پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بحران آب در لرستان [همه بلاد لرنشین]

یکی از دلایلی که مردم مشارکت فعالی در مسأله خشکسالی ندارند این است که نقشی در حکمرانی آب ندارند و این نقش تاریخی حدود ۸۰ سال است از دستشان خارج شده است.

بحران آب در لرستان [همه بلاد لرنشین]

چکیده

افزایش جمعیت و توسعه اقتصادی _ اجتماعی ایران در دو دهه گذشته ، افزایش مداوم تقاضای آب برای مصرف کنندگان مختلف آب را به همراه داشته و موجب گردیده که بعضی از آبخوان های مهم کشور از جمله آبخوان های لرستان با افت شدید سطح آب زیر زمینی مواجه شوند. به همین لحاظ ، ادامه روند فزاینده افت منجر به پیدایش شرایط بحرانی در برخی از آبخوانها شده است. در چنین شرایطی بهره برداری بهینه از آبخوانها و فراتر از آن در سطح حوضه های آبریز نیازمند مدیریتی است که با توجه به ویژگی های کمی و کیفی مخازن آب زیر زمینی بتواند قابلیت آنها را از نظر توسعه یا اعمال محدودیت بهره برداری قبل از ایجاد وضعیت نامطلوب یا بحرانی تعیین و از بروز خسارت جبران ناپذیر جلوگیری نماید. این یادداشت سعی دارد ، رابطه بین بهره برداری بی رویه از آبخوانها و پیامدهای عدم حکمرانی مطلوب آن را در لرستان بیان نماید.

 

مقدمه

ایران از لحاظ جغرافیایی در منطقه ای گرم و خشک واقع شده است و به دلیل قرار گرفتن در کمربند خشک جغرافیایی و نوار بیابانی ، آب و هوای آن جزو آب و هواهای کم باران جهان به شمار میرود. در سالهای منتهی به خشکسالی ، محدودیت منابع آب در کشور با گسترش روزافزون نیاز به آب و استفاده نادرست از این منبع حیاتی به طور مشخص در بخش کشاورزی همراه شده است. طی این سالها عده ای همواره راههای مختلفی نظیر افزایش بهره وری در مصرف آب کشاورزی با مکانیزه کردن سیستم آبرسانی و کانال کشی مناسب در زمینهای زراعی را مطرح کرده اند ، اما اگر کمی متفاوت تر و کلان تر به موضوع نگاه کنیم آنچه به عنوان راه حل نهایی برای بهبود مصرف آب و مقابله با خشکسالی میتواند راهگشا باشد تغییر نگاه مدیریتی به ساختار حکمرانی به منابع آب است.

شاید بتوان تعریف سازمان مشارکت جهانی آب را به عنوان شناخته شده ترین تعریف از حکمرانی آب مطرح نمود: حکمرانی آب به مجموعه ای از سیستم های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و اجرایی اشاره دارد که موجب تنظیم گری توسعه و مدیریت منابع آب و تدارک خدمات آبی در سطوح مختلف جامعه میشود.

وضعیت فعلی آب در اکثر مناطق ایران و لرستان مرحله بحران را طی کرده و میتوان از این شرایط به عنوان فرا بحران نام برد ؛ در این بین شرایط آبخوان ها بسیار ناگوار بوده و بر همین اساس برخی از کارشناسان حوزه آبی معتقدند مرگ کامل آبخوانها بسیار نزدیک است و چنانچه بقایای آنها نجات داده نشود ، امکان جابجایی های بزرگ جمعیتی در ایران دور از انتظار نیست. در سالهای اخیر افزایش تقاضا برای بهره برداری از منابع آب زیر زمینی ، باعث برداشت بی رویه از این منابع و بحرانی شدن وضعیت بیشتر دشتهای استان لرستان شده است.

مسئله آب در کشور بخصوص لرستان بیش از آنکه به کاهش بارش و شرایط اقلیمی ( متوسط بارندگی لرستان در طول دوره آماری ۴۰ ساله حدود ۵۴۵ میلیمتر با حجمی حدود ۱۵/۴ میلیارد متر مکعب بوده که حدود ۱۰ درصد آن نفوذ / ۴۰ درصد روان آب / و ۵۰ درصد سهم تبخیر میشود!!!

مشکلات به وجود آمده نتیجه اعمال مدیریت ضعیف و یکپارچه یا اصولأ عدم اعمال مدیریت جامع و سیستماتیک در بخش آب استان بوده که تنها مربوط به یک سازمان نیست و در بر گیرنده دستگاه های مختلف تولید کننده و مصرف کننده است. در سالهای اخیر به دلیلنوسانات خشکسالی / افزایش جمعیت / ایستگاه های مجاز و غیر مجاز پمپاژ آب از چاه های عمیق و نیمه عمیق ، موجب افت سطح آب زیر زمینی شده ، در نتیجه لرستان نیز مانند بسیاری از استانهای مرکزی و شرقی در بحران آب فرو رفته است! براساس بررسی های انجام شده افت سطح آب زیر زمینی و به تبع آن کاهش حجمی مخازن آبخوانها در تمامی دشتهای لرستان مشاهده شده است! در این بین دشت کوهدشت با متوسط ۱/۵ متر بیشترین میزان افت سطح آب زیر زمینی و کاهش حجمی ۱۰ میلیون متر مکعب را داراست! آبخوان های دشت ازنا _ الیگودرز رتبه دوم ، الشتر سوم و بیرانشهر رتبه سوم افت سطح آب زیر زمینی و کاهش حجم مخزن را به خود اختصاص داده اند البته این در حالی است که سایر دشتها نیز اوضاع مناسبی ندارند! برداشت بی رویه از آبهای زیر زمینی علاوه بر افت شدید سطح سفره ها و فرو نشست دشتها ، موجب شور شدن ذخایر آبی و آلودگی های زیست محیطی میشود ؛ پدیده فرو نشست به عنوان یکی دیگر از پیامدهای مستقیم برداشت بی رویه همچون بیماری خاموشی است که کسی متوجه علایم آن نمیشود و در نهایت با از دست دادن حجم مخازن زیر زمینی مرگ آبخوان برای همیشه وجود دارد!!!

