چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

شیوه های نزدیک تر شدن فعالان لرگرا

ابوالفضل بابادی شوراب در گفتگو با انجمن تلگرامی جامعه لرتباران ایران: فعالان لرگرا مانند فعالان هر اجتماع انسانی دیگری، بایستی نقش موتور محرکه جامعه خود را بازی کنند

شیوه های نزدیک تر شدن فعالان لرگرا

انجمن جامعه لرتباران ایران در ادامه سلسله گفتگوهای مجازی خود در جهت تقویت گفتمان های لرگرایی در جمعه مورخه ۲۰ مهر ۱۳۹۷ با ابوالفضل بابادی شوراب نویسنده و فعال رسانه ایی، گفتگویی مجازی در گروه تلگرامی خود برگزار نمود.

در این گفتگو، انجمن لرتباران ایران با مدیریت مهندس غلامرضا طاهری، با طرح سئوالاتی پیرامون "شیوه های نزدیک تر شدن فعالان لرگرا"، دیدگاهها و نظرات این کنشگر قومی لر را در این زمینه جویا شدند:

 

با توجه به تنوع فرهنگی ایلات لر و پراکندگی لر تباران در سطح کشور، پیشنهاد شما برای نزدیکتر شدن فعالان لرگرا چیست؟

با سلام، در قدم اول بایستی پذیرفت تنوع فرهنگی و پراکندگی لرتباران لزوما امر ناپسندی نیست، اما چیزی که آن را به نقطه ضعف و پاشنه آشیل تبدیل می کند، برتری جویی های عشیره ایی و برنتافتن اندک تفاوت ها میان لرتباران و فعالان لرگرا است! پیشنهاد اینجانب، همان چیزی است که بارها تکرار کرده ام و آن، لزوم گفتگو و دیالوگ مداوم میان فعالان درباره چهارچوب های منافع مردم لر است!

 

به نظر شما همین نکته تنوع فرهنگی و اختلاف سلیقه ها مانعی برای نزدیکی فعالان لر نیست؟چرا؟

خیر، تنوع فرهنگی و اختلاف سلیقه، علت اصلی و ریشه ایی آن نیست، بلکه آن چیزی که میان فعالان لر دشمنی و عداوت و عدم نزدیکی ایجاد می کند، تمامیت خواهی و نگاه های انحصار طلبانه و اندیشه های صفر یا صدی است. به همین جهت مادامی که فعالان لر هرکدام نسخه خود را تنها مرهم واقعی دردهای فعلی مردم لر بدانند و فعالیت دیگران را منکر شوند و یا زیرسئوال ببرند، نمی توان انتظار روابط مسالمت آمیز داشت و این موضوع به اختلاف سلیقه ها ربط چندانی ندارد، بلکه از فقدان وجود رفتار مسالمت جویانه بر پایه منافع مردم لر ناشی می شود، چرا که اختلاف سلیقه ذات وجودی بشر است.

 

فعالان لرگرا چه نقشی می توانند در جامعه لرتبار ایفا کنند؟

فعالان لرگرا مانند فعالان هر اجتماع انسانی دیگری، بایستی نقش موتور محرکه جامعه خود را بازی کنند و با بیان چالش ها، مشکلات و نقاط ضعف درونی و بیرونی لر، زمینه بهبود زیست مسالمت آمیز و هویت خواهانه لرتباران را فراهم نمایند.

 

مهمترین دغددغه های فعالان لر در زمینه فرهنگی چیست؟

مهم ترین دغدغه ها، مسئله فقدان شبکه تلویزیونی قانونی به زبان لری و عدم اتحاد و همبستگی لرتباران و ضمنا فقدان آگاهی لرتباران نسبت به حق و حقوق قومی خود است.

 

آیا جامعه ی لر با فعالیتهای دنیای مجازی توانسته پیشرفتی نماید؟

پیشتر در یادداشت چالش جامعه لر و فقدان رسانه مطالبه گر عنوان نمودم که برعکس برخی فعالان لر، معتقدم فضای مجازی باعث بیداری لرها نسبت به هویت و مطالبات اجتماعی خود شده، به همین جهت معتقدم چه بسا اگر فضای مجازی نبود، جامعه لر در خواب زمستانی خود می ماند!

 

از آنجایی که معمولا بسیاری از قلم به دستان، قلم شان یا به خواست قدرت یا جریانات سیاسی می نویسند، چه توصیه ای برای آنها دارید؟

ارتباط چندانی میان این پرسش با موضوع گفتگو و مسائل جامعه لر نمی یابم! اما اگر در نظر بگیریم که پرسش تان درباره قلم بدستان جامعه لر می باشد، بایستی پذیرفت نوشتن و نگارش در هر اجتماعی تابع قانون و مقررات و محدوده هایی می باشد و قلم بدستان هر اجتماع قومی بایستی با در نظر گرفتن این چهارچوب ها و با نقد جریانات سیاسی منافع قومی خود را پیگیری نمایند.

