جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

از دبیرستان تا بهارستان: معلمان سیاسی موانع توسعه لرستان

به گزارش تابناک لرستان ، یک ضرب المثل انگليسی می گوید: اشتباه پزشك زير خاك دفن مي شود؛ اشتباه مهندس روي خاك سقوط مي كند؛ و اشتباه معلم روي خاك راه مي رود ... ولی با کمال تاسف در استان لرستان اشتباه معلمان نه تنها بر روی زمین راه می رود بلکه به مجلس هم راه پیدا می کند. آمار بالای معلمین راه یافته به مجلس از حوزه های انتخاباتی لرستان و عملکر ضعیف آن ها به دلیل فقدان توان اجرایی اثباتی بر این مدعاست.

از دبیرستان تا بهارستان: معلمان سیاسی موانع توسعه لرستان

به واقع، چند صباحی است در استان لرستان بخشی از فرهنگیان با خروج از جایگاه ارزشمند معلمی روی به فعالیت های گسترده سیاسی آورده و با تغییر غیر حرفه ای مسیر انتخابات به نفع یکی از همکاران خود به یکی از موانع اصلی توسعه سیاسی استان تبدیل شده اند. فتح الله حسنوند، قدرت الله ایمانی، ملکشاهی راد و چندین و چند نماینده دیگری که از بین معلمان به بهارستان راه یافته اند بیانگر شکل گیری طایفه ای جدید به نام فرهنگیان است که آن ها نیز جز به طایفه خود رای نمی دهند. در این دوره از انتخابات نیز با موج ثبت نام معلمین برای کسب کرسی های مجلس در استان مواجه شدیم؛ گویا سیاسی بازی به هدف اول نهاد آموزش و پرورش تبدیل شده است.

قرار گرفتن سه معلم (دکتر صید محمدخان بیرانوند، محمدرضا ملکشاهی راد و اعظم محمدی نیا) در رتبه های اول تا سوم رقابت انتخاباتی شهرستان خرم آباد زنگ خطری جدی برای آینده این نهاد ماهیتا غیر سیاسی است.

اگر دلتان برای خاطرات مدرسه تنگ شده کافیست تنور انتخابات که داغ می شود در ستادهای انتخاباتی کاندیداهایی که احتمال پیروزی شان بالاتر از باقی است قدمی بزنید تا چهره های نوستالوژیک معلم های خود از کلاس اول تا کنکور را ببینید. این پدیده ی نادر در ایام رقابت انتخاباتی هر یک از حوزه های انتخابیه استان لرستان را به یک مدرسه سیاسی تمام عیار تبدیل می کند.

این دخالت های نابجا که همواره مورد انتقاد شدید نیروهای سیاسی و صاحبان اندیشه بوده در حالی است که به گفته رییس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش در سالی که گذشت میانگین نمرات امتحانات نهایی دانش آموزان سال آخر دبیرستان با یک افت چشمگیر به پایین ترین سطح خود یعنی معدل 12 رسیده است. همچنین در برخی از مناطق کشور این میانگین حتی به معدل 7 نیز تنزل پیدا کرده است.

این فعالیت های ناصواب سیاسی که لطمات جبران ناپذیری به تربیت نسل های آینده و همچنین توسعه استان وارد خواهد کرد در حالی است که معلمین در عرصه سیاست نیز به هیچ وجه کارنامه قابل قبولی نداشته و همچون شاگردان خود معدل فعالیتشان بسیار ضعیف بوده است. به واقع، این واقعیات معلمین را در مسیری دو سر باخت قرار داده است که یک طرف آن افت تحصیلی دانش آموزان و ضعف آموزش نسل آینده و طرف دیگر آن کند کردن مسیر توسعه استان است.

آیا معلمانی که بخش عمده ای از زمان خود را برای انجام فعالیت های سیاسی و فرستادن یکی از معلمین هم تبار خود به مجلس صرف می کنند، بهتر نیست با بازگشت به وظیفه ی اصلی خود جلوی این فاجعه ملی را بگیرند؟

آیا زمان آن فرا نرسیده است که به آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد علمی و تخصصی که حق دخالت در انتخابات را نداشته باشد بنگریم؟

آیا این واقعیت که با رای آوردن یا نیاوردن یک نماینده شاهد سونامی تغییرات در سطوح مختلف آموزش و پرورش باشیم بازی با سرنوشت نسل های آینده نیست؟

آیا زمان آن فرا نرسیده است که تمرکز معلمان به شغلی معطوف شود که برای آن حقوق می گیرند و رشد جایگاه افراد در سیستم آموزش و پرورش بر اساس صلاحیت علمی باشد و نه الزامات سیاسی؟

آیا معلمانی که صدای اعتراضاتشان برای افزایش حقوق گوش فلک را کر کرده است تاکنون با وجدان خود خلوت کرده و به خروجی کار خود منصفانه نگریسته اید؟

از این رو به عقیده نگارنده این یادداشت بهتر است تا زمانی که فاجعه افت تحصیلی دانش آموزان و دیگر مشکلات آموزشی حل نشده است؛ بخش سیاسی شده آموزش و پرورش برای رفع شبهات شرعی و اخلاقی تمام توان و زمان خود را صرف رفع مسایل و مشکلاتی نمایند که بابت آن از بیت المال حقوق دریافت می کنند.

 

منتشر شده در در سایت «تابناک لرستان»، بازنشر در نگین زاگرس

108 نظر

  • مهمترین چیزها را در مدرسه یاد نمیدهند!

    هاروکی موراکامی نویسنده سرشناس ژاپنی میگه: مهمترین چیزی که در مدرسه یاد گرفتم این بود که هیچوقت مهمترین چیزها را در مدرسه یاد نمیدهند!


  • رتبه 31

    در کنکور امسال، لرستان در بین 31 استان کشور رتبه 31 را کسب کرد!!! وقتی که معلمان لرستان پول میگیرند که به دانش آموزان آموزش دهند اما تمام توانشان را روی کارهای سیاسی میگذارند طبیعی است که این رکورد را بدست بیاورند!!! معلمان هر موقع وضعیت آموزش و پرورش را درست کردند آن موقع بیایند و کاندید انتخابات مجلس شوند!


  • نماینده معلم ها

    محمدبیرانوند نماینده خرم آباد که معلم ادبیات بوده بعد از راهیابی به مجلس در تمام سخنرانی ها و مصاحبه ها فقط از مشکلات قشر معلمها صحبت کرده مثلاً گفته: چرا حقوق معلمها کم است؟ چرا مدارس بخاری نفتی دارند؟ چرا مطالبات پولی معلمان پرداخت نمیشود؟ جناب بیرانوند شما نماینده شهرستان خرم آباد و چگنی و بخشهای تابعه هستید و باید مشکلاتشان را حل کنید نه اینکه دائماً از حقوق پایین معلمان بگید!


  • سواد ناقص و اَبتر

    اکثر معلمان دارای مدرک فوق دیپلم و لیسانس هستند و از نوشتن یک مقاله علمی_پژوهشی هم عاجزند. در واقع سوادشان ناقص و اَبتر است. کسی باسواد محسوب میشود که در یک رشته دکتری (Phd) بگیرد. معلمان بیشتر وقتشان با نونهالان و نوجوانان میگذرانند و فکر میکنند منظومه فکری اجتماع و کُل امورات جامعه هم اینگونه ساده است! از همین مدارس سطح پایین است که حس غرور کاذب در معلمین شکل میگیرد و آنها به کارهای سیاسی روی میآورند.


  • ۶ ماه تعطیلی با حقوق!

    اکثریت جامعه معلمین همواره از حقوق پایین شکایت میکنند اما نمیگویند بیشترین میزان تعطیلی و کمترین فعالیت را در بین مشاغل کشور دارند. آنها ۳ ماه تابستان کلاً تعطیل هستند اما ماهانه حقوق میگیرند و در فصل امتحانات در دی و خرداد هم تعطیل هستند. با نزدیک شدن نوروز از ۲۰ اسفند تا ۱۵ فروردین هم تعطیلند اما حقوق میگیرند! دبیران دبیرستان هفته ای ۲ روز تدریس میکنند و باقی ایام بیکارند اما حقوق میگیرند! آیا ماهی ۴ میلیون برای هفته ای ۲ روز تدریس کم است؟


  • انتخاب احساسی

    در خرم آباد استاد تمام دانشگاهی که دو مدرک دکترای اقتصاد و علوم سیاسی داشت و صاحب ده ها کتاب و مقاله بود رای نیاورد! بعد معلم ادبیاتی با رای بالا نماینده شد! معضل اصلی خرم آباد بیکاری، فقراقتصادی و نبود زیرساخت است و فردی که آشنا به علم اقتصاد است این مشکلات را بهتر میشناسد و راحت تر میتواند آنها مدیریت کند! متاسفانه رفتار انتخاباتی ما درست نیست و برحسب《طایفه گرایی مَنسوخ شده》یا《احساس سالارانه》تصمیم‌ میگیریم نه از روی شناخت و عقلانیت! مردم ما سواد سیاسی ندارند.


  • کمیسیون آموزش!

    وقتی معلّمی نماینده میشود بواسطه شغل و مدرکش، در مجلس عضو کمیسیون《آموزش》میشود! یا نهایتاً به عضویت کمیسیون اُمور اجتماعی درمیآید که زیاد بُرشی ندارند و حول مشکلات آموزش و پرورش فعالیت میکنند. اما مهمترین کمیسیونهای مجلس عبارتند از: امنیت ملی / برنامه و بودجه / و عمران! که متاسفانه نمایندگان لُرتبار به علت مدرک تحصیلی شان حضوری کمرنگ در این کمیسیونها دارند و طبیعتاً نمیتواند طرح و بودجه جذب کنند به همین خاطر از مردم بلاد لُرنشین میخواهیم که تمام جوانب کار را در نظر بگیرند و احساسی تصمیم نگیرند و نماینده ای به مجلس بفرستند که حداقل در کمیسیونی قوی عضو شود.


  • نهاد آموزشی یا سیاسی؟

    ما در کشور به اندازه کافی فارغ التحصیل علوم سیاسی و آدم سیاستمدار داریم که دانش بالایی هم دارند و نیازی به معلّمین نیست که شغل آموزشی را رها کنند و وارد سیاست شوند! این دخالتهای نابجا که همواره مورد انتقاد شدید نیروهای سیاسی و صاحبان اندیشه بوده درحالی است که به گفته《رییس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش》در سالی که گذشت، میانگین نمرات امتحانات نهایی دانش آموزان سال آخر دبیرستان با یک اُفت چشمگیر به پایین ترین سطح خود یعنی《معدل 12》رسیده است!همچنین در برخی از مناطق کشور این میانگین حتی به《معدل 7》نیز تنزل پیدا کرده است! اول اوضاع آموزش و پرورش را درست کنید بعد بیایید برای مجلس ثبت نام کنید!


  • آشنا نبودن به حقوق عمومی

    مردم بلاد لُرنشین آگاهی عمومی نسبت به خواسته های قانونی خود ندارند و هیچوقت از پتانسیل های سرزمینی برای رسیدن به توسعه استفاده نکردند و مدیران لایق در راس تصمیم گیری نبودند به همین خاطر میانگین طول عمر مدیران لرستانی کمتر از ۲ سال است! به دلیل عملکرد ضعیف نمایندگان لُرتبار کمتر پیش آمده مردم لرستان دوبار به وکیلشان اعتماد کنند و هربار یکی را راهی مجلس کردند که تا امروز بر همان پاشنه نامرادی چرخیده و توفیقی حاصل نشده است!


  • طایفه، موج آفرینی، معامله!

    طایفه بازها با ایجاد《موج آفرینی کاذب》و سوار شدن بر تعصبات پوچ طایفه ای، عموم مردم را منحرف از خواسته های اصلی میکنند که حاصلش انتخاب نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتار و گفتارشان، انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! اهل معامله هم《خواسته های شخصی》را معیار انتخابشان میکنند و در محافل خانوادگی به انجام《تعهدات شخصی》سوگند یاد میکنند که نتیجه اش میشود دخالت مستقیم در چگونگی انتخاب مدیران و پیگیری خواسته های شخصی (نه عمومی) چند خانواده حامی نماینده!


  • نماینده برآمده از متن جامعه است

    نمایندگان و مدیران برآمده از متن جامعه هستند و البته ما و همه کسانیکه در آن بُرهه نقش داشته ایم، باید پاسخگوی نحوه انتخاب خود باشیم! وقتی احساسی یک دستفروش را به عنوان عضو شورا انتخاب میکنیم نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنیم چون حاصل انتخاب خودمان است. عموم لرستانیها زمان انتخابات درگیر طایفه بازی میشوند و آنچه که به یادشان نیست مطالبات عمومی و خواسته های جمعی است.


  • طایفه فرهنگی

    طایفه فرهنگی در ۲۰ سال اخیر در حوزه خرم آباد و لرستان هربار معلم به مجلس فرستادند مثلاً در دوره هفتم مجلس در 1382 آقایان (ف ح / ق ا ) هردو معلم بودند. در دوره هشم (م م ) معلم بود. در دوره نهم هم (م م / م ب ) هر دو معلم بودند.


  • اقدام نمایندگان برای کاهش بیکاری چه بود؟

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله《جزء صدرنشینان جدول بیکاری》کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود. اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند! نمونه بارز این مدیران《مدیرکل کار》《تعاون و رفاه اجتماعی لرستان》است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازند! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار لرستان!


  • رقابت طایفه ای

    با مهاجرت عشایر و روستاییان به حاشیه شهرها، فرهنگ طایفه ای را هم با خود آوردند و پای رقابت طایفه ای را به انتخابات مجلس باز کردند. اکثر نمایندگان برآمده از بافت طایفه ای هستند و کمتر نماینده ای توانسته در لرستان اعتماد مردم را برای چند دوره جلب کند و نمایندگیِ شان کند و ازطرفی لرستان نسبت به بسیاری از استانها درگذشته وضعیت مطلوب تری داشت ولی امروزه در شرایط ضعیف تری قرار دارد. وابستگی طایفه ای و استفاده از آن برای راهیابی به مجلس متاسفانه جای《شایسته گزینی》را گرفته و زورآزمایی و رقابت طایفه ای پایه تحقق آمال عده ای در رسیدن به صندلی مجلس شده است!


  • اولویت اهداف شخصی برمنافع جمعی!

    لرستانیها باگذشت سالها هنوز نتوانستند به مطلوبهای ذهنی شان برسند. وقتی تَن دادن به شرایط عمومی، حاصلی را در پی ندارد، طبیعی است《شخصی نگری》حاکم شود. بدین معنی که افراد جامعه ترجیح میدهند قید تغییر وضعیت به صورت عمومی و دستیابی به بهبود جمعی را زده و خواسته هایشان را《بصورت شخصی》دنبال نمایند! اینجاست که اهداف شخصی بر منافع عمومی اولویت می یابد!


  • بیکاری؛ بزرگترین مشکل لرستان

    در تمام این سالها بزرگترین مشکل لرستان《بالا بودن نرخ بیکاری》بوده که در هیچ دوره ای از طرف نمایندگان اقدام مثبت و سازنده ای برای کاهش آن صورت نگرفته است! حافظه مردم دلایل شکلگیری بیکاری را《انفعال نمایندگان پیشین》میدانند و هنوز خاطره تلخ《انتقال پتروشیمی خرم آباد به شازند》در اذهان زنده است که مُسببان آنرا نمایندگان دوره سوم (۶۷ تا ۷1) علیمحمد سوری لکی و علی عنایت میدانند!


  • شخصی نگری

    مردم لرستان با ناامیدی از اصلاح امور در زمینه بیکاری، اهداف شخصی و انفرادی را ملاک قرار دادند و با بیعت با کاندیدا او را به شرط برآورده کردن خواسته هایش یاری رساندند در واقع اگر بگوییم این نمایندگان تنها نماینده بخشی از مردم هستند سخن بیراهی نیست! ریشه این رفتار انتخاباتی ناشی از《عدم درک شرایط زمانی》و《عدم شناخت نسبت به وظایف و جایگاه نماینده مجلس》است! تصور نمایندگان هم از جایگاه نمایندگی غلط است و برای جلب نظر مردم و دستیابی به هدف، از ندانستگی مردم سوء استفاده میکنند که برخلاف اخلاق است!


  • چرایی ایجاد پارلمان

    فلسفه مجلس یا پارلمان این است که مردم، نمایندگانی داشته باشند تا مدافع حقوقشان باشند و قوانین را در جهت رفع نیازها و مطالبات مردم وضع کنند تا مردم (شهروندان) زندگی بهتری داشته باشند و از تبعیض، بی عدالتی و ستمگری رها شوند. گرچه ما لُرها نمایندگانی را روانه پارلمان کردیم اما سالهاست انگار بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری اساسی بحال توسعه لرستان نداشته و گزاره های آمارها این را اثبات میکند. لرستان بالاترین نرخ بیکاری کشور را دارد / کمتر از ۶ صدم درصد از صنعت کشور را دارد / از نظر درآمد سرانه لرستان رتبه ۲۸ را دارد / نود درصد زمینهای کشاورزی لرستان دیم است / دومین استان مهاجرفرست است / در اعتیاد و طلاق هم در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته اند نتوانستند موجب تغییرات اساسی در وضعیت محروم لرستان ایجاد کنند!


  • عزل و نصب مدیران

    مهمترین دغدغه نمایندگان ما، عزل و نصب مدیران بوده و هنوز نتوانستند نرخ بیکاری را بهبود بخشند یا سهم صنعت را افزایش دهند تا اینچنین در قعر توسعه نیافتگی قرار نگیریم! زمان انتخابات وعده های جذاب میدهند ولی به تدریج از مطالبات مردم، فاصله میگیرند و سرگرم عزل ونصب مدیران میشوند! آنهایی که کاندید میشوند میدانند از چه گفتمان هایی برای جذب مردم سود ببرند. لرستان نتوانسته از مزیت نمایندگان برای پیشرفت بهره ببرد! زیرا اگر خلاف این بود بجای رتبه های آخر اقتصادی، در صدر جدول استانهای برخوردار ایستاده بودیم.


  • عملکرد نمایندگان ما

    در بی خبری نمایندگان دوره سوم خرم آباد (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) پتروشیمی خرم آباد سر از شازند درآورد. دکتر حداد عادل رییس مجلس هفتم (۸۲ تا ۸۶) در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده یکی از شهرهای لرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج کشور، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در سال ۸۵ و با سفر رییس جمهور به لرستان یکی از نمایندگان (ق ا) کلامش را بدون بسم اللّه و خوش آمدگویی به رییس دولت آغاز کرد. در دوره دهم یکی از نمایندگان لرستان بیانیه تشکیل فراکسیون مناطق کردنشین را امضا کرد! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند.


  • رعایت اخلاق بهترین عملکرد است

    در لرستان ما شاهد نمایندگانی به ظاهر مودب و با انظباط بودیم که بجای دفاع از حقوق قانونی موکلان حوزه انتخابی خود، سکوت اختیار کردند و در افواه به《وکیل مودب》شهرت یافتند! گاهی هم نظاره گر وکلایی بودیم که با غوغاسالاری وارد میدان انتخابات مجلس میشدند و میخواستند با جنجال و هیاهو کاوه زمان جلوه دهند غافل از اینکه با بایکوت شدن در آن صحنه راه بجایی نبردند و تنها به بردن آبروی موکلان خود اکتفا کردند مثل نماینده دوره پنجم لرستان که ۶ ماه تعلیق شد. ثمره این موارد بی اعتمادی مردم به وکلایشان است که سبب شد اکثر نمایندگان فقط یکبار بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند و در عرف عامه به نمایندگان یکبار مصرف نامگذاری شوند. حال اگر برخلاف قضیه تشریح شده اگر وکلایی با بکارگیری ابزارهای غیرمتعارف (طایفه گرایی، لابیگری)بیش از یکبار بر کرسی مجلس جلوس کردند حاکی از《فقرفرهنگی》و《عدم خردورزی》در این خطه محروم است. استفاده از ابزار عوام فریبانه برای راهیابی به مجلس توهین به مقام نمایندگی و مردم شریف حوزه انتخابی است.


  • لرستان محرومِ دارای ظرفیت

    نمایندگان لرستان بجای تمسک به قانون و استفاده از فرصتها و سرمایه های اجتماعی برای پیشبُرد اهداف نمایندگی نتوانستند در توسعه لرستان محروم دارای ظرفیت گام بردارند. مردم باید با گذار از قبیله گرایی فردی فراجناحی و تحصیلکرده با مدیریت قوی را انتخاب کنند.


  • لرستان در گرداب فقر و بیکاری

    توسعه با اقتصاد گره خورده است اما لرستان همچنان در گرداب فقر، بیکاری و توسعه نیافتگی دست وپا میزند. چرا لُرستانی که همه چیز دارد (نیروی تحصیلکرده، نفت، آب، طبیعت زیبا و خاک حاصلخیز) از قافله توسعه عقب نگه داشته شده؟ در توسعه نیافتگی لرستان، مردم، رسانه، مدیران، نمایندگان و سیاسیون دخیل اند. مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند / مُنتقد نیستند / همواره قانع بوده و هستند / زود عصبانی میشوند / مقابل کمبودها لَب فرو می بندند / منافع فردی را بر منافع جمعی ترجیح میدهند / از مسئولان خواسته جمعی ندارند / از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت و بی انگیزه میگذرند! مردم لُر مطالبه گر نیستند.


  • جامعه پیشرفته را افراد توسعه یافته میسازند!

    اگر مطبوعات دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی را مرور کنید به انبوهی از مطالب و شکواییه های مردم لرستان که در صفحات این رسانه ها چاپ شده است، برخورد میکنید با این مضامین: ما مردم لرستان مردمی خوب، قانع، سربه زیر، شاه خواه، برای نظام شاهی مشکلی ایجاد نکرده ایم، اما چرا باید اوضاعمان چنین باشد؟ اکنون هم خواسته هایمان در همین حد است یعنی برای نظام اسلامی مشکلی ایجاد نکردیم، در ۸ سال جنگ حضور فعال داشتیم، حتی تیری بسوی نظام شلیک نکردیم، بیشترین خسارت را از جنگ دیدیم و...اما چرا باید دَر بر همان پاشنه بچرخد و ما همچنان در محرومیت، فقر و بیکاری دست و پا بزنیم؟ واقعیت اینست که جامعه پیشرفته را افراد توسعه یافته میسازند. مردم مسئول، آگاه و مُنتقد که تعهد اجتماعی دارند.


  • راه برون رفت: توسعه فرهنگی

    برشت: بیچاره ملّتی که نیاز به قهرمان دارد. امروز ارتباط《جامعه و اقتصاد》و تاثیر و تاثری که این دو برهم دارند بر کسی پوشیده نیست. با اینحال هنوز از نظر ساختاری جامعه ای که در آن زندگی میکنیم نتوانسته ربط منطقی این دو را اساس برنامه ریزی خودش برای《توسعه همه جانبه》قرار دهد و به سوی جایگاهی که شایستگی اش را دارد، خیز بردارد. درد محرومیت، درد امروز نیست و میراث بجامانده از تصمیم هایی است که بی تدبیر و بی مشاوره و کدخدا منشانه طی دوره های مختلف برای اداره جامعه لرستان اتخاذ شده است.جوانان بیکاری که با داشتن مدارک تحصیلی در دست از زندگی، ازدواج و معیشت حداقلی محرومند.مدیران هم از ریشه مُنکر درد میشوند تا زحمت درمان را بخود نداده باشند! نرخ بیکاری لرستان از مرز بحران زا عبور کرده است. سالهاست در حق مردم مظلوم لرستان کوتاهی شده و تبعیض استانهایی را به《گنج》و لرستان را به《رنج》کشانده است. عدم تخصیص اعتبارات لازم از سوی وزارتخانه ها موجب تعطیلی پروژه ها شده است. اصولاً کسی پاسخگوی عملکردش نیست و اصولاً فرهنگ《بازخواست》از مدیران، نه در میان مردم جاافتاده و نه قانونی برای آن تدوین شده است و اگر قانونی باشد به مرحله اجرا درنمیآید.


  • محرومیت زیبنده لرستان نیست!

    محرومیت زیبنده لرستان نیست. تعداد زیاد پروژه هایی که با وجود گذشت چندین سال به پیشرفت کاری مطلوب نرسیدند چون وزارتخانه ها اعتبار تخصیص نمیدهند. نداشتن حرف مُشترک بین دولت و بخش خصوصی به مرگ توسعه منجر میشود. باید فرهنگ اقتصادی در لرستان رشد یابد. حضور دانشگاه در توسعه کمرنگ است هرکجا سرعت توسعه بیشتر بوده، حضور دانشگاه پُر رنگ بوده است. لرستان از نبود زیرساختها رنج میبرد. شهرکهای صنعتی لرستان زمین خالی هستند و از ابتدایی ترین الفبای توسعه بی بهره اند و صنعتگران لرستان مثل انسانهای نخستین کار میکنند! ضرورت دارد متناسب با پتانسیلهای هر منطقه《خوشه های صنعتی》ایجاد شود تا موجب توسعه شود. اگر بخواهیم از روزمرگی خارج شویم باید به سمت توسعه گام برداریم.


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • کارآفرینی اقتصاددانان

    تا زمانی که اقتصاددانان کارآفرین به عنوان نماینده شهرهای لُرنشین وارد مجلس نشوند آمار بیکاری و مهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال و صنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک نماینده معلم یا پزشک هرچند هم بخواهد چون آشنا به این اُمور اقتصادی نیست، نمیتواند مشکل گشا باشد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگهداشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب ایران است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرها قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که بعلت پیگیر نشدن مسئولان لرستان ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی بعلت پیگیرنشدن نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان به نام استانهای همجوار ثبت ملی میشود.


  • عَصبیت قبیله ای

    میراثی که همواره تا به امروز در بلاد لُرنشین وجود داشته،《مطالبات فردی》ما بجای《درخواستهای گروهی》است و این جای تامل بسیار دارد. طایفه گرایی / عصبیت قبیله ای / قائم به شخص بودن ساختارهای مدیریتی / نهادینه شدن فرهنگ مخرب طایفه بازی / تخصیص امکانات به فرد یا گروهی خاص / سعی در حل وفصل درخواستهای فردی بجای همت به کارهای فراگیر و...سبب شده در فرهنگ سیاسی ما《جمع گرایی》و توجه به کارهای محوری در بطن فرهنگ اجتماعی ما رشد چندانی نداشته باشد!