عدم هماهنگی مدیران دستگاه های اجرایی مرتبط با منابع آب سفره های زیر زمینی ، عدم استفاده از پروژه های مناسب آبخیزداری و آبخوان داری در سطح ملی و در سطح کشتهای حاصلخیز استان ماننددشت جایدر پلدختر ، نورآباد ، الشتر ، دست مرکزی خرم آباد ، دشت کوهدشت و رومشگان / انتقال بین حوزه ای منابع آب بالاخص منابع آبهای زیر زمینی بدون انجام کار کارشناسی که زمینه تخریب منابع پایین دستی را فراهم می آورد مانند انتقال آب شهرستان الیگودرز به قم / عدم بازنگری و اصلاح قوانین مدیریت منابع آب بخصوص مدیریت منابع آبهای زیر زمینی جهت اصلاح نظام بهره برداری / عدم احداث سدهای زیر زمینی برای مهار هر چه بیشتر منابع آب آبخوان ها و بهره برداری مناسب در زمان وقوع خشکسالی ها در کشور به ویژه در مناطق نیمه خشک لرستان که پتانسیل مناسبی از نظر حوزه های آبخیز کوهستانی بر تغذیه سفره های آب زیر زمینی دارد ، عدم مشارکت همه جانبه اهالی ساکن در حوزه های آبخیز برای تشریک مساعی در پروژه های آبخوان داری و آبخیز داری از مهمترین عوامل انسانی بر مرگ آبخوانها در کشور و به تبع آن در لرستان است!!!

یکی از دلایلی که مردم مشارکت فعالی در مسأله خشکسالی ندارند این است که نقشی در حکمرانی آب ندارند و این نقش تاریخی حدود ۸۰ سال است از دستشان خارج شده است.

شاید تشکیل شوراهای آب و حکمرانی محلی مشابه آنچه در کشورهای پیشرفته وجود دارد یک راه بازگرداندن مردم به چرخه حکمرانی و مدیریت آب به شمار آید. نجات وضعیت بحرانی منابع آب ، بخصوص منابع آب زیر زمینی ، امروز نه در گرو تلاش برای افزایش عرضه ی آب ، بلکه نیازمند تغییر در رفتار مصرف کنندگان است. این مهم محقق نمیشود مگر اینکه نقش جوامع محلی در مدیریت آب به رسمیت شناخته شود. از سویی دیگر به منظور تغییر نگرش در نظام حکمرانی آب نیازمند تغییر در رویکردهای جوامع محلی به سوی منافع جمعی بلند مدت در مقابل منافع فردی کوتاه مدت هستیم. از این رو تشکیل و توانمند سازی جوامع محلی از مهمترین اقداماتی است که برای خروج از وضعیت بحرانی منابع آب باید به آن روی آورد.

همیشه انتظار از مردم این است که صرفه جویی کنند اما در سایر زمینه ها از مشارکت آنها ممانعت میشود حال آنکه مشارکت فقط در مصرف نیست بلکه در سیاست گذاری / قیمت گذاری / مدیریت اجرایی / مدیریت عمرانی و نیز هست!!!

بنابراین این تصور غلطی است که مشارکت مردم در مقابله با خشکسالی را فقط محدود به مصرف دانست. براین اساس میتوان پذیرفت نقش مردم در حال حاضر نقشی حاشیه ای است و لازم است ساختار مشارکت برای آنها فراهم شود و به نظر برخی متخصصین تشکیل شوراهای آب و حکمرانی محلی مانند آنچه در مجن و یا آنداپراداش هند به دست آمده است در سراسر ایران همانند شوراهای شهر امری لازم و امکان پذیر است.

 

نتیجه گیری

با توجه به بررسی به عمل آمده مشاهده میشود با چنین روندی در آینده ای نزدیک محدوده مورد مطالعه را با بحرانی با ابعاد وسیع تهدید مینماید. بدون قانون گذاری کافی ، بدون پشتوانه اجرایی قوی ، بدون آموزش و آگاهی رسانی ، بدون تأمین نیازهای اساسی جامعه ، تمام اقدامات ، کارایی و سودمندی خود را از دست خواهند داد. همچنین به دلیل عدم آموزش و آگاهی مردم ، عدم پشتوانه اجرایی قوی ، قانونمندی ناکافی و آب ذخیره شده بیشتری به صورت نامحدود از طریق پمپاژ از چاه های عمیق و با سرعت بیشتری مصرف خواهد شد و پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی زیانباری خواهد داشت.

 

پیشنهادات

به منظور جلوگیری از بروز فاجعه زیست محیطی ، اقتصادی و اجتماعی در محدوده مورد مطالعه و دشتهای دیگر مناطق ایران لازم است اقدامات زیر صورت گیرد:

۱ ) اطلاع و آگاهی رسانی کافی تا جامعه آمادگی لازم جهت فدا نمودن رفاه کوتاه مدت خود برای برطرف نمودن نیازهای نسلهای آینده را داشته باشد.

