جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

جایگاه لرستانات در تقسیمات کشوری ایران

در سرتاسر این تاریخ چند هزار ساله ، مناطق لر نشین ، تحت عناوین مختلف جایگاه قابل توجهی در تقسیمات کشوری ایران داشتند ، منطقه غرب و جنوب غربی ایران از جمله نخستین زیستگاه های بشر به شمار می آید. از دوره نوسنگی در زاگرس مرکزی سکونت گاه هایی با قدمت ۸ هزار سال پیش از میلاد کشف شده است.

جایگاه لرستانات در تقسیمات کشوری ایران

منبع: هفته نامه لربان، شماره دوم صفحه هفتم

تحقیقات باستانی و مردم شناختی نشان داده در منطقه زاگرس میانی در مرحله آغازین نو سنگی ، از شیوه های زیست چادر نشینی ، کولا و کپر نشینی ، در مرحله میانی از شکلگیری و استفاده از خانه و مراحل آغازین دهکده نشینی و بالاخره در مراحل واپسین نوسنگی از دهکده نشینی میتوان سخن گفت. در هزاره های بعدی جوامع ، حکومتها و تمدنهایی از قبیلایلام باستان _ کاسیان _ مادها _ پارسها و پارتها طلوع و غروب کرده اند. واژه لر برای اولین بار در دوران باستان در کتیبه های پادشاه آشوری توکولتی نینورتای اول ( ۱۲۴۳ _ ۱۲۰۷ قبل از میلاد ) آمده است که در کتیبه های برجای مانده شرح جنگها و لشکرکشی های خود به گوتیوم _ لولوبیوم و للر یعنی بخشهایی از زاگرس که در نفوذ تمدن عیلام بوده را به تصرف درآورده است. دومین بار شلمنسر سوم شاه آشوری ( ۸۵۸ _ ۸۲۴ قبل از میلاد ) در کتیبه جنگی خود واژه للر را آورده و از کوهی به نام کولار نام برده است. للر یا لار در زاگرس مرکزی بوده و امروز این نام محدود به سرزمین لرستان است. سومین، دفعه در حمله شامشی آداد پنجم ، پادشاه آشور ( ۸۲۳ _ ۸۱۱ قبل از میلاد ) واژه للر آمده و چهارمین بار در کتیبه های مربوط به شاه عیلامی ، تپتی هومبان اینشوشیناک ( ۶۶۴ _ ۶۵۳ قبل از میلاد ) آمده که از پیروزی خود بر مردم لالار در شمال عیلام نام میبرد. محتمل اینکه واژه، لر اشتقاقی از همان لالار ، لار ، للر و لر است که در طول زمان دچار فرگشت شده است و للر یا لر معنای مردم کوه نشین و سرزمین کوهستانی را میرساند. دیاکونوف در تاریخ ماد ، عنصر لار Lar را در زبان محلی به معنای کوهستان میداند و لولوبیان هم به نواحی کوهستانی Lar میگفتند. در دوره اسلامی هم منابعی که از ایران گزارش داده اند به بلاد لر نشین نیز پرداخته اند. این مناطق با اسامی چونلریه _ لر _ لور _ بلاد اللور معرفی شده اند ( امان اللهی بهاروند ، ۱۳۷۵ ؛ ۷۴ ).

 

اتابکان لر بزرگ یا هزار اسپیان ( ۵۵۰ تا ۸۲۷ قمری ) به مرکزیت مالمیر ( ایذه ) شامل مناطق وسیعی میان اصفهان و اهواز بوده است. قلمرو این سلسله در اوج اقتدار آن از شمال به رودخانه سزار/دز ( مرز لر کوچک وبزرگ ) و از جنوب تا کرانه های خلیج فارس و سرزمین اتابکان فارس محدود میشده است.

اتابکان لر کوچک ( خاندان آل خورشیداز ۵۸۰ تا ۱۰۰۶ هجری ) پس از لر بزرگ به مرکزیت خرم آباد تأسیس شد این سلسله به نوعی طولانی ترین حکومت ایرانی پس از اسلام بوده است. قلمرو لر کوچک در شرق به بروجرد محدود میشده است شهری که احتمالأ در برهه هایی مرکزیت اتابکان لر کوچک را نیز داشته است ( روح بخشیان ، ۱۳۷۳ ؛ ۳۶ ). اما مرزهای غربی اتابکان لر کوچک را تا حدود بغداد ذکر کرده اند ( خودگو ، ۱۳۸۷ ؛ ۲۸ ). از شهر سیمره یا صدمره به عنوان پایتخت زمستانی در برهه هایی از تاریخ نام برده شده است با این حال در بیشتر زمانها دارالحکومه و مرکز حکومتی اتابکان شهر خرم آباد بوده است ( خودگو ، ۱۳۸۷ ؛ ۱۴۸ ).

 

دلیل نامگذاری لرها به لر بزرگ و کوچک:

درباره ی تقسیم و نامگذاری لرها به لر بزرگ و لر کوچک ، نطنزی در منتخب التواریخ صفحه ۳۷۰ و همچنین حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده صفحه ۵۳۸ به نقل از زبده التواریخ کاشانی مینویسدلرستان دو قسم است، لر بزرگ و لر کوچک ، به اعتبار دو برادر ( منصور و بدر ) که در قرب سنه ی ثلاثمایه ( ۳۰۰ هجری ) حاکم آنجا بوده اند و سرزمین هایی که در قلمرو منصور برادر کوچکتر بود را لر کوچک و سرزمینهایی که در قلمرو بدر برادر بزرگتر وجود داشت به لر بزرگ معروف شد !

 

والیان لرستان فیلی

لر بزرگ توسط سلسله تیموریان برانداخته شد اما لر کوچک تا دویست سال بعد هم پا برجا ماند تا اینکه توسط شاه عباس صفوی در ۱۰۰۶ منقرض شد اما میراث سیاسی آن از هم نپاشید و به یک خانواده نزدیک به ایشان ( والیان فیلی ) رسید.

 

پهله Pahle یا فهله:

بنظر میرسد واژه پهلو یا پهلوی در دوره اشکانی جایگزین واژه زاگرس شده باشد. در دوره ساسانی هم به زبان بومیان آنجا ، پهلوی میگفتند. در دوره اسلامی واژه پهلوی تغییر کرد و تازیان آن را پس از تعریب ، فهلو یا فهله گفتند. واژه فیلی که در گذشته به دنبال نام لرستان و خرم آباد به عنوان اضافه ی توصیفی آورده شد و لرستان یا خرم آباد را فیلی میگفتند چون بخشی از محدوده پهلو بود.

آیت الله مردوخ کردستانی در تاریخ مردوخ ، جلد اول ، صفحه ۴۵ مینویسدنزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول ، زبان لری است چرا که محل الوار به مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده و از مراوده با اجانب بخاطر موقعیت کوهستانی محفوظ بوده اند. در این تغییر و تازی گردانی " ه" کلمه فهلی را به " ی" تبدیل کرده اند و فیلی شده است در نتیجه " ی" در واژه فیلی نشانه نسبت است.

ابن فقیه همدانی در مختصرالبلدان صفحه ۲۳ ماسبذان ( لرستان ) و مهرجانقذق ( ایلام ) و نهاوند و دینور و قم و ری و اصفهان را شهرهای پهلویان مینامد.

 لر کوچک در زمان صفویه به لرستان فیلی معروف گشت دلیل معروفیت لرستان به فیلی این بود که حسین خان بنیانگذار والیان لرستان از طایفه فیلی بود. ژاک دمورگان در جغرافیای غرب ایران ، صفحه ۲۰۸ مینویسدچون مردم لرستان داعم شورش میکردند کلمه فیلی ( شورشی ) را به آخر نام آن منطقه افزودند. از جمله نکات مهم در تقسیمات کشوری ایران در زمان صفویه علاقه شاهان ترک به محو نام لرستان و خدشه دار کردن استقلال لر کوچک بود تا جایی که شاه اسماعیل صفویه در اوایل کارش از به کار بردن عباراتی چون لرستان و لر کوچک امتناع میکرد و در مکاتباتش اتابک لر را نه اتابک بلکه " حاکم ولایت صدمره ، هارون آباد و سیلاخور میخوانده است ( نظام ایالات دوره صفویه صفحه ۱۲۳ ). او هرگز موفق نشد این عنوان را جایگزین"اتابکان لر کوچک" کند اما با این تلاش خود تصویری از گستره سرزمینی لر کوچک اراعه کرد ! در ادامه عصر صفوی همانطور که پیشتر توضیح داده شد از لرستان فیلی ( در کنار سه ولایت عربستان ، اردلان و گرجستان ) به عنوان یکی از مهمترین ولایات نام برده شده است.

رافییل دوما کشیش فرانسوی که در ۱۰۹۵ قمری مترجم شاه سلیمان صفوی بوده در کتاب درباره ایران مینویسداستانهای بزرگ به دست بیگلر بیگی ها اداره میشود و آنها که عنوان والی دارند ازتمام خانها بالاتر هستند در ایران تنها سه والی هستوالی گرجستان ، والی خوزستان و والی لرستان ! از این زمان لقب دیوانی دارالغرور به لرستان داده شد.

واضح است یکی از مهمترین دلایل اهمیت این ۴ ولایت ، همسایگی آنها با امپراتوری عثمانی بوده است. به نظر میرسد جایگاه رفیع آنها نزد شاهان صفوی ابزاری برای تقویت ایشان به عنوان مرزداران ایران در جوار مهمترین تهدید ارضی آن روزگار کشور باشد. جالب اینکه ولایت لر نشین دیگر که در واقع میراث خوار اتابکان لر بزرگ به شمار می آید یعنی ولایت بختیاری نیز پس از این چهار ولایت دارای اهمیت قلمداد شده است ! در واقع حاکم ایالت بختیاری نه جایگاه ثابتی در میان چهار والی اصلی کشور داشته است و نه هم ردیف سایر امراء قلمرو صفویان بوده که تحت عناوینی چون بیگلربیگی و اهمیت درجه دوم داشتند.

