جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

تبعات و راهکارهای مقابله با مهاجرت

آنها وقتی مشاهده میکنند دولت کار زیادی برای رونق و توسعه مناطق آنها انجام نمیدهد و همزمان افراد بومی تحصیل کرده و دارای مکنت، سرزمین مادری را ترک میکنند یأس و ناامیدی بر آنها مستولی میشود.

 تبعات و راهکارهای مقابله با مهاجرت

وقتی شرایط اقتصادی _ اجتماعی برای یک منطقه نامساعد میشود و همزمان چشم انداز آینده برای بهبود شرایط تیره و تار میگردد افراد به صورت فردی و جمعی به دیگر مناطق مهاجرت میکنند. مهاجرت جوامع را تحت تأثیر قرار میدهد مثلأ بسیاری از تمدنها حاصل مهاجرتها هستند مثل تمدن آریاییها و مهاجرتشان به ایران. هیچگاه مهاجرت در طول حیات بشر متوقف نشده است.

سال ۱۳۴۲ زمان شاه با اجرای اصلاحات ارضی ( انقلاب سفید ) بخشی از کشاورزان خرده پا به حاشیه شهرها مهاجرت کردند. در ابتدای دهه پنجاه با افزایش سرسام آور قیمت نفت، بی انظباطی مالی دولت و عدم توجه شاه به نصایح کارشناسان دلسوز، رشد ۲ رقمی تولید ملی و تورم ۱ رقمی به تورم دو رقمی و رشد یک رقمی تبدیل شد ( روندی که متأسفانه تا به امروز ادامه دارد ) در نتیجه روند مهاجرت از روستاها به حاشیه شهرها رو به فزونی گذاشت، به تبع این موج مهاجرت حاشیه نشینی تبدیل به معضلی بزرگ برای رژیم پهلوی شد.

بسیاری از تحلیلگران معضل حاشیه نشینی را یکی از عوامل شکلگیری انقلاب و سقوط رژیم شاه میدانند. بعد از انقلاب علاوه بر استمرار مهاجرت از روستا به شهر، موج مهاجرت به خارج از کشور شروع و با آغاز جنگ ۸ ساله شدت یافت.

مهاجرت به خارج در تمام سالهای بعد از انقلاب با شدت ادامه داشت به طوری که طبق آمار غیر رسمی حدود ۱۰ % جمعیت ایران در حال حاضر در کشورهای دیگر ساکن هستند.

در کتاب جمعیت شناسی ایران اثر دکتر مژده کیانی، صفحه ۱۶۸ آمدهبراساس آمار صندوق بین المللی پول ایران میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته از نظر فرار مغزها مقام اول را دارد. در بین سالهای ۱۳۷۵ _ ۱۳۶۰ حدود ۲ میلیون نفر ایران را ترک کرده اند که تقریبأ ۷۰ % آنان از نخبگان علمی و تحصیل کردگان بوده اند. پس از سال ۱۳۷۵ به بعد نیز از این سیر مهاجرت کاسته نشده و حتی گفته میشود موجهای پر دامنه تر و جدیدتری از مهاجرت پدیدار شده است به طوری که در سال ۱۳۷۸ بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی از ایران مهاجرت کرده اند. از سال ۵۶ که جنگ داخلی افغانستان با کودتای کمونیستها علیه حکومت داوودخان شروع شد موج مهاجرت افاغنه به ایران شروع شد، تا آنجا که در مقاطعی جمعیت این مهاجران از مرز ۳ میلیون نفر هم گذشت! با اینکه بعد از سقوط حکومت طالبان تعدادی از این مهاجران به افغانستان برگشتند ولی هنوز بیش از ۲ میلیون افغانی همچنان در ایران زندگی میکنند.

در میانه دهه چهل با اوج گیری اختلاف ایران و عراق موجی از مهاجرت کردهای عراقی و اخراج ایرانیان ساکن شهرهای زیارتی عراق ( نجف ، کربلا ، کاظمین و سامرا ) توسط رژیم بعثی صورت گرفت، این مهاجرین برای همیشه در ایران ساکن شدند، با شروع جنگ تحمیلی موج جدیدی از مهاجرت کردها و اعراب عراقی به ایران شروع شد که با سقوط رژیم صدام برخی به کشورشان برگشتند.

در سالهای اخیر به دلیل شرایط وخیم اقلیمی ( ریزگردها ، خشکسالی و بدی هوا ) و اقتصادی ( فقر ، بیکاری و کمبود امکانات ) موج جدیدی از مهاجرت از استانهایی مثل لرستان ، خوزستان و سیستان به دیگر مناطق کشور و عمدتأ به استانهای تهران و البرز ایجاد شده است.

عدم چاره اندیشی عاجل برای رفع این معضل تبعات امنیتی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی زیادی به دنبال خواهد داشت. بیشترین تعداد مهاجرین چه داخلی و چه خارجی از اقشار تحصیل کرده و مرفه جوامع مهاجر فرست هستند. مهاجرت این دو گروه ، جوامع مهاجر فرست را از نیروی انسانی تحصیل کرده و دارای سرمایه که دو عامل مهم توسعه اقتصادی هستند محروم میکند، علاوه بر خسارت مستقیم مهاجرت این دو گروه جو ناامیدی و یأس ساکنین باقی مانده در جوامع مهاجر فرست را در بر میگیرد ، آنها وقتی مشاهده میکنند دولت کار زیادی برای رونق و توسعه مناطق آنها انجام نمیدهد و همزمان افراد بومی تحصیل کرده و دارای مکنت، سرزمین مادری را ترک میکنند یأس و ناامیدی بر آنها مستولی میشود. تمرکز حجم زیادی از جمعیت کشور در محدوده کوچکی از ایران مثل استانهای تهران و البرز که از حیث وسعت کوچکترین استانهای کشور هستند مشکلات عدیده ای از جملهگسترش حاشیه نشینی / خالی شدن استانهای مرزی از جمعیت و افزایش هزینه حفاظت از مرزها / افزایش شدید مشکلات زیست محیطی در کلان شهرها / افزایش هزینه زندگی در مناطق پر جمعیت و اثر وضعی آن بر دیگر مناطق / افزایش جرم و جنایت و خشونت / بایر شدن بخش زیادی از زمینهای کشاورزی با افزایش متروکه و بیغوله شدن بیشتر روستاها / کاهش تولید محصولات کشاورزی / تبدیل کسری مهمی از جوامع تولیدی روستایی به جمعیت شهری مصرفی و به وجود می آورند.

حل و کاهش معضل مهاجرت به طور عام به بهبود وضعیت کلی اقتصاد کشور بستگی دارد. رکود ، تورم ، بیکاری ، کمبود امکانات و عدم سرمایه گذاری صنعتی _ عمرانی بزرگترین عوامل مهاجرت هستند. استمرار شرایط نا به سامان اقتصاد ایران به طور قطع منجر به تعمیق معضل مهاجرت خواهد شد.

اما بطور خاص برای جلوگیری از مهاجرت بیشتر در استانهای محروم و مهاجر فرست مثل استانهای لر نشین: اختصاص معافیت های مالیاتی خاص / تقبل بخشی از هزینه های بیمه تأمین اجتماعی / کاهش نرخ بهره وام های ارزی و ریالی  / افزایش دوره تنفس و باز پرداخت وامهای ارزی و ریالی  / تخصیص سهمیه خاص از صندوق توسعه ملی  / ایجاد زیر ساخت های گردشگری / جلوگیری از انتقال مزیت های استانهای لر نشین مثل انتقال آب به دیگر نقاط / تمرکز زدایی از مرکز و دادن اختیارات بیشتر / ممنوعیت ایجاد صنایع جدید بجز در موارد خاص در کلانشهرها / جلوگیری از احداث صنایع آب دوست مثل فولاد و ذوب آهن در شهرهای کویری / پرداخت بخشی از هزینه تأسیسات زیربنایی واحد تولیدی مثل برق ، گاز ، آب ، مخابرات ، راه و توسط دولت / تشویق واحدهای تولیدی قدیمی که کم کم در بافت شهری شهرهای بزرگ قرار گرفته به انتقال به استانهای محروم / کمک به استارت آپ های IT / توسعه صنایع کوچک و متوسط / ایجاد خوشه های صنعتی / کمک به ایجاد شرکتهای تخصصی صادراتی برای انجام حرفه ای صادرات محصولات تولیدی شرکتهای کوچک و متوسط / توسعه کشت و صنعت و صنایع چرم و پوست / فرآوری گیاهان دارویی / توسعه شهرکهای گلخانه ای / توسعه صنایع فرآوری سنگهای تزیینی از ضایعات معادن سنگهای تزیینی ( میلیونها تن ضایعات که صد در صد قابل بازیافت هستند در معادن سنگ تلمبار شدند ) / توسعه جنگلداری خصوصی برای حفاظت و بهره برداری حساب شده از منابع آنها ، را میتوان در استانهای مهاجرفرست به اجرا گذاشت.

شرایط را باید برای استفاده از ظرفیت سرمایه گذاران داخلی و خارجی مهیا کنیم و از توان بخش خصوصی برای اشتغالزایی کمک بگیریم همچنین بانکهای دولتی و خصوصی با استفاده از نقدینگی و سپرده های مردم استانها میتواند در همان منطقه سرمایه گذاری اقتصادی _ صنعتی کنند. باید روستاها را منشأ تولید دانست و با اعطای تسهیلات کم بهره روستایی از تولیدات کشاورزی و دامی آنان حمایت کرد. برای حل مسایل نباید تنها نگاهمان به سیاستها و برنامه های دولتی باشد. اگر خواهان کاهش مشکلات هستیم باید دافعه های موجود در نواحی محروم را کاهش دهیم تا از مهاجرت افراد نخبه و دارای سرمایه جلوگیری کنیم تا شرایط برای شکل گیری فرصتهای شغلی مناسب برای جوانان مهیا شود.

 این مقاله توسط غلامرضا مصدق ( کارشناس ارشد مدیریت صنعتی ) در شماره ۲۶ ماهنامه جهش نو چاپ شده است و به علت مهم بودن موضوع در سایت نگین زاگرس باز نشر شد. 

 

86 نظر

  • مهاجرت کردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتبأ میزبان پناهندگان کرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی / ۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود ، دوباره کردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حلبچه بیش از ۴۰ هزار کرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کرد عراق در عملیات انفال ، با بمباران و تخریب شهر و روستاها مردم کرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی ( ۱۳۴۲ شمسی ) تا ۱۹۸۸ / ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کرد نشین هم مرز با ایران را نابود کرد ( ۲۵ درصد جمعیت کردها ) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در تاریخ کرد و کردستان صفحه ۸۵ گواهی میدهد که محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر ، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه ( ایلام ) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلأ ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق گزارش فرهاد میرزا والی کردستان درباره یاراحمد جاف یاغی معروف ، حضور کردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان پالانی است ( کتاب" یکصد سند تاریخی دوره قاجار" ، ابراهیم صفایی ، سند شماره ۶۶ ) .


  • تراژدی تلخ توسعه در بلاد لرنشین

    سالانه حجم زیادی از جوانان تحصیلکرده و افراد سرمایه دار از شهرها و استانهای لرنشین به طرف کلانشهرها ( تهران ، کرج ، اصفهان ، شیراز ، اهواز و قم ) مهاجرت میکنند! مهاجرت افراد نخبه دانشگاهی یکی از معضلات آینده استانهای کمتر توسعه یافته است که موجب کمبود نیروی متخصص و کاربلد در این استانها میشود! طبق آمارها جمعیت بلاد لر نشین از دهه های گذشته روند نزولی و کاهشی به خود گرفته است که دلیل اصلی آن عدم سرمایه گذاری عمرانی و صنعتی در شهرهای لرتبار / ضعف زیرساختها / کمبود امکانات آموزشی و بهداشتی / بیکاری ، فقر و نداری جوانان که موجب شده در نهایت به کلانشهرها مهاجرت کنند! حاکمیت ، مجلس و دولت باید نگاه ویژه ای به استانهای محروم داشته باشند و تسهیلات و شرایط ویژه ای را برای توسعه و ایجاد فرصتهای شغلی جدید برای آنها در نظر بگیرند تا شاهد کاهش مهاجرت باشیم!


  • درد خانه به دوشی

    زمان پهلوی شاهد بی توجهی حاکمیت به مناطق لر نشین بودیم و این موضوع از ابتدای انقلاب ۵۷ نیز که شاهد تدوین برنامه های توسعه ای برای استانهای مختلف هستیم نیز اتفاق افتاده است. متأسفانه به دلایل مختلف توجه قابل قبولی به استانهای لر نشین نشده است و این موضوع نه تنها در زمینه کشاورزی که بلاد لرنشین استعداد بسیار زیادی در آن دارند اتفاق افتاده بلکه درحوزه منابع آبی که استانهای لر نشین به عنوان سرچشمه های کارون و دز و زاینده رود و کرخه به شمار میروند نیز هیچگونه توجه شایانی نشده است و زمانیکه شاهد نهضت سدسازی در کشور بودیم به استانهای لرنشین در این حوزه نگاه قابل توجهی نشده است و تنها به انتقال آب به حاشیه کویر با حفر کانال و ساخت سدهای انحرافی اکتفا کردند! هم اکنون لرها از داشتن سدهای مناسب و مورد نیاز کشاورزی برای ذخیره سازی آب محروم هستند. اندک سدهای خاکی هم که در نواحی لر نشین احداث شدند بیشتر شبیه حوضچه و بشکه هستند که آبی در آنها نیست! اکنون نیز با توجه به رشد روزافزون جمعیت و صنعت شهرهای کویری و کمبود منابع آب آنها ، گرفتن حق آبه و ساخت و تکمیل سدهای مناطق لرنشین بسیار امر دشواری است! لذا تمام نمایندگان شهرهای لرنشین درمجلس باید بطور جدی پیگیر تشکیل فراکسیون نمایندگان مناطق لرنشین باشند و با همکاری واتحاد سهم مردم لر را از آب ، صنعت ، توسعه و رفاه را مطالبه کنند وگرنه در ایران با توجه به بافت موزاییکی و کثیرالقومی هیچ کسی به فکر حل مشکلات مردم ما نیست.


  • همه چیز از بیکاری شروع شد!

    زمانیکه شاهد احداث صنایع مادر و بزرگ توسط دولت در استانهای کویری بودیم دست مردم لر در این حوزه نیز خالی ماند و عدم صنایع اشتغالزا باعث شد جوانان تحصیلکرده لر برای پیدا کردن فرصتهای شغلی به کلانشهرها مهاجرت کنند و با چالشهای زیادی روبرو شوند. ریشه بسیاری از مشکلات نواحی لرنشین به دهه های گذشته و کم کاری دولتها و مسؤلان وقت برمیگردد به همین دلیل امروزه ما شاهد یک عقب ماندگی متوازن در تمامی بخشها هستیم! باید برای جبران کاستی ها زمینه را برای حضور بخش خصوصی و حمایت از سرمایه گذاران مهیا کنیم. باید با وحدت کلمه ، همفکری و استفاده از تمامی ظرفیتهای انسانی در حل بحران بیکاری گام برداشت.


  • نفرین بر بیکاری

    بستر سرمایه گذاری در بخشهای کشاورزی ، صنعت و گردشگری آنگونه که باید و شاید در بلاد لرنشین فراهم نشده است و نتوانستیم از ظرفیتهای بینظیر استفاده کنیم در نتیجه به علت فقر و بیکاری جوانان مجبور به مهاجرت شدند که این عامل باعث گردید رشد جمعیت در شهرهای لرتبار منفی شود! استفاده از تمام ظرفیتهای انسانی و سرمایه گذاری بومی ، شرایط را برای بازگشت نخبگان و سرمایه داران به بلاد لرنشین مهیا میکند و با ایجاد فرصتهای شغلی جدید، آمعر مهاجرت کاهش می یابد! با توجه به تحریمها و کمبود منابع مالی و شرایط اقتصادی، باید اقدامات ویژه ای برای جبران عقب ماندگی ها و کاهش نرخ مهاجرت از استانهای کمتر توسعه یافته انجام داد. تمامی نمایندگان لر باید با دولت جلسات مکرر برگزار کنند تا با ایجاد سرمایه گذاریهای جدید صنعتی بتوان شرایط را برای شکلگیری فرصتهای شغلی جدید برای جوانان مهیا کنند.


  • درد مهاجرت

    مهاجرت ابر چالش استانهای محروم و کمتر توسعه یافته است که به دلیل کم توجهی دولتها و عدم اشتغال زایی و ایجاد جاذبه در مبدأ بیشتر به چشم میخورد. مهمترین عامل و پارامتر مهاجرت "بیکاری" ، ضعف زیر ساختهای اشتغال و کمبود فرصتهای شغلی است! جوانان تحصیلکرده برای آینده و تأمین معیشت خود مجبور میشوند به شهرهای بزرگ ( که عمدتأ در حاشیه کویرند ) مهاجرت کنند! درصد آمار مهاجرت همچنان صعودی بوده و بخش قابل توجهی از افراد مهاجرکننده به دلیل پایین بودن سطح درآمد به ناچار در حاشیه کلانشهرها پناه میگیرند و همین موضوع باعث افزایش معضلات اجتماعی و ایجاد شغلهای کاذب و کج روی های اجتماعی خواهد شد!!! زمانیکه دولت اقدام به ایجاد زیرساختها و همچنین واحدهای بزرگ صنعتی _ تولیدی در کویر کرده بود شوربختانه دست قوم لر خالی ماند! در زمان جنگ و پس از آن نیز با وجود اینکه استانهای لرنشین به صورت مستقیم و غیرمستقیم درگیر جنگ ۸ ساله با عراق بودند فرصت مناسب برای بسترسازی زیرساختها ( راه آهن ، آزادراه ، فرودگاه ، نیروگاه و صنایع مادر ) در بلاد لرنشین وجود نداشته و شاهد کم توجهی زیادی به این عرصه هستیم. سرمایه گذاران داخلی _ خارجی در مناطقی سرمایه گذاری میکنند که زیرساختها و امکانات مورد نیازشان فراهم باشد ولی نباید این موضوع بهانه ای برای عدم کارکرد نباشد! همه نمایندگان گذشته و مسؤلان در نابسامانی های کنونی بلاد لرنشین مقصر هستند. ایجاد زیرساختها و توسعه شهرهای لرنشین امری بلند مدت است و در گذشته کم کاریهای صورت گرفته تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی داریم. جوانان تحصیلکرده لر به سن اشتغال رسیدند اما هیچ فرصت مناسب شغلی برای آنها تدارک دیده نشده است! باید از پتانسیل و ظرفیتهای خارج از کشور و موجود در سایر استانهای لرنشین استفاده کرد و شرایط را برای سرمایه گذاری و استفاده از ظرفیتها و توانمندیهای آنان در این دیار مهیا کنیم.


