شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نخبه کشی در ذات ماست اقا محسن

حالا امروز سردار رضایی که یکی از نمادهای دفاع مقدس است و فرمانده سپاهی بود که شجاعانه در مقابل نظام سلطه و دشمن تا بیخ دندان مسلح بعثی ایستادند و نگذاشتند یک وجب از خاک کشور به دست دشمن بیفتد از سوی کسانی که مدعی خون شهدای والامقام شده‌اند، مورد هجمه قرار گرفته است! به قول سردار قاسم سلیمانی «نباید فردی که رمز موفقیت ما در٨ سال جنگ بوده مورد شماتت قرار بگیرد.»

نخبه کشی در ذات ماست اقا محسن

دوشنبه 10 دی‌ماه 1397 فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور در برنامه زنده تلویزیونی «حالا خورشید» شبکه سه سیما به ابهاماتی که در چند روز اخیر در فضای مجازی پیرامون اظهارنظرش درباره عملیات کربلای 4 ایجاد شده بود، پاسخ داد.

دکتر محسن رضایی در یکی از پیام‌رسان‌ها در فضای مجازی گفته بود: «عملیات کربلای 4 فریب دشمن بود.» با اعلام این نکته، سیل انتقادات روانه این فرمانده شجاع دفاع مقدس شد.

منتقدان که بیشتر از یک طیف سیاسی در کشور هستند، محسن رضایی را متهم کردند که او عملیاتی را که به گفته آن‌ها در آن هزاران تن از فرزندان این مرزوبوم به شهادت رسیده‌اند را چطور به‌عنوان عملیات فریب می‌داند؟!

جنگ روانی و موج تخریب علیه این سردار دفاع مقدس در این چندروزه به حدی او را رنجانده بود که وقتی مجری برنامه، سؤال منتقدان از او با این عبارت که «جان رزمندگان دفاع مقدس برای شما ارزش نداشته» را مطرح کرد، به‌قدری ناراحت شد که جلوی دوربین یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون، به گریه افتاد.

هجمه علیه محسن رضایی امید امام


این یادگار دفاع مقدس در پاسخ به این سؤال با بغضی در گلو گفت: «کل شهدای ما در کربلای ۴، ٩٨۵ نفر است که اسامی آن‌ها در بنیاد شهید موجود است، برای فرمانده حتی یک شهید یا یک مصدوم هم دردناک است، رابطه عاطفی ما در جنگ بی‌نظیر بود، ما به هم سردار و ژنرال نمی‌گفتیم، من برای همه «آقا محسن» بودم، یک برادر حاضر است شهادت برادرش را ببیند؟! من هنوز مهدی باکری به خاطرم می‌آید قلبم به درد می‌آید.(گریه سردار)»

رضایی در پاسخ به یکی دیگر از سؤالات رضا رشید پور که چرا وقتی می‌دانستید عملیات کربلای 4 لو رفته عملیات را لغو و یا به تأخیر نینداختید؟(نقل به مضمون) جواب داد: «در زمان جنگ تعداد زیادی مزدوران دشمن در داخل کشور و نیز گروهک منافقین در تهران، کرمانشاه، اهواز و ... و نیز سرویس‌های امنیتی و جاسوسی ابرقدرت‌ها و کشورهای منطقه، اطلاعات ما را به عراقی‌ها می‌دانند؛ و احتمال درز اطلاعات در همه عملیات وجود داشت و به همین دلیل نمی‌توانستیم در جنگ منفعل عمل کنیم.»

فرمانده سپاه قدس هم در ارتباط تلفنی با این برنامه با تائید سخنان سردار رضایی گفت: «بعضی مطرح می‌کنند چرا عملیات لو رفت؟ آقای رضایی دستور عملیات دادند، این یک تصمیم شخصی نبود، ما در همه عملیات درصدی از لو رفتگی را داشتیم، مثلاً در یکی از عملیاتها وقتی غواص‌های ما وارد آب شدند همان زمان دشمن نورافکن انداخت روی آب.»

سردار قاسم سلیمانی ادامه داد: «منطق لو رفتن نمی‌تواند مانع یک عملیاتی شود که چندین ماه برای آن تدبیر شده است؛ ما با فاصله کمتر از ١۵ روز عملیات کربلای ۵ را انجام دادیم که عملیات موفقی بود، پیرامون آن هم بحث داشتیم؛ دشمن در کربلای ۵ دچار غافلگیری شد و تصور دشمن این بود که کربلای ۴ عملیات فرعی ما بوده است.»

این فرمانده شجاع مدافع حرم اضافه کرد: «محسن رضایی یا آقا محسنِ همه مردم ایران حق بزرگی به گردن همه ما دارد، ایشان طراح عملیات‌های مهمی بودند که اغلب آن‌ها موفق بود، البته برخی دوستان ما که نقش ارزنده‌ای داشتند شهید شدند مثل حسن باقری.»

دکتر رضایی در ادامه این گفتگوی زنده تلویزیونی با بیان این که تحلیل من از «عملیات فریب» یک تحلیل پسینی است، افزود: «24 ساعت بعد از انجام عملیات کربلای 4، این عملیات به عملیات فریب تبدیل شد و با موفقیت عملیات کربلای 5، عراقی‌ها به این نتیجه رسیدند که عملیات کربلای 4 به‌منظور فریب آن‌ها بوده است.»

فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره دستاوردهای این عملیات هم گفت: «دستاورد کربلای ۵ این بود که قطعنامه ۵٩٨ به امضا رسید؛ صدام فهمید نمی‌تواند مقابل ایران دیوار باشد؛ اگر کربلای ۴ نبود کربلای ۵ انجام نمی‌شد و جنگ تا به امروز ادامه داشت، صدام بر سرکار بود، اختلاف کویت و عراق شکل نمی‌گرفت؛ پایان دادن جنگ کمتر از آزادسازی سرزمین‌ها نبود.»

همه ما در کتاب‌های تاریخ دوران تحصیل، قاجارها و به‌ویژه فتحعلی شاه را مورد شماتت قرار می‌دهیم که چرا لیاقت نداشتند تمامیت ارضی کشور را حفظ کنند و نتوانستند سرزمین‌های شمالی ایران را از اشغال روسیه تزاری نجات دهند؟!

البته شایان ذکر است که این گونه نبوده که حکومت وقت و سپاهیانش خاک کشور را دو دستی تقدیم بیگانه کرده باشند، بلکه این اتفاقات و تصرفات در حالی صورت گرفت که سپاه ایران 30 سال با روسیه تزاری در حال جنگ بود، ولی به علت این که سپاه ایران یک سپاه نامنظم و فصلی بود، در عین این که پیروزی‌هایی هم کسب کرد ولی نتوانست که در مقابل روس‌ها دوام بیاورد و در نهایت عهدنامه‌های ننگین «ترکمانچای» و «گلستان» به کشور تحمیل و بخش‌های مهمی از خاک ایران جدا شد.

حالا امروز سردار رضایی که یکی از نمادهای دفاع مقدس است و فرمانده سپاهی بود که شجاعانه در مقابل نظام سلطه و دشمن تا بیخ دندان مسلح بعثی ایستادند و نگذاشتند یک وجب از خاک کشور به دست دشمن بیفتد از سوی کسانی که مدعی خون شهدای والامقام شده‌اند، مورد هجمه قرار گرفته است!

به قول سردار قاسم سلیمانی «نباید فردی که رمز موفقیت ما در٨ سال جنگ بوده مورد شماتت قرار بگیرد.»

به نظر می‌رسد دلیل این رفتار را باید در حافظه تاریخی ملت ایران جستجو کرد؛ در طول تاریخ متأسفانه جامعه ایران یک جامعه نخبه کش بوده و همیشه نخبگانش در ادوار مختلف به طریق گوناگون از دور خارج شده‌اند و جامعه ایرانی از خدمات این افراد محروم می‌شده است.

لازم نیست خیلی به عقب برگردیم، کنکاشی اجمالی در تاریخ معاصر به‌خوبی نمایان می‌کند که افرادی که به قول معروف سرشان به کلاهی می‌ارزیده نه‌فقط در حوزه سیاست که در همه عرصه‌ها و حوزه‌های اجتماع به‌نوعی سر به نیست یا خانه‌نشین شده‌اند؛ قائم‌مقام فراهانی‌ها، میرزا تقی‌خان امیرکبیرها، مصدق‌ها، تختی‌ها و ... تنها نمونه‌هایی از این دست هستند.

در تمام دنیا پاسداران و سربازان قابل‌احترام و موردتکریم مردم هستند؛ شک ندارم در آینده نه‌چندان دور اکثر قریب به‌اتفاق مسئولان رده‌بالای دولت آمریکا اعم از رئیس‌جمهور، نمایندگان مردم و مجلس سنا، فرمانداران کل و ...از بین همین سربازان آمریکایی که خاورمیانه را به آتش کشیده‌اند و در افغانستان و سوریه و یک دهه گذشته در عراق به صغیر و کبیر رحم نمی‌کردند و نمی‌کنند، انتخاب خواهند شد.

یکی از اتهامات جرج بوش پسر، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا در مبارزات انتخاباتی، فرار و شرکت نکردن او در جنگ ویتنام بود؛ جنگی که در آن سربازان آمریکایی میلیون‌ها انسان بی‌گناه را به خاک و خون کشیدند.

این در حالی است که در 58 جنگ و بیش از 100 کودتایی که توسط آمریکا در یک قرن اخیر در جهان روی‌داده، بدون استثنا ماهیت تجاوزکارانه و امپریالیستی داشته و هیچ‌کدام آزادی‌خواهانه نبوده است.

آن‌وقت در کشور ما تحت تأثیر القائات و هجمه رسانه‌های معاند و نیز دنباله‌های آن‌ها در داخل، نامزدهایی که سابقه جبهه و جنگ دارند و پاسدار و سرباز وطن بوده‌اند با کاهش محبوبیت و در نهایت ریزش آراء مواجه می‌شوند!

در روسیه کنونی با وجود گذشت چندین دهه از جنگ جهانی دوم، هم چنان کهنه سربازان شرکت‌کننده در این منازعه بین‌المللی دارای امتیازات خاص بوده و در میان مردم و مسئولان مورد احترام هستند.

گریه سردار رضایی در برنامه مزبور جدای از بحث عاطفی و جریحه‌دار شدن غرور یک انسان و یک مرد؛ هشیار باشی به همه ماست که بیش از این‌قدر قهرمانان ملی و واقعی‌مان را بدانیم و نگذاریم که جای خادم و خائن عوض شود.

آقا محسن اولین و آخرین نفر نیست که مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد؛ در فرهنگ مرده‌پرست ما، افراد تا زنده هستند کسی قدر آن‌ها را نمی‌داند و متأسفانه نخبه کشی جزئی از فرهنگ و ذات ما ایرانی‌ها شده است.

محسن رضایی و رضایی‌ها شهروند کشورهای اروپایی و غربی که بماند، اگر مال همین کشورهای شیخ‌نشین حاشیه خلیج‌فارس باشند به قول لری خودمان آن‌ها را روی سر می‌گذارند و حلوا حلوا می‌کنند.

نویسنده: مصطفی رباطی

باز نشر توسط نگین زاگرس از سایت یافته

43 نظر

  • بردین شاپوری

    دکتر محسن رضایی قبل انقلاب دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه تهران بوده و زمان تعطیلی دانشگاه ها در ۱۴ خرداد سال ۱۳۵۹ به مدت ۳ سال داوطلبانه زمان حمله عراق به ایران راهی جبهه های جنوب میشود و اینقدر غیرت ملی و شهامت داشته که نسبت به تهاجم بعثی ها بی تفاوت نباشد و در ۲۳ سالگی به صورت خودجوش به ساماندهی نیروهای مردمی برای دفاع از تمامیت ارضی ایران میپردازد. اگر به دنبال ریشه های جنگ هستند بیایند تاریخ را مرور کنند که چه کسانی شروع کننده و آتش بیار جنگ بودند؟چه کسی بعد از فتح خرمشهر ، امام خمینی را مجاب کرد که جنگ را ادامه دهند؟ چه کسانی ستون پنجم ارتش عراق بودند و برای بعثی ها مخبری میکردند و اطلاعات سری نیروهای ایرانی را به عراقیها میدادند؟ آری اگر به دنبال مقصران واقعی جنگ میگردید بهتر است تمام تاریخ جنگ را بازگو و نقد کنید نه فقط اینکه تمام مشکلات و ضعفها را فرو بکاهید به یک نفر ! وقتی رویکرد شما این چنین باشد یعنی هنوز به تحلیل درستی از وقایع دست پیدا نکردید و شعور تاریخی خود را به زیر سؤال بردید.


  • رشنودی

    عده ای میرزا بنویس که حکم آیینه ای را دارند که هر چه در مقابل آنان قرار میگیرد را بازتاب میدهند بدون اینکه برای تفکر و اندیشه هیچ ارزشی قاعل باشند. همان هایی از دکتر محسن رضایی نقد میکنند که ۸ سال جنگ به دور از جبهه ها در تهران لمیده بودند و تنها کارشان تخریب روحیه رزمندگان و ایجاد افکار منفی بود. کسانی که حتی یک روز سابقه حضور در خط مقدم را نداشته و تنها آشنایی شان با جبهه از طریق تلویزیون بوده است. از محسن رضایی انتقاد میکنند چون اولأ او لر است و دومأ یک سپاهی است. اگر او متولد تهران و فرضأ یک ارتشی بود وضع به کلی فرق میکرد.


  • اتابکی

    وزیر سپاه در دوران جنگ محسن رفیقدوست بوده و فرمانده عالی جنگ هم مرحوم آیت الله رفسنجانی بوده است و فرماندهی ارتش هم با سپهبد صیاد شیرازی بوده و بدون هماهنگی فرماندهان عالی رتبه ارتش و سپاه هیچ فردی نمیتوانسته به صورت تک نفره نقشه عملیاتها را طرح ریزی و فرماندهی کند. اصلأ شورایی به نام جنگ متشکل از فرماندهان عالی رتبه و مدیران و مسؤلان ارشد مملکت وجود داشته و کمیسیون امنیت ملی و جنگ هم نظارت ویژه داشتند حالا واقعأ جای بسی شگفتی است که چطور برخی ساده لوحانه میخواهند یک نفر را به عنوان مقصر قلمداد کنند !!!


  • شاهوردی

    منافقین ( مزاحمین خلق ) و فداییان جهل به عنوان خاعن به ملت ایران و مزدور صدام ، در پشت مرزها حکم ستون پنجم دشمن را داشتند و علاوه بر بمب گذاری در شهرها و ترور افراد عامی و بیگناه ، تمام اطلاعات سری جبهه های جنگ و نقاط نظامی شهرهای ایران را در اختیار رژیم بعث عراق میگذاشتند و چه سندی از این بالاتر که مسعود رجوی با صدام که در حال جنگ با ملت ایران بود روبوسی کرد و مزاحمین خلق به عراق گریختند و علیه نیروهای ایران وارد جنگ مسلحانه شدند؟ دکتر حسین علاء ( فرمانده نیروی دریایی سپاه در زمان جنگ ) در کتاب " روند جنگ ایران و عراق" ، جلد دوم ، صفحه ۴۵۶ مینویسد:سردار احمد سوداگر در حین عملیات کربلای ۴ کالکی ( نقشه ) را از یکی از سنگرهای عراقی در جزیره بوارین پیدا کردم که شبیه نقشه عملیات کربلای ۴ خودمان بود ! محسن رضایی اعلام خطر میکند و مقامات بالاتر را هوشیار میکند ولی از بالا دستور می آید که مدت زمان زیادی صرف طرح ریزی این عملیات شده و شما فرماندهان جنگ باید حتی الامکان این عملیات را در تاریخ مقرر به ثمر برسانید ! چه کسانی نقشه عملیات کربلای ۴ را ترجمه و به دست بعثی ها دادند؟ چگونه ارتش عراق از نحوه استقرار نیروهای ایرانی مطلع شده بود و شب عملیات میدانستند که ایرانیها از کجا حمله میکنند؟ ستون پنجم عراق متشکل از منافقین و بومیان عرب منطقه بودند که دلخوشی از انقلاب ایران نداشتند.