*والی در ممالک ایران چهار است که اسامی هر یک موافق اعتبار و شرف و ترتیب نوشته میشوداول والی خوزستان که به اعتبار سیادت و شجاعت از والی های دیگر بزرگتر است و بعد از آن والی لرستان فیلی است که به اعتبار اسلام ، اعزاز والی گرجستان است و ولات گرجستانات متعلقه به ایران ، گرجستان کارتیل و کاخت و تفلیس است. و بعد از مرتبه والی گرجستان ، والی کردستان است که سنندج محل سکنای ایشان میباشد و بعد از او حاکم بختیاری و در قدیم الایام کمال اعزاز و احترام داشته اند ( سمیعا ، ۱۳۷۸ ؛ ۵ ).

به نظر میرسد در سالهای بعد صفویه ، نیز قلمرو لرستان فیلی تغییر زیادی نکرد اما از نیمه عصر قاجار بخش اعظم قلمرو خود را از دست دادند و فقط محدود به پشتکوه ( ایلام کنونی ) شدند و در آنجا به مرکزیت ده بالا ( حسین آباد ) تا زمان رضاخان بر مسند قدرت باقی بودند ( ترکمان ، ۱۳۸۲ ؛ ۱۹۶ ). در تقسیمات سرزمین لر فیلی ( لر کوچک ) غالبأ فقط از پشتکوه و پیشکوه سخن به میان آمده است گاهی بخشی از پیشکوه با نام بالاگریوه مجزا مورد تأکید قرار گرفته است ، مثلأ ادموندز پیشکوه و بالاگریوه را یکی ندانسته است ( بهاروند و بختیار ، ۱۳۶۲ ؛ ۶۶ ) گارثویت در صفحه ۴۵ کتابش از بالاگریوه ، پشتکوه و پیشکوه به صورت جداگانه نامبرده است. زاگارل پیشکوه را به دو منطقه تقسیم کرده استیکی بخشهای شرق رود کشکان وغرب آب دز که با نام بالاگریوه خوانده میشود و دیگری نواحی شمال غرب کشکان که خود پیشکوه است ( زاگارل ، ۱۳۸۷ ؛ ۲۲ ).

وجود اصطلاح میکو(meko) در فرهنگ شفاهی مردم منطقه شاید حاوی این پیام باشد که میتوان در تقسیمات غیر رسمی و غیر سیاسی مردم لرستان در کنار پیشکوه و پشتکوه از میانکوه نیز سخن گفت در حالی که پشتکوه و پیشکوه امروزه در زندگی روزمره مردم منطقه از رونق افتاده است واژه میکو(meko) هنوز کاربرد دارد هرچند در منابع مکتوب کمتر بدان اشاره شده است.

مرحوم حمید ایزدپناه در جلد سوم آثار باستانی و تاریخی لرستان صفحه ۲۴ نیز به این واژه اشاره مبهمی داشته است همچنین در کتاب " جغرافیای لرستان ؛ پیشکوه و پشتکوه" که به قلم نویسنده ای ناشناس و تقریبأ در ۱۳۰۰ هجری منتشر شده در مواردی به واژه میانکوه اشاراتی داشته است ( صفحات۹۹ ، ۱۰۴ ، ۱۰۵ ). بنابراین شاید دقیقتر باشد به جای تقسیم بندی رایج منابع از لرستان فیلی ، که غالبأ آن را شامل پیشکوه و پشتکوه میدانند از تقسیم آن به سه منطقه سخن بگوییم که این منطقه سوم همانا میکو یا میانکوه است.

دوره قاجارلرستان فیلی در تقسیمات قاجاری موقعیت ناپایداری داشته است زمانی از آن در ذیل ایالت کرمانشاهان و کردستان ( امیر احمدیان ، ۱۳۸۳ ؛ ۷۵ ) و زمانی در ذیل ایالت لرستان و خوزستان ( عزیزی ۱۳۷۸ ) نام برده شده است. پشتکوه تحت اداره والیان لرستان فیلی انتظام بیشتری داشته است اما پیشکوه غالبأ به دلیل ظلم حکام قاجاری وضعیت آشفته ای دارد و در بیشتر این دوره حاکمان قاجار از بروجرد فراتر نمیتوانستند بروند بقیه پیشکوه و خرم آباد عملا در دست طوایف مختلف و بزرگان ایلات و طوایف مختلف بوده است.

 

قلمرو لر بزرگ:

قلمرو لر بزرگ پس از فروپاشی اتابکان نتوانست انسجام خود را بازیابد ، میراث این اتابکان را باید بیشتر در دو حکومت بختیاری و کهگیلویه پیگیری کرد. بختیاری بخش مهم شمالی لر بزرگ را شامل میشود و چنان که دیدیم در دوره صفویه گاهی جزء پنج ولایت مهم شمرده میشد ، این قلمرو زیر نظر حاکم مخصوص اداره میشد ، حکومتهای مرکزی همواره در تلاش بودند نفوذ خود را در این حدود تقویت کنند و این مساوی با تلاش مضاعف ایشان برای تضعیف قدرت بختیاری بود. در دوره قاجار بی توجهی به حقوق محلی لرهای بختیاری تشدید شده بود و در اوایل حکمرانی فتحعلی شاه قاجار ، ایالت بختیاری جزء فارس بود. از زمان منوچهر معتمدالدوله در سنه ۱۲۵۲ گاهی جزء فارس ، گاهی جزء اصفهان و گاهی جزء خوزستان بود. در تقسیمات مورد نظر حکومتهای مرکزی ، ایلخانی باید زیر نظر حاکم یکی از سه ولایت پیش گفته ، که غالبأ از شاهزادگان قاجار بود حکومت میکرد. این مسأله چندان مطلوب حکام محلی بختیاری نبود و همیشه مورد اعتراض ایلخانان مقتدری چون محمد تقی خان و حسین قلی خان ( ۱۲۰۰ _ ۱۲۶۱ هجری شمسی ) قرار میگرفت و از همین رهگذر بود که اختلافات و درگیری داعمی میان بختیاری و حکومت مرکزی جریان داشت. گماشتگان قاجار در اصفهان از ایلخانان نامی بختیاری همواره به مثابه یاغیان و شورشگران یاد کرده اند گاهی نیز بخشی از منطقه بختیاری زیر نظر حاکم خوزستان ، شوشتر یا خرم آباد اداره میشد ( گارثویت ؛ ۱۳۷۵ ).

بختیاری خود به دو بخش چهار لنگ و هفت لنگ تقسیم، میشد که بیش از آن که حد و حدود سرزمینی آن مشخص باشد ، حد و حدود ایلاتی آن اهمیت دارد هر چند منطقه چهارلنگ بیشتر در شمال و شرق ، هفت لنگ بیشتر در نیمه جنوبی و غربی بختیاری است. همین وضع در نیمه جنوبی لر بزرگ یعنی منطقه کهگیلویه جاری بود ، با این تفاوت که غالبأ شیراز به جای اصفهان واسطه حکومت مرکزی و مناطق لر نشین جنوبی بود ، حدود کهگیلویه را از بختیاری در شمال تا کرانه های خلیج فارس در جنوب دانسته اند ، نیمه جنوبی کهگیلویه منطقه لیراوی است که خود به دو بخش لیراوی دشت و لیراوی کوه تقسیم میشود گرچه منطقه لیراوی را گاهی جدا دانسته اند و حدود جنوبی کهگیلویه را محدود به مرز لیراوی دانسته اند. حد شرقی منطقه کهگیلویه منطقه ممسنی ( شولستان قدیم ) و حد غربی آن را رامهرمز و شادگان گفته اند هرچند در دوره های مختلف در این حد وحدود پیشروی و پس روی هایی وجود داشته است ( ایوانف ، ۱۳۸۵ ؛ ۱۱۰ ). ا

غلب ساکنان کهگیلویه از ایل جاکی هستند. ایل جاکی دو شاخه اصلی دارد. مسکن شاخه نخست یعنی ایلات چهار بنیچه نیمه شمالی کهگیلویه است در حالی بخش های جنوبی مسکن ایلات لیراوی شمرده میشود ( ایوانف ، ۱۳۸۵ ؛ ۱۳۷ ). لازم به ذکر است ایل بویراحمد یکی از شاخه های چهار بنیچه به شمار میرود.

حاکم نشین منطقه کهگیلویه از دیرباز بهبهان بوده است این بخش از لر بزرگ نیز هیچگاه نه قادر شد جایگاه اتابکان را احیاء کند و نه حاضر شد تکلیف روشنی به عنوان اقمار ولایات فارس یا خوزستان داشته باشد این منطقه داعم میان ایالات فارس و خوزستان دست به دست میشد در عین حال حکام محلی همواره تلاش داشتند استقلال خود را از این ایالات حفظ کنند و لذا بین ایشان و حکومتهای مرکزی نیز درگیری هایی از نوع درگیری های لرهای بختیاری وجود داشت. پس از فروپاشی اتابکان لر بزرگ ، منطقه کهگیلویه شاهد آمد و شد حکام بومی یا غیر بومی بود تا اینکه سادات طباطبایی توانستند قریب ۲۰۰ سال حکومت کهگیلویه را به دست بگیرند پس از ایشان نیز خوانین محلی کنترل منطقه را در دست داشتند و حکام فارس و حکومت مرکزی چندان تسلطی بر آنها نداشتند از جمله ترفندهای گماشتگان قاجاری برای تضعیف قدرت محلی کهگیلویه دامن زدن به اختلافات درون طایفه ای و شهری / عشایری بود ( ایوانف ، ۱۳۸۵ ؛ ۱۱۵ ).

 

لرستان ثلاثی:

بخشی از مناطق لر نشین که اغلب در منابع لر شناسی مغفول واقع شده است منطقه ثلاث است این نام در واقع بیشتر از عصر قاجار و مخصوصأ دوره ناصرالدین شاه قاجار رایج شده است که طی آن مناطق جنوبی کوهستان الوند ، مخصوصأ سه شهر دولت آباد ( ملایر ) ، تویسرکان و نهاوند تحت عنوان ولایت ثلاث تشخص سیاسی یافتند ( چگنی ، ۱۳۹۰ ؛ ۸۸ ). حاکم نشین ولایت ثلاث شهر دولت آباد ( ملایر ) بوده است با وجود اینکه آثار تمدنی در این منطقه از ازمنه قدیم فراوان است تأسیس شهر کنونی به دستور فتح علی شاه قاجار توسط فرزندش محمد علی میرزای دولتشاه صورت گرفته است و وجه تسمیه دولت آباد نیز از همین رهگذر است ( عماد ملایری ؛ ۱۳۲۸ ).

