شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بحران آب در لرستان [همه بلاد لرنشین]

یکی از دلایلی که مردم مشارکت فعالی در مسأله خشکسالی ندارند این است که نقشی در حکمرانی آب ندارند و این نقش تاریخی حدود ۸۰ سال است از دستشان خارج شده است.

بحران آب در لرستان [همه بلاد لرنشین]

چکیده

افزایش جمعیت و توسعه اقتصادی _ اجتماعی ایران در دو دهه گذشته ، افزایش مداوم تقاضای آب برای مصرف کنندگان مختلف آب را به همراه داشته و موجب گردیده که بعضی از آبخوان های مهم کشور از جمله آبخوان های لرستان با افت شدید سطح آب زیر زمینی مواجه شوند. به همین لحاظ ، ادامه روند فزاینده افت منجر به پیدایش شرایط بحرانی در برخی از آبخوانها شده است. در چنین شرایطی بهره برداری بهینه از آبخوانها و فراتر از آن در سطح حوضه های آبریز نیازمند مدیریتی است که با توجه به ویژگی های کمی و کیفی مخازن آب زیر زمینی بتواند قابلیت آنها را از نظر توسعه یا اعمال محدودیت بهره برداری قبل از ایجاد وضعیت نامطلوب یا بحرانی تعیین و از بروز خسارت جبران ناپذیر جلوگیری نماید. این یادداشت سعی دارد ، رابطه بین بهره برداری بی رویه از آبخوانها و پیامدهای عدم حکمرانی مطلوب آن را در لرستان بیان نماید.

 

مقدمه

ایران از لحاظ جغرافیایی در منطقه ای گرم و خشک واقع شده است و به دلیل قرار گرفتن در کمربند خشک جغرافیایی و نوار بیابانی ، آب و هوای آن جزو آب و هواهای کم باران جهان به شمار میرود. در سالهای منتهی به خشکسالی ، محدودیت منابع آب در کشور با گسترش روزافزون نیاز به آب و استفاده نادرست از این منبع حیاتی به طور مشخص در بخش کشاورزی همراه شده است. طی این سالها عده ای همواره راههای مختلفی نظیر افزایش بهره وری در مصرف آب کشاورزی با مکانیزه کردن سیستم آبرسانی و کانال کشی مناسب در زمینهای زراعی را مطرح کرده اند ، اما اگر کمی متفاوت تر و کلان تر به موضوع نگاه کنیم آنچه به عنوان راه حل نهایی برای بهبود مصرف آب و مقابله با خشکسالی میتواند راهگشا باشد تغییر نگاه مدیریتی به ساختار حکمرانی به منابع آب است.

شاید بتوان تعریف سازمان مشارکت جهانی آب را به عنوان شناخته شده ترین تعریف از حکمرانی آب مطرح نمود: حکمرانی آب به مجموعه ای از سیستم های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و اجرایی اشاره دارد که موجب تنظیم گری توسعه و مدیریت منابع آب و تدارک خدمات آبی در سطوح مختلف جامعه میشود.

وضعیت فعلی آب در اکثر مناطق ایران و لرستان مرحله بحران را طی کرده و میتوان از این شرایط به عنوان فرا بحران نام برد ؛ در این بین شرایط آبخوان ها بسیار ناگوار بوده و بر همین اساس برخی از کارشناسان حوزه آبی معتقدند مرگ کامل آبخوانها بسیار نزدیک است و چنانچه بقایای آنها نجات داده نشود ، امکان جابجایی های بزرگ جمعیتی در ایران دور از انتظار نیست. در سالهای اخیر افزایش تقاضا برای بهره برداری از منابع آب زیر زمینی ، باعث برداشت بی رویه از این منابع و بحرانی شدن وضعیت بیشتر دشتهای استان لرستان شده است.

مسئله آب در کشور بخصوص لرستان بیش از آنکه به کاهش بارش و شرایط اقلیمی ( متوسط بارندگی لرستان در طول دوره آماری ۴۰ ساله حدود ۵۴۵ میلیمتر با حجمی حدود ۱۵/۴ میلیارد متر مکعب بوده که حدود ۱۰ درصد آن نفوذ / ۴۰ درصد روان آب / و ۵۰ درصد سهم تبخیر میشود!!!

مشکلات به وجود آمده نتیجه اعمال مدیریت ضعیف و یکپارچه یا اصولأ عدم اعمال مدیریت جامع و سیستماتیک در بخش آب استان بوده که تنها مربوط به یک سازمان نیست و در بر گیرنده دستگاه های مختلف تولید کننده و مصرف کننده است. در سالهای اخیر به دلیلنوسانات خشکسالی / افزایش جمعیت / ایستگاه های مجاز و غیر مجاز پمپاژ آب از چاه های عمیق و نیمه عمیق ، موجب افت سطح آب زیر زمینی شده ، در نتیجه لرستان نیز مانند بسیاری از استانهای مرکزی و شرقی در بحران آب فرو رفته است! براساس بررسی های انجام شده افت سطح آب زیر زمینی و به تبع آن کاهش حجمی مخازن آبخوانها در تمامی دشتهای لرستان مشاهده شده است! در این بین دشت کوهدشت با متوسط ۱/۵ متر بیشترین میزان افت سطح آب زیر زمینی و کاهش حجمی ۱۰ میلیون متر مکعب را داراست! آبخوان های دشت ازنا _ الیگودرز رتبه دوم ، الشتر سوم و بیرانشهر رتبه سوم افت سطح آب زیر زمینی و کاهش حجم مخزن را به خود اختصاص داده اند البته این در حالی است که سایر دشتها نیز اوضاع مناسبی ندارند! برداشت بی رویه از آبهای زیر زمینی علاوه بر افت شدید سطح سفره ها و فرو نشست دشتها ، موجب شور شدن ذخایر آبی و آلودگی های زیست محیطی میشود ؛ پدیده فرو نشست به عنوان یکی دیگر از پیامدهای مستقیم برداشت بی رویه همچون بیماری خاموشی است که کسی متوجه علایم آن نمیشود و در نهایت با از دست دادن حجم مخازن زیر زمینی مرگ آبخوان برای همیشه وجود دارد!!!

عدم هماهنگی مدیران دستگاه های اجرایی مرتبط با منابع آب سفره های زیر زمینی ، عدم استفاده از پروژه های مناسب آبخیزداری و آبخوان داری در سطح ملی و در سطح کشتهای حاصلخیز استان ماننددشت جایدر پلدختر ، نورآباد ، الشتر ، دست مرکزی خرم آباد ، دشت کوهدشت و رومشگان / انتقال بین حوزه ای منابع آب بالاخص منابع آبهای زیر زمینی بدون انجام کار کارشناسی که زمینه تخریب منابع پایین دستی را فراهم می آورد مانند انتقال آب شهرستان الیگودرز به قم / عدم بازنگری و اصلاح قوانین مدیریت منابع آب بخصوص مدیریت منابع آبهای زیر زمینی جهت اصلاح نظام بهره برداری / عدم احداث سدهای زیر زمینی برای مهار هر چه بیشتر منابع آب آبخوان ها و بهره برداری مناسب در زمان وقوع خشکسالی ها در کشور به ویژه در مناطق نیمه خشک لرستان که پتانسیل مناسبی از نظر حوزه های آبخیز کوهستانی بر تغذیه سفره های آب زیر زمینی دارد ، عدم مشارکت همه جانبه اهالی ساکن در حوزه های آبخیز برای تشریک مساعی در پروژه های آبخوان داری و آبخیز داری از مهمترین عوامل انسانی بر مرگ آبخوانها در کشور و به تبع آن در لرستان است!!!

یکی از دلایلی که مردم مشارکت فعالی در مسأله خشکسالی ندارند این است که نقشی در حکمرانی آب ندارند و این نقش تاریخی حدود ۸۰ سال است از دستشان خارج شده است.

شاید تشکیل شوراهای آب و حکمرانی محلی مشابه آنچه در کشورهای پیشرفته وجود دارد یک راه بازگرداندن مردم به چرخه حکمرانی و مدیریت آب به شمار آید. نجات وضعیت بحرانی منابع آب ، بخصوص منابع آب زیر زمینی ، امروز نه در گرو تلاش برای افزایش عرضه ی آب ، بلکه نیازمند تغییر در رفتار مصرف کنندگان است. این مهم محقق نمیشود مگر اینکه نقش جوامع محلی در مدیریت آب به رسمیت شناخته شود. از سویی دیگر به منظور تغییر نگرش در نظام حکمرانی آب نیازمند تغییر در رویکردهای جوامع محلی به سوی منافع جمعی بلند مدت در مقابل منافع فردی کوتاه مدت هستیم. از این رو تشکیل و توانمند سازی جوامع محلی از مهمترین اقداماتی است که برای خروج از وضعیت بحرانی منابع آب باید به آن روی آورد.

همیشه انتظار از مردم این است که صرفه جویی کنند اما در سایر زمینه ها از مشارکت آنها ممانعت میشود حال آنکه مشارکت فقط در مصرف نیست بلکه در سیاست گذاری / قیمت گذاری / مدیریت اجرایی / مدیریت عمرانی و نیز هست!!!

بنابراین این تصور غلطی است که مشارکت مردم در مقابله با خشکسالی را فقط محدود به مصرف دانست. براین اساس میتوان پذیرفت نقش مردم در حال حاضر نقشی حاشیه ای است و لازم است ساختار مشارکت برای آنها فراهم شود و به نظر برخی متخصصین تشکیل شوراهای آب و حکمرانی محلی مانند آنچه در مجن و یا آنداپراداش هند به دست آمده است در سراسر ایران همانند شوراهای شهر امری لازم و امکان پذیر است.

 

نتیجه گیری

با توجه به بررسی به عمل آمده مشاهده میشود با چنین روندی در آینده ای نزدیک محدوده مورد مطالعه را با بحرانی با ابعاد وسیع تهدید مینماید. بدون قانون گذاری کافی ، بدون پشتوانه اجرایی قوی ، بدون آموزش و آگاهی رسانی ، بدون تأمین نیازهای اساسی جامعه ، تمام اقدامات ، کارایی و سودمندی خود را از دست خواهند داد. همچنین به دلیل عدم آموزش و آگاهی مردم ، عدم پشتوانه اجرایی قوی ، قانونمندی ناکافی و آب ذخیره شده بیشتری به صورت نامحدود از طریق پمپاژ از چاه های عمیق و با سرعت بیشتری مصرف خواهد شد و پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی زیانباری خواهد داشت.

 

پیشنهادات

به منظور جلوگیری از بروز فاجعه زیست محیطی ، اقتصادی و اجتماعی در محدوده مورد مطالعه و دشتهای دیگر مناطق ایران لازم است اقدامات زیر صورت گیرد:

۱ ) اطلاع و آگاهی رسانی کافی تا جامعه آمادگی لازم جهت فدا نمودن رفاه کوتاه مدت خود برای برطرف نمودن نیازهای نسلهای آینده را داشته باشد.

 ۲ ) محدودیت در حفر چاههای جدید

 ۳ ) جلوگیری از توسعه سطح زیر کشت

 ۴ ) محدودیت در میزان برداشت آب از چاه های موجود

 ۵ ) کنترل صاحبان چاه در رابطه با نوع استفاده از آب

 ۶ ) آموزش و اصلاح روشهای کشت و آبیاری

 ۷ ) ایجاد تشکلهای مردمی در مصرف آب و وارد شدن آنها در برنامه ریزی ، تصمیم گیری و اجرا

 ۸ ) اجرای سیستم های بیمه کشاورزی و مالیاتی

 ۹ ) تغییر نگاه مدیران و مسؤولان ؛ نگاه مهندسی و سازه ای را باید کنار بگذاریم و با رویکردی اجتماعی _ سیاسی در حل بی آبی بکوشیم

 ۱۰ ) توسعه صنایع آب خواه در کویر مرکزی باید متوقف و محدود شود

 ۱۱ ) زمین های زراعی در کویر را باید دشتهای ممنوعه اعلام کنند زیرا لزومی ندارد در شهرهای کویری کشاورزی مستقل داشته باشند.

تمام فعالیتها و اقدامات اصلی مدیریت آبهای زیر زمینی میبایست هماهنگ با مناسبات اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی باشد تا به طور شایسته عملی شوند.

(این مقاله توسط دکتر زهرا گودرزی در ماهنامه جهش نو ، شماره ۲۵ چاپ شده بود. )

 

ظرفیت های آبی لرستان

علت توسعه نیافتگی لرستان و وجود بیکاری ، فقر اقتصادی و مهاجرت برمیگردد به بی تفاوتی مردم ، اصحاب قلم ، نخبگان و همه مسؤلانی که میتوانند مثمر ثمر باشند اما اقدامی عاجل برای حل معضلات مردمان لر انجام نمیدهند.

چرا الآن ۱۴ سال است سد معشوره کوهدشت اجرایی نشده اما همین سال ۹۷ سد گرین در نهاوند با بیش از ۲۰۰ میلیارد ریال بودجه اجرایی شد؟

اگر خرم آباد با این همه آب روان که در فصل بارندگی دارد و هدر میرود بتواند یک میلیارد متر مکعب ذخیره سازی کند میتواند سالیانه ۲۰۰ هزار هکتار را به زمین آبی تبدیل کند!!! با ۲۰۰ هزار هکتار گیاه روغنی کلزا میتوان سالیانه حداقل ۶۰۰ هزار تن دانه روغنی کلزا تولید کرد که الآن دولت کیلویی ۳ هزار تومان تضمینی میخرد که میشود مبلغی حدود ۱۸۰۰ میلیارد تومان در سال!!! حال اگر کارخانه تولید روغن نیز در استان احداث شود ارزش افزوده آن هم حدود ۲ هزار میلیارد تومان میشود و این درآمد هر سال میتواند تکرار شود! وقتی سالی ۴ هزار میلیارد تومان به همین سادگی عاید لرستان شود!!! مردم اگر درآمد داشته باشند بخشی از این پول را دوبار خرج میکنند و این باعث رونق کسب و کارهای شهرها و روستاها میشود و بخشی از این مبلغ دوباره صرف تولید و راه اندازی کسب و کار خواهد شد و بخشی از این ۴ هزار میلیارد تومان نیز در بانکهای استان سپرده گذاری شده و در نتیجه بانکها میتوانند دوباره برای راه اندازی کسب و کار به مردم وام بدهند. و این چرخه هر سال قابل تکرار است.

