جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

عهدنامه ترکمنچای و تاثیرش بر منطقه لرهای بختیاری

یکم اسفند 1206 ش (21 فوریه 1828) پس از دور دوم جنگ های ایران و روس، عهدنامه ترکمنچای بین دو کشور امضا شد که تاثیرات مهمی بر سراسر ایران بویژه منطقه لرهای بختیاری نهاد.

عهدنامه ترکمنچای و تاثیرش بر منطقه لرهای بختیاری

براساس عهدنامه ترکمنچای، بخش هایی از قلمرو ایران در قفقاز شامل خانات ایروان و نخجوان از کشورمان جدا و به روسیه ملحق شد.

همچنین ایران ملزم به پرداخت 10 کرور تومان به عنوان غرامت به روسیه شد. این مساله باعث شد دولت فتحعلی شاه قاجار برای تامین این پول به دنبال از بین بردن خودمختاری نسبی حاکمان محلی و تثبیت اقتدار دولت مرکزی به منطور انتظام امور مالیاتی برود.

اما مهم ترین تاثیر عهدنامه ترکمنچای بر منطقه لرهای بختیاری، بند 7 این عهدنامه بود. براساس بند 7 عهدنامه، دولت روسیه متعهد شد که از پادشاهی ولیعهد وقت عباس میرزا قاجار حمایت کند.

اگرچه عباس میرزا قبل از فتحعلی شاه درگذشت و موجباتی برای اجرای این بند فراهم نشد ولی قاجارها و روسها هر دو تمایل به "تفسیر موسع" بند 7 داشتند.

طبق "تفسیر موسع" بند 7 عهدنامه، دولت روسیه عملا مانع از انتقال قدرت از ایل قاجار به یک ایل دیگر، به عنوان مثال "بختیاری" خواهد شد. (حدود هشتاد سال بعد در جریان مشروطیت و فتح تهران در سال 1288 ش، شاهد پناه بردن محمدعلی شاه به سفارت روسیه و استناد او به مفاد بند 7 برای جلب حمایت روسیه هستیم که نهایتا مشروطه خواهان از ترس مداخله روسیه، و با برگزیدن فرزندش احمدمیرزا بر این چالش حقوقی چیره شدند.)

بعد از عهدنامه ترکمنچای، بختیاریها که همواره خود را آلترناتیو دولت مرکزی می دانستند، نسبت به ادعاهای خود برای انتقال قدرت از ایل قاجار به بختیاریها دچار انفعال یا احتیاط شدند.

یکی دیگر از عللی که باعث انفعال یا احتیاط بختیاریها در طرح دعوی سلطنت پس از عهدنامه ترکمنچای شد، حضور بختیاریها در نبرد ایران و روس در سال 1242 ق و اسارت تعدادی از بختیاری و اقامت یکساله آنان در اردوگاه های روسیه و آشنایی آنها با قدرت روسیه بود.

 

علیقلی خان سردار اسعد در کتاب "تاریخ بختیاری" در این باره نوشته است:

در ایام ریاست الیاس خان، قصه جنگ روس و ایران روی داد و 1000 سوار بختیاری به ریاست حسن خان برادر الیاس خان در اردوی نایب السلطنه عباس میرزا بود. در یکی از جنگهای عباس میرزا با روس ها قشون روس یکی از تپه ها را سنگر بسته بودند عباس میرزا، بختیاریان را پیش طلبید و گفت "اینک سخت بشتابید و تپه را از روس ها بگیرید". لرهای بختیاری  شجاعانه در مقابل قوای روس جنگیدند حتی زمانی که قوای ایران عقب نشینی کرد، بختیاری ها همچنان به جنگ ادامه دادند تا اینکه در محاصره لشگر عظیم روس ها قرار گرفته و به اسارت در آمدند و پس از امضای قرارداد صلح ایران و روسیه آزاد شدند.

با انعقاد عهدنامه ترکمنچای و آزادی اسرای بختیاری از اردوگاه های روسیه، لرهای بختیاری که از یکسو با قدرت عظیم نظامی روسیه آشنا شده بودند و از سوی دیگر روسیه را ضامن قانونی بقای قاجاریه (براساس بند 7 عهدنامه) می دیدند، دچار انفعال یا احتیاط در طرح دعوی سلطنت در ایران شدند و کوشیدند روش مسالمت جویانه را با قاجارها در پیش بگیرند.

