شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

اس پی آر انگلیسی در تقابل با بختیاریها

در طول جنگ جهانی اول بویژه در سال 1915 و نیمه اول 1916 بختیاری ها، قشقایی‌ها و لرهای بنادر خلیج فارس از جمله تنگستانی ها، توانستند دست انگلیسی‌ها را از بسیاری از مناطق جنوب ایران کوتاه کنند. لذا انگلیس به فکر تقویت و ارتقای اس پی آر و توسعه ماموریتهای آن از اقتصادی به سیاسی افتاد.

اس پی آر انگلیسی در تقابل با بختیاریها

نویسنده: محسن حیدری

 

نهم فروردین یادآور به رسمیت شناخته شدن اسپیار انگلیسی در سال 1296 ش است. پلیس جنوب ایران یا اسپیار(South Persia Rifles)    یک نیروی نظامی بود که بریتانیا در 26 اسفند 1294 ش و در آغاز جنگ جهانی اول برای تامین امنیت کاروانهای تجاری و تضمین منافع اقتصادی خود در جنوب ایران تشکیل داد. عده نفرات این نیرو در حدود 5600 نفر بود که عمدتاً از افسران انگلیسی، سربازان هند و تعدادی سرباز مزدبگیر ایرانی تأمین شده بود. فرمانده این نیرو ژنرال سر پرسی سایکس بود.

 

در طول جنگ جهانی اول بویژه در سال 1915 و نیمه اول 1916 بختیاری ها، قشقایی‌ها و لرهای بنادر خلیج فارس از جمله تنگستانی ها، توانستند دست انگلیسی‌ها را از بسیاری از مناطق جنوب ایران کوتاه کنند. لذا انگلیس به فکر تقویت و ارتقای اس پی آر و توسعه ماموریتهای آن از اقتصادی به سیاسی افتاد.

 

سر پرسی سایکس انگلیسی، در این مرحله کوشید با حمایت از اعلام استقلال بختیاریها و جدایی آنان از ایران و جدا کردن مناطق نفتخیز (که 85 درصد آن در مناطق بختیاری نشین استان خوزستان قرار داشت) منافع خود را تامین کند و وقتی که با رفتار میهن پرستانه و بیگانه ستیزانه سردار اسعد سوم مواجه شد و از جدایی طلبی بختیاریها نا امید گردید، به دنبال توسعه تشکیلات پلیس جنوب یا اس. پی. آر رفت.

 

سر پرسی سایکس فرمانده و بنیانگذار پلیس جنوب در کتاب خود می نویسد: «فعلاً بختیاریها به واسطه نقشی که در موقع مشروطیت ایران داشته اند، فوق العاده اهمیت دارند. لیکن در داخل همین ایل اختلافات زیاد وجود دارد. روح پر شهامت و زنده دلی و سلامت و تندرستی مردان از خصائص عشایر ایران است و روی هم رفته جنبه های خوب و پسندیده آنها بر نواقصشان برتری و رجحان دارد».

 

عبدالحسین اورنگ رئیس دفتر علیقلی خان سردار اسعد دوم در کتاب خاطراتش از جلسه ای با حضور سایکس و سردار اسعد سوم و دیگر سران بختیاری در محل «درخزینه» اهواز خبر داده که در ان سایکس گفته اگر بختیاریها به جدایی ناطق نفتخیز از ایران اقدام کنند انگلستان سریعاً کشور بختیاری را به رسمیت خواهد شناخت. ولی چنانکه اورنگ نوشته است، سردار اسعد سوم در این جلسه پاسخ تند و میهن پرستانه ای به دیپلمات ارشد انگلیسی داده، به طوری که مامور انگلیسی بعدا به عبدالحسین اورنگ گفته که سرنوشت شومی برای خاندان اسعد پیشبینی می کنم!

 

انگلیس پس از آنکه از همراهی بختیاریها مایوس شد، به دنبال تقویت نیروی نظامی اس پی آر و محدود کردن نقش بختیاری ها در سیاست کشور رفتند و از طریق عوامل خود انواع تهمت ها را متوجه بختیاری ها بویژه سردار اسعد ساختند و همانطور که سایکس به عبدالحسین اورنگ گفته بود کوشیدند سرنوشت شومی را برای سردار اسعد رقم بزنند.

 

در بهار 1918 میلادی و در زمان نخست وزیری صمصام بختیاری، برخی ایلات از جمله قشقایی ها به نبرد با پلیس جنوب پرداختند. سر پرسی سایکس در کتاب خود، مخافت قشقایی ها با پلیس جنوب را به تحریک بختیاریها دانسته و نقش صمصام بختیاری نخست وزیر را در این میان برجسته می داند. سایکس ادعا کرده است: موفقیت اولیه حمله آلمانیها ‌در جبهه غربی در بهار 1918، به کابینه صمصامالسلطنه بختیاری جسارت بخشید که در مقابل، قشقاییها ‌را به حمله به انگلیسیها ‌تشویق کند.

 

تشکیل ژاندارمری و سپس تأسیس اس پی آر که محصول نا امیدی روزافزون انگلیس از توافق با بختیاریها و تلاش آنها برای محدود کردن قدرت روزافزون بختیاریها بود، و نیز عملکرد میهن پرستانه صمصام بختیاری در جایگاه نخست وزیری و مخالفت های سردار اسعد سوم با مطامع انگلیس و نیز گرایش برخی سران بختیاری به آلمان و نبرد ایشان با روس و انگلیس (نظیر امیرمفخم، بی بی مریم، ضرغام السلطنه و...) موجب چرخش سیاست اصولی انگلیس علیه بختیاریها و کینه توزی شدید آن دولت علیه مردم بختیاری شد که تا امروز نیز ادامه دارد و بخشی از آن در قالب سیاست های رسانه ای تلویزیون بی بی سی و نیز حمایت از تحریف واقعیت های فرهنگی و قومی خوزستان و پروژه بختیاری زدایی از خوزستان قابل مشاهده است.

 

پس از پایان یافتن جنگ جهانی اول، مخالفت ایرانیان با این اس پی آر و تغییر سیاست بریتانیا به انحلال آن انجامید. بعداً در روند اتحاد شکل قشون ایران که توسط رضاخان سردارسپه دنبال می شد، آن دسته از افسران ایرانی که به نحوی در پلیس جنوب خدمت کرده بودند یا به آن وابسته بودند، وارد ارتش جدید شدند.

 

منابع:

ده هزار ميل در ايران، سفرنامه ژنرال سايكس، ترجمه حسين سعادت نوری، نشر لوحه، 1363

رضاشاه و قشون متحدالشکل. دکتر باقر عاقلی، نشر نامک، 1386

اورنگ محمدعلی شاه یا اورنگ سردار اسعد، خاطرات عبدالحسین اورنگ، به کوشش محسن حیدری، نشر تمتی 1395

 

0 نظر


آخرین مقالات