جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

آب منبع قدرت است

توسعه در ایران بر مبنای برنامه آمایش سرزمین اتفاق نیفتاده است و الآن بسیاری از صنایع پرآب بر در استانهای کویری احداث شده اند و سازمان محیط زیست هم به آنها مجوز داده است خب اینها ضد توسعه پایدار است.

آب منبع قدرت است

مقدمه

آب منبع زندگی است. آب منبع تمدن است. آب منبع قدرت است. آب منبع همکاری است. آب منبع پایداری است. آب به عنوان مهد تمدن توصیف میشود. رودخانه های بزرگی نظیر: کارون ، دجله ، فرات ، سند ، نیل و یانگ تسه در طول تاریخ زمینه ساز ظهور تمدنهای بزرگی نظیر: عیلام ، بابل ، مصر و چین شده اند. شهرهای مدرن امروزی نظیر: رتردام هلند / لندن انگلیس / نیویورک آمریکا / شانگهای چین و توسعه موفقیت آمیز خود را مدیون دسترسی آسان به آب هستند. آب به مثابه منبع قدرت سیاسی نشان میدهد که در اعصار مختلف به عنوان وسیله اعمال قدرت و کنترل مردم و همچنین به عنوان یک مانع طبیعی و مکانیسم دفاعی در برابر تهاجم دشمنان به کار رفته است!

 

چرا نگاه ما به آسمان است؟

ما از ابتدای برنامه پنج ساله سوم تا امروز ۸۰ میلیارد متر مکعب از ذخایر آب استراتژیک تجدید ناپذیر خود را به بهانه خودکفایی در کشاورزی و ترویج صنایع پرمصرف، مصرف کرده ایم. ما دیگر برای چنین ولنگاری هایی، آبی در اختیار نداریم و باید به سرعت در این زمینه تجدید نظر کنیم. مردم و مسؤلان باید نگاهشان را از آسمان تغییر دهند و انتظار نداشته باشند که آسمان همه جیره غذایی اش را در اختیارشان قرار دهد! کشور ما باید از خام فروشی جدا شود و به سراغ تولید محصولات ثانویه برود. ما فقط باید مدیریتی بر مبنای حکمرانی مطلوب بر کشور اعمال کنیم تا مردم این کشور را از خودشان بدانند ؛ چه ایرانیانی که در داخل کشور هستند و چه ایرانیانی که در خارج از کشور هستند و بیش از چند هزار میلیارد دلار سرمایه دارند اما به دلیل عدم اطمینان حاضر نیستند سرمایه خود را به داخل کشور منتقل کنند ( فقط ایرانیان ساکن امارات عربی سرمایه ای معادل ۷۰۰ میلیارد دلار در اختیار دارند ) چگونه است که انگلیسیها میتوانند برای استحصال انرژیهای خورشیدی در مناطق کویری ایران ۸۰۰ میلیون یورو سرمایه گذاری کنند و یک نیروگاه ۶۰۰ مگاواتی را طراحی کنند اما ثروتمندان ایرانی حاضر نیستند در چنین پروژه هایی در کشور خود که بالاترین مزیت را هم دارد سرمایه گذاری کنند؟ هنر مدیریت ما باید این باشد که ترسها را کم کنیم و نشان دهیم دولتی قانونمدار هستیم که به شهروندان خود احترام میگذارد ، آزادیهای مشروع را رعایت میکند و جلوی برخوردهای سلیقه ای را میگیرد. در این صورت خواهیم دید که با توسعه گردشگری در حوزه های طبیعی ، تاریخی و فرهنگی ، توسعه کسب و کارهای سبز ، استحصال انرژی های نو به ویژه انرژی خورشیدی ، بادی و زمین گرمایی میتوانیم نه تنها مشکلات خود را حل کنیم ، بلکه به قدرتمند ترین کشور منطقه تبدیل شویم. یک وجب از خاک ایران به دلیل مزیتهای ناهمتایی که داریم مورد حسرت بسیاری از کشورهای دیگر است! ولی متأسفانه با دنیا قهر کرده ایم و میخواهیم حتمأ در کشاورزی خودکفا شویم. مدام میترسیم دنیا آذوقه غذایی ما را تأمین نکند! چرا باید بترسیم؟ چرا حرف حساب نزنیم و با دنیا از در آشتی وارد نشویم؟ ما هرگز نمیتوانیم با خودکفایی در کشاورزی به توسعه پایدار برسیم! ما میتوانیم در حد ۲۰ میلیارد متر مکعب کشاورزی داشته باشیم. همانطور که در طول هزاران سال با ۷۸ هزار رشته قنات یا کاریز توانسته ایم کشاورزی پایدار داشته باشیم ، بعد از این هم میتوانیم. اخیرأ اکولوژیست ها به این نتیجه رسیده اند که اگر ما بین ۲۰ تا ۴۰ درصد از آب قابل استحصال خود را در سال مصرف میکردیم هرگز به چنین بحرانی بر نمیخوردیم و این کاری بوده که پدران ما با کاریزها انجام میدادند. امروز هم ما میتوانیم کشاورزی داشته باشیم به شرط اینکه بجای ساخت سد برای کشاورزی و طرح انتقال آب، به دانش حوزه کشاورزی اضافه کنیم و کشاورزی را از نظر نرم افزاری ارتقا دهیم! باید کشاورزی خود را مکانیزه کنیم و از نظر نرم افزاری ارتقا دهیم. نباید کاری کنیم که بیش از ۶ برابر حد مجاز ضایعات در بخش کشاورزی داشته باشیم. این ضایعات به دلیل نداشتن سردخانه / کم دانشی کاربران / روشهای نادرست بسته بندی / و روشهای غیر اصولی انبار و حمل و نقل است. برای اصلاح این موارد به دانش و سرمایه گذاری نیاز داریم. ما به دلیل ضایعات بخش کشاورزی در این بخش سالانه ۲۷ میلیارد متر مکعب آب هدر میدهیم! این میزان آب ۳ برابر بیشتر از مجموع آب شرب مورد نیاز ۸۰ میلیون ایرانی در طول یکسال و بیشتر از نصف ظرفیت هزار سدی است که در ایران داریم! کل آبی که در بخش صنعت مصرف میشود بین ۶ تا ۸ درصد و تقریبأ معادل همان میزان آبی است که در بخش شرب استفاده میشود! اما پساب ناشی از فعالیتهای صنعتی به شدت آلوده کننده است ؛ یک لیتر پساب کشاورزی شاید حداکثر ۱۰ لیتر آب شرب را آلوده کند اما یک لیتر پساب صنعتی میتواند هزاران لیتر آب شرب را آلوده کند!

 

کدام صنایع آب بر هستند؟

صنایع ذوب آهن و فولاد / صنایع اتمی / لاستیک سازی / سفال / پالایشگاه و پتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آب دوست در جهان هستند و ما کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع جهان را در شهرهای کویری مستقر کرده ایم!!!

 در مقابل نیز به صنعت گردشگری ، صنایع تک و صنایع استحصال انرژی های خورشیدی ، بادی ، زمین گرمایی و جزر و مدی که کمترین نیاز به آب را دارد، کمترین توجه را کرده ایم! واقعأ عجیب نیست؟ اگر مغولها باز به ایران حمله میکردند همین استراتژی را برای نابودی مردم در پیش میگرفتند! ما بدست خودمان داریم ایران را نابود میکنیم!

 

خشکسالی در کدام مناطق بیشتراست؟

از نظر بارندگی در حوضه آبخیز سرخس و همچنین حوضه آبخیز سیستان و خراسان جنوبی( بیرجند) بدترین وضعیت جریان دارد. بعد از آن مناطق ایران مرکزی ( اصفهان ، یزد و کرمان ) قرار دارد که آنجا هم میانگین ریزشهای آسمانی پایین است.بعد سواحل خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد که بارندگی کمی دارند! بهترین حوضه آبخیز که بارندگی بالایی دارند کرانه های دریای مازندران و دریاچه ارومیه است!

 

وضعیت تهران چگونه است؟

با توجه به میزان جمعیت تهران بدترین وضعیت را دارد چون به شدت وابسته به سدهایی است که در اطرافش قرار دارند. سدها هم وابسته به ریزشهای آسمانی هستند. ما حدود ۱/۲ میلیارد متر مکعب در تهران آب مصرف میکنیم و حدود یک میلیارد مترمکعب یعنی ۸۰ درصد از این مقدار صرف آب شرب میشود. در کل کشور معمولأ حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد آب برای بخش کشاورزی مصرف میشود و آب شرب ۸ درصد است ولی در تهران ، اصفهان ، مشهد و تبریز این رقمها برعکس است!!!

 

چرا شهر بالای ۳ میلیون جمعیت در ایران نباید داشته باشیم؟

نباید اجازه بدهیم شهرهایی با جمعیت بیشتر از ۳ میلیون نفر در کشور به وجود بیاید!!! چون تشکیل چنین شهرهایی یک خطای راهبردی بوده است حتی در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان ، اتریش ، فرانسه ، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره مند هستند به ندرت شهری می بینیم که بیش از ۳ میلیون نفر جمعیت داشته باشد! هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می بلعد. در حال حاضر تهران از منظر "رد پای بوم شناختی" ecological footprint )  ) بدهکارترین شهر منطقه خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا ۳۶ سانتیمتر در سال است!!! سطح آب زیر زمینی در غرب تهران که تازه یکی از مناطق خوب تهران است در حال افت تا ۱۷ متر است ولی ما با ساخت وسازهای انبوه در منطقه وردآورد و چیتگر در حال سرعت به نابودی آنجا هستیم! تهران فاقد اصول شهرسازی است و ما فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت رشد کردند.

تأثیر بحران آب بر مهاجر روستاییان وگسترش حاشیه نشینی چگونه است؟

طبیعی است که روستانشینان به شدت در معرض آسیب بحران بی آبی هستند و این خشکسالی ها میتواند بر روند مهاجرت روستاییان دامن بزند و به ابعاد حاشیه نشینی در کلانشهرها اضافه کند. سال ۱۳۵۶ کل تعداد حاشیه نشینان ایران ۶۰۰ هزار نفر بود و در آن زمان میگفتند همین ۶۰۰ هزار نفر یک بحران جدی در تهران و خوزستان ایجاد کرده است! علت عمده آن حاشیه نشینی بخاطر ساخت سد دز در خوزستان و سد امیرکبیر تهران بود!!! اما همین حالا ۱۸ میلیون حاشیه نشین داریم و ۳۴ هزار روستای ما تخلیه شده اند! خشکسالیهای مضاعف باعث میشود روند تخلیه روستاها به شدت افزایش پیدا کند و روستاییان چاره ای نداشته باشند جز پناه بردن به حاشیه شهرها. این مهاجران هیچ روشی برای تأمین معیشت پایدار خود ندارند و متأسفانه یا درگیر قاچاق مواد مخدر و معضلات این چنینی خواهند شد یا درگیر تألمات روحی و افسردگی که هر دو حالت هزینه های اجتماعی بسیار زیادی ایجاد میکند! درصورت تغییر نکردن رویکرد مدیران زیانهای اقتصادی افزایش می یابد مثلأ ما سالانه تا ۱۷ هزار میلیارد تومان خسارت خشکسالی میدهیم! کمکهای بلاعوض تا ۱۷ هزار میلیارد تومان است!

 

کشورهای منطقه چه رویکردی برای مقابله با خشکسالی اتخاذ کرده اند؟

ترکیه در سال ۲۴۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال دارد. ایران در سال ۱۰۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال دارد و حتی گفته میشود الان این میزان به ۸۰ میلیارد متر مکعب کاهش یافته است! ترکیه کمتر از نصف ایران مساحت دارد اما ۳ برابر ایران آب قابل استحصال دارد. ترکیه دو برابر درآمد فروش نفت ایران از گردشگری درآمد کسب میکند! در این شرایط اگر در ترکیه خشکسالی هم شود باز برای تأمین صنعت گردشگری اش همیشه آب دارد. مثال دیگر امارات عربی است که شرایط بسیار سخت تری از نظر خشکسالی تجربه میکند و آب شرب مردمش را هم با تکنیک های آب شیرین کن و نمک زدایی تأمین میکند. امارات سال ۲۰۱۸ حدود ۱۴ میلیارد دلار درآمد گردشگری داشت درحالیکه ایران فقط ۱ میلیارد دلار درآمد گردشگری داشت! چرا آنها نگران خشکسالی و کمبود آب نیستند؟ چون که براساس تجارت جهانی ، صنایع تک و گردشگری درآمد میلیاردی کسب میکنند ولی ما میخواهیم براساس تعداد دام ، میزان باغها و تولید کشاورزی ، تولید آهن و خودروسازی که حتی استعداد عرضه آنها در بازارهای جهانی را نداریم ، کسب درآمد و تولید اشتغال داشته باشیم که همگی بر پایه آب هستند!!! آنچه به کشور ما آسیب وارد میکند همین رویکرد نادرست است. اصولأ نگاه ما فقط به آسمان است و با وجود پیشرفتهای تکنولوژیک در جهان ، نگاه ما با پنج هزار سال قبل تفاوتی نکرده و هنوز همان نگاه کشاورزی سنتی سابق را داریم!!! ما در رجوع به مدیریت سازه ای / سدسازی / و انتقال آب افراط کردیم. بصورت غلط شهر اصفهان در کویر گسترش یافته و الآن ۲ میلیون جمعیت دارد و دهها میلیارد دلار سرمایه گذاری صنعتی در شهری شده که حتی آب شرب ندارد. ظرفیت زیستی اصفهان ۵۰۰ هزار نفر است. همین که جمعیت به این شکل در یک منطقه بی آب جمع شده نشان دهنده بی اعتنایی به توسعه پایدار است! در مشهد جمعیت به ۳ میلیون رسیده و آب هم ندارد از طرفی به اشتباه آمده ایم آب خوردن این شهر را به آب بیگانه ( سد دوستی افغانستان ) وصل کرده ایم که الآن هم آب ندارد! آمدند سد جیرفت را زدند بدون اینکه حقآبه جازموریان را درنظر بگیرند. سال ۶۸ مجلس سیاست خودکفایی را تصویب کرد و گفتند به هر قیمتی اغذیه مورد نیاز مردم در داخل تولید شود در این شرایط اراضی دیم به آبی تبدیل شدند مثلأ در حوضه دریاچه ارومیه ۲۰۰ هزار هکتار آبی جدید اضافه شد و محصولات پرآب مثل چغندر ، ذرت ، یونجه ، سیب ، پیاز و کشت شدند!

 

برنامه آمایش سرزمین:

توسعه در ایران بر مبنای برنامه آمایش سرزمین اتفاق نیفتاده است و الآن بسیاری از صنایع پرآب بر در استانهای کویری احداث شده اند و سازمان محیط زیست هم به آنها مجوز داده است خب اینها ضد توسعه پایدار است.

این تصمیمات را چه کسی گرفته؟ فولاد مبارکه اصفهان قرار بود کنار دریا احداث شود ولی با لابی سر در اصفهان درآورد. خود سازمان محیط زیست در اینباره مقصر است چون سواحل جنوب و شمال را به روی استقرار صنعت بستند! گفتند ورود به سواحل ابدأ ممنوع! خب صنعت کجا برود؟ به بهانه توسعه در دولت مهرورزی ۸ طرح فولادی را در خشکترین مناطق کشور ( سمنان ، یزد و قم ) احداث کردند. خب اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر متضاد آب است!!!

هشتاد درصد جمعیت دنیا در کنار سواحل زندگی میکنند اما در ایران از آبادان تا گواتر بلوچستان تنها ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر زندگی میکنند! ما از ۲ هزار کیلومتر چرا غافلیم؟ گفتند به سواحل جنوب و شمال دست نزنیم یعنی آمایش سرزمین نبود ، عقل آینده نگر نبود و قدرتهای سیاسی کشمکش داشتند و هر کسی میخواست صنعت را ببرد جایی و محیط زیست فقط تماشا کرد. برخی کارشناسان عقیده دارند ، میشود دست کم پروژه های نیمه کاره را در کویرستان کامل نکرد. کسیکه مجوز ساخت در کویر میدهد باید خسارت بی آبی را هم پرداخت کند! وقتی دورنمای منابع آبی تاریک است چاره ای نیست که صنایع آب دوست را به کنار سواحل منتقل کنیم و جمعیت را کنار آب ببریم! باید جلوی طرحهای مخرب را در کویر بگیریم.

 

مزایای تأسیس صنایع در سواحل چیست؟

صنعتی که در ساحل قرار دارد از آب دریا استفاده میکند / به مواد اولیه دسترسی سریعتری دارد / حمل و نقلش ارزان تر است / قیمت تمام شده اش ارزانتر میشود /  و موجب آلودگی و تخریب محیط زیست نمیشود. تصمیمات جزیره ای که ضد آمایش هم هستند نشان میدهد که همچنان داریم خطاهای مان را تکرار میکنیم برای نمونه در کرمان کویری اصرار دارند که مجتمع های پتروشیمی و فولاد بسازند! چون دل بسته اند به انتقال آب! اگر میتوانند از آسمان حجم آب بیشتری بیارند خب بروند باز در کویر صنایع آب دوست بسازند. مشکل ما همین نگاه بخشی و نقطه ای است که تمام صنایع ایران در مرکز مثلث قم ، اصفهان و کرمان دارد احداث میشود ( مثلث برهوت ) یعنی دقیقأ خشکترین جای کشور محل تجمع صنایع شده است. آب را باید مدیریت کرد. وقتی میتوانیم شکر را راحت وارد کنیم چرا باید چغندر بکاریم؟ وقتی ذرت دانه ای را میتوانیم وارد کنیم نباید آب را برای تولید ذرت هدر دهیم. نباید به غیر از شهرهای شمالی در جای دیگری برنج کشت شود! تا به حال هرکسی هرکاری دلش خواست کرد امروز دولت باید محدودیت بگذارد.

