چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دستهای پشت پرده مانع تخصیص آب به لرستان (لرستان یعنی تمام بلاد لرنشین) میشود

دغدغه تخصیص آب در لرستانات و مطالبه گری آن بایستی به یک مطالبه عمومی تبدیل گردد ! مدیران ارشد استانهای لر نشین ، مجمع نمایندگان استانی ، مسؤلان و مردم با توجه به اختیارات قانونی خود با کمک تمامی لر تباران پایتخت نشین که به برکت مردم زادگاه خود امروزه به نان و نوایی رسیده اند و رسانه های تصویری و کتبی بایستی یکصدا و متحد تخصیص آب را از وزارت نیرو مطالبه نمایند ! همراهی مردم و فعالان سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و سازمانهای مردم نهاد نیز باید یاری و همراهی کنند چرا که سرنوشت جمعی ما و حیات آیندگان ما به آن گره خورده است !

دستهای پشت پرده مانع تخصیص آب به لرستان (لرستان یعنی تمام بلاد لرنشین) میشود

دستهای پشت پرده مانع تخصص آب به بلاد لر نشین:

در گذشته در سدسازی و تخصیص آب کوتاهی شد. یکی از عوامل مهم که مانع تخصیص آب به بلاد لر نشین شد عدم مطالعات طرح جامع آب است.

چرا در دهه های گذشته آقایان نتوانسته اند این مطالعات را به سرانجام برسانند؟ آنچه برای آقایان در وزارت نیرو مهم است میزان نفوذ و لابی گری مسؤلان استانی ، سیاسیون منطقه و نمایندگان در گذشته بوده است ! بر اثر بی عرضگی و نا آگاهی مسؤلان وقت ، لرستان(تمام بلاد لرنشین) در گذشته در این زمینه دچار فرصت سوزی شد. در دورانی که شعار سازندگی و سدسازی آسمان ایران را پر کرده بود نمیدانیم آقایان در خواب بودند که نتوانستند سدسازی را در لرستانات آغاز کنند؟ آیا بر سدهای احداث شده کوچک در بلاد لر نشین میتوان نام سد نهاد؟

کارکرد سدهای کوچک ( بشکه ها و حوضچه ها ) برای مردم لر روشن نشده است چون مردم هیچگونه استفاده ای از این حوضچه های انباشت آب نمیکنند و امروزه نیز وزارت نیرو با بهانه های واهی به مانع جدی در ذخیره آب در بلاد لر نشین تبدیل شده و مخالفتهای این وزارت خانه ظلم فاحشی است که در حق مردمان قوم لر انجام میدهد !!!

چندی پیش آقای مرادپور معاون استاندار لرستان در خصوص عدم تخصیص آب به لرستان گفتیک لابی قوی در وزارتخانه نیرو با روشهای مختلف حتی با اختلاف افکنی میان نمایندگان لرستان در مقابل تخصیص آب به لرستان مقاومت میکنند ! تخصیص آب به لرستان به تناسب حق داشته های خود از مطالبات بحق مردم این دیار است هر چند مدیران و نمایندگان گذشته کوتاهی و غفلت کرده اند و بایستی از این سرمایه و مایع حیات که داشته اند منصفانه بهره مند گردند.

 

وجود ۱۲ میلیارد متر مکعب روان آب در لرستان:

آمار و ارقام از وجود ۱۲ میلیارد متر مکعب روان آب در لرستان خبر میدهد که ۱۱ درصد کل روان آبهای ایران را تشکیل میدهد !

رودخانه های لرستان سرشاخه های اصلی حوزه های آبریز کرخه و دز: مهمترین رودخانه های لرستان شامل ؛ کشکان و سزار( داخلی ) ، سیمره و بختیاری ( مرزی ) است به دریاچه و سدهای دز و کرخه تخلیه میگردند. از حدود ۱۵ میلیارد متر مکعب حجم متوسط ریزشهای جوی سالانه حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب به صورت روان آب در رودخانه ها و مسیلهای عمده لرستان جریان می یابد که با احتساب ۴ میلیارد متر مکعب ورودی از استانهای مجاور و ۲۰۰ میلیون متر مکعب آب چشمه های عمدتأ آهکی که جریان پایه رودخانه ها را تشکیل میدهد مجموع جریانهای سطحی استان به ۱۲ میلیارد متر مکعب در سال میرسد که متأسفانه مقدار کمی در استان لرستان مصرف میشود و قسمت اعظم آن از طریق رودخانه ها از لرستان خارج میشود!!!

رودخانه های لرستان از سرشاخه های اصلی دو حوزه کرخه و دز محسوب میشوند اما متأسفانه لرستان با این ظرفیتها کمترین استفاده را از روان آبهای خود دارد. هر چند آقایان در وزارت نیرو انگار به ما ارفاق نموده اند و معتقدند تخصیص ها در لرستان بیش از حق لرستان است!!! استانی که ۱۲ میلیارد متر مکعب روان آب دارد ولی مجموع تمام سدهای کوچکش حتی به نیم میلیون متر مکعب هم نمیرسد!!! در ثانی آنها از جیب خودشان یا از استانهای کویری به ما آبی نمیدهند بلکه حاصل بارشهای سالانه و سرزمین کوهستانی لرستان است.

لرستان در دو حوزه بزرگ آبریز کرخه و دز وجود دارد متأسفانه میزان تخصیص آب به لرستان به خصوص از حق خود در حوزه کرخه بسیار اندک و نگران کننده است و دلیل این بی مهری ها و کم لطفی ها برای مردمان لر مشخص نیست. نمونه بارز مخالفت وزارت نیرو در سدسازی و تخصیص آب به لرستان سد معشوره ( کشکان ) است که این سد بزرگ پس از چند سال فعالیت و احداث جاده دسترسی ، تونل انحرافی و میلیونها تومان پول به سبب نبود اعتبار و بحثهای کاهش تخصیص آب به آن چندین سال است که به دستور وزارت نیرو تعطیل شده است. امروزه نیز این سد که قرار بود یکی از سدهای بزرگ باشد تخصیص آنرا چنان کاهش دادند که نمیتواند دردی از مشکلات موجود لرستان را مرتفع نماید و بایستی آب رودخانه کشکان با کمترین استفاده تقدیم دیگر استانها گردد!!!

تعدادی سد کوچک در لرستان به بهره برداری رسیده و تعدادی هم در دست ساخت است باید قبول کرد این طرح ها با ذخیره آب موجود نمیتوانند نام سد بر آنان گذاشت اگر آقایان اعتقاد دارند سد نام آنهاست پس چرا مجموع حجم ذخیره آنان به اندازه یک سد از سدهای خوزستان نیست؟

چند سالی است که وزارت نیرو با مطرح شدن ساخت هر سدی در لرستان و یا تخصیص آب به مخالفت جدی با آن میپردازد. مخالفت وزارت نیرو با لرستان در حالی است که بیکاری و فقر در بلاد لر نشین بیداد میکند و میانگین اراضی آبی تنها ۲۵ درصد است.

مخالفتهای وزارت نیرو با تخصیص آب به لرستان درحالی است که آمار بیکاری به مرحله بحران رسیده است و از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی لرستان تنها ۲۵ درصد آبی است ! و اراضی آبی لرستان با میانگین کشوری که ۴۵ درصد است فاصله زیادی دارد! دیم بودن اراضی کشاورزی لرستان موجب پایین بودن سرانه درآمد مردم این استان شده است.

علاوه بر آن ۸۵۰ روستای لرستان با بحران آب و نبود بهداشت مواجه هستند و با تانکر به آنها آبرسانی میکنند!

