شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

از ماست که بر ماست

اقدام نژادپرستانه و فاشیستی یک شرکت کاریابی در استان یزد که یکی از شرایط استخدام در شرکت فولاد این شهر را «لر نبودن» متقاضیان اعلام کرده بود، در روزهای اخیر واکنش‌های زیادی را در رسانه‌ها و به‌ویژه فضای مجازی در پی داشت و از سوی کاربران و فعالان رسانه‌ای استان لرستان و سایر هم تباران در مناطق مختلف به‌شدت محکوم شد.

از ماست که بر ماست

این نخستین بار نیست که شاهد توهین به قوم لر هستیم؛ در چند سال گذشته به‌انحاءمختلف به این قوم شریف و نجیب توهین‌های ناروایی شده است؛ نامه رئیس یک دانشگاه در یکی از استان‌های مجاور به رئیس سازمان سنجش برای جلوگیری از پذیرش دانشجویانی از استان‌های لرستان، چهارمحال و بختیاری و ایلام در این دانشگاه، بخشنامه فرمانده اسبق به نیروهای زیرمجموعه مبنی بر جلوگیری از استخدام لرها برای درجه‌داری و گروهبانی در یکی از نیروهای نظامی کشور، توهین آشکار و پنهان در برخی سریال‌های تلویزیونی و جُنگ های شبانه، ثبت میراث فرهنگی و تاریخی مناطق لرنشین به نام اقوام دیگر، جعل نقشه کشور به منظور تصاحب مناطق پرآب استان‌های لرستان و چهارمحال و بختیاری و...تنها نمونه‌هایی از این اقدامات سخیف و حقیرانه نسبت به قوم لر به عنوان بخش مهمی از جامعه ایران است.

به‌راستی دلیل این نگاه تبعیض‌آمیز به قوم لر چیست؟ آیا لرها در طول تاریخ در دفاع از آب‌وخاک و ناموس کشور در برابر بیگانگان کم گذاشته‌اند؟ آیا مردم لر بیشتر از آن که باید از منابع، ذخایر و امکانات کشور بهره‌برداری کرده و می‌کنند و حق سایر قومیت‌ها را ضایع کرده‌اند؟ و... در پاسخ به سؤالاتی از این دست می‌توان گفت که در طول تاریخ پر فراز و نشیب این کشور، قوم لر همواره پیشگام و مدافع این آب و خاک بوده و هیچ‌گاه در دفاع از کیان ایران کوتاهی نکرده است؛ از سوی دیگر محرومیت فراوان و فقر موجود در مناطق لرنشین گواه آن است که لرها نه‌تنها حق اقوام دیگر را تضییع نکرده‌اند که سال‌های متمادی است که منابع سرشار خدادادی آن‌ها به طرق مختلف روانه استان‌های مرکزی و برخوردار کشور می‌شود تا چرخ صنایع این استان‌ها به چرخش درآید!

البته این نوع نگاه ناجوانمردانه و حقیرانه به قوم لر مربوط به دیروز و امروز نیست و از دو بُعد تاریخی و اجتماعی قابل‌بررسی است.

بُعد تاریخی این قضیه به بیش از 200 سال گذشته یعنی به زمان سقوط حکومت زندیه به دست سلسله قاجار برمی‌گردد؛ قاجارها در طول 135 سال حکومت خود بر ایران برای کاهش قدرت و نفوذ لرها از هیچ کوششی فروگذار نکردند.

می‌توان گفت ضدیت با لرها به‌صورت نظام‌مند و سیستمی از زمان روی کار آمدن سلسله بی‌لیاقت قاجار در کشور کلید خورد؛ در 53 سال حکومت پهلوی اول و دوم نیز همان سیاست قاجارها با روش‌های دیگر ادامه یافت و این سلسله در ضدیت با قوم لرگوی سبقت را از اسلاف خود ربود؛ متأسفانه رگه‌هایی از این دشمنی با قوم لر به‌صورت زیرپوستی هم چنان در بدنه جامعه و برخی نهادهای تصمیم گیر وجود دارد؛ توهین‌های گاه و بی گاه به قوم لر در دهه‌های اخیر گواه این مدعاست.

