریشه» هیمه ای بیش نیست!

زبان لُری و فرهنگ ملّی

با کمی دقت به نقش زبان در زندگی انسان این حقیقت آشکار میشود که برخورداری از زبان لازمه ماهیت و هویت انسانی است و نمیتوان تصوری از انسان بدون زبان داشت. انسان برای یک لحظه هم نمیتواند فارغ و بی نیاز از زبان باشد. او در همه حال حتی در آن لحظاتی که حرف نمیزند، گوش نمیدهد، نمیخواند، نمینویسد، باز از زبان استفاده میکند. چون تفکر خیال و رویا نیز در چارچوب زبان و به وسیله آن شکل میگیرد. تا جایی که ادعا شده است آدمی واقعیات دنیای پیرامون خود را از دریچه زبان می بیند و نوع نگاه انسان به جهان از طریق زبانش تعیین میشود. زبان به عنوان تجلی گاه ویژگیهای فرهنگی_اجتماعی و تاریخی یک ملت از اهمیت زیادی برخوردار است. تنوع زبانها و گویشها نشانگر تنوع افکار و اندیشه ی انسان است و امری طبیعی محسوب میشود. زبان مادری نخستین هویت اکتسابی و ریشه دارترین جنبه هویت اجتماعی افراد است. ناقض هویت هر قوم، فرآیند مرگ زبان آنها است.

در ناباوری تلخ باید پذیرفت که با فرا رسیدن مرگ زبان و انقراض گویش گویشوران یک قوم، هویت قومی، از میان خواهد رفت. مهمترین عاملی که قومی را با تمام داشته هایش ماندگار میکند، زبان آن قوم است. زبان و گویش به عنوان اصلی ترین عناصر فرهنگی چنان جایگاهی دارند که شناخت انسان، اجتماع و فرهنگ، بدون شناخت و بررسی زبان و گویش غیرممکن است و به همین علت، زبانهایی که از قدمت تاریخی طولانی برخوردارند و فقط گونه ی گفتاری دارند، به دلیل «نداشتن پشتوانه نوشتاری و خط» بیشتر در معرض انقراض اند (مانند زبان لری و برخی زبانهای ایرانی).

گونه های گفتاری این زبانها به سادگی تحت تاثیر زبان رسمی و غالب جامعه و ناهنجاری هایی که از طریق فضاهای مجازی که بر آن تحمیل میشود و یا بی مهری گویشوران نسبت به ترویج و انتقال آن به نسلهای بعدی، تغییر میکند تا جایی که عواملی از این دست گویشوران آن گونه زبانی را با زبان مادری خود بیگانه میکند و دیری نمی پاید که طبیعت آن زبان کلاً از میان خواهد رفت.

در زبان شناسی، مرگ زبان، هنگامی رُخ میدهد که یک زبان یا گویش، به دلایل گوناگون، واپسین گویشور بومی خود را از دست دهد و دیگر کسی باقی نمی ماند تا با آن زبان سخن بگوید. آنگاه که اثری از یک زبان، باقی نماند، هویت قومی هم به فراموشی سپرده میشود و از پهنه روزگار ناپدید میشود. درست است که در گذشته، برخی عواملی مثل تهاجم، جنگ، آوارگی، نسل کشی، بیماری و بلایای طبیعی و...باعث انقراض بسیاری از جمعیتهای جغرافیایی در پهنه گیتی و زبان و فرهنگ قوم یا ملتی شده اند؛ اما امروزه، این علل و عوامل، به تنهایی برای انقراض یا انحطاط فرهنگ و زبان و میراث گذشته کافی نیستند. مرگ زبانها در دنیای امروز مانند بسیاری از بیماریهای مُسری و صعب العلاج، از راههای فرهنگی به پیکر جوامع سرایت میکند و دیگر نیازی به تجهیزات و ابزارهای جنگی روز و یا عوامل طبیعی ندارد. امروزه وجود امکانات پیشرفته و فناوریهای نوین ارتباطی ابزار مفید و ارزشمندی هستند که دنیا را متحول کرده است تا جایی که زندگی بدون این تکنولوژی شاید امکان پذیر نباشد. از سویی وجود همین تکنولوژی در بیشتر جوامع در حال رشد سبب اختلال در زمینه های انسانی، اخلاقی و فرهنگی شده است. استفاده نادرست از این پدیده، بسیاری از سُنتها و فرهنگهای بومی ما را که حاصل هزاره ها تلاش نیاکان ما بوده است به آسانی مورد هجمه قرار داده است و روند انقراض میراثهای چندین هزار ساله ملتها و اقوام را سرعت بخشیده است.

تاریخ واقعی مردمان ایران، تاریخ اقوام و فرهنگهای گوناگونی است که در طول هزاران سال گذشته با همدیگر زیسته اند. جذابیت سرزمین ایران را باید در همین تنوع قومی و فرهنگی و زندگی مسالمت آمیز آنان در کنار همدیگر دانست. برخی اینگونه می اندیشند که شناخت گونه های زبانی ایرانی ضرورتی ندارد و تقویت زبانها و گویشهای ایرانی هیچ کمکی به روشن شدن واقعیات جهان پیرامون و یا افکار و اندیشه افراد در جامعه نمیکند، درحالی که هر زبان و گویش تجلی گاه فرهنگ، تاریخ و هنر مردمانی است که به آن سخن میگویند و آنچنان اهمیتی دارد که در رشد تفکر، نوع نگاه و هویت انسانی او بسیار موثر خواهد بود.

زبان و گویش به عنوان اصلی ترین عناصر فرهنگی چنان جایگاهی دارند که شناخت انسان، اجتماع و فرهنگ او بدون شناخت و بررسی زبان و گویش غیرممکن است.

در همه زبانها و گویشهای ایرانی که ریشه در زبانهای باستان دارند و از خود خط و نوشتاری ندارند، برخی از ویژگیهای زبان فارسی (واژگانی،  ساخت واژی) نفوذ پیدا کرده است. زبان فارسی به دلیل اینکه زبان رسمی کشور بوده است، در تغییر ساختار اولیه آنها تاثیر گذاشته است و شاید به همین خاطر بوده است که برخی به اشتباه زبانهای ایرانی را مانند زبان لری منشعب از فارسی دانسته اند و یا آن را گویشی از فارسی میدانند.

تداوم این نوع تفکر و ادامه این روند وضعیت این زبانها را به مخاطره می اندازد و چنانچه پژوهشهای جدی در سطوح دستور زبان، واژگان و آوای این زبانهای کهن انجام نگیرد، دیری نمی پاید که یکجا از میان خواهند رفت و به فراموشی محض سپرده خواهند شد. هر زبانی به واسطه ی دستور _ آواها _ خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. 

 

ایا لری  زبانی مستقل از فارسی است؟

از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست.

بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد. 

برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی ، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است. 

شباهت بعضی واژه ها هم بدلیل کاربرد اسلامی _ عربی آنهاست یعنی واژه ها و اصطلاحاتی که ما گمان میکنیم لری نیست و متعلق به زبان فارسی است در اصل ریشه عربی است. 

واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم به دلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود.

حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته است با آنکه زبان لری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است. 

بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد. 

هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش صفحه ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از فارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند. 

آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ ، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده است و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند. 

دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» صفحه ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد.

زبان لُری قدمتی به فراخنای تاریخ گسترده و کوههای سر به فلک کشیده بلاد لُرنشین دارد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است.

دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد.

پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتابTales from lorestsn  که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لری میپردازد.

همچنین دکتر اریک جان آنونبی زبان شناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را مجموعه زبان مینامد.

در دنیای امروز، تحولات سریع و برخی شرایط جهان، گویشها و زبانهای محلی را در معرض تهدید قرار داده است. از آنجا که نابودی زبانها و گویشها خساراتی برگشت ناپذیر به سرمایه های ملی و فرهنگی وارد میسازد، ثبت و ضبط ویژگیهای زبانها و گویشهای در حال زوال و توصیف آنها مورد توجه زبانشناسان و دانشمندان و فرهنگ دوستان بوده است (درآمدی برگویش شناسی، علی اکبر شیری، ص ۵۶). پرداختن به این موضوع که برای اعتلای زبان قوم لُر باید بیش از پیش تلاش کنیم، نه تنها سبب تضعیف فرهنگ، زبان و ادبیات معیار (فارسی) نمیشود بلکه گامی بلند در راه تقویت و استحکام زبان فارسی است! برای حل مشکلات کنونی زبان فارسی از جمله واژه سازی و معادل یابی برای واژه های بیگانه و قرضی میتوان از ذخایر گویشهای محلی و بومی بهره جست. ضرورت حکم میکند که نسبت به حفظ موجودیت زبان لری تلاش کنیم بر همگان روشن است که زبان لری، ماهیتی دارد که بعد از این همه فراز و فرود و روبه رویی با ناملایمات و تعامل با فرهنگهای متفاوت هنوز در اصل آن تغییری نگران کننده حاصل نشده و همچنان باقی مانده است. مهم پیکره و عناصر سازنده آن است که ریشه در باستان دارد و این زبان را با تنوع گویشها و لهجه های بسیاری که دارد حفظ کرده است. مهم این است که امروزه گویشورانی دارد که آنها را بعد از هزاره ها با گنجینه های واژگانی بسیار غنی از روی آوردن به دیگر زبانها بی نیاز کرده است. گویشورانش هنوز با افتخار با آن سخن میگویند، شعر میسُرایند و زندگی میکنند. این زبان، ریشه در تاریخ زبان این مرز و بوم دارد. مهم این است که واژگان و ترکیباتی دارد کهخاص قومیت لُر زباناست! مثلاً برای واژگان مُرکبدَس بِرار و دَس خووَردر فارسی چه واژه ای میتوان یافت که بار معنایی این واژگان را داشته باشد؟ و یا مادری که با تمام وجود و از عمق جان و با عشق به فرزندش مهر می ورزد و بار عاطفی مادرانه را به فرزند دلبندش منتقل میکند و به زبان شیرین لُری میگوید:دردت ده چال تِشنیمو یاقوت زونیمو یاهرنگمو...با کدام واژگان معادل میتوان جایگزین مناسب با بار عاطفی متناسب این همه احساس و عاطفه را انتقال داد؟ کوتاه سخن اینکه گویشها و زبانهای محلی از جمله لُری منبع بسیار غنی برای پژوهشهای زبانی، ادبی، جامعه شناسی، مردم شناسی و دستور زبان فارسی است. بررسی و شناخت زبانها و گویشها در حقیقت حمایت از فرهنگ، آداب، رسوم و ویژگیهای اجتماعی آن جامعه و کلیه کسانی است که به این زبانها و گویشها صحبت میکنند؛ چرا که همبستگی زبان و جامعه به حدی است که برخی از زبان شناسان، زبانها و گویشها را آینه تمام نمای پدیده ها و دگرگونی های مختلف اجتماعی و فرهنگی افرادی میدانند که به این زبانها و گویشها تکلم میکنند.

این مقاله توسط فرامرز محمدی در فصلنامه پریسک زاگرس، شماره ۳و۴ ، صفحات ۵۶ و۵۷ چاپ شده بود که به دلیل اهمیت موضوع در نگین زاگرس بازنشر شد.

 

41 نظر

  • لُری زبانی مستقل

    زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی《لری》را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی《ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی / پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر《تمایلات ملی گرایانه》و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی هم هستند! کدام زبان شناسان؟ با چه معیارها و اصول و موازین زبان شناسی لری را گویش نامیده اند؟ به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی《تمایلات سیاسی و ملّی》به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید و انتظار ما این است که اگر در زبانشناسی تخصص یا حداقل مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!مگر زمانیکه مطالعه و دانش شما به اندازه کافی در این خصوص برسد! لری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لری بازنمایی شده و این واجها در خط لری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در《شرکت گوگل》به رسمیت شناخته شده و ثبت شده است. تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. بزرگواران و سروران همتبار حداقل در برخی موضوعات مانند زبان شناسی و مطالعات زبان لری اگر ما را یاری نمیکنید ناخواسته با ارائه مطالب نامعتبر تلاشهای دلسوزان و پژوهشگران کارشناس خود در این زمینه ها را ناخواسته تخریب و بی ثمر نکنید سعی کنید برحسب منابع و دانش کافی نظر بدهید و حرفتان مستند و مستدل باشد.


  • چرا لُری زبان است؟

    بسیاری برحسب حُب و بُغض ادعا میکنند لُری زبان نیست و گویشی از فارسی هست! در جواب این بیسوادان باید گفت که نه تنها لُری زبان مستقلی هست، بلکه فارسی امروزی یا فارسی معیار خود گویشی از زبان لری میباشد. دلیلی که اینجا ذکر میکنم این هست: اگر لری گویش فارسی بود میبایست تمام افعال و لغات موجود در فارسی، در لری هم بدون هیچ کم و کاستی موجود بود، در صورتی که اینگونه نیست. بلکه زبان لری بسیار کاملتر از فارسی معیار است و ریشه پهلوی دارد و به دلیل جغرافیای خاص سکونت قوم لر که از گذشته های دور بین کوهستانهای زاگرس زندگی میکرده اند، بسیاری از زبانشناسان بر این عقیده اند که زبان لری کمتر از اختلاط با زبانهای بیگانه از جمله ترکی و عربی تاثیر پذیرفته و اصیل مانده است. در زبان لری هزاران لغت و حتی افعال مخصوصی وجود دارند که معادلشان به هیچ عنوان در فارسی مشاهده نمیشود.از جمله: لری: دا _ فارسی: مادر / لری: بو یا بووه_ فارسی: پدر / لری: پت _ فارسی: دماغ / لری: تیه _ فارسی: چشم / لری: تاته_ فارسی: عمو / لری:پتی ، بوتی ، کچی _ فارسی: عمه / لری: کور _ فارسی: پسر / لری: مِل _ فارسی: گردن / لری: عس _ فارسی: استخوان / و در افعال لری: ووری _ فارسی: بلند شو / لری: بجی _ فارسی: فرار کن / لری: ورگرد _ فارسی: برگرد / لری: رِمس _ فارسی: فرو ریخت / لری: جَر کردن _ فارسی: دعوا کردن / لری: بهر کردن _ فارسی: تقسیم کردن / لری: سیل کردن _ فارسی: نگاه کردن / لری: پق کردن _ فارسی: اخم کردن / لری: بونگ کردن _ فارسی: صدا کردن / و هزاران مورد دیگر که اصلاً بحث مُفصلی را میطلبد. بعد یک عده معلوم الحال به خودشان جرات میدهند و به زبان اصیل ما میگویند گویش فارسی! اصلاً فرق میان لهجه ، گویش و زبان را نمیدانند!