  • مدیریت متخصص بجای《اُلیگارشی محلی》

    آنگونه که معمرین طوایف میگویند و اسناد هم برآن صحه میگذارند قبل از انقلاب و در سیستم پهلوی توده مردم در جامعه ایلیاتی بدین شکلی که امروز شناسنامه به دست گرداگرد صندوق آرا میچرخند و نماینده به مجلس میفرستند نقش چندانی در ارائه حق رای نداشتند.سیستم پهلوی با به حاشیه کشاندن مغز فرمان مشروطیت و انکار محتوای اصلی قوانین آن، زندگی حزبی را انکار میکرد و توده ها به خاطر فقدان نهادهای مدنی چیزی از حقوق انتخابی خود نمیدانستند.سیستم پهلوی بگونه ای حرکت میکرد و کنشگری سیاسی مردم را منفعل کرده بود که محترمین طوایف و سران خاندانها میبایست شناسنامه ها را جمع آوری و بجای عموم مردم رای میدادند و کسانی انتخاب میشدند که نمایندگان واقعی مردم نبودند.ولی پس از انقلاب حضور توده مردم و شرکت عموم اقشارجامعه به صحنه انتخابات غلیظ گشته و تحرک اجتماعی بیشتر شد.مجلس بعنوان مرجع قانون گذاری با اقشار و طبقات گوناگون جامعه در ارتباط بوده و استانها و شهرهای زیادی به یمن این ارتباط توسعه یافته، و امروز بعنوان مناطق برخوردار از مواهب توسعه و پیشرفت شهره اند و الان کمترین میزان بیکاری را نسبت به استان های محرومی مثل لرستان دارند!حال چرا هنوز این رابطه درمناطق محروم همچون حوزه های انتخابیه لرستان منجر به ایجاد جریان توسعه نگردیده است؟در منظر بسیاری از مردم لرستان خصوصاً جوانان امروزی که روز به روز بر تعداد تحصیلکردگان بیکارشان نیز افزوده میشود نمایندگان حوزه انتخابیه لرستان نتوانستند مطالبات واقعی مردم لرستان را با این همه تعهد و وفاداری به نظام برآورند.آگاهان در لرستان که مسائل را با مداقه دنبال میکنند《بیکاری مزمن و فقر کهنه ایی》که امروز بر گریبان مردم در لرستان چنگ افکنده و این مناطق را مبدل به《مهاجر فرست ترین》نقاط ایران کرده را پیامدی از《فقدان رابطه سالم بین شهروندان این حوزه ها با مجلس》در نشاندن نمایندگان کارآمد و توانا برکرسیهای مجلس می دانند! اگر طی اینهمه ادوار مجلس، لرستان دارای نمایندگان واقعی که صدای مردم بوده و از مشکلات شناخت کافی داشته و توانایی دفاع از حقوق حوزه های انتخابیه شان را در مجلس میداشتند، اکنون لرستان نیز در جرگه استانهای توسعه یافته و برخوردار بود! و اینهمه شدت بالای بیکاری و مهاجرت آزارشان نمیداد!لازم است که رابطه شهروند لُر در این حوزه های انتخابیه با مجلس در محیطهای محلی لرستان با غلظت ایلیاتی را بازنگری کرد.درجوامع لُرنشین ورود آیتمهایی چون طایفه آسیبهای جدی به حقیقت انتخابات زده و با تاثیر نامطلوب بر مدیریت استانی《روند توسعه》را فلج کرده است!هنوز ساختار ذهنی ما به پدیده مُدرنی همچون پارلمان، سُنتی است! و نتوانستیم به《تفکیک قوا》و نقش هر قوه در جایگاه خود شناخت پیدا کنیم و بیشتر مواقع نقش نماینده را در مجریه درآمیخته میکنیم! از نماینده انتظاراتی داریم که باید مجریه برآورد!متاسفانه مردم تحصیل کرده، هیچوقت به درک درست و ریشه ایی از جایگاه انتخابات، پارلمان و ارزش یک رای دست نیافتند به همین سبب بیشتر مواقع در انتخابها دچار اختلال میشویم و خروجی انتخابات در حوزه های زندگی ما کسانی بودند که در مجلس در دفاع از حق مردم《دچار لُکنَت زبان》شده و هرکدام با ورود به مجلس فقط در پی این بودند که دور بعد به وسیله《گروه گرایی》و《باند بازی》و《طایفه بازی》چگونه انتخابش تکرار شود! دغل بازان و کاسب کاران سیاست در جوامع محلی که هنوز احزاب و زندگی حزبی در آن تثبیت نگردیده آنرا با اندک بهایی برای انتخاب شدن و نشستن بر کرسی مجلس از یک《فرد عامی》خریداری میکنند!این معامله توسط کاندیدا و خود فرد عامی صورت میگیرد که هردو چیزی از این ارزش نمیدانند! در نتیجه اگر قدر رای و اهمیت تاریخی آنرا بدانیم پول و《طایفه گرایی》و میز ریاست را با آن معامله نخواهیم کرد! و دراختیار هر نالایقی آنرا قرار نخواهیم داد!باید مردم را آزاد گذاشت تا خودشان با تعقل و آسودگی انتخاب کنند!بجای یک《الیگارشی محلی》که محصول بی اعتمادی به مردم است! مدیریتی پویا، مُتخصص و کارآمد را به انجام برسانیم و اینگونه بخاطر خرد و تفکر پشت این رای براساس《فهم تاریخی》از ایجاد پارلمانتاریسم رابطه درست و راستینی بین حوزه انتخابیه خود و《مجلس》بعنوان هسته اصلی قانونگذاری و مرجع صدای مردم برقرار میکنیم. رضا جودکی نژاد/افلاک ورزشی


  • مُعامله با شرافت مردم برای کسب رای

    به گزارش افلاک ورزشی: خرید و فروش رأی، کالای بدون رقیب بازار مکاره انتخابات است! در این میان مناطق محروم و استانهای بی نوا مانند لرستان بیشتر از هرجایی مورد تهاجم《دلالان رأی》قرار گرفته است! اگر مانند ما به چشم خریدار در این بازار مکاره بنگری چه شرفها خواهی دید که با《وعده شام》و یا《حلبی روغن》معامله میشود! ایکاش بجز بند 1 و 3 ماده 28، بند خرید و فروش رأی به هر قیمتی هم جزو اصول اساسی در رد صلاحیتها محسوب میشد! از زبان یکی از کاندیداها شنیدم که تمام 30 شب ماه رمضان امسال را در منزل خود افطار به مومنان!!! داده و جالبتر آنکه با یک حساب سرانگشتی رقمی بین 80 تا 90 میلیون تومان هزینه این افطاری سنگین شده است! 30 شب بصورت مداوم و برای هرشب کمی بیش از یکصد نفرمهمان! کاندیدای مربوطه بودند! موضوع جالب اینست که این کاندیدای محترم!!! فقط رمضان امسال که منتهی به انتخابات است را افطار مومنین داشته! و سالهای گذشته خبری از این نوع دست و دلبازی های مذهب مأبانه نبوده است!خبرها حاکی از آنست که در روستاهای بخش شاهیوند و بصورت ویژه روستای"خاطره"یکی از کاندیداهای محترم!!! حوزه انتخابیه خرم آباد و دوره چگنی با پخش اقلام مصرفی مانند: برنج، روغن، قند و حتی وعده درمان مجانی دندان! برای بیماران این بخش بدنبال خرید و فروش (رأی) آنان بوده است! نکته مهم اینست که این اتفاقات به اشکال مختلف در گوشه به گوشه لرستان درحال روی دادن است! دریکی از شهرستانهای جنوب لرستان خبر میرسد که یکنفر با ویزیت مجانی مردم بینوای روستایی، آنهم فقط در ایام مُنتهی به انتخابات درصدد جمع آوری رای آنان است! خبرها آنقدر روشن است که حتی شنیده میشود جناب کاندیدای محترم!!! بصورت ویژه دستگاههای پزشکی را باخود به روستاهای مربوطه برای ویزیت تخصصی مردم میکشاند!!!نکته حسرت آور اینست که فرد یادشده تاکنون و تا قبل از انتخابات هیچگونه دیدار و قراری با اهالی روستاهای پدری خود نداشته و مراودات خود را قطع کرده بود!《ناظران محترم انتخابات》آیا خبر دارند که اتفاقاتی حتی بدتر بین برخی از کاندیداها در حال اتفاق است؟ از طرفی برخی دیگر از کاندیداها با شرافتمندی تمام درحال جذب رأی به شیوه انسانی هستند. آیا تفاوتی بین این کاندیداها قائل خواهند شد؟روزهای ماه محرم امسال چگونه یکی از کاندیداهای حوزه خرم آباد درسطح شهر با تهیه و پخش غذاهای رنگین و توزیع همراه با التماس دعای آن (جذب رأی برای کاندیدای مربوطه) بین مردم درحال خرید رای آنان بودند و متاسفانه برخوردی هم صورت نگرفت!بقول یکی از اهالی روستایی، مردم بسیار ضعیف و فقیر هستند؛ بطوریکه توانایی مقابله با وسوسه چندین وعده غذای خود که از سوی برخی کاندیداها میشود را ندارند! و از ناظران درخواست داشت که به داد خرید و فروش رای روستاییان و اهالی فقیر برخی مناطق شهری در مقابل وسوسه های مالی برخی کاندیداها برسند!آیا رسیدن به صندلیهایی که طبق یک برآورد و محاسبه، ماحصل خون 764 شهید برای هر کرسی هستند! این است؟ آیا میدانید که 290 صندلی بهارستان بصورت میانگین محصول خون چند شهید جنگ است؟ آیا شهیدان برای این مسائل، عزیزترین داشته خود یعنی جانشان را فدا کردند؟《مردم لطفا هوشیار باشید》《ناظران لطفا بینا باشید》


  • یک انتخاب خوب لرستان را میسازد!

    انتخابات برای تصمیم‌گیری مردم است که شخص یا اشخاصی را برای مقام، پست یا مسولیتی و برای مدتی معلوم برمی‌گزینند.به گزارش خبرنگار《افلاک ورزشی》هفتم اسفندماه ملت ایران در انتخاباتی که پیش رو دارند شرکت خواهند نمود و آن‌چه دراین میان اهمیت زیادی دارد انتخاب آگاهانه است، جایی که انتخاب هست یعنی اختیار وجود دارد‌! فرد مختار است از میان جمعی یک یا چندنفر را انتخاب کند. در چنین شرایطی انسان مسئولیت امری را می‌پذیرد که خود آن را برگزیده است! پس اگر ما:یکنفر را از میان خودمان برای امر مهمی انتخاب کنیم بایستی تمامی شرایط را درنظر بگیریم!اگر در انتخاب خطا کنیم،این خطا به سادگی قابل جبران نمی‌باشد، چه بسا با یک انتخاب اشتباه، نسل‌های آینده را بامشکل مواجه بسازیم!انسان در یک ویژگی نسبت به سایر موجودات برتری دارد و آن ویژگی《قدرت انتخاب》و امکان گزینش است! ما بعنوان انتخابگر بایستی اهمیت حق انتخابی که اصل ششم قانون اساسی بما داده را بدانیم و آنرا به ارزانی از دست ندهیم! وضعیتی که ما الان در لرستان شاهد آن هستیم (‌چه خوب و چه بد‌) محصول امروز و دیروز نیست بلکه نتیجه انتخاب‌هایی است که در طول سال‌های گذشته انجام داده‌ایم!امروزه که ایام انتخاب کردن و انتخاب شدن می‌باشد افراد متعددی کاندید شده و خود را در معرض انتخاب گذاشته‌اند و می‌خواهند ما آن‌ها را انتخاب کنیم و سرنوشت خود و آیندگان‌مان را به دست آن‌ها بسپاریم‌! پس ما نباید《چشم‌بسته》انتخاب کنیم، انتخاب توام با تفکر و عقلانیت لازم است!عیار داوطلبان را بخوبی بسنجیم وکسی را انتخاب کنیم که برای تمام امور (‌سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی‌، هنری‌، ورزشی و...) نهایت تلاش خود را بکار گیرد و خود را وقف خدمت به مردم نموده و از ثروت‌اندوزی و《قوم و خویش‌گرایی》و خودمحوری دوری نماید!کسی را انتخاب کنیم که دارای برنامه باشد‌، استراتژی مشخص و معینی داشته باشد‌، منطقه و پتانسیل‌های موجود آن را بشناسد، قدرت چانه‌زنی و لابی‌گری را دارا باشد. بطورکلی ویژگی‌های یک نماینده توانمند عبارتند از‌: تخصص‌، تعهد‌، تجربه‌، کارایی‌، مدیریت‌، روابط عمومی و ارتباطات بالا و...درنظر گرفتن ویژگی‌های فوق از سوی مردم در انتخاب‌، موجبات پیشرفت و حل مشکلات جامعه را فراهم خواهد کرد و هرگونه سهل‌انگاری در این زمینه ضرری است که به مردم و نسل آینده بازمی‌گردد!همه باید آگاهانه رویدادهای حوزه‌های انتخابیه را رصد نموده و در انتخابات پیش رو شرکت کرده و به توانایی‌، تجربه و کارایی داوطلبان خوب توجه کنیم و در انتخاب‌مان سعی کنیم منطق،صداقت و عقلانیت را چاشنی احساسات‌مان کنیم و انتخابی درست و رو به پیشرفت وتوسعه داشته باشیم! مشارکت و انتخاب آگاهانه مردم در انتخابات مجلس، موجب تشکیل مجلسی مقتدر و نظارت موثر بر اجرای امور خواهد شد! چنین منتخبی می‌تواند راه گشای مسائل ملی و منطقه‌ای شود! نویسنده: مجتبی پسند


  • اهمیت نظارت شورای نگهبان: کوروش بیرانوند

    به گزارش پایگاه خبری افلاک ورزشی، اهمیت نظارت بر روند انتخابات در قانون اساسی مورد توجه اکثر کشور‌های مدعی دموکراسی قرار گرفته است.در بسیاری از کشور‌ها جهت حفظ استقلال قوای سه گانه《نامزدن شدن کارکنان وحقوق بگیران دولت》برای مجلس ممنوع است مانند: استرالیا، کانادا، نروژ و ایرلند!در امریکا کارکنان فدرال به همین دلیل از کاندیداتوری محرومند!در یونان حتی سردفترداران از کاندیداتوری محرومند! در کشور فرانسه که مهد دموکراسی دنیاست هر شخصی که بخواهد نماینده مجلس شود باید طوماری حاوی ۵۰۰ امضا از اعضای قبلی مجالس این کشور ارائه نمایند! با شرایطی که ۵۰۰ امضاء از ۳۰ استان و ۵۰ امضاء تحت عنوان《لیاقت ملّی》ارائه نماید تا بتوانند برای نامزدی مجلس ثبت نام کنند! اما در ایران چگونه چهار سری کُپی از صفحات شناسنامه و 10 قطعه عکس، بدون هیچ سابقه و فعالیت سیاسی_اجتماعی کاندید میشود؟ داوطلبی که یکشبه تصمیم به حضور در عرصه انتخابات می‌گیرد نتیجه‌اش ثبت نام دوازده هزارنفری! و زحمت و هزینه برای نظام. باید اعتراف کنیم قانون انتخابات ما خالی از اشکال نیست و بسیار کلی است بگونه‌ای که هرکسی بصرف داشتن مدرک تحصیلی! خود را مُحق به نشستن بر صندلی سبز مجلس می‌داند!لازم است این موضوع بازنگری شود تا افراد به این راحتی وارد عرصه انتخابات نشوند! و توان سوءاستفاده از رد صلاحیت‌ها از آن‌ها گرفته شود. نظارت صحیح بر امر انتخاب از یکسو باید جنبه پیشگیری از وقوع تخلف را داشته باشد و از سوی دیگر می‌بایست جنبه پیگیری و تعقیب در رفع و ابطال موارد تخلف را داشته باشد. بنابراین نظارتی می‌تواند جامع باشد که تمام موارد و مراتب مربوط به لزوم انتخابات و درستی نمایندگی و نمایندگان را شامل شود برابر اصول قانون اساسی دو وظیفه مهم برای شورای نگهبان ذکر شده است: ۱_نظارت بر قوانین و مقرراتی که در مجلس وضع می‌شود که مغایرتی با قانون اساسی و شرع اسلام نداشته باشد. ۲_نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و مجلس و همه پرسی‌ها، اصل ۹۹ قانون اساسی این نظارت را《نظارت استصوابی》و شامل تمام مراحل اجرائی انتخابات ازجمله تایید و رد صلاحیت کاندیداها دانسته است شورای نگهبان از آنچنان جایگاه حقوقی و سیاسی برجسته و تعیین کننده‌ای در کشور برخوردار است که بر هیچکس پوشیده نیست نظارت بر تدوین قوانین وتعبیر قانون اساسی ونظارت بر انتخابات و همه پرسی‌ها، شورای نگهبان را در مرجعیت تام نهائی و غیرقابل انکار قرار داده است. بنابراین باید عده‌ای از اهل فن و خبره وجود داشته باشند تا افرادی را که در معرض آرا عمومی ملت قرار می‌گیرند از هر لحاظی شرایط لازم صلاحیتشان را احراز کنند بنابراین شورای نگهبان بدلایل متعددی قابل حذف نیست که برخی از آن‌ها عبارتند از: ۱_استصوابی بودن نظارت بر انتخابات امری است قانونی و در ماده ۳ اصلاحی مصوب ۶/۵/۷۴ ضمن تاکید برنظارت شورای فوق بر انتخابات آنرا با صراحت استصوابی عام و در تمام مراحل و امور انتخابات جاری دانسته است پس قانونگذار باتوجه به اینکه حق تفسیر قانون اساسی را برعهده شورای نگهبان گذاشته این شورا به دفعات نظارت موجود در اصل ۹۹را به نظارت استصوابی تعبیر کرده است و قطعا هدف قانون گذار دراین خصوص بی‌توجهی به انتخاب مردم نبوده بلکه حفظ حقوق ملی و مصلحت جامعه را مدنظر داشته است. ۲_اگرنظارت بر انتخابات را از نوع استطلاعی و نه استصوابی بدانیم در این صورت این نوع نظارت تامین کننده وظایف سنگین شورای نگهبان نخواهد شد زیرا فقط به اطلاع رسانیدن وضعیت انتخابات و نامزدهای انتخاباتی به تنهایی نمی‌تواند راهکار مناسبی برای نظارت و جلوگیری از مفاسد انتخاباتی و نفوذ عناصر فاقد صلاحیت به این پست حساس و کلیدی شود.


  • بیکاری یعنی《فاجعه》

    اگر روستائیان لرستان و خرم‌آباد با دستان پینه‌بسته و کمرهای خمیده از اینهمه رنج و مرارت، با دسترنجی اندک که همواره درمانده و در منجلاب فقر و شرمندگی هستند، اگر روستایی با وجود همهٔ دلبستگیها به کار در روستا، اما《مهاجرت به شهر》را تنها اُمید برای ادامهٔ روزگاران خود و فرزندانش می‌بیند، اگر فارغ‌التحصیلان کشاورزی، بیکار و شرمنده از تحصیل هستند، اگر مزرعه، باغ و شرکت‌های خصوصی و تعاونی کشاورزی و دامداری در روستا‌ها امروز ورشکست هستند‌، اگر دختران روستا جهیزیه‌ای ندارند تا به خانهٔ محقر بختِ انتظارشان بروند و اگر پسران روستا شرمنده از روی پدران زَجرکشیده و مادران مهربان، اما خسته هستند، اگر اعتیاد خانمان‌سوز، روستاهای ما را رنج می‌دهد و دسته‌های گل ما پر می‌سوزاند و اگر و اگر‌...این همه رنج و درد‌ محصول‌‌ همان فراموشی روستایی در قانون و《توزیع ناعادلانهٔ منابع》و ثروت‌های ملی_استانی بوده است؛ محصول مُدیرانی است که روستا را نمی‌شناختند و این‌گونه هیچ برنامه‌ای برای توسعه و آبادنی آن نداشتند و بعضاً تنها در ایام رای و انتخابات به روستا‌ها سفر می‌نمودند و هیچ‌گاه در کنار روستایی نبودند و نتوانستند باشند! محصول برخی انتخاب‌هایی است که به غفلت انجام شده است! انتخاب نمایندگان و مدیرانی که معلم، طبیب و نظامی بودند که درجای خود، احترام این مشاغل محترم است اما مردان اجرا و عمل نبودند و فصل مهم کتاب آبادانی و سازندگی را به لحاظ تخصص و تجربه، اساساً نداشتند!اگر مردم لرستان میخواهند بیکاری کاهش یابد باید به《کارآفرینان اقتصادی》که با بازار، علم اقتصاد، اشتغال و سرمایه گذاری آشنا هستند رای بدهند وگرنه یک معلم از نرخ ارز، بورس، تجارت، صنعت واشتغال چه شناختی دارد؟


  • رنج نامه ای بر فاجعه بیکاری

    اگر گل‌های جوان سرزمین مادری‌ام در نزد اشک چشمانم از اعتیاد طاقت‌فرسا و بیکاری‌ها پژمرده‌اند، اگر گلستان‌های آرزوهای این همه مردمان رنجور و درمانده تیره از رنگ غُبار هستند، اگر در صحن گلستان لرستان نزهتی نیست و در گل‌هایش نه طراوتی، اگر همه جا را پایمال فقر و《تبعیضی ناجوانمردانه》یافتم و اگر گمانی ندارم که با این روش‌ها و تکرار آن همه گذشته‌ها و در سایهٔ《کوتاه‌قدان امر مدیریت و نمایندگی》بهاری زین پس نیز در پی این همه خزان باشد، اگر این همه سال، دوازده ماه هر سال برای لرستان و همهٔ روستا‌هایش خزان بوده است و بس، با این همه سند و آمار قابل عرضه و غیر‌قابل تحریف و تکذیب، امروز یک مسوولیت و یک وظیفه برای وجدانمان خلق شده است و آن اینکه《هیچ ملتی با نشستن به سرافرازی نرسیده است!》پس بجای انفعال، سکوت و رای دادن طایفه ای، افراد اقتصاددان و کارآفرینان را به مجلس بفرستیم که حداقل بازار و اشتغال را بشناسند.


  • وعده های بر زمین مانده!

    اگر جوانان وطن گرفتار اعتیاد شده اند و فقر و بیکاری این شهر را خاکستر‌نشین کرده است، اقتصاد ملّی به مصیبت دچار شده است.اقتصادی که دست رَد بر سینهٔ فُقرا و مسکینان گذارد زیبندهٔ نظام اسلامی نیست! شاید پذیرش این «حقیقت تلخ» شیرین نباشد و مایهٔ تکدر خاطر باشد، اما از آن دشوار‌تر سکوت و دَم بر نیاوردن و از آن نیز غمگینانه‌تر تایید و حتی تشویق و صوت و کف زدن‌ها برای این مصیبت است! باید برای علاج این مصاحب کهنه و عمیق اقتصادی_اجتماعی چاره‌ای اندیشید. آیا نمی‌دانید که رعیت به مثابه دست و پای دولت است؟آنان را به کار باید واداشت نه اینکه برید؟ رعیت اسباب مدافعهٔ جسم دولت است. پریشانی امروز آنان پنج روز دیگر سبب خواری و پریشانی شماست. امروز مسوولیت باید در پیشگاه ملت پاسخگو باشد؟ امروز رعیت و مردم این ولی‌نعمتان حق دارند آزادانه و مستند بر آمار و حقایق مشهود؛ از دردهای خود که《بیکاری》از دردهای مزمن است سوال نمایند و از وعده‌های بر زمین ماندهٔ مسوولیت‌ها در هر رده و نام و نشانی‌، بازخواست نمایند. جنس پاسخ دولتمردان دیگر دور ازشان است که از‌‌ همان جنس رقیق شدهٔ وزیران قاجاری باشد! این است که می‌گوییم شعارهای معجزه‌گر و شفا‌بخش اقتصادی باید پاسخگو باشند...


  • یا بیاموز یا بیاموزم

    برخی هنوز بر این باورند که《دستی غیب》همین فردا برون آید و بر سینهٔ نابلدان زند.آری منم بر این باورم اما باورم اینست که‌ این دست غیب اراده و فریاد یکایک مستضعفان و محرومان است!مجلس باید بتواند برای طبقات فرودست هم قانون بنویسد!حافظ دولت، عدل اوست و عبادت دولت عبارت است از عدالت و رفع ستم، ظلم و تبعیض از زیر‌دستان‌! در سایهٔ فقر و تنگدستی رعیت؛ نه خسرو بماند و نه خسرو‌پرست! امروز مُدل حُکم‌رانی ارزشمند در ساختار سیاسی ایران چنین است که تا خیاط‌زاده و کفاش‌زاده و کشاورز‌ زاده و بقال زاده هم بتوانند وزیر، وکیل و ریس‌جمهور شوند. دیگر عصر حکمرانی پادشاه و پادشاه‌زاده و پول‌پرست گذشته است. نگذاریم دیگر بار پول بیاید و به قدرت برسد. فقرا فریاد می‌زنند که ما از این اقتصاد شکننده، مهر و محبتی ندیدیم. در فقری طاقت‌فرساست که خرم‌آباد عزیز ویران و پریشان است. ما نیز به‌‌ همان قسم جلاله بسنده می‌کنیم که ولله بالله تالله‌، این همه فقر و گرفتاری اقتصادی و《شهرک‌های صنعتی در بسته》و بیکاری با شعار و توهین به جنجره‌های دردمند؛ به راه اصلاح در نخواهند آمد. به شرافت فقرا و محرومان سوگند که سرمایه‌داران و مرفهین اگر صاحب همهٔ اقتصاد هم باشند وضعیت فقرا بهبود نخواهد یافت! من می‌گویم اگر نمی‌توانید برای توسعه و رونق اقتصادی خرم‌آباد کاری عملی بکنید اذعان کنید و بدانید که مرگ یکبار و شیون هم یک بار! این ملت مظلوم رنجدیده و فقیر هرباره زنده می‌شوند و هرباره به مرگ تدریجی جان می‌سپارد! اقتصاد و اشتغالزایی یک مدیریت، یک علم و یک هنر سخت است: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرس شد!به خدای لاشریک سوگند که کار این مردمان از فقر و تنگدستی و بیکاری به اضطرار کشیده است. در سایهٔ《شعارهای بی‌برنامهٔ اقتصادی》روز فروز این شهر مبدل به شب دیجور شده است. با اینهمه رنج و سختی و مرارت‌، بدانیم که مجلس پارلمان دولت نیست بلکه «مجلس ملت» و «خانه ملت» است! درد این مردم جنگ زرگری این جناح و آن جناح نیست! درد این مردم «فقری مزمن» است! شاید کسی پیدا شود که بنا داشته باشد قلم ملت را سر بشکند؟...مردم خرم‌آباد طعم فقر و مظلومیت را سال‌هاست چشیده است و با بیداری و حضور خود حقوق خود را استرداد خواهد نمود! علاج اینهمه درد و تنگدستی و بیکاری این مردم والله بالله تالله با شعار نیست!وقتی کشتی اقتصاد به مُرداب رکود نشسته است، در این شهر؛ دستی می‌خواهد و زبانی که همهٔ توان صلح و دوستی و محبت را بر مبنای عدالت به میدان بیاورد تا از لحاف و گلیم هم بادبان بدوزند و هرکسی تا می‌تواند پارویی به دست گیرد و تلاش نماید تا این کشتی به گل نشستهٔ اقتصاد تکنوکرات‌ها را بلکه به ساحل نجات برسانند. نه این‌که《ناخدای نابلدانی در اقتصاد》بجای این همدلی و هم‌زبانی بیایند و دست و پا گم کنند و در عوض این سعی، مردم و اهل دغدغه را دست به گریبان و ناسزاگویان بجان هم اندازد. آری اگر نمی‌توانند و کشتیرانی را نمی‌دانستند می‌گوییم گذشته، گذشته است اما فردا را‌‌ رها کنید‌. انتظار داریم بجای این اعترافات شجاعانه، ملت را متهم نسازید به اینکه شما نادان هستید، کج نشستید، و تا صد سال دیگر هم خاطراتتان را با اشک ناسزا بنگارید! اگرچه هزار توبه شکستی، بیا بیا که درگه ما درگه نا‌امیدی نیست. یار تو را من وفا بیاموزم یا زتو من جفا بیاموزم یا وفا یا جفا، از این دو یکی...یا بیاموز یا بیاموزم!


  • مجمع الجزایر طوایف

    پدیده شوم سیاسی_اجتماعی طایفه گرایی در انتخابات که چندسالی است شاهد تاثیرات ملموس آن بر نتایج انتخابات در جای جای لرستان هستیم، قطار توسعه استان را از مسیر اصلی خود خارج و دیار ما را از پتانسیل نیروی انسانی قوی و خوش فکر برخی از نخبگان و مسئولان محروم و آتش طایفه گرایی در انتخابات لرستان را شعله ور تر کرده است!این پدیده شوم که در هر دوران به سراغ یک طایفه خاص می آید، به راستی دلیل این موضع گیری همگانی به نام طایفه گرایی چیست؟چه اشخاص، گروه ها یا نهادهایی در شکل گیری این بی اعتمادی دخیل هستند؟چرا اکثریت مردم لرستان نمیتوانند به نخبگان مستقل برای نمایندگی خود اعتماد کنند؟ چرا در هر دوره یکی از طوایف لرستان مورد انتخاب قرار می گیرد؟در مورد شکلگیری پدیده سیاسی_اجتماعی《بی اعتمادی به کاندید مستقل》دلایل مختلفی از جمله فرهنگ قومی قبیله ای، شیطنت های انتخاباتی طوایف رقیب و...قابل ذکر است؛ اما مهمترین دلیل این پدیده را میتوان تمامیت خواهی تعداد محدودی از فعالین انتخاباتی طایفه طلب دانست. این فعالین انتخاباتی که آبروی طایفه را برای منافع خود به گروگان گرفته اند مانعی بر سر راه《رشد نخبگان بی شمار》تحصیل کرده و در نتیجه کند شدن روند توسعه استان شده اند! این تمامیت خواهی و《نگاه به انتخابات از عینک طایفه》موجب بی اعتمادی نخبگان سیاسی سایر طوایف به تصمیمات فعالین انتخاباتی شده است.نخبگان لرستان برای تغییر شرایط موجود باید با نگاهی فرا طایفه گرایانه بدعتی نو در جریان انتخابات لرستان ایجاد کرده و لرستان را به مجمع الجزایر طوایف تبدیل نکنند! تا زمانیکه انتخاب ما برحسب نخبه پروری و شایسته سالاری نباشد کماکان در مرداب فقر و فلاکت دست و پا میزنیم.


  • کارآفرینی موتور محرکه توسعه لرستان

    چندین سال است که جامعه لرستان از بیکاری جوانان رنج میبرد و اگرچه هر روز بیش از پیش تاوان سنگین بیکاری جوانان را میپردازیم، اما هنوز این معضل به قوت خود باقيست. بیکاری جوانان نه تنها ضرر و زیانهای گوناگون اقتصادی و اجتماعی بر پيكره لرستان وارد نموده، بلکه ضربات سنگین فرهنگی_اخلاقی برآن مُترتب ساخته است. امروزه در تمام نقاط توسعه يافته، مسئولين متوجه شدند که خودشان نمیتوانند توسعه و رشد ایجاد کنند، بنابراین اکثر مديران سیاستهایی اتخاذ میکنند که در منطقه شان《کارآفرینان رشد و نمو》پیدا کنند، یعنی بخش خصوصی را رشد و توسعه میدهند تا فضای کسب و کار ایجاد شود!امروزه برای همه روشن است که نیروی انسانی دولت بیش از حد سنگین شده و دیگر مانندگذشته قادر به استخدام نیروی جدید نیست!شرکتهای موجود نیز ظرفیتهای محدودی دارند و قادر به جذب نیروی جدید نیستند! بنابراین تنها راه حل بیکاری《ایجاد اشتغال》است که کارآفرینان در استانهای نظيرلرستان كه بااين معضل دست وپنجه نرم ميكند توسعه یابد و شرکتهای جدید غیردولتی ایجاد شود. باتوجه به این موضوع ایجاد اشتغال مستلزم افزایش تولید، رشداقتصادی و بهادادن به کارآفرینان است! براساس سخنان برخی نمايندگان مجلس بعضی از کارآفرینان لرستان بدلیل مشکلات مالی وعدم حمايت نهادهای ذيربط در زندان بسر ميبرند! شرایط ورود به فضای اقتصادی و شروع کسب و کار دراستان محروم لرستان مناسب نیست و متاسفانه برخی ازمديران متولی رفع بیکاری جهت توجيه افكارعمومی و دفاع از عملكرد ضعيف خود، تنها با استناد به برخی آمارهای نادرست سعی بر سرپوش گذاشتن براين مشكل گرانمايه دارند! قوانين دست و پاگير اداره كار درخصوص روابط كارگر و كارفرما و اموراتی نظير قراردادها و بيمه بدون توجه به محدوديتهای كارآفرينان/ فرآيند پيچيده ثبت داراييها/ عدم تامين اعتبار و كمكهای مالی و تسهیلاتی از سوی ادارات و نهادهای ذيربط/ عدم همکاری بانكها در پرداخت تسهيلات و ايجاد موانعی نظير اخذ ضمانتهای سنگين و جريمه های بالا/ نظام مالیاتی نامناسب دراين حوزه/ واردات بی رويه و فقدان حمايت از محصولات بومی و دهها مورد ديگر ازجمله معضلات گسترده ای است كه كارآفرينان لُرستان بصورت گسترده باآن درگير هستند. افزون براين متأسفانه در دولت‎های مختلف، امكانات به شکلی که به استان‎های دیگر اعطا شده به این لرستان تعلق نگرفته! و همین باعث شده لرستان به عنوان استانی آسیب‎پذیر در کشور معرفی شود! همه اين مسائل باعث گرديده كه《فرهنگ كارآفرينی》در لرستان نتواند به جايگاه شايسته ای دست پيداكند و همواره《رتبه اول بيكاری كشور》را بخود اختصاص دهد.محمود داودی نژاد/افلاک ورزشی


  • استانهای توسعه نیافته

    برای حضور سرمایه گذاران و بخش خصوصی باید بتوان ظرفیت‌های لرستان را نمایان کرد. از سوی دیگر دولت به استان‌ها سرمایۀ کلان اختصاص نمی‌دهد! و اگر خواهان حل و فصل مشکلات و توسعه لرستان هستیم، راهی جز حضور《بخش خصوصی》نداریم. به همین دلیل باید شرایط را طوری فراهم کرد که رغبت سرمایه‌گذاران برای حضور در لرستان بیشتر شود! چون تجربه نشان می‌دهد بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در استان‌های توسعه یافته رغبت بیشتری نشان می‌دهد! می‌پذیریم که لرستان کمبودها و محرومیت‌هایی بخاطر ضعف عملکرد نمایندگان گذشته دارد و از آن رنج می‌برد. برای نمونه زیرساخت‌هایی که ۲۵ سال پیش در استان‌های توسعه یافته ایجاد شده‌اند، تازه در لرستان درحال اجرا هستند! اگر بلاد لُرنشین نمایندگانی قوی و کاردان به مجلس میفرستاد قطعاً الآن جایگاهی بهتر میداشت.


