پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بیکاری ابر چالش بلاد لر نشین

چرا باید سهم لرها از اقتصاد بیکاری باشد؟ اقتصاد سرزمینهای لر در سالیان گذشته اقتصاد قوی بوده است اما امروزه با وجود منابع و معادن بسیار بالاترین نرخ بیکاری در بلاد لرنشین است

بیکاری ابر چالش بلاد لر نشین

علی عبداله زاده _ ماهنامه جهش نو ، شماره ۲۴

استان های لر نشین دارای ظرفیت های بی بدیلی در تمام حوزه ها هستند ، به بیان دیگر این استانها از نظر داشتن منابع و استعدادها با هیچ گونه کمبود و کاستی مواجه نیستند و تمامی ظرفیت های خدادادی لازم برای توسعه در استان های لر نشین وجود دارد. متأسفانه به دلایل تاریخی نتوانسته ایم از داشته هایمان به خوبی استفاده کنیم به همین دلیل این استان ها از نظر اقتصادی با چالش های زیادی دست و پنجه نرم میکنند.

شاید بتوان گفت مهمترین و اصلی ترین چالش موجود کنونی کشور ، بیکاری است ، چرا که تمامی اقشار جامعه را درگیر خود کرده و به یک محدوده خاص جغرافیایی نیز خلاصه نمی شود.

به بیان دیگر در تمامی کشور میتوان این ابر چالش را مشاهده کرد ، البته درصد بیکاری در برخی از مناطق متناسب با اقدامات انجام شده توسط دولت ها و مردم متفاوت است. به نحوی که در برخی استان ها به دلیل اینکه دولت زیر ساخت و همچنین سرمایه گذاری لازم را در دهه های گذشته در آنها انجام داده و همچنین مردم نیز از نظر، فرهنگی و اقتصادی پذیرای این اقدامات بوده اند اکنون مشکلات کمتری به چشم میخورد ! بسیاری از کارشناسان معتقدند که بیکاری دلیل نیست بلکه معلول بسیاری از عوامل بوده ، به عنوان نمونه در صورتی که بخش تولید با مشکلات کمی مواجه باشد و شاهد رفع موانع تولید و بهبود فضای کسب و کار باشیم مطمعنأ بیکاری نیز کاهش خواهد یافت. به هر حال به دلیل کم کاری ها ، اکنون بیکاری و فقر اقتصادی گریبان کشور را گرفته و با وجود اقدامات انجام شده هنوز هم این چالش و معضل کاهش نیافته است. معضل بیکاری در برخی از استان ها به خصوص استان های لر نشین به شدت جامعه را تحت تأثیر قرار داده است ، به نحوی که با یک مراجعه به جدول آمار بیکاری به خوبی میتوان دریافت رتبه های اول بیکاری در اختیار چه استان هایی است !

به هر حال در دهه های گذشته استان های لر نشین همواره جزء بیکارترین و فقیرترین استان های کشور قرار داشته اند و این موضوع غیر قابل کتمان است.

 با وجود اینکه در چند سال گذشته شاهد بهبود وضعیت بیکاری در استان های لر نشین بر اساس آمار مرکز ملی آمار بودیم ، اما بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که این اعداد و ارقام با واقعیت موجود در جامعه به هیچ عنوان همخوانی ندارد ! عده ای هم معتقدند که کاهش آمار بیکاری استان های لر نشین به دلیل مهاجرت اجباری و کوچ ناخواسته جوانان تحصیلکرده و جویای کار به کلانشهرهاست.

به هر حال اکنون مدیریت ارشد برخی استان ها مثل لرستان نیز اعلام کرده اند که به هیچ عنوان به دنبال آمار سازی نیستند و حتی در بدو آغاز فعالیتشان در لرستان معتقد بودند که باید آمار بیکاری در لرستان را به صورت واقعی اعلام کرد ، شاید به همین دلیل بود که بر اساس آخرین اعلام مرکز ملی آمار کشور شاهد نزول دوباره نرخ بیکاری در لرستان بودیم.

بر اساس نتایج طرح آمار گیری نیروی کار زمستان سال ۱۳۹۶ لرستان با نرخ ۱۴ درصد ، ششمین استان بیکار کشور اعلام شد. استان چارمحال بختیاری با ۲۴ درصد رتبه نخست بیکاری را دارد و کهگیلویه و بویر احمد با ۱۷ درصد رتبه پنجم بیکاری را داراست ! و خوزستان با ۱۳ و نیم درصد بعد از لرستان بیشترین جمعیت بیکار را دارد.

در کتاب جمعیت شناسی ایران اثر دکتر مژده کیانی ، صفحه ۲۱۹ ، آمده که لرستان ، کهگیلویه بویر احمد ، ایلام ، خوزستان و چارمحال بختیاری (یعنی استان های لر نشین) بیشترین نرخ بیکاری را داشته اند.

براساس گزارشات جدید ، استان لرستان در زمستان ۹۶ با نرخ بیش از ۱۴ درصدی بیکاری در رده ششم استان های بیکار کشور قرار گرفت ! دولت تاکنون تلاش زیادی برای بهبود وضعیت بیکاری در استان های لر نشین انجام داده ولی به علت فاصله داشتن با آمارها و میانگین کشوری باید سرمایه گذاری کلان و بلند مدت صورت بگیرد تا به حد نساب کشوری برسند. سال گذشته و امسال دولت همچون روال گذشته اقدام به پرداخت تسهیلات اشتغال زایی به متقاضیان اقشار مختلف کرده است که نظرات متفاوتی در مورد این اقدام وجود دارد. وضعیت حال حاضر متأثر از وضعیت اقتصادی نا مناسب و یک نزول فراگیر در کشور است اما نشان از مرگ تدریجی رویای توسعه و یا بهبود جایگاه اقتصادی مناطق لر نشین در کشور دارد.