اگر نخبگان ، مسؤلین و نمایندگان همت کنند و بفهمند و بدانند چکار باید بکنند میشود بحران فقر و بیکاری را ریشه کن کرد. البته این یک قلم کوچک بود از بهره برداری از آب و خاک زرخیز لرستان و شما موارد دیگری میتوانید اضافه کنید مثل۱ ) توسعه و ایجاد شیلات و صنایع آبزی پروری ۲ ) ایجاد باغات گردو که متناسب به هوای کوهستانی لرستان است ۳ ) ایجاد باغات انار در خرم آباد و کوهدشت مثل انارهای محمودآباد و فیروزکوه و اطراف تهران و تأسیس صنایع تبدیلی و فرآوری آن ۴ ) توسعه دهکده ها و کمپ های گردشگری در اطراف آبشارها و سدهای لرستان که با انجام این کارها میشود اشتغالزایی وسیعی انجام داد.

گویا ظرفیت یک میلیارد متر مکعبی سد معشوره کوهدشت به ۱۰۰ میلیون تقلیل پیدا کرده و بعد از سالها همان را هم اجرایی نکردند که عوامل عملیاتی نشدن آن عبارتند از۱ ) عدم تلاش نخبگان استان و اصحاب قلم و رسانه و آگاه نکردن مردم نسبت به قدرت آب در توسعه و پیشرفت منطقه ۲) آمدن برخی مسؤلین غیر بومی که فقط جلسه میگذاشتند و بگو و بخند و بازدید الکی و همایش بی نتیجه و قولهای بدون عمل میدادند و اصلا نه تنها دلشان میخواست کاری برای لرستان بکنند و نه به دنبال این بودند که بودجه و سرمایه گذار جذب کنند و در پشت صحنه و پنهانی با وزارتخانه برای انتقال طرحهای صنعتی به استانهای کویری و کلانشهرها تلاش میکردند ۳) سیاسی کاری و سیاسی بازی برخی افراد فعال سیاسی و نمایندگان قبلی مجلس ۴) عدم همگرایی و همکاری بین شهرهای لرستان برای نیل به توسعه و منافع جمعی و وجود اختلافات مسخره الکی که نتیجه ای جز درجا زدن لرستان در پی نداشت.

دولت سدهای کوچک لرستان / راه آهن دورود _ خرم آباد _ اندیمشک  / آزادراه اراک _ خرم آباد / کارخانه لاستیک سازی / چهارخطه های بین شهری لرستان / نیروگاه دو هزار مگاواتی سیکل ترکیبی / صنایع پایین دست پتروشیمی / پالایشگاه پلدختر و را تعطیل کرده است و تحریم و بی پولی را دلیل می آورد اما اگر دولت پول ندارد پس چرا برای زادگاه خودش سمنان قرار است آب از دریای خزر ببرد؟

چطور است راه آهن قزوین _ رشت بودجه میلیاردی گرفت؟ چطور قرار است از دریای عمان برای مشهد با ۴۵۰ هزار میلیارد تومان ۷۵۰ میلیون متر مکعب آب ببرند؟ چطور است همین میزان آب از خلیج فارس برای اصفهان آب ببرند؟ برای پروژه انتقال آب بهشت آباد بختیاری به اصفهان که مجوز زیست محیطی هم نگرفته پول دارند اما برای بلاد لرنشین که ۸۰ درصد آب و نفت ایران را در اختیار دارند پول نیست!!! نمایندگان خوزستان هم بجای اینکه جلوی انتقال آب کارون را به اصفهان و یزد را بگیرند جلوی احداث سدهای کوچک در لرستان را میگیرند یعنی مردم لرستان از ۱۴ میلیارد متر مکعب آبی که از لرستان به پایین دست میرود نباید سهمی داشته باشند؟ وزارت نیرو با اعمال نفوذ جلوی طرحهای آبی و سدهای بلاد لرنشین را میگیرد و این طرحها را منتفی میکند و یا مقیاس و اندازه آنها را کوچک میکنند و ساخت این سدها را سالها به عقب می اندازد.

 

به امید روزی که تمامی مسؤلان لرتبار همراه با نخبگان و همگام با سرمایه داران شب و روز به دنبال شکوفا کردن تمام ظرفیتهای به زمین مانده بلاد لرنشین باشند تا برای همیشه فقر و بیکاری و مهاجرت را ریشه کن کنیم. به امید آن روز

64 نظر

  • لرستان منبع پایدار آب شرب ندارد

    یکی از مشکلات لرستان این است که متأسفانه هنوز نتوانستیم سدهایمان را به بهره برداری برسانیم و شاهد ذخیره آب پایدار برای آبرسانی به شهرها و روستاهای لرستان باشیم! تمام منابع آب شرب لرستان پایدار نیستند و تمامی آب مورد نیاز مردم از منابع ناپایدار زیر زمینی همچون:چاه و چشمه ها تأمین میشود! این در حالی است که منابع آب زیر زمینی به دلایل مختلف پایدار و همیشگی نیستند و نمیتوانند به صورت دایمی آب مورد نیاز مردم را تأمین کنند. به همین دلیل راهی جز به بهره برداری رساندن سدهای لرستان و تأمین آب شرب از طریق آنها را نداریم!!! در نتیجه "شرکت آب منطقه ای لرستان" باید شرایط را برای تحقق این هدف مهیا کند و منبع پایدار آب مورد نیاز شهرها و روستاها را در اختیار دو شرکت آبفا و آبفار قرار دهد. مردم لرستان هم زمینه را برای همکاری و حل اختلافات مهیا کنند.


  • شاپور طولابی

    با اینکه لرستان سالی ۱۲ میلیارد متر مکعب آب تولید میکند اما ۹۰ درصد زمینهای کشاورزی لرستان دیم است و تمام شهرهای لرستان از آب چاه و چشمه تغذیه میشوند و منبع آب هیچ شهری از سد ( منبع آب پایدار ) تأمین نمیشود. در شهرستان کوهدشت و رومشگان بحران آب به مرز هشدار رسیده است و آبهای زیر زمینی در کوهدشت سالانه یک متر کاهش پیدا میکنند. تنها کلنگ زنی و وعده های ناتمام نصیب مردم لرستان میشود. سد معشوره با حجم یک میلیارد مترمکعبی با دخالت وزارت نیرو به ۲۰۰ میلیون کاهش پیدا کرد و هنوز تکمیل نشده است. طی چند سال گذشته با افزایش جمعیت / توسعه کشاورزی / افزایش پمپاژ آب / انتقال آب به قم / چاههای غیر مجاز / و کاشت محصولات آب دوست مثل برنج ، سطح آب زیر زمینی در لرستان افت چشمگیری داشته و میزان آب کاهش یافته است. وقوع خشکسالی های ۱۵ سال گذشته در لرستان در زمان بحرانهای آب ، مردم را برای عطش دست به دامان چاه ها و چشمه ها کرده ، این در حالی است که ۱۱ درصد آبهای جاری ایران در لرستان است اما این استان با ۲ میلیون جمعیت سهمی کمتر از یک درصد در مهار آبها دارد!!! تا با وقوع خشکسالیها و بحران آب رمقی برای اراضی و باغات در لرستان باقی نماند. دولت صنایع آب خواه مثل:فولاد ، ذوب آهن ، کاشی و سرامیک ، لاستیک سازی ، پتروشیمی و صنایع شیمیایی را به شهرهای حاشیه کویر برده و با صرف هزاران میلیارد تومان آب را هم داعمأ به حاشیه کویر منتقل میکند در نتیجه تنها استانهای مبدأ آب مثل لرستان ضرر می بینند.


  • توسعه بدون آب ممکن نیست

    آب نقش حیاتی در حوزه کشاورزی ، گردشگری و صنعت دارد. مهمترین بحران بلند مدت ایران کم آبی و خشکسالی است. ایران در کمربند خشک و کم بارش دنیا قرار گرفته است. در گذشته مناطق کویری مثل اصفهان ، یزد و قم آب مورد نیازشان را از قنات و آب انبار تأمین میکردند و براساس زیست بوم کویری منطقه کشاورزی میکردند ولی با ساخت سدهای غیر اصولی / حفر چاه های غیر مجاز / کاهش نزولات آسمانی / انتقالات متعدد آب آنهم با مسافتهای طولانی / و صنعتی کردن شهرهای کویری که حتی آب شرب هم نداشتند آهسته آهسته زمینه بحران آب در ایران را فراهم کردند که موجب برهم خوردن نظم آبهای سطحی و زیر زمینی در کشور شد. در ایران هنوز از روشهای سنتی کشاورزی استفاده میشود و آبیاری غرقابی ۹۰ درصد آب کشور را هدر میدهد. در اصفهان بجای کشت محصولات کم آب بر و با ارزش افزوده بالا ، اقدام به کاشت برنج در کویر میکنند و اصفهان ۲۶۶۵ هکتار شالیزار دارد!!! همچنین اصفهان بزرگترین آکواریوم خاورمیانه را دارد. در یزد سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی پرورش میدهند!!! در کهک قم با آب انتقالی الیگودرز لرستان برنج میکارند و با آب شیرین دریاچه ۸ هکتاری مصنوعی جوان را ساختند!!! حقیقت اینست که آب را با صرف هزینه های گزاف از محل بودجه عمومی کشور از بلاد لرنشین لوله کشی میکنند و با نام شرب به مصارف صنعتی ، کشاورزی و گردشگری در شهرهای کویری میرسانند. دولت فقط مصالح شهرهای فارس نشین که عمدتأ در کویرند را در نظر میگیرد که این چیزی جز بخشی نگری نیست.


  • نگاه مدیران لر باید کلان نگر باشد

    وزارت نیرو باید سهم حقآبه لرستان را از پروژه قمرود ( انتقال آب الیگودرز به قم ) را بدهد. در کنار اینکه باید سدهای در حال احداث هر چه سریعتر تکمیل و به بهره برداری برسند لرستان نیاز به احداث چند سد دیگر نیز دارد تا در شهرهای غربی و جنوبی لرستان احداث شوند. مشکل بلاد لرنشین نبود برنامه و نداشتن مدیران کلان نگر است. لرستان بیشترین نرخ مهاجرت را دارد و روند نرخ رشد جمعیت لرستان مثبت نیست. اکثر مهاجران نیروهای مولد و تحصیلکرده هستند که بدلیل نبود شغل مجبور به مهاجرت به کلانشهرها میشوند. جمعیت لرها به سمت یک جمعیت مسن در حال تغییر است. فرهنگ کار آفرینی و فکر جمعی هنوز در لرستان شکل نگرفته و از صنعت گردشگری و جذب سرمایه گذاران داخلی _ خارجی غافلیم. باید نگاهمان کلان نگر باشد و تعارفات و خود تحریمی را کنار بگذاریم. با سخنرانی و گفتار درمانی راه به جایی نمی بریم.


  • لرستان صنایع بسته بندی و فرآوری ندارد!

    استان لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰ درصدشان از نوع دیم است! ۱۳۵ هزار بهره بردار کشاورزی در استان لرستان وجود دارد و ۳۵۰ هزار هکتار دشت وجود دارد و باید به سمت باغداری حرکت کنیم. در لرستان ۵۰۰ هزار تن محصولات کشاورزی مازاد داریم که از این میزان کمتر از ۷ درصد آن یعنی ۳۵ هزار تن صادر میشود و مابقی این محصولات مصرف شده و یا جز ضایعات است. باید صنایع بسته بندی و فرآوری در لرستان تأسیس شود تا از فروش فله ای و خام جلوگیری شود. در ایران ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار هکتار سطح زیرکشت وجود دارد که درآمدمان تنها ۶ میلیارد دلارست درحالیکه ترکیه با ۵ میلیون هکتار درآمدش ۱۷ میلیارد دلارست!!! کشور کره جنوبی با ۷۵۳ هزار هکتار سالانه ۱۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار درآمد کشاورزی دارد!


  • فرامرز چگنی

    باید فکر اقتصادی جوانان لر را به سمت و سوی کار آفرینی و تولید سوق داد. باید برای حفاظت از منابع آبی بلاد لرنشین با نوآوری های روز برنامه ریزی کرد. باید تغییر رویکرد داد و به سمت و سویی حرکت کرد که بخش خصوصی به کنسرسیوم ها و گروه شرکتها تبدیل شده و شاهد اجرای طرحهای بزرگ و کلان بود. از یک و نیم میلیارد دلاری که از صندوق توسعه ملی برای اشتغال روستاییان برای کل کشور در نظر گرفته شده است باید دید سهم لرستان چقدر بوده و آیا بخوبی هزینه شده است؟ کشاورزی یک حرفه و فن است اما باید کشاورزی سنتی را که هزینه زاست را کنار بگذاریم و فناوری و مکانیزه کردن را در پیش بگیریم. باید از تصدی گری به تولی گری برویم. اقتصاد دولتی فساد آور است باید اقتصاد مردمی باشد. منافع جمعی را باید بر منافع فردی ترجیح داد. استان لرستان ظرفیت پذیرش ۳ برابر جمعیت کنونی را دارد اما بالاترین میزان مهاجرت را دارد چون زیرساخت ، صنعت و اشتغال نیست! هشت میلیون بیکار در ایران وجود دارد که برای اشتغال آنها هیچ راهی جز توسعه بخشی خصوصی ، جذب اعتبارات خارجی ، گسترش صنعت گردشگری و دوستی با دنیا نداریم. هیچ کشوری در انزوا و تحریم رشد نکرده است. یکی از نقاط ضعف موجود ما ، نبود مدیریت سیستمی است.


