دو شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

آب منبع قدرت است

توسعه در ایران بر مبنای برنامه آمایش سرزمین اتفاق نیفتاده است و الآن بسیاری از صنایع پرآب بر در استانهای کویری احداث شده اند و سازمان محیط زیست هم به آنها مجوز داده است خب اینها ضد توسعه پایدار است.

آب منبع قدرت است

مقدمه

آب منبع زندگی است. آب منبع تمدن است. آب منبع قدرت است. آب منبع همکاری است. آب منبع پایداری است. آب به عنوان مهد تمدن توصیف میشود. رودخانه های بزرگی نظیر: کارون ، دجله ، فرات ، سند ، نیل و یانگ تسه در طول تاریخ زمینه ساز ظهور تمدنهای بزرگی نظیر: عیلام ، بابل ، مصر و چین شده اند. شهرهای مدرن امروزی نظیر: رتردام هلند / لندن انگلیس / نیویورک آمریکا / شانگهای چین و توسعه موفقیت آمیز خود را مدیون دسترسی آسان به آب هستند. آب به مثابه منبع قدرت سیاسی نشان میدهد که در اعصار مختلف به عنوان وسیله اعمال قدرت و کنترل مردم و همچنین به عنوان یک مانع طبیعی و مکانیسم دفاعی در برابر تهاجم دشمنان به کار رفته است!

 

چرا نگاه ما به آسمان است؟

ما از ابتدای برنامه پنج ساله سوم تا امروز ۸۰ میلیارد متر مکعب از ذخایر آب استراتژیک تجدید ناپذیر خود را به بهانه خودکفایی در کشاورزی و ترویج صنایع پرمصرف، مصرف کرده ایم. ما دیگر برای چنین ولنگاری هایی، آبی در اختیار نداریم و باید به سرعت در این زمینه تجدید نظر کنیم. مردم و مسؤلان باید نگاهشان را از آسمان تغییر دهند و انتظار نداشته باشند که آسمان همه جیره غذایی اش را در اختیارشان قرار دهد! کشور ما باید از خام فروشی جدا شود و به سراغ تولید محصولات ثانویه برود. ما فقط باید مدیریتی بر مبنای حکمرانی مطلوب بر کشور اعمال کنیم تا مردم این کشور را از خودشان بدانند ؛ چه ایرانیانی که در داخل کشور هستند و چه ایرانیانی که در خارج از کشور هستند و بیش از چند هزار میلیارد دلار سرمایه دارند اما به دلیل عدم اطمینان حاضر نیستند سرمایه خود را به داخل کشور منتقل کنند ( فقط ایرانیان ساکن امارات عربی سرمایه ای معادل ۷۰۰ میلیارد دلار در اختیار دارند ) چگونه است که انگلیسیها میتوانند برای استحصال انرژیهای خورشیدی در مناطق کویری ایران ۸۰۰ میلیون یورو سرمایه گذاری کنند و یک نیروگاه ۶۰۰ مگاواتی را طراحی کنند اما ثروتمندان ایرانی حاضر نیستند در چنین پروژه هایی در کشور خود که بالاترین مزیت را هم دارد سرمایه گذاری کنند؟ هنر مدیریت ما باید این باشد که ترسها را کم کنیم و نشان دهیم دولتی قانونمدار هستیم که به شهروندان خود احترام میگذارد ، آزادیهای مشروع را رعایت میکند و جلوی برخوردهای سلیقه ای را میگیرد. در این صورت خواهیم دید که با توسعه گردشگری در حوزه های طبیعی ، تاریخی و فرهنگی ، توسعه کسب و کارهای سبز ، استحصال انرژی های نو به ویژه انرژی خورشیدی ، بادی و زمین گرمایی میتوانیم نه تنها مشکلات خود را حل کنیم ، بلکه به قدرتمند ترین کشور منطقه تبدیل شویم. یک وجب از خاک ایران به دلیل مزیتهای ناهمتایی که داریم مورد حسرت بسیاری از کشورهای دیگر است! ولی متأسفانه با دنیا قهر کرده ایم و میخواهیم حتمأ در کشاورزی خودکفا شویم. مدام میترسیم دنیا آذوقه غذایی ما را تأمین نکند! چرا باید بترسیم؟ چرا حرف حساب نزنیم و با دنیا از در آشتی وارد نشویم؟ ما هرگز نمیتوانیم با خودکفایی در کشاورزی به توسعه پایدار برسیم! ما میتوانیم در حد ۲۰ میلیارد متر مکعب کشاورزی داشته باشیم. همانطور که در طول هزاران سال با ۷۸ هزار رشته قنات یا کاریز توانسته ایم کشاورزی پایدار داشته باشیم ، بعد از این هم میتوانیم. اخیرأ اکولوژیست ها به این نتیجه رسیده اند که اگر ما بین ۲۰ تا ۴۰ درصد از آب قابل استحصال خود را در سال مصرف میکردیم هرگز به چنین بحرانی بر نمیخوردیم و این کاری بوده که پدران ما با کاریزها انجام میدادند. امروز هم ما میتوانیم کشاورزی داشته باشیم به شرط اینکه بجای ساخت سد برای کشاورزی و طرح انتقال آب، به دانش حوزه کشاورزی اضافه کنیم و کشاورزی را از نظر نرم افزاری ارتقا دهیم! باید کشاورزی خود را مکانیزه کنیم و از نظر نرم افزاری ارتقا دهیم. نباید کاری کنیم که بیش از ۶ برابر حد مجاز ضایعات در بخش کشاورزی داشته باشیم. این ضایعات به دلیل نداشتن سردخانه / کم دانشی کاربران / روشهای نادرست بسته بندی / و روشهای غیر اصولی انبار و حمل و نقل است. برای اصلاح این موارد به دانش و سرمایه گذاری نیاز داریم. ما به دلیل ضایعات بخش کشاورزی در این بخش سالانه ۲۷ میلیارد متر مکعب آب هدر میدهیم! این میزان آب ۳ برابر بیشتر از مجموع آب شرب مورد نیاز ۸۰ میلیون ایرانی در طول یکسال و بیشتر از نصف ظرفیت هزار سدی است که در ایران داریم! کل آبی که در بخش صنعت مصرف میشود بین ۶ تا ۸ درصد و تقریبأ معادل همان میزان آبی است که در بخش شرب استفاده میشود! اما پساب ناشی از فعالیتهای صنعتی به شدت آلوده کننده است ؛ یک لیتر پساب کشاورزی شاید حداکثر ۱۰ لیتر آب شرب را آلوده کند اما یک لیتر پساب صنعتی میتواند هزاران لیتر آب شرب را آلوده کند!

