پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

مهاجرت در بلاد لر نشین ، ابعاد و فرایندها

در کتاب جمعیت شناسی ایران تألیف دکتر مژده کیانی صفحه ۱۵۸ آمده که استانهای لر نشین خوزستان ، لرستان ، همدان ، کرمانشاه و چارمحال بیشتر استانهای مهاجرفرست بوده اند!

مهاجرت در بلاد لر نشین ، ابعاد و فرایندها

موضوع مهاجرت در مناطق لر نشین در سالهای اخیر مسأله ساز شده است. وقتی میزان و نرخ مهاجرت افراد از یک منطقه از حدی بیشتر شده و این مهاجران جوانان و نخبگان آن جامعه را بیشتر شامل شود مهاجرت به یک مسأله اجتماعی تبدیل شده که باید به فکر راه حلی برای کند کردن روند و کنترل پیامدهای آن بود. مطابق سرشماری رسمی سال ۱۳۹۵ لرستان حدود هجده هزار نفر میزان ناخالص مهاجرت برون استانی بوده که مقصد بیشتر آنها استان تهران و البرز میباشد و لرستان در مقام سوم مهاجر فرستی بعد از خوزستان و کرمانشاه قرار دارد. بنا به داده های آماری میزان مهاجرت نه تنها کاهش نداشته بلکه افزایش هم پیدا کرده است. بنابراین میتوان خالص مهاجرت فقط در استان لرستان را در حدود ۶۳ هزار و ۵۰۰ نفر دانست که این به معنای مهاجرت سالانه ۱۲ هزار و ۷۰۰ نفر به خارج از استان است.

از میان شهرستانهای لرستان ، خرم آباد ، بروجرد و کوهدشت بیشترین مهاجرت به تهران را دارند. در کتاب جمعیت شناسی ایران تألیف دکتر مژده کیانی صفحه ۱۵۸ آمده که استانهای لر نشین خوزستان ، لرستان ، همدان ، کرمانشاه و چارمحال بیشتر استانهای مهاجرفرست بوده اند!

مهاجرت زمانی مسأله ساز است که جامعه مبدأ بخاطر خروج سریع نخبگان امکان جانشین پروری را نداشته باشد و یا نخبگان مهاجر ، امکان تبادل فرهنگی با جامعه مبدأ را از دست بدهند. مهاجرت سطح نخبگی و فرهیختگی را کاهش و نیروی کار مفید و جوان جامعه مبدأ از دست میرود و اجتماع را دچار نقصان میکند. همین توالی موجهای مهاجرتی در طول نیم قرن اخیر باعث تشدید عقب ماندگی ها در بلاد لر نشین شده است.

موج نخست مهاجرت بعد از اصلاحات ارضی صورت گرفت و در این موج که بیشتر درون استانی بود روستاییان به شهرها به خصوص در دهه ۴۰ خورشیدی بخاطر تقسیم اراضی و عدم زمیندار شدن بعضی از عشایر و روستاییان و شکلگیری شهرهای کوچک افزایش زیادی یافت.

موج دوم مهاجرت در مناطق لر نشین مربوط به بعد از انقلاب ۵۷ بود که روستاییان بخاطر شرایط انقلاب و جنگ تصمیم به مهاجرت به شهرها خصوصأ مراکز استانها گرفته و وارد نهادهای سیاسی ، نظامی و ایدئولوژیکی شدند و در مقابل آن بسیاری از شهرنشینان بخاطر شرایط انقلابی و جنگ ۸ ساله اقدام به مهاجرت از استانها و یا خارج از ایران کردند که این مهاجرت باعث بهم خوردن موازنه شهری و روستایی در شهرهای لر نشین شد.

موج سوم مهاجرت در استانهای لر نشین مربوط به دوران بعد از جنگ بود که بخاطر آرامش بعد از جنگ و ترویج سبک زندگی شهری ، مهاجرت روستاییان به شهرها شدت گرفت.

موج چهارم که هم اکنون در حال وقوع است ناشی از مسایل و مشکلات اقتصادی / خشکسالی / عدم اشتغال / بیکاری جوانان / ترویج سبک زندگی مدرن شهری و میباشد. این موج برون استانی بوده و در همه طبقات اجتماعی مشاهده میشود و بیشتر برای رفع نیازهای مادی مانندشغل یا سطح رفاه بهتر اقدام به مهاجرت برون استانی و یا خارج از کشور میکنند.

 

علل مهاجرت:

مهاجرت در بین ۲ قشر جوانان جویای کار و نخبگان و متخصصان شیوع و حتی وزن و اهمیت بیشتری دارد. جوانان تحصیلکرده در سن اشتغال و جویای کار قرار دارند و از طرف دیگر نخبگان که فضای سازمانی ، اداری و اجتماعی موجود برای آنها تنگ است و چاره را در مهاجرت می بینند. علت مهاجرت در طبقه های پایین و جوانان بیشتر مسایل اقتصادی است که برای دست یافتن به حداقل هایی از بقا و معیشت مهاجرت میکنند و مهاجرت در طبقه متوسط اعم از متخصصین ، مدیرانو کارشناسان بیشتر علل فرهنگی و اداری دارد. زیرا در این ساختار به دلیل غلبه فرهنگ ایلیاتی ، سنتی و ضعف شایسته سالاری ، هر کسی مدیر میشود سایر دوستان و هم قبیله های خود را فارغ از دانش و تخصص آنها به کار میگیرد و این روند ضد شایسته سالاری به فراررنخبگان و شایستگان دامن میزند. در چنین سیستم اداری مبتنی بر باند و گروه جایگاهی ندارند و بعد از سرخوردگی به محض پیدا کردن شرایط مناسب مهاجرت میکنند. در کنار عوامل ذکر شده نباید از کمبود امکانات رفاهی و فرهنگی دخیل در پدیده مهاجرت غافل شد که در غیاب ساختار شهری و فرهنگی مدرن در تشدید مهاجرت مؤثر است.

 

پیامدهای مهاجرت:

مهمترین پیامد مهاجرت این است که جامعه از افراد نخبه و فرهیخته خالی میشود و سطح نخبگی جامعه پایین می آید و در مقابل بدون اینکه جایگزینی مناسب صورت گیرد افرادی با توانایی پایین تر جای آنها را میگیرند و به مرور با خالی شدن فضا از آدمهای توانمند ، روند مهاجرت تسریع میشود. فرد مهاجر در کلانشهرها به شدت در معرض آسیبهای اجتماعی ماننداعتیاد و بزهکاری بوده و همسر و کودکان نیز در نبود سرپرست خانواده در معرض مشکلات اجتماعی و اخلاقی قرار میگیرند.

 

نتیجه گیری:

بنابراین دو جریان یعنی یکی خالی شدن جامعه از اقشار فعال و جوان و دیگری خروج نخبگان و سرمایه های انسانی با سطح کیفیت بالا ، باعث شده که روند توسعه در استانهای لر نشین بسیار کندتر گردد. چرا که از یک طرف این سرمایه های انسانی با خود تجربه و تخصص و همراه با آن سرمایه های مالی و اقتصادی را از بلاد لر نشین خارج میکنند و از طرف دیگر نیز جوانانی که باید بتوانند به عنوان نسل بعدی روند جانشین سازی منابع انسانی را تکمیل کنند نیز با گسستی مواجه خواهند شد. این روند در آینده سطح استعداد و توانایی جامعه را تنزل داده و با پیامدهای نگران کننده ای روبرو خواهد کرد.

 

بیشتر مهاجرت مردم لر به دلیل دافعه مبدأ است ؛ دکتر مصطفی شکری: در جوامع امروزی اکثر دلایل مهاجرت برای کسب درآمد بهتر و رفاه بیشتر در زندگی است. برخی معتقدند که برای مهاجرت ، عوامل دافعه مبدأ بسیار مهمتر از عوامل جاذبه مقصد است. عوامل منفی مانند: بیکاری / فقر / نا امنی / کمبود امکانات / آسیبهای اجتماعی مثل دزدی و اعتیاد و که در شهرهای لر نشین مشاهده میشود میل خروج را به ذهن برخی شهروندان قرار میدهد تا از این عوامل منفی فرار کنند و زندگی خود و آینده فرزندانشان را تحت شرایط بهتری و به دور از این آسیبهای اجتماعی رقم بزنند.