  • دهقانی

    🔷️چراییِ هجمه ناجوانمردانه به سردار بزرگ میهن: چند سطری در فضای مجازی بهانه ای میشود تا که سیل هجمه های ناجوانمردانه از سوی طیفهای مختلف سیاسی علیه سرفرماندهی هشت ساله سپاه اسلام براه افتد!!! اصلاح طلبان مدعی مردم سالاری با همراهی اصولگرایان مدعی ارزشها آنچنان در این عرصه تخریب و اتهام زنی از هم پیشی گرفتند که شگفتی محافل سیاسی و فرهنگی را به دنبال داشت!!! گویا حاج محسن رضایی یکه تاز تصمیم گیری و طراحی همه عملیاتهای موفق و ناموفق جنگ هشت ساله بوده است و دیگران هیچکاره و با ادبیات شایسته خود بر کهنه سرباز شجاع میهن تاختند و تاختند و همه اصول اخلاقی و ارزشی را لگدمال کردند!!! این همپیمانی و همراهی اصلاح طلبان و اصولگرایان از کجا نشات میگرفت و چگونه است که هماوا شده اند این دشمنان خونی دیروز و همه سالیان گذشته؟!!!! سبب این اشتراک منافع روحیه حق طلبی و استقلال اندیشی حاج محسن رضایی است و با درگذشت هاشمی شاهرودی زمزنه هایی بگوش میرسید که گویا حاج محسن گزینه اصلی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام است و از اینروی هجمه هایی ناجوانمردانه شکل گرفت و البته توئیت نابهنگام سردار هم بهانه لازمه را فراهم ساخت تا که بیرحمانه بتازند بر مردی که هزینه شده برای نظام و هزینه پرداخته است و عزیز از دست داده است در این مسیر و جان برکف هشت ساله جنگ و جهاد بوده است و.... اکنون که با حکم مقام معظم رهبری آیت الله آملی لاهیجانی که گویا در سرنوشت نیکش کرسی نشینی و تکیه زدن بر پستها و مسؤلیتهای مرحوم هاشمی شاهرودی قید شده است،بر مجمع تشخیص مصلحت نظام ریاست یافته است،تخریب کنندگان سردار محسن رضایی هم دیگر انگیزه و بهانه تداوم تخریب نخواهند داشت و موج هجمه ها فروکش خواهد کرد.!!!! براستی آنانکه اخلاق و انسانیت و انصاف را بپای دنیاطلبی ذبح کردند و مرزهای ارزشی را درهم فرو ریختند در پیشگاه الهی و وجدانهای بیدار ملت ایران. چه پاسخی خواهند داشت؟ سردار صبور اسلام چونان مولا و امامش علی ابن ابیطالب"ع" سکوت پیشه کرده است و روسیاهانی که ناجوانمردانه بر او و بر خدمات بی بدیلش در جنگ هشت ساله تاخته اند خجل و سرافکنده اند و گناهکارانی روسیاه در پیشگاه الهی. گویا ریاست دکتر محسن رضایی بر مجمع تشخیص مصلحت نظام خانه ویران کن بوده است بهر راست و چپ و اصلاح طلب و اصولگرا؟!!! حاج محسن رضایی را باید که گرامی اش داشت و بپاس نجات میهن از اشغالگری و تجاوز دشمن بعثی و بپاس حفظ تمامیت ارضی ایران عزیز در طی هشت ساله جنگ و جهاد نام نیکش را بر چشمها گذارد و قدردان همه جانفشانیهایش بود،همچنانکه اکثریت مطلق ملت قدرشناس ایران اینگونه گرامی اش میدارند.... 🔹️حسن دهقانی(شوینی بختیاری)نویسنده،روزنامه نگار و پژوهشگر بختیاری، اصفهان_دهم دیماه 1397خورشیدی


  • خسروی بختیاروند

    🔹فَاستَقِم کَما اُمِرت... آقا محسن! 🔸آقا محسن درباره عملیات کربلای چهار حرف جدیدی نزده است. او بارها و بارها طی سالیان دراز ماجرا را روایت کرده بود. اما چرا ناگهان یک توئیت به مناسبت سالروز عملیات -که در انتخاب واژگانش دقت نشد- بهانه چنان حملات سنگین و بی‌سابقه‌ای به او می‌شود؟ 🔸 مسئله کاملا روشن است. او امروز تیر و ترکش می‌خورد چون دقیقا به میانه میدان جنگی دیگر آمده است. جنگ بر سر اصل ولایت فقیه است. لیبرال‌ها می‌گویند ولی فقیه باشد و نقشش در نظام اسلامی به پند و موعظه و نصیحت محدود شود، اما برادر محسن جایی ایستاده است که باید نظارت کند تا به سیاست‌های کلی تعیین شده از طرف ولی فقیه بی‌اعتنایی نشود. همه دعوا بر سر این است که کاری کنند تا هیئت عالی نظارت منفعل شود و به وظایف تاریخی خود عمل نکند، کما اینکه تاکنون توانسته‌اند با این دست شارلاتان‌بازی‌ها، سابقون انقلابی و بزرگان بسیاری را منفعل کرده و بلکه با خود همراه سازند. 🔸چند روز پیش که لیبرال‌ها این جنجال را علیه او به پا کردند پیام دادم که اگر شما سر قضیه نظارت کوتاه بیایید همین لیبرال‌ها مدافع عملکرد شما در جبهه هم می‌شوند. پاسخش محکم و راسخ بود: "مگر گردنم را بزنند که کوتاه بیایم". 🔸آقا محسن! امروز شما در تنگه احد زمانه ایستاده‌اید. میدان جنگ است و پیروزی، جانفشانی می‌خواهد؛ و البته که گذشتن از آبرو، از تقدیم جان سخت‌تر است. فَاستَقِم کَما اُمِرت که ان‌شاءالله حزب الله پیروز این میدان نیز خواهد بود. هُو الّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِه و بِالمُؤمنین...


  • دکتر علی خواجوی

    🔷️مالک اشتر علی را تخریب نکنیم، این روزها افرادی با گرایشات خاص و با قلمی مسموم به تخریب شخصیت فرمانده سرافراز دوران دفاع مقدس پرداخته اند که بارها تا سر حد شهادت پیش رفته و با طرح ها و نقشه‌های مدبرانه خود همگام با پاسداران جان برکف و ارتش قهرمان ودلاورمردان بسیج دشمن متجاوز را سنگر به سنگر و منطقه به منطقه از سراسر خاک ایران عزیز مان مجبور به عقب نشینی کرده است در همین راستا توجه به چند نکته ضروری است : ۱- آقای پوتین رییس جمهور روسیه بعد از آن که شش ماه در چچن با مبارزان چچنی جنگید و آنها را سرکوب کرد به ریاست جمهوری روسیه رسید درحالی که دکتر محسن رضایی با همه فضایل علمی و تجربی و تخصص اقتصادی که در ایشان سراغ داریم حتی بعنوان نماینده تهران هم رای نمی آورد براستی ما مردم چطور از چنین فرماندهی قدردانی کرده ایم ؟ ۲- ایشان با داشتن دکترای اقتصاد و صاحب نظر بود ن در مسایل اقتصادی و با تجربیات ارزشمندی که از دوران دفاع مقدس و همچنین از حضور موثر و فعال در مجمع تشخیص مصلحت نظام بدست آورده‌اند شخصیت گرانقدری از علم و تجربه و اخلاص و تقوا هستند که دولت های مختلف اعم از اصولگرا و اصلاح طلب همواره نسبت به استفاده از این پتانسیل ارزشمند کم مهری یا بی مهری ورزیده اند. ۳- شخصیت چند بعدی این مرد بزرگ و تاریخ ساز حاسدان و مغرضان را بر آن داشته تا در ایامی که اذهان و افکار دوستداران دکتر رضایی بر این باور بودند که سکانداری یکی از مناصب عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی به ایشان واگذار شود، به تخریب شخصیت وی و فضا سازی های کاذب علیه سردار فاتح میدان های سخت دوران دفاع مقدس بپردازند و جامعه را از خدمات صادقانه و خالصانه وی در سطوح عالی مدیریت کشور محروم نمایند. ۴-انتظار میرود همه عزیزانی که اهل قلم و بیان و تحلیل هستند ساکت نشینند و از مظلومیت شهید زنده انقلاب و جنگ تحمیلی دفاع کنند و ابعاد مختلف شخصیت ایشان را تحلیل و ترسیم نمایند .


  • حسن دهقانی نویسنده و پژوهشگر بختیاری

    ✍ توئیت حاج محسن رضایی،بهانه ای بهر عقده گشایی معاندان، آنانکه تلخی سالهای جنگ و جهاد را تجربه کرده اند نیک میدانند که سرفرماندهی هشت ساله سپاه اسلام چه نقش سازنده ای در حفظ تمامیت ارضی میهن و دفع تجاوزگری دشمنی تادندان مسلح داشته است،در یک سوی این نبرد نابرابر دشمنی برخوردار از همه حمایتهای تسلیحاتی و مالی جهانی قرار داشت ودر سوی دیگر ایران ما که با وقوع انقلاب واجد ارتشی فرو پاشیده که فرماندهانش اغلب یا به خارج گریخته بودند و یا بجرم خیانت به انقلاب اعدام شده بودند.در چنین اوضاع و احوالی بود که جوانان انقلابی و برومند وطن به مدد میهن شتافتند و کاری کردند کارستان و دشمن غدار را برون کردند مفتضحانه و هشت سال حماسه آفریدند که بگواه تاریخ بی نظیر بوده و شایسته ستایش... برجستگی نقش سپاه پاسداران در دفاع مقدس از آنروست که با حداقل امکانات وبا تکیه بر سربازمحوری و انگیزه شهادت طلبی در رویایی با صدامیان جنایتکار منجی مملکت شد و این ناگفته پیداست از اعتماد امام راحل"ره"به جوانانی بود که تنها و تنها عشق به اسلام و ایران انگیزه اشان بود و هرگز در دانشگاههای نظامی علوم و فنون جنگ کلاسیک را هم نیاموخته بودند،حاج محسن رضایی میرقائد با حکم بنیانگزار انقلاب اسلامی به سرفرماندهی سپاهی انتخاب گردید که طی هشت ساله جنگ و جهاد حماسه ها آفرید و دشمن متجاوز را سرکوب و غرور ملی ایرانیان را به آنان بازگرداند.... جنگ تمام شد و با همه خسارتهای تلخش به یمن سپاهیان و بسیجیان جان برکفمان و ارتشیان دلیر و قهرمانمان و همه قوای مسلح عزیزمان،یک وجب و حتی یک وجب از خاک میهن در اشغال دشمن باقی نماند و دشمن تجاوزگر را هم وادار به پذیرش معاهده 1975 الجزایر ساخت،همان معاهده ای که با لغو یکجانبه و پاره کردنش توسط صدام در تلویزیون عراق، تجاوز به خاک ایران آغاز شده بود!!!!جنگ که تمام شد و امام راحل عزیزمان هم به ملکوت اعلی پیوست،و بی مهری به حاج محسن رضایی و بسیاری دیگر از مسؤلان لشگری و کشوری آغاز شد!!! چپ های دیروز بتدریج از قدرت رانده شدند و راستها چپ شدند و رادیکالتر از چپ های دیروز،چپ ها کمتر از یکدهه بعد اصلاح طلب شدند و مرزهایی جدید در راس هرم قدرت در ایران شکل گرفت و محسن رضایی هم با استعفاء از سپاه وارد عرصه سیاست شد و زین پس آماج حملات حساب شده مخالفان!!! اگر چه در دولت اصلاحات بارها و بارها دولت وقت را به چالش کشید و اخبارش تیتر جراید جناح راست شد لیک سیدمحمد خاتمی محجوب و نزدیکانش حرمت نگهداشتند و هرگز سرفرماندهی هشت ساله سپاه اسلام را به نقد نکشاندند و سبب تکدر خاطر نشدند،اما بی مهری هم جناحیهای حاج محسن تداوم یافت و اینروزها هم عقده میگشایند آن جماعت تمامیت خواه و تلختر آنکه جمعی به اصطلاح اصلاح طلبان!!! که به باور راقم این سطور فرصت طلبند و از اصول اصلاح طلبی بی بهره،همراهیشان میکنند در حرمت شکنی بزرگ کهنه سرباز میهن!!!! محسن رضایی،محسن رضایی است و با این هتاکی ها از میدان بدر کردنش ناممکن،نقش تاریخسازش در خدمت به وطن بی بدیل است و محبوب همه دوستداران ایران و تخریب کنندگانش جماعتی اند غفلت پیشه که اندر پی شهرتند و اعتبار،معدودند و گمنام،اصلا درد میهن ندارند و درد جاه دارند و مقام،ژست روشنفکری میگیرند و لیک واجد انجماد فکری اند،نخبه کشی پیشه میکنند تا که آوازه ای یابند،اینان هر چه در گذشته و حال حاج محسن ما کاوش کردند و تحقیق نیافتند هیچ ضعف و نقصانی،شیرمرد پاک بختیاری را نتوانستند گره زنند با اختلاس و چپاول،با سوء مدیریتهای خانمان بر باد ده هیچ نسبتی نداشته است،در ویرانی اقتصاد و بر باد دادن سرمایه های ملی نقشی نداشته است،از احمدی نژاد و دولت نابودگرش حمایتی نکرده است در آن هنگام که همه اصولگرایان یکپارچه حامی اش بودند،این محسن رضایی بود که اظهار میداشت احمدی نژاد مملکت را تا به لبه پرتگاه سقوط کشانده است!!! محسن رضایی پاک دست است و پاک سرشت و اگر هم گاهگاهی تلنگری میزند از سر دلسوزی این ملک است و این میهن.تخریب کنندگان بی منطقش اگر نبش قبر میکنند و شکست در فلان عملیات جنگی را متوجه ایشان میدانند،البته که از جنگ هشت ساله و سلسله مراتب تصمیم گیری فرماندهان نظامی در عملیاتهای مختلف چیزی نمیدانند و جاهلند به آنچه بهانه تخریب ساخته اند. سردار حاج محسن رضایی در پیشگاه تاریخ و ملتش سربلند است و قله نشین افتخار این مرز و این بوم و البته سردار بزرگ ملک و میهن را باکی از اینهمه عقده گشایی و تخریب نیست،او ایستاده است بپای سربلندی ایران عزیز و به استواری زاگرس زادگاهش... سربلند بماند ایران عزیز و سلامت و شادمان شایسته فرزندان افتخارآفرینش 🔹️حسن دهقانی(شوینی بختیاری) نویسنده،روزنامه نگار و پژوهشگر بختیاری اصفهان_هشتم دیماه1397خورشیدی