 

این مقاله توسط محمد درویش عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع در مجله تجارت ، شماره ۲۵۶ ، چاپ شده بود که به علت حساسیت موضوع آب در سایت نگین زاگرس بازنشر شد.

77 نظر

  • بحران آب را جدی بگیریم!

    در کشوری خشک و کویری به سر میبریم که با بحران آب مواجه است. دو ثلث ایران کویری و لم یزرع است. آب مثل ما انسانها نیست که از وضعیت خود سخن بگوید. میزان اضافه برداشت آبهای زیر زمینی از یک میلیارد متر مکعب در سال ۶۸ به حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب در سال ۸۸ افزایش یافته است! براساس گزارشهای موجود میزان افت آبهای زیر زمینی در ایران از حدود ۲ متر در سال آبی ۴۷ به حدود ۱۸ متر در سال ۸۸ رسیده است! اینگونه مساعل آب در ایران عمدتأ ناشی از شرایط اقلیمی ( واقع شدن در منطقه خشک ) است و با وخیم تر شدن اوضاع جهانی آب و هوا مثلأ تغییرات آب وهوایی و نامناسب بودن الگوی کشت در کشاورزی شرایط بحرانی تر هم میشود! انسداد چاه های غیرمجاز / جلوگیری از اضافه برداشت چاه های مجاز / خرید و انسداد چاه های کشاورزی در مناطق ممنوعه / نصب کنتورهای هوشمند آب و برق / ایجاد تشکل های آب بران زیر زمینی / تهیه بانک اطلاعاتی / پیاده سازی سیستم GIS و … میتواند از آبهای زیر زمینی حفاظت کند.


  • آب به مثابه منبع قدرت سیاسی است!

    در ایران غفلت از ابعاد اجتماعی و فرهنگی آب تا سالهای اخیر کاملأ مشهود بوده و طی دهه اخیر نیز ابعاد اجتماعی _ فرهنگی آب مورد توجه قرار گرفته است ولی خلأ بنیانهای نظری و اندیشه ای در مباحث مطروحه کاملأ مشهود است. آب به عنوان پدیده ای چند وجهی کارکردهایی فراتر از تصور رایج دارد و دارای نقشهای اساسی در زندگی و حیات جمعی انسانها دارد. آب هم منبع زندگی است هم منبع قدرت و پایداری! لذا مسأله آب دارای ابعاد اکولوژیکی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی است. اتخاذ رویکرد واقع گرایی باعث میشود تا ابعاد عینی آب مورد توجه قرار گیرد.


  • طرح انحراف رودخانه های سیبری در روسیه!

    در روسیه قرار بود حجم آبی به میزان ۲۵ تا ۲۷ میلیارد متر مکعب به آسیای مرکزی و قزاقستان برای آبیاری و کشاورزی منتقل شود اما خشک شدن دریاچه ، بستری از نمک به وسعت ۳۶ هزار کیلومتر مربع برجا گذاشت. نمک آب چهار برابر شد و بیشتر موجودات زنده در آن از بین رفتند. اجرای طرح انتقال آب در سیبری روسیه موجب تغییر در مورفولوژی رودخانه ها شد و ملاحظات زیست محیطی موجب توقف طرح شد. املاح و سموم کشاورزی با باد به مناطق دورتر منتقل شد و سلامت جوامع محلی را به خطر انداخت. نمک برخاسته از دریاچه باعث ذوب سریعتر برف کوههای اطراف شد و همین موضوع ظرفیتهای کشاورزی آن منطقه را مختل و نابود کرد! توفانهای شن و نمک موجب بیماری مردم محلی شد و افزایش شوری محصولات موجب نابودی مواد غذایی شد! مطالعات بین المللی نشان داده که طرحهای انتقال آب فقط به شکست منجر میشود و اکوسیستم را بهم میزند.


  • کوشکی

    امروز هر دانشجوی سال اول اقتصاد میداند که اقتصاد و سیاست و توسعه پایدار از هم تفکیک ناپذیرند. توسعه پایدار یعنی حقی برای آیندگان قاعل بودن ؛ طوری زندگی کنیم که آیندگان هم بتوانند در این مملکت زندگی کنند. آنچنان در مسیر خطا غرق شده و پیشرفته ایم که بازگشت به توسعه پایدار مقدور نخواهد شد. همین شرایط است که مثلثی به سرکردگی آمریکا ، اسراییل و عربستان را به طمع انداخته تا آرزوی برنارد لوییس ( صهیونیست ضد ایرانی ) را برآورده شدنی بدانند و ایران را برحسب قومیت و زبان به کشورهای کوچکی تبدیل کنند که هر کدام راحت الحلقومی برای جهان خواران شوند. ریشه اشکال کجاست؟ چه سیاستها و پارادایم هایی سبب شده کشور ثروتمند ایران با این مشکلات روبرو باشد؟ طبق تحقیق اتاق بازرگانی مشهد در ۴۰ سال گذشته ۳ هزار میلیارد دلار از منابع داخلی به اقتصاد تزریق شده است. پشتیبانی مردمی هم که داریم ، متخصص و تحصیلکرده هم داریم ، فرهنگ و تمدن و گستردگی سرزمینی هم که داریم ، پس چه اشکالی داشته ایم که به امروز افتاده ایم؟ بنظر من مدیران دلسوز و متعهد بجای تشویق ، متهم میشوند و بجای بهسازی محیط کار ، عنصر سالم و کاردان حذف میشود و ثمره این پدیده اینست که مبارزه با فساد ناممکن میشود وگرنه فساد در همه جوامع هست البته به درجات مختلف ، اما نوع برخورد با مفسدین اقتصادی متفاوت است.


  • الیگودرز از توسعه برخوردار نیست

    الیگودرز پهناورترین شهرستان لرستان با بیشترین تعداد روستاهاست. متٱسفانه از نظر شاخصهای زیر ساختی از محرومترین نقاط کشور است و ۱۰۱ نقطه جمعیتی این شهرستان هنوز پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب فاقد جاده دسترسی است و ۲۵ ٪ روستاهای الیگودرز از خدمات و هرآنچه لازمه توسعه است برخوردار نیستند و تنها غفلت و بی مهری شامل حال آنان میشود! دلمان به درد می آید وقتی آب زلال الیگودرز را سخاوتمندانه تقدیم قم و اراک میکنند و اسمی از الیگودرز در افتتاحیه برده نمیشود و هیچ حقآبه ای به کشاورزان مان پرداخت نمیشود. دلمان بدرد می آید وقتی بزرگترین سدهای آبی کشور در استان لرستان به بهره برداری میرسد اما ۱۴۲ روستای الیگودرز حتی آب لوله کشی ندارند! دلمان بدرد می آید وقتی بزرگترین نیروگاه برق آبی کشور در لرستان به بهره برداری میرسد اما ۲۵ درصد روستاهای الیگودرز فاقد برق رسانی هستند! شهرهای لرنشین عمدتأ از نظر شاخصهای رفاه اجتماعی ، بیکاری ، فقر ، احساس محرومیت نسبی و ... در وضعیت مناسبی نسبت به میانگین کشوری قرار ندارند به عبارت دیگر ما شاهد تقارن همزمان فقر و محرومیت با آسیبهای اجتماعی در استانهای لرنشین هستیم.


  • کمالوند

    بر فرض محال که مافیای انتقال آب دیروز از عواقب انتقال آب نامطلع بود و آن پروژه های ضد محیط زیست را بی غرض اجرا کرد ولی امروز چرا بر طبل توسعه صنایع آبخواه مثل : فولاد یزد / فولاد چادرملو / گل گهر / مس سرچشمه و... کوبیده میشود؟ آنهم به بهانه واهی تأمین آب شرب! جز اینکه قومگرایان کویرنشین مطمعن شدند ایران به سمت فدرالیسم میرود و برای پس از ایران برنامه ریزی میکنند.بسیاری از نظریه پردازان پان پارس عدم سرمایه گذاری صنعتی در بلاد لرنشین را به خلوص پایین خون پاک آریایی نسبت میدهند.تبعیض نژادی باعث فقر ماست.


  • خاویار یزد

    یزد نه دریاچه دارد ، نه به دریا نزدیک است و نه حتی یک رودخانه دارد اما سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی خاویار تولید میکند و اصفهان هم با آب انتقالی از کوهرنگ بختیاری و از فروش فرش و گز و پولکی امروز به دومین استان صنعتی بعد از تهران تبدیل شده و برنج لنجان / فولاد و ذوب آهن / پالایشگاه و پتروشیمی / نیروگاه هسته ای و...هزاران واحد صنعتی - تولیدی دارد ولی مردم لر علیرغم سرزمین پرآب و نفت باید در بازارهای فرش آنها باربری کنند چون همه ایرانی هستیم و آنها پارسی اند.کلاه به این گشادی در طول تاریخ بر سر هیچ ملتی نرفته است.


  • تهاتر آبی

    تهاتر آبی واژه و روشی من درآوردی است که هیچ مبنای علمی ندارد به این معنی که آب شور را از خلیج فارس به خوزستان بیاورند و آب شیرین کارون و دز را در بالادست به اصفهان ، یزد و کرمان انتقال دهند که با این طرح ویرانگر هیچگاه آبی به صنایع و کشاورزی لرستان ، بختیاری و خوزستان نخواهد رسید و اینها همه حقه بازی رسانه ای است. بر روی تابلویی در شهرک صنعتی یزد نوشته : اتصال شهرک صنعتی یزد به آب زاینده رود بقاء صنعتی را تضمین میکند! پان پارسها بار را پای خر میبرند نه اینکه خر را پای بار!


  • صنعت فولاد باید نزدیک دریا باشد

    تمام واحدهای صنعتی و تولید فولاد در شرق و جنوب شرق چین در مجاورت دریای زرد و اقیانوس آرام است اما در ایران صنایع آب بر فولاد و ذوب آهن در وسط کویر مرکزی احداث شدند مثل : فولاد مبارکه اصفهان / فولاد ارفع اردکان / فولاد میبد یزد / صنایع فولاد بافق / فولاد و نورد محسن یزد / فولاد غدیر اردکان و... آب شرب هم آبی است که انسان با دهان مینوشد اما آبی که از بلاد لرنشین به کویر مرکزی یزد و قم و اصفهان منتقل میشود پس از آنکه به مصارف صنعتی و کشاورزی رسید ته مانده اش هم به مصرف شرب نمیرسد و ماتحت را با آب شیرین شستشو میدهند. دلیل فقر لرها همین تبعیض نژادی است.


  • چرا با سفارش دهنده آگهی برخورد نمی کنید؟

    چرا با سفارش دهنده آگهی کار در شرکت فولاد یزد برخورد نمی کنند؟ جناب آقای شریعتمداری (وزیرصنعت) توییت کرده کاریابی متخلفی که با توهین آشکار به قوم بزرگ لُر که اقدام به انتشار آگهی استخدام با توضیح《لُر نباشد》کرده بود ، تعلیق شد! جناب آقای وزیر چرا با سفارش دهنده آگهی برخورد نمی کنید؟ اگر آب مناطق لُرنشین نبود صنایع آب بَری از قبیل فولاد چگونه در یزد کویری ایجاد میشد؟


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • احداث جنگل 400 هزار هکتاری قُم!!!

    احداث جنگل 400 هزار هکتاری در قم نمکزار!!! 400 هزار هکتار جنگل کاری اون هم در کویر قم و در عوض سوختن هزاران هکتار جنگلهای هزار ساله لُرستان اون هم به دفعات و هرساله《طرح کویر کردن لُرستان 》و جنگل کاری کویر مرکزی چنان با شتاب و سرعت درحال پیشرفت هست که بعضی از فعالین محیط زیست دوام جنگلهای زاگرس را تا پنجاه سال آینده در نظر میگیرند! ثانیه ای 180 میلیون مترمکعب آب از الیگودرز لُرستان به قُم منتقل میشود! . از جنگل کاری و نابودی بلی و بایوم و بن هم بگذریم چنان استعمار شده ایم که در کنار سد های انتقال و در پر بارش ترین نقاط کشور ایران مجبور به تهیه آب با مشک و دبه هستیم و نخبگان لر ( اکثر نخبگان لر عبدالتاجیک هستند ) هیچ اشاره ای به این ظلم نمیکنند ، مسولین هم خفه خون شدیدی گرفتند و در فکر چپاول و غارت و دادن پست به اقوام خود و تازگی ها سرگرم فیلم گرفتن ار خشتک خود هستند!


  • پیشرفت《آسانسوری》شهرهای کویری

    آیا انقلابیونی که با شعار تحقق عدالت و برابری و رهایی از ظلم بر مَسند قدرت تکیه زدند از ظلم روا شده بر مردم لُر بیخبرند؟ یا منظورشان از عدالت و رفع ظلم پروار کردن همشهریانشان در کویر بود؟ آیا این حکومت در کدام مظاهر زندگی مردمان لُر تغییری ایجاد کرده است؟ آیا این مدعیان عدالت دنباله رو سیاستهای رضاشاهی در سرکوب مردم لُر اما به طور نامحسوس نیستند؟ چرا شاهد《پیشرفت آسانسوری》دُردانه های کویری و غوطه وری مناطق لُرنشین در فقر و محرومیت هستیم؟ نزدیک یکقرن مردمان ثروتمند دیار زاگرس قربانی کدام ایدئولوژی شده اند؟ چرا کارخانه تُن ماهی《هایلی》باید در اصفهانی باشد که نه آب دارد نه دریا؟ آیا آب کوهرنگ 1 و 2 و 3 کم بود؟ آیا آب کارون و دز کم بود که حالا بهشت آباد و گلاب را دارند دنبال میکنند؟ چرا تمام صنعت ایران باید در شهرهای خشک کویری باشد؟


  • پرورش ماهی در کویر قم با آب لُرستان!

    پرورش ماهی در کویر قُم به قیمت نابودی معیشت مردم لرستان!حجم آب انتقالی از الیگودرز لرستان به قم برای استفاده قریب به ۱۴ میلیون نفر است درحالیکه قم فقط ۱ میلیون نفر جمعیت دارد که اکثراً هم مهاجران تُرک هستند!بنابراین با راه‌اندازی و انتقال آب به قم، تنها ۵% آب انتقالی صرفاً به منظور شرب به قم منتقل شده و مابقی آن به مصرف امور کشاورزی، صنعتی، گردشگری و ساخت 400 هزارهکتار جنگل کاری در قُم است! این فریب است که برای شُرب است در واقع دارند صنایع را در قُم چندطبقه میکنند! هدف اصلی انتقال آب الیگودرز لُرستان به قم جهت مصارف کشاورزی/ پرورش ماهی/باغات پسته/ و برنجکاری در قم می‌باشد.این پروژه قمرود درحالی برای استان‌های کویر هدف گذاری شده‌است که ۸۹۲ روستای لرستان مشکل آب آشامیدنی دارند و یکصدهزار جمعیت روستایی لُرستان به وسیله تانکر آب رسانی می‌شوند!خشک شدن چاه‌ها و چشمه‌های شهرستان الیگودرز علاوه بر خسارات بسیاری که به بخش کشاورزی وارد کرده‌است باعث از بین رفتن《مجتمع‌های پرورش ماهی》در این شهرستان شده‌است و هزاران جوان بیکار شدند و مهاجرت داده شدند! اجرای این طرح باعث وارد آمدن خسارت‌های جبران ناپذیری به محیط زیست لُرستان بخصوص زیستگاه‌ها و مراتع طبیعی لُرستان شده‌است! مجریان پروژه قمرود بدون دریافت《مجوزهای زیست‌محیطی》خودسرانه اقدام به شروع کار کرده و پس از گذشت پنج سال از آغاز اجرای طرح، اقدام به دریافت مجوزهای زیست‌محیطی کرده‌اند!!! بسیاری از روستاهای شهرستان الیگودرز به دلیل پایین رفتن شدید سطح سفره‌های آب زیرزمینی و خشک شدن چشمه‌ها، چاه‌ها و رودخانه درحال خالی از سکنه شدن است و باغ‌ها و مزارع این روستاها به دلیل کمبود آب درحال از بین رفتن است و این درحالی است که تاکنون هیچ حق‌آبه‌ای به این روستاها داده نشده‌است. همچنین ۱۶ روستای الیگودرز پس از اجرای این طرح علاوه بر خشک شدن منابع آب کشاورزی در تأمین آب شرب با مشکل مواجه شدند و مردم آب میخرند!!! این عدالت فارسی است؟


  • بن بست قانون گرایی!

    بن بست قانون گرایی: سد خرسان در سرشاخه های کارون کلید میخورد. وزارت نیرو به بهانه صرف هزینه در پروژه های سبزکوه و خرسان درصدد است گتوند دیگری بر مردم لُر تحمیل کند. با همین طرحهای تخریبی《انتقال آب》بلاد لُرنشین را زمین سوخته کردند و با احداث صنایع در کویر عملاً مناطق لُرنشین به مستعمره مستقیم فارسها بدل شد.


