چهار شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

چرا لُری را زبان نامیده ایم؟

زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان عاقل و اهل منطقی نمیگوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است. آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده و اهل درکی آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی آورد.

چرا لُری را زبان نامیده ایم؟

هر زبانی به واسطه ی دستور _ آواها _ خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست.

بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد.

برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی ، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است.

شباهت بعضی واژه ها هم بدلیل کاربرد اسلامی _ عربی آنهاست یعنی واژه ها و اصطلاحاتی که ما گمان میکنیم لری نیست و متعلق به زبان فارسی است در اصل ریشه عربی است. واژگان مسترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست.

فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جملهاحمد عباسنه دی. در فارسیاحمد عباس را دید. در ترکیاحمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول هستند.

این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟

زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود.

حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته است با آنکه زبان لری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است.

بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد.

هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش صفحه ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از فارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند.

آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ ، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده است و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند.

دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» صفحه ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد.

زبان لُری قدمتی به فراخنای تاریخ گسترده و کوههای سر به فلک کشیده بلاد لُرنشین دارد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است و اطلاق عنوان گویش در عرف عموم بر این زبان که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره ی بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد ، اشتباهی محرز است و ضرورت دارد که لُری را در زُمره زبانهایی به شمار آوریم که دارای چندین میلیون گویشور است.

دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد.

پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتابTales from lorestsn  که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لری میپردازد.

همچنین دکتر اریک جان آنونبی زبان شناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را مجموعه زبان مینامد.

 

آثار مکتوب به زبان لُری :

1.       شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم عباسی اتابک لُر)

2.       باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)

3.       دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است

4.       هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است

5.       دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است

6.       فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد

7.       مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است

8.       خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی

9.       مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است

10.   تذکره حُسین حزین بروجردی

11.   تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)

12.   فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود

13.   اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود

14.   علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک عَلیوُسی Aliyosi)  ) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل ، شکوایه ، بیان رنج و حرمان است

15.   دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است.


 

 

توانمندی های زبان لُری

 

خیلی اسامی هستند که اصلاً فارسی نیستند بلکه باستانی و سومری اند مثل:

تَن که سومری است به معنای محل یا ظرف چیزی.

تنور یعنی محل نور که تنور در آیه ۴۰ سوره هود آمده است. واژه تنور را زبانشناسانی مثل «جعفری» معتقد هستند که نه ایرانی است و نه سامی بلکه از زبان اقوامی که قبل از آریاییها و سامیها بودند گرفته شده است. واژه «آگر» یا «آذر» یا «آتر» به معنای آتش است و یک «واژه باستانی فرا ملیتی» است.

قبل از ایرانیان ، کلدانیان و آشوریان سیاره مریخ را «ستاره آذر یا آتشین» مینامیدند و این نام در کتیبه های بابلی هم آمده است. قوم آزر ساکن شهر اور پایتخت سومر و کلده بودند و از نظر موقعیت جغرافیایی در شمال خلیج فارس نزدیک دلتای دجله و فرات بود. کلمه اور هم مانند آذر به معنای آتش است چون مرکز آتشکده های بسیاری بوده است. البته «اور» در زبان عیلامیان باستان یعنی «شهر» مثل ماس + اور یعنی شهر لبنیات! یا تلوری که تل یعنی شهری که در گردنه و تپه کم شیب واقع شده است یا اورشلیم یعنی شهر صلح یا دارالسلام.

به گفته «ابو منذر هشام کلبی» در الصنام صفحه ۸۳ آزر نام بتی معروف بوده که تارُخ پدر ابراهیم پرده دارش بوده است. خیلی از واژه ها و کلمات هم هستند که از زبان عیلامی وارد فارسی شدند مثل پدر _ مادر _ پسر _ شادی _ شاه _ بهتر _ شوش _ شوشتر _ اخوزیا (اهواز) _ بهبهان _ خارتیش (خوارکننده تشنگی = خایدالو) _ تیراشه (شیراز) و...همگی اینها اسامی عیلامی هستند.

دکتر اریک جان آنونبی زبانشناس کانادایی که بطور تخصصی و ویژه روی زبان لُری کار کرده است در کتاب «لُری چند زبان است؟» میگویدنه تنها لُری یک زبان است بلکه تک تک شاخه های آن یک زبان هستند و زبان لری یک گروه زبانی است.

