سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

آیا لرستان، جزئی از خاک ایران است؟/ تشریح دو قاعده وسع و دفاع از مظلوم

۱. به‌راستی چه دلیلی وجود دارد که لرستان همچنان باید «کمتر برخوردار» فرض شود و مردمانش باید در فقر و محرومیت دست ‌و پا بزنند؟! آیا ما مسلمان و شیعه نیستیم که مشمول قاعده‌ی وسع و دفاع از مظلوم باشیم...! ؟ ۲. آیا لرستان در حوزه و حریم استحفاظی ایران عزیز و اسلامی قرار ندارد و ایالتی جدای از ایران است که این‌گونه جوانان برومندش باید در فقر و بیکاری غوطه‌ور شوند و راهی این شهر و آن شهر شوند تا لقمه نانی حلال به دست آرند و صبحی را به شامی به سر برند و فقط نمیرند و آینده‌ای هم برای خود ترسیم نکند.؟!

آیا لرستان، جزئی از خاک ایران است؟/ تشریح دو قاعده وسع و دفاع از مظلوم

قاعدتاً در بافت و شاکله‌ی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قاعده‌ای تحت عنوان قاعده «دفاع از مظلوم» بر اساس پیام گهربار نبی مکرم اسلام (ص) «مسلمان نیست کسی که صدای مسلمانی را بشنوند و به دادش نرسد» از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران گنجانده شده و ما ملت ایران نیز چون شمایل فرهنگ مذهبی و ملی‌مان نیز کاملاً موافق انسان‌دوستی و کمک به همنوعان است از آن قاعده در طول این ۴۰ سال عمر مبارک نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حمایت کردیم تا شاید با تحمل سختی‌های معیشتی و اقتصادی درون جامعه‌ای خود بخشی از مشکلات رفاهی جوامع هم‌کیش و هم‌مسلک خود، همچون سوریه و فلسطین و لبنان و یمن را حل کنیم و امروز به اقرار رهبران آن کشورها و حتی مجامع بین‌المللی نقش جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران بی‌بدیل بوده و بر آن معترف‌اند و صدالبته که ما نیز حریم امنیتی خود را از این طریق گسترش داده‌ایم...

و اما قاعده‌ای دیگر در همان سیاست خارجی تبیین و تشریح شده تحت عنوان « قاعده وسع» که بر اساس این قاعده هر آنگاه که توان و وسع ما به حد مطلوب برسد به‌گونه‌ای که ملت خودمان دچار بحران نشوند بر اساس آموزه‌های دینی‌مان وظیفه‌ای شرعی بر ما وارد است که به ملت‌های مظلوم به‌ویژه در بلاد اسلامی یاریگر مظلومان جهت دفع و رفع مظلومیت و مشکلات معیشتی آنان باشیم و این‌گونه امت اسلام به رفاه فراگیر دست یابند و این همان آرمان مقدس ماست که تجلی‌بخش فرهنگ ملی و مذهبی ما ایرانیان است و دولت‌های ما نیز طی این مدت از عمر و حیات نظام مقدس ج.ا با توجه به دارا بودن«وسع» این دو قاعده را به‌خوبی اعمال کرده‌اند و مردم نیز به انحاء مختلف در قالب صندوق‌های متعدد کمک‌های مردمی و...از آن حمایت کرده‌اند.

تأکید می‌کنم در زمره این قاعده نیز به‌صورت شفاف آمده است که اول اولویت با مردم درون کشور است و بعد دیگران و البته با کشورها و دولت‌های اسلامی منطقه هم کاری نداریم که چرا آنان داعیه اسلام‌خواهی دارند و از این دو قاعده‌ی ارزشمند اسلامی تبعیت نمی‌کنند...! به هر حال به نقل از مَثل مرسوم قدیمی و عامیانه «عیسی به کیش خود و موسی نیز به همین شکل...»

 

و اما جای سؤال اینجاست...حال که قطعاً توانمندی مالی و منابع ملی و حیاتی ما به فراتر از حد خود رسیده که این‌گونه با افتخار به داد امت اسلام می‌رسیم، در چارچوب مفهومی این دو قاعده ذکرشده در بالا:

۱. به‌راستی چه دلیلی وجود دارد که لرستان همچنان باید «کمتر برخوردار» فرض شود و مردمانش باید در فقر و محرومیت دست ‌و پا بزنند؟! آیا ما مسلمان و شیعه نیستیم که مشمول قاعده‌ی وسع و دفاع از مظلوم باشیم...! ؟

۲. آیا لرستان در حوزه و حریم استحفاظی ایران عزیز و اسلامی قرار ندارد و ایالتی جدای از ایران است که این‌گونه جوانان برومندش باید در فقر و بیکاری غوطه‌ور شوند و راهی این شهر و آن شهر شوند تا لقمه نانی حلال به دست آرند و صبحی را به شامی به سر برند و فقط نمیرند و آینده‌ای هم برای خود ترسیم نکند.؟! که البته نه‌تنها ما بلکه برگ برگ زرین تاریخ این مورد را رد می‌کند و همگان خوب می‌دانند که شیرازه حیات ایران مدیون دلاور مردی‌های ساکنان این استان است و تاریخ میهن در برابر حماسه‌آفرینی‌های لرستانی‌ها به تواضع سر تعظیم فرود آورده است و درواقع ایران بی لرستان معنایی ندارد.

۳. شاید مهم‌ترین دلیل از منظر نگارنده به‌عنوان فردی از تبار اهل رسانه تنها یک‌چیز باشد و آن‌هم بی‌مهری برخی مسئولین کشوری و عدم‌کفایت مسئولین استانی. که در حوادث طبیعی به‌ویژه سیلاب اخیر بارها شاهد آن بودیم. و البته این بی‌مهری نشان از آن دارد که آنان یا بی سوادند و قواعد مطروحه بالا را نفهمیده‌اند که اجرای قاعده وسع مستلزم رفع نیاز مردم درون کشور است و یا عقده‌ای با این قوم دارند و اگر این‌گونه است که صلاحیت لازم را برای اداره مملکت اسلامی ندارند. چرا در اسلام مجریان باید عدالت‌گستر باشند و به دور از تبعیض قومیتی عمل کنند و اما بی‌کفایتی برخی مسئولین استانی نیز بخشی از آن به نوع انتخاب‌های ما بر می‌گردد. که کسانی را انتخاب می‌کنیم که تا دیروز با کت و شلواری ژولیده و رنگ‌پریده در شهر قدم می‌زدند و امروز به یُمن بالا رفتن از پلکان مردم پالتو و قبایی گران‌بها به تن می‌کنند استخوانشان گوشت گرفته و فراموش کرده‌اند که بوده‌اند و خود را باخته‌اند به غرور چندروزه‌ای کاذب.

 

هی داد از بی کسی دیارم

درد آن‌چنان عمیق است که با نگارش این‌گونه موارد فقط می‌توان تلنگری زد و بس؛ اما ما اهل رسانه وظیفه داریم بی‌پروا بنگاریم و اگر این‌گونه ننویسیم چه کنیم...باشد که ماحصل آن ذره‌ای بر غیرت برخی مسئولین ملی و استانی بی افزاید و خجالت بکشند از مدیریت ناکارآمدشان.

 

 به قلم کیانوش معمر، روزنامه‌نگار، مدرس دانشگاه و دانش‌آموخته دکترای علوم سیاسی منتشر شده در وبسایت یافته که به علت اهمیت موضوع در وبسایت مردمی نگین زاگرس باز نشر شد.

96 نظر

  • لرستان دلسوز ندارد

    در بحران سیل لرستان ما شاهد سکوت و بی تفاوتی رسانه ها بودیم. درحالیکه سیل شهرهای لرستان را زمینگیر کرده بود و باعث مرگ بسیاری شد شبکه خبر دائما با مسئولان وزارت نیرو در خوزستان در تماس بود و زیرنویسی میکردند که استحکام سدهای خوزستان مطلوب و امن است! سیل جاده و راه آهن و زمین کشاورزی و شهرهای معمولان و پلدختر را زیر هزاران تن گل و لای مدفون کرده است. حوادث طبیعی در همه دنیا رخ میده ولی اونا پیشگیری میکنند. در ایران با کمک هواپیماهای روسیه ابرها را بارور کردند و عامل این سیلاب شدند وگرنه هیچوقت سابقه نداشت لرستان به مدت ۲ هفته به کانون بارش بدل شود.بلاشک دستکاری طبیعت عامل این سیلاب بود


  • چرا لرستان پر آب سد ندارد؟

    سیل فروردین ۹۸ در لرستان خسارات جبران ناپذیری به شهرها و روستاها وارد کرده است فقط ۶۵ کیلومتر از جاده خرم آباد به پلدختر محو و نابود شده است و ۶۲۰ روستا راه ارتباطی ، آب ، برق ، گاز و تلفن ندارند. دو شهر معمولان و پلدختر و صدها روستا غرق شدند و تمام معابر و منازل پر از گل و لای شدند. در همین چند روز بارندگی ۱۳ میلیارد متر مکعب آب از لرستان به سمت خوزستان رفته در حالیکه کل ظرفیت سدهای لرستان تنها ۲۸۰ میلیون مترمکعب است! اگر سدهای مخملکوه خرم آباد و معشوره (گاوشمار) چگنی در لرستان احداث میشدند تمامی سیلاب را کنترل میکرد و سیل میلیاردها تومان خسارت به لرستان و خوزستان نمیزد!


  • مطالبه گری یک قانون است

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. مردمان لر مطالبه گر و پرسشگر حقوق خود نیستند. مطالبه گری یک قانون و فرصت است. سیلاب در لرستان معلول بحران وزارت نیرو است. مطالعات منابع آب در حوضه کرخه قبل انقلاب توسط مشاوران خارجی صورت گرفته که اسناد آن هنوز در آرشیو سازمان آب و برق خوزستان موجود استو مطابق این مطالعات ۳ سد برای حوضه آبریز کرخه پیش بینی میشود تا تعادل در این حوضه آبریز بعد از احداث سدها برقرار شود : سد کرخه / سد سیمره / و سد گاوشمار (معشوره). براساس این مطالعات اولویت با سد معشوره بوده که بایستی به لحاظ فنی قبل از بقیه سدها ساخته شود اما بعد از انقلاب شرکت مهاب قدس ۲ بار طرح معشوره را مورد بازنگری قرار داد و بجای معشوره ، کرخه و بعد سیمره را ساختند و معشوره به علت کارشکنی وزارت نیرو ساخته نشد. در بازنگری دوم سد معشوره حجم آن را به ۱۰۰ میلیون مترمکعب کاهش دادند و نیروگاه برق آبی آن حذف شد و قرار بود ۳۶هزار هکتار از اراضی چگنی و کوهدشت را تغذیه کند درحالیکه الآن تنها تخصیص مختصری برای کشت گلخانه ای درنظر گرفته شده است. اگر سد گاوشمار (معشوره) در لرستان ساخته میشد سیلاب بوجود نمی آمد و خوزستان خسارت نمیدید.


  • صادقیان

    مطالعات سدها و شبکه های آبیاری و زهکشی لرستان همزمان با خوزستان شروع شده اما توسعه منابع آبی در خوزستان انجام شده ولی در لرستان تنها سدهای کوچک ۵ تا۱۰ میلیون مترمکعبی شاخته شده که بیشتر شبیه حوضچه و بشکه آبی هستند نه سد! و سدهای اصلی همچنان با فشار و کارشکنی وزارت نیرو درحال بازنگری هستند. در سیلابهای اخیر لرستان خسارات زیادی دید. تنها روز اول معاونت آب وزارت نیرو اشاره ای به عدم توسعه منابع آب در لرستان کرد و بعد از آن مشخص نیست که چطور خبرهای پایگاه های وزارت نیرو متمرکز به سدهای شمال خوزستان شدند و با سیاستگذاری وزارت نیرو ، رییس جمهور که قرار بود به لرستان سفر کند مسیرش را عوض کرد و هواپیمایش سر از خوزستان درآورد! حضور دکترحسن روحانی در خوزستان باعث شد علی رغم خسارتهای ناشی از نادیده گرفتن مطالعات اولیه توسعه منابع آب در حوضه کرخه و نادیده گرفتن علت در خطر افتادن خوزستان یعنی عدم احداث سد در لرستان برای مهار سیلاب ، منجر به طرح افزایش ارتفاع سد دز شد یعنی سیل هرساله در لرستان مهم نیست و سدی برای مهار سیلاب ساخته نمیشود!


  • پولادوند

    شهرهای معمولان ، پلدختر ، چگنی ، دورود و خرم آباد در محاصره سیلاب بودند و سیل جان ۱۶ نفر را گرفته و بسیاری از مزارع و روستاها را تخریب کرده ولی وزیر بهداشت بجای رییس جمهور به لرستان می آید که هیچ سنخیتی با اوضاع نداشته و در واقع به تمسخر لرستان پرداختند و پایگاه خبری وزارت نیرو هیچ خبری از وضعیت لرستان منتشر نمیکند! جناب اردکانیان وزیر نیرو فقط راجع به خوزستان صحبت کرده و تنها از کلمه مهار سیلابهای بالادست استفاده میکنند و حتی یک کلمه نگفتند این سیلابها حاصل از روان آبهای جاری لرستان هستند گویا لر و لرستان کلمات ممنوعه است و گفتن آن موجب جلب توجه کارشناسان و سؤالات متعددی از وزارت نیرو میشود که وزارت نیرو از آن ترس دارد!


  • دریکوند

    اخیرأ مصوبه ای برای توسعه مناطق شرق و غرب ایران تصویب شده که در آن مدلی برای کل کشور طراحی کرده اند و ۱۰ استان توسعه نیافته در آن منظور شده که با توجه به این مصوبه امتیازات خوبی از جمله سود تسهیلات ۵ درصدی و دوره بازگشت سرمایه بیش از ۵ سال برای استانهای مشخص شده در نظر گرفته اند درحالیکه سه استان لرنشین چارمحال بختیاری ، لرستان و کهگیلویه و بویر احمد با بی مهری جزء آنها نیستند!!!


  • اصالت ما نمرده است

    پروین گنجی : شهر من این روزها از نگاه بغض آلود تو ، میشود شکستن قلبمان را به نظاره نشست اما اصالت چند هزار ساله مان که نمرده است. ما ایلیاتی هستیم و غرورمان عظمتی دارد به مثابه آتشفشان ، طغیان خواهد کرد و دوباره تو را خواهد ساخت تا باز چون گذشته تاریخ ساز شوی.


  • مالیات ؛ سد راه تولیدکنندگان لرستان است

    در لرستان که نرخ بیکاری آن دو برابر نرخ کشور است و تولید ناخالص آن نصف کشور است وصول درآمد ۱۰۲ درصدی مالیاتی در لرستان جای تأمل دارد! چوب اداره مالیاتی مانع حرکت بانکهاست. در بلاد لرنشین شرایط اقتصادی نسبت به میانگین کشوری بدتر است و استانهای لرنشین که از ضعف بنیادی آسیب دیده و دارای مشکلات فراوانی است درآمد مالیاتی در آن بیش از میزان پیش بینی شده است‌. نمیشود با اتکا بر ظرفیتهای داخلی مشکلات را برطرف کرد. وصول مالیات در لرستان ۱۰۲ ٪ است اما در حوزه حمایت عقب تر بوده و گرفتاری داریم.


  • هومان فیلی

    بانکها فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان در مناطق لرنشین اعمال کرده گویی تافته جدا بافته اند. با ورشکست شدن کارخانجات برای کارگران بیکار شده تبعات و آسیبهای اجتماعی رخ میدهد. دولت بیش از ۶۰۰ هزار میلیارد تومان کلنگ زنی داشته و این درحالی است که کل بودجه عمرانی دولت فقط ۶۵ هزار میلیارد تومان است!!! حدود ۱۰۰۰ و ۶۰۰ تریلیون تومان پول نقد در دست مردم ایران است که دولت برای استفاده از آن در حوزه تولید هیچ برنامه ای ارائه نداده است. در دنیا به ازای هر بازنشسته ۷ نیروی شاغل باید وجود داشته باشد که در ایران این میزان به یک رسیده است و در آینده شاهد بحران بازنشستگی در ایران خواهیم بود!


  • برزو دیناری

    سالی ۲۰ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور میشود که ۵ میلیارد آن فقط مربوط به پوشاک است.نمیتوان با تکیه بر ظرفیتهای داخلی تمام معضلات را حل کرد.در لرستان مازاد محصولات کشاورزی ۸۰۰ هزار تن بوده که فقط ۵ درصد آنان صادر میشود چون صنایع بسته بندی و فرآوری در لرستان وجود ندارد. حتی یک گلخانه مدرن در لرستان وجود ندارد.وضعیت بیکاری لرستان از حد بحران گذشته است.بانکها بفکر بخش تولید نیستند واحدهای تولیدی را بانکها تملک کرده اما تعیین تکلیف نمیکنند و برنامه ای برای ادامه کار ندارند. بانکهای خصوصی پول مردم لرستان را در سایر استانها سرمایه گذاری میکنند و تسهیلات اشتغالزایی به جوانان بیکار لر پرداخت نمیکنند. بخش کشاورزی بلاد لرنشین با وضع موجود کمکی به اقتصاد و معیشت مردم نکرده و محصولات زمانی به بازار عرضه میشود که بازار اشباح شده و سود چندانی عاید مردم نمیشود. لرستان آب فراوان دارد و باید واحدهای صنعتی بزرگی در آن ایجاد شود مثلأ کارخانه بزرگ گهر دورود بلااستفاده مانده و بدترین راه حل برای وصول مطالبات بانکها تملک آنهاست و تملک یعنی متروکه شدن و رها شدن است.


  • ساتیاروند

    جامعه لرستان به لحاظ تاریخی توسعه نیافته است و ما همواره از توسعه در سطح ملی عقب ماندیم و اکنون این شکاف بین استانی بیشتر هم شده است. سالانه ۱۲ هزار نفر تحصیلکرده و نخبه لرستان را به دلیل نبود شغل ترک میکنند.جامعه لرستان به لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی ندارد و بروکراسی موجود در لرستان توسعه گرا نیست. باید شرکتها و کارخانجات ورشکسته و قدیمی را کنار زد و اولویت حمایت با شرکتهای فعال باشد. وجود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان پروژه نیمه تمام در کشور هست که با اعتبارات دولتی ساختشان ۳۵ سال طول میکشد.


  • خودمان به داد سیل زده های لرستان برسیم

    از کشورهای اروپایی مثل آلمان و سوییس و حتی کشورهای عرب مانند کویت کمکهای زیادی برای سیل زده های لرستان ، گلستان و خوزستان فرستاده شده پس چرا به دستشون نمیرسد؟ حالا هم سیل کار دشمن بوده یا بارور کردن ابرها؟ اصلأ چکار کردیم که همه با ما دشمن هستند؟ از قدیم گفتن وقتی دشمنات از دوستات بیشترن مشکل از خودته! اولین محموله کمکهای مردمی از اروپا به ایران رسید سیل زدگان لرستانی میتوانند بروند از ناصرخسرو تهران و سایر بازارهای پایتخت کالاهای مورد نیاز خودشان را چند برابر قیمت بخرند.کمکهای جهانی بجای توزیع میان سیل زده ها به دلالهای بازار تهران فروخته میشوند.ایکاش نذری های امسالتان را بجای محرم الآن بدست سیل زده ها که واقعأ بهش نیاز دارند برسانید.


  • حال لرستان خوب نیست!

    نمیدونم چرا بلایای طبیعی تو ایران تخصص ویژه ای در زمینه شناسایی مناطق محروم دارند زلزله سرپل ذهاب ، سیل آق قلا و لرستان. چرا کلانشهرها و شهرهای بزرگ هیچوقت حادثه ندارند.احمد سالک رییس کمیسیون فرهنگی مجلس در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم در ۳۱ فروردین ۹۵ گفته : بودجه سیل را به مبارزه با بدحجابی اختصاص بدهید! میخواهید سیل نیاید بروید با بدحجابی مبارزه کنید. نصف مملکت را سیل برده ولی هنوز خسارات سیل نصف اختلاسهایی که در تهران شده نیست.شماهایی که از ته رانی نمیگذری لطفأ در مورد سیل لرستان نظر ندید. لرستان در جنگ ۱۴۵ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشکباران شد و ۶ هزار شهید در جنگ داد همین پلدختر به هویزه ثانی معروف است ما لرها آنچه داشتیم در جنگ دادیم ولی آنچه بود سیل با خود برد.


  • در سختی دوست و دشمن شناخته میشوند

    تحقیر و توهین نزد پان پارسها هنر است.پارسیان در توییتر فارسی به سیل زدگان ترک آق قلا و لر پلدختر توهین کردند و پارس کردند که اگر لر و ترک در سیل غرق بشن احتمال داره ما جهان اول بشیم!!! در جواب این خودستایان خود بزرگ بین باید بگم اگر نفت در بلاد لرنشین کشف نمیشد مطمعن باشید شما در این ۱۲۰ سال بدون پول باد آورده نفت ، قطع به یقین افغانستان غربی بودید چرا که شما پارسیان در کویر مرکزی زندگی میکنید و بجز شن و شپش و شاعر هیچ چیزی ندارید حتی در تأمین آب شهرهای قم و اراک و اصفهان و یزد و کرمان هم وابسته به سرزمین قوم لر هستید. شما حتی همین مجلس را هم از صدقه سری مجاهدت سردار اسعدها و ستارخان ها دارید وگرنه توان مقابله با استعداد قجرها در ذات شما فارسهای ماست نبود. جیمز موریه در کتاب مسافرت حاجی بابا میگه : در دنیا مردمی به لافزنی فارسها وجود ندارد لاف و گزاف اساس وجود فارسهاست. ژان شاردن سیاح فرانسوی که در دوره صفویه به اصفهان رفته میگه : فارسها تنها چیزی که از دنیا میفهمند عیش و نوش است. الکسی سولتیکوف شاهزاده روسی ۱۵۰ سال پیش تو سیاحتنامش نوشته : درستی صفتی است که در فارسها وجود نداره. حتی رحیم نامور سردبیر روزنامه شفق ، محمدعلی جمالزاده ، سیمین بهبهانی ، جلال آل احمد ، مطهری ، بازرگان و ... هم از بدی خلقیات فارسها گفتند. ز دهقان و از ترک و از تازیان - نژادی پدید آید اندر میان / نه دهقان ، نه ترک و نه تازی بود - سخن ها به کردار بازی بود. شما فارسها در تمام نبردها مقابل اعراب شکست خوردید و تا زمان رضاخان هیچ پیروزی در مقابل بیگانه نداشتید حتی در جنگ جهانی دوم ارتش رضاخان مثل برف در مقابل آفتاب ارتش روس و انگلیس ذوب شد.از سایت نگین زاگرس میخواهم کامل چاپ شود چون ما لرها به مردمی احترام میگذاریم که ارزش داشته باشند.


  • انسانم آرزوست!

    کاش خود آریایی پندارها شعور داشتند که درخواست کمک را مسخره نکنند ، کاش ذره ای انسانیت در وجودشان بود تا به مردم سیل زده ترک و لر توهین نکنند ، کاش مغزی برای فکر کردن داشتند که از سیل و بدبختی دیگران جوک نسازند ، البته فرهنگ درستی ندارند که اگر داشتند با اختلاس ، دزدی و احتکار به غرور ۸۰ میلیون ایرانی توهین نمیکردند ، اگر فرهنگ درستی داشتند وضع زندگی و مملکتی که آنها پایتختش هستند این نبود.مدیریت جاهلانه و متحجرانه شما حتی توان تخلیه آب شهرک آق قلا بعد از یکماه را ندارد بعد ادعای جهان اولی میکنید؟ جهان اول شدن با تلاش و فرهنگ درست بوجود می آید نه فاشیسم و نژادپرستی! نیاز به هیچ توضیحی نیست که مردمان لر در این کشور مثل غریبه ها زندگی میکنند و از ایرانی بودن هیچ سهمی نمی برند. مردم قوم لر ، پان آریایی ها را که در این شرایط بحرانی بجای همدردی و امدادرسانی چوب تکفیر را علیه لرها بلند کردند و مثل همیشه کارشان مسخرگی و لودگی بود را در حافظه تاریخی مان به بدی قضاوت خواهیم کرد. بذر سکوت ریشه دوانید و برگ داد ، آنگه هزار شاخه شد و میوه های مرگ داد.


  • چه بهاری است که آفت زده فروردین اش...

