چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

شونیسم قومی

ظهور پانها و ملی گرایی افراطی: قرن بیستم یکی از پرتلاطم ترین دوران تاریخی بشر بوده است. در گرفتن دو جنگ جهانی خانمانسوز و یک جنگ سرد فرسایشی میان بلوک بندی های سیاسی و ایدئولوژیک دنیا، آثار مخربی در گوشه و کنار جهان داشته است. در این میان ظهور و بروز جنبش های ملی گرایانه افراطی در مناطق توسعه نیافته و به اصطلاح جهان سوم مانند خاورمیانه که اغلب با پانها شناخته می شوند (مانند پان عربیسم، پان ترکیسم، پان ایرانیسم، پانکردیسم، پانفارسیسم و ...) تغییراتی را در بوم (Eco) و مؤلفه های فرهنگی جوامع این نواحی به همراه داشته است. کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به دلیل واقع شدن در گذرگاه اغلب مناقشات بین المللی و تماس با مناطق بی ثباتی چون قفقاز، حاشیه خلیج فارس و آسیای میانه تحت تأثیر بسیاری از مصائب و معضلات این مناطق بوده است. از زمان سقوط ساسانیان تا قبل از روی کار آمدن رژیم پهلوی (جز در مقطع کوتاه عصر صفوی) در سال 1925 میلادی، در ایران حکومت مرکزی به معنی واقعی کلمه هیچگاه حاکم نبوده است (البته ناگفته نماند اینبار در زمان پهلوی ظهور پانفارسیسم و باستانگرایی افراطی بر هویت فارسی-پارسی بوده). حتی در مناسبات بین المللی نیز نامی از ایران به عنوان یک کشور و ملت واحد به چشم نمی خورد. همین نابسامانی سیاسی و فرهنگی امروزه دستمایه افرادی قرار گرفته است که با شعارهای فدرالیسم(Federalism) جدایی طلبی خواستار تجزیه بخش هایی از این کشور و ملت در واقع نوپا شده اند.

شونیسم قومی

دکتر سیاوش موسوی: باعنوان شونیست های قومی با الفبای فارسی علیه زبان فارسی مینویسد:

انجمن تلگرامی جامعه لرتباران ایران در ادامه سلسله گفتگوهای مجازی خود در جهت تقویت گفتمان های لرگرایی در جمعه مورخه ۱۱ آبان ۱۳۹۷ با دکتر سید سیاووش موسوی جامعه شناس اهل جغرافیای ایذه گفتگویی در گروه تلگرامی خود برگزار نمود.

در این گفتگو، انجمن تلگرامی لرتباران ایران با مدیریت مهندس غلامرضا طاهری، با طرح سئوالاتی پیرامون "تمایز میان هویت طلبی قومی و شوونیزم قومی در جامعه لر"، دیدگاهها و نظرات ایشان را در این زمینه جویا شدند:

 

هویت طلبی قومی چیست، شوونیسم قومی چیست؟

به زعم من برای پاسخ به سئوال فوق، باید سه مفهوم کلیدی مورد واکاوی قرار گیرد:

الف-هویت

ب-قومیت

ج-شوونیسم

بنابراین به صورت اختصار به این مفاهیم می پردازیم تا بتوانیم به پاسخ سئوال مطروحه برسیم.

الف-هویت یعنی مجموعه مولفه ها و ویژگی هایی که یک فرد و یا جامعه را از دیگر افراد و یا جوامع متمایز می سازد. در واقع هویت پاسخ به سئوال کیستی است. اصولا هویت به سه بخش هویت فردی، اجتماعی و ملی تقسیم می شود، که هویت قومی بخشی از هویت اجتماعی افراد است.

ب-قومیت، یعنی مجموعه ای از افراد که اصولا دارای نیای مشترک و رابطه خویشاوندی هستند.

ج-شوونیسم، یعنی میهن پرستی افراطی.

