شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

مهاجرت در بلاد لر نشین ، ابعاد و فرایندها

در کتاب جمعیت شناسی ایران تألیف دکتر مژده کیانی صفحه ۱۵۸ آمده که استانهای لر نشین خوزستان ، لرستان ، همدان ، کرمانشاه و چارمحال بیشتر استانهای مهاجرفرست بوده اند!

مهاجرت در بلاد لر نشین ، ابعاد و فرایندها

موضوع مهاجرت در مناطق لر نشین در سالهای اخیر مسأله ساز شده است. وقتی میزان و نرخ مهاجرت افراد از یک منطقه از حدی بیشتر شده و این مهاجران جوانان و نخبگان آن جامعه را بیشتر شامل شود مهاجرت به یک مسأله اجتماعی تبدیل شده که باید به فکر راه حلی برای کند کردن روند و کنترل پیامدهای آن بود. مطابق سرشماری رسمی سال ۱۳۹۵ لرستان حدود هجده هزار نفر میزان ناخالص مهاجرت برون استانی بوده که مقصد بیشتر آنها استان تهران و البرز میباشد و لرستان در مقام سوم مهاجر فرستی بعد از خوزستان و کرمانشاه قرار دارد. بنا به داده های آماری میزان مهاجرت نه تنها کاهش نداشته بلکه افزایش هم پیدا کرده است. بنابراین میتوان خالص مهاجرت فقط در استان لرستان را در حدود ۶۳ هزار و ۵۰۰ نفر دانست که این به معنای مهاجرت سالانه ۱۲ هزار و ۷۰۰ نفر به خارج از استان است.

از میان شهرستانهای لرستان ، خرم آباد ، بروجرد و کوهدشت بیشترین مهاجرت به تهران را دارند. در کتاب جمعیت شناسی ایران تألیف دکتر مژده کیانی صفحه ۱۵۸ آمده که استانهای لر نشین خوزستان ، لرستان ، همدان ، کرمانشاه و چارمحال بیشتر استانهای مهاجرفرست بوده اند!

مهاجرت زمانی مسأله ساز است که جامعه مبدأ بخاطر خروج سریع نخبگان امکان جانشین پروری را نداشته باشد و یا نخبگان مهاجر ، امکان تبادل فرهنگی با جامعه مبدأ را از دست بدهند. مهاجرت سطح نخبگی و فرهیختگی را کاهش و نیروی کار مفید و جوان جامعه مبدأ از دست میرود و اجتماع را دچار نقصان میکند. همین توالی موجهای مهاجرتی در طول نیم قرن اخیر باعث تشدید عقب ماندگی ها در بلاد لر نشین شده است.

موج نخست مهاجرت بعد از اصلاحات ارضی صورت گرفت و در این موج که بیشتر درون استانی بود روستاییان به شهرها به خصوص در دهه ۴۰ خورشیدی بخاطر تقسیم اراضی و عدم زمیندار شدن بعضی از عشایر و روستاییان و شکلگیری شهرهای کوچک افزایش زیادی یافت.

موج دوم مهاجرت در مناطق لر نشین مربوط به بعد از انقلاب ۵۷ بود که روستاییان بخاطر شرایط انقلاب و جنگ تصمیم به مهاجرت به شهرها خصوصأ مراکز استانها گرفته و وارد نهادهای سیاسی ، نظامی و ایدئولوژیکی شدند و در مقابل آن بسیاری از شهرنشینان بخاطر شرایط انقلابی و جنگ ۸ ساله اقدام به مهاجرت از استانها و یا خارج از ایران کردند که این مهاجرت باعث بهم خوردن موازنه شهری و روستایی در شهرهای لر نشین شد.

موج سوم مهاجرت در استانهای لر نشین مربوط به دوران بعد از جنگ بود که بخاطر آرامش بعد از جنگ و ترویج سبک زندگی شهری ، مهاجرت روستاییان به شهرها شدت گرفت.

موج چهارم که هم اکنون در حال وقوع است ناشی از مسایل و مشکلات اقتصادی / خشکسالی / عدم اشتغال / بیکاری جوانان / ترویج سبک زندگی مدرن شهری و میباشد. این موج برون استانی بوده و در همه طبقات اجتماعی مشاهده میشود و بیشتر برای رفع نیازهای مادی مانندشغل یا سطح رفاه بهتر اقدام به مهاجرت برون استانی و یا خارج از کشور میکنند.

 

علل مهاجرت:

مهاجرت در بین ۲ قشر جوانان جویای کار و نخبگان و متخصصان شیوع و حتی وزن و اهمیت بیشتری دارد. جوانان تحصیلکرده در سن اشتغال و جویای کار قرار دارند و از طرف دیگر نخبگان که فضای سازمانی ، اداری و اجتماعی موجود برای آنها تنگ است و چاره را در مهاجرت می بینند. علت مهاجرت در طبقه های پایین و جوانان بیشتر مسایل اقتصادی است که برای دست یافتن به حداقل هایی از بقا و معیشت مهاجرت میکنند و مهاجرت در طبقه متوسط اعم از متخصصین ، مدیرانو کارشناسان بیشتر علل فرهنگی و اداری دارد. زیرا در این ساختار به دلیل غلبه فرهنگ ایلیاتی ، سنتی و ضعف شایسته سالاری ، هر کسی مدیر میشود سایر دوستان و هم قبیله های خود را فارغ از دانش و تخصص آنها به کار میگیرد و این روند ضد شایسته سالاری به فراررنخبگان و شایستگان دامن میزند. در چنین سیستم اداری مبتنی بر باند و گروه جایگاهی ندارند و بعد از سرخوردگی به محض پیدا کردن شرایط مناسب مهاجرت میکنند. در کنار عوامل ذکر شده نباید از کمبود امکانات رفاهی و فرهنگی دخیل در پدیده مهاجرت غافل شد که در غیاب ساختار شهری و فرهنگی مدرن در تشدید مهاجرت مؤثر است.

