پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

تبعات و راهکارهای مقابله با مهاجرت

آنها وقتی مشاهده میکنند دولت کار زیادی برای رونق و توسعه مناطق آنها انجام نمیدهد و همزمان افراد بومی تحصیل کرده و دارای مکنت، سرزمین مادری را ترک میکنند یأس و ناامیدی بر آنها مستولی میشود.

 تبعات و راهکارهای مقابله با مهاجرت

وقتی شرایط اقتصادی _ اجتماعی برای یک منطقه نامساعد میشود و همزمان چشم انداز آینده برای بهبود شرایط تیره و تار میگردد افراد به صورت فردی و جمعی به دیگر مناطق مهاجرت میکنند. مهاجرت جوامع را تحت تأثیر قرار میدهد مثلأ بسیاری از تمدنها حاصل مهاجرتها هستند مثل تمدن آریاییها و مهاجرتشان به ایران. هیچگاه مهاجرت در طول حیات بشر متوقف نشده است.

سال ۱۳۴۲ زمان شاه با اجرای اصلاحات ارضی ( انقلاب سفید ) بخشی از کشاورزان خرده پا به حاشیه شهرها مهاجرت کردند. در ابتدای دهه پنجاه با افزایش سرسام آور قیمت نفت، بی انظباطی مالی دولت و عدم توجه شاه به نصایح کارشناسان دلسوز، رشد ۲ رقمی تولید ملی و تورم ۱ رقمی به تورم دو رقمی و رشد یک رقمی تبدیل شد ( روندی که متأسفانه تا به امروز ادامه دارد ) در نتیجه روند مهاجرت از روستاها به حاشیه شهرها رو به فزونی گذاشت، به تبع این موج مهاجرت حاشیه نشینی تبدیل به معضلی بزرگ برای رژیم پهلوی شد.

بسیاری از تحلیلگران معضل حاشیه نشینی را یکی از عوامل شکلگیری انقلاب و سقوط رژیم شاه میدانند. بعد از انقلاب علاوه بر استمرار مهاجرت از روستا به شهر، موج مهاجرت به خارج از کشور شروع و با آغاز جنگ ۸ ساله شدت یافت.

مهاجرت به خارج در تمام سالهای بعد از انقلاب با شدت ادامه داشت به طوری که طبق آمار غیر رسمی حدود ۱۰ % جمعیت ایران در حال حاضر در کشورهای دیگر ساکن هستند.

در کتاب جمعیت شناسی ایران اثر دکتر مژده کیانی، صفحه ۱۶۸ آمدهبراساس آمار صندوق بین المللی پول ایران میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته از نظر فرار مغزها مقام اول را دارد. در بین سالهای ۱۳۷۵ _ ۱۳۶۰ حدود ۲ میلیون نفر ایران را ترک کرده اند که تقریبأ ۷۰ % آنان از نخبگان علمی و تحصیل کردگان بوده اند. پس از سال ۱۳۷۵ به بعد نیز از این سیر مهاجرت کاسته نشده و حتی گفته میشود موجهای پر دامنه تر و جدیدتری از مهاجرت پدیدار شده است به طوری که در سال ۱۳۷۸ بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی از ایران مهاجرت کرده اند. از سال ۵۶ که جنگ داخلی افغانستان با کودتای کمونیستها علیه حکومت داوودخان شروع شد موج مهاجرت افاغنه به ایران شروع شد، تا آنجا که در مقاطعی جمعیت این مهاجران از مرز ۳ میلیون نفر هم گذشت! با اینکه بعد از سقوط حکومت طالبان تعدادی از این مهاجران به افغانستان برگشتند ولی هنوز بیش از ۲ میلیون افغانی همچنان در ایران زندگی میکنند.

در میانه دهه چهل با اوج گیری اختلاف ایران و عراق موجی از مهاجرت کردهای عراقی و اخراج ایرانیان ساکن شهرهای زیارتی عراق ( نجف ، کربلا ، کاظمین و سامرا ) توسط رژیم بعثی صورت گرفت، این مهاجرین برای همیشه در ایران ساکن شدند، با شروع جنگ تحمیلی موج جدیدی از مهاجرت کردها و اعراب عراقی به ایران شروع شد که با سقوط رژیم صدام برخی به کشورشان برگشتند.

در سالهای اخیر به دلیل شرایط وخیم اقلیمی ( ریزگردها ، خشکسالی و بدی هوا ) و اقتصادی ( فقر ، بیکاری و کمبود امکانات ) موج جدیدی از مهاجرت از استانهایی مثل لرستان ، خوزستان و سیستان به دیگر مناطق کشور و عمدتأ به استانهای تهران و البرز ایجاد شده است.

عدم چاره اندیشی عاجل برای رفع این معضل تبعات امنیتی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی زیادی به دنبال خواهد داشت. بیشترین تعداد مهاجرین چه داخلی و چه خارجی از اقشار تحصیل کرده و مرفه جوامع مهاجر فرست هستند. مهاجرت این دو گروه ، جوامع مهاجر فرست را از نیروی انسانی تحصیل کرده و دارای سرمایه که دو عامل مهم توسعه اقتصادی هستند محروم میکند، علاوه بر خسارت مستقیم مهاجرت این دو گروه جو ناامیدی و یأس ساکنین باقی مانده در جوامع مهاجر فرست را در بر میگیرد ، آنها وقتی مشاهده میکنند دولت کار زیادی برای رونق و توسعه مناطق آنها انجام نمیدهد و همزمان افراد بومی تحصیل کرده و دارای مکنت، سرزمین مادری را ترک میکنند یأس و ناامیدی بر آنها مستولی میشود. تمرکز حجم زیادی از جمعیت کشور در محدوده کوچکی از ایران مثل استانهای تهران و البرز که از حیث وسعت کوچکترین استانهای کشور هستند مشکلات عدیده ای از جملهگسترش حاشیه نشینی / خالی شدن استانهای مرزی از جمعیت و افزایش هزینه حفاظت از مرزها / افزایش شدید مشکلات زیست محیطی در کلان شهرها / افزایش هزینه زندگی در مناطق پر جمعیت و اثر وضعی آن بر دیگر مناطق / افزایش جرم و جنایت و خشونت / بایر شدن بخش زیادی از زمینهای کشاورزی با افزایش متروکه و بیغوله شدن بیشتر روستاها / کاهش تولید محصولات کشاورزی / تبدیل کسری مهمی از جوامع تولیدی روستایی به جمعیت شهری مصرفی و به وجود می آورند.

حل و کاهش معضل مهاجرت به طور عام به بهبود وضعیت کلی اقتصاد کشور بستگی دارد. رکود ، تورم ، بیکاری ، کمبود امکانات و عدم سرمایه گذاری صنعتی _ عمرانی بزرگترین عوامل مهاجرت هستند. استمرار شرایط نا به سامان اقتصاد ایران به طور قطع منجر به تعمیق معضل مهاجرت خواهد شد.