  • چرا لُری ثبت ملی نمیشود؟

    برخی از عزیزان مدام به کانال فرهنگستان زبان لُری فشار میآورند که چرا لُری را ثبت ملی نمیکنید؟چرا فلان چیز را ثبت نمیکنید(که حتی هیچ ربطی به زبان ندارد)؟ چرا《ایکس》را ثبت نمیکنید؟ چرا《ایگرگ》را ثبت نمیکنید؟ اولاً ثبت کار یک تیم پیگیر با پشتوانه اداری است. ما نه تخصص ثبت را داریم نه امکانات و وقت آنرا‌. چرا فقط از این و آن میخواهید برای لُر کار کنند پس شما چکاره هستید؟بعد تخصص و توان ما در زبان و ادبیات است نه در بقیه ابعاد فرهنگ! دوم اینکه ما اعتقاد چندانی به ثبت نداریم! به قول دکتر ابراهیم خدایی اصالت را باید در خانه ها و خیابانها فریاد زد نه صرفاً در موزه ها که این دلخوش کردنها و تفاخرها به موزه نشینی خود فاتحه خواندن است بر داشته های فرهنگی. چه سودی دارد که مثلاً لری را ثبت کنیم ولی در خانه ها و خیابانهای ما نه کودکان لری سخن بگویند و نه بزرگترها؟ و با شبحی از لری سخن گویند؟ که همین هم با تدوام این روند دو سه نسل دیگر از بین خواهد رفت. مگر انگلیسی ، عربی ، آلمانی و فارسی...جایی ثبت شده اند که این همه موفقیت و پیشرفت در حد خود به دست آورده اند؟پیشرفت هر زبان مرهون تلاش و تولید اهالی آن زبان به اضافه امکانات است. دنیای کنونی دنیای رقابت است. هر زبانی تولید ادبی و فرهنگی بالا داشت زنده میماند. شهر لُرنشین شوش کلش این ۶ سال است که نه ثبت ملی بلکه《ثبت جهانی》شده است ولی دریغ از یک ریال بودجه یا امکانات یا یک قدم پیشرفت با این ثبت جهانی! تازه یک پل روگذر تسهیل کننده جاده اهواز _خرم آباد را هم بخاطر این ثبت جهانی تخریب کردند و این خود شده یک معضل ترافیکی آزاردهنده برای شهر.حالا داستان دلخوش کردن صرف است به ثبتها و افتخارات موزه ای! و چه غم انگیز است که موزه های مردم شناسی و باستان شناسی و افتخارات کهن ما غنی و سرشار از اصالت باشد ولی خانه ها یا خیابانهایمان تُهی یا کم بهره! و یک کلام فرهنگ آن چیزی است که در خانه ها، کوچه ها و خیابانها زنده و جاری است موزه ها محل تاریخ و فرهنگ است نه محل حیات و سرزندگی.


  • دستور زبان و قواعد ساده

    برخلاف تصورات موجود زبانهای غیر لری اتفاقا درصد کلمات فارسیشان بیشتر از لری است فقط یکی دو قاعده دستوری بسیار ساده اینها را برای سایر گویشوران پیچیده نشان داده و آن هم چسباندن ضمایر متصل بجای فعل به مبتدا و خبر است مثلاً ما اگر《شارِت بشویَه》لری را به صورت《بشو شاریَه》بنویسیم تمام گویشوران غیر لر گاز پیچ میشوند! وگرنه از نظر کلمات زبان لری اختصاصات به مراتب بیشتری از دیگران زبانها دارد مثلاً معادل کلمه فارسی «برای» در کردی میشود «اَرای» و در لری «سی» است یا بگیر در گورانی « بِگِر » و در لری «بِیر» است یا در لری میگویند یخ کردم ولی لکزبانان میگویند: یخم کرد! بنابراین کلمات لری بسیار سخت تر هستند ولی چون دستور زبانش ساده است چنین تصور میکنند که گویش یا زیرمجموعه زبانی است! زبان بقیه مثل زبان زرگری است در زرگری جمله « شهین آمد » میشود:《سهین به شیدی ، سامد به آدی》همانطور که می بینید کلمه سخت و جدیدی اختراع نشده است.


  • لُری : زبان، گویش یا لهجه؟

    دکتر ابراهیم خدایی در نشریه لور آورده است: لُری زبان است و یا گویش، یا لهجه؟ آیا لری یک زبان است یا چند زبان؟ یک لهجه است یا چند لهجه؟ آیا زبان لکی جز زبان‌های لری است یا خیر؟این‌ها پرسش‌هایی است که معمولاً در شناخت مردم لُر و البته در شناخت هر قوم و فرهنگ دیگری معمولاً مبتلابه است، در زمینه لرشناسی با توجه به فقدان هرگونه محفل رسمی دانشگاهی یا غیر دانشگاهی، مطالعات مفصل و مدونی وجود ندارد و به همین خاطر اطلاعات و اظهار نظرهای مغشوش و مشوش زیادی مطرح است. مساله‌ای که در ایران‌شناسی به عنوان یک حوزه مطالعاتی بین رشته‌ای با آن مواجه هستیم (و شاید در شناخت هر جامعه دیگری هم نظیر آن را بتوان یافت) پارادایم‌های متفاوت و بعضاً متعارضی است که بر رشته‌های علمی گوناگون حاکم است.تا جایی که به «ایران‌شناسی» مربوط است معمولاً رشته ادبیات فارسی و سپس تاریخ می‌چربند و سهم بیشتری در تحقیقات دارند در حالی که《انسان‌شناسی》با نام《مردم‌شناسی》بیشتر یک رشته غیر دانشگاهی است و زبان‌شناسی هم هیچگاه نه از نظر کمیت و نه کیفیت نتوانسته بر فضای تحقیقات ایران‌شناسی مسلط شود.به نظر می‌رسد سهم ادبیات فارسی در حاکمیت سیاسی کشور ایران آن‌قدر یکه تازان است که اجازه هرگونه رشد و سیطره به رشته‌های زبان‌شناسی و انسان‌شناسی نمی‌دهد.


  • رشته زبانشناسی یا ادبیات فارسی؟

    تا جایی که به تحقیقات زبانی در حوزه‌های لرنشین مربوط است، دانشجویان، معلمان، اساتید رشته ادبیات فارسی و پژوهشگرانی که در اصل متخصص فارسی‌شناسی بوده‌اند هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی و هم از نظر سیاسی کاملاً دارای تسلط هستند و همین باعث شده است خود را مختار بدانند درباره تمام اجزاء و ابعاد لُری قضاوت کنند! بی‌شک از میان پرسشی که در تیتر این مطلب آمده است (یعنی تعریف زبان، گویش و لهجه و تعیین زبان بودن، گویش‌بودن و یا لهجه‌بودن لُری) نظر《علم زبان‌شناسی》بیش از هر علم دیگری صائب است! اما زبان‌شناسی نیز محدودیت‌های خود را دارد، مثلاً علم زبان‌شناسی می‌تواند تعیین کند دو گونه《ایکس》و《وای》دو زبان مختلف هستند یا گویش‌های یک زبان واحد، اما نمی‌تواند تعیین کند که کدام یک زیبنده نام لُری است و کدام نیست، در اینجا باید از تاریخ یا انسان‌شناسی کمک گرفت. به عبارت دیگر، طبق تعاریفی که در ادامه از زبان دکتر محمد دبیرمقدم، استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، خواهد آمد، این سه جمله؛ الف) نمی‌دونم چی می‌گی تا تو رو راهنمایی کنم / ب) نمه ذانم چه موشی تا رهومنیت کم / ج) ناونم چئ مؤیی تا رهمونیت بکم! متعلق به سه زبان جدا از هم هستند (ولو این که هر سه در گروه زبان‌های ایرانی قرار گیرند) اما این که لُری یا فارسی نام کدام یک از آن‌هاست و نام کدام یک از آن‌ها نیست، در حوزه صلاحیت انسان شناسی و تاریخ است و زبان شناسی نمی‌تواند بر اساس استدلال و روش تحقیق خود حرف آخر را بزند بلکه زبان‌شناس‌ها باید بر اساس بررسی‌های علوم دیگر قضاوت کنند، البته در ادامه پای قدرت سیاسی، عملکرد رسانه‌ها و مسائل غیر علمی زیادی نیز به میان می‌آید.


  • فرهنگ لری

    زبان لری از نظر وسعت واژگان و ظرافت و ریزه کاری هایی که در آن نهفته است یکی از زبانهای پر مایه است به گونه ای که آقای احمد محمود داستان نویس برجسته ایرانی که خود از خطه خوزستان است وقتی پا به استان لرستان میگذارد و مدتی در مناطق لرنشین مثل خرم آباد و چگنی و پلدختر میماند تحت تأثیر فرهنگ لری قرار میگیرد وحاصل بخشی از گفته ها و شنیده های خود از مردم این مناطق را که تعدادی واژه ی لری است در متن مجموعه داستان دیدار (۱۳۶۹) میگنجاند و در پاورقی برخی صفحات آن به تشریح واژه های لری میپردازد. اتفاقأ یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام بازگشت به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است.


  • زبان باستانی لری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر.وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • اسامی باستانی طوایف لُر

    وَن van در زبان لری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و در شاهنامه میر به معنی《کدخدا》و صاحب سواد آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان پارتیان و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است. خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده است. دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی خوش یمن و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است. در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد در شاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است . زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان《زه تابیده شده》یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی میباشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده. د هوز ویس کرمی یه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری درشهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ پاشنگ_وندیداد صفحه ۱۰۳ آمده.همچنین در زبان روسی وس به معنای دهکده آمده است.


  • آیا لُری زبان است؟

    زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان عاقل و اهل منطقی نمی گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است. آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده و اهل درکی آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی آورد. هر زبانی به واسطه ی دستور _ آواها _ خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست.برخی واژگان زبان لُری با فارسی معیار ناهمگون هستند در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست.زبان لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد. شباهت بعضی واژه ها هم بدلیل کاربرد اسلامی _ عربی آنهاست یعنی واژه ها و اصطلاحاتی که ما گمان میکنیم لری نیست و متعلق به زبان فارسی است اصل و ریشه عربی دارند. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه. اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست.فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جمله:احمد عباسنه دی. در فارسی:احمد عباس را دید. در ترکی:احمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل : ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود. پروفسور ویلر تکستون استاد زبانشناسی دانشگاه هاروارد درکتاب《Tales from lorestsn》لُری را زبان میداند. دکتر اریک جان آنونبی زبانشناس کانادایی درکتاب《لُری چند زبان است؟》لُری را قویاً زبان اعلام میکند.


  • پروفسور عبدالمجید ارفعی

    چند وقت پیش در خدمت《پرفسور عبدالمجید ارفعی》بودم که تنها ایرانی هستند که خط میخی ایلامی رو ترجمه میکنند! در بحثی از ایشان پرسیدم نظرتان در مورد زبان لُری چیست؟ ایشان در پاسخ گفتند: فلانی از دیدگاه من از همدان تا بندر میناب همه لُر هستند اما با لهجه های مختلف! و این را به راحتی در صحبت کردن، فرهنگ و آداب و رسومشان میتوانی ببینی! متاسفانه ما مردمان قوم لُر تریبون، رسانه و مدیای قوی نداریم لذا اگر سوءتفاهمی پیش میآید تماماً به عدم شناخت درست برمیگردد!


  • معنی و《ریشه باستانی》واژه دآ

    معنی و ریشه باستانی واژه《دا》: در فرهنگ فارسی عمید، ص 477 آمده: دا یعنی عطا و بخشش که واژه《دادار و بخشنده》هم از آن منشعب شده و دایی هم منسوب به مادر یا همان《دا》میباشد! واژه دا به چندگونه: دادا / دا da / دایه adya / دایا daya / دای day / ده ده dada / و دالکه daleka در زبان لُری معمول است (واژه نامه لُری، ص 341). دادا یا دایه کسیکه فرزند را تربیت کند مثال از مولانا: بیرون بر از این طفلی و ما را بُرهان، ای دل _ از غصّه هر داد و وز محنت هر دادا (فرهنگ فارسی، جلد 1، ص 740). در فرهنگ گویش دوانی اثر عبدالنبی سلامی، ص 252، دی di به معنی مادر است و به خواهر بزرگ داده dada میگویند. در لُری ایلامی دیده deda به خواهربزرگ میگویند. در لُری بختیاری به برادر دادا dada میگویند (فرهنگ بختیاری، عیدی محمد ارشادی، ص 366). درفرهنگ واژگان کُردی، ص93 : دالک و دایک گفته میشود. در اوستا《دئنو _ daenu》کسیکه از کودک پرستاری میکند / در پهلوی dayak یعنی ماده و شیر دهنده / در ارمنی dayeak یعنی دایه و مربی! در شاهنامه واژه《دایه》به معنی شیردهنده و پرورش دهنده است: به زابلستان شاه پر مایه بود _ سیاووش را مهربان《دایه》بود / سیاوش جهاندار و پُر مایه بود _ ورا رستم زابلی دایه بود (واژه نامک، عبدالحسین نوشین، ص 173). در فارسی کُهن واژه《داه _ dah》به معنی کنیز است مثال از فرخی: خنک آن میر، که در خانه ی آن بار خدای _ پسر و دختر آن میر بود بنده و داه. یا منوچهری میگوید: تاک زر را دید آبستن چون داهان _ شکمش خاسته همچون دم روباهان.