  • تأثیر عدم توسعه بر مهاجرت

    هدف از توسعه معمولأ:افزایش کیفیت زندگی / افزایش سطح درآمد / از بین بردن فقر / بالا بردن سطح اشتغال / رشد آموزش / گسترش شبکه بهداشت و رشد تغذیه / مسکن استاندارد و سالم سازی کیفی محیط زیست است! تندتر شدن میزان مهاجرت از شهرهای لرنشین میتواند نشانگر وجود یک مشکل و مسأله اجتماعی باشد! رابطه متقابل بین توسعه و مهاجرت ، پدیده حاشیه نشینی است یعنی هرچه تمرکزگرایی و رشد صنعت در یک نقطه ( مثل تهران واصفهان ) بیشتر باشد میزان مهاجرت و رشد حاشیه نشینی در آن بیشتر میشود!!! مهاجرت روستاییان به شهرها از یکطرف و مهاجرت به نواحی غیر مولد از طرف دیگر ، موازنه جمعیت را به نفع شهرها تغییر داده به طوری که بیش از ۷۰ % جمعیت ایران در مناطق شهری بسر میبرند و متأسفانه اکثر نیروی کار در حاشیه شهرها به مشاغل کاذب خدماتی ، اشتغال دارند! که خود این امر افول قدرت اقتصادی آن منطقه را به دنبال دارد. برای نمونه در اکثر شهرهای محروم شاهد مناطق و نواحی حاشیه نشین زیادی هستیم که در محلات غیر رسمی سکنا دارند که پدیده مهاجرت مهمترین علت به وجود آورنده این مناطق حاشیه ای هستند! الآن در خرم آباد ( مرکز لرستان) ۱۱ منطقه حاشیه نشین بزرگ وجود دارد! حاشیه نشینی در واقع نمایانگر تضادها / شکافهای فزاینده اجتماعی _ اقتصادی / عدم توزیع عادلانه امکانات و فرصتها / عدم ثروت و درآمد / و کمبود امکانات بهداشتی و آموزشی هستیم!


  • شهرنشین یا شهروند؟

    در ایران مهاجرت گسترده از سال ۱۳۲۰ آغاز و مهاجران روستایی تهیدست / بی زمین / یا کم زمین به شهرهای بزرگ یعنی مراکز اصلی تولید و خدمات شروع شد! از ویژگیهای مهاجران حاشیه نشین ، عدم همخوانی فضای مسکونی با جمعیت زیاد ساکنان آن است و محلات غیر رسمی بسیار پر جمعیت هستند. مهاجران بیشتر بر اثر نیروی دافعه و گریزاننده در روستاها و شهرهای کوچک ، مجبور به کوچ بسمت شهرها شدند ولی هیچگاه جذب فرهنگ شهری نشدند و برزخی هایی از آنجا رانده و از اینجا مانده شده اند که هم از نظر اجتماعی و هم از نظر مکانی حاشیه نشین شده و به صورت بالقوه زمینه بالایی برای بروز کج روی و بزهکاری در بین آنان وجود دارد!!!


  • معضلی بنام کوچ افراد آموزش دیده!

    رشد فقر ، بیکاری و انواع آسیبهای اجتماعی مانع مهمی است برای جذب سرمایه و سرمایه گذار! چون به دلیل پایین آمدن امنیت و احساس امنیت دیگر سرمایه گذاران بومی و خارجی اشتیاقی برای هزینه کردن در نواحی محروم و کمترتوسعه یافته ندارند!!! کوچ افراد آموزش دیده که عمومأ جوان هستند کمیت و کیفیت نیروی انسانی ساکن در مناطق مختلف به ویژه در روستاها را کاهش میدهد به طوری که یکی از دلایل بنیادی وجود شیوه کشاورزی سنتی ، کمبود نیروی انسانی کارآمد و آموزش دیده در روستاها است! زمانیکه یک جامعه یا منطقه قادر به تأمین نسبی احتیاجات و نیازهای افراد نباشد احتمال بروز رفتارهای جمعی افزایش می یابد! یکی از رفتارهای جمعی پدیده مهاجرت است! عوامل دافعه شامل:بیکاری _ فقر اقتصادی _ تورم و گرانی _ کثرت نیروی کار فاقد تخصص _ و میزان رفتارهای نابهنجار از عواملی هستند که در مهاجرت تأثیرگذارند! توجه به صنایع دستی و مشاغل خانگی / گسترش تولیدات بومی / اعطای وام کم بهره به روستاییان / اراعه تسهیلات اشتغال زا به جوانان / احداث صنایع کوچک و زود بازده در شهرهای محروم / تأسیس مجتمع های مکانیزه دامداری ، گاوداری و پرورش ماهی / گسترش زیر ساختهای صنعت گردشگری / جذب سرمایه گذاران داخلی و خارجی / حمایت همه جانبه از بخش خصوصی و کارآفرینان میتواند فرصتهای شغلی متعددی برای بالا بردن سطح رفاه فراهم کند و نرخ مهاجرت را پایین بیاورد.


  • بررسی پدیده مهاجرت

    مهاجرت چیست؟ معضلات آن در چه سطحی است؟ آیا مهاجران در نوعی فرهنگ فقر زندگی میکنند؟ آیا آنها توانسته اند جذب نظام اقتصادی _ اجتماعی کلانشهرها شوند؟ مهاجرت در تمام طول تاریخ بوده و مهاجران بخاطر فقر و بیکاری و نداری مجبور به کوچ شدند. مهاجران یا بیکارند ، یادر جستجوی کار و یا دارای کار موقت هستند!!! مهاجران در مناطق غیر رسمی و حاشیه ای کلانشهرها زندگی میکنند که هیچ واحد حرفه ای در این محلات وجود ندارد و فاقد امکانات بهداشتی هستند! از لحاظ فرهنگی مهاجران نه شهری و نه روستایی هستند یعنی آنکه فرهنگ اولیه خود را بدون اینکه فرهنگ ثانویه را جایگزین کنند از دست داده اند ؛ اما از انسجام همسایگی برخوردارند! مهاجران مستقر در محلات حاشیه ای کلانشهرها در سرپناه های خلق الساعه برپا شده بر زمین متعلق به دیگران واقع در حاشیه شهرها زندگی میکنند و به تعبیر اسکار لوییس ( Oscar Lewis ) در نوعی" فرهنگ فقر" زندگی میکنند و بطور کامل جذب شیوه جدید زندگی شهری نشدند و در حاشیه آن به زندگی پرمشقت خود ادامه میدهند. مهمترین علت مهاجرت در ایران توسعه "سرمایه داری شهر محور " است که عاملی برای جذب مهاجرین به شهرها شده است. مهاجران بدون تخصص و مهارت بیشتر در بخش غیر مولد و غیر رسمی اقتصاد به انجام کارهای پست خدماتی و یا واسطه گری و دلالی مبادرت میکنند!!! مسیر ترانزیت یا بارانداز کالاهای قاچاق به ویژه مواد مخدر در بعضی محلات حاشیه نشین وجود دارد.


  • آثار و تبعات مهاجرت چیست؟

    بستر سازی خرده فرهنگ های کجرو:وجود فرهنگ فقر ، بیکاری ، مشکلات عدیده اقتصادی ، ضعف در سیستم کنترل اجتماعی ، گسیختگی ارزشی و … زمینه شکل گیری خرده فرهنگ کجرو را فراهم میسازد! براساس تحقیقات صورت گرفته و آمارها ، اکثر باندهای مافیایی مواد مخدر ، عوامل اجرایی و دست اندر کار خود را به عنوان عمله و پخش کننده از مناطق حاشیه ای و حومه شهرها که مهاجر نشین هستند انتخاب میکنند! اختلال در فرآیند جامعه پذیری و مشارکت بدلیل فرهنگ فقر ، همزیستی تعارض آمیز و قومیت گرایی شدید در مناطق حاشیه ای مهاجر پذیر ، بستر را برای انواع مجادلات و کشمکش های منسوخ شده مهیا میکند. احساس حاشیه ای بودن و دوری از متن به تدریج نوعی ذهنیت اجتماعی را به وجود آورده و گسترش میدهد که براساس آن مهاجران از سازمانها و نهادهای اداری و رسمی رویگردان و به طرف گروه بندی های قومی و غیر رسمی رجوع نمایند و این فرآیند به تدریج بی توجهی به "دیگران عام" و تمرکز بر روی "ما " آنهم در حد خویشاوندی و قومی _ قبیله ای را توسعه میدهد و در سایه این بیتفاوتی اجتماعی ، هنجارهای تنظیم کننده بشدت تضعیف میشود و مسؤلیت پذیری در قبال دیگران آسیب می بیند! لذا دولتمردان و مسؤلان با برنامه ریزی لازم ، بستر مساعد را برای جذب مهاجرین ایجاد کنند مثل:احداث شهرها و شهرکهای جدید طبق استانداردها / اصلاح و بهبود وضعیت بهداشتی و امنیتی شهرکهای حاشیه ای موجود / توسعه زیرساختها و گسترش خدمات به این شهرکها و شهرهای محروم / مستحیل ساختن حاشیه نشینان در فرهنگ شهری به وسیله مکانیزم های عملیاتی نظیر:فرهنگ سازی از طریق رسانه ها ، وضع مقررات و قوانین ، راه حلهای کالبدی مانند نوار سبز شهری برای جلوگیری از ساخت و ساز غیرقانونی ، حمایت نهادها و مؤسسات خیریه از مردم تهیدست حاشیه نشین ، به رسمیت شناختن حق سکونت و تأمین مسکن مناسب برای آنها ، فقر زدایی و احداث کارگاه های تولیدی _ صنعتی برای ایجاد اشتغال آنها و … با انجام این اقدامات به کمک دولت میتوان از کجروی و گسترش آسیبهای اجتماعی جلوگیری کرد.


  • حمایت قطبهای علمی دنیا از نخبگان ایران

    قطبهای علمی دنیا حاضرند تمامی خواسته های مالی و امکانات آموزشی مورد نیاز برای افراد نخبه ایرانی را مهیا کنند و در عوض آنها در فراغت فکری در زمینه های مختلف به تولید علم بپردازند! هزینه تربیت یک نخبه ۱ میلیون دلار خرج برمیدارد و مهاجرت نخبگان خودبخود درحالیکه به ضرر کشور مبدأ است، کشور مقصد را متنفع مینماید! استفان هارپر نخست وزیر کانادا به صراحت اعلام کرد دولت ایران ما را ۲۵ سال پیشرفت داد ( میرزا مصطفی ، ۶ ؛ ۱۳۹۴ ).وزیر علوم و تحقیقات دولت یازدهم تأکید کرد که در شرایطی که کل بودجه دولتی ما ۱۹۲ هزار میلیارد تومان و معادل ۷۰ میلیارد دلار است با مهاجرت مغزها ۱۵۰ میلیارد دلار به دنیا کمک میکنیم ( نیازی ، ۲ ؛ ۱۳۹۴ ). در مهاجرت نخبگان موضوع فراتر از فرار مغزهاست و با مهاجرت نخبگان موضوع فقر ژنتیکی و مهاجرت نسل نخبگان اتفاق خواهد افتاد! نتایج نشان داده که بیشتر افراد دارای سن زیر ۴۰ سال / فارغ التحصیلان رشته های فنی ومهندسی / مجردین / افراد دارای رتبه استادی / کسانیکه مدرک از خارج کشور اخذ کردند، بیشترین تمایل به مهاجرت را دارند! آنها ضعف آزادی سیاسی ، ضعف آموزشی ، ضعف ارتقاء شغلی ، ضعف رفاه اقتصادی و عدم حمایت داخلی را عامل مهاجرت به خارج میدانند! ایران در بین ۹۱ کشور درحال توسعه رتبه اول را در مهاجرت افراد تحصیلکرده دارد! از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۵ بیش از ۲ میلیون نفر که اکثرأ تحصیلکرده و سرمایه دار بودند ایران را ترک کردند! سال ۷۸ و ماجرای کوی دانشگاه تهران موجب شد ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی ایران را ترک کنند( بهادری نژاد ۱۳۸۲).


  • بلاد لرنشین مهاجر فرستند

    آمارها نشان میدهد مهاجرت نخبگان در استانهای محروم نسبت به سایرین بیشتراست. استانهای تهران ، اصفهان ، سمنان ، قزوین ، قم ، گلستان و یزد مهاجر پذیر هستند و استانهای لرستان _ کهگیلویه و بویر احمد _ لرستان _ خوزستان _ چهارمحال بختیاری و بلوچستان مهاجر فرست بودند ( میرزا مصطفی ، ۵ ؛ ۱۳۹۴). تعداد زیادی از این مهاجران افراد نخبه و تحصیل کرده هستند که ادامه مهاجرت زنگ خطری برای مناطق محروم لر نشین است!


  • جامعه مولد و نخبه بیشتر مهاجرت میکنند

    روند مهاجرت جامعه مولد و تحصیلکرده رو به افزایش است و سالانه ۱۲ هزار نفر فقط از استان لرستان به دلیل نبود شغل و درآمد مهاجرت میکنند! مازلون فیلسوف معتقد است که رفتار انسان با قویترین انگیزه برانگیخته میشود. مهاجرت براساس نیازها اتفاق می افتد و باید دید آیا افرادی که مهاجرت میکنند براساس چه نیازی اتفاق می افتد؟ یکی از مهمترین نیازهای افراد مهاجرکننده کمبود فرصتهای شغلی است! اگر زمینه های اشتغال در بلاد لرنشین باشد مطمعنأ دلیلی برای مهاجرت وجود ندارد!!! فقر و بیکاری افراد جوان را از یک منطقه دفع کرده و به مناطق صنعتی جذب میکند.بخشی از مهاجرتها تبعی است و افراد به تبعیت از خانواده خود مهاجرت کرده و بخشی اجباری است مثل دانشگاه وسربازی و کار! آمارهای چند سال اخیر در لرستان متأسفانه تفاضل منفی بوده و درنتیجه لرستان مهاجرفرصت است و شاخص منفی نشان دهنده اینست که در مبدأ ( لرستان ) بحرانی مثل فقر و بیکاری وجود دارد! افراد بیکار برای بهبود شرایط زندگی مهاجرت میکنند. سطح تحصیلات ، انتظارات و توقعات تغییر میکند اما سطح پیشرفتهای مختلف ، متناسب با سطح توقعات ما رشد نکرده و یک تناسبی میان توقعات و انتظارات وجود ندارد.


  • باید ثبات سیاسی داشته باشیم

    افرادی که به بیرون از استان مهاجرت میکنند به سمت کارهای کاذب و حاشیه ای روی می آورند. جوانان ما به دلیل فراهم نبودن زمینه اشتغال مجبور به مهاجرت میشوند و سرمایه گذاران لرستانی نیز به دلیل اینکه فضای کار در استان فراهم نیست در کلانشهرها و استانهای پرجمعیت سرمایه گذاری میکنند. اولین کاری که برای بهبود وضعیت مهاجرت باید انجام دهیم اینست که بایستی ثبات سیاسی داشته باشیم! با ثبات سیاستهای دستگاه حاکمیت در منطقه میتوان روند مهاجرت نخبگان فکری ، اقتصادی و فرهنگی را بهبود بخشید. بایستی با عمل کردن به برنامه های اقتصادی _ صنعتی شرایط را برای ایجاد زیرساخت ها مهیا کنیم. زیرساختهای فرهنگی جامعه ما همچنان در شرایط نامناسبی هستند. تأمین زیرساختهای اقتصادی موجب جذب ثروت و سرمایه گذار میشود لذا باید حمایت همه جانبه کنیم از طرحهای زیرساختی مانند:راه آهن ، فرودگاه ، بزرگراه ، نیروگاه برق و سد.


  • تأثیر جنگ بر روند عدم توسعه بلاد لرنشین

    مهاجرت و توسعه بهم گره خوردند. مهاجرت بلاد لرنشین حالت طبیعی ندارد و عمده مهاجرت بدلیل مساعل اقتصادی / عدم تأمین معاش / عدم وجود شغل مناسب / و نبود امکانات آموزشی _ پزشکی صورت میگیرد. متأسفانه بدلیل جنگ ۸ ساله ایران بصورت درست نتوانست که منابع خود را به استانها تخصیص دهد بخصوص این امر در استانهای لرنشین بیشتر به چشم میخورد! استان لرستان در زمان جنگ ۸ ساله معین ۳ استان جنگی بود و دومین استان خسارت دیده پس از خوزستان بود و به صلاح دولت و سرمایه گذاران نبود که در چنین استانهای مرزی سرمایه گذاری کنند! در این دوران دولت هزینه خود را در استانهای مرکزی همچون:اصفهان / قم / یزد / کرمان / سمنان که کمترین ریسک را در بخش تهاجم داشتند سرمایه گذاری میکرد! در سالهای اول انقلاب به دلایل جنگ و ناآرامی سیاسی نتوانستند کاری برای لرستان انجام دهند اما استانهایی که درگیر جنگ بودند ( خوزستان ، ایلام ، کرمانشاه ، ارومیه ) اعتبارات ویژه ای گرفتند اما لرستانی که دومین استان آسیب دیده از جنگ بود و ۱۴۲ بار بمباران و ۱۲ بار موشکباران شد دستش خالی ماند و ۱ ریال اعتبار بازسازی نگرفت!!! در آن زمان لرستان با یک عقب افتادگی ۲۰ ساله ای روبرو بود و سرمایه گذاران نیز به دنبال سرمایه گذاری در استانهایی بودند که صنایع پایین دست و بالادست در آن وجود داشتند در نتیجه باز هم لرستان از قطار توسعه جا ماند! پس از آن نیز کشور اعلام کرد که به دنبال اجرایی کردن اصل ۴۴ است و دولت سرمایه گذاری نکرد و باز هم استانهای لرنشین در این حوزه ضرر دیدند! چرخه عدم سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال روز به روز تشکیل شد و اکنون لرستان با شرایطی مواجه است که جزء استانهای فقیر است در نتیجه نتوانستیم که بحث توسعه را از دهه های گذشته در لرستان ایجاد کنیم. مسؤلان استانی و نمایندگان هم فقط مجری اوامر دولت بودند و هیچ سهم خواهی برای جذب اعتبارات و بودجه برای پیشرفت شهرهای لرنشین نکردند نتیجه این شد که الان بلاد لرنشین در تمام آمارهای منفی مثل فقر ، بیکاری ، مهاجرت ، خودکشی و طلاق رتبه نخست را دارند!


