شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نقش بختیاریها در برقراری امنیت جاده اصفهان تهران

هجدهم آبان 1298 ش برابر با اعدام نایب حسین کاشی و پسرش ماشاالله خان کاشی است. وی که سالیان دراز به راهزنی و قتل و غارت در نواحی اطراف اصفهان بویژه کاشان و جاده ساوه و قم مشغول بود، در سال 1294 ش به درخواست دولت و مردم اصفهان و با مجاهدت خستگی ناپذیر مشروطه خواهان بختیاری بازداشت و گوشمالی شد و در سال 1298 ش توسط دولت در تهران اعدام شد.

نقش بختیاریها در برقراری امنیت جاده اصفهان تهران

نویسنده: محسن حیدری

 

بختیاریها سه بار به تقاضای دولت و مردم اصفهان با نایب حسین کاشی و اشرار و اتباع او جنگیدند:

 

در نبرد اول، در 15 مهر 1289 غلامحسین خان شهاب السلطنه بختیاری با سپاهی از بختیاری به تعقیب نایب حسین کاشی پرداخت که نایب حسین و اتباعش به سمت اردستان متواری شدند.

 

در نبرد دوم، که در همان سال 1289 ش رخ داد، قوای بختیاری تحت امر لطفعلی خان بختیاری امیر مفخم و خسروخان بختیاری سردار ظفر با فوج سوار و توپخانه مجهز به تقاضای دولت و مردم اصفهان به طرف کاشان عزیمت نمودند. نایب حسین دروازه ها و عمارات بزرگ را سنگربندی نموده آماده دفاع شد. قوای نایب حسین هزار و دویست نفر بودند. در دو نبرد جداگانه که بین طرفین به وقوع پیوست عده زیادی کشته شدند. سرانجام شهر کاشان به گلوله بسته شد و نایب حسین و اتباعش فرار کردند.

 

در نبرد سوم که در سال 1294 ش رخ داد، بختیاریها موفق شدند کاشان را از لوث وجود اشرار و راهزنان پاک کنند و راه تجاری اصفهان به ساوه و قم و تهران را باز کنند.

 

میرزا حسن نراقی در کتاب تاریخ اجتماعی کاشان می نویسد: «در سال 1333 هجری قمری [برابر با 1294 ش] بود که چراغعلی خان سردار صولت بختیاری به فرماندهی گروهی از سواران داوطلب [بختیاری] با دویست نفر ژاندارم، شهر کاشان را محاصره نمود. پس از خراب کردن سنگرها و برج های شهر با گلوله توپ، اشرار فرار کرده و به قلعه کرشاهی شتافتند.»

 

پس از دستگیری و اعدام نایب حسین کاشی، امنیت به منطقه برگشت و انبوه روستاییانی که بخاطر ناامنی مجبور به ترک وطن شده بودند پس از 14 سال یاغی گری های او و پسرش ماشاءالله خان سردار کاشی، به روستاهای خود بازگشتند.

 

چراغعلی خان سردار صولت بختیاری فرزند فتح الله خان بختیاری سردار ارشد (همسر دوم بی بی مریم بختیاری) بود و حاصل ازدواج اول سردار ارشد با یک بانوی چهرازی بختیاری بود.

 

اخیرا عده ای قلم به دست مزدور، درصدد تطهیر جنایات نایب حسین کاشی برآمده اند. امیرهوشنگ آریانپور در کتابی با عنوان "حماسه طغیان" (نشر آمه 1388 ش) این اشرار و راهزنان را تطهیر نموده و مجاهدان مشروطه خواه بختیاری را "مزدوران بختیاری" لقب داده است که البته این حجم وارونه نمایی تاریخ جای تاسف دارد. (لازم بذکر است که عده ای نیز بدنبال دام زدن و ایجاد تفرقه بین ایلات لر این راهزن را لر معرفی کرده اند این از ان دست دروغ های شاخ دار است. بنابرین مردم ما باید هوشیار باشند تا در زمین دشمن بازی نکنند)

 

منابع:

- بختیاری در ادوار تاریخ از آریوبرزن تا سردار اسعد، حسین سعادت نوری اصفهانی، بکوشش محسن حیدری، تهران، نشر تمتی، 1395

- تاریخ اجتماعی کاشان، حسن نراقی، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، 1345

 

 

4 نظر

  • ما از اولاد خاک لرستانیم

    هویت قومی در مقابل ملیت نیست بلکه هویت قومی مجموعه فرهنگها و باورعا و خواسته ها و آرزوها و رفتارهای اوست. هویت قومی جزو فرهنگ و تاریخ ما لرهاست. ما از اولاد خاک لرستانیم _ یادگار کیان و ساسانیم / حرف حب الوطن من الایمان _ گفت بر ما که اهل ایمانیم.