از لحاظ اجتماعی نیز با وجود آن که بخش اعظمی از ذخایر رو زمینی و زیر زمینی کشور اعم از نفت، منابع آبی و معادن در مناطق لرنشین واقع‌شده، در دهه‌های گذشته عوامل زیادی دست‌به‌دست هم داده است تا مناطق لرنشین کشور دچار محرومیت شده و از نظر شاخص‌های توسعه، فاصله این مناطق با استان‌های برخوردار هر روز بیشتر شود.

عدم مطالبه گری و شایسته گزینی، باندبازی و سیاسی‌کاری، طایفه‌گرایی، تبدیل لرستان و مناطق لرنشین به محل آزمون‌وخطای مدیران کم‌تجربه، تعطیلی و ورشکستگی واحدهای تولیدی و کلنگ زنی‌های بی‌حاصل در سال‌های اخیر، توزیع نامناسب امکانات و صنایع در کشور، تمرکز صنایع اشتغال‌زا در استان‌های مرکزی کشور به بهانه نزدیکی لرستان و مناطق لرنشین به کانون درگیری ایران و عراق در سال‌های جنگ تحمیلی و ...نیز ازجمله دلایل اجتماعی ایجاد وضع موجود است.

با این حساب فقر و محرومیت مزمن باعث شد که جوانان جویای کار برای به دست آوردن لقمه نانی به‌عنوان کارگر ساده به پایتخت و سایر مناطق برخوردار کشور روانه شوند؛ حضور این جوانان که اغلب نیز تحصیل کرده هستند، به قدری قابل‌لمس شده که به‌عنوان یک پدیده اجتماعی در تهران و سایر استان‌های توسعه‌یافته بروز و ظهور یافته است.

این پدیده حتی به فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی هم راه یافته و در اغلب این تولیدات فرهنگی جوان لر در قامت یک کارگر ساده نمایش داده می‌شود!

این پدیده رفته‌رفته باعث شکل گرفتن نگاه و دیدگاهی در جامعه ایرانیِ مرکزنشین شده که لرها را به عنوان شهروندانی «درجه‌دو» ببیند و در مناسبات اجتماعی به قوم لر به دیده تحقیرآمیز بنگرد.

بیش از 14 استان کشور لرنشین بوده و لرها بیش از 15 میلیون نفر از جمعیت کشور را شامل می‌شوند و اگر این نگاه تبعیض‌آمیز به این قوم کم‌رنگ نشود و هر از چند گاهی شاهد توهین‌های آشکار و پنهان به این مردم باشیم، وحدت و اتحاد جامعه دچار خدشه شده و چه‌بسا اگر این موضوع تشدید شود، امنیت و تمامیت ارضی ایران به مخاطره افتاده و در درازمدت به تجزیه کشور که آرزوی دیرینه دشمنان است، بینجامد.

 

برای رفع این مشکل ذکر چند نکته ضروری است:

یکم؛ دولت جمهوری اسلامی می‌بایست تمام تلاش خود را برای رفع محرومیت مناطق لرنشین کشور به کار گیرد؛ اختصاص بودجه به روش سنتی و کنونی و نگاه یکسان به استان‌ها جواب‌گو نیست و جبران عقب ماندگی و محرومیت استان‌های لرنشین را نمی‌کند.

دوم؛ «فدرالیسم اقتصادی» که محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در زمان نامزدی ریاست جمهوری مطرح کرد، برای ایجاد توازن منطقه‌ای و کاهش فاصله استان‌های محروم با استان‌های توسعه‌یافته و برخوردار، بهترین گزینه برای اجراست.

سوم؛ بودجه و امکانات فرهنگی کشور عادلانه توزیع‌شده و مفاخر و مشاهیر اقوام مختلف معرفی شود؛ همان‌طور که مجموعه‌های تلویزیونی کلان و پرهزینه نظیر «تبریز در مه» و «ستارخان» و...برای معرفی مفاخر قوم آذری ساخته و پخش شد، در حوزه فیلم و سریال سازی، رویدادها و چهره‌های تاریخی و دینی قوم لر نیز به تصویر کشیده شود.

چهارم؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی در یکی از بیانات تاریخی خود در مورد رشادت لرها گفتند:«رزم لرها قبل از آن که شنیدنی باشد دیدنی است.» با این حال با گذشت 3 دهه از جنگ تحمیلی، تاکنون در هیچ فیلم و سریال دفاع مقدسی، اشاره‌ای به دلاوری رزمندگان مناطق لرنشین نشده است.

