دو شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

اگر لرها انقلاب مشروطه را رقم نمیزدند!!!

فتح تهران به دست لرهای بختیاری و تحقق انقلاب مشروطه و نقش اصلی و اساسی بختیاری ها در آن برگ جدیدی را بر تاریخ ایران افزود. لرها یکی از بزرگ ترین گروه های قومی ایران هستند که دیرینگی تاریخ و فرهنگ شان به هزاران سال پیش می رسد. این قوم دلیر و باصفا در طول تاریخ پرفراز و فرود ایران همواره نقش مهم و اساسی ایفا کرده است.

اگر لرها انقلاب مشروطه را رقم نمیزدند!!!

شاهزادگان قاجاری در کشت و کشتار مردم باهم رقابت داشتند. آنان حتی در شقاوت و بی رحمی هم با یکدیگر چشم و هم چشمی میکردند مثلأ ظل السلطان میگفت: من که بزرگترین فرزند ناصرالدین شاه هستم هنوز به اندازه معتمد الدوله نکشته ام و معتمد الدوله به خود میبالید که ۶۰۰ نفر را کشته است ( نیکی آر کدی ، ریشه های انقلاب ایران ، ص ۶ ).

جیمز فریزر freizer )  ) در زمینه نحوه ی حکومت فتحعلیشاه بر ایران مینویسد: فتحعلیشاه به ایران مانند وطن خود که باید آنرا دوست داشته باشد و حفظ کند و ترقی دهد نمی نگرد بلکه آنرا به چشم ملک استیجاری نگاه میکند که مدت اجاره اش معلوم نیست و تمام فکر و ذکر او اینست که تا آنجا که ممکن است هر چه بیشتر از مردم پول بگیرد ( مصطفی وطن خواه ، موانع توسعه نیافتگی ایران ، ص ۱۳۶ ).

هانری دوبرنduborn )  ) مینویسد: ایرانیها از تحولات جهان به کلی بی خبرند گویی در پشت دیوار چین زندگی میکنند ( تقی نصر ، ایران در برخورد با استعمارگران ، ص ۵۳ ).

سرگور اوزلی پس از خطر حمله ناپلعون مینویسد: اکنون که خطر ناپلعون برطرف شد و سرحد هندوستان از تجاوز مصون مانده است باید ملت ایران را گذاشت تا در همین حالت توحش و بربریت باقی بمانند( موانع توسعه نیافتگی در ایران ، ص ۲۲۰ ).

.... و در چنین شرایطی بود که لرها به فکر نجات ایران و ایرانیان افتادند. لرها انقلاب بزرگ مشروطه را رقم زدند، ثمره مشروطه این است که قدرت از انحصار یک نفر خارج شد. تا پیش از مشروطه، قبله عالم مالک جان و مال و ناموس مردم بود. جان هر که را که می خواست می ستاند. ولو صدر اعظم میرزا تقی خان امیر کبیر باشد. دستور می داد فلان زن از شوهر خود مطلقه شود و به عقد او یا مقام منصوب او درآید و هر مالی را که می خواستند تصاحب می کردند. جامعه هم این ها  را در زمره حقوق شاه می دانست چندان که میرزا تقی خان امیر کبیر که به دستور شاه به شهادت رسید لقب شهید نگرفت اما ناصر الدین شاه قاجار که با گلوله میرا رضای کرمانی از پا درآمد شاه شهید خوانده شد.

انقلاب مشروطه ایران مجموعه کوشش‌ها و رویدادهائی است که در دوره مظفرالدین شاه قاجار و سپس در دوره محمدعلی شاه قاجار برای تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه رخ داد و به تشکیل مجلس شورای ملی و تصویب نخستین قانون اساسی ایران انجامید.

فتح تهران به دست لرهای بختیاری و تحقق انقلاب مشروطه و نقش اصلی و اساسی بختیاری ها در آن برگ  جدیدی را بر تاریخ ایران افزود. لرها یکی از بزرگ ترین گروه های قومی ایران هستند که دیرینگی تاریخ و فرهنگ شان به هزاران سال پیش می رسد. این قوم دلیر و باصفا در طول تاریخ پرفراز و فرود ایران همواره نقش مهم و اساسی ایفا کرده است. از نمونه های آن جنگیدن با اسکندر گجستک است که او را تا مرز شکست پیش بردند. نبرد با مغولان، عثمانیان، روس ها و در دوران اخیر با حکومت صدام و حامیانش و تروریست های تکفیری در عراق و سوریه مثال های دیگرش است.