  • سید شکر خدا موسوی

    🌐سرلشکر محسن رضایی ، اسطوره ايران زمين در عصر حاضر؛ كوچ پاييزي عشاير بختياري در سال ١٣٣٣ تا ابد فراموش نخواهد كرد كه در صفاي دشت هاي با صفای لالی ، طفلي زاده شد از نسل شيران و يلان و نام آوران. او سبزوار و بعدها محسن نام گرفت و از همان نوجواني با تاسيس انجمن مذهبی «دین و دانش» نشان داد كه آمده است تا به عنوان فرزند راستين امام روح الله، طومار طاغوت ديرپاي چند هزار ساله را در هم پيچد. محسن رضايي در همان سال هاي جواني به اهواز آمد و در محله سچه ساكن شد تا مبارزات سياسي او عليه استبداد پهلوي وارد مرحله جديدي شود و نتيجه آن ماه ها زندان انفرادي در زندان هاي ساواك اهواز باشد. پس از اين بود كه در سال ٥٢، محسن رضايي جمعيت منصورون را تاسيس كرد تا اهواز مبداء مبارزات جوانان غيور انقلابي باشد كه نقش مهمي در سرنگوني رژيم پهلوي داشت. مبارزاتي كه باعث شد زندگي مخفي رضايي آغاز و اين نابغه بختياري كه توانسته بود درسال 1353 در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت قبول شود، درس را رها و تا سال ٥٧ تشكيلات منصورون را به ده ها شهر گسترش داده و صدها جوان انقلابي را كادرسازي و پرورش دهد. محسن رضايي بود كه در قالب منصورون، حفاظت از جان امام امت ، كه در ١٢بهمن٥٧ وارد كشور شد را بر عهده گرفت و اجازه نداد در ابتداي انقلاب تهديدي متوجه امام شود. محسن رضايي از سال ٥٨ عضو شوراي فرماندهي سپاه شد و بدون اغراق بايد گفت هر جايي ضد انقلاب، تحركي نشان مي داد اين شير ايران زمين بود كه چشم فتنه را كور مي ساخت ؛ تا اينكه در شهريور ۱۳۶۰ امام فرزند راستين خويش را در سن ۲۷ سالگی به فرماندهي سپاهي برگزيد كه مي بايست پس از تجربه موفق دفع فتنه داخلي در برابر فتنه خارجي و در برابر رژیم تا دندان مسلح بعث که حمایت قدرت های غرب و شرق و بیش از ۳۰ کشور دنیا را نیز به همراه داشت بايستد. در شرایطی امام محسن رضایی را به فرماندهی کل سپاه برگزید که ارتش بعث عراق و حامیان آن تا دروازه های اهواز پیشروی کرده بودند. محسن رضايي با هوشمندي اركان سپاه را پايه نهاد و سپاه را به يكي از سه نيروي قوي نظامي در جهان تبديل كرد و در کنار ارتش قهرمانی که هنوز قامت راست نکرده بود ، براي اولين بار در تاريخ ايران زمين اجازه نداد در نتيجه تهاجم خارجي يك وجب از خاك ايران جدا شود، در حالي كه تنها در دوره قاجار و پهلوي قريب یک میلیون کیلومتر مربع از سرزمين هاي ايران بزرگ جدا شد. در زمان فرماندهی این شیرمرد بختیاری بود که در عرض کمتر از ۱۵ ماه تمامی سرزمینی که در ابتدای جنگ توسط ارتش رژیم بعث اشغال شد را آزاد سازد و امروز وجود همين سپاه است كه پس از هزاره ها، قدرت الهي فرزندان ايران را به درياي مديترانه، اقيانوس هند و جاي جاي دنيا رسانيده است. فراموش نكنيم اين حاج محسن بود كه بلافاصله پس از پايان جنگ، قدرت مكانيزه و لجستيك سپاه را وارد عمران، توسعه و سازندگي كشور نمود و خود شخصا فرماندهي قرارگاه خاتم الانبياء را عهده گرفت و صدها پروژه عظيم عمراني را به انجام رسانيد. موشك هاي سپاه به عنوان تدبير ماندگار حاج محسن است كه دشمنان ايران را در هر نقطه اي از عالم تنبيه مي كند. اين محسن رضايي بود كه فرماندهان بزرگی همچون همت، باكري، كاظمي، متوسليان، باقري، بقايي، دقايقي و علي هاشمي را به اسطوره هايي جاودان مبدل ساخت. به گمان من شخصيتي همتراز محسن رضايي در كل تاريخ بختياري نيست و وجود ندارد. حتي در ميان اسطوره هاي دفاع از ايران زمين نیز شخصيت محسن رضايي كم نظير و ويژه است. اما این روزها آقا محسنِ حضرت امام مظلوم است. مانند همرزم دلاورش ، سرلشکر قدرت الله منصوری فرمانده قرارگاه ثامن الائمه که امنیت شمال شرق کشور را عهده دار بود و کسی که ضد انقلاب و منافقین از شنیدن نامش لرزه بر اندام شان می افتاد و در امنیت کردستان نقش بی بدیلی داشت و چندی پیش پس از چهل سال این شیر جبهه های غرب و جنوب و شرق کشور در نهایت مظلومیت و با بی تدبیری مسئولین فرهنگی استان خوزستان و شهرستان ایذه ، مظلومانه و غریب به خاک سپرده شد به طوری که حتی مسئولین و مدیران استان که در تشییع جنازه های افراد خاص حضور پیدا می کنند در تشییع این بزرگمرد جبهه های حق علیه باطل به خود زحمت نداده و در مراسم این عزیز شرکت نکردند و این جای تاسف دارد. افسوس كه اين روزها، چنبره و سلطه نگاه سياسي، اسطوره هاي زنده را به مسلخ مي كشاند و هر كسي به خود اجازه مي دهد چهره درخشان اسطوره جهاد و دفاع را برنجاند. اين جانب به عنوان سرباز ديروز و امروز و ان شاالله فرداي ايران وانقلاب و اسلام، از همه مردم قدرشناس كشورم به ويژه خوزستانيان از هر قوم و خاصه قوم دلير و شريف بختياري در جاي جاي كشور درخواست مي كنم اجازه ندهند حرمت سرلشگر محسن رضايي، استوانه انقلاب و ايران و مالک اشتر امام (ره)، سرمايه بزرگ ايران عزيز، در مجادلات بي حاصل سياسي و مجازي، اسير تسويه حساب هاي انتخاباتي و كينه ها و حسادت هاي شخصي شود. كافي است بار ديگر اين نوشتار را مرور كنيم و از خود بپرسيم، همتراز اين شخصيت بزرگ و مظلوم چه كسي را مي شناسيم؟ 🔷️سید شکرخدا موسوی، سرباز ایران و اسلام و ولایت، نماینده ی سابق مردم اهواز ، کارون ، باوی و حمیدیه در مجلس شورای اسلامی


  • منوچهر عیسوند زیبایی

    درود؛ واقعا هزار تاسُف عدهِ ای دوستان جوری قلم میزنند .... که واقعاً نمیشهِ جوابی هم براشون داشت جز اینکهِ سکوت کنی به بلندایِ یک فریادبزرگ در درون..... کاش بینِش سیاسی و کشوری و این موضوعات را کمی بالا میبردیم تا متوجع یکسری موضوعات میشدیم.... درود بر سردار جنگ حق علیههِ باطل جناب محسن رضایی ....🌸


  • سعید قائدشرفی "فعال اجتماعی و جانباز جنگ

    ✍🏻✍🏻محسن خان دشمنان فریب نخورند، ما بودیم که فریب خوردیم ✍🏻✍🏻 یادداشتی پیرامون سخنان محسن رضایی ؛ حاج دکتر محسن رضایی فرموده اند که عملیات کربلای چهار برای فریب دشمن بود!!..گفتنی ها را بسیاری پیرامون این سخنان حیرت آور گفته اند. بااین حال هرچه فکر کردم که ببینم اگر بخواهیم لیستی از "اعمال" و"عملیات ها" و"حرف هایی "که برای فریب دشمن زده شد اما درنهایت منجر به فریب مردم و حتی خود آن فریب دهندگان شد تهیه کنیم " مثنوی هفتادمن کاغذ" نیاز دارد !!...بله محسن خان ما بودیم که فریب خوردیم وتصور کردیم "نوفل لوشاتو " یی ها راست می گویند و ایران "پساسلطنت "تبدیل به کشوری خواهد شد که حتی کمونیست ها هم درآن آزادند درحالیکه هنوز در غرب کمونیست ها آزاد نبودند!!.. ما فریب سخنان شیوا و غرّائی را خوردیم که نهیب مان میزد "دلخوش به این مقدار نباشیم " ودنیا و آخرتمان تضمین است اما دنیایمان دنیای "عقیل" نابینا شد و عاقبتمان عاقبت "یزید"!!!...ما فریب خوردیم وقتی تصور کردیم کشوری خواهیم داشت در بحبوحه جنگ سرد بی نیاز از اتکاء به غرب وشرق !!..غافل از این که شرقی ها در تاراج منابعمان با شما شریک شدند و غربی ها به سادگی به فاصله یک نسل به تمامی بچه های شما یک "گرین کارت "دادند !! محسن خان ما فریب خوردیم وقتی دسته دسته "اُمَرای "ارتش کشورمان را کشتند وتصور کردیم این"دانشکده جنگ دیده ها" ،ارتش شاهنشاهی هستند، نه سربازان ایران زمین، تا جوانان "رزم ندیده" و بیسوادی چون تو فرمانده طولانی ترین جنگ قرن بیستم شوی و روی سرکچل ماو دیگر برادران شهید و اسیر وجانبازمان "سلمانی " بیاموزی و مارا موش آزمایشگاهی کنید !!...محسن خان ما کم فریب نخوردیم آنجا که قانون اساسی کشورمان را بدون آنکه از مردم بپرسید تغییر دادید تا حاکمیت مطلقه در ید قدرت یک نفر قرار گیرد!!...ما فریب خوردیم که به بهانه "سازندگی" دوباره اشرافیت سلطنتی ، این بار در قامت "الیگارشی یقه سفید ها و روحانیون" زنده شد !! ما فریب خوردیم وقتی در بن بست دعوای "میکونوس" سیّدی خندان با عبای شکلاتی آمد و دم از "حاکمیت قانون" و"آزادی اندیشه" و"گفتگوی تمدنها" زد وما ذوق زده برگزیدیمش وهشت سال ریاستش را شاهد بودیم که چگونه نویسندگان و روزنامه ها ودانشجویانمان قلع وقمع شدند ودرنهایت گفت : "من یک تدارکاتچی بودم"...بله محسن خان ما فریب خوردیم وقتی یک کوتوله سیاسی بی ریشه آمد و دم از حقوق محرومان زد ولی بیشترین دزدی ها واختلاس ها از حیث رکورد درزمان او اتفاق افتاد!!...ما بازهم فریب خوردیم وقتی که دراوج تحریم های بین المللی ای که حتی دوستان حاکمیت ،مثل چین وروسیه هم پایش را امضاء کرده بودند بزرگترهایت گفتند : "حتی مخالفان نظام هم رای بدهند" و رای دادیم به این خیال که نظام فهمیده و پس از آن انتخابات شبهه ناک سال ۸۸ به خود آمده ومخالفان را هم به رسمیت شناخته!!..و بازهم فریب خوردیم و ازترس مرگ خودکشی کردیم وشخصی را مجددا برگزیدیم که به کوچکترین وعده هایش عمل که نکرده سهل است دوران سخت تری را به همراه بقیه نهادهای الهی وانتسابی این مرز و بوم برمردم تحمیل کرده !!!...بله محسن خان ما کم فریب نخورده ایم وقتی که در زمان جنگ در جای جای خط مقدم تابلوی نزدیک بودن کربلا زده بودید ولی درپایان جنگ حتی پس از نوش کردن جام زهر، بازهم این صدام بود که مجددا بی مهابا به سمت خرمشهر می آمد تا دیپلمات های نابلدمان در شورای امنیت به التماس بیفتند و همان روزها هزاران اسیر دادیم و هزاران شهید و مجروح ومعلول بخاطر نابلدی شماها !! که نابلدی تان نه فریب دشمن که فریب ما بود ...والبته فریب خودتان که ما بیدار شده ایم و شماها کماکان خودفریبی میکنید!!!...محسن خان فریب نخورید ... بقول محمود خان احمدی نژاد آن "ممه را لولو برد" واین بار به کمتر از خداحافظی شماها راضی نخواهیم شد. ما وجهانیان هم دیگر انواع واقسام فریب های چهل ساله شما را شناخته ایم ....محسن خان خداحافظ ✋🏻✋🏻 دیماه هزاروسیصد ونود وهفت


  • از قول حاج قاسم سلیمانی

    ⭕️👤سردار سلیمانی در برنامه "حالا خورشید" 🔻بعضی بحث ها پیرامون جنگ غیر ضروری است و دل خانواده‌های شهدا را به درد آورد 🔻امام در همه شئونات جنگ نظارت داشت 🔻این نوع بحث های انحرافی ارزش های دفاع مقدس را زیر سوال می برد 🔻آقای محسن رضایی حق بزرگی به گردن همه ما داردند 🔻آقای رضایی طراح عملیات های بزرگی بودند 🔻عملیات کربلای 4 عملیات اصلی بود، فرعی نبود 🔻ما سالانه عملیات‌های مهمی داشتیم اما به موفقیت نرسید. فقط عملیات کربلای 4 نبود. عملیات رمضان هم بود 🔻ما در طول جنگ 5 الی 6 عملیات داشتیم که منجر به موفقیت نشده که در طول جنگ طبیعی است 🔻بعضی ها شماتت میکنند که عملیات رو رفت، چرا آقای رضایی دستور حمله داد؟ 🔻این دستور، دستور شخصی نبود و جمعی تصمیم گیرنده برای جنگ بودند 🔻ما تقریبا در تمام عملیات ها نسبتی از لو رفتگی را داشتیم 🔻در عملیات ولفجر 8 من در کنار رودخانه بودم، وقتی غواص هاداخل آب شدند همان موقع دشمت نورافکن روی آب باز کرد و بعد دشمن شلیک کرد روی ساحل ما. این به این معنی است که باید لغو می کردیم؟ 🔻اگر ما چنین تصوراتی را در جنگ مبنی قرار میدادیم هیچ عملیاتی را قادر به اجرا نبودیم و باید همه عملیات ها را متوقف می کردیم 🔻با این منطق نمی تواند یک عملیات را متوقف کند 👤پاسخ سردار سلیمانی به مدح گویی رضا رشیدپور: 🔻مجری برنامه حالا خورشید در پایان تماس تلفنی به مدح شخصیت سردار سلیمانی پرداخت 🔻حاج قاسم سلیمانی خطاب به وی گفت اگر ادامه دهید صحبت هایم را قطع می کنم/ جماران ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌


  • رحمان بهداروند

    محسن رضایی سنگر ساز دیروز بود کسی که پشتیبان خون شهدا و ولایت فقیه باشد منافقین از نیروهای انقلابی بدشون میاد.


  • در پاسخ گنده گویی های مشاور رئیس جمهور به توییت محسن رضایی در خصوص عملیات کربلای چهار؛

    🔴در پاسخ گنده گویی های مشاور رئیس جمهور به توییت محسن رضایی در خصوص عملیات کربلای چهار؛ ⬅️جناب مشاور پرحاشیه و آشنا! سلام گنده گویی های شما در پاسخ توئیت فرمانده دفاع مقدس محسن رضایی تاسف برانگیز بود. اولین اینکه بدانید موجودات حقیر و بی مقداری که تنها هنرشان راه اندازی جنگ رسانه ای برای فریب ملت ایران باشد کوچکتر از آن هستند که بخواهند در مقابل فرمانده بزرگی و بی نظیری مانند محسن رضایی ابراز وجود کنند دوم اینکه راه را خطا رفته اید چرا که مطلب را نگرفته اید. فقط برای کاستن از حجم فشارهایی که امروز از جانب افکار عمومی بر دولت تان وارد است خواستید با سو استفاده از یک توئیت، از کاه کوه بسازید تا شاید چند روزی به خیالتان بتوانید ذهن مردم و رسانه ها را از آشی که برای مردم پخته اید دور سازید. ⬅️جناب آقای مشاور آشنا! هنوز برای ۸۰ میلیون ایرانی پاسخ ندادید که واقعا چه کردید که قیمت یک آپارتمان کوچک ۲۰۰ میلیونی طی چند ماه به بیش از ۵۰۰ میلیون رسید؟! ⬅️مردم منتظرند برایشان پاسخ دهید که واقعا چه بر سر اقتصاد این مملکت آوردید که دلار ۳ هزار تومانی طی چند ماه تا ۲۰ هزار تومان رسید؟! چرا به مردم جواب نمی دهید که بر اثر کدام مدیریت است که پوشک ۲۰ هزار تومانی به ۸۰ هزار تومان رسیده است؟! چرا با مردم در خصوص افزایش ۱۰۰ الی ۸۰۰ درصدی قیمت کالاهای اساسی آنهم در طول چند ماه حرفی نمی زنید؟! ⬅️جناب مشاور آشنا! آیا می دانید در طول این ماه و بر اثر مدیریت رانتی و فامیلی و از هم گسسته دولت تان چه بیمارانی که بر اثر کمبود و گرانی چند صد درصدی قیمت دارو یا در گوشه ای از خانه به امید خدا رها شده اند و یا دار فانی را وداع نموده و از دنیا رفته اند! ⬅️جناب مشاور! اگر قرار است سئوالی پرسیده شود، این سئوال برای همه قابل پرسش است الا شما و اگر قرار است پاسخی داده شود، این شما هستید که در پیشگاه ملت باید پاسخگو باشید! جناب آشنا! ⬅️محسن رضایی فرمانده دفاع مقدس عملیات لو رفته کربلای چهار را فریبی برای شکست سنگین دشمن در کربلای ۵ قرار داد و نگذاشت خون شهدای کربلای چهار پایمال شود. ⬅️برجامی که نابودی صنعت هسته ای که برای راه اندازی آن بیش از بیست سال شب و روز کار شده بود ماه هاست که شکست خورده است؛ کاش شما و دولت تان نیز می توانستید از برجام شکست خورده، فریبی برای دشمن بسازید تا دشمن هوس موشک هایمان را نکند. رضایی انتقام کربلای ۴ را بلافاصله در کربلای ۵ گرفت، کاش شما هم انتقام برجام را می گرفتید! "سعید درخشان" 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷


  • فرمانده ای که تنها مانده !