 

کدام صنایع آب بر هستند؟

صنایع ذوب آهن و فولاد / صنایع اتمی / لاستیک سازی / سفال / پالایشگاه و پتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آب دوست در جهان هستند و ما کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع جهان را در شهرهای کویری مستقر کرده ایم!!!

 در مقابل نیز به صنعت گردشگری ، صنایع تک و صنایع استحصال انرژی های خورشیدی ، بادی ، زمین گرمایی و جزر و مدی که کمترین نیاز به آب را دارد، کمترین توجه را کرده ایم! واقعأ عجیب نیست؟ اگر مغولها باز به ایران حمله میکردند همین استراتژی را برای نابودی مردم در پیش میگرفتند! ما بدست خودمان داریم ایران را نابود میکنیم!

 

خشکسالی در کدام مناطق بیشتراست؟

از نظر بارندگی در حوضه آبخیز سرخس و همچنین حوضه آبخیز سیستان و خراسان جنوبی( بیرجند) بدترین وضعیت جریان دارد. بعد از آن مناطق ایران مرکزی ( اصفهان ، یزد و کرمان ) قرار دارد که آنجا هم میانگین ریزشهای آسمانی پایین است.بعد سواحل خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد که بارندگی کمی دارند! بهترین حوضه آبخیز که بارندگی بالایی دارند کرانه های دریای مازندران و دریاچه ارومیه است!

 

وضعیت تهران چگونه است؟

با توجه به میزان جمعیت تهران بدترین وضعیت را دارد چون به شدت وابسته به سدهایی است که در اطرافش قرار دارند. سدها هم وابسته به ریزشهای آسمانی هستند. ما حدود ۱/۲ میلیارد متر مکعب در تهران آب مصرف میکنیم و حدود یک میلیارد مترمکعب یعنی ۸۰ درصد از این مقدار صرف آب شرب میشود. در کل کشور معمولأ حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد آب برای بخش کشاورزی مصرف میشود و آب شرب ۸ درصد است ولی در تهران ، اصفهان ، مشهد و تبریز این رقمها برعکس است!!!