  • چرا تاکنون در حوزه اشتغال موفق نبودیم؟

    چرا تاکنون در حوزه اشتغال موفق نبودیم و نیروهای تحصیلکرده استانهای لرنشین مجبور به مهاجرت شدند؟ یکی از دلایل اصلی مهاجرت را باید ارتقا کیفیت زندگی دانست. عمده مهاجرتی که در لرستان اتفاق می افتد به دلیل مهاجرت فقرا ، بیکاران و نخبگان بود که نتیجه آن راکد ماندن رشد اقتصادی واجتماعی جامعه لرستان است! لرستان با انباشت بیکاری چندین ساله مواجه است! زمانیکه دولت در حوزه اقتصاد سرمایه گذاری کرده استان های لرتبار از این ظرفیت بدلیل مدیران و مسؤلان ضعیف استفاده نکرده و قطبهای رشد صنعت در کویر شکل گرفتند! اکنون نیز دولت نمیتواند سرمایه گذاری کند و در حال حاضر مهمترین معضل ما فارغ التحصیلان بیکار است! آمارها نشان میدهد وضعیت اشتغال در شهرهای لر زبان بحرانی است و همچنان با انباشت بیکاری مواجه ایم! در حوزه مهاجرت هم از استانهای مهاجر فرست کشوریم.


  • فرهنگ زیرشاخه توسعه است

    یکی از مهمترین زیرشاخه های توسعه، فرهنگ است. دخالتهای سیاسی / عدم سرمایه گذاری دولت / ضعف عملکرد مسؤلان و نمایندگان در جذب اعتبارات / نبود زیرساخت / حمایت نکردن از نخبگان و سرمایه داران بومی و … از علل مهاجرت هستند! افراد نخبه انتظار دارند که از نظر مالی و همچنین فرهنگی _ اجتماعی مورد توجه قرار گیرند. متأسفانه فرهنگ تلاشگری را در مردمان لر نمی بینیم و افراد وقتی که به جایگاهی رسیدند تلاششان متوقف شده و بدنبال پیشرفت بیشتر نیستند! افراد نخبه افق خیلی دورتر و بازتری را در بلاد لرستان نمی بینند. زمانیکه افراد می بینند که امکانات و زیرساختهای بهتری در سایر مناطق وجود دارد مایل به مهاجرت میشوند.


  • مردم باید بدنبال توسعه بروند

    چرا نتوانستیم نخبگان علمی واقتصادی را در استان نگه داریم و چرا یک لرستانی به دنبال توسعه وپیشرفت نیست و از ظرفیت ها بخوبی استفاده نمیکنیم؟ با اینکه از نظر اقتصادی فقیر هستیم اما انگار خود نیز بفکر پیشرفت نیستیم! تسهیلات اکنون با سودهای کم بهره به روستاییان اعطا میشوند اما به افراد بیکار شهری این تسهیلات با سود بیشتری اعطا میشود! به همین دلیل باید نرخ سود تسهیلات پرداختی به افراد جویای کار در درون شهرها را کاهش دهیم تا شاهد بهبود وضعیت مهاجرت باشیم. نبود تفکر اقتصادی در بین لرها به عنوان یکی از چالشهای عدم توسعه به شمار میرود.


  • ضعف فرهنگ نقادی بین مردم لر

    تا زمانیکه نظام آموزشی اصلاح نشود راه به جایی نخواهیم برد. نظام آموزشی در استانهای لرنشین به دنبال پرورش انسانهای خلاق ، نقاد و کارآفرین نیست. فرهنگ نقادی و بیان خواسته در میان لرها ضعیف است. نگاه ما متأسفانه به گونه ای است که هر فردی که تحصیلکرده است از جایگاه خوبی برخوردار نیست و شاهد وجود یک نگاه بنگاهی در جامعه هستیم و همه چیز را از دریچه اقتصاد می بینیم و کسانیکه به دنبال فعالیتهای بنگاهی هستند موفق خواهند بود. نگاه غیر کار آفرینی از جامعه دور شده و شاهد تربیت افراد خلاق و کارآفرین از همان سنین کم باشیم.


  • عدم ریسک پذیری و فرهنگ خود کم بینی

    بخش قابل توجهی از جامعه قوم لر ریسک پذیر نیستند. با فرهنگ خود کم بینی در جامعه مواجه هستیم و عدم اعتماد به نفس باید تغییر کند. باید فرهنگ توانستن را در جامعه افزایش دهیم. باید به دنبال تربیت افراد متخصص و تحصیلکرده باشیم. ما مدیر دلسوز نداریم. باید مدیرانی با تفکر باز و تخصص مدیریتی داشته باشیم. استانداری از مدیران برنامه لازم را طلب کند و اهرم نظارتی را نیز داشته باشد. تعلیم و آموزش کارخانه تولید دانش است! رسانه ملی در استانهای لرنشین به صورت دلبخواهی عمل کرده و به موضوعات تعلیم و تربیت ، کارآفرینی ، فرهنگسازی و … بی اعتناست. اگر بیکاران مهاجرت میکنند پس دلیل بالا بودن آمار بیکاری چیست؟ کسانیکه شاغل بوده و موقعیت بهتری پیدا میکنند در جهت ارتقاء موقعیت خود مهاجرت میکنند. برای کاهش مهاجرت دولت باید طرح ها و پروژه های بر زمین مانده را به سرانجام برساند تا با ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی شاهد این حجم از مهاجرت نباشیم!


  • نسبت به استانداردهای جهانی فاصله داریم

    مهاجرتها پیامدهای منفی برای لرها دارد. لرستان جزء ۵ استان اول مهاجرفرست است. سالانه ۲۰ هزار نفر از لرستان مهاجرت میکنند. سرمایه اجتماعی و فرهنگی در استانهای لرنشین باید تقویت شود. باید بپذیریم نسبت به میانگین و استانداردهای دنیا فاصله زیادی داریم. حدود ۶۰۰ هزار انجمن مردم نهاد در آلمان وجود دارد که همه اقداماتشان به صورت سازمان یافته صورت میگیرد. باید مشارکت مردمی را بالا ببریم. نباید از مردم فاصله گرفت. اگر میخواهیم مساعل اجتماعی و فرهنگی حل شوند بایستی به بنیانهای تعلیم وتربیت توجه کنیم. بنیان آموزش و پرورش در لرستان آغشته به سیاست بوده و تعلیم و تربیت واقعی صورت نمیگیرد! رسانه ملی در بلاد لرنشین به مساعل حاشیه ای میپردازد و برنامه سازی در جهت کارآفرینی و مشکلات اصلی آنگونه که باید وشاید گام برنمیدارد!


  • تفکر کارآفرینی باید تقویت شود!

    نظام آموزشی ایران از اقتصاد فاصله گرفته است. تا چه اندازه به دانشجویان آموزش لازم داده ایم که انتظار کارآفرینی داریم؟ در کدام کتاب درسی مدارس ، تسهیلات ، بانک و سایر اصول اقتصادی به افراد آموزش داده شده است؟ این درحالی است که در کشورهای توسعه یافته برای دوران ابتدایی تا دکترا برنامه دارند. برای هر مقطع تحصیلی متناسب با شرایط برنامه آموزشی _ علمی و کسب مهارتها را دارند. این درحالی است که اکنون در نظام آموزشی ما پس از اینکه دانشجو تحصیل خویش را به پایان رساند تازه به دنبال کار بوده و به او گفته میشود که چرا به دنبال کارآفرینی حرکت نمیکند؟ کسیکه بخواهد اوضاع اقتصادی اش را سامان بدهد در هر شرایطی میتواند و نباید آن را موکول به آینده کند. متأسفانه جوانان لر تنبل هستند و میخواهند یکشبه به همه چیز برسند که منطقی نیست! در هر شاخه ای میتوان با بدست آوردن اطلاعات لازم فعالیت کرد و موفق بود البته خلاقیت و پشتکار لازم است! به هر حال باید بپذیریم که هیچگاه تفکر کارآفرینی را به فرزندانمان داده نشده است به همین دلیل باید این نگاه در سیستم آموزشی چه در مدرسه و یا دانشگاه تغییر یابد. حوزه علوم انسانی قلمرو تفکرات و نظریات است!


  • مهاجرت با ایجاد اشتغال کم میشود

    شهرهای بزرگ نمیتوانند پذیرای این همه مهاجر باشند. در دهه های پیش رو با کاهش منابع در استانهای توسعه یافته، در استانهای محروم همچون لرستان شاهد بازگشت افراد و تمرکز سرمایه گذاران خواهیم بود. استانهای توسعه یافته درحال پیشرفت هستند ولی در استانهای محروم شاهد بروز چالشهای اجتماعی جبران ناپذیری خواهیم بود. حتمأ باید عدالت اجتماعی و توسعه متوازن مناطق را داشته باشیم و دولت ورود پیدا کند و زمینه را برای رشد سرمایه گذاری ، ایجاد اشتغال و بهبود زیر ساختها مهیا کند چرا که آسیب های اجتماعی و بزهکاری در حال رخ دادن است! در نظام اقتصاد اسلامی که قاعل به نظام سرمایه داری و نظام متمرکز سوسیالیستی نیست گفته میشود که منعی برای مهاجرت وجود ندارد بعضأ پیامدهای منفی مهاجرت را باید کنترل کرد. اگر دولت رسیدگی عاجل نکند شاهد بدتر شدن وضعیت خواهیم بود. مسؤلان ارشد استانهای لرنشین ملزم هستند حداقل معاش را تأمین کنند و زمینه را برای ایجاد اشتغال برای افراد جویای کار مهیا کنند!


  • سرمایه گذاری هلدینگ اقتصادی

    سرمایه گذاری هلدینگ اقتصادی راه اساسی اشتغال زایی در لرستانات است. تا زمانی که دولت از طریق شرکتهای سرمایه گذاری ورود پیدا نکند و شرکتهای مادر در حوزه های مختلف را در شهرهای لرنشین ایجاد نکند ، موفقیت قابل توجهی حاصل نمیشود و تلاشهای آنها آنگونه که باید و شاید تأثیرگذار نخواهد بود! مدیران ما برنامه محور نیستند بلکه شخص محورند. محیط ما محیط کارآفرین پروری نبوده است. از بدو تولد نگاه بسیاری از خانواده ها برای فرزندانشان شغل دولتی بوده است. در هر صورت نظام آموزشی ما خلاقیت محور و مهارت محور نبوده و سیستم سیاست زده ای است! نظام آموزشی ما متناسب با وضعیت کنونی کشور بهبود نیافته و همچنان همان نگاه سنتی در این حوزه حاکم است.


  • مدیران ما برنامه محور نیستند

    مدیران ما شخص محورند نه برنامه محور! استراتژی های مدیران ارشد ما برنامه محور نبوده و فرد محور هستند که این امر باید اصلاح شود و اقداماتمان برنامه محور باشد! ارتباط مناسبی میان صنعت و دانشگاه وجود ندارد. مسؤلان باید دانشگاه ها را به سمت صنعت سوق بدهند. در لرستان قطب صنعتو توسعه شکل نگرفته و پیامدهای مهاجرت بسیار زیاد است مثلأ وقتیکه مهاجران به کلانشهرها میروند و جرمی را مرتکب میشوند از نظر فرهنگی پیامدهای منفی بسیار زیادی برای این استان خواهد داشت. گاهی شاهدیم که نگاه مغرضانه ای در این حوزه وجود دارد و با وجود خدمات بسیار زیاد مردم قوم لر به مملکت ، ناملایمات زیادی علیه این مردم صورت میگیرد. از سوی دیگر انتطار میرود نخبگان مهاجرت کرده عرق بیشتری نسبت به لرستان و توسعه آن داشته باشند. مدیریت استان مهاجرتهای نیروهای یدی را کاهش داده تا آسیبهای فرهنگی موجود در این عرصه در میان و دراز مدت کاهش یابند.


  • نقش رسانه ها در برون رفت از مشکلات

    پیشنهاد میشود مدیریت استان زمینه اجتماعی را برای ورود نخبگان و سرمایه گذاران فراهم کند و این امر زمانی محقق خواهد شد که از نخبگان علمی و سرمایه گذاران خارج از استان دعوت شود تا زمینه برای برطرف شدن موانع و حمایت از لرستانات مهیا شود و از ظرفیت آنها برای توسعه بخوبی استفاده کرد. تاب آوری اجتماعی و آستانه تحریک پذیری در استان با کاهش روبرو شده چرا که زمینه برای استفاده از ظرفیت جوانان این دیار و کاهش معضلات اجتماعی فراهم نشده است. رسانه ها میتوانند به عنوان تریبون مردم بازوی توانمندی برای معرفی ظرفیتهای لرستان و همچنین کمک کردن به حل چالش های آن باشند که باید از این ظرفیت بخوبی استفاده کرد.


  • تعدد مراکز تصمیم گیری

    به اندازه کافی ایران گروه مشورتی و اتاق فکر دارد و یکی از چالشهای کشور تعدد مراکز تصمیم گیری است. دولت تا جایی که میتواند تصدی گری خود را کمتر کند و کار را به دست مردم بدهد. سازمانهای مردم نهاد باید به سمت مطالبه گری حرکت کنند. پشتوانه مردمی دولت بیشتر جوانان هستند لذا از ظرفیت جوانان نخبه استفاده شود. باید اقداماتمان را برای مهار آسیبهای اجتماعی لرستان قویتر کنیم. در حوزه اجتماعی باید تلاش کنیم که دغدغه تبعیض و نابرابری به حداقل برسد. در حوزه فرهنگی باید نظام تعلیم و تربیت و نظام رسانه ای تغییر نگرش دهد. در حوزه اقتصاد نیز باید از سرمایه گذاران و کارآفرینان حمایت و پشتوانه لازم صورت گیرد!


  • حرکت به سمت توسعه

    مهمترین فعالیت هر جامعه ای توسط مدیران انجام میشود چرا که مدیران میدانند چه نکرده اند که به این حال و روز افتاده ایم!!! مهاجرت تبعات منفی اجتماعی دارد. باید جوانگرایی کنیم و جوانان تحصیلکرده و ماهر باید مدیریت جامعه را بدست بگیرند. حرکت به سمت توسعه راهکار اصلی کنترل مهاجرت است. ما نقطه مبدأ بحران هستیم که پیامدهای فرهنگی منفی زیادی برای لرستانات دارد. باید آنقدر به سمت توسعه حرکت کنیم که نیاز به مهاجرت غیرطبیعی افراد نباشد. انواع طرحهای اشتغالزایی توسط دولت صورت میگیرد اما به دلیل ضعف مدیریتی نمایندگان ما و بخاطر بروکراسی ( کاغذبازی ) اداری و نگاه نامناسب بدنه کارشناسی شاهد بروز چالشهایی هستیم که این موضوع باید اصلاح شود. بنابراین باید به لایه های پایینی سیستم اداری توجه شود. در بحث انتصابات نیز باید گفت تداخل قوا وجود دارد بنابراین انتصابات را تنها نباید متوجه دولت و مدیریت ارشد استان دانست. باید شایسته سالاری در اولویت اقدامات صورت گیرد.


  • موج جدید مهاجرت ایرانیها به خارج

    هفته نامه تجارت فردا در شماره ۳۰۷ ( ۴ اسفند ۹۷ ) ، صفحه ۷۴ نوشت:در حال حاضر ۵۱ هزار و ۶۰۰ دانشجوی ایرانی در کشورهای مختلف دنیا درحال تحصیل هستند. رییس سازمان ثبت احوال سال ۱۳۹۱ اعلام کرد:تعداد ایرانیان مقیم خارج نزدیک به ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر است. دبیرکل شورای عالی ایرانیان میگوید آمار ایرانیهای خارج از کشور در سال ۱۳۹۷ معادل ۶ میلیون نفر برآورد میشود!!! یعنی ۷ درصد از ایرانیان که همگی نخبه و سرمایه دار هستند در خارج از کشور زندگی میکنند. همچنین ۲ میلیون ایرانی در صف مهاجرت به کانادا و استرالیا قرار دارند ( معادل ۲ درصد جمعیت کل ایران و ۴ درصد جمعیت جوان زیر ۳۰ سال است:منبع روزنامه شهروند ). سازمان ملل میگوید در سال ۲۰۱۸ حدود ۲۱ هزار نفر از ایرانیها از کشور رفته اند. در سال ۲۰۱۵ حدود ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از ایرانیان تمایل به مهاجرت از کشور داشتند طبق گزارش روزنامه ایران. هرم سنی جمعیت مهاجران ایرانی خارج از کشور در سال ۲۰۱۷ به طرف سالمندان پیش رفته است. نبود نگاه استراتژیک به ایرانیان خارج از کشور حلقه ای مفقود در اقتصاد و بحثهای هویتی و ملی است.


  • گام معلق لک لک

    گام معلق لک لک عنوان فیلمی از تعو آنجلوپلوس کارگردان یونانی درباره مهاجران است. چرا ایرانیان به فکر مهاجرت می افتند؟ موج تازه ای از مهاجرت ایرانیان که عمدتأ نخبه و تحصیلکرده هستند به خارج از کشور آغاز شده است. مستند این ادعا ، علاوه بر آمارهای سازمان ملل و نهادهای رسمی کشور ، خبرها و تصاویر رسانه های معتبر جهان است که از تعداد فراوان ایرانیاندر صف ویزای کشورهای انگلیسی زبان و همینطور کمپهای غیرقانونی و معابر قاچاق انسان ، در سراسر جهان گزارش میدهند. موج ششم مهاجرت ایرانیان در طول ۵۰ سال گذشته حالا به مرحله خطرناکی رسیده است. چرا که ایرانیان مهاجر عمدتأ تحصیلکرده و بخشی از نخبگان جامعه رو به توسعه ایران هستند و برخلاف غالب مهاجران جهان که عمدتأ طبقات پایین دست هستند و بخاطر نا امنی و جنگ دست به مهاجرت میزنند ایرانیان در رؤیای زندگی بهتر از کشور میگریزند.