    درحالیکه سیل تمام دارایی مردم استانهای گلستان و لرستان و خوزستان را زیر آب و گل مدفون کرده و جان برخی هموطنان را گرفته عده ای پان آریایی در فضای مجازی به توهین و تحقیر نژادی مردم سیل زده پرداختند و حماقتشان را آشکار کردند. این بی ارزشان و مصرف کنندگان آرزوی مرگ لر و ترک را کردند تا جهان اول بشوند!!! و حتی شعر فاشیستی سرمیدادند : آمد بهار جانها ای ترک ... برقصآ _ ای لر ... شنا کن تا پلدختر برقصآ !!! اگر آرزوی مرگ لر و ترک را میکنید چرا با جدایی ، خودمختاری و فدرالیسم مخالفید؟ چطور از لرها بد میگویید ولی سالهاست که آب و نفت و معادن ما را به کویرتان غارت میکنید؟ در بحران سیل دست به تحقیر و تمسخر میگشایید ولی در مواقعی که احساس خطر کنید لر غیور ، سلحشور و مرزدار میشود؟ ایکاش همتبارانم برای یکبار هم که شده تکبر ، نفاق و مکر و حیله شما را میشناختند. ایکاش لرها هم مثل شما کینه جو بودند و نادرستی پان آریاییها را فراموش نمیکردند.بترسید از زمانی که لر مانند رودخانه هایش طغیان کند.


  • آروان

    سیل آق قلای گلستان در شهر ماند اما در لرستان نه شهر ، نه خانه بلکه همه زیر ساختها را هم با خود برده ، پلها ، جاده ها و منازل با سیل رفته اند و مسیر راههای زمینی با بیشتر شهرهای سیل زده لرستان قطع شده است بالگردهای ارتش پای کارند اما راه ارتباطی زمینی که نباشد کار امداد رسانی سخت است و به یک حرکت جهادی برای بازسازی زیرساختها نیازمندیم. در همین سیل به راحتی میتوانید تشخیص دهید که برخی بجای حل مشکلات مردم عمدتأ بفکر ارائه تصویری خوب از خودشان به عنوان وظیفه شناس و فداکار هستند و برای خلق این تصویر حاضرند تا خرخره در آب فرو روند چون آنان معتاد به دروغگویی هستند ولی کسیکه خانه و زندگیش زیر آب است گول این ظاهرسازی ها را نمیخورد.


  • خورشیدوند

    هشدار دادن سیل بدون پیش بینی امکانات چه فایده ای دارد؟ کسیکه قرار است خانه اش را سیل ببرد باید کجا ساکن شود؟ از طرفی مدیریت و برنامه ریزی مسئولان چه میشود؟ پس پدافند غیر عامل و آن همه مانورهای پر هزینه برای چه مواقعی بود؟ ستاد بحران باید کمپ یا مکانی را برای استقرار مردم سیل زده لرستان پیش بینی میکرد تا مردم هم منازلشان را ترک کنند. الآن بهترین فرصت برای مطالبه گری و بلند کردن صدا برای احقاق حقوق عامه مردمان قوم لر است چون منافع عمومی ما مورد دست درازی افراد سودجو قرار گرفته است.


  • ادب مرد به ز دولت اوست

    مردم لر گدا نیستند : متأسفانه در شرایطی که سیل خسارات زیادی به شهرهای لرستان خصوصأ معمولان و پلدختر وارد کرده و مردم را بی خانمان و آواره کرده است عده ای بدنبال ادامه پروژه تحقیر مردمان لر هستند. این شایعه یا بزرگنمایی نیست ولی در این چند روز امداد رسانی نیروهای دولتی نه تنها دردی از دردهای این مردم رنج دیده کم نکردند بلکه رفتارهای زشتی از سوی امدادگران دیده میشود که ما را بیشتر به این باور میرساند که ما لرها تنها زمانی در این مملکت به حساب می آییم که جنگ باشد و قرار باشد ما برای عقب راندن دشمن گوشت جلو توپ و فدایی شویم! بجای القاب لر غیور و سلحشور از پول چاههای نفت بلاد لرنشین به مردم سیل زده اعتبار برای بازسازی بدهید! آیا شما کرامت انسانی ، عزت و غرور یک انسان را میدانید؟ اگر میدانید چگونه با نحوه پخش مواد غذایی و کمکهای اولیه به کرامت و انسانیت مردم لرستان توهین میکنید؟مگر مردم سیل زده حیوانند که آب و غذا را از دور با اوقات تلخی به سمتشان پرتاب میکنید یا بسته غذایی را روی گل و لای می اندازید؟ مردم ما گدا نیستند بخدا قسم شما تا قیامت بدهکار ما هستید. ما برخلاف اقوام دیگر هیچوقت بر علیه تمامیت ارضی مملکت اقدام مسلحانه انجام ندادیم که سزاوار این تحقیرها باشیم! در هشت سال جنگ مردم لرستان دومین استان خسارت دیده بعد از جنگ بودند ۱۴۵ بار بمباران و ۱۲ بار موشکباران شد و ۶ هزار شهید در جنگ دادند. تمام منابع آب و نفت ما را میبرید بعد اینگونه تحقیرمان میکنید؟ جناب خلبان مگر بالگرد ارث پدرت است که بخاطر نقص فنی مردم ما را مقصر میدانی؟هویت شما در همین حوادث است که شناخته میشود. زخمی دردی وه تیر ناکسو -ای خدا ده ناکسو حقش بسو / سرزمین رنج و درد و بی کسی - لرسونه ، لرسونه ، لرسو


  • ایران به لرها مدیون است

    مظلومیت یعنی نه کسی صدایت را بشنود و نه فریادرسی جز خودت داشته باشی! لر و لرستانی نامی است که از دیرباز مظلوم بوده و هست. لر اگر میهن پرست نبود اتابکان لر ، تیمور لنگ را مغلوب نمیکردند ، سپاه روم را در رومشکان شکست نمیدادند و زنده یاد رضا سقایی هرگز ترانه دایه دایه را برای رزمندگان جنگ هشت ساله نمیخواند! لر اگر عاشق ایران نبود بانو قدم خیر در خط مقدم نمی جنگید. کار از مصلحت اندیشی گذشته است. لرستانم غرق آب و خون است. اگر لرستان نبود قلب مصنوعی در جهان توسط مخترع لرستانی اختراع نمیشد ، وکیل الرعایایی در تاریخ ایران نبود ، اگر لر نبود منطقه حاج عمران و تنگه ابو قریب بدست بعثی ها می افتاد ، اگر لرستان نبود وحید امیری با غیرتش به پیکه لایی نمیزد و علیرضا بیرانوندی نبود که بخواهد از رونالدو پنالتی بگیرد! اگر سپاه ۵۷ لرستان و لشکر ۸۴ خرم آباد نبود پس سرنوشت عملیات خیبر و بیت المقدس چه میشد؟ اگر لرستان نبود رودهای زاگرس از کجا تا عمق کویر مرکزی ایران را سیراب میکردند؟ اگر لرستان نبود آیا قمرود پر آب میشد؟ گویا واژه غیرت هم در سیل غرق شده که رسانه ها در مقابل سیل لرستان سکوت کردند؟ همیشه ما مردمان لر سپر بلای همه اتفاقات تلخ بودیم ، همیشه برای حفظ تمامیت ارضی مملکت از حقوق قانونی خود چشم پوشیدیم ، همیشه بی منت حامی ایران واحد بودیم اما الآن مزد ما را با تحقیر و تمسخر میدهند! لرستان همه حکومتها را مدیون خود کرده است و تاریخ ایران بدون فداکاری لرها چیزی برای عرضه ندارد. با یک مقایسه ساده بین اتفاقات کشور متوجه تبعیض بین لرستان با سایر مناطق کشور میشویم حقیقت این است که لرها از ایرانی بدون هیچ سهمی نمیبرند.


  • لرها چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟

    همیشه در برابر تمام خواسته های ملی - میهنی و حقوق اولیه ، ما تنها یک پاسخ شنیدیم و آن هم : لر غیور و سلحشور بود! همیشه در همه دورانهای ریاست جمهوری تمام صنایع مادر و طرحهای اشتغالزا در دل کویر مرکزی ساخته شدند و شعارهای پوشالی سهم ما شد. برف و بوران و سرمای طولانی زمستان برای ماست ولی صنعت و استخر و شالیکاری در کویر و پرورش خاویار برای اصفهان و قم و یزد بود. چاه های نفت در شهرهای لرنشین پلدختر و دهلران و گچساران و مسجدسلیمان است اما پول و رفاه و امکانات برای کلانشهرهاست. زبان ما در حال نابودی است اما پژوهشکده زبان فارسی در اوگاندای آفریقا شروع بکار میکند. حالا این روزها که سیل امان لرها را بریده و حالمان بد ، کاممان زهر و جانمان سر لب است پان آریایی ها خوشحالند که سدها پر شدند و بفکر تأمین آب صنایع مستقر در کویرند! عده ای هورآ میکشند که آب برای شالیکاری اصفهان و پرورش ماهی یزد مهیا شد. عده ای بر علیه لرها شعر نژادپرستانه سر میدهند که ای لر ... شنا کن تا پلدختر برقصآ. عده ای میگویند جمعیت لرها زیاد شده وقت مردنشان رسیده است! بسیاری در فضای مجازی لرها را تحقیر و تمسخر کردند و به سبک خودشان با ما ابراز همدردی کردند! برخی گفتند : اگر لرها در سیل غرق شوند ایران جهان اول میشود! این است واقعیت نگاه آنها به ما. باید واقع بین باشیم و خودمان را گول نزنیم چون با یک مقایسه ساده بین اتفاقات مشابه در کشور متوجه تبعیض بین لرستان با سایر مناطق میشویم. بیایید در این هیاهو درباره واژه هم میهن و هموطن بیشتر فکر کنیم که آیا اینها واقعی است یا ابزاری برای تحمیق ما؟


  • لرستان غریب و بی کس

    بارور کردن ابرها موجب شد که حجم بارش یکسال در یکروز بر سر لرستان ببارد و رودهای لرستان ظرفیت پذیرش این همه آب را نداشتند و طغیان کردند و جنوب خرم آباد ، چگنی ، معمولان و پلدختر به زیر آب رفتند. حجم تمام سدهای لرستان تنها ۲۸۰ میلیون مترمکعب است درحالیکه ۱۳ میلیارد مترمکعب از لرستان به خوزستان رفت و سد دز با ۶ میلیارد مترمکعب پر شد و دریچه ها را باز کردند تا آب به خلیج و مرز عراق برود اما با ساخت سد کوچک معشوره لرستان که فقط ۱۰۰ میلیون مترمکعب ظرفیت دارد و برای مقابله با سیل بود مخالفت کردند. لرستان سد اگر داشت جلوی سیل را میگرفت و مانع خسارت به خوزستان میشد. لرستان سیل زده در اندوه است و پان پارسها خوشحالند از پر شدن سدهای لرستان وخوزستان برای انتقال آب به حاشیه کویر. شما پان پارسها ما را هموطن خود ننامید. شما از سیل لرستان شادید و لرها را تمسخر و تحقیر کردید. ما هموطن نیستیم. تو نه همدرد منی بلکه خود درد منی. سیل لرستان همراه با زندگی ما ، باورهای ما را نیز در مورد هموطنی با خود برد.


  • بمیر سی یکی که بگریوه سیت!

    در لری مینجایی ضرب المثلی داریم که میگوید : بمیر سی یکی که بگریوه سیت! یعنی برای کسی بمیر و برای کسی ارزش قائل باش که جانت را فدایش کنی که برایت گریه کند و در هنگام رنج و سختی دستت را بگیرد و کنارت باشد! ولی ما لرها متأسفانه برای کسانی می میریم که در هنگام درد نه تنها برای ما گریه نمیکنند بلکه به درد ما هم میخندند و نمک روی زخم ما میپاشند و نسبت به بلایی که با بارور کردن ابرها بر سر ما آوار کردند بی توجه و بیخیالند. کاش این ضرب المثل لری را آویزه گوشمان کنیم و سی کسی بمیریم که سیمو بگریوه! ما لرها همیشه مثل غریبه ها در این مملکت زندگی کردیم و هیچ سهمی از ایرانی بودن جزء محرومیت نبردیم حقیقتأ ما لرها فریادرسی بجز خودمان نداریم. امیدوارم اینبار حافظه تاریخی مردم لر این مصیبت و تنهایی و توهینات و تمسخرات پان پارسها و خوشحالی آنها از سیل لرستان را فراموش نکنند. آنها تنها به چشم منبعی برای غارت و چپاول به بلاد لرنشین نگاه میکنند تازه غم بزرگتر ما پس از فروکش کردن سیل شروع میشود و نمایندگان شهرهای کویرنشین در مجلس صف میکشند و دعوا میکنند بر سر انتقال آب لرستان و خوزستان به حاشیه کویر و نمایندگان و مسئولین ما طبق همیشه سکوت میکنند.


  • سیل ما را نابودتر کرد

    در خبر ۲۱ شبکه اول ، مجری از وضعیت سیل لرستان و خوزستان از وزیر نیرو میپرسد و دکتر اردکانیان و جهانگیری میگویند : این سیل برای ما نعمت بود و خوشبختانه تمام سدهای خوزستان پر شدند و میتوانیم آب شرب (به کام صنعت) شهرهای مرکزی کشور را تأمین کنیم! وزیر نیرو خودش متولد یزد است و میخواهد در طول وزارتش کاری برای استانش بکند چون اکثر وزیران ما برآمده از شهرهای کویری اند و بیشتر منافع آنها را در نظر میگیرند. تنها فکرشان بدنبال انتقال آب است و آوارگی سیل زدگان لرستان گویا فراموش شده!غم بزرگتر ما پس از سیل است که شهرهای کویری صف میکشند برای بردن آب استان لرستان ، بختیاری و خوزستان و نمایندگان و مسئولان ما طبق همیشه سکوت میکنند. وقتی از ۱۸ وزیر شانزده نفر فارسند طبیعی است که اوضاع همیشه به نفع آنها خواهد بود. ما لرها سیاست نداریم و همیشه چوب سادگی ، بیخیالی و تفرقه خودمان را میخوریم.


  • خطر جاودانه شدن فقر در لرستان را جدی بگیریم!

    جناب وزیر خارجه در توییت انگلیسی خود گفته : مشکل سیل اینست که ترامپ ما را تحریم کرده و نمیتوانیم هلیکوپتر بخریم! جناب ظریف با ما شوخی ضخیم نکن! هلیکوپترهای قبلیت را بشمار و با یکی از همان هلیکوپترهای آکبند که در انبارها خاک میخورند بیا لرستان و خوزستان. اصلأ به شما هواپیمای جنگی نمیفروشند وگرنه هیج مانعی برای خرید هواپیمای امدادی نیست! زخم مردم سیل زده لرستان را با هلیکوپترهای نخریده تان پیوند ندهید. نان ، پتو و غذا به لرستان نفرستید ، واژه بفرستید ، محبت بفرستید ، عدالت بفرستید ، انسانیت بفرستید ، واژه لرستان را در قالب اصلی و تمامیت معنوی آن بر زبان بیاورید. باور کنید مشکل بغرنج و ظاهرأ لاینحل مناطق لر زبان که معمای توسعه نامتوازن در ایران و خطر جاودانه شدن فقر در این منطقه از ایران را رقم زده است حل خواهد شد و این زخم رو به التیام خواهد نهاد‌. گرسنگی را چاره خواهیم کرد. سرمای شبانگاه را بی سقف و سرپناه تاب می آوریم ولی مسخ و انکار تمامیت معنوی لرستان را نه. بهترین کمک شما به لرستان اینست که واژه لرستان را با تمامیت معنوی آن بر زبان بیاورید. مردم بلاد لرنشین را داخل پرانتز قرار دادید انگار لر کلمه ممنوعه است! پرانتز را برداریم لرستان و مردمانش را از زندان این پرانتزهای تحمیلی آزاد کنیم سیل ویرانگر فروکش خواهد کرد. از بین رفتن تمامیت معنوی واژه لرستان یعنی همین که اغلب مجبوریم توی پرانتز به این حقیقت اشاره کنیم که لرستان گستره ای بزرگ با جمعیتی ۲۰ میلیونی ساکن در استانهای خوزستان ، کهگیلویه و بویر احمد ، فارس ، بوشهر ، چارمحال بختیاری ، لرستان ، اصفهان ، ایلام ، همدان ، مرکزی و کرمانشاه است لرها خواه از ایلات بختیاری ، لک ، مینجایی ، کهگیلویه ، بویراحمدی ، ثلاثی ، حیات داوودی ، کلهر و ... لر هستند و بخشی از اکوسیستم طبیعی و انسانی لرستان با واقعیات مشترک و شرایط مشابه. اجازه دهیم و تمرین کنیم این حقیقت از درون پرانتز به متن برگردد. خودبخود لرها به وضعیت انسانی تر و متعادلتری خواهند رسید که خودشان مشکل لرستان را حل خواهند کرد. تا زمانیکه تمامیت معنوی واژه لرستان به او بازنگردد حقوق کلکتیو مردم این خطه نیز محلی از اعراب نخواهد داشت و فرصتی برای مطرح شدن پیدا نمیکند. همتباران تا لرها توی پرانتز زندگی میکنند و نام لر کلمه ممنوعه باقی بماند ، وضعیت لرستان و بلاد لرنشین همین است. پرانتز را بردارید تا سیل فقر فروکش کند. خطر جاودانه شدن فقر در لرستان را جدی بگیریم. ایران ، برابری و مهربانی.


  • بیدار باشیم

    اکثر روزنامه ها در نخستین شماره سال ۹۸ هیچکدام در تیترهایشان اشاره ای به سیل لرستان نکردند فقط روزنامه ایران نوشت : امداد در لرستان و آماده باش در خوزستان! نکته ناراحت کننده برای مردم لر که سرزمینشان از مکانهای اصلی درگیر سیل است عدم پوشش رسانه ای کامل و نبود هیچگونه اقدام حمایتی چه از سوی دولت و چه از طرف مردم ایران است.حتی در خبر رسانی نیز تبعیض واضح ، عیان است. گویی بلاد لرنشین جزء کشوری بیگانه است و در باب توجه و همیاری نمی گنجد اما هنگام انتقال آب و نفت به کویر دوباره به حیطه توجه بازمیگردد. خودمان درد خود را چاره باشیم چرا باید تن به این تحقیرها بدهیم کدام هموطنی وقتی کسی بما توجه ندارد؟ اگر یک آجر از ۳۳ پل اصفهان کم میشد مورخان و فرهنگ دوستان یقه جر میدادند ولی پلهای زمان ساسانی مثل کشکان ، گاومیشان ، شاپوری ، صفوی (پل گپ) و پل معمولان را سیل تخریب کرد و کسی معترض نشد چون اینها در سرزمین لرستان واقع شدند و لرستان هم کلمه ممنوعه است. بی عرضگان تاریخ اگر از اندوه بمیرند رواست.بسیاری از کشورها مثل ترکیه ، کویت ، اتحادیه اروپا ، آلمان ، فدراسیون صلیب سرخ و هلال احمر جهانی ، فرانسه ، روسیه ، ارمنستان و عراق کمک نقدی ، تجهیزات پزشکی ، وسایل آشپزخانه و تصفیه آب ، مواد غذایی ، پتو و بسته های بهداشتی برای سیل زدگان ایران فرستادند اما چرا این کمکها بدست سیل زدگان نمیرسد؟


  • زمان سختیها مشکلات لرستان به چشم نمی آید!

    نادیده انگاری سیل در مناطق لرنشین ، سیمین کاظمی (جامعه شناس) : طرد و غیریت سازی از لرها یک واقعیت اجتماعی غیر قابل کتمان است که از دوره رضاخان با قشون کشی و سرکوب آغاز شده و در دوره ما به اشکال جدید بازتولید شده و استمرار یافته است. نادیده گرفتن مصایب سرزمین مردم لر که محرومیت مزمن و توسعه نیافتگی را برای این بخش از خاک ایران رقم زده اکنون و در زمینه مصیبتی دیگر رخ نموده و نمک به زخم تاریخی مردمان این منطقه می پاشد در حالی که سیل نوروز ۹۸ صدمات جدی و غیرقابل جبران به لرستان زده و مردم را خانه خراب و آواره کرده است اما گویا عمدی وجود دارد که این فاجعه دیده نشود و سهم چندانی از توجهات دولتی و رسانه ای نداشته باشد. این نادیده انگاری در شرایطی صورت میگیرد که در ادبیات رسمی ، مدام بر همبستگی ملی و اتحاد تأکید میشود اما در بزنگاه هایی مثل سیل اخیر گویا ضرورت همبستگی و لوازم آن به کلی فراموش میشود و تبعیض و طرد به راهبردی کارآمد تبدیل میشود‌. همبستگی با احساس تعلق رنگ میگیرد و هرگونه احساس طرد شدگی و نادیده گرفتن همبستگی را نابود میکند. تا الآن نتیجه نادیده گرفتن بلاد لرنشین ، محرومیت مزمن ، توسعه نیافتگی ، فقر اقتصادی و نابرابری اجتماعی بوده است که خطر آسیب پذیری را جدی تر میکند.نیازی به گفتن ندارد که این سیل غیر طبیعی فروکش میکند ، بینوایان و محرومان لرستان با رنج و سختی که تنها سرمایه شان است خانه هایشان را دوباره خواهند ساخت ولی طرد شدگی و احساس تبعیض بعید است از حافظه تاریخی مردمان لرستان زدوده شود و در موقعیت یا وقتی دیگر سر باز نکند.زمان سختیها مشکلات لرستان به چشم نمی آید. نزه بارو که تژگاه سرده ایمشو - نزه بارو دلم پر درده ایمشو / پنه گم زیر بارو آسمونه - زمی د زیر پام هه پرده ایمشو.


  • آیا لرستان جزو پهنه جغرافیایی ایران هست؟

    دکتر رستمیان نماینده الشتر و نورآباد لرستان در جلسه ۱۹ فروردین ۹۸ مجلس ضمن انتقاد از ظلم و تبعیض در تخصیص بودجه و عدم توجه به زیرساختهای لرستان نسبت به سایر شهرها و استانهای توسعه یافته کشور گفت : آیا لرستان جزو نقطه جغرافیایی ایران هست یا خیر؟ اگر هست چه کسی باید پاسخگوی تبعیض ها باشد؟ بجای القاب لرغیور و سلحشور به لرستان بودجه و اعتبار عمرانی بدهید. دکتر رستمیان با بیان اینکه وزارت نیرو ، وزیر فعلی و وزرای گذشته باید به عنوان مسبب اصلی سیل ها و محاصره روستاها توسط سیل محاکمه شوند اظهار داشت : متأسفانه وزارت جهاد کشاورزی در بحث آبخیزداری و آبخوان داری ضعیف عمل کرده و باید مجازات شوند. دکتر رستمیان گفت : مجلس باید بحث امروز صحن را بر روی موضوع سیل میگذاشت چرا وقت مجلس با بحثهای بیهوده و کم اهمیت هدر رفته و حق استانهای سیل زده مثل لرستان نادیده گرفته شد؟


  • افول لرها از زمان صفویه شروع شد

    افول لرها از دوران صفویه شروع شد. حکومت مستقل و پانصد ساله اتابکان لرکوچک توسط شاه عباس سرنگون و به یکی از ۴ ولایت اصلی ایران تبدیل شد که هنوز دارالغرور لقب داشت. لر بزرگ هم به ایالت بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی تجزیه شد. روند افول و زوال به استثنای کوتاه مدت دوران زندیه ادامه یافت تا ضربه کاری و نهایی را رضاخان وارد سازد. لرها با شانتاژ رسانه ای دستگاه تبلیغاتی پهلوی به توحش ، راهزنی و ... متهم شدند و بنا شد که مواهب مدرنیزاسیون از نوع پهلوی اش به زور به آنها عرضه شود. آنها که طلیعه تمدن را با قتل عام دسته جمعی / نابودی مراتع و سرقت دامها توسط ارتش پهلوی / آتش زدن زیستگاهها / تبعید دسته جمعی / کوچ اجباری / نسل کشی و در یک کلام نابودی خشونت بار معیشت سنتی خویش درک کرده بودند در حیرت و سکوت به انتظار نشستند. لرها با عبارت پر بسامد الوار اشرار در ادبیات رسمی پهلوی و گفتار روشنفکری ناسیونالیست فارسی اعم از چپ و راست در موقعیت ساحرگان سیلویا فدریچی قرار گرفتند و نخستین فیلم ناطق سینمای ایران به ثبت این بازنمایی از ایشان پرداخت. صد سال پروژه مدرنیزاسیون و دولت - ملت سازی در ایران (که با دلالتی پر معنا هنوز ناتمام میخوانندش!) به سبک آریایی - امتی ، لرها را به جایی رساند که سیل ویرانگر - بیانگر ، تنها در چند روز به تصویر کشید : مردمی تحقیر شده ، ناتوان و از همه مهمتر بیخطر (که با المانهایی مانند جانعلی ، ممجو و کاراکترهای فیلم ایران برگر بازنمایی میشوند) که با همان زیرساختهای دوران پهلوی اول شب را به صبح می آورند. لرها سخت بی دفاع هستند چه در مقابل طبیعت و چه در مقابل دولت - ملت. از زره جامه تان اگر بشکوفید ، باد دیوانه ، یال بلند اسب تمنا را ، آشفته خواهد کرد...