حتی در مهم‌ترین مستند دفاع مقدس یعنی «روایت فتح» که می‌توان از آن به عنوان دایرة‌المعارف دفاع مقدس نام برد، در طی سالیان طولانیِ پخش آن هیچ‌گونه تصویر، کلام و یا صوتی که گویای حضور لرها در این نبرد به یاد ماندنی باشد، پخش نشد؛ به بیان بهتر حضور رزمندگان غیور لر در این رویداد مهم تاریخی و سرنوشت‌ساز، برای معرفی به نسل‌های آینده دانسته یا ندانسته دیده نشده است.

وقتی نقش مفاخر یک قوم در رویدادهای تاریخی کم‌رنگ شود، به‌مرور عظمت آن قوم شکسته شده و به طور ناخودآگاه افرادی که تاریخ نمی‌دانند و دنبال شادی آنی و کاذب هستند، آن قوم را سوژه تمسخر و توهین قرار می‌دهند؛ کما این‌که در یکی دو سال گذشته دیدم که سیل جوک‌ها و پیامک‌های تمسخرآمیز که قبلاً درباره سایر قومیت‌ها گفته می‌شد، به سمت قوم لر سرازیر شد.

پنجم؛ عذرخواهی خشک‌وخالی توهین‌کنندگان دردی را دوا نمی‌کند و التیام‌بخش غرور این قوم با اصالت نیست؛ برای جلوگیری از تکرار توهین به اقوام و مذاهب رسمی در کشور می‌بایست مجازات حبس برای توهین‌کنندگان در نظر گرفته شود تا هزینه این نوع اقدام مجرمانه برای هتاکان بالا برده شود و از این پس شاهد این گونه اعمال تفرقه‌افکنانه در جامعه نباشیم.

همان‌طور که گفته شد محرومیت اقتصادی مناطق لرنشین در کنار غفلت فرهنگی در این مناطق، باعث شده که قوم لر در نگاه شهروندان مرکزنشین به عنوان شهروندان درجه‌دو جلوه کند و تداوم این نگاه تبعیض‌آمیز برای وحدت و انسجام جامعه بسیار خطرناک خواهد بود.

چند ماه پیش در یکی از جلسات به یکی از نمایندگان استان در مورد لزوم تجدیدنظر در محتوای تفرقه‌افکنانه کتاب درسی «استان شناسی لرستان» پایه دوم دوره متوسطه مطالبی را یادآوری کردم، تعدادی از دوستان و فعالان رسانه‌ای استان هم حضور داشتند، هرچه تلاش کردم که این نماینده محترم که از قضا رئیس کمیته...مجلس است متوجه این خطر فرهنگی بشود و او را مُجاب کنم که برای تصحیح این کتاب تذکری به وزیر آموزش و پرورش بدهد، توجیه نشد که نشد!

واقعیت مطلب آن است که قوم لر به ویژه در دهه‌های اخیر از نبود رَجُل های سیاسی استخوان‌دار و دلسوز در رنج است؛ ظلم و اجحاف تاریخی هم به آن مضاف شود، نتیجه‌اش فقر مطلق و مزمنی می‌شود که دچار آن شده‌ایم؛ در کمال تأسف حالا رسیده روزی که جوان لر را برای کارگری ساده هم راه نمی‌دهند! شاعر پر بی‌راه نگفته که «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»

 

مصطفی رباطی

 

 

به کدامین گناه ؟


به کدامین گناه ؟

در حالی که مقام معظم رهبری تأکید بسیار زیادی بر ایجاد وحدت و همبستگی ملی بین آحاد ملت ایران داشته‌اند و در زمانی که تهدید عمده نظام اسلامی به تشخیص تمام کارشناسان سیاسی و امنیتی، تحریک اقوام ایرانی به جدایی و افتراق از هم است، متأسفانه شاهدیم که یکی از متدین‌ترین، ولایی‌ترین و انقلابی‌ترین اقوام مورد توهین و حقارت قرار می‌گیرد.

روز گذشته یکی از کانال‌های کاریابی در استان یزد مطلبی را منتشر کرد مبنی بر عدم اشتغال کارگران لُر.

این موسسه تحت عنوان کاریابی کارآفرینان یزد در اقدامی ناپسند و در قالب یک آگهی استخدام، قوم لر را آماج توهینی آشکار قرار داد. این موسسه در بخش توضیحات آگهی کاریابی جهت شرکت فولاد، نوشته است که کارگران متقاضی لزوماً نباید لر باشند.