اگر لری ننویسیم _ لری نگوییم _ لری حمایت نکنیم دچار خودگریزی فرهنگی میشویم. الفبای عربی برای لری نوشتن سخت است چون در خط و الفبای عربی نمیشود حروف مُصوت و صدا دار را نوشت ولی خط لاتینی که در زبان آلمانی استفاده میشود بسیار کامل است. زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است برای مثال بن فعل گفتن در زبان لری میشه ( ؤ ) حالا میخواهیم از این مصدر فعل «میگویم» بسازیم :

بختیاری= إیگوم / مینجایی= گوئم یا موئم / لکی= موشم.

پیشینیان ما برای لغات عربی و فارسی معادل داشتند و اگر لغتی را هم میپذیرفتند کلأ تغییرش میدادند مثلأ واژه حکایت که عربی است را گرفته و به «حَقات haghat » تبدیل کردند. بعضی کلمات هم که از ترکی وارد فارسی شدند مثلقاشق _ چنگال _ بشقاب. برخی کلمات لری که کلأ ساختمان و ترکیب کلمه شان متفاوت با فارسی است و توجه بفرمایید آنچه را که ما فارسی میدانیم در واقع عربی است معادل مسخره کردن یا تمسخر که لری اش میشود «دم هلکونی» یا «لابردنگ» یا «سیقاف» که هیچکدام تازی نیستند.

کلمه «محتاج» عربی است ولی در لری ما «ناک» را داریم که تازی نیست. و مثال های دیگری همچون: پل زیهغلت خوردن / پهلاکفش / پله پوشاخ و برگ / پوقیسهمنفجر شدن / تونک tonek نازک / ناکمحتاج / موکووریگستاخی / چزوگو chezogoورزش هاکی / قرس qars : طناب / حپ hapقرص / فتراقجستجو / أینل aynel زیربغل / ایمدال imdal اکنون یا دوباره / یالگهیخه (که ترکی است) / ذوق zoq سرما / گلموچه gelmocheمچاله / سیلیجلجن / پتیخالی و...

 

12 نظر

  • قدمت واژه《لُرستانات》

    واژه لرستانات در منابع مختلف معادل بلاد لرنشین یا لرستان بزرگ ( فیلی ، بختیاری و جنوبی ) آمده است مثلأ در کتاب زبده التواریخ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۲۱ ، واژه لرستانات آمده است. کتاب زبده التواریخ از مهمترین وقایع نگاری نیمه نخست سده هشتم هجری ، شامل ؛ رویدادهای پس از مرگ تیمور گورکانی تا نیمه فرمانروایی شاهرخ تیموری، تألیف ؛ شهاب الدین عبدالله بن لطف الله خوافی یا بهدادینی ، مشهور به حافظ ابرو است که به سال ۸۳۳ متوفی شده است. همچنین شیخ بهایی در دیوانش یک شعری دارد با این عنوان:از لرستان یک لری زفت و کلان _ نوبتی آمد به شهر اصفهان.