حال این سؤال مطرح میشود که اگر آب در لرستان وجود دارد ( ۱۲ میلیارد متر مکعب روان آب ) پس چرا مردم این استان نمیتوانند از این سرمایه و داشته خود بهره مند شوند و باید حق قانونی خود را از دیگران گدایی کنند؟

آیا شایسته است مردمان لر در فصلهای سرد و بارندگی های طولانی و سیلاب های مخرب را هر ساله تحمل کنند و متحمل خسارت مادی و جانی فراوان شوند اما حق برداشت و حق آبه خود را نداشته باشند؟ وزارت نیرو بر اساس کدام منطق مردم لرستان را از سرمایه خدادادی و ثروت سرزمینی خود محروم میکند؟ انگار آقایان نمیدانند که حتی در صورت بهره برداری از سدهای کوچک در دست ساخت لرستان آنان در مقایسه با سدهای بزرگ ذخیره آب دیگر استانها ، بسیار ناچیز و رقم بسیار کوچکی است؟

مردم لرستان نیاز به ترحم ندارند و تنها حق خود را میخواهند:

آقایان در وزارت نیرو بدانند که مردم و مسؤلان لرستان نیاز به ترحم ندارند که به آنان در تخصیص آب ترحم و یا ارفاق نمایند! در سالهای گذشته یکی از مسؤلان وزارت نیرو که اصالتی اصفهانی داشت بحث ترحم را در زمینه تخصیص آب به لرستان عنوان کرده بود که به لرستان ترحم کرده که به آن آب میدهیم!!! وقتی که سکوت جای فرهنگ مطالبه گری را میگیرد باید شاهد چنین توهیناتی به مردم لر باشیم! مردمان لرستان برای دریافت سرمایه خود گدایی نمیکنند که آقایان ترحم نمایند لذا تخصیص آب و سدسازی در این استان حق مسلم لرستان است چرا که برای انتقال آب به شهرهای نور چشمی حاشیه کویر همیشه پول دارند اما برای مردم رنج دیده لرستان روا نمیدارند که همان کشاورزی و دامداری ساده باقی بماند.

وزارت نیرو باید وضعیت تخصیص آب به برخی سدها چون: زیبا محمد ، شهید بروجردی ، مخملکوه ، سراب تلخ ، مروک ، ایوشان ، آبسرده ، کمندان ، معشوره و ده پهلوان دلفان را مشخص نماید. وزارت نیرو باید بداند لرستان حق دارد آب مورد نیاز خود را در بخش شرب و کشاورزی از محل سرمایه خدادادی خود تأمین نماید چون بخش آب شرب و کشاورزی از مشکلات اصلی در لرستان است که در آینده نگران کننده تر خواهد شد. اقدامات مسؤلان و نمایندگان ضعیف است و لابی دیگر استانها برای عدم تخصیص آب به، لرستان گویا قدرتمند تر است.

استاندار ، مجمع نمایندگان ، مسؤلان و مدیران ارشد لرستان باید برای تخصیص آب بیشتر به لرستان تلاش شبانه روزی داشته باشند هر چند زورشان به وزارت نیرو نمیرسد و قدرت چانه زنی و لابی گری چنان ضعیف است که وزارت نیرو گوشش بدهکار نیست و سعی میکند حرف خود را تنها به کرسی بنشاند !!! خداوند از مدیران نالایق گذشته لرستان که باعث شدند لرستان از قافله سدسازی در کشور جا بماند و امروزه به فکر افتاده ایم کهگ رفتن مجوز تخصیص آب و سدسازی با توجه به تغییر شرایط اقلیمی ، خشکسالی و بحران آب ، صدور مجوز تخصیص آب و سدسازی به کار بسیار سخت و دشواری تبدیل شده است. با این وجود نباید کوتاه آمد چون لرستان در گذشته حق و حقوق خود رابه هیچ وجه دریافت نکرده است.

آیا درد آور نیست در ۴ دهه گذشته نتوانسته ایم که آب شرب حداقل یک نقطه شهری یا روستایی را از طریق آب سد تأمین کنیم!!! و آب شرب مورد نیاز تمام جمعیت لرستان را از طریق چاه / چشمه / برداشت مستقیم از رودخانه / سفره های آب زیر زمینی / و تأمین نماییم؟؟؟

مگر کارشناسان از بحران آب و چالشهای آن در آینده سخن نمیگویند؟ آیا نبایستی به فکر تأمین آب شرب از سدها در آینده باشیم؟ آیا برای تأمین آب شرب بلندمدت و پایدار جمعیت شهری و روستایی لرستان در آینده نباید به فکر سدسازی باشیم؟

این در حالی است که لرستان با توجه به وضعیت اقلیمی مناسب و متوسط بالای بارشها سالیانه لرستان ( حدود ۵۵۰ میلیمتر ) و توپوگرافی مناسب پتانسیلهای فراوانی برای ساختن سد دارد.!!!

 

تخصیص آب ؛ کلید توسعه بلاد لر نشین است:

به هر روی تخصیص آب کلید توسعه در مناطق لر نشین و مهمترین نیاز واقعی استانهای لر تبار است ! قبول داریم که تخصیص امروزه سخت و همراه با برخی کارشکنی هاست اما نباید در گرفتن حق و حقوق مردم لرنشین کوتاه آمد ! دغدغه تخصیص آب به بلاد لر نشین باید به مطالبه عمومی مردم و مسؤلان تبدیل شود.

دغدغه تخصیص آب در لرستانات و مطالبه گری آن بایستی به یک مطالبه عمومی تبدیل گردد ! مدیران ارشد استانهای لر نشین ، مجمع نمایندگان استانی ، مسؤلان و مردم با توجه به اختیارات قانونی خود با کمک تمامی لر تباران پایتخت نشین که به برکت مردم زادگاه خود امروزه به نان و نوایی رسیده اند و رسانه های تصویری و کتبی بایستی یکصدا و متحد تخصیص آب را از وزارت نیرو مطالبه نمایند ! همراهی مردم و فعالان سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و سازمانهای مردم نهاد نیز باید یاری و همراهی کنند چرا که سرنوشت جمعی ما و حیات آیندگان ما به آن گره خورده است !

 

بهره گیری از رسانه های مدرن و فضای مجازی:

فضای مجازی امروزه هر شهروند را به خبرنگاری تبدیل نموده است نوجوانان و جوانان لرستانی بایستی برای احقاق حقوق بر باد رفته تمامی بلاد لر نشین / حل مشکلات تخصیص آب / و اثبات حقانیت استانهای لر نشین ، فضای مجازی را تسخیر کنند تا مخالفان با مردم مظلوم لرستان را به چالش کشانند و وزارت نیرو نیز در رویکرد خود به لرستان تجدید نظر نماید. لذا هر شهروند لرتباری باید خود به یک رسانه و مدیا تبدیل شود و صدای مردم بی تریبون لررا به گوش مردم ایران برسانند. وقتی آقایان در وزارت نیرو در مقابل حق قانونی لرستان مقاومت می نمایند و شرایط بد بسیاری از روستاییان و کشاورزان لرستانی را درک نمی کنند بایستی اقدامات تبعیض آمیز آنان را به چالش کشید.