 

چرا شهر بالای ۳ میلیون جمعیت در ایران نباید داشته باشیم؟

نباید اجازه بدهیم شهرهایی با جمعیت بیشتر از ۳ میلیون نفر در کشور به وجود بیاید!!! چون تشکیل چنین شهرهایی یک خطای راهبردی بوده است حتی در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان ، اتریش ، فرانسه ، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره مند هستند به ندرت شهری می بینیم که بیش از ۳ میلیون نفر جمعیت داشته باشد! هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می بلعد. در حال حاضر تهران از منظر "رد پای بوم شناختی" ecological footprint )  ) بدهکارترین شهر منطقه خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا ۳۶ سانتیمتر در سال است!!! سطح آب زیر زمینی در غرب تهران که تازه یکی از مناطق خوب تهران است در حال افت تا ۱۷ متر است ولی ما با ساخت وسازهای انبوه در منطقه وردآورد و چیتگر در حال سرعت به نابودی آنجا هستیم! تهران فاقد اصول شهرسازی است و ما فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت رشد کردند.

تأثیر بحران آب بر مهاجر روستاییان وگسترش حاشیه نشینی چگونه است؟

طبیعی است که روستانشینان به شدت در معرض آسیب بحران بی آبی هستند و این خشکسالی ها میتواند بر روند مهاجرت روستاییان دامن بزند و به ابعاد حاشیه نشینی در کلانشهرها اضافه کند. سال ۱۳۵۶ کل تعداد حاشیه نشینان ایران ۶۰۰ هزار نفر بود و در آن زمان میگفتند همین ۶۰۰ هزار نفر یک بحران جدی در تهران و خوزستان ایجاد کرده است! علت عمده آن حاشیه نشینی بخاطر ساخت سد دز در خوزستان و سد امیرکبیر تهران بود!!! اما همین حالا ۱۸ میلیون حاشیه نشین داریم و ۳۴ هزار روستای ما تخلیه شده اند! خشکسالیهای مضاعف باعث میشود روند تخلیه روستاها به شدت افزایش پیدا کند و روستاییان چاره ای نداشته باشند جز پناه بردن به حاشیه شهرها. این مهاجران هیچ روشی برای تأمین معیشت پایدار خود ندارند و متأسفانه یا درگیر قاچاق مواد مخدر و معضلات این چنینی خواهند شد یا درگیر تألمات روحی و افسردگی که هر دو حالت هزینه های اجتماعی بسیار زیادی ایجاد میکند! درصورت تغییر نکردن رویکرد مدیران زیانهای اقتصادی افزایش می یابد مثلأ ما سالانه تا ۱۷ هزار میلیارد تومان خسارت خشکسالی میدهیم! کمکهای بلاعوض تا ۱۷ هزار میلیارد تومان است!

 