  • دآ نماد آفرینش

    دآ : نماد آفرینش و آفریدن: اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 341 مینویسد: دآ da یعنی مادر که مخفف دایه است و در لُری هُم دا به معنی سن هم بکار میرود. دا در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنای《آفریدن، بخشیدن و ساختن》در فرهنگهای لغت قدیم《دادار》به معنی آفریننده و عطا بخش آمده و دا به معنی پرستار و مربی ذکر شده مثلاً منوچهری دامغانی میگوید: تا که رز را دید آبستن چو داهان _ شکمش خواسته همچون دم روباهان. همچنین در اوستا daenu به معنی ماده و شیردهنده و به پهلوی dayak یعنی دایه / در انگلیسی dam و dau یعنی دختر / در تاجیکی dayi یعنی دختر / در اُستی dain یعنی شیر دادن / در بلوچی dai یعنی مادر / در اورامانی ada میشود مادر / در کُردی: دایک یا دالگ، دی، داکو، دای، دیا میشوند مادر / در کرمانشاهی: دایه یا دالگ میشود مادر / در گیل و دیلم: دادی dadi ، دادا dada ، دده dada معادل مادر هستند / در لُری بختیاری: دا، دایه، داک و داه مادر میشوند / در دشتستان به مادر، دی day میگویند / در لارستان به دختر و خواهر dai میگویند (اقتداری، ص 107). دالکَه daleka نامی برای عزیز نگهداشتن مادر است که برداشتی از واژه پهلوی دایک dayak به معنی دایه، پرستار و تربیت کننده است که در لُری بختیاری دالَلَه dalala میگویند! پسوند کَم به نشانه تکریم و اظهار محبت است مانند: چشمک، یاقوتک و در محاورات قدیم تهران: پسرکَم، عزیزکَم، بَبَکم. دکتر غلامرضا کرمیان درکتاب《واژگان اشکانی وساسانی در زبان لُری》ص 95 مینویسد: دا da در لُری مادر را گویند. در نوشته های پارسی باستان، آفریدن و آفریننده معنی میدهد. واژه های پهلوی dater و datarih (داتار و داتاریه) به معنی آفریننده و آفرینندگی است. همچنین ده da در لری معنی دادن میدهد و de در پهلوی نیز معنی خالق میدهد! در واژه نامه شایست نشایست ص 306 واژه همانند و هم معنی آن دایگ dayag آمده است و در نوشته های زردشتی پازند از واژه نامه موبد شهرزادی ص 165 نیز همانند واژه لُری da به معنی دادن و بخشیدن آورده شده است.


  • بازمانده های کُهن به زبان لُری

    آثار مکتوب به زبان لُری: 1.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم اتابک لُر)/ 2.باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)/ 3.دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است/ 4.هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است/ 5.دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است/ 6.فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد/ 7.مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است/ 8.خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی/ 9.مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است/ 10.تذکره حُسین حزین بروجردی/ 11.تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)/ 12.فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود/ 13.اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود/ 14.علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک (عَلیوُسی Aliyosi) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است/ 15.دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است/ 16.دیوان اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوانی در مراثی بنام《اسرارالشهاده》از او بازمانده که ۵ هزار بیت دارد نسخه ای از دیوانش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است/ 17.انیس المسافر سال ۱۲۸۹ شمسی در بوشهر توسط غلامرضاخان والی پشتکوه بعنوان کتابی مستقل درباره لرستان چاپ شده و در جلد ۳۰ فرهنگ ایران زمین هم آمده و سال ۹۷ توسط دکتر روح الله بهرامی بازنشر شد/ 18.مُلا زلفعلی کرانی بختیاری متخلص به «مجرم» در سال ۱۲۶۰ قمری به دنیا آمد و تا سال ۱۳۳۰ قمری آثاری دال بر زنده‌بودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه ۱۳۷ بیتی «حدیث کسا» به زبان لری است که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است و قدیمی‌ترین متن به زبان لری بختیاری است که به کتابت درآمده است.


  • آثار به زبان لُری

    ۶ مهر ۱۳۹۷ خط لُری پاپریک در کیبورد گوگل (پرکاربردترین صفحه‌کلید جهان) ثبت شد. احمد محمود نویسنده مشهور تحت تأثیر فرهنگ لری قرار میگیرد و واژه‌های لری زیادی در کتاب دیدار (۱۳۶۹) آورده که در پاورقی صفحات به تشریح واژه های لری میپردازد. یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام بازگشت به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است. کتاب《احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم》اثر: مقدسی (قرن ۴ هجری) ص ۵۵۰ صراحتاً از زبان لری یاد میکند. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (قرن هفتم) ص ۵۳۸ در مورد وجه تسمیه واژه لر سه نظریه را مطرح کرده و در مورد زبان لُری بحث میکند. ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از زبان لری (به‌ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ ۱۱۶۶ کتابخانه‌ مجلس‌ سنا،‌ متنی‌ موجود است که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از ‌علیرضا تجلی‌ و شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌ ‌را دربر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ‌ ‌ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از زبان‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است‌ که در فهرست‌ کتابخانه‌، ‌این‌ متن‌《نامه‌‌ا‌ی‌ لر‌ی‌ ‌از سعد‌ی》د‌انسته‌ شده‌ ‌است‌. ‌صادقی (ص۹، ۱۳۷۵) این متن را لر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ ۱۱ هجری یا قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد. در مجمع‌ الفرس‌ (قرن یازدهم) در صفحه ۱۱۸_۱۱۷ نام زبان لُری و لُرستان آمده است. در سفرنامه‌ ابن‌بطوطه (قرن هشتم) به هنگام اقامت در ایذه ص ۲۰۷‌ از زبان لُری نام برده است. کتاب پزشکی تحفه المؤمنین نوشته: محمدمومن‌بن‌ محمدزمان (پزشک شاه سلیمان صفوی، در قرن یازدهم) با نام تحفه حکیم مؤمن نیز شهرت دارد در صفحات ۲۴۰ و ۷۲۵ از لُرستان و واژگان لُری نام میبرد. در کتاب پزشکی مخزن الادویه اثر: عقیلی علوی خراسانی که در ۱۱۸۵ قمری تألیف شده و حاوی ۶۰۰۰ واژه طبی و دارویی است از واژه‌های زبان لری در ص ۲۰۸ نام میبرد. در راحه‌الصدور راوندی ‌(قرن ششم) در دو مورد اشعاری از علاء‌الدوله عربشاه و پسرش فخرالدین خسرو شاه (قرن ششم) موجود است که ادیب طوسی در ص ۱۱ آن‌ها را لری می‌داند. «مُلا ابوالقاسم پریشان» یا «پریشان لُر» که به گفته روح بخشان (۱۳۸۳: ۶۲۷) احتمالاً در نیمه دوم قرن هشت و نیمه اول قرن نهم زندگی می‌کرده و اشعار او عمدتاً به زبان لری و لکی هستند.


  • قاعده ابدال

    ارکان جمله، جاگیری فعل و فاعل همه حکایت از اشتراکات زبانی مردمان قوم لُر است. الفاظ در لُری گاه کوتاه اما گویا شنیده میشوند که نشانه های پیشینه زبانی این قوم و شرایط خاص آنرا در خود دارند. در دستور زبان فارسی پنج استاد، امیراشرف الکتابی، ص 11 آمده: در فارسی حروفی که از عربی گرفته شده رعایت مخارج و تلفظ آنها را نکنند چنانکه《ث》و《ص》را مانند《س》و《ق》را مانند《غ》تلفظ مینمایند اما در لُری غالباً حروف عربی یا بدل و یا حذف میشوند مانند: سِنی: زندان که از سجن عربی گرفته شده یا وِج: راه دست که از وجح عربی گرفته شده و...قاعده ابدال《تبدیل حروف به یکدیگر و تغییر و تبدیل آواها》در زبان لُری نشان دهنده ماندگاری تلفظ های کهن در لُری است. ابدال در لُری تداعی خاطره آواها و تلفظهای پیشین بازمانده در حافظه نسل به نسل بوده است


  • زبان لُری مهمترین رکن فرهنگ قوم لُر

    زبان مهمترین رکن هر فرهنگ و تمدن است. زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی است که در واژه واژه های خود چند و چون ارزشها و احساسات و بار عاطفی فرهنگها را داراست. استعداد جغرافیایی و تنوع زیستگاهی مناطق لُرنشین بستری مناسب برای انتخاب مدنیت های کاسیت و ایلامی بوده است و قدمت و عظمت تمدن پیشینیان در بلاد لُرنشین تاج سر افتخارات هنری بشر در دوران باستان است آثاری که نگاه به تصاویر آن در کتب و موزه ها، انسان را جادوی قدرت خویش میکند و همه حکایت از وجود زبانی دارند که یقیناً زبان کنونی لُری بر آن بستر تاریخی شکل گرفته است. واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما《دا》بود/ پدر《بُوه》/برادر《گَگَه و برار》/خواهر《دَدَه و خُوَر》و...است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره ارکان جمله، جاگ زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند.


  • تاثیرات زبان لُری

    بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب《فرهنگ لُغات کردی》به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند. دایره بالای واژگان مُستعمل (با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها) و تلفظ ویژه شان بر بستر پیشینه تاریخی_فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است. در زبان لُری واژگانی با اسکلت بندی کهن و تلفظی غالباً اوستایی_پهلوی وجود دارد که رابطه زبانهای کهن را با این منطقه عجین می نمایاند واژگانی چون: دِرَنه: دریدن/ مَنه: ماندن/ اِسپی: سفید/ سوسوار: اسب سوار/ دِییه: دیدن/ اَسر: اشک/ سزرگه: چندش/ هُنه: خانه/ اَ برای نفی چون اَ ناشتا/ وریسایه: ایستادن/ تاشتَه: تاشیدن/ هیشته: گذاشتن و...به اندازه ای که در لُری تلفظ واژگان اوستا وجود دارد، در هیچکدام مشاهده نشده است. واژه‌های عربی هم در زبان لُری گنجایش ندارد و علیرغم فشارهای قوم مهاجم، به دشواری در کالبد زبان لُری جای گرفته‌اند آنچنان که از ترکیب آنها با تلفظ قدرتمند لُری، واژه سومی شکل گرفته که اینک پس از قرنها، عربی تصور نمیشود بلکه تسلط و غلبه لُری آنها را کاملاً لری جلوه میدهد واژگانی چون: ساوَه: سربند از واژه عربی صوفعه/ مَلهو: نام درخت از ریشه عربی محلب/ چَره: قیچی پشم زنی از واژه عربی شعره/ حقات از ریشه عربی حکایت/ وِج: راه دست از واژه وجح/ لَچر: لجوج از ریشه عربی لَجاره/ اَلهو: سنگ قبر از ریشه عربی الحاد و...لُری که لَبالب توانمندی واژه پردازی، اصطلاح سازی، توصیف و توجیه را در کالبُد خود دارد بر پایه فرهنگ و واژگان کهنی نیز استوار است. بُن مایه قدیمی لُری تا امروز تقریباً محفوظ مانده است. در زبان لُری حروف عربی مانند معادلهای آوایی تلفظ میشوند و حتی برخی حروف که به جهت تحکیم در عربی، اجبار در تلفظ دارند مثل《ع》معادل سازی میشوند و تا شکلهای کاملاً متفاوتی تغییر تلفظ پیدا میکنند. دکتر محمدجواد شریعت درکتاب《دستور زبان》ص ۹ مینویسد: تعداد الفبای هر زبان که بیشتر باشد قدرت ادای صداهای طبیعی در آن بیشتر است. در دستور زبان دکتر ناتل خانلری ص ۲۸۵ آمده: مُراد از حروف، هر صوت ملفوظ مستقلی است که از صوتهای دیگر مشخص باشد بنابراین هرحرکت《زِیر و زبَر》جزو حروف به شمار می‌آید. باتوجه به مطلب فوق، زبان لُری از تنوع و قدرت تلفظ صداهای طبیعی بیشتری برخوردار است مثلاً قابلمه ترکی در لُری تغییر شکل میدهد و قاولمه میشود چون حرف《ق》در لُری تلفظی ویژه دارد که ترکیبی از《ق+ک》است! یا بشقاب ترکی در لُری دوری میشود! محمدتقی بهار در سبک شناسی، جلد 1، ص 190 به این پتانسیل زبان لُری اشاره کرده است.