آیا آقایان متولی تخصیص آب از توانمندی و پتانسیلهای آب در حوزه لرستانات آگاه نیستند که بخواهیم با اراعه آمار و ارقام حق لرستانات را مطالبه نمایبم؟؟؟

اگر در گذشته به عدالت عمل میکردند چه نیازی به لابی گری بود؟؟؟

مردم و مسؤلان تا دیر نشده بجنبند. آقایان ، بزرگواران ، عالی جنابان ، کنشگران و فعالان اجتماعی در تمامی بلاد لر نشین تا دیر نشده، حق و حقوق آبی لرستانات را دریابید و برای دفاع از مردم رنج دیده و مظلوم لرستان (منظور تمام استانهای لر تبار) یکدل و همصدا شوید تا هیچ شخص و دستگاهی نتواند حق و حقوق مردم این سرزمین را نادیده بگیرد و به هیچ بداند! کسانیکه به هر نحوی مسؤلیتی در این زمینه دارند برای دفاع از حق آبه لرستان از آنان میخواهیم حال که تخصیص های حوضه کرخه و دز هنوز بسته نشده است و تا دیرتر نشده با دلسوزی و عزمی راسخ وارد گود شوند ، هماهنگ و یکدل به دفاع از حق آبه لرستان بپردازند. شک نکنید آب در آینده از چالشهای اساسی و حیاتی خواهد بود و ۵ سال دیگر ایران وارد ورشکستگی آب در دو سوم مساحت خود خواهد شد لذا با حل اساسی مشکل تخصیص آب پاسخگوی نیاز امروز و نسل آینده بود. همان طوری که ما از کم لطفی مدیران گذشته مناطق لر نشین ناراضی و عصبانی هستیم بلاشک آیندگان هم ما را بد قضاوت خواهند کرد.

این مقاله به قلم علی معظمی در هفته نامه چکاد زاگرس ( شماره ۴۱ ) ، به مورخه ۲۹ مهر ۹۷ چاپ شده بود که به علت اهمیت موضوع در سایت نگین زاگرس بازنشر شد.

17 نظر

  • ۱۲۰ روستای لرستان در مضیقه آب !!!

    اجرای پروژه انتقال آب قمرود کشاورزی لرستان را به نابودی کشاند:۱۲۰ روستای لرستان به دلیل پروژه انتقال آب قمرود در مضیقه آب قرار دارند! اینکه هم اکنون در ایران کمبود و مشکلات خشکسالی وجود دارد و این موضوع به یک مشکل تبدیل شده است بحثی جدا و اینکه برخی عوامل دست به دست هم بدهند و باعث بحران آب در یک منطقه بشوند بحث دیگری دارد! حدود ۱۰ سال پیش در شهرستان الیگودرز لرستان پروژه ای تحت عنوان قمرود اجرا شد و از کوههای این شهرستان با صرف هزینه ۱۱۰۰ میلیارد تومانی آب استخراج و به طریق کانال کشی آن را به شهر عزیز کرده قم منتقل کردند. اما مسؤلان وقت بدون کوچکترین کارشناسی در این خصوص و اینکه ممکن است آب این مناطق و روستاهای آن قطع شود و مردم با مشکل بی آبی برخورد کنند ، پروژه قمرود را به اجرا درآوردند و آب الیگودرز را قطع کردند و آن را به قم منتقل کردند !!! تمامی چاه ها / قناتها / چشمه ها/ و رودخانه هایی که در مسیر پروژه انتقال آب قمرود بودند همگی خشک شدند !!! مردم شرق لرستان مجبورند برای تهیه آب شرب از تانکرها آب بخرند ! و کیلومترهابا وانت بار بروند تا آب را برای مصارف خانگی و احشام خود تهیه کنند! و دولت هیچ گونه خسارتی حتی ۱ ریال به مردم منطقه نداد! اعتراضهای زیادی هم از سوی مردم صورت گرفت که آخرین آن دو ماه پیش بود که نسبت به بی آبی اعتراض کردند که منجر به درگیری با مأموران شد و عده ای زخمی و دستگیر شدند که با دخالت مسؤلان استان لرستان خاتمه یافت. نماینده الیگودرز در مجلس پیگیریهای زیادی کرد که هیچ نهادی به او جواب نداد و به جایی نرسید! باید به مشکلات بی آبی مردم شهرستان الیگودرز لرستان توجه جدی شود و حق آبه منطقه داده شود تا این درگیریها خاتمه یابد. تمام این معضلات جدید به دلیل، پروژه انتقال آب قمرود است. مردم شرق لرستان به شدت برای تأمین آب در شرایط بحرانی به سر میبرند و کشاورزی و دامداری در شرایط نا مطلوبی قرار گرفته است!!! این مناطق که زمانی با یک متر حفاری به آب میرسید و شرایط مناسبی برای کشاورزی و دامداری داشت هم اکنون به برکت پروژه قمرود چنان بی آب شده که کاملأ خشک شده اند!!! تمام کشاورزان به امید آب طی سال گذشته زمین هایشان را کشت کردند اما به دلیل نبود آب متضرر شدند! استان لرستان متأسفانه به رغم فرهنگ و تاریخ کهنی که دارد و با وجودی که سرزمینی چهارفصل و دارای معادن متعدد ، طبیعتی بکر و کوهستانی با آبشارها و رودخانه های خروشان است ولی از طرف دولت مرکزی بایکوت و طرد شده و هیچگونه سرمایه گذاری صنعتی _ اقتصادی در آن نمیشود! استانداران و مسؤلان بلند پایه لرستان انتصابی هستند و از دیگر مناطق می آیند و به علت غیر بومی بودن و عدم شناخت درست از شرایط جغرافیایی ، اقتصادی و اجتماعی استان صاحب مسؤلیت و کرسی میشوند و تا بخواهند با این شرایط جدید آشنا شوند تغییر میکنند!!! ما در استان لرستان تنها در یک بخش به نام ذلقی بالای ۴۰ مدرسه کپری داریم! و طبق آمارهای دریافتی حتی چادر برای استفاده آنها وجود ندارد و به مدارس عشایر کوچرو هیچگونه توجه جدی نمیشود! سالها پیش کانکسهایی با طول ۲۰ متر با بالگرد ( هلی کوپتر ) آنجا گذاشتند که با اعتراض مردم آن مناطق روبه رو شد چرا که داخل زمینهای مردم قرار داده شدند و مسؤلان توجه نمیکنند یک مدرسه با ۲۰ متر کانکس فضا برای بازی و ورزش هم میخواهد! این روستاهای بخش ذلقی هیچگونه راه ارتباطی ندارند!!!