 

نقش جاذبه مقصد در مهاجرت:

برخی پژوهشگران نیز عوامل جاذبه مقصد را مؤثرتر میدانند مثلأ تجمع ثروت و فرصتهای شغلی در مقاصد مهاجرت ، میتواند یکی از دلایل اصلی و عمده تغییر مکان زندگی باشد. به عنوان مثال طی سالهای گذشته همواره جریانی از ثروت ، سرمایه نیروی انسانی با کیفیت و امکانات متنوع به سمت منطقه شهری تهران سرازیر شده است. وقتی بر طبق آمارهای منتشر شده سال ۱۳۹۵ درآمد سرانه هر شهروند تهرانی را با درآمد سرانه هر شهروند شهرستانی ( بخصوص مناطق محروم نگه داشته شده لرتبار )  مقایسه میکنیم متوجه تفاوت فاحش و قابل ملاحظه ای در درآمد سرانه شهروندان تهرانی با سایر شهرستانها میشویم. مثلأ درآمد سرانه هر شهروند تهرانی در سال ۹۵ مبلغ ۵ میلیون تومان بوده است درحالیکه متوسط درآمد سرانه هر شهروند در یک شهرستان صرفأ حدود ۳۰۰ هزار تومان بوده است!!! در بلاد لر نشین متأسفانه عوامل دافعه زیادی از جملهضعف امکانات شهری / کمبود زیر ساختهای بهداشتی _ درمانی / نبود امکانات تفریحی / ضعف سیستم آموزشی / شدت اختلافات سیاسی و طایفه ای و داعمأ نقش خود را در زندگی مردمان لر نشان میدهد.

 

پیامد مهاجرت مردمان لر چیست؟

در صورت مهاجرت مردم از مناطق لر نشین به ویژه قشر جوان درآمد سرانه این مناطق کاهش می یابد. زیرا قسمتی از درآمد استانها که مربوط به این قشر میباشد بخاطر نقل مکان زندگی و فعالیت این اشخاص در استانهای دیگر از سطح درآمد استانهای لر نشین کاسته میشود. بیشتر امرار معاش مردم مناطق لر نشین هنوز به شکل سنتی و از بخشهای کشاورزی و دامداری تحصیل میشود و ما چون سرمایه انسانی را به مرور توسط مهاجرت از دست میدهیم خیلی نمیتوانیم از سرمایه مادی خود که شامل زمین ، آب و امکانات طبیعی است به نحو مطلوب استفاده کنیم.

 

علل و پیامدهای مهاجرت ؛ دکتر مسعود سعادت مهر:

دو علت برای مهاجرت از استانهای لر تبار به نقاط دیگر میتوان بیان کرد. علت اول اینکه استانهای لر نشین جزء مناطق کمتر توسعه یافته در کشور هستند و نرخ بیکاری در این استانها در سالهای گذشته همواره بالاتر از میانگین نرخ بیکاری در کشور بوده و در اکثر سالها استانهای لر نشین جزء استانهای نخست به لحاظ بیکاری بوده اند بنابراین علت اول مهاجرت به کلانشهرها با هدف جستجوی شغل است!!! علت دوم عدم توجه به نخبگان و عدم شایسته سالاری است. عدم شایسته سالاری از پارامترهای مهم توسعه نیافتگی است. یک فرد تحصیلکرده و نخبه دانشگاهی وقتی احساس میکند در یک جامعه توسعه نیافته هیچگونه ارزش و احترامی به علم و عالم گذاشته نمیشود و از دانش وی هیچگونه استفاده ای نمیشود ممکن است به مکان دیگری مهاجرت نماید به عبارت دیگر فرار نخبگان و فرار مغزها اتفاق می افتد.

 

 نقش توسعه نامتوازن در مهاجرت:

چه قبل و بعد از انقلاب سیاستهای توسعه نامتوازن خواسته یا ناخواسته سیاست غالب کشور بوده است. به عبارت دیگر از آنجا که دولتها بودجه کافی و لازم را برای توسعه همه استانهای ایران به طور همزمان در اختیار نداشتند لذا برخی شهرها و استانها را به عنوان مراکز یا قطبهای رشد انتخاب نموده و اکثر سرمایه گذاریها را در این استانها انجام دادند مثلتهران ، کرج ، قم ، سمنان ، اراک ، اصفهان ، یزد ، کرمان ، اهواز ، تبریز ، شیراز و مشهد. در این سیاستها انتظار بر این است که پس از توسعه مراکز یا قطبهای رشد اثر توسعه در مراکز پیرامون پخش شده و در نتیجه سایر استانها نیز به درجاتی از توسعه برسند. اما در طی دهه های گذشته اثر پخش بسیار ضعیف بوده است. به عبارت دیگر نه تنها مناطق توسعه یافته ( کلانشهرها ) نتوانستند سایر مناطق را به دنبال خود بکشند بلکه اثر جذب بسیار قوی تر بوده به طوری که مهاجرت از مناطق توسعه نیافته مثل بلاد لر نشین و سایر استانهای محروم به کلانشهرها اتفاق افتاده و توسعه این مناطق نیز با مشکل مواجه شود و ازدحام جمعیت در مراکز بزرگ را در پی داشت. عدم تعادلهای منطقه ای ناشی از توسعه نامتوازن علت اصلی مهاجرت از استانهای محروم است. استانهای توسعه نیافته هنوز زیر ساختهای لازم مانندفرودگاه _ راه آهن _ آزادراه _ هتل _ نیروگاه و سد بزرگ ندارند از اینرو سرمایه گذار خارجی کمتر وارد این استانها میشود و بخش خصوصی زیاد در این استانها مؤثر نبوده  و ظرفیت جذب سرمایه ندارند. لذا سیاستهای قطب رشد و خصوصی سازی منجر به دوگانگی اقتصادی شده و این موضوع باعث مهاجرت به سمت کلانشهرها شده است. دولت باید توجه داشته باشد که یک سیاست کلی و یکنواخت نمیتواند برای همه مناطق ایران که زیست بوم و جغرافیای متفاوتی دارند مؤثر واقع شود بلکه باید سیاستهایی متناسب با زمان و مکان لحاظ شود.

 

نقش دولت در توسعه و کاهش مهاجرت:

دولت میتواند بودجه های عمرانی مناطق توسعه یافته را کاهش داده و به همان میزان بودجه عمرانی مناطق توسعه نیافته را افزایش دهد تا زیرساختها در این مناطق نیز به حد کافی رشد نماید و زمینه برای فعالیت بخش خصوصی در استانهای محروم فراهم شود و در نتیجه از مهاجرت به سمت کلانشهرها و ایجاد مشکل در آنجا جلوگیری شود. به این ترتیب میتوان عدم تعادلهای منطقه ای را در ایران کاهش داد و از مشکلات ناشی از مهاجرت که با روند کنونی در آینده وخیم تر خواهد شد اجتناب کرد.

این مقاله از دکتر مجتبی ترکارانی در شماره ۲۶ ماهنامه جهش نو ( آذر ۹۷ ) چاپ شده است.