گویی در هر زمان و مکان که ایران و ایرانی در خطر باشند و نیاز به ایثار و گذشت و فداکاری باشد، این قوم دلیر و سلحشور آماده از جان گذشتگی است. قوم لر از بخش های گوناگون از جمله لرهای لرستان، بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، ممسنی، حیات داوودی، لک، گله دار و دیگر گروه ها تشکیل شده است. لرها در منطقه وسیعی از ایران به سر می برند: از کرمانشاه تا مناطق مرکزی و هرمزگان و بوشهر. آنان در استان های کرمانشاه، ایلام، همدان، مرکزی، قزوین، زنجان، خوزستان، فارس، کرمان، هرمزگان، بوشهر و تهران (ورامین- دره رود لار) زندگی می کنند.

لرها در قرن گذشته یعنی طی زمامداری قاجاریان و پهلوی بزرگ ترین لطمه های سیاسی را متحمل شده اند. قاجاریان که کینه زندیه را به دلیل لر بودن در دل داشتند، به همه لرها به دیده دشمنی می نگریستند و چون از این قوم بیمناک بودند در پی تضعیف آن ها برآمدند و پهلوی ها نیز به لرها بخاطر انقلابی که بانی ان لرها بودند و مشروطیتی را برای ایرانی ها به ارمغان اوردن که با نظام شاهی ضدیت داشت خوشبین نبودند و از سویی بخاطر کشف نفت در بلاد لر میبایست لرستان را (همه بلاد لرنشین) را فتح کنند و چنین شد که بلاد لر را فتح الفتوح گفتند.

حکام قاجار نه تنها قدمی در پیشرفت و آبادانی مناطق سرنشین برنداشتند، بلکه بر تحمیل فقر و عقب ماندگی بر آنان نیز می کوشیدند. زورگویی و سوء مدیریت حکام قاجار موجب طغیان در مناطق لرنشین شد، طوری که پس از قتل ناصرالدین شاه، ناآرامی و هرج و مرج به شدت گسترش یافت، اما اغلب نویسندگان و مورخان دوره قاجار تمام گناهان را به گردن لرها انداختند (امان اللهی، قوم لر، 1375). از سوی دیگر برای ترور شخصیت آنان نیز دستگاه های حاکم دست به ساختن شوخی ها و لطیفه ها و جوک های تحقیرآمیز می زدند تا بتوانند اندکی از خشم خود را در این قالب بیان کرده و زورگویی های خود را در پوششی از شوخی های ساختگی برای بخش های دیگر جامعه توجیه کنند و محرومیت و مظلومیت آنان را به ریشخند بگیرند. سرانجام حکام قاجار که عامل اصلی هرج و مرج بین لرها بودند، قربانی زورگویی و سیاست های نادرست خویش شدند. پس از قتل ناصرالدین شاه ناامنی گسترده ای مناطق لرنشین را فراگرفت و ماموران قاجار از برقراری نظم در آن مناطق عاجز ماندند و بالاخره کار به جایی رسید که حکام قاجار توانایی مقابله با لرها را از دست دادند.

سرانجام لرهای بختیاری در لحظه مناسب و با آرمان آزادی طلبی و عدالت خواهی و نه انتقام بزرگ ترین ضربه را در انقلاب مشروطه بر قاجاریه وارد کردند و به سال ها زورگویی، ظلم و بی عدالتی خاندان قاجار پایان دادند. فتح تهران به دست لرهای بختیاری و تحقق انقلاب مشروطه و نقش اصلی و اساسی بختیاری ها در آن برگ جدیدی را بر تاریخ ایران افزود که اگر دسیسه های قدرت های بزرگ به ویژه انگلیسی ها نبود، ایران سرنوشت دیگری می یافت. به هر حال کودتای 1299 شمسی رضا قلدر باعث شد تمام دستاوردهای انقلاب مشروطه از دست رود و باری دیگر نظام دیکتاتوری روی کار اید. نگارنده معتقد است انقلاب جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی ره در سال 57 انقلابی بود که شعله های ان را لرها در انقلاب مشروطه روشن کرده بودند.