جغرافیای لرستان بزرگ، فراتر از یک استان و در پهنه لرستان، ایلام، خوزستان، همدان، کرمانشاه، چهارمحال بختیاری، هرمزگان، بوشهر، کهکیلویه‌ی بویر احمد، فارس، اصفهان، قزوین و...گسترده است.

ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ایران‌زمین ﺷﺠﺎﻋﺖ ﻭ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻭ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﮔﯽ ﻗﻮﻡ ﻟُﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﺎﯾﻪ ﻓﺨﺮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﯾﻦ مرزوبوم. نیازی نیست یادآوری کنم شهادت و جان‌فشانی در راه میهن، امتحانی است که لر همیشه در آن نمره‌ی 20 گرفته‌اند.

سال‌های سال است قوم لر که وفادارترین سرباز برای ایران بوده است، به دور از حاشیه در محرومیت شدید روزگار می‌گذراند. چرا با وجود این همه پتانسیل که در استان‌ها و شهرهای لرنشین وجود دارد همچنان در لیست محروم‌ترین‌ها هستیم؟ سرزمین‌های لرنشین ثروت‌های مثل نفت، اراضی کشاورزی پویا، رود‌ها در خود دارند که سالانه بخش زیادی از درآمد‌ها کشور را به خود اختصاص می‌دهند اما خود در فقر و بیکار به سر می‌برند. فقر، بیکاری و فلاکت موج می‌زند. حتی مراکز استان‌ها با بی امکاناتی دست‌به‌گریبان هستند چه رسد به بخش‌ها و روستاها! بارها اتفاق افتاده است که بیماری به دلیل نبودن امکانات به فلان بیمارستان فوق تخصصی در فلان استان اعزام می‌شود ولی در راه جان می‌سپارد. قوم لر در کدام برهه از زمان، مکان و تاریخ نسبت به کشور خیانت کرده است که سزاوار چنین پاداشی است؟

ﺁﯾﺎ مسئولان موسسه کارآفرینان یزد ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻏﻠﺘﯿﺪﻥ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﺮﻭﻣﻨﺪ ﻟﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ گلوله‌های ﺭﮊﯾﻢ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺻﺪﺍﻡ ﺭﺍ از یاد برده‌اند ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ خودفروخته ﻭ وطن‌فروش ﺩﺭ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﺍﺯ متجاوزین ﮐﻞ شادی می‌زدند ﻭ ﺑﻪ پای‌کوبی می‌پرداختند؟!

چه باید می‌کردیم که نکردیم؟! کجا راه را اشتباه رفتیم که سال‌هاست آماج توهین و تحقیریم! ا گناه لر چیست که زبان و فرهنگش بارها و بارها از فضای مجازی و موسسات کاریابی و ... به سخره گرفته می‌شود و باز سکوت و سکوت و سکوت؟

مهم‌ترین ویژگی منفی لرها نداشتن اتحاد و نگاه‌های فاقد مسئولیت هست. از دل همین نگاه‌های فاقد مسئولیت تریبون نمایندگان ما در مجلس در دفاع از هم تباران خویش خاموش می‌باشد. از دل همین نگاه‌های فاقد مسئولیت است که پطروس نوجوانی که اصالتاً وجود خارجی هم نداشته به درسی در کتاب‌های ابتدایی قدیم تبدیل می‌شود و ریزعلی خواجوی به قهرمان اسطوره‌ای ما تبدیل می‌شود اما حماسه شوراب و کاظم صفرزاده در بستر زمان فراموش می‌شود. در دل همین نگاه‌های فاقد مسئولیت است که محور توسعه ما به عزل و نصب‌های مدیریتی تبدیل شده است و برای عزل و نصب بست‌نشینی می‌کنند. همین نگاه‌های فاقد مسئولیت است که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از خروجی‌های لرستان به استان‌های دیگر سرازیر می‌شوند ولی از حق آبه خبری نیست، همین نگاه‌های فاقد مسئولیت است که با وجود ۱۲ درصد منابع آبی کشور، از 800 هزار هکتار زمین کشاورزی در لرستان کمتر از 200 هزار هکتار آبی می‌باشند.