  • کویر کردن زاگرس بخاطر بیابان اصفهان

    تونل و سد کوهرنگ ۳ در سکوت خبری با پشتیبانی دولت در دست احداث میباشد تا برای چندمین بار آب کوهرنگ بختیاری را به اصفهان منتقل کنند!!! ایجاد این سد بر روی سرشاخه اصلی کارون، نابودی کارون و تغییر اقلیمی آب و هوای این منطقه را در پی دارد. نابودی هزاران هکتار از مزارع کشاورزی《بیرگان》و کوچاندن هزاران نفر به حواشی شهرها فقط بخاطر زنده نگه داشتن کویر اصفهان است. این پروژه‌های ننگین انتقال به بهانه آب شرب است اما برای چندطبقه کردن صنایع فولاد، ذوب‌آهن، سرامیک، صنایع هسته ای نطنز، صنایع نظامی، برنجکاری، احداث آکواریوم و باغات پسته رنگارنگ است! وقتیکه مردم لُر به همراه نمایندگانشان در مجلس لب فرو بستند باید هم منتظر نابودی شهرها و استانهایشان باشند.


  • تبعیض و نابرابری ناحیه ای در ایران

    ۱۶ درصد از آبهای کشور از استان چهارمحال بختیاری سرچشمه میگیرد و در زمان سلسله صفویه شاه عباس برای اولین بار با نیروی انسانی شروع به کندن کوه در چلگرد کوهرنگ بختیاری برای انتقال آب به کویراصفهان کرد ولی موفق نشد بعدها و در سال ۱۳۳۲ محمدرضاشاه با ایجاد تونل اول کوهرنگ بخش اعظمی از آب کوهرنگ اصلیترین سرچشمه کارون را به《کویرستان اصفهان》انتقال داد و بعدها تونل دوم کوهرنگ را ایجاد و به دنبال آن تونل سوم کوهرنگ و《تونل گلاب》طرح ایجاد《تونل سبز کوه》همه و همه برای جان دادن به کویر اصفهان ساخته شده اند!!! تا خودشان در رفاه و آسایش باشند و مردمان لُر در فقر و بیکاری و نداری در گوشه گوشه ایران و یک دهه گذشته به کشور عراق برای گذران زندگی و درآمد کوچ میکنند و حالا در فصل تابستان با نبود آب آشامیدنی مردم ما رنج زیادی میکشند و حق برداشت آب برای زمینهای کشاورزی را ندارند! آیا مملکت ما فقط کویر فارسها است؟ جواب سوالی که خیلیها میدانند ولی حاضر نیستند بازگو کنند حتی برخی همتباران خودفروخته که در راس هستند هم جرات بازگو کردن این غارت و دزدی در روز روشن را ندارند! شهری که آب ندارد چرا بزرگترین آکواریوم خاورمیانه را ساخته؟ چرا فضای سبز اصفهان چندین برابر کالیفرنیاست؟ چرا صنایع آبخواه فولاد و ذوب‌آهن باید در اصفهان باشند؟ چرا کارخانه تُن ماهی《هایلی》باید در اصفهانی باشد که نه آب دارد نه دریا؟


  • غارت آب بلاد لُرنشین

    با اجرای پروژه انتقال آب قمرود (انتقال آب الیگودرز لرستان به کویر قم) ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز به قم منتقل میکنند! مطابق ماده ۳۳ قانون باید دولت حق آبه را به استان مبدأ (استان تأمین کننده آب) پرداخت کند که تاکنون حتی یک ریال نداده است! چرا صنعت در ایران ملی نیست و فقط شهرهای فارس زبان صنعتی هستند؟ چرا جمعیت را به کنار آب نمیبرند و آب را با هزینه گزاف نزدیک جمعیت میبرند؟ چرا شهرهای کویری مثل قم و اصفهان و یزد که مشکل آب دارند را با تأسیس صنایع متعدد در آنان، زمینه بزرگتر شدن شان را فراهم میکنند؟ قوطی سس دیده ، خون آلود نام اش می نهند_از افق ابری بیاید ، دود نام اش می نهند / آب شیرین الیگودرز ما را برده اند_در شگفتم من چرا قمرود نام اش می نهند؟؟؟


  • قطع 14 هزار درخت بلوط برای ساخت سد خرسان

    واکنش تُند فعالان محیط زیست به کلانتری در دهمین اجلاس ملی شبکه تشکلهای محیط زیست و منابع طبیعی کشور. رئیس سازمان محیط زیست در پاسخ به سوالات نمایندگان تشکلهای محیط زیستی کشور در رابطه با پروژه های انتقال آب گفت: لازم باشد علاوه بر تونل یک، دو و سوم کوهرنگ بختیاری؛ پروژه انتقال آب کوهرنگ ۴ در سرشاخه های کارون را اجرا میکنیم!!! فعالان محیط زیست با توجه به غیرکارشناسی بودن این پروژه ها و عدم ظرفیت کارون برای انتقال آب گفتند با توجه به بسترهای اعتراضی موجود؛ این اشتباه باعث ایجاد حمام خون در بلاد لُرنشین و خوزستان خواهد شد. این فعالان تاکید کردند اگر مسئولان دغدغه تامین آب شرب کویرمرکزی《اصفهان》را دارند چرا فکری برای مردم بلوچستان نمیکنند که کودکانشان برای تامین آب شرب قربانی تمساح میشوند؟ این فعالان تاکید کردند به بهانه دروغین تامین آب شرب اصفهان《که برای صنعت است》خوزستان و بختیاری را ویران نکنید!!! یکی دیگر از معترضان نیز خطاب به کلانتری گفت: نتیجه اجرای پروژه های انتقال آب در گذشته چه بوده است که شما قصد دارید با ساخت غیر قانونی سد و تونل کوهرنگ ۳ در منطقه حفاظت شده قیصری خوزستان و بختیاری را نابود کنید؟ انتقاد داود حبیبی عضو شبکه تشکل محیط زیستی استان کهگلویه و بویراحمد از صدور مجوز《سد خرسان》و نابودی ۱۴ هزار درخت بلوط در زاگرس! داود حبیبی با انتقاد از سازمان محیط زیست و منابع طبیعی کشور با ارائه آمار نگران کننده از وضعیت زاگرس در حضور رئیس سازمان محیط زیست گفت: براساس کدام قانون و منطق مجوز نابودی ۱۴ هزار درخت بلوط زاگرس برای ساخت《سد خرسان》صادر شده است؟لازم به ذکر است مهندس آقایی رئیس سازمان جنگلها و مراتع کشور هم با سکوت درمقابل این پرسش گفت از این موضوع اطلاع ندارم!!!


  • کویری که هیچوقت سیرمونی ندارد!

    دزد چون با چراغ آید گزیده تر برد!!! آغاز سفر وزیر نیرو و وزیر انتقال آب به چهارمحال بختیاری! سفر ایشان متأسفانه فقط برای《رفع موانع اجرای طرح های انتقال آب به کویر مرکزی》است! ایشان قبلاً به صراحت هدف از ماموریت خویش را تامین آب کویر مرکزی برای توسعه کشاورزی و صنعت عنوان کردند! ایشان در سفر به یزد عنوان کردند اگر در یک رقمی کردن نرخ بیکاری یزد ناتوان بود عملاً در مأموریت خویش ناموفق خواهد بود! وزارت نیرو متاسفانه در رویکردی غیرمنطقی تامین آب کشاورزی و صنایع را در فلات مرکزی ایران مقدم بر شرب میداند و از اینرو مثلاً رودخانه طبیعی زاینده رود و طرحهای انتقال آب قبلی همچون تونل اول و دوم و لنگان و...را فقط برای کشاورزی میداند و معتقد است که برای شرب و صنایع اصفهان باید جداگانه آب منتقل شود! این درحالی است که نوع محصول کشت شده در اصفهان و تعدد دفعات کشت هر زمین و مساحت اراضی کشت شده به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل نیست و افزایش داشته است! شهرهای کویری جایگاه مناسبی برای کشاورزی نیستند چون شهری که آب آشامیدنی ندارد چرا باید زمینه صنعتی شدنش فراهم شود؟


  • خط فقر آب

    از 42 میلیارد آب سطحی ایران یک سوم آن معادل 14 میلیارد آن مربوط به سرشاخه ها و حوزه های آبریز سه رود کارون، کرخه و دز در لرستان بزرگ (بختیاری، لُرستان، کهگیلویه و بویراحمد) میباشد. مجموع جمعیت استانهای چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد و لُرستان و خوزستان که سرچشمه و حوضه و مسیر عبور چند هزارساله و تمدن ساز این سه رود بزرگ بوده اند در حدود بالغ بر 10 میلیون نفر (بصورت تقریبا که قطعا بیش از این تعداد هستند) هست. بنابرین اگر تمام 14 میلیارد متر مکعب آب این سه رود در این استان ها مصرف شود سرانه هر فرد در این استان عدد 1750 خواهد بود، یعنی این مناطق از آستانه بی آبی عبور و به《خط فقر آب》نزدیک شده اند.


  • غارت منابع آب بختیاری به کویر

    هم خدمتی اصفهانی داشتم میگفت: آب اصفهان از استان بختیاری تامین میشه اگر آب مال ما بود قطره‌ای را به بختیاریها نمیدادیم! اصفهانیا به مسافر غریبه《آدرس اشتباهی》میدن! بالاترین آمار بیماری اِم اِس رو اصفهانیا دارند چون《حرص پول》دارند و ازدواج فامیلی میکنند! گدا و پولدار را نمیتوان در اصفهان تشخیص داد! مردهای اصفهان جَنم، عُرضه و مردانگی ندارند اگر مَرد بودن که سپاه عُمر/ سپاه چنگیزمغول/ سپاه تیمورلنگ/ سپاه محمودافغان/ سپاه ظل السلطان و جدیداً شاهین شهریا ناموسشون رو بی سیرت نمیکردن! اگر اصفهانیا مَرد داشتن که زنهاشون رو نمیفرستادن روی پُل خواجو واسه طلب آب و بازگشایی زاینده رود!عُبید زاکانی از سرباز مغولی حکایت میکند که به دور اسیری از اهالی《اصفهان》خطی کشید و نهیب اش داد که همین جا بمان تا بروم و طنابی برای بستن ات بیاورم! سرباز مُغول برفت و فراموش کرد! و بعد از هفته ایی مَرد اصفهانی را مُرده در درون همان دایره خطی یافتند! بختیاریا زورشان به چنین مردم ترسویی نمیرسه! زورشون به یک شهر نمیرسه! پروفسور پرویز کردوانی در مصاحبه با اُمیدجوان گفته بود: اصفهانیا آب چارمحال رو میبرن بعد خود چارمحالیا فاضلابشون رو تصفیه میکنند و میخورند! اصفهانیا سال 92 سر آب انتقالی کوهرنگ بختیاری به یزد تظاهرات کردند و لوله آب را منفجر کردند و با لودر و تراکتور تمام تاسیسات را از بین بردند چند نفر کشته شد! اما بختیاریا زورشون به اصفهانیا نمیرسه حتا نمیتونن مثل اونا رفتار کنند! در ایران به اقوام نژادپرست و فحاش بیشتر احترام میگذارند نمونه اش ترکها و کردها! ولی اگه سر به زیر باشی میگن: نمی فهمه! ساده است!


  • بی آبی زنگ خطری برای ایران

    بی آبی زنگ خطری برای ایران: بحران امنیتی ناشی از کم آبی زنگ خطری برای دولت است. انتقال آب لُرستان به فلات مرکزی خلاف قانون است. انتقال آب یک دغدغه برای انتشار ریزگردهاست و با انتقالات آب بین حوضه ای گرد و غبار بوجود می آید و عامل مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها میگردد. یک جریان خاص در پشت پرده انتقال آب به کویر است. دولت نباید هر وقت کم آورد آب استانهای لُرنشین را به حاشیه کویر انتقال دهد زیرا منابع آب زاگرس و جنگل های بلوط از بین میروند و خشکسالی بیشتر فراگیر میشود.


  • نخود سیاه شاهنامه!

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • بی آبی ایذه

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • آب ملی است اما صنعت محلی!

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • غارت منابع نفت و آب لُرستانات

    نمایندگان و مردم لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع آب و نفت بلادلُرنشین را بگیرند حداقل درصدی طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای مردم محروم منطقه فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ که بسیار فقر زده، بیکار و افسرده بودند چون شاهد استخراج و فروش نفت شهرشان در جاهای دیگه بودند! اگر موقع استخراج نفت با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها را طلب میکردند الان با همان فروش قیر منطقه محرومشان آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است مثلاً معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون حتی یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده حتی چهارتا درخت بجای این همه تخریب محیط زیست نکاشته و روزانه سود میلیاردی برداشت میکند! متاسفانه مردم لُر نسبت به حقوق قانونی شان ناآگاه و بیتفاوت هستند و مسئولان و نمایندگان هم بدنبال گرفتن سهم لُرها از ایرانی بودن نیستند!


  • انتقال آب کارون به کویت

    انتقال آب کارون به کویت: قراردادی ۳۰ ساله انتقال آب کارون به کویت در سال ۱۳۸۲ زمان ریاست جمهوری《محمد خاتمی یزدی》امضاء شد که به موجب آن ایران موظف است روزانه ۹۰۰ هزار متر مکعب و یا《۱۰ هزار لیتر آب در ثانیه》به کویت صادر کند لوله عظیمی که از روستای منیخ خرمشهر عبور میکند آب کارون را به بصره در جنوب عراق صادر میکند حتی تلویزیون چین گزارش داد ایران روزانه ۶۵۰ هزار لیتر آب به جنوب عراق و بصره صادر میکند! این درحالی است که شهرها و روستاییان خوزستان و بختیاری آب آشامیدنی سالم ندارند.


  • احداث صنایع آب خواه در کویر

    احداث طرحهای صنعتی پر مصرف آب در کویر اصفهان چه توجیه اقتصادی دارد؟ دیگر حتی چشمه و قناتی در چارمحال بختیاری نیست که آبش را به کویر اصفهان انتقال دهند! تمام کشاورزی و دامداری و معیشت مردم لُربختیاری نابود شده و مردم حتی آب خوردن ندارند! این غارت یکطرفه آب چارمحال بختیاری به کویر را متوقف کنید! شهرستان کوهرنگ بختیاری از حق برداشت آب از زاینده رود بختیاری محروم است اما آب چارمحال بختیاری برای مصارف کشاورزی، صنعتی، تفریحی و عبادی قم و یزد و اصفهان و کرمان منتقل میشود! در حالی که کوهرنگ در سرچشمه های کارون و زاینده رود بختیاری است اما نه تنها تخصیص آب کشاورزی اش حذف شده بلکه آب شرب هم ندارد! آیا اجرای پروژه بن_بروجن برای مصارف صنعتی از سهم کوهرنگ خیانت نیست؟؟؟ پروژه های انتقال آب به شهرهای حاشیه کویر و سد سازی های متعدد در بلاد لُرنشین و تبدیل این منطقه به《سرزمین سوخته》از طرح های لر ستیزانه و استعماری است.توجه بی اندازه به شهرهای خشک بیابانی و احداث صنایع سنگین در اصفهان و یزد و کرمان باعث شده مرکز این شهرها افغانی نشین شود و هویت فرهنگی این شهرها به علت مهاجرت افاغنه در حال تغییر است! این درحالی است که شهرهای لُرزبان را عقب نگه داشته اند!


  • تاسیس《صنایع فولاد》در کویر اشتباه است!

    برای تولید هر تن فولاد ۲۳۰ هزار لیتر آب هدر میرود! اکثر صنایع پر مصرف آب مثل فولاد و ذوب آهن و پالایشگاه و پتروشیمی در اصفهان کویری احداث شده است شهری که بی آبی به خانه های مردم رسیده است درحالیکه برای تولید هر تُن فولاد ۲۳۵ هزار لیتر آب هدر میرود !!! افتتاح این طرحهای بزرگ صنعتی در کویر مرکزی یکی از نشانه های مافیای کویری حاکم بر ایران است!غارتگران آب لطفأ از بی آبی در اصفهان دم نزنید!


  • روزنامه خراسان جنوبی

    روزنامه خراسان جنوبی (بیرجند) هم درخواست ۲ میلیارد دلار تسهیلات از《صندوق توسعه ملی》برای انتقال آب از بلاد لرنشین کرده است! گویا همه از آب ما سهیم اند. چرا استان خراسان جنوبی که حتی آب آشامیدن هم ندارد دولت ۴ طرح بزرگ تولید فولاد را در آنجا قرار است راه اندازی کند؟ چرا صنایع فولاد که آبخواه است نباید در مجاورت دریا و ساحل باشد؟ تا کی این تصمیمات نسنجیده باید به ایران خسارت بزند؟ سه میلیارد دلار خرج سد گتوند خوزستان کردند اما شوری آبش ۳ برابر خلیج فارس است و سالانه میلیونها تن نمک وارد کارون میکند!!! این اقدامات محیط زیستی باید محدود شوند. ایران سال ۵۷ فقط ۱۳ سد داشته اما الآن ۶۵۰ سد شده اند. فقط پول مهم است.


  • لُرستان سَد ندارد!

    گر لُرستان سد داشت از سیل خسارت نمی دید! مجموع آبهای سطحی لرستان ۱۳ میلیارد مترمکعب است که از این میزان تنها ۱/۳ میلیارد مترمکعب مورد بهره برداری جهت شرب ، مصارف کشاورزی و صنعت قرار میگیرد و مابقی از لرستان خارج میشود.نسبت اراضی آبی در کشور ۴۵ % است و در لُرستان فقط ۲۳ % است! یعنی اکثر زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است.