 

پیامدهای مهاجرت:

مهمترین پیامد مهاجرت این است که جامعه از افراد نخبه و فرهیخته خالی میشود و سطح نخبگی جامعه پایین می آید و در مقابل بدون اینکه جایگزینی مناسب صورت گیرد افرادی با توانایی پایین تر جای آنها را میگیرند و به مرور با خالی شدن فضا از آدمهای توانمند ، روند مهاجرت تسریع میشود. فرد مهاجر در کلانشهرها به شدت در معرض آسیبهای اجتماعی ماننداعتیاد و بزهکاری بوده و همسر و کودکان نیز در نبود سرپرست خانواده در معرض مشکلات اجتماعی و اخلاقی قرار میگیرند.

 

نتیجه گیری:

بنابراین دو جریان یعنی یکی خالی شدن جامعه از اقشار فعال و جوان و دیگری خروج نخبگان و سرمایه های انسانی با سطح کیفیت بالا ، باعث شده که روند توسعه در استانهای لر نشین بسیار کندتر گردد. چرا که از یک طرف این سرمایه های انسانی با خود تجربه و تخصص و همراه با آن سرمایه های مالی و اقتصادی را از بلاد لر نشین خارج میکنند و از طرف دیگر نیز جوانانی که باید بتوانند به عنوان نسل بعدی روند جانشین سازی منابع انسانی را تکمیل کنند نیز با گسستی مواجه خواهند شد. این روند در آینده سطح استعداد و توانایی جامعه را تنزل داده و با پیامدهای نگران کننده ای روبرو خواهد کرد.

 

بیشتر مهاجرت مردم لر به دلیل دافعه مبدأ است ؛ دکتر مصطفی شکری: در جوامع امروزی اکثر دلایل مهاجرت برای کسب درآمد بهتر و رفاه بیشتر در زندگی است. برخی معتقدند که برای مهاجرت ، عوامل دافعه مبدأ بسیار مهمتر از عوامل جاذبه مقصد است. عوامل منفی مانند: بیکاری / فقر / نا امنی / کمبود امکانات / آسیبهای اجتماعی مثل دزدی و اعتیاد و که در شهرهای لر نشین مشاهده میشود میل خروج را به ذهن برخی شهروندان قرار میدهد تا از این عوامل منفی فرار کنند و زندگی خود و آینده فرزندانشان را تحت شرایط بهتری و به دور از این آسیبهای اجتماعی رقم بزنند.

 

نقش جاذبه مقصد در مهاجرت:

برخی پژوهشگران نیز عوامل جاذبه مقصد را مؤثرتر میدانند مثلأ تجمع ثروت و فرصتهای شغلی در مقاصد مهاجرت ، میتواند یکی از دلایل اصلی و عمده تغییر مکان زندگی باشد. به عنوان مثال طی سالهای گذشته همواره جریانی از ثروت ، سرمایه نیروی انسانی با کیفیت و امکانات متنوع به سمت منطقه شهری تهران سرازیر شده است. وقتی بر طبق آمارهای منتشر شده سال ۱۳۹۵ درآمد سرانه هر شهروند تهرانی را با درآمد سرانه هر شهروند شهرستانی ( بخصوص مناطق محروم نگه داشته شده لرتبار )  مقایسه میکنیم متوجه تفاوت فاحش و قابل ملاحظه ای در درآمد سرانه شهروندان تهرانی با سایر شهرستانها میشویم. مثلأ درآمد سرانه هر شهروند تهرانی در سال ۹۵ مبلغ ۵ میلیون تومان بوده است درحالیکه متوسط درآمد سرانه هر شهروند در یک شهرستان صرفأ حدود ۳۰۰ هزار تومان بوده است!!! در بلاد لر نشین متأسفانه عوامل دافعه زیادی از جملهضعف امکانات شهری / کمبود زیر ساختهای بهداشتی _ درمانی / نبود امکانات تفریحی / ضعف سیستم آموزشی / شدت اختلافات سیاسی و طایفه ای و داعمأ نقش خود را در زندگی مردمان لر نشان میدهد.

 

پیامد مهاجرت مردمان لر چیست؟

در صورت مهاجرت مردم از مناطق لر نشین به ویژه قشر جوان درآمد سرانه این مناطق کاهش می یابد. زیرا قسمتی از درآمد استانها که مربوط به این قشر میباشد بخاطر نقل مکان زندگی و فعالیت این اشخاص در استانهای دیگر از سطح درآمد استانهای لر نشین کاسته میشود. بیشتر امرار معاش مردم مناطق لر نشین هنوز به شکل سنتی و از بخشهای کشاورزی و دامداری تحصیل میشود و ما چون سرمایه انسانی را به مرور توسط مهاجرت از دست میدهیم خیلی نمیتوانیم از سرمایه مادی خود که شامل زمین ، آب و امکانات طبیعی است به نحو مطلوب استفاده کنیم.

 

علل و پیامدهای مهاجرت ؛ دکتر مسعود سعادت مهر:

دو علت برای مهاجرت از استانهای لر تبار به نقاط دیگر میتوان بیان کرد. علت اول اینکه استانهای لر نشین جزء مناطق کمتر توسعه یافته در کشور هستند و نرخ بیکاری در این استانها در سالهای گذشته همواره بالاتر از میانگین نرخ بیکاری در کشور بوده و در اکثر سالها استانهای لر نشین جزء استانهای نخست به لحاظ بیکاری بوده اند بنابراین علت اول مهاجرت به کلانشهرها با هدف جستجوی شغل است!!! علت دوم عدم توجه به نخبگان و عدم شایسته سالاری است. عدم شایسته سالاری از پارامترهای مهم توسعه نیافتگی است. یک فرد تحصیلکرده و نخبه دانشگاهی وقتی احساس میکند در یک جامعه توسعه نیافته هیچگونه ارزش و احترامی به علم و عالم گذاشته نمیشود و از دانش وی هیچگونه استفاده ای نمیشود ممکن است به مکان دیگری مهاجرت نماید به عبارت دیگر فرار نخبگان و فرار مغزها اتفاق می افتد.