اما بطور خاص برای جلوگیری از مهاجرت بیشتر در استانهای محروم و مهاجر فرست مثل استانهای لر نشین: اختصاص معافیت های مالیاتی خاص / تقبل بخشی از هزینه های بیمه تأمین اجتماعی / کاهش نرخ بهره وام های ارزی و ریالی  / افزایش دوره تنفس و باز پرداخت وامهای ارزی و ریالی  / تخصیص سهمیه خاص از صندوق توسعه ملی  / ایجاد زیر ساخت های گردشگری / جلوگیری از انتقال مزیت های استانهای لر نشین مثل انتقال آب به دیگر نقاط / تمرکز زدایی از مرکز و دادن اختیارات بیشتر / ممنوعیت ایجاد صنایع جدید بجز در موارد خاص در کلانشهرها / جلوگیری از احداث صنایع آب دوست مثل فولاد و ذوب آهن در شهرهای کویری / پرداخت بخشی از هزینه تأسیسات زیربنایی واحد تولیدی مثل برق ، گاز ، آب ، مخابرات ، راه و توسط دولت / تشویق واحدهای تولیدی قدیمی که کم کم در بافت شهری شهرهای بزرگ قرار گرفته به انتقال به استانهای محروم / کمک به استارت آپ های IT / توسعه صنایع کوچک و متوسط / ایجاد خوشه های صنعتی / کمک به ایجاد شرکتهای تخصصی صادراتی برای انجام حرفه ای صادرات محصولات تولیدی شرکتهای کوچک و متوسط / توسعه کشت و صنعت و صنایع چرم و پوست / فرآوری گیاهان دارویی / توسعه شهرکهای گلخانه ای / توسعه صنایع فرآوری سنگهای تزیینی از ضایعات معادن سنگهای تزیینی ( میلیونها تن ضایعات که صد در صد قابل بازیافت هستند در معادن سنگ تلمبار شدند ) / توسعه جنگلداری خصوصی برای حفاظت و بهره برداری حساب شده از منابع آنها ، را میتوان در استانهای مهاجرفرست به اجرا گذاشت.

شرایط را باید برای استفاده از ظرفیت سرمایه گذاران داخلی و خارجی مهیا کنیم و از توان بخش خصوصی برای اشتغالزایی کمک بگیریم همچنین بانکهای دولتی و خصوصی با استفاده از نقدینگی و سپرده های مردم استانها میتواند در همان منطقه سرمایه گذاری اقتصادی _ صنعتی کنند. باید روستاها را منشأ تولید دانست و با اعطای تسهیلات کم بهره روستایی از تولیدات کشاورزی و دامی آنان حمایت کرد. برای حل مسایل نباید تنها نگاهمان به سیاستها و برنامه های دولتی باشد. اگر خواهان کاهش مشکلات هستیم باید دافعه های موجود در نواحی محروم را کاهش دهیم تا از مهاجرت افراد نخبه و دارای سرمایه جلوگیری کنیم تا شرایط برای شکل گیری فرصتهای شغلی مناسب برای جوانان مهیا شود.

 این مقاله توسط غلامرضا مصدق ( کارشناس ارشد مدیریت صنعتی ) در شماره ۲۶ ماهنامه جهش نو چاپ شده است و به علت مهم بودن موضوع در سایت نگین زاگرس باز نشر شد. 

 

38 نظر

  • مهاجرت کردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتبأ میزبان پناهندگان کرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی / ۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود ، دوباره کردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حلبچه بیش از ۴۰ هزار کرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کرد عراق در عملیات انفال ، با بمباران و تخریب شهر و روستاها مردم کرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی ( ۱۳۴۲ شمسی ) تا ۱۹۸۸ / ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کرد نشین هم مرز با ایران را نابود کرد ( ۲۵ درصد جمعیت کردها ) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در تاریخ کرد و کردستان صفحه ۸۵ گواهی میدهد که محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر ، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه ( ایلام ) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلأ ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق گزارش فرهاد میرزا والی کردستان درباره یاراحمد جاف یاغی معروف ، حضور کردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان پالانی است ( کتاب" یکصد سند تاریخی دوره قاجار" ، ابراهیم صفایی ، سند شماره ۶۶ ) .


  • تراژدی تلخ توسعه در بلاد لرنشین

    سالانه حجم زیادی از جوانان تحصیلکرده و افراد سرمایه دار از شهرها و استانهای لرنشین به طرف کلانشهرها ( تهران ، کرج ، اصفهان ، شیراز ، اهواز و قم ) مهاجرت میکنند! مهاجرت افراد نخبه دانشگاهی یکی از معضلات آینده استانهای کمتر توسعه یافته است که موجب کمبود نیروی متخصص و کاربلد در این استانها میشود! طبق آمارها جمعیت بلاد لر نشین از دهه های گذشته روند نزولی و کاهشی به خود گرفته است که دلیل اصلی آن عدم سرمایه گذاری عمرانی و صنعتی در شهرهای لرتبار / ضعف زیرساختها / کمبود امکانات آموزشی و بهداشتی / بیکاری ، فقر و نداری جوانان که موجب شده در نهایت به کلانشهرها مهاجرت کنند! حاکمیت ، مجلس و دولت باید نگاه ویژه ای به استانهای محروم داشته باشند و تسهیلات و شرایط ویژه ای را برای توسعه و ایجاد فرصتهای شغلی جدید برای آنها در نظر بگیرند تا شاهد کاهش مهاجرت باشیم!


  • درد خانه به دوشی

    زمان پهلوی شاهد بی توجهی حاکمیت به مناطق لر نشین بودیم و این موضوع از ابتدای انقلاب ۵۷ نیز که شاهد تدوین برنامه های توسعه ای برای استانهای مختلف هستیم نیز اتفاق افتاده است. متأسفانه به دلایل مختلف توجه قابل قبولی به استانهای لر نشین نشده است و این موضوع نه تنها در زمینه کشاورزی که بلاد لرنشین استعداد بسیار زیادی در آن دارند اتفاق افتاده بلکه درحوزه منابع آبی که استانهای لر نشین به عنوان سرچشمه های کارون و دز و زاینده رود و کرخه به شمار میروند نیز هیچگونه توجه شایانی نشده است و زمانیکه شاهد نهضت سدسازی در کشور بودیم به استانهای لرنشین در این حوزه نگاه قابل توجهی نشده است و تنها به انتقال آب به حاشیه کویر با حفر کانال و ساخت سدهای انحرافی اکتفا کردند! هم اکنون لرها از داشتن سدهای مناسب و مورد نیاز کشاورزی برای ذخیره سازی آب محروم هستند. اندک سدهای خاکی هم که در نواحی لر نشین احداث شدند بیشتر شبیه حوضچه و بشکه هستند که آبی در آنها نیست! اکنون نیز با توجه به رشد روزافزون جمعیت و صنعت شهرهای کویری و کمبود منابع آب آنها ، گرفتن حق آبه و ساخت و تکمیل سدهای مناطق لرنشین بسیار امر دشواری است! لذا تمام نمایندگان شهرهای لرنشین درمجلس باید بطور جدی پیگیر تشکیل فراکسیون نمایندگان مناطق لرنشین باشند و با همکاری واتحاد سهم مردم لر را از آب ، صنعت ، توسعه و رفاه را مطالبه کنند وگرنه در ایران با توجه به بافت موزاییکی و کثیرالقومی هیچ کسی به فکر حل مشکلات مردم ما نیست.


  • همه چیز از بیکاری شروع شد!

    زمانیکه شاهد احداث صنایع مادر و بزرگ توسط دولت در استانهای کویری بودیم دست مردم لر در این حوزه نیز خالی ماند و عدم صنایع اشتغالزا باعث شد جوانان تحصیلکرده لر برای پیدا کردن فرصتهای شغلی به کلانشهرها مهاجرت کنند و با چالشهای زیادی روبرو شوند. ریشه بسیاری از مشکلات نواحی لرنشین به دهه های گذشته و کم کاری دولتها و مسؤلان وقت برمیگردد به همین دلیل امروزه ما شاهد یک عقب ماندگی متوازن در تمامی بخشها هستیم! باید برای جبران کاستی ها زمینه را برای حضور بخش خصوصی و حمایت از سرمایه گذاران مهیا کنیم. باید با وحدت کلمه ، همفکری و استفاده از تمامی ظرفیتهای انسانی در حل بحران بیکاری گام برداشت.