  • آبهای هفت دریا درمقابل رنج مردم لر اندک است

    کتاب کوچه شاملو یعنی دانشنامه فولکلور فارسها را اگر ورق بزنید هرجا نشانی از لر هست عمدتأ به زبان لری بختیاری است و سادگی ، بی آلایشی و بی پیرایه بودن لرها را نشان میدهد احتمالأ شکل گیری این عبارات به مواجهه جمعی مردم و بدنه عادی ایل بختیاری با تهرانیها در هنگامه فتح تهران ( ۲۲ تیر ۱۲۸۸ شمسی ) و ماهها و سالهای پس از آن برمیگردد. این همان وجهی است که موضوع طنزها و کنایه های شهرنشینان دشت نشین در مورد عشایر و روستاییان کوه نشین از آن زمان تاکنون بوده است. در شهر بورژوایی و نزد شهریان کاسبکار ، سادگی و بی ریا بودن لر را ، مساوی با حماقت ترجمه کردند اما دیده گوهرشناس در پس این سادگی ، ژرفایی بی بدیل و نگرشی سرا پا متفاوت با عقل سلیم بورژوایی و شبیه آیین دائو در شرق و باورهای سرخپوستان در غرب می بیند. جریانهای متأخر فلسفی به تمرکز هر چه بیشتر بر اشیاء متمایل میشوند. بیشتر آنها تحت تأثیر مارتین هایدگر آلمانی هستند که به عقیده او : هنگامی که اشیاء مانند خود انسان غرقه در روزمرگی هستند به چشم نمی آیند و هستی دم دستی دارند اما تکانی و حادثه ای مانند سیلابی که قوری و قابلمه را به حیاط و کوچه میبرد و روانه مقصدی نامعلوم میکند آنها را از پس پرده عادی بودن خارج میسازد و صفت در دستی به آنان میبخشد. در این لحظات است که اهمیت اشیاء و عمق در هم تنیده بودن زیست و روح انسان با چیزهای پیرامونش آشکار میشود. یک هم ولایتی پلدختری سیلی که علاوه بر شهر به خلوت عاشقانه او و همسرش نیز راه یافته و تمامی نشانها و یادگاری های ساده اش را به تاراج میبرد تک تک کلمات او و آخ های لهجه داری که از عمق دل بر می آورد ارزش و کرامتی به اندازه یک متن فلسفی تأثیرگذار دارند. فاجعه سیل در پشت در است و آب در حال بالا آمدن ، نیستی و نابودی با خونسردی بر در میکوبد : وه جون تو هآ غصه این چیانه موهورم و هیچی د دسم نیآ ... آخخخ هیچی د دسم نیآ ... در آیین یارسان که با بنیانگذاری شاه خوشین لرستانی از این دیار برخاست تلفیق کوه و کوچ و ظرائف این فرهنگ را به خوبی میتوان دید : یاران از کوچ مترسید و زاری مکنید ، تسلیم جان همانند غوطه زدن بطی در آب است. آبهای هفت دریا در مقابل رنج این مردم اندک است.


  • شهاب ثاقب

    سیل نوروز ۹۸ غیرطبیعی بود و فقط روی جنوب غرب ایران تمرکز شدید داشت جالبه که در هیچ کشور خاورمیانه هم اثری از این سیل و توده هوای بارانی نبود! سیل به پل کشکان که به مادر پلهای تاریخی ایران معروف است و بزرگترین سازه آبی باستانی است در برابر بی تفاوتی میراث فرهنگی خسارت زد و یکی از پایه هاش فرو ریخت همچنین ضلع غربی تپه قلعه فلک الافلاک ریزش کرد و پلهای گاومیشان ، شاپوری ، گپ ، اناری و افرینه خسارات فراوان دیدند.متأسفانه در معمولان راه ارتباطی با خرم آباد کلأ قطع شده به حدی که قرار است جاده جدیدی درست کنند لذا چند نفری از مردم معمولان که مریض احوال بودن برای اعزام به بیمارستان و به علت نبود جاده و از ناچاری به درون یکی از بالگردها رفتند که خلبان با تندی به آنان برخورد کرده و گفته: شما لیاقت ندارید سوار هلیکوپتر بشوید! همراه بیمار هم شرایط بیمارش را بازگو میکند اما توهینات ادامه دارد و با هم گلاویز میشوند از آنروز دیگر امدادهوایی متوقف شد و فقط خلبان حمیدشاه کرمی که خودش اهل معمولان است به پرواز ادامه میدهد این ماجرا را همه اهل معمولان میدانند.امیدوارم لرها بفهمند که هیچ فریادرسی جز خودشان ندارند.


  • لرها از روی نجابت سکوت کردند

    سگهای آبی در سد سازی استادند و موقع خواب دستهای همدیگر را میگیرند که سیل آنها را نبرد ولی پان پارسها بجای اینکه دست هموطنان سیل زده خود را بگیرند پاچه آنها را میگیرند و در فضای مجازی آنچه لایق خودشان است به مردم سیل زده نسبت میدهند. مردم رنج کشیده لر در برابر تمامی بی عدالتی ها از هر نوعی نجابت و گذشت به خرج دادند در اینکه بیشترین میزان نفت و گاز و آب از سرزمین مردم لر استخراج میگردد هیچ شکی نیست اما مشکل آنجاست که خود لرها باید پا برهنه روی گنج راه بروند. زمینهای مرغوب لرستان خشک میشوند و آب لرستان تا دل کویر منتقل و پمپاژ میگردد. اینکه پول نفت بر سر سفره همه هست بجز خود لرها. اینان دردهایی است که بجای مداوا کردن زخمها هر روز روی آن نمک میپاشند. حق ندارید به ولی نعمتان خود توهین کنید. نیازی به بازگویی تاریخ نیست که چه ها کردیم. قبرستانهای ما مملوء از برد شیرهای سنگی بر گورهاست. آرامستانهای ما پر از شهدای جنگ عراق است. لرستان تمام زیرساختهایش متعلق به قبل انقلاب است و براساس آمارهای رسمی در نرخ بیکاری مقام نخست را دارد اما از روی نجابت ، شرم و درک موقعیت زمانی سکوت کردیم و درد زخمهایمان را و فریاد از سر دردمان را فرو خورده ایم.


  • تراژدی تلخ توهین نژادی

    تراژدی تلخ توهین به قومیتهای ایرانی تا کی ادامه دارد؟ چرا بجای همدردی با هموطن زلزله زده ، سیل زده و فقر زده باید برای او در عمق فاجعه جوک ساخت یا به سخره گرفته شود؟ این تاریخ تباهی و رفتار بلاهت زده تا کی تکرار میشود؟ خرده فرهنگ ترجمه چیست و از کجا آمده؟ پان پارسها خودشان و زبانشان را میکنند معیار و بقیه میشوند خرده فرهنگ و لهجه! وقتی کسی در تهران آدرس میپرسد میگن لهجه داشت آخر مگر زبان تو معیاره؟ رسم الخط فارسی عربی است / اعداد شمارش فارسی ، هندی است / تمامی کلمات کلیدی و مفاهیم اصلی علم حقوق عربی است / چند لحظه صبر کن الآن میام ؛ در این جمله فارسی ، کلمات لحظه ، صبر و الان عربی هستند! این چه زبانی است که ۶۰ درصدش عربی است ولی بقیه را خرده فرهنگ میناند؟ استعمال دخانیات ممنوع یا محدوده طرح ترافیک و... تمام این جملات عربی هستند حتی فارسها کلمه ای معادل شخصیت عربی ندارند. قوری ، قابلمه ، بشقاب و قاشق ترکی هستند / نعلبکی ، فنجان و قند عربی هستند / چای چینی است / کتری انگلیسی است / سماور روسی است! تمامی ظروف آشپزخانه و اصطلاحات برگرفته از فرهنگهای دیگر بوده و فارسها با بودجه میلیاردی که خرج فرهنگستان ها و پژوهشکده های زبان فارسی میکنند هنوز نتوانستند معادلی برای آنان بیابند. انقلاب مشروطه حاصل خون سردار اسعدها و ستارخان هاست وگرنه فارسهای ماست بجای مبارزه برای آزادی به سفارت انگلیس در تهران میرفتند و تحصن میکردند. وقتی مجلس ایران توسط لیاخوف روسی به توپ بسته شد به غیرت لرهای بختیاری برخورد که چرا یک اجنبی بیاد و به مجلس ایران توهین کند و آنها تهران را از دست استبداد قجر آزاد کردند. شیرسنگی نشانه دلاوری و آزاد زیستن مردان بزرگ است. ما نمیتوانیم شرافت انسانی را به زور به بیخردان وابسته که فرهنگشان تقلیدی دسته چندم از غرب است بقبولانیم. ذات آنها در تقلید و توهین است و درست نمیشوند.


  • ای هوآر د دس لف بی خور کش

    ای هوار د دس لف بی خور کش - لرسونه شهر وه شهر ها موره وآ خوش / لف نوهلمونگی بی وه دچارم - گرته رنگ چمر عید بهارم / هآ میا د تور آو دنگ دهل کو - روله کم خاوش برده د لو کشکو. توهینات و جوکهای نژادی شاید راجع به پدران شما که اصالتی برون مرزی دارید درست باشد اما درباره خانواده پاک مردم لر نه ، لر بودن تنها بر مبنای نژاد نیست ، لر شرف دارد که شماها مهاجران به ایران از آن بی بهره اید شما پسمانده فاشیستی بیش نیستید خودتان را به لرها نچسبانید. سیاستهای لرستیزی و تبعیض نژادی شما و محروم نگهداشتن بلادلرنشین مدتهاست که برای ما آشکار شده است. آنان که به بندگی نمی ارزیدند - امروز غلامان و کنیزان دارند.


  • عدم کمک کویرنشینان به سیل لرستان

    طبق اعلام جمعیت امام علی در گزارش کمک به سیل زدگان تا ۱۵ فروردین ۹۸ آمده که مردم شهرهای : خرم آباد ، تهران ، مشهد ، کرج ، اهواز ، گرگان و ساری بیشترین کمکها را به سیل زدگان کردند. مردم خرم آباد ۵۱ میلیون اقلام خوراکی / معادل ۳۳ میلیون دارو / ۵ میلیون لوازم خانگی / ۱۵ میلیون پوشاک و ۱۰۴ میلیون پول نقد به سیل زدگان، کمک کردند اما اصفهانیها و یزدیها که آب کوهرنگ بختیاری و کارون را میبرند چرا کمکی نکردند؟ قم که آب الیگودرز را میبرد چرا کمک نکرد؟ کرمان و سمنان چرا کمک نکردند؟ زمان تقسیم بودجه ۲ متر زبان دارید و موقع انتقال آب هموطن هموطن میکنید اما الآن چرا سکوت کردید؟ اصفهان پرچم فیروزه ای که پاینش نقش شیری حک شده را بجای پرچم رسمی کشور در پلها و تقاطع ها افراشته کرده اگر این اتفاق در یکی از مناطق غیرفارس رخ میداد با عاملین چه میکردند؟ روزنامه ایران ۶ فروردین ۹۸ درباره سیل شیراز ، گلستان ، مازندران و حتی پایه های تخت جمشید مطلب نوشت اما حتی یک سطر درباره سیل لرستان و تخریب پایه پل ساسانی کشکان و روستاهای محصور شده معمولان و پلدختر ننوشت!


  • سرطان اقتصادی چیست؟

    یک اقتصاد سالم ، اقتصادی است که پیوندهای اجتماعی را محکم کند و همه افراد جامعه را در برگیرد ولی آنجایی که رشته های مختلف اقتصادی در مسیر منافع افراد معینی قرار گیرد ، سرطان اقتصادی است نه اقتصاد سالم!!!


  • فدرالیسم اقتصادی

    فدرالیسم اقتصادی: عدم تحقق خواسته ها و انتظارات مردم از دولت موجب نارضایتی و بعضأ اعتراض شده است. فشار اقتصادی شدیدی بر طبقات پایین جامعه به وجود آمده و اختلاف طبقاتی در اجتماع بیشتر شده است. در این شرایط نا برابری هایی بین استانهای ایران در مسیر توسعه ، در طول سالیان متمادی ، گذاشته شده است که خود را به صورت اعتراض نشان میدهد که برخورد امنیتی با این معترضان بر حساسیتها می افزاید. توجه به موضوع قومیتها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خطر تجزیه و یا به قولی "سوریه ای شدن ایران" صرفأ با جنگ در خارج از مرزها ، برطرف نمیشود ، بلکه به دست آوردن اعتماد از دست رفته اقوام ایران است که انسجام و استحکام تمامیت ارضی را محقق میسازد. هوای آلوده تهران ، اصفهان ، اراک ، مشهد و تبریز ، نتیجه بیکاری گسترده و فقر بسیاری از استانهای دیگر است. جای هیچ توجیهی نیست که ثروت ایران در تمام ایران به انصاف توزیع نشده است. این بی انصافی در توزیع ثروت گاه پهلو به چپاول هم زده است. آنجا که می بینیم استانهای نفت خیز و پرآبی مثل:لرستان ، خوزستان ، کوه گیلویه و بختیاری لم یزرع و فقیر مانده اند و استانهای خشک و بیابانی مانند اصفهان ، یزد و کرمان پر از صنایع متنوع گشته اند. اکنون درست همان استانهایی که از بیکاری و فقر ، بسیار آسیب دیده اند و رنج میکشند و دارای هویتهای قومی نیرومندی نیز هستند ، صدای اعتراضشان برخاسته و به فریاد تبدیل شده است. عجیب تر اینکه راهکارهایی که برای عبور از بحران اقتصادی موجود مطرح و پیگیری میشوند ، دقیقأ به له شدن همین استانهای محروم خواهد انجامید. آزاد سازی اقتصادی / حذف یارانه ها / رها کردن نرخ ارز برای تنظیم آن / و سایر راهکارها تمامأ دودی است که در چشم، استانهای محروم و فقیر خواهد رفت. بماند که همین استانها نیز از رانت و فساد سیستماتیزه شده امروزی ، بیشترین آسیب را می بینند و اندوخته های اندکشان ، پیش چشمشان بلعیده و نا پدید میشود. در نهایت به عنوان راهکار باید گفت که اگر امروزه خطری ایران را تهدید میکند ، بی محلی و کم اعتنایی به معضلات اقوام و استانهای محروم و فقیر است! استانهایی که بالقوه ثروتمند هستند و در عمل دستهایشان تهی است. بازگرداندن اعتماد به آنها صرفأ با واگذاردن ثروتهای این استانها به خودشان میباشد. فدرالیسم اقتصادی شاید تنها راهکاری باشد که دیر یا زود پیاده سازی آن ناگزیر میشود. تصمیم گیرندگان کلان مملکت ، برای نجات ایران و پیشگیری از بحران و فروپاشی ، باید به دنبال احیای اعتماد میان همه اقوام ایران به ویژه استانهای محروم باشند که زیر تیغ گرانی و فشار اقتصادی هستند. امید است که رصدکنندگان وضعیت کشور ، اوضاع را دقیقتر ببینند و گزارشهایشان را واقع بینانه بنویسند.


  • ماسوری

    لرستان با وجود غیر مرزی بودن خسارت های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شد به نوعی که به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان به شمار میرفت. خسارت ناشی از جنگ در لرستان ۱۰۵ میلیارد تومان به ارزش آن زمان یعنی یازده درصد کل خسارات جنگ ، هزار میلیارد تومان بود.اما در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی سهم لرستان از بودجه ی بازسازی به کمتر از نیم درصد میرسد !!!و سال ۶۹ در کمیسیون امنیت ملی تصویب میشود که به مدت ۱۶ سال در استان های زاگرس سرمایه گذاری صنعتی کلان نشود.این حادثه ی تلخ درست زمانی رخ میدهد که رییس جمهور وقت آقای رفسنجانی در حال اراعه ی برنامه های دولت موسوم به سازندگی در اواخر دهه شصت بوده است. قبل از آن نیز در دولت موسوی ، پتروشیمی خرم آباد لرستان به اراک منتقل میشود !!! در دولت خاتمی پروژه اشتغال زایی که ایجاد نمیشود و تنها کارخانجات نیمه فعال لرستان هم مثل:کشت و صنعت ، یخچال سازی ، ژنراتور سازی ، چرم و پوست ، پارسیلون ، ماشین سازی و…یا به بخش خصوصی واگذار و ویران میشوند و یا تعطیل میشوند و قطعات کارخانه ها به نازل ترین، قیمت ها به فروش میرسند.


  • لرهای غیرایرانی

    در تاریخ ۲۹ مهر ۹۷ در اصفهان و با حضور نماینده کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان مدرسه ای تحت عنوان ( مدرسه اتباع خارجی ) افتتاح شد. در این مدرسه دانش آموزی با لباس لری در مدرسه پناهندگان و اتباع خارجی ( که علی الظاهر باید برای عراقیها و افاغنه باشد نه نوجوان لر بختیاری ) حضور یافته است. این اقدام با هر توجیهی غیر قابل درک و بخشش است. کیست که نداند لرها قدیمی ترین قوم ایران هستند که در طول تاریخ ، رسالتی جزء دفاع از تمامیت ارضی و مرزداری از مام وطن را نداشته اند. چند وقتی است صدای اعتراض فعالین هویتی لر تبار درآمده است که ما شهروند درجه سوم و یا کمتر ایرانی هستیم و آیا اصلأ ما از ایرانی بودن سهمی میبریم؟؟؟ سیاستگذاران فرهنگی ایران به جای شنیدن این صداها و تلاش برای رشد وضعیت اقتصادی و اجتماعی لرها و خروج ساکنان باستانی ایران از حس شهروند درجه دوم ، به یکباره ما را جزو اقشار و اتباع " خارجی و غیر ایرانی" معرفی و ما را به صورت نمادین در مدارس اتباع بیگانه ثبت نام میکنند !!! آیا این کار بدون پیام است؟ نقل شده است که در ایام قدیم ، دستفروشی به یکی از روستاهای لرستان وارد میشود چند نفر گردنه بگیر تمامی وسایل او را به غارت میبرند و پس از چپاول اموالش تا جا دارد دستفروش را کتک هم میزنند ! دستفروش در حالی که از درد ، نای صحبت کردن ندارد میگوید:بی وجدانها مگر اموالم را غارت نکردید دیگر چرا خودم را کتک میزنید؟ دیر آمده ام یا کم آورده ام برایتان؟ حال باید به برادران اصفهانی گفت:برادران من ، آبمان را کیلومترها با صرف میلیاردها هزینه ، در داخل لوله ها و تونلها انداختید و با آب غصبی کویرتان را آباد کردید ، با آبمان در اصفهان ۴۰ هزار هکتار برنجکاری کردید ، استخر پرورش ماهی راه انداختید و کارخانه آب معدنی و یخ ساختید ، سرانه فضای سبزتان را چندین برابر شهرهای شمال کردید، در یزد کویری سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی پرورش دادید ، کویر را به قطب تولید خاویار تبدیل کردید ، در قم با آب الیگودرز دریاچه تفریحی ۸ هکتاری ساختید ، در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار اسم اصفهان را آوردید و حتی یکبار هم اسم لرستان و لرها را نیاوردید ، با نفت و گاز و آب ما کویرتان را صنعتی و سر سبز کردید ، در حالی که مشکل آب آشامیدنی شهر اصفهان با ۱۱ درصد صرفه جویی در مصرف آب حل میشود اما آبمان را به بهانه شرب به کویرتان انتقال دادید ولی یخ بسته بندی شده و آب معدنی را به خودمان فروختید !!! همه اینها را کردید و ما هیچ نگفتیم ! اقلأ بگذارید دلمان با توهم ایرانی بودن خوش باشد ! بخدا وقاحت و جسارت هم حدی دارد ! عاجزانه از نمایندگان شهرهای لر نشین در مجلس خواستاریم جلوی این اقدامات نا پخته و نژادپرستانه که در شرایط حساس کنونی موجب ایجاد تفرقه بین اقوام ایران میشود را گرفته و با عاملان آن برخورد مناسب صورت بگیرد.


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری!

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • آمارسازی و بُن بست توسعه در بلادلُرنشین

    آیا استانی جز لُرستان خودمان را می‌شناسید که دائماً در《بیکاری، تورم و فلاکت》صدرنشین باشد اما مسئولانش نتوانند حتی در مورد یک مسئله اساسی باهم به تفاهم برسند؟ لُرستان زمانی میتواند روی توسعه را ببیند و فرصت رشد و بالندگی پیدا کند که مدیران و مسئولانش به یک همبستگی، یکدلی و تفاهم برسند وگرنه تا زمانیکه هرکس ساز خودش را میزند، نمیتوان اُمیدی به تغییر وضعیت لُرستان داشت. متاسفانه در سر بزنگاه ها؛ سیاسیون لُرستان با بازیهای خود استان را به《نزاع قدرت》تبدیل کرده‌اند؛ آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان از طریق سهیم شدن در قدرت، لُرستان را به بن بست کشانده اند و نیروهای نخبه و شایسته را به بی سرانجامی درگیر و خنثی کرده اند درحالیکه بهتر اینست که باجوش وخروش این نیروها تفاهم در راستای《توسعه لُرستان 》معنی پیدا کند. سمفونی ناکوک توسعه لرستان در حوزه اقتصاد بارها شاهد مناظره و دعوا در بین دستگاهای استان در خصوص اثبات اینکه کدام دستگاه بیشترین نقش را در توسعه دارد بوده ایم؛ هر دستگاهی مسیر توسعه را بگونه ای خاص تعریف کرده مثلا جهاد کشاورزی لازمه رونق اقتصادی را در استفاده از ظرفیت کشاورزی و دامپروی استان میداند؛ میراث فرهنگی، توسعه گردشگری را مهمترین اولویت استان میداند؛ صنعت معدن و تجارت معتقد است که پتانسیل ویژه لرستان در زمینه صنایع و معادن است؛ اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان حلقه مفقوده اقتصاد لرستان را تعاونیها اعلام کرده و...نتیجه این بی برنامگی و اختلاف نظرها، هدر رفتن اعتبارات، سردرگمی و رکود بیش از پیش استان است. این ناهماهنگیها سبب شده که در بخش عمرانی امروز خیابانی آسفالت شود و فردا یکی از دستگاه های خدمات رسان، اقدام به کنده کاری کند؛ غافل از اینکه توسعه یک استان نیازمند همکاری، هماهنگی و استفاده از 《مدیران توسعه خواه》، آشنا به مفهوم علمی توسعه و دارای تجربه کافی است. صدای رگبارها و رعد و برقهای مهیب در لرستان به گوش میرسد اما امیری، معاون عمرانی استاندار با حضور در برنامه زنده تلویزیونی بجای اعتراض به وضعیت کمبود اعتبارات استان و اعتراف به مشکلات سیلزدگان و خطری که بخاطر عدم لایروبی رودخانه مردم را تهدید میکند با کمال خونسردی به《آمارسازی》پرداخت با این وضعیت چه انتظاری میتوان از بقیه مدیران داشت؟ پس بهتر است که مسئولین ارشد لرستان با این وضعیت سیلاب استان بفکر چاره اندیشی باشند! سلیمانی/شهاب آسمانی


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون فرهنگ تجمل خواه و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.


  • چرا بی آلایش بودن در ایران عجیب است؟

    این درسته که هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم نسبت به این قضیه؟ باور کنید هرجایی رفتم و گفتم لُرم با نژادپرستی فارسهای کویرنشین روبرو شدم! اگر غیرفارسها را دوست ندارید پس چرا اجازه فدرال یا ایالتی شدن را نمیدهید؟ واقعیت آن چیزی نیست که شما در مورد لُرها شنیدید واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم《ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی》علیه لُرها داریم زندگی میکنیم! میگن لُرها ساده اند و همین هم میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که دورویی، کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی آلایش بودن خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه وقتی وارد اکثر شهرهای فارس زبان میشی احساس غربت میکنی اما غریب نوازی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه در دوره ای که زنها افسار مردها را در دست گرفتند غیرت و مردانگی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه که فارسها ازدواج سفید را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب بیجا متهم میکنند!!! من قوم و فرهنگ قومم را با تمام خصلتهای خوب و بدش دوست دارم و اصلاً حرف عده ای مغرض، ممسک و تازه به دوران رسیده برایم پشیزی ارزش ندارد! من سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم که اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خورد و خوراکش هم را با خود ببرد!!! اما اینکار درمیان لُرها ننگ است و لُرها خان منش و سفره دار هستند! من در تهران شاهد روابط مثلثی و ازدواج سفید و رابطه با خواهرزن و برادرشوهر بوده ام که چگونه از این فرهنگشان برای هم تعریف میکردند!