  • خورشیدی

    اگر لُرستان سد بزرگ داشت میتوانستیم از این همه سیلاب و موهبت طبیعت در مدیریت این نعمت استفاده مفید کرده و از مضرات و آسیبهای سیل جلوگیری کنیم.با توجه به حجم شدید و بی سابقه ی بارندگی اگر سدهای استاندارد در بلاد لُرنشین احداث میشد در جلوگیری از تبعات و پیامدهای آسیب زای سیل موثر بود و آبهای بیشتری پشت سدهای لُرستان ذخیره میشد.مجمع نمایندگان لُرستان در مجلس به طور جدی پیگیر ساخت و تکمیل سدهای : بختیاری / چناره / تنگ شبیخون / گاوشمار / مخملکوه / زیبامحمد و سراب تلخ باشند.


  • آب غصبی《حرام》است!

    ۹۰ هزار مترمکعب فقط حجم مخازن انتقال آب الیگودرز لُرستان به کویرمرکزی (قُمرود) است و تاکنون برای آن《هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان》هزینه شده است! تاکنون فارسها به هیچ وجه نام لُرستان را نیاوردند و از عنوان کلی و مُبهم《طرح انتقال آب از سرشاخه دز به قُم》یاد کردند و نام الیگودرز لُرستان را سانسور کردند! الیگودرز هم اکنون تامین کننده اصلی آب شُرب، صنعتی و کشاورزی شهرهای: خوانسار / گلپایگان / خُمین / محلات / دلیجان / شازند / نیم وَر / ساوه / سلفچگان و قم میباشد! پرویز فتاح وزیر نیرو زمان افتتاح پروژه در قُم گفت : آب انتقالی قُمرود یکی از بهترین آبهای شیرین دُنیاست! و ۴ سد انحرافی و ۶۰ کیلومتر تونل دارد که طولانی ترین تونل خاورمیانه است (آب بلاد لُرنشین با تونل مُنتقل میشود نه لوله!!!) با این طرح ۹۰ درصد آب قُم از خارج استان تامین میشود.سرانه مصرف آب شهروندان قُمی روزانه ۱۶۵ لیتر و از استاندارد جهانی خیلی بالاتر است.با این طرح ۱۶ روستای الیگودرز تخلیه شدند و رودخانه ها، سرابها و چشمه های الیگودرز خشک شدند.در ایران با مرکزگرایی قوم فارس مواجه هستیم که همه چیز را برای خود میخواهند.


  • بدقولی وزیر نیرو

    قولهای وزیر نیرو محقق نشده است! چندین ماه از سیل ویرانگر می‌گذرد اما اردکانیان وزیر نیرو اقدامی برای اصلاح امور لرستان انجام نداده است. دکترعلی رستمیان نماینده نورآباد لرستان درمجلس با انتقاد به عملکرد وزیر و مسئولان وزارت نیرو در لرستان قبل و پس از وقوع حادثه سیل اخیر، گفت: 4 ماه از زمان سیل ویرانگر استان لرستان می‌گذرد اما کمترین اقدامی برای اصلاح امور لرستان از سوی وزارت نیرو صورت نگرفته است! متأسفانه وزارتخانه نیرو برنامه‌ای برای مهار سیل قبل و بعد از وقوع نداشت و علیرغم تذکرات مسئولان امنیتی آن‌ها پیش‌بینی‌های لازم را برای مهار سیل نداشتند! اکنون نیز در دوران پساسیل هنوز اقدامی برای مهار و لایروبی رودخانه‌، ذخیره‌سازی آب، تخصیص بودجه به سدهای مورد مطالعه و...نشده است! تبعیض در تخصیص آب یکی از مشکلات و مسائل مهم مردم لرستان است چراکه میانگین تقسیم آب در کشور 46 درصد است اما سهم لرستان 25 درصد است و قول برطرف کردن این تبعیض از سوی اردکانیان وزیر نیرو هنوز محقق نشده است! همچنین هنوز برای مهار آب و سدسازی در لرستان اقدامی صورت نگرفته در حالی که اردکانیان بارها نسبت به ضرورت ساخت سد در لرستان تاکید کرده و این مهم را مسئله‌ای حیاتی دانسته است! اگر زمستان پیش‌رو سیل رخ دهد و باز هم به مردم آسیب مالی و جانی برسد مقصر و مسبب آن وزیر نیرو خواهد بود!رستمیان با انتقاد از سفرهای بی‌حاصل و پرهزینه وزیر نیرو، اظهار کرد: در حالی وزیر پروژه‌های را در برخی از شهرستان‌های لرستان افتتاح کرد که مثلا حدود 40 درصد از پیشرفت فیزیکی داشته و برخی حتی چند بار افتتاح شده‌اند!!! و کلنگ‌زنی‌ پروژه‌هایی را بر عهده گرفت که انجام آن‌ها در حد سمت و جایگاه یک بخشدار و فرماندار بود نه وزیر! در هر صورت آقای اردکانیان باید به زودی در مجلس حضور یافته و پاسخگوی فرصت‌سوزی‌های خود باشد!


  • بی توجهی به لُرستان

    حتی یک درصد از قول‌های وزیر نیرو در لرستان محقق نشده است! استیصال مسئولان وزارت نیرو مشهود است. تاکنون حتی یک درصد از قول‌های وزیر نیرو به مردم لرستان، مجمع نمایندگان لرستان و دیگر مسئولان محقق نشده است! مطالعات برخی از سدهای استان لرستان همچون معشوره یا گاوشمار ، سد ده‌پهلوان ، مخملکوه ، زیبامحمد و...سال‌ها قبل انجام شده اما هنوز نیمه‌کاره مانده‌اند و علی‌رغم دستورات وزیر برای آغاز کار اجرایی، نه‌تنها این دستورات محقق نشده‌اند بلکه بی‌برنامگی و استیصال در انجام کارها ازسوی مسئولان وزارت نیرو به وضوح مشهود است! 60 درصد مردم استان لرستان به شغل کشاورزی مشغول هستند با نزدیک شدن به فصل سرما و پایان فصل کاری، تخصیص ناعادلانه آب به شهرستان‌های لرستان موجب فقر و بیکاری کشاورزان شده و حتی 80 درصد مردم لرستان به شغل کشاورزی مشغول هستند اما نه برای بهره‌برداری بهتر و آب‌رسانی مناسب‌تر اقدامی نشده است! اگر وزارت نیرو برنامه به موقعی برای رهاسازی آب از سد دز داشت آسیبی به منازل نمی‌رسید وزیر نیرو قائل به اجرای دستورات خود هم نیست! اگر وزارت نیرو برنامه و جدول زمان‌بندی به موقعی برای رهاسازی آب از سد دز با توجه به ورودی‌ها داشت آسیبی به منازل و ساختمان‌ها نمی‌رسید و این همه زمین کشاورزی به زیر آب نمی‌رفت لذا این اتفاق‌ها نشان می‌دهد مجموعه وزارت نیرو برنامه‌ای برای رهاسازی و مدیریت آب نداشته و ندارد. مشکلات زیرساخت‌های مرتبط با آب، برق و گاز لرستان پس از سیل تاحدودی برطرف شده و قطعی آب، گاز و خاموشی در استان بعضاً اتفاق می‌افتد. 127 پل روستاها و بیش 60 درصد جاده‌های حوزه لرستان تخریب شده‌اند و هنوز کوچکترین اقدامی برای آغاز تعمیر و اصلاح آن‌ها صورت نگرفته ضمن آنکه یک ریال خسارت دامی و کشاورزی به مردم پرداخت نشده است و بنیاد مسکن باید کار بازسازی را سرعت بخشد.حدود 7 هزار منزل مسکونی تخریب یا آسیب دیده اند عضو مجمع نمایندگان استان لرستان مجلس بیان کرد: اگرچه حدود 7 هزار منزل تخریب یا آسیب دیده‌اند و در زمستان به این خانه‌ها نیاز پیدا کرده و مشکلات بسیاری پیدا می‌کنند.


  • سهم لرها از سازندگی

    گویا زمان رفسنجانی براساس مصوبه محرمانه شورای عالی امنیت ملی از سال ۶۹ به مدت ۱۶ سال هرگونه سرمایه گذاری مؤثر در جغرافیای زاگرس خاصه استانهای لرنشین از طرف دولت ممنوع بوده است آن هم در بزنگاه دولتهای سازندگی!!! باید بخندیم به ظلم ظالمان و سکوت همتباران!


  • نخستین《نیروگاه آبی》در کویرقم افتتاح شد!

    نخستین《نیروگاه آبی》ایران بر روی خط انتقال آب لُرستان به کویر درقم افتتاح شد! این نیروگاه سه مگاواتی با هزینه ۱۷ میلیاردتومان درکنار تصفیه‌خانه آب قم احداث شده است! این نیروگاه اولین و بزرگ‌ترین نیروگاه برق‌آبی کشور است که بر روی خط انتقال آب لُرستان به قم افتتاح شد! هفت نقطه دیگر در مسیر خط انتقال ۱۸۰ کیلومتری آب الیگودرز از سد کوچری گلپایگان تا قم شناسایی شده! هنوز اهداف انتقال آب بر مبنای تامین آب شرب کویر ایران از یاد نبرده ایم! اما دیروز بزرگترین اکواریوم خاورمیانه در اصفهان و دریاچه ۸ هکتاری گردشگری جوان قم و پارکهای آبی و امروز هم نیروگاه برق آبی فردا هم پرورش خاویار و کاشت برنج!!! بهشت الیگودرز را کویر کردید تا چرخ توربین‌های نیروگاهی‌تان بچرخد! سدهایتان پر آب شود! وکشاورزی، صنعت و گردشگری‌تان پر رونق باشد! اما گویا وزارت نیرو تنها چیزی که بفکرش نیست حقوق مبداء انتقال آب《لُرستان》است! آیا خواسته جبران خسارات طرح قمرود مطالبه سنگینی است؟ سد کوچری که میشددر الیگودرز احداث شود چرا درگلپایگان ساخته شد؟ آیا نمیتوان نیروگاه آبی را در الیگودرز که دارای ظرفیت مناسب است، احداث نمود تا مردمان لُرستان هم از داشته های خود بی بهره نمانند؟ سد کوچری و نیروگاه مبارک گلپایگان باشد! آبش از ما سودش برای کویریها! به‌سرعت پروژه‌های قم را به انجام می‌رسانید! ایکاش مردم تحت استثمار لُرستان را هم ببینید!


  • استثمار

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • ایذه آب ندارد!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • 90 % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است!

    آب هرچقدر از لُرستان به سمت زمینهای کشاورزی عربها میاد خطرناکتر است امسال نزدیک یک میلیون تُن فقط تابستان برنج در خوزستان کاشته شد که یک دهم اش مال لرهای سمت باغملک و رامهرمز بود و بقیه اش همش رفت تو جیب عربها! این مسایل در آینده برای لُرها خیلی خطرناک است چون 80% آب لُرستان و بختیاری که میاد سمت خوزستان وقتی به جاهای صاف و جلگه ای میرسد به سمت زمینهای کشاورزی عربها هدایت میشود و آنها باهاش کشاورزی غرقابی میکنند و میلیونها پول درمیآورند و اسلحه باهاش میخرند و علیه همان لُرهایی که آبشان را تامین میکنند تبلیغات تخریبی میکنند! این درحالی است که سالانه 12 میلیارد مترمکعب آب از سمت لُرستان به خوزستان میرود اما 850 هزار هکتار زمین کشاورزی لُرستان تماماً دیم هستند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • مظلوم نمایی اصفهانیها برای انتقال آب

    فرقی بین روحانی، جهانگیری و رییسی نیست! در سکوت نمایندگان چارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان متاسفانه شاهد میدان داری نمایندگان ضد امنیتی اصفهان هستیم! جناب رییسی قاضی القضات مسیری که دارید میروید اشتباه است! عامل تخریب محیط زیست و نابودی مردمان چهارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان نشوید! در مورد حق آبه اصفهان باید ابتدا از خودتان بپرسید: کدام آب؟ و برای چه مصارفی؟ و کدام اراضی؟ و برای چند نوبت کشت در سال؟ اصفهان حتی براساس طومار شیخ بهایی حق آبه ای برای اراضی محدودی آنهم یک نوبت کشت در سال بوده است!!! که الآن دیگر آن اراضی وجود ندارند و تغییر کاربری داده شدند!!! و دیگر آن آب هم بخاطر افزایش جمعیت و سرانه شرب خودشان و تغییر اقلیم وجود ندارد!!! صنایع اصفهان را هم که خود اصفهانیها منتفع میشوند را هم اضافه کنید!!! فریب رِندی اصفهانیها را نخورید آنها برای فریب مردم و مسئولان مفاهیم جدیدی را اختراع کردند از جمله اینکه معتقدند آب موجود و تونل اول متعلق به کشاورزان است و دولت باید برای شرب آب انتقال دهد اگر اینگونه است در نقاط مختلف کشور هم از جمله: چهارمحال بختیاری همین کار را انجام دهند!!! تاکنون به قیمت آواره شدن هزاران نفر و نابودی محیط زیست چندین طرح انتقال آب به اصفهان اجرا شده! کوهرنگ 1 و 2 و 3 و لنگان و خدنگستان و گلاب و بهشت آباد و...چندین طرح دیگر هم در دست اجرا دارند!!! طرحهای قبلی هرکدام مطابق با آیین نامه تخصیص آب وزارت نیرو هیچکدام دائمی نیستند و باید دوباره با توجه به شرایط و خشکسالی در حوزه کارون مورد تجدید نظر قرار گیرند!!! متاسفانه قوه قضاییه وظیفه خود را در مقابل تخریب محیط زیست درست انجام نداده و حتی گفته میشود تحت فشار معاون اول شما دستور دادستان محلی که به علت مجوز باطل شده تونل سوم را متوقف کرده بود، بصورت غیرقانونی باطل شده و دوباره به این طرح باطل شده مجوز دادند! متاسفانه ما لُرهای بختیاری ساکن اصفهان در خط مقدم اعتراضات هستیم و بیشترین شهداء و بازداشتیها را داریم و از آنطرف مسئولین اصفهان از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند که مردم اصفهان ناراضی هستند و مثلاً اگر زاینده رود جاری باشد میتوانیم مردم را آرام کنیم یا توی صف انتخابات بیاریم و اینگونه ما جان میدهیم و آنها معامله میکنند!!! سال گذشته که رییس قوه قضاییه آمدن اصفهان عمداً یکماه بی آبی راه انداختند و حتی شبی که دکترعلاءالدین بروجردی (رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس) آمد نجف‌آباد جزء معدود موارد، برق کل شهر را قطع کردند که بگویند بی آبی و بی برقی مشکل هرروزه اصفهان است!!! و بابت این اعتراضات کُلی امتیاز گرفتند و از آنروز حتی یک دقیقه بی آبی و بی برقی تا امروز نبوده است!!! با انتقال آب مشکل کویربودن اصفهان حل نمیشود و یک نسلکشی در حق مردم خوزستان، چهارمحال بختیاری ولُرستان اتفاق خواهد افتاد نگاه کنید به صنایع آب بَر اصفهان این انتقال آب برای مصارف صنعتی است ولی در استانهای زیردست هزاران نفر از بی آبی مجبور به ترک شهر و روستاهایشان خواهند شد و صدمات جبران ناپذیری به این مردم خواهند زد!!!


  • لزوم تشکیل شبکه محلی لُری بختیاری

    لزوم تشکیل صدا وسیمای لُری در استان چهارمحال بختیاری: شبکه صدا وسیمای چهارمحال بختیاری چه برنامه هایی به زبان لُری دارد؟ تصویر متن کامنت یکی از تهیه کنندگان صدا و سیمای چهارمحال بختیاری است که در جواب اینجانب در مورد《شبکه جهان‌بین》نوشتند! که به دروغ نظر خودشان و گردانندگان صدا وسیمای جهان بین را در مورد بیزاری از لُر به کل استان که هفتاد درصد آن لُربختیاری هستند و بقیه هم لُر و یا ترک مهاجر هستند تعمیم میدهند! البته شاید هم منظورشان تحت فشار بودن صدا وسیمای جهان بین برای پخش برنامه های مختص لُری است!تصویر دوم لیست پخش شبکه جهان بین در یکروز عادی است که نشان میدهد هیچ برنامه ای به زبان لری ندارد!!! یکی از دلایل ایجاد صدا وسیمای استانی در کشور را لزوم توجه به زبان و آداب و رسوم هر استان بوده است! اگر قرار بر وجود《شبکه های فارسی زبان》باشد که شبکه های ملی بسیار بهتر و با کیفیتتر وجود دارند! در استانهای تُرک و فارس و کُردنشین با همت مردم و مطالبه گری این مسئله تقریباً عملی شده است و برنامه ها به زبانهای ترکی و کردی و فارسی پخش میشوند!حتی در خوزستان نیز که دارای جمعیت لُر و عرب هستند برنامه ها بزبان عربی پخش می‌شوند! حتی در مناطقی مانند مهاباد و آبادان شبکه مستقل کردی و عربی داریم! ولی آنچه در استانهای لُرنشین نظیر:لُرستان و چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد و همدان و ایلام و اصفهان و فارس و بوشهر و...شاهد هستیم هیچ نشانی از شبکه صدا و سیمای لُری در این استانها موجود نیست!درحالیکه میتوانند ساعاتی از روز و یا شب را به برنامه های مختص کودکان و ردههای مختلف سِنی به زبان لُری اختصاص دهند و یا مثل مهاباد در این استانها شبکه جدا تاسیس کنند!!!فقط شبکه لُرستان گاهی شبها به لری صحبت میکنند که عملاً محدود است!!!متاسفانه شبکه جهان‌بین برای رفع مسئولیت فقط اقدام به پخش موسیقی لُری میکند که آنهم شبکه های یک و دو و سه و شما و...بسیار بیشتر به موسیقی لری میپردازد! اگر لرهای بختیاری که بین 5 استان تجزیه شدند استان بزرگ بختیاری را تاسیس میکردند ماهم صاحب شبکه بزبان لری بختیاری میشدیم و اینقدر توسط فارسهای نژادپرست تحقیر نمیشدیم!