    وقتی ارتش تا بن دندان مسلح صدام به کشور بی ارتش ایران حمله کرد ، هیچ تحلیلگر سیاسی و نظامی فکرش را نمی کرد این نبرد نابرابر با شجاعت و جانفشانی فرزندان ایران هشت سال طول بکشد . جنگ تمام شد و نق زنهای پرادعا هر بار به بهانه های مختلف آن دوران سخت ولی پرافتخار را زیر سوال می برند ! روزی گفتند چرا امام (ره) قطع نامه ۵۹۸ را پذیرفت و نگذاشت کار صدام را یکسره کنیم ! روز دیگر گفتند چرا امام زودتر قطع نامه را نپذیرفت تا آمار کشته های جنگ کمتر شود ! روزی مرحوم هاشمی را عامل تداوم جنگ دانستند و به او حمله کردند ! و دیگر روز مرحوم هاشمی را عامل پذیرش قطع نامه و پایان جنگ ! امروز نیز محسن رضایی فرمانده هشت سال دفاع مقدس ، به بهانه درج یک توئیت قابل بحث‌ و تفسیر ، آماج بدترین توهین ها و تخریب هاست . تو گویی همه کاره جنگ برای حمله ، عقب نشینی صلح و ... شخص محسن رضایی بوده است !!! دشمنان انقلاب از کوچکترین روزنه ای برای تخریب آرمان های انقلاب به خوبی بهره می برند و چه بسیار کسانی مانند حسام الدین آشنا که دانسته ! یا نادانسته ! در سناریو دشمن بازی می کنند ! اگر امروز محسن رضایی برای فرماندهی دیروزش چنین ناجوانمردانه و مغرضانه مورد حمله و هجمه است ، فردا نیز نوبت قاسم سلیمانی فرمانده سرافراز امروز است ! قدر فرماندهان خود را بدانیم ، آنان را ارج نهیم و به آنها اعتماد کنیم . همان کاری که در همه دنیا معمول است . *


  • چرا محسن رضایی از فرماندهی سپاه کناره​گیری کرد؟

    چرا محسن رضایی از فرماندهی سپاه کناره​گیری کرد؟+ شرح مذاکرات 15 سال پیش با رهبر انقلاب دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در یادداشتی با عنوان «رمزگشایی از ورود دوباره به عرصه سیاست» در سایت شخصی خود نوشت: پس از چند سال توفیق حضور در صحنه ی مبارزه ی نفس گیر ملت ايران ( از سال 1350 تا 1357 ) بالاخره با عنایات الهی و رهبری امام بزرگوار و مجاهدت امت والا مقام ، انقلاب اسلامی پیروز شد. بین دو راهی قرار گرفتم به دانشگاه بروم و درس نیمه تمام خود را به پایان برسانم یا به سیاست ادامه دهم . بالاخره به فعالیت​های سیاسی ادامه دادم با جمعی از دوستان، حزب تشکیل دادیم و مقدمات شرکت در انتخابات را فراهم می کردیم که ناگهان اوضاع کشور بهم خورد ابتدا تحرکات ضد انقلاب و سپس حمله عراق به کشور آغاز شد. لذا از سیاست فاصله گرفته و بنا به اقتضا وارد عرصه نظامی شدم اما در سال 76 پس از 18 سال وقتی آرامش و امنیت دوباره برای ملت ایران برقرار شد از سپاه استعفا داده و وارد عرصه سیاست شدم. 14 سال است برخی در رابطه با استعفایم از سپاه، داستان​ها ساخته و شایع کرده​اند، گفته​اند رهبری معظم انقلاب خواسته اند که فلانی در سپاه بماند ولی ایشان گوش نکرده و از سپاه بیرون آمده یا اینکه معظم له فرموده اند فلانی در سیاست وارد نشود ولی او عمل نکرده، اینها، هیچ واقعیتی ندارد. البته افراد زیادی هم به من مراجعه کرده و گفته اند که ما واقعیت را نمی دانستیم و چه بسا، پشت سر شما، غیبت کرده​ایم و حلالیت طلبیده اند. اما به هرحال شرح ماوقع چنین است: دهم خرداد 76 بود. قبلاً از طریق دفتر مقام معظم رهبری اعلام شده بود که معظم له، حقیر را فرا خوانده اند، خدمتشان شرفیاب شدم. فرمودند: در خصوص کنار رفتن شما از سپاه، گفته بودم صبر کنید خبرتان می کنم حالا وقتش رسیده، بگو چرا نمی خواهی فرمانده سپاه بمانی؟ ماجرا از این قرار بود که حدود سه سال قبل، به ایشان عرض کرده بودم اجازه فرمایند که فرمانده سپاه نباشم و فردی دیگر را بدین مسئولیت منصوب فرمایند و پس از آن در تاریخ 10/10/74 طی نامه ای 11 صفحه ای توضیحاتی داده و در نهایت از ایشان جابجایی در مسئولیت سپاه را خواسته و در پایان نوشتم: «البته اگر حضرتعالی تکلیف بفرمائید که در سپاه بمانم ... تا آن زمان که موهایم سپید شود و با عصا به سپاه بروم، خواهم رفت ... و افزودم: حقیر خود را مدیون انقلاب و بدهکار به آن می دانم و هیچ جیبی هم، برای خود از آن ندوخته ام. همه عشق من به استفاده از عمرم در تداوم مبارزه و خدمت به انقلاب و اسلام است ... بهرحال، اختیار من، در دست حضرتعالی است.» پس از تقدیم این عریضه، معظم له فرمودند: صبر کنید خبرتان می کنم. اینک پس از سه سال، که برای من صبری طولانی بود و هر روز، بیش از گذشته، نگرانی هایی از وضعیت آینده کشور به من دست می داد، زمان موعود رسیده و در محضر ایشان بودم، فرمودند: استدلال هایتان را بگوئید، دلایلی را که از قبل، مهیا کرده بودم، برشمردم، خطراتی را که در بیرون سپاه و در جامعه احساس می کردم، عرض کردم. از جمله: 1. نگرانی هایی از آینده کشور چه در بعد اقتصادی، مدیریتی و چه در بعد دور شدن دولت از ارزشهای انقلاب. 2. به هدر رفتن نیرو و توانم در پادگان های نظامی، ضمن داشتن طرح هایی برای تحول فرهنگی و اقتصادی در کشور. 3. عدم جابجایی فرماندهان در رده بالای سپاه و بالنتیجه، خروج سپاه از جوانگرایی، به نحوی که سن متوسط فرماندهان سپاه، مرتباً بالا می رفت. 4. طولانی شدن مدت مسئولیتم در فرماندهی کل سپاه، که 16 سال از آن گذشته بود. عرایض حقیر، دو ساعت ربع کم، طول کشید. در بین صحبتها هم، ایشان سئوالاتی می فرمودند و من پاسخ می دادم. در پایان فرمودند: مطالبتان تمام شد؟ عرض کردم: بله، ایشان ساعت را نگاه کرده، فرمودند: دقیقاً یک ساعت و سه ربع شد و افزودند، حالا، من قانع شدم که شما از فرماندهی سپاه کنار بروید. البته مصلحت نیست که بدون مسئولیت باشید. چرا که نیروهای حزب الهی نخواهند پذیرفت شما مسئولیتی نداشته باشید. شرط کنار رفتن شما هم، این است که نیروی جایگزین را پیدا کنیم و بعد شما کنار بروید. اگر آقای رییس جمهور، شما را برای پست معاونت اول، تقاضا کند من قبول می کنم ولی خود او باید بخواهد. نفر بعدی را هم برای فرماندهی سپاه پیشنهاد بدهید. ضمنا تا مدت ها باید به فرمانده جدید مشورت بدهید. از معظم له سئوال کردم تعیین فرد بعدی برای فرماندهی سپاه چه مدت طول می کشد؟ آقا فرمودند: از چند هفته تا دو سال، ملاقات تمام شد. داشتم جلسه را ترک می کردم که فرمودند: خوب، حالا که از این در بیرون می رویم اگر از ما سئوال کردند، چه پاسخ بدهیم؟ هر دو باید یک حرف بزنیم و اضافه فرمودند: شما و من می گوئیم که حالا حالاها فرمانده سپاه هستی، دروغ هم نیست. چند هفته طول بکشد یا دو سال، و ادامه دادند: کنار رفتن شما از فرماندهی سپاه، موضوع مهمی است، اگر این مسئله، شایع شود، انعکاس خارجیِ خوبی نخواهد داشت. از اطاق ایشان که بیرون آمدم، فرمودند: فردا هم فرماندهان سپاه را بیاورید تا با آنها صحبت کنیم، چون شنیده ام در بین تعدادی از فرماندهان، شایع شده که شما استعفا داده اید. فردای آن روز، فرماندهان اصلی سپاه را (حدود 70-80 نفر) که برای سمینار «سپاه آینده» در تهران جمع کرده بودیم به ملاقات ایشان بردیم. خوب بخاطرم دارم، نماز مغرب و عشاء را در حیاط، به امامت حضرت آقا، اقامه کردیم و پس از نماز، در یک محفل کاملاً خودمانی، گرد ایشان نشستیم. ایشان هم روی پله های حیاط نشسته و ما هم، دور ایشان حلقه زدیم ایشان بیانات مفصلی ایراد و از جمله فرمودند: «شما بزرگان سپاه هستید، من به شما اعتقاد دارم، به این برادر عزیزمان، این آقای آقا محسن رضایی من از ته دل، اعتماد دارم و ایشان را از ته دل دوست دارم. اگر کسی غیر از این شنیده و غیر از این گفته، بدانید یا درست نفهمیده یا مغرضانه بوده یا نفهمیده، من به ایشان خیلی محبت و علاقه دارم. این هم که بعضی خیال کردند ما به آسانی دست از ایشان برمی داریم این هم اشتباه است، این هم کور خوانده اند. این آقا حالا حالاها ما بهش احتیاج داریم. من، آقای رضایی را، آقای آقا محسن رضایی را نخواهم گذاشت ایشان از ما کناره بگیرد و کنار برود. بالاخره به امید خدا، ایشان از اولی که آمدند و مشغول کار شدند در سپاه و در فرماندهی سپاه، با ما در ارتباط نزدیک و صمیمی بودند، تا الان هم الحمدالله همینطور بوده، بعد از این هم، تا هستیم انشاالله همینطور با هم خواهیم بود به فضل الهی و خداوند متعال، خیر مقدر بکند و آنچه صلاح این ملت و صلاح این کشور و صلاح این مجموعه سپاه است، آنرا انشاالله خداوند پیش بیاورد و شما را، یکایکتان را انشاالله خداوند مشمول دعای حضرت ولی الله الاعظم ارواحنا له الفداء قرار بدهد و روح امام را از شما راضی کند.» (متن بیانات مقام معظم رهبری که از نوار پیاده شده) در این جلسه، حضرت آقا نسبت به حقیر اظهار لطف و محبت کردند و کلماتی را به زبان آوردند که خجالت کشیده و شرمنده شدم. از یک جمله ی معظم له دچار ابهام شدم و آن هم این بود که ایشان فرمودند: اگر همین الان هم بخواهم برای سپاه فرمانده تعیین کنم، آقا محسن را تعیین می کنم. «ابتدا فکر کردم که نکند نظر آقا طی چهل و هشت ساعت، تغییر کرده، بعداً دیدم که ایشان با دقت، کلمات را انتخاب کرده اند. یاد جمله آخر ایشان در دیدار خصوصی افتادم که فرمودند: دروغ هم نیست، وقتی که می گوئیم حالا حالاها ایشان فرمانده سپاه هستند، چه چند هفته و چه دو سال دیگر» در آن زمان، هنوز کسی برای جایگزینی من تعیین نشده بود و لذا، طبیعی بود که آقا بفرمایند: «همین الان» هم اگر بخواهم برای سپاه فرمانده تعیین کنم، آقا محسن را تعیین می کنم. آن موقع هیچ کس به این ظرافت فکر نکرده بود و نپرسیده بود که چرا آقا می فرمایند «همین الان». من هم سعی کردم که کسی متوجه نشود. بالطبع همه چیز، براساس تدابیر ایشان پیش می رفت. خودم هم، هر روز بیش از گذشته، در محل کار حاضر می شدم، بگونه ای که شائبه ای مبنی بر ترک سپاه در اذهان، شکل نگیرد. ضمن اینکه آقا به من فرموده بودند که فرد جایگزین، معرفی کنم. چند نفر را معرفی کردم و ایشان هم یک نفر در ذهنشان بود که مطرح و مشورت فرمودند. دو ماه که گذشت، حضرت آقا، حقیر را احضار و فرمودند: مسئولیت بعدی شما هم مشخص شد و افزودند: آقای ذوالقدر با آقای هاشمی مذاکره کردند که شما را به دبیری شورایعالی امنیت ملی منصوب کنند ایشان نپذیرفتند ولی محل دیگری برای شما تعیین شده است و فرمودند: مدتی قبل، آقای هاشمی، آقایان (و) و(ر) و (آ) را برای دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام پیشنهاد کردند که من با انتصاب آقای (و) به این مسئولیت، موافقت کردم ولی دیشب، دیروقت که برای استراحت می رفتم شما به ذهنم آمدید و آقای محمدی گلپایگانی را نزد آقای هاشمی فرستادم و گفتم که آقای رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شوند. لذا خود را برای این مسئولیت آماده کنید و اضافه فرمودند: آئین نامه مجمع را برای تأیید فرستاده اند، آنرا اصلاح کرده ام ودبیر مجمع را در موارد لازم، رابط خود (رهبری) با مجمع، تعیین نموده ام، لذا ضروری است یک دبیرخانه قوی و با تیم کارشناسی مناسب در مجمع ایجاد کنید. جالب است که بعدها جمعی از فرماندهان سپاه با رییس جمهور وقت، مذاکره کرده و به ایشان گفته بودند، از ظرفیت های برادر محسن استفاده کنید،ایشان استقبال کرده و گفته بود من نگرانم که پیشنهاد کنم ولی ایشان نپذیرند. البته هیچ گاه چنین پیشنهادی صورت نگرفت. چند روز مانده به صدور حکم دبیر مجمع و نیز صدور حکم فرمانده جدید سپاه، با آقای هاشمی جلسه ای داشتم. احساس کردم ایشان در خصوص انتصاب من به دبیری مجمع، ذهنیت و ابهاماتی دارند، لذا پس از جلسه نامه ای به محضر حضرت آقا نوشتم و گفتم با توجه به ابهام آقای هاشمی، چون ممکن است در کار مجمع، با ایشان به اختلاف برسم اگر جنابعالی موافق باشید، فعلاً در سپاه به کار ادامه دهم که آقا فرمودند: دیر شده و با نفر بعدی صحبت کرده ایم، من هم به ایشان حق دادم، چون رهبری وقتی که به یک تصمیم می رسند و آن را آشکار می کنند، دیگر تغییر آن، به مصلحت نیست، به همین دلیل اصرار نکردم. دو روز بعد، حکم معظم له برای انتصابم در مجمع، صادر و در متن آن، لطف و محبت فراوانی نسبت به حقیر، ابراز فرمودند و پس از آن هم آقای صفوی که سال ها در کنار من در اداره جنگ نقش موثری داشتند به فرماندهی سپاه منصوب شدند. بعضی از دوستانِ سپاهی ما، پس از بیرون آمدنم از سپاه، نگران بودند که این موضوع، خدای ناکرده در بدنه سپاه، ذهنیتی سئوال برانگیز در مورد اقدام حضرت آقا را در پی داشته باشد. لذا، با توزیع گسترده نوار بیانات معظم له (که در جمع خصوصی و خودمانی فرماندهان، برای رفع نگرانی آنان، ایراد فرموده بودند)، بشکلی وسیع و با ادبیاتی گوناگون، شایع کردند که رهبری خواستند فلانی را در فرماندهی نگه دارند ولی خود ایشان نپذیرفت، دیگر از من سوال نکردند که آیا مطالبی هم هست که آنها نشنیده باشند؟ من هم این شایعات را می شنیدم اما هیچگاه در صدد توضیح آن برنیامدم. با این وجود ،حال که سالها گذشته آن هم ،به اصرار بعضی از دوستان،پاره ای توضیحات را طرح کردم. خلاصه اینکه : 1- اولاً، خود آقا فرمودند که پس از سه سال، خدمتشان بروم و استدلال های خود را بگویم. اگر ایشان چند سال دیگر هم مرا فرا نمی خواندند، صبر می کردم. 2- ثانیاً، چند روز قبل از صدور حکم، نامه ای به محضر ایشان نوشته و گفته بودم که با توجه به احتمال بروز اختلاف نظر با آقای هاشمی، ترجیح می دهم که در سپاه بمانم که اگر حضرت آقا با فردِ بعدی برای تصدی فرماندهی سپاه صحبت نکرده و موضوع، قطعی نشده بود، من همچنان در فرماندهی سپاه می ماندم. 3- هیچگاه رهبر معظم انقلاب، مستقیم و غیر مستقیم، به حقیر نفرموده بودند که فرمانده سپاه بمانم و من قبول نکرده باشم. 4- محل بعدی، یعنی فعالیت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را معظم له، شخصا برای حقیر تعیین فرمودند. 5- و نهایتا اینکه محتوای حکم معظم له در خصوص انتصاب حقیر در مجمع تشخیص مصلحت نظام، خط بطلانی است بر تمامی شایعاتی که عده ای تا کنون ساخته اند.