  • نفرین بر بیکاری

    بستر سرمایه گذاری در بخشهای کشاورزی ، صنعت و گردشگری آنگونه که باید و شاید در بلاد لرنشین فراهم نشده است و نتوانستیم از ظرفیتهای بینظیر استفاده کنیم در نتیجه به علت فقر و بیکاری جوانان مجبور به مهاجرت شدند که این عامل باعث گردید رشد جمعیت در شهرهای لرتبار منفی شود! استفاده از تمام ظرفیتهای انسانی و سرمایه گذاری بومی ، شرایط را برای بازگشت نخبگان و سرمایه داران به بلاد لرنشین مهیا میکند و با ایجاد فرصتهای شغلی جدید، آمعر مهاجرت کاهش می یابد! با توجه به تحریمها و کمبود منابع مالی و شرایط اقتصادی، باید اقدامات ویژه ای برای جبران عقب ماندگی ها و کاهش نرخ مهاجرت از استانهای کمتر توسعه یافته انجام داد. تمامی نمایندگان لر باید با دولت جلسات مکرر برگزار کنند تا با ایجاد سرمایه گذاریهای جدید صنعتی بتوان شرایط را برای شکلگیری فرصتهای شغلی جدید برای جوانان مهیا کنند.


  • درد مهاجرت

    مهاجرت ابر چالش استانهای محروم و کمتر توسعه یافته است که به دلیل کم توجهی دولتها و عدم اشتغال زایی و ایجاد جاذبه در مبدأ بیشتر به چشم میخورد. مهمترین عامل و پارامتر مهاجرت "بیکاری" ، ضعف زیر ساختهای اشتغال و کمبود فرصتهای شغلی است! جوانان تحصیلکرده برای آینده و تأمین معیشت خود مجبور میشوند به شهرهای بزرگ ( که عمدتأ در حاشیه کویرند ) مهاجرت کنند! درصد آمار مهاجرت همچنان صعودی بوده و بخش قابل توجهی از افراد مهاجرکننده به دلیل پایین بودن سطح درآمد به ناچار در حاشیه کلانشهرها پناه میگیرند و همین موضوع باعث افزایش معضلات اجتماعی و ایجاد شغلهای کاذب و کج روی های اجتماعی خواهد شد!!! زمانیکه دولت اقدام به ایجاد زیرساختها و همچنین واحدهای بزرگ صنعتی _ تولیدی در کویر کرده بود شوربختانه دست قوم لر خالی ماند! در زمان جنگ و پس از آن نیز با وجود اینکه استانهای لرنشین به صورت مستقیم و غیرمستقیم درگیر جنگ ۸ ساله با عراق بودند فرصت مناسب برای بسترسازی زیرساختها ( راه آهن ، آزادراه ، فرودگاه ، نیروگاه و صنایع مادر ) در بلاد لرنشین وجود نداشته و شاهد کم توجهی زیادی به این عرصه هستیم. سرمایه گذاران داخلی _ خارجی در مناطقی سرمایه گذاری میکنند که زیرساختها و امکانات مورد نیازشان فراهم باشد ولی نباید این موضوع بهانه ای برای عدم کارکرد نباشد! همه نمایندگان گذشته و مسؤلان در نابسامانی های کنونی بلاد لرنشین مقصر هستند. ایجاد زیرساختها و توسعه شهرهای لرنشین امری بلند مدت است و در گذشته کم کاریهای صورت گرفته تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی داریم. جوانان تحصیلکرده لر به سن اشتغال رسیدند اما هیچ فرصت مناسب شغلی برای آنها تدارک دیده نشده است! باید از پتانسیل و ظرفیتهای خارج از کشور و موجود در سایر استانهای لرنشین استفاده کرد و شرایط را برای سرمایه گذاری و استفاده از ظرفیتها و توانمندیهای آنان در این دیار مهیا کنیم.


  • تأثیر عدم توسعه بر مهاجرت

    هدف از توسعه معمولأ:افزایش کیفیت زندگی / افزایش سطح درآمد / از بین بردن فقر / بالا بردن سطح اشتغال / رشد آموزش / گسترش شبکه بهداشت و رشد تغذیه / مسکن استاندارد و سالم سازی کیفی محیط زیست است! تندتر شدن میزان مهاجرت از شهرهای لرنشین میتواند نشانگر وجود یک مشکل و مسأله اجتماعی باشد! رابطه متقابل بین توسعه و مهاجرت ، پدیده حاشیه نشینی است یعنی هرچه تمرکزگرایی و رشد صنعت در یک نقطه ( مثل تهران واصفهان ) بیشتر باشد میزان مهاجرت و رشد حاشیه نشینی در آن بیشتر میشود!!! مهاجرت روستاییان به شهرها از یکطرف و مهاجرت به نواحی غیر مولد از طرف دیگر ، موازنه جمعیت را به نفع شهرها تغییر داده به طوری که بیش از ۷۰ % جمعیت ایران در مناطق شهری بسر میبرند و متأسفانه اکثر نیروی کار در حاشیه شهرها به مشاغل کاذب خدماتی ، اشتغال دارند! که خود این امر افول قدرت اقتصادی آن منطقه را به دنبال دارد. برای نمونه در اکثر شهرهای محروم شاهد مناطق و نواحی حاشیه نشین زیادی هستیم که در محلات غیر رسمی سکنا دارند که پدیده مهاجرت مهمترین علت به وجود آورنده این مناطق حاشیه ای هستند! الآن در خرم آباد ( مرکز لرستان) ۱۱ منطقه حاشیه نشین بزرگ وجود دارد! حاشیه نشینی در واقع نمایانگر تضادها / شکافهای فزاینده اجتماعی _ اقتصادی / عدم توزیع عادلانه امکانات و فرصتها / عدم ثروت و درآمد / و کمبود امکانات بهداشتی و آموزشی هستیم!


  • شهرنشین یا شهروند؟

    در ایران مهاجرت گسترده از سال ۱۳۲۰ آغاز و مهاجران روستایی تهیدست / بی زمین / یا کم زمین به شهرهای بزرگ یعنی مراکز اصلی تولید و خدمات شروع شد! از ویژگیهای مهاجران حاشیه نشین ، عدم همخوانی فضای مسکونی با جمعیت زیاد ساکنان آن است و محلات غیر رسمی بسیار پر جمعیت هستند. مهاجران بیشتر بر اثر نیروی دافعه و گریزاننده در روستاها و شهرهای کوچک ، مجبور به کوچ بسمت شهرها شدند ولی هیچگاه جذب فرهنگ شهری نشدند و برزخی هایی از آنجا رانده و از اینجا مانده شده اند که هم از نظر اجتماعی و هم از نظر مکانی حاشیه نشین شده و به صورت بالقوه زمینه بالایی برای بروز کج روی و بزهکاری در بین آنان وجود دارد!!!


  • معضلی بنام کوچ افراد آموزش دیده!

