بُنداری اصفهانی؛ دانشمندی از ایل بهداروند بختیاری | نگین زاگرس

پنج شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بُنداری اصفهانی؛ دانشمندی از ایل بهداروند بختیاری

نام وی «بُنداری» در گویش لری بختیاری به معنی «سربلندی کوهستانی» است؛ نوزادی را که در سربلایی کوهستان زاده می شد بُنداری می گفتند. همچنین «بندار» bondaar نام یک تیره از طایفه للری lalari از ایل بهداروند behdaarvand از اتحادیه ایلات لرزبان بختیاری است و از این رو نام بُنداری می تواند به معنی انتساب به این تیره باشد. گمنام ماندن وی در تراجم و رجال اصفهان نیز قرینه ای بر بختیاری بودن وی است. توضیح اینکه در برخی ادوار تاریخ (از جمله دوره سلجوقیان)، منطقه بختیاری یک ایالت مستقل بوده، و بعدها گاهی جزو ایالت اصفهان، ایالت فارس و ایالت خوزستان بوده و گاه (در عصر علی اصغرخان امین السلطان اتابک ناصرالدین شاه) مجزا و مستقیماً زیرنظر تهران بوده است.

بُنداری اصفهانی؛ دانشمندی از ایل بهداروند بختیاری

بُنداری اصفهانی؛ دانشمندی از ایل بهداروند بختیاری: نماد حضور دیرینه ی لرها در عراق و سوریه

 

نویسنده: محسن حیدری

 

قوام‌الدین فتح‌ بن علی بن محمد معروف به «بُنداری اصفهانی»، مورخ ایرانی قرن هفتم است که شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه نمود. بُنداری آثار خود را به زبان علمی جهان اسلام در آن دوره یعنی عربی نوشته است. وی ترجمه شاهنامه فردوسی از فارسی به عربی اشاره کرد که کتاب اخیر را در ۶۲۴ به پایان رسانده است. نسخه ای از ترجمه عربی شاهنامه که در کمبریج بوده، توسط ادوارد براون در کتاب تاریخ ادبیات معرفی شد و در ۱۹۳۲ میلادی عبدالوهاب عزام، ادیب و شاعر و فارسی‌دان‌ِ مصری، ترجمه بنداری را با عنوان «الشاهنامه» در دارالکتب قاهره به چاپ رسانید.

 

از زندگی او، که ظاهراً در شام و عراق گذشته ‌است، اطلاع دیگری در دست نیست. تاریخ وفات وی نیز نامعلوم است. با آنکه وی کتاب نسبتاً مشهوری دربارۀ سلجوقیان تدارک دیده، و شاهنامه را به عربی برگردانده‌است، باز زندگی‌نامه‌اش مورد توجه نویسندگان کهن قرار نگرفته، و آگاهی‌هایی که از احوال او باقی‌مانده، و در کتاب‌ها پراکنده‌است، بیشتر همان یافته‌هایی است که عبدالوهاب عزام در مقدمۀ «الشاهنامه» آورده ‌است.

 

مبادلات فرهنگی بُنداری اصفهانی با عراق و سوریه به حدی بود که بخش اعظم عمر خود را در عراق و سوریه کنونی گذراند و می تواند قرینه ای بر این باشد که در ان زمان کلونی های قابل توجه از لرها در عراق و سوریه ساکن بوده اند به این معنی که پیوستگی قوم ایرانی تبار لر در تمامی گستره امپراتوری هخامنشی و ساسانی یعنی کشورهای کنونی ایران، عراق و سوریه بوده است.

 

حمدالله مستوفی به ارتباط لرهای ایران و سوریه اشاره کرده ولی عده ای در خوانش آن دچار کژفهمی شده و گمان کرده اند که این ارتباط یک طرفه و در قالب مهاجرت از سوریه به ایران بوده است. در حالی که اولاً منابع تاریخی از حضور پر رنگ لرها در سوریه عصر صلاح الدین ایوبی و حضور موثر آنان در نبردهای آزادی فلسطین دارد. ثانیاً سوریه در ان روزها هویتی عربی نداشته بلکه بعداً مستعرب (عرب زبان) شدند و بخش عمده ان را اقوام ایرانی تبار کرد و لر تشکیل می دادند و ابن فضل الله العمری در کتاب «مسالک الابصار فی ممالک الامصار» فصلی را تحت عنوان الکورد آورده و فصل دیگری را با عنوان اللور (اللر) به تفصیل نقش آفرینی لرها در سوریه پرداخته است.

 

ابن فضل الله العمري (متوفي 740 هجري) در کتاب مذکور خاطرنشان کرده است كه لرها در سراسر منطقه شام و همچنين در مصر سكونت داشته اند و چالاكي آنها زبانزد بود. همچنين زبردستي و چالاكي آنها صلاح الدين ايوبي را به وحشت انداخت و نامبرده به قلع و قمع آنها پرداخت. صلاح الدین در فاصله سال‌های 564 تا 589 هجری حکمرانی نمود و در همین حدود این قبایل به لرستان مهاجرت کردند.

 

دکتر دیتر امان پژوهشگر آلمانی در کتاب «بختیاریها کوه نشینان ایرانی در پویه تاریخ» و دکتر سکندر امان الهی بهاروند در کتاب «پراکندگی و پیوستگی قوم لر» به این مهم اشاره کرده اند.

 

بنظر می رسد سخن حمداله مستوفی درباره مهاجرت جمعی از لرها از سوریه به ایران را باید با محتوای ابن فضل الله العمری در کتاب «مسالک الابصار فی ممالک الامصار»  تطبیق دهیم و هر دو را با هم و در کنار بفهمیم. اصطلاً اینها دو قطعه یک پازل هستند.

 

لرها که جزو ارکان سپاه ایران در دوره امپراتوری هخامنشی و ساسانی بوده اند، در نواحی گسترده ای در پهنه ایران بزرگ یا ایرانشهر شامل کشورهای کنونی ایران، عراق، سوریه، ترکیه، لبنان، اردن، فلسطین و مصر ساکن بودند. حضور لرها در حلب یعنی شمال غربی سوریه و درگیری آنان با صلاح الدین ایوبی در آن نواحی، گواه صریح این حقیقت است. بنابراین لرها در نبرد با صلاح الدین ایوبی، بخشی از قلمرو غربی خود را از دست دادند و به نزد برادران و پسرعموهای خود در عراق و ایران عقب نشینی کردند.

 برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید

منابع:

- مسالک الابصار فی ممالک الامصار، ابن فضل الله العمری، عبدالوهاب عزام، درالکتب قاهره

- قوم لر، سکندر امان الهی بهاروند، نشر آگه

0 نظر


آخرین مقالات