  • اشتراکات فرهنگی مردم قوم لُر

    اشتراکات فرهنگی، چگونگی بن مایه زبانی، جمله پردازی، واژه آرایی، همه و همه حکایت از یگانگی زبان گروه‌های مختلف قوم لُر دارد اما پراکندگی هرکدام در نقطه ای خاص از نظر جغرافیایی و آمیختگی با دیگر شهرها و اقوام، تغییری محسوس در تلفظ گویش هر یک ایجاد کرده است. تلفظ قدیمی لغات، دایره واژگان بالا، حفظ شکل قدیمی تلفظ و استقلال در آرایش ارکان جمله، فعل و فاعل، همه حکایت از اشتراکات گروه‌های مختلف قوم لُر دارد. الفاظ در لُری گاه کوتاه اما گویا شنیده میشوند که نشانه های پیشینه زبانی این قوم و شرایط خاص خود را نشان می‌دهد از طرفی واژگانی مانند: دِرَنه: دریدن/ دی یِه: دیدن/ اِسپی: سفید/ سوسوار: سوارکار/ مَنه: ماندن و...تلفظ های عینی زبان اوستایی اند. ترانه‌های کهن بختیاری توسط دیوید لاکهارت لوریمر (۱۸۷۶-۱۹۶۲) در منطقه بختیاری گردآوری کرده است. لوریمر علاوه بر شعر بختیاری، داستان بختیاری هم گردآوری کرده است که مجموعه داستان‌ها و اشعار گردآورده او به همت وهمن و آساطوریان (۱۹۹۵ و ۱۹۹۱) منتشر شده‌اند. این متون بسیار ازنظر مطالعات گویش‌شناسی اهمیت دارند (محمودی بختیاری و بهرامی ۲۰۰۹). کتاب《متنهای ادبی》با نثر لُری تالیف مصطفی باقرزاده است که نثری به زبان لری دارد و با رسم الخط تخصصی لری در 200 صفحه تالیف شده است. منظومه موسی و شبان سروده《کورش کیانی قلعه سردی》یکی از اشعار ماندگار به زبان《لری بختیاری》است که در این منظومه لری همچون اشعار عرفانی مولانا و عطار، قصه موسی و شبان، ظرایف و طنزی دقیق به کار رفته است.


  • پروفسور کزازی: لُری زبان است!

    زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی《لری》را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی《ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی/ پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی/ دکتر اریک جان آنونبی درکتاب《لُری چند زبان است؟》و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر《تمایلات ملی گرایانه》و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی هم هستند! کدام زبان شناسان؟ با چه معیارها و اصول و موازین زبان شناسی لری را گویش نامیده اند؟ به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی《تمایلات سیاسی و ملّی》به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید و انتظار ما این است که اگر در زبانشناسی تخصص یا حداقل مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!مگر زمانیکه مطالعه و دانش شما به اندازه کافی در این خصوص برسد! لری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لری بازنمایی شده و این واجها در خط لری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در《شرکت گوگل》به رسمیت شناخته شده و ثبت شده است. تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. بزرگواران و سروران همتبار حداقل در برخی موضوعات مانند زبان شناسی و مطالعات زبان لری اگر ما را یاری نمیکنید ناخواسته با ارائه مطالب نامعتبر تلاشهای دلسوزان و پژوهشگران کارشناس خود در این زمینه ها را ناخواسته تخریب و بی ثمر نکنید سعی کنید برحسب منابع و دانش کافی نظر بدهید و حرفتان مستند و مُستدل باشد. لری زبان است و ویژگی‌‌های دستوری خود را دارد که با زبان‌های دیگر تفاوت دارد.گاهی بحث بر سر اینکه لری زبان است یا لهجه و گویش، داغ می‌شود. این نکته باید یادآوری شود که این بحث‌ها بیشتردر فضای مجازی اتفاق می‌افتد. ویژگی اینترنت این است که هرکسی با هر سطح آگاهی و مفروضات ذهنی، می‌تواند نظر و عقیده شخصی‌اش را در یک گستره جهانی مطرح کند. این کاربر فرضی امکان دارد برای نظریه خود هیچ سند و مدرک معتبری هم نداشته باشد ولی در این شرایط هم ممکن است بتواند مخاطبان زیادی را برای خود دست‌وپا کند. زبان لری هم از این نظریات بی‌پایه و اساس در امان نبوده است. فضای مجازی دنیای مناسبی برای کسانی است که در فضای حقیقی و بحث‌های علمی و مستند نمی‌توانند زبان بودن لری را انکار کنند. پس به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی پناه می‌برند تا شاید بتوانند از ناآگاهی برخی کاربران استفاده کنند، حرف خود را رسمیت دهند.زبان بودن لری به میزانی بدیهی و مستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب می‌آید. اما مخالفان زبان لری گاهی دست به حربه‌های کثیفی می‌زنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند. و چه کسی معتبرتر و مستندتر از《پروفسور میرجلا‌الدین کزازی》ویدئویی که از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبان‌فارسی پخش شد که با صراحت، لری را یک زبان مستقل میدانست!


  • رضا جهانی

    مردمی که از عهد ایلامیان و کاسیان تا به امروز ریشه در خاک زاگرس دارند به مهمان نوازی، مهربانی، غیّرت، وطن دوستی و بالاخص نمک شناسی شهره هستند. مردمی که بی هیچ چشمداشتی مهر می‌ورزند و حرمت نیکویی و خوبی را پاس میدارند. آنچه مایه تعجبم شده، بی تفاوتی و سهل انگارانه برخورد کردن جمع کثیری از خردورزان و قشر تحصیلکرده، با دکتر مهرآموز است، گرانمايه مردی که سالهاست به همراه مجموعه ای از دغدغه داران تلاشگر وادی ادبیات و الفبای نوشتاری زبان لری بی چشمداشت زحمت می کشد. در روزگاری که کوته انديشان، زبان کهن و فاخر لُری را آماج هجمه های نابخردانه، لهجه و گویش قرار داده اند، ایشان با صرف وقتی مثال زدنی طی سالهای متمادی، خشت روی خشت گذاشتند تا کاخی بلند بنا نهند که سهمگین ترین طوفانها خدشه ای بدان وارد نسازد، روی سخنم با همتباران اهل قلم، هنرمندان و نویسندگان و تحصیلکردگان لُر زبان فارغ از هرگونه پیشوند و پسوندی است. اگر این اتفاق میمون از جانب مردی از دیگر اقوام بود، چه نشریاتی که قلمفرسایی نمیکردند و چه نشستها و میزگردها و انجمن هایی که تشکیل نمیشد و چه بیانیه های که صادر و ماحصل آن تشریک مساعی در بگردن آویختن این مدال فخرآور نمیشد. همتباران کمال خوش انصافی است که بیتفاوت بنشینیم و زیربار مسئولیت مان شانه خالی کنیم. بیایید تلاش کنیم تا این الفبای وزین را بیاموزیم و نشر بدهیم. با همین آلفابتی که برابر نص صریح اصول قانون اساسی حق مردم لرستان در آموزش و تدریس زبان لُری است متاسفانه دچار بی مهری و عدم مطالبه گری از جانب تک تک ما شده است، شعر بسراییم، رُمان بنویسم، کارهای تحقیقی جامع انجام بدهیم، تا این روش وزین نوشتاری را فراگیر و همه گیر کنیم. درخواست کمینه، کمترین حق قانونی و تبار دوستی ما است که برایشان ایجاد انگیزه میکند تا این بزرگمردان تلاشی مضاعف بکار ببندند و نقایص آنرا برطرف سازند. وِ دینم لُر چی لَف اول بهاره اگر پشت دیئن وِیَک دِنو دوآره تُونی مِنی اگر دِ نوم وِریسَه دَماون وَر دِلَکتو خاک پیسه


  • واژگان کهن لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب «فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند.


  • قدرت زبان لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر«بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب«فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند. دایره بالای واژگان مُستعمل (با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها) و تلفظ ویژه شان بر بستر پیشینه تاریخی_فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است. در زبان لُری واژگانی با اسکلت بندی کهن و تلفظی غالباً اوستایی_پهلوی وجود دارد که رابطه زبانهای کهن را با این منطقه عجین می نمایاند واژگانی چون: دِرَنه: دریدن/ مَنه: ماندن/ اِسپی: سفید/ سوسوار: اسب سوار/ دِییه: دیدن/ اَسر: اشک/ سزرگه: چندش/ هُنه: خانه/ اَ برای نفی چون اَ ناشتا/ وریسایه: ایستادن/ تاشتَه: تاشیدن/ هیشته: گذاشتن و... به اندازه ای که در لُری تلفظ واژگان اوستا وجود دارد، در هیچکدام مشاهده نشده است. واژه‌های عربی هم در زبان لُری گنجایش ندارد و علیرغم فشارهای قوم مهاجم، به دشواری در کالبد زبان لُری جای گرفته‌اند آنچنان که از ترکیب آنها با تلفظ قدرتمند لُری، واژه سومی شکل گرفته که اینک پس از قرنها، عربی تصور نمیشود بلکه تسلط و غلبه لُری آنها را کاملاً لری جلوه میدهد واژگانی چون: ساوَه: سربند از واژه عربی صوفعه/ مَلهو: نام درخت از ریشه عربی محلب/ چَره: قیچی پشم زنی از واژه عربی شعره/ حقات از ریشه عربی حکایت/ وِج: راه دست از واژه وجح/ لَچر: لجوج از ریشه عربی لَجاره/ اَلهو: سنگ قبر از ریشه عربی الحاد و...


  • بُن مایه قدیمی《زون لُری》

    لُری که لَبالب توانمندی واژه پردازی، اصطلاح سازی، توصیف و توجیه را در کالبُد خود دارد بر پایه فرهنگ و واژگان کهنی نیز استوار است. بُن مایه قدیمی لُری تا امروز تقریباً محفوظ مانده است. در زبان لُری حروف عربی مانند معادلهای آوایی تلفظ میشوند و حتی برخی حروف که به جهت تحکیم در عربی، اجبار در تلفظ دارند مثل «ع»معادل سازی میشوند و تا شکلهای کاملاً متفاوتی تغییر تلفظ پیدا میکنند. دکتر محمدجواد شریعت درکتاب«《دستور زبان» ص ۹ مینویسد: تعداد الفبای هر زبان که بیشتر باشد قدرت ادای صداهای طبیعی در آن بیشتر است. در دستور زبان دکتر ناتل خانلری ص ۲۸۵ آمده: مُراد از حروف، هر صوت ملفوظ مستقلی است که از صوتهای دیگر مشخص باشد بنابراین هرحرکت«زِیر و زبَر» جزو حروف به شمار می‌آید. باتوجه به مطلب فوق، زبان لُری از تنوع و قدرت تلفظ صداهای طبیعی بیشتری برخوردار است مثلاً قابلمه ترکی در لُری تغییر شکل میدهد و قاولمه میشود چون حرف «ق» در لُری تلفظی ویژه دارد که ترکیبی از «ق+ک»است! یا بشقاب ترکی در لُری دوری میشود! محمدتقی بهار در سبک شناسی، جلد 1، ص 190 به این پتانسیل زبان لُری اشاره کرده است. اشتراکات فرهنگی، چگونگی بن مایه زبانی، جمله پردازی، واژه آرایی، همه و همه حکایت از یگانگی زبان گروه‌های مختلف قوم لُر دارد اما پراکندگی هرکدام در نقطه ای خاص از نظر جغرافیایی و آمیختگی با دیگر شهرها و اقوام، تغییری محسوس در تلفظ گویش هر یک ایجاد کرده است. تلفظ قدیمی لغات، دایره واژگان بالا، حفظ شکل قدیمی تلفظ و استقلال در آرایش ارکان جمله، جاگیری فعل و فاعل همه حکایت از اشتراکات زبانی مردمان قوم لُر است. الفاظ در لُری گاه کوتاه اما گویا شنیده میشوند که نشانه های پیشینه زبانی این قوم و شرایط خاص آنرا در خود دارند.


  • قاعده ابدال در زبان لُری

    در دستور زبان فارسی پنج استاد اثر: امیراشرف الکتابی، ص 11 آمده: در فارسی حروفی که از عربی گرفته شده رعایت مخارج و تلفظ آنها را نکنند چنانکه «ث» و «ص» را مانند «س» و«ق» را مانند «غ» تلفظ مینمایند اما در لُری غالباً حروف عربی یا بدل و یا حذف میشوند مانند: سِنی: زندان که از سجن عربی گرفته شده یا وِج: راه دست که از وجح عربی گرفته شده و... قاعده ابدال «تبدیل حروف به یکدیگر و تغییر و تبدیل آواها» در زبان لُری نشان دهنده ماندگاری تلفظ های کهن در لُری است. ابدال در لُری تداعی خاطره آواها و تلفظهای پیشین بازمانده در حافظه نسل به نسل بوده است. دکتر محمد دبیرمقدم، فصلنامه ادب پژوهی، شماره ۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۷ «نظریه زبان عمومی» را می‌توان نظریه‌ای تصور کرد که بنیان‌ها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبان‌شناسی، صرف نظر از چارچوب‌های نظری خاص، است. (۱) زبان: (Language) دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل ندارند زبان‌اند. (۲) گویش(dialect): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوت‌های آوایی و واجی و واژگانی و / یا دستوری مشاهده می‌شود، گویش‌های یک زبان‌اند. (۳) لهجه(accent): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه فقط تفاوت‌های آوایی (و واجی) دیده می‌شود لهجه‌های یک زبان‌اند. (۴) گونه(variety): اصطلاحی است خنثی، که همچنان که در تعریف «زبان»، «گویش» و لهجه مشاهده می‌کنیم، می‌توان آن را به عنوان اطلاقی کلّی به کار برد. بر پایه این تعاریف فارسی امروز، گیلکی، مازندرانی، کردی، هورامی، وفسی، لکی(از زبان های لری)، «لری»، راجی، دلواری، لارستانی و نائینی زبان‌اند. زبان فارسی امروز زبان رسمی است و دیگر زبان‌های مذکور زبان‌های محلی کشورمان هستند.


  • زبان لُری《رسانه فراگیر》ندارد!