  • شیراوند

    امروزه آب موضوع بسیار استراتژیک در جهان است و تمام کشورهای پیشرفته برنامه ویژه برای حفاظت و حراست آب دارند. متوسط بارندگی در اروپا ۷۵۰ میلیمتر در سال است اما در ایران ۳۵۰ میلیمتر میشود و میانگین مصرف آب در ایران برای هر نفر در سال ۲۵۰ لیتر است ولی استاندارد جهانی این عدد ۱۵۰ لیتر است که نشان میدهد آب در ایران کم ولی مصرف زیاد است و ۹۰ درصد آب کشور فقط در بخش کشاورزی هدر میرود چون کشاورزی ما سنتی و غیرمکانیزه است.


  • بازچرخانی آب

    برای تأمین آب شرب در لرستان منابع آب پایداری نداریم چرا که منابع آب زیر زمینی ( چاه و چشمه ) نمیتوانند برای دوران بلندمدت ، آب مورد نیاز شهرها را تأمین کنند. امیدواریم هر چه سریعتر شرایط برای تکمیل سدهای در دست احداث بلاد لرنشین مهیا شود و شاهد یک منبع آب مطمعن و پایدار برای شهرهای مختلف لرستان باشیم تا در آینده چالشی در لرستانات به وجود نیاید. برای کاهش هدر رفت آب بایستی بازچرخانی آب به چرخه مصرف وارد شود تا در زمینه اقتصاد آب هزینه ها کاهش یابد. یکی از راهکارهای حل این معضل استفاده از پسابهای فاضلاب بوده چرا که آب را با هزینه بسیار کمتر و به صورت اقتصادی در اختیار سرمایه گذاران قرار میدهند. طرح های تصفیه فاصلاب نقشی مهم در بازچرخانی آب در توسعه لرستان دارد و میتواند معضل کم آبی صنایع را مرتفع سازد. لذا باید از تمامی ظرفیتها برای جلوگیری از هدر رفت آباد استفاده شود.


  • مافیای سد سازی

    مافیای سد سازی و انتقال آب بخاطر پول زیاد وارد این حوزه شدند و از تجمع ثروت امرار معاشی از نوع طاغوتی دارند. مافیای سد سازی آنچنان سد بدون مطالعه علمی و ناسازگار با طبیعت ساخته اند که تالابها ، دریاچه ها ، هورها ، رودخانه ها ، نخلستانها و زمین های مرغوب کشاورزی را نابود کردند. فیلم افتتاح آبگیری سد گتوند خوزستان در مرداد ۱۳۹۰ و پیش بینی های مردم فریب مافیای آب را نگاه کنید. مخزن سد گتوند در توده نمکی قرار گرفته و سالانه ۱۰ تن نمک وارد رود کارون میکند و زمینها و نخلستانها را نابود کرده است لذا این سد باید از مدار خارج شود. مافیا سالی ۳۰ تن جیوه از پتروشیمی بندر امام و ده ها ماده مضر دیگر را وارد دریا میکنند تا آبزیان هم از چرخه حیات خارج شوند. بی حافظگی ، فرار از مسؤلیت ، عدم پذیرش نتیجه کار و پاسخگو نبودن در برابر مردم از ویژگی مافیاست.


  • فریدون والی زاده

    در شهرهای حاشیه کویر مثل قم ، اراک ، کاشان ، اصفهان و یزد آنچنان صنایع را گسترش دادند و چند طبقه کردند که این شهرها مرتبأ بزرگتر و پیچیده تر میشوند آخر شهری که آب شرب ندارد چرا زمینه صنعتی کردنش را فراهم میکنید؟ هر چقدر این شهرها گسترش یابد قطعأ پذیرای مهاجران بیشتری خواهند بود و بحران آب تشدید میشود. هشتصد هزار چاه عمیق کشاورزی در ایران وجود دارد که ۸۰ درصد دشتها را نابود کردند خب چه کسی مجوز حفر چاه داده به غیر دولت؟ مافیا هر کالای بنجل چینی از دسته بیل و سنگ قبر گرفته تا چوب بستنی و مهر و تسبیح را از چین وارد میکنند و بخورد ملت میدهند تا صنایع داخل را به تعطیلی بکشانند و بیکاری توسعه یابد. نباید مردم و مسؤلان نسبت به این قضایا بی تفاوت باشند.تصمیمات باید مبتنی بر علم و دانش باشد.


  • رشنو

    دبیر کل شورای عالی ایرانیان میگوید آمار ایرانیان مهاجرت کرده به خارج حدود ۶ میلیون نفر است. طبق گزارش روزنامه شهروند و روزنامه ایران ۱/۵ میلیون ایرانی در صف مهاجرت به کانادا و استرالیا قرار دارند. فقر اقتصادی ، بیکاری و نداری باعث شده ۶ میلیون ایرانی که عمدتأ نخبه و تحصیلکرده هستند از ایران خارج شوند. مغزها و سرمایه ها دارند به کشورهای دشمن میروند و در نتیجه سالی ۱/۵ واحد ضریب هوشی متوسط ملی کاهش می یابد و از نظر ژنتیک افراد نخبه داریم با خلل روبرو میشویم.


  • سلاحورزی

    شرایط خشکسالی به حدی رسیده است که به قول دکتر عیسی کلانتری ( رییس محیط زیست ) در فلات مرکزی ۵۶ میلیون نفر مجبور به مهاجرت به استانهای شمالی و غربی خواهند شد!!! که هنوز کمی آب دارند و وزیر کشور از گزارش مهاجرت به استانهای شمالی از هم اکنون احساس وحشت کرده است. جنوب و شرق ایران دارد از جمعیت خالی میشود. کارشناسان معتقدند که در مورد آب از بحران گذشته و به ورشکستگی رسیده ایم. ریزگردهای عراقی ، عربستانی ، سوری و داخلی چندین استان ما را آنچنان مسموم کرده اند که ادامه حیات این شهروندان مورد تهدید قرار گرفته است هورالعظیم را عراق به عمد آتش میزند تا مردم خوزستان نتوانند نفس بکشند و با اینحال مافیای آب همچنان بدنبال انتقال آب به کویر است!!!


  • مازیار هداوند

    سالی دهها میلیارد تن خاک زراعی و صدها هزار هکتار جنگل و مرتع نابود میشود و ده ها هکتار زمین دشتهای ایران نشست میکند و از چرخه تولید خارج میشود. خشکی و کمی نزولات آسمانی را بهانه میکنند تا کمکاری و توطعه مافیاها را توجیه کنند. راندمان آبیاری در بخش کشاورزی که ۹۰ درصد آب را مصرف میکند در بهترین حالت ۳۰ درصد است در حالی که با تکنولوژی های شناخته شده و قابل حصول ، این راندمان در اسراییل فلان فلان شده ۹۵ درصد است و روسیه پرآب قدر آب را از ما بهتر میداند. عمدأ یا از روی جهل در جهت بهبود این راندمان در ۴۰ سال گذشته نکوشیده اند تا مافیاها کار خود را کنند. تکنولوژی میتواند مصرف آب در شهرها را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. بیش از ۲۰ سال است که فاضلابهای شهری بزرگ به شکل لاکپشتی حرکت میکنند تا این آبها هدر روند و محصولات کشاورزی جنوب تهران و شهرهای دیگر را به خطرناکترین سموم آلوده کنند و مردم این شهرها همان سموم را وارد سفره غذایی خود کنند.


  • اسفندیار خاکی صدیق

    در ایران سالانه ۱۰ به توان ۲۷ کیلوژول از خورشید انرژی به سطح این کشور میرسد و منابع هیدروکربوری آن برای چند صد سال دیگر تأمین است ، برق هسته ای را که حماقت شاه بود و در چارچوب خود بزرگ پنداری و بلند پروازی ها و ژاندارمی اش توجیه کرده بودند ، تجویز کردند تا ما را وارد مخمصه ای کنند که بازارهای سیاه و جاسوسان به نان و نوا برسند و حاکمان قلدر و زورگوی آمریکا با تحریم ، تهدید و تحدید ( حد و حدود تعیین کردن ) از یکطرف و ندانم کاری ها ، بی تدبیری ها ، سوء مدیریت ها ، آرمان گرایی های بدلی و … از طرف دیگر ، از توسعه درون زا برای ۴۰ سال جلوگیری کنند و ده ها میلیارد دلار را به این چاه ویل سرازیر کنند و کار را به جایی برسانند که امنیت ملی با آن گره خورده و در خطر قرار گیرد.


  • پوریا جایدری

    امروز باز مافیای انتقال آب و سدسازی در ایران به تکاپو افتاده اند تا همچنان مسؤلان تصمیم ساز را وارد خطای دیگری کنند. طرحهایی چون انتقال آب از خلیج فارس و دریای خزر به داخل کشور و حتی از دریای عمان تا مشهد که ۱۶۴۷ کیلومتر فاصله دارد!!! یا برداشت آبهای ژرف ، توطعه دیگر این مافیاست که باز ۳۰ سال دیگر برای مافیا نان بسازد و برای ملت ایران هزینه و حرمان! مافیای آب با پروژه های انتقال آب و سدسازی اینقدر پول گیرشان آمده که میلیاردها دلار در کانادا مستغلات خریداری کردند. باید مسؤلان ، ایران را به عنوان یک واحد جغرافیایی _ سیاسی در نظر بگیرند و منافع ملی ، مصالح ملی و امنیت ملی و در نهایت ملت ایران را مورد توجه قرار دهند تا پایداری ایران تأمین شود. پس از ۴۰ سال سعی و خطا باید به این مرحله رسیده باشیم که پارادایم ، اهداف و سیاستها را تغییر دهیم و ایران را از این بحرانها و مخمصه ها نجات دهیم.


  • محمودوند

    نور خورشید و آب اقیانوسها منابع لایزال ما در سواحل خلیج فارس و دریای عمان است که ۲۱۰۰ کیلومتر طول دارد. از این دو منبع خدادادی در همانجا باید برای توسعه پایدار و درونزای ایران اقدام کنیم. در جنوب ۲ هزار کیلومتر ساحل داریم و میتوان انرژی زیادی با ساخت نیروگاه های خورشیدی تأمین کنیم و با برق تولیدی آب دریا را پالایش کنیم تا برای کشاورزی ، دامداری ، شیلات و صنعت مناسب باشد! به عمق ۵۰ کیلومتر به داخل ایران با آب تصفیه شده دریا میتوان با کشاورزی مکانیزه ، مرتع داری و صنایع تبدیلی هزاران شغل ایجاد کرد. باید فشار را از روی منابع آب ، جنگل ، مراتع و محیط زیست داخلی ایران برداریم تا این منابع بازسازی شوند مگر چارمحال بختیاری و لرستان چقدر آب دارند که با سدها و تونلهای ۱ و ۲ و ۳ کوهرنگ داعمأ به کویر اصفهان و یزد آب منتقل کنند؟ در یک محاسبه ساده ۲ هزار کیلومتر طول و ۵۰ کیلومتر عرض ۱۰ میلیون هکتار زمین قابل توسعه در سواحل جنوب فراهم میشود که با تکنولوژی های جدید میتوان کشاورزی ، باغداری ، دامداری و شیلات راه اندازی کرد و هزاران شغل خلق کرد. مردم و نمایندگان مجلس و مدیران باید دست مافیا را از خرابکاری کوتاه کنند چون تا حالا فقط به ایران ضربه زدند مثل ساخت سد گتوند که سالی ۱۰ میلیون تن نمک وارد کارون میکند.


  • بهروز کمالوند

    تا زمانی که ساخت صنایع در شهرهای کویری متوقف و محدود نشود همچنان بحران آب بدتر هم میشود!!! مافیای انتقال آب بخشی نگر هستند و فقط به انجام طرحهای انتقال آب و سدسازی که پول میلیاردی در آنهاست فکر میکنند. انتقال آب برای فاصله های کوتاه است مثل ۱۰۰ کیلومتر ولی مافیای آب میخواهند از دریای عمان تا مشهد به طول ۱۷۰۰ کیلومتر آب انتقال دهند!!! میدانید لوله گذاری ، ایستگاه پمپاژ ، تصفیه و پالایش آب از نمک چقدر پول و هزینه در بردارد؟ هزینه این طرح ها از محل بودجه عمومی است! یعنی پولی که متعلق به کل ملت ایران و استانهاست فقط در برخی استانهای کویری مثل اصفهان ، یزد ، قم ، سمنان و مشهد خرج این طرحهای انتقال آب میشود! چرا استانهای ایران باید تاوان کویری بودن چند شهر را بدهند؟ تا کی قرار است اصفهان و یزد و قم صنایع شان را چند طبقه کنند؟ نمایندگان مجلس باید با تصویب قانونی از ساخت صنعت در کویر جلوگیری کنند. استانهای غرب و شمال غرب ایران هم کالاها و محصولات ساخت شهرهای کویری را خریداری نکنند تا شاید با ترس از ضرر ، بخود بیایند و اینقدر پول و ثروت ایران را خرج چند شهر نورچشمی نکنند.


  • جودکی

    نوع نگاه به ایران به عنوان یک غنیمت است این نگاه باید تغییر کند. تاکنون مافیا عمل کننده بودند و عملکرد مافیا این است که ثروت را در کمترین زمان بدست بیاورند. ایران ملک مشاع همه مردم ایران است و باید آن را از چنگ طرحهای مافیا نجات دهیم. محیط زیست ، اقتصاد و سیاست منفک ناپذیرند و نمیتوان آنها را جدا از هم دانست. قانون باید محور باشد و خویشتن سالاری ، خودی و خواص پنداری باید از مدیریت جامعه به کنار گذاشته شوند و افراد دلسوز مملکت باید دعوت به همکاری شوند تا خسارات مافیای آب به ایران جبران شود.