  • توانمندی های زبان لُری

    خیلی اسامی هستند که اصلاً فارسی نیستند بلکه باستانی و سومری اند مثل:تَن که سومری است به معنای محل یا ظرف چیزی. تنور یعنی محل نور که تنور در آیه ۴۰ سوره هود آمده است. واژه تنور را زبانشناسانی مثل《جعفری》معتقد هستند که نه ایرانی است و نه سامی بلکه از زبان اقوامی که قبل از آریاییها و سامیها بودند گرفته شده است. واژه《آگر》یا《آذر》یا《آتر》به معنای آتش است و یک《واژه باستانی فرا ملیتی》است. قبل از ایرانیان ، کلدانیان و آشوریان سیاره مریخ را《ستاره آذر یا آتشین》مینامیدند و این نام در کتیبه های بابلی هم آمده است. قوم آزر ساکن شهر اور پایتخت سومر و کلده بودند و از نظر موقعیت جغرافیایی در شمال خلیج فارس نزدیک دلتای دجله و فرات بود. کلمه اور هم مانند آذر به معنای آتش است چون مرکز آتشکده های بسیاری بوده است. البته《اور》در زبان عیلامیان باستان یعنی《شهر》مثل ماس + اور یعنی شهر لبنیات! یا تلوری: که تل یعنی شهری که در گردنه و تپه کم شیب واقع شده است یا اورشلیم یعنی شهر صلح یا دارالسلام. به گفته《ابو منذر هشام کلبی》در الصنام صفحه ۸۳ آزر نام بتی معروف بوده که تارُخ پدر ابراهیم پرده دارش بوده است. خیلی از واژه ها و کلمات هم هستند که از زبان عیلامی وارد فارسی شدند مثل: پدر _ مادر _ پسر _ شادی _ شاه _ بهتر _ شوش _ شوشتر _ اخوزیا (اهواز) _ بهبهان _ خارتیش (خوارکننده تشنگی = خایدالو) _ تیراشه (شیراز) و...همگی اینها اسامی عیلامی هستند. دکتر اریک جان آنونبی زبانشناس کانادایی که بطور تخصصی و ویژه روی زبان لُری کار کرده است در کتاب《لُری چند زبان است؟》میگوید:نه تنها لُری یک زبان است بلکه تک تک شاخه های آن یک زبان هستند و زبان لری یک گروه زبانی است. اگر لری ننویسیم _ لری نگوییم _ لری حمایت نکنیم دچار خودگریزی فرهنگی میشویم. الفبای عربی برای لری نوشتن سخت است چون در خط و الفبای عربی نمیشود حروف مُصوت و صدا دار را نوشت ولی خط لاتینی که در زبان آلمانی استفاده میشود بسیار کامل است. زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است برای مثال: بن فعل گفتن در زبان لری میشه ( ؤ ) حالا میخواهیم از این مصدر فعل《میگویم》بسازیم : بختیاری= إیگوم / مینجایی= گوئم یا موئم / لکی= موشم. پیشینیان ما برای لغات عربی و فارسی معادل داشتند و اگر لغتی را هم میپذیرفتند کلأ تغییرش میدادند مثلأ واژه حکایت که عربی است را گرفته و به《حَقات haghat》تبدیل کردند. بعضی کلمات هم که از ترکی وارد فارسی شدند مثل:قاشق _ چنگال _ بشقاب. برخی کلمات لری که کلأ ساختمان و ترکیب کلمه شان متفاوت با فارسی است و توجه بفرمایید آنچه را که ما فارسی میدانیم در واقع عربی است معادل مسخره کردن یا تمسخر که لری اش میشود《دم هلکونی》یا《لابردنگ》یا《سیقاف》که هیچکدام تازی نیستند. کلمه《محتاج》عربی است ولی در لری ما《ناک》را داریم که تازی نیست. و مثال های دیگری همچون: پل زیه:غلت خوردن / پهلا:کفش / پله پو:شاخ و برگ / پوقیسه:منفجر شدن / تونک tonek :نازک / ناک:محتاج / موکووری:گستاخی / چزوگو chezogo:ورزش هاکی / قرس qars : طناب / حپ hap:قرص / فتراق:جستجو / أینل aynel :زیربغل / ایمدال imdal :اکنون یا دوباره / یالگه:یخه (که ترکی است) / ذوق zoq :سرما / گلموچه gelmoche:مچاله / سیلیج:لجن / پتی:خالی و...


  • اسماعیل خان《سرباز بروجردی》

    اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که در سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده است ، ادیب و شاعر بود که تخلص سرباز اختیار کرده بود. اصلش از《خرم آباد فیلی》بود و به مناسبت آنکه در بروجرد تولد و تمکن یافته به بروجردی مشهور شده و چون در فوج نظام صاحب منصب بوده ، تخلص سرباز را برای خود برگزیده است. وی در انواع شعر دست داشته و دیوانی در مراثی بنام اسرارالشهاده از او بازمانده که دو مرتبه در تبریز و بمبئی چاپ شده که قریب ۵ هزار بیت دارد. محمود میرزا قاجار میگوید : سرباز نامش اسماعیل خان بود و از طایفه فیلی خرم آباد ، در غزل سرایی دستی دارد و سعی نماید که از متوسطان باشد مشارالیه در درگاه نواب محمد قاسم میرزا به منصب تخلص خود ممتاز و سرهنگ سرباز است.نسخه ای از دیوان سرباز در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.