  • خروج مغزهای سرمایه

    چرا نخبگان ایرانی میل به مهاجرت دارند؟ مهاجرت چشمگیر نخبگان علمی ایران بصورت مسأله ای نگران کننده درآمده و روشن است که روند توسعه دانش و فناوری در ایران از آثار مخرب این پدیده ناگوار بی نصیب نمانده است.براساس گزارش پژوهشکده مطالعات فناوری بیش از ۹۰ درصد مهاجران متخصص و تحصیلکرده دنیا از جمله ایران به کشورهای توسعه یافته پناهنده شدند.هزینه مهاجرت نخبگان ( ۱۸۰ هزار متخصص و نخبه ) برای ایران سالی ۴ میلیارد دلار برآورد شده است.همچنین طبق گزارش سال ۲۰۱۶ انستیتو بین المللی آموزش آمریکا حضور دانشجویان ایرانی در این کشور ۳۸۶ میلیون دلار به اقتصاد آمریکا کمک کرده است!


  • متغیرهای مؤثر در مهاجرت

    براساس نظریات مهاجرتی متغیرهایی از قبیل:رشد جمعیت ، تجارت خارجی ، نرخ بالای بیکاری ، رشد منفی اقتصادی ، درجه باز بودن اقتصاد و وضعیت تجارت خارجی از عواملی اند که بر جریان مهاجرت به سایر کشورها مؤثرند.بودجه ناچیز تحقیقات در ایران یکی از علل مهاجرت نخبگان بخارج است! فرار مغزها مهمترین عامل تفاوت و نابرابری میان کشورهای پیشرفته و درحال توسعه است.کاهش سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه منجر به کاهش کارآفرینان و کاهش خلاقیت و نوآوری خواهد شد که باعث میشود مدیران و کارآفرینان خلاق به نفع مدیران رانت جو از دور خارج شوند.در این صورت افراد متخصص و کارآفرین که با نبود تقاضا برای عرضه تخصصها و مهارتشان مواجه میشوند یا انگیزه ای برای عرضه آن ندارند سعی در خروج از کشور خواهند کرد.


  • تبعات اقتصادی مهاجرت نخبگان بخارج چیست؟

    مهاجرت بر ویژگیهای اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی ایران تأثیر منفی میگذارد. مهاجرت یکسویه و بی بازگشت نخبگان در واقع یک فاجعه و ضایعه ملی است که کشور مبدأ را از شمار زیادی از بهترین سرمایه های انسانی خود محروم میکند و این مشکلی است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه امروز با آن دست به گریبان هستند ؛ یعنی بسیاری از نخبگانی که برای کار ، ادامه تحصیل و کسب تجربه ازاین کشورها به کشورهای پیشرفته تر مهاجرت میکنند در عمل ، ارتباط خود را با کشور مبدأ از دست میدهند و زمانیکه از مهاجرت نخبگان به صورت یک معضل سخن به میان می آید درست همین مسأله مدنظر است.


  • فضای نامناسب اقتصادی؛ عامل مهاجرت

    پژوهشها نشان میدهد ارتباط نیرومندی بین مهاجرت افراد تحصیلکرده و سطح توسعه و درآمد سرانه یک کشور وجود دارد. در واقع شکاف بین سطح زندگی و درآمد سرانه کشورهای ثروتمند و کمترتوسعه یافته ( مانند ایران ) یکی از عوامل مهاجرت افراد تحصیلکرده به کشورهای پیشرفته است. افزون بر درآمد سرانه و تفاوتهای درآمد انتظاری بین کشورهای مبدأ و مقصد ، سایر عوامل اقتصادی مانند نرخ بیکاری در کشور مبدأ و تفاوت آن با نرخ بیکاری کشور مقصد نیز در مهاجرت متخصصان مؤثر است. از سوی دیگر مهاجرت نخبگان مجرایی برای انتقال دانش و فناوری نوین از کشورهای توسعه یافته است و میتوان از این فرآیند برای بهبود فضای نوآوری و فناوری استفاده کرد اما عملکرد ایران در این زمینه نه تنها شکاف نوآوری را با کشورهای توسعه یافته کاهش نداده بلکه خروج نخبگان از کشور را نیز تشدید کرده است! نخبگان و تحصیلکردگان زیادی در ایرانند که بدلیل فضای نامناسب اقتصادی ، امکان بروز استعدادهای خود را نیافتند اما در آنسوی مرز وقتیکه اندکی فرصت بیابند استعدادشان شکوفا شد و به رسمیت شناخته شدند! این بزرگترین هنر هر جامعه ای است اگر بخواهد در مسیر توسعه اقتصادی و انسانی گام بردارد!


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون فرهنگ تجمل خواه و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.


  • چرا بی آلایش بودن در ایران عجیب است؟

    این درسته که هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم نسبت به این قضیه؟ باور کنید هرجایی رفتم و گفتم لُرم با نژادپرستی فارسهای کویرنشین روبرو شدم! اگر غیرفارسها را دوست ندارید پس چرا اجازه فدرال یا ایالتی شدن را نمیدهید؟ واقعیت آن چیزی نیست که شما در مورد لُرها شنیدید واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم《ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی》علیه لُرها داریم زندگی میکنیم! میگن لُرها ساده اند و همین هم میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که دورویی، کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی آلایش بودن خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه وقتی وارد اکثر شهرهای فارس زبان میشی احساس غربت میکنی اما غریب نوازی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه در دوره ای که زنها افسار مردها را در دست گرفتند غیرت و مردانگی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه که فارسها ازدواج سفید را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب بیجا متهم میکنند!!! من قوم و فرهنگ قومم را با تمام خصلتهای خوب و بدش دوست دارم و اصلاً حرف عده ای مغرض، ممسک و تازه به دوران رسیده برایم پشیزی ارزش ندارد! من سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم که اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خورد و خوراکش هم را با خود ببرد!!! اما اینکار درمیان لُرها ننگ است و لُرها خان منش و سفره دار هستند! من در تهران شاهد روابط مثلثی و ازدواج سفید و رابطه با خواهرزن و برادرشوهر بوده ام که چگونه از این فرهنگشان برای هم تعریف میکردند!


  • استانهای کویری صنعتی

    استانهای کویری با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده‌اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استانها به این مراکز بویژه تهران سرازیر شود که پیامد آن نابرابری، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است. بلاد لُرنشین که برخلاف توانمندیهای طبیعی سالهاست که جزء استانهای محروم باقی مانده‌اند، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمیتوانند با رفاه و آبرو به زندگی ادامه دهند و بی‌نیاز باشند. مردمان لُر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره‌کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده‌اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه‌دار و نقره داغ شده‌اند و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده‌اند. الگوی توسعه در ایران از《الگوی مرکز_پیرامون》تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات در استانهای کویری و همزمان رکود نسبی فعالیتها در استانهای مرزی؛ نابرابری و واگرایی ناحیه‌ای را بیشتر کرده! همچنین با توجه به این اصل که《نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند》نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت براساس منطق عدالت خواهانه《راولز》که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند تعلق گیرد! در واقع منابع بلاد لُرنشین مثل آب، نفت و معادن تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود بدست آمده از آن در تهران، اصفهان، قم، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق کویری با وجود محدودیتها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند بعلت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلندپایه که به این نواحی کویری تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاریهای دولتی را در تمام زمینه‌ها بخود جذب کنند و در نتیجه جزء《استانهای توسعه یافته صنعتی》به شمار آیند. دکتر دیوید هاروی در کتاب《عدالت اجتماعی و شهر》مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظات سیاسی بر دیدگاههای اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی برحسب نفوذ سیاسیون در قدرت است!


  • درک منافع جمعی

    انسان موجودی اجتماعی است و گروهی زندگی میکند پس در این《محیط گروهی》منافع وی تعریف میشود. اینگونه بود که جوامع شکل گرفت. بعدها این جوامع بدلیل نزدیکی افراد و آمیزش میان گروهی که اصلیترین خصوصیت انسان و هر موجودی بجز پروکاریوت هاست ژنهایی رد و بدل شد. این امر باعث شد تا قومیتها، اتنیکها و ملیتها با خلق و خوی متفاوت و منحصر بفرد بوجود آید. این تیکه ها پازل تمدن بشر را میسازند. پس نخستین چیزی که باعث شد نسل بشر از عصر یخبندان و جنگها و قحطیها و بیماریها نجات پیدا کند چیزی جز《منافع جمعی و گروهی》نبود و نیست. هرگاه در تاریخ بشر، داخل قومی، منافع شخصی به جمعی ارجحیت یافت عملاً آن قوم و تمدن به فنا خواهد رفت! منافع شخصی فسادآور و نامشروع است و باعث زوال یک تمدن و یا توده میشود! اتنیکی که اکنون ما بنام لُر میشناسیم هم جدای از دیگر اتتیکها و تمدنها نیست شاید افرادی خارج از جامعه اولیه لُر به این جامعه وارد شدند ولی در طول زمان هویتی بنام لُر را پذیرفته‌اند و با ازدواج و تبادل ژنها تقریباً خلق و خوی لُری بخود گرفته‌اند. تنها دلیلی که این هویت همچنان پا برجاست اشتراک منافع است! چه بسیار توده بدلیل تضاد منافع از هم گسیخته اند و هرکسی به طرفی رفته است! اشتراک منافع جمع ها را بوجود میآورد اگر فرهنگی منطقه ای و...باشد بدلیل ازدواجها و درآمیختگی《یکانگی تباری، زبانی و فرهنگی》را نیز شامل میشود. چیزی که مهم است اشتراک منافع لُرها در مورد محیط زیست، منابع طبیعی و فرهنگ ایشان و خلاصه آزادی و حق حیات آنان است که اکنون با ندانم کاری عده ای بخطر افتاده است! متاسفانه بسیاری از لُرها با درک پایین خود هنوز نمیدانند آب در چه کرتی میباشند! متاسفانه کمبود مطالعه و نبود رسانه و تریبون سبب شده که عده ای ماکیاولیست با وعده های دورغین و در ظاهر تنها جز هارت و پورت و زد و بند هیچکاری و قدمی از ایشان مشاهده نمیشود. ضعفهای بسیاری بر فعالیتهای لرگرایی هم گرفته میشود. برخی تنها از فعالیت لرگرایی زنده باد لُر را یاد گرفته اند. پایش که افتاد آنرا نیز زیر پا میگذارند. آکیرو کوروساوا کارگردان ژاپنی فیلمی بنام《هفت سامورایی》با بازی توشیزو میفونه دارد که داستان دهقانان یک روستا برای دفع راهزنان، به دنبال سامورایی میگردند که در شهر تنها یک سامورایی به آنها پاسخ مثبت میدهد و 6 سامورایی دیگر به وی پیوسته و به کمک دهقانان، راهزنان را دفع میکنند. مزد ساموراییها در این جنگ که چهار نفرشان جان خود را از دست میدهند تنها سه وعده غذاست!!!


  • استخدام باید از طریق《آزمون》باشد نه《طایفه بازی》

    مورد داشتیم که بعضی از نماینده ها توسط بعضی از مدیران احاطه شده و آنها از نماینده شهرستان استفاده شخصی میکنند. مثلاً فرزندان خودشان را با حمایت نمایندگان در ادارات بدون آزمون و مصاحبه استخدام میکنند درحالیکه حق آنها نیست و رشته تحصیلیشان با شغل اداری مرتبط نیست! بقیه جوانان شهر وقتی برای استخدام اقدام میکنند سنگهای زیادی جلوی پایشان میندازند مثلاً فردی که در تربیت معلم قبول شده را در مصاحبه رد میکنند تا هم طایفه‌ای را بجای او بنشانند! حق در استخدام ارتش و نیروانتظامی هم کسانی را قبول میکنند که هم طایفه‌ای شان باشد! در لُرستان خیلی همچین چیزی را تجربه کرده‌اند که طایفه بازی نقش اساسی در آن دارد! که دوستی با نماینده و هزینه تبلیغاتی برای او عامل این موضوع است! مردم باید وقتی همچین چیزایی را می‌بینند افشا کنند تا آبروی نمایندگان و مسئولان نژادپرست را ببرند! مردم باید به حراست اداره/ دیوان محاسبات اداری/ و اداره بازرسی شکایت کنند و گزارش تخلف مدیران ادارات در《استخدام طایفه‌ای》را بدهند! توضیح بخواهند که چرا بچه های خودشان را با رانت و لابی استخدام کردند بدون《آزمون و مصاحبه؟》ادارات دولتی جزو بیت‌المال هستند و مردم در آنها حق دارند و برای تامین نیرو باید《آگهی عمومی》بدهند و با عدالت از طریق آزمون، نیروی متخصص و تحصیلکرده جذب کنند!


  • نماینده شهرستان یا طایفه؟

    ردپای《نمایندگان قبیله گرا》ادوار گذشته هنوز بر ادارات وجود دارد وابستگان آنها که بدون آزمون در ادارات استخدام شدند و کاش فقط شاغل باشند اما با بیفرهنگی و زیرآب زنی، نخبگان لُرستان را با عناوین مختلف از صحنه حذف مینمایند و موانع متعدد پیش پای آنها میگذارند حرکاتی از این قبیل جز تنفر و خسارت برای لُرستان چیز دیگری ندارد! همانا رویای آنها فقط بکار گرفتن《افراد بیسواد هم طایفه‌ای》و تصاحب چند موسسه اقتصادی است! آنها دلسوز شهر و استان نیستند فقط بفکر طایفه پوشالی هستند و نتیجه کارشان جز خسارت و عقب نگهداشتن شهر نیست! باید وابستگانشان از ریاست بر ادارات، مدارس، بیمارستانها، استانداری و سایر ادارات کنار بگذارند چون《دید طایفه‌ای》دارند! یکبار اصلاح طلب میشوند وقتیکه فضا عوض شد سریعاً اصولگرا میشوند! البته ما با بیخیالی و بیتفاوتی در انتخاب این افراد ضعیف و بیسواد مقصریم و در کمکاری آنها بخاطر سکوتمان شریک هستیم که نمیپرسیم آقای نماینده آن رویای شما در سرکار آوردن هم طایفه‌ای به حقیقت پیوست؟ آیا شما نماینده کُل شهرستانی یا فقط یک طایفه؟


  • لُرستان بهشت مدیران ضعیف

    سال 92 آقای جایدری با آقای نیکوخصال مدیرکل ورزش وجوانان در شبکه افلاک درباره ساخت《دهکده اُلمپیک》مصاحبه کرد که آقای نیکوخصال در یک جمله تاریخی فرمودند:《مگه توی خرم آباد میخاد اُلمپیک برگزار بشه که بخواهیم دهکده المپیک درست کنیم!!!》به علت عدم پیگیری و برگشت بودجه، دهکده اُلمپیک به مجموعه ورزشی تقلیل پیدا کرد! که فقط شامل یک ورزشگاه فوتبال و یک سالن دو و میدانی میشود! بقیه طرحها هم بدلیل بیخیالی مسئولان مُنتفی شدند! ولی در رشت، اصفهان، تبریز، تهران و...دهکده های المپیک با تمامی امکانات تکمیل شدند! تا تفکر قبیله‌ای در ذهن مدیران و مسئولان لُرستان حاکم است و تا وقتیکه بودجه را به تهران برگشت میدهند مطمئناً یک لُرستان دو نمیشود!


  • لُرستان ویترین پروژه‌های ناتمام

    پروژه‌های لُرستان که چندین دهه است که بلاتکلیف بحال خود رها شده‌اند و هنوز تکمیل نشدند: 1-دهکده المپیک که از 36 پروژه تنها دو پروژه تکمیل شدند/ 2- راه‌آهن دورود-خرم آباد-اندیمشک که از سال 89 تا الآن فقط 40% پیشرفت داشته است! / 3-احداث صنایع پایین دست پتروشیمی لُرستان / 4-تونل و سد کاکارضا که از سال 84 تا الآن تکمیل نشده است! / 5- تکمیل سد ایوشان/ 6-تکمیل سد زیبا محمد/ 7- تکمیل کارخانه سیمان خرم‌آباد که دو دهه ناتمام است/ 8-ساخت هتل پارک صخره‌ای که از 1376 تا الآن نیمه‌کاره است! / 9-احداث کارخانه ژنراتورسازی / 10_احداث مجتمع 700 هکتاری علی‌آباد/ 11- ساخت چهارخطه خرم‌آباد- چالانچولان / 12-ساخت چهارخطه خرم‌آباد-اندیمشک/ 13-ساخت چهارخطه خرم‌آباد - نورآباد/ 14-تعریض جاده خرم‌آباد_سپیددشت/ 15- تعریض جاده خرم‌آباد -آبشار بیشه از مسیر روستای آبستان/ 16-توسعه، تجهیز و شروع پروازهای خارجی فرودگاه لُرستان/ 17- استقرار اداره کل راه‌آهن لُرستان در خرم‌آباد/ 18-تکمیل کتابخانه مرکزی خرم‌آباد که فقط یک طبقه دارد ولی دو دهه است که بلاتکلیف میباشد! / 19-ساخت مجتمع فرهنگی بهزیستی/ 20-احداث میدان اسب‌دوانی/ 21-نوسازی و توانمندسازی محلات اسدآبادی، گل‌سفید، پاچنار، علی‌آباد و چاه خندق/ 22- احداث تصفیه‌خانه آب و فاضلاب/ 23- پیگیری طرح پایلوت توسعه شهری اُسکان سازمان ملل / 24-اجرای کمربند سبز خرم‌آباد/ 25-ساماندهی خُرم رود و کرگانه / 26-تکمیل ساختمان استانداری لُرستان/ 27- گسترش باغ‌وحش کاسیت و احداث باغ پرندگان/ 28-احداث موزه مفرغ لُرستان/ 29-احداث پارکینگ طبقاتی در بازار و مرکز شهر/ 30-تکمیل مجتمع تجاری (برج دوقلو) میدان کیو/ 31-تکمیل چهارخطه ازنا_شازند/ 32- تکمیل چهارخطه الشتر_فیروزآباد/ 33- تکمیل آزادراه خرم‌آباد_اراک/ 34-تکمیل مسکن مهرکمالوند.