غلامرضا عزیزی در یادداشتی به بررسی اسنادی پرداخته است که پرده از تلاشی برمیدارد که رضاقلی خان ( به نیابت از حکومت لرستان و خوزستان در ایالت لرستان حکومت میکرده است ) برای الحاق ولایت ثلاث به ایالت لرستان انجام داده است.

رضا قلی خان مدعی است طوایف، خزل در نهاوند و ملایر با همدستی با عشایر لرستان ایجاد نا امنی میکنند و لذا بهتر است کل این منطقه تحت یک حکومت باشند ( عزیزی ، ۱۳۸۷ ؛ ۶۱ ).

 

آغاز تقسیمات کشوری نوین در ایران

به نظر میرسد در یک ارزیابی کلی باید گفت تا آغاز تقسیمات کشوری نوین در ایران یعنی انقلاب مشروطه و سپس پهلوی اول ، تقسیمات مناطق لر نشین با ثبات ، متکی بر ویژگی های محلی ، فرهنگی و مردمی بود ، تغییرات دولت خواسته در این مناطق بسیار کند و کمیاب بود از این گذشته واحدهای این تقسیمات کلی تر و وسیع تر از استانهای کنونی بوده است.

 

لرستانات در نظام نوین تقسیمات کشوری

همانطور که بیان شد در دوره مشروطه نخستین دخالتهای نظام مند دولتی در تقسیمات کشوری صورت گرفت که هدف اصلی آن تمرکز زدایی و رهانیدن ایالات و ولایات از یوغ استبداد دربار قاجار بود ، هر چند لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی مورد نظر انقلابیون هیچگاه عینیت نیافت. در فاصله میان انقلاب مشروطه و استقرار رضاشاه مناطق مختلف کشور به دو نوع ایالت و ولایت تقسیم میشد. ایالات وسیعتر و از نظر نیروی سیاسی نیرومند تر بودند. هر ایالت خود دارای حکومت مرکزی ایالتی بود و چندین حاکم نشین تابع آن حکومت مرکزی شمرده میشد هیچ یک از مناطق لر نشین مشمول تعریف ایالت نمی شدند این نوع تقسیمات بیشتر در شمال غرب ، مرکز ، جنوب و مشرق کشور به چشم میخورد و شاملآذربایجان ، کرمان ، بلوچستان ، فارس و بنادر ، خراسان و سیستان بوده است.

فقط بخشی از مناطق جنوبی لر نشین ( بوشهر ، ممسنی و کهگیلویه ) زیر نظر ایالت فارس کنترل میشد و سایر مناطق لر نشین غرب و جنوب غرب ایران ، بیشتر در قالب ولایات اداره میشدند. در این دوره لرستان به مرکزیت خرم آباد تنها ولایت کاملأ لر نشین بوده است سایر مناطق لر نشین در ذیل ولایات کرمانشاهان ، همدان ، عراق و خوزستان اداره میشدند. هر چند نادیده گرفتن بختیاری به عنوان یکی از ولایات مهم زمان صفویه تا پیش از مشروطه نیز در حکومت قاجار بدل به یک سنت شده بود و پیشتر گفتیم ایلخان بختیاری رسمأ یک منصب وابسته به ولایت اصفهان یا والی نشین های دیگر شمرده میشد با توجه به جایگاه نخبگان بختیاری در دوره مورد بحث ( مشروطه ) که دولتمردان بختیاری با داشتن مهمترین پستهای سیاسی کشور مثل نخست وزیری و وزارت جنگ ، نتوانستند در طراحی نظام نوین تقسیمات کشوری از حقوق سرزمین خود دفاع کنند و این منطقه میان چندین منطقه تقسیم شده بود.

در دوره رضاخان نظام تقسیمات کشوری به شدت نوسازی شد. این نوسازی سرآغاز دولتی شدن بیش از پیش تقسیمات کشوری ایران شد و چنان که دیدیم زمینه ساز گسترش دستگاه عریض و طویل بوروکراسی گشت. طبق قانون ۱۳۱۶ تقسیمات کشوری ، سرزمین ایران ابتدا به شش استان و سپس به ده استان تقسیم شد. همراه با جایگزینی اطلاحات ایالت و ولایت و والی و امثالهم با استان ، شهرستان ، استاندار و عناوین ایلخانی و ایل بیگی نیز که در مناطقی از کشور مخصوصأ بختیاری رواج داشت ملغا گردید ( ابراهیمی و متین ، ۱۳۸۵ ؛ ۳۸ ).

نکته بسیار قابل توجه تقسیم بندی فوق نادیده گرفتن لرستان به عنوان یک ولایت ( استان ) متشخص در ایران برای نخستین بار است. بدین ترتیب در حالی که در دوره قاجار ، لرستان فیلی در قالب دو حکومت پیشکوه و پشتکوه تنها منطقه لر نشین بود که تا حد زیادی تشخص خود را حفظ کرده بود اینک در نظام نوین هیچ یک از مناطق لر نشین جایگاه درجه یک نداشتند و تمام سرزمین های لر نشین ضمیمه سرزمین های غیر لر و استانهای تازه تأسیس مثلهمدان ، اراک ، ایلام و بوشهر میشدند.

این لرستیزی رضاخان بخاطر جنگ لرها با ارتش پهلوی بود که دولت مرکزی یک نگرش منفی نسبت به کل لرها داشت و در تجزیه خاک لرستان کوشیدند تا بار دیگر قدرت نیابند.

چنانکه دیدیم تمایل محو نام لرستان در میان حکومتهای مرکزی ایران در زمانهای قدیم نیز وجود داشت مثلأ شاه اسماعیل صفوی به جای اسامی لرستان و لر کوچک از ولایت " هارون آباد ، صدمره و سیلاخور" صحبت میکرد اما راه به جایی نبرد. در تقسیم بندی کشور به ده استان ( سال ۱۳۱۶ ) با وجود تعداد اندک استانها ، چینش سرزمینی به گونه ای بود که مناطق لر نشین بین نیمی از استانها ( ۵ استان ) تکه تکه شدند این در حالی بود که سایر قومیتها و حوزه های فرهنگی کشور کمتر دچار این تغییرات شدند.

جمعیت اصلی اقوامی همچونترک و کرد و عرب و بلوچ در یک یا حداکثر دو استان پراکنده بود. قلمرو لرستان فیلی بین استانهای پنجم و ششم _ قلمرو بختیاری و کهگیلویه بین استانهای ششم ، هفتم و دهم و ثلاث بین استانهای پنجم و یکم تقسیم شد ! در تقسیمات کشوری جدید پیشکوه ، لرستان فیلی اغلب با نام خرم آباد و پشتکوه ، با نام ابداعی ایلام به عنوان دو شهرستان در استانهای پنجم و ششم صاحب هویت نوینی شدند تا کلمه لرستان حتی بر یک شهرستان نیز باقی نماند ! در تقسیمات جدید نام بختیاری نیز به کلی محو شد اگر در لر کوچک چند شهرستان از جمله خرم آباد ، شاه آباد و ایلام باقی ماندند و ممکن بود در چرخش مورد نظر رضاخان ( مرکزیت استان در این دوره قرار بود بین شهرستان ها چرخشی باشد ! ) گاهی مرکزیت استانهای پنجم و ششم را داشته باشند ، در منطقه بختیاری نام هیچ شهرستانی نه در استان ششم و نه در استان دهم به چشم نمیخورد ( استان ششم شاملخرم آباد ، گلپایگان ، اهواز و خرمشهر بود و استان دهم شاملاصفهان و یزد میشد ) . در تقسیمات سال ۱۳۱۶ بخش اعظم منطقه ثلاث با نام شهرستان ملای ، زیر مجموعه استان پنجم به شمار می آمد. در سال ۱۳۲۵ نهاوند و در سال ۱۳۲۷ تویسرکان از ملایر جدا و تبدیل به شهرستانهایی جداگانه شدند ( احمدوند ، ۱۳۸۵ ؛ ۱۴ ) .

38 نظر

  • فدرالیسم اقتصادی

    عدم تحقق خواسته ها و انتظارات مردم از دولت موجب نارضایتی و بعضأ اعتراض شده است. فشار اقتصادی شدیدی بر طبقات پایین جامعه به وجود آمده و اختلاف طبقاتی در اجتماع بیشتر شده است. در این شرایط نا برابری هایی بین استانهای ایران در مسیر توسعه ، در طول سالیان متمادی ، گذاشته شده است که خود را به صورت اعتراض نشان میدهد که برخورد امنیتی با این معترضان بر حساسیتها می افزاید. توجه به موضوع قومیتها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خطر تجزیه و یا به قولی "سوریه ای شدن ایران" صرفأ با جنگ در خارج از مرزها ، برطرف نمیشود ، بلکه به دست آوردن اعتماد از دست رفته اقوام ایران است که انسجام و استحکام تمامیت ارضی را محقق میسازد. هوای آلوده تهران ، اصفهان ، اراک ، مشهد و تبریز ، نتیجه بیکاری گسترده و فقر بسیاری از استانهای دیگر است. جای هیچ توجیهی نیست که ثروت ایران در تمام ایران به انصاف توزیع نشده است. این بی انصافی در توزیع ثروت گاه پهلو به چپاول هم زده است. آنجا که می بینیم استانهای نفت خیز و پرآبی مثل:لرستان ، خوزستان ، کوه گیلویه و بختیاری لم یزرع و فقیر مانده اند و استانهای خشک و بیابانی مانند اصفهان ، یزد و کرمان پر از صنایع متنوع گشته اند. اکنون درست همان استانهایی که از بیکاری و فقر ، بسیار آسیب دیده اند و رنج میکشند و دارای هویتهای قومی نیرومندی نیز هستند ، صدای اعتراضشان برخاسته و به فریاد تبدیل شده است. عجیب تر اینکه راهکارهایی که برای عبور از بحران اقتصادی موجود مطرح و پیگیری میشوند ، دقیقأ به له شدن همین استانهای محروم خواهد انجامید. آزاد سازی اقتصادی / حذف یارانه ها / رها کردن نرخ ارز برای تنظیم آن / و سایر راهکارها تمامأ دودی است که در چشم، استانهای محروم و فقیر خواهد رفت. بماند که همین استانها نیز از رانت و فساد سیستماتیزه شده امروزی ، بیشترین آسیب را می بینند و اندوخته های اندکشان ، پیش چشمشان بلعیده و نا پدید میشود. در نهایت به عنوان راهکار باید گفت که اگر امروزه خطری ایران را تهدید میکند ، بی محلی و کم اعتنایی به معضلات اقوام و استانهای محروم و فقیر است! استانهایی که بالقوه ثروتمند هستند و در عمل دستهایشان تهی است. بازگرداندن اعتماد به آنها صرفأ با واگذاردن ثروتهای این استانها به خودشان میباشد. فدرالیسم اقتصادی شاید تنها راهکاری باشد که دیر یا زود پیاده سازی آن ناگزیر میشود. تصمیم گیرندگان کلان مملکت ، برای نجات ایران و پیشگیری از بحران و فروپاشی ، باید به دنبال احیای اعتماد میان همه اقوام ایران به ویژه استانهای محروم باشند که زیر تیغ گرانی و فشار اقتصادی هستند. امید است که رصدکنندگان وضعیت کشور ، اوضاع را دقیقتر ببینند و گزارشهایشان را واقع بینانه بنویسند.