  • لرستان: قربانی مدیریت غلط

    سرمایه انسانی یک سرمایه ثروت زا برای همه‌ کشورها می‌باشد تا آنجایی که 80 درصد ثروت ژاپن که عاری از منابع طبیعی و فیزیکی می‌باشد به نیروی انسانی آن برمی‌گردد اهمیت نیرو انسانی و البته استفاده از نخبگان در عصری که دنیا با فناوری‌های موج چهارم اسباب پیشرفت در کشورهای دارای این فناوری را فراهم کرده لزوم به‌کارگیری از نخبگان و نیروی انسانی مَهار و آماده بکار را درلرستان هر روز بیشتر و بیشتر خواهد کرد!طبق آمار رسمی 1395 رشد جمعیت در لرستان نسبت به تمام استان‌های دیگر پایین‌تر است! این خود زنگ خطر را برای مسئولین بصدا درآورده که این روند در لرستان این پیام را پژواک خواهد کرد جوانان و نخبگان بعلت نبود کار دارند از لرستان خارج می‌شوند که به گواه آمار و ارقام سالانه 20 هزار نفر از لرستان به‌قصد پیدا کردن کار از لرستان خارج می‌شوند.اگر سازوکاری برای بیکاری لرستان باتوجه به کارهای صورت گرفته در این چندسال در نظر گرفته نشود دیری نخواهد پیمود در آینده به استانی پیر و خالی از نیروی جوان تبدیل خواهد شد!جامعه لرستان《قربانی مدیریت غلط》در نظام تدبیر در ادوار گذشته شده است! حقوق مردمان ما در حوزه کار و اشتغال، قربانی بده بستان‌های سیاسی و بلندپروازی‌های سیاستمداران توده‌گرا (پوپولیست) شده که مصالحه خویش را وجه معامله منافع عمومی قرار دادند! نمایندگان و مدیران اجرایی هیچکاری برای《توسعه صنایع》که هیچ انجام ندادن آن‌ها را با مبالغ ناچیزی به بخش خصوصی ناکارآمد واگذار کرده! و به ورطه نابودی امروزی کشاندن که هر روز شاهد تجمع اعتراض‌آمیز کارگران آن صنایع نسبت به بلاتکلیفی‌شان هستیم که همین مشکلات باعث مهاجرت نیروی انسانی جوان آماده‌به‌کار شده که بعلت نداشتن امنیت اقتصادی و امنیت شغلی و ترس از آینده به مهاجرت پرداخته یا به تصمیم تجرد قطعی رسیده است! كاهش نیروی كار و سرمايه انساني، موجب خواهد شد که افزايش هزينه كالاها و خدمات توليدی و كاهش سطح خدمات و تنوع كالاها/ كاهش تخصص گرايی/ كاهش سرمايه اجتماعی را بالا ببرد.باید این‌ را از تبعات اقتصادی کاهش جمعیت دانست که هرچه زودتر برای آن چاره‌اندیشی نشود جمعیت لرستان در《تله جمعیتی》گرفتار خواهد شد.(نرخ رشد جمعیت لرستان در سرشماری سال گذشته ۷% صدم درصد اعلام شد یعنی گرفتار شدن با فاصله زیاد در تله جمعيتی).محسن سپهوند/افلاک ورزشی


  • طایفه‌گرایی؛ آفت جدی انتخابات لرستان

    جمعی که این روزها تعدادشان همچون قارچهای زیر زمینی درحال افزایش است، نخستین هدفشان به نوایی رسیدن است!افرادی از طوایف که با هزاران روش ناصحیح خود را به صندلی نمایندگی مجلس میرسانند و از آن پس دیگر ملت را نمی بینند و نه به آنان فکر میکنند تا بخواهند خدمتی داشته باشند!برخی از این افراد در زُمره افراد ضعیف جامعه بودند که بدلیل《نبود قانون نظارت مالی》هم اکنون اموال آنان را حسابی نیست!این اشخاص در چشم بهم زدنی، مالی بهم زده به نحوی که گویا ارث پدری خود را برای مردم به نمایش میگذارند و به لطف رابطه بازی، خویشان و اقوام را نیز به سمتهای مختلف گمارده و خانوادگی و طایفه ای به نوایی میرسند!!! این《اشخاص طایفه باز》بفکر مردم نیستند و به لطف اندیشه طایفه ای برخی از این افراد بارها بعنوان نماینده طایفه (نه شهرستان) برگزیده میشوند.در سایه《تفکر طایفه ای》عده ای سود میبرند و عده ای که تنها اعتقاد دارند باید از طایفه ماهم یکی وارد شورا شود، بهرحال موجب پایمالی حقوق مردم و حیف و میل بیت المال و عقب افتادن لرستان از توسعه میشوند! نگاهی به دوره های متعدد انتخابات مجلس و شوارهای شهر گواه این واقعیت است که بسیاری از عقب ماندگیهای لُرستان از تفکر《قومیت گرایی》و《طایفه گرایی》منشاء گرفته است! افراد ناتوان که افراد ضعیف را به سمتهای مختلف میگمارند که هم خود در دفاع از حقوق مردم ناتوانند و هم باتوجه به جایگاه خود و دخالت در انتصابها، منتصابان آنها نیز افرادی ضعیفند و در دوره مدیریت این افراد رکود و جا ماندن از اَرابه توسعه فضای جامعه را فرا میگیرد.روانه شدن افرادی که تنها چهره شناخته شده دارند را نیز میتوان از آسیبهای جدی انتخابات در سالهای اخیر دانست، هنرپیشه، هنرمند، ورزشکار و یا هرکسی که به نحوی توانسته خود را به مردم معرفی کند، شال و کلاه کرده و در نخستین روز ثبت نام، نام خود را به ثبت میرساند! نا آگاهیها و ساده گرفتن، امری مهم چون شوراهای شهر و نمایندگان مجلس موجب میشود، جمعی از شوراها از افرادی از این قشر باشند، کسانیکه شاید مدارج علمی بالایی داشته باشند اما به لطف تجربه میتوان ادعای ناکارآمدی و رد این افراد به نمایندگی مردم را داشت!بهتر است کمی با خود بیاندیشیم آیا این شهرت نمیتوانسته است دلیلی بر کسب مدرک نیز باشد؟ارائه آگاهی به مردم درخصوص وظایف اعضای شورای شهر شاید راهی برای راه یافتن افراد شایسته و توانمند به عرصه شورا و همچنین مدیریت شهری باشد.بی شک رسانه ملی میتواند با ارائه آگاهی بمردم و همچنین بیان شاخصهای مدیریت شهری به شایسته سالاری آمده و عرصه را برای ورود نمایندگان《نالایق》تنگ کند!عملکرد نمایندگان مجلس و شوراهای شهر باید به اطلاع مردم از طریق ارگانهای نظارتی_دولتی برسد!با ارائه عملکرد این افراد به مردم، بستر مقایسه نمایندگان در مناطق هم طراز فراهم شده و مردم میتوانند در انتخابها با رویکرد جدی گام بردارند! تا زمانیکه با《تفکر طایفه ای》رای میدهید《فقر》مهمان خانه های شماست!


  • انتخابات کور احساسی_طایفه ای!

    عده‌ای مشکلات لرستان را در انتخابات (که در یَد و قدرت مردم است) می‌دانند! آن‌ها معتقدند که فرهنگ لرستان براساس برنامه پذیری نیست و《گرایشات احساساتی_طایفه‌ای》منجر به انتخابات کور می‌شود! چون عشق کور است و چراغ عقل خاموش است. عده دیگری معتقدند که در خود طوایف هم افراد کاردان و باشخصیت، شانس بالایی برای رأی آوری ندارند! و فرد دیگری از طایفه که بجای برنامه، به《پُرس و پو رفته و یا خدای‌نکرده به خرید رأی روی آورده》مورد حمایت قرار می‌گیرد! عده‌ای نیز معتقدند که از صندوق فقط《عوام گرایان》بیرون می‌آیند. عده‌ای دیگر می‌گویند مگر خواصی که رأی آوردند چه گلی بر سر لرستان زدند؟ کدام‌یک درست می‌گویند؟ فی‌المثال اگر یکی از جملات بالا را بپذیریم، نقطه مقابلش چیست؟ به نظر می‌رسد که هیچ‌کدام از جملات بالا در لرستان محور انتخاباتی دائمی نیست که آن را محور شرارت بدانیم و به آن حمله کنیم. ولی محور خیر هم نداریم. اگر بتوانیم آرزوهای جوانان و مردم لرستان را اهداف یک برنامه انتخاباتی بدانیم، کدام‌یک از داوطلبان تاکنون استراتژی و راهبردی برای رسیدن به این اهداف ریخته‌اند و در معرض انظار عموم قرار داده‌اند؟کدام منابع مالی و غیرمالی برای اجرای قطعی این برنامه‌ها تعریف شده که قابل تحقق باشند؟ کدام گروه دارای صلاحیت علمی به پایش و راستی آزمایی این برنامه‌های احتمالی کاندیداهای آینده و انحراف از معیار آن‌ها همت می‌گمارند؟ اصولاً چنین کانون‌هایی در استان (که به‌عنوان چشم و گوش و زبان مردم بسیار لازم هستند) برای پایش برنامه‌ها و کاندیداهای برنامه محور از قبل ایجاد شده است؟جواب این سؤالات راهگشاست. برنامه گذر داده شده از راستی آزمایی کانون‌های فکری و علمی می‌تواند دغدغه سؤالات اول را برطرف کند. می‌تواند《شورهای دَم انتخابات》را حول کاندیداهای دارای پلن مشخص ببرد. می‌تواند ایشان را قبل از ورود به کارزار انتخاباتی مورد پرسش قرار دهد و بدون تهمت و یا عشق کور، نتایج انتخاب هر کاندیدا را برای مردم مشخص کند و با پاسخگویی کاندیدای نقد شده، گفتگوی مبارکی پیش آید که به نفع خیر عموم مردم باشد! این به آزادی رأی و عقلانیت و تقوای رجال سیاسی نزدیک ترست. علی صارمیان/سایت یافته


  • بی تفاوتی نهایت شوربختی است!

    کیانوش معمر: بی‌تفاوتی اجتماعی ماحصل موارد ذیل می‌باشد؛ سوء مدیریت‌ها/ حذف نخبگان و کارآمدان جامعه و درعین‌حال روی کار آمدن ناکارآمدان و《تقویت پخمگی》نه معنای لفظی آن، بلکه به همان معنای غیرمفید و غیر مؤثر بودن افراد ناتوان و سوارشدن آنان بر اریکه قدرت نهادها در بخش‌های دولتی/ مبالغه پردازی در برنامه‌های شعار محور و بی‌محتوا و غیر کارشناسانه و خارج از مقولات واقع‌گرایی/ ترویج فرهنگ غلط《پول و پلو》در انتخابات‌ها و خرید و فروش مناصب و مشاغل/به حاشیه راندن مدیران لایق که عزت‌نفس را بر ذلت ترجیح می‌دهند و ورای زدوبندهای سیاسی و وابستگی به این و آن حرکت می‌کنند/ نگاه جناحی داشتن به انتصابات در اداره امور مملکت و از همه مهم‌تر فرصت ندادن به جوانان خوش‌فکر و مستعد خدمت به ملت و نیز بی‌نظمی و بی‌برنامگی‌های موجود در اجرای طرح‌ها، لوایح، بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های صادره و در نهایت نادیده گرفتن نقدنقادان اهل رسانه که نقش نمایندگی افکار عمومی را ایفاء می‌کنند.به‌گونه‌ای که افکار عمومی وقتی‌که علناً شاهد این آسیب‌های فوق الاشاره می‌باشند، دیگر میلی برای اهمیت دادن به نقد نداشته و در دنیای هرکی‌هرکی《آنارشیک》سیر می‌کنند و بنابراین هرکس در پی نفع خویش گام برمی‌دارد و از نفع عمومی که لازمه توسعه‌ ملی و بسط فرهنگ سیاسی و اجتماعی است می‌گذرند! بنظر می‌رسد، بروز این پدیده مذموم می‌تواند خطر حذف《نقادی》که به‌عنوان《پیش برنده و هموار کننده‌ی مسیر توسعه》محسوب می‌شود را برای هر ملتی به همراه داشته باشد. چرا که《نقد است که مانع تکرار خطا》می‌باشد. نقد است که زمینه‌ساز توسعه ملی است و هرازگاهی با تلنگری ساختی یا بافتی را اصلاح می‌کند! حال تصور کنید نقد حذف شود، اینجاست که چون دیگر گوش شنوایی نیست، جامعه به‌سوی《بی‌تفاوتی اجتماعی》سوق داده می‌شود! که این مورد در حوزه اجتماعی آن‌که پیش‌تر به آن اشاره شد، قابل‌تأمل است و می‌توان به‌صراحت گفت ظهور این پدیده‌ی شوم درهم تنیده با ضعف ساختار مدیریتی و اجتماعی است و باعث بروز تبعاتی چون《به من چه》که فلان مدیر کارش را به‌خوبی انجام نمی‌دهد؟《به تو چه》که فلان کادر درمان به اوضاع بیماران رسیدگی نمی‌کند؟《به ما چه》که فلان نانوا نانش را خوب طبخ نمی‌کند؟《به او چه》که اختلاس در فلان نهاد رخ داده و یا فلان کاسب گران‌فروش است و امثالهم...در نتیجه بی‌اعتمادی عمومی شکل می‌گیرد و جامعه دچار《فقر مطالبه گری》می‌شود و دست نااهلان روزبه‌روز بازتر و آلوده‌تر می‌شود!!!


  • انتشار اخبار کذب با هدف سیاسی

    مجتبی پسند: وظیفه ذاتی رسانه‌های گروهی《شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های تلگرامى》كمك به افكار عمومی در گزینش درست می‌باشد. این گزینش بی‌شک با روشنگری، انتقاد سازنده و انعكاس واقعی اخبار و اطلاعات میسر می‌باشد نه تهمت و انتشار اخبار كذب! شاید به‌گزاف نباشد بگوییم فضای مجازی تأثیری سرنوشت‌ساز در انتخابات دارد!تأثیر فضای مجازی بر افكار عمومی و نقشی كه این پدیده در تحولات سیاسی و اجتماعی دارد بر كسی پوشیده نيست. در یك جامعه اسلامی انتظار بر این است كه اخلاق و روح جوانمردى بر آن حاكم باشد. در فضای مجازی بایدها و نبایدها می‌بایست رعایت شود، اخلاقیات رعایت شود و تخریب و توهین هم نباشد! واقعیت این است كه همان‌گونه كه در جامعه شایعه، دروغ و تهمت است در دنیای دیجیتال هم همین‌گونه است، اگر در دنیای حقیقی این امور مذموم است در دنیای مجازی نیز ناپسند است!ما بايد از فضاى مجازى جهت مشاركت حداكثرى در انتخابات استفاده كنيم اما تخريب و انتشار مطالب كذب بر عليه كانديداهاى احتمالى و جريانات سياسى باعث بدبينى مردم و ايجاد جو مسموم در فضاى رسانه‌ای خواهد شد.فعالیت بعضی《کانال‌ها و گروه‌های تلگرامى》می‌تواند باعث تخریب اشخاص و جناح‌ها باشد و موجب برهم‌زدن صلح و دوستی و ایجاد دشمنی گردد! باتوجه به نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس، برخى اعضای گروه‌های تلگرامى《با منتشر كردن اخبار كذب》باعث ایجاد کدورت بین افراد و تخريب چهره‌ها می‌گردند و با ترویج شایعات در مورد افراد《با اهداف خاص سیاسی》باعث آسیب‌های جبران‌ناپذیر اجتماعی می‌گردند!متأسفانه در این مدت شاهدیم که برخی با هدف تبلیغات و اطلاع‌رسانی پا به عرصه سیاسی می‌گذارند، اما در واقع قصد تخریب دارند! استفاده از فضای مجازی برای تبلیغات انتخاباتی یک مزیت درجهت کاهش هزینه‌های تبلیغاتی و افزایش مشارکت عمومی در انتخابات می‌باشد اما همگان اذعان دارند که این امر باید درحیطه قانون انجام گیرد!اميدواريم《پليس فَتا》با منتشركنندگان اخبار كذب بر عليه كانديداهاى مجلس يازدهم برخورد جدى نمايند! تا ديگر كسى بخود اجازه ندهد در فضاى مجازى هرگونه اخبار كذب را منتشر نمايد!


  • نه به غیرمتخصص!

    جامعه‌ای که تخصص و شایستگی در مقابل وابستگی و رابطه بازی ذبح می‌شود، نباید انتظار توسعه و پیشرفت را داشت. در بسیاری از جایگاه‌های تخصصی، شاهد حضور افرادی هستیم که از حداقل‌ترین مهارت‌های دانشگاهی، ذاتی و فنی بی‌بهره‌اند. متأسفانه برخی از این افراد غیرمتخصص، با سوءاستفاده از انواع مختلف ابزار قدرت،همچنین گستاخی و هوچیگری، بدنبال جایگاه در بین جامعه می‌گردند.در این آشفته‌بازار، افراد تحصیل‌کرده و دارای حجب و حیا ترجیح می‌دهند، گوشه‌ای نشسته و خود را از گزند شاخ‌های زهرآگین برهانند! افسوس و صد افسوس از اینکه در بسیاری از عرصه‌های مختلف، وقاحت و پررویی، گوی سبقت را از تخصص و شایستگی ربوده است! یک شخص برای اینکه خلبان شود، باید درس بخواند، آموزش‌های مختلف عملی را پشت سر بگذارد، به‌عنوان کمک‌خلبان پرواز کند، با هواپیماها و آماتور در ارتفاع اندک پرواز کند، سپس درصورت موفقیت شرایط پرواز با هواپیما در ارتفاع بالا و مسافت‌های طولانی را به دست بیاورد.اینک از شما می‌پرسم: با توجه به مثال بالا، چند درصد از مشاغل ما در حرفه‌های مختلف این پروسه‌ی مدون را طی می‌کنند؟فقط و فقط به‌صرف اینکه یک نفر دوست دارد خلبان شود، توجیه‌پذیر نیست که چون با افراد ذی‌نفوذ و صاحبان قدرت در ارتباط است، یک هواپیما با چهارصد نفر مسافر در اختیار او قرار بگیرد.تردیدی وجود ندارد که عاقبت چنین پروازی سقوط است...اگر به دنبال احترام به تخصص‌ها هستیم، باید متولیان هر زمینه‌ای، از ورود《غیرمتخصص‌ها》جلوگیری نمایند. اگر به دنبال جامعه‌ای توسعه‌یافته و نوین هستیم، باید از افراد متخصص و بااستعداد حمایت کرده و بستر را برای فعالیت بدون دغدغه‌ی آن‌ها فراهم نماییم. فراموش نکنیم بهره‌گیری از افراد متخصص، فضای جامعه را به سمت تعالی پیش برده و باعث نتیجه گرایی در همه امور می‌شود.رضا طولابی/ یافته


  • وعده های پوچ

    عده‌ای از داوطلبان مجلس قول اشتغال‌زایی به حدی می‌دهند و ميگويند اگر من نماينده بشوم مردم شريف ما ديگر مجبور نيستند كه برای کار، کاشانه خود را رها كنند و آواره شهرهای دور شوند.با نزدیک شدن به انتخابات، داوطلبان و طرفدارانشان از انواع وعده‌ استفاده می‌کنند. شما رای بدهید ما قول می‌دهیم فرزندان شما را به سر کار ببریم! شما رای بدهید ما جاده روستای شما را آسفالت می‌کنیم! بعد از انتخابات و کامیابی فرد کاندید، نه‌تنها برای اشتغال آن‌ها کاری انجام نمی‌دهند بلکه با جواب‌های سربالا با آنها برخورد می‌کنند و آن‌ها را ناامیدتر می‌کنند و در اکثر مواقع جواب تلفن آن‌ها را نمی‌دهند!هر روزه خبرهای جدیدی مبنی بر برگزاری جلسات شبانه و میتینگ‌های انتخاباتی و برنامه‌ریزی برای ورود کاندیداهای احتمالی به عرصه انتخابات مجلس از دورافتاده‌ترین روستا تا پایتخت به گوش می‌رسد.حضور بدون دعوت و نمایشی کاندیداهای احتمالی در مجالس جشن و عزا و آیین‌های ملی و مذهبی از موضوعاتی است که روزبه‌روز بازار آن داغ‌تر می‌شود(منظور استفاده ابزاری از شرکت در مراسم سوگواری برای جمع‌آوری رأی می‌باشد)اگر به تاریخ انتخابات نیم‌نگاهی بی اندازیم خواهیم دید اغلب کسانی که بیش‌ازحد شعار و وعده داده‌اند، بعد از کامیابی در انتخابات در حل مشکلات منطقه و عمل به شعارهای انتخاباتی به بن بست رسیدند! اخیراً به گوش می‌رسد برخی پایتخت‌نشین با تشکیل جلساتی عملاً وارد صحنه انتخابات شدند و از فرسنگ‌ها دور فعالیت‌ها و اخبار انتخاباتی منطقه را رصد می‌کنند.بنظر می‌رسد کسانیکه سالانه حتی یک‌بار هم به لرستان سفر نمی‌کنند نمی‌توانند مشکلات منطقه را حل کنند.افرادی که خودشان در لرستان زندگی می‌کنند و گردوخاک این منطقه را می‌خورند و با جان و دل مشکلات مردم را لمس می‌کنند و این معضلات را جزء مشکلات روزمره خود می‌دانند می‌توانند در پیشرفت لرستان مثمر ثمر باشند. برخی از همین پایتخت‌نشینان برای خودشان سرمایه‌های آن‌چنانی دارند، حال سؤال بنده حقیر از هم استانی‌ها اینست کدام‌یک این آقایان در منطقه لرستان سرمایه‌گذاری کردند؟ کدام یک از این افراد به‌ظاهر دردآشنای جوانان، کارگاهی در منطقه ایجاد کرده‌اند تا جوانی بتواند در آنجا مشغول شود؟ کدامیک از این افراد که به گفته خودشان با بزرگان کشور نشست و برخاست دارند برای پیشرفت منطقه قدمی برداشتند؟ آیا حضور این افراد تداعی‌گر افکار فریبکارانه و منافع شخصی آنان در منطقه نمی‌باشد؟ بیاییم دست در دست هم دهیم و تعصب‌های کورکورانه و قومی و قبیله‌ای را کنار بگذاریم و از فردی حمایت کنیم که تخصص کافی برای این پست حساس داشته باشد و خود نیز بزرگ‌شده لرستان و آشنا به مسائل و مشکلات این منطقه و از بطن و متن مردم این منطقه باشد و همچنین تعهد کافی برای پیشبرد برنامه‌هایی که در زمان تبلیغات انتخاباتی ارائه می‌دهد داشته باشد و از همه مهم‌تر《شخصی توسعه‌گرا با ديد همه‌جانبه نگر》باشد و این مهم تنها با انتخاب دقیق و هوشمندانه و آگاهانه ما میسر خواهد شد.مجتبی پسند/یافته


  • جای خالی دانشگاهیان در اجتماع!!!

    دانشگاهیان در مسایل کلان راه داده نمیشوند و چندسالی است هشدار داده شده زیرا به مرز فروپاشی اجتماعی و آنومی رسیده ایم هنجارها از بین رفته و اخلاق ضعیف می‌شود علت آن است جامعه را علمی اداره نمیکنیم! اگر جامعه به دانشگاه مانند کشورهای پیشرفته نظیر ژاپن و چین بها داده شود نخبگان به سمت آموزش و پرورش میآیند اما نه به آموزش و نه هشدارهای جامعه شناسی توجه نمیکنیم.براساس آمارها ایران دومین کشور غمگین جهان است که بخشی از آن بر میگردد به سوءاستفاده از دین اسلام! دین رفعت و مهربانی است و بسیاری از ما عملاً عدالت علی را نداریم همچنین در فلسفه قیام امام حسین و عاشورا جنگ در آخرین مرحله قرار گرفته است.بخشی از مشکلات نیاز به بازشناسی دین دارد و اگر مسوولان به فکر نباشند سالهای آینده همانند بحران آب《بحران اجتماعی》خواهیم داشت و با انجام 11 هزار مشاوره به صراحت میگوییم که فروپاشی خانواده، افزایش جرم و خشونت، پایین آمدن آستانه تحمل و ضعیف شدن اخلاق در جامعه را شاهد هستیم. امروز باتوجه به آزاد بودن رسانه، برخورداری از اینترنت و ماهواره متاسفانه شاخصهای تولید و توزیع موادمخدر بیشتر شده، آمار خشونت بالا رفته و همدلی اجتماعی کمتر شده! بخشی مساله اجتماعی و روانشناختی است که به آن توجه نمی‌شود و تلویزیون در عین حال که میتواند تاثیرگزارترین رسانه باشد بدلیل آنکه همنوایی با قشر متوسط ندارد تاثیر آن کمتر و جدی گرفته نمی‌شود! پدیده《لجبازی اجتماعی》در جامعه دیده می‌شود! رها کردن زباله در خیابان/ تخریب صندلی اتوبوس/ دعوا کردن خیابانی و... نشانه خشونت و لجبازی اجتماعی است.ما خود را متعلق به سیستمی که در آن زندگی میکنیم نمیدانیم زیرا معتقدیم که مالیاتی که اخذ می‌شود صرف امنیت جامعه نمی‌شود! متاسفانه لجبازی در سطح جامعه ما بدلایل مختلف که میتوان یکی از آنان را《مشکلات اقتصادی》مطرح کرد فراوان دیده می‌شود که از جمله پاره کردن صندلیهای اتوبوس و خسارت زدن به اموال عمومی نمونه بارز افزایش خشونت در جامعه است!در جامعه ما اکثر افرادی که پلیس میشوند آموزش تخصصی برخورد با مردم را ندیدند و باعث بروز خشونت در جامعه میشوند.سریالهای تلوزیون با اجتماع امروز همخوانی ندارد و زندگیهایی را به تصویر میکشد که اکثر مردم از آن بهره مند نیستند و این خود باعث خشونت می‌شود.مطرح کردن اکثر فسادهای اقتصادی در رسانه ها ک از سوی مسئولان ارشد و اطرافیان آنان صورت گرفته جامعه را دچار خشونت میکند و مردم برای بیرون کردن عُقده های درونی خود در بسیاری از مواقع دست به اعمال خشونت به طریقه های مختلف در جامعه میزنند.


  • ناکارآمدی مدیران عامل محرومیت بلاد لُرنشین است

    وجود گذشت پنج برنامه توسعه در کشور، کماکان لُرستان از لحاظ شاخص‌های توسعه‌یافتگی در رتبه پایینی قرار دارد و عدم تعادل و توازن منطقه‌ای در آن بسیار زیاد است به‌گونه‌ای که اگر رشد اقتصادی مناطق کشور را بررسی کنیم متوجه《رشد با تصاعد هندسی مناطق توسعه‌یافته》و《رشد با تصاعد حسابی در مناطق لُرنشین》می‌شویم که این تفاوت نرخ‌های رشد، به تعمیق شکاف برخورداری و سطح درآمدی بین استان‌ها و مناطق کشور منجر شده است!در اصل ۴۸ قانون اساسی آمده: به منظور استفاده متوازن از امکانات و توزیع عادلانه و رفع تبعیض و ارتقای سطح مناطق محروم و تحقق عدالت، دولت مکلف است در توزیع منابع عمومی به نحوی عمل نماید که فاصله شاخص برخورداری شهرستان‌های با کمتر از سطح متوسط کشور در بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و زیربنایی در هر سال حداقل ۱۰% به سطح یاد شده نزدیک شود! همچنین مقرر شده تا معادل ۲% از اعتبارات بودجه عمومی در قالب بودجه سنواتی در اختیار معاونت برنامه‌ریزی و امور راهبردی رئیس جمهور قرار گیرد تا در راستای تحقق اهداف فوق توزیع و هزینه شود! در برنامه ششم توسعه می‌بایست مواردی همچون توسعه کالاها و خدمات عمومی در مناطق محروم/ سیاست‌های مهاجرتی/دسترسی به منابع مالی/ ارتقای کارایی بنگاه‌های تولیدی و خدماتی/و تخصیص مجدد منابع به منظور ارتقای بازدهی در مناطق کمتر برخوردار مدنظر قرار گیرد.بخشی از سرمایه‌گذاری و بودجه‌های دولتی بعلت ساختار چانه‌زنی به ایجاد مزیت‌های نسبی مصنوعی در شهرهای توسعه یافته هزینه شده!برپا داشتن《عدالت اقتصادی در جامعه》مهمترین وظیفه و مسئولیت در دولت است که بر دو پایه استوار است: 1) رفع محرومیت و ایجاد رفاه عمومی 2) ایجاد توازن در ثروت‌ها و درآمدها!تاکنون بعلت ضعف برنامه‌ریزی در مدیریت کلان بلاد لُرنشین و عدم قدرت چانه زنی درمیان نمایندگان لُر، دستیابی به توسعه و متوازن درلرستان اتفاق نیفتاده! از اینرو مهاجرت به شهرهای بزرگ و سرریز درآمد روستاها و شهرهای لُرنشین به کلانشهرها سرعت روزافزونی داشته که این موضوع به《واگرایی درجه توسعه‌یافتگی》و《عدم تعادل در موازنه جمعیتی لُرستان》منجر شده است! 354 کارخانه تعطیل/تعطیلی صنایع کوچک/بیکاری کارگران/حقوق معوقه کارگران/شکست طرح‌های زود بازده/کاهش اعتبارات بانکی به صنایع/تخریب محیط زیست/سطح رفاه و وضعیت بَد معیشتی/رتبه سوم خودکشی/ شکاف میان وضعیت آموزشی لُرستان با مناطق توسعه‌یافته (رتبه آخر در سطح کشور)/مهاجرت نخبگان به شهرهای بزرگ/حاشیه‌نشینی/بالا بودن نرخ بیکاری، فقر و محرومیت/رتبه اول تورم کشور/مقام نخست کشور ازلحاظ گرانی/بالا رفتن شاخص فلاکت (رتبه پنجم کشور با شاخص عددی 45.1) که رابطه مستقیم با بالارفتن جُرم داشته و موجب ناامنی در جامعه می‌گردد/افزایش ناهنجاری‌ اجتماعی موجب اجتناب سرمایه‌گذاران برای فعالیت اقتصادی در لُرستان گردیده و همین امر موجب شده که با هزاران میلیارد تومان سرمایه‌گذاری محقق نشده در لرستان مواجه باشیم! این درحالی است که استانهایی كه سرمایه‌گذاری بیشتری روی آنها شده ارزش‌افزوده ناشی از تولید و فروش کالاها دارند و از نظر رفاه موقعیت بهتری دارند! از ضروریات توسعه《سرمایه‌گذاری》است.یکی از موانع اصلی توسعه مناطق لُرنشین کمبود سرمایه‌گذاری و《نبود انباشت سرمایه》است!عدم سرمایه‌گذاری موجب بیکاری میگردد و بیکاری از عامل اصلی فقراست! مناطقی که نتوانند فرصت‌ شغلی برای افراد در سن فعالیت ایجاد کنند از توسعه اقتصادی فاصله می‌گیرند!اگر استانی ضمن در اختیار داشتن سطوح مناسبی از سرمایه‌های مدیریتی، مالی و اجتماعی دارای فضای کسب‌وکار مساعدتری نسبت به سایر استانها باشد در نتیجه《میزان تولید و تولید سرانه بیشتری داشته》و با معرفی فرصت‌های سرمایه‌گذاری باعث ورود سرمایه و به‌تبع آن نرخ اشتغال بالا و نرخ بیکاری پایین خواهد داشت!اگر شاهد تغییر بُنیادی در مدیریت کلان لُرستان نباشیم و انتخاب نمایندگان مجلس《به سبک طایفه ای》باشد و نگرش مسئولان تغییر نکند لُرستان به رده مناطق محروم سقوط خواهد کرد.مدیران در راستای اجرای برنامه ششم به‌گونه‌ای گام بردارند که اقتصاد کالبدی/ استفاده بهینه از منابع و پتانسیلهای منطقه‌ای/ تقویت زیرساخت‌های اقتصادی/ نگاهداشت محیط‌زیست و میراث فرهنگی/ اعتلاء هویت منطقه‌ای مورد اهتمام قرار گیرد.آرش کاظمی/ یافته


  • اقتصاد تَرَک برداشته ایران!