  • سالاروند

    کسانیکه به سپاه خرده میگیرند پاسخ دهند که اولأ چه کسانی به سربازان سپاه آموزش دادند؟ غیر از این است که ارتشیان آموزش دهنده بودند؟ زمان حمله عراق به ایران تنها یک سال از تأسیس سپاه میگذشت و با اینحال شاهد جانفشانی آنها در جبهه های جنگ بودیم و خیلی از آنها شهید شدند. این هجمه ها بیشتر جنبه سیاسی دارد وگرنه اگر بنا به نقد و انتقاد باشد که خیلی از سیاسیون و ارتشیان جوابگو باشند مثلأ تیمسار قاسمعلی ظهیر نژاد ( رییس ستاد مشترک ارتش ) از طراحان اصلی بحث ورود به خاک عراق بعد از آزادسازی خرمشهر بود و استدلالش هم تحت فشار گذاشتن ارتش بعث عراق بود. در حالیکه ارتش عراق بعد از فتح خرمشهر موضع برتری خود را از دست داده بود و بهترین فرصت برای تعیین تکلیف و خاتمه جنگ بود. در عملیات نصر که ارتش در ۱۵ دی ۵۹ شروع میکند لشکر ۱۶ زرهی قزوین فرار میکند و ۲۱۴ تانک پیشرفته چیفتن و ۱۰۰ نفربر زرهی جا میگذارد که بدست عراق می افتد! حالا چرا این عملیات نقد نمیشود؟ در عملیات رمضان که ۵۰ روز بعد از فتح خرمشهر با طراحی ارتش شروع میشود سربازان را در شب ۲۵ کیلومتر با سازو برگ جنگی پیاده میبرند و بدون ساخت خاکریز و جان پناه برای نیروها حدود ۷۰ هزار نفر کشته و زخمی میدهند ولی کسی نقد نمیکند که چرا فرماندهان دانشگاه رفته ارتشی نمیدانستند در یک دشت لخت و هموار باید خاکریز و کانال احداث کرد تا آن همه تلفات به نیروهای ایرانی وارد نشود؟ سال ۵۹ در سردشت کردستان یک دسته ۵۰۰ نفری تحت فرماندهی شهید صیاد شیرازی در کمین تجزیه طلبان پانکرد می افتند و ۴۵۷ نفر کشته میشوند! حالا باید این اتفاق باعث شود تمام دستاوردهای سپهبد شهید صیاد شیرازی زیر سؤال رود؟ نه جنگ همین است و باید انتظار همه چیز از شرایط جنگی داشت. در ۱۷ تیر ۶۷ ارتش بعث عراق دهلران و مهران را تصرف کرد و لشکر ۷۷ ارتش و ۲۱ حمزه به طرز بسیار نامطلوبی فرار کردند و ۹۲ تانک / ۶۰ نفربر زرهی / ۱۳۰ عراده توپخانه / ۱۸۷ خمپاره انداز / ۴۵۰ خودرو از ارتش به دست عراقیها افتاد و ۷۱۱۶ نفر اسیر شدند این آمار تنها یک منطقه است و ارتش سال ۶۷ بیش از ۵۰۰ تانک و نفربر زرهی از دست داد و ۱۷ هزارسرباز و درجه دار اسیر شدند که در هیچ دوره ای چنین هزیمتی مشاهده نشده بود و این شکست ارتش باعث شد امام قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرد و ایران در ۲۳ تیر ۶۷ منطقه حاج عمران را تخلیه کرد و ۶ هزار کیلومتر مربع در عرض ۳ ماه از دست داد. هدفم از گفتن این آمار این است که تحولات جنگ ۸ ساله خیلی گسترده است و کسانیکه انتقاد دارند باید جانب انصاف را رعایت کنند و همه شرایط آن زمان را در نظر بگیرند نه اینکه تمام مشکلات را فرو بکاهند به یک شخص و علیه او عقده گشایی کنند.


  • افلاکی

    سید جلال الدین طاهری حسین آبادی ( امام جمعه اصفهان ) در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی در خرداد ۸۵ میگوید:در جریان عملیات کربلای ۴ رفسنجانی ( فرمانده عالی جنگ ) اصرار زیادی بر اجرای عملیات داشت من و حسین خرازی رفتیم و منور روشن کردیم و تحرکات عراقیها را دیدیم و به خرازی گفتم برو به آقای رفسنجانی بگو عملیات لو رفته و خرازی رفت و برگشت و گفت که آقای هاشمی گفته من مقلد امامم و عملیات باید انجام شود که من به ایشان گفتم اگر امام هم این شرایط را ببیند اجازه اجرای عملیات نمیدهد ولی عملیات صورت گرفت و فرماندهان جرأت مخالفت نکردند.


  • کوشکی

    دیوید کریست مورخ ارشد و مشاور وزارت دفاع آمریکا در مرداد ۱۳۹۲ در مصاحبه با bbc فارسی تأیید کرد که آمریکا با اراعه اطلاعات عملیات کربلای ۴ به عراقیها باعث شکست این عملیات شد به طور کلی آمریکا حداقل ۲ سال قبل از عملیات کربلای ۴ تصمیم به حمایت اطلاعاتی از حکومت عراق گرفت و مطابق یک سند از طبقه بندی خارج شده در سال ۱۹۸۴ رونالد ریگان در دستوری دولت آمریکا را موظف به جلوگیری از سقوط صدام در مقابل ایران کرده بود ! آمریکا محدودیت فروش تسلیحات نظامی به عراق را برداشت و تبدیل به متحد عراق شد و در جمع آوری و ارسال اطلاعات مواضع و تحرکات نیروهای ایرانی به فرماندهان عراقی کمک کرد. تمام اطلاعات جاسوسی به دست آمده از آرایش نظامی نیروهای ایران و مواضع آنها را که از طریق ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی آواکس که اکتبر ۱۹۸۰ به جای ایران به عربستان فروخته شدند به دست آوردند و در اختیار بعثیها قرار دادند. آمریکاییها اواخر جنگ مستقیمأ از صدام حمایت کردند و سکوهای نفتی ایران را بمباران کردند و تحرکات مرزی، داشتند و کمک رسانه ای _ اطلاعاتی به صدام میکردند و سال ۶۷ مواد غذایی به عراق میدادند و اسلحه و مهمات را هم تأمین کردند و اخطار بعدی زدن هواپیمای مسافربری ایران بود. در مستند نیمه خاموش که از شبکه مستند پخش شد رفسنجانی ( فرمانده عالی جنگ ) اعلام کرد که دولت زمان جنگ ۵۱ درصد کسری بودجه داشته و حتی نخ بخیه هم نداشتیم و هر چی ماشین، شهرداری داشت به جبهه ها فرستاد و طبق گفته فرماندهان نظامی تصرف بغداد ۱۴ سال طول میکشید !


  • پولادوند

    سردار قاسم سلیمانی درباره عملیات کربلای ۴ میگوید:اگر قرار بود بخاطر بخشی از لو رفتگی کربلای ۴ انجام نشود نمیتوانستیم هیچ عملیاتی را در جنگ اجرا کنیم. طبق گفته دکتر محسن رضایی:تمام مراحل عملیات کربلای ۴ از آغاز تا پایان با تصمیم جمعی انجام شد و امام خمینی ، آیت الله خامنه ای ( رییس جمهور و عضو شورای عالی دفاع ) ، هاشمی رفسنجانی ( فرمانده عالی جنگ ) ، محسن رفیق دوست وزیر سپاه و فرماندهان عالی رتبه از جزییات این عملیات مطلع بودند. ارتش عراق در استراق سمع و بهره گیری از اطلاعات ماهواره ای و جاسوسی توان بالایی داشت و در کربلای ۴ علاوه بر هوشیاری عراقیها ، پیچیدگی جغرافیایی منطقه دلیل اصلی عدم پیروزی کامل بود ولی تدبیر و قدرت فرماندهی جنگ سبب شد در حداقل زمان ممکن عملیات متوقف شود و عملیات کربلای ۵ در کمتر از ۲ هفته با غافلگیری کامل عراق انجام شود بنابراین عملیات سرنوشت ساز و موفق کربلای ۵ از دل کربلای ۴ بیرون آمد برخلاف تبلیغات رسانه های خارجی عملیات کربلای ۴ به استناد اسناد موجود کمتر از هزار نفر است که رفسنجانی هم در یادداشتهای روزانه اش در ۱۱ دی ۶۵ همین رقم را ذکر میکند و دکتر حسین علایی در کتاب روند جنگ ایران و عراق ، جلد دوم ، صفحه ۲۸۵ مینویسد هزار نفر شهید داشتیم.


  • چنگایی

    حضور داوطلبان بسیجی در جبهه ارتباط مستقیم با الگوی کشاورزی داشت و زمستانها که بیکار بودند به جبهه میرفتند و بخاطر گرمای تابستان خوزستان که کانون اصلی جنگ بود بیشتر عملیاتهای ایران در زمستان برگزار میشد و اکثر عملیاتهای بزرگ ایران برای تصرف بصره یا قطع ارتباط آن با بقیه عراق بود مانند:عملیات رمضان در تابستان ۶۱ / والفجر مقدماتی در بهمن ۶۱ / والفجر یک در نوروز ۶۲ / خیبر در اسفند ۶۲ / بدر در اسفند ۶۳ / والفجر ۸ در بهمن ۶۴ / کربلای ۴ و ۵ در دی ۶۵ / و کربلای ۱۰ در اسفند ۶۶ برگزار شد. و عراقیها به خوبی مطلع بودند که ایرانیها قصد حمله در زمستان ۶۵ را دارند و علاوه بر آن مراسم تجمع ۱۰۰ هزار نفری بسیجیان در آذر ۶۵ در ورزشگاه آزادی تهران و سخنرانی رفسنجانی که به صورت زنده در تلویزیون پخش میشد و همچنین اعزام گسترده بسیجیان به جبهه ها حکایت از عملیات بزرگی در روزهای آینده داشت و طبیعتأ عراقیها تمام این مراسمات را در تلویزیون علنی میدیدند و رصد میکردند و از انجام عملیات در روزهای آینده آگاهی کامل داشتند. کسانی چون رفسنجانی ( فرمانده عالی جنگ ) به دنبال یک پیروزی برای خاتمه جنگ از موضع بالا بودند و فتح بصره به هر قیمت را ضروری میدانست به همین خاطر فرماندهان جنگ مصمم به اجرای عملیات سرنوشت ساز کربلای ۴ بودند و نیروهای رزمنده داوطلب جمع آوری شده بودند که در صورت انجام نشدن عملیات و بازگشت آنها به شهرها و روستاها ، معلوم نبود چه زمانی امکان جمع کردن مجددشان وجود داشته باشد لکن رفسنجانی به عنوان فرمانده جنگ مصر به انجام عملیات بود.


  • جودکی

    ناخدا هوشنگ صمدی ( تکاور نیروی دریایی ارتش که جزء محافظان خرمشهر قبل از سقوط بود ) در مصاحبه با برنامه خشت خام ( تاریخ آنلاین ) ضمن انتقاد از عملکرد غلط دولت موقت ( مهدی بازرگان و ابراهیم یزدی ) که با لغو یکطرفه قراردادهای نظامی باعث تضعیف بنیه دفاعی ایران شدند و صدمات جبران ناپذیری به ایران در جنگ با عراق زدند. مهدی بازرگان و ابراهیم یزدی بدون توجه به تهدیدهای منطقه ای علیه ایران نسبت به خریدهای نظامی جبهه میگرفتند و دولت موقت در ۱۵ بهمن ۵۷ قرارداد خرید ۱۶۰ فروند جنگنده همه منظوره اف ۱۶ را لغو کرد که بجای ایران به اسراییل واگذار شد. به دستور آیت الله طاهری امام جمعه اصفهان زمستان ۵۷ همافران اقدام به از هم باز کردن دهها فروند هلیکوپتر بل ۲۱۴ کردند تا به آمریکا پس فرستاده شوند. قرارداد خرید ۷ فروند هواپیمای هشدار زودهنگام هوابرد یا آواکس یک هفته قبل از انقلاب توسط مهدی بازرگان لغو شد که این هواپیماها بجای ایران به عربستان فروخته شدند و در جنگ ایران با عراق تمام اطلاعات پروازی هواپیماهای ایران را در اختیار بعثیها قرار میدادند تا عراقیها جنگنده های ایران را بر فراز خلیج فارس شکار کنند. الان تمام کشورهای همسایه ایران مثل:پاکستان _ امارات _ عربستان و ترکیه هواپیمای جاسوسی آواکس دارند بجز ایران و سلاحهایی که باید در خدمت ایران قرار میگرفت تحویل کشورهای همسایه شد. همچنین بازرگان و ابراهیم یزدی سال ۵۸ خرید ۱۲۰۰ تانک چیفتن از انگلیس را لغو کرد و قرارداد ۳ میلیارد و ۲۸۶ میلیون دلاری خرید ۱۰ هزار قلم قطعات فنی و مهندسی و تجهیزات مختلف برای نیروی هوایی را لغو کرد که ضربه جبران ناپذیری به ایران در جنگ وارد کرد و حتی احمد مدنی وزیر دفاع بازرگان به پیشنهاد ابراهیم یزدی قصد فروش هواپیماهای جنگنده اف ۱۴ را داشتند که برای مقابله با تهدید بمب افکن های توپولف ۱۶ و موشکهای کروز آنها و جنگنده شناسایی میگ ۲۵ شوروی بود که از ارتفاع بالا از پایگاه های نظامی ایران عکسبرداری میکردند و در اختیار متحدان عراق قرار میدادند. لغو یک جانبه قراردادهای نظامی توسط بازرگان و ابراهیم یزدی از عوامل تسهیل کننده حمله ارتش عراق به ایران و آغاز جنگ فرسایشی ۸ ساله بود. هدف از گفتن این حرفها این است که آنانی که به محسن رضایی توهین میکنند پاسخ دهند چرا یک داروساز ( ابراهیم یزدی ) در امور نظامی و امنیتی ایران دخالت کرده و باعث صدمه به تمامیت ارضی کشور در دوران جنگ شده است؟ حسین دهباشی در برنامه تاریخ آنلاین که فیلمش در آپارات موجود است پرسید چرا خودسرانه باعث لغو قراردادهای نظامی شد حال آنکه ایران پول این تجهیزات را پرداخت کرده بود و آماده تحویل به ایران بودند او در جواب گفت:مگر ما جنگ کردیم که به آن سلاح ها نیاز داشته باشیم !!! از یزدی و بازرگان انتقاد نمیشود چون لر نیستند.


  • سلاحورزی

    سال ۱۳۶۴ عربستان تولید نفت خود را ۲۰ درصد افزایش داد تا ایران که متکی به درآمد نفت بود آسیب ببیند و در جنگ با عراق نتواند به پیشروی ادامه دهد و نفت از ۱۲ دلار به بشکه ای ۶ دلار سقوط کرد و اقتصاد ایران را در بحران فرو برد و تورم در سال ۶۵ حدود ۴ برابر شد و درآمد نفت ایران در سال ۱۳۶۵ حدود ۵ میلیارد دلار شد و هزینه های جنگ در سال ۶۷ از کل درآمدهای نفتی پیشی گرفت و ۳۰ درصد از آن فراتر رفت. سال ۱۳۶۶ از بودجه ۲۰۰ میلیارد تومانی کشور حدود ۱۰۰ میلیارد تومان در اختیار نظامیان بود. درآمد نفتی ایران به شدت کاهش پیدا کرد و سال ۶۷ پنجاه درصد کسری بودجه داشت. در مستند نیمه خاموش ، اتاق جنگ و آخرین روزهای زمستان ، رفسنجانی میگوید:حتی نخ بخیه هم نداشتیم ! همین فشار اقتصادی باعث شد ارتش بعث عراق در دور تک قرار بگیرد و ابتکار عمل از دست ایرانیها خارج شده و حفظ مناطق تصرف شده عراق برای ایران میسر نبود لذا ایران در ۲۳ تیر ۶۷ منطقه حاج عمران را تخلیه کرد و ۶ هزار کیلومتر مربع در عرض ۳ ماه از دست رفت. به علت کمی نیروی داوطلب و بیخاصیتی نیروهای اجباری موازنه قوا به نفع ارتش عراق شد. دیوید سگال میگوید:ایران ۱۰۴۰ تانک دارد و عراق ۴ هزار تانک / ۷۵۰ نفربر ایران در برابر ۳ هزار خودروی زرهی عراق / ۲۲۰ هواپیمای ایران در برابر ۶۳۲ هواپیمای عراق ! جنگ افزارهای ایران یکسوم عراق بود. تمام کشورهای عربی به صدام کمک مالی ، نظامی و انسانی میکردند. عربستان و امارات صدها میلیارد دلار به عراق پول دادند و مصر و فلسطین و سودان و اردن به عراق سرباز پیاده میدادند. بازرگان و ابراهیم یزدی هم با لغو قراردادهای خرید نظامی باعث شدند که نه تسلیحات به ایران واگذار شود و هم میلیاردها سرمایه ملی بلوکه شود و تضعیف دفاعی ایران را بوجود آوردند.