  • سدسازی قرارگاه خاتم

    از قرارگاه خاتم و سد سازیها و طرحهای انتقال آب چه میدانید؟قرارگاه خاتم‌الانبیا مسئولیت اصلی خودش که کار جهادی در مناطق محروم و محرومیت زدایی است را فراموش کرده و عملاً تبدیل به آلت دست مافیای آب در کشور شده و خود عاملی شده برای تخریب محیط زیست و توسعه محرومیت و محرومیت زایی بیشتر در استانهای چهارمحال بختیاری، لُرستان، کُهگیلویه و خوزستان!!!قرارگاه خاتم مجری و طراح بسیاری از طرحهای انتقال آب در کشور است از جمله انتقال آب از سرشاخه های هلیل رود به شمال استان کرمان و محرومیت بیشتر جنوب کرمان/ انتقال آب از سرشاخه های کارون به اصفهان برای مصارف کشاورزی و صنعت و محرومیت بیشتر استان چهارمحال بختیاری و خوزستان/ انتقال آب از الیگودرز لُرستان به اراک و اصفهان و قم/ انتقال آب کوهرنگ به یزد/ بیشتر فرماندهان سپاه از استان اصفهان و کویر مرکزی هستند و متاسفانه قومگرایی و منطقه گرایی آنها نقش بسیار زیادی در طراحی طرحهای انتقال آب دارند! آنها فقط توسعه همه جانبه استانهای کویری اصفهان، یزد، قم، کرمان و سمنان را مدنظر دارند!


  • مراقب طرحهای انتقال آب به کویر باشیم!

    مردمان مناطق لُرنشین مراقب باشند چند سالی است که فرهیختگان مردم لُر (لُر شمالی، جنوبی، مرکزی، بختیاری، لک و...) در حوزه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی و...مطالبه گری خود را شروع کردند همزمان نیز دشمنان بدخواه قوم لُر ساکت ننشسته و در تمام عرصه ها فعال هستند هم با جنگ نرم جلو می آیند (مثل ستون پنجم و مزدور) و هم با لودر می آیند مثل طرحهای انتقال آب و هم با ایجاد اختلاف تصنعی برای تضعیف اتحاد لُرها...مراقب باشیم مردم لُر تازه دارد خود را می یابد نگذارید با ایجاد اختلاف مُطالبات به حق و قانونی ما را به حاشیه بکشانند. در ایران فقط لُرها و بلوچها زندگی سختی را میگذرانند!


  • درمقابل انتقال آب؛ نمایندگان لُر استعفا دهند!

    آبستراکسیون! نمایندگان خوزستان، چهارمحال بختیاری، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد به عنوان آخرین راه قانونی《ابستراکسیون》یا استعفا کنند! انتقال کارون به کویرمرکزی برای کشاورزی، صنعت وگردشگری در ردیف بودجه سال نود و نُه!همیشه انتقال آب را به نام《شُرب》حلال میکردند ولی بعد از سکوت و انفعال ما لُرها در مقابل تخریب محیط زیست آنقدر وقیح و پُررو شدند خجالت نمیکشند و تامین آب کشاورزی و صنعت را در اهداف《تونلهای انتقال آب کوهرنگ سه》و《بهشت آباد و گلاب》و دیگر طرحها عنوان میکنند!!! از نمایندگان فعلی خوزستان و چهارمحال بختیاری و لُرستان و کُهگیلویه درخواست دارم برای عدم مشروعیت به قانونی کردن طرحهای انتقال آب به کویر مرکزی برای اهداف کشاورزی و صنعت از ادامه نمایندگی مجلس استعفا دهند و شریک تصویب بودجه سال نود و نه نباشند!!! این لایحه را باید در مقابل نمایندگان مجلس استانداران چهارمحال بختیاری و خوزستان و لُرستان گذاشت آنها قسم خوردند که انتقال آب فقط برای《شرب》میباشد یعنی انتقالات فعلی کفاف تمام کویر مرکزی را میدهد!!! به نظر با توجه به عدم کارکرد فعالیت اجتماعی و زیست محیطی برای توقف انتقال کارون که مشکلات عدیده زیست محیطی، اجتماعی، امنیتی و سیاسی برای کشور ایجاد میکند و حتی تمامیت ارضی کشور را نیز به مخاطره می اندازد تخریب این طرحهای انتقال آب بیش از پیش توجیه پذیر میشود!!!


  • طرحهای مُخرب انتقال آب به کویرمرکزی

    همه طرحهای مخرب محیط زیست در بودجه سالانه کشور در معرض رای نمایندگان مردم قرار میگیرد!!! متاسفانه نهادهای انتخابی کشور مثل ریاست جمهوری و مجلس جایگاه واقعی خود در قانون اساسی را یا فراموش کردند و یا به خاطر نهادهای موازی غیر انتخابی کارکرد خود را از دست دادند! در چنین شرایطی که از نظر تاریخی، اجتماعی و سیاسی در کشور بی سابقه است شاهد دست اندازیها به محیط زیست و تخریب محیط زیست در کشور هستیم!!! از مجمع نمایندگان استان چهارمحال بختیاری، لُرستان، کُهگیلویه و خوزستان میخواهیم در اعتراض به چنین روند غیرقانونی هیچگونه مشارکتی در تایید بودجه نود و نه به علت بودجه تخصیصی به طرحهای غیرقانونی انتقال آب به کویرمرکزی نداشته باشند و از ادامه مجلس فعلی استعفا دهند!!! متاسفانه مجلس جایگاه واقعی خود را از دست داده است و عملاً در ساختار کنونی تبدیل به یک《مُحلل》شده است! فقط مانده است که فقط نمایندگان در کوچه و خیابان داد بزنند محلل هستیم! آنها مطمئن باشند مشارکتشان در دور بعدی انتخابات مجلس از نظر مردم تنفر آمیز خواهد بود لذا خواهشمند است نام نیکی از خود به یادگار بگذارند و از مجلس فعلی هم استعفا دهند!!!! و ما حداقل دلمان خوش باشد هیچ نماینده چهارمحال بختیاری، لُرستان، کُهگیلویه و خوزستان به طرحهای انتقال آب رای نداده است!!! از نخبگان و نامزدهای فعلی چهارمحال بختیاری، خوزستان، لُرستان و کُهگیلویه درخواست عاجزانه دارم نامزد دور بعدی انتخابات مجلس نشوند!!! برای چه و برای کدام مجلس میخواهید نامزد شوید؟ میخواهید چه کنید؟ به گفته آقای مهندس فرهادی البته باید گفت اکثر روندهایی که بنام قانون بر مردم تحمیل میشود مغایر قانون اساسی است و اساساً باطل و مردود است اما متاسفانه در ساختار جمهوری به علت تعریف نشدن دادگاه_قانون_اساسی مکانیزم هیچگونه مبارزه قانونی با این روندها وجود ندارد.مجلس و دولت تمام هدفشان فقط آبادانی کویرمرکزی است


  • کویریها به کدام تمدن خود میبالند؟؟؟

    کویر مرکزی فارسها به کدام تمدن خود میبالد؟؟؟ اصولاً فضیلت افتخار و شایستگی تمدنی به چیست؟ آیا تخریب محیط زیست و اجرای طرحهای متعدد انتقال آب به کویر مرکزی فارسها نشانه تمدن آنها است یا نشانه انحطاط اخلاقی و اجتماعی آنها است!!! اگر فقط تمدن را در قدمت خلاصه کنیم و رفتارهای فعلی نشانی از گذشته گفته شده با افتخار نداشته باشد چه فرقی با حیوانات (گاو، شتر، سوسک و...) و سنگ و خاک خواهد بود؟ چرا که قدمت آنها که بسیار بیشتر از انسان فعلی است! آیا دزدی و تخریب و چپاول سنخیتی با تمدن دارد؟ حتی با معیارهای دینی هم نمیشود هیچ چپاولی را مشروعیت بخشید! تُرکها در ورزشگاهها شعار مرگ بر فارس و خلیج عربی سر میدهند و پرچم ترکیه و جمهوری آذربایجان را بالا میبرند اما فارسها بشدت از آنها حساب میبرند و همه جور امکاناتی در اختیارشان قرار میدهند اما لُرها با زبان خوش با《فارسهای دزد آب》حرف میزنند ولی جوابی بجز توهین و تحقیر نمی بینند!!!


  • انتقاد دکتر اردشیر نوریان از انتقال آب به کویراصفهان

    ‏جناب ⁧‫قاضی_القضات‬⁩《رییسی》⁧‫يک طرفه‬⁩ به ⁧‫قاضی‬⁩ رفتن جنابتان در موضوعات مربوط به حوضه_زاينده_رود‬⁩ را چگونه ⁧‫تحليل‬⁩ كنيم؟ تشكيل كارگروه بدون در نظر گرفتن ⁧‫حقوق‬⁩ و حضور ⁧‫صاحبان اصلی آب‬⁩، مردم‬⁩ و ⁧‫كشاورزان‬⁩ استان سرمنشاء《بختیاری》، ⁧‫استاندار‬⁩ و ⁧‫نمايندگان‬⁩ ⁧‫چهارمحال بختياري‬⁩ مصداق بارز تبعيض و ⁧‫بی‌عدالتی نيست؟؟؟


  • تبعیض در حق چارمحال بختیاری

    ‏سكوت مدعيان عدالت خواهی در موضوعات آبی چارمحال بختیاری در رابطه با تصميمات آبی جناب قاضی القضات رییسی در اصفهان را چگونه تعبير كنيم؟؟؟ ‏آيا شائبه های ⁧‫سياسی_كاری‬⁩ و ⁧‫محفل_انديشی‬⁩ آقايان در مسئله آب‬⁩ صحت دارد؟يكطرفه_به_قاضی_رفتن_قاضی_القضات‬⁩ موجب تبعيض‬⁩ به چارمحال بختیاری میشود!!! يک بام و دو هوای مُدعيان‬⁩ عدالت! فقط منافع استان کویری اصفهان را درنظر میگیرند!


  • نامه اردشیر نوریان به جناب رییسی!

    نامه نماينده شهركرد خطاب به رييس قوه قضاييه درخصوص مواضع مربوط به موضوعات آبي زاينده رود در اصفهان: جناب رئیسی ریاست محترم قوه قضائیه با اهداء سلام احتراماً حسب اخبار منتشر شده از سفر جنابعالی به استان اصفهان و اتخاذ تصمیم برای《ایجاد یک کارگروه جدید》برای ساماندهی مباحث حوزه آب در اصفهان بر خود لازم میدانم نکاتی را جهت اصلاح تصمیمات اتخاذ شده به استحضار برسانم: 1_موضوع آب و مسائل آن منحصر به اصفهان نیست و زاینده رود هم متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین محلی آن بررسی شود! بنابراین اگر قرار باشد گروهی در اینباره همفکری کنند باید تمام ذینفعان زاینده رود دراین جمع نماینده داشته باشند! 2_سپردن مسئولیت این جمع که قرارست راه‌حل هایی را پیشنهاد بدهد به یک《مقام اصفهانی》دور از احتیاط بوده و منطقی نیست!!!اگرچه آقای《محسنی اژه ای اصفهانی》بسیار محترم است اما لازمست مسئول این تیم متولد هیچیک از ۳ استان چهارمحال بختیاری، اصفهان و خوزستان نباشد (بهرحال انسانها علائقی دارند که درضمیر ناخوآگاهشان بر تصمیمات آنها اثر میگذارد) 4_در یک نگاه کُلی تر اساساً شاید نیاز به تشکیل چنین کارگروهی نباشد! حقایق روشن است چرا که اراده‌ای برای اجرای تصمیمات قانونی و جلوگیری از تصمیمات و اقدامات غیرقانونی وجود ندارد! سازمان بازرسی کشور به صراحت در رابطه با جنبه‌های تنش زا، ضد امنیتی، دور از عدالت و انصاف و غیرکارشناسی اظهار نظر کرده و گزارش مبسوطی به رییس جمهور داده کافیست جنابعالی از مسئولین اجرایی بخواهید مفاد آنرا رعایت کنند! دیوان محاسبات هم گزارش مُستند و مشروحی از هزینه‌ کَردهای غیرقانونی در پروژه های فاقدمجوز مانند:《گلاب》و《کوهرنگ سه》منتشر کرده اینها میتواند مبنای عمل قوه قضائیه باشد! عدم حضور استانداران، نمایندگان، نمایندگان کشاورزان دو استان چهارمحال بختیاری و خوزستان در چنین کارگروهی که میخواهد برای حوضه زاینده‌رود تصمیم بگیرد به منزله تبعیض آشکار بین مردم است! از جنابعالی که در راس قوه عدلیه نشسته‌اید این بی توجهی قابل قبول نیست! اگر قرار باشد برای این حوزه تصمیمگیری شود حتماً باید نمایندگان متناظر از دو استان دیگر هم حضور داشته باشند! 5_جناب آقای رئیسی با شعار مبارزه با فساد در قوه قضاییه شروع بکار نمودید این شعار را مبارک و به فال نیک می گیریم اما تاکنون فکر کردید اگر یک مقام در جمهوری اسلامی با تصمیمات غلط و بی توجهی به قانون اقدامی کرد و موجب سلب اعتماد مردم به نظام شد و با سوء تدبیر در حوزه مسئولیتش به اختلافات دامن زد و تنشهای اجتماعی_سیاسی وامنیتی درست کرد این مسئول یک فاسد بزرگ است؟اگر قبول دارید در حوزه تصمیمات آبی درکویرمرکزی و موضوعات مربوط به پروژههای انتقال آب از چهارمحال بختیاری و سرشاخه های کارون به زاینده رود این فساد درحال وقوع است به آن رسیدگی کنید و صرفاً در مشکلات یک نقطه که تابع یک مشکل عظیم است متمرکز نشوید.٦_جناب آقای رئیسی اطلاع دارید که پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجاست؟؟؟ازهمان مجتمعهای صنعتی ذوب آهن و فولاد مبارکه و...که دراصفهان مستقر هستند!!!چگونه است که پول برای تداوم پروژه های فاقدمجوز زیست محیطی گلاب 2 و سد و تونل کوهرنگ 3 وجود دارد اما پول برای پرداخت تملکات پروژه و دادن حقوق اولیه عشایر مظلوم و ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟؟؟ ٧_جناب رئیسی اگر میخواهید مسائل حوزه آب در این مقطع به سامان برسد از مسئولین وزارت نیرو سوال کنید چرا باوجود مخالفت سازمان محیط زیست《پروژه گلاب》تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بُن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر《حق حیات و معیشت》و بهره برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری《اصفهان نورچشمی》حاضرند حقوق اولیه این جمعیت کثیر را در استانی دیگر نادیده بگیرند؟؟؟ ٨_جناب آقای رئیسی از مسئولین اصفهان بپرسید مگر《كاشت برنج》براساس مصوبات وزیران بغیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا《سرانه فضای سبز اصفهان》از شهرهایی مانند رشت هم بالاتر است؟ چرا صنایع آب بَر و مجتمع های فولاد در این استان کویری توسعه مییابد؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا《کاشت برنج》و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت امسال کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد متر مکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده رود را؟ یک بام و چند هوا؟ ٩_جناب رئیسی طرح قانونی و مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نیمی از جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد با وجود مصوبات و تعهدات دو دولت (احمدی نژاد و روحانی) و چندین وزیر با ممانعت و کارشکنی (اصفهان) چندسال از برنامه عقب افتاده!!! از استاندار و دادستان و مدیرکل اطلاعات اصفهان سوال کنید چگونه نزدیک به یکهزار اتومبیل به اسم《کشاورزان اصفهان》حرکت کردند و با خود لودر آوردند و محل آبگیر پروژه قانونی را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟؟؟آمران و برنامه ریزان و مجریان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟مدیرکل دادگستری و دادستان تحت امر جنابعالی چه کردند و چرا نتایج رسیدگیهای قضاییشان را گزارش نمیدهند؟؟؟چگونه است که اداره کل اطلاعات چهارمحال بختیاری با یک گزارش مبنی بر احتمال تجمع کشاورزان سریعاً اقدامات پیشگیرانه میکند و با احضار و برخورد برنامه ریزان آن جلوی هرگونه تجمع گرفته ميشود اما اداره کل اطلاعات اصفهان در روز روشن با این حجم جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده حتی آب هم در دلش تکان نمیخورد؟ چه کسی مقصر است؟ با مقصرین برخورد کنید تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!!! آقای رئیسی از تصدیع اوقات جنابعالی پوزش میخواهم، امیدوارم که شنیدن درد مردم مظلوم بختیاری را به اتخاذ تصمیمات عادلانه در این حوضه اختلافی رهنمون سازد و انتظار می‌رود جنابعالی با انجام یک سفر به استان چارمحال بختیاری از نزدیک آنچه که بعنوان گوشه‌ای از رنج آنان گفتم را ببینید آنگاه مطمئن خواهیم بود که تصمیمات درستی خواهید گرفت!برای شما و همه عدالت خواهان آرزوی توفیق دارم. اردشیر نوریان نماینده مردم شهرهای شهرکرد، بُن و سامان در مجلس.