کشورهای منطقه چه رویکردی برای مقابله با خشکسالی اتخاذ کرده اند؟

ترکیه در سال ۲۴۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال دارد. ایران در سال ۱۰۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال دارد و حتی گفته میشود الان این میزان به ۸۰ میلیارد متر مکعب کاهش یافته است! ترکیه کمتر از نصف ایران مساحت دارد اما ۳ برابر ایران آب قابل استحصال دارد. ترکیه دو برابر درآمد فروش نفت ایران از گردشگری درآمد کسب میکند! در این شرایط اگر در ترکیه خشکسالی هم شود باز برای تأمین صنعت گردشگری اش همیشه آب دارد. مثال دیگر امارات عربی است که شرایط بسیار سخت تری از نظر خشکسالی تجربه میکند و آب شرب مردمش را هم با تکنیک های آب شیرین کن و نمک زدایی تأمین میکند. امارات سال ۲۰۱۸ حدود ۱۴ میلیارد دلار درآمد گردشگری داشت درحالیکه ایران فقط ۱ میلیارد دلار درآمد گردشگری داشت! چرا آنها نگران خشکسالی و کمبود آب نیستند؟ چون که براساس تجارت جهانی ، صنایع تک و گردشگری درآمد میلیاردی کسب میکنند ولی ما میخواهیم براساس تعداد دام ، میزان باغها و تولید کشاورزی ، تولید آهن و خودروسازی که حتی استعداد عرضه آنها در بازارهای جهانی را نداریم ، کسب درآمد و تولید اشتغال داشته باشیم که همگی بر پایه آب هستند!!! آنچه به کشور ما آسیب وارد میکند همین رویکرد نادرست است. اصولأ نگاه ما فقط به آسمان است و با وجود پیشرفتهای تکنولوژیک در جهان ، نگاه ما با پنج هزار سال قبل تفاوتی نکرده و هنوز همان نگاه کشاورزی سنتی سابق را داریم!!! ما در رجوع به مدیریت سازه ای / سدسازی / و انتقال آب افراط کردیم. بصورت غلط شهر اصفهان در کویر گسترش یافته و الآن ۲ میلیون جمعیت دارد و دهها میلیارد دلار سرمایه گذاری صنعتی در شهری شده که حتی آب شرب ندارد. ظرفیت زیستی اصفهان ۵۰۰ هزار نفر است. همین که جمعیت به این شکل در یک منطقه بی آب جمع شده نشان دهنده بی اعتنایی به توسعه پایدار است! در مشهد جمعیت به ۳ میلیون رسیده و آب هم ندارد از طرفی به اشتباه آمده ایم آب خوردن این شهر را به آب بیگانه ( سد دوستی افغانستان ) وصل کرده ایم که الآن هم آب ندارد! آمدند سد جیرفت را زدند بدون اینکه حقآبه جازموریان را درنظر بگیرند. سال ۶۸ مجلس سیاست خودکفایی را تصویب کرد و گفتند به هر قیمتی اغذیه مورد نیاز مردم در داخل تولید شود در این شرایط اراضی دیم به آبی تبدیل شدند مثلأ در حوضه دریاچه ارومیه ۲۰۰ هزار هکتار آبی جدید اضافه شد و محصولات پرآب مثل چغندر ، ذرت ، یونجه ، سیب ، پیاز و کشت شدند!

 

برنامه آمایش سرزمین:

توسعه در ایران بر مبنای برنامه آمایش سرزمین اتفاق نیفتاده است و الآن بسیاری از صنایع پرآب بر در استانهای کویری احداث شده اند و سازمان محیط زیست هم به آنها مجوز داده است خب اینها ضد توسعه پایدار است.

این تصمیمات را چه کسی گرفته؟ فولاد مبارکه اصفهان قرار بود کنار دریا احداث شود ولی با لابی سر در اصفهان درآورد. خود سازمان محیط زیست در اینباره مقصر است چون سواحل جنوب و شمال را به روی استقرار صنعت بستند! گفتند ورود به سواحل ابدأ ممنوع! خب صنعت کجا برود؟ به بهانه توسعه در دولت مهرورزی ۸ طرح فولادی را در خشکترین مناطق کشور ( سمنان ، یزد و قم ) احداث کردند. خب اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر متضاد آب است!!!

هشتاد درصد جمعیت دنیا در کنار سواحل زندگی میکنند اما در ایران از آبادان تا گواتر بلوچستان تنها ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر زندگی میکنند! ما از ۲ هزار کیلومتر چرا غافلیم؟ گفتند به سواحل جنوب و شمال دست نزنیم یعنی آمایش سرزمین نبود ، عقل آینده نگر نبود و قدرتهای سیاسی کشمکش داشتند و هر کسی میخواست صنعت را ببرد جایی و محیط زیست فقط تماشا کرد. برخی کارشناسان عقیده دارند ، میشود دست کم پروژه های نیمه کاره را در کویرستان کامل نکرد. کسیکه مجوز ساخت در کویر میدهد باید خسارت بی آبی را هم پرداخت کند! وقتی دورنمای منابع آبی تاریک است چاره ای نیست که صنایع آب دوست را به کنار سواحل منتقل کنیم و جمعیت را کنار آب ببریم! باید جلوی طرحهای مخرب را در کویر بگیریم.