شوونیسم قومی نیز عبارتست از قومگرایی افراطی، یعنی افرادی که معتقدند قوم و قبیله آنها از اقوام و قبایل دیگر برتری و ارجحیت دارد. در عوض به نظر می رسد هویت طلبی قومی یک پدیده اجتماعی جدید است که به تازگی در جهان اجتماعی ما مطرح شده است. فلذا تعریف دقیق و جامعی از آن نمی توان ارائه داد اما آنچه که از این پدیده به ذهن اینجانب متبادر می شود این است که این پدیده می تواند مانند سایر پدیده ها دارای نکات مثبت و منفی باشد. از نکات منفی آن این است که افرادی که به دنبال هویت طلبی قومی هستند، مگر هویت ندارند و یا هویت شان را می خواهند از چه کسی طلب کنند؟ و یا این که هویت طلبان قومی در نهایت می خواهند خرده هویت خودشان را بر هویت ملی ترجیح دهند؟!! که این ارجحیت در نهایت به انفکاک و تجزیه منجر شود!!! قطعا این بعد هویت طلبی مورد نظر جامعه شما نیست بنابراین به بعد دیگر هویت طلبی می پردازم.

به زعم من یکی از نکات مثبت مسئله هویت طلبی، تقویت روحیه جمعی است، بدین معنا که کنشگران هر منطقه میتوانند با روحیه جمعی و وجدان جمعی که از طریق پدیده هویت طلبی به دست می آورند به توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتا سیاسی منطقه خود بپردازند.

چرا لرها باید پی گیر هویت قومی خود باشند؟!

برخی از جامعه شناسان از جامعه چند قومی صحبت می کنند، به تصور من، جامعه ایران یک جامعه چند قومی است که مجموعه این اقوام، سیمرغ ایرانی را تشکیل می دهد و به باورم، قومیت زیربنای ملیت است. یعنی اگر ملت را یک ساختمان فرض کنیم، قومیت فونداسیون آن است. زیرا فرد یا افرادی که به یک قوم احساس تعلق و تعلق خاطر می کنند این فرد یا افراد پتانسیل بالایی در احساس تعلق و  تعلق خاطر به یک ملت که گروهی بسیار بزرگتر از قوم است را دارا می باشند. قومگرایی یک دموکراسی محدود است که شرایط و زیرساخت های لازم را برای دموکراسی اصلی و واقعی فراهم می آورد. فلذا باید از این دموکراسی محدود حداکثر استفاده و بهره را برد.

بنابراین معتقدم که لرها به عنوان یک قوم ایرانی حق برخورداری از شرایط مناسب و مساعد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کامل را دارند اما متاسفانه می بینیم که این حقوق در چند دهه گذشته نه تنها مراعات نشده بلکه اراده ای برای تحقق این حقوق وجود ندارد.

فلذا اگر نخبگان این قوم اراده ی آهنین خود را برای طلب این حقوق ببندند، چه بسا چهره رنج دیده مردمان این مناطق اندکی

التیام بیابد. بنابراین معتقدم هویت طلبان قوم لر و نخبگان آن می بایست با اتخاذ روحیه جمعی و اتحاد قومی به این خواسته، رنگ واقعیت ببخشند.

بطور مثال چرا آب جغرافیای لر به یزد و یا اصفهان برود اما برخی شهرهای لرنشین آب آشامیدنی نداشته باشند؟ چرا درصد میزان بیکاری در استان های خوزستان، لرستان و کهگیلویه و بختیاری این قدر باید بالا باشد؟!! بنابراین لازم و ضروری است تا هویت طلبان قومی لر و نخبگان قومی لر با یک روحیه ایلیاتی و تجربه قومی این مسائل را دنبال کنند.

 

ارتباط و نسبت هویت قومی با شوونیسم قومی چیست و تناقضات آن دو را چگونه می بینید؟

تبیین جامعه شناختی یک تبیین چندبعدی و چندوجهی و یا به عبارت دیگر یک تبیین مجموعه ای است فلذا بر آن هستم تا با این منظر به سئوال و سئوالات شما پاسخ دهم. به نظر می رسد ارتباط و نسبت دو پدیده هویت قومی و شوونیسم قومی را باید اولا در تعریف و ثانیا در تبیین آنها دید، بدین صورت که با تعریف و تبیین این دو پدیده ربط و نسبت آن دو مشخص می شود. بنابراین ابتدا به صورت دقیق تر به تعریف هر دو پدیده می پردازیم؛ هویت قومی؛ خود یکی از زیر مجموعه های هویت اجتماعی است. بدین صورت که هویت اجتماعی از مولفه ها و ویژگی هایی چون خانوده، قومیت، شغل و مذهب تشکیل شده است. در واقع کنشگران جامعه می کوشند تا براساس این مولفه ها خود را به دیگران معرفی کنند که این معرفی هویت اجتماعی آنها را تشکیل می دهد. تلاش کنشگر در معرفی خود بر اساس قوم، هویت قومی را تشکیل می دهد. در اینجا باید به یک نکته ی اساسی اشاره کنم که در ایران تمام هویت قومی در زبان مادری خلاصه می شود. بنابراین معرفی کنشگر بر اساس زبان مادری، هویت قومی او تشکیل می دهد.