  • چاغروند

    دولت فعلی عراق جانشین رژیم پیشین است و تعهدات و حقوق دولت بعثی طبق اصل جانشینی دولتها به دولت جدید منتقل میشود لذا ایران باید خسارت جنگ را از دولت فعلی عراق دریافت کند. کویت با کمک سازمان ملل تمام خسارتهای جنگ عراق با این کشور را دریافت کرد و حتی عربستان در آذر ۱۳۸۹ یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار بخاطر آسیب محیط زیست سواحل شرقی خود در جریان جنگ خلیج ۱۹۹۱ از طریق سازمان ملل از عراق گرفت. در بین روابط کشورها مساعل عاطفی و احساسی جایگاهی ندارد و خشنودی ایران از سرنگونی رژیم بعثی و روابط فعلی با عراق نباید مانع از پیگیری حقوق ملت ایران شود. عراق کنوانسیون های چهار گانه ژنو مربوط به امور جنگ را نقض کرده و موجبات خسارات سنگین به ایران شده و تحولات بین المللی را زیر پا گذاشته و ایران باید تلاش کند تا خسارات و غرامت جنگ را بگیرد. از آن گذشته دبیر کل وقت سازمان ملل ، کشور عراق را متجاوز به خاک ایران قلمداد کرده و شورای امنیت نیز گزارش دبیر کل را دریافت، کرده بنابراین پیامد تجاوز بر عهده عراق است. مجلس ایران باید از دولت بخواهد تا این قضیه را پیگیری کند.


  • سقایی

    در طول ۸ سال جنگ حدود ۵۰ شهر و ۴۰ هزار روستا خسارت دیدند یعنی دو سوم جمعیت ایران در معرض جنگ بودند و ۵۰۰ هزار اصله، درخت خرما را تعمدأ قطع کردند. سازمان ملل خسارت ایران را ۲۵۰ میلیارد دلار اعلام کرد. جنگ ۲۸۸۸ روز ادامه داشت. هزینه جنگ ۸ ساله برابر با درآمد نفتی ایران در تمام قرن ۲۰ بود و انباشت سرمایه متوقف شد و از توسعه اقتصادی به مدت ۱۰ سال بازماند و بیشتر به درآمد نفتی متکی شد و برنامه توسعه اقتصادی را بهم ریخت. عراق ۴۰۰ هزار پرواز جنگی علیه ایران انجام داد. عراق ۵۳۰ موشک به شهرهای ایران پرتاب کرد و موجب کشته و زخمی شدن صدها هزار غیر نظامی شد.


  • میر مقدم

    دکتر حسین علایی فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه در کتاب روند جنگ ایران و عراق ، جلد دوم ، صفحات ۵۲۵ و ۵۲۶ مینویسد:در طول ۸ سال جنگ ایران ۲۸ درصد از تولید ناخالص خود را از دست داد. عراقیها در مرز ایران ۲۰ میلیون مین کاشتند. بیش از ۲۳۵ هزار ایرانی کشته شد و ۵۲۰ هزار هم جانباز شدند و ۴۳ هزار نفر اسیر شدند و ۱۲ هزار نفر هم مفقود شدند. گروهک تروریستی منافقین ( مزاحمین خلق ایران ) بیش از ۱۷ هزار نفر را ترور کردند و در درگیری های کردستان گروهکهای کومله و دموکرات ۲۳ هزار نفر را کشتند. حدود ۹۷ درصد شهدا به قشر مستضعف جامعه تعلق داشت. بیشترین شهید متعلق به سال ۶۵ است که ۴۱ هزار نفر هستند و ۷۲ درصد شهدا بین ۱۶ تا ۲۵ سال سن داشتند و ۳۰ هزار از شهدا در ۲۰ سالگی به شهادت رسیدند که بالاترین آمار سنی شهیدان است. از هر ۲۳۰ ایرانی یکنفرشان شهید شده است. ارتش ۴۷ هزار و ۱۲۶ شهید داشته که ۴۶ هزار نفرشان سرباز وظیفه بودند یعنی ۹۰ % شهدای ارتش سرباز اجباری بودند. حدود ۲۸۶ فروند، از انواع هواپیماهای جنگی و ترابری ایران منهدم شد. از ۷۰ خلبان پایگاه چهارم شکاری دزفول ۴۰ نفرشان شهید شدند. بیش از ۹۶ هزار قطعه زمین کشاورزی قابل کشت نابود شدند. در خوزستان که کانون اصلی جنگ بود ۳ میلیون اصله درخت نخل نابود شدند. نیازهای غذایی جامعه به صورت سهمیه بندی توزیع میشد و ساختار مالکیت و مدیریت در اقتصاد ایران بهم ریخت و اقتصاد به سمت دولتی شدن رفت. بروز جنگ به بخش خصوصی مجال توسعه نداد و نقش دولت در هدایت های توسعه ای افزایش یافت. به هر حال اقتصاد ایران یک اقتصاد دستوری و با اتخاذ سیاستهای حمایتی و تثبیت قیمتها بود. دولت دخالت مستقیم و ارشادی در اقتصاد داشت. در سال، اول جنگ ایران سیاست کاهش عرضه نفت را در دستور کار قرار داد که کشورهای عربی ۴۰ میلیارد دلار نفت بیشتر بفروشند ( سال ۵۷ ایران ۲۵ % نفت دنیا را تأمین میکرد ). سال ۶۴ عربستان عمدی تولید نفت خود را ۲۰ درصد افزایش داد تا نفت از بشکه ای ۱۲ دلار به ۶ دلار سقوط کند و پول کمتری از محل فروش نفت گیر ایران بیاید و این عمل باعث شد اقتصاد ایران در بحران فرو برود و تورم ۴ برابر شود و پنجاه درصد کسری بودجه داشته باشد همین کاهش ارزش نفت باعث ضعف در جبهه ها شد. میزان خسارت اقتصادی به ایران از سال ۶۵ تا ۶۷ چند برابر سالهای قبل از آن میباشد ایران سال ۶۷ از لحاظ میزان تولید ۱۶ سال به عقب برگشت و بازدهی سرانه سال ۶۷ معادل سال ۴۷ برآورد میشود که به ۲۱ سال قبل تنزل پیدا کردذو با استقراض مداوم از بانک مرکزی بر بدهی داخلی افزود و ارزش ریال کاهش پیدا کرد و تورم بوجود آمد.


  • جودکی

    در جنگ فقط کسی سود میکند که سلاح میفروشد! وقتیکه نماینده ایتالیا در سازمان ملل با صلح ایران و عراق رأی مثبت داد کارخانجات تولید سلاح در ایتالیا تظاهرات کردند که چرا نماینده ایتالیا با صلح موافقت کرده است؟ پیروز نهایی جنگ ایران و عراق کشورهای غربی بودند که سلاح های از رده خارج شده و نسل قدیمی را به عراق و ایران فروختند! در اوایل جنگ ۸ ساله ایران و عراق مناخیم بگین نخست وزیر اسراییل گفت:ما برای هر دو طرف آرزوی موفقیت داریم!!! اشاره ای کنایه آمیز به اینکه اسراییل از نبرد فرسایشی دو دشمن سرسخت اسراییل استقبال میکند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • سرزمین از خود راضی

    صادق هدایت در حاجی آقا: این سرزمین روی نقشه جغرافی لکه حیض است. هوایش سوزان و غبارآلود، زمینش نجاست بار، آبش نجاست مایع و موجوداتش فاسد و ناقص الخلقه. مردمش همه وافوری، تراخمی، از خود راضی، قضا و قدری، مُرده پرست، مافنگی، مزور، متملق، جاسوس، شاخ حسینی و بواسیری هستند.


  • چرا بی آلایش بودن در ایران عجیب است؟

    این درسته که هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم نسبت به این قضیه؟ باور کنید هرجایی رفتم و گفتم لُرم با نژادپرستی فارسهای کویرنشین روبرو شدم! اگر غیرفارسها را دوست ندارید پس چرا اجازه فدرال یا ایالتی شدن را نمیدهید؟ واقعیت آن چیزی نیست که شما در مورد لُرها شنیدید واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم《ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی》علیه لُرها داریم زندگی میکنیم! میگن لُرها ساده اند و همین هم میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که دورویی، کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی آلایش بودن خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه وقتی وارد اکثر شهرهای فارس زبان میشی احساس غربت میکنی اما غریب نوازی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه در دوره ای که زنها افسار مردها را در دست گرفتند غیرت و مردانگی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه که فارسها ازدواج سفید را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب بیجا متهم میکنند!!! من قوم و فرهنگ قومم را با تمام خصلتهای خوب و بدش دوست دارم و اصلاً حرف عده ای مغرض، ممسک و تازه به دوران رسیده برایم پشیزی ارزش ندارد! من سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم که اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خورد و خوراکش هم را با خود ببرد!!! اما اینکار درمیان لُرها ننگ است و لُرها خان منش و سفره دار هستند! من در تهران شاهد روابط مثلثی و ازدواج سفید و رابطه با خواهرزن و برادرشوهر بوده ام که چگونه از این فرهنگشان برای هم تعریف میکردند!


  • فرهنگ غدرآمیز پارسها

    چرا فارسها میگن لُرها مهمان نوازترند؟ چرا میگن مهربانتر هستند؟ چرا میگن بی آلایش و صاف و صادق هستند؟ چون حتماً کلاهبرداری، حیله و سیاستهایی از غیر لُرها دیدند که این صفتهارو به لُرها نسبت میدهند!!! هرچند هرصفتی شامل همه نمیشه اگر میگن فلانی خوبه معنیش این نیست 100% خوبه و هیچ عیب و ایرادی نداره و همین موضوع هم درباره صداقت و سایر صفتهای خوب لُرها صدق میکنه! هر قوم، ایل و طایفه‌ای بَد و خوب داره و اگر یکنفر ایرادی داشت نباید به همه تعمیم بدیم و بَدی یکنفر به این معنی نیست که اون فرد مُعرف اکثریت لُرهاست! مثلاً همه فامیل شمارو به شوخ طبعی میشناسند فقط بر فرض مثال اگر یکی از اعضای خانواده جدی و صریح باشد آیا کسیکه با اون برخورد داشته، باید بگه خانواده فلانی همه خشک و جدی هستند؟ هر جایی خوب و بد داره هیچوقت نباید به کسی توهین کرد! همه میدانند که لُرها غیرتی هستند و روی ناموس و اسم و شرفشان تعصب دارند فرقی هم نداره زن باشند یا مرد! ولی برای یک فارس اینها ارزش نیست در منظومه فکری فارسها چنین جا افتاده که لُرها به خودی خود برای آنچه که هستند گناهکارند! پس جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با غیر لُرها وصلت کنند چون اگر تا مَرفَق دستش را آغشته به عسل کند و در دهان فارسها بگذارد باز به لُرها توهین میکنند! پس هر فردی بهتره با قوم و تبار خودش ازدواج کند!


  • پارسیان نژادپرست

    ايرانی‌ها نژاد‌پرست هستند يا نه؟ اینکه به ملت خودمان بگوییم«بزرگ»و...بنظرم همه اینها از نژادپرستی است. شکل دیگر آنهم اینست که وقتی یک پُل یا خیابان درست می‌شود گفته می‌شود این پل یا خیابان در خاورمیانه بزرگ‌ترین است یا در جهان اول است! اول اینکه ما خود را برتر از دیگران می‌بینیم، ساختاری که نظام رسمی ما پیدا می‌کند و وجهی رسمی که درمیان مردم جاری است اینرا نشان می‌دهد. همچنین تنفر از اقوام و ملیت‌های دیگر که برجسته‌ترین آن نفرتی است که از اعراب و افاغنه داریم! ویژگی دیگر جایگاه مهمی است که در تاریخ برای ایران قائل هستیم و نگاه شک‌برانگیزی که به کشورهای دیگر داریم!برای مثال نگاه شاه به ایران و جهان‌ نشان می‌داد خود را بالاتر از دیگران می‌دید و همیشه از«سیاست مستقل ملی»می‌گفت که این سیاست فقط مختص رژیم شاهنشاهی ایران است! این سیاست بعدها تکامل پیدا کرد و از اواخر دهه ٤٠ اسم آن«ایران به دنبال رسیدن به تمدن بزرگ»شد. ادبیات حکومت هم این بود که ایران دروازه ورود به شرق است! این ادبیات میان سیاست‌مدارانی، مثل هویدا و رئیس مجلس آن دوران وجود داشت و این یک نگاه نژادپرستانه بود» شاید این حرف‌ها خنده‌دار باشد، اما در سال‌های آخر حکومت پهلوی هم چه خود شاه و چه نخست‌وزیر و چه سرمقاله روزنامه‌ها این ادعا را داشتند که الگویی را که برای رشد و توسعه ایران بکار برده‌‌اند به دیگر کشورها هم بدهیم و حتی برای آنها انجام بدهیم تا آنها هم مثل ایران بزرگ و صنعتی شوند! با آنکه خطر نظامی ایران را تهدید نمی‌کرد، اما ایران به سمت نظامی‌شدن رفت! اعتقاد دارم ناخودآگاهِ شاه این بود که می‌خواست ایران را بزرگ کند و صحبت از《جهانی‌بودن ایران》می‌کرد. فقط اصرار در نظامی‌گری هم نبود وقتی نطق‌های مسئولان در آنزمان را بخوانید، می‌بینید آن‌قدر خود را توانمند می‌دانستند که مثلا به بهانه مبارزه با مارکسیست به《ظفار عمان》حمله می‌کردند که بگویند ایران را جدی بگیرید! این درحالی بود که اساساً در دهه ٥٠ مردم بدنبال این حرف‌ها نبودند.حتی در دوران پیروزی انقلاب هم دیدیم که این حرف‌ها به تمسخر گرفته شد و مردم شعار «دروازه تمدن، با قتل‌عام مردم» سر می‌دانند!!! اینکه به ملت خودمان بگوییم «بزرگ» و...بنظرم همه اینها از《نژادپرستی》است. شکل دیگر آنهم اینست که وقتی یک پُل یا خیابان درست می‌شود گفته می‌شود این پل یا خیابان در خاورمیانه بزرگ‌ترین است یا در جهان اول است! حتی خاتمی رئیس دولت اصلاحات هم در سالی که «گفت‌وگوی تمدن‌ها» را اعلام کرد در نطق خود گفت: «بشریت وامدار تمدن ایران است» این را اگر شاه یا صدام و هیتلر بگوید مهم نیست، اما برای من این حرف از ایشان پذیرفتنی نیست! و آنرا آبشخور همان بزرگ‌بینی می‌دانم یا «الگوی ایرانی_اسلامی پیشرفت» که هیچ کشور دیگری چنین ادعایی ندارد یا «بومی‌سازی علم!!!» یا تعداد مقالاتمان در جهان یا مباهات به پیشرفت‌هایمان در هسته‌ای و نانوفضا که همه اینها از همان《خودبزرگ‌بینی》است یا ثبت آثار ایران در یونسکو که هفته‌ای یکی، دوبار انجام می‌شود، اما اگر همین بنا از سوی شهرداری خراب شود و بجای آن برج ساخته شود، هیچ‌کس ناراحت نمی‌شود! مشکل اصلی ما《نیاز به دیده‌شدن》است. اگر مشاور فرماندار فلان کشور از ما تعریف کند، آنرا بزرگ می‌کنیم، این بخاطر ارضای امیال بزرگ ماست. یا آن‌قدر خودبزرگ‌پندار می‌شویم که احمدی‌نژاد در سازمان ملل اعلام می‌کند جهان به بن‌بست رسیده است! و از《مدیریت جهانی》حرف می‌زند! یا مثلاً وقتی در مسابقات ورزشی برنده می‌شویم، بلند اعلام می‌کنیم جهان در برابر ما زانو زد!!!