  • ماسوری

    کاهش روز افزون منابع آب در مقابل افزایش جمعیت ایران باعث بحران آب شده به طوری که هیچکس در برابر تبعات آن بیمه نیست. ایران با مصرف بالای ۸۰ درصد آبهای تجدید شونده بدترین وضعیت را در میان کشورهای خاورمیانه دارد. امروز آب کالایی بسیار استراتژیک محسوب میشود که قیمت آن از نفت به مراتب هم بالاتر است و میتواند منطقه را بین دارا و ندار تقسیم کند. جنگ رو در رو میان کشورها بر سر منابع آب و افزایش تنش و درگیری دور از ذهن نیست. امروزه بحران آب در ایران تمامی ویژگیهای یک ابر بحران را داراست چرا که عمق و گستردگی آن گروههای اجتماعی را درگیر کرده است. امروزه در مقیاسی کوچکتر این تنشها را میان استانهای مبدأ و مقصد پروژه های انتقال آب میتوان دید که چگونه چارمحال بختیاری را کویر میکنند تا کویراصفهان را مصنوعی گلستان کنند! میان اصفهان و یزد رقابتی برای تصاحب آب چارمحال بختیاری درگرفته است و هیچکدام بفکر خود مردم بختیاری نیستند که روستاهایشان بیغوله شدند و آب ندارند.


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • تاثیر انتقال آب بر معیشت مردم لُر

    اگر تمام سدهای در دست ساخت لُرستان را هم تکمیل کنند حجم آب ذخیره آنها《فقط ۴۵۰ میلیون مترمکعب》است یعنی اینها سد نیستند بلکه بیشتر حوضچه و بشکه هستند! تمام سدهای لُرستان به اندازه نصف سد گتوند خوزستان که بیش از یک میلیارد مترمکعب آب ذخیره دارد نیستند!!! لُرستان 2800 کیلومتر رودخانه دائمی دارد ولی اجازه احداث یک سد استاندارد را در خرم آباد، کوهدشت و پلدختر نمیدهند تا سالی 12 میلیارد مترمکعب آب به خوزستان برود!لُرستان 850 هزار هکتار زمین حاصلخیز برای کشاورزی دارد که بیش از 90% آنها دیم است! بیش از ۸۹۲ روستا در سراسر لُرستان مشکل جدی آب دارند و با مشکل جیره بندی روبرو هستند و با تانکر آبرسانی میشوند! هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد آبی که از زیرپای تو عبور میکند تماماً به استانهایی دیگر اختصاص داده شود و صرف احداث《پارک آبی》،《آکواریوم شهری》و《دریاچه مصنوعی》در شهرهایی شود که آب شیرین میخریدند و از قنات و کاریز و آب انبار استفاده میکردند! ما زیاده طلب نیستیم ولی زیاده خواهی را نیز بر نمی تابیم! یا آب بها و حق آبه بپردازید یا قسمتی از صنایع بزرگ را که با پول نفت جنوب و طراوت آب در شهر و استانتان مستقر نمودید را با استانهای لُرنشین قسمت کنید و آن وقت دم از《عدالت کوروش》بزنید! چطور است در لُرستان و بختیاری اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهید اما در قم، یزد و اصفهان《خاویار》پرورش میدهید؟


  • دیواری کوتاهتر از لُرها نیست؟

    تونلهای《گلاب》و《بهشت آباد》فقط منافع شهر اصفهان را تأمین میکند! روستاهای ما با تانکر آبرسانی میشوند و باغات و مزارع خشک شدند و کشاورزی هم بدون آب که توجیه اقتصادی ندارد! این همه ما باید متضرر بشیم تا زاینده رود آب داشته باشد و سود گردشگری برود در جیب اصفهانیا؟این همه بودجه و سرمایه از کجا میاد صرف تونل و ساخت سد برای انتقال آب به کویر میشه؟ چطوره کویر《توسعه یافته و برخوردار》شده و مناطق کوهستانی و پرآب با خاک حاصلخیز محروم ماندند؟ حفر تونلهای متعدد و ساخت سدهای غیر اصولی، انتقال آب زاینده رود به یزد، کشاورزی بی رویه، کاشت محصولات پرآب مثل برنج، احداث صنایع سنگین مثل فولاد و ذوب آهن در اصفهان باعث خشک شدن زاینده رود شد با اینحال چرا ما باید جور بکشیم و تاوان بیابانی بودن یک منطقه را پس بدهیم؟ دیواری کوتاه تر از دیوار ما لُرها نیست؟


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • سهم ما لُرها از توسعه چیست؟

    سهم ما لُرها از توسعه و ایرانی بودن چیست؟ ما مردم لُر مقام اول فقر و بیکاری را داریم به راستی سهم ما از این توسعه و اقتصاد ملّی چیست؟ انتقال آب از سرچشمه های کارون را متوقف کنید! حقابه تالابهای ایذه و باغملک را بدهید! جیره بندی آب در شهرهای لُرنشین را پایان دهید! چرا حاصلخیزترین دشت ایران تشنه است ؟ چرا مردم ایذه در چند کیلومتری سد کارون تشنه و بیکارند؟ چرا صنایع کارشناسی نشده مثل: فولاد و ذوب آهن را در شهر کویری اصفهان احداث میکنند که نیاز به انتقال آب پیدا کند؟ شاید با انتقالات متعدد آب به کویر به یک《توفیق کوتاه مدت》دست پیدا کنند ولی ننگ تاریخی و ابدی را تا ابد برای خود میخرند!


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • دهدز راه ندارد!!!

    بدون شک جنایات وزارت نیرو در تخریب محیط زیست و زیستگاه ها و سکونتگاههای مناطق مختلف لُرنشین، روی اسراییل را در کودک کشی سپید کرده است! وزارت نیرو با اهداف توسعه کویرمرکزی و در راستای منطقه گرایی و قومگرایی مسئولان مرکز نشین کشور طرحهای انتقال آب و سدسازی را به قیمت نابودی جان و مال مردم به شهرهای خودشان اجرا میکند! 15 سال از حادثه تلخ سقوط مینی‌بوس به دریاچه سد کارون 3 و مرگ دردناک 12 نفر از همشهریان در منطقه《گدار شهپیر》می‌گذرد و هنوز ترابری دریایی تنها راه ارتباطی روستاهای《دنباله‌رود دهدز》است و هنوز هم کودکان و زنان زیادی بخاطر زیر آب رفتن مسیرهای دسترسی و محصور بودن در آب و نبود امکانات جان میدهند. خبرنگاران یا بهتر بگویم سفارشی نویسان و قلم فروشان هیچ اشاره ای به این جنایات نداشتند.چندین سال است که از آبگیری《سد کارون سه》می‌گذرد و وزارت نیرو زیرساخت‌های حداقلی را هم برای این منطقه فراهم نکرد! تا کی باید لُرها را با اینگونه بی توجهی ها رو به نابودی ببرند؟


  • استمرارطلب

    باید براساس اصل تکثرگرایی بدنبال ایجاد جریانی در کشور که اساس و پایه آن حفظ پایداری سرزمینی ایران باشد برویم! با توجه به اینکه بیشترین طرفداران اصلاحات و اصلاح طلبان مربوط به مناطق قومی کشور و مناطق اقلیتهای مذهبی و دینی کشور هستند ولی عملاً اصلاح طلبان و بزرگان اصلاحات به سمت دیگری غش میکنند و بلوچستان، کردستان، خوزستان، چهارمحال بختیاری و لُرستان و...لُر و کرد و ترک فقط برای آنها افه روشنفکری دارد و آنها را رها کردند! مثالش احزاب اصلاح طلب مثل اتحاد ملت و بقیه مثالش هاشمی رفسنجانی مثالش بنیاد باران خاتمی، مثالش روحانی، صفحه آن‌ها را تا باز میکنید بجای اینکه پر باشد از مطالب و تحلیلهای سیاسی و یا مطالب پایه ای سیاست، پر است از مطالب منطقه ای خودشان!!!مثلاً فلانی یک ویدیو و مطلب از زاینده رود میگذارد نفرین میکند آنها را که این بلا را سر اصفهان آوردند! و جالب است که کاملاً با آگاهی چون برای خوشایند کسانی گفته و خودش هم میداند مردم عوام اصفهانی با این کلمه سریع ذهن‌شان سراغ فحش و نفرین به بالادست و سراغ انتقال آب میرود! آنها نمیگویند اصفهان پر است از چاههای غیرمجاز نمیگوید اصفهان هشت میلیارد مترمکعب مصرف آب دارد! نمیگوید اصفهان بیش از 500 هزار هکتار زمین زراعی دارد! نمیگوید اصفهان شالیزار دارد! خیار میکارد! و هندوانه و خربزه و طالبی و...ذوب آهن دارد! پالایشگاه دارد! فولاد دارد! پتروشیمی دارد! چاره چیست؟ آیا باید به اصلاح طلبان بگوییم اصلاح طلب نما یا《استمرارطلب》یا چیز دیگری و یا خود باید براساس اصل تکثرگرایی به دنبال ایجاد جریانی در کشور اساس حفظ پایداری سرزمینی ایران برویم؟ بی شک هنوز فرصت اصلاح طلبان وجود دارد! انتقال آب و سیاستهای سدسازی و سیاستهای توسعه گرای یکجانبه شما به نفع توسعه ناپایدار و موقت بعضی مناطق باعث نابودی توان سرزمینی و از بین رفتن همبستگی آنچه ما ایران مینامیم میشود!


  • طرح ظالمانه انتقال آب لُرستان به کویراصفهان

    تصویب طرح ظالمانه انتقال آب کارون به اصفهان دنباله پروژه نابودی همه جانبه ولایات لرستان است. پس از فروپاشی سلسله زندیه ومرگ آخرین شهریار لُر یعنی لطفعلیخان زند، قاجارها برای جلوگیری از شکلگیری مجدد قدرتی مثل خاندان زند پژوه سنگین نابودی همه جانبه لُرها را آغاز کردند درآغاز این پژوه با قتل عام های گسترده و تبعید ایلات و طوایف لُر به سرزمینهای دور افتاده شروع شد! در ادامه با ایجاد جو روانی و ضد لُری با معرفی ناجوانمردانه لُرها بعنوان مردمی درجه سوم دنباله گرفت پس از سرنگونی سلسله قاجار و برسر کار آمدن پهلوی چنان نسلکشی و کشتاری از لُرها کردند که درجهان بشری کسی با دشمن قسم خورده خویش نکرد! اما اقدامات پهلوی به نسل کشی ختم نشد و خوی حیوانانی رضاخان آرام نگرفت او با تجزیه لُرستان در ۱۱ استان مختلف همچنین تقسیمات شدید جغرافیا درون ایلی نیز در لُرها را به مرحله اجرا درآورد. کشف نفت در مسجدسلیمان و سایر ولایت لُر نه تنها هیچ برگ برنده ای برای مردم لُر نشد بلکه شوم ترین و سیاه ترین روزگار را به لر زخمی و از نفس افتاده پیشکش کرد خاندان پهلوی بجای آوردن صنایع به سرزمینهای پرآب بخاطر دشمنی دیرینه با لُرها صنایع را به کویرمرکزی انتقال دادند تا《اژدهای هفت سری》شود برای بلعیدن همه چیز بلادلُرنشین! عدم ایجاد زیرساخت و طرحهای توسعه ای از یکسو/ غارت منابع آبی/ نفتی/ گازی و معادن از سوی دیگر باعث شد لُرهای زیادی از سرزمین خود به شهرهای کویری مهاجرت کنند که این مهاجرتها سرآغاز شومی شد بر نابودی فرهنگ و زبان مهاجرین و اثرات جبران ناپذیری بر بازماندگان که اکثر کهنسالان و از کار افتادگان هستند! امروز ما لُرها قربانیان《صنایع گسترده اصفهان، یزد، قم وکویرمرکزی ایرانیم! سرانه فضای سبز در اصفهان یک ونیم متر بیشتر از سرانه فضای سبز در کل خاورمیانه است و ۳ برابر کالیفرنیای آمریکاست! آنهم در یک سرزمین کاملاً کویری وبیابانی که تاوان این زیاده طلبی و زیاده خواهی را مردم لُر باید با جانشان بدهند! ای نخبگان لر! ای سیاسیون خنثی! بخدا قسم مردن بر زیستنی این چنین خفت بار صدهزار مرتبه شرافت دارد! کارون شاهرگ لُر است نگذارید شاهرگتان را ببرند! نگذارید بلادلُرنشین کویر شود تا کویراصفهان گلستان شود!


  • 90 % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است!