40 نظر

  • لرستان و بحرانی بنام مهاجرت:عبداله زاده

    مهاجرت غیر طبیعی ارتباط مستقیمی با توسعه دارد به بیان دیگر هر چقدر مناطق روند توسعه را بیشتر طی کنند دلایل برای مهاجرت غیر طبیعی کاهش می یابد. به دلایل متعددی همچون توسعه نامتوازن استانهای مختلف اکنون مهاجرت غیرطبیعی در استانهای کمتر توسعه یافته بیشتر به چشم میخورد. در دهه های گذشته روند مهاجرت از استانهای کمتر توسعه یافته ای همچون لرستان با افزایش قابل توجهی روبرو شده به نحوی که آمارها اعلام میکنند که سالانه حدود چندین هزار نفر از افراد تحصیلکرده و بخصوص قشر جوان به دلایل اقتصادی همچون فقر ، بیکاری ، عدم صنعت و نبود حمایت مسؤلان از این استان مهاجرت میکنند. دلیل اصلی مهاجرت فقر و بیکاری است! بخش قابل توجهی از افراد مهاجر کننده را جوانان تشکیل میدهند. اگر مسؤلان شرایط را برای بهبود این بحران ( مهاجرت ) مهیا نکنند در میان مدت و بلند مدت این مهاجرتها ضربات سنگینی بر پیکره اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی لرستان وارد خواهد کرد چرا که نیروی انسانی به عنوان بزرگترین سرمایه یک جامعه به شمار میرود و اگر نتوان این نیروی انسانی مولد را در استان نگه داشت در آینده لرستان با چالشی اساسی روبرو خواهد شد! به هر حال تا زمانیکه دولت برنامه ویژه ای برای توسعه استانهای کمتر برخوردار ( لرستان ، ایلام ، بختیاری ، کهگیلویه ، کرمانشاه ) در دستور کار قرار ندهد شاهد بهبود وضعیت نخواهیم بود و مطمعنأ روز به روز بر تعداد افراد مهاجرت کننده اضافه خواهد شد. تمامی شرایط و پتانسیلهای لازم برای توسعه هر چه بیشتر بلاد لر نشین وجود دارد ( خاک حاصلخیز ، آب فراوان ، نیروی انسانی تحصیلکرده ، مناطق نفت خیز ، معادن سنگ ) لذا مسؤلان ارشد ، نمایندگان شهرهای لر نشین و بخصوص مردم در راستای توسعه بلاد لر نشین گام بردارند تا شاهد اشتغال جوانان و کاهش مهاجرت باشیم.


  • تبعات مهاجرت از روستا به شهر

    همانگونه که ما انتظار نداریم از یک پزشک ، مهندس یا معلم که فرزندان آنها شغل پدرانشان را برگزینند طبیعتأ نباید انتظار داشت از یک کشاورز که فرزند او حتمأ کشاورز باشند! لذا برخی از فرزندان کشاورزان به شغلهای دیگری علاقمند میشوند که زمینه این شغلها در روستا کمتر فراهم است! اختلاف درآمد بین شهر و روستا یکی از علتهای مهاجرت است. اصولأ سطح درآمد کشاورزان پایینتر از سطوح درآمدی در شهرهاست به ویژه اینکه در مقاطع زمانی خشکسالی این اختلاف درآمد بین شهری و روستایی تشدید میشود. خشکسالی / شیوع بیماریهای گیاهی و دامی / سیل و تگرگ / کاهش قیمت محصول هنگام برداشت به دلیل عرضه فراوان و … از عواملی هستند که ریسک درآمد روستایی را افزایش میدهند. بیکاری گسترده و پنهان در روستاها نیز یکی از علل مهاجرت است. مهاجرت با هدف تحصیل در دانشگاهها همچنین خدمت سربازی نیز از عواملی هستند که پدیده مهاجرت از روستا به شهر را تشدید میکنند. جوانی که در شهر مشغول تحصیل است به دلیل اینکه در روستا شغلی متناسب با مدرک تحصیلی وی به احتمال زیاد فراهم نیست و دوم اینکه تحصیل در شهر و عادت کردن به زندگی شهری و تغییر فرهنگی مانع از برگشت به روستا خواهد شد! کمبود امکانات رفاهی ، بهداشتی و خدماتی در روستاها از علل مهاجرت به شهر است. خالی شدن روستاها از سکنه یعنی کاهش فعالیتهای کشاورزی و دامپروری و متعاقب آن کاهش تولید و کاهش رشد اقتصادی است. مهاجرت از روستا به شهر یعنی مهاجرت از بخش مولد ( تولید ) به بخش غیر مولد ( مصرف ) است که با کاهش رشد اقتصادی همراه خواهد بود. مهاجرت روستاییان به شهرها باعث افزایش نیاز به خدمات عمومی شهری مانند:آب ، برق ، گاز ، حمل و نقل ، فضای سبز و مسکن خواهد شد که همه این موارد فشار مضاعفی به بودجه دولت می آورد. لاجرم به کسری بودجه و تورم تن میدهد. همچنین تقاضا در بخش مسکن شهری به شدت افزایش یافته و باعث افزایش قیمت مسکن شده و سطح زندگی را برای همه مشکل میکند! بنابراین عدم توانایی به خرید مسکن شهری باعث حاشیه نشینی / ایجاد زاغه در حومه شهر / ایجاد محلات غیر رسمی / رشد بزهکاری و افزایش آسیبهای اجتماعی در اطراف و اکناف شهر خواهند شد و معضلات فراوانی را به دنبال دارد.


  • رتبه نخست فرار مغزها

    دکتر مژده کیانی در کتاب "جمعیت شناسی ایران" ، صفحه ۱۶۸ مینویسد:براساس آمار صندوق بین المللی پول ، ایران میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته ، از نظر فرار مغزها مقام اول را در دنیا دارد!!! در بین سالهای ۱۳۷۵ _ ۱۳۶۰ بیش از دو میلیون نفر ایران را برای همیشه ترک کرده اند که تقریبأ ۷۰ درصد آنان از نخبگان علمی و تخصیل کردگان بوده اند!!! پس از سال ۱۳۷۵ به بعد نیز از این سیر مهاجرت کاسته نشده و حتی گفته میشود موجهای پر دامنه تر و جدیدتری از مهاجرت پدیدار شده است به طوری که در سال ۱۳۷۸ بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی از ایران مهاجرت کرده اند!!! مقوله فرار مغزها در سطح درونی یعنی در داخل کشور کنترل نشده است به طوری که مغزها از برخی مناطق جغرافیایی به مناطق دیگر فرار میکنند و در محل زندگی خود استقرار ندارند!


  • سهم لرها از اشتغال:هیچ

    زمانیکه انقلاب ۵۷ شد اکثر مناطق غیرفارس دستخوش التهابات سیاسی _ امنیتی شدند و در آذربایجان ، کردستان ، ترکمن صحرا ، خرمشهر و بلوچستان تمایلات جدایی طلبانه دیده شد اما بلاد لر نشین حتی یک تکه سنگ هم به سمت دولت مرکزی پرتاب نکردند چه برسد به اقدام مسلحانه! اما الآن در تهران ما بزرگراه و میادین و معابر زیادی داریم که نام اقوام را یدک میکشد مثل کردستان ، آذربایجان و… اما اثری از نام لر و لرتبار نیست! استانی مثل لرستان زمان جنگ ۱۴۵ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشکباران شد و دومین استان خسارت دیده از جنگ پس از خوزستان ( کانون اصلی جنگ ) بود و ۶۵۰۰ شهید تقدیم وطن کرد اما در کتب درسی مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار نام اصفهان آمده ولی یکبار به بلاد لر نشین اشاره ای نشده است. در صفحه ۷۸ همان کتاب انواع لباس اقوام آمده اما اثری از لباس قوم لر نیست! در صفحه ۱۱۶ در ترسیم نقشه حملات هوایی عراق به ایران به تمام شهرهای ایران فلش کشیدند بجز شهرهای لر نشین! گویا ما به یکباره از تاریخ این سرزمین حذف و به کنار گذاشته شده ایم! به بهانه جنگ و نزدیکی به مرز چه در ۸ سال دفاع مقدس و چه بعد از آن هیچ سرمایه گذاری کلان صنعتی در استانهای غرب کشور نشده است و کماکان صنایع را به کرمان ، اصفهان و یزد میبرند. در تهران کارگر افغانی را به لر ترجیح میدهند و نمیگویند بزنگاه مردم لر کجاست؟ ما که مرز نداریم که قاچاق کالا و کولبری کنیم! این تبعیض هدفمند و نگاه نژادپرستانه باید برچیده شود. تمرکزگرایان این روزها به هرکس که از حقوق قومی و محلی خود دفاع کند برچسب تجزیه طلب را به پیشانی اش میچسبانند. هرچند ما به تبعیض عادت داریم ولی ما لرهای غریب نشین فقط کمی زندگی میخواهیم همین!