    رشد فقر ، بیکاری و انواع آسیبهای اجتماعی مانع مهمی است برای جذب سرمایه و سرمایه گذار! چون به دلیل پایین آمدن امنیت و احساس امنیت دیگر سرمایه گذاران بومی و خارجی اشتیاقی برای هزینه کردن در نواحی محروم و کمترتوسعه یافته ندارند!!! کوچ افراد آموزش دیده که عمومأ جوان هستند کمیت و کیفیت نیروی انسانی ساکن در مناطق مختلف به ویژه در روستاها را کاهش میدهد به طوری که یکی از دلایل بنیادی وجود شیوه کشاورزی سنتی ، کمبود نیروی انسانی کارآمد و آموزش دیده در روستاها است! زمانیکه یک جامعه یا منطقه قادر به تأمین نسبی احتیاجات و نیازهای افراد نباشد احتمال بروز رفتارهای جمعی افزایش می یابد! یکی از رفتارهای جمعی پدیده مهاجرت است! عوامل دافعه شامل:بیکاری _ فقر اقتصادی _ تورم و گرانی _ کثرت نیروی کار فاقد تخصص _ و میزان رفتارهای نابهنجار از عواملی هستند که در مهاجرت تأثیرگذارند! توجه به صنایع دستی و مشاغل خانگی / گسترش تولیدات بومی / اعطای وام کم بهره به روستاییان / اراعه تسهیلات اشتغال زا به جوانان / احداث صنایع کوچک و زود بازده در شهرهای محروم / تأسیس مجتمع های مکانیزه دامداری ، گاوداری و پرورش ماهی / گسترش زیر ساختهای صنعت گردشگری / جذب سرمایه گذاران داخلی و خارجی / حمایت همه جانبه از بخش خصوصی و کارآفرینان میتواند فرصتهای شغلی متعددی برای بالا بردن سطح رفاه فراهم کند و نرخ مهاجرت را پایین بیاورد.


  • بررسی پدیده مهاجرت

    مهاجرت چیست؟ معضلات آن در چه سطحی است؟ آیا مهاجران در نوعی فرهنگ فقر زندگی میکنند؟ آیا آنها توانسته اند جذب نظام اقتصادی _ اجتماعی کلانشهرها شوند؟ مهاجرت در تمام طول تاریخ بوده و مهاجران بخاطر فقر و بیکاری و نداری مجبور به کوچ شدند. مهاجران یا بیکارند ، یادر جستجوی کار و یا دارای کار موقت هستند!!! مهاجران در مناطق غیر رسمی و حاشیه ای کلانشهرها زندگی میکنند که هیچ واحد حرفه ای در این محلات وجود ندارد و فاقد امکانات بهداشتی هستند! از لحاظ فرهنگی مهاجران نه شهری و نه روستایی هستند یعنی آنکه فرهنگ اولیه خود را بدون اینکه فرهنگ ثانویه را جایگزین کنند از دست داده اند ؛ اما از انسجام همسایگی برخوردارند! مهاجران مستقر در محلات حاشیه ای کلانشهرها در سرپناه های خلق الساعه برپا شده بر زمین متعلق به دیگران واقع در حاشیه شهرها زندگی میکنند و به تعبیر اسکار لوییس ( Oscar Lewis ) در نوعی" فرهنگ فقر" زندگی میکنند و بطور کامل جذب شیوه جدید زندگی شهری نشدند و در حاشیه آن به زندگی پرمشقت خود ادامه میدهند. مهمترین علت مهاجرت در ایران توسعه "سرمایه داری شهر محور " است که عاملی برای جذب مهاجرین به شهرها شده است. مهاجران بدون تخصص و مهارت بیشتر در بخش غیر مولد و غیر رسمی اقتصاد به انجام کارهای پست خدماتی و یا واسطه گری و دلالی مبادرت میکنند!!! مسیر ترانزیت یا بارانداز کالاهای قاچاق به ویژه مواد مخدر در بعضی محلات حاشیه نشین وجود دارد.


  • آثار و تبعات مهاجرت چیست؟

    بستر سازی خرده فرهنگ های کجرو:وجود فرهنگ فقر ، بیکاری ، مشکلات عدیده اقتصادی ، ضعف در سیستم کنترل اجتماعی ، گسیختگی ارزشی و … زمینه شکل گیری خرده فرهنگ کجرو را فراهم میسازد! براساس تحقیقات صورت گرفته و آمارها ، اکثر باندهای مافیایی مواد مخدر ، عوامل اجرایی و دست اندر کار خود را به عنوان عمله و پخش کننده از مناطق حاشیه ای و حومه شهرها که مهاجر نشین هستند انتخاب میکنند! اختلال در فرآیند جامعه پذیری و مشارکت بدلیل فرهنگ فقر ، همزیستی تعارض آمیز و قومیت گرایی شدید در مناطق حاشیه ای مهاجر پذیر ، بستر را برای انواع مجادلات و کشمکش های منسوخ شده مهیا میکند. احساس حاشیه ای بودن و دوری از متن به تدریج نوعی ذهنیت اجتماعی را به وجود آورده و گسترش میدهد که براساس آن مهاجران از سازمانها و نهادهای اداری و رسمی رویگردان و به طرف گروه بندی های قومی و غیر رسمی رجوع نمایند و این فرآیند به تدریج بی توجهی به "دیگران عام" و تمرکز بر روی "ما " آنهم در حد خویشاوندی و قومی _ قبیله ای را توسعه میدهد و در سایه این بیتفاوتی اجتماعی ، هنجارهای تنظیم کننده بشدت تضعیف میشود و مسؤلیت پذیری در قبال دیگران آسیب می بیند! لذا دولتمردان و مسؤلان با برنامه ریزی لازم ، بستر مساعد را برای جذب مهاجرین ایجاد کنند مثل:احداث شهرها و شهرکهای جدید طبق استانداردها / اصلاح و بهبود وضعیت بهداشتی و امنیتی شهرکهای حاشیه ای موجود / توسعه زیرساختها و گسترش خدمات به این شهرکها و شهرهای محروم / مستحیل ساختن حاشیه نشینان در فرهنگ شهری به وسیله مکانیزم های عملیاتی نظیر:فرهنگ سازی از طریق رسانه ها ، وضع مقررات و قوانین ، راه حلهای کالبدی مانند نوار سبز شهری برای جلوگیری از ساخت و ساز غیرقانونی ، حمایت نهادها و مؤسسات خیریه از مردم تهیدست حاشیه نشین ، به رسمیت شناختن حق سکونت و تأمین مسکن مناسب برای آنها ، فقر زدایی و احداث کارگاه های تولیدی _ صنعتی برای ایجاد اشتغال آنها و … با انجام این اقدامات به کمک دولت میتوان از کجروی و گسترش آسیبهای اجتماعی جلوگیری کرد.


  • حمایت قطبهای علمی دنیا از نخبگان ایران

    قطبهای علمی دنیا حاضرند تمامی خواسته های مالی و امکانات آموزشی مورد نیاز برای افراد نخبه ایرانی را مهیا کنند و در عوض آنها در فراغت فکری در زمینه های مختلف به تولید علم بپردازند! هزینه تربیت یک نخبه ۱ میلیون دلار خرج برمیدارد و مهاجرت نخبگان خودبخود درحالیکه به ضرر کشور مبدأ است، کشور مقصد را متنفع مینماید! استفان هارپر نخست وزیر کانادا به صراحت اعلام کرد دولت ایران ما را ۲۵ سال پیشرفت داد ( میرزا مصطفی ، ۶ ؛ ۱۳۹۴ ).وزیر علوم و تحقیقات دولت یازدهم تأکید کرد که در شرایطی که کل بودجه دولتی ما ۱۹۲ هزار میلیارد تومان و معادل ۷۰ میلیارد دلار است با مهاجرت مغزها ۱۵۰ میلیارد دلار به دنیا کمک میکنیم ( نیازی ، ۲ ؛ ۱۳۹۴ ). در مهاجرت نخبگان موضوع فراتر از فرار مغزهاست و با مهاجرت نخبگان موضوع فقر ژنتیکی و مهاجرت نسل نخبگان اتفاق خواهد افتاد! نتایج نشان داده که بیشتر افراد دارای سن زیر ۴۰ سال / فارغ التحصیلان رشته های فنی ومهندسی / مجردین / افراد دارای رتبه استادی / کسانیکه مدرک از خارج کشور اخذ کردند، بیشترین تمایل به مهاجرت را دارند! آنها ضعف آزادی سیاسی ، ضعف آموزشی ، ضعف ارتقاء شغلی ، ضعف رفاه اقتصادی و عدم حمایت داخلی را عامل مهاجرت به خارج میدانند! ایران در بین ۹۱ کشور درحال توسعه رتبه اول را در مهاجرت افراد تحصیلکرده دارد! از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۵ بیش از ۲ میلیون نفر که اکثرأ تحصیلکرده و سرمایه دار بودند ایران را ترک کردند! سال ۷۸ و ماجرای کوی دانشگاه تهران موجب شد ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی ایران را ترک کنند( بهادری نژاد ۱۳۸۲).