  • چنگایی

    دکتر ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب《نون جو》صفحه ۵۰۱ مینویسد : دانشکده ادبیاتِ دانشگاه تهران در اختیار دو لُر《دکتر عبدالحسین زرینکوب و دکتر سید جعفر شهیدی》و یک تُرک《دکتر عباس زریاب خویی》است. جلال آل احمد هم این مطلب را در کتابش آورده است.


  • زبان باستانی لُری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری _ آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود. زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است. واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند. هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر《شوش》به زبان لری تکلم میکنند. زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است. زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر. وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است. هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند. لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است. وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • ملایری

    شمس قیس رازی در کتاب العجم فی معاییر اشعار عجم میگوید:بیشتر مردمان عراق رغبت زیادی به انشاء و انشاد ادبیات فهلوی دارند و از قول و غزلهای عربی و دری چنان لذت نمی برند که از فهلویات.از آنجا که شمس قیس خود اهل ری بوده به درستی گفته او نمیتوان شک کرد و ری نمیتواند زبان مرسوم دربار ساسانی بوده باشد. فریدون جنیدی در نامه پهلوانی صفحه ۵ مینویسد:ترانه های زیادی پس از دوران اسلامی در سرزمین ماد یعنی آذربایجان و همدان و لرستان بنام فهلویات مشهور و رایج بوده است.از همه بیشتر و بهتر ترانه های باباطاهر عریان است که کمتر ایرانی است که با آن آشنایی نداشته باشد.با مقایسه و تطبیق واژه های پهلوی با واژگان لری این موضوع روشن میشود که زبان لری کهن ترین زبان غرب ایران است و باستانی بودن این زبان به دوره پارت و ساسانی میرسد.