    اقتصاد ایران بحران‌هایی چون کسری بودجه‌های سالانه/ وابستگی دائمی به فروش نفت/خام فروشی/ پرداخت نقدی یارانه به صورت همگانی/ کسری‌های پی در پی صندوق تأمین اجتماعی و بازنشستگی/ بنگاه‌داری بانک‌ها و...همه و همه ترک‌های هستند که در خانه‌ اقتصاد ایران نمایان شده‌اند و مسئولان اقتصادی نیز دائماً با کیسه‌ای گچ، سعی در پوشاندن ترک‌ها کرده‌اند!در واقع صورت مسئله را پاک و بصورت مقطعی سعی کرده‌اند فشارها را از روی دوش خود بردارند و به دولت بعد از خود منتقل کنند. چرا که یقیناً اصلاحات اقتصادی بدون هزینه نخواهد بود و به همین دلیل است که هیچ دولتی «شهامت» این اصلاحات را به خود نداده است!بنظر می‌رسد که ساختار اداری و اقتصادی ایران از بروکراسی زائد و تورم نیروی انسانی رنج می‌برد! بعنوان مثال جمعیت 80 میلیونی ایران، حدود 2 میلیون و 400 هزار شاغل و حقوق بگیر رسمی دولت دارد! درحالیکه کشور ژاپن با 127 میلیون نفر جمعیت صرفاً حدود 300 هزار نفر کارمند رسمی دارد! با این حال درآمد ملی ژاپن تقریباً 12 برابر ایران است! این مقایسه کوچک نشان می‌دهد که دولت در ایران خیلی《متورم》است و نشان از عدم بهره‌وری《مشاغل دولتی》ایران دارد. از طرفی بخش خصوصی در ایران هنوز نتوانسته جایگاه خود را پیدا کند به همین دلیل بخش کوچکی از اقتصاد ایران در دست بخش خصوصی است و در عوض دولت همه کاره است《هم مجری است و هم ناظر!》در این زمینه تجربه‌ی کشورهای توسعه‌یافته دنیا نشان داده که هرگاه دولت، هم مجری طرحی باشد و هم ناظر؛ آن طرح با عدم بهره‌وری/ پرتی منابع/و اتلاف وقت همراه است. به همین دلیل این کشورها، دولت‌ها را چابک کرده‌اند تا صرفاً نقش نظارتی داشته باشند نه اجرایی! اقتصاد این کشورها دردست بخش خصوصی است و دولت نیز در این بین صرفاً نقش نظارتی و تسهیل کننده‌ای دارد تا شاخص‌های رشد اقتصادی، تورم، بیکاری، نرخ بهره و...کنترل شوند.از زمان تحریم‌های نفتی و بانکی ایران، ترک خانه‌ی اقتصاد ایران بیش‌تر شده است و حتا موجب شده که ترک‌های قبلی که با گچ پُر شده بودند، سرباز کرده، وضعیت آشفته‌تری به اقتصاد ایران بدهند! به تعبیر دیگری می‌توان گفت که خانه‌ی اقتصاد ایران در وضعیت《پیش از فروپاشی》و《نا اطمینانی》قرار دارد. نا اطمینانی از این منظر که مشخص نیست چه پیش می‌آید.شاید مهم‌ترین نتیجه‌ی تحریم‌ها بر اقتصادِ کشور، همین نااطمینانی و افزایش ریسکِ فعالیت‌هایِ اقتصادی بوده است زیرا در شرایطی که ریسکِ اقتصادی بسیار بالاست، سرمایه‌گذاری‌های جدید یا اصلاً صورت نمی‌گیرد یا به ندرت صورت می‌گیرد. علاوه بر این به سبب تحریک انتظاراتی که در بازار صورت گرفته است، فعالیت‌های سوداگرایانه و غیرمولد، رشد زیادی بخود گرفته و زمینه برای انحراف و انتقالِ منابع به بخش‌های غیرتولیدی بیش‌تر شده است.


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • طرح تکه تکه کردن قوم لُر

    یکشنبه 7 مهر 98 برنامه ترانه باران که از《شبکه شما》پخش میشود ترانه《نامیرا》از ایرج رحمانپور که تماماً لُری بود را به عنوان《ترانه لکی!》پخش کرد! حال سوال اینست که چرا ترانه های کُردی را به سورانی/ هورانی/ گورانی/ کرمانجی/ زازا/ و کلهری تقسیم نمیکنند؟ چرا ترکها را به قشقایی_ارسبارانی_شاهسوند_و خلخالی تقسیم نمیکنند؟ چرا تمام تلاش پان آریاییها برای تجزیه، اتمیزه و تکه تکه کردن مردم لُر است؟ چرا اتاق فکر پان ایرانیست ها از توهین، تخریب و تفرقه بین لُرها حمایت رسانه ای میکنند؟ چگونه است کسانیکه قلم در راستای تفرقه و جدایی میزنند حمایت میشوند ولی آنهایی که دم از اتحاد و همبستگی میزنند متهم به نقاق و تجزیه طلبی میشوند؟ چطور از تفرقه و تفاوت ساختگی بین لُرها میگید اما از فقر و بیکاری و مهاجرت بلادلُرنشین حرف نمیزنید؟ چرا به محض اینکه از مشکلات و معضلات شهرهای محروم لُرنشین مینویسم انواع برچسبها و انگها را به ما می‌چسبانید اما اگر از شاهنامه، کوروش، زرتشت و...بنویسیم کلی مورد تقدیر و تحسین قرار میگیریم؟ آنها همه فارس و کُرد و ترک هستند ولی لُرها را از هم جدا میخوانند! اظهرمن الشمس است که این قضیه خودجوش نیست بلکه اتاق فکری پشت این دسایس علیه موجودیت لُرهاست! لذا وقتیکه دشمن شمشیر را از رو بسته مردم لُر نباید بیتفاوت باشند و به این روند لُرستیزی و انکار داشته های قوم لُر باید اعتراض جدی داشته باشند.


  • آیا لُرستان تاکنون نماینده نداشته است؟

    چند سوال از مردم نجیب و بااصالت لُرستان...1) از ابتدای انقلاب لُرستان به تفکیک شهرها چند نماینده داشته‌اند؟ 2) میزان دارایی و سرمایه هر کدام قبل و بعد از نمایندگی چه تفاوتی کرده است؟ 3) اقوام و اطرافیان آنها چه استفاده ها و چه رانتهایی از موقعیت این نماینده‌ها بدست آورده‌اند؟ 4) چند نفر از این نمایندگان صاحب کارخانه، زمینهای تجاری یا کشاورزی، ویلا، باغ و شرکتهای خصوصی شده‌اند؟ 5) چند نفرشان بعد از نمایندگی هم پستها و سمتهای مهم ملی یا استانی داشته‌اند؟ 6) چند نفرشان از اول تاکنون با مردم صادقانه و رو راست بوده‌اند و بر عهد و پیمان خود باقی مانده‌اند؟ 7) چند نفرشان یا خودشان یا اطرافیانشان دارای حاشیه های تاسف بار و مهلک و تعجب آور بوده‌اند؟ 8) چند نفرشان به معنی واقعی نخبه علمی و شخصیت ممتاز و برجسته و تاثیرگذار بوده‌اند؟ 9) چند نفرشان در مجلس باعث افتخار لُرستان و موکلین و برعکس چندنفرشان با گفتار و رفتار موجب سرافکندگی و آبروریزی برای مردم محجوب و فهیم لُرستان بوده‌اند و موجب استهزاء رسانه ها و سایر نماینده‌ها گردیده‌اند؟ 10) چند نفرشان قدرت ارائه طرحهای کارشناسی و ضروری و محکمه پسند در مجلس داشته‌اند و چند نفرشان در صحن مجلس فعال و پویا و صاحب ایده و دارای قدرت تجزیه و تحلیل در مورد طرحها و لوایح بوده‌اند؟ 11) چند نفرشان به معنی واقعی کلمه دغدغه《منافع لُرستان》را داشته‌اند و بجای زد و بند سیاسی کاری و سیاست بازی《وکیل الرعایا》بوده‌اند؟ همه ما کم و بیش باخبریم که تعداد زیادی از نمایندگان ادوار مجلس بخاطر موقعیتی که به واسطه رای مردم بدست آورده‌اند از رای مردم لرستان سکوی پرشی برای خود و اطرافیان ساخته‌اند و《در استانهای دیگر کارخانه و شرکت و تجارتهای پُر سودی》به راه انداخته اند و صاحب املاک و مستغلات و دارایی های وافری شده‌اند! بجای اینکه سرمایه مالیشان را در بلادلُرنشین که سرآمد فقر و بیکاری است به کار بگیرند آنرا در کلانشهرها تبدیل به کارخانه و شرکت میکنند؟ این درست عبرتی برای مردم لُر شود و به افرادی که فقط موسم انتخابات از تهران و کلانشهرها به شهرهای لُرتبار میآیند یک رای هم ندهند چون اینگونه افراد رای را از لُرها گرفتند اما علیرغم سیل بیکاران و لشکر محرومان و مستضعفان نیازمند در سایر استانها سرمایه‌گذاری کرده‌اند حتی یک رای هم به اینها ندهند! هر وقت کارخانه‌ها و شرکت‌ها و سرمایه‌گذاریهای خود را به لُرستان منتقل کردند و تعهد دادند که تعداد زیادی از جوانان بیکار لُر را در کارخانه‌ها و شرکتهای خود به کار گماردند و میزان سرمایه و دارایی خود را شفاف اعلام کردند و دارایی خود را در جهت رونق اقتصاد لرستان به کار گرفتند آنوقت مردم لُر بیایند و به اینگونه افراد رای بدهند! نماینده باید بدنبال《نفع جمعی》باشد در غیر اینصورت مردم به آنها رای ندهند و آنها را تحریم نمایند! آیا واقعاً با عقل و انصاف سازگار است که اکثریت نمایندگان سابق لُرستان که از طریق اعتماد مردم به خود نماینده مجلس شدند حالا سرمایه و دارایی خود را به استانهای دیگر منتقل کنند تا جوانان مناطق دیگر بهره مند شوند و از طرف دیگر مردم شهرهای لُرنشین از روی ناچاری آواره اقصی نقاط کشور شوند و انواع توهینها و تحقیرها را تحمل کنند؟ واقعاً مردم لُر اینبار تامل و تفکر کنند و سوابق و لواحق را بسنجند و تحلیل کنند وگرنه افسوسها و حسرتها مسلسل وار تداوم خواهد یافت...این مطلب توسط: حمید مهدوی فر در ماهنامه《جهش نو》شماره 27، ص77 چاپ شده بود.


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • تفکر طایفه ای موجب عقب ماندگی سیاسی میشود!

    طوایف لر بعنوان ساختارهای خانوادگی و قبیله ایی منشعب از مردم لر ارزشمند و مورد احترام میباشند، اما آنگاه که افرادی نادان به شکلی برتری جویانه و لرستیزانه به تخریب، توهین و تمامیت خواهی عمل مینمایند چنان پتانسیل و ظرفیت قدرتمندی را به یک ابزار ضد منافع مردم لر تبدیل نموده و عموماً میگوییم فرد فوق الذکر《طایفه گرا》است.مطمئناً طایفه گرایی در یک بازه زمانی طولانی باعث اختلاف، کینه و دشمنی میان لُرها خواهد شد و آنها را از یک انسجام جمعی در قبال منافع مشترک سرزمینی و هویتی خود دور میکند.عقیده طایفه گراها مبتنی بر این است که انسانهای شایسته تنها در میان طایفه خود بوده و شایستگان دیگر طوایف لُر را به رسمیت نمیشناسند و بصرف غیرهم طایفه ای بودن شایستگی از آنها سلب میشود.به عبارت دقیق تر فرد ناتوان و ضعیف خود را شایسته تر از افراد توانای دیگر لُرتبار میدانند و قطعا این نوع نگرش به زیان لُرها منجر خواهد شد.غالباً هرگاه طایفه گراها به قدرت و جایگاه سیاسی میرسند بدنبال آنند که تنها افراد طایفه خود را جایگاه، پست و مقام دهند و تا آنجا که بتوانند بدنبال حذف و تخریب افراد شایسته دیگر طوایف میروند بعلت آنکه ممکن است حضور آن افراد برای منافع شخصی و طایفه ایی شان آسیب زا باشد.اینگونه باعث میگردد که مردم لُر از حذف انسانهای شایسته خود که یا برخاسته از طوایف کم جمعیت اند و یا از طوایفی اند که علی رغم جمعیت بالای طایفه ایی، دیدگاه طایفه ایی ندارند زیان خواهند دید.


  • طایفه گرایی: صورت بندی ناهمزمان با دنیای امروزی است!

    بخشی نگری مانع توسعه لرستان شده است! نبود نگاه سیستمی و بخشی نگری مانع توسعه لرستان شده است. فقر، بیکاری، اعتیاد، طلاق، مهاجرت و خودکشی ارتباط مستقیم با《فقر اقتصادی》که مقدمه فقر فرهنگی است دارند. درآمد سرانه مردم لرستان پایین تر از میانگین کشوری است و نرخ بیکاری نیز در آن به نسبت سایر استانها بالاست. میزان سرمایه گذاری دولت هم پایین است و با《بودجه قطره چکانی》نمیتوان معضلات را در کوتاه مدت حل کرد. ایکاش نمایندگان و مسؤلان توان امضاء جمع کردنشان را صرف رفع مشکلات جوانان و حل بحران بیکاری میکردند. اگر وقتشان را صرف رفع مشکلات کارخانجات و احیای صنایع تولیدی و اشتغال زایی در حوزه انتخابیه خود میکردند الان لشکر جوانان تحصیلکرده بیکار در خیابانها سرازیر نمیشد. بجای حمایتهای فکری و سیاسی از مردم فقط سرگرم مهره چینی های غیراصولی در دستگاه مدیریت هستند. ما از کمبود امکانات میگوییم آنها از عزل و نصب ها!!! ما از جذب بودجه و اعتبار میگوییم آنها از استخدام کردن آشنایانشان!!! روند شهرنشینی در مناطق لُرنشین برحسب رشد و توسعه صورت نگرفته بلکه فقر و محرومیت و فشار زندگی روستانشینان آنها را به شهر کوچ اجباری داده است و بیشترین آسیبها را همین حاشیه نشینان می بینند.تا زمانیکه مردم لُر دیدگاه طایفه ای دارند یک ما دو نمیشود!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • خلع سلاح سیاسی شهرستان چگنی

    خلع سلاح سیاسی《شهرستان چگنی》با تجزیه قسمتهایی از نواحی آن مسبوق به سابقه است! آیا تجزیه خاک چگنی بجای تجزیه وتحلیل مشکلاتش میتواند دردی از این مردم محروم را درمان نماید؟ احتمال تکرار سیاستهای هدفمند نمایندگان حوزه خرم آباد و چگنی با محدود کردن و پرداختن به کمیت جمعیتی چگنی به سبک گذشته و پس از انقلاب منطقه چگنی؛ روستای گیلوران تا مِله شبانان به شهرستان خرم آباد افزوده شد همچنین روستاهای طایفه شه کرم همراه با غار ارزشمند و باستانی دوشه به پلدختر الحاق شد! یعنی خلع سلاح سیاسی_انتخاباتی چگنی اتفاق افتاده و احتمالاً با توجه به حدس و گمانها این جریان تکرار میشود! جناب بیرانوند نماینده خرم آباد وچگنی پیام الحاق تعدادی از روستاهای حاشیه آزاد راه خرم زال و در کنار آن روستاهای کشت وصنعت و همچنین روستاهای غلامان چگنی به بهانه تردد سهلتر ساکنانش به خرم آباد به گوش مردم رسید لذا هرچند شاید این قضیه فعلاً در قالب طرح و پیشنهاد باشد اما فراموش نشود که نبایستی منافع افراد را بر منافع کل جمعیت یک شهرستان مانند چگنی دانست و ترجیح داد بلکه همیشه اقلیت تابع اکثریت بوده است! اگر این تحرکات تجزیه ای به بهانه روستاهای حاشیه آزاد راه خرم زال قسمتهایی از روستاهای چگنی مانند کشت وصنعت و غلامان و چم انجیر را شامل شود و منتسب به محدود کردن شهرستان چگنی باشد مطمعناً مردم و فرماندار شهرستان چگنی به آن واکنش جدی نشان خواهند داد! عالیجنابان بیرانوند و ملکشاهی نمایندگان خرم آباد و چگنی، این تحرکات احتمالی معنادار و سیاسی شما بعنوان وکلای مردم، برای چگنی و دیگر حوزه‌ها نه تنها مشکلات اقتصادی_اجتماعی شهرستان چگنی را کاهش نمیدهد بلکه همانند گذشته موقعیت استراتژی_سیاسی این قشر بزرگ را به حاشیه میکشاند و به مخاطره می‌اندازد!مطمعناً استحضار دارید نوید شهر شدن《بخش چم پلک شاهیوند》نمیتواند تجزیه و محدود کردن این دیار را به فراموشی بسپارد! همچنین نمیتواند رافع مسئولیت شما بعنوان وکیل مردم در قبال عدم توجه به خواسته های این مردم که مخالف با الحاق هر قسمتی از نواحی منطقه شان به خرم آباد یا جاهای دیگر باشد! مطمعناً مردم چگنی هوشیارانه از متولیان جریانات تقسیمات کشوری از شما و فرماندار مطالبه خواهند کرد. نمایندگان بهتر از هرکسی میدانند که مشکلات اجتماعی_اقتصادی با《الحاق و انفکاک ارضی حوزه انتخاباتی》حل نمیشود! بدانید که راه حل این مشکلات و رسیدن مردم به حقوق شهروندیشان در گرو ارائه طرح مربوط به ایجاد کارخانجات و راه اندازی صنایع تعطیل شده این حوزه است! رفع معضل بیکاری حوزه مذبور با حاشیه سازی و مشغول کردن افکار عمومی به مواردی غیرمفید اجرایی نمیشود! بلکه در راستای رفع موانع پیشروی اقتصاد بویژه صنعت، کشاورزی و دامپروری این مناطق است! با گسترش شهر خرم آباد به سمت جنوب شهر، بسیاری از روستاها و مناطق چگنی که به شهر نزدیک بودند به خرم آباد پیوستند مانند: گیلوران، باباعباس، چنگایی، عربان و...این از نظر قانونی و عرفی منطقی هست اما روستاها و مناطقی مانند سرخه لیزه که با شهر فاصله دارد و همگی تعلق خاطر به چگنی دارند تنها به منظور کشت و صنعت و پتروشیمی به خرم آباد واگذار شد هم اکنون قصد دارند با تجزیه شهرستان چگنی در بخش ویسیان و روستاهای حاشیه آزادراه، زخم دیگری بر پیکره چگنی وارد کنند که جز《سیاسی کاری و رای جمع کردن برای انتخابات پیشرو》و تفرقه بین شهرها و ایلات هدف دیگری ندارند! جاده ویسیان به دوره چگنی از منطقه تل و مینه تا دوره چگنی ۲۰ دقیقه میشود و هم اکنون از مناطق مذکور تا خرم‌آباد هم ۲۰ دقیقه است لذا کسانیکه علم تجزیه شهرستان چگنی را بلند کردند به مقصود نمیرسند و حتی باید مناطقی که قبلاً از چگنی جدا کردند و به پلدختر، خرم آباد و کوهدشت الحاق کردند را بازگردانند.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها و سکوت نمایندگان

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • خود ویرانگری

    علم پزشکی به اثبات رساند اگر قومی_قبیله ای ازدواج محارم داشته باشند نسل بعدی آنها ناقص الخلقه خواهند شد! بنظرم حرام زاده کسی است که در شهری بدنیا بیاید، در آنجا بزرگ شود، نان آن سرزمین را بخورد، حرف زدن از آنها بیاموزد، آداب معاشرت یاد بگیرد، مال و ثروت بدست بیاورد ولی در پایان مردم را اذیت کند! خانه شان را بزند! جزیه بگیرد! مالیات بگیرد! محدودیت بگذارد! سر سفره آنها بزرگ شود و نان آنها را بدزدد! براستی که بسیاری وجودشان از لُرستان است بسیاری ثروتشان را از لُرستان بدست میآورند بسیاری پیشرفتشان مدیون لُرستان است اما بدترین حرفها را علیه لُرستان میزنند و میگویند لُرستان بو میدهد! دست بکشید از این مطالبی که بین قوم، قبیله، همسایه، فامیل و خانواده اختلاف می اندازد و برهم زننده صمیمیت و انسانیت است ننگین تر ازاین افراد وجود ندارد که با حرف یا جمله ای فاصله بین همنوعان ایجاد میکنند! بدبختیها کم نیست که خودمان بجان هم افتادیم! عبور کنیم از باور و اندیشه ای که زندانساز است! بگذریم از اینکه کی خوب و کی بد بود؟ نام شخص و قوم خاصی را نشان نکنیم برای ابراز نفرت و تنفر!


  • چطور پتروشیمی وپالایشگاه هفتم خرم آباد به اراک رفت؟؟؟

    علیمحمد سوری لکی《متولد کوهدشت》و دکتر اکبر فرید《متولد الشتر》نمایندگان خرم آباد در دوره سوم مجلس بودند و پتروشیمی و پالایشگاه هفتم که سال 1362 توسط رییس مجلس《رفسنجانی》در خرم آباد کُلنگش به زمین زده شد سال 68 امتیازش توسط سوری لکی و دکتر فرید به استان مرکزی《اراک》فروخته شد و سال 70 در شازند افتتاح شد!!! پتروشیمی و پالایشگاه مادری که 4 هزار نفر در آن مشغول بکارند و صنایع زیرمجموعه فراوانی بواسطه آن در اراک مستقر شدند!!! نمایندگان خرم آباد اکثراً غیربومی بودند و هیچ تلاشی در جهت آبادانی و صنعتی کردن خرم آباد برنداشتند و مردم خرم آباد هم اکثر اوقات احساسی_هیجانی تصمیم گرفتند.


  • معلّمین نماینده

    دکتر ساکی زاده《معاون اول وزیر کار》، تیمسار درویشوند《معاون اول وزیر جنگ》، مهندس فتوحی《معاون اول وزیر نیرو》، دکتر علیزاده《اقتصاددان و استاد دانشگاه》که اشخاص سرشناس کشوری هستند در خرم آباد رای نمیآورند بعد معلّمین به راحتی و هر دوره در خرم آباد نماینده میشوند!!! مهمترین کمیسیونهای مجلس: برنامه و بودجه/ امنیت ملّی/ و عمران است که نماینده‌ای که معلّم بوده بدلیل رشته وشغلش در کمیسیون کم اهمیت《آموزش》عضو میشود و هیچ تاثیری بر جذب بودجه نخواهد داشت!


  • دکتر هوشیار طولابی

    استانهای لُرنشین علیرغم منابع سرشار خدادادی از محرومیت رنج میبرند که عمدتاً متوجه عدم توجه قانونگذاران و دولتمردان است و این خود ناشی از《قدرت چانه زنی پائین نمایندگان》استانهای لُرنشین با دولتمردان میباشد و حال باید دید چگونه میشود این موضوع را بهبود بخشید. بنظر میرسد که اگر استانهای لُرنشین نتوانند فراکسیونی تحت عنوان《نمایندگان استانهای لُرنشین 》یا استانهای کمتر توسعه یافته تشکیل دهند در اَدوار بعدی مجلس اوضاع همین است. لذا باید آب را از سرچشمه بست، سرچشمه کجاست؟ هنگامیکه رئیس جمهور وزرای خود را معرفی میکند (برهه زمانی تشکیل کابینه) باید ادعای انتخاب وزیر از همین استانها را داشت! اینها سخنان کاندید انتخاباتی مجلس بنام《دکتر هوشیار طولابی》بود! مرحوم دکتر طولابی تحصیلکرده رشته‌های الکترونیک و علوم سیاسی و ساکن تهران بود که با فراگیر شدن هویت طلبی و لُرگرایی از تهران روانه زادگاهش خرم آباد شد تا با اُمید تشکیل《فراکسیون لُرها》و مطالبات سطح بالا که واقعاً در تاریخ تمام لُرستان بی سابقه است در حوزه خرم آباد (سال ۹۴) ثبت نام کند! اما مرحوم هوشیار طولابی پس از ثبت نام به یکباره از طرف عده ای به جلسه ای محرمانه در شهر خرم آباد (محله فلک الدین) دعوت میشود، حتی به او گفته بودند که با خودروی شخصی خودت هم نباید به اینجا بیایی و کسی مطلع نشود! پس از رسیدن مرحوم طولابی به منزل محل قرار جلسه! جلادان با چاقو به جانش افتاده و تن وی را مجروح میکنند، مرحوم طولابی پس از فرار قاتلان، خود را کشان کشان به کوچه میرساند و چند جمله ای میگوید، متاسفانه سخنان ایشان در لحظه آسمانی شدنش هنوز کاملاً مشخص نشده شاید یکی از دلایل آن توصیه های و تهدیدهای برخی باشد! در آخر مراجع حکومتی قتل این نخبه لُر هویت طلب را به دلایل شخصی! مرتبط کردند که برای هیچکس قابل باور نیست. روحش شاد، نخبه های لُر در هر استان و شهر راه شما برای آبادانی لُرستان زنده نگه میدارند.


  • آمارسازی و بُن بست توسعه در بلادلُرنشین

    آیا استانی جز لُرستان خودمان را می‌شناسید که دائماً در《بیکاری، تورم و فلاکت》صدرنشین باشد اما مسئولانش نتوانند حتی در مورد یک مسئله اساسی باهم به تفاهم برسند؟ لُرستان زمانی میتواند روی توسعه را ببیند و فرصت رشد و بالندگی پیدا کند که مدیران و مسئولانش به یک همبستگی، یکدلی و تفاهم برسند وگرنه تا زمانیکه هرکس ساز خودش را میزند، نمیتوان اُمیدی به تغییر وضعیت لُرستان داشت. متاسفانه در سر بزنگاه ها؛ سیاسیون لُرستان با بازیهای خود استان را به《نزاع قدرت》تبدیل کرده‌اند؛ آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان از طریق سهیم شدن در قدرت، لُرستان را به بن بست کشانده اند و نیروهای نخبه و شایسته را به بی سرانجامی درگیر و خنثی کرده اند درحالیکه بهتر اینست که باجوش وخروش این نیروها تفاهم در راستای《توسعه لُرستان 》معنی پیدا کند. سمفونی ناکوک توسعه لرستان در حوزه اقتصاد بارها شاهد مناظره و دعوا در بین دستگاهای استان در خصوص اثبات اینکه کدام دستگاه بیشترین نقش را در توسعه دارد بوده ایم؛ هر دستگاهی مسیر توسعه را بگونه ای خاص تعریف کرده مثلا جهاد کشاورزی لازمه رونق اقتصادی را در استفاده از ظرفیت کشاورزی و دامپروی استان میداند؛ میراث فرهنگی، توسعه گردشگری را مهمترین اولویت استان میداند؛ صنعت معدن و تجارت معتقد است که پتانسیل ویژه لرستان در زمینه صنایع و معادن است؛ اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان حلقه مفقوده اقتصاد لرستان را تعاونیها اعلام کرده و...نتیجه این بی برنامگی و اختلاف نظرها، هدر رفتن اعتبارات، سردرگمی و رکود بیش از پیش استان است. این ناهماهنگیها سبب شده که در بخش عمرانی امروز خیابانی آسفالت شود و فردا یکی از دستگاه های خدمات رسان، اقدام به کنده کاری کند؛ غافل از اینکه توسعه یک استان نیازمند همکاری، هماهنگی و استفاده از 《مدیران توسعه خواه》، آشنا به مفهوم علمی توسعه و دارای تجربه کافی است. صدای رگبارها و رعد و برقهای مهیب در لرستان به گوش میرسد اما امیری، معاون عمرانی استاندار با حضور در برنامه زنده تلویزیونی بجای اعتراض به وضعیت کمبود اعتبارات استان و اعتراف به مشکلات سیلزدگان و خطری که بخاطر عدم لایروبی رودخانه مردم را تهدید میکند با کمال خونسردی به《آمارسازی》پرداخت با این وضعیت چه انتظاری میتوان از بقیه مدیران داشت؟ پس بهتر است که مسئولین ارشد لرستان با این وضعیت سیلاب استان بفکر چاره اندیشی باشند! سلیمانی/شهاب آسمانی


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • اقتصاددانان و کارآفرینان

    کاندیداها گاهاً بدون هيچ برنامه‌ای و غالباً با انتقاد از نمايندگان پيشين و نقد وضع موجود پروسه تبليغات انتخاباتی و كسب آرای شهروندان را پیگیری می‌نمایند. تلاش برای قهرمان سازی و مطرح كردن خود در قالب يك ناجی كه قرار است چرخ‌های توسعه و پيشرفت را به حركت درآورد و جبران نمودن همه ناکامی‌های ساختاری و تاریخی گذشته با دادن وعده‌های مختلف و چشمگير رایج‌ترین سناریوی اين روزهاست! كه به‌عنوان تاکتیکی قدیمی درحال فراگير شدن می‌باشد. همه به‌خوبی مشكلات را می‌شناسیم و می‌دانیم كه مردم با معضلات مختلفی از قبيل تورم و گرانی، بیکاری، فقر، نابرابری‌های اجتماعی و...سردر گریبان‌اند و از طرفی حضور مقتدرانه نمايندگان بادانش و با برنامه و برخوردار از مؤلفه‌هایی نظیر: سواد، تخصص، قدرت بيان و چانه‌زنی، آشنا به ساختار قدرت و داشتن نفوذ در بدنه مدیریتی در كنار آشنا بودن به مشكلات چقدر می‌تواند در پيشبرد برخی اهداف و دستيابي به منافع مردم حوزه انتخابيه تأثیرات مثبت و مشخصي را بدنبال داشته باشد اما در بلادلُرنشین اکثراً معلمان، پزشکان و نظامیان کاندیدای مجلس میشوند و افراد سیاسی، کارآفرینان و اقتصاددانان که میتوانند گره بیکاری را حل کنند یا درعرصه انتخابات حضور نمی یابند یا رای نمیآورند!!!