گر ایران زمین بختیاری نداشت ** گمانم که از بخت یاری نداشت.

به گزارش خبرنگار ایمنا، انقلاب مشروطیت یکی از چهار انقلاب نوین و ساختارشکن در جهان است که به سرداری علی‌قلی خان سردار اسعد به همراه جمعی از مجاهدان، روشنفکران و آزادی خواهان به وقوع پیوست تا به نظام سنتی و موروثی حکومت در ایران پایان دهد، اما به دلایل متعدد، این قیام و انقلاب آزادی‌خواه با وجود شهدای زیاد نتوانست به اهداف و آرمانهای اولیه خود برسد.

امیر بختیار، مورخ، پژوهشگر و از وارثان قیام مشروطه در رابطه با نقش و جایگاه سردار اسعد می‌گوید: متأسفانه آن‌قدر که مردم و مسئولان در تبیین شخصیت‌های همچون سردار اسعد بختیاری، ستارخان، شیخ فضل‌الله نوری و آخوند اصفهانی شخصیت‌سازی و قهرمان‌پردازی کرده‌اند، به همان اندازه به ماهیت قیام مشروطه نپرداخته‌اند. تبلور قیام مشروطه و پیامدهای آن در قیام‌های ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و کودتای ننگین ۱۳۳۲ به‌خوبی نمایان است.

سیروس کریمی زراسوند، صاحب کتاب «مشروطه و حماسه ملی» نیز در رابطه با شخصیت و جایگاه سردار اسعد به خبرنگار ایمنا گفت: حکومت  ۱۵۰ ساله ننگین و سیاه قاجاریه سیاه‌ترین دوره تاریخ ایران است، این حکومت مردم ایران را به حدی از عقب‌ماندگی رسانده بود که مورخان در این دوره ادعا کردند ایرانیانی که می‌دانستند به جز ایران کشورهای دیگری هم وجود دارد، از انگشتان یکدست هم کمتر بود. در این شرایط سیاه و تاریک، سردار مشروطه معروف به سردار اسعد بختیاری انقلابی را با محوریت لرهای بختیاری‌ و سایر مجاهدان آزادی‌خواه ایرانی هویت بخشید.

وی تأکید کرد: یکی از مورخین به نام ملک‌زاده گفته است؛ سردار اسعد بختیاری تاریخ ایران و جهان را به‌خوبی می‌شناخت، به چند زبان زنده دنیا حرف می‌زد و صاحب تألیفات متعدد بود.

 

ظهور رضا شاه دسیسه انگلیس و سکوب مشروطیت و مشروطه خواهان

در جریان مناقشات جنگ جهانی اول، کشور اشغال شد. در تابستان 1290ش، تبریز توسط روس‌ها اشغال شد، دستور خلع‌سلاح مشروطه‌طلبان صادر شد و مبارزان مشروطه و رهبران آن کشته شدند. نائینی بعداً کتاب خود در تأیید مشروطه «التنبیه الامه و تنزیه المله» را به فرات انداخت. نفوذ روس‌ها در شمال و انگلیسی‌ها در جنوب، متأثر از قرارداد 1907 میان این دو دولت بود. در ادامه ایران جولانگاه نیروهای گریز از مرکز بود که رضاشاه و سید ضیاء طباطبایی سر برآوردند. البته خود ایشان و دولت‌های استعماری در این بی‌ثباتی دخیل بودند. مجلس مؤسسان با رأی به تغییر الغای سلطنت قاجار و در ادامه تأیید سلطنت رضاخان، عملاً نقض غرض کرد و خلاف قانون اساسی عمل نمود. در این بین، دولت‌های خارجی از این شرایط نهایت استفاده را بردند. رضاشاه نیز مجلس را، که نماد مشروطیت بود، تبدیل به یک نهاد تشریفاتی کرد. در واقع رضا شاه با پشتیبانی انگلستان و کودتا نه به خواست مردم روی کار امد و تمام دستاوردهای انقلاب مشروطه را نابود کرد. رضا قلدر، فردی که ضد همه‌ی آرمانهای مشروطه خواهی بود، به حکومت رسید.