 

 نقش توسعه نامتوازن در مهاجرت:

چه قبل و بعد از انقلاب سیاستهای توسعه نامتوازن خواسته یا ناخواسته سیاست غالب کشور بوده است. به عبارت دیگر از آنجا که دولتها بودجه کافی و لازم را برای توسعه همه استانهای ایران به طور همزمان در اختیار نداشتند لذا برخی شهرها و استانها را به عنوان مراکز یا قطبهای رشد انتخاب نموده و اکثر سرمایه گذاریها را در این استانها انجام دادند مثلتهران ، کرج ، قم ، سمنان ، اراک ، اصفهان ، یزد ، کرمان ، اهواز ، تبریز ، شیراز و مشهد. در این سیاستها انتظار بر این است که پس از توسعه مراکز یا قطبهای رشد اثر توسعه در مراکز پیرامون پخش شده و در نتیجه سایر استانها نیز به درجاتی از توسعه برسند. اما در طی دهه های گذشته اثر پخش بسیار ضعیف بوده است. به عبارت دیگر نه تنها مناطق توسعه یافته ( کلانشهرها ) نتوانستند سایر مناطق را به دنبال خود بکشند بلکه اثر جذب بسیار قوی تر بوده به طوری که مهاجرت از مناطق توسعه نیافته مثل بلاد لر نشین و سایر استانهای محروم به کلانشهرها اتفاق افتاده و توسعه این مناطق نیز با مشکل مواجه شود و ازدحام جمعیت در مراکز بزرگ را در پی داشت. عدم تعادلهای منطقه ای ناشی از توسعه نامتوازن علت اصلی مهاجرت از استانهای محروم است. استانهای توسعه نیافته هنوز زیر ساختهای لازم مانندفرودگاه _ راه آهن _ آزادراه _ هتل _ نیروگاه و سد بزرگ ندارند از اینرو سرمایه گذار خارجی کمتر وارد این استانها میشود و بخش خصوصی زیاد در این استانها مؤثر نبوده  و ظرفیت جذب سرمایه ندارند. لذا سیاستهای قطب رشد و خصوصی سازی منجر به دوگانگی اقتصادی شده و این موضوع باعث مهاجرت به سمت کلانشهرها شده است. دولت باید توجه داشته باشد که یک سیاست کلی و یکنواخت نمیتواند برای همه مناطق ایران که زیست بوم و جغرافیای متفاوتی دارند مؤثر واقع شود بلکه باید سیاستهایی متناسب با زمان و مکان لحاظ شود.

 

نقش دولت در توسعه و کاهش مهاجرت:

دولت میتواند بودجه های عمرانی مناطق توسعه یافته را کاهش داده و به همان میزان بودجه عمرانی مناطق توسعه نیافته را افزایش دهد تا زیرساختها در این مناطق نیز به حد کافی رشد نماید و زمینه برای فعالیت بخش خصوصی در استانهای محروم فراهم شود و در نتیجه از مهاجرت به سمت کلانشهرها و ایجاد مشکل در آنجا جلوگیری شود. به این ترتیب میتوان عدم تعادلهای منطقه ای را در ایران کاهش داد و از مشکلات ناشی از مهاجرت که با روند کنونی در آینده وخیم تر خواهد شد اجتناب کرد.

این مقاله از دکتر مجتبی ترکارانی در شماره ۲۶ ماهنامه جهش نو ( آذر ۹۷ ) چاپ شده است.

15 نظر

  • لرستان و بحرانی بنام مهاجرت:عبداله زاده

    مهاجرت غیر طبیعی ارتباط مستقیمی با توسعه دارد به بیان دیگر هر چقدر مناطق روند توسعه را بیشتر طی کنند دلایل برای مهاجرت غیر طبیعی کاهش می یابد. به دلایل متعددی همچون توسعه نامتوازن استانهای مختلف اکنون مهاجرت غیرطبیعی در استانهای کمتر توسعه یافته بیشتر به چشم میخورد. در دهه های گذشته روند مهاجرت از استانهای کمتر توسعه یافته ای همچون لرستان با افزایش قابل توجهی روبرو شده به نحوی که آمارها اعلام میکنند که سالانه حدود چندین هزار نفر از افراد تحصیلکرده و بخصوص قشر جوان به دلایل اقتصادی همچون فقر ، بیکاری ، عدم صنعت و نبود حمایت مسؤلان از این استان مهاجرت میکنند. دلیل اصلی مهاجرت فقر و بیکاری است! بخش قابل توجهی از افراد مهاجر کننده را جوانان تشکیل میدهند. اگر مسؤلان شرایط را برای بهبود این بحران ( مهاجرت ) مهیا نکنند در میان مدت و بلند مدت این مهاجرتها ضربات سنگینی بر پیکره اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی لرستان وارد خواهد کرد چرا که نیروی انسانی به عنوان بزرگترین سرمایه یک جامعه به شمار میرود و اگر نتوان این نیروی انسانی مولد را در استان نگه داشت در آینده لرستان با چالشی اساسی روبرو خواهد شد! به هر حال تا زمانیکه دولت برنامه ویژه ای برای توسعه استانهای کمتر برخوردار ( لرستان ، ایلام ، بختیاری ، کهگیلویه ، کرمانشاه ) در دستور کار قرار ندهد شاهد بهبود وضعیت نخواهیم بود و مطمعنأ روز به روز بر تعداد افراد مهاجرت کننده اضافه خواهد شد. تمامی شرایط و پتانسیلهای لازم برای توسعه هر چه بیشتر بلاد لر نشین وجود دارد ( خاک حاصلخیز ، آب فراوان ، نیروی انسانی تحصیلکرده ، مناطق نفت خیز ، معادن سنگ ) لذا مسؤلان ارشد ، نمایندگان شهرهای لر نشین و بخصوص مردم در راستای توسعه بلاد لر نشین گام بردارند تا شاهد اشتغال جوانان و کاهش مهاجرت باشیم.