  • تبعیض آبی و نابرابری ناحیه‌ای

    زاینده رود متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! باید تمام ذینفعان زاینده رود حق برداشت داشته باشند! دیوان محاسبات گزارش مُستندی از هزینه‌ کَردهای غیرقانونی در پروژه های فاقدمجوز مانند:《گلاب》و《کوهرنگ سه》منتشر کرده اینها میتواند مبنای عمل قوه قضائیه باشد که چگونه انتقالات متعدد آب به کویر موجب تنش اجتماعی_سیاسی شده! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجاست؟ ازهمان مجتمعهای صنعتی ذوب آهن و فولاد مبارکه، که دراصفهان مستقر هستند! چگونه پول برای تداوم پروژههای فاقدمجوز گلاب 2 و سد و تونل کوهرنگ 3 وجود دارد اما پول برای پرداخت تملکات پروژه و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ مسئولین وزارت نیرو جواب بدهند چرا باوجود مخالفت سازمان محیط زیست《پروژه گلاب》تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بُن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر《حق حیات و معیشت》و بهره برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری《اصفهان نورچشمی》حاضرند حقوق اولیه این جمعیت کثیر را در استانی دیگر نادیده بگیرند؟ از مسئولین اصفهان بپرسید مگر《كاشت برنج》براساس مصوبات وزیران بغیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا《سرانه فضای سبز اصفهان》از شهرهایی مانند رشت بالاتر است؟ چرا صنایع آب بَر و مجتمع های فولاد در اصفهان کویری توسعه مییابد؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا《کاشت برنج》و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت امسال کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد متر مکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده رود را؟ یک بام و چند هوا؟ طرح قانونی و مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نیمی از جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد با وجود مصوبات و تعهدات دو دولت (احمدی نژاد و روحانی) و چندین وزیر با ممانعت و کارشکنی (اصفهان) چندسال از برنامه عقب افتاده! از استاندار و دادستان و مدیرکل اطلاعات اصفهان سوال کنید چگونه نزدیک به هزار اتومبیل به اسم《کشاورزان اصفهان》حرکت کردند و با خود لودر آوردند و محل آبگیر پروژه قانونی را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟آمران و برنامه ریزان و مجریان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ مدیرکل دادگستری و دادستان چه کردند و چرا نتایج رسیدگیهای قضاییشان را گزارش نمیدهند؟ اداره کل اطلاعات اصفهان در روز روشن با این حجم جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده حتی آب هم در دلش تکان نمیخورد؟ چه کسی مقصر است؟ با مقصرین برخورد کنید تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • استانهای کویری صنعتی

    استانهای کویری با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده‌اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استانها به این مراکز بویژه تهران سرازیر شود که پیامد آن نابرابری، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است. بلاد لُرنشین که برخلاف توانمندیهای طبیعی سالهاست که جزء استانهای محروم باقی مانده‌اند، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمیتوانند با رفاه و آبرو به زندگی ادامه دهند و بی‌نیاز باشند. مردمان لُر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره‌کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده‌اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه‌دار و نقره داغ شده‌اند و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده‌اند. الگوی توسعه در ایران از《الگوی مرکز_پیرامون》تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات در استانهای کویری و همزمان رکود نسبی فعالیتها در استانهای مرزی؛ نابرابری و واگرایی ناحیه‌ای را بیشتر کرده! همچنین با توجه به این اصل که《نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند》نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت براساس منطق عدالت خواهانه《راولز》که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند تعلق گیرد! در واقع منابع بلاد لُرنشین مثل آب، نفت و معادن تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود بدست آمده از آن در تهران، اصفهان، قم، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق کویری با وجود محدودیتها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند بعلت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلندپایه که به این نواحی کویری تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاریهای دولتی را در تمام زمینه‌ها بخود جذب کنند و در نتیجه جزء《استانهای توسعه یافته صنعتی》به شمار آیند. دکتر دیوید هاروی در کتاب《عدالت اجتماعی و شهر》مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظات سیاسی بر دیدگاههای اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی برحسب نفوذ سیاسیون در قدرت است!


  • توسعه سازگار با طبیعت

    توسعه سازگار و همگام با طبیعت اصلی است که هیچگاه در ایران به آن توجه نمیشود! در سالهای اخیر شاهد تشدید این موضوع نیز بوده‌ایم که این معضل عمدتاً با شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه و شانتاژ تبلیغاتی چگونه آخرین تیشه ها را به ریشه پیکره آبی ایران میزنند. لُرها بیشترین کسانی بودن که در این دور باطل زیان دیده و حق طبیعی حیات آنها نادیده گرفته شده است. تاسف از آنجا ناشی میشود که بسیاری از لُرها به این امر آگاه نیستند و حتی کسانیکه جرات میکنند و خود را بعنوان فعال لُر خطاب میکنند تنها جنبه های قومیتی و تعصبات قومگرایانه آنرا مینگرند و به بقیه زوایای این موضوع ناآگاه و جاهل هستند! ما جزئی از این جهان و طبیعت هستیم حال در این پاره هزار تیکه تقدیر بر آن شده لُر باشیم پس میبایست این تیکه را خوب آمایش و پیرایش و مشکلات آنرا رفع کنیم تا وظیفه خود را در قبال مادر طبیعت انجام داده باشیم. محیط زیست چیزی نیست که بشود براحتی از کنار آن گذشت. مطمئناً اگر در آینده‌ای نزدیک و یا در بازه زمانی کوتاه مدت توانستیم طرحهای ضد میهنی و ضدمحیط زیستی انتقال آب، نابودی جنگلها و توزیع ناعادلانه ثروت و مشکلات فرهنگی را در بین اتنیکهای ساکن ایران رفع و رجوع کنیم در میان جامعه و مناطق لُرنشین نیز از توسعه پایدار و همه جانبه میبایست بهره ببریم《سازگاری با طبیعت》یکی از این مهمترین اصول این روند خواهد بود!


  • سیل توجیه روانی برای انتقال آب

    سیل پارسال (فروردین98) کاملا عمدی بود و مسئولین در تلاشند امسال نیز سیل دیگری راه اندازند. اولاً: پاییز و زمستان پر بارش در مناطق لُرنشین (آبریز رودهای خوزستان) دوماً: عدم باز کردن دریچه سدهای خوزستان و در نتیجه رودخانه‌هایی کاملاً کم آب در طول پاییز و زمستان (درحالیکه باید دریچه‌های سدها باز میشد تا فضای خالی جهت ذخیره آب بارندگی های بهار و ذوب یخها ایجاد میشد) سوماً: همانطوریکه پیش‌بینی میشد بزرگنمایی بسیار زیاد بارشهای اخیر توسط صداوسیما با دو روز بارندگی بازهم بحث سیلاب قوت گرفت و بازهم طبق معمول بارشها بی سابقه معرفی شدند و بازهم آماری غیر واقعی از میزان دبی رودخانه ها ارایه شد. سال آینده قراره طرحهای انتقال آب (از بلادلُرنشین به کویرمرکزی) بسیار مخربی از رود کارون برای اصفهان انجام شود و تمام این طرحها توسط مجلس تایید و ردیف بودجه دریافت کردند. طرح آب دزدی کوهرنگ سه، طرح آب دزدی بهشت آباد و طرح آب دزدی خرسان! اجرای این سه طرح ظالمانه یعنی نابودی کامل بزرگترین رود ایران! سیلاب پارسال کاملاً عمدی بود و امسال هم قراره که همان سناریو تکرار شود! ظرفیت سدهای خوزستان بسیار بالاست و قاعدتاً دو روز بارندگی به هیچ عنوان نباید مشکلی ایجاد کند. به هرحال پر واضحه که هدف از ایجاد این سیلابها زمینه سازی روانی و توجیه طرحهای تبعیض آمیز و ظالمانه انتقال آب از کارون به کویر آنهم در شرایطی که این رودخانه بسیار کم آب شده و مشکلات زیادی را برای خوزستان ایجاد کرده!


  • خوزستان دومین مصرف‌کننده آب

    جلگه‌خوزستان جای مناسبی برای کشاورزی نیست مگر از آبرفت سنگهای آذرین تشکیل شده باشند مثل جلگه خزر یا عراق که آبرفت کوههای غنی از مواد معدنی ترکیه است. اما خاک خوزستان آهکی و رسی است و بجز مناطق شمال خوزستان بجز خاک رس چیزی وجود ندارد! تا قبل از کشف نفت در فاصله اروند تا دزفول چیزی وجود نداشت و عربهای جنوب خوزستان میگفتند: لیس ورا العبادان قریه! یعنی در شمال آبادان روستایی وجود نداشت! تنها در رامهرمز، دزفول و شوشتر به‌دلیل دانه بندی بهتر خاک و وجود ذرات آهکی نفوذ پذیری خاک وجود دارد! خاک رس آب را به‌شدت جذب میکند اما پس نمی‌دهد اصلاً برای همین کوزه‌ها را از رس میسازند! همین که سطح خاک خوزستان خیس میشود دیگر آب را رد نمی‌کند و آب روی زمین باقی می‌ماند بخاطر این رودهای متعدد در خوزستان وجود دارد و هنگامیکه باران می‌آید فوراً در خوزستان سیل جاری می‌شود اما اگر بعد از همان باران، زمین را نیم متر بکنیم می‌بینیم کاملاً خشک است! همین مسأله باعث شده برای کشاورزی در خوزستان چندین برابر مناطق دیگر به آبیاری نیاز باشد! و به کود شیمیایی هم وابسته است چون خاک از نظر معدنی فقیر است! خوزستان فقط آب و هوای گرم ومرطوب دارد اما خاکش غنی نیست و رس زیاد اجازه زهکشی نمیدهد! رسوبات غرب خوزستان مملوء از رس و آهک است و ارزش کشاورزی ندارد! گیاه خاک تنها در مناطقی که دارای مواد آلی و فعالیتهای زیستی باشند مانند مناطقی که درگذشته جنگل و چمنزار بوده ایجاد میشود اما خوزستان اصلاً گیاخاک ندارد و آب جذب خاک رس میشود و در زمین نفوذ نمی‌کند! جنس آبرفت خرمشهر از جنس آبرفت دجله وفرات است لذا خاک خرمشهر از اهواز بهتر است اما بازهم کیفیت خرمای خرمشهر به کیفیت خرمای بم یا بصره نمیرسد! اگر پرتغال، سیب، خرما و پیاز خوزستان را با لرستان مقایسه کنید، مزه متفاوت آنان را حس میکنید چون طعم محصولات وابسته به جنس خاک است! اگر دست از آبیاری غرقابی در خوزستان بردارند آن‌وقت مشکل گل‌آلود بودن آب آشامیدنی حل خواهد شد! بهترین خاک ایران، در کمربند ارومیه از شمال غرب به سمت جنوب شرق کشور که در آبرفت تشکیلات آتشفشانی دوران سوم زمین‌شناسی است که شامل مواد معدنی، ماسه فراوان و رس کافی است! اگر در خوزستان دوبار محصول می‌گیرند بخاطر خاصیت گرمسیر بودن است! نوع تمدنهای قدیمی بسته به نوع خاک، متفاوت بود مثلاً در بابل و مصر که خاک غنی داشتند کشاورزی حرف اول را میزد اما در ایلام باستان بجز در شمال خوزستان شهری نبود و تمدن ایلام محدود بود به نظامیگری! ولی سومر هفده شهر داشت که دلیل این مسأله نبود امکان کشاورزی بود! شوشتر از آب سد هیچی بهش نرسیده خودش کانال داریون زده! از شوشتر تا اهواز زمینها حاصلخیزند اما همشون دست عربهاست بعد از اون دیگه زمینها حاصلخیز نیستند! سمت دزفولم زمینها حاصلخیزند و بیشتر دست دزفولی هاست! زمینهای بین شوشتر و گتوند و عقیلی دست لرهای بختیاری است که بیشتر دیم هستند! زمینهای خوزستان بیشتر دیم بودند الان سد و کانال زیاد زدند آبی شدند ولی زمینهای شمال دزفول و اندمشک کانال براشون نکشیدن و فریبشان دادند! خاک حاصلخیز سیاه رنگ است و خاک بدرد نخور سرخ رنگ است! زمینهای دارای خاک سیاه و سنگلاخی بدرد کاشت برنج نمیخورند ولی برای باغداری بهترند که بخاطر کم بودن زمین حاصلخیز در ایران، باغات را باید در دامنه کوهها زد نه در جلگه! آبی که از سمت لُرستان میاد تماماً میره برای کشاورزی عربها که برنجکاری میکنند! جایی دیدم که در زمینهای غصبی که گرفتند دریاچه آب انبار کرده بودند! تمام آب بلادلُرنشین حتی آب کوهرنگ سودش را عربها میبرند! کشاورزی میکنند و برای لُرها خط ونشان میکشند.


  • بزرگترین آکواریوم خاورمیانه دراصفهان

    بی‌آبی منحصر به اصفهان نیست و زاینده‌رود هم متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! هزینه‌ در پروژه‌های فاقدمجوز مانند: گلاب و کوهرنگ سه چه توجیهی دارد؟ در حوزه آبی و پروژه‌های انتقال آب از بختیاری و سرشاخه‌ کارون به زاینده‌رود فساد درحال وقوع است! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجا تامین میشود؟ ازهمان مجتمع های ذوب‌آهن و فولاد که دراصفهان مستقرند؟ چطور پول برای تداوم پروژه‌های فاقدمجوز گلاب و تونل کوهرنگ سه هست اما پول برای پرداخت تملکات و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ وزیر نیرو پاسخ دهد؛ چرا باوجود مخالفت محیط زیست پروژه گلاب تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر، حق حیات و معیشت و بهره‌برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری (اصفهان نورچشمی) حاضرند حقوق اولیه جمعیت کثیری در استان دیگری را نادیده بگیرند؟ مگر كاشت برنج براساس مصوبه دولت، غیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا سرانه فضای سبز اصفهان از شهری مثل رشت هم بالاتر است؟ چرا صنایع آبخواه و مجمتع‌های فولاد در اصفهان درحال توسعه‌اند؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا کاشت برنج و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد مترمکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده‌رود را؟ یک بام و چند هوا؟ چرا طرح مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نصف جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد باوجود مصوبه و تعهد دولت با کارشکنی اصفهان عقب افتاده؟ چگونه هزار اتومبیل به اسم کشاورزان اصفهان حرکت کردن و لودر آوردند و محل آبگیر پروژه را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟ برنامه‌ريزان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ چگونه اطلاعات چهارمحال بختیاری سریعاً اقدامات پیشگیرانه میکند و با احضار و برخورد جلوی هرگونه تجمع را میگیرد! اما اطلاعات اصفهان روز روشن با این جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده آب در دلش تکان نمیخورد؟ دولت با مقصرین برخورد کند تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • لُرستان سَد ندارد!!!