  • دو قرن سکوت:حسین بشارت

    دویست سال از مرگ آخرین سلطان لر تبار ایران ، لطفعلی خان زند و صد سال از فتح تهران توسط لرها در انقلاب مشروطه میگذرد. بعد از صفویه ، لرها تأثیرگذارترین قوم ایران در عرصه سیاست بودند. پیش تر با انقراض حکومت پانصد ساله اتابکان لر توسط شاه عباس صفوی ، لرها به مدت یکقرن در انزوای سیاسی قرار گرفتند. اتابکان لر دومین حکومت ایرانی بعد از حمله اعراب بودند که در بخشهای وسیعی از ایران حکم راندند و با بغداد پایتخت خلافت عباسی نیز رابطه داشتند. دوران افول قوم لر از مرگ لطفعلی خان زند آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. در دویست سال گذشته لرها ۲ بار مورد هجوم سراسری و خشن حکام مرکزی قرار گرفته و تا مرز نابودی پیش رفته اند. بار نخست توسط آغا محمد خان قاجار در انتهای قرن ۱۲ شمسی و صد سال بعد توسط ارتش رضاخان در ابتدای قرن حاضر! قساوت آغا محمد خان قاجار در برابر دودمان زندیه موجب شد به مدت صد سال اثری از لرها در سیاست ایران بروز نکند. کینه تجمیع شده لرها از سلطنت قاجار به شکل قیام دموکراسی خواهانه آنها در انقلاب مشروطه نمود یافت اما دولتشان به دلیل جنگ جهانی اول دوام نیافت. پادشاهی رضاخان با احساس خطر وی از قوم لر آغاز و به جنگهای ۱۰ ساله وی با ایلات لر منجر شد. ارتش رضاخان با شعار مدرن سازی ایران ، بلاد لر نشین را از نیروهای نخبه سیاسی پاکسازی کرد و بزرگترین مصادره زمین و جابجایی جمعیت انسانی تاریخ ایران را رقم زد!!! تبعیدهای دسته جمعی و پاکسازی قومی در سرتاسر منطقه زاگرس لر نشین از اقدامات رضاخان و ارتش به اصطلاح مدرن وی بود که با کمک افسران هندی _ انگلیسی اجرا شد. ارتش رضاخان فقط مصرف داخلی داشت وگرنه در مقابل قوای بیگانه روس و انگلیس که در شهریور ۱۳۲۰ به ایران حمله کردند حتی ۲۴ ساعت مقاومت نکرد و مثل برف در برابر آفتاب ذوب شد! در نهایت آنچه از مدرن سازی نصیب مردم قوم لر شد سرزمین سوخته ی خالی از نخبگان سیاسی بود که لرها را تاکنون به حاشیه سیاست و فرهنگ ایران برده است و تلاشهای بعد از انقلاب ۵۷ نیز نتوانسته از عمق حاشیه نشینی لرها بکاهد!!!سلطنت پهلوی برنامه های توسعه را تعمدأ در خارج از زاگرس لر نشین طرح ریزی کرده بود. با اینکه نفت ، آب و منابع معدنی و اصلی ثروت ایران در سکونت گاه های این سرزمین جمع بود اما از مدرنیزاسیون بجز دستگاه های دیوانی و بوروکراسی اعمال سلطه ، هیچ صنعت مادری در بلاد لر نشین اجرایی نشد! صنایع آب بر ( آب دوست ) مثل:فولاد و ذوب آهن در کویر اصفهان پایه ریزی شد و آب مورد نیازشان از مناطق لر نشین با صرف هزاران میلیارد تومان هزینه با حفر تونلهای متعدد کوهرنگ یک و دو و سه تأمین گردید!!! توسعه پالایشگاه های نفت و پتروشیمی هم با همین مدل صورت گرفت و هیچ شهر لرتباری صاحب پالایشگاه و پتروشیمی نشد! مسجدسلیمان نخستین شهر نفتی ایران و خاورمیانه تا همین امروز شهری فقر زده باقی مانده است! و نفت از اعماق خاکش به صورت خام در برابر چشمان مردم گرسنه و محرومش استخراج و به پالایشگاه ها و پتروشیمی های حاشیه کویر منتقل و پمپاژ میشود. کهگیلویه و بویر احمد روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند ولی فقیرترین استان ایران است. متأسفانه بعد از انقلاب ۵۷ همان سیاستها همچنان در بلاد لر نشین ادامه یافته است. استان لرستان با اینکه ۱۲ درصد منابع آب ایران را دارد اما هیچ سد بزرگی ندارد! هیچ صنعت مادری در لرستان پایه ریزی نشده است! پالایشگاه و پتروشیمی بزرگی ندارد! و مرکز لرستان هنوز به راه آهن سراسری وصل نیست! و این الگو در سراسر زاگرس لر نشین از ایلام و خرم آباد تا ممسنی و بوشهر کم و بیش قابل رؤیت است. در ۲ قرنی که قوم لر در حاشیه سیاست و حکومت به سر برده در متن حماسه ی نگهبانی و حراست از کیان و تمامیت ارضی ایران حاضر بوده است. دفاع اتابکان و والیان لرستان فیلی در برابر تهاجمات عثمانی و رشادت رییس علی دلواری در مقابل استعمار انگلیس و دفاع جانانه ایلات لر در برابر روسها و حضور بی دریغ لرها در جنگ ۸ ساله با عراق فقط فراز کوتاهی از داستان دلاوری این قوم میهن دوست در برابر بیگانگان است.


  • اثرات انتقال آب بر شهرستان الیگودرز لرستان

    اثرات طرح انتقال آب قمرود بر شهرستان الیگودرز لرستان:با توجه به بررسیهای انجام شده و مطالعات صورت گرفته مشخص شد که چشمه ها و قناتهای مسیر پروژه قمرود و همچنین بیش از ۱۸ روستای این منطقه کاملأ خشک شدند. روستاهای عسگران _ دهله ابراهیم _ گلبهار و … به دلیل اجرای این پروژه خالی از سکنه شدند. بیش از ۶۰ حلقه چاه خشک شدند و ۱۷۲ حلقه چاه دیگر در آستانه خشک شدن هستند. ایجاد تونلهای عمیق زیر زمینی در الیگودرز موجب تغییرات زیست محیطی شده و در منطقه عسگران چشمه ها ، قناتها و نهرها کامل خشک شدند و مردم از این مناطق به حاشیه شهرها کوچ اجباری کردند!همچنین تخریب فراوان زیست محیطی را در دامنه های شرقی اشترانکوه به دنبال داشته که به جابجایی خط در جریان حفر تونلها / خشکیدن چاه ها و قنواتها / از میان رفتن زیستگاه های حیات وحش و بسیاری از گونه های گیاهی در منطقه از آن جمله اند. تخریب اراضی مرتعی _ تخریب زیستگاه ها _ مهاجرت روستاییان و عشایر _ نابودی جانداران محیط زیست _ تغییر در هیدروگرافی منطقه _ کاهش سطح آبهای زیر زمینی _ و کاهش جمعیت روزافزون منطقه الیگودرز از نتایج طرح قمرود بوده است! منطقه انوج ( یکی از ۴ رودخانه طرح ) در حال خالی شدن سکنه و مهاجرت دادن دسته جمعی افراد به شهرهای اطراف است. کارشناسان پیش بینی کردند تا سال ۱۴۲۰ جمعیت شرق استان لرستان به ۱۱۶ هزار نفر کاهش می یابد و میزان آب موجود در منطقه به پایین ترین حد خود میرسد تا همیشه قم آب کافی داشته باشد و فازهای بعدی به صورت چراغ خاموش در حال توسعه هستند! استفاده از آب منطقه برای انتقال بی تأثیر از این مسأله نیست! کمبود آب بر بخش کشاورزی اثر مستقیم میگذارد و باعث مهاجرت گسترده به حاشیه شهرها میشود! در منطقه کهک قم که نمکزار بود امروز با استفاده از آب انتقالی الیگودرز لرستان ( ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب ) دارند برنجکاری میکنند!!!


  • تبعات انتقال آب به کویر چیست؟

    براساس برآوردی که انجام شده اجرای طرحهای انتقال آب از بلاد لر نشین سالانه ۱۰۰۰ میلیارد تومان خسارت به شهرها و استانهای لرتبار وارد میکند و بخشهای کشاورزی ، دامداری ، محیط زیست و عدم تولید برق از سدها را تحت تأثیر خود قرار میدهد!!! از سوی دیگر ده ها هزار میلیارد تومان خرج حفر تونلها ، لوله گذاری ها ، پمپاژ ، و تصفیه به شهرهای حاشیه کویر میشود! استان لرستان ۱۲ درصد کل آبهای ایران را دارد اما هیچ سدی ندارد و ۸۰ درصد زمینهای کشاورزی دیم هستند!!! با اجرای طرحهای انتقال آب ، این آب مورد نیاز و ضروری است که جابجا و منتقل میشود نه آب اضافی!!! مخاطرات زیست محیطی / بحث حق آبه تالابها / کاهش کیفیت آب شرب در شهرهای لر نشین / مهاجرت روستاییان و عشایر به حاشیه شهرها / کاهش محصولات کشاورزی و دامی و … از جمله تبعات انتقال آب به کویر است! دولت با انتقال آب به کلانشهرها فقط مصرف گرایی را گسترش میدهد و به اقتصاد کشاورزی و تولید ضربه وارد میکند.