نشانه های این سیاست مسالمت جویی را حتی در نحوه نامگذاری فرزندان خاندان های حکومتگر بختیاری (از این تاریخ به بعد) می توان مشاهده کرد که در یادداشتی جداگانه به آن می پردازم.

 

منابع:

1ـ تاریخ بختیاری، سردار اسعد، اساطیر، چاپ دوم 1383، ص 170 و 180.

 

نویسنده: محسن حیدری

 

6 نظر

  • ریش دراز ، کمر باریک و اولاد زیاد

    فتحعلیشاه و درباریانش نسبت به اوضاع و احوال اروپا و جهان در بی خبری کامل به سر میبردند. ریش دراز ، کمر باریک و اولاد زیاد ۳ ویژگی مشهور فتحعلیشاه قاجار بود. تعداد زیاد فرزندان فتحعلیشاه ناشی از کثرت زنان او بود. در میان مردم آن زمان مثل مشهوری بود که میگفت:شتر ، شپش و شاهزاده در همه جا پیدا میشود!!! و این بر اثر تعدد شاهزادگان قاجار به ویژه اعقاب فتحعلیشاه بود ( حسن گل محمدی ، فتحعلیشاه و قضاوت تاریخ ، ص ۲۸ ). وظیفه اصلی شاهزادگان قاجار که به حکومت ایالات میرسیدند ایجاد امنیت و گرفتن مالیات بود و برای عمران و آبادانی هیچگونه برنامه ای نداشتند.