 ۲ ) محدودیت در حفر چاههای جدید

 ۳ ) جلوگیری از توسعه سطح زیر کشت

 ۴ ) محدودیت در میزان برداشت آب از چاه های موجود

 ۵ ) کنترل صاحبان چاه در رابطه با نوع استفاده از آب

 ۶ ) آموزش و اصلاح روشهای کشت و آبیاری

 ۷ ) ایجاد تشکلهای مردمی در مصرف آب و وارد شدن آنها در برنامه ریزی ، تصمیم گیری و اجرا

 ۸ ) اجرای سیستم های بیمه کشاورزی و مالیاتی

 ۹ ) تغییر نگاه مدیران و مسؤولان ؛ نگاه مهندسی و سازه ای را باید کنار بگذاریم و با رویکردی اجتماعی _ سیاسی در حل بی آبی بکوشیم

 ۱۰ ) توسعه صنایع آب خواه در کویر مرکزی باید متوقف و محدود شود

 ۱۱ ) زمین های زراعی در کویر را باید دشتهای ممنوعه اعلام کنند زیرا لزومی ندارد در شهرهای کویری کشاورزی مستقل داشته باشند.

تمام فعالیتها و اقدامات اصلی مدیریت آبهای زیر زمینی میبایست هماهنگ با مناسبات اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی باشد تا به طور شایسته عملی شوند.

(این مقاله توسط دکتر زهرا گودرزی در ماهنامه جهش نو ، شماره ۲۵ چاپ شده بود. )

 

ظرفیت های آبی لرستان

علت توسعه نیافتگی لرستان و وجود بیکاری ، فقر اقتصادی و مهاجرت برمیگردد به بی تفاوتی مردم ، اصحاب قلم ، نخبگان و همه مسؤلانی که میتوانند مثمر ثمر باشند اما اقدامی عاجل برای حل معضلات مردمان لر انجام نمیدهند.

چرا الآن ۱۴ سال است سد معشوره کوهدشت اجرایی نشده اما همین سال ۹۷ سد گرین در نهاوند با بیش از ۲۰۰ میلیارد ریال بودجه اجرایی شد؟

اگر خرم آباد با این همه آب روان که در فصل بارندگی دارد و هدر میرود بتواند یک میلیارد متر مکعب ذخیره سازی کند میتواند سالیانه ۲۰۰ هزار هکتار را به زمین آبی تبدیل کند!!! با ۲۰۰ هزار هکتار گیاه روغنی کلزا میتوان سالیانه حداقل ۶۰۰ هزار تن دانه روغنی کلزا تولید کرد که الآن دولت کیلویی ۳ هزار تومان تضمینی میخرد که میشود مبلغی حدود ۱۸۰۰ میلیارد تومان در سال!!! حال اگر کارخانه تولید روغن نیز در استان احداث شود ارزش افزوده آن هم حدود ۲ هزار میلیارد تومان میشود و این درآمد هر سال میتواند تکرار شود! وقتی سالی ۴ هزار میلیارد تومان به همین سادگی عاید لرستان شود!!! مردم اگر درآمد داشته باشند بخشی از این پول را دوبار خرج میکنند و این باعث رونق کسب و کارهای شهرها و روستاها میشود و بخشی از این مبلغ دوباره صرف تولید و راه اندازی کسب و کار خواهد شد و بخشی از این ۴ هزار میلیارد تومان نیز در بانکهای استان سپرده گذاری شده و در نتیجه بانکها میتوانند دوباره برای راه اندازی کسب و کار به مردم وام بدهند. و این چرخه هر سال قابل تکرار است.

اگر نخبگان ، مسؤلین و نمایندگان همت کنند و بفهمند و بدانند چکار باید بکنند میشود بحران فقر و بیکاری را ریشه کن کرد. البته این یک قلم کوچک بود از بهره برداری از آب و خاک زرخیز لرستان و شما موارد دیگری میتوانید اضافه کنید مثل۱ ) توسعه و ایجاد شیلات و صنایع آبزی پروری ۲ ) ایجاد باغات گردو که متناسب به هوای کوهستانی لرستان است ۳ ) ایجاد باغات انار در خرم آباد و کوهدشت مثل انارهای محمودآباد و فیروزکوه و اطراف تهران و تأسیس صنایع تبدیلی و فرآوری آن ۴ ) توسعه دهکده ها و کمپ های گردشگری در اطراف آبشارها و سدهای لرستان که با انجام این کارها میشود اشتغالزایی وسیعی انجام داد.

گویا ظرفیت یک میلیارد متر مکعبی سد معشوره کوهدشت به ۱۰۰ میلیون تقلیل پیدا کرده و بعد از سالها همان را هم اجرایی نکردند که عوامل عملیاتی نشدن آن عبارتند از۱ ) عدم تلاش نخبگان استان و اصحاب قلم و رسانه و آگاه نکردن مردم نسبت به قدرت آب در توسعه و پیشرفت منطقه ۲) آمدن برخی مسؤلین غیر بومی که فقط جلسه میگذاشتند و بگو و بخند و بازدید الکی و همایش بی نتیجه و قولهای بدون عمل میدادند و اصلا نه تنها دلشان میخواست کاری برای لرستان بکنند و نه به دنبال این بودند که بودجه و سرمایه گذار جذب کنند و در پشت صحنه و پنهانی با وزارتخانه برای انتقال طرحهای صنعتی به استانهای کویری و کلانشهرها تلاش میکردند ۳) سیاسی کاری و سیاسی بازی برخی افراد فعال سیاسی و نمایندگان قبلی مجلس ۴) عدم همگرایی و همکاری بین شهرهای لرستان برای نیل به توسعه و منافع جمعی و وجود اختلافات مسخره الکی که نتیجه ای جز درجا زدن لرستان در پی نداشت.