  • تبعات مهاجرت از روستا به شهر

    همانگونه که ما انتظار نداریم از یک پزشک ، مهندس یا معلم که فرزندان آنها شغل پدرانشان را برگزینند طبیعتأ نباید انتظار داشت از یک کشاورز که فرزند او حتمأ کشاورز باشند! لذا برخی از فرزندان کشاورزان به شغلهای دیگری علاقمند میشوند که زمینه این شغلها در روستا کمتر فراهم است! اختلاف درآمد بین شهر و روستا یکی از علتهای مهاجرت است. اصولأ سطح درآمد کشاورزان پایینتر از سطوح درآمدی در شهرهاست به ویژه اینکه در مقاطع زمانی خشکسالی این اختلاف درآمد بین شهری و روستایی تشدید میشود. خشکسالی / شیوع بیماریهای گیاهی و دامی / سیل و تگرگ / کاهش قیمت محصول هنگام برداشت به دلیل عرضه فراوان و … از عواملی هستند که ریسک درآمد روستایی را افزایش میدهند. بیکاری گسترده و پنهان در روستاها نیز یکی از علل مهاجرت است. مهاجرت با هدف تحصیل در دانشگاهها همچنین خدمت سربازی نیز از عواملی هستند که پدیده مهاجرت از روستا به شهر را تشدید میکنند. جوانی که در شهر مشغول تحصیل است به دلیل اینکه در روستا شغلی متناسب با مدرک تحصیلی وی به احتمال زیاد فراهم نیست و دوم اینکه تحصیل در شهر و عادت کردن به زندگی شهری و تغییر فرهنگی مانع از برگشت به روستا خواهد شد! کمبود امکانات رفاهی ، بهداشتی و خدماتی در روستاها از علل مهاجرت به شهر است. خالی شدن روستاها از سکنه یعنی کاهش فعالیتهای کشاورزی و دامپروری و متعاقب آن کاهش تولید و کاهش رشد اقتصادی است. مهاجرت از روستا به شهر یعنی مهاجرت از بخش مولد ( تولید ) به بخش غیر مولد ( مصرف ) است که با کاهش رشد اقتصادی همراه خواهد بود. مهاجرت روستاییان به شهرها باعث افزایش نیاز به خدمات عمومی شهری مانند:آب ، برق ، گاز ، حمل و نقل ، فضای سبز و مسکن خواهد شد که همه این موارد فشار مضاعفی به بودجه دولت می آورد. لاجرم به کسری بودجه و تورم تن میدهد. همچنین تقاضا در بخش مسکن شهری به شدت افزایش یافته و باعث افزایش قیمت مسکن شده و سطح زندگی را برای همه مشکل میکند! بنابراین عدم توانایی به خرید مسکن شهری باعث حاشیه نشینی / ایجاد زاغه در حومه شهر / ایجاد محلات غیر رسمی / رشد بزهکاری و افزایش آسیبهای اجتماعی در اطراف و اکناف شهر خواهند شد و معضلات فراوانی را به دنبال دارد.


  • رتبه نخست فرار مغزها

    دکتر مژده کیانی در کتاب "جمعیت شناسی ایران" ، صفحه ۱۶۸ مینویسد:براساس آمار صندوق بین المللی پول ، ایران میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته ، از نظر فرار مغزها مقام اول را در دنیا دارد!!! در بین سالهای ۱۳۷۵ _ ۱۳۶۰ بیش از دو میلیون نفر ایران را برای همیشه ترک کرده اند که تقریبأ ۷۰ درصد آنان از نخبگان علمی و تخصیل کردگان بوده اند!!! پس از سال ۱۳۷۵ به بعد نیز از این سیر مهاجرت کاسته نشده و حتی گفته میشود موجهای پر دامنه تر و جدیدتری از مهاجرت پدیدار شده است به طوری که در سال ۱۳۷۸ بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی از ایران مهاجرت کرده اند!!! مقوله فرار مغزها در سطح درونی یعنی در داخل کشور کنترل نشده است به طوری که مغزها از برخی مناطق جغرافیایی به مناطق دیگر فرار میکنند و در محل زندگی خود استقرار ندارند!