  • فرهنگ غدرآمیز پارسها

    چرا فارسها میگن لُرها مهمان نوازترند؟ چرا میگن مهربانتر هستند؟ چرا میگن بی آلایش و صاف و صادق هستند؟ چون حتماً کلاهبرداری، حیله و سیاستهایی از غیر لُرها دیدند که این صفتهارو به لُرها نسبت میدهند!!! هرچند هرصفتی شامل همه نمیشه اگر میگن فلانی خوبه معنیش این نیست 100% خوبه و هیچ عیب و ایرادی نداره و همین موضوع هم درباره صداقت و سایر صفتهای خوب لُرها صدق میکنه! هر قوم، ایل و طایفه‌ای بَد و خوب داره و اگر یکنفر ایرادی داشت نباید به همه تعمیم بدیم و بَدی یکنفر به این معنی نیست که اون فرد مُعرف اکثریت لُرهاست! مثلاً همه فامیل شمارو به شوخ طبعی میشناسند فقط بر فرض مثال اگر یکی از اعضای خانواده جدی و صریح باشد آیا کسیکه با اون برخورد داشته، باید بگه خانواده فلانی همه خشک و جدی هستند؟ هر جایی خوب و بد داره هیچوقت نباید به کسی توهین کرد! همه میدانند که لُرها غیرتی هستند و روی ناموس و اسم و شرفشان تعصب دارند فرقی هم نداره زن باشند یا مرد! ولی برای یک فارس اینها ارزش نیست در منظومه فکری فارسها چنین جا افتاده که لُرها به خودی خود برای آنچه که هستند گناهکارند! پس جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با غیر لُرها وصلت کنند چون اگر تا مَرفَق دستش را آغشته به عسل کند و در دهان فارسها بگذارد باز به لُرها توهین میکنند! پس هر فردی بهتره با قوم و تبار خودش ازدواج کند!


  • ویژگی منفی زنان فارس

    زن فارس پر توقع، پر از خواسته های منفعت گرایانه و مادیگرایانه است و در مورد زیبایی خودش دچار توهم است!!! خرج زاست! و توان همکاری با مرد در ساختن زندگی را ندارد و از این مسئولیت شانه خالی میکند! محبتش معامله ای است! تشکیل خانواده، عشق و دوست داشتن برای زن فارس در اولویت نیست بلکه راحت طلبی، رفاه و مسائل مادی واسش در اولویته! زن فارس مثل مرد ایرانی برای تشکیل خانواده و تحکیم آن زحمت نمیکشد و《انفعالی》و《عکس العملی》رفتار میکند! در انگلیس یک ضرب المثلی هست که میگه: دلار آمریکایی داشته باش، خودرو آلمانی بخر و زن شرقی (چینی یا ژاپنی) بگیر!!! جدا از این ضرب المثل، ازدواج مردان انگلیسی با زنان چینی بسیار رایج شده است چون《زنان چینی》در حد پرستش به مرداشون احترام میگذارند، خانه دار و کدبانو هستند و توقعاتشان خیلی کم است و در ساختن زندگی به مرد خانواده همه نوع کمکی میکنند! خلاصه جوری شده که نژاد انگلیسیها داره تغییر میکنه! دختران فارس مشکل خیلی بزرگی که دارند اینه که بین سنت و مدرنیته گیر کردند هرجا به نفعشان است از سنت دم میزنند و با مهریه و نفقه و...پدر مرد ایرانی را درمیارند و هرجا هم که به نفعشان باشه دم از مدرنیته و فمنیزم میزنند! خواهر من یا پاتو از سنت بردار یا توی قایق مدرنیته برو! مردان تحصیلکرده و موفق لُر اگر با زن لبنانی، ترک، افغانی یا ارمنی ازدواج بکنند به مراتب خوشبختتر میشوند تا با یک زن فارس وصلت کنند چون سالها لُرها تحت تحقیر و ستم نژادی بودند و هرکاری هم برای جلب رضایت فارسها انجام دهند باز متهم به تعصب و توهین میشوند!


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • لُرستان ویترین پروژه‌های ناتمام

    پروژه‌های لُرستان که چندین دهه است که بلاتکلیف بحال خود رها شده‌اند و هنوز تکمیل نشدند: 1-دهکده المپیک که از 36 پروژه تنها دو پروژه تکمیل شدند/ 2- راه‌آهن دورود-خرم آباد-اندیمشک که از سال 89 تا الآن فقط 40% پیشرفت داشته است! / 3-احداث صنایع پایین دست پتروشیمی لُرستان / 4-تونل و سد کاکارضا که از سال 84 تا الآن تکمیل نشده است! / 5- تکمیل سد ایوشان/ 6-تکمیل سد زیبا محمد/ 7- تکمیل کارخانه سیمان خرم‌آباد که دو دهه ناتمام است/ 8-ساخت هتل پارک صخره‌ای که از 1376 تا الآن نیمه‌کاره است! / 9-احداث کارخانه ژنراتورسازی / 10_احداث مجتمع 700 هکتاری علی‌آباد/ 11- ساخت چهارخطه خرم‌آباد- چالانچولان / 12-ساخت چهارخطه خرم‌آباد-اندیمشک/ 13-ساخت چهارخطه خرم‌آباد - نورآباد/ 14-تعریض جاده خرم‌آباد_سپیددشت/ 15- تعریض جاده خرم‌آباد -آبشار بیشه از مسیر روستای آبستان/ 16-توسعه، تجهیز و شروع پروازهای خارجی فرودگاه لُرستان/ 17- استقرار اداره کل راه‌آهن لُرستان در خرم‌آباد/ 18-تکمیل کتابخانه مرکزی خرم‌آباد که فقط یک طبقه دارد ولی دو دهه است که بلاتکلیف میباشد! / 19-ساخت مجتمع فرهنگی بهزیستی/ 20-احداث میدان اسب‌دوانی/ 21-نوسازی و توانمندسازی محلات اسدآبادی، گل‌سفید، پاچنار، علی‌آباد و چاه خندق/ 22- احداث تصفیه‌خانه آب و فاضلاب/ 23- پیگیری طرح پایلوت توسعه شهری اُسکان سازمان ملل / 24-اجرای کمربند سبز خرم‌آباد/ 25-ساماندهی خُرم رود و کرگانه / 26-تکمیل ساختمان استانداری لُرستان/ 27- گسترش باغ‌وحش کاسیت و احداث باغ پرندگان/ 28-احداث موزه مفرغ لُرستان/ 29-احداث پارکینگ طبقاتی در بازار و مرکز شهر/ 30-تکمیل مجتمع تجاری (برج دوقلو) میدان کیو/ 31-تکمیل چهارخطه ازنا_شازند/ 32- تکمیل چهارخطه الشتر_فیروزآباد/ 33- تکمیل آزادراه خرم‌آباد_اراک/ 34-تکمیل مسکن مهرکمالوند.


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • چرا لُرستان طرحی برای افتتاح ندارد؟

    چند سالی است که افتتاحاتشان رنگ روی فجری ندارد. از سر تکلیف است و بی‌تفاوتی. از افتتاح چند مغازه گرفته تا آغل گوسفند و سنگ‌فرش چند ده متری. دستاوردهایی که بوی یاس می‌دهند. دهه فجر امسال هم همان مورد اعتراض‌های سال گذشته را هم نداشت خلاصه شد در کارهای روتین ادارات. دولتمردان ساکن در لُرستان می‌گویند دولت بودجه ندارد! اعتباری در کار نیست و معتقدند با این شرایط ایثار کرده‌اند و مسوولیت پذیرفته‌اند! اما خبرهای سراسری چیزی دیگری می‌گویند! در خبرها و افتتاحات خبری از بی‌پولی و کمبود اعتبار دولت نیست! وزرای اجرایی رئیس‌جمهوری در استان‌های دور و نزدیک اقتدار دولت و نمایندگان دولت در آن استان‌ها را به منظر عموم گذاشته‌اند. تمام بهانه‌های مدیریتی در لُرستان یکی پس از دیگری با افتتاح طرح‌های کلان کشوری از حمل و نقل ریلی، هوایی و زمینی گرفته تا سد و کارخانجات تولیدی خاورمیانه‌ای و اشتغال‌های چند صدهزارنفری بی‌اثر شده‌اند. استان‌های دیگر نشان می‌دهند دولت پول دارد اما توان مدیران و نمایندگان لُرستان برای گرفتن کم‌بوده، افتتاحات نشان می‌دهد توقع ما از دولت پایین‌تر و بسیار پایین‌تر از توقع سایرین است. نمایندگان ملت لُرستان در خانه ملت به وقت بودجه‌ریزی و دفاع از ردیف‌های ملی خیلی یادشان نبوده فلسفه حضورشان روی صندلی‌های سبز چه بوده؟ حالا دهه فجر با آن‌همه عظمت و ابهت باید به بطالت و افتتاح نمایشگاهی از چند عکس و فلش دوربین‌ها برای یادگاری گرفتن آقایان بگذرد. راه‌آهن چشم‌انتظار بودجه است تا احیا شود و توسعه را روی ریل پیش ببرد، آزادراه چشم ‌به‌راه قطعه ۵ است تا وصلش قطع نشود، فرودگاه رؤیاهای خود را برای نشست و برخاست هواپیماهای پهن‌پیکر آماده تیک آف کرده و واحدهای صنعتی دربه‌در دنبال مدیریت چالش‌های پیش رو می‌گردند و مصوبه‌ای که بانک‌ها را وارد گود کند و چرخ لاستیک لرستان بیم پنچر شدن در آغاز راه دارد و سیمانی که نیامده سرش را گل گرفته است و... دهه فجر دو سال و اندی است طعم خدمت را در لرستان نچشیده و داغ عکس‌های یادگاری با ژست‌های حق‌به‌جانب را نمی‌داند کجای سفره پر از درد و مشکل جوانان بیکار لرستان بگذارد. به‌راستی آیا کم‌کاری در فرهنگ فجر قابل‌بخشش و چشم‌پوشی است، آنگاه‌که جوانان این دیار پشت صف‌های طولانی تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج پیر شده‌اند و برخی بانک‌ها اعتبارات قرض‌الحسنه‌شان را بی‌آنکه مصرف کنند برای خوش‌خدمتی در حال پس فرستادن به مرکزند. بگذارید لُرستان از انقلابش طعم شیرین بگیرد مدیریت را به اهلش بسپارید اکنون اگر توانتان بیش از این نیست، کنار بروید و بگذارید توانمندها بیایند و دهه فجر را با بی‌تدبیری زهر نکنید. محدثه مقدم/ صدای-رسا


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • خوزستان دومین مصرف‌کننده آب

    جلگه‌خوزستان جای مناسبی برای کشاورزی نیست مگر از آبرفت سنگهای آذرین تشکیل شده باشند مثل جلگه خزر یا عراق که آبرفت کوههای غنی از مواد معدنی ترکیه است. اما خاک خوزستان آهکی و رسی است و بجز مناطق شمال خوزستان بجز خاک رس چیزی وجود ندارد! تا قبل از کشف نفت در فاصله اروند تا دزفول چیزی وجود نداشت و عربهای جنوب خوزستان میگفتند: لیس ورا العبادان قریه! یعنی در شمال آبادان روستایی وجود نداشت! تنها در رامهرمز، دزفول و شوشتر به‌دلیل دانه بندی بهتر خاک و وجود ذرات آهکی نفوذ پذیری خاک وجود دارد! خاک رس آب را به‌شدت جذب میکند اما پس نمی‌دهد اصلاً برای همین کوزه‌ها را از رس میسازند! همین که سطح خاک خوزستان خیس میشود دیگر آب را رد نمی‌کند و آب روی زمین باقی می‌ماند بخاطر این رودهای متعدد در خوزستان وجود دارد و هنگامیکه باران می‌آید فوراً در خوزستان سیل جاری می‌شود اما اگر بعد از همان باران، زمین را نیم متر بکنیم می‌بینیم کاملاً خشک است! همین مسأله باعث شده برای کشاورزی در خوزستان چندین برابر مناطق دیگر به آبیاری نیاز باشد! و به کود شیمیایی هم وابسته است چون خاک از نظر معدنی فقیر است! خوزستان فقط آب و هوای گرم ومرطوب دارد اما خاکش غنی نیست و رس زیاد اجازه زهکشی نمیدهد! رسوبات غرب خوزستان مملوء از رس و آهک است و ارزش کشاورزی ندارد! گیاه خاک تنها در مناطقی که دارای مواد آلی و فعالیتهای زیستی باشند مانند مناطقی که درگذشته جنگل و چمنزار بوده ایجاد میشود اما خوزستان اصلاً گیاخاک ندارد و آب جذب خاک رس میشود و در زمین نفوذ نمی‌کند! جنس آبرفت خرمشهر از جنس آبرفت دجله وفرات است لذا خاک خرمشهر از اهواز بهتر است اما بازهم کیفیت خرمای خرمشهر به کیفیت خرمای بم یا بصره نمیرسد! اگر پرتغال، سیب، خرما و پیاز خوزستان را با لرستان مقایسه کنید، مزه متفاوت آنان را حس میکنید چون طعم محصولات وابسته به جنس خاک است! اگر دست از آبیاری غرقابی در خوزستان بردارند آن‌وقت مشکل گل‌آلود بودن آب آشامیدنی حل خواهد شد! بهترین خاک ایران، در کمربند ارومیه از شمال غرب به سمت جنوب شرق کشور که در آبرفت تشکیلات آتشفشانی دوران سوم زمین‌شناسی است که شامل مواد معدنی، ماسه فراوان و رس کافی است! اگر در خوزستان دوبار محصول می‌گیرند بخاطر خاصیت گرمسیر بودن است! نوع تمدنهای قدیمی بسته به نوع خاک، متفاوت بود مثلاً در بابل و مصر که خاک غنی داشتند کشاورزی حرف اول را میزد اما در ایلام باستان بجز در شمال خوزستان شهری نبود و تمدن ایلام محدود بود به نظامیگری! ولی سومر هفده شهر داشت که دلیل این مسأله نبود امکان کشاورزی بود! شوشتر از آب سد هیچی بهش نرسیده خودش کانال داریون زده! از شوشتر تا اهواز زمینها حاصلخیزند اما همشون دست عربهاست بعد از اون دیگه زمینها حاصلخیز نیستند! سمت دزفولم زمینها حاصلخیزند و بیشتر دست دزفولی هاست! زمینهای بین شوشتر و گتوند و عقیلی دست لرهای بختیاری است که بیشتر دیم هستند! زمینهای خوزستان بیشتر دیم بودند الان سد و کانال زیاد زدند آبی شدند ولی زمینهای شمال دزفول و اندمشک کانال براشون نکشیدن و فریبشان دادند! خاک حاصلخیز سیاه رنگ است و خاک بدرد نخور سرخ رنگ است! زمینهای دارای خاک سیاه و سنگلاخی بدرد کاشت برنج نمیخورند ولی برای باغداری بهترند که بخاطر کم بودن زمین حاصلخیز در ایران، باغات را باید در دامنه کوهها زد نه در جلگه! آبی که از سمت لُرستان میاد تماماً میره برای کشاورزی عربها که برنجکاری میکنند! جایی دیدم که در زمینهای غصبی که گرفتند دریاچه آب انبار کرده بودند! تمام آب بلادلُرنشین حتی آب کوهرنگ سودش را عربها میبرند! کشاورزی میکنند و برای لُرها خط ونشان میکشند.


  • سیستم اداری فدرالیسم

    فدرالیسم چیست؟ فدرالیسم یک نظام سیاسی است که در آن قدرت میان دولت مرکزی و دولتهای منطقه‌ای متعدد تقسیم می‌شود. در فدرالیسم یک قانون اساسی وجود دارد که این قدرت را میان دولت و واحدهای آن به اشتراک می‌گذارد. این واحدها که به‌عنوان حکومتهای استانی یا منطقه‌ای شناخته می‌شوند، دارای قدرت عمل مستقل در برخی حوزه‌های حکومتی هستند. در ایالات متحده نیز قدرت میان حکومت‌های مرکزی، منطقه‌ای یا ایالتی تقسیم شده است. حکومتهای محلی دارای قدرتهای انحصاری برای صدور مجوز، فراهم ساختن بهداشت عمومی، برگزاری انتخابات و تشکیل دولتهای محلی، مراقبت از تجارت بین‌الملل و...هستند. این نظام سیاسی به منظور اطمینان از امنیت و استقلال در برابر تهدیدات داخلی و خارجی اتخاذ شده و هر استان دارای مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مخصوص به آن منطقه است. نمایندگان دولت استانی در نزدیکی مردم زندگی کرده و اغلب از همان جامعه هستند به‌طوریکه درک بهتری از این مشکلات داشته و راه حل‌های منحصر به فردی را ارائه می‌دهند. فدرالیسم نمایندگانی را برای جمعیتهای مختلف پیشنهاد می‌دهد. شهروندان استانهای مختلف امکان دارد که از آرمان‌ها، قومیت و فرهنگهای مختلفی برخوردار باشند. دولت مرکزی گاهی اوقات ممکن است این اختلافات را نادیده گرفته و سیاستهایی را اتخاذ نماید که اکثریت را پوشش می‌دهند. اینجاست که حکومت منطقه‌ای وارد عمل می‌شود. نیازهای محلی، سلایق و عقاید توسط حکومتهای ایالتی در نظر گرفته می‌شوند. حقوق اقلیت‌ها نیز حفظ می‌شود. دولتهای ایالتی دارای اختیار اتخاذ سیاستهایی بوده که ممکن است در سطح ملی یا دولتهای دیگر دنبال نشوند. بهینه سازی استفاده از منابع تقسیم کار بین دولت مرکزی و حکومتهای منطقه‌ای منجر به بهینه سازی استفاده از منابع می‌شود. دولت مرکزی می‌تواند بر امور بین‌الملل و دفاعی کشور تمرکز نماید، درحالیکه حکومت استانی می‌تواند نیازهای محلی را تأمین سازد. فدرالیسم مجال نوآوری و آزمایش را فراهم می‌سازد. حکومت‌های محلی می‌توانند دو رویکرد متفاوت برای انجام اصلاحات در هر ناحیه داشته باشند، خواه مالیات یا آموزش.


  • کویر بی طول و عرض اصفهان《سیر》نمی‌شود

    افزایش خروجی سد زاینده‌رود به سمت اصفهان! از پانزده فروردین شرکت آب اصفهان اقدام به افزایش خروجی سد زاینده‌رود کرد و تقریباً هر هفته حدود شصت میلیون مترمکعب آب به سمت اصفهان جاری می‌شود! شصت میلیون مترمکعب در یک محاسبه ساده در این دو ماه بیش از پانصدمیلیون مترمکعب آب برای مصارف کشاورزی، صنعت و تغذیه چاههای غیر مجاز اصفهان آزاد خواهد شد! در اصل مافیای آب با افزایش خروجی ها چند هدف را دنبال میکنند. 1) ایجاد حق آبه کاذب برای کشاورزی غیراصولی و اراضی بیابانی سابق! 2) توجیه طرحهای انتقال آب به بهانه کم آبی! 3) عدم پرداخت حق آبه محیط زیست و گاوخونی و دوباره توجیه طرحهای انتقال آب! در اصل پشت پرده باز کردن های این‌چنینی فقط توجیه طرحهای انتقال آب است! فعالان محیط زیست چرا این مواقع سکوت کرده و از حق گاوخونی دفاعی نمی‌کنند؟ آقای درویش ما با همه طرحهای انتقال آب مخالفیم طرحهایی که شما جرأت نمیکنید اسمی از آنها ببرید مثل کوهرنگ یک و دو و سه! آقای درویش برای خوشحالی مافیای آب صحبت نکنید شما نه تنها به فعالان محیط زیست بختیاری توهین کردید بلکه به خودتان و فهم مخاطبین خود هم توهین کردید. طرح بن_بروجن، که فقط چهل میلیون آب شرب را تامین می‌کند را برابر با طرحهای عظیم، کوهرنگ یک و دو و سه و بهشت آباد و لنگان و...قرار میدهید که اهداف کشاورزی،صنعتی و گردشگری دارند؟ برای بن_بروجن فعالان بختیاری مخالفتهای جدی داشتند و این چهل میلیون مترمکعب آب در حقیقت رشوه مافیای اصفهان برای اجرای طرح کوهرنگ سه بود! هرچند قبل از آن طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و چندین طرح دیگر اجرا شد و شما عامدانه منشأ اصلی طرح بن_بروجن یعنی سرشاخه های کارون را فراموش کردید؟ زاینده‌رود فصلی آیا اگر طرحهای انتقال آب نبودند موجودیت داشت؟ آیا می‌توان به مردم عادی چهارمحال بختیاری گفت که اصفهانیها با طرح بن_بروجن که هدف تأمین شرب دارد مخالفند و نباید آن را اجرا کنید ولی ما طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و سه، بهشت آباد و گلاب را برای صنعت، کشاورزی و گروشگری اجرا کنیم؟انتقادی تند به فعالان سیاسی اجتماعی زیست محیطی استان خوزستان! و انتقاد برای فعالان کهگیلویه و بویراحمد هم که در مقابل انتقال خِرسان سکوت کردند! فعالان عرب خوزستان که زمان انتخابات با شعارهای تفرقه انگیزانه و اکثراً لُرستیزانه، پا به عرصه انتخابات و دیگر محافل میگذارید و دم از تبعیض میزنید؟ درحالیکه منشاء تبعیض سیستماتیک علیه خوزستان (چه لُر و عرب) را فراموش کردید؟ هم اکنون در اوج اجرای طرح ای انتقال کارون در کدام محفل و مکانی هستید؟ چرا دم بر نمی زنید؟ مگر کارون در خوزستان خون زندگی و میثاق اتحاد لُر و عرب نیست؟ چرا در مورد قطع این شریان حیاتی سکوت کردید؟ مطالعه فرمایید. نامه مهم منتشر نشده سازمان بازرسی کل کشور به وزارت نیرو در رابطه با پروژه‌های انتقال آب کارون: بند چهار: در صورت رعایت استاندارد در مصرف در استان اصفهان حجم تخصیص یافته از منابع فعلی برای شرب حتی بدون کوهرنگ سه و بهشت آباد کفاف تمام نیازها تا افق مدنظر را دارد! بند پنج: مطابق مصوبه کمسیون تخصیص آب؛ منبع آب مورد نیاز صنایع؛ آب بازیافتی حاصل از تصفیه فاضلابها در افق آتی در استانهای اصفهان، کرمان و یزد است ولی در ابلاغیه شماره ۷۰۰ / ۲۹۲۵۹ / ۸۹ مورخ ۲۱ / ۶/ ۸۹ برخلاف مصوبه مذکور از آب انتقالی برای مصارف صنعت نام برده شده که علناً مغایر با قوانین است. متأسفانه با وجود این نامه تا به امروز با متخلفان برخورد نشده است! مطالعه این نامه برای درک تخلفات وزارت نیرو در اجرای پروژه‌های انتقال آب کارون راهگشاست.