  • دایه وقت جنگ نیست!!!

    رسول موحدیان: ترانه‌ی حماسی《دایه‌دایه وقت جنگه》ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺭﺷﺎﺩﺕ ﻟﺮﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ تحمیلی ﺍﺳﺖ آن هنگام که دشمن در فکر نابودی کشور ما با تفنگ و جنگ بود بجا و هنرمندانه این ترانه سروده و اجرا شد و تأثیر خود را نهاد. اما درحال حاضر جنگهای نظامی به حداقل رسیده است و آنچه دنیا با آن درحال جنگ با دیگران است، نه تفنگ و جنگ فیزیکی است که قلم و اندیشه است. تفنگِ امروز قلم است و فشنگش نوشتن. سربازش جوانان جویای دانش است و فرمانده هانش دانشمندان. تانک امروز خودروی برقی است و موشکش ماهواره، سنگرش دانشگاه و دوربینش تلسکوپ. اکنون مناطق محروم لُرنشین، دیگر نیازی به ترانه و شعر جنگی و روغن مالی تفنگ ندارند حالا باید سرود و خواند، دایه دایه وقت آن است که صدای زیبا و لذت بخش شُرشُر آبشارهایمان را به گوش همه برسانیم. وقت آن است از شاخه های خشکِ درختانی مانند بلوط، قلم بسازیم و با آن بنویسیم: زاگرس به این بلوطها زنده است، بنویسیم دایه دایه وقت حفاظت از منبع تنفس و حیاط زاگرس نشینان است، وقت آن است که بجای ردیف کردن فشنگها بر روی سینه، دانه های بلوط را به دامن بگیرم و با دندان، به ردیف بکاریم. وقت آن است که بجای آتش زدن جنگلها و زمینها، افکار پوسیده و عقاید عتیق را به آتش بکشیم. وقت آن است بسراییم: دایه دایه دیگه وقت نزاع و خون بس و زن برادر نیست، وقت تفاهم و تعقل و هم اندیشی است. وقت برنو و شکار و پنج تیر ِ«پِرّو» نیست، وقت نوشتن است و خواندن و پنج اثر. وقت ایل و طایفه‌گرایی نیست، وقتِ شایسته و لیاقت سازی است. وقت افتخار به گذشته و دیگران و خان نیست، وقتِ ثبت اختراع و افتخارات جوانان لُر است و اعلام شایستگی آنان. وقت تیراندازی در عروسیها نیست، وقت نوشتن عقدها و مراسمات ساده است. وقت مرده پرستی و شستن دائمی سنگِ گورها نیست، وقت زنده کردن است و شستن افکار. وقت پرداختن به شُعب و شاخه و پشتِ جو و ده بالا نیست، وقت اتحاد و همبستگی لُرها و ایجاد مردم « لُر» است و منطقه «لُرها». وقت آبیاری با بیل و شخم با کلنگ نیست، وقت تکنولوژی و دانش کشاورزی است. وقت ارّه و تیشه و زغالِ بلوط نیست، وقت کاشت و داشت و برداشت صحیح است. وقت فال و دخیل به «شهِامَه» برای بچه دار شدن و بستن «پَرو» به تک درخت مراد دهنده نیست، وقت تعقل و علم و «رویان» است و شکستنِ «گِژِک» و مهره. وقت ماندن در گذشته و سیر در خاندان نیست، وقت رفتن است و ساختن. وقت فروختن سنگ و تعطیل کردن کارخانه نیست، وقت ساخت شیشه از سنگ است و کارخانه از کار و تلاش!


  • رفتار انتخاباتی لُرستانی ها

    طایفه‌بازها با موج آفرینی کاذب و سوار شدن بر تعصبات، مردم را از خواسته های اصلی منحرف میکنند که حاصلش نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتارشان انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! حداد عادل رییس مجلس هفتم در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده لُرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در دوره دهم نماینده خرم‌آباد بیانیه تشکیل فراکسیون بلاد کُردنشین را امضا کرد! نماینده دوره پنجم میخواست با هیاهو کاوه زمان جلوه کند اما بایکوت و شش ماه ممنوع کار شد! هنوز خاطره تلخ انتقال پتروشیمی خرم‌آباد به اراک در اذهان زنده است که مُسبب آن نمایندگان دوره سوم یعنی؛ علیمحمد سوری لکی و علی عنایت بودند! وقتی دستفروشی را عضو شورای شهر میکنید نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنید چون حاصل انتخاب خودتان است! مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند! مُنتقد نیستند! قانع هستند! زود عصبانی میشوند! مقابل کمبودها لَب فرو میبندند! منافع فردی را بر جمع ترجیح میدهند و از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت میگذرند! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند! بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری بحال لُرستان نداشته و آمارها این را اثبات میکند: لُرستان بالاترین نرخ بیکاری را دارد! کمتر از شش صدم درصد از صنعت کشور را دارد! از نظر درآمد سرانه رتبه بیست وهشتم را دارد! نود درصد زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! دومین استان مهاجرفرست است! در اعتیاد وطلاق در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته‌اند نتوانستند موجب بهبود در وضعیت لُرستان شوند!تا زمانیکه اقتصاددانان و کارآفرینان بعنوان نماینده وارد مجلس نشوند آمار بیکاری ومهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال وصنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک معلم، دندانپزشک، وکیل یا باستانشناس هرچند هم بخواهد چون آشنا به اُمور اقتصادی نیستند، نمیتوانند مشکل‌گشا باشند! مجلس متعلق به استانهای پرجمعیت است اصفهان نوزده نماینده دارد و چهار نماینده بختیاری نمیتوانند جلوی انتقال آب را بگیرند! سه نماینده کُهگیلویه زورشان به نوزده نماینده فارس نمیرسد! و نُه نماینده لُرستان هیچوقت نمیتوانند در کاهش بیکاری مثمرثمر باشند! باید فراکسیون مناطق محروم تشکیل شود تا با اتحاد در جهت توسعه گام بردارند.


  • لُرستان زخم کهنه در عدم توسعه دارد!

    حاتم شاکرمی معاون اول وزیر کار: لُرستان زخم کهنه‌ای در عدم توسعه‌یافتگی دارد که بخشی از آن مربوط به عدم سرمایه‌گذاری بوده و بخش دیگری از آن مربوط به کاهش بهره‌وری در بخش تولید است. در لرستان در بحث استفاده از سرمایه‌های فیزیکی از بهره‌وری خوبی بهره‌مند نیستیم و باید اقدام اساسی صورت بگیرید و کارگروه یا کمیته‌ای برای رفع این مشکل تشکیل شود. شاکرمی با بیان اینکه در کشور هزار و 300 واحد مشکل‌دار در آستانه بحران داریم، اظهار داشت: از این تعداد 38 واحد در لُرستان قرار دارد و لُرستان از نظر تعداد واحدهای مشکل‌دار در جایگاه 26 ام قرار دارد. حدود 5 هزار و 800 نفر در این واحدها مشغول هستند که بین دو تا سه ماه و برخی تا پنج ماه حقوقی دریافت نکرده‌اند و با توجه به پایان سال باید در بحث حقوق معوقه کارگران تصمیمات جدی صورت گیرد و حقوق کارگران پرداخت شود. باید نگاه مدیران عوض شود و مدیران لُرستان باید ریسک‌پذیری را بپذیرند مدیری اگر ریسک‌پذیر نباشد، نمی‌تواند تصمیم به‌جا و به موقعی بگیرد لذا در رابطه با تغییر، پیشرفت و رفع مشکلات لُرستان باید نگاه مدیران تغییر یابد. کشاورزی لُرستان به سمت کشاورزی صنعتی برود شاکرمی با اشاره به اینکه در فروردین‌ماه امسال سیل آمد و در مسیر رودخانه و جاده بسیاری از زندگی مردم را خراب کرد، این سیل می‌توانست فرصتی برای لُرستان باشد و متأسفانه کشاورزی لُرستان کشاورزی رودخانه‌ای است و باید این نگاه در لُرستان تغییر کند و کشاورزی رودخانه‌ای به سمت کشاورزی صنعتی برود! تصمیم گرفتیم تمام اختیارات را به لُرستان بدهیم و مدیران زیر نظر استاندار هر تصمیمی بگیرند، مدیران لُرستان در جهت رفع مشکلات در زمینه صنعت، تولید و کشاورزی از این فرصت استفاده کنند. لُرستان زخم کهنه‌ای در عدم توسعه دارد!


  • تعلقات طایفه‌ای

    سهیلا والی زاده: انتخابات به خودی خودش کاندیداها و اطرافیانشان را به جنب و جوش و پویایی چندماهه‌ای وادار می‌کند. در دنیای معاصر که در پرتو تبلیغات تشخیص واقعیت از دروغ بسیار دشوار است کاندیداها هم گاهی چنان ماهرانه دم از معجزه می‌زنند که بیچاره خلق نمی‌تواند باور نکند. آن‌هم در شرایطی که خود رئیس جمهور هم به آن‌همه شعار رنگین که در اردیبهشت ۹۶ وعده داد نتوانست یا نخواست که جامه عمل بپوشاند. در بعضی استان‌ها هنوز طایفه‌گرایی قدرتمند است و انتخابات و مصالح آن این حس تعلق مندی متحجرانه را پررنگ‌تر می‌کند؛ زیرا افراد زیادی که فاقد توانمندی‌های خاص دنیای مدرن و شایستگی‌های لازم برای کسب صندلی‌های سرنوشت‌ساز یک جامعه هستند، می‌توانند با تکیه‌بر عواطف و احساسات طایفه‌ای و دل‌بستگی خونی احساس توانایی کاذب کرده و بتازند که البته در صورت موفقیت به‌جز چند استخدام ساده خویشاوندی از عهده‌ی هیچ کار مهم دیگری بر نمی‌آیند. با این همه ما ملتی هستیم که اشتباهات خودمان را دوباره و ده‌باره تکرار می‌کنیم. ازآنجایی‌که ما هرگز برای زندگی درست و انتخابات اصولی و اندیشمندانه آموزش ندیده‌ایم و عادت به تفکر و چرایی در اشتباهات بزرگ و تاوان نداریم به این راحتی‌ها راه را از چاه نخواهیم شناخت زیرا شور و هیجان غالب پوپولیستی و عوامانه اجازه عمل‌گرایی به متفکران جامعه را نخواهد داد. بی‌فایده است تکرار حرف‌هایی که مخاطبان آن هنوز زیر علم شعارهای پوچ و وعده‌های استخدامی و...سینه می‌زنند اما نمی‌توانم از گفتن این سخن بازبمانم که دوستان عزیز ما روزها و سال‌های سختی پیش رو داریم. بدون هیچ تعارفی اصلاح طلبی و اصولگرایی به مفهوم درست آن بسیار رنگ‌باخته است زیرا به‌عنوان یک شهروند، یا ایرانی حضور بزرگان این دو جناح در مقاطع مهم تصمیم‌گیری‌های کشور دیده نمی‌شود. دولت تدبیر و امید که ملت را از همه دولت‌های پیشین ناامیدتر کرد و نتوانست جلوی رشد سه برابری یک‌شبه بنزین را بگیرد. تاوان همه این‌ها را ملت پس می‌دهد و دولتمردان ما که ناچار نیستند با حقوق‌های سه چهار میلیون تومانی مخارج یک ماه خانواده را تأمین کنند نمی‌توانند درک درستی از معیشت سخت ما داشته باشند. آن عده‌ای که می‌گویند گرانی بنزین ربطی به بقیه چیزها ندارد یا در تمام عمرشان اصول ساده اقتصاد را نخوانده اند یا اینکه منافعشان در ابراز این دروغ بزرگ است. حداقل در این انتخابات پیش رو مراقب باشیم و اجازه ندهیم کاندیداهای بدون رزومه سازمانی و مدیریتی ما را به سمت هوچی گری و تعلقات طایفه‌ای بکشانند.


  • نبرد با آسیاب بادی

    سهیلا والیزاده مرادی: یکی از شگردهای موفق کاندیداها و به طور اعم رهبران جنبش‌های کوچک و بزرگ جهان ایراد خطابه‌های پرشور و حال و اغواگری است که مخاطبان را در خلسه‌ی پیروزی و دستیابی به آن فرو می‌برد. از آنجایی که این بیانات مخاطب فردی ندارند هر کدام از افراد جامعه‌ی هدف خود را در چشم‌انداز روشن آن خوشبختیِ پیش رو سهیم می‌دانند و یارای مقاومت ندارند در واقع به طور غیرمستقیم مخاطبان را ملزم به قبول چیزی می‌کنند که نیازی به آن نیست یا اصولاً از دسترس آن‌ها خارج است اما سخنان آن‌ها مانع ادراک شرایط موجود و قدرت تصمیم‌گیری صحیح می‌شود بنابراین رفتار جامعه هدف همان چیزی است که خطیبان و کاندیداها با القا حس آزادی در انتخاب به آن‌ها تحمیل کرده‌اند. در شعارهای پرشور و بدون پشتوانه‌شان دقت کنید. چشم‌اندازهایی که رسیدن به آن‌ها مستلزم تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های کلان حکومت است و از عهده هیچ‌کدامشان ساخته نیست. در نظر بگیرید که در دوره‌های پیشین شهر ما هیچ نماینده‌ای در مجلس یا شورای شهر نداشت، به‌راستی چه اتفاقی می‌افتاد؟ لابد کارخانه‌های عظیم، حضور سرمایه گذران داخلی و خارجی، تولیدهای کوچک و بزرگ را که حالا نان بر سر سفره مردم محروم این دیار آورده‌اند نداشتیم و نیروی کار و فکر ما ناچار به عسلویه، بندرعباس، اصفهان، تهران و...کوچ می‌کرد. می‌بینید بودن و نبودن اغلب آن‌ها جز در جابجایی نیروها و مدیران سازمان‌های داخلی و چند سخنرانی و ارائه طرح بدون تصویب که از آن به‌عنوان رزومه یاد می‌کنند و البته چند حرکت دم دستی اعتراض‌آمیز چیزی نبوده و تأثیری هم بر چهره شهر نداشته‌اند. اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندوتیزمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم. واضح‌ترین نمونه آن انتخاب نمایندگانی است که با شوق‌وذوق و به امید معجزه به بهارستان می‌فرستیم و خیلی زود ناامید می‌شویم و این بت خودساخته را تخریب می‌کنیم؛ اما این روند، بازدارنده ما از خیال‌بافی و بزرگ کردن کاندیداهای بعدی نیست. آدم‌هایی معمولی، کم‌سواد، کم تخصص و میان‌مایه را با کلمات اغراق‌آمیز به اوج می‌بریم که بنده خدا هم باور می‌کند ناجی بزرگ خلق است و باید با آسیاب‌های بادی بجنگد. به تجربیات گذشته، نومیدی‌های پی‌درپی از اغلب نمایندگان فکر کنیم. حقیقت این است که دگرگونی و تغییر در شرایط موجود نیازمند جهشی فکری و عملی در سیاست‌های کلان حکومت است. از سوی دیگر ما نیز در جهان تکنولوژی و سرعت، پس‌مانده‌های ذهن قبیله گرای یک قرن پیش خودمان را دور بریزیم و در اُسلوبی تازه مطالبه گر حقوق تغییر یافته خود باشیم. حقوقی که در القاء دروغ‌های خیرخواهان بزرگ و ناجیان پوشالی تعبیری واژگونه یافته‌اند درحالیکه مسئله چیز دیگری است. پی‌نوشت: دُن کیشوت یا《دُن کیخونه دلامانچا》رمانی از نویسنده اسپانیایی سروانتس ترجمه؛ محمد قاضی. ماجرا از این قرار است که مردی حدود ۶۰ ساله به شوالیه گری علاقه‌مند می‌شود و به دنبال مأموریتی شرافتمندانه و آرمانی می‌خواهد تمام اشتباهات عالم را درست کند اما چون دچار توهم شده آسیاب‌های بادی را هیولا می‌بیند و در نهایت دوستان خودش را مجروح می‌کند. نکته جالب اینکه رفقایش می‌دانند دن کیشوت بیچاره دچار توهم شده اما او را همراهی می‌کنند!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • واکنش لُرها به جامعه نژادپرست ایران چیست؟

    در عسلویه هرکسی از مهندسین نفت را دیدیم تُرک بود! پُستهای کلیدی دست این عزیزانه ولی همیشه از تبعیض دَم میزنند! حتی تهرانیها که دوره شش ماهه مأموریتشان میآیند عسلویه، همه تُرکند! تمام پرسنل پتروشیمی خرم‌آباد ترک تبریزند! اکثر واحدهای پالایشگاهی وپتروشیمی خوزستان و کُهگیلویه در اختیار ترکهاست! آیا لُری در آذربایجان مشغول بکاراست که آنها خود را مُحق میدانند در بلادلُرنشین به فعالیت تجاری بپردازند و به لُرها توهین کنند! همش سياسته که با نژادپرستی و شعارهای مرگ برفارس و خلیج عربی دست پيش ميگيرند که پَس نروند وگرنه تبريز ازنظر صنعت و رفاه بعد از تهران قرار دارد و انحصار کفش، فَرش و شکلات دراختیار تبریز است! وقتی وارد آذربایجان ميشويد انگار وارد كشور ديگری شده‌اید! روستاها تمیز و هرچیزی که برای رفاه لازم است حتی آبیاری مدرنیزه زمینهای کشاورزی را دارند! زمینهایشان یا زیرکشت است یا شهرک صنعتی است و هيچ زمین بلااستفاده‌ای نمی‌بینند! نفت در مسجدسلیمان، پلدختر، دهلُران، اندیمشک و گچساران است اما پالایشگاه وپتروشیمی درتبریز واصفهان است! خیالشان از لُرها آسوده است که تمام بودجه را بین خودشان تقسیم میکنند و لُرها در فقر وبیکاری بسر میبرند!اصفهان و یزد علیرغم بی‌آبی انحصار تولید فولاد را در اختیار دارند و با لابی اجازه احداث صنایع در استان بختیاری را نمیدهند تا همیشه آب مجانی برای چندطبقه کردن صنایع شان داشته باشند! همکارم هرروز صبحانه‌ را از اراک تهیه و به لُرستان میآورد! وقتی پرسیدم چرا از لرستان خرید نمیکنی؟ گفت: دوست ندارم پولم تو جیب لُرها بره! اما اگر ثانیه‌ای دویست میلیون مترمکعب آب از الیگودرز به اراک و قم برود یا پالایشگاه وپتروشیمی خرم‌آباد سَر از اراک درآورد نباید اعتراض کنیم چون متهم به قومگرایی میشویم! تمام عطر و آجیل فروشی های دزفول، کُردسنندج اند! در اندیمشک فروشگاه کردستان دایر کرده‌اند که لُرها بجای تحریم از آنها استقبال هم میکنند! تورهای گردشگری یکروزه که به مناطق لُرنشین میآیند تمام وسایل حتی راننده را با خود میآورند و ریالی برای استان ما درآمدزایی نمیشود! شهرهای ما بازار مصرف کالاهای بُنجل اصفهان و تبریز است از گُلدستون اردبیل تا سفال اصفهان، ایزوگام دلیجان و لاستیک کویر یزد! پس لُرها چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟ سهم ما از اقتصاد ملّی چیست؟ چرا از بودجه عمومی برای انتقال آب به شهرهای نورچشمی استفاده میشود اما برای تکمیل طرحها در لُرستان اعتبار ندارند؟