  • سهم لرها از اشتغال:هیچ

    زمانیکه انقلاب ۵۷ شد اکثر مناطق غیرفارس دستخوش التهابات سیاسی _ امنیتی شدند و در آذربایجان ، کردستان ، ترکمن صحرا ، خرمشهر و بلوچستان تمایلات جدایی طلبانه دیده شد اما بلاد لر نشین حتی یک تکه سنگ هم به سمت دولت مرکزی پرتاب نکردند چه برسد به اقدام مسلحانه! اما الآن در تهران ما بزرگراه و میادین و معابر زیادی داریم که نام اقوام را یدک میکشد مثل کردستان ، آذربایجان و… اما اثری از نام لر و لرتبار نیست! استانی مثل لرستان زمان جنگ ۱۴۵ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشکباران شد و دومین استان خسارت دیده از جنگ پس از خوزستان ( کانون اصلی جنگ ) بود و ۶۵۰۰ شهید تقدیم وطن کرد اما در کتب درسی مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار نام اصفهان آمده ولی یکبار به بلاد لر نشین اشاره ای نشده است. در صفحه ۷۸ همان کتاب انواع لباس اقوام آمده اما اثری از لباس قوم لر نیست! در صفحه ۱۱۶ در ترسیم نقشه حملات هوایی عراق به ایران به تمام شهرهای ایران فلش کشیدند بجز شهرهای لر نشین! گویا ما به یکباره از تاریخ این سرزمین حذف و به کنار گذاشته شده ایم! به بهانه جنگ و نزدیکی به مرز چه در ۸ سال دفاع مقدس و چه بعد از آن هیچ سرمایه گذاری کلان صنعتی در استانهای غرب کشور نشده است و کماکان صنایع را به کرمان ، اصفهان و یزد میبرند. در تهران کارگر افغانی را به لر ترجیح میدهند و نمیگویند بزنگاه مردم لر کجاست؟ ما که مرز نداریم که قاچاق کالا و کولبری کنیم! این تبعیض هدفمند و نگاه نژادپرستانه باید برچیده شود. تمرکزگرایان این روزها به هرکس که از حقوق قومی و محلی خود دفاع کند برچسب تجزیه طلب را به پیشانی اش میچسبانند. هرچند ما به تبعیض عادت داریم ولی ما لرهای غریب نشین فقط کمی زندگی میخواهیم همین!


  • آسیبهای مهاجرت

    معضل مهاجرت در استانهای کمتر توسعه یافته شدت بیشتری دارد. به دلیل کمبود فرصتهای شغلی، کم کاریهای صورت گرفته گذشته، عدم توجه دولتها به روند توسعه و… شاهد کمبود فرصتهای شغلی و رشد بیکاری هستیم. زیرساختهای موجود در بلاد لرنشین در دهه های گذشته فرسوده شده و واحدهای صنعتی نیز تنها در مرحله نگهداری قرار داشتند و تفکری برای توسعه آنها وجود نداشت. اکنون این عوامل باعث شده حوزه تولید رو به تحلیل برود که این موضوع خود باعث کاهش نیروی کار، بیکاری و کم شدن فرصتهای شغلی میشود. برای قشر تحصیلکرده شغل پایدار و مناسب نیست. باتوجه به کم بودن بضاعت مالی مهاجران آنها در حاشیه شهرهای بزرگ سکونت یافته در نتیجه شاهد رشد آسیبهای اجتماعی و پایین آمدن کیفیت زندگی هستیم. برای کاهش مهاجرت باید شرایط را برای استفاده از ظرفیت سرمایه گذاران داخلی_خارجی مهیا کرد. بانکهای خصوصی سپرده های مردم را در استانهای لرنشین سرمایه گذاری نمیکنند و گردش مالی مؤثری دراقتصاد بلاد لرنشین ندارند. سرمایه گذاران بخش خصوصی، شرکتهای وابسته به دولت، نهادهای وابسته به حاکمیت میتوانند اقدامات توسعه ای در شهرهای محروم انجام دهند. متأسفانه مهمترین مانع جذب سرمایه گذاریهای بخش خصوصی، ادارات اجرایی هستند که شرایط را براحتی تسهیل نمیکنند. باید بروکراسی اداری ( کاغذبازی) را کاهش دهیم تا شرایط سرمایه گذاری برای ایجاد اشتغال فراهم شود.


  • عامل اقتصادی موجب مهاجرت میشود

    بلاد لر نشین یکی از نقاط مبدأ مهاجرت به شمار میروند. مهاجران به دلیل بضاعت کم در حاشیه کلانشهرها سکنا میگزینند و در نتیجه زندگیشان از کیفیت پایینی برخوردارست چون در سکونتگاه های غیر رسمی مستقر هستند. عامل اقتصادی مثل:فقر، نداری و بیکاری دلیل اصلی مهاجرت است. دولت باید مناطق مهاجرفرست را حمایت اقتصادی کند و به دنبال ارتقاء سطح توسعه درآنها باشد. مهاجرت افراد تحصیلکرده به کلانشهرها، تولید استانهای لرنشین را تهدید میکند چون این استانها از نیروی کارآمد ومتخصص تخلیه میشوند. اعطای تسهیلات کم بهره روستایی / حمایت از صنایع دستی / ایجاد شهرکهای صنعتی / تخصیص آب به کشاورزان / ارتقاء سطح بهداشتی _ آموزشی مناطق محروم / اعطای تسهیلات کم بهره اشتغالزا / سرمایه گذاری هلدینگ های اقتصادی / حمایت بخش خصوصی و ورود دولت برای انجام اقدامات توسعه ای میتواند نرخ مهاجرت را کاهش دهد.


  • کاهش مهاجرت در گرو سرمایه گذاری

    کاهش بحران مهاجرت در گرو سرمایه گذاری و ایجاد فرصتهای شغلی است چرا که دلیل اصلی مهاجرت کمبود فرصتهای شغلی است. بلاد لرنشین همواره نرخ بیکاریشان بالاست و بهترین راهکار برای کاهش مهاجرت، افزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی و ایجاد طرحهای اشتغالزاست. شرایط برای ورود سرمایه گذاران توسط مردم و مسؤلان باید مهیا شود. نمایندگان مجلس در جذب سرمایه گذاران و تسهیل شرایط بسیار نقش تأثیرگذاری دارند. محور توسعه انسان است. انسانها میتوانند جامعه را به سمت توسعه یافتگی سوق دهند و هر اجتماعی که فاقد انسانهای تحصیلکرده ، نخبه ، اندیشمند و صاحب نظر باشد با عدم توسعه روبرو خواهد شد. زمانیکه شرایط فعالیت برای فارغ التحصیلان دانشگاهی فراهم نباشد به مناطق دارای جاذبه های اشتغال و تولید مهاجرت میکنند. نخبگان به دنبال سرزمینی میگردند که بتوانند تحصیل ، دانش و سرمایه خود را توسعه داده و حفظ کنند. مهاجرت افراد نخبه و سرمایه دار ، جامعه را با عقب ماندگیهای بیشتری روبرو خواهد کرد!