  • فرهنگ《مُطالبه گری》و نمایندگان مجلس!

    فقدان《فرهنگ مطالبه‌گری》یکی از حلقه‌های مفقوده‌ی توسعه لُرستان است که می‌بایست همگان درپی تقویت آن باشیم و خود در راستای سرکوب آن گام برنداریم! این معضل همواره سبب شده لُرستان به《بهشت مسئولان ضعیف》و《مأمن نمایندگان بی‌اثر》تبدیل گردد! در رابطه با نمایندگان مجلس باید توجه داشت که نوع ارتباط میان پارلمان و دولت در ایران ایجاب می‌کند که وکلای مردم با بالا بردن قدرت ارتباطی خود و نشان دادن توان علمی و تحلیلی، بر دیگر نمایندگان و اعضاء هیات دولت تأثیرگذار باشند. چنین شیوه‌ای سبب شده است که همیشه میان مجلس و دولت شاهد《پدیده‌ لابی‌گری》باشیم و این بده بستان‌ها در بسیاری از مواقع سبب می‌شود که هر دو قطب از انجام وظایف قانونی خود دور شوند. ثمره چنین فضایی این است که ثروت ملی در ایران به صورت عادلانه بین شهرها و استان‌های کشور تقسیم نمی‌شود! و اگر چنین نبود شاهد شکاف عمیق میان مناطق توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته‌ی کشور نبودیم! به همین دلیل این متنفذان و صاحبان قدرت سیاسی استان‌ها و مناطق کشور هستند که درپی تأمین منافع عمومی مردم مناطق خود، از نفوذ و قدرت خویش در کانون‌های تصمیم‌گیری کشور بهره می‌برند تا سهم بیشتری از ثروت ملی را نصیب شهر و استان خود نمایند. در این میان مردم لُرستان و مشخصاً شهر خرم‌آباد که از مهره‌های تاثیرگذار در قوه‌ی مجریه و در بین دولتمردان بی‌بهره هستند، تمام امید خویش را به بازیگری نمایندگان مجلس و تاثیرگذاری آنان در《جذب سهم بیشتر از ثروت ملی》بسته‌اند تا شاید شکاف عمیق ایجاد شده بین لُرستان و استان‌های برخوردار عمیق‌تر نگردد و ریشه‌های فقر و فلاکت در این دیار بخشکد! امروز که یک دوره دیگر از مجلس رو به پایان است مردم لُرستان و شهر خرم‌آباد حق دارند پاسخ سؤالات خود را از نمایندگان مجلس به صورت شفاف دریافت کنند! سوالاتی از قبیل: ۱. نمایندگان این دوره از مجلس چه مقدار از شعارهای تبلیغاتی خود را عملی کرده‌اند؟ و اگر نتوانسته‌اند به هر دلیل وعده‌های خود را محقق کنند، علت را به صورت شفاف بیان نمایند؟ (قطعاً شعارهای تبلیغاتی خویش را خوب به یاد دارند!) ۲. چه میزان قانون موثر در جهت《کاهش فقر مردم لُرستان》به‌ویژه مرکز استان با اختصاص ثروت ملی کشور در چهار سال گذشته به کمک سایر نمایندگان به تصویب رسانده‌اند؟ ۳. شرکت در استیضاح‌های دولتمردان به عنوان وظیفه‌ی ذاتی نمایندگان، چه خروجی موثری در جهت تامین منافع عمومی کشور و مردم لُرستان و مرکز آن《خرم‌آباد》داشته است؟ ۴. در چهارچوب قانون اساسی، نظارت بر انتصاب برخی مدیران ناکارآمد استانی را چگونه انجام داده‌اند؟ دکترمحمد یگانه: عضو هیات علمی دانشگاه/پایگاه خبری یافته


  • قومگرایی آفت انتخابات

    گروهی از انسان‌ها هستند که دارای اشتراکات نیایی و اصل و نسب و زبان و رفتار و مذهب هستند. در قرآن کریم، نیز از اقوامی مانند قوم نوح، قوم ثمود، قوم ابراهیم، قوم یهود، قوم لوط و...یاد شده است. با گذر از قومیت در سطح خُرد و منطقه‌ای به واژه‌های اُمت_ملّت در سطح کلان خواهیم رسید و قومیت این مؤلفه‌ها را استحکام می‌بخشد؛ اما گاهی با رویکردهای نادرست، این《قوم‌گرایی》در تقابل با《ملی‌گرایی》و بلکه تضعیف آن قرار می‌گیرد. در عرصه اجتماعی قومیت واژه مقدس و با ارزشی است و در شادی و غم مردم، صحنه‌های بی‌بدیل و ماندگاری را می‌آفریند که قلم یارای نگارش آن را نخواهد داشت. اما در عرصه سیاسی مفهومی متفاوت می‌یابد. در واقع قومگرایی شمشیر دو لبه‌ای است. بنابراین در چه زمانی و در دست چه کسانی و چگونه بکار رود کارکردی متفاوت خواهد یافت. اگر قوم‌گرایی با هدف برانگیختن احساس یگانگی با زادگاه و موطن باشد تحسین‌برانگیز است. ولی اگر قومیت به ابزاری در دست《افراد قدرت‌طلب و سودجو》قرار گیرد آنگاه است که لبه تیز و بُرنده این شمشیر نمایان می‌شود. مساله قوم‌گرایی در فرهنگ سیاسی و انتخابات به‌عنوان یک ارزش در رفتار عمومی مطرح شده است و معمولاً بر《شایسته‌سالاری》ترجیح داده می‌شود. این موضوع باعث به حاشیه راندن ویژگی‌هایی مهم‌تری مانند تخصص و تجربه و تحصیلات و...می‌شود و عوامل نژاد و نیا و خون و نسب بر مناسبات سیاسی و مَدنی و حزبی و اعتقادی سایه می‌افکند. در انتخابات شیوه عملی این تفکر هم بدین‌صورت است که شخص کاندیدا یا هم‌کیشان و حامیان وی اقداماتی مانند قول گرفتن و بیعت گرفتن و یاد نمودن سوگند و...را از قوم هدف معمول می‌دارند. با فرض توفیق در جلب آرای قومی بدین نحو، نهایتاً نماینده‌ای انتخاب می‌گردد که ممکن است تحلیل و دید جامع و کلان نسبت به کشور داری و قانون‌گذاری نداشته باشد! و با پنداشت《وام‌دار بودن به قوم و طایفه مشخص》ناگزیر به اجابت خواسته‌های ایشان خواهد بود و انگاره《چِک پاس کن》از این منظر ظهور می‌یابد و بیشتر وقت و انرژی منتخب در این راه هدر می‌رود و همچنان چشم اُمید به آرای ایشان در دوره بعدی نیز خواهد داشت. لذا یک عده با هویت مشترک در دایره خودی قرار می‌گیرند و سعی می‌کنند بر بیشتر مناصب سیاسی_اداری شهر چمبره بزنند و بیشتر فرصت‌های شغلی/ تجاری/ اقتصادی و...را از آن قبیله خود کنند و البته گروه دیگر غیرهمسو را خارج از دایره قرار دهند! با این رویکرد اتفاق نامبارک《ایجاد گسست و گسل قومیتی》به وقوع می‌پیوندد. لذا این قوم‌گرایی آفتی است مهلک در جهت عدم رشد و توسعه شهر و منطقه! شاید بتوان بارزترین نمود عینی آن را در انتخاب بعضی از شوراهای شهر و روستا جستجو نمود و خسرانی که به ارمغان می‌آورد تنها به کشمکش و تخریب سرمایه عمومی و اتلاف سرمایه و وقت...محدود نمی‌گردد و نمی‌توان آن را شماره کرد. البته《قوم‌گرایان》و عاملان آن، از این مهم غافل هستند که علاوه بر هویت‌ها و اقوام دیگری که از این اتفاق، در کوتاه‌مدت و درازمدت متضرر می‌شوند، خود ایشان نیز خالی از ضرر نخواهند بود. چرا که منافع مورد اصابت به ایشان زودگذر و ناپایدار است. لذا جامعه درصورتیکه بخواهد به رشد و توسعه همه‌جانبه دست یابد و این《نقیصه قوم‌گرایی در دموکراسی》را به کمترین حد ممکن برساند چاره‌ای جز تجدیدنظر در اعمال مردم‌سالاری و رأی دادن و انتخابات به شیوه مرسوم ندارد و می‌بایست از قوم‌گرایی صرف به سمت‌وسوی شایسته‌سالاری و رفتاری تشکیلاتی سازمان‌یافته پیش روند. البته این گذر، کمی دشوار است ولی شدنی است؛ اما چگونه؟ ۱- مبنا قرار دادن حقوق برابر برای همه شهروندان و تغییر نگاه متمرکز از قوم و طایفه به شهروند (فاقد از نژاد و نسب و زبان و...). ۲- سازمان یافتن و تشکیلاتی شدن ساختار سیاسی جامعه. ۳-تقویت احزاب و تشکل‌های مدنی و در سطح کلان با رویکرد شهروندی و حتا مطالبه گری قومی و ۴- عمل به احکام الهی دینی《ای مردم، ما شما را از زن و مرد بیافریدیم و شما را جماعت‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید و گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و خدا دانا و کاردان است》{سوره حجرات آیه ۱۳ } و نیز فرموده رسول مکرم اسلام (ص) در تقبیح عصبیت و تعصب قومی {وسایل الشیعه ج ۱۵ باب ۵۷ }می‌تواند ما به این گذار برساند. دکتر بابک گلپایگانی《استاد دانشگاه》پایگاه خبری یافته


  • خرم‌آباد بهشت نمایندگان بی‌اثر

    حامیان برخی از کاندیداها بعضاً اقدام به آغاز تبلیغات زودهنگام انتخاباتی《قبل از زمان مقرر اعلام شده》از سوی شورای نگهبان کرده‌اند! این افراد با حضور در محافل خصوصی و عمومی به طُرق مختلف کاندیدای احتمالی مورد نظر را تبلیغ میکنند! تبلیغات انتخاباتی تا آنجا پیش رفته که برخی از کاندیداهای احتمالی سعی میکنند در جلسات و همایشهای مختلف دولتی که تا حدودی به شغل گذشته و یا سوابقشان مرتبط است شرکت کنند و از تریبون اینگونه جلسات دولتی بصورت غیر مستقیم بهره برداری انتخاباتی ببرند! این《نمایندگان طایفه‌ای》تنها نماینده یک قبیله هستند نه نماینده یک شهرستان!!! و فقط برای طایفه خودشان کار انجام میدهند!!! از بدو ورود به مجلس بجای حل مشکلات اساسی حوزه شهرستان مثل بیکاری، فقر و مهاجرت، فقط مسئول تعویض مدیران و معاونان ادارات را انجام میدهند و《افراد نامتجانس》را که تحصیلاتشان ربطی به شغل اداری ندارد را بدون آزمون و با سفارش به کار میگمارند! (البته مقصر هم نیستند چون با هزینه و حمایت همان مدیران و معاونان نماینده شده‌اند!) مشکل اینجاست که برخی از اینها نه کار مدیریتی بلدند و نه تحصیلات بدرد بخوری دارند! قدرت رایزنی شان صفر است! و هیچوقت نتوانستند سرمایه‌گذار خارجی_داخلی برای رونق اقتصادی وارد بلادلُرنشین کنند! کاندیدایی که معلّم است یا دندانپزشک یا حقوقدان، در کمیسیونهای ضعیف مجلس پذیرفته میشود و بُرشی ندارد! تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند《معضل بیکاری》همچنان پابرجاست!


  • طایفه‌گرایی متعصبانه

    از انگیزه‌های طایفه‌گرایی احساس تعلق و تعهد است. احساس تعلق و تعهد زمینه‌های تشکیل یک ارزش اجتماعی بنام هویت را فراهم می‌آورند. ساختار نظام‌ ایلی مبتنی بر هویت افراد است و این هویت معمولاً با ناحیۀ جغرافیایی، محل زندگی، نوع لباس، گویش و نمادهای دیگر مشخص می‌شود که نمایانگر آن است که هر طایفه مستقل از بقیه طوایف است! طوایف مختلف می‌توانند در یک ناحیه جغرافیایی مشترک مانند یک روستا، شهر، استان و...بدون هیچ مشکل یا محدودیتی به زندگی اجتماعی خود بپردازند و در معاملات و تعاملات اجتماعی با یکدیگر ارتباط داشته باشند. باید توجه داشت که وحدت طوایف نیازمند اعتماد، همکاری و همیاری می‌باشد. اما این وحدت و مسالمت ممکن است تحت تأثیر عواملی متزلزل شود و یکی از این عوامل می‌تواند《تعصبات بی‌مورد قومی و طایفه‌ای》در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و بخصوص در مسئلۀ انتخابات باشد. مُسلماً جایی که مردم وابستگی‌های قومی و نژادی عمیقی دارند، در تصمیم‌گیری‌های سیاسی مبتنی بر《گرایش‌های طایفه‌ای》عمل می‌کنند و این یک امر عادی و بی‌اشکال است. اما مادامی که《خویشاوندگرایی》اولویت داده شود، این گرایش‌های طایفه‌ای چه پیامدهایی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و انتخابات مربوط به یک حوزۀ انتخابیه دارد؟ برای پاسخ به این سؤال باید واقعیت‌های جوامع با ساختار ایلی و طایفه‌ای را که بر پدیدۀ انتخابات تأثیر می‌گذارند بهتر بشناسیم. واقعیت اول آن است که در یک جامعه با《ساختار طایفه‌ای و عشیره‌ای》بدون شک نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه منسوب به یک طایفۀ بزرگ یا کوچک است، چرا که تعلق فرهنگی و قومی در چنین جوامعی یک پدیدۀ عمومی است! واقعیت دوم این امر انکارناپذیر، قانونی و مسئولانه می‌باشد که نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه نهایتاً وکیل همۀ مردم آن حوزۀ انتخابیه است. درمقابل این دو واقعیت یک واقعیت سوم نیز خواه یا ناخواه شکل می‌گیرد و آنهم انتظارات مردم حاضر در حوضۀ انتخابیه است! مردم چه از تیره و تبار فرد نماینده باشند و یا هیچ رابطۀ خویشاوندی نداشته باشند، درهرصورت بر خواسته‌های خودشان اصرار می‌ورزند و فرد نماینده می‌بایست بین همۀ آن‌ها تعامل ایجاد کند. مشاهدات طولانی مدت یک اولویت‌بندی متداول و منطقی ایجاد می‌کند؛ یعنی فرد نماینده می‌کوشد تا ابتدا《رضایت خویشاوندان و هم‌تباران طایفه‌ای》را جلب کند زیرا تعهدات عاطفی و اتحاد خویشاوندی این الزام را فراهم می‌آورد و سپس باید به خواسته‌های سایر مردم که یک اجتماع بسیار بزرگتر را تشکیل می‌دهند پاسخ دهد! ازطرفی در این میان اسپانسرهای تبلیغاتی، هم‌حزبی‌ها و القاکنندگان خط و مشی‌های دورۀ رقابت‌های انتخاباتی نیز به دلیل وجود تعهدات توافق شده خواسته‌هایی دارند که در اینجا به آن‌ها نمی‌پردازیم. محدودیت‌های شخص نماینده مانع از آن می‌شود که خواستۀ همۀ طرفین انجام پذیرد و ازطرفی خویشاوندگرایی و احساس تعلق به گروهی خاص او را وادار می‌سازد تا نهایتاً به《حمایت از اطرافیان》بپردازد و همین امر موجب می‌شود تا عموم مردم که خواسته‌هایشان بدون پاسخ باقی مانده است اعتماد خود را نسبت به شخص نماینده و در پی آن تیره وتبار او از دست ‌دهند. درواقع، یکی از دلایل اساسی بروز چنین مشکلاتی سطح انتظاراتی است که افراد از نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه دارند و عامل اصلی این انتظارات نیز تا حدودی خود نامزدهای انتخابی هستند، زیراکه《وعده‌هایی خارج از توانایی‌های یک نماینده》را به مردم می‌دهند! به‌طور خاص در انتخابات مجلس هدف انتخاب نمایندگانی از جانب مردم است تا به‌عنوان وکلای مردم در قوۀ مقننه به تدوین قوانینی متناسب با نیاز روز برای دو قوۀ دیگر یعنی قوۀ قضاییه و قوۀ مجریه بپردازند. با یک نگاه اجمالی به وعده‌های بسیاری از نامزدهای انتخاباتی، می‌توان دید که بیشتر وعده‌ها《خارج از وظایف اصلی یک نماینده》هستند! متاسفانه بعضی از نامزدهای انتخاباتی از عدم آگاهی مردم به نفع خودشان بهره می‌جویند و به آن‌ها وعده‌هایی می‌دهند که اساساً《عوام پسند》و در جهت رفع مشکلات مردم هستند. مثلاً《وعدۀ ایجاد شغل》یکی از این وعده‌های انتخاباتی است که امروزه در همۀ محافل تبلیغاتی توسط نامزدهای انتخاباتی به آن اشاره می‌شود و بسیاری از مردم نیز گمان می‌کنند در مجلس《حوالۀ احداث کارخانه و پتروشیمی》صادر می‌کنند و به خیال خودشان اگر کاندیدای مدنظر آن‌ها در انتخابات پیروز شود سریعتر از بقیه نمایندگان به اول صف دریافت آن حواله می‌رسد. این درحالی است که اساساً《ایجاد شغل وظیفۀ دولت و نهادهای اجرایی》است که در قوه‌ای مستقل از قوۀ مقننه عمل می‌کنند. متاسفانه عوامل زیادی وجود دارند که منجر به ناکارآمدی یک نماینده می‌شوند و دور از انصاف است که نادانسته طایفه‌گرایی را به‌عنوان تنها عامل معرفی کنیم! چراکه در جوامع دارای نظام ایلی و عشیره‌ای، طایفه‌گرایی در انتخابات امری عادی و متداول است و فرد نماینده شایسته باشد یا نباشد، نهایتاً متعلق به یک طایفه است. هرچند خویشاوندگرایی متعصبانه تأثیراتی دارد اما همانطور که گفته شد وعده‌های انتخاباتی نیز یک پای قضیه هستند. گذشته از اینها عوامل نامتعارف دیگری نیز هستند که به‌راحتی نمی‌توان به آن‌ها پرداخت. به‌نظر شما چه عوامل دیگری وجود دارند که منجر به ناکارآمدی یک نماینده می‌شوند؟ به قلم: رضا فرهادیان/یافته


  • استخدام باید از طریق《آزمون》باشد نه《طایفه بازی》

    مورد داشتیم که بعضی از نماینده ها توسط بعضی از مدیران احاطه شده و آنها از نماینده شهرستان استفاده شخصی میکنند. مثلاً فرزندان خودشان را با حمایت نمایندگان در ادارات بدون آزمون و مصاحبه استخدام میکنند درحالیکه حق آنها نیست و رشته تحصیلیشان با شغل اداری مرتبط نیست! بقیه جوانان شهر وقتی برای استخدام اقدام میکنند سنگهای زیادی جلوی پایشان میندازند مثلاً فردی که در تربیت معلم قبول شده را در مصاحبه رد میکنند تا هم طایفه‌ای را بجای او بنشانند! حق در استخدام ارتش و نیروانتظامی هم کسانی را قبول میکنند که هم طایفه‌ای شان باشد! در لُرستان خیلی همچین چیزی را تجربه کرده‌اند که طایفه بازی نقش اساسی در آن دارد! که دوستی با نماینده و هزینه تبلیغاتی برای او عامل این موضوع است! مردم باید وقتی همچین چیزایی را می‌بینند افشا کنند تا آبروی نمایندگان و مسئولان نژادپرست را ببرند! مردم باید به حراست اداره/ دیوان محاسبات اداری/ و اداره بازرسی شکایت کنند و گزارش تخلف مدیران ادارات در《استخدام طایفه‌ای》را بدهند! توضیح بخواهند که چرا بچه های خودشان را با رانت و لابی استخدام کردند بدون《آزمون و مصاحبه؟》ادارات دولتی جزو بیت‌المال هستند و مردم در آنها حق دارند و برای تامین نیرو باید《آگهی عمومی》بدهند و با عدالت از طریق آزمون، نیروی متخصص و تحصیلکرده جذب کنند!


  • نماینده شهرستان یا طایفه؟

    ردپای《نمایندگان قبیله گرا》ادوار گذشته هنوز بر ادارات وجود دارد وابستگان آنها که بدون آزمون در ادارات استخدام شدند و کاش فقط شاغل باشند اما با بیفرهنگی و زیرآب زنی، نخبگان لُرستان را با عناوین مختلف از صحنه حذف مینمایند و موانع متعدد پیش پای آنها میگذارند حرکاتی از این قبیل جز تنفر و خسارت برای لُرستان چیز دیگری ندارد! همانا رویای آنها فقط بکار گرفتن《افراد بیسواد هم طایفه‌ای》و تصاحب چند موسسه اقتصادی است! آنها دلسوز شهر و استان نیستند فقط بفکر طایفه پوشالی هستند و نتیجه کارشان جز خسارت و عقب نگهداشتن شهر نیست! باید وابستگانشان از ریاست بر ادارات، مدارس، بیمارستانها، استانداری و سایر ادارات کنار بگذارند چون《دید طایفه‌ای》دارند! یکبار اصلاح طلب میشوند وقتیکه فضا عوض شد سریعاً اصولگرا میشوند! البته ما با بیخیالی و بیتفاوتی در انتخاب این افراد ضعیف و بیسواد مقصریم و در کمکاری آنها بخاطر سکوتمان شریک هستیم که نمیپرسیم آقای نماینده آن رویای شما در سرکار آوردن هم طایفه‌ای به حقیقت پیوست؟ آیا شما نماینده کُل شهرستانی یا فقط یک طایفه؟


  • استخدام بدون آزمون!!!

    در برخی ادارات دولتی، مدیران دست نشانده بعضی از《نمایندگان طایفه گرا》فرزندان و خویشاوندان خود را بدون اینکه فراخوانی برای جذب نیرو بدهند و آزمون برگزار کنند براحتی استخدام میکنند و طوری وانمود میکنند که انگار آن اداره ارث پدرشان بوده و آن شغل نیز حق فرزندشان است! اداره دولتی از اموال بیت‌المال است و شرعاً کار این مدیران گناهی بزرگ است چراکه از حق مردم به نفع خودشان بهره برداری میکنند. جالب اینکه همان《مدیر حق مردم خور》و خانواده‌هایشان در میان فامیل و خویشاوندان طوری ادعای دینداری میکنند و نسبت به جوانان بیکار ترحم میورزند انگار خود آنها نبوده‌اند که جایگاه شغلی جوانان بیکار را به نفع فرزندان خودشان مصادره کرده‌اند. این مدیران رانت خوار و نمایندگانی که در کار آنها دخیل هستند باید بدانند حقوقی که از طریق رانت دریافت میکنند حرام است و لقمه نانی که از آن حقوق برای فرزندانشان تهیه میکنند قطعاً حرام است.


  • شفافیت منابع مالی تبلیغات

    نمایندگان منابع مالی تبلیغات را به‌صورت شفاف اعلام کنند! 1- از دادن《شعارهای تبلیغاتی غیرمنطقی》و ارائه طرح‌های محقیر العقول در بحبوحه انتخابات پرهیز کند. 2- وابسته یا وامدار گروه‌ها و شرکت‌های اقتصادی مشکوک یا فاسد نباشد. 3- در شبانه‌روز حداقل یکی دو ساعت مطالعه کند و فِر خوردن در فضای مجازی و خواندن اخبار سایت‌ها و کانال‌ها را جزء مطالعه حساب نکند! 4- حداقل چهار پنج مقاله چاپ‌شده در روزنامه‌های سراسری، در باب موضوعات استانی، ملی و حتی بین‌المللی، مبتني بر تولید محتوی فکری خودش داشته باشد. 5- پس از پیروزی در انتخابات حداقل هرماه یک‌بار با نخبگان، اهالی فکر، فرهنگ و صاحبان ایده حوزه انتخابیه خودش جلسه برگزار نماید. 6- با توجه به منابع مالی موجود و شرایط ممکن، قول ایجاد رشد منطقی و ملموس در حیطه‌های پنجگانه اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی در حوزه انتخابیه بدهد. 7- در برابر نظرات و انتقادات مثبت و سازنده دیگران انعطاف داشته باشد. 8- پیگیری اجرای《طرح شفافیت آراء》در مجلس باشد. 9- در مجلس نماینده مردم باشد نه نماینده دولت و خواسته‌های مردم را به خواسته‌های دولت ترجیح دهد. 10- مبارزه عملی، جدی و شفاف با فساد (به‌ویژه فساد اقتصادی) برایش یک اولویت باشد. 11- در بیان مشکلات منطقه‌ای، ملی و خارجی شجاعت داشته باشد و در ابراز آن‌ها تعلل و تزلزل به خود راه ندهد. 12- در مقابل قاچاق کالا و ارز، اختلاس‌های میلیاردی، زمین‌خواری، کوه خواری، جنگل خواری، بیابان خواری و سایر خوردنی‌های نامتعارف سکوت نکند.


  • لُرستان بهشت مدیران ضعیف

    سال 92 آقای جایدری با آقای نیکوخصال مدیرکل ورزش وجوانان در شبکه افلاک درباره ساخت《دهکده اُلمپیک》مصاحبه کرد که آقای نیکوخصال در یک جمله تاریخی فرمودند:《مگه توی خرم آباد میخاد اُلمپیک برگزار بشه که بخواهیم دهکده المپیک درست کنیم!!!》به علت عدم پیگیری و برگشت بودجه، دهکده اُلمپیک به مجموعه ورزشی تقلیل پیدا کرد! که فقط شامل یک ورزشگاه فوتبال و یک سالن دو و میدانی میشود! بقیه طرحها هم بدلیل بیخیالی مسئولان مُنتفی شدند! ولی در رشت، اصفهان، تبریز، تهران و...دهکده های المپیک با تمامی امکانات تکمیل شدند! تا تفکر قبیله‌ای در ذهن مدیران و مسئولان لُرستان حاکم است و تا وقتیکه بودجه را به تهران برگشت میدهند مطمئناً یک لُرستان دو نمیشود!


  • لُرستان ویترین پروژه‌های ناتمام

    پروژه‌های لُرستان که چندین دهه است که بلاتکلیف بحال خود رها شده‌اند و هنوز تکمیل نشدند: 1-دهکده المپیک که از 36 پروژه تنها دو پروژه تکمیل شدند/ 2- راه‌آهن دورود-خرم آباد-اندیمشک که از سال 89 تا الآن فقط 40% پیشرفت داشته است! / 3-احداث صنایع پایین دست پتروشیمی لُرستان / 4-تونل و سد کاکارضا که از سال 84 تا الآن تکمیل نشده است! / 5- تکمیل سد ایوشان/ 6-تکمیل سد زیبا محمد/ 7- تکمیل کارخانه سیمان خرم‌آباد که دو دهه ناتمام است/ 8-ساخت هتل پارک صخره‌ای که از 1376 تا الآن نیمه‌کاره است! / 9-احداث کارخانه ژنراتورسازی / 10_احداث مجتمع 700 هکتاری علی‌آباد/ 11- ساخت چهارخطه خرم‌آباد- چالانچولان / 12-ساخت چهارخطه خرم‌آباد-اندیمشک/ 13-ساخت چهارخطه خرم‌آباد - نورآباد/ 14-تعریض جاده خرم‌آباد_سپیددشت/ 15- تعریض جاده خرم‌آباد -آبشار بیشه از مسیر روستای آبستان/ 16-توسعه، تجهیز و شروع پروازهای خارجی فرودگاه لُرستان/ 17- استقرار اداره کل راه‌آهن لُرستان در خرم‌آباد/ 18-تکمیل کتابخانه مرکزی خرم‌آباد که فقط یک طبقه دارد ولی دو دهه است که بلاتکلیف میباشد! / 19-ساخت مجتمع فرهنگی بهزیستی/ 20-احداث میدان اسب‌دوانی/ 21-نوسازی و توانمندسازی محلات اسدآبادی، گل‌سفید، پاچنار، علی‌آباد و چاه خندق/ 22- احداث تصفیه‌خانه آب و فاضلاب/ 23- پیگیری طرح پایلوت توسعه شهری اُسکان سازمان ملل / 24-اجرای کمربند سبز خرم‌آباد/ 25-ساماندهی خُرم رود و کرگانه / 26-تکمیل ساختمان استانداری لُرستان/ 27- گسترش باغ‌وحش کاسیت و احداث باغ پرندگان/ 28-احداث موزه مفرغ لُرستان/ 29-احداث پارکینگ طبقاتی در بازار و مرکز شهر/ 30-تکمیل مجتمع تجاری (برج دوقلو) میدان کیو/ 31-تکمیل چهارخطه ازنا_شازند/ 32- تکمیل چهارخطه الشتر_فیروزآباد/ 33- تکمیل آزادراه خرم‌آباد_اراک/ 34-تکمیل مسکن مهرکمالوند.


  • دایه وقت جنگ نیست!!!