  • لُرها به حقوق خود آگاهی ندارند

    متأسفانه مردم قوم لُر به حقوق قانونی خود آگاهی ندارند و اکثریت خاموش ایرانند که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت و بی‌انگیزه هستند که این برای جامعه محروم و فقر زده ما حکم سم مهلک را دارد. دولت خاتمی سال هشتاد، هزار کیلومتر راه‌آهن از وسط کویر کشید و بافق و تربیت حیدریه دو شهر کم اهمیت و بیابانی را بهم متصل کرد که این راه‌آهن هیچ تأثیری در حمل و نقل ایران ندارد ولی بخاطر رونق استان خودش یزد این پول گزاف را خرج کرد و هیچ نماینده لُرتباری در مجلس اعتراض نکرد که چرا غرب کشور با آنهمه شهر و تمرکز بالای جمعیتی نباید راه‌آهن داشته باشد؟ نمایندگان لُرتبار فقط شیک و مرتب در مجلس می‌نشینند و ماهانه کلی تسهیلات می‌گیرند و محرومیت و فقر جامعه لُرها هیچ اهمیتی برایشان ندارد. الآن دولت روحانی راه‌آهن نود کیلومتری بین دورود و خرم‌آباد را پس از ده سال، تعطیل کرده! برای نود کیلومتر پول ندارند ولی برای هزار کیلومتر در کویر پول داشتند! فارسها همواره با موبایلشان از معضلات و کمبودها فیلم می‌گیرند و به شبکه‌های داخلی و خارجی می‌فرستند اما من تا بحال ندیدم که یک لُربختیاری، لُربویراحمدی یا لُرمینجایی از نبود امکانات، گرانی یا انتقال آب به کویر فیلم بگیرد و به شبکه‌های خارجی و داخلی بفرستد تا آگاهی جمعی نسبت به حق و حقوق شکل بگیرد. در لُرستان هر سال سیل می‌آید و تمام زیرساختها را نابود می‌کند اما هیچ لُری از این معضلات و نبود سد در لُرستان فیلم نمی‌گیرد و رسانه‌ای نمیکند تا تمام ایران، نمایندگان مجلس و مسئولان بخود بیایند و کاری کنند. ضعف ما جامعه لُر این است که سواد سیاسی نداریم! ما مطالبه گر نیستیم! اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم! همش در حاشیه‌ایم و سرگرم طایفه بازی و رفتارهای منسوخ شده قبیله‌ای! حکومت خیلی به اصفهان، تبریز و تهران می‌رسد چون اونا پرسشگرند، اعتراض مدنی می‌کنند، فیلم می‌گیرند و پخش می‌کنند ولی ما لُرها فقط ساکت و منظم و بی حاشیه در یک گوشه ایران با کمترین امکانات مشغول زندگی نکبت بار خود هستیم! فقر بر مردم لُر اجبار می‌شود و زمانیکه برای کار به شهرهای فارسی می‌روند که با خون و گوشت آنها آباد شده، مورد تبعیض و تحقیر واقع می‌شوند!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • آب منبع زندگی و قدرت است

    آب منبع زندگی و قدرت است. آب به‌عنوان زیربنای تمدن توصیف میشود. رودخانه‌های بزرگی نظیر: کارون، دجله، فرات، سند، نیل و یانگ تسه درطول تاریخ زمینه‌ساز ظهور تمدنهای بزرگی مثل: ایلام، بابل، مصر و چین شده‌اند. شهرهای مدرن امروزی نظیر: رُتردام هلند/ لندن انگلیس/ نیویورک آمریکا/ شانگهای چین/ دوبی امارات و…توسعه موفقیت‌آمیز خود را مدیون دسترسی آسان به آب هستند. هشتاد درصد جمعیت دنیا در کنار سواحل زندگی می‌کنند اما در ایران از آبادان تا بلوچستان تنها دومیلیون نفر زندگی می‌کنند! ما از دوهزار کیلومتر ساحل جنوب چرا غافلیم؟ وقتی دورنمای منابع آبی تاریک است چاره‌ای نیست که صنایع آبخواه را به کنار سواحل منتقل کنیم. فولادمبارکه اصفهان قرار بود کنار ساحل (بندرعباس) احداث شود ولی با لابی، سر از اصفهان درآورد! خود محیط زیست در اینباره مقصر است چون سواحل جنوب و شمال را به روی استقرار صنعت بست! گفتند ورود به سواحل ابداً ممنوع! خب صنعت کجا برود؟ به بهانه توسعه زمان احمدی‌نژاد هشت طرح فولادی را در خشکترین منطقه "سمنان، یزد و قم" احداث کردند. اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه‌گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر متضاد آب است! صنایع ذوب‌آهن و فولاد/ صنایع اتمی/ لاستیک سازی/ سفال/ پالایشگاه و پتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آبخواه در جهانند و ما کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع جهان را در شهرهای کویری مستقر کرده‌ایم! در مقابل نیز به صنعت گردشگری، صنایع تک، صنایع استحصال انرژی خورشیدی، بادی، زمین گرمایی و جزر و مَد که کمترین نیاز به آب دارد، کمترین توجه را کرده‌ایم! اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود هفتاد درصد مردم ایران برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت هستند. درحال حاضر هفتاد درصد جمعیت کشور با سرانه زیر نهصد مترمکعب آب در سال زندگی میکنند و این از نظر استانداردهای جهانی یعنی فاجعه! ایران با بهره‌برداری از نود و هفت درصد آبهای سطحی خود عملاً تمام رودخانه‌ها را خشک کرده! درحال حاضر وضع آبی برخی از شهرها به سطحی رسیده که آن شهرها از نظر تعاریف علمی و استانداردهای جهانی به شهر مُرده تعبیر می‌شوند حتی بارش ایده‌آل و نفوذ آب به زمین، جایی برای ذخیره آن وجود ندارد چون خاک بی ثمر شده است.


  • چرا صنایع آبخواه در کویر است؟

    ورود کارگر لُر ممنوع! موسسه کارآفرینان یزد در کانال تلگرام خود آگهی استخدام شرکت فولاد یزد را اعلام کرده که یکی از شرایط استخدام اینست که کارگر متقاضی لُر نباشد! نژادپرستان کویری اینقدر وقیح شدند که علناً در آگهی استخدام شرط می‌گذارند از قوم لُر نیرو نمیگیریم! این درحالی است که آب بلادلُرنشین با تونل (نه لوله) به یزد منتقل می‌شود و کارخانجات آبخواه مثل فولاد، ذوب‌آهن، سرامیک، لاستیک سازی، پالایشگاه و پتروشیمی در کویر احداث میشوند! یزد بدون آب کوهرنگ بختیاری فقط سه روز دوام میآورد. بە متن نگاە کنید مدرک مهم نیست فقط لُر نباشد! لابد اگر قاتل یا بزهکار باشد ایرادی ندارد؟ در یزد دەها هزار کارگر افغانی هست این بود تولید داخلی و حمایت از کارگر ایرانی؟ آیا لُرها از خودشان پرسیده‌اند چرا ما برای کارگری باید بە غربت برویم اما در کل زاگرس حتی یک کارگر کویرنشین نیست؟ چرا هربار کە آمریکا از حمله بە ایران منصرف می‌شود فارسها نوک پیکان توهین را بسوی ما می‌گیرند؟ آیا دیگر نیاز بە لُر سلحشور ندارند؟ جوکهای نژادیتان تَە کشید‌ شروع بە توهین کردید؟ چرا کُلِ زاگرس به اندازە استان یزد کارخانە ندارد؟ امیدوارم قوم لُر بە خود بیاید و کمتر سنگ مشاهیر فارس را به سینه بزنند؟ زاگرس سرشار از آب، نفت و گاز است چرا مردمیکە روی گنج خوابیده‌اند مجبورند برای امرار معاش به کویر بروند؟ اگر در مناطق لُرنشین هم سرمایه‌گذاری صنعتی میشد امکان نداشت جوانان تحصیلکرده ما برای کار آواره کویر شوند. میزان سرمایه‌گذاری دولت در یزد سیصد برابر لُرستان است.️ چرا اصفهان، یزد، قم و سمنان که منابع طبیعی ندارند باید صنعتی شوند ولی کُهگیلویه، بختیاری، لُرستان، ایلام، کرمانشاه و خوزستان که هم منابع طبیعی دارند و هم از لحاظ بافت تاریخی_فرهنگی سرآمد دیگر استانها هستند نباید صنعتی شوند و جز فقیرترین استانها هستند؟ اکثر چاههای نفت در بلادلُرنشین هستند صد سال از مسجدسلیمان بختیاری نفت استخراج میکنند اما فقیرترین شهر ایران است. کُهگیلویه دارای پنجمین ابر مخزن نفت جهان و بزرگترین منابع گاز خاورمیانه است اما کُهگیلویه پایین ترین درآمد سرانه را دارد و فقیرترین استان ایران است. شهرهای نفت خیز دهلُران، پلدختر، بهبهان، رامهرمز، اندیمشک و...هم وضعیت مشابه دارند. ممسنی در فارس هجده درصد جمعیتش دانشجواست ولی هیچ امکانات مطلوب آموزشی و دانشگاهی ندارد. اندیمشک سه سد بزرگ جهانی دارد و هشتاد درصد برق ایران را تامین میکند اما بیکارترین شهر خوزستان است. متاسفانه بودجه تمام کشور جارو میشود به سمت تهران و خرج بُرجسازی میشود. شصت و پنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود. تمام صنعت کشور در استانهای کویری قُم، سمنان، یزد و اصفهان جمع شده و آب بلادلُرنشین را از طریق تونل به کویر می‌برند.


  • چرایی فلاکت لُرستان

    زیودار:《چرایی فلاکت لُرستان》بنا به آخرین آمارهای منتشر شده مجموعه‌ی مدیران استان لُرستان، فتح‌الفتوح کردند و صاحب رتبه‌ی برتر فلاکت شدیم. برای بنده که اهل ادبیات هستم کریه‌تر از واژه‌ی «فلاکت» وجود ندارد. اما چرا ما صاحب این رتبه شده‌ایم؟ این سؤال پاسخی دراز دامن دارد؛ اما حقیقت آنست که دلیل اصلی فلاکتِ ما «خودمان» هستیم. این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت زده باشیم: ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرای مدیران نالایق نالایق هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون تا کمر در مقابل مدیران نالایق خم می‌شویم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون منافع کوتاه‌مدت شخصی‌مان را به منافع بلندمدت جمعی ترجیح می‌دهیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون ریاکارانه سکوت می‌کنیم. در مقابل مدیران تحمیلی سکوت می‌کنیم. تحقیرمان می‌کنند و سکوت می‌کنیم. صنایع‌مان خاموش می‌شوند و سکوت می‌کنیم. آب‌مان را می‌برند و سکوت می‌کنیم. سکوت می‌کنیم چون می‌ترسیم منافع شخصی‌مان به خطر بیافتد. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی مرکز استانمان نمایندگی مردم را وا می‌نهد و وکیل دولت بی‌تدبیر می‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی دیگر علناً دعوت به ارتشا می‌کند و توصیه به بردن عسل و روغن حیوانی می‌کند و نمی‌داند که این، رسمیت بخشیدن به اِرتشاء و آغاز فروپاشی اخلاقی است. ما فلاکت‌زده‌ایم چون هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در جامعه‌مان به ریاکاری رسمیت بخشیده‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون سهم‌خواه هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پارتی‌بازی یعنی فساد را پذیرفته‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که سلحشور باشیم نه صاحب تفکر و صاحب حق. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که محل تجربه‌آموزی استانداران و مدیران ضعیف باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که لرستان ما حیاط خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد. آهای آقایان! دولتمردان! رؤسای سه قوه! آیا صدای خرد شدن استخوان‌های مردم لرستان را نمی‌شنوید؟ اینجا لرستان است. یادتان رفته که این مردم مرزداران حریم این کشور و این نظام هستند؟ حضور این مردم در انقلاب را یادتان رفته؟ میانداری این مردم در همه‌ی برهه‌های حساس را فراموش کرده‌اید؟ آزاده‌مرد باشید و به داد این مردم فلاکت زده برسید. دیر نیست که لُرستان از دستتان برود. کمین‌کنندگان بسیارند.


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • لُرستان چطور به فلاکت رسید؟

    فلاکت لُرستان: آورده‌اند شخصی نزد عریضه‌نویسی رفت تا نامه‌ای برای دوستش که در شهر دیگر زندگی می‌کرد بفرستد و در آن نامه داستان مشکلات زندگی‌اش را بازگو کرد، وقتی نامه به پایان رسید از عریضه‌نویس خواست تا نامه را برایش بخواند تا اگر نکته‌ای باقی‌مانده بیان کند، وقتی عریضه‌نویس نامه زندگی آن شخص را خواند فرد بر سروصورت خود زد و به گریه افتاد. عریضه‌نویس با تعجب پرسید اینان که همان چیزهایی بودند که خود گفتی سبب این‌همه بی‌تابی و گریه‌ات چیست؟ شخص گفت: من می‌دانستم که بیچاره‌ام اما نمی‌دانستم عمق بیچارگی و بدبختی‌ام ‌تا این حد است. حالا حکایت مرکز آمار از فلاکت لرستان است. شاید همه ما چه آنان که در استان ساکن هستیم و چه لرستانی‌های مقیم خارج از استان می‌دانستیم که لرستان بدبخت است اما تا قبل از آمار عمق فلاکت و فلک‌زدگی‌مان را حس نکرده بودیم و از این روی چنین همه برآشفته شده‌ایم. اما واقعیت این است که مرکز آمار خیلی بیکار نیست که آمار بیکاری‌مان را با تورم جمع ببندد و چوب‌ فلک‌زدگی را بر سرمان چماق کند؛ مگر آنکه بخواهد تلنگری به تمام کسانی که این روزها در استان در خواب خوش توسعه و مسیر بی‌پایانش سیر می‌کنند را آشفته کند و بیدارباشی بدهد از جنس تغییر! تغییر در مدیریت و شیوه‌های نخ‌نما شده‌ای که تاکنون جز تیرگی و سیاه‌بختی ثمری برای استان در پی نداشته است. تعارف چرا بکنیم تا زمانیکه منتخبین ملت که قوی‌ترین بازوان همین مردم در قدرترین دستگاه نظارتی کشور یعنی مجلس شورای اسلامی هستند بخشی نگری و جزء خوان باشند و تنها خواسته و طلبشان از دولت جابجایی یک بخشدار و دهیار و آبدارچی باشد و برای دست یافتن به آن با فلان نماینده قدر ناکجاآباد عهد اخوت ببندند و نیروهای دسته چندمی را در رأس هرم مدیریتی استانی محروم چون لرستان قرار دهند آش همین آش است و کاسه همین کاسه و باید منتظر فلاکتی بیشتر و بالاتر از آمارها بود. اگر تنها خواسته منتخبین ملت یک دیار ناف اش گره بخورد به لجبازی با جابجایی‌ها و انتصابات؛ نتیجه‌اش می‌شود فرار نیروهای کار بلد استان و جایگزین شدن یک‌مشت افراد بی‌تفاوت که بود و نبود استان در رده‌های اول و آخر برایشان یکسان است و زنهار اگر صد آمار فلاکت و دریوزگی و بدبختی از جایشان تکان بدهد و دریغ از دیدن اندکی تکاپوی برای توسعه! حالا بگو هزار نمودار بدبختی‌مان را جار بزنند و صد فلش منفی‌هایمان را صعود کنند و توسعه‌مان را نزول! اگر قرار باشد در بَر همین پاشنه بی‌تفاوتی بچرخد و منتخبین هم همان ایدئال‌های پشیز مآب را هدف نمایندگی بدانند که باید برای همیشه فاتحه لُرستان را خواند و جامه فلاکت را رخت ابدی‌مان کرد. معاون اقتصادی لرستان به دلیل آنچه بومی ستیزی خوانده می‌شود و لحظه‌ای از سمت خود بی‌هیچ اطلاعی کنار گذاشته می‌شود و نیروی غیرتخصصی استانی بدبخت‌تر از خودمان جایگزین می‌شود و استان‌های توسعه‌یافته بر سر جذب همان معاون بومی ما سر و دست می‌شکنند، اگر معاون سیاسی ما مورد غضب جمع شدگان یک هتل خاص مجبور به عزیمت می‌شود و عطای ماندن و خدمت کردن در استان خودش را تحت همین فشارهای جهل به لقایش می‌بخشد و حالا سکان‌دار استانی هم‌جوار است که نرخ بیکاری و تورم تنها یه گام تا سبز شدن دارد نتیجه‌اش می‌شود همین نمودار! چراغ‌های روا به خانه را اگر یک به یک خاموش کردیم و می‌کنیم گام آن است که این رویه نا ثواب را برای همیشه خاتمه دهیم و برای رضای خدا هم که شده یک‌بار برای همیشه نماینده‌ای باشیم از جنس عباس گودرزی‌ها و خدابخشی‌ها که برای مردم دیارشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و مزد این کلی‌نگری و مردم محوری را هم با تکرارشان گرفتند. منتخبین محترم شما ۹ بازوی توانمند استان در قدرترین دستگاه نظارتی کشور محسوب می‌شوید که تنها و تنها با همراه کردن یک نفر دیگر می‌توانید هر وزیر بی‌تدبیر و ناعادل را به استیضاح بکشانید.


  • خاک لُرستان جولانگاه نیروی نابلد

    چرا خاک لرستان را باید غیربومی‌های نابلد چنین به توبره بکشند و خاک‌برسرمان کنند؟ چرا اعتبارات این دیار باید کمترین تخصیص‌ها را بخورند؟ چرا پروژه‌های لُرستان باید در ردیف بودجه‌های ملی یا نباشند یا اگر هستند ریالشان چنین تحقیرآمیز و تمسخرآمیز باشند؟ چرا تخصیص آب پرآب‌ترین استان غرب کشور باید در سایه بی‌تدبیری و بی‌برنامگی متولیان کشوری با همدستی خوش‌خیالان استانی، کاممان را تشنه نگه دارد؟ چرا باید سوت قطار استان همسایه داغ بر دل نشسته استانی باشد که نقشه‌های متروی شهری آن توسط مهندسان آلمانی قبل از انقلاب موجود باشد آیا این است مزد استانی که دومین استان خسارت‌دیده از جنگ است؟ چرا باید جوانان دیاری با چنین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خدادادی و انسانی برای یافتن حداقل‌ها آواره این شهر و آن شهر باشند و کوس رسوایی بیکاری‌مان دستاویز کارگردانان سریال‌هایی باشد که تنها زبان لُری به‌کاررفته در آن برای شخصیت‌های تهیدست فیلم هاست؟ چرا باید برای خرید سریال‌های تخیلی و فاقد پیشینه کره‌ای هزینه‌های هنگفت پرداخت شود و برای ساخت زندگی‌نامه《سردار محمد بروجردی》ریالی هزینه نشود؟ چرا بجای سد در لُرستان، فقط بشکه درست کردیم و شبکه‌های پایابی که می‌توانست رونق اقتصادی کشاورزی این دیار باشد پیشرفتشان هنوز در پیچ‌وخم آمارهای کاغذی طی طریق می‌کند و دشت‌های سرزمین آب‌های روان و چشمه‌های جوشان تشنه و دیم‌اند؟ چرا از داشته‌های صنعتمان از پارسیلون گرفته تا چرم و پوست، یخچال‌سازی، شیشه‌سازی، لاستیک‌سازی، ماشین‌سازی و...فقط تابلویی نصب شده؟ و هزاران چرایی که اکنون مرکز آمار با فلاکت یادمان آورد که چرا؟ و اما سخنی با جامعه لُرستان: اگر امروز بدبختی و فلاکت لُرستان جار زده شده بخش عمده‌ای از آن به عملکرد من، شما و همه آنهایی که دیدند، شنیدند، خواندند و لب باز نکردند و یا پیگیری نکردند برمی‌گردد. اکنون زمان بازجویی و استنطاق خودمان و مسئولان است! نباید سایه امنی برای مسئولان بیکار و بی‌تفاوت ایجاد کرد، شاید برای شروع خیلی دیر شده باشد اما تا پایان همچنان فرصت هست، می‌توان رسانه‌های قوی تشکیل داد تا مدیران ضعیف تکرار نشوند. می‌توان یک من واحد شد و در طی ۴ سال پیش روی و مرکز آمار را شگفت‌زده کرد و نمودارهای منفی را مجبور به نزول و مثبت‌ها را صعودی کرد اگر و تنها اگر مطالبه گر باشیم و بی‌تفاوت از کنار آمارها عبور نکنیم و نمایندگان ملت در این ید واحده توسعه همه‌جانبه استان را تنها نگذارند و برای تغییر در استان لحظه‌ای درنگ نکنند و زمان را طلایی‌تر از هر زمان دیگر بدانند و بدانند که لرستان خیلی وقت است که فرصت آزمون‌وخطا ندارد و آزموده را آزمودن خطایی بزرگ خواهد بود. محدثه مقدم/صدای رسا


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • چرا لُرستان رکورددار نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد است؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.


  • آمار بالای فقر و بیکاری در لُرستان

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لُرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لُرستان روا داشته می‌شود. قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از کشورشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است! این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی لُرستان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، خادمی استاندار فعلی لرستان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان، برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست! مقصر وضعیت اسفبار لرستان برعهده مدیران و مسئولان است. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به بارآورده شان به این مردم بدهند. امروز اگر برای مردم مستضعف فریادی بر سر مدیران نالایق نکشید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که "لُرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده" بایستی آغازگر موج‌ مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف جامعه باشیم؛ و خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌داریم این انقلاب برخاسته از انفاس ملت بوده، آنرا متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت وقیحانه مدیرانِ مقصر را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی، خواهیم شکست.


  • شهر ما تبعیدگاه ما!!!

    شهر ما تبعیدگاه ما! منبع: روزنامه جامعه فردا، 21 آبان 1396، ص 4: شوربختانه چند شهر کشورمان در یک آیین نامه اجرایی که توسط وزیر کشور و وزیر دادگستری و در اجرای مفاد قانون مجازات تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسیده است، به عنوان «تبعیدگاه» در نظر گرفته شده اند. برچسب «تبعیدگاه» بر پیشانی این شهرها باعث سلب «حق توسعه برابر» شده و به ویژه بر «شاخص جذب سرمایه گذاری» در این شهرها و نیز «درآمدهای حاصل از گردشگری» تاثیر کاهنده داشته و باعث «نوعی بی عدالتی» شده است. شهرهای: ایذه، مسجدسلیمان، باغملک، رامهرمز، اردل، لُردگان، ازنا، تویسرکان، خورموج، یاسوج، دوگنبدان، الشتر، دلفان، برازجان، اقلید، مهریز، استهبان، نیكشهر، آشتیان، میناب، فیروزآباد، سربند، نی ریز، دامغان، كلیبر، فردوس، گرمی، شهربابك، هریس، بافت، تكاب، كاشمر، سنقر و كلیائی، قیدار، گناباد و سمیرم در نامه ای که وزیر کشور به رئیس قوه قضاییه نوشته، به‌عنوان تبعیدگاه معرفی شده اند و شهروندان این شهرها خواستار تجدیدنظر وزیر کشور در این رویه ناعادلانه هستند. 1- ما معتقدیم قضاوت درباره اصل مجازات تبعید در تخصص جرمشناسان است و در اینجا قصد مخالفت با اصل مجازات تبعید را نداریم بلکه مخالف شیوه اجرای آن و «آیین نامه اجرایی» آن که توسط وزیر کشور تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسانده شده، هستیم. 2- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید، به طور ناخواسته کشور عزیزمان ایران را به دو بخش مرکز و پیرامون تقسیم کرده و با تثبیت و تقویت شکاف بین مناطق برخوردار و نابرخوردار، موجب خدشه به همبستگی ملی ایرانیان شده است. 3- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» بیش و پیش از آن که دور کردن مجرم از صحنه جرم و مجازات او باشد، «تبعید پیرامون و مرکز» و «مجازات عموم شهروندان شهرهای مندرج در آیین نامه» است. 4- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» تفاوتی بین «مجازات تبعید» و «آثار منفی رسانه ای شدن مجازات تبعید» نگذاشته است. در عصر نفوذ رسانه های همگانی، «آیین نامه اجرایی» علاوه بر این که تحمیل مجازات سالب آزادی برای یک فرد مشخص است، به نیکنامی مردم آن شهر لطمه می‌زند و موجب بدنمایی آن شهر می گردد. 5- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نوعی تحمیل مجازات جمعی علیه ساکنان آن شهر و نوعی سلب «حقوق جمعی» آنان و خدشه به حقوق معنوی آن مردمان تلقی گردد. این بدنمایی می‌تواند بر شاخص جذب سرمایه گذاری در آن شهر و نیز بر درآمدهای مردم آن شهر تاثیر منفی بگذارد و از این طریق می تواند به «حقوق اقتصادی جمعی» آن مردمان یعنی «حق برخورداری از امکان توسعه برابر» ضربه بزند. 6- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نیازمند بازنگری جدی است و به ویژه از منظر «شیوه اجرای احکام تبعید» از زاویه «افزایش اثربخشی مجازات تبعید» مورد واکاوی قرار گیرد. 7- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نباید نام چند شهر مشخص را ذکر کند بلکه باید جدول رسمی مسافت بین شهرهای ایران (تدوین شده در سازمان نقشه برداری کشور) را ابلاغ نماید تا قضات محترم یا دادیار محترم اجرای احکام، آزادانه محل موردنظر را براساس مسافت بین مبداء و مقصد (مثلاً حداقل پانصد کیلومتر فاصله بین شهر محل زندگی و محل تبعید) تعیین نمایند. 8- ما معتقدیم بهتر است برای کاستن از طنین رسانه ای نامطلوب و جلوگیری از بدنمایی شهر محل تبعید، نام شهرهای محل تبعید در حکم انشائی قضات محترم درج نشود و تعیین آن براساس ضابطه مسافت، برعهده دادیار محترم اجرای احکام قرار گیرد. اکیداً توصیه می‌شود که وزیر محترم کشور در بازنگری «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید به «تاثیرات شیوه اجرای احکام تبعید بر حقوق جمعی ساکنان شهر محل تبعید» توجه نماید. رسانه ها همچون باد نام شهر محل تبعید را چون شلاق بر تن مردم آن شهر می کوبند. این یک پدیده نوظهور است و دستگاه قضایی اگرچه مستقیماً مسئول پدیده «بازنمایی رسانه ای اعلان نام محل تبعید» نیست ولی همه دست اندرکاران تدوین و اجرای «آیین نامه اجرایی» باید با مساعی جمیله خود این مساله را مورد توجه و چاره اندیشی قرار دهند که به حقوق اساسی مردم آن منطقه آسیبی ناخواسته وارد نکنند. گفتنی است الگوی توسعه تغییرات چشمگیری کرده و عامل سرمایه گذاری دولتی که قبلاً پیشران توسعه در مناطق مختلف کشور محسوب می شد، جای خود را به جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی داده است. مطرح شدن نام یک شهر به عنوان تبعیدگاه می تواند ضربه جدی به شاخص جذب سرمایه آن شهر باشد. به ویژه اهمیت روزافزون صنعت گردشگری و نقش آن در توسعه اقتصادی مناطق مختلف، ضرورت پاسداشت نیکنامی مناطق را افزون کرده است.