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ (۲۲ فوریه ۱۹۲۱ میلادی) کودتایی نظامی بود که توسط رضاخان و هم‌دستی سیدضیاءالدین طباطبایی و با برنامه‌ریزی افسر انگلیسی آیرونساید اجرا شد.

در اواخر سال ۱۹۲۰ میلادی، انگلستان تصمیم گرفت، به خاطر مخارج زیاد، نیروهایش را از شمال ایران خارج کند. به همین مناسبت ژنرال لرد آیرونساید، فرمانده نیروهای متفقین در شمال روسیه به ایران آمد تا بر این نقل و انتقال نظارت کند. ورود آیرونساید مصادف شد با شکست قوای قزاق از جنگلی‌ها و عقب‌نشینی آن‌ها به منطقه آقابابا در شمال قزوین. رضاخان، در این زمان از افسران ارشد قوای قزاق بود. این قوا تحت فرماندهی افسران روسی و در راس آنان استاروسلسکی قرار داشت. پلیس جنوب (تحت حاکمیت انگلستان) و ژاندارمری، دیگر قوای متمرکز نظامی ایران را تشکیل می‌دادند. نورمن، وزیر مختار انگلستان در ایران، به اشاره آیرونساید، احمدشاه را قانع کرد که افسران روس را از ایران اخراج نماید و به جای آنان، سردار همایون، یک افسر ضعیف را به فرماندهی قوای قزاق بگمارد.

اردشیر ریپورتر اصرار دارد که عامل معرفی رضاخان به آیرونساید شخص او بوده‌است، درحالی که آیرونساید در خاطرات خود به چنین چیزی اشاره نمی‌کند. او طی دوره‌ای که سردار همایون فرماندهی اسمی قوای قزاق را داشته‌است بارها از اردوی آنان بازدید می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که «رضاخان مسلماً بهترین است» و «فرمانده قزاق‌ها (سردار همایون) مخلوقی بی‌فایده و ضعیف است».

ماجرا چنین بود که با ورود آیرونساید و اخراج روس‌ها، روزی آیرونساید همه فرماندهان ایرانی را جمع می‌کند و به کمک مترجم به آنان «توصیه» می‌کند که خلع سلاح شوند. در جوی که همه فرماندهان از صلابت این دستور سکوت اختیار کرده بودند.

آیرونساید پس از این شناخت از رضاخان اعتقاد یافت که «نباید این سربازان و افسران را در اینجا نگه داشت. بلکه باید راهشان را به سوی تهران، پیش از آنکه من از صحنه خارج شوم باز گذاشت. در واقع یک دیکتاتور نظامی در ایران تمام اشکالات کنونی ما را حل خواهد کرد.» به این ترتیب رضاخان مقام فرماندهی نیروهای قزاق را به دست آورد. در این موقع، صرف نظر از اینکه برنامه کودتا به دست آیرونساید طراحی شده باشد یا به دست رضاخان، هردو مذاکرات خصوصی در مورد جزئیات را آغاز کرده بودند. آیرونساید می‌نویسد «رضاخان عجله دارد که وارد عمل شود. او از بیکاری خسته شده‌است.»

ملاقات نهایی میان رضاخان و آیرونساید در ۲۳ دیماه ۱۲۹۹ در گراندهتل قزوین برگزار شد. از میان همقطاران رضاخان تنها سرهنگ باقرخان مویان از این ملاقات باخبر شد و از انگلیسی‌ها کلنل هنری اسمایت. آیرونساید می‌نویسد: «اول می‌خواستم تعهد کتبی از او بگیرم؛ ولی به این نتیجه رسیدم که فایده‌ای ندارد. اگر بخواهد قول‌هایی را که به ما داده زیر پا بگذارد، ادعا خواهد کرد که آن‌ها را تحت فشار داده‌است. دو مطلب را برایش به خوبی روشن کردم. یکی اینکه به خیال نیفتد که خود ما را از پشت سر مورد حمله قرار دهد و دیگر اینکه پس از ورود به تهران، شاه را به هیچ وجه از سلطنت برندارد.