در صورتی که شوونیسم قومی، یک تفکر افراطی در تعریف زبان قوم خاصی در جامعه است. به نظر می رسد شوونیسم قومی همان ناسیونالیسم قومی است. یعنی برتری و ارجحیت یک قوم بر اقوام دیگر. که این تفکر سرانجام جامعه را به سمت بی ثباتی و ناآرامی پیش می برد و باید از آن دوری جست. چه بسا ناسیونالیسم های قومی برای تبدیل کردن قوم خودشان به معیار ملی روش های غیرمدنی پیش گیرند و جامعه را در یکش التهاب دایمی قرار دهند. اما از منظر دیگر ارتباط و نسبت این دو پدیده را در تبیین آنها می توان مشخص نمود. بدین صورت که هویت قومی حرکتی از پایین به بالا است. یعنی افراد قوم خواسته ها و مطالباتی دارند که با تکیه بر زبان مشترک یا در واقع زبان مادری، خواسته ها و انتظارات منطقی خود را مطرح می کنند. اما شوونیسم، با تحریک احساسات قومی، مطالبات جامعه را به انحراف کشانده و اجازه بیان منطقی این خواسته ها را در جهت منافع سیاستمداران تفرقه افکن از آن جامعه قومی می گیرد.

 

شوونیزم قومی چه تاثیرات مثبت یا منفی در جامعه لر دارد؟ آیا جامعه لر به شوونیسم قومی نیاز دارد؟ به چه دلیل!

چنانچه در پرسش قبلی خود ذکر کردم، شوونیسم قومی به معنای افراط و زیاده روی در تبعیت از مولفه های قومیت، چون نژاد مشترک، زبان مشترک و سرزمین مشترک است. البته این زیاده روی بنا به خواست طبقاتی که حامیان پشت پرده شوونیسم تلقی می شوند، انجام می شوند. چون هیچ عقل سلیمی حرکت های افراطی را تایید نمی کند. بنابراین به نظر می رسد که شوونیسم قومی جزء انحصار طلبی و سرکوب گری دیگر اقوام پیامدی نخواهد داشت.

در جامعه شناسی اقوام نظریه ای وجود دارد تحت عنوان، رقابت قومی. به زعم من شوونیسم قومی محصول همین نظریه است. طبق نظریه رقابت قومی، در جامعه چند قومی، اقوام مختلف سعی دارند، بر سایر گروه ها قومی در دست یابی به منابع و امکانات برتری جویند و سبقت بگیرند تا از موقعیت بهتری برخوردار شوند.

بنابراین هر قومی که این رقابت را در مسیر قانونی انجام دهد اشکال ندارد اما مساله زمانی شروع می شود که برخی اقوام سعی دارند تا نه از طریق روند مشخص بلکه از طریق منافذ این برتری را انجام دهند و به خواسته های خود دست یابند. در واقع اقوامی که به دنبال روندها نیستند، بلکه به دنبال منافذ هستند همان شوونیسم قومیتی هستند.

قطعا قومگرایان واقعی لر این گونه نمی اندیشند بلکه به دنبال مسیرهای قانونی هستند تا در یک فرآیند قانونی مطالبات خود را مطرح کنند. فلذا چنان که قبلا ذکر کردم باید از تندروی پرهیز نمود و در هر کجا با رادیکال ها، برخورد نمودیم رادیکالی برخورد نکنیم تا جامعه ما پتانسیل دموکراسی محدود، را در پارادایم هویت قومی عملیاتی نماید.