دولت سدهای کوچک لرستان / راه آهن دورود _ خرم آباد _ اندیمشک  / آزادراه اراک _ خرم آباد / کارخانه لاستیک سازی / چهارخطه های بین شهری لرستان / نیروگاه دو هزار مگاواتی سیکل ترکیبی / صنایع پایین دست پتروشیمی / پالایشگاه پلدختر و را تعطیل کرده است و تحریم و بی پولی را دلیل می آورد اما اگر دولت پول ندارد پس چرا برای زادگاه خودش سمنان قرار است آب از دریای خزر ببرد؟

چطور است راه آهن قزوین _ رشت بودجه میلیاردی گرفت؟ چطور قرار است از دریای عمان برای مشهد با ۴۵۰ هزار میلیارد تومان ۷۵۰ میلیون متر مکعب آب ببرند؟ چطور است همین میزان آب از خلیج فارس برای اصفهان آب ببرند؟ برای پروژه انتقال آب بهشت آباد بختیاری به اصفهان که مجوز زیست محیطی هم نگرفته پول دارند اما برای بلاد لرنشین که ۸۰ درصد آب و نفت ایران را در اختیار دارند پول نیست!!! نمایندگان خوزستان هم بجای اینکه جلوی انتقال آب کارون را به اصفهان و یزد را بگیرند جلوی احداث سدهای کوچک در لرستان را میگیرند یعنی مردم لرستان از ۱۴ میلیارد متر مکعب آبی که از لرستان به پایین دست میرود نباید سهمی داشته باشند؟ وزارت نیرو با اعمال نفوذ جلوی طرحهای آبی و سدهای بلاد لرنشین را میگیرد و این طرحها را منتفی میکند و یا مقیاس و اندازه آنها را کوچک میکنند و ساخت این سدها را سالها به عقب می اندازد.

 

به امید روزی که تمامی مسؤلان لرتبار همراه با نخبگان و همگام با سرمایه داران شب و روز به دنبال شکوفا کردن تمام ظرفیتهای به زمین مانده بلاد لرنشین باشند تا برای همیشه فقر و بیکاری و مهاجرت را ریشه کن کنیم. به امید آن روز

19 نظر

  • لرستان منبع پایدار آب شرب ندارد

    یکی از مشکلات لرستان این است که متأسفانه هنوز نتوانستیم سدهایمان را به بهره برداری برسانیم و شاهد ذخیره آب پایدار برای آبرسانی به شهرها و روستاهای لرستان باشیم! تمام منابع آب شرب لرستان پایدار نیستند و تمامی آب مورد نیاز مردم از منابع ناپایدار زیر زمینی همچون:چاه و چشمه ها تأمین میشود! این در حالی است که منابع آب زیر زمینی به دلایل مختلف پایدار و همیشگی نیستند و نمیتوانند به صورت دایمی آب مورد نیاز مردم را تأمین کنند. به همین دلیل راهی جز به بهره برداری رساندن سدهای لرستان و تأمین آب شرب از طریق آنها را نداریم!!! در نتیجه "شرکت آب منطقه ای لرستان" باید شرایط را برای تحقق این هدف مهیا کند و منبع پایدار آب مورد نیاز شهرها و روستاها را در اختیار دو شرکت آبفا و آبفار قرار دهد. مردم لرستان هم زمینه را برای همکاری و حل اختلافات مهیا کنند.


  • شاپور طولابی

    با اینکه لرستان سالی ۱۲ میلیارد متر مکعب آب تولید میکند اما ۹۰ درصد زمینهای کشاورزی لرستان دیم است و تمام شهرهای لرستان از آب چاه و چشمه تغذیه میشوند و منبع آب هیچ شهری از سد ( منبع آب پایدار ) تأمین نمیشود. در شهرستان کوهدشت و رومشگان بحران آب به مرز هشدار رسیده است و آبهای زیر زمینی در کوهدشت سالانه یک متر کاهش پیدا میکنند. تنها کلنگ زنی و وعده های ناتمام نصیب مردم لرستان میشود. سد معشوره با حجم یک میلیارد مترمکعبی با دخالت وزارت نیرو به ۲۰۰ میلیون کاهش پیدا کرد و هنوز تکمیل نشده است. طی چند سال گذشته با افزایش جمعیت / توسعه کشاورزی / افزایش پمپاژ آب / انتقال آب به قم / چاههای غیر مجاز / و کاشت محصولات آب دوست مثل برنج ، سطح آب زیر زمینی در لرستان افت چشمگیری داشته و میزان آب کاهش یافته است. وقوع خشکسالی های ۱۵ سال گذشته در لرستان در زمان بحرانهای آب ، مردم را برای عطش دست به دامان چاه ها و چشمه ها کرده ، این در حالی است که ۱۱ درصد آبهای جاری ایران در لرستان است اما این استان با ۲ میلیون جمعیت سهمی کمتر از یک درصد در مهار آبها دارد!!! تا با وقوع خشکسالیها و بحران آب رمقی برای اراضی و باغات در لرستان باقی نماند. دولت صنایع آب خواه مثل:فولاد ، ذوب آهن ، کاشی و سرامیک ، لاستیک سازی ، پتروشیمی و صنایع شیمیایی را به شهرهای حاشیه کویر برده و با صرف هزاران میلیارد تومان آب را هم داعمأ به حاشیه کویر منتقل میکند در نتیجه تنها استانهای مبدأ آب مثل لرستان ضرر می بینند.