    رسول موحدیان: ترانه‌ی حماسی《دایه‌دایه وقت جنگه》ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺭﺷﺎﺩﺕ ﻟﺮﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ تحمیلی ﺍﺳﺖ آن هنگام که دشمن در فکر نابودی کشور ما با تفنگ و جنگ بود بجا و هنرمندانه این ترانه سروده و اجرا شد و تأثیر خود را نهاد. اما درحال حاضر جنگهای نظامی به حداقل رسیده است و آنچه دنیا با آن درحال جنگ با دیگران است، نه تفنگ و جنگ فیزیکی است که قلم و اندیشه است. تفنگِ امروز قلم است و فشنگش نوشتن. سربازش جوانان جویای دانش است و فرمانده هانش دانشمندان. تانک امروز خودروی برقی است و موشکش ماهواره، سنگرش دانشگاه و دوربینش تلسکوپ. اکنون مناطق محروم لُرنشین، دیگر نیازی به ترانه و شعر جنگی و روغن مالی تفنگ ندارند حالا باید سرود و خواند، دایه دایه وقت آن است که صدای زیبا و لذت بخش شُرشُر آبشارهایمان را به گوش همه برسانیم. وقت آن است از شاخه های خشکِ درختانی مانند بلوط، قلم بسازیم و با آن بنویسیم: زاگرس به این بلوطها زنده است، بنویسیم دایه دایه وقت حفاظت از منبع تنفس و حیاط زاگرس نشینان است، وقت آن است که بجای ردیف کردن فشنگها بر روی سینه، دانه های بلوط را به دامن بگیرم و با دندان، به ردیف بکاریم. وقت آن است که بجای آتش زدن جنگلها و زمینها، افکار پوسیده و عقاید عتیق را به آتش بکشیم. وقت آن است بسراییم: دایه دایه دیگه وقت نزاع و خون بس و زن برادر نیست، وقت تفاهم و تعقل و هم اندیشی است. وقت برنو و شکار و پنج تیر ِ«پِرّو» نیست، وقت نوشتن است و خواندن و پنج اثر. وقت ایل و طایفه‌گرایی نیست، وقتِ شایسته و لیاقت سازی است. وقت افتخار به گذشته و دیگران و خان نیست، وقتِ ثبت اختراع و افتخارات جوانان لُر است و اعلام شایستگی آنان. وقت تیراندازی در عروسیها نیست، وقت نوشتن عقدها و مراسمات ساده است. وقت مرده پرستی و شستن دائمی سنگِ گورها نیست، وقت زنده کردن است و شستن افکار. وقت پرداختن به شُعب و شاخه و پشتِ جو و ده بالا نیست، وقت اتحاد و همبستگی لُرها و ایجاد مردم « لُر» است و منطقه «لُرها». وقت آبیاری با بیل و شخم با کلنگ نیست، وقت تکنولوژی و دانش کشاورزی است. وقت ارّه و تیشه و زغالِ بلوط نیست، وقت کاشت و داشت و برداشت صحیح است. وقت فال و دخیل به «شهِامَه» برای بچه دار شدن و بستن «پَرو» به تک درخت مراد دهنده نیست، وقت تعقل و علم و «رویان» است و شکستنِ «گِژِک» و مهره. وقت ماندن در گذشته و سیر در خاندان نیست، وقت رفتن است و ساختن. وقت فروختن سنگ و تعطیل کردن کارخانه نیست، وقت ساخت شیشه از سنگ است و کارخانه از کار و تلاش!


  • عشق برفکی کاندیداها

    فریادهای طایفه‌بازها گلوی بلندگوهای شهر را پاره می‌کند. جریان‌های سیاسی فعال می‌شوند. گروه‌های نفوذ رایزنی می‌کنند. بزرگان قوم قرآن به دست ایل‌وتبار خویش را قسم می‌دهند که این بار باید《مردی از طایفه و ایل ما》به مجلس برود!!! جوانان شور دارند و گاهی ناامید در جمع دوستانه خویش از انتخابات صحبت می‌کنند. آنان نیز می‌دانند که سرنوشت مردمشان تنها از طریق دموکراسی و رأی‌گیری مشخص می‌شود. عده‌ای ناراحت که کاندیدایشان نتوانسته از مجاری قانونی مجوز ورود به این عرصه را پیدا کنند. عده‌ای شادمان که رقیبی جدی ندارند. جریان‌های سیاسی در این بازی می‌خواهند فعال جلوه دهند.《حزب‌های تک نفره》در فضای مجازی بیانیه صادر می‌کنند. گاهی تحریم می‌کنند، گاهی تشویق به حضور. رودربایستی بخش عمده‌ای از تصمیم ما را در لُرستان تحت شعاع خویش قرار می‌دهد. البته این رودربایستی تنها مختص ما نیست، تقریباً همه‌جاهایی که《قومی و قبیله‌ای فکر می‌کنند》به این درد مبتلا هستند! هرچند با حضور جوانان تحصیل‌کرده دارد کم‌رنگ می‌شود ولی بازهم تأثیر خود را دارد. سفره‌های رنگی، شام و ناهارهای چرب و چلی《شکم‌های گرسنه》را سمت بعضی کاندیداهای خاص می‌برد. مواظب باشیم سیم‌کارت‌های ایرانسلی، لباس‌های ورزشی و غیرورزشی هویت و شخصیت ما را برای خریدوفروش رأی به تاراج نبرد. از این موضوعات بگذریم، این روزها باید مواظب حرکت‌های عامه‌پسند باشیم. حرکت‌های انفرادی کاندیداها با لباس و فرم‌های خاص. این روزها معمولاً کاندیداها و افراد مرتبط با آن‌ها عاشق می‌شوند به عشق مردم صخره‌نورد می‌شوند، کوه یخی جابجا می‌کنند، با سبیل‌شان اتومبیل‌های سنگین‌وزن را جابجا می‌کنند. به عشق مردم زیر برف می‌روند و رکورددار می‌شوند. نکته آخر اینکه مواظب《عشق‌های برفکی کاندیداها》باشیم چرا که با تابیدن اولین اشعه‌های گرمابخش خورشید عشق به مردم‌شان آب می‌شود. عاقلانه انتخاب کنیم و خود را درگیر عشق‌های خیابانی نکنیم چرا که: عشق‌های که در پی ‌رنگی بود_عشق نبود عاقبت ننگی بود!!!


  • سکوت نمایندگان خرم‌آباد

    آقای زهره نژاد اهل تهران از دولت تسهیلات گرفته که کارخانه لاستیک سازی خرم‌آباد را بسازد اما پول را گرفته و در شمال تهران دارد تالار میسازد و نمایندگان خرم‌آباد (صیمخو بیرانوند و محمدرضا ملکشاهی راد) هیچگونه اعتراضی به این قضیه نکردند! راه آهن دورود_خرم‌آباد_اندیمشک تعطیل شد ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! طرح بندرخشک خرم‌آباد را به سلفچگان قم منتقل کردند ولی باز نمایندگان خرم‌آباد هیچ افتراضی نکردند! از سال ۷۶ تا الآن هتل پارک صخره‌ای بلاتکلیف است ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! من نمیدونم برحسب کدام کار درخشان دوباره ثبت نام کردند؟ بجز استخدام فامیلشان در ادارات کار دیگری برای خرم‌آباد کردند؟ تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند مشکل بیکاری لُرستان حل نخواهد شد!


  • رفتار انتخاباتی لُرستانی ها

    طایفه‌بازها با موج آفرینی کاذب و سوار شدن بر تعصبات، مردم را از خواسته های اصلی منحرف میکنند که حاصلش نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتارشان انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! حداد عادل رییس مجلس هفتم در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده لُرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در دوره دهم نماینده خرم‌آباد بیانیه تشکیل فراکسیون بلاد کُردنشین را امضا کرد! نماینده دوره پنجم میخواست با هیاهو کاوه زمان جلوه کند اما بایکوت و شش ماه ممنوع کار شد! هنوز خاطره تلخ انتقال پتروشیمی خرم‌آباد به اراک در اذهان زنده است که مُسبب آن نمایندگان دوره سوم یعنی؛ علیمحمد سوری لکی و علی عنایت بودند! وقتی دستفروشی را عضو شورای شهر میکنید نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنید چون حاصل انتخاب خودتان است! مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند! مُنتقد نیستند! قانع هستند! زود عصبانی میشوند! مقابل کمبودها لَب فرو میبندند! منافع فردی را بر جمع ترجیح میدهند و از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت میگذرند! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند! بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری بحال لُرستان نداشته و آمارها این را اثبات میکند: لُرستان بالاترین نرخ بیکاری را دارد! کمتر از شش صدم درصد از صنعت کشور را دارد! از نظر درآمد سرانه رتبه بیست وهشتم را دارد! نود درصد زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! دومین استان مهاجرفرست است! در اعتیاد وطلاق در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته‌اند نتوانستند موجب بهبود در وضعیت لُرستان شوند!تا زمانیکه اقتصاددانان و کارآفرینان بعنوان نماینده وارد مجلس نشوند آمار بیکاری ومهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال وصنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک معلم، دندانپزشک، وکیل یا باستانشناس هرچند هم بخواهد چون آشنا به اُمور اقتصادی نیستند، نمیتوانند مشکل‌گشا باشند! مجلس متعلق به استانهای پرجمعیت است اصفهان نوزده نماینده دارد و چهار نماینده بختیاری نمیتوانند جلوی انتقال آب را بگیرند! سه نماینده کُهگیلویه زورشان به نوزده نماینده فارس نمیرسد! و نُه نماینده لُرستان هیچوقت نمیتوانند در کاهش بیکاری مثمرثمر باشند! باید فراکسیون مناطق محروم تشکیل شود تا با اتحاد در جهت توسعه گام بردارند.


  • اعتراض مَدنی و انتخابات!

    سهیلا والیزاده: به نظر می‌رسد در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نیل به اهداف اقتصادی و ارتقاء آن که رابطه مستقیم با سطح زندگی، معیشت، اخلاق و عفت عمومی دارد اصلی‌ترین مطالبه‌ی عمومی جامعه است چیزی که در کشور ما همیشه در درجه چندم اولویت قرار می‌گیرد و به تبع آن شکاف‌های عمیق فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی در جامعه روز به روز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی که مهار جامعه از دست افراد پاکدست، توانمند، متخصص و دلسوز خارج شده است می‌توان سواد، نیرو و آگاهی خود را برای ارتقاء زیرساخت‌های فرهنگ عمومی متمرکز کرد تا افراد سطح پایین نتوانند شتاب بیشتری به سقوط و انحطاط آن بدهند. انتخابات نادرست و مبتنی بر هیجانات کاذب که البته قسمت عمده‌اش ناشی از انزوای افراد کاریزماتیک، جسور و پاک دستی است که به دلایل گوناگون پا به عرصه نمی‌گذارند و میدان خالی جولانگاه ترک‌تازی افراد میان‌مایه و ناکارآمد می‌شود و درنتیجه شکست‌های پیاپی و انسدادهای متوالی در برابر چالش‌های بزرگ کشور (مسئله اقتصاد و مبارزه با فساد و رانت و ...) است. از سوی دیگر عملکرد ضعیف نمایندگان ناکارآمد باعث دلسرد شدن مردم به انتخاب نماینده مجلس و شورای شهر شده است در این شرایط هواداران کاندیداها دست بهروش‌های غیرعقلانی و بر پایه جو زدگی می‌شوند و حس می‌کنند روش‌های خردمندانه‌ای برای جلب آرای عمومی وجود ندارد یا تأثیری ندارد. در لغت‌نامه معنای مسخرگی و لودگی را از هم جدا دانسته زیرا مسخرگی شغل است ‌و لودگی تنها برای خنده خود شخص و اطرافیانش...رسانه ملی در ایجاد فضای مسخرگی بیشترین نقش را دارد و با پرداخت حقوق‌های نجومی به کسانی از قبیل مدیری و جوان و...سعی داشته که قدرت تجزیه تحلیل درست را از افراد بگیرد و روح اعتراض نسبت به تناقض‌های آشکار از بین برده و خنثی کند تا جایی که مهران مدیری بارها در برنامه‌های خود اعلام می‌کند (من طرف شمام) با القاء این حس که مردم مقابل حکومت هستند البته ایشان با یک دستمزد غیرقابل‌تصور برای عامه مردم و در رسانه حکومت علیه آن‌ها. زیرا بار معنایی کلمات کاهش یافته و همه واژگان در خدمت مطامع سیاسی درآمده‌اند و تعارض و تناقض زیادی در شعار و عمل مسئولین وجود دارد و خوشبختی و معیشت مردم به درجه‌های آخر تنزل یافته‌اند؛ و بیان این‌همه تعارض هم مخالفت تلقی می‌شود؛ و مسخرگی به عنوان یک ابزار قدرت خیلی خوب می‌تواند باعث سازگاری هر چه بیشتر جامعه با زخم‌هایشان شود. نمونه اینکه برای تلخ‌ترین دردها هم در شبکه‌های مجازی جوک ساخته و آن را عادی و حتی خنده‌دار تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی بهترین شکل ممکن و ملموس از آزادی تائید همه‌جانبه‌ی تمامی ابعاد و سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و...است. در خرم‌آباد ما هم در هر دوره انتخابات با یک پدیده خاص مواجه می‌شویم و تائید مردم به خیال اینکه با یک فرد معترض (از گونه‌ای دیگر) طرف هستند ما را مضحکه خاص و عام می‌کند. اگرچه مجلس دهم مجلس کارآمدی نبود تا جایی که در تورم سیصد درصدی بنزین کوچک‌ترین واکنش اعتراض‌آمیزی با اَدله تسریع سقوط طبقه متوسط به ضعیف از خود بروز ندادند.اما نگرش متقابل ما و انتخاب آن نه‌تنها بازدارنده‌ی این رفتارهای سخیف و دم‌دستی نخواهد بود بلکه مهر تأییدی است بر گسترش هر چه بیشتر این فرهنگ مخرب و ویرانگر که برخی به اشتباه آن را نوعی اعتراض مدنی و مبارزه آرام با فساد مسئولین می‌پندارند. درحالیکه به نظر نگارنده یکایک ما همان قدر که وظیفه داریم به عنوان یک ایرانی با فساد، تباهی و زشتی به هر توش و توانی که داریم مبارزه کنیم به همان اندازه بایستی برابر گسترش لودگی و دلقک‌بازی‌های حقیر بایستیم زیرا بدون شک این رفتار در نهایت به نفع قدرت خواهد بود و ابزاری برای از بین بردن روح اعتراض جمعی است و سرانجام هم‌صدایی با آن ایجاد جامعه‌ای است که دلقک‌ها با معیارهای حقیر خود می‌سازند.


  • تبلیغات زودتر از موعد طایفه‌بازها

    گذشته از تبلیغات غیرموعد، مواردی نیز در سخنرانی و شعارهای کاندیداها عنوان می‌شود که در حوزه اختیارات نمایندگی نبوده و تنها جمله‌های زیبایی برای《رأی جمع کنی》هستند و در بلندگوهایی گفته می‌شود که گوش قانون را کر می‌کنند. البته تجربه دوره‌های قبل نشان داده که تبلیغات در موعد قانونی نیز دارای اشکالاتی است و طرفداران نامزدهای انتخاباتی به طور معمول در نصب پوستر، ایجاد ستادهای خارج از محدوده تعیین‌شده، راه‌بندان‌های خیابانی و راه‌اندازی کارناوال‌های《چشم کور کن》دستی بر آتش تبلیغات غیرقانونی دارند. داوطلبان باید مواظب باشند این روزها برای ورود به مجلس قانون‌گذاری، قانون‌شکنی را در دستور کار قرار ندهند و بی‌توجه به قانون و مقررات پیش نروند چراکه به نظر می‌رسد برخی افراد، قانون را قربانی اهداف خود کرده‌اند و برای رسیدن به هدفشان و نشستن روی صندلی‌های بهارستان هیچ‌گونه قانونی برای آنان وجود ندارد. این روزها آرام‌آرام توزیع شب‌نامه‌ها، حضور در مجالس ختم و همایش‌های مردمی، سرکشی از جانبازان و ایثارگران و ده‌ها برنامه دیگر یک پای ثابت فعالیت داوطلبان شده است. سؤال اینجاست چگونه برخی افراد که برای ورود به مجلس قانون‌گذاری، نخستین گام را عبور از قانون می‌دانند و به این امر باور دارند چطور می‌توانند در وضع قوانین کلی و جزئی موفق عمل کنند؟ آیا فردی که برای رسیدن به اهداف خود قانون‌شکنی و قانون‌گریزی را در پیش‌گرفته می‌تواند در تصویب قوانین و اجرای وظایف محوله بر اساس قانون و عدالت رفتار کند؟


  • تعلقات طایفه‌ای

    سهیلا والی زاده: انتخابات به خودی خودش کاندیداها و اطرافیانشان را به جنب و جوش و پویایی چندماهه‌ای وادار می‌کند. در دنیای معاصر که در پرتو تبلیغات تشخیص واقعیت از دروغ بسیار دشوار است کاندیداها هم گاهی چنان ماهرانه دم از معجزه می‌زنند که بیچاره خلق نمی‌تواند باور نکند. آن‌هم در شرایطی که خود رئیس جمهور هم به آن‌همه شعار رنگین که در اردیبهشت ۹۶ وعده داد نتوانست یا نخواست که جامه عمل بپوشاند. در بعضی استان‌ها هنوز طایفه‌گرایی قدرتمند است و انتخابات و مصالح آن این حس تعلق مندی متحجرانه را پررنگ‌تر می‌کند؛ زیرا افراد زیادی که فاقد توانمندی‌های خاص دنیای مدرن و شایستگی‌های لازم برای کسب صندلی‌های سرنوشت‌ساز یک جامعه هستند، می‌توانند با تکیه‌بر عواطف و احساسات طایفه‌ای و دل‌بستگی خونی احساس توانایی کاذب کرده و بتازند که البته در صورت موفقیت به‌جز چند استخدام ساده خویشاوندی از عهده‌ی هیچ کار مهم دیگری بر نمی‌آیند. با این همه ما ملتی هستیم که اشتباهات خودمان را دوباره و ده‌باره تکرار می‌کنیم. ازآنجایی‌که ما هرگز برای زندگی درست و انتخابات اصولی و اندیشمندانه آموزش ندیده‌ایم و عادت به تفکر و چرایی در اشتباهات بزرگ و تاوان نداریم به این راحتی‌ها راه را از چاه نخواهیم شناخت زیرا شور و هیجان غالب پوپولیستی و عوامانه اجازه عمل‌گرایی به متفکران جامعه را نخواهد داد. بی‌فایده است تکرار حرف‌هایی که مخاطبان آن هنوز زیر علم شعارهای پوچ و وعده‌های استخدامی و...سینه می‌زنند اما نمی‌توانم از گفتن این سخن بازبمانم که دوستان عزیز ما روزها و سال‌های سختی پیش رو داریم. بدون هیچ تعارفی اصلاح طلبی و اصولگرایی به مفهوم درست آن بسیار رنگ‌باخته است زیرا به‌عنوان یک شهروند، یا ایرانی حضور بزرگان این دو جناح در مقاطع مهم تصمیم‌گیری‌های کشور دیده نمی‌شود. دولت تدبیر و امید که ملت را از همه دولت‌های پیشین ناامیدتر کرد و نتوانست جلوی رشد سه برابری یک‌شبه بنزین را بگیرد. تاوان همه این‌ها را ملت پس می‌دهد و دولتمردان ما که ناچار نیستند با حقوق‌های سه چهار میلیون تومانی مخارج یک ماه خانواده را تأمین کنند نمی‌توانند درک درستی از معیشت سخت ما داشته باشند. آن عده‌ای که می‌گویند گرانی بنزین ربطی به بقیه چیزها ندارد یا در تمام عمرشان اصول ساده اقتصاد را نخوانده اند یا اینکه منافعشان در ابراز این دروغ بزرگ است. حداقل در این انتخابات پیش رو مراقب باشیم و اجازه ندهیم کاندیداهای بدون رزومه سازمانی و مدیریتی ما را به سمت هوچی گری و تعلقات طایفه‌ای بکشانند.


  • محرومیت غرب و جنوب خرم‌آباد

    در حوزه انتخابیه خرم‌آباد و چگنی و بخش‌های تابعه برای کسیکه می‌خواهد به‌عنوان نماینده مجلس انتخاب شود فاکتورهایی قائل هستیم: ۱_کاردانی و تخصص و تعهد/ ۲_قدرت تصمیم‌گیری/ ۳_صداقت در گفتار و رفتار/ ۴_پاسخگویی به مردم/ ۵_تعامل با مسئولین کشوری و استانی. اینها از مشخصات اولیه نماینده مجلس می‌باشد که البته در جامعه لُرستان به علت مشکلات و گرفتاری‌های مردم شاخص انتخاب با سایر نقاط کشور متفاوت است. صداقت در رفتار و گفتار یک نماینده قبل از انتخابات و بعدازآن از مهم‌ترین فاکتورهاست. به قول معروف وقتی‌که《رفتند پشت سر را نگاه نکنند اگر هم نگاه کردند فقط به تیره و تبار خود نگاه نکنند》یکی از نقاط ضعف انتخاب شوندگان اعمال نظرات بخشی است که باعث کاهش اطمینان مردم می شود، آنچه که مهم است این است که اولویت‌های حوزه انتخابیه با مشورت نخبگان بررسی و برنامه‌ریزی شود. اگر به حوزه انتخابیه نگاهی گذرا بی اندازیم به نیازهای اساسی پی خواهیم برد. به ترتیب اولویت میتوان مهمترین مشکل این حوزه را بیکاری قشر جوان دانست. ۸۰% این قشر دارای مدرک بالای علمی هستند که بیکاری این قشر تحصیل‌کرده بسیار نگران‌کننده می‌باشد این موضوع نیاز به همفکری ملی و استانی دارد با تخصیص بودجه سرانه کار درست نمی‌شود! باید چاره ای اندیشید چون در پی اشتغال است که توسعه همه جانبه پیش خواهد آمد و این امر به امنیت ملی و آرامش عمومی کمک خواهد کرد، انگیزه جوان را برای تشکیل خانواده بالا خواهد برد و در یک کلمه خیال خانواده‌ها راحت خواهد شد این امر در ۴۰ سال گذشته مطرح بوده و باید یک جایی تمام شود. دومین مشکل حوزه انتخابیه مبلمان شهری، فضای ورزشی و فرهنگی، توسعه گردشگری و همچنین ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقسیم عادلانه امکانات زیربنایی برای کل شهر در تمامی نقاط شهرستان خرم‌آباد و بخش‌های تابعه خصوصاً شهرستان چگنی است. علاوه بر موارد فوق نیازهای اختصاصی وجود دارد که در این مقاله نمی‌گنجد. غرب و جنوب خرم‌آباد از قدیمی‌ترین محلات هستند و بیشترین تراکم جمعیتی را دارند فاقد کمترین حجم خدمات هستند و این درحالی است که آراء این دو منطقه برای انتخاب شوندگان تعیین کننده می‌باشد! به‌هرحال پیشنهاد می‌کنم که با حضوری قوی از بین افراد مطرح‌شده به کسانی رای دهیم که فراجناحی و فرا قومی عمل می‌کنند و از امتحان صداقت در گفتار و کردار سربلند بیرون آمده باشند، این چنین افرادی در صورت موفقیت، عدالت در توزیع منابع، انتخاب مدیران شایسته، به‌کارگیری نیروهای جوان از همه طیف‌های اجتماعی و قومی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند و از مدیرانی حمایت می‌کنند که تجربه کافی را در کار خود داشته باشند و به سراغ مدیر توانمند میروند نه اینکه مدیر به سراغ نماینده بیاید. این چنین افرادی پاکدستی و خضوع را در مقابل مردم تا پایان دوره نمایندگی حفظ می‌نمایند و با کمک نخبگان و طیف‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و هماهنگی با سایر نمایندگان شهرها آنچه استحقاق مردم لرستان می‌باشد ایفاء نمایند.


  • نبرد با آسیاب بادی

    سهیلا والیزاده مرادی: یکی از شگردهای موفق کاندیداها و به طور اعم رهبران جنبش‌های کوچک و بزرگ جهان ایراد خطابه‌های پرشور و حال و اغواگری است که مخاطبان را در خلسه‌ی پیروزی و دستیابی به آن فرو می‌برد. از آنجایی که این بیانات مخاطب فردی ندارند هر کدام از افراد جامعه‌ی هدف خود را در چشم‌انداز روشن آن خوشبختیِ پیش رو سهیم می‌دانند و یارای مقاومت ندارند در واقع به طور غیرمستقیم مخاطبان را ملزم به قبول چیزی می‌کنند که نیازی به آن نیست یا اصولاً از دسترس آن‌ها خارج است اما سخنان آن‌ها مانع ادراک شرایط موجود و قدرت تصمیم‌گیری صحیح می‌شود بنابراین رفتار جامعه هدف همان چیزی است که خطیبان و کاندیداها با القا حس آزادی در انتخاب به آن‌ها تحمیل کرده‌اند. در شعارهای پرشور و بدون پشتوانه‌شان دقت کنید. چشم‌اندازهایی که رسیدن به آن‌ها مستلزم تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های کلان حکومت است و از عهده هیچ‌کدامشان ساخته نیست. در نظر بگیرید که در دوره‌های پیشین شهر ما هیچ نماینده‌ای در مجلس یا شورای شهر نداشت، به‌راستی چه اتفاقی می‌افتاد؟ لابد کارخانه‌های عظیم، حضور سرمایه گذران داخلی و خارجی، تولیدهای کوچک و بزرگ را که حالا نان بر سر سفره مردم محروم این دیار آورده‌اند نداشتیم و نیروی کار و فکر ما ناچار به عسلویه، بندرعباس، اصفهان، تهران و...کوچ می‌کرد. می‌بینید بودن و نبودن اغلب آن‌ها جز در جابجایی نیروها و مدیران سازمان‌های داخلی و چند سخنرانی و ارائه طرح بدون تصویب که از آن به‌عنوان رزومه یاد می‌کنند و البته چند حرکت دم دستی اعتراض‌آمیز چیزی نبوده و تأثیری هم بر چهره شهر نداشته‌اند. اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندوتیزمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم. واضح‌ترین نمونه آن انتخاب نمایندگانی است که با شوق‌وذوق و به امید معجزه به بهارستان می‌فرستیم و خیلی زود ناامید می‌شویم و این بت خودساخته را تخریب می‌کنیم؛ اما این روند، بازدارنده ما از خیال‌بافی و بزرگ کردن کاندیداهای بعدی نیست. آدم‌هایی معمولی، کم‌سواد، کم تخصص و میان‌مایه را با کلمات اغراق‌آمیز به اوج می‌بریم که بنده خدا هم باور می‌کند ناجی بزرگ خلق است و باید با آسیاب‌های بادی بجنگد. به تجربیات گذشته، نومیدی‌های پی‌درپی از اغلب نمایندگان فکر کنیم. حقیقت این است که دگرگونی و تغییر در شرایط موجود نیازمند جهشی فکری و عملی در سیاست‌های کلان حکومت است. از سوی دیگر ما نیز در جهان تکنولوژی و سرعت، پس‌مانده‌های ذهن قبیله گرای یک قرن پیش خودمان را دور بریزیم و در اُسلوبی تازه مطالبه گر حقوق تغییر یافته خود باشیم. حقوقی که در القاء دروغ‌های خیرخواهان بزرگ و ناجیان پوشالی تعبیری واژگونه یافته‌اند درحالیکه مسئله چیز دیگری است. پی‌نوشت: دُن کیشوت یا《دُن کیخونه دلامانچا》رمانی از نویسنده اسپانیایی سروانتس ترجمه؛ محمد قاضی. ماجرا از این قرار است که مردی حدود ۶۰ ساله به شوالیه گری علاقه‌مند می‌شود و به دنبال مأموریتی شرافتمندانه و آرمانی می‌خواهد تمام اشتباهات عالم را درست کند اما چون دچار توهم شده آسیاب‌های بادی را هیولا می‌بیند و در نهایت دوستان خودش را مجروح می‌کند. نکته جالب اینکه رفقایش می‌دانند دن کیشوت بیچاره دچار توهم شده اما او را همراهی می‌کنند!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • ولی اللّه رستمی

    بخش اعظمی از ذخایر رو زمینی و زیر زمینی کشور اعم از نفت، منابع آبی و معادن در مناطق لرنشین واقع‌شده، در دهه‌های گذشته عوامل زیادی دست‌به‌دست هم داده است تا مناطق لُرنشین کشور دچار محرومیت شده و از نظر شاخص‌های توسعه، فاصله این مناطق با استان‌های برخوردار هر روز بیشتر شود. عدم مطالبه گری و شایسته گزینی، باندبازی و سیاسی‌کاری، طایفه‌گرایی، تبدیل بلادلُرنشین به محل آزمون‌وخطای مدیران کم‌تجربه، ورشکستگی واحدهای تولیدی و کلنگ زنی‌های بی‌حاصل در سال‌های اخیر، توزیع نامناسب امکانات و صنایع در کشور، تمرکز صنایع اشتغال‌زا در استان‌های کویری به بهانه نزدیکی مناطق لُرنشین به کانون جنگ ایران وعراق و...ازجمله دلایل اجتماعی رویگردانی لُرها به نمایندگان مجلس است! تریبون نمایندگان ما در مجلس در دفاع از همتباران خویش خاموش می‌باشد. از دل همین نگاه‌های فاقد مسئولیت است که از این همه توهین غرورمان خمیده! کمرمان خُرد شد از زیر بار این همه محرومیت! دلم گرفته، قلم عاجز از بیان دردهایی است که سال‌هاست بغض شده در گلویمان! واقعیت آن است که قوم لُر به ویژه در دهه‌های اخیر از نبود رَجُل های سیاسی استخوان‌دار و دلسوز در رنج است؛ ظلم و اجحاف تاریخی هم به آن مضاف شود، نتیجه‌اش فقر مطلق و مزمنی می‌شود که دچار آن شده‌ایم؛ حالا جوان لُر را برای کارگری ساده هم راه نمی‌دهند! «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.» همین شرایط ناامیدانه سبب شد که مردم خرم‌آباد یک دستفروش را که حتی ستاد نداشت را با اختلاف آراء نفر اول شورای شهر کردند! آنها خسته از نخبگان سیاسی و برای دهن کجی به سایر کاندیداها بدنبال ضعیفترین فرد گشتند تا اعتراض خود را نشان دهند! درسته که جناب ولی الله رستمی مرد پاکدستی است و از هیچ رانت و رابطه‌ای به نفع خودش استفاده نکرد اما کار مفیدی هم برای عمران شهری انجام نداد! اگر کسی این ساز و کار را قبول ندارد یا کاندیدای مورد نظرش را نیافته! خب رای ندهد نه اینکه بدترین گزینه را برای اعتراض برگزینند! متأسفانه گویا این روند میخواهد در انتخابات مجلس هم ادامه یابد که قبل از هر چیزی سیاسیون باید از خود بپرسند که چه بلایی سر لُرستان آورده‌اند که مردم همه چیز را به شوخی میگیرند؟ روزگار را چنین دیدم که هر کَم خِرد پست را بالا میبرد و هر صاحب خصال نیک را پَست میکند. مانند دریا که مُروارید را غرق میکند اما لاشه ای را که در آن است بر روی آب می آورد و مانند ترازو که هر آنچه را وزنش کامل باشد پایین و آنچه را سبک باشد بالا میبرد!


  • به مجلس میروی، مردانه رو!

    گر به مجلس می روی مردانه رو _ ورنه از این خانه و کاشانه رو/ با شعار پوچ ما را خر نکن _ وضع را از این که هست بدتر نکن/ بر سرِ خرمن نشین وعده نده _ وعده های از تهِ معده نده/ هی نگو کار همه حل می شود _ هرکسی زندانی است ول می شود/ هر که بیکار است کارش می دهم _ گر مجرد هست یارش می دهم/ پول رهن خانه را کم می کنم _ شانه های درد را خم می کنم/ من فضای سبز را جان می دهم _ هرچه می خواهید فرمان می دهم/ با تورّم می کنم آغاز جنگ _ می کنم آباد شهرم با کلنگ/ من برای شهر دریا می خرم _ میکنم درمان شما را ، دکترم/ دستِ من سمت گرانی مُشت شد _ نان گران است؟رأی دادی، مُفت شد/ ریشه می سوزانم از این اعتیاد _ آبمیوه می دهم جای مواد/ پایه های خدمتم از آهن است _ شاه کلید قفلتان دستِ من است/ هی شعار و هی شعار و هی شعار _ ما بلانسبت خر ، آقایان سوار/ ما که جویای حقیقت نیستیم _ خان تو هستی، ما که رعیت نیستیم/ می کنم حرفم خلاصه، کاندیدا _ نطق را کوتاه کن جان خدا/ مرد باش حتی اگر قدِّ یه جو _ گر به مجلس می روی مردانه رو! مجید_سید_جوادین


  • فقط زمان《رای‌گیری》به ذَلقی می‌آیند!