    طبق مطالعات منابع آب در حوضه‌ آبریز کرخه که زمان شاه توسط مهندسین آمریکایی انجام‌گرفته و اسنادش در آرشیو سازمان آب خوزستان موجوداست سه سد برای حوضه آبریز کرخه پیش‌بینی ‌شد تا تعادل در این حوضه بعد از احداث سدها برقرار شود. سد کرخه، سد سیمره و سد گاوشمار (معشوره لرستان). براساس این مطالعات اولویت اول با سد گاوشمار بوده که به لحاظ موارد فنی قبل از بقیه سدها باید ساخته می‌شد! بعداز انقلاب این مطالعات توسط شرکت مشاور مهاب قدس دوبار بازنگری شد! بار اول حجم سد گاوشمار کاهش نداشت و برخلاف مطالعات قبل انقلاب سد کرخه ابتدا ساخته شده و بعد سیمره و تاکنون سد گاوشمار ساخته نشد! در بازنگری دوم که مسبب آن نمایندگان خوزستان بودن متاسفانه حجم مخزن سد گاوشمار به صدمیلیون مترمکعب کاهش یافت! و نیروگاه برق‌آبی آن حذف شد! همچنین قرار بر زیرکشت رفتن سی وشش هزارهکتار از اراضی کوهدشت وچگنی بود که آنهم حذف شد وتنها تخصیص ناچیزی برای کشت گلخانه‌ای درنظر گرفته شد! مطالعات سدها و شبکه‌های آبیاری و زهکشی لرستان هم‌زمان با خوزستان شروع‌شد اما توسعه منابع آبی درخوزستان انجام‌شد ولی در لرستان تنها چند سد کوچک (بشکه) ساخته‌شد و سدهای اصلی با فشار نمایندگان خوزستان مرتب به تعویق افتاد و درحال بازنگری هستند! در سیلاب‌های اخیر و خسارتی که لرستان دید، معاونت آب وزارت نیرو به عدم توسعه منابع آب در لرستان اشاره کرد! ولی وزارت نیرو فقط راجع به خوزستان و از کلمه‌ی مهار سیلاب‌های بالادست! استفاده می‌کند و حتی یک کلمه نگفت این سیلاب‌ حاصل از رواناب‌های لرستان است! بنظر می‌رسد لرستان یک کلمه‌ ممنوعه شده و گفتن آن موجب جلب‌توجه کارشناسان و سؤالات متعدد از وزارت نیرو می‌شود که از آن ترس دارند! نمایندگان لرستان اهمیت موضوع سدسازی را درک و استیضاح وزیر نیرو را بخاطر حقوقی که از لرستان ضایع شده را انجام دهند! سد دز شش میلیارد مترمکعب آب دارد ولی آب رها شده دز معادل کل ظرفیت نهایی پشت سد گاوشمار (معشوره) درصورت ساخت است! باتوجه به وضعیت بد آبی ماههای گرم در لرستان که هرسال کشاورزان خسارات می‌بینند نمایندگان لرستان دنبال ساخت سد برای مهار سیل باشند! پول این همه خسارت را صرف ساخت سد گاوشمار کنند تا آب لرستان که در خوزستان سرریز می‌شود و به دشتهای عراق هدایت می‌شود یا به خلیج‌فارس می‌ریزد در لرستان بماند و درد کشاورزان را حل کند! چطور است آب از لرستان به استانهای مجاور می‌رود ولی در خود لرستان مورد توجه قرار نمی‌گیرد! مگر کشاورزی و دامپروری بدون تخصیص آب ممکن است؟


  • آب دزدک

    رو در رویم می ایستد و میگوید: بیل ات را به ما دادی ما نیز آبت را میبریم! به تو که هیچ، به تو که هیچی در چشم تنگی ما، به هیچ کس ربطی ندارد. آبت را میبریم، راسی اینان که بیلشان را از من به عاریه برده اند، آبم را برده اند یا بریده اند؟ های! کسیکه بیل مرا برده ای! به من ربطی ندارد یعنی چه؟ یعنی من هیچ حقی ندارم؟ حتی حق بغض کردن، گریه کردن، زاری و فغان کردن و داد زدن هم؟ بیچاره من لُر، حتی حق حرف زدن هم ندارم سالهاست که دلم برای بی کسیم گرفته های! کسیکه بیل مرا بردی میدانم به تو ربطی ندارد اما، من دیگر میترسم گریه کنم مبادا اشکهایم را هم ببری هرچند که به من ربطی ندارد. راستی! کسیکه بیل مرا بردی، آخرش نفهمیدم نامت چه بود: آبخورک؟ آبدزدک؟ آب برک؟ آب بورک؟ ببخشید اصلا یادم نبود: به من ربطی ندارد که نامت چیست!


  • استان گرایی

    پرونشیالیسم یا استان گرایی (محل گرایی) provincialism. ناسیونالیسم چند سطح دارد یک وجهش پرونشیالیسم یا همان استانی گری و محلی گریست، که در بسیاری از متون اجتماعی در معنای افکار محدود و سطح پایین محلی گری نیز بکار رفته است! امروز ایران درگیر افکار کوته بینانه محلی است و متاسفانه در زمانیکه چنین فضایی تشکیل گردد، افراد با تیپ شخصیتی "جهان وطنی" و توسعه وطنی ناخواسته آسیب جدی می بینند زیرا که همواره مصالح وطن را برتر از منافع محدود محلی می بینند. امروز مردم یزد معتقدند که اگر باغشهر کوثر (هزار و دویست هکتار فضای سبز درون کویر خشک) درون شهرشان احداث شود باعث کاهش دمای شهرشان می شود! این پروژه را هنگامیکه در کنار انواع و اقسام پروژههای پر طمطراق محلی دیگر چون فولاد_یزد و فولاد_کویر و فولاد_اردکان و فولاد_اشکذر و فولاد_الماس_یزد و فولاد_ارفع و انواع و اقسام صنایع آب بَر دیگر قرار میدهیم حاصلی جزء مهاجر_پذیر کردن یزد به همراه نخواهد داشت که البته مهاجرپذیر شده است و باعث شده رشد جمعیت یزد بسیار بیشتر از متوسط کشوری باشد که همگی حاصل تفکرات پرونشیالیسم یا کوته بینانه محلی است! که متاسفانه وقتی که با انواع فسادهای ساختار یافته مثل تخصیص زمین رایگان ملی به پروژه_کوثر و فروش آن به مردم و پرداخت تنها سه درصد یعنی ٢٥ میلیارد تومن از ١٨٠٠ میلیارد تومان تعهدات مصوب همراه میشود باید با برفهای کوههای زاگرس و طبیعت چشمه سارهای بهشت_آباد خداحافظی کرد همانگونه که با زاینده‌رود خداحافظی کرده‌ایم و علاوه بر آن از آنجا که آن پروژه‌ها نیازمند تامین مالیست از بودجه های عمومی یعنی مالیاتهای دیگر شهرها تامین خواهد شد! بودجه‌هایی که باید میشد توسعه صنعت و کاهش بیکاری در استانهای چهارمحال و کهگیلویه و بویر احمد و...


  • کویرسبز اصفهان

    اصفهان از هر واژه برای انتقال آب استفاده میکند! راهکار اصفهان برای جلوگیری از فرونشست زمین حول چپاول آب میچرخد! چه بگوییم از دزدان آب و سکوت نمایندگان خوزستان، بختیاری و لُرستان! پورابراهیمی نماینده کرمان و ناهید تاج‌الدین نماینده اصفهان براحتی از دزدی آب با بودجه ملّی صحبت میکنند ولی نمایندگان خوزستان، بختیاری و لُرستان جرأت حرف زدن در مورد مخالفت با انتقال آب را ندارند! ذوب آهن، صنایع اتمی، لاستیک سازی، سفال، پالایشگاه وپتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آبخواه در جهانند! کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع را در کویر مستقر کردیم! بصورت غلط شهراصفهان در کویر گسترش یافته و الآن دومیلیون جمعیت دارد و دهها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در شهری شده که حتی آب شرب ندارد! ظرفیت زیستی اصفهان پانصدهزارنفر است! وقتی جمعیت در یک منطقه بی آب جمع شده، نشان دهنده بی‌اعتنایی به توسعه پایدار است! فولاد مبارکه اصفهان قرار بود در بندرعباس احداث شود ولی با لابی، سر از اصفهان درآورد! برای تولید هر تن فولاد دویست هزار لیتر آب هدر میرود! سازمان محیط‌زیست مقصراست چون سواحل جنوب وشمال را به روی استقرار صنایع بست! به بهانه توسعه دولت احمدی‌نژاد هشت طرح فولاد در خشکترین مناطق کشور (سمنان، یزد و قم) احداث کردند! خب اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه‌گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر با آب در تضاد است! هشتاد درصد جمعیت دنیا در سواحل زندگی میکنند اما در ایران از آبادان تا بلوچستان تنها دومیلیون زندگی میکنند! چرا از دوهزار کیلومتر ساحل غافلیم؟ کسیکه مجوز ساخت در کویر میدهد باید خسارت بی‌آبی را هم پرداخت کند! وقتی دورنمای منابع آب تاریک است چاره‌ای نیست که صنایع آبخواه را به سواحل منتقل کنیم و جمعیت را کنار آب ببریم! یزد نه رودخانه دارد! نه به دریا نزدیک است! اما سالی هزار تُن خاویار تولید میکند! اصفهان با آب انتقالی از کوهرنگ بختیاری به دومین استان صنعتی تبدیل شد! عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفر به لُرستان گفت: لُرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود! هم خدمتی اصفهانی داشتم میگفت: آب اصفهان از بختیاری تامین میشه اگر آب مال ما بود قطره‌ای را به بختیاریها نمیدادیم! اصفهانیا به مسافر غریبه آدرس اشتباه میدن! بالاترین آمار بیماری اِم اِس رو اصفهانیا دارند چون حرص پول دارند و ازدواج فامیلی میکنند! گدا و پولدار را نمیتوان در اصفهان تشخیص داد!


  • گفتگوی ناشنوایان

    فردی از درگیری هواداران دو کاندید در پلدختر فیلم گرفته و برای رسانه معلوم‌الحال منوتو فرستاده! هموطنان هم با نوشتن هزاران ناسزا مارو شرمنده ادبشون کردن! متأسفانه ساختارهای پیشآمدرن و قبیله‌ای هنوز در بلادلُرنشین حاکم اند و اجازه نظم پذیری را نمی‌دهند! کلاً این مسئله جا نیفتاده که شما بعنوان یک شهروند حق رای و شعور انتخاب دارید! ما گرفتار گفتگوی ناشنوایان شدیم! ما میگیم اونا نمی شنوند و اونا میگن ما نمیخواهیم بشنویم! مگر قرار نیست نماینده ازطریق صندوق رای و با روشی مسالمت‌آمیز انتخاب شود پس زورآزمایی خیابانی برای چیست؟ در کشوری نژادپرست زندگی میکنیم که نام لُر از قبل، همیشه محکوم جلوه داده میشود! آنها خود را مُحق میدانند و ما را محکوم! مقبولیت لُرها در سطح ملّی کاهش پیدا کرده و افکارعمومی به شنیدن صدای اعتراض این قوم واکنشی نشان نمیدهند و عادت کردن با شنیدن نام لُر فقط به آن توهین کنند! این شرایط حاصل بی‌تفاوتی نمایندگان و مسئولانی است که ما بخاطرشان سرهم را میشکنیم! این درسته هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بی‌تفاوت باشیم؟ اگر لرها را نمی‌پذیرند پس چرا با فدرالیسم مخالفند؟ الگوی فدرال برای جماعات متمایز انسانی که در وسعت جغرافیایی پراکنده شده‌اند درست شده که اصل بر همزیستی است نه وحدت! واقعیت آن چیزی نیست که آنها در مورد لُرها شنیدند! واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم! ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی زندگی کردیم! میگن لُرها ساده اند و همین را میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی‌آلایش بودن چیز عجیبی است! معلومه غریب نوازی لُرها چیز عجیبی است! در دوره‌ای که زن افسار مرد را در دست گرفته غیرت و مردانگی لُرها چیز عجیبی است! فارسها ازدواج سفید، رابطه مثلثی، رابطه با خواهرزن و برادرشوهر را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب متهم میکنند! سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خوراکش را با خود ببرد! اما اینکار در لُرهای خان منش و سفره دار ننگ است! لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران نادیده گرفته میشود!


  • انتقال بودجه لُرستان به گلستان

    نورعلیوند مدیر ورزش وجوانان پلدختر در شبکه افلاک خبر از انتقال بودجه لرستان به گلستان به‌دلیل خطای انسانی درتهران خبر داد! پارسال هم اعتبارعمرانی لرستان به‌دلیل تشابه اسمی سر از لارستان فارس درآورد! چرا برای همدان وهرمزگان یا کرمان وکرج یا اردبیل و اراک از این اتفاقات نمی افتد؟ سال هشتاد وهفت احمدی‌نژاد نمایندگان لرستان را خطاب قرار داد که چرا بودجه عمرانی را برگشت داده‌اند؟ وقتی فاقد استراتژی پیشرفت هستند و طرحی ندارند لاجرم بودجه را برگشت میدهند! دیوید هاروی درکتاب عدالت اجتماعی مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیرند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظه سیاسی بر دیدگاه اقتصادی غالب است مثلاً رییس‌جمهوران و وزیران برخاسته از استانهای کویری اند و با دیدگاه سیاسی به خاستگاهشان رونق بخشیدند! میزان سرمایه‌گذاری دولت خاتمی در یزد سیصدبرابر لرستان است! ماشین‌آلات کشاورزی مرودشت با کل ماشین‌آلات لرستان برابری میکند! کمک سالانه دفتر ریاست‌جمهوری به اصفهان به اندازه بودجه عمرانی هفت استان غرب کشوراست! لُرستان از نظر شاخص فلاکت (بی‌کاری، مهاجرت و تورم) در صدر جدول قرار دارد! تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با القاب غیور و سلحشور ما را باریک اله مس (بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیفات دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود! براساس منطق عدالت خواهانه راولز که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند اما در ایران برعکس است و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! شتاب فقر و بیکاری بر آهنگ توسعه غلبه دارد! تراژدی اقتصادی در بلادلُرنشین به‌گونه‌ای است که هنوز وزن مشکلات که محصول ناکارآمدی مدیریتی است بر دوش مردم سنگینی میکند! بلادلُرنشین با همه جذابیتهای اقلیمی از تدارک یک زندگی متوسط برای مردم ناتوان است! تردیدی نیست که ریشه این همه نابسامانی جز استراتژی نامشخص و نبود برنامه‌ای مدون برای توسعه نیست! صنعت لرستان قربانی رکود شده و کشاورزی به‌دلیل اعمال سیاستهای لجام گسیخته اقتصادی در سطح کلان رو به نابودی است! برنامه‌ریزی و سیاستگذاری دولت، استانهای لُرنشین را با انبوهی از مسائل و معضلات حل نشده واگذارده و استانهای لُرنشین از نظر اقتصادی در بین استانهای ضعیف قرار دارند! لُرستان بهشت مدیران ضعیف و مامن نمایندگان بی‌اثر است!


  • نابرابری و تبعیض در ایران

    خوزستان علی‌رغم سطح زیرکشت بالای محصولات کشاورزی در رتبه پنجم ارزش افزوده کشاورزی کشور قرار دارد ️علت اصلی کاشت محصولات غیر باغی با ارزش افزوده پایین، مثل گندم در خوزستان دانست که با دارابودن قیمت دولتی و خرید انحصاری دولت، نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی کشور برعهده دارد. درصورتیکه محصولات باغی و غیراستراتژیک چون: پسته، زعفران، چای و برنج که متعلق به بخش خصوصی و ارائه شده در بازار آزاد با نرخ آزادند رتبه استان‌های کویری را در این رتبه‌بندی افزایش داده است! تامین امنیت غذایی توسط خوزستان البته به قیمت هزینه‌های اکولوژیک و بحران‌های زیست‌محیطی بود که فشار مضاعفی بر مردم استان وارد کرده است. ️باید توجه کرد خوزستان از یکطرف به‌دلیل تولید نفت، رتبه دوم در تولید ناخالص ملی، بعد از تهران و از سوی دیگر با تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نقش عمده‌ای در تحریک و حرکت پایدار موتور محرکه اقتصاد در یکصدسال گذشته را داشته است. منابعی که با سوءمدیریت، مدیران سیاسی مرکزگرا عمدتاً تلف شده است. خوزستان به‌دلیل عدم برخورداری از حضور سیاسی کافی در پایتخت و به‌دلیل اقتدارگرایی و تمرکز تصمیمات سیاسی در الیگارشی حاکم برآمده از سیاسیون کویری ایران، که همواره با سیاسی‌کاری و منطقه‌گرایی حقوق مردم دیگر استانها را ضایع کرده‌اند، هیچگاه از توسعه اقتصادی مناسب برخوردار نشده! نارضایتی اقوام گوناگون و مناطق غیرفارس و عدم توسعه‌یافتگی این مناطق، نشان از روح خاص یکجانبه‌گرایی و ناسیونالیسم فارسی دارد که در مدیران سیاسی مرکز ایران وجود داشته است. ️نفوذ در ارکان قدرت و نهادهایی چون سپاه، شورای نگهبان، دولت و وزارتخانه‌های مهم که در برخی موارد با «فرصت‌طلبی» نیروهای «انقلابی‌نما» در ابتدای انقلاب رخ داد، باعث شد بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌های مخرب، بدون ملاحظات زیست‌محیطی و رعایت الزامات آمایش سرزمین در خاستگاه کویری این مدیران به اجرا درآید. تبعات این طرح‌ها هم‌اکنون، دامان مردمان محروم بلادلُرنشین را گرفته و هم با اصرار بر اجرای طرح‌های انتقال آب رو به مهاجرت به کویر آورده‌اند! طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان، طرح انتقال از دریای خزر در کنار پروژه‌های کوهرنگ، خِرسان و بهشت آباد در سرچشمه‌های کارون، می‌رود تا مهر باطل بر حضور سرزمینی مردمان شریفی بزند که در برهه‌های حساس، با مقاومت و ایثار در طول تاریخ، تمامیت ایران را حفظ کرده‌اند. ️دموکراسی مشارکتی و حرکت به سمت عدالت اجتماعی راه بر توسعه سیاسی_اجتماعی می‌گشاید و زیاده خواهی و هجمه انحصارات قدرت و ثروت و زد و بندهای مشکوک را متوقف خواهد کرد.


  • انتقال آب بختیاری به اصفهان

    طرح‌های‌ انتقال آب و دزدی آب، راه چاره نیستند! آرمانی بزرگ، اما پرنقص برای مشکلات آب ایران: برخی از مخالفان می‌گویند که طرح‌های انتقال آب خلاف اصل پنجاه قانون اساسی است که حفظ محیط‌زیست را وظیفه‌ای عمومی دانسته و هرگونه فعالیت اقتصادی_عمرانی که موجب آلودگی یا باعث صدمات جبران‌ناپذیر به محیط‌زیست شود، ممنوع کرده است! دوگانگی دو مقوله مدیریت آب و حفظ محیط‌زیست موضوعی جدید نیست اما رشد فزاینده‌ای پیدا کرده است. مسئله کمبود آب در ایران ناشی از ترکیب چند عامل مختلف مانند: رشد بی‌رویه و نبود توازن در توزیع مکانی جمعیت، کشاورزی ناکارآمد، سوءمدیریت و عطش توسعه است. بااین‌حال ایران باید بیاموزد انتقال میان‌حوضه‌ای از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر و در مسافت‌های طولانی، راه‌حل جامع و کاملی برای مسئله آب نیست! در چند دهه اخیر مجموعه‌ای از طرح‌های انتقال آب از سرشاخه‌های کارون، جریان طبیعی زاینده‌رود را به بیش از دوبرابر رساند، ذخیره‌ای بزرگ از آب‌های سطحی برای قطب استراتژیک اجتماعی_سیاسی در مرکزکویری ایران! ولی این تأمین آب، در عمل مشوق توسعه لجام‌گسیخته و ترغیب مردم به مهاجرت به کویرمرکزی بوده است! درعین‌حال از پیامدهای این طرح، بازگشت کم‌آبی تنها چندسال پس از پایان هر پروژه بود درحالی‌که در پایین‌دست، تالاب گاوخونی با کاهش آورد آب و عدم امکان حفظ مناسب زیست‌بوم‌های آبی مواجه است! به‌طورکلی و از دیدگاه درازمدت، پروژه‌های تأمین آب زاینده‌رود نه‌تنها وضعیت را بهبود نبخشیده که آنرا بدتر هم کرده است.