    آب هرچقدر از لُرستان به سمت زمینهای کشاورزی عربها میاد خطرناکتر است امسال نزدیک یک میلیون تُن فقط تابستان برنج در خوزستان کاشته شد که یک دهم اش مال لرهای سمت باغملک و رامهرمز بود و بقیه اش همش رفت تو جیب عربها! این مسایل در آینده برای لُرها خیلی خطرناک است چون 80% آب لُرستان و بختیاری که میاد سمت خوزستان وقتی به جاهای صاف و جلگه ای میرسد به سمت زمینهای کشاورزی عربها هدایت میشود و آنها باهاش کشاورزی غرقابی میکنند و میلیونها پول درمیآورند و اسلحه باهاش میخرند و علیه همان لُرهایی که آبشان را تامین میکنند تبلیغات تخریبی میکنند! این درحالی است که سالانه 12 میلیارد مترمکعب آب از سمت لُرستان به خوزستان میرود اما 850 هزار هکتار زمین کشاورزی لُرستان تماماً دیم هستند!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • وجه تسمیه چارمحال بختیاری

    کلمه جدیدالتاسیس چارمحال را اصفهانیها زمان پهلوی ابداع کردند تا بین لُرها اختلاف بیندازند! ما معتقدیم که چارمحالیها شاید بختیاری نباشند ولی اصالتا لُر میباشند! از آنها درخواست داریم همراه با بختیاریها و قشقایی ساکن سامان و بروجن منافع کلی استان و محیط زیست را در نظر بگیرند! منطقه ای که هم اکنون با نام استان چهارمحال بختیاری شناخته میشود در واقع قسمتی از لرستان بزرگ بوده که شامل استانهای همدان/ لرستان/ کهگلویه و بویراحمد/ و منطقه بختیاری (خوزستان و بخشهایی از اصفهان و مرکزی) بوده است! و این منطقه بزرگ تا عهد صفویان به عنوان《لُرستان بزرگ》شناخته میشده است و اولین بار در تاریخ در زمان پهلوی واژه چهارمحال به کار رفته است! در زمان قاجاریه و پهلوی که مرکز حکومت در اصفهان قرار داشت به دلیل نزدیکی اصفهان به منطقه بختیاری و وجود چراگاهها و آب و هوای متنوع و نعمات فراوان خدادادی و رقابت سیاسی، توجه حاکمان را به خود جلب کرد و در پی این، تغییراتی در اداره منطقه ایجاد شد بطوریکه آمدند و نواحی لار، کیار، میزدج و گندمان را از لُرستان بزرگ جدا کردند و به محالات اصفهان اضافه کردند و به عنوان چهارمحال نامگذاری کردند و به چهارمحال دیگر اصفهان یعنی سمیرم، جرقویه، اردستان و قهپایه افزودند!!! بطوریکه محمد مهدی بن محمدرضا اصفهانی در اثر خود《محالات اصفهان را هشت محال》معرفی میکند و میگوید: اما هشت محال چهار از آن متصل به یکدیگر است که اول لار و دوم کیار و سوم گندمان چهارم میزدج باشد و رار را بعضی《لار》هم گویند اینها را چهارمحال گویند و الحال این نام برای آنجا مجموعاً علم شده است و چهارمحال دیگر از هم جدا و بدبن ترتیب است اول سمیرم دوم جرقویه سوم اردستان چهارم قهپایه! مولف تذکره الملوک در زمان صفویه نیز چنین میگوید: اصفهان با توابع خود محال مخصوصی را تشکیل میداد و دستگاه اداری خاص خود داشت از فهرست اماکنی که صدر خاصه نمایندگی از طرف خود بدانجا مامور میکرد و به وجود و بستگی و ارتباط محال پی میبریم! در زمان قاجار کماکان اسم چهارمحال بر این منطقه از بختیاری ماند و هرجا نامی از چهارمحال برده میشد میگفتند《چهارمحال بختیاری》که تفاوتی باشد با دیگر چهارمحالها در کشور مخصوصا چهارمحال اصفهان! از زمان قاجار تا سال 1332 در سیستم اداری کشور به این منطقه میگفتند《بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل اصفهان و بختیاری》تا اینکه در سال 1332 کلمه چهارمحال به ابتدای کلمه بختیاری آمد و بعنوان چهارمحال بختیاری نامیده شد ولی متاسفانه تفرقه افکنان با اضافه کردن یک واو بین چهارمحال و بختیاری اقدام به جدایی بین این دو کردند!!! جغرافیای اتابکان لُر بزرگ تا چهارفرسخی اصفهان بوده قدیمی ترین اثر دهکرد《شهرکرد》مسجد اتابکان لُر هست که در مرکز شهر قرار دارد در《سفرنامه ابن بطوطه》نام آخرین نقطه مرز اتابکان لُر را قریه الرخ ذکر کرده‌اند! حکومت الیماییان هم که اجداد لُرهاست تا نزدیکی اصفهان بوده بدون شک تمام مردم این منطقه از نژاد لُر هستند و گویش این نواحی حاوی کلمات قدیمی لُری است. زمان رضاخان با تبعید ایلات موگویی و ذلقی بختیاری، عشایر قشقایی را در سامان و بخشی از بروجن جای دادند تا لُرهای بختیاری را تضعیف کنند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • سرزمین از خود راضی

    صادق هدایت در حاجی آقا: این سرزمین روی نقشه جغرافی لکه حیض است. هوایش سوزان و غبارآلود، زمینش نجاست بار، آبش نجاست مایع و موجوداتش فاسد و ناقص الخلقه. مردمش همه وافوری، تراخمی، از خود راضی، قضا و قدری، مُرده پرست، مافنگی، مزور، متملق، جاسوس، شاخ حسینی و بواسیری هستند.


  • مظلوم نمایی اصفهانیها برای انتقال آب

    فرقی بین روحانی، جهانگیری و رییسی نیست! در سکوت نمایندگان چارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان متاسفانه شاهد میدان داری نمایندگان ضد امنیتی اصفهان هستیم! جناب رییسی قاضی القضات مسیری که دارید میروید اشتباه است! عامل تخریب محیط زیست و نابودی مردمان چهارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان نشوید! در مورد حق آبه اصفهان باید ابتدا از خودتان بپرسید: کدام آب؟ و برای چه مصارفی؟ و کدام اراضی؟ و برای چند نوبت کشت در سال؟ اصفهان حتی براساس طومار شیخ بهایی حق آبه ای برای اراضی محدودی آنهم یک نوبت کشت در سال بوده است!!! که الآن دیگر آن اراضی وجود ندارند و تغییر کاربری داده شدند!!! و دیگر آن آب هم بخاطر افزایش جمعیت و سرانه شرب خودشان و تغییر اقلیم وجود ندارد!!! صنایع اصفهان را هم که خود اصفهانیها منتفع میشوند را هم اضافه کنید!!! فریب رِندی اصفهانیها را نخورید آنها برای فریب مردم و مسئولان مفاهیم جدیدی را اختراع کردند از جمله اینکه معتقدند آب موجود و تونل اول متعلق به کشاورزان است و دولت باید برای شرب آب انتقال دهد اگر اینگونه است در نقاط مختلف کشور هم از جمله: چهارمحال بختیاری همین کار را انجام دهند!!! تاکنون به قیمت آواره شدن هزاران نفر و نابودی محیط زیست چندین طرح انتقال آب به اصفهان اجرا شده! کوهرنگ 1 و 2 و 3 و لنگان و خدنگستان و گلاب و بهشت آباد و...چندین طرح دیگر هم در دست اجرا دارند!!! طرحهای قبلی هرکدام مطابق با آیین نامه تخصیص آب وزارت نیرو هیچکدام دائمی نیستند و باید دوباره با توجه به شرایط و خشکسالی در حوزه کارون مورد تجدید نظر قرار گیرند!!! متاسفانه قوه قضاییه وظیفه خود را در مقابل تخریب محیط زیست درست انجام نداده و حتی گفته میشود تحت فشار معاون اول شما دستور دادستان محلی که به علت مجوز باطل شده تونل سوم را متوقف کرده بود، بصورت غیرقانونی باطل شده و دوباره به این طرح باطل شده مجوز دادند! متاسفانه ما لُرهای بختیاری ساکن اصفهان در خط مقدم اعتراضات هستیم و بیشترین شهداء و بازداشتیها را داریم و از آنطرف مسئولین اصفهان از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند که مردم اصفهان ناراضی هستند و مثلاً اگر زاینده رود جاری باشد میتوانیم مردم را آرام کنیم یا توی صف انتخابات بیاریم و اینگونه ما جان میدهیم و آنها معامله میکنند!!! سال گذشته که رییس قوه قضاییه آمدن اصفهان عمداً یکماه بی آبی راه انداختند و حتی شبی که دکترعلاءالدین بروجردی (رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس) آمد نجف‌آباد جزء معدود موارد، برق کل شهر را قطع کردند که بگویند بی آبی و بی برقی مشکل هرروزه اصفهان است!!! و بابت این اعتراضات کُلی امتیاز گرفتند و از آنروز حتی یک دقیقه بی آبی و بی برقی تا امروز نبوده است!!! با انتقال آب مشکل کویربودن اصفهان حل نمیشود و یک نسلکشی در حق مردم خوزستان، چهارمحال بختیاری ولُرستان اتفاق خواهد افتاد نگاه کنید به صنایع آب بَر اصفهان این انتقال آب برای مصارف صنعتی است ولی در استانهای زیردست هزاران نفر از بی آبی مجبور به ترک شهر و روستاهایشان خواهند شد و صدمات جبران ناپذیری به این مردم خواهند زد!!!


  • تبعیض آبی و نابرابری ناحیه‌ای

    زاینده رود متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! باید تمام ذینفعان زاینده رود حق برداشت داشته باشند! دیوان محاسبات گزارش مُستندی از هزینه‌ کَردهای غیرقانونی در پروژه های فاقدمجوز مانند:《گلاب》و《کوهرنگ سه》منتشر کرده اینها میتواند مبنای عمل قوه قضائیه باشد که چگونه انتقالات متعدد آب به کویر موجب تنش اجتماعی_سیاسی شده! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجاست؟ ازهمان مجتمعهای صنعتی ذوب آهن و فولاد مبارکه، که دراصفهان مستقر هستند! چگونه پول برای تداوم پروژههای فاقدمجوز گلاب 2 و سد و تونل کوهرنگ 3 وجود دارد اما پول برای پرداخت تملکات پروژه و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ مسئولین وزارت نیرو جواب بدهند چرا باوجود مخالفت سازمان محیط زیست《پروژه گلاب》تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بُن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر《حق حیات و معیشت》و بهره برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری《اصفهان نورچشمی》حاضرند حقوق اولیه این جمعیت کثیر را در استانی دیگر نادیده بگیرند؟ از مسئولین اصفهان بپرسید مگر《كاشت برنج》براساس مصوبات وزیران بغیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا《سرانه فضای سبز اصفهان》از شهرهایی مانند رشت بالاتر است؟ چرا صنایع آب بَر و مجتمع های فولاد در اصفهان کویری توسعه مییابد؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا《کاشت برنج》و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت امسال کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد متر مکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده رود را؟ یک بام و چند هوا؟ طرح قانونی و مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نیمی از جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد با وجود مصوبات و تعهدات دو دولت (احمدی نژاد و روحانی) و چندین وزیر با ممانعت و کارشکنی (اصفهان) چندسال از برنامه عقب افتاده! از استاندار و دادستان و مدیرکل اطلاعات اصفهان سوال کنید چگونه نزدیک به هزار اتومبیل به اسم《کشاورزان اصفهان》حرکت کردند و با خود لودر آوردند و محل آبگیر پروژه قانونی را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟آمران و برنامه ریزان و مجریان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ مدیرکل دادگستری و دادستان چه کردند و چرا نتایج رسیدگیهای قضاییشان را گزارش نمیدهند؟ اداره کل اطلاعات اصفهان در روز روشن با این حجم جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده حتی آب هم در دلش تکان نمیخورد؟ چه کسی مقصر است؟ با مقصرین برخورد کنید تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • استانهای کویری صنعتی

    استانهای کویری با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده‌اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استانها به این مراکز بویژه تهران سرازیر شود که پیامد آن نابرابری، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است. بلاد لُرنشین که برخلاف توانمندیهای طبیعی سالهاست که جزء استانهای محروم باقی مانده‌اند، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمیتوانند با رفاه و آبرو به زندگی ادامه دهند و بی‌نیاز باشند. مردمان لُر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره‌کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده‌اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه‌دار و نقره داغ شده‌اند و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده‌اند. الگوی توسعه در ایران از《الگوی مرکز_پیرامون》تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات در استانهای کویری و همزمان رکود نسبی فعالیتها در استانهای مرزی؛ نابرابری و واگرایی ناحیه‌ای را بیشتر کرده! همچنین با توجه به این اصل که《نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند》نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت براساس منطق عدالت خواهانه《راولز》که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند تعلق گیرد! در واقع منابع بلاد لُرنشین مثل آب، نفت و معادن تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود بدست آمده از آن در تهران، اصفهان، قم، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق کویری با وجود محدودیتها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند بعلت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلندپایه که به این نواحی کویری تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاریهای دولتی را در تمام زمینه‌ها بخود جذب کنند و در نتیجه جزء《استانهای توسعه یافته صنعتی》به شمار آیند. دکتر دیوید هاروی در کتاب《عدالت اجتماعی و شهر》مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظات سیاسی بر دیدگاههای اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی برحسب نفوذ سیاسیون در قدرت است!


  • توسعه سازگار با طبیعت

    توسعه سازگار و همگام با طبیعت اصلی است که هیچگاه در ایران به آن توجه نمیشود! در سالهای اخیر شاهد تشدید این موضوع نیز بوده‌ایم که این معضل عمدتاً با شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه و شانتاژ تبلیغاتی چگونه آخرین تیشه ها را به ریشه پیکره آبی ایران میزنند. لُرها بیشترین کسانی بودن که در این دور باطل زیان دیده و حق طبیعی حیات آنها نادیده گرفته شده است. تاسف از آنجا ناشی میشود که بسیاری از لُرها به این امر آگاه نیستند و حتی کسانیکه جرات میکنند و خود را بعنوان فعال لُر خطاب میکنند تنها جنبه های قومیتی و تعصبات قومگرایانه آنرا مینگرند و به بقیه زوایای این موضوع ناآگاه و جاهل هستند! ما جزئی از این جهان و طبیعت هستیم حال در این پاره هزار تیکه تقدیر بر آن شده لُر باشیم پس میبایست این تیکه را خوب آمایش و پیرایش و مشکلات آنرا رفع کنیم تا وظیفه خود را در قبال مادر طبیعت انجام داده باشیم. محیط زیست چیزی نیست که بشود براحتی از کنار آن گذشت. مطمئناً اگر در آینده‌ای نزدیک و یا در بازه زمانی کوتاه مدت توانستیم طرحهای ضد میهنی و ضدمحیط زیستی انتقال آب، نابودی جنگلها و توزیع ناعادلانه ثروت و مشکلات فرهنگی را در بین اتنیکهای ساکن ایران رفع و رجوع کنیم در میان جامعه و مناطق لُرنشین نیز از توسعه پایدار و همه جانبه میبایست بهره ببریم《سازگاری با طبیعت》یکی از این مهمترین اصول این روند خواهد بود!