  • ماهی دریای یزد !

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان.


  • صنایع آب دوست در کویر!

    در بخشهای خشک ایران مثل اصفهان ، یزد و قم چرا باید صنایع فولاد و ذوب آهن احداث شود؟ صنعت ذوب آهن " آب دوست ترین " صنعت در جهان است و ساخت آن در شهرهای کویری مثل اصفهان که با بحران بی آبی روبه رو هستند یک طرح غیرکارشناسی است زیرا اصفهان آب شرب هم ندارد و در مجاورت معادن سنگ آهن یا بازار مصرف نیست! مکان یابی کارخانجات فولاد که بیشتر در شهرهای بیابانی مثل:اصفهان ، یزد ، کرمان ، سمنان و قم احداث شدند غلط و نابجا بوده و سرمایه گذاری در این شهرها توجیه اقتصادی ندارد چون ایران به ورشکستگی آبی نزدیک است. همه جا وقتی که یک صنعتی به آب فراوان نیاز دارد آنرا نزدیک دریا و سواحل میبرند مثل صنایع فولاد و ذوب آهن! حالا در جاده فولادشهر به لنجان ( نزدیک اصفهان ) همه صنایع دفاع / صنعت هسته ای / صنایع فولاد و ذوب آهن مبارکه و صبا و دور تا دور آن زمینهایی است که برنج کشت میکنند! تمامی این صنایع و شالیزارها به آب فراوان نیاز دارند و معلوم نیست مجوز تأسیس این همه کارخانه چطور صادر شده است؟


  • ماجرای مازاد آورد آب چیست؟

    نمایندگان اصفهان ادعا میکنند خوزستان مازاد آورد آب دارد و آب مازاد را باید به اصفهان انتقال داد! همه میدانند هیچ مازاد آورد آبی در خوزستان وجود ندارد و اصولأ با دیدگاه های زیست محیطی مازاد آب در اکوسیستم بی معناست! لرستانیها با کمترین میزان مصرف آب کشاورزی و صنعتی از آب خود حقی ندارند؟ بر لرها چه رفته که در هنگامه فقر و تبعیض فراگیر در میان قوم لر حتی به شکل صوری هم نامشان به عنوان صاحبان اصلی آب برده نمیشود و دیگران بر سر دارایی شان منازعه میکنند؟ آیا لرستان به حداقل حق خود در برداشت آبهای تولیدی خود رسیده است که شاهد نزاع استانهای دیگر بر سر آب لرستان هستیم؟ مگر لرستان چه میزان زمین کشاورزی دارد که " طرح جامع مبارزه با خشکسالی" میخواهد چاهها را پلمپ کند و مسؤلان لرستان مجدانه کمر همت به بگیر و ببند چاههای کشاورزی بسته اند؟ سطح زیر کشت کشاورزی آبی در لرستان فقط ۲۳ درصد است و در اصفهان بالای ۹۰ درصد !!! لرستان فقط ۳۰ هکتار گلخانه دارد اما یزد کویری ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای دارد و سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید میکند!!! در کویر یزد سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی تولید میشود! این آب را یزد از کجا آورده و کدام دستگاه دولت ی مجوز چنین طرحی را در کویر صادر کرده؟؟؟ لرستانی که سالانه ۱۲ میلیارد متر مکعب آب تولید میکند آیا فقط ۲۳ درصد زمین های کشاورزی اش آبی باشد؟ اگر برنامه دولت صرفه جویی و ریاضت در مقوله آب است آیا عادلانه تر نیست که اصفهان و یزد سطح زیرکشت را از ۹۰ به ۲۳ درصد کاهش دهند؟ هدف از تجویز طرحهای ریاضتی برای لرستان ، کم کردن مصرف آب در سرچشمه های کارون و کرخه و تأمین حداقل مقدار آب برای خوزستان است که از آن سو در زردکوه بختیاری بتوانند آب را بدون ایجاد حساسیت در خوزستان به، اصفهان و یزد و کاشان و کرمان ببرند!!! مافیای انتقال آب به بهانه خشکسالی ، فضای مظلوم نمایی و ارعاب را طراحی کردند. تصویر بستر خشکیده زاینده رود ، پیراهن عثمان و اسم رمز عملیات روانی مافیای آب است تا پروژه خشکاندن بلاد لر نشین در پوشش آن اجرا شود. مسؤلان و نمایندگان لر بجای بازی در زمین ارعاب و مظلوم نمایی مافیای آب ، حق طبیعی مردم مظلوم لر از رودخانه ها و چشمه های خود را طلب کنند! چرا طرح سازگاری با کم آبی باید در لرستانی اجرا شود که ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز آن به کویر قم میبرند؟؟؟ اگر قرار است فشار خشکسالی بر مردم ایران وارد شود این فشار باید بر ساکنان پرآب ترین مناطق ایران ( بلاد لر نشین ) کمتر باشد یا حداقل فشار برابری با سایر هموطنان تحمل کنند! مساحت سطح زیر کشت برنج در کویر اصفهان ۲۶۶۵ هکتار است که ۶۵۰ میلیون متر مکعب آب در اصفهان برای کشت برنج مصرف میشود که معادل کل مصرف شرب این استان است! صنایع فولاد و ذوب آهن اصفهان یک سوم منابع آب استان را می بلعد! بهتر نیست اصفهانیها از کشت برنج و صنایع، آب دوست فولاد صرف نظر کنند؟؟؟


  • تبدیل بلاد لرنشین به سرزمین سوخته!