  • بیکاری عامل مهاجرت

    بیکاری مهمترین عامل مهاجرت است. پایه اصلی جذب سرمایه گذاران به مسایل فرهنگی باز میگردد. وقتی دولتمردان و مسؤلان شرایط را برای حضور سرمایه گذاران داخلی _ خارجی مهیا نمیکنند در نتیجه نگاه سرمایه داران به بلاد لرنشین منفی خواهد شد و ضررش را فقط جوانان بیکار می بینند!!! متأسفانه استقبال مناسبی از سرمایه گذاران بومی و غیربومی نمیشود و نگاه منفی جامعه ما که معتقدند افراد سرمایه دار ثروت خود را از راه رانت و یا نامشروع بدست آوردند به همین دلیل باعث شده که افراد ، سرمایه خود را پنهان کرده و یا در کلانشهرها بکار گیرند که خود یکی از دلایل عدم توسعه یافتگی بلاد لرنشین است!!! براساس آمارها حدود هزار و ۶۰۰ تریلیون پول نقد در دست مردم ایران است که اگر استان لرستان ۲,۷ درصد جمعیت ایران را به خود اختصاص داده است حدود ۱۶ هزار میلیارد تومان نقدینگی در دست مردم استان است که براساس آمارها تنها ۴ هزار میلیارد تومان از این مبلغ در اختیار بانکهاست و ۱۲ هزار میلیارد تومان دیگر در دست مردم قرار دارد و یا خارج از استان است به هر حال باید شرایط را برای جذب نقدینگی سرمایه گذاران بومی فراهم کرد و ثروت را به سمت تولید برد. اقتصاد یعنی ثروت زایی و باید کالایی تولید کنیم که دنیا پسند باشد!!! شرایط برای استقبال و حمایت همه جانبه از افراد سرمایه گذار باید مهیا شود و بجای اینکه با کاغذبازی اداری موانع بر سر راه آنها ایجاد کنیم باید فرش قرمز بر سر راه آنها پهن کنیم و تنها با تحقق این هدف شاهد توسعه و پیشرفت بلاد لر نشین خواهیم بود! تحریمهای آیسا ، دآماتو و سیسادا خدمات بیمه ای، صنعت نفت، سرمایه گذاری در حوزه های پتروشیمی و فرآورده های نفتی، معادن، حمل ونقل و تولید را تحریم کرده و سرمایه گذاری بیش از ۲۰ میلیون دلار در ایران را تحریم کرده است حالا دولت با اقتصادی بسته و مصرف محور که داعمأ تحریم است به هیچ عنوان توانایی سرمایه گذاری در حوزه های مختلف را ندارد و حتی برای تأمین بودجه خود نیز با چالش مواجه است و حتی برای تعیین تکلیف پروژه های نیمه تمام اقدام به فروش و واگذاری آنها کرده است به همین خاطر باید شرایط را برای جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی فراهم کنیم! کشاورزی، صنعت، گردشگری و خدمات دارای ظرفیت بالایی هستند لذا حمایت همه جانبه از فعالان بخش خصوصی و استقبال مردم و مسؤلان از آنها یقینأ میتواند فرصتهای شغلی جدیدی فراهم کنند.


  • راهکار مقابله با مهاجرت چیست؟

    وقتی شرایط اقتصادی نامساعد است و بازار کسب و کار رونق ندارد افراد مجبورند مهاجرت کنند. گرانی ، تورم ، نبود فرصت شغلی و نداری از عوامل مهاجرت هستند که خود پدیده مهاجرت هم باعث گسترش حاشیه نشینی در مناطق غیر رسمی کلانشهرها میشود. در ایران ۱۱ میلیون حاشیه نشین داریم که گسترش آن منجر به افزایش آسیبهای اجتماعی و جرم و جنایت میشود! مهاجران از دو طبقه تحصیلکرده و مرفه هستند که ۲ عامل توسعه اقتصادی به شمار میروند! تمرکز حجم زیادی از صنایع در تهران ، اصفهان ، اراک ، کرج ، قم ، سمنان ، یزد ، کرمان و… موجب جذب مهاجران و گسترش حاشیه نشینی طی سالهای اخیر شده است! دولت برای کاهش مهاجرت به کلانشهرها ، باید استانهای محروم ( مهاجر فرست ) را از نظر اقتصادی و صنعتی تقویت کند و با احداث زیر ساختها مثل فرودگاه ، راه آهن ، آزادراه و … / تأسیس صنایع کوچک و متوسط پر بازده / انتقال واحدهای تولیدی قدیمی به مناطق محروم / توسعه کشت و فرآوری گیاهان دارویی / توسعه شهرکهای گلخانه ای / تأسیس صنایع فرآوری و بسته بندی / حمایت از صنایع دستی / پرداخت وام و تسهیلات کم بهره بانکی برای ایجاد کارآفرینی و … میتوانند در ایجاد فرصتهای شغلی جدید و کاهش مهاجرت به کلانشهرها مفید باشند. هر چقدر دولت زمینه را برای بزرگتر شدن شهرهای صنعتی فراهم کند طبیعتأ جمعیت زیادی جذب این شهرها میشوند لذا باید از تمرکزگرایی و تجمع صنعت و ثروت در چند شهر انگشت شمار خودداری کند زیرا ظرفیت زیستی این شهرها گنجایش این همه جمعیت را ندارد!