 

مزایای تأسیس صنایع در سواحل چیست؟

صنعتی که در ساحل قرار دارد از آب دریا استفاده میکند / به مواد اولیه دسترسی سریعتری دارد / حمل و نقلش ارزان تر است / قیمت تمام شده اش ارزانتر میشود /  و موجب آلودگی و تخریب محیط زیست نمیشود. تصمیمات جزیره ای که ضد آمایش هم هستند نشان میدهد که همچنان داریم خطاهای مان را تکرار میکنیم برای نمونه در کرمان کویری اصرار دارند که مجتمع های پتروشیمی و فولاد بسازند! چون دل بسته اند به انتقال آب! اگر میتوانند از آسمان حجم آب بیشتری بیارند خب بروند باز در کویر صنایع آب دوست بسازند. مشکل ما همین نگاه بخشی و نقطه ای است که تمام صنایع ایران در مرکز مثلث قم ، اصفهان و کرمان دارد احداث میشود ( مثلث برهوت ) یعنی دقیقأ خشکترین جای کشور محل تجمع صنایع شده است. آب را باید مدیریت کرد. وقتی میتوانیم شکر را راحت وارد کنیم چرا باید چغندر بکاریم؟ وقتی ذرت دانه ای را میتوانیم وارد کنیم نباید آب را برای تولید ذرت هدر دهیم. نباید به غیر از شهرهای شمالی در جای دیگری برنج کشت شود! تا به حال هرکسی هرکاری دلش خواست کرد امروز دولت باید محدودیت بگذارد.

 

این مقاله توسط محمد درویش عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع در مجله تجارت ، شماره ۲۵۶ ، چاپ شده بود که به علت حساسیت موضوع آب در سایت نگین زاگرس بازنشر شد.

5 نظر

  • بحران آب را جدی بگیریم!

    در کشوری خشک و کویری به سر میبریم که با بحران آب مواجه است. دو ثلث ایران کویری و لم یزرع است. آب مثل ما انسانها نیست که از وضعیت خود سخن بگوید. میزان اضافه برداشت آبهای زیر زمینی از یک میلیارد متر مکعب در سال ۶۸ به حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب در سال ۸۸ افزایش یافته است! براساس گزارشهای موجود میزان افت آبهای زیر زمینی در ایران از حدود ۲ متر در سال آبی ۴۷ به حدود ۱۸ متر در سال ۸۸ رسیده است! اینگونه مساعل آب در ایران عمدتأ ناشی از شرایط اقلیمی ( واقع شدن در منطقه خشک ) است و با وخیم تر شدن اوضاع جهانی آب و هوا مثلأ تغییرات آب وهوایی و نامناسب بودن الگوی کشت در کشاورزی شرایط بحرانی تر هم میشود! انسداد چاه های غیرمجاز / جلوگیری از اضافه برداشت چاه های مجاز / خرید و انسداد چاه های کشاورزی در مناطق ممنوعه / نصب کنتورهای هوشمند آب و برق / ایجاد تشکل های آب بران زیر زمینی / تهیه بانک اطلاعاتی / پیاده سازی سیستم GIS و … میتواند از آبهای زیر زمینی حفاظت کند.


  • آب به مثابه منبع قدرت سیاسی است!

    در ایران غفلت از ابعاد اجتماعی و فرهنگی آب تا سالهای اخیر کاملأ مشهود بوده و طی دهه اخیر نیز ابعاد اجتماعی _ فرهنگی آب مورد توجه قرار گرفته است ولی خلأ بنیانهای نظری و اندیشه ای در مباحث مطروحه کاملأ مشهود است. آب به عنوان پدیده ای چند وجهی کارکردهایی فراتر از تصور رایج دارد و دارای نقشهای اساسی در زندگی و حیات جمعی انسانها دارد. آب هم منبع زندگی است هم منبع قدرت و پایداری! لذا مسأله آب دارای ابعاد اکولوژیکی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی است. اتخاذ رویکرد واقع گرایی باعث میشود تا ابعاد عینی آب مورد توجه قرار گیرد.


  • طرح انحراف رودخانه های سیبری در روسیه!