  • واژگونه نویسی پارادوکس معنایی نامجاهای لرستان

    واژگونه نویسی پارادوکس معنایی نامجاهای لرستان:بهمن آزادی اسم یا نام مهمترین شاخصه و شناسه برای شناختن و شناساندن هر چیز ، در همه کاینات جهان هستی است. برای مخلوقات اعم از جاندار و بی جان ، مانند:موجودات زمینی و زیر زمینی و هوایی و دریایی و _نامی در خور به کار گرفته میشود. حتی خالق این مخلوقات نیز نام منحصر به فرد خود را دارد. پر کاربرد ترین اختراع انسان ، نام و اسم گذاشتن برای افراد و همه موجودات میباشد. میتوان گفت نامگذاری هر یک از موجودات (اعم از جمادات و نبادات) بهترین راه متمایز نمودن هر یک از دیگری در جهان هستی میباشد. در میان ملل مختلف خالق هستی بخش و بوجود آورنده آنچه موجود است ، نام مختص خود را دارد. البته اعتقادات دینی _ فرهنگی در این نامگذاری مؤثر بوده است. ایرانیان در برهه هایی از تاریخ نویسان خود ، خدا را با نامهای مختلف خوانده اند. در کتاب اوستا بخش خرده اوستا که قسمت دعاهاست نام اهورامزدا را بکار بردند. در قرآن نیز نامهای با مسما برای خدا ذکر شده که الله برگزیده ترین آنهاست. لذا در ملل مختلف نامها برحسب موازین فرهنگی _ دینی و اجتماعی به کار برده میشوند که ریشه در باورها و اعتقادات خاص خود دارند. در نام مکانها هم سعی شده که از لحاظ ویژگی و خصوصیات ظاهری به نوعی معرف آن مکان باشند. اما متأسفانه ما با نوعی واژگونه نویسی نامهایی که برگرفته از تمدن دیرینه و فرهنگ و باورهای مردمان لر است از معنی و مفهوم خود دور میکنیم و به نوعی ناخواسته اقدام به خود زنی و خود ویرانگری فرهنگی و تخریب داشته های تاریخی خود می نماییم. آنچه در این بحث مد نظر است دگرگونه نویسی یا واژگونه نویسی است که از دیرباز در میان مردمان خطه لرستان مرسوم شده است و شوربختانه هنوز نیز بر ادامه این اشتباه ، ناخواسته اصرار می ورزیم. از جمله این واژگونه نویسی نوعی دگردیسی ناشایست از اسامی جغرافیایی در نوشتن نام مکانها در تابلوهای اداره راه و شهرسازی در جاده ها و به نوعی فارسی کردن نام مکانهاست. در اکثر تابلوها و نقشه هایی که از استان لرستان و شهرها و روستاهای این استان نوشته میشود به اولین اشتباه بزرگ میتوان به نوشتن نام خرم آباد اشاره کرد. در توصیف و شرح نام خرم آباد اشتباه نویسانی همچون حمدالله مستوفی بوده است که خرم آباد را محلی دانسته که خرما در آنجا فراوان بوده است! بدون شک با توجه به این شرحی که جغرافیا نویس از وجه تسمیه خرم آباد داشته ، با ضرس قاطع میتوان گفت که وی به دلیل صعب العبور بودن و بافت کوهستانی منطقه هرگز به این شهر نیامده و فقط این نام را شنیده و برایش با توجه به تجزیه و ترکیب و تحلیلی که از نام خرم آباد داشته ، آن را وصف نموده است! در زبان لری به خرم آباد (خورموعه) گفته میشود اگر بگوییم بین خورموعه و خرم آباد بسیار تفاوت است سخنی مبهم و اصم نگفته ایم. از دیگر واژگونه نویسی ها که به اصطلاح خواسته اند نامی فارسی بر شهر یا روستایی بگذارند میتوان مثالهای فراوانی آورد. مثال:چندین مکان موسوم به "باوممیل" وجود دارد که فارسی آن را بابا محمود نوشته اند. در کجای فرهنگ و زبان لری دیده یا شنیده ایم که به محمود ممیل بگویند! مثال:سراب نایکش کجا و نام وارونه ی ناوه کش کجا! مله شوؤنو کجا و مله شبانان کجا؟ مله یک واژه لری به معنای گردنه میباشد و شوؤن به معنای چوپان است حال چه اجباری هست که نیم نام این مکان را لری و نیمی دیگرش را فارسی بنگاریم؟ کمره سی ، از لحاظ لغوی و ظاهر واژگانی چه ارتباطی با مخملکوه دارد؟ شاید اسم مخملکوه به نام این کوه با مسما باشد اما با واژه کمره سی هیچ ارتباط معنایی نمیتواند داشته باشد. آو ک ت … روستایی نرسیده به پلیس راه چالان چولان که آن را آب کت نوشته اند ! بخش اول آن فارسی یعنی آب و نیم دیگر آنرا ، کت یعنی لری نوشته اند! نمیتوان با این نام یعنی آبکت وجه تسمیه درستی برای آن ارایه کرد. در تابلوهایی که در بین راههای لرستان نصب کرده اند اکثر قریب به اتفاق نامهای نوشته شده دچار این تناقض هستند نیمی از نامها فارسی و نیمی دیگر لری نوشته شدند. مثال:قلابردی را به فارسی برگردانده و آن را قلعه سنگی نوشته اند! آیا اگر همان قلا بردی را مینوشتند زیبا تر نبود؟ مثال:باواس را بابا عباس نوشته اند برخی معتقدند که قبر بابا عباس از بزرگان اهل حق در این مکان است هر چند این ادعا مستند نیست و ضعف سند دارد اما نام باواس را عده ای نیز با توجه به معبد مهر پرستی در تنگه باواس قدمتش را فراتر از آن میدانند که ما شنیده ایم! مثال:تنگ شوؤه خو ، را به تنگ شبیخون برگرداندن و نوشتن ، حال اگر شوؤه خو همان شبیخون زدن باشد چه الزامی در نوشتن فارسی آن بوده است؟مثال:خرگوش ناو از روستاهای توابع شهرستان الشتر که مسؤلین آن را خرگوش ناب مینویسند و در مصاحبه ها میگویند! آیا بین خرگوش ها _ ناب و نا باب _ وجود دارد ؟ اگر همانطور که میگوییم ، بنویسیم " خرگوشناو " چه اتفاقی می افتد؟ خرگوش + ناو یعنی زمینی که در آن خرگوشها لانه دارند! ناو ( ناوه ) به زمینی مسطح که دنباله ی سراشیبی تند میباشد و در اکثر جاها برای کشاورزی مرغوب است اصطلاحأ ناوه گفته میشود! اما اینگونه واژگونه نویسی ها در موارد بسیاری از تابلوهای نصب در بین راه ها و جاده ها و روستاهای لرستان موجود است که نیاز به تحقیق و پژوهشی کامل تر دارد ، در این مجال فقط به عنوان مصداق چند نمونه آورده شد. آیا درست آن نیست همانطور که روستا و یا مکانی را که از آن نام میبریم همانگونه هم بنویسیم؟ این واژگونه نوشتن نامجاها چه معنایی دارد؟ آیا وقت آن نشده که مسؤلین این نام نوشتنها ، آستین همت بالا زنند و این اشتباهای فاحش را برای حرمت نهادن به مردم لرستان و ادای درست نامها اشتباهات موجود را اصلاح کنند؟ در صورت اصلاح نامجاهایی که اشتباه نوشته شده میتوان امیدوار بود مانند:مناطق ترک نشین و کرد نشین! مازنی ها و گیلک ها در شمال هم بر روی تابلوهایی که در مسیر راهها و روستاهای آنها به همان زبانی که ادا میشود و نام میبرند نیز مینویسند! ما هم عمل کنیم تا برای تابلوهای واژگونه نوشته در لرستان هم مصداق پیدا کند. شاید کمکی به خودباوری بیشتر قوم لر باشد و ادای دینی که به عهده داریم بجای آوریم. ما مجبور نیستیم که نام روستا _ کوه _ سراب _ چشمه و رود که لری هستند را به فارسی برگردانیم چون از آن یک اسم بی معنی و بی مسما میسازیم! نامجاهای مکانی در لرستان را هرگز به فارسی برنگردانیم چون اسلاف ما هر نامی که بر محل و یا کوه در لرستان نهاده اند بار معنایی و تاریخ مختص به خود را دارد ! با این قاعده ی بی ریختی که از ثبت این نامها در اوایل این قرن با تخته قاپو شدن مردمان لر و ساخت جاده و راه آهن به ما رسیده ، برگرداندن به فارسی است که آن را ادامه میدهیم ، کار اشتباهی در پیش گرفته ایم که جز ضربه زدن به حیثیت اجتماعی و اصالت تاریخی و آسیب فرهنگی به خود کار مثبتی انجام نداده ایم!همچنین از نوشتن این اسمهای بی مسما (لری با پسوند یا پیشوند فارسی) امتناع کنیم بقول مولانا:هیچ اسم بی مسما شنیده ای _ یا ز گاف و لام گل ، گل چیده ای / نام فروردین نیارد گل به باغ _ شب نگردد روشن از نام چراغ! امیدوارم روزی برسد که لازم نباشد خودمان را به رنگ دیگران جلا بدهیم! بلکه هر آنچه هستیم همان را نشانه رویم ، هیچی از خود واقعی بودن نیک تر و بالاتر نیست!