  • مشق دموکراسی

    وقتی سرگذشت اسفبار《میرزا یوسف مستشارالدوله》و رساله‌ یک کلمه‌اش را می‌خوانم که درنهایت به دستور ناصرالدین‌شاه توسط زندانبانش آن‌قدر با کتابش به سرش کوبید تا کور شد و نهایتاً به قتل رسید یا سرگذشت عباس میرزا را که در قتل گریبایدف مجبور شد خانه‌اش در تبریز را بفروشد و پول آنرا به انضمام یک قطعه الماس‌تراش داده‌شده نادری به تزار روس بدهد و بدین‌وسیله از بروز جنگ حتمی روس با ایران که لشکرش تا پشت تبریز آمده بودند ممانعت کند و درنهایت پاهایش در پوتین گندید و عفونت کرد از بس آن‌ها را از پا بیرون نکرده بود یا سرگذشت امیرکبیر را در فین کاشان که چگونه《تیغ جهالت》رگ آن بزرگ‌مرد را زد تا رگ اصلاحات را در ایران بزند یا چگونه《لب‌های فرخی یزدی》توسط والی یزد دوخته شد و بسی ماجراهای دل‌خراش که در این دو قرن بر این مردم رفته است روح و ذهنم را مانند هر وطن‌دوست دیگری آزار می‌دهد و این سؤال مرتباً ضرب‌آهنگش در ذهنم متبادر می‌شود که به‌راستی این بزرگ‌مردان چه می‌خواستند و دنبال چه بودند؟ از جنایات پهلوی اول و دوم که چه بر سر《دگراندیشان و فعالین سیاسی》آوردند که در این وجیزه نمی‌گنجد و حبس‌های طویل‌المدت و تبعید چهره‌های سیاسی، مذهبی و ملی که در نهایت موجب انقلاب در سده‌ی اخیر شد! واقعیت آن بود که دراین مدت آن چیزی که به شمار نمی‌آمد《مردم》بودند که کوچک‌ترین دخالتی در《تعیین سرنوشتشان》نداشتند و《حاکمیت قانون》و《تفکیک قوا》امر گمنامی بود که در این دیار رسمیت نداشت! به توپ بستن مجلس که حداقل به‌ظاهر《پایگاه خرد جمعی مردم》درآن زمان بود توسط لیاخوف روسی و به دستور محمدعلیشاه یعنی قلم بطلان کشیدن بر روی مردم ورای آن‌ها و این‌چنین شد که قیام《مشروطه》با آن‌همه کش‌وقوس و خون‌های فراوان و رشادت مردم تبریز و چکش نهایی مردم دلیر لُربختیاری بسان دو فک قیچی《طومار استبداد محمدعلیشاه》را درید و حاکمیت آنروز مجبور شد مردم را ببیند و حقوق آن‌ها را به رسمیت بشناسد. دادگستری، مجلس و تفکیک قوا، قانون اساسی و...که نظام رسماً به شروط مورد خواست مردم تمکین نمود. گرچه قبل از محمدعلیشاه پدرش مظفرالدین شاه ۳روز قبل از مرگش با شروط مردم موافقت کرده بود و او هم بدلیل فشار مضاعف روحانیت و بازاریان به آن تمکین کرد نه از روی شعور سیاسی خودش به‌هرحال مکمل این قیام که《پازل دموکراسی خواهی》و دخالت مردم در تعیین سرنوشتشان را تکمیل می‌نمود انقلاب ۵۷ بود که طومار شاهی را درهم پیچید. مقصود از بیان این مقدمه ملال‌انگیزچیست؟ مقصود آنست که با مرور این حوادث بدانیم و یادآوری شود که چه بودیم و امروز چه هستیم؟ چقدر جلو آمده‌ایم و چقدر نسبت به گذشته‌ در تعیین سرنوشت کشورمان به بازی گرفته می‌شویم؟ سهممان از دموکراسی چیست؟ آیا مردمی هستیم که قواعد دموکراسی را رعایت می‌کنیم؟ آیا قواعدش را میدانیم؟ نقطه تبلور دموکراسی《گردش آزاد اطلاعات》و انجام《انتخابات آزاد》است!واقعیت اینست که اگرچه هنوز هم به آن نقطه آرمانی که هدف غایی دموکراسی است حصول پیدا نکرده‌ایم اما همین‌که در این مسیر صحیح قرار داریم و مشق آن می‌کنیم نسبت به گذشته‌ خودمان پیشتازیم و نسبت بسیاری از کشورهای دیگر فاصله داریم《تمرین دموکراسی》دراین میان تنها در صحنه انتخابات حاصل نمی‌شود؛ مردم حقمدار که خود را محق می‌دانند《نقطه ثقل گفتمان》است.یکی از آمال دیرینه‌ی آزادیخواهان و توده‌ مردم ایران خصوصاً در این ۲قرن《تأسیس عدلیه》به مفهوم واقعی بوده و اجرای قانون و درنهایت اجرای عدالت که آرزوی همه‌ مصلحان از《یوسف خان مستشارالدوله》تا امیرکبیر، از عباس میرزا تا ستارخان است و وجه ضمانت آن‌هم خون شهدایی است که در پرچم ایران دراین رهگذر مبارزه با فساد در سایه《گردش آزاد اطلاعات》و نیز بحث انتخابات آینده مجلس که آرام‌آرام تنور آن درحال گرم شدن است به جهانیان ارائه می‌کند.