  • توسعه سازگار با طبیعت

    توسعه سازگار و همگام با طبیعت اصلی است که هیچگاه در ایران به آن توجه نمیشود! در سالهای اخیر شاهد تشدید این موضوع نیز بوده‌ایم که این معضل عمدتاً با شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه و شانتاژ تبلیغاتی چگونه آخرین تیشه ها را به ریشه پیکره آبی ایران میزنند. لُرها بیشترین کسانی بودن که در این دور باطل زیان دیده و حق طبیعی حیات آنها نادیده گرفته شده است. تاسف از آنجا ناشی میشود که بسیاری از لُرها به این امر آگاه نیستند و حتی کسانیکه جرات میکنند و خود را بعنوان فعال لُر خطاب میکنند تنها جنبه های قومیتی و تعصبات قومگرایانه آنرا مینگرند و به بقیه زوایای این موضوع ناآگاه و جاهل هستند! ما جزئی از این جهان و طبیعت هستیم حال در این پاره هزار تیکه تقدیر بر آن شده لُر باشیم پس میبایست این تیکه را خوب آمایش و پیرایش و مشکلات آنرا رفع کنیم تا وظیفه خود را در قبال مادر طبیعت انجام داده باشیم. محیط زیست چیزی نیست که بشود براحتی از کنار آن گذشت. مطمئناً اگر در آینده‌ای نزدیک و یا در بازه زمانی کوتاه مدت توانستیم طرحهای ضد میهنی و ضدمحیط زیستی انتقال آب، نابودی جنگلها و توزیع ناعادلانه ثروت و مشکلات فرهنگی را در بین اتنیکهای ساکن ایران رفع و رجوع کنیم در میان جامعه و مناطق لُرنشین نیز از توسعه پایدار و همه جانبه میبایست بهره ببریم《سازگاری با طبیعت》یکی از این مهمترین اصول این روند خواهد بود!


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • خوزستان دومین مصرف‌کننده آب

    جلگه‌خوزستان جای مناسبی برای کشاورزی نیست مگر از آبرفت سنگهای آذرین تشکیل شده باشند مثل جلگه خزر یا عراق که آبرفت کوههای غنی از مواد معدنی ترکیه است. اما خاک خوزستان آهکی و رسی است و بجز مناطق شمال خوزستان بجز خاک رس چیزی وجود ندارد! تا قبل از کشف نفت در فاصله اروند تا دزفول چیزی وجود نداشت و عربهای جنوب خوزستان میگفتند: لیس ورا العبادان قریه! یعنی در شمال آبادان روستایی وجود نداشت! تنها در رامهرمز، دزفول و شوشتر به‌دلیل دانه بندی بهتر خاک و وجود ذرات آهکی نفوذ پذیری خاک وجود دارد! خاک رس آب را به‌شدت جذب میکند اما پس نمی‌دهد اصلاً برای همین کوزه‌ها را از رس میسازند! همین که سطح خاک خوزستان خیس میشود دیگر آب را رد نمی‌کند و آب روی زمین باقی می‌ماند بخاطر این رودهای متعدد در خوزستان وجود دارد و هنگامیکه باران می‌آید فوراً در خوزستان سیل جاری می‌شود اما اگر بعد از همان باران، زمین را نیم متر بکنیم می‌بینیم کاملاً خشک است! همین مسأله باعث شده برای کشاورزی در خوزستان چندین برابر مناطق دیگر به آبیاری نیاز باشد! و به کود شیمیایی هم وابسته است چون خاک از نظر معدنی فقیر است! خوزستان فقط آب و هوای گرم ومرطوب دارد اما خاکش غنی نیست و رس زیاد اجازه زهکشی نمیدهد! رسوبات غرب خوزستان مملوء از رس و آهک است و ارزش کشاورزی ندارد! گیاه خاک تنها در مناطقی که دارای مواد آلی و فعالیتهای زیستی باشند مانند مناطقی که درگذشته جنگل و چمنزار بوده ایجاد میشود اما خوزستان اصلاً گیاخاک ندارد و آب جذب خاک رس میشود و در زمین نفوذ نمی‌کند! جنس آبرفت خرمشهر از جنس آبرفت دجله وفرات است لذا خاک خرمشهر از اهواز بهتر است اما بازهم کیفیت خرمای خرمشهر به کیفیت خرمای بم یا بصره نمیرسد! اگر پرتغال، سیب، خرما و پیاز خوزستان را با لرستان مقایسه کنید، مزه متفاوت آنان را حس میکنید چون طعم محصولات وابسته به جنس خاک است! اگر دست از آبیاری غرقابی در خوزستان بردارند آن‌وقت مشکل گل‌آلود بودن آب آشامیدنی حل خواهد شد! بهترین خاک ایران، در کمربند ارومیه از شمال غرب به سمت جنوب شرق کشور که در آبرفت تشکیلات آتشفشانی دوران سوم زمین‌شناسی است که شامل مواد معدنی، ماسه فراوان و رس کافی است! اگر در خوزستان دوبار محصول می‌گیرند بخاطر خاصیت گرمسیر بودن است! نوع تمدنهای قدیمی بسته به نوع خاک، متفاوت بود مثلاً در بابل و مصر که خاک غنی داشتند کشاورزی حرف اول را میزد اما در ایلام باستان بجز در شمال خوزستان شهری نبود و تمدن ایلام محدود بود به نظامیگری! ولی سومر هفده شهر داشت که دلیل این مسأله نبود امکان کشاورزی بود! شوشتر از آب سد هیچی بهش نرسیده خودش کانال داریون زده! از شوشتر تا اهواز زمینها حاصلخیزند اما همشون دست عربهاست بعد از اون دیگه زمینها حاصلخیز نیستند! سمت دزفولم زمینها حاصلخیزند و بیشتر دست دزفولی هاست! زمینهای بین شوشتر و گتوند و عقیلی دست لرهای بختیاری است که بیشتر دیم هستند! زمینهای خوزستان بیشتر دیم بودند الان سد و کانال زیاد زدند آبی شدند ولی زمینهای شمال دزفول و اندمشک کانال براشون نکشیدن و فریبشان دادند! خاک حاصلخیز سیاه رنگ است و خاک بدرد نخور سرخ رنگ است! زمینهای دارای خاک سیاه و سنگلاخی بدرد کاشت برنج نمیخورند ولی برای باغداری بهترند که بخاطر کم بودن زمین حاصلخیز در ایران، باغات را باید در دامنه کوهها زد نه در جلگه! آبی که از سمت لُرستان میاد تماماً میره برای کشاورزی عربها که برنجکاری میکنند! جایی دیدم که در زمینهای غصبی که گرفتند دریاچه آب انبار کرده بودند! تمام آب بلادلُرنشین حتی آب کوهرنگ سودش را عربها میبرند! کشاورزی میکنند و برای لُرها خط ونشان میکشند.


  • بزرگترین آکواریوم خاورمیانه دراصفهان

    بی‌آبی منحصر به اصفهان نیست و زاینده‌رود هم متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! هزینه‌ در پروژه‌های فاقدمجوز مانند: گلاب و کوهرنگ سه چه توجیهی دارد؟ در حوزه آبی و پروژه‌های انتقال آب از بختیاری و سرشاخه‌ کارون به زاینده‌رود فساد درحال وقوع است! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجا تامین میشود؟ ازهمان مجتمع های ذوب‌آهن و فولاد که دراصفهان مستقرند؟ چطور پول برای تداوم پروژه‌های فاقدمجوز گلاب و تونل کوهرنگ سه هست اما پول برای پرداخت تملکات و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ وزیر نیرو پاسخ دهد؛ چرا باوجود مخالفت محیط زیست پروژه گلاب تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر، حق حیات و معیشت و بهره‌برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری (اصفهان نورچشمی) حاضرند حقوق اولیه جمعیت کثیری در استان دیگری را نادیده بگیرند؟ مگر كاشت برنج براساس مصوبه دولت، غیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا سرانه فضای سبز اصفهان از شهری مثل رشت هم بالاتر است؟ چرا صنایع آبخواه و مجمتع‌های فولاد در اصفهان درحال توسعه‌اند؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا کاشت برنج و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد مترمکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده‌رود را؟ یک بام و چند هوا؟ چرا طرح مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نصف جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد باوجود مصوبه و تعهد دولت با کارشکنی اصفهان عقب افتاده؟ چگونه هزار اتومبیل به اسم کشاورزان اصفهان حرکت کردن و لودر آوردند و محل آبگیر پروژه را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟ برنامه‌ريزان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ چگونه اطلاعات چهارمحال بختیاری سریعاً اقدامات پیشگیرانه میکند و با احضار و برخورد جلوی هرگونه تجمع را میگیرد! اما اطلاعات اصفهان روز روشن با این جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده آب در دلش تکان نمیخورد؟ دولت با مقصرین برخورد کند تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • لُرستان سَد ندارد!!!

    طبق مطالعات منابع آب در حوضه‌ آبریز کرخه که زمان شاه توسط مهندسین آمریکایی انجام‌گرفته و اسنادش در آرشیو سازمان آب خوزستان موجوداست سه سد برای حوضه آبریز کرخه پیش‌بینی ‌شد تا تعادل در این حوضه بعد از احداث سدها برقرار شود. سد کرخه، سد سیمره و سد گاوشمار (معشوره لرستان). براساس این مطالعات اولویت اول با سد گاوشمار بوده که به لحاظ موارد فنی قبل از بقیه سدها باید ساخته می‌شد! بعداز انقلاب این مطالعات توسط شرکت مشاور مهاب قدس دوبار بازنگری شد! بار اول حجم سد گاوشمار کاهش نداشت و برخلاف مطالعات قبل انقلاب سد کرخه ابتدا ساخته شده و بعد سیمره و تاکنون سد گاوشمار ساخته نشد! در بازنگری دوم که مسبب آن نمایندگان خوزستان بودن متاسفانه حجم مخزن سد گاوشمار به صدمیلیون مترمکعب کاهش یافت! و نیروگاه برق‌آبی آن حذف شد! همچنین قرار بر زیرکشت رفتن سی وشش هزارهکتار از اراضی کوهدشت وچگنی بود که آنهم حذف شد وتنها تخصیص ناچیزی برای کشت گلخانه‌ای درنظر گرفته شد! مطالعات سدها و شبکه‌های آبیاری و زهکشی لرستان هم‌زمان با خوزستان شروع‌شد اما توسعه منابع آبی درخوزستان انجام‌شد ولی در لرستان تنها چند سد کوچک (بشکه) ساخته‌شد و سدهای اصلی با فشار نمایندگان خوزستان مرتب به تعویق افتاد و درحال بازنگری هستند! در سیلاب‌های اخیر و خسارتی که لرستان دید، معاونت آب وزارت نیرو به عدم توسعه منابع آب در لرستان اشاره کرد! ولی وزارت نیرو فقط راجع به خوزستان و از کلمه‌ی مهار سیلاب‌های بالادست! استفاده می‌کند و حتی یک کلمه نگفت این سیلاب‌ حاصل از رواناب‌های لرستان است! بنظر می‌رسد لرستان یک کلمه‌ ممنوعه شده و گفتن آن موجب جلب‌توجه کارشناسان و سؤالات متعدد از وزارت نیرو می‌شود که از آن ترس دارند! نمایندگان لرستان اهمیت موضوع سدسازی را درک و استیضاح وزیر نیرو را بخاطر حقوقی که از لرستان ضایع شده را انجام دهند! سد دز شش میلیارد مترمکعب آب دارد ولی آب رها شده دز معادل کل ظرفیت نهایی پشت سد گاوشمار (معشوره) درصورت ساخت است! باتوجه به وضعیت بد آبی ماههای گرم در لرستان که هرسال کشاورزان خسارات می‌بینند نمایندگان لرستان دنبال ساخت سد برای مهار سیل باشند! پول این همه خسارت را صرف ساخت سد گاوشمار کنند تا آب لرستان که در خوزستان سرریز می‌شود و به دشتهای عراق هدایت می‌شود یا به خلیج‌فارس می‌ریزد در لرستان بماند و درد کشاورزان را حل کند! چطور است آب از لرستان به استانهای مجاور می‌رود ولی در خود لرستان مورد توجه قرار نمی‌گیرد! مگر کشاورزی و دامپروری بدون تخصیص آب ممکن است؟


  • آب دزدک

    رو در رویم می ایستد و میگوید: بیل ات را به ما دادی ما نیز آبت را میبریم! به تو که هیچ، به تو که هیچی در چشم تنگی ما، به هیچ کس ربطی ندارد. آبت را میبریم، راسی اینان که بیلشان را از من به عاریه برده اند، آبم را برده اند یا بریده اند؟ های! کسیکه بیل مرا برده ای! به من ربطی ندارد یعنی چه؟ یعنی من هیچ حقی ندارم؟ حتی حق بغض کردن، گریه کردن، زاری و فغان کردن و داد زدن هم؟ بیچاره من لُر، حتی حق حرف زدن هم ندارم سالهاست که دلم برای بی کسیم گرفته های! کسیکه بیل مرا بردی میدانم به تو ربطی ندارد اما، من دیگر میترسم گریه کنم مبادا اشکهایم را هم ببری هرچند که به من ربطی ندارد. راستی! کسیکه بیل مرا بردی، آخرش نفهمیدم نامت چه بود: آبخورک؟ آبدزدک؟ آب برک؟ آب بورک؟ ببخشید اصلا یادم نبود: به من ربطی ندارد که نامت چیست!