    در روسیه قرار بود حجم آبی به میزان ۲۵ تا ۲۷ میلیارد متر مکعب به آسیای مرکزی و قزاقستان برای آبیاری و کشاورزی منتقل شود اما خشک شدن دریاچه ، بستری از نمک به وسعت ۳۶ هزار کیلومتر مربع برجا گذاشت. نمک آب چهار برابر شد و بیشتر موجودات زنده در آن از بین رفتند. اجرای طرح انتقال آب در سیبری روسیه موجب تغییر در مورفولوژی رودخانه ها شد و ملاحظات زیست محیطی موجب توقف طرح شد. املاح و سموم کشاورزی با باد به مناطق دورتر منتقل شد و سلامت جوامع محلی را به خطر انداخت. نمک برخاسته از دریاچه باعث ذوب سریعتر برف کوههای اطراف شد و همین موضوع ظرفیتهای کشاورزی آن منطقه را مختل و نابود کرد! توفانهای شن و نمک موجب بیماری مردم محلی شد و افزایش شوری محصولات موجب نابودی مواد غذایی شد! مطالعات بین المللی نشان داده که طرحهای انتقال آب فقط به شکست منجر میشود و اکوسیستم را بهم میزند.


  • کوشکی

    امروز هر دانشجوی سال اول اقتصاد میداند که اقتصاد و سیاست و توسعه پایدار از هم تفکیک ناپذیرند. توسعه پایدار یعنی حقی برای آیندگان قاعل بودن ؛ طوری زندگی کنیم که آیندگان هم بتوانند در این مملکت زندگی کنند. آنچنان در مسیر خطا غرق شده و پیشرفته ایم که بازگشت به توسعه پایدار مقدور نخواهد شد. همین شرایط است که مثلثی به سرکردگی آمریکا ، اسراییل و عربستان را به طمع انداخته تا آرزوی برنارد لوییس ( صهیونیست ضد ایرانی ) را برآورده شدنی بدانند و ایران را برحسب قومیت و زبان به کشورهای کوچکی تبدیل کنند که هر کدام راحت الحلقومی برای جهان خواران شوند. ریشه اشکال کجاست؟ چه سیاستها و پارادایم هایی سبب شده کشور ثروتمند ایران با این مشکلات روبرو باشد؟ طبق تحقیق اتاق بازرگانی مشهد در ۴۰ سال گذشته ۳ هزار میلیارد دلار از منابع داخلی به اقتصاد تزریق شده است. پشتیبانی مردمی هم که داریم ، متخصص و تحصیلکرده هم داریم ، فرهنگ و تمدن و گستردگی سرزمینی هم که داریم ، پس چه اشکالی داشته ایم که به امروز افتاده ایم؟ بنظر من مدیران دلسوز و متعهد بجای تشویق ، متهم میشوند و بجای بهسازی محیط کار ، عنصر سالم و کاردان حذف میشود و ثمره این پدیده اینست که مبارزه با فساد ناممکن میشود وگرنه فساد در همه جوامع هست البته به درجات مختلف ، اما نوع برخورد با مفسدین اقتصادی متفاوت است.


  • الیگودرز از توسعه برخوردار نیست

    الیگودرز پهناورترین شهرستان لرستان با بیشترین تعداد روستاهاست. متٱسفانه از نظر شاخصهای زیر ساختی از محرومترین نقاط کشور است و ۱۰۱ نقطه جمعیتی این شهرستان هنوز پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب فاقد جاده دسترسی است و ۲۵ ٪ روستاهای الیگودرز از خدمات و هرآنچه لازمه توسعه است برخوردار نیستند و تنها غفلت و بی مهری شامل حال آنان میشود! دلمان به درد می آید وقتی آب زلال الیگودرز را سخاوتمندانه تقدیم قم و اراک میکنند و اسمی از الیگودرز در افتتاحیه برده نمیشود و هیچ حقآبه ای به کشاورزان مان پرداخت نمیشود. دلمان بدرد می آید وقتی بزرگترین سدهای آبی کشور در استان لرستان به بهره برداری میرسد اما ۱۴۲ روستای الیگودرز حتی آب لوله کشی ندارند! دلمان بدرد می آید وقتی بزرگترین نیروگاه برق آبی کشور در لرستان به بهره برداری میرسد اما ۲۵ درصد روستاهای الیگودرز فاقد برق رسانی هستند! شهرهای لرنشین عمدتأ از نظر شاخصهای رفاه اجتماعی ، بیکاری ، فقر ، احساس محرومیت نسبی و ... در وضعیت مناسبی نسبت به میانگین کشوری قرار ندارند به عبارت دیگر ما شاهد تقارن همزمان فقر و محرومیت با آسیبهای اجتماعی در استانهای لرنشین هستیم.



آخرین مقالات