    محصور شدگان بخش ذلقی الیگودرز: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹ ، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز (محصور شدگان) جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! راه اندازی جاده منطقه را از بن بست ارتباطی درمی آورد و باعث جذب گردشگر ، رونق اقتصادی و اشتغالزایی میشود. با ساخت جاده مدارس ساخته میشوند و برق و آبرسانی مهیا میشود! معلمان بخاطر نبود جاده ساعتها پیاده روی میکنند و شبها جایی برای خواب ندارند! مردم ۱۴۳ روستای ذلقی منتظر جاده ای هستند که به محرومیتشان پایان دهد! محمد پذیرش که ۵۰ سال دارد میگوید: تا بحال هیچ غریبه ای پایش را اینجا نگذاشته چون اصلأ کسی نمیداند ۱۳ هزار نفر در بخش ذلقی زندگی میکنند《فقط زمانیکه رأی گیری باشد با اسب و قاطر می‌آیند و از ما میخواهند که رأی بدهیم!》چندین بار با اداره برق مکاتبه کردیم که برق رسانی کنید ولی گفتند هر موقع جاده درست شد برق میکشیم! با بارش اولین برف پاییزی تا اوایل اردیبهشت تمام راهها بسته میشوند. بچه ها بیسوادند و از کمترین امکانات محرومند. ما با بی امکاناتی سالهاست سر کردیم ولی بچه هایمان دارند زجر میکشند چون زندگی کسالت باری دارند ما برق و آب و جاده و مدرسه و حتی آنتن تلویزیون و موبایل هم نداریم که بچه هایمان سرگرمی داشته باشند! اگر کسی مریض شود هیچ درمانگاهی نیست و باید او را از کوه و کمر به بزنوید ببریم! چرا متولیان اداره زیارتگاه امامزاده محمدبن حسن که سالانه ۱ میلیون زائر دارند و نذورات زیادی هم کسب میکنند بخشی از این پول را خرج ترمیم و آسفالت جاده نمیکنند؟ چرا اداره راه و شهرسازی لرستان نمیتواند ۳۸ کیلومتر جاده که راه ۱۴۳روستاست را درست کند؟ باید کمکی به آبادانی منطقه ذلقی که ۱۳ هزار جمعیت دارد بشود. وزارت راه و شهرسازی وارد عمل شود. بخاطر نبود جاده کودکان از تحصیل جا میمانند و دختران در سن پایین ازدواج میکنند. بخدا در شأن مردم ۱۴۳ روستا نیست که در قرن ۲۱ از امکانات اولیه به کلی دور باشند. خواهش میکنم از مسؤلان که مشکلات مردم را حل کنند!


  • ساختارهای پیشآمدرن

    فردی از درگیری هواداران دو کاندید در پلدختر فیلم گرفته و برای رسانه معلوم‌الحال منوتو فرستاده! هموطنان هم با نوشتن هزاران ناسزا مارو شرمنده ادبشون کردن! متأسفانه ساختارهای پیشآمدرن و قبیله‌ای هنوز در بلادلُرنشین حاکم اند و اجازه نظم پذیری را نمی‌دهند! کلاً این مسئله جا نیفتاده که شما بعنوان یک شهروند حق رای و شعور انتخاب دارید! ما گرفتار گفتگوی ناشنوایان شدیم! ما میگیم اونا نمی شنوند و اونا میگن ما نمیخواهیم بشنویم! مگر قرار نیست نماینده ازطریق صندوق رای و با روشی مسالمت‌آمیز انتخاب شود پس زورآزمایی خیابانی برای چیست؟ در کشوری نژادپرست زندگی میکنیم که نام لُر از قبل، همیشه محکوم جلوه داده میشود! آنها خود را مُحق میدانند و ما را محکوم! مقبولیت لُرها در سطح ملّی کاهش پیدا کرده و افکارعمومی به شنیدن صدای اعتراض این قوم واکنشی نشان نمیدهند و عادت کردن با شنیدن نام لُر فقط به آن توهین کنند! این شرایط حاصل بی‌تفاوتی نمایندگان و مسئولانی است که ما بخاطرشان سرهم را میشکنیم! این درسته هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم؟ اگر لرها را نمی‌پذیرند پس چرا با فدرالیسم مخالفند؟ الگوی فدرال برای جماعات متمایز انسانی که در وسعت جغرافیایی پراکنده شده‌اند درست شده که اصل بر همزیستی است نه وحدت! واقعیت آن چیزی نیست که آنها در مورد لُرها شنیدند! واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم! ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی زندگی کردیم! میگن لُرها ساده اند و همین را میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی‌آلایش بودن چیز عجیبی است! معلومه غریب نوازی لُرها چیز عجیبی است! در دوره‌ای که زن افسار مرد را در دست گرفته غیرت و مردانگی لُرها چیز عجیبی است! فارسها ازدواج سفید، رابطه مثلثی، رابطه با خواهرزن و برادرشوهر را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب متهم میکنند! سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خوراکش را با خود ببرد! اما اینکار در لُرهای خان منش و سفره دار ننگ است! لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران نادیده گرفته میشود!


  • صارمیان

    پوپولیسم یا عوام‌گرایی، نقطه مقابل الیتیسم یا نُخبه گرایی است که البته هردوی آن‌ها (پوپولیسم و الیتیسم) در پسرفت جامعه، بدنه‌ی یک دستگاه به‌حساب می‌آیند. پوپولیسم؛ در موضوع مردم‌شناسی سیاسی، به عنوان یک بیماری و جنبشی نامقبول و آسیبی جدی در به قهقرا بردن توسعه شناخته می‌شود. الیتیسم را نیز در این متن به‌منظور تشریح وضعیتی به کار می‌بریم که در آن قدرت و امکانات، در دستان افراد محدودی متمرکز می‌گردد. در تبلیغات انتخاباتی در دو دهه‌ی اخیر پوپولیسم؛ بعضاً برای برچسب زدن و متهم کردن رقیب با توسل به شعارها و اقدامات عوام‌فریبانه باب شده است. مستمسکین به این شیوه در تبلیغات انتخابات، از برخی ناکارآمدی‌های دو طیف اصولگرا و اصلاح‌طلب، پُتکی می‌سازند و آن را بر فَرق مردم عامی فرود می‌آورند تا با مَنگیدن آن‌ها احساسات جمعیت خاکستریِ را به غلیان درآورند و مردم را به دنبال سوپرمن‌های خیالی، برای گذار از تبعیضات و نا ملایمات اجتماعی، دچار کوررنگی سیاسی نمایند. علل مساعدکننده اجتماعی برای سرایت بیماری پوپولیسم، بی‌رمق شدن کارکردهای حزبی و تشکیلاتی و ایضاً ناکارآمدیِ پیکره‌ی اقتصادی و اجتماعیِ است. لذا این ضعف ساختاری باعث می‌شود که قسمتی از جامعه که دست خود را به هیچ جا بند نمی‌بینند، به فکر سهم السعادت خود از منابع و امکانات بیاُفتند. این جریان؛ از هیچ حرکت لُمپَن مآبانه ای برای دست پیدا کردن به قدرت، فروگذار نیست! اگر فردا روزی دیدید که کاندیدایی، سوار بر خَر از شمال تا جنوب شهرهایتان را همراه با لودگی و لوده‌گری، پیش‌قراول لشگری صوت و کَف طی نمود! هیچ تعجب نکنید؛ زیرا او نیاز دارد که به هر طریق ممکن خود را در اذهان عمومی مطرح نماید تا به‌زعم مجمع مشاورانش قسمتی از آراء اعتراضی جامعه را برای خود جلب نماید. اما بدانیم که؛ بصیرت مردم در شناسایی جریانی که قصد دارد با روضه‌خوانی از مصیبت‌های عدم عدالت اجتماعی، تبعیض و مشکلات اقتصادی، شعار عدالت‌خواهی و وعده تحقق رفاه را سر دهد، مداواگر بیماریِ عوام‌فریبی انتخابات این دوره خواهد بود. بدانیم که چاره کار در این است که مردم به مطالعه‌ی عمیق و آماری گذشته بپردازند و کشف نمایند که چه کسانی با چه گرایشی، تمام منابع و امکانات این کشور را برای خود و هم‌کیشانشان مصادره کرده‌اند؟! و چه کسانی فقط در حد شعار به انقلاب و آرمان‌هایش پرداختند؟ اینان همان الیت های رادیکال هستند که در مواقع ضروری عروسک گردانِ لُمپن ها می‌شوند تا این بار از در عوام‌فریبی به مقصود برسند! دست رَد بر سینه‌شان بزنید و با مطالعه دقیق در مورد وعده‌های انتخاباتی افراد و اصالتشان، فقط و فقط مردم‌داران واقعی را انتخاب نمایید...


  • رباطی

    در بیشتر نظام‌های حکومتی از ریاستی گرفته تا پارلمانی، در بحبوحه انتخابات مختلف بر اساس عرف و معیارهای تعریف شده و سنت‌های جوامع دمکراتیک و مردم‌سالار، برای کمک به رأی‌دهندگان و آسان کردن گزینش گری و انتخاب برای شهروندان، انتخابات را به صورت چندمرحله‌ای برگزار می‌کنند. به این صورت که در ابتدا احزاب و گروه‌های سیاسی نامزدهای واجد شرایط که در یک طیف و جریان و یا حزب قرار دارند را دعوت می‌کنند و پس از نشست‌های مختلف، پرسش و پاسخ و برگزاری مناظره بین نامزدها، در نهایت نامزدهای موردنظر را پس از طی فرآیندهایی در چارچوب‌های مورد قبول همه، انتخاب و به جامعه معرفی می‌کنند. این روش مزایای زیادی دارد، از جمله این که با کنار رفتن نامزدهای ضعیف‌تر در کارزارهای تبلیغاتی درون‌حزبی و انتخاب نامزد یا نامزدهای نهایی، کارِ انتخاب و گزینش برای رأی‌دهندگان سهل‌تر می‌شود. دیگر اینکه در چارچوب مبارزات درون‌حزبی، عیار و وزن نامزدها مشخص‌شده و نامزدهای دارای وجهه و کارکشته بالا می‌آیند و به جامعه ارائه می‌شوند. از سوی دیگر هزینه‌ها و تنش‌های انتخاباتی کاهش‌یافته و به قول معروف از شکستن آرا جلوگیری می‌شود؛ این نویسنده در یادداشتی با عنوان «فرآیند چندمرحله‌ای، راهکاری مناسب برای انتخاب نمایندگان مجلس» که در مورخه 10 دی 1398 در پایگاه خبری "یافته" منتشر شد به طور مفصل به این موضوع پرداخته است.حالا با نزدیک شدن به موعود برگزاری یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، تب انتخابات در لرستان هم چون سایر مناطق کشور بالاگرفته و نامزدها و هواداران آن‌ها با تمام توان سعی در جلب نظر و آرای مردم حوزه های انتخابیه دارند. در این میان برخی کارهای نسنجیده و غیر دمکراتیک در حال انجام است که اگر بزرگان قوم چاره‌ای برای آن نیندیشند، ظن آن می‌رود که انتخابات پیش رو را تحت شعاع قرار داده و باعث کم شدن شور انتخابات و ایجاد تنازع و رقابت‌های غیر سازنده به‌ویژه در مرکز استان شود. اگر از کنار تخریب نامزدهای مطرح که با اقبال عمومی مواجه‌اند توسط افراد و جریان‌هایی که منافع خود را در خطر می‌بینند بگذریم، نمی‌توان چشم را بر روی فهرست‌های خلق‌الساعه بست. همان‌طور که در بالا اشاره شد نهایی کردن فهرست نامزدهایی موردحمایت احزاب و جناح‌ها، سازوکار خود را می‌طلبد و می‌بایست روند و فرآیند لازم را طی کرده باشد تا موردقبول و حمایت نخبگان و فعالان سیاسی و در نهایتاً مردم قرار گیرد. این که چند نفر به صورت محفلی و شتاب‌زده و بدون هماهنگی و مشورت با فعالان سیاسی و انتخاباتی و بدون بررسی میزان مقبولیت مردمی و پایگاه اجتماعی نامزدها، اقدام به انتشار لیست موردنظر خود کنند، راه به‌جایی نبرده و فقط باعث تفرقه و چنددستگی در جامعه خواهند شد. این آقایان بر چه اساسی فهرست انتخاباتی منتشر کرده‌اند؟! معیار آن‌ها برای انتخاب نامزدها چه بوده است؟کار سیاسی کردن حساب‌وکتاب دارد و این آقایان می‌بایست در جلسه‌ای با حضور افراد خوش‌نام و صاحب نفوذ در مرکز استان، نامزدها را نیز دعوت کرده و مواضع آن‌ها را در خصوص مسائل شهرستان، استان و کشور و حتی مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی جویا می‌شدند و ضمن شنیدن برنامه‌های آن‌ها برای توسعه استان، آن‌وقت از بین آن‌ها به افراد و برنامه‌های بهتر رأی می‌دادند. انتخاب دو نامزد با 19 و 13 رأی به‌عنوان نامزد نهایی حوزه انتخابیه خرم‌آباد و چگنی با بیش از 500 هزار نفر جمعیت بیان‌گر آن است که این دوستان محترم حتی خبرگان و افراد صاحب نفوذ و دارای پایگاه اجتماعی را هم طرف شور و مشورت قرار نداده‌اند و این تصمیم، محفلی و خارج از چارچوب‌های تعریف‌شده و غیر دمکراتیک گرفته شده است. اعلام فهرست مذکور با واکنش‌های زیادی از سوی فعالان سیاسی و رسانه‌ای مواجه شده و به نظر می‌رسد که بخش اعظمی از فعالان انتخاباتی و سیاسی مرکز استان و به تبع آن رأی‌دهندگان این حوزه انتخابیه از این تصمیم تبعیت نکنند. مردم خرم‌آباد رفتارهای سیاسی و روان‌شناختی خاص خود را دارند و در مقابل هر چیزی که بوی تحمیل و دستور از آن به مشام برسد موضع می‌گیرند. به یاد دارم در کارزارهای انتخاباتی مجلس پنجم، استاندار وقت لرستان در یک تریبون رسمی به مردم خرم‌آباد توصیه کرد که به یکی از نامزدها رأی ندهند؛ مردم در واکنش به این اقدام نسنجیده، در حمایت از همان نامزد، آن‌قدر رأی به صندوق‌ها ریختند که نزدیکان همان نامزد با بلندگو جار می‌زدند و از مردم می‌خواستند که دیگر رأی ندهند. افرادی که خود را قیم مردم می‌دانند بهتر است بدانند که رأی مردم چک سفید امضا نیست که در جیب آن‌ها باشد و به هرکس دلشان خواست تقدیم کنند.


  • طایفه‌بازی در ادارات

    طایفه‌گرایی در ادارات به معنای استخدام يا به کار گماردن خویشان و افراد طایفه در صدر مناصب اجرایی، بدون توجه به شایستگی‌های دیگران برای اداره امور می‌باشد‌. یکی از آفت‌ها و آسیب‌های اساسی در انتخابات استان لرستان نيز گزینش‌های قومیتی و طایفه‌ای براي حضور در مجلس است. شاخص‌ها و معیارهای انتخاب وقتی بر اساس این نوع نگرش اتفاق افتد، قطعاً به خطای بزرگی دست زده‌ایم چرا که در این مشارکت، عمدتاً حضور افرادی را شاهد هستیم که نه در قالب یک مشارکت مدنی بلکه در چهارچوب یک کشمکش طایفه‌ای و قبیله‌ای سعی در به کرسی نشاندن کاندیداهایی از نزديكان و خويشان دارند‌. در چنین شرایطی، تعصبات قومی مانع از وفاق و مشارکت‌های اجتماعی و سیاسی سالم و نیز به کرسی نشاندن نماینده شایسته و اصلح می‌شود. انسان به عنوان اشرف مخلوقات و موجودي كه بار امانت الهي را بر دوش وي نهاده‌اند و بنا شد كه خليفه الهي روي زمين باشد، در يك ويژگي اساسي نسبت به ساير موجودات برتري دارد و آن ويژگي،‌ مرتبه بالای "اراده" به معناي قدرت انتخاب و امكان گزينش است. به همين دليل است كه انسان مخاطب تكليف الهي قرار گرفته و استعدادي كه خداوند در وجودش نهاده، بسته به نوع انتخاب‌ها،‌ او را در يك طيف عظيمي از مقام و رتبه قرار داده كه اوج آن، مقام خليفه الهي و حضيض آن مرتبه پست‌تر از حيوانات است. بنابراين بحث انتخاب و گزينش يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي انسان است كه در تعيين سرنوشت نهايي او مؤثر مي‌باشد. بر اين اساس، يكي از مهم‌ترين انتخابات در انواع انتخابات سياسي، ‌انتخابات مجلس شوراي اسلامي است كه به دليل گستردگي و اهميت حوزه كاري آن قطعاً انتخاب درست اعضاي آن و نیز توجه به ويژگي‌هاي اين افراد و دقت در انتخاب فرد مناسب ضروري مي‌نمايد. رهبری در رابطه با صلاحيت نمايندگان معتقدند: « كسانى كه به وسيله شوراى نگهبان صلاحيت آن‌ها اعلام مي‌شود، معنايش اين است كه اين از حداقل صلاحيت مورد نياز برخوردار هستند. در بين كسانى كه اعلام مي‌شوند، افرادى هستند با صلاحيت‌هاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پايين‏تر. هنر ملت ايران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابيه اين است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترين را انتخاب كنند.» حق انتخاب کاندید اصلح با مردم است و این نیز میسر نمی‌گردد مگر این که انتخاب کنندگان که مردم باشند٬ معیارهای مشخصی‌ همچون تعبد به ارزش‌های اسلامی، امانت‌داری، پرهیز از تجمل‌گرایی، استقلال‌خواهی و بیگانه‌ستیزی، صداقت در گفتار و رفتار، لیاقت و شایستگی، شجاعت و شهامت، توجه به محرومان و درماندگان و سایر فضیلت‌های اخلاقی را برای خود معین و تعریف نمایند. متاسفانه در استان لرستان شاهد هستیم که طرف‌داران برخي از کاندیداها به جای تطبیق توانایی‌ها و عملکرد نامزد انتخاباتی مورد نظر خود با مسئولیتی که می‌خواهد بر عهده بگیرد، ملاک‌های قومیتی و طایفه‌ای را مد نظر قرار داده و از سایر معیارها و خصوصیاتی که می‌بایست یک کاندیدا جهت تصدی نمایندگی مردم در مجلس از آن بهره‌مند باشد، غفلت کرده‌اند. بدیهی است ضرر و زیان چنین انتخابی تنها دامن‌گیر فرد یا عده‌ای خاص نخواهد شد بلکه کشور و جامعه اسلامی ما بخصوص در آينده دور از آن متضرر خواهد شد و فرصت چهار ساله‌ای که می‌تواند راهی را برای برون‌رفت از برخی مشکلات و معضلات استان پیش پا بگذارد‌، از دست خواهد رفت. سخن آخر این که یک کاندیدای مسلمان و شیعه که پیرو مکتب حضرت علی علیه السلام و دلسوز کشور و ملت می‌باشد در همه حال خداوند را ناظر بر اعمال خود مي‌بیند و این فرمایش گران‌قدر مولا را نصب‌العین خود قرار مي‌دهد که: « خداوندا! تو می‌دانی که فعالیت‌های ما تلاش‌های رقابت‌جویانه برای کسب قدرت نبود و در جستجوی ثروت و امکانات افزون‌تر دنیوی انجام نیافت، بلکه هدف ما [از به دست گرفتن قدرت] فقط بازگرداندن نشانه‌های دین تو و اظهار اصلاح در سرزمین‌های تو بود تا مظلومان از بندگانت امنیت یابند و قوانین معطل [و متروک] شده‌ات بر پای داشته شود.»


  • دکتر مجتبی ترکارانی

    در لُرستان با گرایش‌های متعدد قومی و طایفه‌ای و البته مطالبات شخصی در حوزه شکاف‌های اجتماعی به سطوح پایین‌تری همچون خانواده، تیره و طایفه و به عبارت محلی تر به "هوز کی" تعمیم می‌یابد و زمینه شکاف‌های اجتماعی را فعال‌تر می‌کند. سیاست و انتخابات همیشه یکی از علایق توده‌ها در جهان سوم بوده که شاهد این مدعا نرخ مشارکت بالای مردم در این جوامع است که به امید رسیدن به وضعیتی بهتر راهش را در انتخابات اعم از شورا، مجلس یا ریاست جمهوری می‌دانند، از سوی دیگر مردم از اینکه در زمان‌هایی هر چند کوتاه به شدت موردتوجه قرار می‌گیرند هر چند هم مطمئن باشند این توجه واقعی نیست ولی در مشارکت آن‌ها اثرگذار است. از طرفی باید یادآوری کرد، این میزان علاقه‌مندی به سیاست از نوع انتخابات که در جامعه وجود دارد همواره در معرض این آسیب که از این هیجان سوءاستفاده شود وجود دارد. مردم از اینکه در لحظاتی کوتاه مورد توجه مسوولان و کاندیداها قرار می‌گیرند با اینکه به‌خوبی می‌دانند این تواضع کاندیداها و مسؤولین در زمان انتخابات واقعی نیست ولی حداقل خوشحال‌اند که این چند روز خود را در موقعیت برتری می‌بینند بنابراین این زمینه وجود دارد که از فرصت انتخابات به‌مثابه فضایی برای ایجاد یک‌شور جمعی و امید اجتماعی و تخلیه هیجانات استفاده شود به طوری که در این دوره با تسامح بیشتری فضا را مدیریت می‌کنند تا با کمترین مشکلی این دوره سپری شود. جدا از اینکه امروز واقعاً انتخابات در جامعه ما چه نسبتی با دموکراسی و مشارکت اجتماعی دارد و تا چه حد در جابجایی نخبگان مؤثر است؟ که پاسخگویی به این سؤال در این مجمل نمی‌گنجد اما می‌توان از زاویه دیگر به موضوع محلی انتخابات و پیامدهای اجتماعی آن پرداخت و به این سؤال پاسخ داد که انتخابات چه تأثیرات بر شکاف‌های اجتماعی و سرمایه اجتماعی دارد و چگونه می‌توان این تأثیرات را کاهش داد؟ واقعیت اینست که سیاست در جامعه ما توده‌ای شده! به این معنا که عموم مردم نسبت به مسائل سیاسی حساسیت دارند و مخصوصاً در انتخابات با علاقه موضوع را دنبال می‌کنند و متعاقباً مشارکت بالایی هم دارند. این میزان از مشارکت در یک جامعه توسعه‌یافته کمتر است و معمولاً نرخ مشارکت سیاسی در حدود ۵۰ درصد و گاه کمتر است و بسیاری از مردم به مسائل سیاسی توجهی ندارند و سیستم چنان کار خودش را می‌کند که برای بسیاری از مردم واقعاً فرقی ندارد که چه کسی نماینده مجلس و یا رئیس‌جمهور باشد و هرکسی که باشد نیازهای بسیاری از مردم از مسیر طبیعی خویش قابل‌حل است. حال اگر بپذیریم در سطح ملی، بالا بردن مشارکت سیاسی مهم است ولی آیا به این سؤال اندیشیده می‌شود که این مشارکت بالا در مناطق با ساختار قبیله‌ای به چه قیمتی حاصل می‌شود؟ آیا می‌دانیم این مشارکت بالا به قیمت فرسایش سرمایه اجتماعی پیوندی و تعمیق شکاف‌های اجتماعی وترمیم ناپذیری آن‌ها به دست می‌آید؟ بنابراین اگر چنین است چه راهکاری برای آن می‌توان پیدا کرد؟ انتخابات و شکاف‌های جغرافیایی و محلی: سیاست و انتخابات در جامعه ما بسیار معنادار شده و شیوه مشارکت مردم تا حد زیادی نیز جنبه آسیب‌شناختی پیداکرده؛ به‌عنوان مثال از روابط زن و شوهر و خواهر و برادر در یک خانواده بگیریم تا روابط همسایگی و روابط طایفه‌ای تا روابط محله‌ای و حتی شهرستان‌ها باهم به‌شدت تحت تأثیر انتخابات قرار گرفته است. این اختلاف بین افراد در جامعه‌ای که فاقد مدارای اجتماعی برای تحمل اختلافات بوده و با کمترین اختلاف با همدیگر قهر نموده و یا کار به تنش و درگیری می‌رسد بسیار نگران‌کننده است. شکاف جغرافیایی یکی از شکاف‌های اجتماعی فعال در انتخابات است افزود: در حوزه‌های انتخاباتی که یک نماینده برای ۲ شهر وجود دارد این شکاف بسیار فعال می‌شود به این صورت که ساکنان هر شهر بر داشتن کاندیداهای بومی خود و تقابل با کاندیدای غیربومی تأکید می‌ورزند و این موضوع باعث پررنگ شدن شکاف جغرافیایی می‌شود. ساکنان این شهرها نوعی احساس تبعیض در درون خود دارند و فکر می‌کند هر نماینده‌ای که از طرف مقابل انتخاب شود در حق آن‌ها ظلم خواهد کرد و این دوگانه ظالم و مظلوم بر شکاف بومی و غیربومی سایه افکنده و باعث می‌شود افراد با شدت بیشتری به گرد کاندید بومی خویش بچرخند. انتخابات؛ شکاف‌های محلی و مناطق روستایی: دکترمجتبی ترکارانی رئیس انجمن جامعه‌شناسی لرستان با اشاره به شکاف‌های محله‌ای در انتخابات گفت: این شکاف معمولاً در روستاها بین محلات برقرار می‌شود و ساکنان یک روستا یا قسمتی از روستا بنا به دلایلی خاصی حامی یک کاندیدا و قسمتی از روستا و یا روستای مجاور حامی کاندیدای دیگری می‌شوند و این مرز کشی‌های سیاسی معمولاً گاهی تابع اختلافات گذشته است.


  • بنگاه معاملات آراء

    متأسفانه تجارت «خریدوفروش رأی» به دلیل فقدان نگاه جامع چندان شناخته شده نیست و علی‌رغم اینکه مقامات قضایی قول برخورد را داده بودند کماکان شاهد خریدوفروش رأی (البته به‌صورت زیرپوستی و نامحسوس) هستیم! فلذا لزوم سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در خصوص هدفمند ساختن فرایند خریدوفروش آراء و گذار از خریدوفروش سنتی و ایجاد سازوکار نوین در اصلاح معاملات انتخاباتی بیش‌ازپیش ضروری به نظر می‌رسد. چرا که در حال حاضر این خرید و فروش به صورت غیر رسمی و خارج از عرف تجارت عمومی و گلاب به رویتان حتی در تاریکی شب صورت می‌گیرد که علاوه بر پائین آوردن منزلت و جایگاه رأی، کلیت این تجارت نیز زیر سؤال می‌رود. فروش رأی به نمایندگان چند کاندیدا، عدم امکان خریدوفروش رأی در روزهای قبل از انتخابات، مشخص نبودن مظنه واقعی رأی، دلال‌بازی و ایجاد قیمت حبابی در برخی از ساعات شبانه‌روز، نبود سازوکار مناسب جهت اطمینان از دادن رأی به فرد موردنظر و...از جمله ایرادات ساختاری نبود قانون مدون خرید و فروش آراء می‌باشد. فلذا با توجه به حساسیت و اهمیت رای در سرنوشت شهروندان و به منظور جلوگیری از ورود پول‌های کثیف به بازار رأی و ایجاد شفافیت و مظنه واقعی قیمت آراء، چند پیشنهاد کاربردی و عملی در این خصوص ارائه می‌شود: الف) ایجاد بنگاه معاملات آراء: بدون شک اولین گام در یک معامله منطقی، آگاهی از شرایط عمومی و اختصاصی معامله است. پیشنهاد می‌شود بنگاه‌هایی در خصوص خریدوفروش آراء تأسیس شود تا افراد در شرایط عادی و در نهایت سلامت خاطر تصمیم‌گیری کنند و پس از قیمت‌گذاری مناسب نسبت به واگذاری رأی خود اقدام نمایند. تحت این شرایط علاوه بر جلوگیری از فروش رأی به چند کاندیدا، زمینه سودجویی و افزایش نامتعارف قیمت رأی به‌ویژه در ساعات پایانی روز انتخابات برچیده می‌شود. ب) پیش‌فروش رأی: با توجه به تغییر شرایط اقتصادی در موقعیت‌های مختلف و تغییر قیمت جهانی برخی کالاها، پیشنهاد می‌شود زمینه پیش‌فروش رأی فراهم شود تا پس از تعیین قیمت نهایی رأی، افراد بتوانند رأی خود را به قیمت واقعی عرضه کنند و در حق کسی اجحاف نشود. پ) ایجاد اشتغال: با وجود بیکاری گسترده در سطح کشور، ساماندهی مقوله «خرید و فروش رأی» باعث ایجاد شغل در سطح وسیع می‌شود. ایجاد بنگاه‌های معاملات رأی و رأی یابی، ایجیت یا کارگزار رای، رأی نویس یا همراه به‌منظور اطمینان از درج نام کاندیدای موردنظر در برگه تعرفه و...از جمله مشاغل جدید قابل پیش‌بینی در این رویکرد محسوب می‌شوند. ت) توجه به خرده‌فرهنگ‌ها: به جرات می‌توان در سال‌های اخیر ما نتوانستیم به دایره ضرب‌المثل‌های فارسی، ضرب‌المثل جدید اضافه کنیم. با راه‌اندازی سیستم خریدوفروش رأی می‌توانیم در حوزه ادبیات نیز ساختارشکنی کنیم و ضرب‌المثل‌های جدیدی نظیر «هر که پولش بیش، رأی اش بیشتر» و...بسازیم! وحید حاج سعیدی/ سایت یافته


  • کار نماینده قانون‌گذاری است نه دخالت در ادارات دولتی!