  • لُرها در سرچشمه‌اند اما تشنه اند

    فاطمه مقصودی نماینده بروجرد در مصاحبه با سایت یافته: از آنجا که در لُرستان سد وجود ندارد، اغلب روستاها مشکلات آب آشامیدنی و آب زراعی دارند. لُرستان سالانه دوازده میلیارد مترمکعب تولید آب دارد که تماماً به خوزستان میرود و نود درصد زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! این نماینده مردم در مجلس یازدهم با بیان اینکه جاده‌ها و راه‌ها مشکل دیگر روستاهاست، مطرح کرد: با توجه به سیل هرساله در لُرستان، جاده‌های مواصلاتی از بین رفته و پل‌های ارتباطی تخریب ‌شده‌اند. رودخانه‌ها را شسته و رودخانه‌های منطقه نیاز به لایروبی دارند، همچنین بازسازی پل‌ها و جاده‌ها باید در اولویت باشد. نماینده مردم بروجرد با اشاره به مشکلات حمل‌ونقل محصولات کشاورزی، تصریح کرد: درحال حاضر فصل کاشت محصول است و برای حمل‌ونقل محصولات کشاورزی در بروجرد و اشترینان مشکلاتی وجود دارد و حمل‌ونقل محصولات کشاورزی به سختی انجام می‌شود. عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون امور داخلی کشور با اشاره به اقتصاد روستاها، تصریح کرد: مشکلات اقتصادی در روستا بسیار زیاد است؛ در لُرستان محدودیت‌های وجود دارد و در واقع مناطق محروم زیاد دارد و جوانان روستا مشکلات اشتغال دارند که این موضوعات در دیدارها و سرکشی به روستاها مطرح می‌شود و امیدواریم در مجلس با مطرح کردن این موضوعات در رفع نیازهای مردم حوزه انتخابیه میسر باشیم.


  • حذف طبقه متوسط در ایران

    فیلم‌های هندی که در ایام کودکی و نوجوانی ما در دهه‌های 60 از تلویزیون پخش می‌شد، آن‌چنان تصویری رویایی از سرزمین کهن هند ترسیم کرده بود که زندگی و تحصیل در این کشور از مهم‌ترین آمال و آرزوهای خیلی از جوانان هم‌نسل ما شد؛ فکر می‌کردیم هند بهشت است؛ غافل از اینکه اوضاع اجتماعی هنو در آن برهه به شدت وخیم و سطح زندگی مردم آن به‌مراتب از ایران پایین‌تر بود. بیش از 150 میلیون بی‌خانمان در هندوستان وجود دارد؛ این افراد در خیابان‌ها به دنیا می‌آیند، بزرگ می‌شوند، ازدواج می‌کنند و حتی می‌میرند! این واقعیتِ زندگی در کشور 72 ملت هند بود. دراین کشور به نسبت جمعیتش، طبقه متوسط وجود ندارد و اگر هم باشد به‌قدری ضعیف هست که نقشی چشم‌گیر در تحولات آن بازی نمی‌کند، جامعه تشکیل‌شده از طبقه مرفه و ثروتمند و طبقه تهی‌دست که اکثریت جمعیت را شامل می‌شود. این وضعیت محصول بافت اجتماعی و شیوه حکومت‌داری طبقه حاکم ونتیجه استعمار این کشور در قرن‌های گذشته باشد یا نه موضوع این نوشتار نیست؛ مهم اینست که ساختار اجتماعی این کشور نتوانسته به گسترش عدالت اجتماعی و رفاه عمومی بینجامد و طبقه متوسط که مؤلفه اصلی و نشان‌دهنده توسعه همه‌جانبه در کشورهاست، در هند محلی از اعراب ندارد. به همین دلیل در ارزیابی‌ها، با وجود پیشرفت‌های اقتصادی و فناورانه این کشور، از نظر رفاه، سطح درآمد و توسعه در رده‌های پایین جدول و آمارهای بین‌المللی قرار دارد. شرایط کنونی اقتصاد ایران به‌گونه‌ای شده که طبقه متوسط درحال محو شدن است و با تداوم این روند، مردم به دو دسته "دارا و ندار" تقسیم خواهند شد؛ همان چیزی که در کشورهایی نظیر هند و سایر اقتصادهای بیمار می‌بینیم؛ خواهی‌نخواهی در آینده‌ای نه‌چندان دور مناسبات فردی و اجتماعی در کشور بر این اساس تعریف می‌شود. تورم و گرانی و کاهش ارزش پول باعث شده طبقه متوسط جامعه که در تاریخ معاصر کشور و در برهه‌های مختلف در تحولات سیاسی و اجتماعی همواره پیشرو بوده، هر روز ضعیف‌تر شده و سفره خانواده‌ها کوچک‌تر شود. بخشی از این نابسامانی‌ ناشی از تحریم‌است ولی بخشی دیگر نتیجه تصمیم‌گیری‌های اشتباه مسئولان اقتصادی است《همان‌هایی که هر روز بر تنور گرانی سکه، طلا و ارز می‌دمند تا شاید بخشی از کسری بودجه را جبران و به هر طریقی ولو به قیمت له شدن طبقه ضعیف جامعه، خزانه را پُر کنند》گرانی‌های روزانه و بلکه ساعتیِ امروز بی‌شباهت به شرایط نابسامان کشور در شهریور 1320 خورشیدی نیست؛ در اینسال که در بین کهن‌سالان لُرستان به سالِ «گندم یک من 5 تومان» معروف است، بر اثر انبار کردن غلات توسط کشورهای متفقین، کالاهای اساسی نایاب و درپی آن گران می‌شود. در دهه 20 کمبود مایحتاج باعث قحطی شد ولی امروزه به اصطلاحِ عامه «از شیر گنجشک تا جان آدمیزاد» در کشور پیدا می‌شود اما با قیمت‌های گران؛ به همین علت قدرت خرید مردم کم‌ می‌شود و خانواده‌ها توان تهیه اقلام موردنیاز خود را ندارند؛ «قحطی در عین وفور نعمت» یکی از شاخص‌های توسعه، درآمد خانوارها، سطح رفاه عمومی، وجود زیرساخت‌های استاندارد، تراز تجاری و...میزان جمعیت طبقه متوسط است، هر چقدر میزان جمعیت طبقه متوسط بیشتر باشد آن جامعه توسعه‌یافته‌تر محسوب می‌شود. «آلکسی دوتوکویل» مهم‌ترین ویژگی یك «جامعه دموكراتیك» را كوچك بودن طبقه پایین و بسیار كوچك بودن طبقه ثروتمند و در عین حال بزرگ بودن طبقه متوسط آن جامعه می‌داند. این نویسنده و نظریه‌پرداز قرن نوزدهم فرانسه، وجود طبقه متوسطِ بزرگ را برای کشورها از این نظر دارای اهمیت می‌داند که به باور او، افراد طبقه متوسط به‌طور عمده تمایلی به حرکت‌های تندروانه و پُرخطر ندارند. حالا با این اوضاع و احوال اقتصادی، طبقه متوسط کشور با شیب تندی درحال سقوط به پایین‌ترین لایه‌های جامعه است؛ پیامد اجتماعی این شرایط، حذف طبقه متوسط و تشکیل لایه‌های اجتماع از طبقه اقلیت ثروتمند و اکثریت ضعیف و فقیر خواهد بود. بنظر می‌رسد مسئولان ارشد کشور، تصمیم گیران و تصمیم سازان اقتصادی، می‌بایست با اندیشیدن تدابیر مناسب در حوزه‌های اقتصادی، از تبعات ناخوشایندی که تداوم این نابسامانی‌های اقتصادی و گرانی‌های کمرشکن برای مملکت بدنبال خواهد داشت، جلوگیری کنند. فرافکنی، مخالف خوانی و انداختن توپ در زمین دشمن چاره کار نیست؛ تا دیر نشده مسئولان باید فکری بحال این اوضاع‌ بکنند؛ رهبر انقلاب دی‌ 96 در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گفتند:«کسانیکه امکانات کشور در اختیارشان هست، حق ندارند نقش اپوزیسیون را بازی کنند و علیه کشور حرف بزنند، باید پاسخگو باشند»


  • بیکاری لُرستان و انفعال استاندارش

    خادمی استاندار لُرستان و نرخ بیکاری: صالح سوری: هنوز زمان زیادی از دستیابی! لُرستان به رتبه اول شاخص فلاکت کشور نگذشته بود که نشستن لُرستان بر صدر جدول نرخ بیکاری کشور، داغ پیشتازی! در شاخص فلاکت را تازه کرد. فعالان رسانه‌ای و کارشناسان متعددی به این خبر واکنش نشان دادند و از اینکه لرستان همچنان سکوهای قهرمانی! فلاکت و بیکاری را یکی‌یکی تصاحب می‌کند از درد به خود پیچیدند و بر سرنوشت مردمی که هرروز فقیرتر و بیکارتر می‌شوند گریستند. اما جالب‌ترین و البته عجیب‌ترین واکنش را استاندار لُرستان جناب خادمی نشان داد. ایشان در اظهارنظری بیان می‌کند که «بخشی از این ارقام و آماری که اعلام می‌شود (لُرستان بیکارترین استان کشور) از دقت لازم و کارشناسی برخوردار نیست!!! اعدادی که این روزها اعلام می‌شود حتماً دقت لازم را ندارد، اشتباهات و گاهاً شیطنت‌هایی در آن بوده که باید آن‌ها را اصلاح کنیم!» همگان می‌دانند که مرکز آمار ایران مرجع رسمی اعلام آمار کشور در حوزه‌های مختلف است و در اینکه، ممکن است آماری که اعلام می‌شود، خطا هم داشته باشد، شکی نیست. مسئولان کشور بارها حداقل برای شاخص‌هایی که روند مثبتی در آن دیده شده است به آن استناد کرده‌اند. حال چه اتفاقی افتاده است که استاندار لُرستان نرخ بیکاری اعلام‌شده در این مرکز را ناشی از «شیطنت» می‌داند! و مدعی می‌شود که «دقت لازم را ندارد؟» چه اتفاقی افتاده است که یک مقام رسمی، آمار یک مرجع رسمی را به زیر سؤال می‌برد و خواستار اصلاح اشتباهات آن می‌شود؟ اصولاً مرکز آمار ایران چرا باید در اعلام نرخ بیکاری یک استان شیطنت کند؟ این مرکز قصد زدن کجا و چه کسی را دارد؟ به‌نظر می‌رسد استاندار لُرستان برای روشنگری و شفافیت بیشتر، مستندات شیطنت مرکز آمار ایران را اعلام کند وگرنه با پاک کردن صورت مسئله، مسئله نرخ بیکاری لرستان حل نمی‌شود. البته استاندار اگر به نرخ بیکاری اعلام‌شده از سوی مرکز آمار شک و شبهه‌ای دارد که دارد، می‌تواند از روش‌های گوناگونی به آن دست یابد. به‌طور مثال کافی است توسط استانداری لُرستان سامانه‌ای طراحی شود و از بیکاران جویای کار (با هر تعریفی که صلاح می‌دانند) درخواست شود در این سامانه ثبت‌نام کنند. بی‌شک استاندار محترم با نتایج خیره‌کننده‌ای مواجه خواهند شد. آقای استاندار! امتحانش کنید. ضرر ندارد. باور بفرمایید به امتحانش می‌ارزد.


  • بحران آب در لُرستان جدی است

    نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی: بحران آب در لرستان بسیار جدی است: جاده‌های پر پیچ وخم مانع امداد رسانی در حوادث احتمالی غیرمترقبه است. نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی در مجلس گفت: بحران آب در استان لرستان بسیار جدی است و علی رغم ظرفیت‌های منابع آبی بی نظیر استان لرستان جای تامل دارد که چرا این استان پرآب با مشکلات کم‌آبی روبرو است. دکتر مهرداد ویسکرمی در گفت‌وگو با خانه ملت درباره وضعیت زیر ساخت‌های جاده‌ای و منابع آبی استان لرستان، گفت: بحران آب در استان لرستان بسیار جدی است و علی رغم ظرفیت‌های منابع آبی بی نظیر استان لرستان جای تامل دارد که چرا این استان پرآب با مشکلات کم‌آبی روبرو است. نماینده مردم خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: وضعیت راه‌های روستایی در استان لرستان بسیار نامناسب است بنابراین در زمان حوادث غیر مترقبه از جمله زلزله، امدادرسانی به آسیب دیگان احتمالی در حوادث غیر مترقبه بسیار دشوار می‌شود. کرمی افزود: وزیر نیرو باید پاسخگوی میزان تخصیص آب به استان لرستان باشد، زیرا سالانه 12 میلیارد متر مکعب از منابع آب استان لرستان خارج می‌شود اما متاسفانه وضعیت کم‌آبی در استان لرستان چشم‌گیر است. عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس یادآور شد: چشمه‌های فراوان استان لرستان در شرایطی بدون استفاده به هدر می روند که مردم استان لرستان با مشکل سوء مدیریت روبرو هستند. بحران آب در لرستان بسیار جدی است.


  • دکتر مرتضی محمودوند

    نطق مرتضی محمودوند یک نطق جسورانه بود. مرتضی محمودوند در گام اول و نطق اول بدون هرگونه رودربایستی سیاسی ، چشم اندازها و مبنای حضور اش در مجلس را به مردم و مسئولین اعلام کرد،ظلم معیشتی و فلاکتی که در این چند دهه بر مردم لرستان وارد شده قابل مقایسه با هیچ استانی در کشور نمی باشد و چقدر شجاعانه مرتضی گفت که این ظلم ها نباید پایدار بمانند، در جایگاه یک فعال سیاسی چند توصیه برادرانه با مرتضی محمودوند مطرح می کنم؛ جناب محمودوند هرگز نطقهای انتخاباتی تان را فراموش نکنید چونکه اگر شما فراموش کنید، ملت هیچگاه فراموش نخواهند کرد. دراین چند دهه چه بسیار نمایندگانی را در فراخور اهداف شان دیده ایم: که با نطق های آتشین شروع کردند و با سرافکندگی تمام به خط پایان رسیدند وقتی قرار است زبان فقر و فلاکت و مهاجرت لرستان باشید، وقتی از ظلم نان و کار سخن به میان می‌آورید. بسیار مراقب باشید با افیون مدیرگزینی برای جلب رضایت جمعی کوچک شما را از اهداف تان دور کنند، سلامت شما نکته ی برجسته و بارز شما هست که خدا را شاکریم و شکی نیست شما سربلند خواهید بود. بیش از یک دهه است جمع توسعه اندیش دوستان ما، فقر و فلاکت لرستان را با آمارهای مستند و مستدل فریاد می زند؛ بر این اساس شایسته است نمایندگان مردم و از جمله مناطق توسعه نایافته و محرومی نظیر لرستان در مجلس، نقش نمایندگی را دریابد و متوجه باشند که نمایندگی با شان مدیریت اجرایی و حزبی و نقش روشنفکری و منتقد فرق دارد، نماینده موظف است در عرصه قانون گذاری و نظارت بر اجرای قوانین مصوب مجلس به نمایندگی از ملت ایفای نقش کند. پررنگ کردن نامه نگاری های روزانه و غالبا بی فایده خطاب به دستگاه های اجرایی محلی، یک انحراف جدی از نقش نمایندگی است دخالت های بی مورد در امور اجرایی دستگاه های محلی و پذیرش نقش کاریابی رای دهندگان و اعضای ستادهای انتخاباتی ، انحراف از رسالت سنگین نمایندگان و هدر دادن عمر نمایندگی است. البته عادت چند دهه ی ملت را نمیتوان ترک داد اما می توان اولا نامه نگاری هایی را که خود نگارنده هم میداند اثری ندارد کاهش داد. ثانیاً بجای مکاتبه و ارتباطات مستمر بی نتیجه با مسئولان محلی منحصرا موارد قابل دفاع را با هئیت دولت و وزرا در میان بگذارید البته کسب اطلاعات واقعی و مستند مستلزم مصاحبت با مردم به ویژه نخبگان است. همانطور که بدفعات اشاره کردیم لازم است اجماع نمایندگان استانی با تشکیل کار گروه های قوی و کارآمد و با اخذ اطلاعات و داده های واقعی از سازمان های دولتی ، نهادهای مدنی و بخش خصوصی مستندات محکمی جمع آوری و زمینه ساز تنظیم سند جامع توسعه استراتژیک منطقه باشند. اکنون باید بدانید که تاکنون نمایندگان چند سند، طرح و برنامه پیشنهادی در راستای توسعه استراتژیک استان برای تبدیل شدن به قانون، با محوریت نمایندگان استان به مجلس و دولت ارائه شده است، چرا در این ده دوره یک طرح مستقل توسط نمایندگان مردم استان های محروم -نظیر لرستان -ایلام- چهارمحال بختیاری برای ارائه به مجلس تنظیم نشده است، تهیه سند استراتژیک برای توسعه استان متاسفانه با تغییر مکرر مدیران موجب نپرداختن به طرح های بلند مدت شده است. مرتضی محمودوند نماینده مردم خرم آباد در نظر داشته باشید.: پس از تعیین چشم انداز و سیاست های کلی نظام و اهداف استراتژیک ملی که جزو اختیارات و وظایف رهبری نظام است، هدف گذاری بخش ها و مناطق مختلف و تعیین استراتژی های مربوطه، برعهده مجلس است. دولت نیز ضمن تصمیم گیری در مورد خط مشی ها و تدوین دستورالعمل ها و انتخاب روش های مناسب، وظیفه اجرای چشم انداز، اهداف استراتژیک و استراتژی های مصوب رهبری و مجلس را برعهده دارد. اگر این تقسیم کار قانونی را بپذیریم《که عاقلانه است بپذیریم》مجلس و دولت توامان نقشهای مهمی در تصویب اسناد توسعه مناطق و اجرای آن برعهده دارند. شاید قضاوت درمورد اینکه نقش کدامیک مهمتر است آسان نباشد اما آنچه مسلم است این که بدون وجود سند استراتژیک اثربخش، نمی توان انتظار اجرای کارآمد برنامه های بلند مدت و سالانه را داشته باشیم. لذا ضرورت دارد با نشست های مکرر نمایندگان درون استانی و استانهای محروم زاگرس نشین از یک استراتژی درون مجلسی با عنوان فراکسیون استفاده شود. آرزومند موفقیت و سربلندی برای شما و نمایندگان استان را داریم و برای یاری شما از هیچ کوششی فروگذار نخواهیم بود.


  • با آمار شیطنت بازی نکنید

    با آمار شیطنت بازی نکنید: طی گزارش فصلی مرکز آمار ایران که به‌تازگی منتشر شده است، مشخص شد که برآورد نقطه‌ای نرخ بیکاری لرستان در بهار 99 به 21 درصد رسیده که نسبت به فصل مشابه سال قبل (16.3 درصد) افزایش قابل‌ملاحظه‌ای داشته است. درواقع، لرستان تنها استانی است که در بهار 99 نرخ بیکاری آن از 20 درصد فراتر رفته است. البته لرستان از دیرباز وضعیت مطلوبی از نظر اشتغال نداشته و صرف‌نظر از بررسی‌های فصلی، در گزارشات سالیانه نیز که در سال‌های اخیر منتشر شده‌ شواهدی دال بر بهبود چشمگیر وضعیت اشتغال مشاهده نمی‌شود. شاید مهمترین عامل تاثیرگذار در افزایش نرخ بیکاری لرستان در آمار اعلام شدۀ اخیر، کاهش نرخ مشارکت اقتصادی باشد و تا حدودی این موضوع را می‌توان ناشی از اثرات منفی ویروس کووید 19 بر وضعیت جمعیت شاغل استان دانست که عمدتاً در مشاغل روزمزد و کسب‌وکارهای بازاری مشغول به‌ کار هستند؛ بنابراین با توجه به وضعیت نامطلوب اشتغال در لرستان و آمارهای اعلام شده در فصل‌ها و سال‌های گذشته و همچنین پیامدهای ناشی از کروناویروس، این جایگاه آماری لرستان از نظر نرخ بیکاری تا حدودی منطقی به‌نظر می‌رسد. این درحالیست که ظاهراً سید موسی خادمی، استاندار محترم لرستان، این آمارها را دور از انتظار می‌داند. به گزارش یافته، استاندار لرستان روز سه‌شنبه 24 تیرماه 99 به این آمار اعلام شده توسط مرکز آمار ایران واکنش نشان داده و در گفت‌وگو با خبرنگار صدا و سیما اعلام نموده که بخشی از ارقامی که در این گزارش آمده از دقت و کارشناسی لازم برخوردار نیست و گاهی ناشی از شیطنت است. البته دقت در اندازه‌گیری‌های آماری همیشه مورد بحث است و بخصوص در رابطه با پدیده‌های اجتماعی همواره سعی می‌شود تا از داده‌های به‌روز شده استفاده شود تا درصد خطا کاهش یابد و یکی از دلایل انتشار آمارهای فصلی نیز همین است؛ بنابراین نظارت کافی برای جمع‌آوری صحیح داده‌ها می‌تواند تا حد زیادی دقت نتایج نهایی را بالا ببرد. در این مورد خاص احتمالاً جناب استاندار می‌دانند که متولیان جمع آوری داده‌ها چه نهادها و سازمان‌هایی هستند و برای آمارهای بعدی می‌توانند نظارت بیشتری بر کار آن‌ها داشته باشند؛ اما درمورد شیطنت‌های احتمالی نمی‌توان مطمئن بود چه کسانی ممکن است اینکار را انجام دهند و یا اصلاً چرا باید اینکار انجام شود و حقیقتاً این موضوع نادرست به نظر می‌رسد. به‌عنوان یک کارشناس آماری ریشۀ اینگونه واکنش‌ها را در عدم آگاهی درست از علم آمار می‌بینم. متاسفانه برخی گمان می‌کنند که علم آمار یعنی جمع‌آوری داده‌ها و اعلام برخی شاخص‌ها برای آگاهی‌بخشی از وضعیت موجود، درحالی‌که این یک قدم ابتدایی است و قسمتی که عمدتاً نادیده گرفته می‌شود استفاده از داده‌های در دسترس برای پیش‌بینی آیندۀ احتمالی و برنامه‌ریزی درست برای مواجهه با آن می‌باشد. معمولاً کشورهایی که به‌طور تخصصی و هدفمند از علم آمار استفاده می‌کنند از نظام اقتصادی قوی برخوردار هستند و در بحران‌های پیشِ رو موفق‌تر عمل می‌کنند چراکه با آنالیز داده‌ها و مشخص کردن تغییرات موجود در رفتار داده‌ها آیندۀ احتمالی را پیش‌بینی می‌کنند و برای مواجهه با آن آماده می‌شوند؛ بنابراین درک درست مسئولین از آمار و بهره‌گیری از آن برای برنامه‌ریزی در سطوح مختلف به آن‌ها این توانایی را می‌دهد تا در برخورد با بحران‌های احتمالی آمادگی بیشتری داشته باشند و موفق‌تر عمل کنند. در سال‌های اخیر، آمارهای اعلام شده از نرخ بیکاری لرستان همواره نمایانگر مسیر ناهموار اشتغال در این استان بوده و اگر این آمارها توسط مسئولین جدی گرفته می‌شدند و برنامه‌ریزی درستی براساس آن‌ها انجام می‌شد احتمالاً امروز اشتغال در لرستان از وضعیت بهتری برخوردار بود؛ اما متاسفانه هربار این آمارها تا حدودی جدی گرفته نشدند و اخیراً هم که جناب استاندار آن را محصول بی‌دقتی در گزارشات و ناشی از شیطنت دانسته‌اند. بهتر است به جناب استاندار یادآوری شود که در طول دورۀ مدیریت ایشان بارها مشابه این آمارها اعلام شده و اگر اهمیت داده می‌شد و اقدام مؤثری از سوی دستگاه‌های اجرایی و تحت مدیریت ایشان صورت می‌گرفت شاید اکنون شرایط به‌مراتب بهتر بود. در واقع، نه‌تنها آمار مربوط به بیکاری بلکه آمارهای دیگری نظیر نرخ بالای تورم، قیمت بالای خرید و رهن واجارۀ مسکن و همچنین گزارشات مربوط به شاخص‌های اقتصادی نظیر شاخص فلاکت که اخیراً براساس آن لرستان به‌عنوان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد همگی نشان‌دهندۀ ناکارآمدی و ضعف مدیریتی در لرستان است. انتظار آن می‌رود که جناب استاندار به‌عنوان نمایندۀ عالی دولت در استان لرستان درمورد این همه آمار نامطلوب اعلام شده در طول دورۀ مدیریتشان به مردم استان پاسخگو باشند.


