جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نجات ایران از تجزیه توسط مشروطه خواهان

۳۰ آذر یادآور ورود شاهزاده سالارالدوله به کرمانشاه در سال ۱۲۹۰ ش و اعلام سلطنت و ضرب سکه با ادعای تجزیه ایران است که این توطئه با جانفشانی مجاهدان مشروطه خواه بختیاری در «حماسه دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ایران» خنثی شد.

نجات ایران از تجزیه توسط مشروطه خواهان

ابوالفتح میرزا قاجار ملقب به سالارالدوله که بعدا خود را «ابوالفتح شاه» نامید، برادر محمدعلی شاه مخلوع و عموی احمدشاه قاجار بود و مدتی مدعی تاج و تخت ایران (بجای برادرش محمدعلی شاه) و سپس خواستار تجزیه ایران و سلطنت خود در نوار غربی کشور (در مقابل برادرزاده اش احمدشاه) شد.

محمدعلی شاه مخلوع و برادرش سالارالدوله در اواسط سال ۱۲۹۰ با تجهیز ۲ سپاه بزرگ بطور همزمان از مرز غربی و مرز شمالی کشور به نبرد و پیشروی پرداختند و به نزدیکی تهران رسیدند و دولت مشروطه و نظام پارلمانی نوپای ایران در معرض خطر جدی سقوط قرار گرفت.

مجاهدان مشروطه خواه لربختیاری به رهبری جعفرقلی اسعد (سردار اسعد سوم) و مجاهدان گیلان به رهبری یپرم‌خان، با چندصد سوار فداکار برای رویارویی با نیروهای محمدعلی شاه مخلوع به فیروزکوه و ورامین شتافتند. در این نبرد ۹۰ درصد افراد سپاه مدافع میهن و مشروطه را «مشروطه خواهان لربختیاری» تشکیل می دادند که پس از شکست اردوی محمدعلی میرزا، آماده رویارویی با سالارالدوله شدند.

سالارالدوله که تا باغشاه ساوه در نزدیکی تهران جلو آمده بود، امید زیادی به پیروزی داشت زیرا تعداد افراد سپاه سالارالدوله حدود ۳ برابر بیشتر از مشروطه خواهان لربختیاری بود. لرهای بختیاری در نبرد سهمگین ساوه با رشادت و تقدیم چندین شهید، پیروز شدند و سالارالدوله به غرب کشور عقب نشینی نمود و در روز ۳۰ آذر کرمانشاه را تصرف کرد و ادعای سلطنت و تجزیه ایران را مطرح کرد.

نکته جالب و کمتر گفته شده اینکه سالارالدوله در نامه خود به «مک دول» کنسول انگلیس در کرمانشاه، یکی از دلایل ورود خود به ایران و لشکرکشی به سوی تهران را درخواست ستارخان و باقرخان مبنی بر انحراف مشروطه ذکر کرده و می‌نویسد: «تلگرافی از ستارخان و باقرخان رسیده مشعر بر این‌که لازم است من به ایران آمده به این اغتشاشات خاتمه دهم. اهالی، آمدن من را تصویب کرده آن را موهبتی از طرف شما می‌دانند».

سالارالدوله بعد از شکست و عقب نشینی برادرش محمدعلی شاه مخلوع در مرزهای شمالی کشور، خود را «ابوالفتح شاه قاجار» نامید و در نامه به مک دول انگلیسی نوشت: «من نسبت به او رعیت ناقابلی هستم ولی اگر اعلی‌حضرت محمدعلی شاه مایل به ترک حقوق شخصی خود بوده باشند، وعده‌هایی که به ایشان داده‌ام از درجه اعتبار ساقط است و من خود را محق به بازگرفتن حقوق اجدادم خواهم دانست».

سالارالدوله در کرمانشاه خود را «شاهنشاه» خواند و اقدام به ضرب سكه به نام خود كرد. او مدعی تجزیه ایران شد و قلمرو سلطنت خود را «ممالك كردستان، كرمانشاه، لرستان، خوزستان و گروس» معرفی کرد. او دستور داد برای ثبت پادشاهی خود مقادير زيادی مسكوكات طلا و نقره ضرب كردند كه بر روی آنها اين عبارات حك شده بود: «سكه به زر می‌زند سالار دين / ياورش باشد اميرالمؤمنين» و بر روی ديگر سكه عبارت «السلطان ابوالفتح شاه قاجار» را حك كرده بود. عبارت روی پاكت‌ها و سربرگ و دستخط‌های او چنين بود: «شاهنشاه كل ممالك خوزستان‌، لرستان و عراق عجم».

بیرون کردن سالارالدوله از غرب ایران حدود یک سال به طول انجامید و تعداد زیادی از مجاهدان مشروطه خواه لربختیاری با رهبری سیاسی علیقلی خان بختیاری سردار اسعد دوم و هدایت نظامی و فرماندهی میدانی جعفرقلی خان بختیاری سردار اسعد سوم در روزها و هفته های پر تب و تاب و آمیخته با بوی خون و باروت و در جریان این حماسه دفاع از تمامیت و استقلال کشور جان باختند و این شعر را زمزمه کردند؛ «ما برای آنکه ایران گوهری یکتا شود، خون دل ها خورده ایم».

این حماسه بزرگ دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ایران، یکی از برگهای کمتر شناخته شده تاریخ معاصر کشورمان است که با خون سرخ سربازان میهن رنگین شد تا ایران، ایران بماند. یادشان گرامی

 

منابع:

۱. تاریخ بختیاری به روایت سردار ظفر (جلد ۱ و ۲ در یک مجلد)، به کوشش محسن حیدری، نشر تمتی، منتشر نشده

۲. در تکاپوی تاج و تخت؛ اسناد ابوالفتح میرزا سالارالدوله قاجار، به کوشش رضا آذری، تهران، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، چاپ اول، ۱۳۷۸

نویسنده: محسن حیدری

0 نظر


آخرین مقالات