  • لُری ؛ زبان مستقل

    بسیاری برحسب حُب و بُغض ادعا میکنند لُری زبان نیست و گویشی از فارسی هست! در جواب این بیسوادان باید گفت که نه تنها لُری زبان مستقلی هست، بلکه فارسی امروزی یا فارسی معیار خود گویشی از زبان لری میباشد. دلیلی که اینجا ذکر میکنم این هست: اگر لری گویش فارسی بود میبایست تمام افعال و لغات موجود در فارسی، در لری هم بدون هیچ کم و کاستی موجود بود، در صورتی که اینگونه نیست. بلکه زبان لری بسیار کاملتر از فارسی معیار است و ریشه پهلوی دارد و به دلیل جغرافیای خاص سکونت قوم لر که از گذشته های دور بین کوهستانهای زاگرس زندگی میکرده اند، بسیاری از زبانشناسان بر این عقیده اند که زبان لری کمتر از اختلاط با زبانهای بیگانه از جمله ترکی و عربی تاثیر پذیرفته و اصیل مانده است. در زبان لری هزاران لغت و حتی افعال مخصوصی وجود دارند که معادلشان به هیچ عنوان در فارسی مشاهده نمیشود.از جمله: لری: دا _ فارسی: مادر / لری: بو یا بووه_ فارسی: پدر / لری: پت _ فارسی: دماغ / لری: تیه _ فارسی: چشم / لری: تاته_ فارسی: عمو / لری:پتی ، بوتی ، کچی _ فارسی: عمه / لری: کور _ فارسی: پسر / لری: مِل _ فارسی: گردن / لری: عس _ فارسی: استخوان / و در افعال لری: ووری _ فارسی: بلند شو / لری: بجی _ فارسی: فرار کن / لری: ورگرد _ فارسی: برگرد / لری: رِمس _ فارسی: فرو ریخت / لری: جَر کردن _ فارسی: دعوا کردن / لری: بهر کردن _ فارسی: تقسیم کردن / لری: سیل کردن _ فارسی: نگاه کردن / لری: پق کردن _ فارسی: اخم کردن / لری: بونگ کردن _ فارسی: صدا کردن / و هزاران مورد دیگر که اصلاً بحث مُفصلی را میطلبد. بعد یک عده معلوم الحال به خودشان جرات میدهند و به زبان اصیل ما میگویند گویش فارسی! اصلاً فرق میان لهجه ، گویش و زبان را نمیدانند!