 

از این همه توهین غرورمان خمیده است! کمرمان خرد شد از زیر بار این همه توهین! دلم گرفته، قلم عاجز از بیان دردهایی است که سال‌هاست بغض شده در گلویمان. ﻧﺠﺎﺑﺖ ﺫﺍﺗﯽ ﻭ تربیت‌شده‌ی خانوادگی و محیطی ﻣﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ نمی‌دهد ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﮐﻨﯿﻢ! قوم لر دیگر به هیچ وجه ﺗﺨﺮﯾﺐ، ﺗﻮﻫﯿﻦ، ﺳﯿﺎﻩ ﻧﻤﺎﯾﯽ، فقر، محرومیت، ﭘﺎیمال ﺷﺪﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ خود، هجمه‌های بی‌اساس و مهم‌تر از همه تبعیض قومیتی را بر نمی‌تابد. ما که انتظاری فراتر از حذف محرومیت و فلاکت و بیکاری از استان‌های لرنشین را نداریم چرا باید محروم، هم‌نشین همیشگی واژه‌ی لر باشد؟! آیا مسئولان و نمایندگان ما در مجلس شورای اسلامی به آن بلوغ مدنی و اجتماعی نرسیده‌اند که واکنشی نشان دهند در حدی که دیگر این همه تهمت و توهین به مردم لر نشود؟

 

مجتبی پسند

 

منتشر شده در وبسایت یافته باز نشر در نگین زاگرس

 

19 نظر

  • چرا لُرها باید مجبور به مهاجرت شوند؟

    اولاً چرا یک لُرتبار از دل سرزمین پُر برکت لُرستان با این همه منابع طبیعی غنی (آب ، نفت و معادن) باید برای پیدا کردن کار راهی دیار کویر و غربت شود؟چرا هیچ یزدی ، اصفهانی و قمی برای کار به زاگرس نمی آید؟چرا این همه سنگ آهن و آب در بلاد لُرنشین است ولی صنایع فولاد و ذوب آهن در دل کویر یزد و اصفهان احداث میشوند؟آیا اینها همه تصادفی است؟آیا این منطقی و عادلانه است؟چرا تمام صنایع و امکانات در کلانشهرهای حاشیه کویر متمرکز شدند؟چرا چاههای نفت در مسجدسلیمان ، گچساران ، دهلُران ، پلدختر و افرینه لُرستان است اما پالایشگاه و پتروشیمی در اصفهان ، کرمانشاه ، شیراز ، تهران و تبریز است؟نفت و آب با کلی هزینه باید به کیلومترها آنطرف تر پمپاژ شوند تا چرخ صنعت در کلانشهرها بچرخد! و جوان تحصیلکرده لُر برای ساده ترین کار باید راهی دیار غریبی شود که به چشم بیگانه ، مهاجر و غیر بومی به او نگاه کنند! اگر در ایران عدالت اجتماعی و مساوات نژادی بود باید از یزد ، اصفهان و کرمان برای پیدا کردن کار به لُرستان می آمدند نه بالعکس!


  • منصور

    درود بر مدیر وبسایت.سوال من هم این است که چرا تا حالا فیلمی در مورد دلاوری ها و رشادت مردم لر از شبکه میلی ساخته نشده است ولی تا کنون ده ها فیلم در مورد جنگ کردها با دشمن بعثی ساخته اند.حتی برای ترکها هم انقدر فیلم ساخته نشده که در مورد کردها پرداخته شده.لرستانی که بیشترین آمار شهدا را در دفاع مقدس دارد و همون استانهای اصفهان و خوزستان که بیشتر آمار شهدا را دارا هستند اکثر اونها از جوانان و سالخوردگان لور بودند که جانشان را فدای این انقلاب کردند ولی تا کنون یک فیلم از رشادت ها و دلاور مردی جوانان غیور لر به نمایش در نیامده.یعنی ما لرها سهمی از انقلاب نداشتیم.پس 8 سال شهر های خوزستان و ایلام و... کدام قوم از دست تجاوز بعثی ها نجات داد؟کدام قوم بارها در عملیات جنگی شرکت کرد و مناطق مختلف از جمله بصره و بنادر ام فاو و...عراق و مرز حاج عمران در پیرانشهر و... را به تصرف درآورد.چرا به این همه خدمتی که لرها به پای این انقلاب کردند ترتیب اثر داده نمیشود؟