    هر زبانی به واسطه دستور_آواها_خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لُری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لُرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لُری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد. برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لُری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لُری جمله: احمد عباسِنه دِی. در فارسی: احمد عباس را دید. در ترکی: احمد عباسی گوردی. (نِه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول هستند. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترکند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل: ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش و نداشتن رسانه، لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان لُری نمیشود!


  • دیرینگی زبان لُری

    حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته با آنکه زبان لُری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است. بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد. هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش ص ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از پارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند. آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ، ص ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند. دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» ص ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد که دارای چندین میلیون گویشور است. دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لُری میپردازد همچنین دکتر اریک جان آنونبی ( erik john anonby) زبانشناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را زبان مینامد.


  • چرا لُری زبان است؟

    زبان شناسان پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی انجام دادند و «لُری» را مستقل از فارسی دانستند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی ویلیام جی فرالی/ نشریه زبانشناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبانشناس هندی/ پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لُری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر «تمایلات ملی گرایانه» و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لُری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لُری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی در علم زبانشناسی هستند. برخی با جهتگیری تعصب آلود و برخلاف اصول و موازین زبانشناسی، لُری را گویش نامیده اند که اهداف سیاسی داشتند!!! به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی «تمایلات سیاسی و ملّی» به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید! اگر در زبانشناسی تخصص یا مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید! لُری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لُری بازنمایی شده و این واجها در خط لُری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در «شرکت گوگل» به رسمیت شناخته شده و ثبت گردیده است.


  • بدیهی بودن زبان لُری

    تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لُری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک جان آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. لُری زبان است و ویژگی‌‌های دستوری خاص خود را دارد که با زبان‌های دیگر تفاوت دارد. زبان بودن لُری به میزانی بدیهی و مُستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب می‌آید. اما مخالفان زبان لُری گاهی دست به حربه‌های کثیفی می‌زنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند! و چه کسی معتبرتر و مستندتر از «پروفسور میرجلا‌الدین کزازی» استاد دانشگاه تهران که ویدئویی از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبان‌فارسی پخش شد که با صراحت، لُری را یک زبان مستقل میدانست! ۶ مهر ۱۳۹۷ خط لُری پاپریک در کیبورد گوگل (پرکاربردترین صفحه‌کلید جهان) ثبت شد. احمد محمود نویسنده مشهور تحت تأثیر فرهنگ لُری قرار میگیرد و واژه‌های لُری زیادی در کتاب دیدار (۱۳۶۹) می آورد و در پاورقی صفحات به تشریح واژه های لُری میپردازد. یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام «بازگشت» به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است. کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» اثر: مقدسی (قرن ۴ هجری) ص ۵۵۰ صراحتاً از زبان لری یاد میکند. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (قرن هفتم) ص ۵۳۸ در مورد وجه تسمیه واژه لُر سه نظریه را مطرح کرده و در مورد زبان لُری بحث میکند.


  • آثار مکتوب به زبان لُری

    آثار مکتوب به زبان لُری: 1.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم اتابک لُر)/ 2.باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)/ 3.دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است/ 4.هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است/ 5.دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است/ 6.فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد/ 7.مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است/ 8.خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی/ 9.مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است/ 10.تذکره حُسین حزین بروجردی/ 11.تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)/ 12.فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود/ 13.اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود/ 14.علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک (عَلیوُسی Aliyosi) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است/ 15.دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است/ 16.دیوان اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوانی در مراثی بنام《اَسرارالشهاده》از او بازمانده که ۵ هزار بیت دارد نسخه ای از دیوانش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است/ 17.اَنیس المسافر سال ۱۲۸۹ شمسی در بوشهر توسط غلامرضاخان والی پُشتکوه بعنوان کتابی مستقل درباره لرستان چاپ شده و در جلد ۳۰ فرهنگ ایران زمین هم آمده و سال ۹۷ توسط دکتر روح الله بهرامی بازنشر شد/ 18.مُلا زلفعلی کرانی بختیاری متخلص به «مجرم» در سال ۱۲۶۰ قمری به دنیا آمد و تا سال ۱۳۳۰ قمری آثاری دال بر زنده‌بودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه ۱۳۷ بیتی «حدیث کَسا» به زبان لُری است که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است و قدیمی‌ترین متن به زبان لُری بختیاری است که به کتابت درآمده است. ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از زبان لُری (به‌ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ ۱۱۶۶ کتابخانه‌ مجلس‌ سِنا،‌ متنی‌ موجود است که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از «علیرضا تجلی‌» و «شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌» را دربر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ‌ ‌ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از زبان‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است‌ که در فهرست‌ کتابخانه‌، ‌این‌ متن‌ «نامه‌‌ا‌ی‌ لُر‌ی‌ ‌از سعد‌ی» د‌انسته‌ شده‌ ‌است‌. ‌صادقی (ص۹، ۱۳۷۵) این متن را لُر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ ۱۱ هجری یا قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد.


  • تکه تکه کردن لُرها

    یکشنبه 7 مهر 98 برنامه ترانه باران که از《شبکه شما》پخش میشود ترانه《نامیرا》از ایرج رحمانپور که تماماً لُری بود را به عنوان《ترانه لکی!》پخش کرد! حال سوال اینست که چرا ترانه های کُردی را به سورانی/ هورانی/ گورانی/ کرمانجی/ زازا/ و کلهری تقسیم نمیکنند؟ چرا ترکها را به قشقایی_ارسبارانی_شاهسوند_و خلخالی تقسیم نمیکنند؟ چرا تمام تلاش پان آریاییها برای تجزیه، اتمیزه و تکه تکه کردن مردم لُر است؟ چرا اتاق فکر پان ایرانیست ها از توهین، تخریب و تفرقه بین لُرها حمایت رسانه ای میکنند؟ چگونه است کسانیکه قلم در راستای تفرقه و جدایی میزنند حمایت میشوند ولی آنهایی که دم از اتحاد و همبستگی میزنند متهم به نقاق و تجزیه طلبی میشوند؟ چطور از تفرقه و تفاوت ساختگی بین لُرها میگید اما از فقر و بیکاری و مهاجرت بلادلُرنشین حرف نمیزنید؟ چرا به محض اینکه از مشکلات و معضلات شهرهای محروم لُرنشین مینویسم انواع برچسبها و انگها را به ما می‌چسبانید اما اگر از شاهنامه، کوروش، زرتشت و...بنویسیم کلی مورد تقدیر و تحسین قرار میگیریم؟ آنها همه فارس و کُرد و ترک هستند ولی لُرها را از هم جدا میخوانند! اظهرمن الشمس است که این قضیه خودجوش نیست بلکه اتاق فکری پشت این دسایس علیه موجودیت لُرهاست! لذا وقتیکه دشمن شمشیر را از رو بسته مردم لُر نباید بیتفاوت باشند و به این روند لُرستیزی و انکار داشته های قوم لُر باید اعتراض جدی داشته باشند.


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • قیصر امین پور: لُرها مَرد مُردند

    در یکصدسال گذشته به رغم اختناق، ممنوعیت و سختگیری سازمان یافته برای نابودی زبان لُری که از هیچ امکان حمایتی دولتی که منجر به شکوفایی و توسعه در منطقه نفوذ خود گردد بهره نبرده است. آنچه امروز بنام ادبیات کلاسیک فارسی از آن یاد می‌شود همگی اشعاری اند که با تشویق شاهان ترک در دربار و برای تقدیم به آنان سروده شده! بدنبال تغییر حکومتها و طلوع و افول سلسله‌ها و ظهور افکار نژادپرستی در اروپا و سرایت آن به سرزمین ایران در برخی مزاجهای مستعد،‌ اندیشه برتری طلبی و استیلاجویی را بار دیگر برانگیخت و با روی کارآمدن رضاخان، اندک اندک این شیوه رسمی مملکت ما گشت و به غلط صفت «ایرانی» با فارس زبان مترادف انگاشته شد! و چنین القا شد که گویی در این سرزمین عده‌ای تَنی و عده‌ای ناتنی‌ اند. حقارت فرضی زبان و عادات لُرها در هر فرصتی توسط هرکسی که از راه رسید بر زبان آورده شد! تاریخ رسمی را تا توانستند تحریف و واژگونه نشان دادند، سوادآموزی،‌ چاپ و نشر کتاب و موسیقی لُرها ممنوع و با محدودیت مواجه شد. زبان هر ملتی همان زبانی است که در دامان مادران خود آموخته‌اند و درمیان خود به آن صحبت میکنند. ارزشهای فرهنگی و سمبولیک هر ملّتی خصوصاً زبان جدای از کارکردهای اساس آن برای ایجاد رابطه، ابزار مادی تفکر، واسط انتقال تاریخ و تجربه، عامل ملت ساز و در یک کلام شاخص هویت هر فرد و ملتی نیز هست. پیشرفت اجتماعی و رشد هویت ملی هر جامعه‌ای نیز بستگی به از میان برداشتن نمادهای نابرابری اجتماعی همچون ممنوعیت آموزش به زبان مادری در پرتو حمایت قانون و سازوکارهای قضایی برای مجازات کسانی است که دانسته یا نادانسته آتش کینه و نفرت را شعله ور می‌سازند و ایجاد فرصتهای برابر برای زندگی فارغ از فقر، ترس، تحقیر و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی و احترام به کرامت و ارزش هر فرد انسانی آرمانی است که بی وقفه باید برای نیل به آن مبارزه کرد. فارسها خود را مالک ایران میدانند پس چرا از شصت هزار بیت شاهنامه که کاملاً متعصبانه در مقام دفاع از فارسها سروده شده و از میان صدها هزار کتاب شعر فارسی چرا واژه آریا وجود ندارد؟ وقتی اساس یک نژاد موهومی با یک واژه جعلی به یک تاریخ نامعلوم ارجاع میدهند و دیگران را تخریب و تحریف میکنند چه جای قضاوت باقیست؟ زبان واحد با تعامل بدست میاد! ارتباطمان با همدیگر باید بصورتی باشد که یاد بگیریم که لُری را با خط لُری بنویسم! از علتهایی که ممکن است شما نتوانید بخوانید و متوجه بشوید لُری من را اگر با خط فارسی بنویسم اینه که خط فارسی جوابگوی نیاز یک لُر نیست! قیصر امین پور: من کُر لُر هستم زاده خاک پدرانم... ما لُرها مرز نشین نبودیم، مرزها آنقدر عقب آمدند تا به ما تکیه کردند. اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند... اگر از تاریخ نشان مرا خواهی، خواهد گفت پدرانم همه اهل سخاوت بودند... و برادرانم شیردلانی که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند... از دشمن هم سراغ بگیری خواهد گفت: لُرها مَرد مُردند. آری با افتخار من لُر هستم...