  • سفرنامه کروسینسکی لهستانی

    شکست لشکر《محمود افغان》توسط سپاه لُرهای بختیاری به رهبری قاسم خان بختیاری و لشکرکشی و شجاعت《علیمردان خان فیلی والی لُرستان》و رویارویی با افغانها برای نجات اصفهان! اگرچه لُرها در این جنگ رشادتها از خود نشان دادند قاسم خان بختیاری با دوازده هزار نیرو و علیمردان خان فیلی با سه هزار سوار و لُرهای کُهگیلویه هم رشادتهای زیادی از خود نشان دادند و سوارکارانشان با افغانها جنگیدند ولی هیچ حمایتی از طرف نیروهای حکومتی و اهالی اصفهان از لُرها صورت نگرفت حتی عده ای هم خیانت کردند و باعث سقوط اصفهان و تجاوزات زیادی توسط افغانها گردید《سید عبدالله عرب والی هویزه》و دیگر عناصر سپاه اصفهان از کمک رسانیدن به علیمردان خان فیلی خودداری کردند و شاهوردیخان برادر علیمردان در میدان جنگ کشته شد و نیروهای لُر نیز سردار زخمی خود را برداشته و عقب نشستند بدین گونه نبرد گلناباد با زخمی شدن علیمردان خان و شکست ایران پایان یافت (سفرنامه حزین لاهیجی، ص ۴۰). نوراله لارودی در نادر پسر شمشیر، ص ۱۶ مینویسد: سیدعبداله خان عرب والی هویزه در این هنگام میتوانست به کمک علیمردان خان فیلی بشتابد ولی از پیشروی و همراهی با علیمردان خودداری نمود و علیمردان بی کمک ماند! در هرحال فقدان سلسله مراتب فرماندهی قوای ایران را در وضعیتی مُهلک قرار داد و افاغنه را قادر ساخت تا از بدترین شرایط جنگ، بهترین نتایج را بدست آورند (رویمر، تاریخ دوره صفویه، ص ۱۳۳). لارنس لکهارت در انقراض سلسله صفویه، ص ۱۶۶ مینویسد: شاه میبایست فرماندهی سپاه را به لایق ترین فرماندهانش که والی لرستان فیلی (علیمردان خان) بود می سپرد اما شاه کوتاهی نمود و سیدعبداله عرب والی هویزه را که تمایل بسیار به افغانها داشت و خود نیز مانند آنها سُنی مذهب بود به فرماندهی سپاه منصوب کرد! ولی در نهایت چیزی که باعث شکست نهایی افغانها و فرار آنها از ایران شد آخرین شکست آنها از نیروهای لُربختیاری بود که پس از این شکست افغانها هرکدام به وطن خود بازگشتند و باعت تضعیف حکومت محمود افغان شد. منبع: سفرنامه کروسینسکی لهستانی


  • عقاید طبقه حاکم

    گمال تبریزی جزو دانشجویانی بود که سفارت آمریکا را اشغال کردند و باعث تحریم و جنگ هشت ساله شدند. اگر از روز اول برخورد قاطعی با گمال تبریزی می‌شد الآن دوباره شاهد توهین آقای محمدرضا ورزی که ایشان هم ترک تبریزند به لُرها در سریال تحریفی ستارخان نبودیم! گمال تبریزی آرامش کشور را برهم زد به‌طوریکه ضرغامی رئیس رسانه میلی مجبور شد برای کاهش تنش و درگیری‌ها در مناطق لُرنشین، لباس بختیاری بپوشد و به میان آن‌ها در مسجدسلیمان برود؛ با اینحال گمال تبریزی برای آشوبی که بپا کرد و میلیاردها تومان سرمایه مملکت را هدر داد، حتی یک معذرت خواهی نکرد یا یکروز از فعالیت منع نشد! کارنامه‌ پرحاشيه و دارای شبهه گمال تبریزی را ورق بزنید که چگونه بيت‌المال را بخاطر او بر باد داده‌اند! بسياری از اهالی سينما درباره سبک كارهای او معتقدند كه گمال تبريزی تمام هم و غمش اينست كه به جامعه سينمايی بقبولاند كه كارگردانی متفاوت است، اما مُشک آن است كه خود ببويد! گمال تبريزی اصلاً متفاوت نيست! فقط دنبال جنجالسازی و حواشی است! او كه در دهه 80 با فيلم《مارمولک》خود را در ايران مطرح كرد و با سوژه‌ای مبهم و سردرگم، باعث بروز چالش در دوران اصلاحات شد و اصولگرايان را برعليه وزارت ارشاد خاتمی تحريك نمود، درحاليكه فيلمش هيچ ارزش و پيامی نداشت! در سال 87 سریال《قصه‌هاي رودخانه》وی با سرمایه‌گذاری صداوسیما در مالزی جلوی ساخته شد، اما امکان پخش آن از شبکه‌ ملی حاصل نشد و در جواب گفت: باید برخی از مسئولان تلویزیون عوض شوند!!! در همان سال، فیلم《پاداش》را با سرمایه گذاری سیما فیلم تولید می‌کند ولی بخاطر عبور از خط قرمز اخلاقی و تعرض به مقدسات دینی توقیف می‌شود! سال 89 فیلم خیابان‌های آرام را کلید می‌زند که آنهم بنا به درخواست تهیه کننده‌اش اکران نمی‌شود! باب مورلی می‌گوید: تو که هستی که بخواهی زندگی من را قضاوت کنی؟ من بی عیب نیستم و نمی‌خواهم باشم! فقط قبل از اینکه شروع کنی و با انگشت من را نشان بدهی، مطمئن شو دستهای خودت پاک است! برنامه‌ريزان صداوسيما، اصولاً با توليد اين سريال آنهم با بودجه چندميلياردی از جيب بيت‌المال مردميكه به گروهی از آنان بی‌حرمتی و اسائه ادب می‌شود، بدنبال اثبات چه چيزی هستند؟ اينكه يک قوم اصيل ايرانی را بی‌هويت نشان بدهند؟ شما که از سال 88 تاکنون بدنبال عوامل فتنه می‌گردید و هرچند روز یکبار در اخبار آنرا برجسته می‌کنید، آیا توهین به بزرگترین قوم ایرانی که هر دوره نقش بسزایی در تحولات ایفا می‌کنند خود فتنه داخلی و مدل 92 محسوب نمی‌شود؟ آقای ضرغامی، توجه جنابعالی را به این سخن دکترعلی شریعتی جلب می‌کنم: زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت! اخلاق حاکم بر هر جامعه، اخلاق طبقه حاکم است! عقاید طبقه حاکم عقاید حاکم بر جامعه است! به عبارت دیگر طبقه‌ای که وسایل تولید مادی جامعه را در اختیار دارد《وسایل تولید ذهنی جامعه》را نیز در اختیار و کنترل خود دارد! انسان محصول شرایطی است كه در آن بلوغ و بالندگی می یابد! پس خود را از هیچ انسانی《برتر》و در عین حال《حقیرتر》مپندار!!!