  • فدرالیسم اقتصادی

    عدم تحقق خواسته ها و انتظارات مردم از دولت موجب نارضایتی و بعضأ اعتراض شده است. فشار اقتصادی شدیدی بر طبقات پایین جامعه به وجود آمده و اختلاف طبقاتی در اجتماع بیشتر شده است. در این شرایط نا برابری هایی بین استانهای ایران در مسیر توسعه ، در طول سالیان متمادی ، گذاشته شده است که خود را به صورت اعتراض نشان میدهد که برخورد امنیتی با این معترضان بر حساسیتها می افزاید. توجه به موضوع قومیتها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خطر تجزیه و یا به قولی "سوریه ای شدن ایران" صرفأ با جنگ در خارج از مرزها ، برطرف نمیشود ، بلکه به دست آوردن اعتماد از دست رفته اقوام ایران است که انسجام و استحکام تمامیت ارضی را محقق میسازد. هوای آلوده تهران ، اصفهان ، اراک ، مشهد و تبریز ، نتیجه بیکاری گسترده و فقر بسیاری از استانهای دیگر است. جای هیچ توجیهی نیست که ثروت ایران در تمام ایران به انصاف توزیع نشده است. این بی انصافی در توزیع ثروت گاه پهلو به چپاول هم زده است. آنجا که می بینیم استانهای نفت خیز و پرآبی مثل:لرستان ، خوزستان ، کوه گیلویه و بختیاری لم یزرع و فقیر مانده اند و استانهای خشک و بیابانی مانند اصفهان ، یزد و کرمان پر از صنایع متنوع گشته اند. اکنون درست همان استانهایی که از بیکاری و فقر ، بسیار آسیب دیده اند و رنج میکشند و دارای هویتهای قومی نیرومندی نیز هستند ، صدای اعتراضشان برخاسته و به فریاد تبدیل شده است. عجیب تر اینکه راهکارهایی که برای عبور از بحران اقتصادی موجود مطرح و پیگیری میشوند ، دقیقأ به له شدن همین استانهای محروم خواهد انجامید. آزاد سازی اقتصادی / حذف یارانه ها / رها کردن نرخ ارز برای تنظیم آن / و سایر راهکارها تمامأ دودی است که در چشم، استانهای محروم و فقیر خواهد رفت. بماند که همین استانها نیز از رانت و فساد سیستماتیزه شده امروزی ، بیشترین آسیب را می بینند و اندوخته های اندکشان ، پیش چشمشان بلعیده و نا پدید میشود. در نهایت به عنوان راهکار باید گفت که اگر امروزه خطری ایران را تهدید میکند ، بی محلی و کم اعتنایی به معضلات اقوام و استانهای محروم و فقیر است! استانهایی که بالقوه ثروتمند هستند و در عمل دستهایشان تهی است. بازگرداندن اعتماد به آنها صرفأ با واگذاردن ثروتهای این استانها به خودشان میباشد. فدرالیسم اقتصادی شاید تنها راهکاری باشد که دیر یا زود پیاده سازی آن ناگزیر میشود. تصمیم گیرندگان کلان مملکت ، برای نجات ایران و پیشگیری از بحران و فروپاشی ، باید به دنبال احیای اعتماد میان همه اقوام ایران به ویژه استانهای محروم باشند که زیر تیغ گرانی و فشار اقتصادی هستند. امید است که رصدکنندگان وضعیت کشور ، اوضاع را دقیقتر ببینند و گزارشهایشان را واقع بینانه بنویسند.


  • دریکوند

    لرستان با وجود غیر مرزی بودن خسارت های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شد به نوعی که به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان به شمار میرفت. خسارت ناشی از جنگ در لرستان ۱۰۵ میلیارد تومان به ارزش آن زمان یعنی یازده درصد کل خسارات جنگ ، هزار میلیارد تومان بود. اما در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی سهم لرستان از بودجه ی بازسازی به کمتر از نیم درصد میرسد !!! و سال ۶۹ در کمیسیون امنیت ملی تصویب میشود که به مدت ۱۶ سال در استان های زاگرس سرمایه گذاری صنعتی کلان نشود. این حادثه ی تلخ درست زمانی رخ میدهد که رییس جمهور وقت آقای رفسنجانی در حال اراعه ی برنامه های دولت موسوم به سازندگی در اواخر دهه شصت بوده است. قبل از آن نیز در دولت موسوی ، پتروشیمی خرم آباد لرستان به اراک منتقل میشود !!! در دولت خاتمی پروژه اشتغال زایی که ایجاد نمیشود و تنها کارخانجات نیمه فعال لرستان هم مثل:کشت و صنعت ، یخچال سازی ، ژنراتور سازی ، چرم و پوست ، پارسیلون ، ماشین سازی و … یا به بخش خصوصی واگذار و ویران میشوند و یا تعطیل میشوند و قطعات کارخانه ها به نازل ترین، قیمت ها به فروش میرسند.