عوامل اصلی کودتا جمعاً پنج نفر بودند. این پنج نفر عبارت بودند از: سیدضیاءالدین طباطبایی، رضاخان میرپنج، سرگرد مسعودخان کیهان، سرهنگ احمد امیراحمدی (بعداً سپهبد) و سروان کاظم خان سیاح (بعداً سرهنگ). بخش سیاسی این گروه را سید ضیاء اداره می‌کرد و مابقی بدنه نظامی کودتا را تشکیل می‌دادند. گفته می‌شود در آخرین جلسه مشورتی همگی هم قسم شده و پشت قرآنی را امضا کردند تا بعدها همدیگر را نکشند.

به نوشته یحیی دولت‌آبادی، سیدضیاءالدین طباطبایی و کمیته زرگنده بخش ایرانی اجرای کودتا بودند و محمودخان مدیرالملک، مسعودخان سرهنگ، منوچهرخان طبیب و میرزا کریم خان گیلانی را از اعضای آن معرفی می‌کند. «...کمیته زرگنده مرکز سیاست انگلیس است در تهران در قسمتی که باید به دست ایرانیان انجام بگیرد.»

پس از کودتا از طرف میرپنج رضاخان اعلامیه‌ای در ۹ ماده تحت عنوان «حکم می‌کنم» صادر و توسط قزاقان به در و دیوار شهر تهران چسبانده شد. در آستانه کودتا، سیدضیاءالدین طباطبایی فهرستی از اسامی ده‌ها تن از رجال کشور را در اختیار رضاخان میرپنج قرار داد تا بلافاصله پس از انجام کودتا دستگیر و زندانی شوند. بدین ترتیب مدت کوتاهی پس از کودتا و از واپسین ساعات شامگاه چهارم اسفند ۱۲۹۹ دستگیری گروهی از اعیان و اشراف، متنفذین، آزادیخواهان و برخی علمای مخالف آغاز شد و در طی حدود شش روز قریب به هفتاد تن از رجال دستگیر و زندانی شدند.

 

جنگ جهانی و فتح لرستان(همه بلاد لرنشین) بخاطر نفت

حالا بوی نفت از سرزمین بختیاری به مشام قدرت های بزرگ می رسید و جنگ جهانی بزرگی هم در راه بود؛ جنگی که پیروزی در آن به پلی به نام ایران و ماده ای به نام نفت و حکومتی مثل پهلوی وابسته بود و البته به مردمی(لرها) که سلاح برای جنگیدن و دفاع از خود و کشور در دست نداشته باشند. با چنین وضعی درگیری بین رژیم جدید پهلوی و لرها (لرستانی ها، بختیاری ها، کهگیلویه و بویراحمدی ها، بهمئی ها، لک ها و سایر لرهای حاشیه شمالی خلیج فارس) قابل پیش بینی بود. قوم لر که تجربه تلخ زورگویی های قاجار را هنوز فراموش نکرده بود، از آن بیم داشت که بار دیگر گرفتار ظلم و ستم جدیدی شود، از این رو در مقابل رژیم پهلوی مقاومت به خرج داد و دولت مرکزی ناگزیر به قشون کشی شد. در این میان درگیری های خونینی بین قوای اعزامی و ایلات لر در نقاط مختلفی همچون لرستان، بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، ممسنی و بهمئی پیش آمد و تعدادی جان خود را از دست دادند.