  • چرا لُرستان طرحی برای افتتاح ندارد؟

    چند سالی است که افتتاحاتشان رنگ روی فجری ندارد. از سر تکلیف است و بی‌تفاوتی. از افتتاح چند مغازه گرفته تا آغل گوسفند و سنگ‌فرش چند ده متری. دستاوردهایی که بوی یاس می‌دهند. دهه فجر امسال هم همان مورد اعتراض‌های سال گذشته را هم نداشت خلاصه شد در کارهای روتین ادارات. دولتمردان ساکن در لُرستان می‌گویند دولت بودجه ندارد! اعتباری در کار نیست و معتقدند با این شرایط ایثار کرده‌اند و مسوولیت پذیرفته‌اند! اما خبرهای سراسری چیزی دیگری می‌گویند! در خبرها و افتتاحات خبری از بی‌پولی و کمبود اعتبار دولت نیست! وزرای اجرایی رئیس‌جمهوری در استان‌های دور و نزدیک اقتدار دولت و نمایندگان دولت در آن استان‌ها را به منظر عموم گذاشته‌اند. تمام بهانه‌های مدیریتی در لُرستان یکی پس از دیگری با افتتاح طرح‌های کلان کشوری از حمل و نقل ریلی، هوایی و زمینی گرفته تا سد و کارخانجات تولیدی خاورمیانه‌ای و اشتغال‌های چند صدهزارنفری بی‌اثر شده‌اند. استان‌های دیگر نشان می‌دهند دولت پول دارد اما توان مدیران و نمایندگان لُرستان برای گرفتن کم‌بوده، افتتاحات نشان می‌دهد توقع ما از دولت پایین‌تر و بسیار پایین‌تر از توقع سایرین است. نمایندگان ملت لُرستان در خانه ملت به وقت بودجه‌ریزی و دفاع از ردیف‌های ملی خیلی یادشان نبوده فلسفه حضورشان روی صندلی‌های سبز چه بوده؟ حالا دهه فجر با آن‌همه عظمت و ابهت باید به بطالت و افتتاح نمایشگاهی از چند عکس و فلش دوربین‌ها برای یادگاری گرفتن آقایان بگذرد. راه‌آهن چشم‌انتظار بودجه است تا احیا شود و توسعه را روی ریل پیش ببرد، آزادراه چشم ‌به‌راه قطعه ۵ است تا وصلش قطع نشود، فرودگاه رؤیاهای خود را برای نشست و برخاست هواپیماهای پهن‌پیکر آماده تیک آف کرده و واحدهای صنعتی دربه‌در دنبال مدیریت چالش‌های پیش رو می‌گردند و مصوبه‌ای که بانک‌ها را وارد گود کند و چرخ لاستیک لرستان بیم پنچر شدن در آغاز راه دارد و سیمانی که نیامده سرش را گل گرفته است و... دهه فجر دو سال و اندی است طعم خدمت را در لرستان نچشیده و داغ عکس‌های یادگاری با ژست‌های حق‌به‌جانب را نمی‌داند کجای سفره پر از درد و مشکل جوانان بیکار لرستان بگذارد. به‌راستی آیا کم‌کاری در فرهنگ فجر قابل‌بخشش و چشم‌پوشی است، آنگاه‌که جوانان این دیار پشت صف‌های طولانی تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج پیر شده‌اند و برخی بانک‌ها اعتبارات قرض‌الحسنه‌شان را بی‌آنکه مصرف کنند برای خوش‌خدمتی در حال پس فرستادن به مرکزند. بگذارید لُرستان از انقلابش طعم شیرین بگیرد مدیریت را به اهلش بسپارید اکنون اگر توانتان بیش از این نیست، کنار بروید و بگذارید توانمندها بیایند و دهه فجر را با بی‌تدبیری زهر نکنید. محدثه مقدم/ صدای-رسا


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • انتقال بودجه لُرستان به گلستان

    نورعلیوند مدیر ورزش وجوانان پلدختر در شبکه افلاک خبر از انتقال بودجه لرستان به گلستان به‌دلیل خطای انسانی درتهران خبر داد! پارسال هم اعتبارعمرانی لرستان به‌دلیل تشابه اسمی سر از لارستان فارس درآورد! چرا برای همدان وهرمزگان یا کرمان وکرج یا اردبیل و اراک از این اتفاقات نمی افتد؟ سال هشتاد وهفت احمدی‌نژاد نمایندگان لرستان را خطاب قرار داد که چرا بودجه عمرانی را برگشت داده‌اند؟ وقتی فاقد استراتژی پیشرفت هستند و طرحی ندارند لاجرم بودجه را برگشت میدهند! دیوید هاروی درکتاب عدالت اجتماعی مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیرند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظه سیاسی بر دیدگاه اقتصادی غالب است مثلاً رییس‌جمهوران و وزیران برخاسته از استانهای کویری اند و با دیدگاه سیاسی به خاستگاهشان رونق بخشیدند! میزان سرمایه‌گذاری دولت خاتمی در یزد سیصدبرابر لرستان است! ماشین‌آلات کشاورزی مرودشت با کل ماشین‌آلات لرستان برابری میکند! کمک سالانه دفتر ریاست‌جمهوری به اصفهان به اندازه بودجه عمرانی هفت استان غرب کشوراست! لُرستان از نظر شاخص فلاکت (بی‌کاری، مهاجرت و تورم) در صدر جدول قرار دارد! تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با القاب غیور و سلحشور ما را باریک اله مس (بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیفات دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود! براساس منطق عدالت خواهانه راولز که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند اما در ایران برعکس است و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! شتاب فقر و بیکاری بر آهنگ توسعه غلبه دارد! تراژدی اقتصادی در بلادلُرنشین به‌گونه‌ای است که هنوز وزن مشکلات که محصول ناکارآمدی مدیریتی است بر دوش مردم سنگینی میکند! بلادلُرنشین با همه جذابیتهای اقلیمی از تدارک یک زندگی متوسط برای مردم ناتوان است! تردیدی نیست که ریشه این همه نابسامانی جز استراتژی نامشخص و نبود برنامه‌ای مدون برای توسعه نیست! صنعت لرستان قربانی رکود شده و کشاورزی به‌دلیل اعمال سیاستهای لجام گسیخته اقتصادی در سطح کلان رو به نابودی است! برنامه‌ریزی و سیاستگذاری دولت، استانهای لُرنشین را با انبوهی از مسائل و معضلات حل نشده واگذارده و استانهای لُرنشین از نظر اقتصادی در بین استانهای ضعیف قرار دارند! لُرستان بهشت مدیران ضعیف و مامن نمایندگان بی‌اثر است!


  • جنگ برای لُرها نقمت بود نه نعمت!

    وضع شهرهای لُرنشین زمان پهلوی به مراتب بهتر بود تمام کارخانجات لُرستان ازقبیل: پارسیلون، کشت وصنعت، نساجی، ژنراتورسازی، چرم وپوست، داروسازی، یخچال سازی، کارخانه قند، گچ وسیمان، فارسیت، صنایع زرهی دورود، کاشی و سرامیک زمان شاه ساخته شد و مسجدسلیمان زمان شاه صنعتی شد اما بعد انقلاب بخاطر کثرت طبقه روشنفکر در مسجدسلیمان انواع بی‌توجهی و تخریبها علیه مسجدسلیمان شروع شد و مسکوسلیمان نامیده شد چون خشکه مذهبی نبودن! مسجدسلیمان شهری فقر زده، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها را طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود! تمام کارخانجات لُرستان بعدانقلاب ورشکسته شدند! لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ بود اما زمان رفسنجانی حتی یک ریال به لُرستان خسارت ندادند! جنگ هشت ساله برای بلادلُرنشین نِقمت بود نه نعمت! چون تمامی زیرساختها تخریب شد علاوه بر آن به‌دلیل جنگی بودن منطقه در ده سال اول انقلاب هیچ فعالیت عمرانی در غرب کشور انجام نشد حتی پس از پذیرش قطعنامه در تیر شصت وهفت تا دو سال بعد همچنان استانهای غربی منطقه جنگی بحساب می‌آمد! طبیعتاً خروجی آن انتقال سرمایه و مهاجرت نخبگان بود که تن به مهاجرت اجباری دادند! دولت کارخانجات را به دور از کانون اصلی جنگ (خوزستان) به کویرمرکزی منتقل کرد و این روند غلط تاکنون ادامه دارد! گچساران کهگیلویه پنجمین میدان نفتی بزرگ دنیاست و روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان است! درآمدسرانه یک گچسارانی هزار و پانصدتومان و درآمدسرانه یک تهرانی پنج میلیون تومان است! قد جوانان کُهگیلویه بخاطر سوءتغذیه کوتاهتر شده! اینها مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است! لُرها هنوز به مزیتهای قومی واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟ چرا نمایندگان لُر تا حالا هیچ صحبتی از پولی بابت انتقال آب به کویر، درمجلس نکرده‌اند؟ این واقعاً تاسف بار است که تاکنون ازطرف نمایندگان و مردم مناطق لُرنشین هیچ ادعایی درمقابل آبهای انتقال یافته به کویر نداشته‌ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط یک ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها متحول میشود! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • لُرها به حقوق خود آگاهی ندارند

    متأسفانه مردم قوم لُر به حقوق قانونی خود آگاهی ندارند و اکثریت خاموش ایرانند که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت و بی‌انگیزه هستند که این برای جامعه محروم و فقر زده ما حکم سم مهلک را دارد. دولت خاتمی سال هشتاد، هزار کیلومتر راه‌آهن از وسط کویر کشید و بافق و تربیت حیدریه دو شهر کم اهمیت و بیابانی را بهم متصل کرد که این راه‌آهن هیچ تأثیری در حمل و نقل ایران ندارد ولی بخاطر رونق استان خودش یزد این پول گزاف را خرج کرد و هیچ نماینده لُرتباری در مجلس اعتراض نکرد که چرا غرب کشور با آنهمه شهر و تمرکز بالای جمعیتی نباید راه‌آهن داشته باشد؟ نمایندگان لُرتبار فقط شیک و مرتب در مجلس می‌نشینند و ماهانه کلی تسهیلات می‌گیرند و محرومیت و فقر جامعه لُرها هیچ اهمیتی برایشان ندارد. الآن دولت روحانی راه‌آهن نود کیلومتری بین دورود و خرم‌آباد را پس از ده سال، تعطیل کرده! برای نود کیلومتر پول ندارند ولی برای هزار کیلومتر در کویر پول داشتند! فارسها همواره با موبایلشان از معضلات و کمبودها فیلم می‌گیرند و به شبکه‌های داخلی و خارجی می‌فرستند اما من تا بحال ندیدم که یک لُربختیاری، لُربویراحمدی یا لُرمینجایی از نبود امکانات، گرانی یا انتقال آب به کویر فیلم بگیرد و به شبکه‌های خارجی و داخلی بفرستد تا آگاهی جمعی نسبت به حق و حقوق شکل بگیرد. در لُرستان هر سال سیل می‌آید و تمام زیرساختها را نابود می‌کند اما هیچ لُری از این معضلات و نبود سد در لُرستان فیلم نمی‌گیرد و رسانه‌ای نمیکند تا تمام ایران، نمایندگان مجلس و مسئولان بخود بیایند و کاری کنند. ضعف ما جامعه لُر این است که سواد سیاسی نداریم! ما مطالبه گر نیستیم! اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم! همش در حاشیه‌ایم و سرگرم طایفه بازی و رفتارهای منسوخ شده قبیله‌ای! حکومت خیلی به اصفهان، تبریز و تهران می‌رسد چون اونا پرسشگرند، اعتراض مدنی می‌کنند، فیلم می‌گیرند و پخش می‌کنند ولی ما لُرها فقط ساکت و منظم و بی حاشیه در یک گوشه ایران با کمترین امکانات مشغول زندگی نکبت بار خود هستیم! فقر بر مردم لُر اجبار می‌شود و زمانیکه برای کار به شهرهای فارسی می‌روند که با خون و گوشت آنها آباد شده، مورد تبعیض و تحقیر واقع می‌شوند!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • آب منبع زندگی و قدرت است

    آب منبع زندگی و قدرت است. آب به‌عنوان زیربنای تمدن توصیف میشود. رودخانه‌های بزرگی نظیر: کارون، دجله، فرات، سند، نیل و یانگ تسه درطول تاریخ زمینه‌ساز ظهور تمدنهای بزرگی مثل: ایلام، بابل، مصر و چین شده‌اند. شهرهای مدرن امروزی نظیر: رُتردام هلند/ لندن انگلیس/ نیویورک آمریکا/ شانگهای چین/ دوبی امارات و…توسعه موفقیت‌آمیز خود را مدیون دسترسی آسان به آب هستند. هشتاد درصد جمعیت دنیا در کنار سواحل زندگی می‌کنند اما در ایران از آبادان تا بلوچستان تنها دومیلیون نفر زندگی می‌کنند! ما از دوهزار کیلومتر ساحل جنوب چرا غافلیم؟ وقتی دورنمای منابع آبی تاریک است چاره‌ای نیست که صنایع آبخواه را به کنار سواحل منتقل کنیم. فولادمبارکه اصفهان قرار بود کنار ساحل (بندرعباس) احداث شود ولی با لابی، سر از اصفهان درآورد! خود محیط زیست در اینباره مقصر است چون سواحل جنوب و شمال را به روی استقرار صنعت بست! گفتند ورود به سواحل ابداً ممنوع! خب صنعت کجا برود؟ به بهانه توسعه زمان احمدی‌نژاد هشت طرح فولادی را در خشکترین منطقه "سمنان، یزد و قم" احداث کردند. اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه‌گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر متضاد آب است! صنایع ذوب‌آهن و فولاد/ صنایع اتمی/ لاستیک سازی/ سفال/ پالایشگاه و پتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آبخواه در جهانند و ما کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع جهان را در شهرهای کویری مستقر کرده‌ایم! در مقابل نیز به صنعت گردشگری، صنایع تک، صنایع استحصال انرژی خورشیدی، بادی، زمین گرمایی و جزر و مَد که کمترین نیاز به آب دارد، کمترین توجه را کرده‌ایم! اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود هفتاد درصد مردم ایران برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت هستند. درحال حاضر هفتاد درصد جمعیت کشور با سرانه زیر نهصد مترمکعب آب در سال زندگی میکنند و این از نظر استانداردهای جهانی یعنی فاجعه! ایران با بهره‌برداری از نود و هفت درصد آبهای سطحی خود عملاً تمام رودخانه‌ها را خشک کرده! درحال حاضر وضع آبی برخی از شهرها به سطحی رسیده که آن شهرها از نظر تعاریف علمی و استانداردهای جهانی به شهر مُرده تعبیر می‌شوند حتی بارش ایده‌آل و نفوذ آب به زمین، جایی برای ذخیره آن وجود ندارد چون خاک بی ثمر شده است.


  • چرایی فلاکت لُرستان

    زیودار:《چرایی فلاکت لُرستان》بنا به آخرین آمارهای منتشر شده مجموعه‌ی مدیران استان لُرستان، فتح‌الفتوح کردند و صاحب رتبه‌ی برتر فلاکت شدیم. برای بنده که اهل ادبیات هستم کریه‌تر از واژه‌ی «فلاکت» وجود ندارد. اما چرا ما صاحب این رتبه شده‌ایم؟ این سؤال پاسخی دراز دامن دارد؛ اما حقیقت آنست که دلیل اصلی فلاکتِ ما «خودمان» هستیم. این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت زده باشیم: ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرای مدیران نالایق نالایق هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون تا کمر در مقابل مدیران نالایق خم می‌شویم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون منافع کوتاه‌مدت شخصی‌مان را به منافع بلندمدت جمعی ترجیح می‌دهیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون ریاکارانه سکوت می‌کنیم. در مقابل مدیران تحمیلی سکوت می‌کنیم. تحقیرمان می‌کنند و سکوت می‌کنیم. صنایع‌مان خاموش می‌شوند و سکوت می‌کنیم. آب‌مان را می‌برند و سکوت می‌کنیم. سکوت می‌کنیم چون می‌ترسیم منافع شخصی‌مان به خطر بیافتد. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی مرکز استانمان نمایندگی مردم را وا می‌نهد و وکیل دولت بی‌تدبیر می‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی دیگر علناً دعوت به ارتشا می‌کند و توصیه به بردن عسل و روغن حیوانی می‌کند و نمی‌داند که این، رسمیت بخشیدن به اِرتشاء و آغاز فروپاشی اخلاقی است. ما فلاکت‌زده‌ایم چون هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در جامعه‌مان به ریاکاری رسمیت بخشیده‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون سهم‌خواه هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پارتی‌بازی یعنی فساد را پذیرفته‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که سلحشور باشیم نه صاحب تفکر و صاحب حق. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که محل تجربه‌آموزی استانداران و مدیران ضعیف باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که لرستان ما حیاط خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد. آهای آقایان! دولتمردان! رؤسای سه قوه! آیا صدای خرد شدن استخوان‌های مردم لرستان را نمی‌شنوید؟ اینجا لرستان است. یادتان رفته که این مردم مرزداران حریم این کشور و این نظام هستند؟ حضور این مردم در انقلاب را یادتان رفته؟ میانداری این مردم در همه‌ی برهه‌های حساس را فراموش کرده‌اید؟ آزاده‌مرد باشید و به داد این مردم فلاکت زده برسید. دیر نیست که لُرستان از دستتان برود. کمین‌کنندگان بسیارند.