  • نابرابری ناحیه ای در ایران

    ایران به واسطه کثیرالقوم بودنش در چارچوب چندین هویت قومی تعریف میشود که به واسطه تابعیت و تعامل سیاسی در یک دولت یکپارچه شده یا پرورش یافته اند که اغلب هویتهای قومی دیگر را طرد میکنند. در ایران یک قوم ( فارس ) آشکارا به لحاظ شمار اعضا و شرایط اقتصادی _ اجتماعی بر دیگر گروه های قومی مسلط است. رضاشاه با تحمیل ملی گرایی مدنی و همگون سازی اجباری به دسته بندی های قومی بی توجهی کرد و احساسات دیرپایی از ترس و تنفر به همراه آورد و فارسها تمامی سمتهای مدیریتی و اداری را در اختیار خود گرفتند. طبقه مسلط و سرمایه دار ثروت خود را مدیون استثمار طبقات پایین اجتماع است. محور این نابرابری در مالکیت ابزارهای تولید است. ریشه این نابرابری به تقسیم کار و مالکیت خصوصی باز میگردد. این عدم توازن ثروت میان مناطق ، سرشتی ناعادلانه دارد که منجر به تضاد و کشمکش میشود. به طور عمده فقر ، نداری و نابرابری مشخصه شهرهای لر نشین است و تنگناهای دلبخواهی و تحمیل شده باعث محروم شدن لرها از یک زندگی استاندارد مادی مناسب گردیده است. مناطق لر نشین در مقایسه با استانهای کویری ، به لحاظ صنعتی فقیرند و از نظر اقتصادی پیشرفتی نکردند و چندان نوسازی نشده اند. سیاستگذاری اقتصادی دولت در بلاد لر نشین باید تغییر کند و سرمایه ها به نفع طبقات محروم هدایت شود. محرومیتهای گروهی به واسطه ساختارهای تبعیض آمیز اجتماعی علیه لرها پدید آمده است و دولت باید سیاستهایی برای جبران آنها در پیش بگیرد زیرا هر چه شکاف محرومیتهای اجتماعی عمیق تر شود امکان بروز تنش بیشتر میشود.


  • واژه لرستانات در زبده التواریخ

    واژه لرستانات در منابع مختلف معادل بلاد لرنشین یا لرستان بزرگ ( فیلی ، بختیاری و جنوبی ) آمده است مثلأ در کتاب زبده التواریخ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۲۱ ، واژه لرستانات آمده است!!! کتاب زبده التواریخ از مهمترین وقایع نگاری نیمه نخست سده هشتم هجری ، شامل ؛ رویدادهای پس از مرگ تیمور گورکانی تا نیمه فرمانروایی شاهرخ تیموری، تألیف ؛ شهاب الدین عبدالله بن لطف الله خوافی یا بهدادینی مشهور به حافظ ابرو است که به سال ۸۳۳ هجری فوت کرده است. در دیوان شیخ بهایی هم شعری هست با این عنوان:از لرستان یک لری زفت و کلان _ نوبتی آمد به شهر اصفهان.


  • لرستان تنها نیست بلکه دلسوز ندارد

    این روزهای فروردین ۹۸ بعد از سیل در لرستان و خسارت ۱۰۰۰ میلیارد تومانی به زیرساختهای ۶ شهرستان لرستان و کشته شدن ۵ شهروند لرستانی ، همه صحبت از بی کسی مردمان لر میکنند و اینکه لرستان فریادرسی ندارد. این دوستان گویا انتظار دارند از غیب دستی بیاید و به مردم سیل زده کمک کنددرحالیکه فقط خود لرها هستند که میتوانند به کمک مناطق لرنشین برسند در واقع خود مردم باید رسانه خودشان باشند و اخبار و اطلاعات را به اشتراک جمعی برسانند! اگر مسئولان و نمایندگان بلاد لرنشین جماعتی بودند پرسشگر و پیگیر مطالبات قومی خود ، اگر آنها مطالبه گر بودند و به راحتی گول وعده های توخالی را نمیخوردند و اگر با القابی مانند لر سلحشور و غیور و مرزدار مست نمیشدند ، اگر فرصت به ارتجاعی ترین نیروهای منفعت طلب که هیچ عرقی به سرزمین لرها ندارند نمیدادند که براحتی از آنها سؤ استفاده کنند و در هر دوره انتخابات با تکیه بر طایفه بازی رأی بیاورند ، اگر لرها از گرایشات قبیله ای دست بر میداشتند و مانند قومهای دیگر به نمایندگانی دارای برنامه و سابقه کاری درخشان رأی میدادند ، اگر لرها فقط به گذشته افتخار نمیکردند و حال و روز موجود خود را می دیدند ، اگر لرها بجای این همه خود زنی فرهنگی و واگرایی کمی از ادعاهای پوچ و توخالی خود دوری کرده و همگراتر عمل میکردند ، اگر بجای بزرگ کردن مشاهیر دیگر اقوام ، روشنفکران و فعالان اجتماعی لر را حمایت میکردند اگر زمانی که مسئولی به قوم لر بی توجهی کرد همه در مقابلش اعتراض میکردند اگر متحدانه در همه بلاد لرنشین به غارت آب و نفت و معادن و منابع اعتراض کرده و خواهان سهم خود از سرمایه های ملی بودند آنوقت هیچ دولتی نمیتوانست آنها را به حساب نیاورد و مجبور میشد بودجه و امکانات کافی برای آنها اختصاص دهد لذا بی تفاوت بودن نهایت شور بختی است و از ماست که بر ماست! تا قومی خواهان حقوق خود نباشد هیچکس و هیچ منبعی برای او کاری انجام نخواهد داد و پیوسته از آنها فقط سواری میگیرند!


  • سلاحورزی

    ما اعتماد مسئولین کشور را از دست داده ایم و این رشته تمام بدبختی های بلاد لرنشین است. یک نماینده خوب باید در جهت رفع این بی اعتمادی تلاش کند و آن وقت ببینید چگونه سیل واحدهای تولیدی به مناطق لرنشین سرازیر میشود. مسئولین نا آشنا به مدیریت و منفعل ما قبلأ ثابت کرده اند که نمیخواهند یا نمیتوانند کارخانجات را اداره کنند! آیا ما تا الآن از مسئولین خواسته ایم برنامه آنها برای حل بیکاری عمومی چیست؟ آیا از کاندیداها سوابق کاری قبلی شان و هدفشان برای حل مشکل پرس و جو کرده ایم؟ ما فقط میخواهیم برادر یا فرزندمان را سرکار ببرد. الآن ادارات ما پر از افراد نامتجانس است که کارشان ربطی به تحصیلاتشان ندارد که این عمل خلاف شعار مردم سالاری و احکام قانونی است.


  • قدمت واژه《لُرستان》

    لُرستان《Lorestan》در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • نام لُر در آثار مُورخان قرن ۳ هجری

    واژه لُر در آثار مُورخان و جُغرافیانگاران قرون سوم و چهارم هجری بصورت《اللّریه ، لاریه ، بلاد اللور و لوریه》ضبط و ثبت شده است مثلاً مسعودی در التنبیه و الاشراف صفحه ۸۴ از سرزمین لُریه و قبایل لُر نام میبرد / ابن حوقل در صوره الارض صفحه ۱۱۴ / ابوالفداء در تقویم البلدان صفحه ۳۵۶ / یاقوت حموی در معجم البلدان از لُرها نام میبرد و محل این قبایل را《بلاد اللور یا لُرستان》مینامد / استخری در مسالک و ممالک طوایف زاگرس را لُر نوشته و از لُردگان نام میبرد / مولف تاج العروس از لُرها و کُردها نام میبرد و آنها را از نسل نوح میداند / حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده نیز نام لُران را برآمده و مشعب از منطقه ای موسوم به لُر واقع در مانرود لُرستان میداند.