  • مهاجرت موجب گسترش حاشیه نشینی میشود

    افراد محل زندگی خود را به دلیل اینکه گنجایش و پذیرش لازم را ندارد ترک کرده و به محیط بزرگتر و توسعه یافته مهاجرت میکنند. مهاجران به دلیل بضاعت کم مالی در حاشیه کلانشهرها ساکن میشوند و به کج روی اجتماعی روی می آورند. فرد مهاجر به دلیل اینکه تخصصی و شایستگی لازم را ندارد ناچارأ به مشاغل کاذب و آسیب آفرین روی می آورد و ساختار شهری را بهم میریزند به همین دلیل شاهد گسترش معضلات اجتماعی در حومه شهرها هستیم. اولین دستاورد مهاجرت حاشیه نشینی است! با گسترش مهاجرت توازن و تعادل جامعه بهم میخورد و آسیبهای فرهنگی شکل میگیرد و نمیتوانیم شهروندان مسؤلیت پذیری داشته باشیم که منجر به الگوسازی نامطلوب در اجتماع میشود و نظم زندگی بهم میخورد.


  • مهاجرت ابرچالش بلاد لرنشین

    نبود شغل ، متناسب نبودن شرایط زندگی و مهیا نشدن زیرساختهای لازم باعث میشود افراد تصیلکرده مهاجرت کنند که اگر حجم آن زیاد باشد موجب ضربه سنگین به پیکره توسعه بلاد لر نشین میشود. با مهاجرت افراد متخصص جامعه از داشتن سرمایه و دانش این افراد محروم شده و نمیتوان از پتانسیل آنها در جهت توسعه استفاده کرد. افراد نخبه هم خدمات خود را در مناطق دیگری اراعه میدهند و همین موضوع سبب میشود دست لرها خالی بماند. انتظار میرود مسؤلان و نمایندگان برنامه ریزی دقیقی برای بهبود وضعیت و حمایت از افراد متخصص و نخبه استانهای لرتبار داشته باشند تا از مهاجرت آنها جلوگیری به عمل آید. براساس آمارها اکنون بین ۱۴۰ تا ۱۸۰ هزار نیروی فعال اقتصادی بیکار فقط در استان لرستان داریم که اگر بتوان از مهاجرت افراد نخبه و متخصص اقتصادی جلوگیری کرد میتوان با جذب سرمایه گذاری بسیاری از این افراد را به کار گرفت و شرایط را برای توسعه مهیا کرد. برای حل مسایل نباید تنها نگاهمان به سیاستها و برنامه های دولتی باشد و خود مردم با مطالبه گری و پرسشگری به دنبال احقاق حقوق خود باشند. اگر خواهان کاهش مشکلات اجتماعی مثل فقر و بیکاری هستیم باید با جذب اعتبارات دولتی و حمایت همه جانبه از فعالان بخش خصوصی، دافعه های موجود در بلاد لرنشین را کاهش دهیم تا شرایط برای جبران عقب ماندگی مهیا شود.


  • کارآفرینی راه حل کاهش مهاجرت است

    نیروی انسانی مهمترین فاکتور توسعه است. به همین دلیل باید بدنبال صیانت از نیروی تحصیلکرده جوان باشیم و با ایجاد اشتغال / ارتقاء خدمات رفاهی / افزایش سطح زندگی / و بهبود وضعیت تحصیلی، شرایط را برای ماندگاری افراد نخبه فراهم کنیم. کشور به دلیل تحریم در شرایط مناسب اقتصادی قرار ندارد و نمیتوان انتظار داشت که دولت با سرمایه گذاری اقدام به ایجاد فرصتهای شغلی کند. لذا باید شاهد تغییر نگرش مردم نسبت به شغل باشیم. مهمترین عامل کاهش مهاجرت توانمند سازی جامعه روستایی است چون اگر روستاها خودکفا باشند دیگر مهاجرت نمیکنند و حاشیه نشینی و بزهکاری در حومه شهرها افزایش نمی یابد! روستا منشأ تولید است و شرایط برای توسعه اقتصادی و افزایش امکانات برای ایجاد فرصتهای شغلی باید مهیا شود. با پرداخت تسهیلات کم بهره روستایی / حمایت از مشاغل خانگی مثل قالی بافی و صنایع دستی / اعطای ماشین آلات جدید کشاورزی / وام کم بهره برای تولید دام و … میتوان اشتغالزایی کرد و افراد جویای کار را در روستاها ماندگار کرد. باید نگاهمان به حوزه اشتغال تغییر کند و به سمت کارآفرینی و ایجاد شغلهای متناسب با ظرفیت هر شهر برویم چرا که استخدام در دستگاههای دولتی به حداقل خود رسیده و به کارگیری حجم بالای افراد بیکار در شرایط کنونی در ادارات غیر قابل انجام است.