از لشکرکشی های رژیم پهلوی که با بی تدبیری و رعایت نکردن اصول اخلاقی در جنگ ها علیه هموطنان شان همراه بود، اسناد فراوانی در دست است. خاطرات، اشعار حماسی، ضرب المثل و کنایه های زیادی هم در ادبیات شفاهی مردم باقی مانده است. خشونت، بی رحمی، نیرنگ بازی، سوءاستفاده از باورهای دینی و مذهبی و بهره مندی از سلاح های جدید از جمله توپ و بمباران های هوایی موجب شد حکومت مرکزی پس از چندین سال عملیات نظامی سرانجام بر مناطق لرنشین همچون دیگر نقاط ایران تسلط یابد. در دوره حکومت پهلوی لرها کم کم قدرت سیاسی خود را از دست دادند (حتی ازدواج پهلوی دوم با ثریا اسفندیاری بختیاری هم نه تنها باعث پیوند بیشتر نشد، بلکه منجر به زیادتر شدن کینه و عداوت بین بختیاری ها و حکومت نیز شد) و آخرین حلقه پیوند بین لرها و حکومت هم از هم گسست و از آن پس تصمیماتی که به زندگی این قوم مربوط می شد، در تهران و بدون شرکت آنان اتخاذ می شد.

 

 

 

 

4 نظر

  • روزبهانی

    قاجارها اصلأ ایرانی نبودند و دلشان برای منابع و خاک و فرهنگ ایران نمی تپید و به شدت کینه جو و انتقامگیر بودند و تمام قراردادهای ننگین تاریخ در دوره قاجار بسته شده است. بیماری ، فقر و بیسوادی در این دوره موج میزند. حاکمان قاجار به رعیت به عنوان اموال شخصی شان نگاه میکردند و تنها دنبال این بودند که خوش بگذرانند ، زن صیغه کنند ، طلا و جواهر جمع کنند و نهایتأ هیچکدام خوش عاقبت نبودند. یا ترور شدند یا تبعید. مقایسه کنید دنیا همزمان با دوره سلطه قاجار در ایران چقدر پیشرفت کرد اما ایران که صاحب فرهنگ و منابع غنی بود چقدر عقب ماند و درجا زد. پس حتمأ آن حکام نالایق بودند. در دوره قاجار طبق ضرب المثلی که بین مردم رایج بود ، شتر و شپش و شاهزاده قاجاری زیاد یافت میشد.


  • کمالوند

    در دوره قاجار ایران حراج شد. هر کسی می آمد در قبال دریافت پول ، شهری یا روستایی تقدیم او میشد. عمال دربار ناصرالدین شاه به پارچه فروشی میرزا رضای کرمانی رفتند و پارچه خریدند و پولش را هم ندادند و وقتی میرزا رضا برای طلب پول پارچه ها به دربار رفت او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به طویله انداختند به عبارتی فردی بود که درگیری مالی با یک درباری پیدا کرد و عقده اش را با کشتن ناصرالدین شاه خالی کرد.


  • گودرزی

    نصیحت آغا محمدخان قاجار به ولیعهدش فتحعلیشاه : اگر میخواهی در ایران براحتی سلطنت کنی سعی کن که مردم گرسنه و بیسواد باشند رعیت چون آسوده گردد در فکر عزل رییس و ضابط افتد و علی هذا القیاس. چون عموم اهالی ملک را فراغت روی دهد به عمال و حکام تمکین نکنند و در فکرهای دور و دراز افتند. این گروه فرومایه را باید بخود مشغول کردن که از کار رعیتی و گرفتاری فارغ نگردند. ارباب زراعت و فلاحت باید چنان باشد که هر ده خانه را یک دیگ نباشد تا به جهت طبخ آشی یکروز به عطلت و انتظار بسر برند و إلا رعیتی نکنند و نقصان در ملک روی کند (روضه الصفای ناصری ، جلد ۱۳ ، صفحه ۷۴۲۱). سلسله نکبت بار قاجار با همین افکار عقبمانده شان ایران را ۲۰۰ سال عقب نگه داشتند.


  • چگنی

    کتیبه مشروطیت از دو قسمت مجزا تشکیل شده ولی متن آنها بهم پیوسته است. کتیبه به دستور سردار ظفر بختیاری در محل تفرجگاه پیر غار روستای ده چشمه شهرستان فارسان به فاصله ۴۰ کیلومتری شهرکرد بختیاری ساخته شده و متن آن مجملی از واقعه مشروطیت و نقش سرداران و سواران بختیاری در آن واقعه ملی است.



آخرین مقالات