    مدیریت ضعیف منابع آبی کشور را به ورطه نابودی کشانده است. سیاسیون کویری با آمار سازی های کذب و دروغ در صدد غارت رودخانه کارون بختیاری و تحویل یک سرزمین سوخته به مردم لر هستند. روستاهای مناطق لر نشین در تشنگی به سر میبرند و با آب شرب آنها در نمکزار قم دریاچه تفریحی ۸ هکتاری جوان میسازند! چه دلیلی دارد مردم استانهای لر نشین در فقر و بیکاری دست و پا بزنند و با آب آنها ، کویر یزد به قطب پرورش ماهی و خاویار کشور تبدیل شود ( یزد کویری سالی ۱۱۰۰ تن ماهی تولید میکند ) چرا آب لرها را به کویر اصفهان میبرید و یخ بسته بندی شده و آب معدنی را به خودمان میفروشید؟ چرا در کویر اصفهان ۲۶۶۵ هکتار زمین برنجکاری رابه روش غرقابی آبیاری میکنید و در کنار رودخانه های لرستانات اجازه کشت برنج را نمیدهید و چاههای کشاورزی را پلمپ میکنید؟ چرا صنایع فولاد و ذوب آهن که آب بر ( آب دوست ) هستند را در بیابان خشک اصفهان دایر میکنید و آب مناطق لر نشین را با هزینه های بسیار گزاف به کویرستان منتقل میکنید تا کویر آباد ایجاد کنید؟؟؟ با اجرای طرح " بهشت آباد" قرار است سالانه یک میلیارد متر مکعب از آب مناطق لر نشین ( بختیاری ) را با احداث سدها و تونلهای متعدد که محیط زیست لرستانات را نابود میکند برای رونق کشاورزی و صنعت مناطق کویری اصفهان انتقال دهند! در حالیکه میتوان همان صنعت و کشاورزی را در کنار همان آب ( با کمترین هزینه ) در بلاد لر نشین احداث کرد. با آب کشاورزی و آشامیدنی مردم لر ، چندین هزار هکتار شالیکاری و باغستان رنگارنگ در کویر اصفهان راه اندازی کرده اند! یزد را به قطب تولید خاویار و ماهی کشور تبدیل کرده اند! صنایع آب بری که باید در کنار منابع آب مناطق لر نشین احداث میشدند را با لابیگری های خود در دل کویر جا داده و با هزینه های هنگفت زیست محیطی و امنیتی ، آب آشامیدنی و کشاورزی مردم لر را چند صد کیلومتر از داخل تونل و لوله به کویر انتقال میدهند تا صنایع خود را چند طبقه کنند!!! باعث تأسف است وقتیکه بحث طرحهای صرفه جویانه میشود مسؤلین مناطق لر نشین با این همه تولید آب ، کاسه داغتر از آش شده و طرحهای ریاضتی و سازگاری با کم آبی را در بلاد پر آب لر به سرعت اجرایی میکنند!!! چرا مسؤلان استانهای کویری ( یزد و اصفهان و قم ) این طرحها را زیر سبیلی رد میکنند؟ ولی مایی که غرق در آب هستیم آتشمان از کویریهای تشنه آب تندتر است؟ چرا در کهک قم با آب انتقالی الیگودرز لرستان برنجکاری راه انداختند؟ در کویر اصفهان برنج را به صورت غرقابی کشت میکنند ولی در لرستان گردهمایی تخصصی الگوهای نوین بهره برداری و بهره وری بهینه از منابع آب در بخش کشاورزی برگزار میکنند و به دنبال شیوه های نوین آبیاری همچون آبیاری تیپ هستند!!! چرا میزان سطح گلخانه ای در لرستان فقط ۳۰ هکتار است اما در یزد ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه وجود دارد؟ چرا میزان زمینهای زراعی آبی در لرستان میبایست ۲۰ % باشد و زمینهای آبی در اصفهان بالای ۹۰ % باشد؟ ما لرها ظلم را به عینه در حق مردم خود می بینیم و به دنبال اجرای عدالت اجتماعی و توسعه متوازن در تمامی مناطق کشور هستیم.


  • کرانه های دریا ؛ مرکز تمدن بشری

    کرانه های دریایی در تمام دنیا به مرکز تمدن بشری تبدیل شدند. بیش از ۶۵ % از کلانشهرهای جهان در کنار سواحل قرار دارند و پیش بینی میشود تا سال ۲۰۲۰ میلادی بیش از دو سوم جمعیت جهان در فاصله ۵۰ کیلومتری دریاها و اقیانوسها سکونت داشته باشند!!! اگر چه ایران دارای ۳ ساحل ممتاز در شمال ، جنوب و جنوب خاوری است و اقتصادش از نیمه دوم سده بیستم اندکی ساحلی شده است ولی هنوز به عنوان دولتی با فرهنگ و تمدن قاره ای ( کویری ) باقی مانده و ظرفیتهای ساختاری ایران برای بهره وری از کرانه های دریایی اش فراهم نشده است! استمرار این رویکرد که تمام صنعت و جمعیت ایران در چند کلانشهر حاشیه کویر مرکزی خلاصه شود چیزی جز استمرار چرخه فقر و نداری به همراه نخواهد داشت!!! رهبر معظم انقلاب فرمودند:ما از سواحل ایران غفلت کرده ایم! ایشان به درستی اشاره کردند که دولتمردان از ۲۰۰۰ کیلومتر ساحل جنوب کشور غافل بودند و میتوانستیم صنایع بزرگ فولاد و ذوب آهن که آب بر هستند را در کنار سواحل جنوبی تأسیس کنیم!!! براساس سند چشم انداز ۱۴۰۴ سهم توسعه دریا محور در تولید ناخالص داخلی باید از یک درصد فعلی به ۷ درصد برسد! عدم توازن در توسعه کشور و کنار گذاشتن الزامات آمایش سرزمین و توجه بیش از اندازه به کلانشهرها برای ایران بشدت بحرانزا است مثلأ دشت تهران و ورامین که حداکثر یک درصد از وسعت دشتهای ایران را تشکیل، میدهد ۲۰ میلیون جمعیت در آن ساکن شده اند!!! در صورتیکه ظرفیتهای زیستی آن برای، تأمین نیازهای ۳ میلیون نفر است!!! این در حالی است که کل جمعیت ساکن در سواحل خلیج فارس و مکران فقط ۱ میلیون نفر است!!! در شرایطی که شهر دبی تا سال ۲۰۲۰پذیرای ۲۰ میلیون نفر گردشگر خواهد بود و از شهر لندن پیشی میگیرد و تا سال ۲۰۳۰ باید ظرفیت اسکان در سواحل امارات به ۲۵ میلیون نفر برسد! آیا زمان آن نرسیده که ایران هم توسعه دریا محور ( به جای توسعه کویر محور ) را در اولویت درجه یک خود قرار دهیم؟؟؟


  • دستاورد انتقال آب الیگودرز به قم

    رحمانی نماینده الیگودرز در مجلس گفت:جوانان الیگودرزی که برای کار در پروژه انتقال آب قمرود به پیمانکاران مراجعه میکردند با قوه قهریه آنان مواجه میشدند! حتی آنها را تهدید به بازداشت میکردند! حقآبه انتقال آب الیگودرز به قم چه میزان است؟ حکم انتقال آبی که صاحبانش بخاطربی توجهی مسؤلین رضایت ندارند و از آن برای شرب ، غسل و وضو استفاده میشود چیست؟حکم آب غصبی چیست؟ دستاورد انتقال آب الیگودرز لرستان به قم کویری:احداث شهرکهای صنعتی و کارگاه های صنعتی در دل کویر بود. سال ۱۳۸۶ مجموع مساحت شهرکهای صنعتی قم ۱۳۵۰ هکتار بود ولی الآن بیش از ۶ هزار هکتار شده است!!! و نخستین شهرک صنعتی چاپ و نشر کشور در نمکزار قم تأسیس شد! همچنین ساخت شهر صنعتی الغدیر در حال تکمیل زیرساخت است و شهرک صنعتی شکوهیه قم ۱۵۵۰ هکتار است و شهرک صنعتی سلفچگان ۵۵۰ هکتار است. شهرک صنعتی محمودآباد ۳۶۰ هکتار است و پانزده هزار نفر در آن شغل ایجاد شده است! سهم لرها از اقتصاد و صنعت چیست؟لرها از ایرانی بودن چقدر سهم میبرند؟