  • آسیبهای مهاجرت

    معضل مهاجرت در استانهای کمتر توسعه یافته شدت بیشتری دارد. به دلیل کمبود فرصتهای شغلی، کم کاریهای صورت گرفته گذشته، عدم توجه دولتها به روند توسعه و… شاهد کمبود فرصتهای شغلی و رشد بیکاری هستیم. زیرساختهای موجود در بلاد لرنشین در دهه های گذشته فرسوده شده و واحدهای صنعتی نیز تنها در مرحله نگهداری قرار داشتند و تفکری برای توسعه آنها وجود نداشت. اکنون این عوامل باعث شده حوزه تولید رو به تحلیل برود که این موضوع خود باعث کاهش نیروی کار، بیکاری و کم شدن فرصتهای شغلی میشود. برای قشر تحصیلکرده شغل پایدار و مناسب نیست. باتوجه به کم بودن بضاعت مالی مهاجران آنها در حاشیه شهرهای بزرگ سکونت یافته در نتیجه شاهد رشد آسیبهای اجتماعی و پایین آمدن کیفیت زندگی هستیم. برای کاهش مهاجرت باید شرایط را برای استفاده از ظرفیت سرمایه گذاران داخلی_خارجی مهیا کرد. بانکهای خصوصی سپرده های مردم را در استانهای لرنشین سرمایه گذاری نمیکنند و گردش مالی مؤثری دراقتصاد بلاد لرنشین ندارند. سرمایه گذاران بخش خصوصی، شرکتهای وابسته به دولت، نهادهای وابسته به حاکمیت میتوانند اقدامات توسعه ای در شهرهای محروم انجام دهند. متأسفانه مهمترین مانع جذب سرمایه گذاریهای بخش خصوصی، ادارات اجرایی هستند که شرایط را براحتی تسهیل نمیکنند. باید بروکراسی اداری ( کاغذبازی) را کاهش دهیم تا شرایط سرمایه گذاری برای ایجاد اشتغال فراهم شود.


  • عامل اقتصادی موجب مهاجرت میشود

    بلاد لر نشین یکی از نقاط مبدأ مهاجرت به شمار میروند. مهاجران به دلیل بضاعت کم در حاشیه کلانشهرها سکنا میگزینند و در نتیجه زندگیشان از کیفیت پایینی برخوردارست چون در سکونتگاه های غیر رسمی مستقر هستند. عامل اقتصادی مثل:فقر، نداری و بیکاری دلیل اصلی مهاجرت است. دولت باید مناطق مهاجرفرست را حمایت اقتصادی کند و به دنبال ارتقاء سطح توسعه درآنها باشد. مهاجرت افراد تحصیلکرده به کلانشهرها، تولید استانهای لرنشین را تهدید میکند چون این استانها از نیروی کارآمد ومتخصص تخلیه میشوند. اعطای تسهیلات کم بهره روستایی / حمایت از صنایع دستی / ایجاد شهرکهای صنعتی / تخصیص آب به کشاورزان / ارتقاء سطح بهداشتی _ آموزشی مناطق محروم / اعطای تسهیلات کم بهره اشتغالزا / سرمایه گذاری هلدینگ های اقتصادی / حمایت بخش خصوصی و ورود دولت برای انجام اقدامات توسعه ای میتواند نرخ مهاجرت را کاهش دهد.


  • کاهش مهاجرت در گرو سرمایه گذاری

    کاهش بحران مهاجرت در گرو سرمایه گذاری و ایجاد فرصتهای شغلی است چرا که دلیل اصلی مهاجرت کمبود فرصتهای شغلی است. بلاد لرنشین همواره نرخ بیکاریشان بالاست و بهترین راهکار برای کاهش مهاجرت، افزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی و ایجاد طرحهای اشتغالزاست. شرایط برای ورود سرمایه گذاران توسط مردم و مسؤلان باید مهیا شود. نمایندگان مجلس در جذب سرمایه گذاران و تسهیل شرایط بسیار نقش تأثیرگذاری دارند. محور توسعه انسان است. انسانها میتوانند جامعه را به سمت توسعه یافتگی سوق دهند و هر اجتماعی که فاقد انسانهای تحصیلکرده ، نخبه ، اندیشمند و صاحب نظر باشد با عدم توسعه روبرو خواهد شد. زمانیکه شرایط فعالیت برای فارغ التحصیلان دانشگاهی فراهم نباشد به مناطق دارای جاذبه های اشتغال و تولید مهاجرت میکنند. نخبگان به دنبال سرزمینی میگردند که بتوانند تحصیل ، دانش و سرمایه خود را توسعه داده و حفظ کنند. مهاجرت افراد نخبه و سرمایه دار ، جامعه را با عقب ماندگیهای بیشتری روبرو خواهد کرد!


  • بیکاری عامل مهاجرت

    بیکاری مهمترین عامل مهاجرت است. پایه اصلی جذب سرمایه گذاران به مسایل فرهنگی باز میگردد. وقتی دولتمردان و مسؤلان شرایط را برای حضور سرمایه گذاران داخلی _ خارجی مهیا نمیکنند در نتیجه نگاه سرمایه داران به بلاد لرنشین منفی خواهد شد و ضررش را فقط جوانان بیکار می بینند!!! متأسفانه استقبال مناسبی از سرمایه گذاران بومی و غیربومی نمیشود و نگاه منفی جامعه ما که معتقدند افراد سرمایه دار ثروت خود را از راه رانت و یا نامشروع بدست آوردند به همین دلیل باعث شده که افراد ، سرمایه خود را پنهان کرده و یا در کلانشهرها بکار گیرند که خود یکی از دلایل عدم توسعه یافتگی بلاد لرنشین است!!! براساس آمارها حدود هزار و ۶۰۰ تریلیون پول نقد در دست مردم ایران است که اگر استان لرستان ۲,۷ درصد جمعیت ایران را به خود اختصاص داده است حدود ۱۶ هزار میلیارد تومان نقدینگی در دست مردم استان است که براساس آمارها تنها ۴ هزار میلیارد تومان از این مبلغ در اختیار بانکهاست و ۱۲ هزار میلیارد تومان دیگر در دست مردم قرار دارد و یا خارج از استان است به هر حال باید شرایط را برای جذب نقدینگی سرمایه گذاران بومی فراهم کرد و ثروت را به سمت تولید برد. اقتصاد یعنی ثروت زایی و باید کالایی تولید کنیم که دنیا پسند باشد!!! شرایط برای استقبال و حمایت همه جانبه از افراد سرمایه گذار باید مهیا شود و بجای اینکه با کاغذبازی اداری موانع بر سر راه آنها ایجاد کنیم باید فرش قرمز بر سر راه آنها پهن کنیم و تنها با تحقق این هدف شاهد توسعه و پیشرفت بلاد لر نشین خواهیم بود! تحریمهای آیسا ، دآماتو و سیسادا خدمات بیمه ای، صنعت نفت، سرمایه گذاری در حوزه های پتروشیمی و فرآورده های نفتی، معادن، حمل ونقل و تولید را تحریم کرده و سرمایه گذاری بیش از ۲۰ میلیون دلار در ایران را تحریم کرده است حالا دولت با اقتصادی بسته و مصرف محور که داعمأ تحریم است به هیچ عنوان توانایی سرمایه گذاری در حوزه های مختلف را ندارد و حتی برای تأمین بودجه خود نیز با چالش مواجه است و حتی برای تعیین تکلیف پروژه های نیمه تمام اقدام به فروش و واگذاری آنها کرده است به همین خاطر باید شرایط را برای جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی فراهم کنیم! کشاورزی، صنعت، گردشگری و خدمات دارای ظرفیت بالایی هستند لذا حمایت همه جانبه از فعالان بخش خصوصی و استقبال مردم و مسؤلان از آنها یقینأ میتواند فرصتهای شغلی جدیدی فراهم کنند.