 

باتوجه به حجم اهانت هایی که در بازه زمانی یکسال گذشته از همه طرف از صدا و سیما گرفته تا در برنامه های نمایشی حتی در مجلس به قوم 20 میلیونی لر شده باعث بوجود آمدن شوونیسم در بین لرها نمی شود؟ نتیجه آن و یا واکنش لر به این موضوعات چیست؟

قطعا شوونیسم قومیتی، پتانسیل بالایی در جامعه ما دارد، زیرا جامعه ما از اقوام گوناگون تشکیل شده است. ببینید این یک اصل مسلم است در هر جامعه ای که مردمانش و یا اقوامش از نظر اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی مطالبات شان پیگیری نشود، آن مردم یا آن قوم و یا آن جامعه رادیکال خواهند شد.

به نظر می رسد مناطق لرنشین از نظر اقتصادی در شرایط مناسبی قرار ندارند، این مساله با یک مسافرت مشخص می شود، شما یک سفر به تبریز بروید بعد به اصفهان و سپس به «خوزستان و لرستان و کهگیلویه و چهارمحال بختیاری، ایلام و کرمانشاه» برگردید اصلا این شهرها با هم قابل مقایسه نیستند.

هر چند گفته می شود که مناطق لرنشین ثروتمتدترین مناطق جهان هستند!!! قطعا این شرایط نامناسب، پیامدی جزء پدیده خطرناک شوونیسم قومی را در پی نخواهد داشت.

سریال سرزمین کهن را خودم نگاه می کردم، خب واقعا برخی دیالوگ های این سریال سخن مستهجن آشکار بود. واقعا چرا این چنین می شود!! قطعا توهین به یک قوم پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدتی برای جامعه خواهد داشت. پیامدهای کوتاه مدتش رنجش و کدورتی است که در بین اقوام ایجاد خواهد شد، اما پیامدهای بلندمدتش را باید در تاریخ مطالعه نمود!! وقتی نماینده مجلس که از جنس روحانیت است و روحانیت می بایستی نماد اخلاق در جامعه باشد به راحتی به یک قوم توهین می کند، چه انتظاری را باید از بقیه آحاد جامعه داشت.

 

آیا شوونیسم قومی مطالبات هویتی و اجتماعی لرها را تضعیف یا منحرف نمی کند، پیشنهاد شما در این خصوص و راه حل این موضوع چیست؟

قطعا این گونه است که می گویید. ما در جهانی زندگی می کنیم که حتا از مرحله ی مدرن گذشته است و وارد مرحله پسامدرن شده است. لذا شوونیسم قومی و یا ناسیونالیسم قومی قابل قبول نیست . به زعم من باید پارادایم های جهان پسامدرن را پذیرفت و براساس آن با خود و دیگران رفتار نمود. پیشنهاد من پیگیری حقوق شهروندی اعم از حقوق اجتماعی، مدنی و سیاسی است. زیرا در دنیای پسامدرن جدید افراد یک جامعه دیگر رعیت پادشاه و یا غلام سلطان نیستند بلکه شهروندانی هستند که دارای حقوق و تکالیفی هستند که باید حقوق و تکالیف خود را دنبال کنند. قطعا همان گونه که شهروندان به تکالیف خود عمل می کنند و به دولت مالیات پرداخت می کنند دولت هم باید زمینه های تحقق حقوق آنها را فراهم آورد. بنابراین اگر دولت در این زمینه کوتاهی می کند وظیفه شهروندان است تا با مکانیسم های مدنی، خواسته های مدنی خود را مطرح سازند. گفتگوی مطروحه خود یک مکانیسم مدنی است که خواسته های شهروندان قوم لر را در دنیای مجازی دنبال می کند تا آنها رنگ واقعیت به خود بگیرند.

 

آیا می توان این گزاره را پذیرفت که توهین کنندگان به قوم لر علاقمند به ترویج و گسترش گرایشات شوونیستی در جامعه لر هستند؟ دلایل شما برای قبول یا رد این نظریه شوونیستی در میان ایلات لر و  قوم سازی ها کدامند؟

در مطالب قبل دلایل خود را مبنی بر نظریه های جامعه شناختی که مطرح شد را بیان کرده ام از جمله این که شوونیسم قومی یک حرکت از بالا به پایین و بیرونی است. اما نمونه های عینی و تجربی همین توهین ها و هتاکی هایی است که از بیرون به این قوم می شود:

الف-وقتی سریالی ساخته می شود که به قوم لر بی پرده توهین می کند!

ب-وقتی یک نماینده ی مجلس برای توهین به یک نفر، این قوم را مورد هتاکی قرار می دهد.