  • بلاد لرنشین مهاجر فرستند

    آمارها نشان میدهد مهاجرت نخبگان در استانهای محروم نسبت به سایرین بیشتراست. استانهای تهران ، اصفهان ، سمنان ، قزوین ، قم ، گلستان و یزد مهاجر پذیر هستند و استانهای لرستان _ کهگیلویه و بویر احمد _ لرستان _ خوزستان _ چهارمحال بختیاری و بلوچستان مهاجر فرست بودند ( میرزا مصطفی ، ۵ ؛ ۱۳۹۴). تعداد زیادی از این مهاجران افراد نخبه و تحصیل کرده هستند که ادامه مهاجرت زنگ خطری برای مناطق محروم لر نشین است!


  • جامعه مولد و نخبه بیشتر مهاجرت میکنند

    روند مهاجرت جامعه مولد و تحصیلکرده رو به افزایش است و سالانه ۱۲ هزار نفر فقط از استان لرستان به دلیل نبود شغل و درآمد مهاجرت میکنند! مازلون فیلسوف معتقد است که رفتار انسان با قویترین انگیزه برانگیخته میشود. مهاجرت براساس نیازها اتفاق می افتد و باید دید آیا افرادی که مهاجرت میکنند براساس چه نیازی اتفاق می افتد؟ یکی از مهمترین نیازهای افراد مهاجرکننده کمبود فرصتهای شغلی است! اگر زمینه های اشتغال در بلاد لرنشین باشد مطمعنأ دلیلی برای مهاجرت وجود ندارد!!! فقر و بیکاری افراد جوان را از یک منطقه دفع کرده و به مناطق صنعتی جذب میکند.بخشی از مهاجرتها تبعی است و افراد به تبعیت از خانواده خود مهاجرت کرده و بخشی اجباری است مثل دانشگاه وسربازی و کار! آمارهای چند سال اخیر در لرستان متأسفانه تفاضل منفی بوده و درنتیجه لرستان مهاجرفرصت است و شاخص منفی نشان دهنده اینست که در مبدأ ( لرستان ) بحرانی مثل فقر و بیکاری وجود دارد! افراد بیکار برای بهبود شرایط زندگی مهاجرت میکنند. سطح تحصیلات ، انتظارات و توقعات تغییر میکند اما سطح پیشرفتهای مختلف ، متناسب با سطح توقعات ما رشد نکرده و یک تناسبی میان توقعات و انتظارات وجود ندارد.


  • باید ثبات سیاسی داشته باشیم

    افرادی که به بیرون از استان مهاجرت میکنند به سمت کارهای کاذب و حاشیه ای روی می آورند. جوانان ما به دلیل فراهم نبودن زمینه اشتغال مجبور به مهاجرت میشوند و سرمایه گذاران لرستانی نیز به دلیل اینکه فضای کار در استان فراهم نیست در کلانشهرها و استانهای پرجمعیت سرمایه گذاری میکنند. اولین کاری که برای بهبود وضعیت مهاجرت باید انجام دهیم اینست که بایستی ثبات سیاسی داشته باشیم! با ثبات سیاستهای دستگاه حاکمیت در منطقه میتوان روند مهاجرت نخبگان فکری ، اقتصادی و فرهنگی را بهبود بخشید. بایستی با عمل کردن به برنامه های اقتصادی _ صنعتی شرایط را برای ایجاد زیرساخت ها مهیا کنیم. زیرساختهای فرهنگی جامعه ما همچنان در شرایط نامناسبی هستند. تأمین زیرساختهای اقتصادی موجب جذب ثروت و سرمایه گذار میشود لذا باید حمایت همه جانبه کنیم از طرحهای زیرساختی مانند:راه آهن ، فرودگاه ، بزرگراه ، نیروگاه برق و سد.


  • تأثیر جنگ بر روند عدم توسعه بلاد لرنشین

    مهاجرت و توسعه بهم گره خوردند. مهاجرت بلاد لرنشین حالت طبیعی ندارد و عمده مهاجرت بدلیل مساعل اقتصادی / عدم تأمین معاش / عدم وجود شغل مناسب / و نبود امکانات آموزشی _ پزشکی صورت میگیرد. متأسفانه بدلیل جنگ ۸ ساله ایران بصورت درست نتوانست که منابع خود را به استانها تخصیص دهد بخصوص این امر در استانهای لرنشین بیشتر به چشم میخورد! استان لرستان در زمان جنگ ۸ ساله معین ۳ استان جنگی بود و دومین استان خسارت دیده پس از خوزستان بود و به صلاح دولت و سرمایه گذاران نبود که در چنین استانهای مرزی سرمایه گذاری کنند! در این دوران دولت هزینه خود را در استانهای مرکزی همچون:اصفهان / قم / یزد / کرمان / سمنان که کمترین ریسک را در بخش تهاجم داشتند سرمایه گذاری میکرد! در سالهای اول انقلاب به دلایل جنگ و ناآرامی سیاسی نتوانستند کاری برای لرستان انجام دهند اما استانهایی که درگیر جنگ بودند ( خوزستان ، ایلام ، کرمانشاه ، ارومیه ) اعتبارات ویژه ای گرفتند اما لرستانی که دومین استان آسیب دیده از جنگ بود و ۱۴۲ بار بمباران و ۱۲ بار موشکباران شد دستش خالی ماند و ۱ ریال اعتبار بازسازی نگرفت!!! در آن زمان لرستان با یک عقب افتادگی ۲۰ ساله ای روبرو بود و سرمایه گذاران نیز به دنبال سرمایه گذاری در استانهایی بودند که صنایع پایین دست و بالادست در آن وجود داشتند در نتیجه باز هم لرستان از قطار توسعه جا ماند! پس از آن نیز کشور اعلام کرد که به دنبال اجرایی کردن اصل ۴۴ است و دولت سرمایه گذاری نکرد و باز هم استانهای لرنشین در این حوزه ضرر دیدند! چرخه عدم سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال روز به روز تشکیل شد و اکنون لرستان با شرایطی مواجه است که جزء استانهای فقیر است در نتیجه نتوانستیم که بحث توسعه را از دهه های گذشته در لرستان ایجاد کنیم. مسؤلان استانی و نمایندگان هم فقط مجری اوامر دولت بودند و هیچ سهم خواهی برای جذب اعتبارات و بودجه برای پیشرفت شهرهای لرنشین نکردند نتیجه این شد که الان بلاد لرنشین در تمام آمارهای منفی مثل فقر ، بیکاری ، مهاجرت ، خودکشی و طلاق رتبه نخست را دارند!