  • ادیبان و شاعران بلادلُرنشین

    ۱.عبدالعلی خسروی معروف به قائد بختياری (شاعر لُر، نويسنده و پژوهشگر). . ۲.منوچهر آتشی لُر بوشهر ( شاعر و ادیب لُربختياری) . ۳.داراب افسر بختياری از طايفه احمدخسروی، منطقه چغارخور که تمام دیوانش به لُری است. . ۴.ميرزاحسين معروف به پژمان بختیاری ازطايفه دوركی منطقه دشتک، شاخه هفت لنگ بختياری (شاعر، محقق، اديب و مترجم) . ۵.میرزا نورالله معروف به عُمان سامانی ملقب به تاج الشعرا از شاعران صاحب نام و پرآوازه سالهای 1258 تا 1322 هجری فرزند میرزاعبدالله متخلص به "ذره" و جدش میرزاعبدالوهاب سامانی متخلص به "قطره" از شاعران عهد ناصری از منطقه سامان چهارمال بختیاری. . ۶.ملا زلفعلی كُرونی متخلص به مجرم از طايفه آسيوند بختياری سال 1260 قمری در كُرون چهارمحال بختياری بدنیا آمد و منظومه حدیث کساء (توحیدیه) از اوست. . ۷.حسينقلی خان بختياری ( شاعر سروده‌های لُری بختياری) در دوره قاجار. . ۸.سيدمحمد ابراهيم متخلص به مأذون (۱۲۰۹ـ ۱۲۷۴هـجری) عارف و شاعر برجسته از طایفه شيخ هابيل بويراحمدی بود. او سروده‌هایی به زبانهای (فارسی، عربی، لُری، کوهمره ای و لاری) در دوران قاجار شعر سروده است. . ۹.خداكرمخان بويراحمدی (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجار. ۱۰.مُلتجی بويراحمدی (مُنتجی) از طایفه شيخ هابيل ايل بويراحمد (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجاريه. . ۱۱.حمیدایزدپناه (ساکی) ۱۳۰۹ در خرم‌آباد متولد شد او از دانشگاه تهران مدرک خود را اخذ نمود و کتابهای فراوانی در مورد تاریخ وفرهنگ مردم لرستان نوشت و در سرودن شعر به زبان لُری به صفا متخلص بود. . ۱۲.کربلایی آقاخان پاپی که دو قرن پیش در منطقه پاپی بوده و به کشورهای ترکیه، عراق، پاکستان و ولایات ایران مسافرت کرده و کتابی بنام کلاغ نامه دارد که محمدرضا والیزاده درکتاب تاریخ ایلات وطوایف لرستان ص 68 از آن نام برده است. . ۱۳.حسام الدین ضیایی شاعر، نویسنده و پژوهشگر 1298 درخرم‌آباد متولد شد پدرش شیخ‌عزیزالله ضیایی اولین نماینده معارف خرم‌آباد بود. حسام ضیایی رییس اداره فرهنگ و مدیر نشریه ندای لُرستان بود و دهها مقاله نوشت و اشعار فراوانی به لُری دارد. . ۱۴.محمدیگانه از طایفه گله دار ۱۲۹۷ در خرم‌آباد بدنیا آمد و دبیر دبیرستان بود و کتابهای ادبی مثل: آیینه‌افکار، گندم نمایان جوفروش و...را نوشت. . ۱۵.عبدالله سلطان چگنی در قرن یازده هجری میزیسته و حاکم خراسان بود و دارای ذوق ادبی بوده و اشعار زیادی دارد (مشاهیرلُر، ص 571) . ۱۶.هادی بیگ (شایق لرستانی) از ایل ساکی که دیوان شعر چهارهزار بیتی دارد و نامش در مجمع الفصحا آمده. . ۱۷.منوچهرخان والی معاصر شاه عباس دوم که والیهای پشتکوه از اعقاب وی بودند منوچهرخان ذوق ادبی داشت و رقّت و ظرافت در اشعار او چشمگیراست. . ۱۸.ملا وارسته چگنی که نامش امامقلی بیک بود و در اصفهان سکونت داشت و اشعار زیادی از او باقیست. . ۱۹.محمد مانوس از ایل ساکی که از او نسخه‌های خطی بجای مانده که یکهزار و دویست بیت میباشد او معاصر روحانی معروف شیخ انصاری صاحب مکاسب و رسائل بوده و در مدح او قصیده‌ای دارد. . ۲۰.محمد سامانی فرزند درویش کریم از طایفه سلاحورزی خرم‌آباد که پیشه بزّازی داشت و قاری قرآن بود و قطعات شعر زیادی از او باقیمانده که در کتاب مشاهیر لُر ص 582 به آنها اشاره شده. . ۲۱.میرزا حسین بنان از طایفه سیاهپوش که اصالتاً بختیاری دزفول می‌باشند و اشعارش به فارسی و لُری است و در شعر خادم و رضوان تخلص داشت. . ۲۲.اسفندیار غضنفری امرایی که بسابقه ذوق ادبی از شاعران خوش قریحه لُرستان بود و ماحصلش فعالیتش تذکره شعرای لُرستان (گلزار ادب) است. . ۲۳.اسدالله امیرپور امرایی از بهترین شاعران لُرستان و در مسیر عبیدزاکانی و شعرای طنزپرداز بود و با روزنامه فکاهی توفیق و چلنگر ارتباط داشت که شعرهایش را چاپ میکردند. . ۲۴.عبدالمحمد آیتی 1305 در بروجرد بدنیا آمد و در قم به تحصیل حوزوی پرداخت از دانشگاه معقول و منقول تهران لیسانس گرفت و تعلیفات ارزنده ای دارد مثل: معلّقات سبعه، رساله‌الغفران، تحریر تاریخ وصاف، کالسکه زرین، حناالفاخوری و تاریخ ادب عرب. . ۲۵.قدرت شباب 1322 در خرم‌آباد متولد شد و از دانشگاه جندی شاپور فارغ‌التحصیل شد و دبیر دبیرستانهای اهواز و خرم‌آباد بود. دیوان شعر او سایه‌ای درغبار نام دارد. . ۲۶.مهرداد اوستا 1306 در بروجرد متولد شد و در قصیده سرایی بشیوه خراسانی ید طولائی داشت آثار: آرش کمانگیر، رساله در منطق، عقل واشراف، دیوان اشعار، شراب خانگی ترس محتسب خورده، تیرانا، روانشناسی اخلاق، تصحیح دیوان سلمان و... . ۲۷.اسدالله کمالوند فرزند میرزاعلی مستوفی سال 1245 شمسی در خرم‌آباد بدنیا آمد و پس از تحصیلات به استخدام وزارت مالیه درآمد و علاقه ادبی او را جزء بهترین شاعران یکصدسال اخیر قرار داد او همچنین خط زیبایی داشت. . ۲۸.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور) اثر شاه رستم اتابک لُرکوچک. . ۲۹.اسحاق عیدی شاعر و پژوهشگر سال 1320 درخرم‌آباد متولد شد و سال 50 فوق‌لیسانس ادبیات از دانشگاه تهران گرفت وی در دو مکتب سنتی و آزاد خالق سروده‌های دلکش است و در شعر لُری صاحب سلیقه است او تالیفات متعدد دارد: فرهنگ بزرگ لُری، دستورنامه لُری، لرستان پیش از تاریخ تا ظهور دولت ماد، فرهنگ اَعلام تاریخ طبری، لُری ها، سفرهای رضاشاه به بروجرد، خلوت عروسکها و... . ۳۰.میرنوروز ملقب به رند لُرستان شاعر دوره صفویه است. او تأثیر فراوانی بر استان‌های لُرستان، ایلام و خوزستان گذاشت تا آنجا که هنوز برخی از طوایف لُر، اشعار حزن و طرب‌انگیز خود را بر مبنای اشعار او می‌سرایند و می‌نوازند. دیوان او توسط اسفندیار غضنفری امرایی چاپ شد. سیدحمید جهانبخت هم کتاب رند لُرستان را در مورد او نوشت. . ۳۱.دکترفتح الله شفیع زاده متولد ۱۳۲۹ خرم‌آباد از طایفه رُک رُک و فارغ‌التحصیل دانشگاه بهشتی تهران، پزشک، شاعر، نویسنده و محقق است و آثار متعدد دارد: آوای کوه گشت لُرستان / لُرستان در شعر شاعران / یاد ایام / آسمون بی آساره و... . ۳۲.هوشنگ رئوف سال 1330 در خرم‌آباد بدنیا آمد. سفره خورشید نخستین کتاب شعر مدرن با زبان تغزلی بود که نظریات متعدد را در مجلات و هفته‌نامه های آن دوران بوجود آورد. هفته‌نامه اُمیدجوان تهران در شماره‌ای به ستایش از اشعار هوشنگ رئوف پرداخت. آثار هوشنگ رئوف: سفره خورشید/ نازگلو خوانده‌ای/ جنون آب/ نبض گلوی تاک/ دو حنجره آواز و... . ۳۳.نسرین جافری 1329 در خرم‌آباد بدنیا آمد او از دوران دبیرستان در قالب آزاد به سرودن شعر پرداخت و منظومه‌های زیادی در قالبهای مختلف سرود. مجله ادبی درگاه در شماره سوم و امیدجوان تهران در شماره 925 از شعر و قلم نسرین جافری تمجید و ستایش کردند. کتابهای او: زخم سایه و بید/ رمل هندسی آفتاب‌گردان/ نیمی از مرا کشته‌اند/ به‌سوی هرگز به‌سوی هیچ/ ما همچنان ترانه خواندیم/ خواب اتم/ و مجموعه اشعار. . ۳۴.جلیل احمدپور سال 1303 در چگنی لُرستان بدنیا آمد اشعارش در قالبهای کهن است و در غزل و مثنوی استاد است از وی دیوان شعری بجا ماند. . ۳۵.بنفشه حجازی، شاعر، نویسنده و پژوهشگرتاریخ متولد ۱۳۳۳ بروجرد است او پرکارترین شاعره ایران است. شماره 5 مجله ادبی درگاه به او اختصاص دارد. آثار وی: رویای انار / گزارشی از ستونزار / زن به ظن تاریخ/ انکار عشق تو ناگزیرم / به زیر مقنعه / نپرس چرا سکوت میکنم / تارا و ماه / ماه گریخته در پیراهن / یک منظومه آواره و بیست ترانه سرگردان / ضعیفه / دایره حیرت / نرگس عشق / تاج الرجال: رابعه عدویه / تذکره اندرونی / بیسکویت نیم خورده / اعتراف میکنم / زن در ترانه ها و اشعارعامیانه / زنان ترانه / زن در تاریخ / تاریخ هیچکس / اعترافات یک عکاس / کلمه کبود / تاریخ خانمها / ایمپالای سرخ / آمفی تئاتر / شصت ثانیه زندگی / ورای زنی که شاید دوستم بدارد / سرزمین اهورایی و... . ۳۶.یوسف میرشکاک (ساکی) متولد شوش که نویسندگی و شاعری را از دبیرستان آغاز کرد مجله کیهان فرهنگی در بهمن 71، ص 104 به تمجید و ستایش از اشعار او پرداخت. . ۳۷.حشمت شفیعیان شاعر و ترانه‌سرای معروف 1330 درخرم‌آباد متولد شد او خالق آثار حماسی چون: تفنگ، دالکه، کم بو دیره، سوار و صدها ترانه خاطره‌انگیز است. دکترابراهیم پاریزی درکتاب کوچه هفت پیچ، ص ۳۳۸ اشعار او را دلپذیرترین و انسانی ترین اشعار میداند. . ۳۸.عزت چنگایی متولد ۱۳۳۴ خرم‌آباد است او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و درقالب سنتی و آزاد شعر می‌سراید و ترانه‌های لُری او بارها توسط هنرمندان از صداوسیما پخش شده و کتاب فرهنگ قوم لُر را به همراه محمدحنیف نوشته است. . ۳۹.دکتر امید مسعودی متولد 1337 خرم‌آباد می‌باشد وی استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه سوره است وی علاوه بر عرصه رسانه، در حوزه شعر و ادب نیز دستی دارد که تالیفات مهم‌شان عبارتند از: شیوان، در حوالی عشق، زبان شعر، زبان شعر، برگزیده ادبیات معاصر. رتبه‌های آزمون: رتبه اول کارشناسی ارشد 1374‌ / رتبه اول آزمون دکتری اعزام به خارج 1380‌ / رتبه اول آزمون دکتری علوم ارتباطات 1380. . ۴۰.عابد میرزایی چگنی فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و واژه‌های ناب لُری را در اشعار خود بکار می‌گیرد نخستین مجموعه‌ غزل لُری او در مجموعه (درد دل) چاپ شد و نام کتاب دیگرش (ترانه‌های هِل و میخک) است. . ۴۱.باباطاهر لُرثلاثی شاعر قرن 5 هجری که اشعارش مشابهت لفظی با گویش لُری ملایر دارد و حتی جوادجعفری درکتاب لا ادری، ص 22 علت اشتهار باباطاهر عریان را تصحیفی از باباطاهر اوریانه (منسوب به روستای ایرانه) در ملایر میداند. علی بن عثمان هجویری درکتابش صفحه 215 اسامی صوفیان معروف را نام می‌برد که یکی از آنها ابوطاهر مکشوف است که مکشوف تعبیری از عریان است. اشعار فهلوی که راوندی از قول ساکنان همدان در قرن 6 آورده نشان می‌دهد که آن زمان، زبان ساکنان همدان شبیه به لُری ملایر بوده و با استناد به مشاهبت زبانی می‌توان فهمید باباطاهر لُرثلاثی بوده (دکترمحسن رحمتی، مرغزار شهریاران، ص 152). پرویز اذکایی در باباطاهرنامه ص 8 مینویسد: زبانی که رباعیات باباطاهر بدان نوشته شده لُری است. کنت دو گوبینو اظهار میدارد: باباطاهر اشعار خود را به زبان لُری نوشته است. اشتینگاس لری طاهر تاتی را یکی از عشیره های قوم لُر دانسته است. شودتسکو درکتاب (شعر عامیانه ایران) میگوید: اشعار باباطاهر تحت تاثیر فهلویات لُری است. پرویز ناتل خانلری درمجله پیام، شماره 8 زبان باباطاهر را لُری میداند. ادیب طوسی درمجله ادبیات دانشگاه تبریز، سال دهم مینویسد: فهلویات باباطاهر به زبان لُری است. ابراهیم صفایی درمجله ارمغان، سال 31، شماره 7 مینویسد: در تصحیح و خوانش اشعار باباطاهر فقط باید به زبان لُری توجه داشت. حیدر میرانی شاعر دهلُرانی لغاتی از دیوان باباطاهر استخراج کرده که امروزه فقط در لُری مینجایی و بختیاری استعمال میشوند. . ۴۲.عزیز نادری 1337 در خرم‌آباد متولد شد او خالق اشعار لُری زیادی است و تاکنون کتابهای: خاکستر عشق، تش دل و پریسکه خیال را سروده و فرهنگ لغت لُری را هم تدوین کرده است. . ۴۳.ایرج رحمانپور بهمن ۱۳۳۵ در خرم‌آباد متولد شد از دهه پنجاه تاکنون به سرایش ترانه مشغول است او در ترانه‌هایش از مجموعه زبانهای لُری خرم‌آبادی و لکی استفاده می‌کند و آثارش نقش ویژه‌ای در احیا زبان لُری دارد. مجموعهٔ اشعار لُری و لکی وی در کتاب (تونه می‌نویسم سرزمینم) و (برنو) توسط سهراب آزادی جمع‌آوری شده است. . ۴۴.مرجان بیگی متولد بروجن بختیاری است او در اشعارش در بستری از بومی گرایی و توجه به عناصر طبیعی و مسائل اجتماعی می‌پردازد. کتاب (برف و برنو) مجموعه غزل او توانست در رقابت با ۲۰۰ عنوان کتاب، جایزه برترین کتاب سال در حوزه غزل را کسب کند. . ۴۵.رمضان پرورده سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد او در رشته حقوق از دانشگاه تهران سال 58 موفق به اخذ ليسانس شد. ترانه سرايی را از نوجوانی شروع کرد و تاكنون كاست های زیادی با اشعار او خلق شده که در سوگ آفتاب در پنجمين جشنواره موسيقی فجر مورد تقدیر قرار گرفت. تاکنون ۳ کتاب خون و عطش، گلال تش و ترانه‌های افلاک از او منتشر شده‌است. . ۴۶.پرویز پیمانی 1352 در خرم‌آباد متولد شد و سال 73 با سرودن اشعار و ترانه‌های لُری پا به وادی شاعری گذاشت و کتاب (نغمه‌های تنهایی) را سرود و مقام اول شعر را از دانشگاه‌های غرب کشور، مقام اول جشنواره بین‌المللی سراج و مقام دوم شعر کشوری را در جشنواره امام سجاد کسب کرد. . ۴۷.محمدکاظم علیپور 1342 درخرم‌آباد متولد شد و سال 75 اولین مجموعه شعرش را بنام (کوچه‌های خسته) چاپ کرد. دیگر آثارش: بابونه‌های گرین، بر بلندای یافته، بر چکاد بلند زاگرس، ترانه‌های مفرغ و بلوط، کمانچه و برنو، وسوسه‌های خاکستری، اندوه پنهان، ترانه ومفرغ، یک کوفه غربت، اضطراب انسان کوه نشین و سمفونی اشک. . ۴۸.هُشیارنامه (شاهنامه مُختصر) اثر؛ الله‌مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لُرستان را زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است. . ۴۹.علی دوستی شاعر لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم‌آباد میزیسته و سبک عَلیوُسی Aliyosi در گوشه داد ماهور اجرا می‌شود منسوب به اوست. مضمون اشعارش بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است. . ۵۰.اسماعیل بروجردی معروف به سرباز که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوان اسرارالشهاده با پنج هزار بیت از اوست. . ۵۱.حسین حزین، شاعر و مورخ بروجردی سال ۱۳۲۷ قمری در محله حاج ظهرابی متولد شد. تخلصش حزین بود. آثار: دیوان قصاید / دیوان غزلیات / چکامه‌های پارسی / مثنوی مرصدالاسرار / دوبیتی‌های سوز و گداز / دیوان مدایح و مراثی / تذکره حزین (دربارۀ شاعران، حاکمان و تاریخ بروجرد). . ۵۲.حسین پناهی شاعر، نویسنده و کارگردان ۱۳۳۵ در دژکوه حوالی شهر سوق کهگیلویه زاده شد. آثار: نامه‌هایی به آنا / به وقت گرینویچ / افلاطون کنار بخاری / سالهاست که مرده‌ام / ستاره‌ها / کابوسهای روسی / نمی‌دانم‌ها / من و نازی / جهان زیر سیگاری من است / نوید یک روزبلند نورانی / خروسها و ساعتها / دو مرغابی در مه / راه با رفیق / چیزی شبیه زندگی / بی بی یون / سرودی برای مادران / سلام خداحافظ / ستارها / راه با رفیق و... . ۵۳.دکترعبدالحسین زرین‌کوب ۱۳۰۱ در بروجرد متولد شد او ادیب، تاریخ‌نگار، منتقد ادبی، نویسنده و مترجم برجستهٔ ایران است. عناوین شعرها: بوسه مهتاب / چوپان عاشق / نغمه آواره / جهان نو / کارنامه زرین / آن شب / چشمان تو / مهتاب و شاعر / اندوه جوانی / خزان امسال / عصیان / بودن یا نبودن / قصه برای خواهرم / بن‌بست / دیوپرست / سیمرغ / با مولانای روم / نی و کوه / نقش رویا / مناجات / در راه بازگشت و... . ۵۴.سیدعلی صالحی شاعر و نویسنده ۱۳۳۴ در ایذه متولد شد. وی از پایه‌گذاران جریان موج ناب و بنیانگذار جریان شعر گفتار و شعر فراگفتار است. لیالی / منظومه ها / پیشگو و پیاده شطرنج / مثلثات و اشراق ها / نامه ها / نشانی ها / عاشق شدن در دی ماه،مُردن به وقت شهریور / آسمانی ها / رؤیای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود / سفر بخیر مسافر غمگین پنجاه و هشت / آخرین عاشقانه های ری را / ساده بودم، تو نبودی، باران بود / دیر آمدی ری را / دعای زنی در راه که تنها می رفت / دریغا مُلا عمر / چیدن محبوبه های شب / از آوازهای کولیان اهوازی / یوماآنادا / سمفونی سپیده دم / قمری غمخوار در شامگاه خزانی / زیارت نامه مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد / رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ / عاشقانه‌های بعد از گرگ / اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ / چند رؤیا مانده تا طلوع رنگین کمان / زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند / ما نباید بمیریم، رؤیاها بی مادر می‌شوند / نگران نباش همه چیز درست خواهد شد / پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر / شبانه ها در غیاب احمد شاملو / انیس آخر همین هفته می‌آید / نثار نامِ کوچکِ تو / آهوی الوداع به موسمِ زایمان آب / شازده کوچولو فال فروش میدان راه‌آهن / گل رُز در سفر به ستاره شمالی / کتاب کوچک معصومیت و امید / پرده را کنار بزن در پایان عشق پیروز است / این شفا برسد به دست مجروح ترین رؤیاها / زن در سایه چهره‌اش را نشان می‌دهد / دعوت به دعای عهد زنان / دختر ویولن زن در کوچه‌های برفی آذر ماه / منشور شعر حکمت / گزارش به نازادگان / سرود روح بزرگ / دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی و... . ۵۵.مهدی کاظمی طولابی 1296 درخرم‌آباد متولد شد پس از پایان تحصیلات به استخدام اداره ثبت اسناد درآمد. طولابی به سرودن شعر به زبان لُری خرم‌آبادی روی آورد و دو کتاب گنج لُر و کشکول را به چاپ رساند.