و...

پ-وقتی میزان بیکاری در استان های لرنشین بیداد می کند.

ت-وقتی استان های لرنشین مثل خوزستان، بختیاری، لرستان و کهگیلویه بویراحمد و لرنشین استان فارس و بوشهر و ایلام و کرمانشاه و... زیر ساخت های شهری لازم را ندارند.

باید گفت تفکرات شوونیستی رواج می یابد که رنگ قومیت را به خود خواهد داشت. اما نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که افراد هتاک نمی توانند وجهه اجتماعی و فرهنگی قوم شجاع لر را مخدوش سازند، زیرا افرادی که اهل مطالعه و خاصه تاریخ باشند، نقش آنها را در تاریخ به خوبی درک می کنند. مثل انقلاب مشروطه.

اما اصولا این سئوال مطرح می شود که چرا در جامعه امروزی لرها مورد توهین، استهزاء و تمسخر قرار می گیرند؟! پاسخ روشن است زیرا توهین کنندگان و استهزاء کنندگان نمی خواهند بار دیگر این قوم به جایگاه و پایگاه خودش در ایران برگردد.

اما معتقدم روحیه تلاشگر و تسخیر ناپذیری که در این قوم وجود دارد، همه خس ها و پرچین ها را کنار خواهد زد و دیگر بار متولد خواهد شد. البته به این نکته ی حساس هم باید توجه داشته که لرها قبل از قومیت به ملیت می اندیشند و باید بگویم تنها قومی هستند که حاضرند بدون هیچ چشم داشتی، خود و خانواده هایشان را فدای کشورشان کنند و این سرمایه ی نمادین این قوم است که هرگز برای اقوام دیگر شناخته نخواهد شد. قومی که چراغ راهش، شاهنامه فردوسی است، جزء خرد و فرزانگی خود و سرزمینش، اندیشه ای نخواهد داشت. ایران منهای لر، یعنی ایران منهای شجاعت.

 

بعنوان آخرین سئوال آینده اتحاد و وحدت جامعه لرتباران را چگونه پیش بینی می کنید؟ نظرتان را در خصوص فعالیت های همین گروه تلگرامی جامعه لرتباران ایران چیست؟ و چقدر این گروه که به گفته ایلوندان و اندیشمندان لرتبار بنیانگذار وحدت و اتحاد بین ایلات لر است تاکنون موفق عمل کرده است؟

با توجه به پارادایم های جهان پسامدرن که فضای ارتباطی را در جهان ما ساده تر نموده است. قطعا این فضای ارتباطی تاثیر آشکارتر و مثبت تری در بین شهروندان لر خواهد داشت. زیرا گفتگوی فعلی ما محصول همین فضا و ارتباط است. بنابراین من به آینده خوشبین هستم زیرا معتقدم که فن آوری به کمک جامعه خواهد آمد و چنان که آمده است. تا شهروندان و  قوم های ایرانی راحت تر بتوانند حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود را دنبال کنند. تجربه ی جوامع چند قومی نشان داده است برای حل این موضوع سه راه حل وجود دارد:

1-همانند سازی؛ یعنی پذیرفتن قوم برتر و بقیه اقوام خودشان را طبق قوم برتر بسازند.

2- درهم آمیزی؛ یعنی اقوام مختلف با درهم آمیزی یک هویت جدید می آفریند تا مشکل قومیت حل شود.

3- کثرت گرایی قومی؛ یعنی همه اقوام همدیگر را به رسمیت می شناسند و قدرت در بین اقوام تقسیم می شود.

یک نکته ای که در مورد اقوام ایرانی حائز اهمیت است این است که به زعم من، اقوام ایرانی دارای میراث فرهنگی مشخص و منسجم نشدند و علتش هم این بوده و هست که زبان مادری اقوام پتانسیل کتابت را ندارد، چون تمام زبان های اقوام ایرانی فاقد الفبا هستند.