  • چرا نخبگان لر مهاجرت میکنند؟

    بکارگیری نیروهای نخبه موجب استحکام اساس و پایه هر نظام وکشوری میباشد. قطبهای علمی دنیا حاضرند تمامی خواسته های مالی و امکانات آموزشی مورد نیاز برای افراد تحصیلکرده را مهیا کنند و در عوض آنها در فراغت فکری در زمینه های مختلف به تولید علم بپردازند. هزینه تربیت یک نخبه ۱ میلیون خرج دربر دارد و مهاجرت نخبگان کشور مقصد را متنفع مینماید. استفان هارپر نخست وزیر کانادا چندی پیش اعلام کرد:دولت ایران ما را ۲۵ سال به جلو برد ( میرزا مصطفی ، ۶ ؛ ۱۳۹۴ ). وزیر علوم تحقیقات و فناوری دولت یازدهم بر این نکته تأکید کرد در شرایطی که کل بودجه دولتی ما ۱۹۲ هزار میلیارد تومان و معادل ۷۰ میلیارد دلار است با مهاجرت افراد نخبه از کشور ۱۵۰ میلیارد دلار به دنیا کمک میکنیم ( نیازی ، ۲ ؛ ۱۳۹۴). با مهاجرت نخبگان از ایران کم کم دچار فقر ژنتیکی خواهیم شد. دکتر مژده کیانی در کتاب جمعیت شناسی ایران ، صفحه ۱۶۸ مینویسد:طبق آمار صندوق بین المللی پول ، ایران از میان ۹۱ کشور درحال توسعه از نظر فرار مغزها مقام اول را دارد! بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۵ بیش از ۲ میلیون تحصیلکرده و سرمایه دار ایران را ترک کردند که ۷۰ درصد آنان نخبگان علمی بودند! سال ۱۳۷۸ بعد از درگیریهای کوی دانشگاه تهران بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی از ایران مهاجرت کردند ( بهادری نژاد ۱۳۸۲). افراد زیر سن ۴۰ سال / فارغ التحصیلان فنی و مهندسی / مجردین / افراد دارای رتبه استادی / و کسانیکه در خارج مدرک گرفتند بیشترین تمایل به مهاجرت را دارند. ضعف آزادی سیاسی ، ضعف آموزشی ، ضعف ارتقاء شغلی ، ضعف رفاه اقتصادی ، عدم حمایت مالی و … از دلایل تمایل به مهاجرت است.


  • لزوم تقویت تفکر کار آفرینانه در مدارس

    نظام آموزشی کشور از اقتصاد فاصله گرفته است. تا چه اندازه آموزش لازم به جوانان داده شده که انتظار کارآفرینی از آنها دارید؟ در کدام کتاب درسی تسهیلات ، بانک و سایر موارد اقتصادی به افراد علاقمند آموزش داده شده این درحالی است که در کشورهای توسعه یافته برای دوران ابتدایی تا دکترا برنامه دارند! برای هر مقطع تحصیلی متناسب با شرایط ، برنامه آموزشی _ علمی و کسب مهارتها را دارند این درحالی است که اکنون در نظام آموزشی ما پس از اینکه دانشجو تحصیل خویش را به پایان رساند تازه به دنبال کار میرود و به او میگویند:چرا بدنبال کارآفرینی نمیرود؟ کسیکه بخواهد اوضاع اقتصادیش را سامان بدهد در هر شرایطی میتواند و نباید آنرا موکول به آینده کند. متأسفانه بسیاری از ما تنبل هستیم و میخواهیم که یکشبه به همه چیز برسیم که منطقی نیست! در هر شاخه ای میتوان با بدست آوردن اطلاعات لازم فعالیت کرد و موفق بود البته پشتکار و خلاقیت لازم است.به هر حال باید بپذیریم که هیچگاه تفکر کارآفرینی را به فرزندانمان در مدارس نیاموختیم به همین دلیل باید این نگاه در سیستم آموزشی چه در مدرسه و یا دانشگاه تغییر یابد.


  • ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند!

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ ( ۱۴ آذر ۹۷ ) ، صفحه ۹ نوشت:۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز ( محصور شدگان ) جاده ، برق ، آب ، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهر لرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! راه اندازی جاده منطقه را از بن بست ارتباطی درمی آورد و باعث جذب گردشگر ، رونق اقتصادی و اشتغالزایی میشود. با ساخت جاده مدارس ساخته میشوند و برق و آبرسانی مهیا میشود! معلمان بخاطر نبود جاده ساعتها پیاده روی میکنند و شبها جایی برای خواب ندارند! مردم ۱۴۳ روستای ذلقی منتظر جاده ای هستند که به محرومیتشان پایان دهد! محمد پذیرش که ۵۰ سال دارد میگوید:تا بحال هیچ غریبه ای پایش را اینجا نگذاشته چون اصلأ کسی نمیداند ۱۳ هزار نفر در بخش ذلقی زندگی میکنند فقط زمانیکه رأی گیری باشد با اسب و قاطر می آیند و از ما میخواهند که رأی بدهیم! چندین بار با اداره برق مکاتبه کردیم که برق رسانی کنید ولی گفتند هر موقع جاده درست شد برق میکشیم! با بارش اولین برف پاییزی تا اوایل اردیبهشت تمام راهها بسته میشوند. بچه ها بیسوادند و از کمترین امکانات محرومند. ما با بی امکاناتی سالهاست سر کردیم ولی بچه هایمان دارند زجر میکشند چون زندگی کسالت باری دارند ما برق و آب و جاده و مدرسه و حتی آنتن تلویزیون و موبایل هم نداریم که بچه هایمان سرگرمی داشته باشند! اگر کسی مریض شود هیچ درمانگاهی نیست و باید او را از کوه و کمر به بزنوید ببریم! چرا متولیان اداره زیارتگاه امامزاده محمدبن حسن که سالانه ۱ میلیون زاعر دارند و نذورات زیادی هم کسب میکنند بخشی از این پول را خرج ترمیم و آسفالت جاده نمیکنند؟ چرا اداره راه و شهرسازی لرستان نمیتواند ۳۸ کیلومتر جاده که راه ۱۴۳روستاست را درست کند؟ باید کمکی به آبادانی منطقه ذلقی که ۱۳ هزار جمعیت دارد بشود. وزارت راه و شهرسازی وارد عمل شود. بخاطر نبود جاده کودکان از تحصیل جا میمانند و دختران در سن پایین ازدواج میکنند. بخدا در شأن مردم ۱۴۳ روستا نیست که در قرن ۲۱ از امکانات اولیه به کلی دور باشند. خواهش میکنم از مسؤلان که مشکلات مردم را حل کنند.



آخرین مقالات