  • فقر اقتصادی مقدمه فقر فرهنگی است

    نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی در نطق میان دستور: آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد ونجات لُرستان نیازمند عزمی ملی است. عدم استفاده از امکانات و توانمندی‌ها صدمات جبران‌ناپذیری به کشور می‌زند. عضو کمیسیون امور داخلی کشور در مجلس گفت: شایسته نیست مردم لرستان زیر بار بی‌تدبیری و سختی از فقر، صدای شکسته شدن استخوان‌هایشان به گوش برسد در حالی که لرستان سرافراز یکی از منابع تولید قدرت در نظام جمهوری اسلامی است. به گزارش یافته، "مرتضی محمودوند" در نشست علنی صبح امروز (چهارشنبه، 25 تیرماه) مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور خود با بیان اینکه باید به ظلم پایان داد و هیچ ظلمی پایدار نیست، گفت: امتحان تاریخی این مجلس باید پایان دادن به ظلم فرهنگی، اجتماعی و معیشتی در کشور باشد. نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی در مجلس شورای اسلامی در ادامه با بیان اینکه مردم لرستان مردمی شریف در اندیشه و عمل، قانع و سخت‌کوش هستند که سال‌ها منافع آن‌ها در بی‌تدبیری‌ها و کوته‌فکری‌ها گم شده است، اظهار داشت: این مردم در زیستگاهی 54 هزار ساله زندگی می‌کنند، در کوهستانی که تمدن انسانی است؛ این مردم اندیشه‌ورز، مدافعان شجاع و سرسخت سرزمین مادر در برابر حکومت‌های جبار بوده‌اند. وی افزود: شایسته نیست که این مردم زیر بار بی‌تدبیری و سختی از فقر، صدای شکسته شدن استخوان‌هایشان به گوش برسد در حالی که لرستان سرافراز یکی از منابع تولید قدرت در نظام جمهوری اسلامی است. وی در ادامه با بیان اینکه امروز لُرستان در ظلم و بی‌توجهی، شاخص اول فلاکت و مقام نخست بیکاری در کشور است، اظهار داشت: بیکاری پنهان در لرستان بالای 40 درصد بوده درحالی‌که مادر تمام مشکلات روحی، روانی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی است. تأمین معیشت روزانه برای برخی خانواده‌ها غیرممکن شده است. محمودوند در ادامه با بیان اینکه لرستان بزرگ با منابع طبیعی سرشار، مراتع و کشاورزی، هوای معتدل و باران کافی، همچنان در آتش فقر می‌سوزد، عنوان کرد: دیار باشکوه و تمدنی جهانی با مردمانی بی تکرار، در مهر و محبت مانند لرستان پارسی تبار که مربوط به ایران بزرگ است امروز از جور و جفای بی عدالتی و بی‌برنامگی از نفس افتاده است. این نماینده مردم از استان لُرستان در مجلس یازدهم ادامه داد: نجات این استان نیاز به عزمی ملی داشته و اگر روزی که مقام معظم رهبری عدالت اجتماعی با محوریت عدالت توزیعی را اکسیر برنامه‌ریزی می‌دانستند، توجه می‌شد امروز فرسنگ ها فاصله میان مردم دیار من و شما به وجود نمی آمد. اگر مجلس به عنوان عصاره فضائل است پس باید بدانیم فضیلت اخلاقی امام علی (ع) می‌گوید کسی که از فقر در سختی است نباید مسئولی در آن کشور سر آرام بر بالین بگذارد. وی در ادامه خطاب به رئیس جمهور گفت: در اندک فرصت باقیمانده برای یاری‌رساندن به مردم شریف لرستان چه برنامه‌ای دارید؟ چرا حداقل یک روز از ریاست رو به اتمام خود را در منزل یکی از تنگدستان نجیب دیار من، لرستان مظلوم سپری نمی کنید تا طعم تلخ درد را بچشید؟ آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد؛ می‌خواهم بدانم آیا از فقر فقرا دردمندید؟ عدالت ملی کجاست؟ نباید مردم را با آمار غلط و ساختگی فریب دهیم. محمودوند همچنین با بیان اینکه بیکاری در لرستان بیداد می کند، عنوان کرد: بدون شک اگر از تمام امکانات، منابع و توانمندی‌ها برای این تکلیف ملی استفاده نشود، لطمات بعدی بی‌تدبیری، صدمات جبران‌ناپذیری را برای کل کشور به بار می آورد. نماینده دولت در همین جایگاه در خصوص برنامه‌وبودجه اعلام کرد که کفگیر به ته‌دیگ خورده است که باید خطاب به دولتمردان بگویم بیش از 40 سال است که برای مردم مظلوم لرستان کفگیر به ته دیگ رسیده و از این به بعد قرار است چه مصیبتی بر سر مردم این منطقه بیاید. عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس شورای اسلامی در پایان بیان حقیقت به مردم واجب دانست و خاطرنشان کرد: مردم لرستان برای تهیه نان به نانوایی رفته و نان قرضی می‌گیرند و این اتفاق برای زمانی بود که بودجه داشتیم لذا امروز که می‌گویند کفگیر به ته دیگ خورده است، مردم استان چگونه باید این ظلم و ستم را تحمل کنند. آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد و نجات لرستان نیازمند عزمی ملی است.


  • رشد روزافزون بیکاری در لُرستان

    جولان روزافزون بیکاری در لرستان و بی‌برنامگی مدیران: خبرگزای فارس لرستان، علی قربانی- جدیدترین داده‌های مرکز آمار ایران به عنوان بالاترین مرجع سیاست‌گذاری در زمینه آمارهای رسمی در کشور نشان می‌دهد که لرستان در بهار 99 در شاخص نرخ بیکاری با 21 درصد همچنان رکورددار بیکاری در کشور است. حال سوال اینجاست که آیا این رکورد زنی بی سابقه توانسته است زنگ هشدار را برای مدیران ارشد استان به صدا درآورد و آنها را نسبت به پیامدهای منفی و نگران کننده این وضعیت هوشیار نماید. این روزها بیش از هر اخبار دیگری رکورد زنی فلاکت و بیکاری، سرزمین چشمه‌های جوشان و آبشارهای خروشان و نخستین خاستگاه تمدن‌های بشری را آزار می‌دهد. سرزمین چهار فصل و بکر لرستان که می‌توانست به واسطه طبیعت بکرو دیدنی، معادن غنی طبیعی، سفره‌های زیر زمینی، با ارزش‌ترین ذخایر جنگلی جهان و موقعیت‌های بی نظیر دامپروری، شیلات،کشاورزی و باغداری توجه مخاطببین را به خود جلب کند، امروز به عنوان بیکارترین و فقیرترین استان کشور معرفی می‌شود و بیش از هر چیز دیگری نجابت، مهمان نوازی و سخاوت مردمان اصبل و ریشه دار آن به نشانه گرفته می‌شود. براساس اطلاعات مرکز ملی آمار ایران نرخ بیکاری در بهار 98 در استان لرستان 16.3 درصد عنوان شده که با سپری شدن یکسال نه تنها هیچ اقدام تاثیرگذاری برای کاهش نرخ بیکاری در استان صورت نگرفته است؛ بلکه با رشدی تقریباً 5 درصدی این نرخ در بهار 99 به 21 درصد رسیده و مهمترین پیام این آمار می‌تواند این باشد که پیامدهای کرونا ویروس بیش از آنکه مردم را خانه نشین کرده باشد و رونق کسب و کار را در این استان به چالش بکشاند، مدیران این استان را به ورطه بیکاری و روزمره‌گی کشانده و آنها نتوانسته‌اند عملکردی قابل دفاع در کاهش نرخ بیکاری از خود بروز و ظهور دهند. سیدموسی خادمی استاندار لرستان در نخستین واکنش رسانه‌ای خود نسبت به این آمارها تشکیک ایجاد کرده و آن را بیشتر نشانه شیطنت و دست کاری غلط در آمار اعلام کرده و می‌گوید: «بخشی از این آمار و ارقام که اعلام می‌شود از دقت کارشناسی برخوردار نیست.» وی بیکاری را از پیامدهای ثابت و انکارناپذیر استانهای زاگرس نشین اعلام کرده و ادامه می‌دهد: «نرخ بیکاری و تورم در این استانها همیشه بالا بوده و هست.» این تشکیک در حالی عنوان می‌شود که مرکز ملی آمار ایران به عنوان بالاترین مرجع سیاست‌گذاری در زمینه آمارهای رسمی کشور و از نهادهای دولتی زیر مجموعه سازمان برنامه و بودجه است که آمارهای آن برای مدیران و دست اندرکاران قابل استناد و اعتماد است و مدیران دستگاه‌های اجرایی در بیان گزارشات خود باید به آمارهای این مرکز استناد کنندو این انکار از زبان عالی ترین مقام دولت در استان بسیار عجیب و غیر منتظره به نظر می‌رسد. ناگفته پیداست که رفاه و معیشت مردم تحت تاثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری است. تورم قدرت خرید مردم را کاهش داده و بیکاری به فقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشان می‌دهد و بر همین اساس باید پذیرفت پس لرزه‌های شاخص بیکاری و تورم در لرستان در مرحله هشدار قرار گرفته است و نباید نسبت به این مسئله مهم بی اعتنا بود و به سادگی از کنار آن گذشت. در ادامه با بیان اینکه با مدیریت استراتژیک قوی می‌توان در هر برهه‌ای بر مشکلات فائق آمد و تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد به بررسی آمارهای برخی از استانهای زاگرس نشین، محروم و نیمه برخوردار کشور اشاره می‌کنیم و وضعیت آنها را در بازه زمانی یک ساله بهار 98 تا بهار 99 بررسی می‌کنیم؛ براساس داده‌های آماری مرکز ملی آمار ایران در حالی که نرخ بیکاری در بهار 98 در استان ایلام 9.4 درصد بوده این آمار در بهار 99 به 6.5 درصد کاهش پیدا کرده است و در استان کرمانشاه هم آمار 14.8 درصدی بهار 98 در مدت مشابه سال 99 به 13.8 درصد کاهش یافته است. این کاهش نرخ بیکاری منحصر به این دو استان نبوده و در استانهای سیستان و بلوچستان نرخ 13.8 درصدی بهار 98 در بهار 99 به 14.1 درصد ، در استان مرکزی از 8.4 درصد به 6.5درصد و در استان هرمزگان هم نرخ بیکاری 16.2 درصدی در بهار 98 به 11.5 درصد کاهش پیدا می‌کند. استاندار لرستان درحالی به توجیه آماربالای نرخ بیکاری در سال 98 و افزایش تصاعدی آن در سال 99 می‌پردازد که نرخ بیکاری لرستان در بهار 98 از 16.2 درصد به 21 درصد در بهار 99 افزایش پیدا می‌کند و این نشان می‌دهد که عزم و اراده‌ای در این مدت برای کاهش نرخ بیکاری و رونق گرفتن تولید و کسب و کار در این استان بالقوه مستعد وجود نداشته است و حداقل تفسیری که می‌توان از این یافته‌های آماری داشت، چیزی جز این مطلب نمی‌تواند باشد.


  • مهدی میرزاوند چگنی

    مهدی میرزاوند؛ تحلیلی بر عملکرد مدیریت صمت و شهرکهای صنعتی: کارگر با کارآفرین زنده است نه با فقر و فلاکت و بدبختی:🔴در این مقاله میخوانیم: مسئولیت پذیری یعنی قابلیت پذیرش، پاسخگویی و پذیرفتن مسئولیت براساس توانمندی و ظرفیت فرد، تا بر این اساس نوابغ و سرآمدهای هر حوزه ای به فراخور استعداد و توانایی شان بکار گرفته شوند؟🔻مسئولیت پذیری در یک فرآیند طولانی قابل درونی شدن است و یک شبه و با موعظه اتفاق نمی افتد تمرکز مدیریت خصوصا در لرستان بیشتر روی افراد بوده تا روشها، موفقیت هیچگاه در چهره ها تحقق نمی یابدبلکه در فرآیندهاست که میتوان توسعه را از محرومیت تفکیک کرد. مدیریت در استان لُرستان مدیریت اصول و چگونگی ها نبوده که اگر بود باید به این پرسش تمرکز کنند که چگونه باید مدیریت کرد که لُرستان استان اول فقر و فلاکت معرفی نشود، لازمه نگرش عقلانی به توسعه، محاسبه هزینه، فایده و تلاش برای یافتن ابزارهای مناسب جهت رسیدن به اهداف توسعه است بدون توجه به پیامدها نمیتوان هزینه و فایده را اندازه گرفت در استانی که فقر و محرومیت جایی برای عقلانیت نگذاشته باشد طبعا پیامدهای ناکارآمدی و ناتوانی مدیران مهم شمرده نمی شود تا درنهایت این پیامدها باعث تضعیف استان و ضعف فرد می گردد.✔️معرفی شدن لُرستان بعنوان استان اول فقر و فلاکت، واقعیتی انکار ناپذیر است،با تعدیل و تعطیلی واحدهای صنعتی در لُرستان قرار نیست معجزه ای حاصل شود، بخش صنعت استان لُرستان، یک بخش فقیر در حوزه اقتصاد است، راکد بودن بخش عظیمی از صنایع لرستان دلیل اصلی مهاجرت به کلان شهرها است، در استان لرستان شهرک های صنعتی با وجود داشتن زیرساخت های مناسب هیچ گونه درخواستی برای کارآفرینی وجود ندارد اما در عرض یک ماه، سی واحد کارآفرینی معامله میشود سی واحد که از مزایای تخفیف چهل الی پنجاه درصدی سوبسید دولتی استفاده می کنند، آیا در این استان نظارت بر اجرا وجود ندارد؟ آیا تعهد بر اجرا در قراردادهای شهرک صنعتی وجود ندارد؟ که چنین بی رحمانه فقر و فلاکت در لُرستان سکونت کرده، در استان لُرستان به گفته مدیر عامل شهرکهای صنعتی ایران، 410 واحد صنعتی وجود دارد که با ظرفیت کمتر از 50 درصد مشغول فعالیت هستند که در این بین 96 درصد این واحدهای صنعتی کوچک هستند، سایه سنگین رکود بر صنعت لُرستان باعث تعطیلی واحدهای سنگ بری شده خلاء خلاقیت و تفکری نو در لُرستان باعث خام فروشی مواد معدنی شده، تعطیلی واحدهای صنعتی، اصلیترین علت عقب ماندگی لرستان در حوزه ی توسعه یافتگی و محرومیت است،در آسیب شناسی پیرامون علل فقر و فلاکت لُرستان، پایین بودن سرانه درآمد در استان چه از نظر رشد ناخالص داخلی و چه از نظر بی نصیب بودن از طرح های دولت مخصوصا طرح توسعه پایدار روستایی و حاشیه شهرها (بالای هشتاد درصد جمعیت لرستان با روستا مرتبط هستند) مسئولیت پذیری آن متوجه مدیریت صنعت، معدن، تجارت و جهادکشاورزی استان است در استان لرستان مفاهمه و فهم توسعه و باب گفتگو و همکاری مابین اتاق بازرگانی، صمت و جهاد کشاورزی نمیباشد. در تجزیه و تحلیل عملکرد مدیریت صنعت معدن و تجارت لُرستان پیامدهای آن فعالیت کمتر از 25 درصد واحدهای صنعتی استان است 4.1 درصد از واحدهای صنعتی کشور در تملک بانکها در استان لرستان است که 36 درصد از این واحدها یعنی 16 واحد صنعتی به طور کامل تعطیل است، مهاجرت سرمایه گذاران لرستانی، مهاجرت نخبگان متخصص، دورنگاه کارخانه تولید کاغذ از سنگ تا تبدیل شدن به خام فروشی مواد معدنی، طرحهایی که کلنگ در آنها گیر کرده است، فولاد رومشگان، پتروشیمی کوهدشت، طرح پالایشگاه پلدختر، کارخانه لاستیک بارز و...تا در نهایت با وارونه سازی و مسئولیت ناپذیری به پیامدها نام محرومیت پذیری لُرستان را گذاشته اند وفق یافتن با شرایط و نام مسئولیت گریزی را گذاشته اند اثرات تحریم. این نامگذاریها از اساس نادرست است تحمیل فقر تحمل نیست، زلزله، سونامی و دیگر بلایای طبیعی نیست که قدرت تغییر و پیش بینی نداشته باشد بلکه ناکارآمدی و مسئولیت ناپذیری و ناتوانی مدیریت صمت لرستان به نسبت استان های کشور است که سهم ملت ما شده فقر و فلاکت و بدبختی سهم آنها شده ارزش افزوده!!!


  • غلامرضا مصدق

    غلامرضا مصدق؛ بديهيات گفته شده - الزامات بر زمين مانده: بيكاری و تورم بايد كاهش يابند، فساد باید ریشه کن شود، صادرات باید توسعه پیدا کند، از وابستگی بودجه به درآمد نفت باید کاسته شود. همواره از این سنخ گزاره ها و اهداف كاملاً بدیهی كه امروزه حتی بچه هاي مدرسه اي هم قادرند فهرستي بلند بالا از آنها را ارائه دهند، از زبان مسئولان فراوان میشنویم، اما علی‌رغم حجم انبوه این لفاظی های بدیهی، نتیجه ای عملی از اهداف و برنامه‌ها حاصل نمی‌شود بماند، که هر روز از این اهداف دورتر و دورتر هم میشویم. چرا از این کوه عظیم بدیهیات گوئی حتی موشی هم زاده نمی‌شود؟! جواب ساده است، عملی شدن این بدیهیات، الزاماتی دارد که مسئولان ما به دلائلی که خودشان بهتر میدانند است خیلی خود را ملزم به آنها نمیدانند. 🔘كاهش تورم و بيكاري الزاماتی مثل، ثبات اقتصادی، بهبود فضاي كسب و كار، امكان دسترسی آسان به منابع مالي داخلي و خارجي، افزایش تولید، اتخاذ سياستهاي پولي و مالي علمی و امنیت اقتصادی دارد. مبارزه با فساد الزاماتي اساسی و غیرقابل اجتناب مثل وجود فضاي رقابتي در اقتصاد، دولت كوچك، قوه قضائيه مستقل و رسانه هاي آزاد دارد. الزامات توسعه صادرات، تعامل گسترده و با ثبات با دنیای خارج و دور انداختن استراتژی خودکفائی (بخوانید خود ویرانگری) است، الزامات کاهش وابستگی بودجه به درآمد نفتی، توسعه بخش خصوصی، استفاده از ظرفیتهای ترانزیت، نفت، گاز، کالا، مسافر، توریسیم، سرمایه گذاری خارجی، سرمایه و توان تخصصی ایرانیان ساکن خارج ، دسترسی به منابع سیستم مالی بین المللی و غیره است.🔘 مثالهای بالا مواردی محدود، اما عینی از مشکلات مزمن و به ظاهر لاینحل ده ها ساله ما هستند، که همواره میخواهیم با حرف درمانی بر آنها غلبه کنیم، ولی به هيچ روی ملزم به الزامات حداقلی آنها نیستیم. مثلاً يكي از الزامات رقابتي كردن اقتصاد، دست كشيدن از تقسيم بندي ملت به دوگانه خودي - غير خودي است، آيا مسئولان محترم ما حاضرند از اين امر مقدس دست بكشند؟ براساس تجارب گذشته و شواهد موجود اين تقسيم بندي از خطوط قرمز محسوب شده عبور از آن ممكن نيست، پس به همين يك دليل هم كه شده رقابتي شدن اقتصاد غير ممكن است. 🔘 برای برون رفت از این دور باطل تعیین هدف و ملزم نبودن به الزامات رسیدن به آن سه راه حل به ذهن نگارنده می‌رسد. اول، مسئولان بعد از کسب این همه تجربه پر هزینه و شکست خورده بالاخره بپذیرند رسیدن به هر هدفی الزامات اجتناب ناپذیر خود را دارد و خود را ملزم به الزامات برنامه ها و اهدافشان کنند. دوم، اگر به راه اول گردن نمی نهند صادقانه به مردم بگویند بنا بر مصالحی که ما تشخیص میدهیم، صلاح نیست این الزامات را رعایت کنیم، تا حداقل مردم تکلیف خود را بدانند. سوم ، منتظر ماندن و امید به وقوع معجزه ای که ما را از این بن بست خارج کند.🔘 تجربه ۴۱ سال گذشته نشان می‌دهد، هیچ چشم انداز امید بخشی برای تحقق گزینه های اول و دوم وجود ندارد، احتمال عملی شدن گزینه سوم اگرچه بسیار بسیار کم است اما فعلاً تنها روزنه امید برای برون رفت از این بن بست خود ساخته است.🔘 کسانیکه همواره برای حل مشکلات کشور برای اتمام دوره مجالس و دولتهای مستقر لحظه شماری می‌کنند تا دولت و مجلس بعدی کاری ‌کنند کارستان ، به امام زاده ای دخیل بسته اند که اگر کور نکند شفا نمی دهد، تجربه نشان داده آنچه که از آمدن و رفتن دولتها و مجلسها تا بحال بجا مانده، نه حل مشکلات بلکه تعمیق هر چه بیشر آنها بوده است، زیرا ریشه مشکل جای دیگریست.