  • چرا تاکنون در حوزه اشتغال موفق نبودیم؟

    چرا تاکنون در حوزه اشتغال موفق نبودیم و نیروهای تحصیلکرده استانهای لرنشین مجبور به مهاجرت شدند؟ یکی از دلایل اصلی مهاجرت را باید ارتقا کیفیت زندگی دانست. عمده مهاجرتی که در لرستان اتفاق می افتد به دلیل مهاجرت فقرا ، بیکاران و نخبگان بود که نتیجه آن راکد ماندن رشد اقتصادی واجتماعی جامعه لرستان است! لرستان با انباشت بیکاری چندین ساله مواجه است! زمانیکه دولت در حوزه اقتصاد سرمایه گذاری کرده استان های لرتبار از این ظرفیت بدلیل مدیران و مسؤلان ضعیف استفاده نکرده و قطبهای رشد صنعت در کویر شکل گرفتند! اکنون نیز دولت نمیتواند سرمایه گذاری کند و در حال حاضر مهمترین معضل ما فارغ التحصیلان بیکار است! آمارها نشان میدهد وضعیت اشتغال در شهرهای لر زبان بحرانی است و همچنان با انباشت بیکاری مواجه ایم! در حوزه مهاجرت هم از استانهای مهاجر فرست کشوریم.


  • فرهنگ زیرشاخه توسعه است

    یکی از مهمترین زیرشاخه های توسعه، فرهنگ است. دخالتهای سیاسی / عدم سرمایه گذاری دولت / ضعف عملکرد مسؤلان و نمایندگان در جذب اعتبارات / نبود زیرساخت / حمایت نکردن از نخبگان و سرمایه داران بومی و … از علل مهاجرت هستند! افراد نخبه انتظار دارند که از نظر مالی و همچنین فرهنگی _ اجتماعی مورد توجه قرار گیرند. متأسفانه فرهنگ تلاشگری را در مردمان لر نمی بینیم و افراد وقتی که به جایگاهی رسیدند تلاششان متوقف شده و بدنبال پیشرفت بیشتر نیستند! افراد نخبه افق خیلی دورتر و بازتری را در بلاد لرستان نمی بینند. زمانیکه افراد می بینند که امکانات و زیرساختهای بهتری در سایر مناطق وجود دارد مایل به مهاجرت میشوند.


  • مردم باید بدنبال توسعه بروند

    چرا نتوانستیم نخبگان علمی واقتصادی را در استان نگه داریم و چرا یک لرستانی به دنبال توسعه وپیشرفت نیست و از ظرفیت ها بخوبی استفاده نمیکنیم؟ با اینکه از نظر اقتصادی فقیر هستیم اما انگار خود نیز بفکر پیشرفت نیستیم! تسهیلات اکنون با سودهای کم بهره به روستاییان اعطا میشوند اما به افراد بیکار شهری این تسهیلات با سود بیشتری اعطا میشود! به همین دلیل باید نرخ سود تسهیلات پرداختی به افراد جویای کار در درون شهرها را کاهش دهیم تا شاهد بهبود وضعیت مهاجرت باشیم. نبود تفکر اقتصادی در بین لرها به عنوان یکی از چالشهای عدم توسعه به شمار میرود.


  • ضعف فرهنگ نقادی بین مردم لر

    تا زمانیکه نظام آموزشی اصلاح نشود راه به جایی نخواهیم برد. نظام آموزشی در استانهای لرنشین به دنبال پرورش انسانهای خلاق ، نقاد و کارآفرین نیست. فرهنگ نقادی و بیان خواسته در میان لرها ضعیف است. نگاه ما متأسفانه به گونه ای است که هر فردی که تحصیلکرده است از جایگاه خوبی برخوردار نیست و شاهد وجود یک نگاه بنگاهی در جامعه هستیم و همه چیز را از دریچه اقتصاد می بینیم و کسانیکه به دنبال فعالیتهای بنگاهی هستند موفق خواهند بود. نگاه غیر کار آفرینی از جامعه دور شده و شاهد تربیت افراد خلاق و کارآفرین از همان سنین کم باشیم.


  • عدم ریسک پذیری و فرهنگ خود کم بینی

    بخش قابل توجهی از جامعه قوم لر ریسک پذیر نیستند. با فرهنگ خود کم بینی در جامعه مواجه هستیم و عدم اعتماد به نفس باید تغییر کند. باید فرهنگ توانستن را در جامعه افزایش دهیم. باید به دنبال تربیت افراد متخصص و تحصیلکرده باشیم. ما مدیر دلسوز نداریم. باید مدیرانی با تفکر باز و تخصص مدیریتی داشته باشیم. استانداری از مدیران برنامه لازم را طلب کند و اهرم نظارتی را نیز داشته باشد. تعلیم و آموزش کارخانه تولید دانش است! رسانه ملی در استانهای لرنشین به صورت دلبخواهی عمل کرده و به موضوعات تعلیم و تربیت ، کارآفرینی ، فرهنگسازی و … بی اعتناست. اگر بیکاران مهاجرت میکنند پس دلیل بالا بودن آمار بیکاری چیست؟ کسانیکه شاغل بوده و موقعیت بهتری پیدا میکنند در جهت ارتقاء موقعیت خود مهاجرت میکنند. برای کاهش مهاجرت دولت باید طرح ها و پروژه های بر زمین مانده را به سرانجام برساند تا با ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی شاهد این حجم از مهاجرت نباشیم!


  • نسبت به استانداردهای جهانی فاصله داریم

    مهاجرتها پیامدهای منفی برای لرها دارد. لرستان جزء ۵ استان اول مهاجرفرست است. سالانه ۲۰ هزار نفر از لرستان مهاجرت میکنند. سرمایه اجتماعی و فرهنگی در استانهای لرنشین باید تقویت شود. باید بپذیریم نسبت به میانگین و استانداردهای دنیا فاصله زیادی داریم. حدود ۶۰۰ هزار انجمن مردم نهاد در آلمان وجود دارد که همه اقداماتشان به صورت سازمان یافته صورت میگیرد. باید مشارکت مردمی را بالا ببریم. نباید از مردم فاصله گرفت. اگر میخواهیم مساعل اجتماعی و فرهنگی حل شوند بایستی به بنیانهای تعلیم وتربیت توجه کنیم. بنیان آموزش و پرورش در لرستان آغشته به سیاست بوده و تعلیم و تربیت واقعی صورت نمیگیرد! رسانه ملی در بلاد لرنشین به مساعل حاشیه ای میپردازد و برنامه سازی در جهت کارآفرینی و مشکلات اصلی آنگونه که باید وشاید گام برنمیدارد!


  • تفکر کارآفرینی باید تقویت شود!

    نظام آموزشی ایران از اقتصاد فاصله گرفته است. تا چه اندازه به دانشجویان آموزش لازم داده ایم که انتظار کارآفرینی داریم؟ در کدام کتاب درسی مدارس ، تسهیلات ، بانک و سایر اصول اقتصادی به افراد آموزش داده شده است؟ این درحالی است که در کشورهای توسعه یافته برای دوران ابتدایی تا دکترا برنامه دارند. برای هر مقطع تحصیلی متناسب با شرایط برنامه آموزشی _ علمی و کسب مهارتها را دارند. این درحالی است که اکنون در نظام آموزشی ما پس از اینکه دانشجو تحصیل خویش را به پایان رساند تازه به دنبال کار بوده و به او گفته میشود که چرا به دنبال کارآفرینی حرکت نمیکند؟ کسیکه بخواهد اوضاع اقتصادی اش را سامان بدهد در هر شرایطی میتواند و نباید آن را موکول به آینده کند. متأسفانه جوانان لر تنبل هستند و میخواهند یکشبه به همه چیز برسند که منطقی نیست! در هر شاخه ای میتوان با بدست آوردن اطلاعات لازم فعالیت کرد و موفق بود البته خلاقیت و پشتکار لازم است! به هر حال باید بپذیریم که هیچگاه تفکر کارآفرینی را به فرزندانمان داده نشده است به همین دلیل باید این نگاه در سیستم آموزشی چه در مدرسه و یا دانشگاه تغییر یابد. حوزه علوم انسانی قلمرو تفکرات و نظریات است!