  • توسعه بدون آب ممکن نیست

    آب نقش حیاتی در حوزه کشاورزی ، گردشگری و صنعت دارد. مهمترین بحران بلند مدت ایران کم آبی و خشکسالی است. ایران در کمربند خشک و کم بارش دنیا قرار گرفته است. در گذشته مناطق کویری مثل اصفهان ، یزد و قم آب مورد نیازشان را از قنات و آب انبار تأمین میکردند و براساس زیست بوم کویری منطقه کشاورزی میکردند ولی با ساخت سدهای غیر اصولی / حفر چاه های غیر مجاز / کاهش نزولات آسمانی / انتقالات متعدد آب آنهم با مسافتهای طولانی / و صنعتی کردن شهرهای کویری که حتی آب شرب هم نداشتند آهسته آهسته زمینه بحران آب در ایران را فراهم کردند که موجب برهم خوردن نظم آبهای سطحی و زیر زمینی در کشور شد. در ایران هنوز از روشهای سنتی کشاورزی استفاده میشود و آبیاری غرقابی ۹۰ درصد آب کشور را هدر میدهد. در اصفهان بجای کشت محصولات کم آب بر و با ارزش افزوده بالا ، اقدام به کاشت برنج در کویر میکنند و اصفهان ۲۶۶۵ هکتار شالیزار دارد!!! همچنین اصفهان بزرگترین آکواریوم خاورمیانه را دارد. در یزد سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی پرورش میدهند!!! در کهک قم با آب انتقالی الیگودرز لرستان برنج میکارند و با آب شیرین دریاچه ۸ هکتاری مصنوعی جوان را ساختند!!! حقیقت اینست که آب را با صرف هزینه های گزاف از محل بودجه عمومی کشور از بلاد لرنشین لوله کشی میکنند و با نام شرب به مصارف صنعتی ، کشاورزی و گردشگری در شهرهای کویری میرسانند. دولت فقط مصالح شهرهای فارس نشین که عمدتأ در کویرند را در نظر میگیرد که این چیزی جز بخشی نگری نیست.


  • نگاه مدیران لر باید کلان نگر باشد

    وزارت نیرو باید سهم حقآبه لرستان را از پروژه قمرود ( انتقال آب الیگودرز به قم ) را بدهد. در کنار اینکه باید سدهای در حال احداث هر چه سریعتر تکمیل و به بهره برداری برسند لرستان نیاز به احداث چند سد دیگر نیز دارد تا در شهرهای غربی و جنوبی لرستان احداث شوند. مشکل بلاد لرنشین نبود برنامه و نداشتن مدیران کلان نگر است. لرستان بیشترین نرخ مهاجرت را دارد و روند نرخ رشد جمعیت لرستان مثبت نیست. اکثر مهاجران نیروهای مولد و تحصیلکرده هستند که بدلیل نبود شغل مجبور به مهاجرت به کلانشهرها میشوند. جمعیت لرها به سمت یک جمعیت مسن در حال تغییر است. فرهنگ کار آفرینی و فکر جمعی هنوز در لرستان شکل نگرفته و از صنعت گردشگری و جذب سرمایه گذاران داخلی _ خارجی غافلیم. باید نگاهمان کلان نگر باشد و تعارفات و خود تحریمی را کنار بگذاریم. با سخنرانی و گفتار درمانی راه به جایی نمی بریم.


  • لرستان صنایع بسته بندی و فرآوری ندارد!

    استان لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰ درصدشان از نوع دیم است! ۱۳۵ هزار بهره بردار کشاورزی در استان لرستان وجود دارد و ۳۵۰ هزار هکتار دشت وجود دارد و باید به سمت باغداری حرکت کنیم. در لرستان ۵۰۰ هزار تن محصولات کشاورزی مازاد داریم که از این میزان کمتر از ۷ درصد آن یعنی ۳۵ هزار تن صادر میشود و مابقی این محصولات مصرف شده و یا جز ضایعات است. باید صنایع بسته بندی و فرآوری در لرستان تأسیس شود تا از فروش فله ای و خام جلوگیری شود. در ایران ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار هکتار سطح زیرکشت وجود دارد که درآمدمان تنها ۶ میلیارد دلارست درحالیکه ترکیه با ۵ میلیون هکتار درآمدش ۱۷ میلیارد دلارست!!! کشور کره جنوبی با ۷۵۳ هزار هکتار سالانه ۱۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار درآمد کشاورزی دارد!