  • نطق جسورانه دکتر مهرداد ویسکرمی در مجلس

    دکتر مهرداد ویسکرمی در نشست علنی امروز (یکم، مردادماه) مجلس در نطق میان دستور گفت: آنچه که در مورد لُرستان می‌گویم به معنای انکار بزرگی سایر اقوام و مردمان ایران نیست بلکه برخلاف ادبیات رایج می‌خواهم از مظلومیت مردم لُرستان بگویم اما مظلومیتی که با شجاعت، آزادگی، پاک‌دامنی و اقتدار عجین شده است. عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس افزود: رهبری فرمودند؛ «شجاعت جوانان لُرستانی را اگر دیگران شنیده‌اند من با چشمان خود دیده‌ام» خوب است بدانید لُرستان و قوم لُر افتخار دارد که یکپارچه بر ولایت علی (ع) همیشه مدافع تمامیت ارضی و استقلال ایران بوده است. وی ادامه داد: از دلایل اصالت نژادی لُرستان این است که هیچ دشمنی در طول تاریخ نتوانسته بر لُرستان استیلا پیدا کند و گاهی از اسب افتاده‌ایم اما همیشه اصیل مانده‌ایم؛ جوانان لرستانی پوزه مغول، محمود افغان، رضاخان و منافقان را در مرصاد بخاک مالیدند آیا می‌دانید شهید خلبان عباس بابایی پسوند چگنی دارد و شهید زین‌الدین از تبار لُرستان و شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از طرف مادری از نژاد لُر است؛ آیت‌الله بروجردی به‌عنوان مرجع شیعیان و استاد امام راحل از لُرستان برخاسته است و از نظر فرهنگی هم تاریخ کهن لُرستان گواه بلندای فرهنگی استان من است. نماینده مردم خرم‌آباد وچگنی در مجلس یادآور شد: پایتخت مطلق جهان با قدمتی بیش از 3 هزار سال تنها یک مثال است؛ پل شکسته، سنگ‌نوشته، قلعه فلک‌الافلاک و صدها اثر تاریخی و فرهنگی دیگر از قدمت فرهنگی دیار من، خبر می‌دهند. ویس‌کرمی با بیان اینکه تقدیم بیش از 6 هزار و 500 شهید گلگون کفن سند افتخار لُرستان است، گفت: لُرستان دارای مساحتی سه برابر لبنان و جمعیتی یک‌سوم آن، 12 درصد آب‌های سطحی ایران با حدود 12 میلیارد مترمکعب خروجی آب، سومین حوزه آبریز کشور، از قدیمی‌ترین سکونت‌گاه‌های بشر و پایتخت تاریخ جهان است و یکی از 4 بخش اصلی موزه ایران به لُرستان اختصاص دارد و دارای تنوع بوم زیستی بی‌نظیر با وسعت‌های گردشگری است. این نماینده مردم در مجلس یازدهم یادآور شد: برنج شهرستان خرم‌آباد بهترین برنج ایران و زعفران آن کیفیتی برتر از خراسان دارد اما کشت برنج و زعفران در استان ما صورت قانونی نیافته است!!! زمین‌های زراعی استان به‌تنهایی از 8 استان کرمان، سمنان، هرمزگان، خراسان جنوبی، قم، بوشهر، البرز و یزد حدود 5 هزار هکتار بیشتر است و متوسط بارش در لُرستان 2 و نیم برابر ایران اما درصد کشت استان نصف میانگین کشوری است!!! عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس با انتقاد از اینکه سهم لُرستان از مخازن آبی کشور کمتر از نیم درصد است، ادامه داد: استان لُرستان 70 درصد کل اتحادیه اروپا تنوع گیاهان دارویی دارد، 5 درصد سنگ‌های تزئینی دنیا متعلق به لُرستان است و از 64 درصد نوع ماده معدنی شناخته‌شده 26 نوع آن در لُرستان وجود دارد و دارای رتبه چهارم در بارندگی، مراتع و جنگل‌ها را دارا است. وی با انتقاد از اینکه ساختار بودجه کشور ظالمانه بسته شده است، تصریح کرد: به ظاهر بودجه عمرانی ما در سال‌های اخیر افزایش‌یافته اما این بودجه حداکثر 10 درصد ورودی تخصیصی است و 90 درصد بودجه از طریق وزارتخانه تخصیص می‌یابد که سلیقه‌ای، لابی محور و تبعیض‌آمیز است!!! به‌عنوان مثال سهم استان لُرستان از تسهیلات بانکی در بازه زمانی 96 تا 98 کمتر از یک‌صدم استان یزد درحالیکه جمعیت ما یک و نیم برابر این استان است. نماینده مردم خرم‌آباد وچگنی در مجلس یادآور شد: ذخایر فراوان گاز، نفت و قیر در استان لُرستان کشف شده اما جوانان ما سهم چندانی از پتروشیمی خرم‌آباد ندارند و از برکت واگذاری‌ها و چوب حراج ظالمانه به کارخانجات لُرستان در دولت سازندگی و اصلاحات به تلی از ضایعات تبدیل شدند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، دکتر ویس‌کرمی تصریح کرد: لُرستان جنات تجری من تحتها الانهار است اما با لبان تشنه بر لب دریا نشسته و هیچ‌کدام از شهرهای لُرستان از منبع آب شرب پایدار برخوردار نیستند. لُرستان هرساله از سیلاب خسارت میبیند اما هیچ سدی ندارد!


  • ثانیه‌ای 25هزار لیتر آب از الیگودرز به قم می‌رود!

    دکتر مرتضی محمودوند نماینده خرم‌آباد وچگنی در صحن علنی مجلس خطاب به وزیر جهاد کشاورزی گفت: در تخصیص آب کشاورزی در حق کشاورزان لُرستان اجحاف می‌شود. با وجود اینکه کشاورزان اسنادی در دست دارند که نسل در نسل از زمین زراعی برای قوت روزانه استفاده می‌کردند اما قوانین سفره کشاورزان را کوچک و خالیتر کرده است. محمودوند سه روز پیش در مراسم افتتاحیه دفتر ارتباطات مردمی اش گفته بود: از ده سال پیش گفته‌ایم که ما حقآبه خود را می‌خواهیم فقط حق طبیعی و خدادادی ما را به تاراج نبرید. در یکماه گذشته این چندمین باریست که یکی از نمایندگان لُرستان نسبت به عدم تخصیص حقآبه مردم لُرستان اعتراض می‌کند. پیشتر نیز دکتر ویسکرمی دیگر نماینده خرم‌آباد و چگنی انتقادات تندی را نسبت به موضوع تخصیص حقآبه خطاب به وزیر نیرو مطرح کرده بود. مبادا حق آبه لُرستان تضییع شود! هرثانیه 25000 لیتر آب از تونل قمرود به استانهای مرکزی، قم و اصفهان انتقال داده میشود به اندازه میزان آبی که استان تهران از سد کرج استفاده میکند. شرکت آبفا از این مقدار برای آبرسانی به 99 روستای الیگودرز هر ثانیه فقط 102 لیتر آب برداشت خواهد کرد. ظلمی که طی این چند سال در حق مردم لُرستان شده را فراموش نخواهیم کرد، وزیر نیرو در خوزستان به اجماع نمایندگان خوزستان وعده مکانیزه شدن پانصد و پنجاه هزار هکتار از اراضی خوزستان را میدهد اما در استان لُرستان حق آشامیدن آب را به 99 روستا در الیگودرز میدهد، ادامه این سیاست به هدر رفتن حق آبه لرستان می‌انجامد، امیدواریم نمایندگان لُرستان در مسائل مرتبط با آب اجماع داشته باشند. لُرستانی که استان اول فقر، فلاکت، بیکاری و مهاجرت است حال فرصتی است استانی که کشاورزی اصلیترین شغل آنها می‌باشد و بنا بر نظر کارشناسی معاونت سازمان کشاورزی لُرستان آقای صیادی: کل تولیدات بخش کشاورزی لرستان ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تن می‌باشد که میزان تولیدات زراعی و باغی استان ۲ میلیون ۴۰۰ هزارتن می‌باشد از طرفی ۷۷ درصد اراضی کشاورزی لُرستان دیم می‌باشد که این عرصه ۷۷ درصدی فقط ۱۹ درصد تولیدات بخش زراعی و باغی لُرستان را تولید می‌کند و ۲۳ درصد اراضی لُرستان آبی می‌باشد که از این عرصه ۲۳ درصدی ۸۱ درصد تولیدات زراعی و باغی استان بدس می‌آید این اعداد و ارقام نقش آب را در بخش کشاورزی نشان می‌دهد بنابراین نیاز است که تخصیص آب برای همه مسولین و مردم به یک مطالبه اصلی تبدیل شود. جناب کرم وند بیش از نیمی از شهروندان خرم آباد آب تصفیه نشده استفاده میکنند، علیرغم گذشت چند سال از مدیریت شما، چرا تاکنون تصفیه خانه خرم‌آباد به بهره برداری نرسیده، آیا حتماً لازم است یک قمرود دیگر اهدا کنیم تا اعتبار یک تصفیه خانه تامین شود؟


  • سد تنگ گاوشمار چگنی لُرستان

    تکمیل سدهای تنگ گاوشمار چگنی و بختیاری الیگودرز اساسی‌ترین راه‌حل برون‌رفت از بحران آب لُرستان: لُرستان همیشه یکی از استان‌های پرباران به شمار می‌آید بدلیل نداشتن سیستم ذخیره‌سازی آب در وضعیت بحرانی قرار دارد. لُرستان بعد از حوضه آبریز خزر، دومین حوضه پرباران ایران است، هرساله با مشکل خشک‌سالی و کمبود آب دست‌به‌گریبان است؛ هرساله میزان قابل‌توجهی از آب‌های سطحی لُرستان هدر می‌رود. عدم مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح در کنترل منابع آبی به وقوع خشک‌سالی کمک کرده که دراین شرایط اقداماتی در راستای حفر چاه‌های غیرمجاز و افزایش استفاده از منابع آب زیرزمینی انجام می‌شود که لُرستان را با بحران آب روبه‌رو می‌کند. عدم عدالت در تخصیص حقآبه از روان آب‌های سطحی لُرستان موجب شده کشاورزان آسان‌ترین راه را برای تأمین آب موردنیاز خود، یعنی استفاده از چاه‌ها را برگزیده و بدلیل عدم نظارت کافی بیش از پروانه بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی استفاده کنند. برداشت مازاد آب‌های زیرزمینی سبب بروز مشکلاتی همچون کاهش آبدهی چاه‌ها، چشمه‌ها، قنوات، تغییر محل و کف شکنی مکرر چاه‌ها، عوارض منفی ناشی از نشست زمین و کاهش ظرفیت مخزن طبیعی، ایجاد محدودیت در مصارف کشاورزی، صنعت و شرب، افزایش هزینه‌های تأمین انرژی مانند برق، سوخت و اُفت کیفی منابع آب و شور شدن تدریجی آن‌ها می‌شود. طی سال‌های اخیر خشک‌سالی‌های لُرستان شدت بیشتری گرفته و این بحران آب در شهرستان‌های پلدختر و خرم‌آباد مشهودتر است به‌طوری‌که این شهرستان‌ها با بحران جدی آب مواجه‌اند و سطح آب‌ زیرزمینی این مناطق تا ۴۰ متر پایین آمده و دشت ممنوعه اعلام‌ شده‌اند. همه این‌ها درحالی است که مدیران ارشد خوزستان که در پایین‌دست لُرستان قرار دارد موفق شده‌اند طرح آبی کردن ۵۰۰ هزار هکتار از اراضی دیم خوزستان را مصوب و عملیاتی کنند. درحالیکه لرستان پرآب دارای ۷۸۰ هزار هکتار زمین زراعی می‌باشد که فقط ۱۸۵ هزار هکتار یعنی معادل ۲۳ درصد آن آبی است، متوسط اراضی آبی کشور نسبت به اراضی دیم ۴۵ درصد می‌باشد. در سیاستگذاریهای کلان نظام و برنامه‌های توسعه‌ای کشور، لُرستان قطب کشاورزی و دام‌پروری قرار گرفته که این رویه‌ با سیاست‌هایی که دولت در پیش گرفته هیچ‌گونه همخوانی ندارد مگر کشاورزی و دام‌پروری بدون تخصیص آب امکان‌پذیر است؟ اگر تغییری بنیادین در نحوه مدیریت و مصرف آب صورت نگیرد، گرد مرگ بر بخش وسیعی از این سرزمین خواهد نشست. مردم این دیار ناگزیر باید از سرزمین مادری کوچ و به‌سوی مقصدی نامعلوم مهاجرت کنند و این یعنی رنج مضاعف؛ درحالیکه لُرستان در زمره استان‌های با تنش آبی شدید قرار دارد. در طبقه‌بندی استان‌های کشور براساس شاخص پایش منابع آب استان‌های کشور در ۶ دسته مرطوب، نرمال، قابل‌تحمل، دارای تنش آبی، دارای تنش آبی شدید و کمبود آب طبقه‌بندی شده‌اند. براساس شاخص پایش منابع آب کشور ۱۳ استان کشور از جمله لُرستان در دسته مناطق دارای «تنش آبی شدید» قرار دارند. با این تفاصیل انتقال آب از این لُرستان به قم با صرف بودجه عظیم از مسیر طولانی ۲۷۰ کیلومتری و کوهستانی از رودخانه چشمه سراب الیگودرز و حفر ۵۷ کیلومتر تونل که بزرگ‌ترین تونل آبی خاورمیانه است و احداث چند سد به دره دزدان در قم برای انتقال حدود ۱۸۱ میلیون مترمکعب آب شرب در سال به ۹ شهر قم که در جاهایی بجای مصرف آب شرب جهت آبگیری دریاچه تفریحی آن‌هم در کویرمرکزی، بدون توجیه و غیرقابل‌باور می‌باشد، این طرح‌ و سایر طرح‌های مشابه انتقال سرچشمه‌های آب کارون و دز به کویر مرکزی هزاران معضل و بحران زیست‌محیطی از جمله خشک شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، تخریب زیستگاه‌ حیات‌وحش، کاهش سطح آب‌های زیرزمینی تخریب اراضی، خشک شدن چاه‌ها و قنوات که منبع تأمین آب شرب و کشاورزی مردم بومی منطقه می‌باشند را بدنبال دارد این درحالی است تنها درآمد بسیاری از مردم لُرستان کشاورزی می‌باشد، برای مهار بحران در یک منطقه نباید بحران را به مناطق دیگر منتقل کرد. انتقال آب‌های بین حوضه‌ای موجب حاشیه‌نشین شدن روستاییان و بزهکاری جوانان می‌گردد، حل مشکل کم‌آبی یزد، کرمان، قم، باغ‌های پسته رفسنجان، صنایعی چون ذوب‌آهن، پتروشیمی و نیروگاه اصفهان نباید خود موجب بروز مشکلات بسیاری در لُرستان، چهارمحال بختیاری و خوزستان گردد. برای مثال در فولادمبارکه و با سیستم فعلی و عدم هزینه برای بهسازی آن برای هر کیلوگرم فولاد در این کارخانه ۱۱۰۰۰ لیتر آب مصرف می‌شود و یا مصرف آب کارخانه ذوب‌آهن، شامل کارخانه، فولاد سبا، پالایشگاه قطران و دیگر شرکت‌های واقع در مجموعه، به‌طور متوسط 60 هزار مترمکعب برابر با ۶۰ میلیون لیتر در شبانه‌روز می‌باشد. درحالی‌که میشد با تبدیل دستگاه‌های پرمصرف قدیمی به دستگاه‌های کم‌مصرف جدید مقدار زیادی از مصرف آب در این صنایع جلوگیری کرد.


  • سهم لُرها از آب سرزمین شان؟

    آب همچون نفت، دیگر ثروت قوم لُر غارت می‌شود! دو رود مهم زاینده‌رود و کارون از سرزمین لُربختیاری منشا می‌گیرد و مثل نفت بختیاری دیگر سرمایه مردم لُر، که یکقرن توسط غارتگران داخلی (فارس) غارت شد، آب دیگر سرمایه مردم لُر، مدعیانی چون کویراصفهان و یزد و قم دارد! سالیان دراز است که اداره آب استان چهارمحال بختیاری در کنترل اصفهان است. مردم بختیاری حق برداشت به دلخواه از آب سرزمین خود را ندارند! حق حفر چاه آب ندارند! بزرگترین سد بتنی دنیا به اسم بختیاری دارد افتتاح می‌شود که آب به قم، اصفهان و کاشان برساند. انتقال آب‌ بین حوضه‌ای موجب حاشیه‌نشین شدن روستاییان و بزهکاری جوانان می‌گردد، حل مشکل کم‌آبی یزد، کرمان، قم، باغ‌های پسته رفسنجان، صنایعی چون ذوب‌آهن، پتروشیمی و نیروگاه اصفهان نباید خود موجب بروز مشکلات بسیاری در لُرستان، بختیاری و خوزستان گردد. در فولادمبارکه برای هر کیلوگرم فولاد یازده هزار لیتر آب مصرف می‌شود و یا مصرف آب کارخانه ذوب‌آهن، شامل کارخانه، فولاد سبا، پالایشگاه قطران و دیگر شرکت‌های واقع در مجموعه، به‌طور متوسط شصت هزار مترمکعب برابر با شصت میلیون لیتر در شبانه‌روز می‌باشد. جمعیت میلیونی از مردم لُر، جابجا می‌شوند تا به حاشیه‌نشین فقیر شهرهای فارس تبدیل شوند تا آب وبرق مناطق کویر تامین شود. مردم بختیاری به قومی مهاجر و حاشیه‌نشین شهرهای اهواز، اصفهان، اراک، قم و تهران تبدیل گشته‌اند و مردم بی‌پناه و بیسواد در نبود روشنفکران باشعور و تحصیلکردگان دلسوز این را امری عادی تلقی می‌کنند گویا رسانه‌ها در ایران بجز قوم فارس و ترک، قوم دیگر نمی‌شناسد یا به رسمیت نمی‌شناسد. سرچشمه و صاحبان اصلی این ثروت یعنی زاینده‌رود و کارون، لُرها هستند. چون این مردم مظلوم تریبونی در رسانه‌ها و مدیا وابسته به قدرت‌های جهانی ندارند، آیا باید سهم و حقوق آنان به نفع دیگری حیف و میل شود؟ گل گندم، گل گندم….آبش مال ما، برقش مال مردم...گل گندم، گل گندم...خاکش مال ما، آبش مال مردم...گل گندم، گل گندم…عمله اش مال ما...مهندس مال مردم...اسمش مال ما، سودش مال مردم!!!


  • از توسعه جا مانده‌ایم

    از توسعه جا مانده‌ایم: تا مادامی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی لُرستان برنامه‌ای هدفمند و دست یافتنی برای استفاده بخش خصوصی در مسیر توسعه لُرستان تهیه و تدوین نشود نمیتوانیم در حوزههای مختلف جهش تولید داشته باشیم، امروز دیگر وظایف دولت در توسعه زیرساختی و احداث پروژه‌ها کاربرد ندارد. مسیری که از پیش استانهای توسعه مند رفتند، لُرستان و پروژه‌های توسعه لُرستان در سند چشم‌انداز برنامه ششم توسعه می‌توانست با توسعه زیرساختی، امروز بخش خصوصی را راغب به سرمایه‌گذاری در لُرستان کند. از آنجا که لُرستان در برنامه‌های توسعه پنجم و ششم جامانده و یکی از اهداف دولت دوازدهم و به بیانی روشنتر کنار کشیدن فعالیت دولت با فعال نمودن بخش خصوصی است، اگر گفتمان منتخبین مجلس تغییر نکند و دست از سیاست زدگی و نزاعهای سیاسی نکشند و مدیرگزینی را کنار نگذارند آمار فقر و فلاکت و بدبختی و بیکاری و مهاجرت در لُرستان بالا میرود به تحلیل اینجانب در بررسی علل محرومیت لُرستان:《کارگردانان بیکاری لُرستان نمایندگان مجلس میباشند》چراکه در مواقع ضروری تدوین برنامه‌های توسعه صرفاً برای همراهی نمایندگان استانهای مجاور در انتصاب یک مدیر، میدان را به نمایندگان اصفهان و خوزستان واگذار کردند و بدفعات از زبان نمایندگان مجلس شنیدیم که انتخابات هیئت رئیسه مجلس، فرصت مدیرگزینی نمایندگان استانهای محروم است اتفاقی که تا امروز هیچگاه در مجمع نمایندگان زاگرس نشین انجام نگرفته است


  • تقابل سیاسی سد توسعه لُرستان

    🔹تقابل سیاسی سد توسعه در لرستان🔹نسبت همه ما با لرستان نسبت فرزند و والد است و چقدر سوزناک است رویت فرزندی افسرده، این سرزمین علی‌رغم اکوسیستم جغرافیایی قوی با طبیعتی بکر و چشمه سارهای خروشان به منظره کج نمای ایران تبدیل شده است. فرزندان این سرزمین همچون گلهای واژگون شده در کوهساری از هر سو اندوهناک پر پر میشوند. آمارهای معصوم تورم، فقر، بیکاری، رگه های پنهان خشم و بغض درون ماست. اما در مورد آثار خلاقانه خلقت لُرستان چه میتوان گفت، آنجا که هنرمند از جان خویش در اثرش میدمد، آب، خاک، هوا و طبیعت لُرستان از جان رنجور آفریدگارشان مایه گرفته اند تا حقیقت امروز لُرستان، تصویری قاب گرفته بر دیوار باشد. لُرستان و فرزندانش بالفطره قابلیت خود را خلاقانه نشان میدهند🔹در دوران جنگ تحمیلی همین بس که رهبر فرمود؛ رزم جوانان لُر بیشتر از آنکه شنیدنی باشد دیدنی است🔹در دولت سازندگی، لُرستان با حجم سنگینی از خسارات جنگ تحمیلی زیر سایه خوزستان نادیده گرفته میشود🔹در دولت اصلاحات با ورود بخش خصوصی؛ استانهای همجوار به فولاد و پتروشیمی و ماشین سازی دسترسی پیدا میکنند اما سهم لُرستان میشود تعطیلی و تعدیلی کارخانجات پارسیلون، مجتمع گوشت، یخچالسازی و بتدریج سامان کاشی و...در دوره ای که استانهای کشور بدنبال توسعه زیر ساختی بودند، اجلاس تحکیم وحدت در خرم‌آباد لرستان برگزار میشود، بی آنکه فکری بداند و فهمی فریاد بزند، مسیر دموکراسی از توسعه اقتصادی می‌گذرد مسیر دموکراسی درآمد ناخالص داخلی است، هیچ کشوری در دنیا با محرومیت و توسعه نیافتگی به دموکراسی دسترسی پیدا نکرده است🔹در دولت عدالت محور احمدی‌نژاد، بغضی در سینه ما سنگینی می‌کند چرا که هنوز هم درب به همان پاشنه می‌چرخد. خوزستان از منابع آبی لرستان و بختیاری به قطب اول منابع آبی در ایران و خاورمیانه تبدیل میشود. در خوزستان به شماره یک دو سه چهار…سد ساخته میشود و در لرستان بدفعات سیل جاری میشود، اما این پایان ناعدالتی دولت احمدی‌نژاد در لُرستان نبود. بزرگراه اندیمشک_خرم‌آباد در لُرستان احداث میشود اما کار تحقیق و پژوهش در خوزستان انجام میگیرد!!! بیکاری در ویسیان، معمولان، ملاوی و پلدختر جیره بندی می‌شود و مهاجرت در لرستان آغاز می‌شود، لُرستان به مقام اول تورم، فقر، بیکاری و در پی آن مهاجر فرستی تبدیل می‌شود، بماند قصه قمرود و چاه‌های خشکیده الیگودرز و آبادانی کویر قم و سلفچگان و ساوه🔹بالاخره در دولت حسن روحانی: آسمان شروع به باریدن می‌کند تا استانی که در تور حسرتها وامانده بود را سیل ببرد، گرداب ناکامی دولتها در لُرستان آنجا بود که لُرستان را آب می‌برد اما در عوض پانصدهزار هکتار از اراضی خوزستان مکانیزه میشود زن و مرد، کودک و کهنسال پلدختر ناگریز به کوهها پناه می‌برند تا وعده احداث پتروشیمی در شمال خوزستان داده شود! بماند که قانون تخصیص اعتبار اشتغالزایی برای توسعه روستاها و حاشیه شهرها در دولت روحانی به‌دلیل بوروکراسی اداری، شرط و شروط بانکی و عدم نظارت نمایندگان مجلس کمترین استفاده را لُرستان علی‌رغم داشتن بیشترین روستا، بیشترین بیکاری و بیشترین مهاجرت می‌برد، مخلص کلام اینکه پتروشیمی لُرستان را اراک می‌برد، از سرچشمه آبهای لُرستان در خوزستان سدسازی می‌شود، پایلوت منابع و پتانسیلهای گردشگری لُرستان را به همدان واگذار می‌کنند. طرح بندرخشک خرم‌آباد به سلفچگان می‌رود چونکه این مفهوم توسعه است تا زمانیکه سطح آگاهی و سواد توسعه مندی و مطالبه‌گری در لُرستان نهادینه نشود محرومیت از هر طرف شنیده می‌شود، در روزگاری که دولتها نظام سرمایه‌داری را در پیش گرفته‌اند و مردم در تلاش هستند تا هرچه بیشتر کار کنند و درآمد و ثروت بیشتری داشته باشند متأسفانه در لُرستان شمار زیادی از مردم از رنج بیکاری یا مهاجرت کرده‌اند یا در مشاغل کاذب و غیر تولیدی به روزمرگی مشغول هستند. چرا که تحولات بزرگ در عرصه صنعت کشاورزی و تکنولوژی هستند که تاثیرات عظیمی روی شرایط اقتصادی_اجتماعی و حتی فرهنگی می‌گذارد. پایان تراژدی دولتها در لُرستان به‌دلیل عدم استفاده از سرمایه‌گذار کارآمد، کارخانجات و عدم تخصیص بودجه، شرکتهای تولیدی تعدیل و تعطیل شدند. بیایید به توسعه نگاهی عمیقتر از گذشته داشته باشیم و توسعه لُرستان را از جدلهای سیاسی جدا کنیم تا مادامی نگاه ابزاری، تقابل سیاسی را از توسعه لُرستان دور نکنیم لُرستان مصداق کتابخانه‌ای خاک خورده می‌ماند که صدای جیر جیر محرومیتش از هر طرف شنیده می‌شود.



آخرین مقالات