  • مهاجرت با ایجاد اشتغال کم میشود

    شهرهای بزرگ نمیتوانند پذیرای این همه مهاجر باشند. در دهه های پیش رو با کاهش منابع در استانهای توسعه یافته، در استانهای محروم همچون لرستان شاهد بازگشت افراد و تمرکز سرمایه گذاران خواهیم بود. استانهای توسعه یافته درحال پیشرفت هستند ولی در استانهای محروم شاهد بروز چالشهای اجتماعی جبران ناپذیری خواهیم بود. حتمأ باید عدالت اجتماعی و توسعه متوازن مناطق را داشته باشیم و دولت ورود پیدا کند و زمینه را برای رشد سرمایه گذاری ، ایجاد اشتغال و بهبود زیر ساختها مهیا کند چرا که آسیب های اجتماعی و بزهکاری در حال رخ دادن است! در نظام اقتصاد اسلامی که قاعل به نظام سرمایه داری و نظام متمرکز سوسیالیستی نیست گفته میشود که منعی برای مهاجرت وجود ندارد بعضأ پیامدهای منفی مهاجرت را باید کنترل کرد. اگر دولت رسیدگی عاجل نکند شاهد بدتر شدن وضعیت خواهیم بود. مسؤلان ارشد استانهای لرنشین ملزم هستند حداقل معاش را تأمین کنند و زمینه را برای ایجاد اشتغال برای افراد جویای کار مهیا کنند!


  • سرمایه گذاری هلدینگ اقتصادی

    سرمایه گذاری هلدینگ اقتصادی راه اساسی اشتغال زایی در لرستانات است. تا زمانی که دولت از طریق شرکتهای سرمایه گذاری ورود پیدا نکند و شرکتهای مادر در حوزه های مختلف را در شهرهای لرنشین ایجاد نکند ، موفقیت قابل توجهی حاصل نمیشود و تلاشهای آنها آنگونه که باید و شاید تأثیرگذار نخواهد بود! مدیران ما برنامه محور نیستند بلکه شخص محورند. محیط ما محیط کارآفرین پروری نبوده است. از بدو تولد نگاه بسیاری از خانواده ها برای فرزندانشان شغل دولتی بوده است. در هر صورت نظام آموزشی ما خلاقیت محور و مهارت محور نبوده و سیستم سیاست زده ای است! نظام آموزشی ما متناسب با وضعیت کنونی کشور بهبود نیافته و همچنان همان نگاه سنتی در این حوزه حاکم است.


  • مدیران ما برنامه محور نیستند

    مدیران ما شخص محورند نه برنامه محور! استراتژی های مدیران ارشد ما برنامه محور نبوده و فرد محور هستند که این امر باید اصلاح شود و اقداماتمان برنامه محور باشد! ارتباط مناسبی میان صنعت و دانشگاه وجود ندارد. مسؤلان باید دانشگاه ها را به سمت صنعت سوق بدهند. در لرستان قطب صنعتو توسعه شکل نگرفته و پیامدهای مهاجرت بسیار زیاد است مثلأ وقتیکه مهاجران به کلانشهرها میروند و جرمی را مرتکب میشوند از نظر فرهنگی پیامدهای منفی بسیار زیادی برای این استان خواهد داشت. گاهی شاهدیم که نگاه مغرضانه ای در این حوزه وجود دارد و با وجود خدمات بسیار زیاد مردم قوم لر به مملکت ، ناملایمات زیادی علیه این مردم صورت میگیرد. از سوی دیگر انتطار میرود نخبگان مهاجرت کرده عرق بیشتری نسبت به لرستان و توسعه آن داشته باشند. مدیریت استان مهاجرتهای نیروهای یدی را کاهش داده تا آسیبهای فرهنگی موجود در این عرصه در میان و دراز مدت کاهش یابند.


  • نقش رسانه ها در برون رفت از مشکلات

    پیشنهاد میشود مدیریت استان زمینه اجتماعی را برای ورود نخبگان و سرمایه گذاران فراهم کند و این امر زمانی محقق خواهد شد که از نخبگان علمی و سرمایه گذاران خارج از استان دعوت شود تا زمینه برای برطرف شدن موانع و حمایت از لرستانات مهیا شود و از ظرفیت آنها برای توسعه بخوبی استفاده کرد. تاب آوری اجتماعی و آستانه تحریک پذیری در استان با کاهش روبرو شده چرا که زمینه برای استفاده از ظرفیت جوانان این دیار و کاهش معضلات اجتماعی فراهم نشده است. رسانه ها میتوانند به عنوان تریبون مردم بازوی توانمندی برای معرفی ظرفیتهای لرستان و همچنین کمک کردن به حل چالش های آن باشند که باید از این ظرفیت بخوبی استفاده کرد.


  • تعدد مراکز تصمیم گیری

    به اندازه کافی ایران گروه مشورتی و اتاق فکر دارد و یکی از چالشهای کشور تعدد مراکز تصمیم گیری است. دولت تا جایی که میتواند تصدی گری خود را کمتر کند و کار را به دست مردم بدهد. سازمانهای مردم نهاد باید به سمت مطالبه گری حرکت کنند. پشتوانه مردمی دولت بیشتر جوانان هستند لذا از ظرفیت جوانان نخبه استفاده شود. باید اقداماتمان را برای مهار آسیبهای اجتماعی لرستان قویتر کنیم. در حوزه اجتماعی باید تلاش کنیم که دغدغه تبعیض و نابرابری به حداقل برسد. در حوزه فرهنگی باید نظام تعلیم و تربیت و نظام رسانه ای تغییر نگرش دهد. در حوزه اقتصاد نیز باید از سرمایه گذاران و کارآفرینان حمایت و پشتوانه لازم صورت گیرد!


  • حرکت به سمت توسعه

    مهمترین فعالیت هر جامعه ای توسط مدیران انجام میشود چرا که مدیران میدانند چه نکرده اند که به این حال و روز افتاده ایم!!! مهاجرت تبعات منفی اجتماعی دارد. باید جوانگرایی کنیم و جوانان تحصیلکرده و ماهر باید مدیریت جامعه را بدست بگیرند. حرکت به سمت توسعه راهکار اصلی کنترل مهاجرت است. ما نقطه مبدأ بحران هستیم که پیامدهای فرهنگی منفی زیادی برای لرستانات دارد. باید آنقدر به سمت توسعه حرکت کنیم که نیاز به مهاجرت غیرطبیعی افراد نباشد. انواع طرحهای اشتغالزایی توسط دولت صورت میگیرد اما به دلیل ضعف مدیریتی نمایندگان ما و بخاطر بروکراسی ( کاغذبازی ) اداری و نگاه نامناسب بدنه کارشناسی شاهد بروز چالشهایی هستیم که این موضوع باید اصلاح شود. بنابراین باید به لایه های پایینی سیستم اداری توجه شود. در بحث انتصابات نیز باید گفت تداخل قوا وجود دارد بنابراین انتصابات را تنها نباید متوجه دولت و مدیریت ارشد استان دانست. باید شایسته سالاری در اولویت اقدامات صورت گیرد.