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • دلیل تهمت و افتراء به بختیاری چیست؟

    رابطه فارسها با بختیاری نه تنها هرگز حسنه و خوب نبوده بلکه از همان آغاز انقلاب، با تراژدی و قتل بختیاریها همراه بود. قضیه دکترشاپوربختیار که عضو جبهه ملّی بود نخست‌وزیری وی در اواخر دوران شاه منشاء این آتش اَفروزی بود. دکترشاپور بختیار هرچند وجهه ملّی داشت ولی اصلاً تعصب قومی نداشت اما بدبختانه آتش اش دامن بختیاریها را گرفت و یکروز پس از انقلاب در ۲۳ بهمن، بسیاری از محلات بختیاری نشین در مناطق تهران واصفهان مورد حمله خشک مذهبیان قرار گرفت و بختیاریها قتل عام شدند. در کودکی شاهد قتل عام《شهرک بختیاری نشین یزدانشهر در نجف‌آباد اصفهان》بودم که طی آن همتبارانم توسط شبه نظامیان نجف‌آباد به قتل رسیدند و به زنان بیحرمتی و حتی کودکان در گهواره را سر بُریدند! یکی از همان شبه نظامیان نجف‌آباد در حال مَستی ابراز ندامت میکرد که در حمله به یک بختیاری صاحبخانه از ترس در چاه پنهان شد و مهاجمان آنقدر سنگ در چاه بر سرش زدند تا جان داد! این روز از سوی نجف‌آبادیها با طعنه به عاشورای لُرها! موسوم شد! علت دیگر خاطره بدی است که امام خمینی از دوران کودکی از ظلمی که از سران طایفه ذلقی چهارلنگ در خمین به خانواده ایشان روا داشته بود!《سریال صنوبر در صداوسیما که ماهیتی ضدبختیاری داشت از اینجا ریشه میگیرد این سریال توسط مجتبی راعی اصفهانی ساخته شد که بختیاری راهزن و شرور نشان داده شد و حتی اینطور القا میشود که پدر امام خمینی را بختیاریها کشتند! متاسفانه هیچ واکنشی از سوی بختیاریها به این سریال تحریفی نشان داده نشد! درسته این سریال در مورد امام خمینی است ولی توهین به یک قوم و واکنش به این توهین هیچ منافاتی با امام ندارد بلکه متوجه کارگردان اصفهانی آن میشود!》وقتی طایفه ذلقی با خمین سر املاک درگیر میشوند در آن زد و خورد پدر ایشان کشته میشود و هرگز بخاطر غیرعمد بودن آن انتقامی گرفته نشد! فقط جایی ایشان گلایه کرده که ما را ذلقی ها به مشکل انداختند! امام خمینی در ویدیویی از دست طایفه ذلقی شکوه میکند و میگوید: ما از دست ذلقی ها دردسرها کشیدیم! بعد انقلاب حتی نام شهرستان ذلقی تغییر یافت و این منطقه که همچنان محروم است بشارت نامیده شد! و این تغییر نام با گلایه امام خمینی مرتبط بود! با گذشت چهار دهه از انقلاب ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹ نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز (محصور شدگان) جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و امکاناتی ندارد و مردم در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! همانگونه که بنده آن خاطره کودکی کشتار بختیاریهای شهرک یزدانشهر نجف‌آباد در ذهنم حک شده، امام خمینی نیز آن خاطره محتملاً ناراحت‌کننده دوران کودکی را فراموش نکرده بودند! اما سومین دلیل به حاشیه راندن بختیاریها درحکومت فعلی تعلق خاطر نداشتن اکثریت توده مردم به تعصبات خشک مذهبی است از این رو اقلیتهای قومی محافظه کار مذهبی چون فارس شهرکرد و دزفول و فریدونشهر در منطقه بختیاری به حاکمیت نزدیکترند و افراد روحانی، نظامی و وزیر در حکومت فراوان دارند و حق این قوم نگون بخت غیرمذهبی که به تسامح و تساهل زبانزدند را پایمال کرده و میخورند. تمام توهینات و افتراعاتی که بعداز انقلاب به لُرهای بختیاری خصوصاً مردم مسجدسلیمان زدند ریشه در آزادیخواهی و فکر سکولار این مردم دارد! مثلاً مسجدسلیمان بخاطر فکر مترقی مردمش و شمار زیاد تحصیلکردگان بعدانقلاب توسط خشک مذهبی های فارس به طعنه مسکوسلیمان نامیده شد چون آدمهای روشنفکری که حاضر به پذیرش خرافات نبودند در بختیاری زیاد بود و هنوز جای گلوله حوادث سال 66 روی دیوارها باقی است! کمپ مهندسان انگلیسی در کنار سد عباسپور و دور از شهر بود و آنها زنانشان را برای خرید به شهر مسجدسلیمان میفرستادند چون مسجدسلیمانیها مردان بیگانه را اذیت میکردند! ولی آمریکاییها درخیابان نادری اهواز همبرگری و رستوران داشتند و انگلیسیها در شهر آبادان میان مردم عادی زندگی میکردند یا در سلطنت آباد تهران پنجاه هزار مستشار آمریکایی زندگی میکردند پس چرا به آنها افتراء نمیزنند؟ بعضی وقتها فکر میکنم کاش سردار اسعد بجای ایران بفکر اعتلای قومش بود یا جعفرقلی خان با شیخ خزئل متحد میشد شاید الان کسی جرات نمیکرد با وقاحت به قوم لُر جسارت کند! اگر لُرها مثل ترکها و کردها دست به اسلحه میشدند شاید الان دهها خیابان، بزرگراه و میادین بنام ما بود! چه خونهایی که از مردم لُر بخاطر دفاع از ایران ریخته نشد《جنگ اتابکان لُر با مغول_فتح قندهار_انقلاب مشروطه_جنگ هشت ساله》اما امروزه کارگردان ترک تبریزی وفارس اصفهانی علنی به لُربختیاری توهین میکنند! ما آدمهای بدی نیستیم فقط در جای بَدی بنام ایران گیر افتادیم!


  • لُرها خودشان《سردار》دارند!!!

    محمدرضا ورزی (زاده ۱ تیر ۱۳۵۲، در تهران با اصالتی تبریزی) کارگردان تلویزیون که در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ در مراسمی به میزبانی شهرداری تبریز در سخنانی گفت: من اصالتاً تُرک هستم و سریال (تبريز در مه) ادای دین من نسبت به ترکهاست! و با ساخت سریال «ستارخان» باز به حمایت ترکها ادامه میدهم! سریال تحریفی «ستارخان» در ۱۰ قسمت در دهه فجر، از شبکه یک به روی آنتن رفت. اینبار نه مستقیم که در لفافه (بخوانید تفرقه‌افکنانه) قوم بزرگ «لُر» را تخریب می‌کند؛ به‌گونه‌ای که مخاطب عام متوجه نشود و در عوض، این ایده را به لُرتباران و سایر قومیت‌ها بباوراند و آن‌ها را اقناع کند که لُرها شهروند درجه‌دو هستند و در تحولات و بزنگاه‌های تاریخی، پرچم‌دار نبوده و درحاشیه بوده‌اند! مرد لُر: چکمه‌های سَردارمه؛ هر روز صبح به یاد سردار (ستارخان) این چکمه‌هارو تمیز می‌کنم!!! مگر لُرها خود سردار نداشتند که بیان چکمه‌های یک درشکه چی تبریزی که دلال خرید وفروش قاطر بوده را واکس بزنند؟ حتی الآنم یک لُر تو تبریز نیست چه برسه به زمان مشروطه! اگر به کارنامه این کارگردان تُرک نگاهی بیندازیم جانبداری و تحریف تاریخ را به وضوح می‌بینیم! ایشان از بودجه ملّی خرج ساخت سریال‌هایی به نفع ترکها و تخریب لُرها میکند: مظفرنامه/ سریال کریمخان زند/ سال‌های مشروطه/تبریز در مِه/ معمای شاه/ ستارخان و...سریالهای محمد ورزی تحریف کامل است مثلاً در سریال معمای شاه، سفیرآمریکا صبح به سعدآباد آمد و به شاه گفت: چه برای آمریکا آماده کردی که ببریم!!! چنین دروغی در هیچ کجای تاریخ مکتوب و شنیداری ثبت نشده و فقط شامل حکومت نکبت بار قاجارهای تُرک میشود که زمانیکه با خونخواری روی کار آمدند ایران سه میلیون کیلومتر مربع وسعت داشت وقتیکه رفتند نصف شد! یک «خط تخریب» در رسانه میلی؛ توسط ترکها (گمال تبریزی و محمد ورزی) دنبال میشود و هروقت فرصت کنند لُرها را تخریب میکنند! چرا باید هزینه‌ میلیاردی و بودجه ملّی صرف تخریب قومی شود که بودجه نفت از مناطق آنها تامین میشود؟ قوم لُر در سال‌های اخیر مورد هجوم سرزمینی، هویتی و اقتصادی قرار گرفته است. آب مناطق لُرنشین بدون دادن حق آبه و لحاظ کردن شرایط نامناسب مردم، دارد به مناطق مرکزی کشور هدایت میشود! بخش‌های آبخیز لُرستان و بختیاری چراغ خاموش به اصفهان الحاق می‌شود! در کتاب‌ تاریخ مدارس، در درس انقلاب مشروطه به‌جای بختیاری‌ها، اصفهانی‌ها جایگزین شده‌اند!


  • عقاید طبقه حاکم

    گمال تبریزی جزو دانشجویانی بود که سفارت آمریکا را اشغال کردند و باعث تحریم و جنگ هشت ساله شدند. اگر از روز اول برخورد قاطعی با گمال تبریزی می‌شد الآن دوباره شاهد توهین آقای محمدرضا ورزی که ایشان هم ترک تبریزند به لُرها در سریال تحریفی ستارخان نبودیم! گمال تبریزی آرامش کشور را برهم زد به‌طوریکه ضرغامی رئیس رسانه میلی مجبور شد برای کاهش تنش و درگیری‌ها در مناطق لُرنشین، لباس بختیاری بپوشد و به میان آن‌ها در مسجدسلیمان برود؛ با اینحال گمال تبریزی برای آشوبی که بپا کرد و میلیاردها تومان سرمایه مملکت را هدر داد، حتی یک معذرت خواهی نکرد یا یکروز از فعالیت منع نشد! کارنامه‌ پرحاشيه و دارای شبهه گمال تبریزی را ورق بزنید که چگونه بيت‌المال را بخاطر او بر باد داده‌اند! بسياری از اهالی سينما درباره سبک كارهای او معتقدند كه گمال تبريزی تمام هم و غمش اينست كه به جامعه سينمايی بقبولاند كه كارگردانی متفاوت است، اما مُشک آن است كه خود ببويد! گمال تبريزی اصلاً متفاوت نيست! فقط دنبال جنجالسازی و حواشی است! او كه در دهه 80 با فيلم《مارمولک》خود را در ايران مطرح كرد و با سوژه‌ای مبهم و سردرگم، باعث بروز چالش در دوران اصلاحات شد و اصولگرايان را برعليه وزارت ارشاد خاتمی تحريك نمود، درحاليكه فيلمش هيچ ارزش و پيامی نداشت! در سال 87 سریال《قصه‌هاي رودخانه》وی با سرمایه‌گذاری صداوسیما در مالزی جلوی ساخته شد، اما امکان پخش آن از شبکه‌ ملی حاصل نشد و در جواب گفت: باید برخی از مسئولان تلویزیون عوض شوند!!! در همان سال، فیلم《پاداش》را با سرمایه گذاری سیما فیلم تولید می‌کند ولی بخاطر عبور از خط قرمز اخلاقی و تعرض به مقدسات دینی توقیف می‌شود! سال 89 فیلم خیابان‌های آرام را کلید می‌زند که آنهم بنا به درخواست تهیه کننده‌اش اکران نمی‌شود! باب مورلی می‌گوید: تو که هستی که بخواهی زندگی من را قضاوت کنی؟ من بی عیب نیستم و نمی‌خواهم باشم! فقط قبل از اینکه شروع کنی و با انگشت من را نشان بدهی، مطمئن شو دستهای خودت پاک است! برنامه‌ريزان صداوسيما، اصولاً با توليد اين سريال آنهم با بودجه چندميلياردی از جيب بيت‌المال مردميكه به گروهی از آنان بی‌حرمتی و اسائه ادب می‌شود، بدنبال اثبات چه چيزی هستند؟ اينكه يک قوم اصيل ايرانی را بی‌هويت نشان بدهند؟ شما که از سال 88 تاکنون بدنبال عوامل فتنه می‌گردید و هرچند روز یکبار در اخبار آنرا برجسته می‌کنید، آیا توهین به بزرگترین قوم ایرانی که هر دوره نقش بسزایی در تحولات ایفا می‌کنند خود فتنه داخلی و مدل 92 محسوب نمی‌شود؟ آقای ضرغامی، توجه جنابعالی را به این سخن دکترعلی شریعتی جلب می‌کنم: زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت! اخلاق حاکم بر هر جامعه، اخلاق طبقه حاکم است! عقاید طبقه حاکم عقاید حاکم بر جامعه است! به عبارت دیگر طبقه‌ای که وسایل تولید مادی جامعه را در اختیار دارد《وسایل تولید ذهنی جامعه》را نیز در اختیار و کنترل خود دارد! انسان محصول شرایطی است كه در آن بلوغ و بالندگی می یابد! پس خود را از هیچ انسانی《برتر》و در عین حال《حقیرتر》مپندار!!!


  • توهین نژادی فارسها به اقوام ایران

    مهر پارسال در اصفهان مدرسه اتباع خارجی افتتاح شد که دانش‌آموزی با چوغای لُری بین اتباع خارجی (عراقی و افغانی) حضور داشت؟ این اقدام غیرقابل درک بود! فارسها دانش‌آموز لُربختیاری را بصورت نمادین در مدرسه اتباع بیگانه ثبت‌نام کردند! این چه پیامی داشت؟ ما شهروند درجه سه یا کمتر ایرانی هستیم؟ قدیم دستفروشی به یک روستایی وارد شد چندنفر یاغی تمام وسایلش را به غارت بردند و پس از چپاول اموالش تا جا داشت دستفروش را کتک زدند! دستفروش درحالیکه از درد، ناله میکرد گفت: بی وجدانها اموالم را غارت کردید دیگر چرا کتکم میزنید؟ دیر آمده‌ام یا کم آورده‌ام برایتان؟ حالا باید به فارسها گفت: نفت و آبمان را کیلومترها داخل لوله‌ها و تونلها انداختید و کویرتان را آباد کردید! در اصفهان چهل هزار هکتار برنجکاری کردید! استخر پرورش ماهی راه انداختید! کارخانه آب معدنی ساختید! فضای سبزتان را چندین برابر شهرهای شمال کردید! در یزد سالی دوهزار تُن ماهی پرورش میدید! قم را به قطب تولید خاویار تبدیل کردید و با آب الیگودرز دریاچه تفریحی هشت هکتاری در قم ساختید! درکتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم چهل بار اسم اصفهان را آوردید و حتی یکبار اسم لُر یا لُرستان را نیاوردید! آبمان را به بهانه شرب به کویر انتقال دادید تا صنایع کویر را چندطبقه کنید و ما هیچ نگفتیم! وقاحت و جسارت حدی دارد! دم از امپراطوری هخامنشی و حقوق بشر کوروش می‌زند اما از نظرش عرب ملخ خوار و افغانی گرسنه و ترک قبرسی و لُر و شمالی و کُرد حیوان است! معلوم نیست اگر ارمنستان و قفقاز از ایران جدا نمی‌شد، با اهل آن چگونه برخورد میکردن؟ یک فارس نژادپرست می‌تواند به قدری وقیح باشد که به زبان تازی بنویسد: حب_الایران_یجمعنا و بعد یک پایش وسط مسمومیت بچه‌های این کشور باشد و پای دیگرش در التماس شناسنامه فرنگی فرزندش وسط ینگه دنیا زایمان کند! تو این زمانه خلوص نژادی اصلاً وجود نداره مگر تو کوههای لاداخ هند که میگویند یک قبیله کاملاً آریایی آنجا زندگی میکنند!


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • جنگ برای لُرها نقمت بود نه نعمت!