  • ۹۰ درصد مساحت ایران خشک است

    ۹۰ درصد کشور ما خشک ، فراخشک و نیمه خشک است و برخی مناطق مثل کویر لوت هزاران سال است که حتی یک قطره باران نباریده است! بعضی از مناطق از ۳۶۵ روز فقط به اندازه ۵ دقیقه بارندگی دارند. اصفهان فقط ۹۰ میلیمتر در سال بارندگی دارد که جزء مناطق خشک ایران است! با وجود خشکسالیهای ۱۵ ساله ایران میانگین آب مصرفی در ایران ۱۳۰۰ متر مکعب است یعنی ۳ برابر میانگین جهانی! فضای سبز شهر خشک اصفهان ۳ برابر کالیفرنیای آمریکاست! حیاتی ترین و غیرقابل تولیدترین ماده کشور یعنی آب به کالایی بی ارزش در ایران تبدیل شده و در کویر اصفهان با آن درجه تبخیر بالا برنجکاری میکنند! اصفهان ۲۶۶۵ هکتار فقط برنجکاری در کویردارد! آب بسته بندی لیتری ۲ هزار تومان است که مترمکعبآن ۲ میلیون تومان میشود اما این آب را دولت مترمکعبی ۶۰۰ تومان یعنی لیتری ۶ ریال به مشترکان خود در اصفهان میفروشد! منطقه چنارود در مرز استان چارمحال بختیاری واصفهان که یکی از سرشاخه های زاینده رود رد میشود تمامی زمینهای کشاورزی مجاور رودخانه توسط جهادکشاورزی اصفهان تخریب شده و هاکریزی شده تا مردم بختیاری نتوانند آنجا کشاورزی بکنند!!! زمینهایی که در ۴۰ کیلومتری چلگرد است از قدیم الایام علوفه و صیفی جات میکاشتند. کشاورزان چگونه اموراتشان را بگذرانند؟ مردم استان چارمحال بختیاری صنعت ندارند همین کشاورزی است که آنهم مسؤلان اصفهانی نمیگذارند و با انتقالات متعدد آب به کویراصفهان موجب تشدید فقر و بیکاری دربختیاری شدند!


  • مشکل ایران ؛ عدم توزیع مناسب جمعیت

    شهر مشهد طبق تحقیق دکتر مهدی سیدی ۱۰۰ سال قبل حدود ۵۰ هزار نفر جمعیت داشته با ۵ هزار و ۳۶۶ واحد مسکونی و آب هم در همین حد داشته در واقع مشهد یک قنات شهر بوده است. دکتر محمد حسین پاپلی یزدی، مدرس دانشگاه و رییس انجمن ژعوپلتیک ایران در سمیناری در مشهد اذعان داشتند که:مشکل اصلی ایران عدم توزیع مناسب جمعیت است یعنی آمایش ایران درست انجام نشده و توزیع جمعیت ما بسیار نامناسب انجام شده چون آمایش سرزمین براساس جمعیت ، اقتصاد و محیط زیست است! الآن ۳۰ درصد جمعیت ایران تنها در ۸ شهر کویری ساکنند که نه رودخانه دایمی دارند، نه طبیعت پرآبی و نه اقلیم کوهستانی! اکثر شهرهای پرجمعیت دنیا در کنار سواحل و رودهای پرآب بنا شدند درحالیکه تهران جزء نادر شهرهایی است که ۱۵ میلیون جمعیت دارد و نه کنار دریاست و نه رودخانه ای دارد! در ایران انفعالی عمل میکنند یعنی میگذارند جمعیت زیاد بشود بعد میرن سراغ آب و دوباره که آب انتقال میدن جمعیت زیادتر میشه! بنظرم دوره ای که آب را بیاریم کنار جمعیت دیگر گذشته و جمعیت باید برود کنار آب! شهری که اقلیم کویری دارد نباید زمینه بزرگتر شدنش فراهم شود چون آبی نیست که داعم انتقال دهند به کویر! آب را نیارید کنار جمعیت ، جمعیت را ببرید کنار آب!!! با اینکار اصفهان و یزد و قم برمیگردند به اندازه پتانسیلهای طبیعی که دارند. پتانسیل طبیعی برای جمعیت یزد حداکثر ۱۰۰ هزار نفر است نه ۵۰۰ هزار نفر!!! ببینید چقدر یزدی در مشهد و ساری و تهران و قم و قزوین است؟ چون یزد آب نداشت مردمش مهاجرت میکردند به شهرهای دیگه! وزارت نیرو با آوردن آب و انتقال آب رابطه ظرفیت طبیعی را با ظرفیت انسانی بهم زد و با این طرحهای انتقال آب دارند جذابیت شهرهای کویری را بیشتر میکنند برای ورود مهاجران!!! درحالیکه بزرگترین معضل شهرهای حاشیه کویر مثل اصفهان و قم و مشهد و تهران جمعیت زیاد حاشیه نشینی است! چون برای تأمین آب این جمعیت دچار مشکل هستند و با ورود آب در واقع از جمعیت و مهاجران جدید دعوت میکنند و شهرها و روستاهای خشک دیگه دعوت به مهاجرت به کلانشهرها میشوند!


  • ظرفیت زیستی ایران ۴۰ میلیون است

    پروفسور پرویز کردوانی پدر علم کویرشناسی در مصاحبه با نشریه امیدجوان گفت:ظرفیت زیستی ایران از نظر منابع آبی ۴۰ میلیون نفر است! شرکتهای خصوصی مشاور وزارت نیرو که عمدتأ خاستگاهی کویری دارند ، سیاستهایش را مینویسند و بر طبل انتقال آب به کویر میکوبند. با این وضعیت بی آبی جمعیت ایران باید کاهش یابد و از ۸۰ میلیون بیشتر نشود. شرق ایران بدلیل بی آبی دارد وابسته میشود به آب افغانستان مثل مشهد که آبش از سد دوستی می آید. احداث تونل کوهرنگ ۱ برمیگردد به سال ۱۳۳۲ و تونل کوهرنگ ۲ بعد از انقلاب ۵۷ افتتاح شد و زمانیکه آب اصفهان زیاد شد برنجکاری / توسعه صنایع آبدوست مثل فولاد و ذوب آهن / صنایع نظامی / صنایع هسته ای و … رشد گرفت درحالیکه صنایع آب بر باید در کنار سواحل و دریاها ساخته میشدند ولی در ایران صنایع را به دل کویر ( قم ، اراک ، اصفهان ، یزد ، سمنان ، کرمان ) بردند. فولاد مبارکه اصفهان ۱۰ درصد کل آب اصفهان را مصرف میکند آبی که از منابع زیر زمینی زاینده رود بدست می آید. رشد کشاورزی و جمعیت در اصفهان باعث شد که هر سال آب بیشتری از چارمحال بختیاری و سرچشمه های کارون منتقل شود و ذخایر آبی _ برفی بخاطر انتقالات متعدد آب به اصفهان کاهش پیدا کند! تمام این عوامل بر کارون تأثیر منفی گذاشت و کم آب تر شد و باعث ریزگرد شد. کالاهای صنعتی و محصولات کشاورزی اصفهان با آب چارمحال بختیاری تولید میشود! تونل کوهرنگ ۳ و تونل بهشت آباد و گلاب تمام آب چارمحال بختیاری را به اصفهان و یزد و کرمان منتقل میکند طرحی که فاقد مجوز زیست محیطی است! توجیه دولت برای اینکار چیست؟ دولت در مقابل مردم چارمحال بختیاری و خوزستان مسؤل است! مافیای آب که صنایع بزرگ پشتش هستند حول محور اقتصاد آب تشکیل شده و شرکتهای مشاوره ای هستند وشرکتهای مهندسی سپاه که ساخت تونلها و سدهای انحرافی را به عهده دارند. کویرنشینان پروژه های انتقال آب را از طریق بودجه عمومی به دولت تحمیل میکنند! سد گتوند توده عظیمی از نمک در مخزن سد دارد و آب شیرین کارون را شور کردند و دو سوم اراضی خوزستان زیر سد گتوند است که سالانه ۱۰ تن نمک اضافی وارد زمینهای کشاورزی خوزستان میکند!!! راهکار اصلی تغییر نگاه مردم و مسؤلان است. نگاه مهندسی به بی آبی را باید کنار گذاشت! دیدگاه ما به آب باید اجتماعی _ سیاسی باشد! توسعه و تأسیس صنایع در شهرهای کویری باید متوقف شود و زمینهای زراعی را باید در دشتهای خشک ممنوع اعلام کنیم!!! انتقال آب به کویر معیشت قابل تداوم نیست! معیشت جایگزین باید پیدا کرد که ارتباط جهانی و طبیعت محور میخواهد!