  • موج جدید مهاجرت ایرانیها به خارج

    هفته نامه تجارت فردا در شماره ۳۰۷ ( ۴ اسفند ۹۷ ) ، صفحه ۷۴ نوشت:در حال حاضر ۵۱ هزار و ۶۰۰ دانشجوی ایرانی در کشورهای مختلف دنیا درحال تحصیل هستند. رییس سازمان ثبت احوال سال ۱۳۹۱ اعلام کرد:تعداد ایرانیان مقیم خارج نزدیک به ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر است. دبیرکل شورای عالی ایرانیان میگوید آمار ایرانیهای خارج از کشور در سال ۱۳۹۷ معادل ۶ میلیون نفر برآورد میشود!!! یعنی ۷ درصد از ایرانیان که همگی نخبه و سرمایه دار هستند در خارج از کشور زندگی میکنند. همچنین ۲ میلیون ایرانی در صف مهاجرت به کانادا و استرالیا قرار دارند ( معادل ۲ درصد جمعیت کل ایران و ۴ درصد جمعیت جوان زیر ۳۰ سال است:منبع روزنامه شهروند ). سازمان ملل میگوید در سال ۲۰۱۸ حدود ۲۱ هزار نفر از ایرانیها از کشور رفته اند. در سال ۲۰۱۵ حدود ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از ایرانیان تمایل به مهاجرت از کشور داشتند طبق گزارش روزنامه ایران. هرم سنی جمعیت مهاجران ایرانی خارج از کشور در سال ۲۰۱۷ به طرف سالمندان پیش رفته است. نبود نگاه استراتژیک به ایرانیان خارج از کشور حلقه ای مفقود در اقتصاد و بحثهای هویتی و ملی است.


  • گام معلق لک لک

    گام معلق لک لک عنوان فیلمی از تعو آنجلوپلوس کارگردان یونانی درباره مهاجران است. چرا ایرانیان به فکر مهاجرت می افتند؟ موج تازه ای از مهاجرت ایرانیان که عمدتأ نخبه و تحصیلکرده هستند به خارج از کشور آغاز شده است. مستند این ادعا ، علاوه بر آمارهای سازمان ملل و نهادهای رسمی کشور ، خبرها و تصاویر رسانه های معتبر جهان است که از تعداد فراوان ایرانیاندر صف ویزای کشورهای انگلیسی زبان و همینطور کمپهای غیرقانونی و معابر قاچاق انسان ، در سراسر جهان گزارش میدهند. موج ششم مهاجرت ایرانیان در طول ۵۰ سال گذشته حالا به مرحله خطرناکی رسیده است. چرا که ایرانیان مهاجر عمدتأ تحصیلکرده و بخشی از نخبگان جامعه رو به توسعه ایران هستند و برخلاف غالب مهاجران جهان که عمدتأ طبقات پایین دست هستند و بخاطر نا امنی و جنگ دست به مهاجرت میزنند ایرانیان در رؤیای زندگی بهتر از کشور میگریزند.


  • خروج مغزهای سرمایه

    چرا نخبگان ایرانی میل به مهاجرت دارند؟ مهاجرت چشمگیر نخبگان علمی ایران بصورت مسأله ای نگران کننده درآمده و روشن است که روند توسعه دانش و فناوری در ایران از آثار مخرب این پدیده ناگوار بی نصیب نمانده است.براساس گزارش پژوهشکده مطالعات فناوری بیش از ۹۰ درصد مهاجران متخصص و تحصیلکرده دنیا از جمله ایران به کشورهای توسعه یافته پناهنده شدند.هزینه مهاجرت نخبگان ( ۱۸۰ هزار متخصص و نخبه ) برای ایران سالی ۴ میلیارد دلار برآورد شده است.همچنین طبق گزارش سال ۲۰۱۶ انستیتو بین المللی آموزش آمریکا حضور دانشجویان ایرانی در این کشور ۳۸۶ میلیون دلار به اقتصاد آمریکا کمک کرده است!


  • متغیرهای مؤثر در مهاجرت

    براساس نظریات مهاجرتی متغیرهایی از قبیل:رشد جمعیت ، تجارت خارجی ، نرخ بالای بیکاری ، رشد منفی اقتصادی ، درجه باز بودن اقتصاد و وضعیت تجارت خارجی از عواملی اند که بر جریان مهاجرت به سایر کشورها مؤثرند.بودجه ناچیز تحقیقات در ایران یکی از علل مهاجرت نخبگان بخارج است! فرار مغزها مهمترین عامل تفاوت و نابرابری میان کشورهای پیشرفته و درحال توسعه است.کاهش سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه منجر به کاهش کارآفرینان و کاهش خلاقیت و نوآوری خواهد شد که باعث میشود مدیران و کارآفرینان خلاق به نفع مدیران رانت جو از دور خارج شوند.در این صورت افراد متخصص و کارآفرین که با نبود تقاضا برای عرضه تخصصها و مهارتشان مواجه میشوند یا انگیزه ای برای عرضه آن ندارند سعی در خروج از کشور خواهند کرد.


  • تبعات اقتصادی مهاجرت نخبگان بخارج چیست؟

    مهاجرت بر ویژگیهای اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی ایران تأثیر منفی میگذارد. مهاجرت یکسویه و بی بازگشت نخبگان در واقع یک فاجعه و ضایعه ملی است که کشور مبدأ را از شمار زیادی از بهترین سرمایه های انسانی خود محروم میکند و این مشکلی است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه امروز با آن دست به گریبان هستند ؛ یعنی بسیاری از نخبگانی که برای کار ، ادامه تحصیل و کسب تجربه ازاین کشورها به کشورهای پیشرفته تر مهاجرت میکنند در عمل ، ارتباط خود را با کشور مبدأ از دست میدهند و زمانیکه از مهاجرت نخبگان به صورت یک معضل سخن به میان می آید درست همین مسأله مدنظر است.


  • فضای نامناسب اقتصادی؛ عامل مهاجرت

    پژوهشها نشان میدهد ارتباط نیرومندی بین مهاجرت افراد تحصیلکرده و سطح توسعه و درآمد سرانه یک کشور وجود دارد. در واقع شکاف بین سطح زندگی و درآمد سرانه کشورهای ثروتمند و کمترتوسعه یافته ( مانند ایران ) یکی از عوامل مهاجرت افراد تحصیلکرده به کشورهای پیشرفته است. افزون بر درآمد سرانه و تفاوتهای درآمد انتظاری بین کشورهای مبدأ و مقصد ، سایر عوامل اقتصادی مانند نرخ بیکاری در کشور مبدأ و تفاوت آن با نرخ بیکاری کشور مقصد نیز در مهاجرت متخصصان مؤثر است. از سوی دیگر مهاجرت نخبگان مجرایی برای انتقال دانش و فناوری نوین از کشورهای توسعه یافته است و میتوان از این فرآیند برای بهبود فضای نوآوری و فناوری استفاده کرد اما عملکرد ایران در این زمینه نه تنها شکاف نوآوری را با کشورهای توسعه یافته کاهش نداده بلکه خروج نخبگان از کشور را نیز تشدید کرده است! نخبگان و تحصیلکردگان زیادی در ایرانند که بدلیل فضای نامناسب اقتصادی ، امکان بروز استعدادهای خود را نیافتند اما در آنسوی مرز وقتیکه اندکی فرصت بیابند استعدادشان شکوفا شد و به رسمیت شناخته شدند! این بزرگترین هنر هر جامعه ای است اگر بخواهد در مسیر توسعه اقتصادی و انسانی گام بردارد!


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.



آخرین مقالات