  • فرامرز چگنی

    باید فکر اقتصادی جوانان لر را به سمت و سوی کار آفرینی و تولید سوق داد. باید برای حفاظت از منابع آبی بلاد لرنشین با نوآوری های روز برنامه ریزی کرد. باید تغییر رویکرد داد و به سمت و سویی حرکت کرد که بخش خصوصی به کنسرسیوم ها و گروه شرکتها تبدیل شده و شاهد اجرای طرحهای بزرگ و کلان بود. از یک و نیم میلیارد دلاری که از صندوق توسعه ملی برای اشتغال روستاییان برای کل کشور در نظر گرفته شده است باید دید سهم لرستان چقدر بوده و آیا بخوبی هزینه شده است؟ کشاورزی یک حرفه و فن است اما باید کشاورزی سنتی را که هزینه زاست را کنار بگذاریم و فناوری و مکانیزه کردن را در پیش بگیریم. باید از تصدی گری به تولی گری برویم. اقتصاد دولتی فساد آور است باید اقتصاد مردمی باشد. منافع جمعی را باید بر منافع فردی ترجیح داد. استان لرستان ظرفیت پذیرش ۳ برابر جمعیت کنونی را دارد اما بالاترین میزان مهاجرت را دارد چون زیرساخت ، صنعت و اشتغال نیست! هشت میلیون بیکار در ایران وجود دارد که برای اشتغال آنها هیچ راهی جز توسعه بخشی خصوصی ، جذب اعتبارات خارجی ، گسترش صنعت گردشگری و دوستی با دنیا نداریم. هیچ کشوری در انزوا و تحریم رشد نکرده است. یکی از نقاط ضعف موجود ما ، نبود مدیریت سیستمی است.


  • شیراوند

    امروزه آب موضوع بسیار استراتژیک در جهان است و تمام کشورهای پیشرفته برنامه ویژه برای حفاظت و حراست آب دارند. متوسط بارندگی در اروپا ۷۵۰ میلیمتر در سال است اما در ایران ۳۵۰ میلیمتر میشود و میانگین مصرف آب در ایران برای هر نفر در سال ۲۵۰ لیتر است ولی استاندارد جهانی این عدد ۱۵۰ لیتر است که نشان میدهد آب در ایران کم ولی مصرف زیاد است و ۹۰ درصد آب کشور فقط در بخش کشاورزی هدر میرود چون کشاورزی ما سنتی و غیرمکانیزه است.


  • بازچرخانی آب

    برای تأمین آب شرب در لرستان منابع آب پایداری نداریم چرا که منابع آب زیر زمینی ( چاه و چشمه ) نمیتوانند برای دوران بلندمدت ، آب مورد نیاز شهرها را تأمین کنند. امیدواریم هر چه سریعتر شرایط برای تکمیل سدهای در دست احداث بلاد لرنشین مهیا شود و شاهد یک منبع آب مطمعن و پایدار برای شهرهای مختلف لرستان باشیم تا در آینده چالشی در لرستانات به وجود نیاید. برای کاهش هدر رفت آب بایستی بازچرخانی آب به چرخه مصرف وارد شود تا در زمینه اقتصاد آب هزینه ها کاهش یابد. یکی از راهکارهای حل این معضل استفاده از پسابهای فاضلاب بوده چرا که آب را با هزینه بسیار کمتر و به صورت اقتصادی در اختیار سرمایه گذاران قرار میدهند. طرح های تصفیه فاصلاب نقشی مهم در بازچرخانی آب در توسعه لرستان دارد و میتواند معضل کم آبی صنایع را مرتفع سازد. لذا باید از تمامی ظرفیتها برای جلوگیری از هدر رفت آباد استفاده شود.


  • مافیای سد سازی

    مافیای سد سازی و انتقال آب بخاطر پول زیاد وارد این حوزه شدند و از تجمع ثروت امرار معاشی از نوع طاغوتی دارند. مافیای سد سازی آنچنان سد بدون مطالعه علمی و ناسازگار با طبیعت ساخته اند که تالابها ، دریاچه ها ، هورها ، رودخانه ها ، نخلستانها و زمین های مرغوب کشاورزی را نابود کردند. فیلم افتتاح آبگیری سد گتوند خوزستان در مرداد ۱۳۹۰ و پیش بینی های مردم فریب مافیای آب را نگاه کنید. مخزن سد گتوند در توده نمکی قرار گرفته و سالانه ۱۰ تن نمک وارد رود کارون میکند و زمینها و نخلستانها را نابود کرده است لذا این سد باید از مدار خارج شود. مافیا سالی ۳۰ تن جیوه از پتروشیمی بندر امام و ده ها ماده مضر دیگر را وارد دریا میکنند تا آبزیان هم از چرخه حیات خارج شوند. بی حافظگی ، فرار از مسؤلیت ، عدم پذیرش نتیجه کار و پاسخگو نبودن در برابر مردم از ویژگی مافیاست.


  • فریدون والی زاده

    در شهرهای حاشیه کویر مثل قم ، اراک ، کاشان ، اصفهان و یزد آنچنان صنایع را گسترش دادند و چند طبقه کردند که این شهرها مرتبأ بزرگتر و پیچیده تر میشوند آخر شهری که آب شرب ندارد چرا زمینه صنعتی کردنش را فراهم میکنید؟ هر چقدر این شهرها گسترش یابد قطعأ پذیرای مهاجران بیشتری خواهند بود و بحران آب تشدید میشود. هشتصد هزار چاه عمیق کشاورزی در ایران وجود دارد که ۸۰ درصد دشتها را نابود کردند خب چه کسی مجوز حفر چاه داده به غیر دولت؟ مافیا هر کالای بنجل چینی از دسته بیل و سنگ قبر گرفته تا چوب بستنی و مهر و تسبیح را از چین وارد میکنند و بخورد ملت میدهند تا صنایع داخل را به تعطیلی بکشانند و بیکاری توسعه یابد. نباید مردم و مسؤلان نسبت به این قضایا بی تفاوت باشند.تصمیمات باید مبتنی بر علم و دانش باشد.