  • چرا لُری ثبت ملی نمیشود؟

    برخی از عزیزان مدام به کانال فرهنگستان زبان لُری فشار میآورند که چرا لُری را ثبت ملی نمیکنید؟چرا فلان چیز را ثبت نمیکنید(که حتی هیچ ربطی به زبان ندارد)؟ چرا《ایکس》را ثبت نمیکنید؟ چرا《ایگرگ》را ثبت نمیکنید؟ اولاً ثبت کار یک تیم پیگیر با پشتوانه اداری است. ما نه تخصص ثبت را داریم نه امکانات و وقت آنرا‌. چرا فقط از این و آن میخواهید برای لُر کار کنند پس شما چکاره هستید؟بعد تخصص و توان ما در زبان و ادبیات است نه در بقیه ابعاد فرهنگ! دوم اینکه ما اعتقاد چندانی به ثبت نداریم! به قول دکتر ابراهیم خدایی اصالت را باید در خانه ها و خیابانها فریاد زد نه صرفاً در موزه ها که این دلخوش کردنها و تفاخرها به موزه نشینی خود فاتحه خواندن است بر داشته های فرهنگی. چه سودی دارد که مثلاً لری را ثبت کنیم ولی در خانه ها و خیابانهای ما نه کودکان لری سخن بگویند و نه بزرگترها؟ و با شبحی از لری سخن گویند؟ که همین هم با تدوام این روند دو سه نسل دیگر از بین خواهد رفت. مگر انگلیسی ، عربی ، آلمانی و فارسی...جایی ثبت شده اند که این همه موفقیت و پیشرفت در حد خود به دست آورده اند؟پیشرفت هر زبان مرهون تلاش و تولید اهالی آن زبان به اضافه امکانات است. دنیای کنونی دنیای رقابت است. هر زبانی تولید ادبی و فرهنگی بالا داشت زنده میماند. شهر لُرنشین شوش کلش این ۶ سال است که نه ثبت ملی بلکه《ثبت جهانی》شده است ولی دریغ از یک ریال بودجه یا امکانات یا یک قدم پیشرفت با این ثبت جهانی! تازه یک پل روگذر تسهیل کننده جاده اهواز _خرم آباد را هم بخاطر این ثبت جهانی تخریب کردند و این خود شده یک معضل ترافیکی آزاردهنده برای شهر.حالا داستان دلخوش کردن صرف است به ثبتها و افتخارات موزه ای! و چه غم انگیز است که موزه های مردم شناسی و باستان شناسی و افتخارات کهن ما غنی و سرشار از اصالت باشد ولی خانه ها یا خیابانهایمان تُهی یا کم بهره! و یک کلام فرهنگ آن چیزی است که در خانه ها، کوچه ها و خیابانها زنده و جاری است موزه ها محل تاریخ و فرهنگ است نه محل حیات و سرزندگی.


  • لُرتباران همدیگر را حمایت کنند

    چرا ما لُرتباران از هم حسودی کنیم؟چرا کسی کاری انجام نمیدهد ولی وقتی یک نفر دارد زحمت میکشد فقط مردم زیر نظر دارنش تا یه چیزی ازش پیدا کنند مثلاً استاد مهرآموز یک زبانشناس هست من که بلد نیستم باید یاد بگیرم یا دنبال این بگردم تا یک کلمه اشتباه ازش پیدا کنم؟یا باید کمک و تشویق کنم تا بیشتر وقت بگذارد درحالیکه زبان مادریم دارد فراموش میشود! خواهش از همه دارم هر کی زبان فارسی را دوست داره دخالت نکنه ما همه زبانها را دوست داریم ولی نه اینکه زبان مادری را فراموش کنیم اگه از بزرگان لر حرف بزنند همه وانمود میکنیم که ما عشق لری هستم ، همه عکس سرداران را پروفایل میگذارند ولی چرا میگن زبان ما فارسی است؟ بزرگان ایران بسیاری از آنها لر بوده و لری صحبت کرده اند ولی چرا شهرستانها امروز زورشون میاد لری حرف بزنند؟ بخشکد ریشه ام، من خشک میشوم _ غَنی تاریخ و زبانم، خوش به حالم / ز بهرِ ریشه و شاخه ام، میدَوم _ زبانم بودِ پارسی، به خود میبالم!