  • کویر بی طول و عرض اصفهان《سیر》نمی‌شود

    افزایش خروجی سد زاینده‌رود به سمت اصفهان! از پانزده فروردین شرکت آب اصفهان اقدام به افزایش خروجی سد زاینده‌رود کرد و تقریباً هر هفته حدود شصت میلیون مترمکعب آب به سمت اصفهان جاری می‌شود! شصت میلیون مترمکعب در یک محاسبه ساده در این دو ماه بیش از پانصدمیلیون مترمکعب آب برای مصارف کشاورزی، صنعت و تغذیه چاههای غیر مجاز اصفهان آزاد خواهد شد! در اصل مافیای آب با افزایش خروجی ها چند هدف را دنبال میکنند. 1) ایجاد حق آبه کاذب برای کشاورزی غیراصولی و اراضی بیابانی سابق! 2) توجیه طرحهای انتقال آب به بهانه کم آبی! 3) عدم پرداخت حق آبه محیط زیست و گاوخونی و دوباره توجیه طرحهای انتقال آب! در اصل پشت پرده باز کردن های این‌چنینی فقط توجیه طرحهای انتقال آب است! فعالان محیط زیست چرا این مواقع سکوت کرده و از حق گاوخونی دفاعی نمی‌کنند؟ آقای درویش ما با همه طرحهای انتقال آب مخالفیم طرحهایی که شما جرأت نمیکنید اسمی از آنها ببرید مثل کوهرنگ یک و دو و سه! آقای درویش برای خوشحالی مافیای آب صحبت نکنید شما نه تنها به فعالان محیط زیست بختیاری توهین کردید بلکه به خودتان و فهم مخاطبین خود هم توهین کردید. طرح بن_بروجن، که فقط چهل میلیون آب شرب را تامین می‌کند را برابر با طرحهای عظیم، کوهرنگ یک و دو و سه و بهشت آباد و لنگان و...قرار میدهید که اهداف کشاورزی،صنعتی و گردشگری دارند؟ برای بن_بروجن فعالان بختیاری مخالفتهای جدی داشتند و این چهل میلیون مترمکعب آب در حقیقت رشوه مافیای اصفهان برای اجرای طرح کوهرنگ سه بود! هرچند قبل از آن طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و چندین طرح دیگر اجرا شد و شما عامدانه منشأ اصلی طرح بن_بروجن یعنی سرشاخه های کارون را فراموش کردید؟ زاینده‌رود فصلی آیا اگر طرحهای انتقال آب نبودند موجودیت داشت؟ آیا می‌توان به مردم عادی چهارمحال بختیاری گفت که اصفهانیها با طرح بن_بروجن که هدف تأمین شرب دارد مخالفند و نباید آن را اجرا کنید ولی ما طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و سه، بهشت آباد و گلاب را برای صنعت، کشاورزی و گروشگری اجرا کنیم؟انتقادی تند به فعالان سیاسی اجتماعی زیست محیطی استان خوزستان! و انتقاد برای فعالان کهگیلویه و بویراحمد هم که در مقابل انتقال خِرسان سکوت کردند! فعالان عرب خوزستان که زمان انتخابات با شعارهای تفرقه انگیزانه و اکثراً لُرستیزانه، پا به عرصه انتخابات و دیگر محافل میگذارید و دم از تبعیض میزنید؟ درحالیکه منشاء تبعیض سیستماتیک علیه خوزستان (چه لُر و عرب) را فراموش کردید؟ هم اکنون در اوج اجرای طرح ای انتقال کارون در کدام محفل و مکانی هستید؟ چرا دم بر نمی زنید؟ مگر کارون در خوزستان خون زندگی و میثاق اتحاد لُر و عرب نیست؟ چرا در مورد قطع این شریان حیاتی سکوت کردید؟ مطالعه فرمایید. نامه مهم منتشر نشده سازمان بازرسی کل کشور به وزارت نیرو در رابطه با پروژه‌های انتقال آب کارون: بند چهار: در صورت رعایت استاندارد در مصرف در استان اصفهان حجم تخصیص یافته از منابع فعلی برای شرب حتی بدون کوهرنگ سه و بهشت آباد کفاف تمام نیازها تا افق مدنظر را دارد! بند پنج: مطابق مصوبه کمسیون تخصیص آب؛ منبع آب مورد نیاز صنایع؛ آب بازیافتی حاصل از تصفیه فاضلابها در افق آتی در استانهای اصفهان، کرمان و یزد است ولی در ابلاغیه شماره ۷۰۰ / ۲۹۲۵۹ / ۸۹ مورخ ۲۱ / ۶/ ۸۹ برخلاف مصوبه مذکور از آب انتقالی برای مصارف صنعت نام برده شده که علناً مغایر با قوانین است. متأسفانه با وجود این نامه تا به امروز با متخلفان برخورد نشده است! مطالعه این نامه برای درک تخلفات وزارت نیرو در اجرای پروژه‌های انتقال آب کارون راهگشاست.


  • طرح بهشت آباد

    طرح بهشت آباد قراراست سالانه یک میلیارد مترمکعب از آب استان بختیاری را با احداث سد و تونلی که مجوز محیط زیستی ندارد و زیست بوم بلادلُرنشین را نابود می‌کند برای رونق کشاورزی و صنعت اصفهان، انتقال دهد! درحالیکه می‌توان همان صنعت و کشاورزی را در کنار همان آب مناطق لُرنشین احداث کرد! با آب آشامیدنی و کشاورزی مردم لُر چندین هزار هکتار شالیکاری برنج و باغستان های رنگارنگ را در دل کویراصفهان راه‌اندازی کرده‌اند؛ یزد را به قطب تولید خاویار و ماهی ایران تبدیل کرده‌اند؛ هفتاد کیلومتر قبل از یزد و چهل کیلومتر بعد از یزد تماماً شهرک صنعتی است؛ صنایع آبخواه باید در کنار آب مناطق لُرنشین احداث می‌شدند را با لابی، در دل کویر جا داده و با هزینه‌های هنگفت زیست محیطی، آب آشامیدنی و کشاورزی هزاران روستا را چندصد کیلومتر از داخل تونل و لوله به کویر انتقال می‌دهند تا صنایع خود را چندطبقه کنند! موضوع دیگری که باعث تأسف است آنکه وقتی بحث از طرح‌های صرفه جویانه مصرف آب میشود مسئولین استانهای لُرنشین با این همه آب، کاسه داغتر از آش شده و این طرحها را به سرعت اجرا میکنند! چرا وقتی بحث پُر کردن چاههای غیرمجاز پیش می‌آید؛ مسئولین استانهای کویری این طرحها را زیر سبیلی رد می‌کنند ولی مایی که غرق در آب هستیم آتشمان از کویریان، تندتر است؟ چرا مسئولین استانهای لُرنشین هرچقدر که در ایجاب ضعیف هستند در سلب پیشتازند؟ چطور در اصفهان برنج را به‌صورت غرقابی کشت میکنند و در لُرستان گردهمایی《سازگاری با کم آبی》برگزار می‌کنند و بدنبال شیوه‌های نوین آبیاری همچون آبیاری تیپ هستند؟ چرا میزان زمینهای آبی در لُرستان می‌بایست سی درصد باشد و زمینهای آبی اصفهان بالای هفتاد درصد؟ این پرسشها مدتهای مدیدی است که برای مردم لُر بی پاسخ مانده‌! ولی امثال مهندس یوسف فرهادی در چارچوب قانون به‌صورت جدی پیگیر جلوگیری از انتقالات آب به کویر شده‌است. یوسف فرهادی مثل فعالین مدنی قوم لُر نه برانداز است و نه قومیت گراست بلکه بدنبال اجرای عدالت اجتماعی و توسعه متوازن در تمام ایران است! قرار بود آب انتقالی قمرود (از الیگودرز به قم) برای مصرف شُرب با دبی مشخص باشد اما انگار مسئولین یادشون رفته این آب آشامیدنی هست نه برای کشاورزی و صنعت! دارند به اندازه چهارده میلیون آب انتقال می‌دهند و دریاچه هشت هکتاری جوان را در قم ساختند و تمام بیابانهای اطراف قم را تبدیل به باغ پسته، شالیکاری و مجتمع تولید ماهی کرده‌اند!


  • قومگرا کیست؟

    قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را با تونل به کویراصفهان منتقل کنند ولی بختیاریها با تانکر آب بخرند! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی‌نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی) قومگرایی یعنی از هجده وزیر، شانزده وزیر فارسند! این سیاست فارسهاست که سالها با تغییر جای متهم و شاکی، برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم، خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا می‌نامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم و براحتی ثروت آنها را چپاول کنند. ایران هویت چندقومی دارد و به‌واسطه کثیرالقوم بودنش، در چارچوب چندین قوم تعریف می‌شود که به‌واسطه تابعیت و تعامل سیاسی در یک دولت یکپارچه شده‌اند که اغلب قوم مسلط (فارس) هویتهای قومی دیگر را طرد میکند و غلبه شکاف‌های قومی_سیاسی به بوضوح در ایران مشاهده می‌شود. لُرها به‌عنوان یک قوم ایرانی حق برخورداری از شرایط مناسب اجتماعی_اقتصادی را دارند اما متأسفانه می‌بینیم که این حق نه تنها مراعات نشده بلکه اراده‌ای برای تحقق آن وجود ندارد. مثلاً چرا آب جغرافیای لُر، مجانی به یزد، قم و اصفهان برود اما برخی شهرهای لُرنشین آب آشامیدنی ندارند؟ چرا آمار بیکاری در استانهای خوزستان، لُرستان، کُهگیلویه و بختیاری اینقدر بالاست؟ مناطق لُرنشین از نظر اقتصادی در شرایط مناسبی قرار ندارند، شما یک سفر به تبریز و اصفهان بروید سپس به «خوزستان، لُرستان، کُهگیلویه و بختیاری» برگردید اصلاً این شهرها باهم قابل مقایسه نیستند. اقتصاد شهرهای لُرنشین همچنان مبتنی بر کشاورزی و دامداری است و دولت‌ برای جبران محرومیت‌ هیچ برنامه‌ای ندارد که همین امر بر انگیزه و فکر مردم اثر منفی برجای گذاشته است. در ایران مزایا و محرومیت‌ها را، به‌واسطه تبارقومی متحمل می‌شوند و هرچه مزایا و محرومیت‌های گروه‌های قومی، تفاوت بیشتری با یکدیگر داشته‌باشند امکان بروز تنش بیشتر می‌شود و لُرها به سبب تجربه کردن رفتارهای تبعیض‌آمیز در معرض درگیر شدن در ستیزه های خشونت بار قرار گرفتند. در هر جامعه‌ای که مردمانش از نظر اقتصادی مطالباتشان پیگیری نشود، آن مردم رادیکال خواهند شد.


  • پروژه کویر سبز

    پروژه کویر سبز: مهندس جعفر شریف امامی رییس شبکه آبرسانی ایران بوده و در خاطراتش می‌نویسد: کاشان خشک بود و آب نداشت و اینان یک آب انبار بزرگ داشتند که پر از لاشه جاندار و حشره بود و از آن آب میخوردند و مردم به‌دلیل کثیفی و عدم نظافت زیر پوستشان کرم می‌افتاد! حالا کاشان دانشگاه صنعتی و دولتی و آزاد و پیامنور و غیرانتفاعی و دهها شهرک صنعتی مجهز دارد! آن زمان که کویرنشینان در فقدان آب، سردابه هایشان مملو از کرم و لجن بود لُرها از سخاوت چشمه‌ها و سرابها آب سرد و گوارا می نوشیدند همچنین وجود آثار و اَبنیه باستانی نمایشگر وضعیت قابل قبول از رفاه و زندگی مطلوب لُرها بوده است. استان کویری سمنان حتی آب نوشیدن ندارند می‌خواهند از دریای خزر برایشان آب انتقال دهند چرا باید یازده کارخانه تولید فولاد داشته باشد؟ چرا صنایع آب بَر در کنار سواحل یا مناطق پُرآب ایران احداث نمی‌شود؟ اسامی کارخانجات فولاد سمنان: کارخانه فولاد سمنان/ جهان فولاد/ کارخانجات نورد/ مجتمع فولاد بارز/ شرکت فولاد دامغان/ شرکت نورد گرم/ مجتمع فولاد فجر/ شرکت فولاد نوین/ شرکت دانا فولاد/ مجتمع فولاد شاهرود/ شرکت نورد فولاد صنعتی/ پتروشیمی کربنات سدیم سمنان/ پتروشیمی مروارید سمنان/ شرکت شیمیایی انرژی سمنان/ نیروگاه سیکل ترکیبی قدس سمنان/ نیروگاه شهید باکری سمنان/ نیروگاه سیکل ترکیبی سمنان و…فقط لُرها در ایران غریب نشین هستند! استثمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و می‌فروشد و سود حاصل از آنرا در کشور خود سرمایه‌گذاری می‌کند (مانند آنچه که بریتانیا در قبل از ملی شدن نفت با ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال می‌دهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را به‌عنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران، زندانی میکند! دقیقاً چنین رفتاری با مردم خوزستان، لُرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویر (کویرلَند) در تیر نود وچهار مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در سه بهمن نود وشش به تجمع اعتراضی مسالمت‌آمیز خوزستانیها مقابل استانداری حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند! لرستان هشتصدهزار هکتار زمین کشاورزی دارد که نود درصدشان دیم است! اگر لُرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!


  • پیامد انتقال آب: فروچاله

    عاقبت استان بختیاری را در صورت اجرای تونل ننگین بهشت‌آباد، هم‌اینک در آینه دشت کبودرآهنگ همدان ببینید! خشکی، بی‌آبی و کویری شدن بیشتر دشتهای استان بختیاری، خشکیدن صدها چشمه، چاه، قنات و کل تالابها رودخانه‌های منطقه، مشکل آب شرب و منشاء گرد و خاک شدن دشتها به‌علت زهکشی تونل در عمق سیصد تا دو هزار متری زیر زمین، فاجعه‌ای حتمی خواهد بود که مردم استان بختیاری کمابیش با آن آشنا هستند اما در اینجا خطری بزرگ و حتمی را به مردم گوشزد می‌نماییم که تاکنون کمتر به آن توجه شده است. شاهد این مدعا بسیاری از دشت‌های این کشور از جمله کبودرآهنگ می‌باشد که در فیلم می‌بینید یا فروچاله میناب و...فروچاله‌های عظیم و ناگهانی که در دشتهای استان ایجاد خواهد شد و هرکدام می‌تواند دهها یا صدها ساختمان را به اعماق زمین بکشاند، جاده‌ها، بزرگراهها، باغها، مراتع و تاسیسات را تخریب و مدفون سازد و دهها یا صدها نفر را بکام مرگ بکشاند از اثرات قطعی ابر تونل هفتاد کیلومتری بهشت‌آباد در سرچشمه اصلی کارون خواهد بود که در اثر تخلیه سفره‌های زیرزمینی و فرونشست اتفاق خواهد افتاد. فرونشست‌های عظیم کبودرآهنگ که به هفده عدد می‌رسد، حاصل برداشت بی رویه آب توسط پمپاژ از چاههاست این درحالی است که اثرات این چاهها با همه خطرناکی، به هیچ وجه قابل مقایسه با فجایع دهشتناک تونل بهشت‌آباد نیستند. شک نکنید درصورتیکه جلوی تونل اهریمنی بهشت‌آباد گرفته نشود، فاجعه‌ فرونشست، یک سرنوشت قطعی و حتمی و مکرر در بسیاری از دشتهای استان بختیاری خواهد بود. در نتیجه شهرها و روستاهای بسیاری در منطقه خطر، قرار خواهند گرفت. باید دید این همه اصرار مافیای آب برای این طرح به‌ قیمت هرگونه تخریب و جنایت محیط‌زیستی، نابودی رودخانه‌ها و چشمه‌ها، فلاکت مردم و... چیست؟ بعید نیست که اقدامات جنایتکارانه مافیای آب توسط افراد نفوذی از بیرون از کشور و توسط بیگانگان و دشمنان برای برهم زدن امنیت و اتحاد ملی و از بین بردن قابلیت زیستی نقاط مهم و آبخیز کشور، توسعه فقر و نهایتاً ضربه زدن به نظام و حیثیتش سازماندهی شود. لذا امیدواریم قوه قضاییه به‌خاطر منافع کشور و نظام هرچه زودتر جلوی گستاخی فاجعه بار مافیای آب را بگیرد.



آخرین مقالات