  • رشنو

    دبیر کل شورای عالی ایرانیان میگوید آمار ایرانیان مهاجرت کرده به خارج حدود ۶ میلیون نفر است. طبق گزارش روزنامه شهروند و روزنامه ایران ۱/۵ میلیون ایرانی در صف مهاجرت به کانادا و استرالیا قرار دارند. فقر اقتصادی ، بیکاری و نداری باعث شده ۶ میلیون ایرانی که عمدتأ نخبه و تحصیلکرده هستند از ایران خارج شوند. مغزها و سرمایه ها دارند به کشورهای دشمن میروند و در نتیجه سالی ۱/۵ واحد ضریب هوشی متوسط ملی کاهش می یابد و از نظر ژنتیک افراد نخبه داریم با خلل روبرو میشویم.


  • سلاحورزی

    شرایط خشکسالی به حدی رسیده است که به قول دکتر عیسی کلانتری ( رییس محیط زیست ) در فلات مرکزی ۵۶ میلیون نفر مجبور به مهاجرت به استانهای شمالی و غربی خواهند شد!!! که هنوز کمی آب دارند و وزیر کشور از گزارش مهاجرت به استانهای شمالی از هم اکنون احساس وحشت کرده است. جنوب و شرق ایران دارد از جمعیت خالی میشود. کارشناسان معتقدند که در مورد آب از بحران گذشته و به ورشکستگی رسیده ایم. ریزگردهای عراقی ، عربستانی ، سوری و داخلی چندین استان ما را آنچنان مسموم کرده اند که ادامه حیات این شهروندان مورد تهدید قرار گرفته است هورالعظیم را عراق به عمد آتش میزند تا مردم خوزستان نتوانند نفس بکشند و با اینحال مافیای آب همچنان بدنبال انتقال آب به کویر است!!!


  • مازیار هداوند

    سالی دهها میلیارد تن خاک زراعی و صدها هزار هکتار جنگل و مرتع نابود میشود و ده ها هکتار زمین دشتهای ایران نشست میکند و از چرخه تولید خارج میشود. خشکی و کمی نزولات آسمانی را بهانه میکنند تا کمکاری و توطعه مافیاها را توجیه کنند. راندمان آبیاری در بخش کشاورزی که ۹۰ درصد آب را مصرف میکند در بهترین حالت ۳۰ درصد است در حالی که با تکنولوژی های شناخته شده و قابل حصول ، این راندمان در اسراییل فلان فلان شده ۹۵ درصد است و روسیه پرآب قدر آب را از ما بهتر میداند. عمدأ یا از روی جهل در جهت بهبود این راندمان در ۴۰ سال گذشته نکوشیده اند تا مافیاها کار خود را کنند. تکنولوژی میتواند مصرف آب در شهرها را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. بیش از ۲۰ سال است که فاضلابهای شهری بزرگ به شکل لاکپشتی حرکت میکنند تا این آبها هدر روند و محصولات کشاورزی جنوب تهران و شهرهای دیگر را به خطرناکترین سموم آلوده کنند و مردم این شهرها همان سموم را وارد سفره غذایی خود کنند.


  • اسفندیار خاکی صدیق

    در ایران سالانه ۱۰ به توان ۲۷ کیلوژول از خورشید انرژی به سطح این کشور میرسد و منابع هیدروکربوری آن برای چند صد سال دیگر تأمین است ، برق هسته ای را که حماقت شاه بود و در چارچوب خود بزرگ پنداری و بلند پروازی ها و ژاندارمی اش توجیه کرده بودند ، تجویز کردند تا ما را وارد مخمصه ای کنند که بازارهای سیاه و جاسوسان به نان و نوا برسند و حاکمان قلدر و زورگوی آمریکا با تحریم ، تهدید و تحدید ( حد و حدود تعیین کردن ) از یکطرف و ندانم کاری ها ، بی تدبیری ها ، سوء مدیریت ها ، آرمان گرایی های بدلی و … از طرف دیگر ، از توسعه درون زا برای ۴۰ سال جلوگیری کنند و ده ها میلیارد دلار را به این چاه ویل سرازیر کنند و کار را به جایی برسانند که امنیت ملی با آن گره خورده و در خطر قرار گیرد.


  • پوریا جایدری

    امروز باز مافیای انتقال آب و سدسازی در ایران به تکاپو افتاده اند تا همچنان مسؤلان تصمیم ساز را وارد خطای دیگری کنند. طرحهایی چون انتقال آب از خلیج فارس و دریای خزر به داخل کشور و حتی از دریای عمان تا مشهد که ۱۶۴۷ کیلومتر فاصله دارد!!! یا برداشت آبهای ژرف ، توطعه دیگر این مافیاست که باز ۳۰ سال دیگر برای مافیا نان بسازد و برای ملت ایران هزینه و حرمان! مافیای آب با پروژه های انتقال آب و سدسازی اینقدر پول گیرشان آمده که میلیاردها دلار در کانادا مستغلات خریداری کردند. باید مسؤلان ، ایران را به عنوان یک واحد جغرافیایی _ سیاسی در نظر بگیرند و منافع ملی ، مصالح ملی و امنیت ملی و در نهایت ملت ایران را مورد توجه قرار دهند تا پایداری ایران تأمین شود. پس از ۴۰ سال سعی و خطا باید به این مرحله رسیده باشیم که پارادایم ، اهداف و سیاستها را تغییر دهیم و ایران را از این بحرانها و مخمصه ها نجات دهیم.