  • ذات کویر بی آبی است

    در روستای ورناج قبل از شهر قم تلمبه خانه و ایستگاه پمپاژ است که آب انتقالی از الیگودرز لرستان را با هزینه ۱۱۰۰ میلیارد تومان سال ۸۹ به قم انتقال دادند که در حال، مشروب کردن شنزارهای کویر قم است و در کهک قم دارند برنج میکارند! در کشور خشک، ایران که سالی هفت هشت ماه آن قطره ای باران به زمین نمی بارد چرا باید صنعت به شهرهای کویری قم ، اصفهان ، کاشان و یزد برود؟ آب سد و رودخانه برای توسعه کشاورزی و استقلال اقتصادی مملکت است نه اینکه شهرهای کویری با آن آب تنی کنند و چمنکاری و برنجکاری کنند! وقتی آب روستاها را به شهر بردید معلوم است که خود روستایی هم بدنبال آن به شهر خواهد آمد زیرا اصلأ در روستا بخاطر همان لوله باریک آب مانده بود! پیشرفت اقتصادی در یک مملکت آن نیست که ثروتمندان و میلیونرهای آن زیاد باشند بلکه پیشرفت آن است که فقیرهای آن کم باشند! بیابانهای بی طول و عرض اصفهان و یزد و قم با انتقال آب گلستان نمیشوند چون خاکش جاری و آبش راکد است!!! ظرفیت زیستی تهران ۳ میلیون است اما الان ۲۰ میلیون جمعیت دارد رحمت به مور و ملخ! آب سدها اگر به کار کشاورزی نروند نقض غرض است! اگر قرار باشد تمام آب سدها در شهرها به صورت لوله کشی برای تن شویی ، وان پرکنی ، استخر شنا ، چمنکاری و جکوزی مصرف شود حکایت از مایه خوردن است!!!


  • غول بیابان کویری ها ، لرها را بلعید!

    ماییم همه غولان ، ایران همه بیغوله _ از بندر عبادان ، تا جنگل ماسوله! مردم کویر مثل تازه به دوران رسیده ها در شهرهای خشک به کمک چاه های عمیق و آبهای انتقالی از بلاد لرنشین ، از شهرهای شمال مثل ساری و رشت و گرگان که در دامن رودخانه ها و دریاها لمیده اند هم از نظر فضای سبز و چمنکاری پیشی گرفته اند! در مصرف آب میخواهیم زیاده روی کنیم و حمام ، وان ، استخر شنا ، جکوزی ، باغهای رنگارنگ ، گل کاری و عجیب تر از همه چمنکاری آنهم در شهرهایی مثل:اصفهان ، کاشان ، قم ، یزد و کرمان داشته باشیم! حال آنکه فراموش کردند در شهری مثل کرمان گل لاله عباسی و خطمی را از زایده آب آفتابه ای که وضو میگرفتند به ثمر میرساندند! در همین یزد مردم بوته آدور اشتری ( خار بیابانی خوراک شتر ) را از روی خاک میبریدند و ساقه آن را در خاک میشکافتند و یک دانه تخم هندوانه در آن میگذاشتند و تخم هندوانه سبز میشد و این نوزاد از همان ریشه خار آب میخورد و هندوانه چند کیلویی میداد! شما مردم کویرنشین اگر قدرت دارید بیایید و به جای ۸ سانت باران ، از آسمان باران بیشتری فرود بیارید وگرنه بالا کشیدن ذخیره آبی دیگران و حیف و میلش کار آسانی است!!! کویریها قبلأ با آب قنات و کاریز و آب انبار زندگی میکردند الان فضای سبزشان برابری میکند با شهرهای اروپا! بالا کشیدن ذخیره آبهای بلاد لرنشین توسط کویریها در حکم حراجی فرزندی است که ارث پدر را بی منت و زحمت بدست آورده است.اصفهان بیابان بود و کوه و خانه ای چند … درون خانه ها دیوانه ای چند. آبادی شهرها نباید منجر به خرابی روستاها شود چون روستا منبع اقتصاد مملکت است! کانالهای انتقال آب پنجاه کیلومتری زاینده رود توسط ماشین حفر تونل TBM ( مول ) که ساخت آلمان است و قیمت میلیارد دلاری دارد و ۱۲۰ متر طول دارد و قطر صفحه برش اش ۱۵ متر است حفر میشود این ماشین عظیم توانایی ایجاد تونل در هر زمینی از سنگ سخت گرفته تا ماسه را دارد که قطر تونلها ۱۶ متر است! حالا فکرش را بکنید از تونلی که ۱۶ متر قطر دارد میخواهند چقدر آب در ثانیه انتقال دهند؟؟؟ از فردیناند دولسپس حفر کننده کانال سوعز پرسیدند مشغول چه کاری هستید؟ او جواب داده بود:دارم محل جنگهای آینده را تعیین میکنم! آن مصر مملکت ، که تو دیدی خراب شد _ و آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد!


  • آب شیرین الیگودرز ما را برده اند!

    با اجرای پروژه انتقال آب قمرود ( انتقال آب الیگودرز لرستان به کویر قم ) ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز به قم منتقل میکنند! مطابق ماده ۳۳ قانون باید دولت حق آبه را به استان مبدأ ( استان تأمین کننده آب ) پرداخت کند که تاکنون حتی یک ریال نداده است! چرا صنعت در ایران ملی نیست و فقط شهرهای فارس زبان صنعتی هستند؟ چرا جمعیت را به کنار آب نمی برند و آب را با هزینه گزاف نزدیک جمعیت میبرند؟ چرا شهرهای کویری مثل قم و اصفهان و یزد که مشکل آب دارند را با تأسیس صنایع متعدد در آنان ، زمینه بزرگتر شدن شان را فراهم میکنند؟ قوطی سس دیده ، خون آلود نام اش می نهند _ از افق ابری بیاید ، دود نام اش می نهند / آب شیرین الیگودرز ما را برده اند _ در شگفتم من چرا قمرود نام اش می نهند؟؟؟


  • ورود کارگر لُر ممنوع!

    موسسه کاریابی《کارآفرینان یزد》در کانال تلگرام خود آگهی استخدام شرکت فولاد یزد را اعلام کرده که یکی از شرایط استخدامش این است که کارگر متقاضی《لُر》نباشد! نژادپرستان کویری اینقدر وقیح و نژادپرست شدند که علناً در آگهی استخدام شرط میگذارند از قوم لُر نیرو نمیگیریم! این در حالی است که آب بلاد لُرنشین به کویر با تونل (نه لوله) منتقل میشود و کارخانجات آبخواه مثل فولاد ، ذوب آهن ، سرامیک ، لاستیک سازی ، پالایشگاه و پتروشیمی در کویرخشک احداث میشوند! یزد بدون آب کوهرنگ بختیاری فقط ۳ روز دوام میآورد.اگر در مناطق لُرنشین هم سرمایه گذاری صنعتی میشد امکان نداشت جوانان تحصیلکرده ما برای کار آواره کویر مرکزی شوند.میزان سرمایه گذاری دولتها در یزد ۳۰۰ برابر لُرستان بوده است.



آخرین مقالات