در ایران همه ی اقوام از زبان مادری حرف می زنند اما این زبان ها فاقد الفبا هستند بنابراین برای نوشتن الفبای فارسی را به کار می گیرند که این مساله زمینه را برای اتحاد اقوام ایرانی فراهم می آورد. توجه کنیم که زبان لری با الفبای فارسی؛ زبان بلوچی با الفبای فارسی، زبان ترکی با الفبای فارسی و زبان کردی با الفبای فارسی. به باور من الفبای فارسی فصل مشترک همه اقوام ایرانی است که زبان فارسی این فصل مشترک را به یک اتحاد تبدیل می کند. اما باید توجه داشت که عده ای که قومیت را به مثابه ی ابزار می انگارند، خواستار برتری قومیت و زبان مادری خود بر زبان ملی هستند که این کنشگران در واقع همان شوونیست های قومی هستند که با الفبای فارسی علیه زبان فارسی می نویسند. بنابراین به نظر من انسان پسامدرن امروزی باید پارادایم های جهان پسامدرن را بپذیرد. که برخی از این پارادایم ها عبارتند از؛ آزادی، عدالت، هویت ملی، زبان ملی، حقوق شهروندی، تحزب گرایی، ملت گرایی و دموکراسی خواهی.

در پایان معتقدم قومیت یعنی احساسات کهن و این احساسات پایه ی انسان مدرن امروزی را تشکیل می دهد که انسان امروزی باید قدردان آنها باشد. بنابراین معتقدم که، گروه تلگرامی جامعه ی لر تباران وظیفه سنگین خود را در حفظ و اتحاد قومیت لر ایفا نموده است که امیدوارم نخبگان این قوم در سایه ی این اتحاد برای سربلندی ایران بکوشند.

 

نقدی بر این گفتگو

 

با تشکر از جناب دکتر بخاطر روشنگری در برخی زوایای تاریک این موضوع اساسی، اما نقدی بر گفتگوی" شوونیست های قومی با الفبای فارسی علیه زبان فارسی" دکتر رواست که فعال لر جناب ابوالفضل بابادی شوراب بیان فرموده اند:

دکتر سیاووش موسوی جامعه شناس در گفتگویی که سایت نگین زاگرس منتشر نمود به بررسی تمایزات میان شوونیسم قومی و هویت طلبی پرداخت. این گفتگو حاوی نکاتی بود که لازم دانسته شد تا عنوان نمایم:

اول آنکه انسان پسامدرن قائل به مرگ کلان روایت ها است و از قطعیت و پیش فرض های دگم عبور می کند و اتفاقا جناب دکتر در تعریف پسامدرن به یک تناقض عمیق رسیده و اشتباها با ذکر نام پسامدرن به تعریف مدرنیسم تاریخی مورد پسند شوونیسم های ملی گرا پرداخته است.

دوم زبان فارسی، زبان ملی ایرانیان نیست بلکه زبان معیار مشترک و تعامل میان اقوام ایرانی است.

سوم اتفاقا شوونیسم تفکری است که بدنبال انکار و حذف هویت و زبان اقوام می رود که رگه هایی از شوونیسم روشنفکرمآبانه را در ادبیات دکتر سیاووش موسوی شاهد هستیم.

چهارم ‌جناب دکتر سیاووش موسوی با کدام معیار و مستندات بیان نموده که زبان مادری اقوام پتانسیل کتابت شدن ندارد؟

پنجم اصولا نمی توان همانندسازی و یا درهم آمیزی اجباری اقوام را راه حلی برای مسائل قومی دانست و نتیجتا باید به کثرت قومی احترام گذاشت.

ششم چیزی به نام الفبای فارسی وجود ندارد چون الفبایی که به نام الفبای فارسی معرفی می شود همان الفبایی است که در زبان عربی هم بکار می رود و در واقع الفبای آرامی نام دارد.



«انتشار این گفتگو به معنی تایید بخشی یا تمام این گفتگو نیست و صرفا برای تنویر افکار عمومی لرتباران منتشر گردیده است. باتشکر مدیریت نگین زاگرس»

 

1 نظر

  • کیومرث پارسا یار

    بادرود خدمتتون عاضم که بنده بعنوان یک کورد زبان اساساً با پیشوند پان وپسوند ئیسم واستفاده آن به هر شکل واضافه کردنش بر قومیت های ایرانی شدیداً مخالف ، واز نظر بنده منتفی ومطروده تمامی اقوام درطول تاریخ همیشه یکپارچه ومتحد در کنار هم بوده وخواهند بود، ایران فقط با اتحاد قومیت هاست که هویت خود رو در جهان به اثبات رسونده، زنده وپاینده باد ایران یکپارچه ومتحد !!!



آخرین مقالات