  • غرور کاذب کفتار

    چندگویی که بد اندیش و حسود _ عیب گویان من مسکینند / گَه به خون ریختنم بر خیزند _ گَه به بَد خواستنم بنشینند / نیک باشی و بدت گوید خلق _ بِه که بد باشی و نیکت بینند! جهت لكه دار نمودن حيثيت قومی كه ساليان دراز كشوری به وجود آنان زنده و پايدار بود آگاهانه اقدام ميكنند به آنان بگوئيد نگاهی به كتاب《جنبش وطن پرستان اصفهان و بختياری》به قلم يکی از ياران مجاهدين مشروطه خواه كه اصفهانی می‌باشد بنام دكتر نورالله دانشور علوی (مجاهدالسلطان) را مطالعه كنند نويسنده اين كتاب هم به عنوان دكتر اردو و هم به عنوان گزارشگر پابه پای مجاهدين بختياری در بيشترين مبارزات بود و مجاهدين بختياری را بعنوان يكی از اولين بنيان گزاران انقلاب مشروطه دانسته كه از مجلس شورای ملّی نيز لوح تقدير نوشته شده بر روی طلا به سردار مجاهدين به پاس رشادتها و اولين بنيانگزار انقلاب مشروطيت يعنی حاج عليقلی خان سردار اسد اعطا نمود! گذشته از آن سرداران بختياری اجازه نمیدادند كه افرادش در صحنه اعدام حتی دشمنانشان شركت كنند و يا حضور داشته باشند! آیا رسانه‌ میلی که باید در راستای اتحاد یک کشور نقش و سهم عمده ای داشته باشد، این چنین ناشیانه و بدون بررسی فیلم‌نامه‌ دریافتی اقدام به ساخت سریالی کند که انزجار و بدبینی را در جامعه رقم بزند؟ فتح قندهار، شرکت درانقلاب مشروطه و حضور گسترده در هشت سال جنگ و دیگر عرصه‌های کشوری توسط لُرهای بختیاری‌ برکسی پوشیده نیست و يقيناً يک سريال بی‌ارزش و زرد نمی‌تواند صداقت، شجاعت و صلابت مردم لُربختیاری را خدشه دار یا کتمان نمایند! امام خمینی گفته بودند: من شما بختیاری‌ها را می‌شناسم و با شما خاطره دارم، شما مدافع ایران بودید، پدران شما به ایران خدمت کردند و همچنین به گفته‌ رهبری: قوم لُر زبده‌ترین قوم‌هاست که مجاهدت و ایثار آنان در هشت سال جنگ برکسی پوشیده نیست! حالا چگونه توسط گمال تبریزی پانترک بَد معرفی می‌شوند؟ که باید از دست اندرکاران صداوسیما و همچنین نویسنده این سریال یعنی《علیرضا طالب‌زاده تهرانی》پرسید! در این شهر که شیرانش هزاران زخم بر تَن دارند _ غرور کاذب کفتاری مرا به گریه می‌اندازد!