  • سهم لرها از رسانه ملی

    ایران را اقوام و نژادهای فراوانی تشکیل داده است و این اقوام هر کدام دنیایی از فرهنگ و آیین های ویژه خود را دارند که پرداختن به این مسایل باعث همبستگی و نزدیکی بیشتر مردم در سراسر کشور خواهد شد ولی صدا و سیما مانند دیگر نواقص عمده اش از این امکان مناسب استفاده نمیکند اگر هم برنامه هایی در این رابطه ساخته میشود بیشتر به اقوام شمالی و آذربایجانی که بیشترین حضور را در پایتخت دارند میپردازند. اکثر اقوام ایران در تلویزیون از نظرها پنهان شده، هستند ولی لرها اینطور که به نظر می آید در صدا و سیما در حال حذف کامل هستند. لرها اگر از لحاظ جمعیت و همچنین غنای فرهنگی از دیگر اقوام بالاتر نباشند دست کمی از آنها ندارند. باید از مدیران این رسانه میلی پرسید که چرا تنها اثر لرها در تلویزیون محدود به نقشهای ساده یا بهتر بگوییم:کارگر _ سرایدار _ دست و پا چلفتی _ خجالتی و با لهجه من درآوردی که در هیچ کجای جغرافیای زیستی لرها صحبت نمیشود! برنامه سازی در سیمای افلاک که ویژه لرستان است به قدری ضعیف و ابتدایی است که در واقع قابل نقد و بررسی هم نیست! این شبکه در ۲۰ ساعت پخش خود ، فقط پاسی از شب یک برنامه ۵۰ دقیقه ای به زبان بومی دارد و باقی برنامه ها از برنامه کودک و اخبار و گزارش و فیلم و مصاحبه تمامأ به زبان فارسی است! همان یک ساعت، برنامه به زبان بومی را هم با شخصیت های نچسب طنز به لودگی میگذرانند و زبان لری را به تمسخر میگیرند! تلختر از همه آنجاست، که حتی در فیلمها و سریالهای مربوط به جنگ هشت ساله هم خبری از لرها نیست در صورتی که در دوران جنگ مردم لر نقش خط مقدم ایران را در دفاع از خاک میهن دارا بودند و تعداد شهدا و مجروحان جنگ خود نشان دهنده این ادعاست. متأسفانه شخصیت های فیلمهای ژانر دفاع مقدس هم ویژه یک یا دو نژاد و دو یا سه استان مرکزی ایران شده است! در اینچنین فضایی است که اگر برنامه ای مانند خندوانه که در برنامه سازی صداوسیما یک استثنا به حساب می آید ، برنامه ای یک ساعته در مورد لرها بسازد و به این قوم رنج کشیده بپردازد این چنین مورد توجه قرار میگیرد.گزارشی از محمد پور خداداد:سایت گلونی


  • توهم باستانی بودن!

    از نظر علمی، نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آن را با بوق و کرنا ملاکی برای برتری یا اصالت و فخامت گویش یا زبان خود قرار داده اند. دوستی اهل فضیلت در جایی میگفت فلان کلمه لکی ارزش حفظ کردن دارد زیرا به تلفظ آن در پهلوی نزدیک است!باید از این دوست گرامی و فاضل پرسید یعنی مطابق نظر شما اگر کلمه ای در لکی وجود داشته باشد که لک زبانان خود ساخته باشند یا شباهتی با پهلوی نداشته باشد فاقد ارزش است؟ و دور ریختن آن اشکالی ندارد؟ چرا ما خود را باور نداریم و برای اثبات حقانیت خود باید مرتب دست به دامان باستان شویم؟ و همواره از اصیل بودن قوم خود حرف بزنیم؟ گویا که این قوم هیچ محصول و ارزشی جز اصیل بودن برای دفاع از خود ندارد؟ هرچند بحث اصیل بودن نژاد هم همانند بحث دست نخوردگی زبان، بیشتر یک ایده ناسیونالیستی بوده و به توهم نزدیکتر است تا واقعیت و واجد ارزش خاصی نیست! اما اگر بالفرض زبانی پیدا شود که بطور کامل دست نخورده باقی مانده باشد به احتمال زیاد گویشوران آن《مردمی بدوی》،《منزوی》و《محصور》بوده اند که نتوانسته اند با حوزه های تمدنی و فرهنگی مجاور خود ارتباط و دادوستد برقرار کنند زیرا در تبادلات فرهنگی و تمدنی همواره با مفاهیم، اختراعات و عقاید تازه ای برخورد میشود که معادلی در زبان مقصد برای آن یافت نمیشود و طبیعتاً آن واژه دال بر آن مفهوم یا اختراع و...از زبان بیگانه وارد زبان خودی میشود، در سراسر تاریخ چنین بوده است، هرگاه دو جامعه زبانی باهم تماس جغرافیایی یا علمی_فرهنگی پیدا کرده اند واژگانی را از یکدیگر به عاریه گرفته اند. البته اینکه در اتخاذ واژه های بیگانه افراط نشود بحث دیگری است که دلایل خود را دارد.


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • نظر جورج ناتانیل کرزن در مورد لرها

    جورج ناتانیل کرزون (۱۸۵۹_۱۹۲۵) در کتاب《ایران و قضیه ایران》جلد دوم، صفحه ۳۲۸ مینویسد: لُرها بازماندگان نسل و نژادی خالص و ممتاز بوده اند و همین قدر کافی است که اعتراف کنیم آنها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش در نواحی کوهستانی خویش زیسته اند! آیت الله مردوخ کردستانی در کتاب《تاریخ مردوخ》جلد یکم، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به زبان پهلوی ساسانی در درجه اول، زبان لری است چه محل الوار به مرکز پهلوی قدیم (تیسفون و مدائن) خیلی نزدیک بوده است و از مراوده با اجانب هم به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و زیستی (کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه) محفوظ بوده اند!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • وجه تسمیه چارمحال بختیاری

    کلمه جدیدالتاسیس چارمحال را اصفهانیها زمان پهلوی ابداع کردند تا بین لُرها اختلاف بیندازند! ما معتقدیم که چارمحالیها شاید بختیاری نباشند ولی اصالتا لُر میباشند! از آنها درخواست داریم همراه با بختیاریها و قشقایی ساکن سامان و بروجن منافع کلی استان و محیط زیست را در نظر بگیرند! منطقه ای که هم اکنون با نام استان چهارمحال بختیاری شناخته میشود در واقع قسمتی از لرستان بزرگ بوده که شامل استانهای همدان/ لرستان/ کهگلویه و بویراحمد/ و منطقه بختیاری (خوزستان و بخشهایی از اصفهان و مرکزی) بوده است! و این منطقه بزرگ تا عهد صفویان به عنوان《لُرستان بزرگ》شناخته میشده است و اولین بار در تاریخ در زمان پهلوی واژه چهارمحال به کار رفته است! در زمان قاجاریه و پهلوی که مرکز حکومت در اصفهان قرار داشت به دلیل نزدیکی اصفهان به منطقه بختیاری و وجود چراگاهها و آب و هوای متنوع و نعمات فراوان خدادادی و رقابت سیاسی، توجه حاکمان را به خود جلب کرد و در پی این، تغییراتی در اداره منطقه ایجاد شد بطوریکه آمدند و نواحی لار، کیار، میزدج و گندمان را از لُرستان بزرگ جدا کردند و به محالات اصفهان اضافه کردند و به عنوان چهارمحال نامگذاری کردند و به چهارمحال دیگر اصفهان یعنی سمیرم، جرقویه، اردستان و قهپایه افزودند!!! بطوریکه محمد مهدی بن محمدرضا اصفهانی در اثر خود《محالات اصفهان را هشت محال》معرفی میکند و میگوید: اما هشت محال چهار از آن متصل به یکدیگر است که اول لار و دوم کیار و سوم گندمان چهارم میزدج باشد و رار را بعضی《لار》هم گویند اینها را چهارمحال گویند و الحال این نام برای آنجا مجموعاً علم شده است و چهارمحال دیگر از هم جدا و بدبن ترتیب است اول سمیرم دوم جرقویه سوم اردستان چهارم قهپایه! مولف تذکره الملوک در زمان صفویه نیز چنین میگوید: اصفهان با توابع خود محال مخصوصی را تشکیل میداد و دستگاه اداری خاص خود داشت از فهرست اماکنی که صدر خاصه نمایندگی از طرف خود بدانجا مامور میکرد و به وجود و بستگی و ارتباط محال پی میبریم! در زمان قاجار کماکان اسم چهارمحال بر این منطقه از بختیاری ماند و هرجا نامی از چهارمحال برده میشد میگفتند《چهارمحال بختیاری》که تفاوتی باشد با دیگر چهارمحالها در کشور مخصوصا چهارمحال اصفهان! از زمان قاجار تا سال 1332 در سیستم اداری کشور به این منطقه میگفتند《بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل اصفهان و بختیاری》تا اینکه در سال 1332 کلمه چهارمحال به ابتدای کلمه بختیاری آمد و بعنوان چهارمحال بختیاری نامیده شد ولی متاسفانه تفرقه افکنان با اضافه کردن یک واو بین چهارمحال و بختیاری اقدام به جدایی بین این دو کردند!!! جغرافیای اتابکان لُر بزرگ تا چهارفرسخی اصفهان بوده قدیمی ترین اثر دهکرد《شهرکرد》مسجد اتابکان لُر هست که در مرکز شهر قرار دارد در《سفرنامه ابن بطوطه》نام آخرین نقطه مرز اتابکان لُر را قریه الرخ ذکر کرده‌اند! حکومت الیماییان هم که اجداد لُرهاست تا نزدیکی اصفهان بوده بدون شک تمام مردم این منطقه از نژاد لُر هستند و گویش این نواحی حاوی کلمات قدیمی لُری است. زمان رضاخان با تبعید ایلات موگویی و ذلقی بختیاری، عشایر قشقایی را در سامان و بخشی از بروجن جای دادند تا لُرهای بختیاری را تضعیف کنند!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • سرزمین از خود راضی

    صادق هدایت در حاجی آقا: این سرزمین روی نقشه جغرافی لکه حیض است. هوایش سوزان و غبارآلود، زمینش نجاست بار، آبش نجاست مایع و موجوداتش فاسد و ناقص الخلقه. مردمش همه وافوری، تراخمی، از خود راضی، قضا و قدری، مُرده پرست، مافنگی، مزور، متملق، جاسوس، شاخ حسینی و بواسیری هستند.