  • خساست کویریها

    در کتاب نای هفت بند اثر محمدابراهیم باستانی پاریزی آمده:معلمی داشتیم در کرمان معروف به شیخ محمد باقر فنایی اردکانی او درباره خصوصیات صرفه جویی و اقتصاد و حسابگری مالکان یزدی و خصوصأ اردکانیها میگفت:مردم اردکان یزد درباره فلان مالک میگفتند:فلانی آنقدر خسیس و در عین حال حسابگر است که وقتی به ده خود میرود اگر جایی ( جسارت است ) قرار باشد ریحی( بادی ) از او خارج شود دست خود را در پشت خود میگیرد و باد را ضبط میکند و سپس دست را می بندد ( مچ میکند ) و همچنان میرود تا برسد به زمین خود آنگاه در روی زمین خود مشت بسته خود را باز میکند و باد را آزاد میسازد تا زمینش قوت بگیرد! مردم لر در کشوری زندگی میکنند که تمام مدیران و مسؤلانش خاستگاه کویری دارند و از همچین مردمی نباید انتظار کمک داشته باشند آن کویری ها فقط چشمشان دنبال آب و نفت لرهاست. خشکیده و کویر لوت شد دریامان _ امروز بد و از آن بتر فردامان / ز این تیره دل دیو صفت مشتی شمر _ چون آخرت یزید شد دنیامان.


  • سهم لرها از رسانه ملی

    ایران را اقوام و نژادهای فراوانی تشکیل داده است و این اقوام هر کدام دنیایی از فرهنگ و آیین های ویژه خود را دارند که پرداختن به این مسایل باعث همبستگی و نزدیکی بیشتر مردم در سراسر کشور خواهد شد ولی صدا و سیما مانند دیگر نواقص عمده اش از این امکان مناسب استفاده نمیکند اگر هم برنامه هایی در این رابطه ساخته میشود بیشتر به اقوام شمالی و آذربایجانی که بیشترین حضور را در پایتخت دارند میپردازند. اکثر اقوام ایران در تلویزیون از نظرها پنهان شده، هستند ولی لرها اینطور که به نظر می آید در صدا و سیما در حال حذف کامل هستند. لرها اگر از لحاظ جمعیت و همچنین غنای فرهنگی از دیگر اقوام بالاتر نباشند دست کمی از آنها ندارند. باید از مدیران این رسانه میلی پرسید که چرا تنها اثر لرها در تلویزیون محدود به نقشهای ساده یا بهتر بگوییم:کارگر _ سرایدار _ دست و پا چلفتی _ خجالتی و با لهجه من درآوردی که در هیچ کجای جغرافیای زیستی لرها صحبت نمیشود! برنامه سازی در سیمای افلاک که ویژه لرستان است به قدری ضعیف و ابتدایی است که در واقع قابل نقد و بررسی هم نیست! این شبکه در ۲۰ ساعت پخش خود ، فقط پاسی از شب یک برنامه ۵۰ دقیقه ای به زبان بومی دارد و باقی برنامه ها از برنامه کودک و اخبار و گزارش و فیلم و مصاحبه تمامأ به زبان فارسی است! همان یک ساعت، برنامه به زبان بومی را هم با شخصیت های نچسب طنز به لودگی میگذرانند و زبان لری را به تمسخر میگیرند! تلختر از همه آنجاست، که حتی در فیلمها و سریالهای مربوط به جنگ هشت ساله هم خبری از لرها نیست در صورتی که در دوران جنگ مردم لر نقش خط مقدم ایران را در دفاع از خاک میهن دارا بودند و تعداد شهدا و مجروحان جنگ خود نشان دهنده این ادعاست. متأسفانه شخصیت های فیلمهای ژانر دفاع مقدس هم ویژه یک یا دو نژاد و دو یا سه استان مرکزی ایران شده است! در اینچنین فضایی است که اگر برنامه ای مانند خندوانه که در برنامه سازی صداوسیما یک استثنا به حساب می آید ، برنامه ای یک ساعته در مورد لرها بسازد و به این قوم رنج کشیده بپردازد این چنین مورد توجه قرار میگیرد.گزارشی از محمد پور خداداد:سایت گلونی