  • راهکار مقابله با مهاجرت چیست؟

    وقتی شرایط اقتصادی نامساعد است و بازار کسب و کار رونق ندارد افراد مجبورند مهاجرت کنند. گرانی ، تورم ، نبود فرصت شغلی و نداری از عوامل مهاجرت هستند که خود پدیده مهاجرت هم باعث گسترش حاشیه نشینی در مناطق غیر رسمی کلانشهرها میشود. در ایران ۱۱ میلیون حاشیه نشین داریم که گسترش آن منجر به افزایش آسیبهای اجتماعی و جرم و جنایت میشود! مهاجران از دو طبقه تحصیلکرده و مرفه هستند که ۲ عامل توسعه اقتصادی به شمار میروند! تمرکز حجم زیادی از صنایع در تهران ، اصفهان ، اراک ، کرج ، قم ، سمنان ، یزد ، کرمان و… موجب جذب مهاجران و گسترش حاشیه نشینی طی سالهای اخیر شده است! دولت برای کاهش مهاجرت به کلانشهرها ، باید استانهای محروم ( مهاجر فرست ) را از نظر اقتصادی و صنعتی تقویت کند و با احداث زیر ساختها مثل فرودگاه ، راه آهن ، آزادراه و … / تأسیس صنایع کوچک و متوسط پر بازده / انتقال واحدهای تولیدی قدیمی به مناطق محروم / توسعه کشت و فرآوری گیاهان دارویی / توسعه شهرکهای گلخانه ای / تأسیس صنایع فرآوری و بسته بندی / حمایت از صنایع دستی / پرداخت وام و تسهیلات کم بهره بانکی برای ایجاد کارآفرینی و … میتوانند در ایجاد فرصتهای شغلی جدید و کاهش مهاجرت به کلانشهرها مفید باشند. هر چقدر دولت زمینه را برای بزرگتر شدن شهرهای صنعتی فراهم کند طبیعتأ جمعیت زیادی جذب این شهرها میشوند لذا باید از تمرکزگرایی و تجمع صنعت و ثروت در چند شهر انگشت شمار خودداری کند زیرا ظرفیت زیستی این شهرها گنجایش این همه جمعیت را ندارد!


  • مهاجرت موجب گسترش حاشیه نشینی میشود

    افراد محل زندگی خود را به دلیل اینکه گنجایش و پذیرش لازم را ندارد ترک کرده و به محیط بزرگتر و توسعه یافته مهاجرت میکنند. مهاجران به دلیل بضاعت کم مالی در حاشیه کلانشهرها ساکن میشوند و به کج روی اجتماعی روی می آورند. فرد مهاجر به دلیل اینکه تخصصی و شایستگی لازم را ندارد ناچارأ به مشاغل کاذب و آسیب آفرین روی می آورد و ساختار شهری را بهم میریزند به همین دلیل شاهد گسترش معضلات اجتماعی در حومه شهرها هستیم. اولین دستاورد مهاجرت حاشیه نشینی است! با گسترش مهاجرت توازن و تعادل جامعه بهم میخورد و آسیبهای فرهنگی شکل میگیرد و نمیتوانیم شهروندان مسؤلیت پذیری داشته باشیم که منجر به الگوسازی نامطلوب در اجتماع میشود و نظم زندگی بهم میخورد.


  • مهاجرت ابرچالش بلاد لرنشین

    نبود شغل ، متناسب نبودن شرایط زندگی و مهیا نشدن زیرساختهای لازم باعث میشود افراد تصیلکرده مهاجرت کنند که اگر حجم آن زیاد باشد موجب ضربه سنگین به پیکره توسعه بلاد لر نشین میشود. با مهاجرت افراد متخصص جامعه از داشتن سرمایه و دانش این افراد محروم شده و نمیتوان از پتانسیل آنها در جهت توسعه استفاده کرد. افراد نخبه هم خدمات خود را در مناطق دیگری اراعه میدهند و همین موضوع سبب میشود دست لرها خالی بماند. انتظار میرود مسؤلان و نمایندگان برنامه ریزی دقیقی برای بهبود وضعیت و حمایت از افراد متخصص و نخبه استانهای لرتبار داشته باشند تا از مهاجرت آنها جلوگیری به عمل آید. براساس آمارها اکنون بین ۱۴۰ تا ۱۸۰ هزار نیروی فعال اقتصادی بیکار فقط در استان لرستان داریم که اگر بتوان از مهاجرت افراد نخبه و متخصص اقتصادی جلوگیری کرد میتوان با جذب سرمایه گذاری بسیاری از این افراد را به کار گرفت و شرایط را برای توسعه مهیا کرد. برای حل مسایل نباید تنها نگاهمان به سیاستها و برنامه های دولتی باشد و خود مردم با مطالبه گری و پرسشگری به دنبال احقاق حقوق خود باشند. اگر خواهان کاهش مشکلات اجتماعی مثل فقر و بیکاری هستیم باید با جذب اعتبارات دولتی و حمایت همه جانبه از فعالان بخش خصوصی، دافعه های موجود در بلاد لرنشین را کاهش دهیم تا شرایط برای جبران عقب ماندگی مهیا شود.


  • کارآفرینی راه حل کاهش مهاجرت است

    نیروی انسانی مهمترین فاکتور توسعه است. به همین دلیل باید بدنبال صیانت از نیروی تحصیلکرده جوان باشیم و با ایجاد اشتغال / ارتقاء خدمات رفاهی / افزایش سطح زندگی / و بهبود وضعیت تحصیلی، شرایط را برای ماندگاری افراد نخبه فراهم کنیم. کشور به دلیل تحریم در شرایط مناسب اقتصادی قرار ندارد و نمیتوان انتظار داشت که دولت با سرمایه گذاری اقدام به ایجاد فرصتهای شغلی کند. لذا باید شاهد تغییر نگرش مردم نسبت به شغل باشیم. مهمترین عامل کاهش مهاجرت توانمند سازی جامعه روستایی است چون اگر روستاها خودکفا باشند دیگر مهاجرت نمیکنند و حاشیه نشینی و بزهکاری در حومه شهرها افزایش نمی یابد! روستا منشأ تولید است و شرایط برای توسعه اقتصادی و افزایش امکانات برای ایجاد فرصتهای شغلی باید مهیا شود. با پرداخت تسهیلات کم بهره روستایی / حمایت از مشاغل خانگی مثل قالی بافی و صنایع دستی / اعطای ماشین آلات جدید کشاورزی / وام کم بهره برای تولید دام و … میتوان اشتغالزایی کرد و افراد جویای کار را در روستاها ماندگار کرد. باید نگاهمان به حوزه اشتغال تغییر کند و به سمت کارآفرینی و ایجاد شغلهای متناسب با ظرفیت هر شهر برویم چرا که استخدام در دستگاههای دولتی به حداقل خود رسیده و به کارگیری حجم بالای افراد بیکار در شرایط کنونی در ادارات غیر قابل انجام است.


  • چرا نخبگان لر مهاجرت میکنند؟

    بکارگیری نیروهای نخبه موجب استحکام اساس و پایه هر نظام وکشوری میباشد. قطبهای علمی دنیا حاضرند تمامی خواسته های مالی و امکانات آموزشی مورد نیاز برای افراد تحصیلکرده را مهیا کنند و در عوض آنها در فراغت فکری در زمینه های مختلف به تولید علم بپردازند. هزینه تربیت یک نخبه ۱ میلیون خرج دربر دارد و مهاجرت نخبگان کشور مقصد را متنفع مینماید. استفان هارپر نخست وزیر کانادا چندی پیش اعلام کرد:دولت ایران ما را ۲۵ سال به جلو برد ( میرزا مصطفی ، ۶ ؛ ۱۳۹۴ ). وزیر علوم تحقیقات و فناوری دولت یازدهم بر این نکته تأکید کرد در شرایطی که کل بودجه دولتی ما ۱۹۲ هزار میلیارد تومان و معادل ۷۰ میلیارد دلار است با مهاجرت افراد نخبه از کشور ۱۵۰ میلیارد دلار به دنیا کمک میکنیم ( نیازی ، ۲ ؛ ۱۳۹۴). با مهاجرت نخبگان از ایران کم کم دچار فقر ژنتیکی خواهیم شد. دکتر مژده کیانی در کتاب جمعیت شناسی ایران ، صفحه ۱۶۸ مینویسد:طبق آمار صندوق بین المللی پول ، ایران از میان ۹۱ کشور درحال توسعه از نظر فرار مغزها مقام اول را دارد! بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۵ بیش از ۲ میلیون تحصیلکرده و سرمایه دار ایران را ترک کردند که ۷۰ درصد آنان نخبگان علمی بودند! سال ۱۳۷۸ بعد از درگیریهای کوی دانشگاه تهران بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی از ایران مهاجرت کردند ( بهادری نژاد ۱۳۸۲). افراد زیر سن ۴۰ سال / فارغ التحصیلان فنی و مهندسی / مجردین / افراد دارای رتبه استادی / و کسانیکه در خارج مدرک گرفتند بیشترین تمایل به مهاجرت را دارند. ضعف آزادی سیاسی ، ضعف آموزشی ، ضعف ارتقاء شغلی ، ضعف رفاه اقتصادی ، عدم حمایت مالی و … از دلایل تمایل به مهاجرت است.