  • مظلوم نمایی اصفهانیها برای انتقال آب

    فرقی بین روحانی، جهانگیری و رییسی نیست! در سکوت نمایندگان چارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان متاسفانه شاهد میدان داری نمایندگان ضد امنیتی اصفهان هستیم! جناب رییسی قاضی القضات مسیری که دارید میروید اشتباه است! عامل تخریب محیط زیست و نابودی مردمان چهارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان نشوید! در مورد حق آبه اصفهان باید ابتدا از خودتان بپرسید: کدام آب؟ و برای چه مصارفی؟ و کدام اراضی؟ و برای چند نوبت کشت در سال؟ اصفهان حتی براساس طومار شیخ بهایی حق آبه ای برای اراضی محدودی آنهم یک نوبت کشت در سال بوده است!!! که الآن دیگر آن اراضی وجود ندارند و تغییر کاربری داده شدند!!! و دیگر آن آب هم بخاطر افزایش جمعیت و سرانه شرب خودشان و تغییر اقلیم وجود ندارد!!! صنایع اصفهان را هم که خود اصفهانیها منتفع میشوند را هم اضافه کنید!!! فریب رِندی اصفهانیها را نخورید آنها برای فریب مردم و مسئولان مفاهیم جدیدی را اختراع کردند از جمله اینکه معتقدند آب موجود و تونل اول متعلق به کشاورزان است و دولت باید برای شرب آب انتقال دهد اگر اینگونه است در نقاط مختلف کشور هم از جمله: چهارمحال بختیاری همین کار را انجام دهند!!! تاکنون به قیمت آواره شدن هزاران نفر و نابودی محیط زیست چندین طرح انتقال آب به اصفهان اجرا شده! کوهرنگ 1 و 2 و 3 و لنگان و خدنگستان و گلاب و بهشت آباد و...چندین طرح دیگر هم در دست اجرا دارند!!! طرحهای قبلی هرکدام مطابق با آیین نامه تخصیص آب وزارت نیرو هیچکدام دائمی نیستند و باید دوباره با توجه به شرایط و خشکسالی در حوزه کارون مورد تجدید نظر قرار گیرند!!! متاسفانه قوه قضاییه وظیفه خود را در مقابل تخریب محیط زیست درست انجام نداده و حتی گفته میشود تحت فشار معاون اول شما دستور دادستان محلی که به علت مجوز باطل شده تونل سوم را متوقف کرده بود، بصورت غیرقانونی باطل شده و دوباره به این طرح باطل شده مجوز دادند! متاسفانه ما لُرهای بختیاری ساکن اصفهان در خط مقدم اعتراضات هستیم و بیشترین شهداء و بازداشتیها را داریم و از آنطرف مسئولین اصفهان از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند که مردم اصفهان ناراضی هستند و مثلاً اگر زاینده رود جاری باشد میتوانیم مردم را آرام کنیم یا توی صف انتخابات بیاریم و اینگونه ما جان میدهیم و آنها معامله میکنند!!! سال گذشته که رییس قوه قضاییه آمدن اصفهان عمداً یکماه بی آبی راه انداختند و حتی شبی که دکترعلاءالدین بروجردی (رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس) آمد نجف‌آباد جزء معدود موارد، برق کل شهر را قطع کردند که بگویند بی آبی و بی برقی مشکل هرروزه اصفهان است!!! و بابت این اعتراضات کُلی امتیاز گرفتند و از آنروز حتی یک دقیقه بی آبی و بی برقی تا امروز نبوده است!!! با انتقال آب مشکل کویربودن اصفهان حل نمیشود و یک نسلکشی در حق مردم خوزستان، چهارمحال بختیاری ولُرستان اتفاق خواهد افتاد نگاه کنید به صنایع آب بَر اصفهان این انتقال آب برای مصارف صنعتی است ولی در استانهای زیردست هزاران نفر از بی آبی مجبور به ترک شهر و روستاهایشان خواهند شد و صدمات جبران ناپذیری به این مردم خواهند زد!!!


  • آمارسازی و بُن بست توسعه در بلادلُرنشین

    آیا استانی جز لُرستان خودمان را می‌شناسید که دائماً در《بیکاری، تورم و فلاکت》صدرنشین باشد اما مسئولانش نتوانند حتی در مورد یک مسئله اساسی باهم به تفاهم برسند؟ لُرستان زمانی میتواند روی توسعه را ببیند و فرصت رشد و بالندگی پیدا کند که مدیران و مسئولانش به یک همبستگی، یکدلی و تفاهم برسند وگرنه تا زمانیکه هرکس ساز خودش را میزند، نمیتوان اُمیدی به تغییر وضعیت لُرستان داشت. متاسفانه در سر بزنگاه ها؛ سیاسیون لُرستان با بازیهای خود استان را به《نزاع قدرت》تبدیل کرده‌اند؛ آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان از طریق سهیم شدن در قدرت، لُرستان را به بن بست کشانده اند و نیروهای نخبه و شایسته را به بی سرانجامی درگیر و خنثی کرده اند درحالیکه بهتر اینست که باجوش وخروش این نیروها تفاهم در راستای《توسعه لُرستان 》معنی پیدا کند. سمفونی ناکوک توسعه لرستان در حوزه اقتصاد بارها شاهد مناظره و دعوا در بین دستگاهای استان در خصوص اثبات اینکه کدام دستگاه بیشترین نقش را در توسعه دارد بوده ایم؛ هر دستگاهی مسیر توسعه را بگونه ای خاص تعریف کرده مثلا جهاد کشاورزی لازمه رونق اقتصادی را در استفاده از ظرفیت کشاورزی و دامپروی استان میداند؛ میراث فرهنگی، توسعه گردشگری را مهمترین اولویت استان میداند؛ صنعت معدن و تجارت معتقد است که پتانسیل ویژه لرستان در زمینه صنایع و معادن است؛ اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان حلقه مفقوده اقتصاد لرستان را تعاونیها اعلام کرده و...نتیجه این بی برنامگی و اختلاف نظرها، هدر رفتن اعتبارات، سردرگمی و رکود بیش از پیش استان است. این ناهماهنگیها سبب شده که در بخش عمرانی امروز خیابانی آسفالت شود و فردا یکی از دستگاه های خدمات رسان، اقدام به کنده کاری کند؛ غافل از اینکه توسعه یک استان نیازمند همکاری، هماهنگی و استفاده از 《مدیران توسعه خواه》، آشنا به مفهوم علمی توسعه و دارای تجربه کافی است. صدای رگبارها و رعد و برقهای مهیب در لرستان به گوش میرسد اما امیری، معاون عمرانی استاندار با حضور در برنامه زنده تلویزیونی بجای اعتراض به وضعیت کمبود اعتبارات استان و اعتراف به مشکلات سیلزدگان و خطری که بخاطر عدم لایروبی رودخانه مردم را تهدید میکند با کمال خونسردی به《آمارسازی》پرداخت با این وضعیت چه انتظاری میتوان از بقیه مدیران داشت؟ پس بهتر است که مسئولین ارشد لرستان با این وضعیت سیلاب استان بفکر چاره اندیشی باشند! سلیمانی/شهاب آسمانی


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون فرهنگ تجمل خواه و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • درک منافع جمعی

    انسان موجودی اجتماعی است و گروهی زندگی میکند پس در این《محیط گروهی》منافع وی تعریف میشود. اینگونه بود که جوامع شکل گرفت. بعدها این جوامع بدلیل نزدیکی افراد و آمیزش میان گروهی که اصلیترین خصوصیت انسان و هر موجودی بجز پروکاریوت هاست ژنهایی رد و بدل شد. این امر باعث شد تا قومیتها، اتنیکها و ملیتها با خلق و خوی متفاوت و منحصر بفرد بوجود آید. این تیکه ها پازل تمدن بشر را میسازند. پس نخستین چیزی که باعث شد نسل بشر از عصر یخبندان و جنگها و قحطیها و بیماریها نجات پیدا کند چیزی جز《منافع جمعی و گروهی》نبود و نیست. هرگاه در تاریخ بشر، داخل قومی، منافع شخصی به جمعی ارجحیت یافت عملاً آن قوم و تمدن به فنا خواهد رفت! منافع شخصی فسادآور و نامشروع است و باعث زوال یک تمدن و یا توده میشود! اتنیکی که اکنون ما بنام لُر میشناسیم هم جدای از دیگر اتتیکها و تمدنها نیست شاید افرادی خارج از جامعه اولیه لُر به این جامعه وارد شدند ولی در طول زمان هویتی بنام لُر را پذیرفته‌اند و با ازدواج و تبادل ژنها تقریباً خلق و خوی لُری بخود گرفته‌اند. تنها دلیلی که این هویت همچنان پا برجاست اشتراک منافع است! چه بسیار توده بدلیل تضاد منافع از هم گسیخته اند و هرکسی به طرفی رفته است! اشتراک منافع جمع ها را بوجود میآورد اگر فرهنگی منطقه ای و...باشد بدلیل ازدواجها و درآمیختگی《یکانگی تباری، زبانی و فرهنگی》را نیز شامل میشود. چیزی که مهم است اشتراک منافع لُرها در مورد محیط زیست، منابع طبیعی و فرهنگ ایشان و خلاصه آزادی و حق حیات آنان است که اکنون با ندانم کاری عده ای بخطر افتاده است! متاسفانه بسیاری از لُرها با درک پایین خود هنوز نمیدانند آب در چه کرتی میباشند! متاسفانه کمبود مطالعه و نبود رسانه و تریبون سبب شده که عده ای ماکیاولیست با وعده های دورغین و در ظاهر تنها جز هارت و پورت و زد و بند هیچکاری و قدمی از ایشان مشاهده نمیشود. ضعفهای بسیاری بر فعالیتهای لرگرایی هم گرفته میشود. برخی تنها از فعالیت لرگرایی زنده باد لُر را یاد گرفته اند. پایش که افتاد آنرا نیز زیر پا میگذارند. آکیرو کوروساوا کارگردان ژاپنی فیلمی بنام《هفت سامورایی》با بازی توشیزو میفونه دارد که داستان دهقانان یک روستا برای دفع راهزنان، به دنبال سامورایی میگردند که در شهر تنها یک سامورایی به آنها پاسخ مثبت میدهد و 6 سامورایی دیگر به وی پیوسته و به کمک دهقانان، راهزنان را دفع میکنند. مزد ساموراییها در این جنگ که چهار نفرشان جان خود را از دست میدهند تنها سه وعده غذاست!!!