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • بازتولید چرخه فقر

    حمدرضا کرمی:《چرخه فقر》دیر زمانی است که استان لُرستان طلائیه دار! نرخ تورم در بین استان‌های کشور است. اخیراً هم گزارش مرکز آمار ایران در باره نرخ تورم در استان‌ها حاکی از کسب مقام دوم توسط لرستان بعد از استان محروم ایلام است. کسانیکه باید این مشکلات را بشوند و اندک ترتیب اثری بدهند پنبه در گوش دارند و مصداق این شعرند که: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من_آنچه البته به جایی نرسد فریاد است! ولی بنده به‌عنوان یک کنشگر سیاسی ناامید نیستم و به وسع و بضاعت اندکم که نوشتن است اصرار دارم و امید دارم که بخشی از آلام و رنج‌ها و مرارت‌های همتبارانم در لرستان را قلمی کنم تا بلکه وجدان آزاده‌ای را در بین تصمیم گیران و تصمیم سازان مرکزی و محلی به‌عنوان مخاطب پیدا کند و مرحمی بر دردها باشد. همان‌گونه که از عنوان این مطلب برمی‌آید دو واژه کلیدی《تورم》و《فقر》و رابطه آنان با هم از مهم‌ترین مؤلفه‌های وضعیت اقتصادی هر کشور به‌حساب می‌آید. دریک بیان کلی نرخ تورم عبارت است از افزایش مداوم سطح عمومی قیمت‌ها در یک دوره زمانی مشخص، بنابراین، ویژگی اصلی تورم، تداوم افزایش قیمت‌هاست. مفهوم فقر هم همیشه با نحوه توزیع درآمد ملی و یا درآمد سرانه همراه می‌باشد. به عبارتی فقدان درآمدهای مناسب و کافی یک فرد یا خانوار برای تأمین نیازهای اساسی به عنوان وضعیت فقر دریک جامعه تعریف می‌شود. این درآمدها عموماً از سه طریق ممکن است به افراد و یا خانوارها تعلق بگیرد.1- از طریق عرضه نیروی کار و مشارکت در مراحل تولید به‌عنوان عامل تولید. 2- از طریق فروش یا اجاره دارائی‌ها و سرمایه‌های مادی به‌عنوان یکی از دیگر از عوامل تولید. 3- از طریق سیاست توزیع مجدد درآمدهای دولت یکی دیگر از متغیرهای بسیار مهم و کلیدی که پرحجم و شدت فقر اثر مستقیمی دارد تورم است. بروز وضعیت‌های شدید تورمی در مناطق مختلف کشور می‌تواند هم از طریق آثار مستقیم و هم غیرمستقیم باعث افزایش و شدت حجم فقر و محرومیت گردد. افزایش قیمت‌ها در وهله اول باعث کاهش قدرت میزان قدرت خرید افراد جامعه به‌ویژه گروه‌های کم‌درآمد و فقیر می‌گردد، درنتیجه باعث کاهش میزان تقاضای آن‌ها برای خرید کالاهای اساسی و درنهایت تأمین انرژی غذائی کمتر و شدت بیشتر فقر خواهد شد. از طرف دیگر افزایش شدید قیمت‌ها از طریق ایجاد وعدم اطمینان در بازارها باعث عدم تمایل به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و درنهایت محدود شدن فعالیت‌های اقتصادی و فرصت‌های شغلی در جامعه می‌گردد که این مسئله درنهایت از طریق کاهش فرصت‌های شغلی و درآمدی در جامعه باعث کاهش درآمدها و تشدید بیکاری و فقر خواهد شد. (منبع: بررسی عوامل مؤثر بر فقر، علی حسن‌زاده، فصلنامه پژوهش اقتصادی) بررسی آماری سه شاخص مهم فوق یعنی تورم، فقر و بیکاری با اتکاء بر آمارهای منتشرشده رسمی بیانگر وضعیت وخیم و فاجعه‌آمیز لرستان در این شاخص‌ها است. با هم چند آمار را موردبررسی قرار می‌دهیم.1- داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که نرخ تورم استان‌های محروم و با درآمد کم از سایر استان‌ها به‌ویژه در شرایط کرونائی از دیگر استان‌ها پیشی گرفته است به‌طوری‌که تورم در استان‌های ایلام، لرستان و خراسان جنوبی در 12 ماه منتهی به فروردین 99 بالاترین سطح را به ثبت رسانده‌اند. ایلام با 39 و لرستان با 37 درصد بالاترین نرخ تورم را در بین استان‌های کشور داشته‌اند. همان‌گونه که در مطلع این یادداشت هم تذکر داده‌ام بررسی آماری ماه‌ها و سال‌های قبل بیانگر این است که لُرستان همیشه جزء استان‌های با تورم بالا بوده است. این موضوع سبب فشار زیادی به منابع درآمدی ناچیز خانواده‌های محروم استان شده و باعث بازتولید چرخه فقر و تشدید شکاف‌های طبقاتی و تشدید مشکلات اقتصادی و به‌تبع آن پیامدهای وحشتناک اجتماعی خواهد شد. کاهش درآمدهای دولت از فروش نفت، ادامه تحریم‌های اقتصادی و خالی شدن خزانه دولت از درآمد مطمئن چه آینده‌ای را پیش روی کشور به‌ویژه استان‌های محروم قرار خواهد داد. آیا گوش شنوایی وجود دارد؟ 2- به روال معمول نرخ بیکاری در استان‌ها هم که اعلام می‌شود استان لرستان جایگاه اول تا سوم دارد. بر اساس آمار منتشرشده در زمستان 98 استان لرستان با 8/16 درصد سومین استان کشور از لحاظ نرخ بیکاری قرار دارد. با توجه به اینکه تحول خاصی در استان در باب سرمایه‌گذاری و ایجاد طرح‌های اشتغال‌زا در چند سال گذشته صورت نگرفته است طبعاً بخش عمده‌ای از نیروی کار استان عطای کار در استان را به لقای آن بخشیده‌اند و به استان‌های دیگر مثلاً تهران و یا اصفهان مهاجرت کرده‌اند و جایگاه سوم استان در بین استان‌های بیکار کشور هم عمدتاً به همین دلیل است و نه ایجاد اشتغال. برابر آمار منتشر شده مهاجرت از سوی مرکز آمار کشور در بازه زمانی 5 ساله منتهی به سال 1395 در مجموع 121,269 نفر از استان لرستان به مقصد سایر استان‌ها و یا شهرهای داخلی استان مهاجرت کرده‌اند که از این تعداد 41,038 نفر فقط به استان تهران مهاجرت کرده‌اند. وجود آمارهای ناامیدکننده از وضعیت لُرستان در ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی به‌اندازه کافی نگران کننده است ولی به خاطر طولانی شدن مطلب از ذکر همه آن‌ها خودداری میشود. گرچه اخیراً جناب آقای دکتر شاهرخی امام‌جمعه محترم خرم‌آباد از این موضوع اظهار نگرانی کردند و به مسئولین استان هشدارهای لازم را دادند ولی با کمال تأسف ظاهراً مدیران عالی استان دچار روزمره گی های فرسایشی شده و عمق این خطر و فاجعه را به‌درستی درک نکرده‌اند چرا اگر غیر از این بود می‌بایستی آثار و نتایج آن کاملاً ملموس بود. در شرایط کنونی که تبعات کرونا مشکلات اقتصادی استان را مضاعف کرده است آیا به عواقب اجتماعی بحران‌های تورم، بیکاری و فقر در استان لرستان اندیشیده شده است یا خیر؟ به نظر نگارنده نهادهای مسئول سیاسی و امنیتی استان بیش از هر نهاد و ارگان دیگری در این مهم رسالت خطیری به عهده‌دارند. آن‌ها بایستی هشدارهای امنیتی لازم را به تصمیم گیران و تصمیم سازان مرکز منتقل کنند و تا حصول نتیجه از پای ننشینند و بدانند که هرگونه قصور در انتقال مسائل و مشکلات استان گناهی نابخشودنی است. بزرگان و متنفذین و نخبگان و فعالان و روزنامه‌نگاران و صاحبان قلم و... در این شرایط بسیار مهم به میدان بیایند و بانگ مطالبه گری و دادخواهی برآورند که مردم مظلوم لرستان شایسته نیست بیش از این در تب سوزناک تورم و فقر و بیکاری دچار فرسودگی های روحی و روانی شوند و تصور کنند که فریادرسی ندارند و اگر کارد به استخوان برسد که رسیده است با هجوم لشگر بیکاران و فقرا مواجه خواهیم شد و تبعات سنگین آن دامن‌گیر کشور و استان خواهد شد و البته باکمال تأسف موجب بازتولید محرومیت و افتادن در دور باطل فقر و فلاکت خواهد بود. به‌طور ویژه از منتخبان مردم در مجلس یازدهم استدعا دارم که در این موضوع با هم‌افزائی و همکاری صدای رسای مظلومیت و فریادخواهی این مردم باشند.


  • لُرستان چطور به فلاکت رسید؟

    فلاکت لُرستان: آورده‌اند شخصی نزد عریضه‌نویسی رفت تا نامه‌ای برای دوستش که در شهر دیگر زندگی می‌کرد بفرستد و در آن نامه داستان مشکلات زندگی‌اش را بازگو کرد، وقتی نامه به پایان رسید از عریضه‌نویس خواست تا نامه را برایش بخواند تا اگر نکته‌ای باقی‌مانده بیان کند، وقتی عریضه‌نویس نامه زندگی آن شخص را خواند فرد بر سروصورت خود زد و به گریه افتاد. عریضه‌نویس با تعجب پرسید اینان که همان چیزهایی بودند که خود گفتی سبب این‌همه بی‌تابی و گریه‌ات چیست؟ شخص گفت: من می‌دانستم که بیچاره‌ام اما نمی‌دانستم عمق بیچارگی و بدبختی‌ام ‌تا این حد است. حالا حکایت مرکز آمار از فلاکت لرستان است. شاید همه ما چه آنان که در استان ساکن هستیم و چه لرستانی‌های مقیم خارج از استان می‌دانستیم که لرستان بدبخت است اما تا قبل از آمار عمق فلاکت و فلک‌زدگی‌مان را حس نکرده بودیم و از این روی چنین همه برآشفته شده‌ایم. اما واقعیت این است که مرکز آمار خیلی بیکار نیست که آمار بیکاری‌مان را با تورم جمع ببندد و چوب‌ فلک‌زدگی را بر سرمان چماق کند؛ مگر آنکه بخواهد تلنگری به تمام کسانی که این روزها در استان در خواب خوش توسعه و مسیر بی‌پایانش سیر می‌کنند را آشفته کند و بیدارباشی بدهد از جنس تغییر! تغییر در مدیریت و شیوه‌های نخ‌نما شده‌ای که تاکنون جز تیرگی و سیاه‌بختی ثمری برای استان در پی نداشته است. تعارف چرا بکنیم تا زمانیکه منتخبین ملت که قوی‌ترین بازوان همین مردم در قدرترین دستگاه نظارتی کشور یعنی مجلس شورای اسلامی هستند بخشی نگری و جزء خوان باشند و تنها خواسته و طلبشان از دولت جابجایی یک بخشدار و دهیار و آبدارچی باشد و برای دست یافتن به آن با فلان نماینده قدر ناکجاآباد عهد اخوت ببندند و نیروهای دسته چندمی را در رأس هرم مدیریتی استانی محروم چون لرستان قرار دهند آش همین آش است و کاسه همین کاسه و باید منتظر فلاکتی بیشتر و بالاتر از آمارها بود. اگر تنها خواسته منتخبین ملت یک دیار ناف اش گره بخورد به لجبازی با جابجایی‌ها و انتصابات؛ نتیجه‌اش می‌شود فرار نیروهای کار بلد استان و جایگزین شدن یک‌مشت افراد بی‌تفاوت که بود و نبود استان در رده‌های اول و آخر برایشان یکسان است و زنهار اگر صد آمار فلاکت و دریوزگی و بدبختی از جایشان تکان بدهد و دریغ از دیدن اندکی تکاپوی برای توسعه! حالا بگو هزار نمودار بدبختی‌مان را جار بزنند و صد فلش منفی‌هایمان را صعود کنند و توسعه‌مان را نزول! اگر قرار باشد در بَر همین پاشنه بی‌تفاوتی بچرخد و منتخبین هم همان ایدئال‌های پشیز مآب را هدف نمایندگی بدانند که باید برای همیشه فاتحه لُرستان را خواند و جامه فلاکت را رخت ابدی‌مان کرد. معاون اقتصادی لرستان به دلیل آنچه بومی ستیزی خوانده می‌شود و لحظه‌ای از سمت خود بی‌هیچ اطلاعی کنار گذاشته می‌شود و نیروی غیرتخصصی استانی بدبخت‌تر از خودمان جایگزین می‌شود و استان‌های توسعه‌یافته بر سر جذب همان معاون بومی ما سر و دست می‌شکنند، اگر معاون سیاسی ما مورد غضب جمع شدگان یک هتل خاص مجبور به عزیمت می‌شود و عطای ماندن و خدمت کردن در استان خودش را تحت همین فشارهای جهل به لقایش می‌بخشد و حالا سکان‌دار استانی هم‌جوار است که نرخ بیکاری و تورم تنها یه گام تا سبز شدن دارد نتیجه‌اش می‌شود همین نمودار! چراغ‌های روا به خانه را اگر یک به یک خاموش کردیم و می‌کنیم گام آن است که این رویه نا ثواب را برای همیشه خاتمه دهیم و برای رضای خدا هم که شده یک‌بار برای همیشه نماینده‌ای باشیم از جنس عباس گودرزی‌ها و خدابخشی‌ها که برای مردم دیارشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و مزد این کلی‌نگری و مردم محوری را هم با تکرارشان گرفتند. منتخبین محترم شما ۹ بازوی توانمند استان در قدرترین دستگاه نظارتی کشور محسوب می‌شوید که تنها و تنها با همراه کردن یک نفر دیگر می‌توانید هر وزیر بی‌تدبیر و ناعادل را به استیضاح بکشانید.


  • خاک لُرستان جولانگاه نیروی نابلد

    چرا خاک لرستان را باید غیربومی‌های نابلد چنین به توبره بکشند و خاک‌برسرمان کنند؟ چرا اعتبارات این دیار باید کمترین تخصیص‌ها را بخورند؟ چرا پروژه‌های لُرستان باید در ردیف بودجه‌های ملی یا نباشند یا اگر هستند ریالشان چنین تحقیرآمیز و تمسخرآمیز باشند؟ چرا تخصیص آب پرآب‌ترین استان غرب کشور باید در سایه بی‌تدبیری و بی‌برنامگی متولیان کشوری با همدستی خوش‌خیالان استانی، کاممان را تشنه نگه دارد؟ چرا باید سوت قطار استان همسایه داغ بر دل نشسته استانی باشد که《نقشه‌های متروی شهری》آن توسط مهندسان آلمانی قبل از انقلاب موجود باشد آیا این است مزد استانی که دومین استان خسارت‌دیده از جنگ است؟ چرا باید جوانان دیاری با چنین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خدادادی و انسانی برای یافتن حداقل‌ها آواره این شهر و آن شهر باشند و کوس رسوایی بیکاری‌مان دستاویز کارگردانان سریال‌هایی باشد که تنها زبان لُری به‌کاررفته در آن برای شخصیت‌های تهیدست فیلم هاست؟ چرا باید برای خرید سریال‌های تخیلی و فاقد پیشینه کره‌ای هزینه‌های هنگفت پرداخت شود و برای ساخت زندگی‌نامه《سردار محمد بروجردی》ریالی هزینه نشود؟ چرا بجای سد در لُرستان، فقط بشکه درست کردیم و شبکه‌های پایابی که می‌توانست رونق اقتصادی کشاورزی این دیار باشد پیشرفتشان هنوز در پیچ‌وخم آمارهای کاغذی طی طریق می‌کند و دشت‌های سرزمین آب‌های روان و چشمه‌های جوشان تشنه و دیم‌اند؟ چرا از داشته‌های صنعتمان از پارسیلون گرفته تا چرم و پوست، یخچال‌سازی، شیشه‌سازی، لاستیک‌سازی، ماشین‌سازی و...فقط تابلویی نصب شده؟ و هزاران چرایی که اکنون مرکز آمار با فلاکت یادمان آورد که چرا؟ و اما سخنی با جامعه لُرستان: اگر امروز بدبختی و فلاکت لُرستان جار زده شده بخش عمده‌ای از آن به عملکرد من، شما و همه آنهایی که دیدند، شنیدند، خواندند و لب باز نکردند و یا پیگیری نکردند برمی‌گردد. اکنون زمان بازجویی و استنطاق خودمان و مسئولان است! نباید سایه امنی برای مسئولان بیکار و بی‌تفاوت ایجاد کرد، شاید برای شروع خیلی دیر شده باشد اما تا پایان همچنان فرصت هست، می‌توان رسانه‌های قوی تشکیل داد تا مدیران ضعیف تکرار نشوند. می‌توان یک من واحد شد و در طی ۴ سال پیش روی و مرکز آمار را شگفت‌زده کرد و نمودارهای منفی را مجبور به نزول و مثبت‌ها را صعودی کرد اگر و تنها اگر مطالبه گر باشیم و بی‌تفاوت از کنار آمارها عبور نکنیم و نمایندگان ملت در این ید واحده توسعه همه‌جانبه استان را تنها نگذارند و برای تغییر در استان لحظه‌ای درنگ نکنند و زمان را طلایی‌تر از هر زمان دیگر بدانند و بدانند که لرستان خیلی وقت است که فرصت آزمون‌وخطا ندارد و آزموده را آزمودن خطایی بزرگ خواهد بود. محدثه مقدم/صدای رسا