    چنانچه وظایف نمایندگان را بشناسیم به آن‌ها اجازه نمی‌دهیم که هرکاری که در استان انجام‌شده را به خود نسبت دهند و با شرکت در مراسم‌های کلنگ زنی و افتتاحیه‌های غیر مربوط، انجام این کارها را، نتایج تلاش‌های خودشان نشان دهند. یک نماینده وظیفه آب‌رسانی و گازرسانی و...به روستاها را ندارد و حل مشکلات جاده‌ای به آن‌ها مربوط نیست و دستگاه‌های ذی‌ربط‌اند که در این باره مشغول‌اند و خدماتی را که وظیفه‌شان است به مردم ارائه می‌دهند. در بسیاری از موارد دیده شده که مردم یک روستا از این که نماینده‌شان در افتتاحیه گازرسانی به آن جا شرکت داشته انجام این کار را به او نسبت داده‌اند و همین کار را دلیل حمایتشان از وی اعلام می‌کنند. در واقع همین نبود آگاهی برخی افراد باعث شده که برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تمام زورشان را بزنند تا رضایت مردم را با انجام همین کارهای پیش پا افتاده به دست آورند و همین کارها، تضمینی برای بقایشان در مجلس برای دوره‌های بعدی باشد. حتی برخی نمایندگان استان‌های مختلف برای تصویب طرح‌هایی که اصلاً توجیه اقتصادی ندارند و فقط موجب رضایت قشر خاصی از حوزه انتخابی‌شان می‌شود و بسیار به چشم می‌آید به هر دری می‌زنند و بعد از تصویب آن‌ها و گرفتن ردیف بودجه، تازه کارشناسان در مورد بی‌خود بودن این طرح‌ها اظهارنظر می‌کنند و حتی در برخی موارد ساخت آن‌ها در نیمه‌راه نیز متوقف می‌شود، متأسفانه در حال حاضر شرایط مجلس به‌گونه‌ای است که برخی نمایندگان ابتدا مصوبه و ردیف بودجه را می‌گیرند آنوقت کار کارشناسی برای بررسی طرح آغاز می‌شود؛ و در این بین، فقط بودجه و زمان زیادی به هدر رفته می‌رود که جاده کوهدشت- مسجدسلیمان و الشتر- بروجرد و ساخت برخی سدها و...از جمله آن‌هاست. نفوذ نمایندگان در ادارات بسیار جدی است!!! انتخاب مدیر و دخالت در تعویض معاونین و تحمیل نیرو به ادارات باعث شده که در برخی دستگاه‌های دولتی با ازدیاد نیرو مواجه شوند و شایسته‌سالاری راهی در سیستم اداری نداشته باشد و حتی برخی مدیران با کوچک‌ترین اصطلاحات تخصصی حوزه کاریشان آشنایی نداشته باشند و نتوانند یک مصاحبه کوتاه بدون حضور نیروی کمکی با خبرنگار داشته باشند. گاه نفوذ نمایندگان استان در کار دستگاه‌های دولتی تا حدی اوج گرفته که شنیده‌شده که کارمندان فلان اداره به سفارش یکی از نمایندگان وقت، باید برای تعویض روغن اتومبیلشان به یک تعویض‌روغنی خاص مراجعه کنند. لزوم بازنگری قانون‌های قدیمی بودجه: در شرایطی که قانون بودجه کشور مربوط به سال 1351 است و بازنگری آن با توجه به تغییرات چشمگیر وضعیت مملکت در طول این سال‌ها ضروری به نظر می‌رسد و هنوز هم قانون‌های آزمایشی وجود دارند که 20 سال است که اجرا می‌شوند برخی نمایندگان قانون گذار ما در مجلس شورای اسلامی فقط به دنبال سفت کردن جای پایشان و ایجاد کانال‌هایی برای انجام کارهایی در راستای اهداف شخصی‌شان هستند و انگار هدف دیگری ندارند. در طول سال‌های گذشته هنوز مشاهده نشده که نماینده‌ای از استان به سازمان دیوان محاسبات مراجعه و خواستار مطالعه عملکرد دستگاه‌های استان باشند این در حالی است که دیوان محاسبات را چشم مجلس عنوان می‌کنند و پیوستگی این دو می‌تواند در قانونمند بودن فعالیت دستگاه‌های دولتی بسیار تأثیرگذار باشد و نماینده می‌تواند از این طریق نحوه هزینه شدن بودجه و قانون‌مندی ادارات را تحت نظر داشته باشند. وقت آن رسیده که مردم ما با شعور و آگاهی اجتماعی و سیاسی‌شان اجازه ندهند که کاندیداها با دادن وعده‌های سرخرمن یک کرسی از مجلس را در شرایطی که توانایی قانون‌گذاری را ندارند اشغال کنند. مطالبات ما از نمایندگان باید بیش از ایجاد شغل سفارشی باشد ما در قبال نسل‌های آینده مسئولیم. باید پاسخ دهیم که چرا سال‌ها پیش پتروشیمی استانمان به استان مرکزی منتقل شد!؟ چرا پروژه قمرود در میان سکوت مسئولان وقت اجرا شد؟! چرا حقابه استان را از پروژه قمرود ضایع شد؟! چرا دو سد در یک حوضه آبریز ساخته شد و حقابه سد مروک کجا رفت؟! چرا دهکده المپیک به یک سالن ورزشی به نام المپیک تبدیل شد؟! سرنوشت کارخانه پارسیلون، یخچال سازی، سیمان، نیروگاه برق و...به کجا رسید؟! چرا هر که از راه می‌رسد پروژه راه‌آهن را به خود اختصاص می‌دهد؟! دیگر زمانی برای شنیدن وعده‌های دروغ نداریم دیگر ایجاد کارناوالی از دروغ در سطح شهر و دست و هورا کشیدن برای دروغ‌های ساده‌لوحانه کاندیدها بس است بیایید به شعور خودمان احترام بگذاریم و اجازه ندهیم بازیچه دست افراد فرصت‌طلبی شویم که علاوه بر ایجاد مشکلاتی برای شهر بر حجم غده سرطانی برخی مدیریت‌های بی‌تدبیر شهرمان می‌افزایند بیایید قانون‌گذار به مجلس بفرستیم نه کار راه‌انداز! فاطمه دارابی _ پایگاه خبری یافته


  • دیوارهای سخنگو

    لرستان از دیرباز به دلایل متعدد طایفه‌ای، هیجانی، حس رقابت بالا و البته وفور مشکلات اقتصادی و امید به حل آن، حضور پرشور مردم را قبل و هنگام انتخابات تجربه کرده و تبلیغات انتخاباتی گیرا، بانشاط و گاها منحصربه‌فردی نیز دارد. از گستردن سفره‌های شام و نهار آن‌چنانی تا اجاره تالارهای شهر تا جایی که در فصل انتخابات یکی از دغدغه‌های زوج‌های جوان رزرو محل برگزاری مراسم آن‌ها است چراکه این مکان‌ها بیشتر و باقیمت‌های بالاتر در اختیار ستادهای تبلیغاتی و میتینگ‌های انتخاباتی قرار می‌گیرد. اما نکته مهم در تمامی این تبلیغات نادیده گرفتن قانون و دهن‌کجی به حقوق شهروندی است، قانون انتخابات بسیار شفاف و صریح در خصوص نحوه، زمان و چگونگی انواع شیوه‌های تبلیغات انتخاباتی اتمام‌حجت کرده است اما به نظر می‌رسد این مهم در اجرا دارای ضعف‌های بسیاری بوده و البته ضمانت اجرایی نیز ندارد. شاید اگر ضمانت اجرایی برای قانون تبلیغات انتخابات به‌ویژه در فصل ۵۶ این مقوله وجود داشت کاندیداها و هوادارانشان این‌گونه به قانون نمی‌تاختند و با این جسارت و سبک‌سری چهره شهر را به دفتر رنگارنگ کریه و خط‌خطی تبدیل نمی‌کردند. گذشته از هزینه‌هایی که این تبلیغات کثیف و این قانون‌شکنی‌ها برای شهرداری‌های فقیر لرستان به‌جای می‌گذارد، فرهنگ قانون مداری و قانون پذیری نیز با این‌گونه رفتارهای هیجانی تضعیف‌شده که نتیجه آن عدم احترام به حقوق شهروندی از طرف خود شهروندان است. نکته قابل‌توجه اینکه در تمامی ادوار انتخابات نسبت به تشکیل پرونده‌های تخلفاتی از جمله در حوزه تبلیغات، اطلاع‌رسانی و هشدار داده می‌شود اما مردم به دلیل حافظه کوتاه‌مدت در موارد سیاسی، خواستار و پیگیر نتایج این پرونده‌ها نمی‌شوند و از طرف به نظر می‌رسد در صورتی که پرونده‌های تخلف تبلیغاتی به سرانجامی هم برسند، مجازات نهایی آن‌چنان بازدارنده نبوده تا در دور بعد درس عبرتی برای عدم تکرار این رفتارهای غلط اجتماعی و سیاسی شود. این روزها که تب انتخاباتی بالا گرفته، تخلفات تبلیغاتی به‌ویژه نصب پوستر و کاروان‌های نمایش قدرت خودرویی نیز رفته‌رفته بیشتر و آشکارتر می‌شود که این موارد در شهرهای کوچک‌تر استان و حوزه‌های دوقطبی انتخاباتی شدت بیشتری دارد. در اغلب شهرستان‌های استان معابر و خیابان‌های شهر در قبضه اختیارات و کنترل نامزدها و هوادارانشان هستند تا جایی که بنرها و تصاویر بعضا چندمتری از سردر خانه‌ها و مغازه‌های شهر آویزان شده است. معابر، میدان، خیابان، بلوار و هرجایی که در این شهر به ذهن طرفداران رسیده مملو از پوستر و تصاویر در اندازه‌های مختلف است. علاوه بر دیوارهای سخنگو، کاروان‌های خودرویی همچنان موردتوجه کاندیداها می‌باشد چرا که بنا بر اصول روانشناسی گمان می‌رود هر فردی که نمایش قدرت بهتری داشته باشد تأثیرگذاری بیشتری نیز برای جلب نظر مردم دارد. به‌طور معمول در تمامی شهرهای لرستان با نزدیک شدن به پایان تبلیغات، قانون‌شکنی‌ها بیشتر شده و ستادهای تبلیغاتی هر آنچه در چنته دارند رو می‌کنند تا آخرین تلاش خود را برای ورود منتخبشان دریغ نکرده باشند و این روزها شهر و دیوارهای سخنگو پوسترها و دست‌نوشته‌های تبلیغاتی غیرمجاز را در سکوت قانون منعکس می‌کنند که بدون شک این روند در تقویت و تکرار این روش اشتباه برای ادوار بعد مؤثر خواهد بود. تولد دیوارهای سخنگو در سکوت قانون انتخابات: زهرا بابایی چگنی


  • تکرار عبرتها و خنده‌های تلخ

    انتخابات واژه‌ای است که اغلب در لُرستان مفهوم «خنده‌داری» پیدا می‌کند؛ چون هر ایل و طایفه‌ای درصدد این است که یک نفر ولو کم‌سواد و بی‌تجربه را به هر قیمتی شده به مجلس بفرستد تا بتوانند منافع خود را تأمین کنند. ماجرا از این قرار است که نسبت داشتن با یک نماینده مجلس خیلی مهم و کاربردی است. کسی که به هر نوعی به یک نماینده وصل باشد می‌تواند از مزایای مختلفی اعم از استخدام، رفع و رجوع امور اداری، دریافت مجوز و تسهیلات ویژه و...بهره‌مند شود و مهم‌تر از همه این‌ها قانون را هر جا که دلش بخواهد دور بزند. این رانت‌خواری و مزایای مختلف که فقط شامل کسانی می‌شود که نماینده موردحمایت آن‌ها به مجلس راه پیدا کرده باعث می‌شود مابقی مردم اهمیتی نداشته باشند و کسی به فکر مصالح و منافع‌شان نباشد. وقتی پارتی داشته باشید و گران‌فروشی کنید در زمان بازرسی نیروهای تعزیرات می‌توانید با یک تلفن از زیر سؤال و جواب و جریمه در بروید؛ می‌توانید بدون نوبت و معطلی به بهترین امکانات مراکز درمانی دست پیدا کنید. می‌توانید وام ازدواج خود را حتی اگر هزاران نفر در صف انتظار باشند در طول یک هفته دریافت کنید و...البته که باید به حال مردم خودخواهی که منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می‌دهند تأسف خورد، اما آیا این افراد که فقط منفعت خود را می‌بینند و به فکر قوم و قبیله خود هستند به این فکر نمی‌کنند که بقیه طایفه‌ها که نماینده آن‌ها رأی نیاورده چه گناهی کرده‌اند که باید طعم این ناعدالتی‌ها را بچشند؟ رای دهندگان محترم؛ مگر قول صریح خدای یکتا را نشنیده‌اید که می‌فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه خودشان را تغییر دهند». بدانید تا زمانی که انتخابات این‌چنینی داشته باشیم و نگاه ما معطوف به منافع شخصی باشد هرگز مشکلات استان حل نمی‌شود و هر روز بیش از پیش به قهقرا می‌رویم. یک عمر است که بر مبنای طایفه‌گرایی و سیاسی بازی رأی دادیم ولی وضعیت جامعه تغییر بدتر از گذشته شد. به‌خاطر وجود برخی مدیران ناکارآمد و نمایندگان بعضا" ناکارآمدتر هر روز در منجلاب بیکاری دست و پا می‌زنیم، یک‌بار برای همیشه بیایید این عادت غلط و سنت نامیمون را ترک کنیم و شایسته‌سالاری را ملاک انتخاب خود قرار دهیم چرا که برخی مدیران استان نیروهای همین نمایندگانی هستند که خودمان انتخاب کرده‌ایم. آن وقت خواهید دید که لرستان هم روی پیشرفت و توسعه را به خود می‌بیند و در غیاب اهرم نظارتی نمایندگان، مسئولان لرستان بهتر است به جای اینکه با احساسات جوانان بازی کنند، فکری به حال بیکاری آن‌ها بکنند تا جوانان لرستانی که در جستجوی کار، آواره کلان‌شهرها شده‌اند و یا در همین استان به دام اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی و مشکلات ناشی از فقر افتاده‌اند، از این منجلاب نجات پیدا کنند. واقعاً جای تأسف دارد برخی نمایندگان استان ‌ با چه رویی خود را پیروز انتخابات می‌دانند چرا در ایام دهه فجر به‌جای رونمایی از طرح‌های اشتغال‌زا، باید شاهد ژست‌ها و قاب عکس‌های مدیران در نمایشگاه سیل باشیم. امیدواریم که از تجربه‌های تلخ گذشته درس بگیریم تا دوباره به‌خاطر انتخاب‌های نابه‎جا، دچار حسرت و پشیمانی نشویم. لیلا سلیمانی/ شهاب آسمانی: تکرار عبرت‌ها و خنده‌های تلخ


  • پسوند طایفه‌ای و واپس‌گرایی اجتماعی

    پسوند طایفه‌ای و واپس‌گرایی اجتماعی؛ ️مریم کرمی (جامعه‌شناس): تفکر ایلیاتی با باورهایی چون: ایل هویت، ریشه و خاستگاه من است. ایل پاسدارانده ارزش‌ها، منافع و آب و خاک من است. ایل محافظ من در مقابل حمله‌ی دشمنان و مخاطرات طبیعی است؛ ریشه در زندگی قومی و شبانی هزاران ساله بشر دارد و در زمان و مکان مناسب کارکرد مثبت داشته و سبب اتحاد و انسجام اجتماعی در جوامع بدوی گشته‌است. درپی تغییرات شگرف جامعه امروزی چون شهرنشینی، تقسیم کار و مدرنیزاسیون این نوع تفکر کارکرد خود را از دست داد و جامعه‌ی ایلیاتی مهاجر به شهر، مبتلا به تاخر فرهنگی گشته به‌طوری که فرهنگ مادی چون رشد صنایع و دسترسی به ابزار از فرهنگ غیرمادی یا به عبارتی ارزش‌ها و سنت‌ها پیشی گرفت. با کاهش کارکرد تفکرات ایلیاتی و عدم تناسب آن با سبک زندگی شهری شاهد نوعی تعارض و شکاف بین سبک زندگی مادی و فرهنگ غیرمادی هستیم و عوارض آن دامن‌گیر جوامع درحال توسعه گشت و روند توسعه و تغییر و تشکیل جامعه مدنی را کند نمود. این تضاد در زمان انتخابات بیش از هر زمان دیگری نمایان و سبب آسیب‌هایی به روند دموکراسی می‌شود؛ از جمله مهم‌ترین آسیب‌های این نوع تفکر می‌توان موارد زیر را برشمرد: تفکر ایلیاتی و انزوای نخبگان: زمانیکه اولویت انتخاب بر اساس هم‌خونی و هم‌تباری باشد دایره‌ی انتخاب محدود و صرفاً افراد درون گروه که احتمالا توانمند هستند، دیده می‌شود و فرصتی جهت دیدن دیگر افراد نخبه داده نمی‌شود چرا که گزینش صرفا درون‌گروهی است. تفکر ایلیاتی وافق دید محدود: تعصب و نگرش درون‌گروهی سبب می‌شود افق دید و عمل ما صرفا به اندازه‌ی جعرافیای ایل و طایفه و زبان مادری باشدو این امر ایجاد فرصت جهت گفت‌وگو و تعامل برون‌گروهی را کاهش می‌دهد. تفکر ایلیاتی وافول مطالبات در سطح خرد: جامعه‌ محدود به خط کشی به دور افراد ویژه توانایی کنش‌گری در سطح میانه و کلان را نخواهد داشت و خواسته‌هایش در چارچوب و قامت خواسته‌های ایلی و طایفه‌ای و درون‌گروهی محدود می‌شود و فرصت تفکر ملی و یا جهانی را به خود نمی‌دهد. تفکر ایلیاتی و کاهش تعامل وگفت‌وگو: لازمه‌ی گفتمان و تعامل درون‌گروهی و برون‌گروهی تحمل افکار، عقاید و خواسته‌هایی برخلاف چارچوب فکری ماست. در اوج تعصب ایلیاتی به‌دلیل باور به گفتمان درون‌گروهی فرصت دیدن و شنیدن گفتمان‌های غیرخودی را از خود سلب می‌کنیم. تفکر ایلیاتی و تشدید رقابت منفی: در رقابت منفی افراد با انگ‌زنی و تخریب رقیب سعی در حذف رقیب دارند با تشدید تعصبات قومی و قبیله‌ای گرایش به انجام امور نامتعارف جهت حذف رقیب به‌دلیل وابستگی نامتعارف به قوم و طایفه افزایش می‌یابد. تفکرات ایلیاتی و تشدید درگیری‌های طایفه‌ای: تفکری که ناشی از خود برتر بینی و دیده نشدن دیگر اقوام و گروه‌ها خارج از دایره‌ی محدود ایل و طایفه باشد هیچ‌گونه حق و حقوق و موجودیتی برای دیگر اقوام و تشکلات قائل نیست و ممکن است این طرز تفکر به ایجاد تنش و درگیری منجر گردد. تفکر ایلیاتی و انزوای احزاب و سازمان‌های مردم‌نهاد: خصوصیت بارز جامعه توسعه‌یافته حضور پر رنگ و منسجم احزاب، سازمان‌های مردم‌نهاد و رسانه‌ها در کنشگری اجتماعی است. قدرت طوایف آفت احزاب و سازمان‌های مردم نهاد و رسانه‌هاست. تفکرات ایلیاتی و بهره‌برداری فرصت‌طلبان: افراد فرصت‌طلبی که منافع آن‌ها در قبال طایفه‌بازی تامین می‌شود با دامن زدن به تعصبات قومی و قبیله‌ای بهره‌برداری شخصی فراوانی از پررنگ شدن حضور طوایف می‌برند لذا جهت تامین منافع شخصی به تعصبات و یا اختلافات طایفه‌ای دامن می‌زنند. به نظر می‌رسد بهترین راه ممکن جهت افول تفکرات ایلیاتی تقویت احزاب، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد باشد تا در سایه فعالیت مدنی این تشکلات زمینه‌ی رشد و توسعه‌ی متوازن و پایدار فراهم شود.


  • سلیمانی

    بوقلمون‌صفت نام داستان کوتاهی از چخوف نویسنده روسی است که در چند خط واضح، خط‌مشی زندگی بسیاری را به تصویر می‌کشد و نامش را بوقلمون‌صفت گذاشته. اینکه چرا در لغت‌نامه که جستجو می‌کنی در مقابل این کلمه نوشته‌اند رنگ عوض کردن، توضیحش در مقابل بوقلمون کمی سخت به نظر می‌رسد، هر چند واژه‌ای است جا افتاده و نیازی به کنکاش در مورد ریشه آن نیست اما در مورد کسانی که در موردشان به کار می‌رود پیدا کردن ریشه‌شان اندکی سخت است. البته این نوع رفتار در همه انسان‌ها کم‌وبیش هست، اما عموماً در کسانی که به دنیای سیاست وارد می‌شوند اندکی بیشتر است. یا شاید این‌طور باید گفت که تعداد بوقلمون‌ها در زمین سیاست در دنیا بیشتر از بقیه زمین‌هاست. اینکه انسان‌ها تغییر می‌کنند یک امر طبیعی و به‌غایت زیباست. انسان تنها با تغییر و تحول است که به کمال خواهد رسید. کسی با یک کتاب، با یک فیلم و با یک سفر ممکن است تغییر کند و کسی با یک دیدار، با یک جمله و. به‌هرحال انسان و روح انسانی هرلحظه در حال چرخش از مداری به مدار دیگری است و تا اینجای قضیه مشکلی وجود ندارد اما این تا جایی است که اصول ثابت انسانی و رعایت خود انسان در مرکز وجود داشته باشد، نه منافع خود شخص. هر زمان مرکزیت تغییر کند مدارها همه در جهتش تغییر می‌کنند و اینجاست که به فردی که هرلحظه و هر بار به طرفی می‌چرخد و خورشیدش عوض می‌شود و هم‌زمان قبله‌اش، بوقلمون سفت می‌گویند که چپ و راست و اصول و اصلاح برایش فرقی ندارد و نردبان توجیه برایش بلند نیست! هر وقت بخواهد می‌چرخد و می‌چرخد و نامش را تغییر داده به سیاست و خود را سیاستمدار می‌داند. او به فکر فرزند که هیچ که به فکر نوه و نتیجه هم هست، شاخک‌های تیزش تمام ارتعاشات عالم را می‌شنود و خوش به حالش است اگر احیاناً برادری داشته باشد و از یک ژن باشند که تمام این‌ها را در دو ـ سه و یا بیشتر باید ضرب کرد تا دنیای سیاسیِ شهری قبیله گرا را درک کنی و مردان سیاستش را دست‌کم نگیری که هر بار معجزه‌ای در آستین دارند و ید بیضایشان را فقط در روز بعد انتخابات رومی کنند تا نشان دهند مرد سیاست دهنش قرص است! جالب اینجاست که برای اینان هیچ‌وقت شکستی در کار نیست، چون همیشه رفیق برنده بوده‌اند. در روزهای نزدیک به انتخابات مجلس یازدهم قلم‌ها هم برمدار افراد می‌چرخد نه بر مدار انسان و سخت است که از مذهب بگویی که به جایی می‌چسبی و سخت است که از تئوری‌های سیاست و اخلاق بگویی که به‌جای دیگری می‌چسبی! نویسنده: جواد سلیمانی


  • دفاع کورکورانه از عقاید غلط

    هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند و همنوعانش را به خاک و خون نمیکشد. آدم فاسد، فاسد است. چه متظاهر به دین باشد و چه نباشد. از این گذشته، کسیکه از ترس تنبیه شدن و به اصطلاح "جزا دیدن" بدست کارگزاران و مأموران خداوند، تن به رعایت برخی موازین اخلاقی میدهد، نه دین دارد و نه اخلاق. چون دلیل کار وی ترس از قدرت است نه پایبندی به شرافت و اصول اخلاقی! همین قیاس در مورد طمع رسیدن به بهشت موعود با لذتها و نعمت هایش هم صادق است. اگر این چنین است، پس هرگز نیازی ندارم با تهدید جهنم با اخلاق باشم...قرن سیزده میلادی طاعون در اروپا شایع شد کلیسا آنرا نشانه گناه یهودیان دانست دوازده هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند. بقیه مردم را طاعون کشت. پایان قرن شانزده برای مدتی جراحی ممنوع شد. پاپ معتقد بود که‌ روز رستاخیز قطعات بدن نمی‌توانند یکدیگر را پیدا کنند! هزاران نفر با این تصمیم پاپ مُردند بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود! قرن هفده ادعا شد لمس استخوان‌های یک قدیس در فلورانس باعث شفا می‌شود زیست‌شناسی تصادفی کشف کرد که استخوان یک بز است اما استخوانها همچنان شفا می‌داد! انسانها نادان به دنيا مى آيند نه احمق! آنها توسط آموزش اشتباه احمق میشوند! بزرگترين دشمن سعادت و آزادى انسانها دفاع کورکورانه از عقايد و باورهاى غلط است! هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمیکشد! هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد! هیچ موشی به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکند؛ و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن میدهد! کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند...زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمیکند!


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • اقتصادان کارآفرین به مجلس بفرستیم

    چنانچه وظایف نمایندگان را بشناسیم به آن‌ها اجازه نمی‌دهیم که هرکاری که در استان انجام‌شده را به خود نسبت دهند و با شرکت در مراسم‌های کلنگ زنی و افتتاحیه‌های غیر مربوط، انجام این کارها را، نتایج تلاش‌های خودشان نشان دهند. یک نماینده وظیفه آب‌رسانی و گازرسانی و...به روستاها را ندارد و حل مشکلات جاده‌ای به آن‌ها مربوط نیست و دستگاه‌های ذی‌ربط‌اند که در این باره مشغول‌اند و خدماتی را که وظیفه‌شان است به مردم ارائه می‌دهند. در بسیاری از موارد دیده شده که مردم یک روستا از این که نماینده‌شان در افتتاحیه گازرسانی به آن جا شرکت داشته انجام این کار را به او نسبت داده‌اند و همین کار را دلیل حمایتشان از وی اعلام می‌کنند. در واقع همین نبود آگاهی برخی افراد باعث شده که برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تمام زورشان را بزنند تا رضایت مردم را با انجام همین کارهای پیش پا افتاده به دست آورند و همین کارها، تضمینی برای بقایشان در مجلس برای دوره‌های بعدی باشد. حتی برخی نمایندگان استان‌های مختلف برای تصویب طرح‌هایی که اصلاً توجیه اقتصادی ندارند و فقط موجب رضایت قشر خاصی از حوزه انتخابی‌شان می‌شود و بسیار به چشم می‌آید به هر دری می‌زنند و بعد از تصویب آن‌ها و گرفتن ردیف بودجه، تازه کارشناسان در مورد بی‌خود بودن این طرح‌ها اظهارنظر می‌کنند و حتی در برخی موارد ساخت آن‌ها در نیمه‌راه نیز متوقف می‌شود، متأسفانه در حال حاضر شرایط مجلس به‌گونه‌ای است که برخی نمایندگان ابتدا مصوبه و ردیف بودجه را می‌گیرند آنوقت کار کارشناسی برای بررسی طرح آغاز می‌شود؛ و در این بین، فقط بودجه و زمان زیادی به هدر رفته می‌رود که جاده کوهدشت- مسجدسلیمان و الشتر- بروجرد و ساخت برخی سدها و...از جمله آن‌هاست. نفوذ نمایندگان در ادارات بسیار جدی است!!! انتخاب مدیر و دخالت در تعویض معاونین و تحمیل نیرو به ادارات باعث شده که در برخی دستگاه‌های دولتی با ازدیاد نیرو مواجه شوند و شایسته‌سالاری راهی در سیستم اداری نداشته باشد و حتی برخی مدیران با کوچک‌ترین اصطلاحات تخصصی حوزه کاریشان آشنایی نداشته باشند و نتوانند یک مصاحبه کوتاه بدون حضور نیروی کمکی با خبرنگار داشته باشند. گاه نفوذ نمایندگان استان در کار دستگاه‌های دولتی تا حدی اوج گرفته که شنیده‌شده که کارمندان فلان اداره به سفارش یکی از نمایندگان وقت، باید برای تعویض روغن اتومبیلشان به یک تعویض‌روغنی خاص مراجعه کنند. لزوم بازنگری قانون‌های قدیمی بودجه: در شرایطی که قانون بودجه کشور مربوط به سال 1351 است و بازنگری آن با توجه به تغییرات چشمگیر وضعیت مملکت در طول این سال‌ها ضروری به نظر می‌رسد و هنوز هم قانون‌های آزمایشی وجود دارند که 20 سال است که اجرا می‌شوند برخی نمایندگان قانون گذار ما در مجلس شورای اسلامی فقط به دنبال سفت کردن جای پایشان و ایجاد کانال‌هایی برای انجام کارهایی در راستای اهداف شخصی‌شان هستند و انگار هدف دیگری ندارند. در طول سال‌های گذشته هنوز مشاهده نشده که نماینده‌ای از استان به سازمان دیوان محاسبات مراجعه و خواستار مطالعه عملکرد دستگاه‌های استان باشند این در حالی است که دیوان محاسبات را چشم مجلس عنوان می‌کنند و پیوستگی این دو می‌تواند در قانونمند بودن فعالیت دستگاه‌های دولتی بسیار تأثیرگذار باشد و نماینده می‌تواند از این طریق نحوه هزینه شدن بودجه و قانون‌مندی ادارات را تحت نظر داشته باشند. وقت آن رسیده که مردم ما با شعور و آگاهی اجتماعی و سیاسی‌شان اجازه ندهند که کاندیداها با دادن وعده‌های سرخرمن یک کرسی از مجلس را در شرایطی که توانایی قانون‌گذاری را ندارند اشغال کنند. مطالبات ما از نمایندگان باید بیش از ایجاد شغل سفارشی باشد ما در قبال نسل‌های آینده مسئولیم. باید پاسخ دهیم که چرا سال‌ها پیش پتروشیمی استانمان به استان مرکزی منتقل شد؟ چرا پروژه قمرود در میان سکوت مسئولان وقت اجرا شد؟ چرا حقابه استان را از پروژه قمرود ضایع شد؟ چرا دو سد در یک حوضه آبریز ساخته شد و حقابه سد مروک کجا رفت؟ چرا دهکده المپیک به یک سالن ورزشی به نام المپیک تبدیل شد؟ سرنوشت کارخانه پارسیلون، یخچال سازی، سیمان، نیروگاه برق و...به کجا رسید؟ چرا هر که از راه می‌رسد پروژه راه‌آهن را به خود اختصاص می‌دهد؟ دیگر زمانی برای شنیدن وعده‌های دروغ نداریم دیگر ایجاد کارناوالی از دروغ در سطح شهر و دست و هورا کشیدن برای دروغ‌های ساده‌لوحانه کاندیدها بس است بیایید به شعور خودمان احترام بگذاریم و اجازه ندهیم بازیچه دست افراد فرصت‌طلبی شویم که علاوه بر ایجاد مشکلاتی برای شهر بر حجم غده سرطانی برخی مدیریت‌های بی‌تدبیر شهرمان می‌افزایند بیایید قانون‌گذار به مجلس بفرستیم نه کار راه‌انداز!



آخرین مقالات