  • لُرستان《دارالغُرور》

    شاهان حکومت صفویه علاقه به مَحو نام لُرستان و خدشه دار کردن استقلال حکومت لُرکوچک بود تا جایی که شاه اسماعیل صفوی در اوایل کارش از به کار بُردن عباراتی چون لُرستان و لُرکوچک امتناع میکرد! و در مکاتباتش اتابک لُر را نه اتابک بلکه《حاکم ولایت صَدمره، هارون آباد (اسلام آباد غرب) و سیلاخور》میخوانده است (رُهر برن، نظام ایالات دوره صفویه، ص 123). او هرگز موفق نشد این عنوان مجهول را جایگزین《حکومت لُرکوچک》کند اما با این تلاش خود تصویری از گستره سرزمینی لُرکوچک ارائه داد. شاه عباس صفوی بعد از کشتن آخرین اتابک لُرکوچک (میر شاهوردیخان) لُرستان را به ایالت تبدیل کرد (تقسیمات سیاسی_اداری ایران، محمد پورکمال، ص 7). در اواخر صفویه 10 ایالت و 4 والی نشین مستقل وجود داشت که عبارت بودند از: لُرستان، بختیاری، گرجستان و خوزستان. (کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران، عزیزالله بیات، ص 106). با بروز انقلاب مشروطه، قانون تشکیل ایالات و ولایات در سال ۱۲۸۵ خورشیدی به تصویب مجلس رسید که براساس این قانون کشور به 4 ایالت و 12 ولایت تقسیم میشد و《لُرستان》ششمین ولایت ایران بود (جغرافیای سیاسی ایران، محمدرضا حافظ نیا، ص 391). با روی کار آمدن پهلوی سیاست یکپارچه‌سازی کشور و برخورد شدید با نیروهای سیاسی محلی در دستور کار رضاشاه قرار گرفت و نظام سیاسی تمرکزگرایی را حاکم کرد و استانها را براساس اعداد نامگذاری کرد و در پرتوی کُدگذاری جدید هویتهای تقسیمات سطح اول کشور نادیده انگاشته شد و هویتهایی که سرشت جغرافیایی داشتند و در طول تاریخ نقش ایفا میکردند را نادیده گرفت و ولایت لُرستان بین استان ششم (خوزستان) و استان پنجم (کرمانشاه) تقسیم شد (جغرافیای سیاسی ایران، ص ۳۹۳). سال 1325 لُرستان به مرکزیت خرم‌آباد به فرمانداری کُل ارتقا یافت و سال 1352 ایران ۲۰ استان داشت که لُرستان یکی از آنها بود. خیلیها چشم ندارند نام لُر و لُرستان را ببینند! و دوست ندارند این نام باشه! چه در شاهان قدیم که اقدام به تغییر اسامی میدادند و چه حالا که به انواع روشها و جعلیات متوسل میشوند تا حرف کذب خود را به کُرسی بنشانند اما لُرها همچون کوههای مقاوم سرزمین شان با اعدام، تبعید، کشتار، بمباران، ایجاد اختلافات در دل لُر، نفاق و تفرقه، غارت منابع، دست اندازی به این خاک و حربه های دیگر هرگز نتوانسته و نتوانستند و نخواهند توانست به چنین چیزی برسند! مردم لُر هوشیارتر از همیشه در مقابل فتنه ایستاده و می‌ایستیم!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • ساختارهای پیشآمدرن

    فردی از درگیری هواداران دو کاندید در پلدختر فیلم گرفته و برای رسانه معلوم‌الحال منوتو فرستاده! هموطنان هم با نوشتن هزاران ناسزا مارو شرمنده ادبشون کردن! متأسفانه ساختارهای پیشآمدرن و قبیله‌ای هنوز در بلادلُرنشین حاکم اند و اجازه نظم پذیری را نمی‌دهند! کلاً این مسئله جا نیفتاده که شما بعنوان یک شهروند حق رای و شعور انتخاب دارید! ما گرفتار گفتگوی ناشنوایان شدیم! ما میگیم اونا نمی شنوند و اونا میگن ما نمیخواهیم بشنویم! مگر قرار نیست نماینده ازطریق صندوق رای و با روشی مسالمت‌آمیز انتخاب شود پس زورآزمایی خیابانی برای چیست؟ در کشوری نژادپرست زندگی میکنیم که نام لُر از قبل، همیشه محکوم جلوه داده میشود! آنها خود را مُحق میدانند و ما را محکوم! مقبولیت لُرها در سطح ملّی کاهش پیدا کرده و افکارعمومی به شنیدن صدای اعتراض این قوم واکنشی نشان نمیدهند و عادت کردن با شنیدن نام لُر فقط به آن توهین کنند! این شرایط حاصل بی‌تفاوتی نمایندگان و مسئولانی است که ما بخاطرشان سرهم را میشکنیم! این درسته هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم؟ اگر لرها را نمی‌پذیرند پس چرا با فدرالیسم مخالفند؟ الگوی فدرال برای جماعات متمایز انسانی که در وسعت جغرافیایی پراکنده شده‌اند درست شده که اصل بر همزیستی است نه وحدت! واقعیت آن چیزی نیست که آنها در مورد لُرها شنیدند! واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم! ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی زندگی کردیم! میگن لُرها ساده اند و همین را میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی‌آلایش بودن چیز عجیبی است! معلومه غریب نوازی لُرها چیز عجیبی است! در دوره‌ای که زن افسار مرد را در دست گرفته غیرت و مردانگی لُرها چیز عجیبی است! فارسها ازدواج سفید، رابطه مثلثی، رابطه با خواهرزن و برادرشوهر را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب متهم میکنند! سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خوراکش را با خود ببرد! اما اینکار در لُرهای خان منش و سفره دار ننگ است! لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران نادیده گرفته میشود!


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • انتقال بودجه لُرستان به گلستان

    نورعلیوند مدیر ورزش وجوانان پلدختر در شبکه افلاک خبر از انتقال بودجه لرستان به گلستان به‌دلیل خطای انسانی درتهران خبر داد! پارسال هم اعتبارعمرانی لرستان به‌دلیل تشابه اسمی سر از لارستان فارس درآورد! چرا برای همدان وهرمزگان یا کرمان وکرج یا اردبیل و اراک از این اتفاقات نمی افتد؟ سال هشتاد وهفت احمدی‌نژاد نمایندگان لرستان را خطاب قرار داد که چرا بودجه عمرانی را برگشت داده‌اند؟ وقتی فاقد استراتژی پیشرفت هستند و طرحی ندارند لاجرم بودجه را برگشت میدهند! دیوید هاروی درکتاب عدالت اجتماعی مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیرند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظه سیاسی بر دیدگاه اقتصادی غالب است مثلاً رییس‌جمهوران و وزیران برخاسته از استانهای کویری اند و با دیدگاه سیاسی به خاستگاهشان رونق بخشیدند! میزان سرمایه‌گذاری دولت خاتمی در یزد سیصدبرابر لرستان است! ماشین‌آلات کشاورزی مرودشت با کل ماشین‌آلات لرستان برابری میکند! کمک سالانه دفتر ریاست‌جمهوری به اصفهان به اندازه بودجه عمرانی هفت استان غرب کشوراست! لُرستان از نظر شاخص فلاکت (بی‌کاری، مهاجرت و تورم) در صدر جدول قرار دارد! تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با القاب غیور و سلحشور ما را باریک اله مس (بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیفات دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود! براساس منطق عدالت خواهانه راولز که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند اما در ایران برعکس است و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! شتاب فقر و بیکاری بر آهنگ توسعه غلبه دارد! تراژدی اقتصادی در بلادلُرنشین به‌گونه‌ای است که هنوز وزن مشکلات که محصول ناکارآمدی مدیریتی است بر دوش مردم سنگینی میکند! بلادلُرنشین با همه جذابیتهای اقلیمی از تدارک یک زندگی متوسط برای مردم ناتوان است! تردیدی نیست که ریشه این همه نابسامانی جز استراتژی نامشخص و نبود برنامه‌ای مدون برای توسعه نیست! صنعت لرستان قربانی رکود شده و کشاورزی به‌دلیل اعمال سیاستهای لجام گسیخته اقتصادی در سطح کلان رو به نابودی است! برنامه‌ریزی و سیاستگذاری دولت، استانهای لُرنشین را با انبوهی از مسائل و معضلات حل نشده واگذارده و استانهای لُرنشین از نظر اقتصادی در بین استانهای ضعیف قرار دارند! لُرستان بهشت مدیران ضعیف و مامن نمایندگان بی‌اثر است!


  • سیستم اداری فدرالیسم

    فدرالیسم چیست؟ فدرالیسم یک نظام سیاسی است که در آن قدرت میان دولت مرکزی و دولتهای منطقه‌ای متعدد تقسیم می‌شود. در فدرالیسم یک قانون اساسی وجود دارد که این قدرت را میان دولت و واحدهای آن به اشتراک می‌گذارد. این واحدها که به‌عنوان حکومتهای استانی یا منطقه‌ای شناخته می‌شوند، دارای قدرت عمل مستقل در برخی حوزه‌های حکومتی هستند. در ایالات متحده نیز قدرت میان حکومت‌های مرکزی، منطقه‌ای یا ایالتی تقسیم شده است. حکومتهای محلی دارای قدرتهای انحصاری برای صدور مجوز، فراهم ساختن بهداشت عمومی، برگزاری انتخابات و تشکیل دولتهای محلی، مراقبت از تجارت بین‌الملل و...هستند. این نظام سیاسی به منظور اطمینان از امنیت و استقلال در برابر تهدیدات داخلی و خارجی اتخاذ شده و هر استان دارای مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مخصوص به آن منطقه است. نمایندگان دولت استانی در نزدیکی مردم زندگی کرده و اغلب از همان جامعه هستند به‌طوریکه درک بهتری از این مشکلات داشته و راه حل‌های منحصر به فردی را ارائه می‌دهند. فدرالیسم نمایندگانی را برای جمعیتهای مختلف پیشنهاد می‌دهد. شهروندان استانهای مختلف امکان دارد که از آرمان‌ها، قومیت و فرهنگهای مختلفی برخوردار باشند. دولت مرکزی گاهی اوقات ممکن است این اختلافات را نادیده گرفته و سیاستهایی را اتخاذ نماید که اکثریت را پوشش می‌دهند. اینجاست که حکومت منطقه‌ای وارد عمل می‌شود. نیازهای محلی، سلایق و عقاید توسط حکومتهای ایالتی در نظر گرفته می‌شوند. حقوق اقلیت‌ها نیز حفظ می‌شود. دولتهای ایالتی دارای اختیار اتخاذ سیاستهایی بوده که ممکن است در سطح ملی یا دولتهای دیگر دنبال نشوند. بهینه سازی استفاده از منابع تقسیم کار بین دولت مرکزی و حکومتهای منطقه‌ای منجر به بهینه سازی استفاده از منابع می‌شود. دولت مرکزی می‌تواند بر امور بین‌الملل و دفاعی کشور تمرکز نماید، درحالیکه حکومت استانی می‌تواند نیازهای محلی را تأمین سازد. فدرالیسم مجال نوآوری و آزمایش را فراهم می‌سازد. حکومت‌های محلی می‌توانند دو رویکرد متفاوت برای انجام اصلاحات در هر ناحیه داشته باشند، خواه مالیات یا آموزش.