  • لزوم تقویت تفکر کار آفرینانه در مدارس

    نظام آموزشی کشور از اقتصاد فاصله گرفته است. تا چه اندازه آموزش لازم به جوانان داده شده که انتظار کارآفرینی از آنها دارید؟ در کدام کتاب درسی تسهیلات ، بانک و سایر موارد اقتصادی به افراد علاقمند آموزش داده شده این درحالی است که در کشورهای توسعه یافته برای دوران ابتدایی تا دکترا برنامه دارند! برای هر مقطع تحصیلی متناسب با شرایط ، برنامه آموزشی _ علمی و کسب مهارتها را دارند این درحالی است که اکنون در نظام آموزشی ما پس از اینکه دانشجو تحصیل خویش را به پایان رساند تازه به دنبال کار میرود و به او میگویند:چرا بدنبال کارآفرینی نمیرود؟ کسیکه بخواهد اوضاع اقتصادیش را سامان بدهد در هر شرایطی میتواند و نباید آنرا موکول به آینده کند. متأسفانه بسیاری از ما تنبل هستیم و میخواهیم که یکشبه به همه چیز برسیم که منطقی نیست! در هر شاخه ای میتوان با بدست آوردن اطلاعات لازم فعالیت کرد و موفق بود البته پشتکار و خلاقیت لازم است.به هر حال باید بپذیریم که هیچگاه تفکر کارآفرینی را به فرزندانمان در مدارس نیاموختیم به همین دلیل باید این نگاه در سیستم آموزشی چه در مدرسه و یا دانشگاه تغییر یابد.


  • ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند!

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ ( ۱۴ آذر ۹۷ ) ، صفحه ۹ نوشت:۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز ( محصور شدگان ) جاده ، برق ، آب ، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهر لرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! راه اندازی جاده منطقه را از بن بست ارتباطی درمی آورد و باعث جذب گردشگر ، رونق اقتصادی و اشتغالزایی میشود. با ساخت جاده مدارس ساخته میشوند و برق و آبرسانی مهیا میشود! معلمان بخاطر نبود جاده ساعتها پیاده روی میکنند و شبها جایی برای خواب ندارند! مردم ۱۴۳ روستای ذلقی منتظر جاده ای هستند که به محرومیتشان پایان دهد! محمد پذیرش که ۵۰ سال دارد میگوید:تا بحال هیچ غریبه ای پایش را اینجا نگذاشته چون اصلأ کسی نمیداند ۱۳ هزار نفر در بخش ذلقی زندگی میکنند فقط زمانیکه رأی گیری باشد با اسب و قاطر می آیند و از ما میخواهند که رأی بدهیم! چندین بار با اداره برق مکاتبه کردیم که برق رسانی کنید ولی گفتند هر موقع جاده درست شد برق میکشیم! با بارش اولین برف پاییزی تا اوایل اردیبهشت تمام راهها بسته میشوند. بچه ها بیسوادند و از کمترین امکانات محرومند. ما با بی امکاناتی سالهاست سر کردیم ولی بچه هایمان دارند زجر میکشند چون زندگی کسالت باری دارند ما برق و آب و جاده و مدرسه و حتی آنتن تلویزیون و موبایل هم نداریم که بچه هایمان سرگرمی داشته باشند! اگر کسی مریض شود هیچ درمانگاهی نیست و باید او را از کوه و کمر به بزنوید ببریم! چرا متولیان اداره زیارتگاه امامزاده محمدبن حسن که سالانه ۱ میلیون زاعر دارند و نذورات زیادی هم کسب میکنند بخشی از این پول را خرج ترمیم و آسفالت جاده نمیکنند؟ چرا اداره راه و شهرسازی لرستان نمیتواند ۳۸ کیلومتر جاده که راه ۱۴۳روستاست را درست کند؟ باید کمکی به آبادانی منطقه ذلقی که ۱۳ هزار جمعیت دارد بشود. وزارت راه و شهرسازی وارد عمل شود. بخاطر نبود جاده کودکان از تحصیل جا میمانند و دختران در سن پایین ازدواج میکنند. بخدا در شأن مردم ۱۴۳ روستا نیست که در قرن ۲۱ از امکانات اولیه به کلی دور باشند. خواهش میکنم از مسؤلان که مشکلات مردم را حل کنند.


  • عوامل مهاجرت نخبگان به خارج چیست؟

    انعطاف ناپذیر بودن ساختارهای نظام آموزشی و پژوهشی به دلیل نبود نظام انگیزشی مؤثر / پایین بودن فرصت پیشرفت علمی به دلیل وجود دیوان سالاری سنتی و دست و پا گیر / ضعیف بودن امکان ارتباط متخصصان داخلی با متخصصان خارج از کشور در جهت پیشرفتهای علمی / پیچیده و زمانبر بودن نظام گزینش و استخدام / کمبود امکانات پژوهشی و عدم ارتباط پژوهشها با نیازهای ملموس جامعه / نبود یا ضعیف بودن نظام شایسته سالاری در استخدام / و سرانجام تأثیر عوامل غیرحرفه ای در ارتقا و پیشرفت نیروهای تحصیلکرده!سهم فعالیتهای پژوهشی از تولید ناخالص داخلی ایران بطور متوسط کمتر از نیم درصد بوده است!


  • حضور نخبگان ایران در کانادا

    سفیر کانادا در تهران سال ۹۱ از دکتر پرویز کاظمی ( وزیر رفاه دولت مهرورزی ) بخاطر حضور گسترده نخبگان ایرانی در کانادا تشکر کرد چون در کانادا برای دوره لیسانس هر نفر ۱/۵ میلیون دلار / فوق لیسانس ۲ میلیون دلار / و دکتری ۲/۵ میلیون دلار هزینه میکنند و حضور نخبگان دیگر کشورها را در کانادا رااتفاقی خوب میدانند چرا که بدون صرف هزینه ، نیروی کارآمد را به خدمت میگیرند! همچنین استفان هارپر نخست وزیر کانادا چندی پیش به صراحت اعلام کرد:دولت ایران ما را ۲۵ سال به جلو پیشرفت داد! مهاجرت مغزهای ایرانی ۱۵۰ میلیارد دلار به کانادا کمک کرده است.ما زحمت میکشیم و درخت میوه را به ثمر میرسانیم ولی از میوه سهمی نداریم! وقتی داعمأ تحریم هستیم و نمیتوانیم فضای مطلوبی برای اشتغال و زندگی نخبگان فراهم کنیم طبیعی است که آنها جذب کشورهای پیشرفته میشوند تا پیشرفت را در کارشان و رفاه را در زندگیشان تجربه کنند.