  • لُری زبان است

    چگونه لُری را گویشی از فارسی می‌پندارید؟《برخی از کلمات گویش بختیاری از زبان لری که در فارسی معادل ندارد》هُوال = کسیکه باهاش رودرواسی داری / کفچه = قاشق تُرکی است در زبان فارسی / نِهِل = باتلاق ترکی است / دیندا = عقب عربی است / مندیر = منتظر عربی است / دِلنگون = بلاتکلیف عربی است / گِرِپ = مسدود عربی است / سلار = رئیس، مدیر، عربی است / بندال = زندگی انگلی، کسیکه خودش کار نمیکند و از دیگران اخاذی میکند / سِریسات = مالیات، عربی است / مال = اجتماع، جامعه، عربی است، در لُری بختیاری به مردمی که دور هم جمع شده‌اند یک مال گفته میشود مثل مالمیر(مال امیر=ایذه) اگر بزرگ و ریش سفید مال، نامش آمرید باشد میگویند مال آمرید / نُم خدا = ماشاءالله، عربی است / بُق = فاسد عربی است، خایه بُق یعنی تخم مرغ فاسد شده یا گندیده / چوواسه = معکوس، برعکس عربی است / دُنگ دادن = حرف زدن، صحبت کردن، حرف و صحبت هر دوتاش عربی است / بیدُنگ = ساکت، عربی است / زِهِشت = رفاه، عربی است / رَویِگَه = معبر، عربی است / تلوارَه = جایی که رختخواب ها، پتو و تُشک را روی هم می‌چینند / ورواز = طویله، عربی است، قاش هم طویله ای که سقف نداشته باشد در فضای باز گفته میشود / درآستُن = حیاط، عربی است / هَوش = حیاط عربی است. مسخره نیست در زبان فارسی تهرانی حیاط معادل ندارد این چه زبونیه بعد ادعا فرهنگ و تمدن هم میکنند؟ / پُک = کامل، کاملاً، عربی است / خهرِسته = مصرف شده / قُیُم، قایُم = محکم عربی است / گل gal = جمع عربی است / پندَو = ورم عربی است، یعنی باد کردن قسمتی از بدن / بهر = قسمت، تقسیم، عربی است / گِردِل = دایره، عربی است / گُرداله = کلیه، عربی است / یَگِری (یک گیری) = اتحاد، عربی است / گُوگری = پیمان اُخوت / گدَه = هر آنچه داخل شکم وجود دارد / هیرَه = معده، عربی است / گئل = شخصی که قد بلند دارد، گئلون یعنی قد بلندها / خشخار = بدون هیچ دلیلی / وُلایدن = ماساژ دادن بدن هنگام حمام کردن / مُژگِنیدن = پیچاندن لباس خیس برای اینکه آب آن خارج شود / مِرنیدن = سر کشیدن آب و مایعات / تیغِشت = اشعه، عربی است / وُلاتوَر = تبعید، عربی است، دور کردن کسی از سرزمین و زادگاه خودش / دق dagh= سرزمین بدون آب و علف / دُندال = مرثیه، عربی است، اشعاری که هنگام عزاداری میخوانند / گاگریو = مرثیه، عربی است، اشعاری که هنگام عزاداری میخوانند / تاتِ = عمو مشتق از عم عربی است / بُته = خاله عربی است / هونِیَکی = صمیمیت، عربی است / وِردی = هدیه عربی در بختیاری نام شخص پسر، خداوِردی یعنی هدیهء خدا / دهرهدن، دهرِستن = غروب کردن آفتاب / گُرُهدن = فرار، عربی است / گُروسستن = مخفی شدن / گُروزنیدن = مخفی کردن، هر سه فعل یک ریشه دارند / گِری = لحظه‌ای عربی است / هِیسه = الآن عربی است / بیسا = صبرکن عربی است / منشور حقوق بشر کوروش کبیر: در این جمله تمام کلمات بجز کوروش عربی هستند / محدوده طرح ترافیک: تمام کلمات عربی هستند / استعمال دخانیات ممنوع: تمام کلمات عربی هستند. زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان اهل منطقی نمی‌گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است! آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده ای آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی‌آورد. هر زبانی به واسطه دستور زبان، آواها، خط و واژه‌های خاص، از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واج ها در زبان لُری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه‌ها فقط مختص خود لُرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لُری هست که در هیچ زبانی نیست. شباهت بعضی واژه‌ها هم به‌دلیل کاربرد اسلامی_عربی آنهاست یعنی واژه‌ها و اصطلاحاتی که ما گمان می‌کنیم لُری نیست در اصل، ریشه عربی دارند. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع و دیگری زیرمجموعه است. اشتراکات لغوی هم به صورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده می‌شود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لُری با ترکی از دو ریشه کاملاً مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لُری جمله: احمد عباسِنِه دِی. در فارسی: احمد عباس را دید. در ترکی: احمد عباسی گوردی. (نِه) در لُری _ (را) در فارسی _ و (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی‌رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل: ahmad saw abbas حالا می‌شود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم به‌دلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین می‌کنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمی‌شود.


  • کلمات فراموش شده لُری

    کلمات فراموش شده لُری: «کِل _ kel» به معنی فرستادن است. (اکبریاوریان، واژه‌نامه لُری، صفحه 566). ریشه «کِل» در زبان لُری و به تبع لُری شوهانی به معنی فرستادن، رَد کردن و ارسال است اما این معنا با معنی واقعی آن متفاوت است، چرا که «کِل» در واقع به معنی: با نگاه، با چشم و دیدن، مواظب رفتن یا آمدن کسی یا حیوانی بودن است. مثلاً: «کِلِش کو» امر به همراهی کردن کسی، با نگاه کردن، تا مسافتی و این یعنی مواظب بودن با نگاه کردن. چون در گذشته همه منازل به‌عنوان پاسبان و نگهبان خانه و حشم، سگ نگهداری میشده، و این واژه در آن هنگام کاربرد داشته است بطوریکه در رفت و آمدها گاز گرفتگی توسط سگها چندان دور از انتظار نبوده، و معمولاً صاحبخانه، وظیفه داشته مهمان را تا مسافتی کوتاه، بدرقه نماید و بعد از رفتن نیز صبر میکرده تا مهمان دور شده و از گزند سگها در امان بماند و در تمام مدت ایستادن میزبان تا دور شدن مهمان، با نگاه کردن، او را همراهی میکرده و با چشم او را راهی میکرد. اما چرا کلمه «کل» بکار میرفته؟ چون «کل» به معنی: هرگونه شکاف یا دریچه می‌باشد، و هنگامیکه می‌گفتند (گلِش کو) یعنی از دریچه چشم یا شکاف چشم او را رَد کن یا بفرست. یا میگویند (کِل چَشت بو وِش) یعنی از شکاف چشم نظاره اش کن! (کِل زَم وآ دما) یعنی به عقب برگشتم و نگاه کردم.