باز هم می گویم تکثر دیدگاههای لری نقطه ضعف نیست، بلکه فقدان گفتگوی مسالمت آمیز در فضایی بدون انگ زنی و بدون تمامیت خواهی باعث مشکلاتی برای جامعه لر شده است

 

نگاه فرهنگی شما به جامعه لرتبار چگونه است؟ و چه انتظاری از فعالین لرتبار دارید؟

نگاه اینجانب بعنوان یک کنشگر قومی، نگاهی بدبینانه و تلخ است و البته این تلخی نبایستی تعجب آور باشد، چرا که کنشگر قومی و منتقد اجتماعی، روی داشته های اجتماعش تمرکز نمی کند، بلکه برای رفع نداشته های جامعه خود قدم بر می دارد و باید اعتراف کنم اجتماع انسانی ما بواسطه نداشته های بسیارش، شرایط سختی را برای نوع فعالیت فعالین لر ایجاد نموده است!

 

اصولا به چه طیفی از جامعه، لرگرا میگویند؟اهداف اصلی لرگرایان چیست؟

به بخشی از جامعه لر، که بصورت انتخابی، به زندگی ایی فراشخصی روی آورده و ‌دغدغه های خود را از شخص و خانواده و جغرافیای محدود زیستی فراتر برده و نسبت به لر و مولفه های متنوع آن احساس مسئولیت می کنند و نسبت به هویت قومی لری خود دغدغه دارند و در آگاهی قومی مردم خود کوشا هستند لرگرا گفته می شود.

در میان لرگرایان گرایش های بسیار و متنوعی یافت می شود، منتها عموم آنها اولویت نخست خود را منافع و حیثیت جامعه لر معرفی می کنند‌.

 

نظر شما در خصوص فعالیت های فرهنگی همین گروه جامعه لرتباران چیست؟

بی شک‌ با قاطعیت باور دارم از آن زمانی که فضای مجازی شکل گرفته و انجمن جامعه لرتباران ایران تاسیس شده، این اجتماع مجازی(جامعه لرتباران ایران) بعنوان موثرترین و فعال ترین جمع مجازی و حقیقی لرها بوده است!

 