  • محمودوند

    نور خورشید و آب اقیانوسها منابع لایزال ما در سواحل خلیج فارس و دریای عمان است که ۲۱۰۰ کیلومتر طول دارد. از این دو منبع خدادادی در همانجا باید برای توسعه پایدار و درونزای ایران اقدام کنیم. در جنوب ۲ هزار کیلومتر ساحل داریم و میتوان انرژی زیادی با ساخت نیروگاه های خورشیدی تأمین کنیم و با برق تولیدی آب دریا را پالایش کنیم تا برای کشاورزی ، دامداری ، شیلات و صنعت مناسب باشد! به عمق ۵۰ کیلومتر به داخل ایران با آب تصفیه شده دریا میتوان با کشاورزی مکانیزه ، مرتع داری و صنایع تبدیلی هزاران شغل ایجاد کرد. باید فشار را از روی منابع آب ، جنگل ، مراتع و محیط زیست داخلی ایران برداریم تا این منابع بازسازی شوند مگر چارمحال بختیاری و لرستان چقدر آب دارند که با سدها و تونلهای ۱ و ۲ و ۳ کوهرنگ داعمأ به کویر اصفهان و یزد آب منتقل کنند؟ در یک محاسبه ساده ۲ هزار کیلومتر طول و ۵۰ کیلومتر عرض ۱۰ میلیون هکتار زمین قابل توسعه در سواحل جنوب فراهم میشود که با تکنولوژی های جدید میتوان کشاورزی ، باغداری ، دامداری و شیلات راه اندازی کرد و هزاران شغل خلق کرد. مردم و نمایندگان مجلس و مدیران باید دست مافیا را از خرابکاری کوتاه کنند چون تا حالا فقط به ایران ضربه زدند مثل ساخت سد گتوند که سالی ۱۰ میلیون تن نمک وارد کارون میکند.


  • بهروز کمالوند

    تا زمانی که ساخت صنایع در شهرهای کویری متوقف و محدود نشود همچنان بحران آب بدتر هم میشود!!! مافیای انتقال آب بخشی نگر هستند و فقط به انجام طرحهای انتقال آب و سدسازی که پول میلیاردی در آنهاست فکر میکنند. انتقال آب برای فاصله های کوتاه است مثل ۱۰۰ کیلومتر ولی مافیای آب میخواهند از دریای عمان تا مشهد به طول ۱۷۰۰ کیلومتر آب انتقال دهند!!! میدانید لوله گذاری ، ایستگاه پمپاژ ، تصفیه و پالایش آب از نمک چقدر پول و هزینه در بردارد؟ هزینه این طرح ها از محل بودجه عمومی است! یعنی پولی که متعلق به کل ملت ایران و استانهاست فقط در برخی استانهای کویری مثل اصفهان ، یزد ، قم ، سمنان و مشهد خرج این طرحهای انتقال آب میشود! چرا استانهای ایران باید تاوان کویری بودن چند شهر را بدهند؟ تا کی قرار است اصفهان و یزد و قم صنایع شان را چند طبقه کنند؟ نمایندگان مجلس باید با تصویب قانونی از ساخت صنعت در کویر جلوگیری کنند. استانهای غرب و شمال غرب ایران هم کالاها و محصولات ساخت شهرهای کویری را خریداری نکنند تا شاید با ترس از ضرر ، بخود بیایند و اینقدر پول و ثروت ایران را خرج چند شهر نورچشمی نکنند.


  • جودکی

    نوع نگاه به ایران به عنوان یک غنیمت است این نگاه باید تغییر کند. تاکنون مافیا عمل کننده بودند و عملکرد مافیا این است که ثروت را در کمترین زمان بدست بیاورند. ایران ملک مشاع همه مردم ایران است و باید آن را از چنگ طرحهای مافیا نجات دهیم. محیط زیست ، اقتصاد و سیاست منفک ناپذیرند و نمیتوان آنها را جدا از هم دانست. قانون باید محور باشد و خویشتن سالاری ، خودی و خواص پنداری باید از مدیریت جامعه به کنار گذاشته شوند و افراد دلسوز مملکت باید دعوت به همکاری شوند تا خسارات مافیای آب به ایران جبران شود.


  • ماسوری

    کاهش روز افزون منابع آب در مقابل افزایش جمعیت ایران باعث بحران آب شده به طوری که هیچکس در برابر تبعات آن بیمه نیست. ایران با مصرف بالای ۸۰ درصد آبهای تجدید شونده بدترین وضعیت را در میان کشورهای خاورمیانه دارد. امروز آب کالایی بسیار استراتژیک محسوب میشود که قیمت آن از نفت به مراتب هم بالاتر است و میتواند منطقه را بین دارا و ندار تقسیم کند. جنگ رو در رو میان کشورها بر سر منابع آب و افزایش تنش و درگیری دور از ذهن نیست. امروزه بحران آب در ایران تمامی ویژگیهای یک ابر بحران را داراست چرا که عمق و گستردگی آن گروههای اجتماعی را درگیر کرده است. امروزه در مقیاسی کوچکتر این تنشها را میان استانهای مبدأ و مقصد پروژه های انتقال آب میتوان دید که چگونه چارمحال بختیاری را کویر میکنند تا کویراصفهان را مصنوعی گلستان کنند! میان اصفهان و یزد رقابتی برای تصاحب آب چارمحال بختیاری درگرفته است و هیچکدام بفکر خود مردم بختیاری نیستند که روستاهایشان بیغوله شدند و آب ندارند.



آخرین مقالات