  • محمد تقی‌خان بختیاری

    ‌‌‌‌تاریــــخ قــــوم لُــــر: حکومت محمد تقی خان بختیاری. منبع: کتاب ایران و قضیه ایران صفحات ۳۵۲ تا ۳۵۴. نویسنده: جرج کرزن. توضیحات مختصر: ‌‌‌۱. یکی از معروف‌ترین و مردمی‌ترین خوانین بختیاری در تاریخ معاصر، محمدتقی‌خان بختیاری است. بنا بر قولی حدود سی سال با کمال قدرت بر قسمت اعظم خاک بختیاری حکومت کرده و بر بخش وسیعی از خطه جنوب و جنوب غرب نفوذ و تسلط داشت. در فاصله سال‌های ۱۲۲۶ تا ۱۲۵۷ ه‍.ق ایلخانی بختیاری را بر عهده داشت. ‌‌‌‌‌‌۲. محمد تقی خان بختیاری ایلخان بختیاری، حاکم خود مختار بختیاری، خوزستان، فریدن، شرق لرستان، کهگیلویه و بویر احمد، شمال فارس، و شمال بوشهر بود. ‌‌‌‌‌‌‌۳. محمد تقی خان بختیاری برای گسترش نفوذ و قلمرو خود ازدواج و پیوندهای خویشاوندی با سران قبایل و طوایف دیگر بود، که از جمله آنها، وصلت با نامدارخان منجزی و خلیل‌خان بویراحمدی و شفیع خان باور صاد سهونی بود. محمدتقی‌خان پس از کمک به میرزا منصور قوام‌الدین، معروف به میرزا قوام، حکمران بهبهان در برابر والی شیراز صاحب اختیار مناطقی از خوزستان شد. ‌‌‌‌‌‌‌‌۴. محمدتقی‌خان، با همراهی ۸ هزار نفر، شوشتر را محاصره کرد و در پی گریختن اسدالله میرزا، حاکم وقت شوشتر و پسر محمد علی‌ میرزا دولتشاه، شهر را به تصرف درآورد، سپس دزفول، رامهرمز و بهبهان را نیز یکی پس از دیگری، به تصرف خود درآورد. سپس به فارس لشکرکشی کرد و با کمک ولی‌خان ممسنی و جمال‌خان دشتی، شمال فارس و کهگیلویه و بویراحمد و بخش‌هایی از لُرستان را نیز تصرف نمود. ‌‌‌سرنوشت محمد تقی خان: معتمدالدوله، شخصی خان را نزد شیخ ثامر فرستاد تا برای محمد تقی‌خان پیغام بفرستد چنانچه خود را تسلیم نکنند گروگان‌های را که نزد خود دارد به قتل می‌رساند و چنانچه خود را تسلیم کنند از تقصیرات اش گذشته و در مقام خود ابقا خواهد شد معتمد برای جلب رضایت محمد تقی خان اعلام کرد حاضر است یکی از مجتهدین را به نزد وی فرستاد به دنبال آن مجتهد شوشتری را به فلاحیه فرستاد که دو روز با محمد تقی خان به مذاکره نشست پس از پایان مذاکرات محمدتقی خان خود را تسلیم کرد و روانه شوشتر شد معتمد به محض دیدن محمدتقی خان بدون توجه به قول و قرارهایی دستور داد محمدتقی خان دستگیر و زندانی شود.



آخرین مقالات