  • استان گرایی

    پرونشیالیسم یا استان گرایی (محل گرایی) provincialism. ناسیونالیسم چند سطح دارد یک وجهش پرونشیالیسم یا همان استانی گری و محلی گریست، که در بسیاری از متون اجتماعی در معنای افکار محدود و سطح پایین محلی گری نیز بکار رفته است! امروز ایران درگیر افکار کوته بینانه محلی است و متاسفانه در زمانیکه چنین فضایی تشکیل گردد، افراد با تیپ شخصیتی "جهان وطنی" و توسعه وطنی ناخواسته آسیب جدی می بینند زیرا که همواره مصالح وطن را برتر از منافع محدود محلی می بینند. امروز مردم یزد معتقدند که اگر باغشهر کوثر (هزار و دویست هکتار فضای سبز درون کویر خشک) درون شهرشان احداث شود باعث کاهش دمای شهرشان می شود! این پروژه را هنگامیکه در کنار انواع و اقسام پروژههای پر طمطراق محلی دیگر چون فولاد_یزد و فولاد_کویر و فولاد_اردکان و فولاد_اشکذر و فولاد_الماس_یزد و فولاد_ارفع و انواع و اقسام صنایع آب بَر دیگر قرار میدهیم حاصلی جزء مهاجر_پذیر کردن یزد به همراه نخواهد داشت که البته مهاجرپذیر شده است و باعث شده رشد جمعیت یزد بسیار بیشتر از متوسط کشوری باشد که همگی حاصل تفکرات پرونشیالیسم یا کوته بینانه محلی است! که متاسفانه وقتی که با انواع فسادهای ساختار یافته مثل تخصیص زمین رایگان ملی به پروژه_کوثر و فروش آن به مردم و پرداخت تنها سه درصد یعنی ٢٥ میلیارد تومن از ١٨٠٠ میلیارد تومان تعهدات مصوب همراه میشود باید با برفهای کوههای زاگرس و طبیعت چشمه سارهای بهشت_آباد خداحافظی کرد همانگونه که با زاینده‌رود خداحافظی کرده‌ایم و علاوه بر آن از آنجا که آن پروژه‌ها نیازمند تامین مالیست از بودجه های عمومی یعنی مالیاتهای دیگر شهرها تامین خواهد شد! بودجه‌هایی که باید میشد توسعه صنعت و کاهش بیکاری در استانهای چهارمحال و کهگیلویه و بویر احمد و...


  • کویرسبز اصفهان

    اصفهان از هر واژه برای انتقال آب استفاده میکند! راهکار اصفهان برای جلوگیری از فرونشست زمین حول چپاول آب میچرخد! چه بگوییم از دزدان آب و سکوت نمایندگان خوزستان، بختیاری و لُرستان! پورابراهیمی نماینده کرمان و ناهید تاج‌الدین نماینده اصفهان براحتی از دزدی آب با بودجه ملّی صحبت میکنند ولی نمایندگان خوزستان، بختیاری و لُرستان جرأت حرف زدن در مورد مخالفت با انتقال آب را ندارند! ذوب آهن، صنایع اتمی، لاستیک سازی، سفال، پالایشگاه وپتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آبخواه در جهانند! کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع را در کویر مستقر کردیم! بصورت غلط شهراصفهان در کویر گسترش یافته و الآن دومیلیون جمعیت دارد و دهها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در شهری شده که حتی آب شرب ندارد! ظرفیت زیستی اصفهان پانصدهزارنفر است! وقتی جمعیت در یک منطقه بی آب جمع شده، نشان دهنده بی‌اعتنایی به توسعه پایدار است! فولاد مبارکه اصفهان قرار بود در بندرعباس احداث شود ولی با لابی، سر از اصفهان درآورد! برای تولید هر تن فولاد دویست هزار لیتر آب هدر میرود! سازمان محیط‌زیست مقصراست چون سواحل جنوب وشمال را به روی استقرار صنایع بست! به بهانه توسعه دولت احمدی‌نژاد هشت طرح فولاد در خشکترین مناطق کشور (سمنان، یزد و قم) احداث کردند! خب اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه‌گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر با آب در تضاد است! هشتاد درصد جمعیت دنیا در سواحل زندگی میکنند اما در ایران از آبادان تا بلوچستان تنها دومیلیون زندگی میکنند! چرا از دوهزار کیلومتر ساحل غافلیم؟ کسیکه مجوز ساخت در کویر میدهد باید خسارت بی‌آبی را هم پرداخت کند! وقتی دورنمای منابع آب تاریک است چاره‌ای نیست که صنایع آبخواه را به سواحل منتقل کنیم و جمعیت را کنار آب ببریم! یزد نه رودخانه دارد! نه به دریا نزدیک است! اما سالی هزار تُن خاویار تولید میکند! اصفهان با آب انتقالی از کوهرنگ بختیاری به دومین استان صنعتی تبدیل شد! عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفر به لُرستان گفت: لُرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود! هم خدمتی اصفهانی داشتم میگفت: آب اصفهان از بختیاری تامین میشه اگر آب مال ما بود قطره‌ای را به بختیاریها نمیدادیم! اصفهانیا به مسافر غریبه آدرس اشتباه میدن! بالاترین آمار بیماری اِم اِس رو اصفهانیا دارند چون حرص پول دارند و ازدواج فامیلی میکنند! گدا و پولدار را نمیتوان در اصفهان تشخیص داد!


  • گفتگوی ناشنوایان

    فردی از درگیری هواداران دو کاندید در پلدختر فیلم گرفته و برای رسانه معلوم‌الحال منوتو فرستاده! هموطنان هم با نوشتن هزاران ناسزا مارو شرمنده ادبشون کردن! متأسفانه ساختارهای پیشآمدرن و قبیله‌ای هنوز در بلادلُرنشین حاکم اند و اجازه نظم پذیری را نمی‌دهند! کلاً این مسئله جا نیفتاده که شما بعنوان یک شهروند حق رای و شعور انتخاب دارید! ما گرفتار گفتگوی ناشنوایان شدیم! ما میگیم اونا نمی شنوند و اونا میگن ما نمیخواهیم بشنویم! مگر قرار نیست نماینده ازطریق صندوق رای و با روشی مسالمت‌آمیز انتخاب شود پس زورآزمایی خیابانی برای چیست؟ در کشوری نژادپرست زندگی میکنیم که نام لُر از قبل، همیشه محکوم جلوه داده میشود! آنها خود را مُحق میدانند و ما را محکوم! مقبولیت لُرها در سطح ملّی کاهش پیدا کرده و افکارعمومی به شنیدن صدای اعتراض این قوم واکنشی نشان نمیدهند و عادت کردن با شنیدن نام لُر فقط به آن توهین کنند! این شرایط حاصل بی‌تفاوتی نمایندگان و مسئولانی است که ما بخاطرشان سرهم را میشکنیم! این درسته هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بی‌تفاوت باشیم؟ اگر لرها را نمی‌پذیرند پس چرا با فدرالیسم مخالفند؟ الگوی فدرال برای جماعات متمایز انسانی که در وسعت جغرافیایی پراکنده شده‌اند درست شده که اصل بر همزیستی است نه وحدت! واقعیت آن چیزی نیست که آنها در مورد لُرها شنیدند! واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم! ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی زندگی کردیم! میگن لُرها ساده اند و همین را میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی‌آلایش بودن چیز عجیبی است! معلومه غریب نوازی لُرها چیز عجیبی است! در دوره‌ای که زن افسار مرد را در دست گرفته غیرت و مردانگی لُرها چیز عجیبی است! فارسها ازدواج سفید، رابطه مثلثی، رابطه با خواهرزن و برادرشوهر را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب متهم میکنند! سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خوراکش را با خود ببرد! اما اینکار در لُرهای خان منش و سفره دار ننگ است! لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران نادیده گرفته میشود!


  • تبعیض و نابرابری ناحیه ای در ایران

    خوزستان علی‌رغم سطح زیرکشت بالای محصولات کشاورزی در رتبه پنجم ارزش افزوده کشاورزی کشور قرار دارد ️علت اصلی کاشت محصولات غیر باغی با ارزش افزوده پایین، مثل گندم در خوزستان دانست که با دارابودن قیمت دولتی و خرید انحصاری دولت، نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی کشور برعهده دارد. درصورتیکه محصولات باغی و غیراستراتژیک چون: پسته، زعفران، چای و برنج که متعلق به بخش خصوصی و ارائه شده در بازار آزاد با نرخ آزادند رتبه استان‌های کویری را در این رتبه‌بندی افزایش داده است! تامین امنیت غذایی توسط خوزستان البته به قیمت هزینه‌های اکولوژیک و بحران‌های زیست‌محیطی بود که فشار مضاعفی بر مردم استان وارد کرده است. ️باید توجه کرد خوزستان از یکطرف به‌دلیل تولید نفت، رتبه دوم در تولید ناخالص ملی، بعد از تهران و از سوی دیگر با تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نقش عمده‌ای در تحریک و حرکت پایدار موتور محرکه اقتصاد در یکصدسال گذشته را داشته است. منابعی که با سوءمدیریت، مدیران سیاسی مرکزگرا عمدتاً تلف شده است. خوزستان به‌دلیل عدم برخورداری از حضور سیاسی کافی در پایتخت و به‌دلیل اقتدارگرایی و تمرکز تصمیمات سیاسی در الیگارشی حاکم برآمده از سیاسیون کویری ایران، که همواره با سیاسی‌کاری و منطقه‌گرایی حقوق مردم دیگر استانها را ضایع کرده‌اند، هیچگاه از توسعه اقتصادی مناسب برخوردار نشده! نارضایتی اقوام گوناگون و مناطق غیرفارس و عدم توسعه‌یافتگی این مناطق، نشان از روح خاص یکجانبه‌گرایی و ناسیونالیسم فارسی دارد که در مدیران سیاسی مرکز ایران وجود داشته است. ️نفوذ در ارکان قدرت و نهادهایی چون سپاه، شورای نگهبان، دولت و وزارتخانه‌های مهم که در برخی موارد با «فرصت‌طلبی» نیروهای «انقلابی‌نما» در ابتدای انقلاب رخ داد، باعث شد بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌های مخرب، بدون ملاحظات زیست‌محیطی و رعایت الزامات آمایش سرزمین در خاستگاه کویری این مدیران به اجرا درآید. تبعات این طرح‌ها هم‌اکنون، دامان مردمان محروم بلادلُرنشین را گرفته و هم با اصرار بر اجرای طرح‌های انتقال آب رو به مهاجرت به کویر آورده‌اند! طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان، طرح انتقال از دریای خزر در کنار پروژه‌های کوهرنگ، خِرسان و بهشت آباد در سرچشمه‌های کارون، می‌رود تا مهر باطل بر حضور سرزمینی مردمان شریفی بزند که در برهه‌های حساس، با مقاومت و ایثار در طول تاریخ، تمامیت ایران را حفظ کرده‌اند. ️دموکراسی مشارکتی و حرکت به سمت عدالت اجتماعی راه بر توسعه سیاسی_اجتماعی می‌گشاید و زیاده خواهی و هجمه انحصارات قدرت و ثروت و زد و بندهای مشکوک را متوقف خواهد کرد.


  • انتقال آب بختیاری به اصفهان

    طرح‌های‌ انتقال آب و دزدی آب، راه چاره نیستند! آرمانی بزرگ، اما پرنقص برای مشکلات آب ایران: برخی از مخالفان می‌گویند که طرح‌های انتقال آب خلاف اصل پنجاه قانون اساسی است که حفظ محیط‌زیست را وظیفه‌ای عمومی دانسته و هرگونه فعالیت اقتصادی_عمرانی که موجب آلودگی یا باعث صدمات جبران‌ناپذیر به محیط‌زیست شود، ممنوع کرده است! دوگانگی دو مقوله مدیریت آب و حفظ محیط‌زیست موضوعی جدید نیست اما رشد فزاینده‌ای پیدا کرده است. مسئله کمبود آب در ایران ناشی از ترکیب چند عامل مختلف مانند: رشد بی‌رویه و نبود توازن در توزیع مکانی جمعیت، کشاورزی ناکارآمد، سوءمدیریت و عطش توسعه است. بااین‌حال ایران باید بیاموزد انتقال میان‌حوضه‌ای از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر و در مسافت‌های طولانی، راه‌حل جامع و کاملی برای مسئله آب نیست! در چند دهه اخیر مجموعه‌ای از طرح‌های انتقال آب از سرشاخه‌های کارون، جریان طبیعی زاینده‌رود را به بیش از دوبرابر رساند، ذخیره‌ای بزرگ از آب‌های سطحی برای قطب استراتژیک اجتماعی_سیاسی در مرکزکویری ایران! ولی این تأمین آب، در عمل مشوق توسعه لجام‌گسیخته و ترغیب مردم به مهاجرت به کویرمرکزی بوده است! درعین‌حال از پیامدهای این طرح، بازگشت کم‌آبی تنها چندسال پس از پایان هر پروژه بود درحالی‌که در پایین‌دست، تالاب گاوخونی با کاهش آورد آب و عدم امکان حفظ مناسب زیست‌بوم‌های آبی مواجه است! به‌طورکلی و از دیدگاه درازمدت، پروژه‌های تأمین آب زاینده‌رود نه‌تنها وضعیت را بهبود نبخشیده که آنرا بدتر هم کرده است.