  • لُرستان مفلوک

    لرستان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد! براساس آخرین آمارهای موجود از نرخ تورم و بیکاری در بین استان‌های کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ فلاکت در دو استان لُرستان و کردستان در وخیم‌ترین وضع قرار دارد. رفاه و معیشت مردم تحت تأثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری است. تورم قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و بیکاری به فقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشان می‌دهد. دراین بررسی که شاخص نرخ فلاکت براساس آخرین نرخ بیکاری (زمستان سال۹۸) و نرخ تورم (فروردین ماه سال۹۹) موجود به دست آمده، نرخ فلاکت کشور به ۴۲٫۸ درصد رسیده است. در بین استان‌های کشور، استان لُرستان با نرخ فلاکت ۵۳٫۸ درصدی مفلوک‌ترین استان شناخته شده، به‌طوری که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است. استان‌های کردستان و چهارمحال بختیاری نیز هرکدام به ترتیب با نرخ فلاکت ۵۱٫۶ و ۴۸٫۷ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. هم‌چنین بررسی‌ها نشان می‌دهد استان فارس! دارای کمترین نرخ فلاکت در بین استان‌های کشور بوده که معادل ۳۶٫۲ درصد است! لرستان بیشترین نرخ تورم خانوارهای کشور را بعد از استان ایلام داشت! دیگر به اعلام شاخص‌هایی که رتبه لرستان در آن‌ها از آخر جدول، اول است، عادت کرده‌ایم. گویی حتی مسئولان هم این رتبه‌های فاجعه‌آمیز را هضم کرده و قبول کرده‌اند که باید به این آمارها و نمودارهای همیشه نزولی قرمز عادت کرد. نکته عجیب در اعلام رتبه و شاخص‌های اقتصادی لرستان، عدم واکنش مسئولان به این شاخص‌هاست که این بی‌تفاوتی به آمارهای مذکور واقعاً منزجر کننده است و این سؤال مطرح است اگر این شاخص‌ها بی‌اهمیت و بیخود است چرا مرکز آمار ایران به زحمت افتاده و آن‌ها را اعلام می‌کند؟ قطعاً اعلام این آمارها اتفاقی نیست و نمره عملکرد مجموعه مدیریت یک استان را نشان می‌دهد.بیش از سه سال از سند اشتغالی که بسیار هم رسانه‌ای شد می‌گذرد و تیمی که در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی سند مذکور را با کمک سایر دستگاه‌ها تدوین کرد همچنان بر مسند قدرت است. طی چند سال گذشته طرح‌هایی همچون کارا، تکاپو و طرح‌های روستایی با محوریت اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی در استان انجام ‌شده آیا وقت آن نرسیده تا دستگاه‌هایی که مسئولیت انجام این طرح‌ها و سند اشتغال را داشته‌اند در این خصوص به افکار عمومی پاسخگو باشند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که دستگاه‌های نظارتی به مقوله آمارهای منفی ورود پیدا کنند. غیر از اینست که اعتبارات هنگفت از بیت‌المال برای سند اشتغال هزینه شد و قرار بود طی سه سال وضعیت اشتغال را بهبود ببخشد؛ اما هنوز در انتهای جدول اشتغال هستیم و کسی هم پاسخگو نیست؟ سندی که ما را به یاد جمله مادربزرگ‌ها در مراسم خواستگاری می‌اندازد که《مهریه را کی داده کی گرفته》چون این اسناد فقط دسیسه‌ای برای بقای مدیران دستگاه‌هاست و عملاً کارکردی ندارند. این جمله تناقض‌آمیز که لرستان مفلوک‌ترین استان کشور است و در عین حال بالاترین نرخ تورم را نیز دارد را کدام دلیل و برهان می‌تواند توجیه نماید؟ مسئولان عقل‌کل که ژست‌های فاضلانه و تکبرآمیزشان صفحه هر رسانه‌ای را به خود آلوده است چه پاسخی برای این وضعیت دارند؟ متاسفانه حقیقت آن است که دلیل اصلی فلاکتِ ما《خودمان» هستیم》بله، این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت‌زده باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در مقابل مدیران نالایق سکوت کرده‌ایم که مبادا منافع شخصی‌مان به خطر بیفتد. به لطف این مدیران، لرستان در تمام موارد منفی رتبه دار شده اخیراً هم در بخش گرانی اجاره‌بها و مسکن قهرمان شد. وقتی هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود، وقتی ما از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم‌ و پارتی‌بازی و فساد را قبول کرده‌ایم و پذیرفته‌ایم که در برابر ناکارآمدی صبور و بی‌توقع باشیم، نه صاحب تفکر و صاحب حق، باید هم به فلاکت بیفتیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که《محل تجربه‌آموزی》استانداران و مدیران ضعیف باشیم و اجازه دادیم که لُرستان ما حیاط‌خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد!


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • چرخه باطل فقر و فلاکت در لُرستان

    آیا افقی برای خروج از چرخه باطل فقر و فلاکت در لرستان وجود دارد؟ حمدرضا کرمی: نگارنده به‌تناوب و بر اساس دغدغه شخصی هراز چندگاهی مطالبی را درباره مشکلات و گرفتاری‌های هم تباران گران‌مایه و رنجدیده‌ام در لرستان قلمی می‌کنم که آخرین آن درباره نرخ تورم و فقر و فلاکت در لرستان بود. دستمایه اصلی نوشته حاضر بررسی پدیده شوم و خانمان‌سوز فقر در لرستان و پیامدهای آن است.《فقر محصول سیاست‌گذاری‌های تمرکزگرا و ایجاد قطب‌های رشد در مناطق خاص و به‌تبع آن شکل‌گیری نابرابری‌های فضائی است.》نابرابری فضائی باعث جابه‌جائی نیروی انسانی، سرمایه و مهاجرت و تعمیق شکاف اقتصادی میان استان‌های برخوردار و محروم می‌گردد. ادامه این روند به تثبیت پدیده شمال و جنوب در روابط بین استان‌های برخوردار و محروم کمک کرده است. قطب‌های رشد که من از آن‌ها به‌عنوان گرداب سرمایه و امکانات نام می‌برم به‌هیچ‌عنوان اجازه توسعه به استان‌های محروم نخواهد داد و مطلوب آن‌ها این است که استان‌های محروم همچنان به عنوان یک استان حاشیه‌ای باقی بمانند. شکل‌گیری‌های منطقه‌ای اقتصادی در چند نقطه کشور در سال‌های گذشته تاکنون مؤید این ادعاست و تا زمانی که برنامه‌ای قاطع، روشن، زمانمند و کارآمد برای رفع این نابرابری‌ها صورت نگیرد همچنان شاهد بازتولید چرخه فقر و محرومیت مضاعف این استان‌ها خواهیم بود. کسی که دچار فقر است توانائی لازم برای سرمایه‌گذاری ندارد و علی‌الدوام در سیکل فقر یا آنچه که اقتصاددانان آن را دام فقر می‌دانند گرفتار خواهند ماند. ادامه دام فقر و فلاکت و نبود چشم‌انداز روشنی برای مشکل‌گشائی موجب چیرگی و درونی شدن خشم و خشونت در فرد فقیر خواهد شد و نه‌تنها سیکل توسعه معیوب و ناکارآمد خواهد ماند و خطر آنجا مضاعف می‌شود که وقتی فرد فقیر احساس کند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و بایستی منتظر عواقب وخیم امنیتی و اجتماعی غیرقابل‌جبران آن بود. از نتایج ملموس و دم‌دستی فقر فرسایش تمدنی و پسرفت در امر فرهنگ، سیاست و اجتماع مناطق محروم است. ادامه درد فقر موجب تشدید تقدیر گرائی و خو گرفتن با این پدیده و در نتیجه عقیم ماندن تغییر و تحول درونی در تک‌تک افراد می‌شود. در تشخیص علیت مسئله فقر هم با کمال تأسف نوعی آشفتگی در بین سیاست‌گذاران ما در کشور وجود دارد. نمی‌شود بدون درک درست از واقعیات و پیامدهای فقر صرفاً در پایتخت نشت و نسخه کاهش فقر در مناطق فقیر را تجویز کرد. به نظر نگارنده یکی از مشکلات اساسی که به‌نوعی در پس‌زمینه ذهنی تصمیم گیران و تصمیم سازان درباره چاره‌جوئی فقر وجود دارد این است که آن‌ها معتقدند که فقر فقرا نتیجه تصمیمات بد خودشان بوده و طبعاً مسئولیت هم با خودشان است ولی در واقع نتایج پژوهش‌های دانشگاهی خلاف این ذهنیت را نشان می‌دهد و فقرا چون بیشتر مواقع فقیر بودند تصمیمات بدی گرفتند؛ به تعبیری دیگر، علیت معکوس وجود دارد. این علیت معکوس به سیاست‌گذار کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد که کجا را هدف‌گذاری کند. اگر اشتباه از فقیر بود باید او ملامت می‌شد، اما اگر اشتباه از فقیر نباشد و علیت معکوس اتفاق افتاده باشد، داستان متفاوت خواهد بود و سیاست‌گذار باید هدف‌گذاری متفاوتی داشته باشد؛ بنابراین تشخیص جهت علیت مساله بسیار مهمی در حوزه تصمیمات سیاست‌گذار است و می‌تواند زندگی فقرا را به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد. فقر و بداقبالی امری ذاتی در مناطق کمتر توسعه‌یافته و محروم همانند لرستان نیست و سیاست‌گذاران دولت جمهوری اسلامی بایستی چشم‌انداز روشنی برای پایان دادن به فقر در برابر مردم این مناطق قرار دهند. در عجبم که چرا مدیران عالی استانی و کشوری نسبت به این‌همه پژوهش‌های دانشگاهی که با پیمایش‌های میدانی دقیق آثار زیان‌بار پدیده فقر را مورد کنکاش قرار داده‌اند بی‌اعتنا هستند البته طبیعی است آنچه که از دل این پژوهش‌ها بیرون می‌آید آن چیزی نیست که مطلوب سیاستمداران باشد چرا که آن‌ها اغلب دنبال عوام‌گرایی و طرح‌های جذاب و عامه‌پسند و صدالبته بی‌نتیجه هستند. مردم رنجدیده استان‌های محروم برای رهایی از وضع فلاکت‌بار نیازمند ترحم و دلسوزی‌های بیجا نیستند بلکه انتظار حداقلی از دولت‌ها این است که زیرساخت‌های لازم را برای توسعه در این مناطق و رفع بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها فراهم سازند آنگاه خواهند دید که فرهنگ کار و توسعه در این مناطق چگونه شکوفا خواهد شد. بی‌تردید فقر نه یک ناکامی شخصی بلکه محصول شکست ساختارهاست. در واقع، فرد هر چقدر که واجد شایستگی باشد و اراده تغییر شرایط را نیز داشته باشد، ساختار اجازه نمی‌دهد که چنین تغییری به وقوع بپیوندد. جداول منتشرشده از طرف مرکز آمار ایران در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که لرستان به رویه مألوف سال‌ها و ماه‌های گذشته از نظر نرخ تورم، فقر و فلاکت همچنان در بالای جدول قرار دارد و با تأسف و تأثر عمیقاً این احساس عمومی وجود دارد که ظاهراً چشم‌انداز روشنی برای تعدیل جایگاه لرستان و بهتر شدن اوضاع حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت وجود ندارد. روزمرگی مدیران عالی استان و همچنین ضعف مفرط در تحرک بخشی به فعالیت‌های اقتصادی استان از سوی نهادهای متولی استانی و کشوری به این بدبینی دامن زده است. معتقدم برخی مدیران عالی استان به خاطر ناکارآمدی در وجدان جمعی مردم لرستان استیضاح و برکنار شده‌اند و چه خوب بود که آن‌ها به احترام افکار عمومی استان که به‌شدت از عملکرد آن‌ها گلایه دارند اولاً عذرخواهی می‌کردند و ثانیاً استعفا می‌دادند و میدان را برای افراد توانمند و دلسوز خالی می‌کردند. آیا این توقع حداقلی نیست؟ لرستان بیش از این سزاوار کم‌توجهی‌ها نیست. مطالبه اصلی تک‌تک مردم عزیز، متنفذین و فعالان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی استان بایستی خروج از این وضعیت دردناک و ترسیم افقی روشن در دوره زمانی قابل‌دسترس باشد. به امید آن روز!


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی


  • چرا لُرستان رکورددار فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد شد؟؟؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.


  • آمار بالای فقر و بیکاری در لُرستان

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لُرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لُرستان روا داشته می‌شود. قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از کشورشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است! این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی لُرستان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، خادمی استاندار فعلی لرستان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان، برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست! مقصر وضعیت اسفبار لرستان برعهده مدیران و مسئولان است. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به بارآورده شان به این مردم بدهند. امروز اگر برای مردم مستضعف فریادی بر سر مدیران نالایق نکشید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که "لُرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده" بایستی آغازگر موج‌ مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف جامعه باشیم؛ و خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌داریم این انقلاب برخاسته از انفاس ملت بوده، آنرا متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت وقیحانه مدیرانِ مقصر را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی، خواهیم شکست.


  • شهر ما تبعیدگاه ما!!!

    شهر ما تبعیدگاه ما! منبع: روزنامه جامعه فردا، 21 آبان 1396، ص 4: شوربختانه چند شهر کشورمان در یک آیین نامه اجرایی که توسط وزیر کشور و وزیر دادگستری و در اجرای مفاد قانون مجازات تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسیده است، به عنوان «تبعیدگاه» در نظر گرفته شده اند. برچسب «تبعیدگاه» بر پیشانی این شهرها باعث سلب «حق توسعه برابر» شده و به ویژه بر «شاخص جذب سرمایه گذاری» در این شهرها و نیز «درآمدهای حاصل از گردشگری» تاثیر کاهنده داشته و باعث «نوعی بی عدالتی» شده است. شهرهای: ایذه، مسجدسلیمان، باغملک، رامهرمز، اردل، لُردگان، ازنا، تویسرکان، خورموج، یاسوج، دوگنبدان، الشتر، دلفان، برازجان، اقلید، مهریز، استهبان، نیكشهر، آشتیان، میناب، فیروزآباد، سربند، نی ریز، دامغان، كلیبر، فردوس، گرمی، شهربابك، هریس، بافت، تكاب، كاشمر، سنقر و كلیائی، قیدار، گناباد و سمیرم در نامه ای که وزیر کشور به رئیس قوه قضاییه نوشته، به‌عنوان تبعیدگاه معرفی شده اند و شهروندان این شهرها خواستار تجدیدنظر وزیر کشور در این رویه ناعادلانه هستند. 1- ما معتقدیم قضاوت درباره اصل مجازات تبعید در تخصص جرمشناسان است و در اینجا قصد مخالفت با اصل مجازات تبعید را نداریم بلکه مخالف شیوه اجرای آن و «آیین نامه اجرایی» آن که توسط وزیر کشور تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسانده شده، هستیم. 2- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید، به طور ناخواسته کشور عزیزمان ایران را به دو بخش مرکز و پیرامون تقسیم کرده و با تثبیت و تقویت شکاف بین مناطق برخوردار و نابرخوردار، موجب خدشه به همبستگی ملی ایرانیان شده است. 3- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» بیش و پیش از آن که دور کردن مجرم از صحنه جرم و مجازات او باشد، «تبعید پیرامون و مرکز» و «مجازات عموم شهروندان شهرهای مندرج در آیین نامه» است. 4- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» تفاوتی بین «مجازات تبعید» و «آثار منفی رسانه ای شدن مجازات تبعید» نگذاشته است. در عصر نفوذ رسانه های همگانی، «آیین نامه اجرایی» علاوه بر این که تحمیل مجازات سالب آزادی برای یک فرد مشخص است، به نیکنامی مردم آن شهر لطمه می‌زند و موجب بدنمایی آن شهر می گردد. 5- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نوعی تحمیل مجازات جمعی علیه ساکنان آن شهر و نوعی سلب «حقوق جمعی» آنان و خدشه به حقوق معنوی آن مردمان تلقی گردد. این بدنمایی می‌تواند بر شاخص جذب سرمایه گذاری در آن شهر و نیز بر درآمدهای مردم آن شهر تاثیر منفی بگذارد و از این طریق می تواند به «حقوق اقتصادی جمعی» آن مردمان یعنی «حق برخورداری از امکان توسعه برابر» ضربه بزند. 6- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نیازمند بازنگری جدی است و به ویژه از منظر «شیوه اجرای احکام تبعید» از زاویه «افزایش اثربخشی مجازات تبعید» مورد واکاوی قرار گیرد. 7- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نباید نام چند شهر مشخص را ذکر کند بلکه باید جدول رسمی مسافت بین شهرهای ایران (تدوین شده در سازمان نقشه برداری کشور) را ابلاغ نماید تا قضات محترم یا دادیار محترم اجرای احکام، آزادانه محل موردنظر را براساس مسافت بین مبداء و مقصد (مثلاً حداقل پانصد کیلومتر فاصله بین شهر محل زندگی و محل تبعید) تعیین نمایند. 8- ما معتقدیم بهتر است برای کاستن از طنین رسانه ای نامطلوب و جلوگیری از بدنمایی شهر محل تبعید، نام شهرهای محل تبعید در حکم انشائی قضات محترم درج نشود و تعیین آن براساس ضابطه مسافت، برعهده دادیار محترم اجرای احکام قرار گیرد. اکیداً توصیه می‌شود که وزیر محترم کشور در بازنگری «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید به «تاثیرات شیوه اجرای احکام تبعید بر حقوق جمعی ساکنان شهر محل تبعید» توجه نماید. رسانه ها همچون باد نام شهر محل تبعید را چون شلاق بر تن مردم آن شهر می کوبند. این یک پدیده نوظهور است و دستگاه قضایی اگرچه مستقیماً مسئول پدیده «بازنمایی رسانه ای اعلان نام محل تبعید» نیست ولی همه دست اندرکاران تدوین و اجرای «آیین نامه اجرایی» باید با مساعی جمیله خود این مساله را مورد توجه و چاره اندیشی قرار دهند که به حقوق اساسی مردم آن منطقه آسیبی ناخواسته وارد نکنند. گفتنی است الگوی توسعه تغییرات چشمگیری کرده و عامل سرمایه گذاری دولتی که قبلاً پیشران توسعه در مناطق مختلف کشور محسوب می شد، جای خود را به جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی داده است. مطرح شدن نام یک شهر به عنوان تبعیدگاه می تواند ضربه جدی به شاخص جذب سرمایه آن شهر باشد. به ویژه اهمیت روزافزون صنعت گردشگری و نقش آن در توسعه اقتصادی مناطق مختلف، ضرورت پاسداشت نیکنامی مناطق را افزون کرده است.



آخرین مقالات