  • فدرالیسم

    عدم تحقق خواسته‌ها و انتظارات مردم از دولت موجب نارضایتی و بعضاً اعتراض شده است. فشار اقتصادی شدیدی بر طبقات پایین جامعه به‌وجود آمده و اختلاف طبقاتی در اجتماع بیشتر شده است. در این شرایط نابرابری هایی بین استانهای ایران در مسیر توسعه در طول سالیان متمادی گذاشته شده که خود را به‌صورت اعتراض نشان می‌دهد که برخورد امنیتی با این معترضان بر حساسیتها می‌افزاید. توجه به موضوع قومیتها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. خطر تجزیه و به‌قولی "سوریه‌ای شدن ایران" صرفاً با جنگ در خارج از مرزها برطرف نمی‌شود بلکه بدست آوردن اعتماد از دست رفته اقوام ایران است که انسجام و استحکام تمامیت ارضی را محقق می‌سازد. هوای آلوده تهران، اصفهان، اراک، مشهد و تبریز نتیجه بیکاری و فقراقتصادی استانهای دیگر است. جای هیچ توجیهی نیست که ثروت ایران در تمام ایران به انصاف توزیع نشده! این بی انصافی در توزیع ثروت گاه پهلو به چپاول هم زده آنجا که می بینیم استانهای نفت خیز و پر آبی مثل: لُرستان، خوزستان، کُهگیلویه و بختیاری فقیر مانده‌اند و استانهای خشک و بیابانی مانند اصفهان، یزد، قم و کرمان پر از صنایع متنوع گشته‌اند. اکنون درست همان استانهایی که از بیکاری و فقر بسیار آسیب دیده‌اند و رنج میکشند و دارای هویتهای قومی نیرومندی نیز هستند صدای اعتراضشان برخاسته و به فریاد تبدیل شده است. عجیب تر اینکه راهکارهایی که برای عبور از بحران اقتصادی موجود مطرح و پیگیری میشوند دقیقاً به لِه شدن همین استانهای محروم خواهد انجامید. آزاد سازی اقتصادی/ حذف یارانه‌ها/ رها کردن نرخ ارز برای تنظیم آن/ و سایر راهکارها تماماً دودی است که در چشم استانهای محروم و فقیر خواهد رفت. بماند که همین استانها نیز از رانت و فساد سیستماتیزه شده امروزی، بیشترین آسیب را می‌بینند و اندوخته های اندکشان، پیش چشمشان بلعیده و ناپدید می‌شود. در نهایت به‌عنوان راهکار باید گفت که اگر امروزه خطری ایران را تهدید میکند، بی محلی و کم اعتنایی به معضلات اقوام و استانهای محروم و فقیر است! استانهایی که بالقوه ثروتمند هستند و در عمل دستهایشان تهی است. بازگرداندن اعتماد به آنها صرفاً با واگذاردن ثروتهای این استانها به خودشان می‌باشد. فدرالیسم اقتصادی شاید تنها راهکاری باشد که دیر یا زود پیاده سازی آن ناگزیر میشود. تخاصم و عدم مدارا بین اقوام ایران بخاطر نبود مرزهای مشخص و عدم یک سیاست اقتصادی پویاست. توهینات به قوم لُر زمانی شروع شد که برای کار راهی کلانشهرها شدند. کسانیکه با فدرالیسم دشمنی می‌ورزند؛ درحقیقت نگران از دست دادن ثروت و قدرت خود در مرکز هستند️. پولها و منابعی که فقط در یک کانون مجتمع شده و اقلیتی به آنها دسترسی دارند.


  • لُرها به حقوق خود آگاهی ندارند

    متأسفانه مردم قوم لُر به حقوق قانونی خود آگاهی ندارند و اکثریت خاموش ایرانند که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت و بی‌انگیزه هستند که این برای جامعه محروم و فقر زده ما حکم سم مهلک را دارد. دولت خاتمی سال هشتاد، هزار کیلومتر راه‌آهن از وسط کویر کشید و بافق و تربیت حیدریه دو شهر کم اهمیت و بیابانی را بهم متصل کرد که این راه‌آهن هیچ تأثیری در حمل و نقل ایران ندارد ولی بخاطر رونق استان خودش یزد این پول گزاف را خرج کرد و هیچ نماینده لُرتباری در مجلس اعتراض نکرد که چرا غرب کشور با آنهمه شهر و تمرکز بالای جمعیتی نباید راه‌آهن داشته باشد؟ نمایندگان لُرتبار فقط شیک و مرتب در مجلس می‌نشینند و ماهانه کلی تسهیلات می‌گیرند و محرومیت و فقر جامعه لُرها هیچ اهمیتی برایشان ندارد. الآن دولت روحانی راه‌آهن نود کیلومتری بین دورود و خرم‌آباد را پس از ده سال، تعطیل کرده! برای نود کیلومتر پول ندارند ولی برای هزار کیلومتر در کویر پول داشتند! فارسها همواره با موبایلشان از معضلات و کمبودها فیلم می‌گیرند و به شبکه‌های داخلی و خارجی می‌فرستند اما من تا بحال ندیدم که یک لُربختیاری، لُربویراحمدی یا لُرمینجایی از نبود امکانات، گرانی یا انتقال آب به کویر فیلم بگیرد و به شبکه‌های خارجی و داخلی بفرستد تا آگاهی جمعی نسبت به حق و حقوق شکل بگیرد. در لُرستان هر سال سیل می‌آید و تمام زیرساختها را نابود می‌کند اما هیچ لُری از این معضلات و نبود سد در لُرستان فیلم نمی‌گیرد و رسانه‌ای نمیکند تا تمام ایران، نمایندگان مجلس و مسئولان بخود بیایند و کاری کنند. ضعف ما جامعه لُر این است که سواد سیاسی نداریم! ما مطالبه گر نیستیم! اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم! همش در حاشیه‌ایم و سرگرم طایفه بازی و رفتارهای منسوخ شده قبیله‌ای! حکومت خیلی به اصفهان، تبریز و تهران می‌رسد چون اونا پرسشگرند، اعتراض مدنی می‌کنند، فیلم می‌گیرند و پخش می‌کنند ولی ما لُرها فقط ساکت و منظم و بی حاشیه در یک گوشه ایران با کمترین امکانات مشغول زندگی نکبت بار خود هستیم! فقر بر مردم لُر اجبار می‌شود و زمانیکه برای کار به شهرهای فارسی می‌روند که با خون و گوشت آنها آباد شده، مورد تبعیض و تحقیر واقع می‌شوند!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • خاک لُرستان جولانگاه نیروی نابلد

    چرا خاک لرستان را باید غیربومی‌های نابلد چنین به توبره بکشند و خاک‌برسرمان کنند؟ چرا اعتبارات این دیار باید کمترین تخصیص‌ها را بخورند؟ چرا پروژه‌های لُرستان باید در ردیف بودجه‌های ملی یا نباشند یا اگر هستند ریالشان چنین تحقیرآمیز و تمسخرآمیز باشند؟ چرا تخصیص آب پرآب‌ترین استان غرب کشور باید در سایه بی‌تدبیری و بی‌برنامگی متولیان کشوری با همدستی خوش‌خیالان استانی، کاممان را تشنه نگه دارد؟ چرا باید سوت قطار استان همسایه داغ بر دل نشسته استانی باشد که نقشه‌های متروی شهری آن توسط مهندسان آلمانی قبل از انقلاب موجود باشد آیا این است مزد استانی که دومین استان خسارت‌دیده از جنگ است؟ چرا باید جوانان دیاری با چنین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خدادادی و انسانی برای یافتن حداقل‌ها آواره این شهر و آن شهر باشند و کوس رسوایی بیکاری‌مان دستاویز کارگردانان سریال‌هایی باشد که تنها زبان لُری به‌کاررفته در آن برای شخصیت‌های تهیدست فیلم هاست؟ چرا باید برای خرید سریال‌های تخیلی و فاقد پیشینه کره‌ای هزینه‌های هنگفت پرداخت شود و برای ساخت زندگی‌نامه《سردار محمد بروجردی》ریالی هزینه نشود؟ چرا بجای سد در لُرستان، فقط بشکه درست کردیم و شبکه‌های پایابی که می‌توانست رونق اقتصادی کشاورزی این دیار باشد پیشرفتشان هنوز در پیچ‌وخم آمارهای کاغذی طی طریق می‌کند و دشت‌های سرزمین آب‌های روان و چشمه‌های جوشان تشنه و دیم‌اند؟ چرا از داشته‌های صنعتمان از پارسیلون گرفته تا چرم و پوست، یخچال‌سازی، شیشه‌سازی، لاستیک‌سازی، ماشین‌سازی و...فقط تابلویی نصب شده؟ و هزاران چرایی که اکنون مرکز آمار با فلاکت یادمان آورد که چرا؟ و اما سخنی با جامعه لُرستان: اگر امروز بدبختی و فلاکت لُرستان جار زده شده بخش عمده‌ای از آن به عملکرد من، شما و همه آنهایی که دیدند، شنیدند، خواندند و لب باز نکردند و یا پیگیری نکردند برمی‌گردد. اکنون زمان بازجویی و استنطاق خودمان و مسئولان است! نباید سایه امنی برای مسئولان بیکار و بی‌تفاوت ایجاد کرد، شاید برای شروع خیلی دیر شده باشد اما تا پایان همچنان فرصت هست، می‌توان رسانه‌های قوی تشکیل داد تا مدیران ضعیف تکرار نشوند. می‌توان یک من واحد شد و در طی ۴ سال پیش روی و مرکز آمار را شگفت‌زده کرد و نمودارهای منفی را مجبور به نزول و مثبت‌ها را صعودی کرد اگر و تنها اگر مطالبه گر باشیم و بی‌تفاوت از کنار آمارها عبور نکنیم و نمایندگان ملت در این ید واحده توسعه همه‌جانبه استان را تنها نگذارند و برای تغییر در استان لحظه‌ای درنگ نکنند و زمان را طلایی‌تر از هر زمان دیگر بدانند و بدانند که لرستان خیلی وقت است که فرصت آزمون‌وخطا ندارد و آزموده را آزمودن خطایی بزرگ خواهد بود. محدثه مقدم/صدای رسا


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی



آخرین مقالات