  • کویر بی طول و عرض اصفهان《سیر》نمی‌شود

    افزایش خروجی سد زاینده‌رود به سمت اصفهان! از پانزده فروردین شرکت آب اصفهان اقدام به افزایش خروجی سد زاینده‌رود کرد و تقریباً هر هفته حدود شصت میلیون مترمکعب آب به سمت اصفهان جاری می‌شود! شصت میلیون مترمکعب در یک محاسبه ساده در این دو ماه بیش از پانصدمیلیون مترمکعب آب برای مصارف کشاورزی، صنعت و تغذیه چاههای غیر مجاز اصفهان آزاد خواهد شد! در اصل مافیای آب با افزایش خروجی ها چند هدف را دنبال میکنند. 1) ایجاد حق آبه کاذب برای کشاورزی غیراصولی و اراضی بیابانی سابق! 2) توجیه طرحهای انتقال آب به بهانه کم آبی! 3) عدم پرداخت حق آبه محیط زیست و گاوخونی و دوباره توجیه طرحهای انتقال آب! در اصل پشت پرده باز کردن های این‌چنینی فقط توجیه طرحهای انتقال آب است! فعالان محیط زیست چرا این مواقع سکوت کرده و از حق گاوخونی دفاعی نمی‌کنند؟ آقای درویش ما با همه طرحهای انتقال آب مخالفیم طرحهایی که شما جرأت نمیکنید اسمی از آنها ببرید مثل کوهرنگ یک و دو و سه! آقای درویش برای خوشحالی مافیای آب صحبت نکنید شما نه تنها به فعالان محیط زیست بختیاری توهین کردید بلکه به خودتان و فهم مخاطبین خود هم توهین کردید. طرح بن_بروجن، که فقط چهل میلیون آب شرب را تامین می‌کند را برابر با طرحهای عظیم، کوهرنگ یک و دو و سه و بهشت آباد و لنگان و...قرار میدهید که اهداف کشاورزی،صنعتی و گردشگری دارند؟ برای بن_بروجن فعالان بختیاری مخالفتهای جدی داشتند و این چهل میلیون مترمکعب آب در حقیقت رشوه مافیای اصفهان برای اجرای طرح کوهرنگ سه بود! هرچند قبل از آن طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و چندین طرح دیگر اجرا شد و شما عامدانه منشأ اصلی طرح بن_بروجن یعنی سرشاخه های کارون را فراموش کردید؟ زاینده‌رود فصلی آیا اگر طرحهای انتقال آب نبودند موجودیت داشت؟ آیا می‌توان به مردم عادی چهارمحال بختیاری گفت که اصفهانیها با طرح بن_بروجن که هدف تأمین شرب دارد مخالفند و نباید آن را اجرا کنید ولی ما طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و سه، بهشت آباد و گلاب را برای صنعت، کشاورزی و گروشگری اجرا کنیم؟انتقادی تند به فعالان سیاسی اجتماعی زیست محیطی استان خوزستان! و انتقاد برای فعالان کهگیلویه و بویراحمد هم که در مقابل انتقال خِرسان سکوت کردند! فعالان عرب خوزستان که زمان انتخابات با شعارهای تفرقه انگیزانه و اکثراً لُرستیزانه، پا به عرصه انتخابات و دیگر محافل میگذارید و دم از تبعیض میزنید؟ درحالیکه منشاء تبعیض سیستماتیک علیه خوزستان (چه لُر و عرب) را فراموش کردید؟ هم اکنون در اوج اجرای طرح ای انتقال کارون در کدام محفل و مکانی هستید؟ چرا دم بر نمی زنید؟ مگر کارون در خوزستان خون زندگی و میثاق اتحاد لُر و عرب نیست؟ چرا در مورد قطع این شریان حیاتی سکوت کردید؟ مطالعه فرمایید. نامه مهم منتشر نشده سازمان بازرسی کل کشور به وزارت نیرو در رابطه با پروژه‌های انتقال آب کارون: بند چهار: در صورت رعایت استاندارد در مصرف در استان اصفهان حجم تخصیص یافته از منابع فعلی برای شرب حتی بدون کوهرنگ سه و بهشت آباد کفاف تمام نیازها تا افق مدنظر را دارد! بند پنج: مطابق مصوبه کمسیون تخصیص آب؛ منبع آب مورد نیاز صنایع؛ آب بازیافتی حاصل از تصفیه فاضلابها در افق آتی در استانهای اصفهان، کرمان و یزد است ولی در ابلاغیه شماره ۷۰۰ / ۲۹۲۵۹ / ۸۹ مورخ ۲۱ / ۶/ ۸۹ برخلاف مصوبه مذکور از آب انتقالی برای مصارف صنعت نام برده شده که علناً مغایر با قوانین است. متأسفانه با وجود این نامه تا به امروز با متخلفان برخورد نشده است! مطالعه این نامه برای درک تخلفات وزارت نیرو در اجرای پروژه‌های انتقال آب کارون راهگشاست.


  • طرح بهشت آباد

    طرح بهشت آباد قراراست سالانه یک میلیارد مترمکعب از آب استان بختیاری را با احداث سد و تونلی که مجوز محیط زیستی ندارد و زیست بوم بلادلُرنشین را نابود می‌کند برای رونق کشاورزی و صنعت اصفهان، انتقال دهد! درحالیکه می‌توان همان صنعت و کشاورزی را در کنار همان آب مناطق لُرنشین احداث کرد! با آب آشامیدنی و کشاورزی مردم لُر چندین هزار هکتار شالیکاری برنج و باغستان های رنگارنگ را در دل کویراصفهان راه‌اندازی کرده‌اند؛ یزد را به قطب تولید خاویار و ماهی ایران تبدیل کرده‌اند؛ هفتاد کیلومتر قبل از یزد و چهل کیلومتر بعد از یزد تماماً شهرک صنعتی است؛ صنایع آبخواه باید در کنار آب مناطق لُرنشین احداث می‌شدند را با لابی، در دل کویر جا داده و با هزینه‌های هنگفت زیست محیطی، آب آشامیدنی و کشاورزی هزاران روستا را چندصد کیلومتر از داخل تونل و لوله به کویر انتقال می‌دهند تا صنایع خود را چندطبقه کنند! موضوع دیگری که باعث تأسف است آنکه وقتی بحث از طرح‌های صرفه جویانه مصرف آب میشود مسئولین استانهای لُرنشین با این همه آب، کاسه داغتر از آش شده و این طرحها را به سرعت اجرا میکنند! چرا وقتی بحث پُر کردن چاههای غیرمجاز پیش می‌آید؛ مسئولین استانهای کویری این طرحها را زیر سبیلی رد می‌کنند ولی مایی که غرق در آب هستیم آتشمان از کویریان، تندتر است؟ چرا مسئولین استانهای لُرنشین هرچقدر که در ایجاب ضعیف هستند در سلب پیشتازند؟ چطور در اصفهان برنج را به‌صورت غرقابی کشت میکنند و در لُرستان گردهمایی《سازگاری با کم آبی》برگزار می‌کنند و بدنبال شیوه‌های نوین آبیاری همچون آبیاری تیپ هستند؟ چرا میزان زمینهای آبی در لُرستان می‌بایست سی درصد باشد و زمینهای آبی اصفهان بالای هفتاد درصد؟ این پرسشها مدتهای مدیدی است که برای مردم لُر بی پاسخ مانده‌! ولی امثال مهندس یوسف فرهادی در چارچوب قانون به‌صورت جدی پیگیر جلوگیری از انتقالات آب به کویر شده‌است. یوسف فرهادی مثل فعالین مدنی قوم لُر نه برانداز است و نه قومیت گراست بلکه بدنبال اجرای عدالت اجتماعی و توسعه متوازن در تمام ایران است! قرار بود آب انتقالی قمرود (از الیگودرز به قم) برای مصرف شُرب با دبی مشخص باشد اما انگار مسئولین یادشون رفته این آب آشامیدنی هست نه برای کشاورزی و صنعت! دارند به اندازه چهارده میلیون آب انتقال می‌دهند و دریاچه هشت هکتاری جوان را در قم ساختند و تمام بیابانهای اطراف قم را تبدیل به باغ پسته، شالیکاری و مجتمع تولید ماهی کرده‌اند!


  • قومگرا کیست؟

    قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را با تونل به کویراصفهان منتقل کنند ولی بختیاریها با تانکر آب بخرند! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی‌نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی) قومگرایی یعنی از هجده وزیر، شانزده وزیر فارسند! این سیاست فارسهاست که سالها با تغییر جای متهم و شاکی، برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم، خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا می‌نامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم و براحتی ثروت آنها را چپاول کنند. ایران هویت چندقومی دارد و به‌واسطه کثیرالقوم بودنش، در چارچوب چندین قوم تعریف می‌شود که به‌واسطه تابعیت و تعامل سیاسی در یک دولت یکپارچه شده‌اند که اغلب قوم مسلط (فارس) هویتهای قومی دیگر را طرد میکند و غلبه شکاف‌های قومی_سیاسی به بوضوح در ایران مشاهده می‌شود. لُرها به‌عنوان یک قوم ایرانی حق برخورداری از شرایط مناسب اجتماعی_اقتصادی را دارند اما متأسفانه می‌بینیم که این حق نه تنها مراعات نشده بلکه اراده‌ای برای تحقق آن وجود ندارد. مثلاً چرا آب جغرافیای لُر، مجانی به یزد، قم و اصفهان برود اما برخی شهرهای لُرنشین آب آشامیدنی ندارند؟ چرا آمار بیکاری در استانهای خوزستان، لُرستان، کُهگیلویه و بختیاری اینقدر بالاست؟ مناطق لُرنشین از نظر اقتصادی در شرایط مناسبی قرار ندارند، شما یک سفر به تبریز و اصفهان بروید سپس به «خوزستان، لُرستان، کُهگیلویه و بختیاری» برگردید اصلاً این شهرها باهم قابل مقایسه نیستند. اقتصاد شهرهای لُرنشین همچنان مبتنی بر کشاورزی و دامداری است و دولت‌ برای جبران محرومیت‌ هیچ برنامه‌ای ندارد که همین امر بر انگیزه و فکر مردم اثر منفی برجای گذاشته است. در ایران مزایا و محرومیت‌ها را، به‌واسطه تبارقومی متحمل می‌شوند و هرچه مزایا و محرومیت‌های گروه‌های قومی، تفاوت بیشتری با یکدیگر داشته‌باشند امکان بروز تنش بیشتر می‌شود و لُرها به سبب تجربه کردن رفتارهای تبعیض‌آمیز در معرض درگیر شدن در ستیزه های خشونت بار قرار گرفتند. در هر جامعه‌ای که مردمانش از نظر اقتصادی مطالباتشان پیگیری نشود، آن مردم رادیکال خواهند شد.


  • با احداث صنایع در کویر مقابله کنیم

    با احداث صنایع در کویر مقابله کنیم: مجلس باید قانونی تصویب کند که صنایع آبخواه اجازه تأسیس در کویر را نداشته‌باشند و باید در کنار سواحل و رودخانه‌ها احداث شوند. نباید بدون مجوز محیط زیست کارخانه احداث شود. با رفتارهای غیرقانونی مقابله شود. آیا در این بحران بی آبی باز هم مجوز احداث فولاد و پتروشیمی در استانهای کویری (قم، یزد، اصفهان، کرمان و سمنان) صادر میشود؟ وقتی میتوانیم شکر به راحتی وارد کنیم چه اصراری هست که چغندر در کویر بکاریم یا اصن چرا شرایط کشت چغندر در بلاد آبخیز فراهم نشود؟ وقتی ذرت دانه ای میتوانیم وارد کنیم نباید آب را مصرف کنیم! بجز شهرهای شمالی کشور نباید اجازه کشت برنج داده شود چرا در اصفهان سه هزار هکتار برنجکاری وجود دارد؟ چرا کویر یزد با آب انتقالی مجتمع پرورش ماهی دایر میکند؟ چرا در قم با آب شیرین انتقالی دریاچه تفریحی هشت هکتاری میسازند؟ تا بحال هرکسی هرکار دلش میخواست میکرد ولی الآن محدودیت شدید آب داریم. ایران هنوز سیاست آمایش ندارد و هنوز توسعه پایدار را نمیشود اسمش را آورد مثلأ ما میگوییم مردم شمال ایران باید سرایدار تهرانیها باشند ما در عمل این را گفته ایم برای اینکه توسعه صنعت را در شمال منع کرده‌ایم. اگر ویلاهای تهرانیها آنجا نبود این همه جوان بیکار می‌شدند؟ گردشگری و صنعت یک مقوله اند نباید به بهانه گردشگری از صنعت غافل شد! تکنولوژی هر روز جلو می‌رود امروز هلند که از مازندران کوچکتر است بزرگترین کشور پیشرفته صنعتی خصوصاً در حوزه محصولات شیمیایی است چرا ما صنعت را در شمال منع میکنیم؟ همان هلند معادل دو برابر درآمد نفتی ایران فقط از محل کشاورزی درآمد میلیاردی کسب میکند! در هلند در منطقه ای پایین تر از سطح دریا، کشاورزی و صنعت درکنار هم هستند! ما هم از تکنولوژی عقبیم و هم عقبتر فکر میکنیم مثلاً با کلانشهر کردن شهرهای کویری چه هدفی دنبال میکنیم؟ چرا تمام شهرهای میلیونی ایران در حاشیه کویرند؟ چه ضرورتی دارد که تهران بیست میلیون جمعیت داشته باشد؟ چرا انگلیس، آلمان یا فرانسه اجازه نمیدهند یک جمعیت کثیر در یک نقطه جمع شوند؟ ظرفیت زیستی تهران سه میلیون نفر است اما چندین برابر ظرفیتش در آن جمع شدند! توسعه نقطه ای برای کشوری که آب ندارد مخرب است!



آخرین مقالات