  • نیست مانند لرستان در همه ایران زمین

    نیست مانند لرستان در همه ایران زمین _ بر تمام مردم لر صد هزاران آفرین / ای که تهمت میزنی بر قوم ما این را بدان _ هر که لر باشد کلام اش هست خوب و دلنشین. شعر از استاد محسن ایمانی از پلدختر لرستان


  • دارالغرور ( لرستان )

    ای لرستان نام تو آرام جان بنده است _ از وجود عطر روح ات این جهان آکنده است / ای سرای پهلوانی و دلیری ، بی گمان _ در تمام روزگاران دشمن ات بازنده است.


  • وجه تسمیه شهرکرد بختیاری

    پانکردها باز به مغز خود فشار آورده و در ادعای جدیدی مُدعی شدند که لرهای بختیاری کرد هستند! علت این توهم《شهرکرد》مرکز چهارمحال بختیاری است! پانکردها که با اندیشه بیگانه هستند و تمام حرفها و حرکاتشان تقلیدی دست چندم از پانترکیسم است به خود جرات تحقیق نمیدهند و در قرن 21 همچنان بدنبال بحثهای قومی_قبیله ای و مجادلات بیحاصل هستند و کماکان مَرض و بیماری همه کُردپنداری را با خود دارند! اگر این مُقلدان مجازی بجای حرافی و ژست روشنفکری کمی اهل مطالعه بودند یقیناً با سند و مدرک جلو میآمدند و منبع دست اول تاریخی ذکر میکردند!در تمام منابع و اسناد تاریخی مرکز و پایتخت اتابکان لُربزرگ همواره ایذه (مالمیر) بوده و شهرکرد کنونی هم بجز لُرهای بختیاری هیچ شهروند کُردی ندارد که بخواهد شهر را به نام آنان بخوانند! حتی تا فاصله 600 کیلومتری یک کُرد را نمی یابید و نام قدیمی شهرکرد《ده کُردین》بوده است! وجه تسمیه شهرکرد (ده کُردینه پوشان) برمیگردد به نوعی پارچه بنام《کُردینه یا کردین》که دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی جلد سوم صفحه 2079 مینویسد: کُردی KORDI نیم تنه ای که در قدیم روی قبا میپوشیدند و دارای آستین کوتاهی بود! در فرهنگ فارسی عمید، چاپ 16، صفحه 849 آمده: کوردین جامه پشمین گلیم، پلاس کردی هم گفته میشود! در واژنامه لری، اثر؛ اکبر یاوریان، صفحه 581 آمده: کُردی یا کوردی نوعی پارچه پنبه ای ضخیم برای حفظ از سرما است و همچنین کردی یا کُردین هم اینک نیز در زبان لُرهای بختیاری به《نوعی لباس چوپانی ضخیم》گفته میشود که در برابر سرما از چوپانان محافظت میکند! علت وجه تسمیه شهرکرد نیز همین بوده که بافت و تولید این پارچه در آنجا به دلیل《زمستانهای سخت و طولانی》بیشتر از هرجای دیگر مرسوم و معمول بوده و به همین خاطر به《ده کُردین یا کُردینه پوشان》و سپس به شهرکرد که اشاره به تولید آن نوع پارچه ضخیم پنبه ای دارد معروف شده است.شهرکرد مرتفع ترین و سردترین شهر ایران است!دکتراحمد پاکتچی در روش شناسی تاریخ، ص 136 مینویسد: مرکز چارمحال بختیاری شهرکرد است اما قرارنیست در مرکز منطقه لُرنشین با کُرد مواجه شویم بلکه در آن مجموعه با لُرها سرو کار داریم! شهرکرد امروز هم نَمد مالان بسیار دارد و حتی یک طایفه بزرگ آن شهر به《نمدمالی》مُتصف گشته اند و طوایف《گله دار》،《رعنایی》و《نمدمال》از قدیم در کار تولید و فروش پارچه پنبه ای کوردی یا کوردین بودند و هم اکنون هم این صنعت به قوت خود باقی است که این شهر به دلیل کثرت نمدمالان و رواج پارچه ضخیم کُردین به این وجه تسمیه مشهور گشته است!



آخرین مقالات