    وضع شهرهای لُرنشین زمان پهلوی به مراتب بهتر بود تمام کارخانجات لُرستان ازقبیل: پارسیلون، کشت وصنعت، نساجی، ژنراتورسازی، چرم وپوست، داروسازی، یخچال سازی، کارخانه قند، گچ وسیمان، فارسیت، صنایع زرهی دورود، کاشی و سرامیک زمان شاه ساخته شد و مسجدسلیمان زمان شاه صنعتی شد اما بعد انقلاب بخاطر کثرت طبقه روشنفکر در مسجدسلیمان انواع بی‌توجهی و تخریبها علیه مسجدسلیمان شروع شد و مسکوسلیمان نامیده شد چون خشکه مذهبی نبودن! مسجدسلیمان شهری فقر زده، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها را طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود! تمام کارخانجات لُرستان بعدانقلاب ورشکسته شدند! لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ بود اما زمان رفسنجانی حتی یک ریال به لُرستان خسارت ندادند! جنگ هشت ساله برای بلادلُرنشین نِقمت بود نه نعمت! چون تمامی زیرساختها تخریب شد علاوه بر آن به‌دلیل جنگی بودن منطقه در ده سال اول انقلاب هیچ فعالیت عمرانی در غرب کشور انجام نشد حتی پس از پذیرش قطعنامه در تیر شصت وهفت تا دو سال بعد همچنان استانهای غربی منطقه جنگی بحساب می‌آمد! طبیعتاً خروجی آن انتقال سرمایه و مهاجرت نخبگان بود که تن به مهاجرت اجباری دادند! دولت کارخانجات را به دور از کانون اصلی جنگ (خوزستان) به کویرمرکزی منتقل کرد و این روند غلط تاکنون ادامه دارد! گچساران کهگیلویه پنجمین میدان نفتی بزرگ دنیاست و روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان است! درآمدسرانه یک گچسارانی هزار و پانصدتومان و درآمدسرانه یک تهرانی پنج میلیون تومان است! قد جوانان کُهگیلویه بخاطر سوءتغذیه کوتاهتر شده! اینها مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است! لُرها هنوز به مزیتهای قومی واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟ چرا نمایندگان لُر تا حالا هیچ صحبتی از پولی بابت انتقال آب به کویر، درمجلس نکرده‌اند؟ این واقعاً تاسف بار است که تاکنون ازطرف نمایندگان و مردم مناطق لُرنشین هیچ ادعایی درمقابل آبهای انتقال یافته به کویر نداشته‌ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط یک ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها متحول میشود! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • سیستم اداری فدرالیسم

    فدرالیسم چیست؟ فدرالیسم یک نظام سیاسی است که در آن قدرت میان دولت مرکزی و دولتهای منطقه‌ای متعدد تقسیم می‌شود. در فدرالیسم یک قانون اساسی وجود دارد که این قدرت را میان دولت و واحدهای آن به اشتراک می‌گذارد. این واحدها که به‌عنوان حکومتهای استانی یا منطقه‌ای شناخته می‌شوند، دارای قدرت عمل مستقل در برخی حوزه‌های حکومتی هستند. در ایالات متحده نیز قدرت میان حکومت‌های مرکزی، منطقه‌ای یا ایالتی تقسیم شده است. حکومتهای محلی دارای قدرتهای انحصاری برای صدور مجوز، فراهم ساختن بهداشت عمومی، برگزاری انتخابات و تشکیل دولتهای محلی، مراقبت از تجارت بین‌الملل و...هستند. این نظام سیاسی به منظور اطمینان از امنیت و استقلال در برابر تهدیدات داخلی و خارجی اتخاذ شده و هر استان دارای مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مخصوص به آن منطقه است. نمایندگان دولت استانی در نزدیکی مردم زندگی کرده و اغلب از همان جامعه هستند به‌طوریکه درک بهتری از این مشکلات داشته و راه حل‌های منحصر به فردی را ارائه می‌دهند. فدرالیسم نمایندگانی را برای جمعیتهای مختلف پیشنهاد می‌دهد. شهروندان استانهای مختلف امکان دارد که از آرمان‌ها، قومیت و فرهنگهای مختلفی برخوردار باشند. دولت مرکزی گاهی اوقات ممکن است این اختلافات را نادیده گرفته و سیاستهایی را اتخاذ نماید که اکثریت را پوشش می‌دهند. اینجاست که حکومت منطقه‌ای وارد عمل می‌شود. نیازهای محلی، سلایق و عقاید توسط حکومتهای ایالتی در نظر گرفته می‌شوند. حقوق اقلیت‌ها نیز حفظ می‌شود. دولتهای ایالتی دارای اختیار اتخاذ سیاستهایی بوده که ممکن است در سطح ملی یا دولتهای دیگر دنبال نشوند. بهینه سازی استفاده از منابع تقسیم کار بین دولت مرکزی و حکومتهای منطقه‌ای منجر به بهینه سازی استفاده از منابع می‌شود. دولت مرکزی می‌تواند بر امور بین‌الملل و دفاعی کشور تمرکز نماید، درحالیکه حکومت استانی می‌تواند نیازهای محلی را تأمین سازد. فدرالیسم مجال نوآوری و آزمایش را فراهم می‌سازد. حکومت‌های محلی می‌توانند دو رویکرد متفاوت برای انجام اصلاحات در هر ناحیه داشته باشند، خواه مالیات یا آموزش.


  • فارس ِماست

    رضا زنجانی، درکتاب تحریم تنباکو، تهران 1365ش، ص‏75، مینویسد: هر یك از فرنگیانی كه در تهران گرد آمده بودند برای كارهای خدماتی و امور دیگر خود، چندین نفر مرد و زن مسلمان را به خدمت گرفته بودند: «خاصه زنان مسلمان تهران را كه برای خدمت خانه و دایگی اطفال به تطمیع شهریه و مواجبهای گران و گزافی به خانه برده بودند؛ چنانچه در این تهران از هر گوشه و رهگذری می گذشتی هر زن مسلمان بودی كه یك و دو اطفال فرنگی را در بغل گرفته بودند!» شیخ حسن كربلایی، در تاریخ دخانبه، نشر الهادی، قم، 1377 ش، ص 73، مینویسد: «جمعی از زنان بازیگر و جمعی از زنان بدكار اروپایی مخصوصاً برای ترویج كسب و كار خودشان به تهران آمده و به اطراف منتشر گشته و همه روزه فوجی از مسلمانان را به دام خود كشیده، چندین مهمانخانه گشوده كه بالای سر درب به خط جلی [آشكار] نوشته بود در آنجا هر باب لهو و لعب و هر قسم مسكرات (مشروبات الكلی) فراهم داشته است! اکبر تهرانی درکتاب طهران قدیم، ص 334، می‌نویسد: محله بدنام شهرنو تهران را فردی بنام عبدالمحمود عرب به وجود آورد که دخترها و زنان را می‌ربود و آنها را مورد استثمار و بهره‌کشی قرار میداد. محله جمشید تهران پاتوق پلیس متفقین (M.P) و سربازان آمریکایی، انگلیسی و روسی در زمان جنگ جهانی دوم بود. آوارگان لهستانی هم در محله کارخانه برق (ژاله) بودند. خیابانهای سی متری، کمیل، استخر، قنات، قوام و نوروزی محل فساد در تهران بود. حدفاصل میدان قزوین تا گمرک علناً معتادان به استعمال موادمخدر میپرداختند. در خیابانهای شمال تهران بارهای شبانه دایر بودند و لاو هتل (هتل عشق) در ابتدای تجریش، نبش کوچه سعدی، متعلق به خلیل نیک نجات، محل افراد عیاش بود. خیابان تهران نو (دماوند) حدفاصل ایستگاه منصورآباد تا پل نارمک، در تصرف قوادین بود. در خیابان دکترفاطمی (آریامهر سابق) روبرو هتل اینتر کنتینانتال، محل روسپیان بود. در لاله زار یک بار مخصوص همجنس بازها بنام غار آبی بود. در تهران بیش از 50 هزار مستشار آمریکایی وجود داشت که در سلطنت آباد (پاسداران فعلی) سکونت داشتند و آلوده به انواع رذایل اخلاقی بودند و زنان آمریکایی در تهران خانه‌های تلفنی دایر کرده بودند و برای استخدام زنان در روزنامه‌های کثیرالانتشار آگهی میدادند (اکبرتهرانی، طهران قدیم، ص 342)


  • خط شکنی لُرها در عملیات حاج عمران

    رزمندگان لرستان در عملیات پیچیده《حاج عمران》نقشی محوری ایفا کردند و با تقدیم ۳۰۰ شهید، عراق بعثی را شکست دادند. شهدای هشت سال جنگ، گواهان صادق و یادگاران اراده‌های استوار و آهنین هستند که در راه ایران با خون خود سعادت و پیروزی را برای ایران رقم زدند. رزم آفرینی رزمندگان لرستانی در جنگ، نام و آوازه «فرزندان لُرستان» را بر صفحه‌های زرین تاریخ ایران ثبت کرد. عملیات حاج عمران یکی از عملیات‌های بسیار مهم دوران جنگ بود؛ عملیاتی غرورآفرین که تعداد زیادی از رزمندگان جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و به ایران هدیه کردند تا از مرزهای کشور و ناموس ملت در برابر دشمن عراقی دفاع کنند. رزمندگان لُرستانی در عملیات حاج عمران نقش بی‌بدیلی ایفا کردند و با حضوری قدرتمندانه در این عملیات دشمن را شکست دادند؛ رژیم بعث عراق در یک دفاع متحرک با 7 تیپ و 12 گردان کماندویی به هدف بازپس‌گیری پادگان حاج عمران، تصرف شهر پیرانشهر و مناطقی از خاک ایران به منطقه حاج عمران حمله کرد. حماسه آفرینی لشگر 57 لرستان در عملیات حاج عمران نیروهای عراقی در عملیات《حاج عمران》بنا داشتند پیرانشهر را تصرف و یک جبهه جدید در منطقه کردستان ایجاد کنند، در تاریخ 23 اردیبهشت سال 65 عراق با به‌کارگیری تیپ و لشگرهای متعدد و حجم آتش سنگین توپخانه و پشتیبانی نیروهای هوایی توانست در همان ابتدای عملیات ارتفاعات 2519 را به تصرف خود درآورد که با دلاوری‌های رزمندگان ایران در این عملیات سه هزار عراقی کشته و 200 نفر اسیر شدند. در آن زمان رشادت‌ رزمندگان مؤثر نبود چراکه دشمن بعثی به‌تلافی فتح فاو با تهاجمی گسترده و با توان زیاد به پیشروی خود ادامه داد، یگان 57 لرستان که در حال تدارک برای انجام عملیات در شاخ شمیران بود برای سد پیشروی‌های خطرناک دشمن به منطقه حاج عمران فراخوان شد! نیروهای اطلاعاتی، گردان‌های پشتیبانی رزم و 7 گردان از لشگر 57 که متشکل از گردان انبیاء، محرم، شهدا، ثارالله، محبین، ابوذر، مالک اشتر بودند توانستند در کمترین زمان ممکن منطقه را شناسایی و با انجام تک شبانه از حرکت عراق جلوگیری کنند و دشمن ناکام بماند. آسمانی شدن 300 شهید لُرستانی در عملیات حاج عمران: در عملیات حاج عمران شهرستان بروجرد 88 شهید، خرم‌آباد 63، الیگودرز 63، ازنا 30، کوهدشت 18، دورود 12، سلسله 11، پلدختر 7 و دلفان 22 شهید تقدیم ایران کردند که می‌توان از شهدای والامقامی همچون شهید سیدمصطفی میرشاکی، شهید درویش علی شکارچی، شهید علیراست پیرحیاتی و شهید روح‌الله سپهوند نام برد که‌ برگ زرین دیگری را در تاریخ ایران رقم زدند. اهمیت عملیات حاج عمران در دوم خردادماه سال 65 به‌گونه‌ای است که باملاحظه متن رهبر می‌توان به اهمیت واقعه حاج عمران و رزم جانانه لشکر 57 لرستان و سخن رهبر مبنی بر اینکه《نبرد "مردان لُر" بیش از آنچه شنیدنی باشد دیدنی است》دراین عملیات پی ‌برد. متن پیام رهبرانقلاب به مناسبت شهادت شهدای حاج عمران: "سلام مرا به مردم شهیدپرور لُرستان و شهر خرم‌آباد و علمای محترم ابلاغ کنید، من رشادت و پایداری مردم غیور لُر را در وقایع اخیر و جنگ شنیده و اطلاع دارم، لیکن در سال 59 شخصاً شاهد شجاعت و دلاوری‌های داوطلبان مخلص لُرستان بودم و از نزدیک روحیه مبارز آنان را شناخته‌ام،《نبرد آنان بیش ازآنچه شنیدنی باشد، دیدنی است》تأسف عمیق و تبریک و تسلیت مرا به مناسبت وقایع حاج عمران به همه آن عزیزان، به‌خصوص به خانواده محترم شهدا ابلاغ فرمایید. امیدوارم با شهد پیروزی در آینده‌ای نه‌چندان دور کام این امت بزرگ شیرین شود." مصطفی آشنا رزمنده جنگ در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم اظهار داشت: حاج عمران عملیات سرنوشت سازی بود که اگر انجام نمی‌شد پیرانشهر زیر توپخانه دشمن قرار می‌گرفت. رزمندگان لُرستانی نقش بی‌بدیلی در دفاع مقدس داشتند. این منطقه دارای ارتفاعات بلندی بود که تیپ و لشکرهای دیگری وارد عمل شده بودند ولی نتوانستند عراق را شکست دهند که لشکر 57 لُرستان به همراه چند گردان توانست هم قله‌های ارتفاعات را بگیرد و هم چندین شهر دشمن را زیر آتش خود قرار دهند. دراین عملیات شهدای زیادی تقدیم انقلاب شد. حدود 3 گردان در این عملیات شرکت کردند، قدرتمندترین یگانی که خط را شکست لشکر 57 لُرستان بود چراکه در این منطقه کوهستانی عملیات مشکل بود ولی لشکر 57 لُرستان توانست به‌خوبی این عملیات را انجام دهد. لشکر 57 لُرستان آمادگی این عملیات را داشت چراکه رزمندگان لُر با کوه و برزن آشنا بودند و اطلاعات عملیات قوی داشتند به‌طوری‌که اطلاعات عراق را بدست آورده و توانستند قله‌ها را فتح کرده و مشرف‌به چند تا از شهرهای عراق شوند. چون شهر بندری فاو را گرفتیم دست عراق از خلیج‌فارس کوتاه شد و دشمن می‌خواست در مجامع بین‌المللی حرفی برای گفتن داشته باشد. رزمندگان لُر مانع تصرف پیرانشهر شدند به همین منظور دشمن عملیات و دفاع متحرکی انجام داد که چند شهر ازجمله مهران و پیرانشهر را تصرف کند؛ عراق در حاج عمران حمله کرده بود و تا حدودی ارتفاعات توسط دشمن تصرف‌شده بود و نزدیک پیرانشهر شدند که به لشکر 57 لُرستان مأموریت دادند مقابله کنند تا پیرانشهر تصرف نشود. در مرحله نخست گردان مالک اشتر و به ترتیب گردان‌های ابوذر، ثارالله و محبین عملیات کردند و شب آخر نیز گردان انبیا و شهدا وارد عمل شدند که سبب شد عراق نتواند پیرانشهر را تصرف کند. گردان‌های مالک اشتر، ابوذر و ثارالله در ارتفاعات 2519 عملیات کردند و گردان شهدا و انبیا در تپه شهدا وارد عمل شدند. در این عملیات 300 نفر از رزمندگان لُرستانی به شهادت رسیدند و خیلی مجروح شدند. سرهنگ ماشاالله بازگیر، فرمانده سپاه خرم‌آباد‌: نقش‌آفرینی رزمندگان لشکر57 لُرستان در عملیات حاج عمران مثال‌زدنی بود به‌طوری‌که اگر مقاومت رزمندگان لرستان نبود قطعاً پیرانشهر به تصرف دشمن درمی‌آمد. نیروهای لُرستان برای شروع عملیات جهت بازپس گرفتن ارتفاعات شاخ‌ شمیران در قالب 7 گردان پیاده و 5 گردان تخصصی در منطقه دربندی خان حضور داشتند که طی نامه‌ای از لشکر 57 لُرستان خواسته شد که سریعاً با تمام قوا از دربندی خان بسمت منطقه حاج عمران حرکت کرده و جلوی عملیات دشمن را دراین منطقه بگیرد. فراخوان برای استقرار لشکر 57 لُرستان در حاج عمران: پس از استقرار نیروها در حاج عمران مهمات و آتش‌بار را مستقر کرده و نیروها در 700 متری ارتفاعات حضور داشتند که عراق با دو تیپ وارد عمل شد. عراق در 12 کیلومتری پیرانشهر مستقر بود و اگر پیرانشهر را تصرف می‌کرد یک منطقه آزاد برای دموکرات و کومله می‌شد لشکر 57 لُرستان مأموریت سدکردن عراق را داشت چراکه عراق با پیشروی می‌خواست روی خط مرزی ارتفاعات تمرچین مشرف بر《شهر چومان مصطفی》در عراق راه یابد. سرهنگ بازگیر گفت: رزمندگان لُرستانی 28 اردیبهشت در سه‌راهی مرگ منطقه حاج عمران مستقر و آماده عملیات شدند، در شب 29 اردیبهشت《گردان مالک اشتر ازنا》شبانه بسمت ارتفاعات 2519 حرکت کرد، شب 31 گردان ثارالله از سمت راست، گردان ابوذر از سمت چپ و گردان محبین روی ارتفاعات 2519 حرکت کردند. بنا بود《گردان انبیاء خرم‌آباد》شب بعد به‌عنوان خط‌شکن در جناح چپ، گردان شهدا به فرماندهی شهید میرشاکی در سمت راست و گردان محرم در مواضع پدافندی قبل از تپه شهدا مستقر شوند؛ گردان ذوالفقار در سه خرداد از سه‌راهی مرگ عبور کرد و قرار شد گردان انبیاء و شهدا ارتفاعات را تصرف کنند و ما جلوی پاتک‌های دشمن را بگیریم. ساعت 1:30 شب خبردار شدیم گردان‌ها درحال موفقیت هستند بنابراین به سمت تپه شهدا رفتیم، نیروها تقسیم شدند و توانستیم دوقبضه را بالا ببریم که رزم فرزندان لُرستان در این عملیات سبب پیروزی شد. سال‌ 65 و اواخر 66 در منطقه حاج عمران سه بار عملیات صورت گرفت که ایران یک‌بار هم اجازه نداد دشمن از ارتفاعات 2519 پایین بیاید؛ در عملیات حاج عمران رشادت لرستان ثابت شد. لشکر 57 معادلات عراق را به‌هم‌ریخت. عراق با هشت لشکر آمده بود درحالی‌که ما یک لشکر بودیم، دشمن شبی یک تیپ وارد عمل می‌کرد درحالی‌که ما شبی یک یا دو گردان وارد عمل می‌کردیم و در آخر ناکام ماند و شکست خورد. با 14 اتوبوس به عملیات حاج عمران رفتیم در برگشت تنها 10 اتوبوس برگشت و 300 تن از آن‌ها شهید شدند.



آخرین مقالات