  • واژگان مشترک زبان ایتالیایی با زبان لُری

    واژگان مشترک زبان ایتالیایی با زبان لُری: ایتالیایی: ola آنسو، آنطرف، لُری: اولا oola آنطرف، آن سو / ایتالیایی: papa پدر، لُری: پاپا papa پدر بزرگ / ایتالیایی: passerella کنار خیابان (پیاده رو)، لُری: پاساره pasareh کناره، کناره دیوار / ایتالیایی: ponte بینی، دماغ، لُری: پت pet دماغ، بینی، پوزه / ایتالیایی: pigro جنس بنجل، لُری: په ته رو petero خرت و پرت، بنجل / ایتالیایی: portamantello کیف ، جا لباسی، لُری: پرتال portal اسباب و اثاثیه / ایتالیایی: purgare پاک ، تمیز، لُری: پِرچ perch پاک، تمیز / واژگان مشترک زبان لُری با زبان انگلیسی: yeah , ay , yea: بله، لری:اَه، ah: بله / انگلیسی: blaze شعله درخشان، لری: بلیز blez گرمی و حرارت / انگلیسی: better بهتر ➖ لری: بیتر beter بهتر / انگلیسی: be بودن و شدن ➖ لری:بی be بودن، شدن / انگلیسی: papa پدر ➖ لری: پاپا papa پدر بزرگ / انگلیسی: jackal شغال ➖ لری: چقل chaghel شغال / انگلیسی: house خانه ➖ لُری: هٌوش hewsh خانه ، حیاط / انگلیسی: doll عروسک ➖ لُری: دءول deul مترسک / انگلیسی: evening عصر ، غروب ➖ لری: اِیواره evareh عصر، غروب / انگلیسی: hole سوراخ ➖ لُری: هل ، هله hole, hol سوراخ / انگلیسی: cow گاو ➖ لُری: گــءو gew گاو / انگلیسی: gaze نگاه خیره ، زل زدن ➖ لُری: گِز gez خیره نگاه کردن / انگلیسی: glass لیوان ➖ لری: گیلاس gelas لیوان / انگلیسی: lecher آدم هرزه ➖ لُری: لچر lacher آدم هرزه، هرزه زبان / انگلیسی: lit روشن کردن، آتش ➖ لُری: لیت lit آتش گرفتن، گر گرفتن / انگلیسی: cut بریدن، پاره کردن ➖ لُری: کوت cot پاره و نصف کردن / انگلیسی: pat بهنگام، به موقع ➖ لُری: پت pat فرصت، به موقع / انگلیسی: hom پیشوند (هم) ➖ لُری: هوم hom پیشوند (هم) / انگلیسی: tale قصه، داستان، خبرکشی ➖ لُری: تال tal (از چیزی یا رویدادی داستان در آوردن) / غروب در لُری میشود: إیواره evara و در انگلیسی eve یعنی سر شب و شامگاه / شاخه در لُری میشود: بچ bec و در انگلیسی branch یعنی شاخه / لباس سرهمی در لُری میشود: بلرسو balarsu و در انگلیسی boilersuit یعنی لباس مخصوص جوشکاری / شعله‌ور در لُری میشود: بلیز belez و در انگلیسی blaze یعنی شعله درخشان / بغچه در لُری میشود: بندیل bandil و در انگلیسی bandoleer یعنی حمایل / صدای شیون و زاری در لُری میشود: بونگ bong و در انگلیسی bang یعنی محکم بستن / بودن در لُری میشود: بی bi و در انگلیسی be یعنی وجود داشتن / درخت بید در لُری میشود: بی be و در انگلیسی withy یعنی درخت بید / ضربان قلب در لُری میشود: بیت bit و در انگلیسی beat یعنی نبض و ضربان قلب / بهتر در لُری میشود: بیتر beter و در انگلیسی better یعنی بهتر / بیگ یا بگ bag پیشوند آنام لُری است و در انگلیسی big یعنی آدم برجسته / تیرآهن در لُری میشود: بیم آهه bim ahe و در انگلیسی beam یعنی تیرآهن / پدربزرگ در لُری میشود: پاپا papa و در انگلیسی papa یعنی پدر بزرگ / دماغ در لُری میشود: پت pet و در انگلیسی pate یعنی کله و سر و point یعنی نوک / خالی در لُری میشود: پَتی pati و در انگلیسی empti یعنی خالی / بدخلقی در لُری میشود: پتی پتی pete pete و در انگلیسی pet یعنی بد خلقی / صدای سقوط جسم خشک در لُری میشود: پروق peruq و در انگلیسی plunk یعنی تلپی افتادن / باد دهن در لُری میشود: پوف pof و در انگلیسی puff یعنی فوت / غلطاندن در لُری میشود: پِل دیه pel deye و در انگلیسی impel یعنی مجبور کردن / صدای سقوط جسم خشک در لُری میشود: پلوق peluq و در انگلیسی plunk یعنی تلپی افتادن / سد بستن کنایه از نقشه در لُری میشود: پله pela و در انگلیسی plat و plan یعنی نقشه / پیت در لُری میشود: پوت put و در انگلیسی pot یعنی دیگ / چهره در لُری میشود: پوز puz و در انگلیسی puss یعنی چهره / به دور خود چرخیدن در لُری میشود: پیت pit و در انگلیسی pitapat یعنی درحال بال بال زدن / پول در لُری میشود: پیل pil و در انگلیسی bill یعنی اسکناس / تاریک در لُری میشود: تار tar و در انگلیسی dark یعنی تاریک / گراز نر در لُری میشود: تاک tak و در انگلیسی hog یعنی گراز / ذوب کردن در لُری میشود: تاو taw و در انگلیسی thaw یعنی آب شدن / رد و دنبال در لُری میشود: تور tur و در انگلیسی trail و track یعنی رد پا و رد پا را گرفتند.


  • زبان لُری بکرترین شاخه زبان ایرانی

    ️زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی: ️زبان مهمترین رکن هر فرهنگ و تمدن است. زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی است که در واژه واژه های خود چند و چون ارزشها و احساسات و بار عاطفی فرهنگها را داراست. استعداد جغرافیایی و تنوع زیستگاهی مناطق لُرنشین بستری مناسب برای انتخاب مَدنیت های کاسیت و ایلامی بوده است و قدمت و عظمت تمدن پیشینیان در بلاد لُرنشین تاج سر افتخارات هنری بشر در دوران باستان است آثاری که نگاه به تصاویر آن در کتب و موزه ها، انسان را جادوی قدرت خویش می‌کند و همه حکایت از وجود زبانی دارند که یقیناً زبان کنونی لُری بر آن بستر تاریخی شکل گرفته است. واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته‌اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لُری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل می‌کنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و اِفاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را به‌عنوان جایگزین بکار می‌برند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه»، برادر «گَگَه و برار»، خواهر «دَدَه و خُوَر» است!


  • قدمت زبان لُری طبق واژگان کتیبه بیستون به دوره هخامنشی می‌رسد

    پروفسور بهاروند در همایش بررسی سیر تحول ادبیات بومی در لُرستان که در دانشگاه لُرستان برگزار شد، با اشاره به اینکه درحال حاضر در کتیبه بیستون حداقل ۲۵ واژه لُری وجود دارد بیان کرد: آنچه که دارد زبان بومی را تهدید می‌کند، آمدن تلویزیون به منازل و ترویج زبان فارسی و تکلم افراد بومی به زبان فارسی جای زبان مادری است. از لُرستانی‌ها انتظار دارم که متوجه عظمت زبان و میراث فرهنگی خود یعنی زبان لُری باشند و فرزندان خود را منع نکنند که به زبان لُری سخن گویند؛ چرا که فرزند خود را از هویت و میراث فرهنگی‌اش دور خواهید کرد. پروفسور سکندر بهاروند که دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه بالتیمور آمریکا دارد در مصاحبه با فصلنامه پریسک زاگرس، شماره ۷، صفحه ۲۳، عنوان کرد: الآن برخی از اقوام، زبان فارسی (زبان معیار) را جایگزین زبان قومی شان کرده‌اند. در لُرستان بعضی از والدین با بچه‌شان فارسی حرف می‌زنند؛ درحالی‌که نمی‌دانند زبان لُری متعلق به دوره هخامنشی می‌باشد. در کتیبه بیستون 25 لغت لُری پیدا کرده‌ام مانند:《اوسه》یعنی آن موقع،《ایسه》یعنی حالا. بجای ایسه، 《الآن》عربی، جایگزین شده‌است. چنانچه می‌گویند《منه پیا خوئیه》یعنی؛ فکر می‌کند مرد خوبی است. یا واژگان برار به معنی برادر که در متون ساسانی آمده یا اِیوارَه به معنی عصر یا وِیر به معنای حافظه. یا جمله: گِری بِسا هِیسه میام؛ که جزء به جزءش ساسانی است اما در فارسی می‌گویند: چند لحظه صبر کن الآن میام! و در این جمله، کلمات: لحظه، صبر و الآن عربی هستند! رود نیل در کتیبه داریوش پیر آو (Pir ava) ضبط شده است که کلمه پیرو Piero در زبان قبطی مصر به معنی رود بزرگ است اما چقدر ضبط داریوش و ضبط قبطی آن با کلمه پر آب (پر آو در لُری) و فاریاب فارسی نزدیک است. پیر آو در زبان لُری شاید رودخانه بسیار قدیمی معنی دهد (دکتر باستانی پاریزی، از سیر تا پیاز، صفحه ۴۰۶) اکنون مادران یا پدران که غافل از ریشه باستانی زبان هستند حرف زدن به زبان لُری را فراموش کرده‌اند. پروفسور ویلیام تکستون استاد دانشگاه هاروارد کتاب From Tales Loristan را سال ۱۳۶۵ چاپ کرد که الآن از طریق اینترنت هم قابل دریافت است و از کتابهای پر مراجعه و پر فروش است حتی در ژاپن هم در موردش نقد نوشته‌اند و مورد توجه زبانشناسان و افسانه‌شناس ها قرار گرفته‌است.


  • رضا جهانی

    در زبان لُری به زمان جفتگیری هر دسته از حیوانات نام خاصی اطلاق می شود: اسب و الاغ⬅️زمان فَحل / گله گوسفندان⬅️زمان بَر / ماده گاو آبستن را آووس می‌گویند و... گله دارها بنا به تجربه از بهترین نژاد گوسفندان از میان بره های نر چند تا را جدا کرده و بیش از بقیه مورد توجه قرار می‌دهند. فرضاً بعد از زمان چرا هر روز غروب خوراک جو به آنها می‌دهند. پس از مدتی آنها را در گوشه ای از حیاط خانه میخکوب می‌کنند. نهایتاً یک یا دو تا از آنها را برای جفت گیری انتخاب کنند ( تعداد غورچ ها به تعدد گوسفندان حشم دار بستگی دارد ) به آنها ⬅️وِرَّن و زمانی که آماده جفتگیری می‌شود و در میان گله آزادانه می‌گردد به آن ⬅️ وِرَّن خَلت میگویند. برای اجازه ندادن و به صحرا نبردنشان هم دلیل دارند. وِرَّن یا غورچ ... هُورَّه گَله (هَرگله) میشود یا با غورچ های گله همسایه برای نشان دادن قدرت و برتری خود تا سرحد مرگ می‌جنگند. جدا کردن غورچ ها صحنه های دیدنی و تفریح چوپانان است. ابتدا اجازه می‌دهند تا با هم زور آزمایی کنند و در ادامه به دلایلی مانع جنگیدن شان می‌شوند که توضیحش در این مقال نمی گنجد. غورچ های نر شاخ دار(داک) عقب عقب می‌روند و با نهایت سرعت و توان پیشانی هم را هدف قرار داده به هم ضربه میزنند. بارها دیده شده که خون از منفذ بینی غورچها جاری می‌شود و تسلیم نمی‌شوند. پایان غم انگیز درگیری زمانی است که در لحظه ای که باید به پیشانی و سر هم ضربه بزنند. غورچ ضعیف تر سر خود را به چپ یا راست متمایل می‌کند (سَر لِرَنِن) تا از ضربه کاری در امان بماند. غورچ پیروز و فاتح صاحب بی چون و چرای گله می شود. غرض از این اطاله کلام اشاره به تک بیت پرمغز و نغز میر نوروز است که می‌گوید: غورچ خووه د مین غورچو سر بَشونه _ سر و شاخش بشکنه سر نَلرونه. مدعی باید در بین همپایگان عرض اندام کند آسیب ببیند و پا پس نکشد. رضا جهانی از نهاوند


  • دایا ایروه وه گازه

    دایا ایروَه و گازَه؛ داستان یک اصطلاح لُری: ایروَه و گازَه نام دو روستا در بخش پاپی از توابع سفیددشت لُرستان (نام لری قدیم: اِسبیریزیل) است. دایا (تلفظ بالاگریوه ای: دادا) واژه ای است مترادف با دالو یعنی پیرزن. اما عبارت《دایا ایروه و گازه》یک اصطلاح در لُرستان قدیم است به معنی کسیکه بین دو گروه یا دو نفر تفرقه و دشمنی درست می‌کند و پیش هرکدام از بدی دیگری می‌گوید ولی هر دو طرف از فتنه گری او خبر ندارند و تازه او را دوست و غمخوار خود می‌دانند. گویند که در زمانهای قدیم بین اهالی دو روستای ایروه و گازه که در صلح و صفا به سر میبردند مدتی چنین پدید آمد که دوستی شان تبدیل به دشمنی شد و درگیری هایی بین اهالی این دو دهکده پدید می‌آمد. بعدها فهمیدند که مقصر اصلی پیرزنی بوده که محبوب اهل هر دو آبادی بوده است. مثلاً یک سخن چینی یا حرف دروغ از یکی از این دو آبادی برای دیگری میبرد و آنها را ناراحت میکرده و اگر آنها حرفی از روی عصبانیت میزدند چهارحرف دیگر هم روی آن گذاشته و پیازداغش را زیاد کرده و به آبادی مقابل می بُرد. آنها نیز واکنشی تندتر نشان می‌دادند و می‌آمد به اهالی روستای دیگر میگفت چرا دست روی دست گذاشتید ببینید درباره شما چه می‌گویند و چه نقشه‌ها برای شما در سر دارند خلاصه جو را آنقدر در هر دو طرف متشنج میکرد تا به یک درگیری منجر شود و خود به‌عنوان دلسوز و خبررسان محبوب هر دو طرف تا اینکه شخصیت و فتنه گری اش مکشوف شد. بعدها این مثل باب شد که به هرکس با ظاهری دلسوزانه بین دو نفر را خراب کند بگویند "بییه وه دایاکَه ایروه و گازه" (شده ای پیرزن ایروه و گازه).🔹بئنَت مُردِ موو مینِکی د تُر کرونا د مرز ۱۰ هزار آیم گوئارِس: آمار مرگ و میر داخلی بر اثر کرونا از مرز ۱۰ هزار نفر عبور کرد. واژه نامک: بئنت beýnat: آمار، احصاء / مینکی mînêki: داخلی (متضاد آن درکی darêki: بیرونی) / گوئارس: عبور کرد، رد شد (از مصدر گوئارسن: عبور کردن، رد شدن، گذشتن) / مردموو mordêmu: مرگ و میر / دِ_تُر dêtör: بر اثرِ، در پیِ (تُر: اثر، پی، مسیر)



آخرین مقالات