  • چرا تحصیلکردگان بفکر مهاجرت می افتند؟

    رییس سازمان ثبت احوال سال ۱۳۹۱ اعلام کرد:تعداد ایرانیان مقیم خارج نزدیک به ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفراست. دبیرکل شورای عالی ایرانیان در سال ۱۳۹۷ میگوید:آمار ایرانیهای خارج از کشور ۶ میلیون نفراست. در حال حاضر ۵۲ هزار دانشجوی ایرانی در کشورهای مختلف دنیا در حال تحصیل هستند. بیش از ۸ درصد از جمعیت ایران در خارج زندگی میکنند و ۱/۵ میلیون ایرانی در صف مهاجرت به کانادا و استرالیا قرار دارند. طبق گزارش روزنامه شهروند:معادل ۲ درصد جمعیت کل ایران و ۴ درصد جمعیت جوان زیر ۳۰ سال در صف مهاجرت به خارج اند. سازمان ملل میگوید:در سال ۲۰۱۸ حدود ۲۱ هزار نفر از ایرانیان از کشور رفته اند. در سال ۲۰۱۵ حدود ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از ایرانیان طبق گزارش روزنامه ایران تمایل به مهاجرت از ایران داشتند. هرم سنی جمعیت مهاجران ایرانی خارج از کشور در سال ۲۰۱۷ به طرف سالمندان پیش رفته است. نبود نگاه استراتژیک به ایرانیان خارج از کشور حلقه ی مفقوده در اقتصاد و بحثهای هویتی و ملی است. موج ششم مهاجرت ایرانیان در طول ۵۰ سال گذشته حالا به مرحله خطرناکی رسیده است. چرا که ایرانیان مهاجر عمدتأ تحصیلکرده و بخشی از نخبگان جامعه رو به توسعه ایرانند و برخلاف غالب مهاجران جهان که از طبقات پایین دست هستند ایرانیان در رؤیای زندگی بهتر از کشور میگریزند!


  • مُهاجر انگیزه اقتصادی دارد!

    مهاجر انگیزه اقتصادی دارد ولی پناهنده به دلایل سیاسی مهاجرت میکند. شکوفایی اقتصادی وقتی با عدالت همراه نباشد نتایج شوم فرهنگی به بار می آورد. اگر حاکمیت و دولت به بلاد لُرنشین برسند و سرمایه گذاری کنند (مثل کاری که در کویر مرکزی کردند) لُرها هم پیشرفت میکنند و توسعه می یابند اما لُرها را در محرومیت و محدودیت قرار دادند.بیکاری مهمترین عامل مهاجرت است.


  • بهاروند

    لرستان با وجود غیر مرزی بودن خسارت های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شد به نوعی که به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان به شمار میرفت. خسارت ناشی از جنگ در لرستان ۱۰۵ میلیارد تومان به ارزش آن زمان یعنی یازده درصد کل خسارات جنگ ، هزار میلیارد تومان بود. اما در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی سهم لرستان از بودجه ی بازسازی به کمتر از نیم درصد میرسد !!!و سال ۶۹ در کمیسیون امنیت ملی تصویب میشود که به مدت ۱۶ سال در استان های زاگرس سرمایه گذاری صنعتی کلان نشود. این حادثه ی تلخ درست زمانی رخ میدهد که رییس جمهور وقت آقای رفسنجانی در حال اراعه ی برنامه های دولت موسوم به سازندگی در اواخر دهه شصت بوده است. قبل از آن نیز در دولت موسوی ، پتروشیمی خرم آباد لرستان به اراک منتقل میشود !!! در دولت خاتمی پروژه اشتغال زایی که ایجاد نمیشود و تنها کارخانجات نیمه فعال لرستان هم مثل:کشت و صنعت ، یخچال سازی ، ژنراتور سازی ، چرم و پوست ، پارسیلون ، ماشین سازی و…یا به بخش خصوصی واگذار و ویران میشوند و یا تعطیل میشوند و قطعات کارخانه ها به نازل ترین، قیمت ها به فروش میرسند.


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • لُرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری است!

    بیرانوند نماینده خرم آباد وچگنی روز سه شنبه ۱ مرداد ۹۸ درمجلس گفت: نتوانستم دو سوال عمده موکلینم را پاسخ دهم. سوال اول کارگری از من پرسید معمای یارانه ۴۵ هزار تومانی و گوشت کیلویی ۸۰ هزار تومانی را چگونه به فرزندم توضیح دهم؟ سوال دوم جوانی از من پرسید با اجاره سنگین مسکن امروز چاره‌ای جز چادرنشینی وجود دارد؟بازنشستگان یاران دور و روزهای تلخ کشور می‌پرسند آیا قانون نوشتید تا در کتاب‌های تاریخ ثبت شود؟ آیا قانون قرار نیست در زندگی مردم خود را نشان دهد؟ همسان سازی حقوق بازنشستگان کی عملیاتی می‌شود؟ افزایش حقوق متناسب با تورم چه زمانی محقق می‌شود؟ تبعیض درون سازمانی در پرداخت حقوق و مزایا به همه بازنشستگان کی انجام می‌شود؟ اجرای قانون الزام تامین اجتماعی به درمان رایگان که ماهانه بابت آن حق بیمه کسر می‌شود چرا اجرایی نمی‌شود؟ «حقوق معلمان کُره جنوبی از اکثر کشورهای دنیا بالاتر است!» آنها دریافتند توسعه کشور در گِرو توسعه نظام آموزشی است اما ما هنوز موفق به اجرای سیاست‌های این حوزه نشدیم! نماینده خرم آباد و چگنی با اشاره به آمار بالای مهاجرفرستی لرستان گفت: جوانان تحصیلکرده قوم لُر مجبورند برای لقمه نانی ترک وطن کنند وگرنه کوچ از کجا به کجا صورت می‌گیرد؟ کوچ از سرزمین لاله‌ها به حاشیه شهرهای کویری؟ این مردم همانانی هستند که رهبر فرمود: رزمشان بیش از آنکه شنیدنی باشد دیدنی است! آن‌ها برای لقمه نانی مجبور به ترک وطن و مهاجرت به کویرهستند!


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • تبعات مهاجرت داخلی

    مهاجرت داخلی جابجایی جمعیت در داخل مرزهای یک کشور را شامل می‌شود که در آن مردم عمدتاً از اجتماعات کوچک‌تر به اجتماعات بزرگ‌تر حرکت می‌کنند غافل از اینکه مهاجرت‌های بی‌رویه دارای تبعات و پیامدهای منفی و خطرناکی است که در برخی موارد می‌تواند تهدیدکننده سلامت اجتماعی بوده و دارای عوارض فرهنگی، اجتماعی و امنیتی باشد. تحت تاثیر مهاجرت‌های بی‌رویه《مناطق مهاجرفرست》دچار کمبود نیروی انسانی خلاق، پویا و جوان میگردند و مناطق مهاجرپذیر با پذیرش موج مهاجران دچار فقر، رشد روزافزون بیکاری، حاشیه‌نشینی و انواع ناهنجاری‌های عاطفی و روانی میگردند. نکته‌ جالب توجه اینجاست که بسیاری از دانشمندان و جامعه شناسان معتقدند که《رابطه‌ معناداری بین مهاجرت و ارتکاب جرم》وجود دارد. پروفسور لئوته در تحقیقی بیان می‌کند که: بعضی افراد اگر در زادگاه و محیط سُنتی خود پا برجا میماندند در برابر وسوسه‌های جرم انگیز بهتر می‌توانستند مقاومت کنند حال‌آنکه با ترک وطن در برابر این گونه تحریکات از پا درآمده و تسلیم می‌شوند. در واقع کسانیکه در زادگاه خود دچار سرگشتگی و پریشانی خاطر هستند برای فرار از بحران‌های روحی و روانی مهاجرت می‌کنند که به عناصر بی نظم، متحرک و خطرناکی مبتلا می‌شوند که هرکدام میتواند سبب ساطع شدن روح تبهکاری شود! همینطور جوانانی که از ترس بیکار ماندن مهاجرت کرده در اجتماعات بزرگ‌تر طاقت فرساترین کارها را انجام می‌دهند و دچار خستگی جسمی، تغذیه‌ بد، نداشتن وسایل رفاه و آسایش میشوند که جسم آنها را تحلیل داده و مستعد به بیماری‌های گوناگون می‌نماید. در مهاجرت‌هایی که در پی فرار از بیکاری، ارتقای سطح فرهنگ و امنیت و بهبود بخشیدن به شرایط روحی و روانی اتفاق می‌افتد عواملی مثل: یاس و نومیدی، غم دوری از خانواده، احساس حقارت و...سبب رنجش خاطر و زجر روحی مهاجران می‌شود که هر کدام سبب‌ساز مشکلات عدیده و جبران ناپذیر است! نتایج تحقیقات و مطالعات موردی گویای این امر است که《لرستان بیشترین میزان مهاجرفرستی را در بین استانهای کشور دارد》که اصلیترین علت آن فرار از بیکاری و بهبود شرایط زندگی است. علتی مرتبط با درآمد و هزینه، عوامل محیطی و جوی، عوامل ناراضی کننده‌ اداری و مخاطرات امنیتی و...که هرکدام مستلزم بحث و ارائه‌ راهکارهای جداگانه است و از علل موثر بر مهاجرت از شهری به شهرهای دیگر است.شاید بهتر آن است که برای کنترل مهاجرت‌های بی‌رویه داخلی و مقابله‌ صحیح با تبعات و ناهنجاری‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بزهکاری و جرائم ناشی از آن با تمرکزگرایی در تهران و شهرهای بزرگ مقابله کرد و به سایر مراکز شهری به لحاظ اعتبارات، امکانات، اختیارات به‌ویژه در بخش اقتصاد و سرمایه‌گذاری‌ها به منظور《همگون نمودن رشد》و شکوفایی در سایر نقاط شهری توجه ویژه کرد و رشد و گسترش امکانات خدماتی، آموزشی، بهداشتی و تفریحی را در سایر نقاط موزون کرد! از دیگر راهکارها در کنترل مهاجرت‌های بین استانی میتوان به تنظیم نظام دستمزد در نقاط مختلف کشور به منظور ایجاد انگیزه برای ماندن در زادگاه، کنترل و مهار امور منطقی خدماتی در شهرهای بزرگ و داشتن سیاستهای اشتغال جوانان در سطح کشور، استان و شهرستان‌ها باتوجه به شرایط هر استان و شهرستان اشاره کرد که موجب جذب و انتقال جوانان به زادگاه و شهر بومی خود می‌شود!