  • وارونگی واقعیت به کدام انگیزه؟

    ابوالفضل بیهقی نویسنده‌ تاریخ بیهقی در سده ۵ هجری میگوید:《تاریخ به راه راست رود که روا نیست تحریف و تبذیر در آن!》احمد ابن فضلان در سده‌ ۱۰ هجری به همه کاتبان و مورخان سفارش کرد:《دروغ ننویسید که روزی حقیقت بر ملاء میشود!》از همین‌رو بود که پیشینیان به درستی دریافتند《ماه هیچگاه پشت ابر نمی ماند و زمستان رفته و روسیاهی به زغال می ماند》اما شگفت آنکه در جهان امروز که «عصرارتباطات» است‌ برخی گمان میکنند با دستکاری در تاریخ، میتوانند پیشینه و هویت بسازند و مردم را فریب دهند.چندی پیش پُستی در اینستاگرام خواندم که لکی کاملترین زبان دُنیاست! و دارای ۳۰ هزار واژه است درحالیکه عربی فقط ۷ هزار واژه دارد! این درحالی است که لکی قواعد مُستقل ندارد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و یک موسسه بین المللی و انستیتو زبانی نیست که لکی را زبان معرفی کرده باشد حتی لکها نمیتوانند از ۱ تا ۱۰ به لکی بشمارند و اکثر کلمات کلیدیشان برگرفته از فارسی و عربی است مثلاً برای کلمات: حقوق / اتصال / اقتصاد / اخلاق / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / جامعه و...چه معادلهایی در لکی دارند؟ یک زبان حداقل باید تا حدودی استقلال داشته باشد درحالیکه لکی ۸۰% کلماتش تلفیقی از فارسی وعربی است. اما عربی به عنوان کاملترین زبان بیش از ۱۲ میلیون کلمه دارد و نیم میلیارد نفر به آن صحبت میکنند و ششمین زبان سازمان ملل است. زبان انگلیسی ۶۰۰ هزار کلمه دارد و زبان بین المللی است. دیکشنری فرانسوی لاروس بیش از ۱۳۰ هزار لغت دارد و ۲۰۰ میلیون نفر به آن صحبت میکنند و زبان رسمی ۳۰ کشور است. زبان فارسی بیش از ۷۰ هزار لغت دارد. بازتاب اینگونه گزارشها از روی ناآگاهی است و هر نوشته ای اگر سند و مدرک معتبر نداشته باشد مورد شک و تردید است و نویسندگان آن رسوا خواهند شد!


  • دستور زبان و قواعد ساده

    برخلاف تصورات موجود زبانهای غیر لری اتفاقا درصد کلمات فارسیشان بیشتر از لری است فقط یکی دو قاعده دستوری بسیار ساده اینها را برای سایر گویشوران پیچیده نشان داده و آن هم چسباندن ضمایر متصل بجای فعل به مبتدا و خبر است مثلاً ما اگر《شارِت بشویَه》لری را به صورت《بشو شاریَه》بنویسیم تمام گویشوران غیر لر گاز پیچ میشوند! وگرنه از نظر کلمات زبان لری اختصاصات به مراتب بیشتری از دیگران زبانها دارد مثلاً معادل کلمه فارسی «برای» در کردی میشود «اَرای» و در لری «سی» است یا بگیر در گورانی « بِگِر » و در لری «بِیر» است یا در لری میگویند یخ کردم ولی لکزبانان میگویند: یخم کرد! بنابراین کلمات لری بسیار سخت تر هستند ولی چون دستور زبانش ساده است چنین تصور میکنند که گویش یا زیرمجموعه زبانی است! زبان بقیه مثل زبان زرگری است در زرگری جمله « شهین آمد » میشود:《سهین به شیدی ، سامد به آدی》همانطور که می بینید کلمه سخت و جدیدی اختراع نشده است.



آخرین مقالات