2 نظر

  • چرا نصیب لرها از توسعه جز " تو" نیست؟:ابراهیم خدایی

    جالب است که در استان نسبتأ کمتر توسعه یافته لرستان ( و ظاهرأ در تمام بلاد لر نشین ) برخی عوارض توسعه خیلی شیک و با کلاس در قالب پدیده ای همچون:خودکشی رخ مینماید ، اکنون استانهای لر نشین ؛ ایلام _ لرستان _ کهگیلویه _ چارمحال بختیاری و خوزستان در رأس آمارهای خودکشی کشور ایران هستند ، به راستی جایگاه خودکشی در سابقه فرهنگی و اجتماعی مردم ما کجاست ؟ چرا در فرهنگ شفاهی ، روایت ها و داستانهای لری اخبار قتل و مرگ و … فراوان است اما خبری از خودکشی نیست ؟ آیا جز این است که خودکشی فرآورده ای از آن فرایندی است که بهرامی با دقت " توسعه ی نا میمون" نامیده است؟ اخیرأ ماهنامه " جامعه و اقتصاد" با یکی از معمرین و خیرین خوشنام و گرانقدر خرم آباد ( حاج محمدصادق دارایی زاده ) گفتگویی داشته که در آن اشاره به هراس مردم آن زمان خرم آباد از " عوارض درشکه سواری در دهه ۲۰ شمسی" سخن گفته است. آری درشکه و پس از آن تاکسی و قطار و هواپیما به لرستان آمد ، همراه خود چه آورد ؟ به راستی ما که اینگونه شتاب زده و مشتاقانه از لزوم دست یافتن به توسعه سخن میگوییم چقدر به عوارض آن اندیشیده ایم ، اگر دانشگاه ، گردشگر ، موبایل ، اتومبیل و … در لرستان نبود چند درصد از خودکشی های بلاد لر نشین انجام نمیشد؟ آیا هنوز ما در اعتیاد ، افسردگی و خودکشی چنان نسبت بالایی در مقایسه با استانهای همجوار داشتیم؟ پرسشی اساسی و پاسخهای کلی:پرسش اساسی من این است که در کاوش چرایی" نا میمونی توسعه" در مناطق لر نشین تقصیرها به گردن کیست؟ پاسخها را در دو جبهه کلی دسته بندی میکنم ، خیلی دوست داشتم در نهایت تحلیلی مفصل و راضی کننده اراعه دهم ، چندبار نوشتم اما به نظرم بیشتر شعرگونه آمد ، در نهایت تصمیم گرفتم فقط یک جمله نتیجه بگیرم ، امیدوارم نظریات شما یاریم کند. الف ) تقصیر لرهاست:این نظریه حاکم بر اغلب پاسخگویان به پرسش است و نظریه غالب نخبگان جامعه ماست. لرها مقصر هستند زیرا در پروسه توسعه راه را کج رفته اند. دیگران به این راه رفته اند و اگر هم چاله هایی چون:خودکشی ، افسردگی ، اعتیاد ، طلاق ، بیکاری و … بر سر راهشان بوده ، باری فراوانی کالا ، طول عمر بیشتر ، قدرت افزون تر ، امنیت بهتر ، فراغت بیشتر و … هم نصیب ایشان شده است. مقایسه کنید روستای سلطان آباد ( اراک ؛ عراق ) صد سال پیش را با اراک امروز ! ( از اراک میگویم که زیاد از مناطق لر نشین دور نشده باشم ، این شهر خود جمعیت کثیری لر هم دارد ) اراک البته امروزه هم مشکلات اجتماعی _ فرهنگی بسیاری دارد اما در اغلب آمارهای بیکاری ، اعتیاد ، خودکشی و مهاجرت نسبت به لرستان و ایلام و کهگیلویه وضعیت به مراتب بهتری دارد. این نظریه به طور کلی معتقد است اشکال نا میمونی توسعه در لرستان هر چه هست در خود لرهاست !!! ب ) تقصیر توسعه است:این نظریه در نزد فعالان اجتماعی ، مطبوعاتی و دانشگاهی و … جایگاه محکمی ندارد ، اما در میان مردم نظریه حاکم است ! اگر مدافعان توسعه حملات خود را به لر در غالب پایان نامه های دانشجویی ، مقالات علمی ، یادداشتهای مطبوعاتی ، پیامکها و گاه جوکها و … بیان میکنند ، مدافعان لر ( عوام مردم ) حملات خود را به توسعه بیشتر با آهی بلند و بیتی یا ضرب المثلی نوستالوژیک بیان میکنند. مردم، به ستایش از قدیم میپردازند و از بی وفایی روزگار و بی توجهی مسؤلین مینالند! قطعأ منظور ایشان از روزگار چرخش شب و روز نیست بلکه همان " توسعه " است که با ایشان سر سازش ندارد ! ایشان میگویند اجداد ما سالها لر بوده اند و مشکلی همچون خودکشی و افسردگی و اعتیاد و طلاق نداشته اند این توسعه بود که چون مهمانی ناخوانده و آفتی نوین در زمین ما گسترده است. لرها خود را به توسعه تحمیل نکرده اند این توسعه است که تحمیل گر و تجاوز گر است. باید اضافه کنم که نسل تازه ای از اهل قلم لر نیز پیدا شده اند که به جبهه مردم پیوسته اند و میکوشند همین آه و ناله های نوستالوژیک مردم را به قالبهای مدرن مبارزه از قبیل:شعر ، مقالات و یادداشتهای مطبوعاتی ، اینترنتی ، مبارزات دانشجویی و … ترجمه کنند. اما آیا صرف پذیرش همین قالبها خود بدان معنی نیست که این گروه اخیر هم به طور کلی مکتب توسعه را پذیرفته و آن را لاجرم میداند و فقط در چند و چون آن بحث میکنند؟ حرف آخر:ظاهرأ توسعه راهی است که چاره ای جز طی کردن آن نیست ! اما شاید بهتر باشد کمتر مشتاقانه و از خود راضی گام برداریم ، چیزی شبیه آن بستنی که اگر در گرمای تابستان تند تند خورده شود سر درد شدید می آورد نه لذت کثیر !


  • بهرنگ آزاد مهر

    من لرم از مردمان کاسی ام … سخت کوشان دل زاگرس ام / مفتخر هستم به اصل و ریشه ام … زاده فرهنگ زیبا پیشه ام / بر شناخت قوم لر یک سخن است … زینت هر موزه از قوم من است / این سخن را قاطع میگویم بدان … لر فقط ، لر هست از غیرش مخوان / از لحاظ ریشه و سیر و گذر … هیچ سنخیت ندارد با دگر / آریا یا این و یا آن بافی است … ما فقط گوییم لر ، این کافی است.



آخرین مقالات