  • روابط ناخوشایند

    دکتر ویلیام گلاسر درکتاب《تئوری انتخاب》به شیوه ای جدید و درعین حال بسیار موثر درخصوص برقراری ارتباط با دیگران میپردازد.او با قاطعیت میگوید که صرف نظر از مسائلی همچون《فقر شدید》و یا بیماریهای لاعلاج، سرچشمه تمام جنایتها، اعتیادها، بیماریهای روانی و نیز ناکامی در ازدواج، ناراحتیهای خانوادگی و مشکلات مدرسه را باید در《روابط ناخوشایند و عدم وجود روابط مطلوب》میان افراد جستجو کرد!وی همچنین بر این باور است که برای پیشبرد روابط انسانی باید گزینه هایی چون کنترلهای بیرونی روانشناسی نظیر تنبیه و تخریب روابط انسانی را که در جهان بسیار شایع هستند، رها کرد.دکتر گلاسر در یکی از مهمترین کتابهای روانشناسی قرن، تئوری انتخاب را در برابر ما قرار میدهد که بر اساس آن میتوان آزادانه به ابقای روابطی پرداخت که به یک زندگی سالم و پُربار منجر میشود.


  • خرم آباد رتبه پنجم در بمباران هوایی را دارد!

    لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ است و با 3 استان جنگ زده هم مرز بوده و 6500 شهید و 50 هزار رزمنده در جنگ داشته است. خرم آباد با 144 حمله هوایی و 12 بار موشکباران《پنجمین شهر ایران》از لحاظ حمله هوایی و خسارت است که 2354 نفر در آن حملات شهید شدند!《روستای صاحب الزمان》خرم آباد 76 شهید، 350 جانباز و 700 رزمنده دارد کدام روستا در ایران چنین جانفشانی هایی برای دفاع از مملکت کرده؟ چرا چنین مردمانی بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب رکوردار بیکاری، فقر، مهاجرت و کمبود امکانات هستند؟ چرا مسئولان و نمایندگان این دردهای لُرستان را فریاد نمیزنند؟ چرا دولت و مجلس به فکر لُرستان نیست؟ چرا در خرم آباد افراد غیربومی را استخدام میکنند؟


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • درآمد سرانه ایران 6 هزار دلار است!

    چین هم که ترقی کرد به این صورت بود که نسل جدیدی به قدرت رسیدند و چین، همین چین شد که ما الان می بینیم. درحالیکه 30 سال قبل چین وضع خوبی نداشت درآمد سرانه اش 30 دلار بود. الان به 300 تا 400 دلار رسیده است. درآمد سرانه هر نفر در چین، خیلی زیاد نشده ولی بالاخره 10 برابر شده!درآمد سرانه ایران 6 هزار دلار بوده و بعد از چند دهه هنوز در حد همان 6 هزار دلار مانده است! یعنی درآمد سرانه کشور ما اضافه نشده! البته وضعیت عمومی مردم ایران بهتر شده. در این موضوع شکی نیست ولی درآمد سرانه افزایش نداشته است! درآمد سرانه کره جنوبی در چند دهه اخیر 30 برابر شده ولی درآمد سرانه ما تکان نخورده است. کره جنوبی در تکنولوژی، تغییر و تحول ایجاد کرده است.ما این کارها را انجام نداده ایم. باید این کارها را دنبال کنیم و همین طور جدی بگیریم.کارهایی را که دیگران انجام میدهند به شوخی نگیریم.چون اگر به شوخی بگیریم به طور مستمر، خودمان عقب میمانیم.شما فرودگاههای ما را با همان《قطر》مقایسه کنید یا با فرودگاه《امارات》یا فرودگاه ابوظبی در امارات. مشخص است که سرمایه زیادی جذب کرده اند.حالا ما میخواهیم هواپیمای مسافربری جدید بخریم بعضی میگویند هواپیما نخرید و ما به همان هواپیماهایی که داریم قانع باشیم. همیشه میخواهیم محدود بخودمان باشیم. اما نسل جوان، این وضع را نمی پسندد!


  • سنگ سرجای خودش سنگین است!

    سنگ سر جای خودش سنگین است! در یک قرن اخیر یکی از چالشهای اصلی که گریبان گیر جامعه لُر بوده و همچنان هم هست بحث مهاجرت قابل توجه و بسیار زیاد لُرها از سرزمینهای مادری خویش به مراکز تجمع صنعت وامکانات در کویر میباشد.همانگونه که همگان اطلاع دارند این مهاجرتها عمدتاً از روی اجبار و برای معیشت و پیدا کردن شغل مناسب انجام گرفته است که اکثرا هم ناموفق بوده اند!متاسفانه از زمان ورود صنعت و؛ تکنولوژی به ایران بدون توجه حاکمیتهای مرکز نشین و مرکز محور به سرزمینهای لُرنشین تقریباً ۸۰% تکنولوژی و امکانات در مرکز(شهرهای فارس زبان) بنا نهاده شد و ما لُرها با توجه به اینکه بیش از ۹۰% از بودجه سالانه کشور را با نفت،گاز، آب و نیروی انسانی تامین میکنیم همچنان بی سهم ترین و بی اهمیت ترین قوم به حساب میآیم.فقر واژه ای است بسیار آشنا برای تمام مردمی که نامشان لُر است. رنج شریک و همراه هرلحظه مردان و زنان لُر است.در چنین شرایطی مهاجرت یک امر طبیعی است اما بحرانهای پسا مهاجرت امروز برای لُرها چند برابر دردآور و عذاب آورتر از بحرانهای قبل مهاجرت شده است! یکی از مهترین بحرانهایی که لُرهای مهاجر با آن دسته وپنجه نرم میکنند《فراموشی زبان لُری》توسط فرزندانشان است به عبارتی هرسال تعداد قابل توجه لُرتبار خارج از سرزمینهای مادری متولد میشوند که به علت قرار گرفتن در محیط غیر لُرزبان با زبان لری غریبه میشوند!و این امر در بلندمدت اثرات منفی قابل توجه بر تعداد گویشوران زبان لُری خواهد گذاشت.مهاجرت به خارج از سرزمین مادری نه تنها هیچ دردی از دردهای بیشمار لُرها کم نکرده بلکه برعکس بحرانهای هویتی و فرهنگی زیادی نیز برایشان ایجاد کرده است! چون به قول ضرب المثل لری: سنگ (بَرد) سرجای خودش سنگین است! پس شکی نیست ما باید به این باور برسیم که راه حل هموار کردن مشکلات، ساختن سرزمین و خانه مادریمان است!


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!



آخرین مقالات