 

نگاهی جامعه شناختی به بیکاری در لرستاندکتر مجتبی ترکارانی (با اندک تغییراتی توسط نگین زاگرس)

بیکاری در لرستان(منظور همه مناطق لرنشین) امروز به " مادر همه مسایل " استان تبدیل شده است.

وقتی در مورد هر مسأله صحبت میکنی به بیکاری میرسی ، مسایل روانی و خانوادگی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی همه به فقر و بیکاری و نداری ختم میشوند. برای همه از مسؤل دولتی تا نماینده مجلس تا سرپرست خانواده و حتی خود جوانان تحصیلکرده این سؤال مطرح است که بیکاری و فقر را چگونه میتوان حل کرد ؟

 واقعیت این است که همه از بیکاری شکایت و گله گذاری میکنند ولی راه حل این مسعله در دست هیچ کسی به تنهایی نیست. بنابراین در این یادداشت کوتاه بر آن هستیم که به بعضی از ویژگی های نیروی کار در لرستان اشاره نموده و راهکارهایی نه چندان بزرگ ولی روشنگر را در جهت کاهش بیکاری استان لرستان مطرح نماییم .

 

 ویژگی های نیروی کار در لرستان (منظور همه مناطق لرنشین):

 ۱ _ لرستان یک جامعه نیمه سنتی و نیمه مدرن است بنابراین نیروی کار آن به تبع شرایط تاریخی ، آزاد شده از یک شیوه تولید روستایی و عشایری است. طبیعی است که بسیاری از این نیروی کار که در سن ۱۵ تا ۶۵ سالگی قرار دارند بیسواد بوده و یا در صورت باسوادی نیز فاقد مهارت های تخصصی و کار آفرینی بوده و حتی در صورت دارا بودن مهارت تخصصی و دانشگاهی قابلیت جذب پتانسیل خود را در استان خود ندارند ! بنابراین چنین نیروی کاری بخاطر اینکه در زادگاه خویش امکان تأمین معاش روزانه خود را ندارد دست به مهاجرت برون استانی و یا درون استانی میزنند. روندی که متأسفانه در چند ساله اخیر بسیار تشدید شده تا جایی که سرزمین های لرنشین را به یکی از مهاجر فرست ترین استان های ایران تبدیل کرده است.

۲ _ در این استان ها بخاطر نبود زمینه مساعد کسب و کار در حوزه های گردشگری و تولید و خدمات مولد و حتی ضعف در کشاورزی ، تمام نیروی افراد برای پیدا کردن شغل به سمت ادارات دولتی و کارمندی روانه شده است ! بنابراین ادارات دولتی تحت فشار نیروهای پر نفوذ و قدرتمند سیاسی مجبور به پذیرش افراد غیر شایسته ولی با رابطه شده و افراد شایسته و تحصیلکرده بدون حامی سیاسی در این بازی ، حاشیه ای شده اند ! هم اکنون ادارات لرستان پر از افراد نا متجانسی شده است که تحصیلات شان ربطی به شغل شان ندارد ! از طرف دیگر بخاطر اینکه در سال های اخیر ، اکثر سازمان ها نیروی انسانی خود را نه بر مبنای نیاز و نه از مجرای آزمون ورودی انتخاب کرده اند ، راه برای ورود افراد شایسته به شدت محدود شده است. حتی سازمان های دولتی نیز زیر بار فشار تحمیل نیروها تغییر شکل داده و از کارایی و بهره وری مناسب خارج شده و با مازاد نیروهایی مواجه هستند که نمی توانند از آنها انتظار کارایی بهینه داشته باشند و نه میتوانند تعدیل نمایند. بلکه باید بسازند و حقوقش را پرداخت کنند تا

۳ _ با وجود بالا بودن جمعیت مرکز استان های لرنشین و همچنین بخاطر وجود ادارات کل در مرکز استان ها ، نیروی کار دولتی بیشتری در استان ها جذب شده و استخدام شوندگان بیشتر از مرکز استان ها باشند و این موضوع باعث شده که در شهرستان های دیگر استان های لرنشین نیروی کار کمتری در ادارات جذب شده و باعث مهاجرت بیکاران این شهرستان ها به مرکز استان ها و یا دیگر شهرستان های کشور شده است ! از آنجایی که ادارات دولتی باید آیینه توان مندی های استان ها باشند این نا همگونی در لرستانات و تمرکز این افراد در مرکز استان ها به چشم میخورد ( هر چند در این میان سر لرها بی کلاه مانده و بیشتر غیر بومی ها در ادارات هستند ! ). حتی نگاه منفی نیز از طرف شهرستان ها نسبت به مراکز استان های لرنشین و یا ادارات کل استانی نیز متأثر از چنین نگاهی است و آنها معتقد به وجود نوعی تبعیض در سازمان ها به نفع مرکز استان ها می باشند !

۴ _ فرهنگ کار در جامعه لرستان در سالیان اخیر به شدت تضعیف و ناسازگار شده است اگر چه بخاطر غلبه فرهنگ شیوه تولید عشایری و روستایی بر محیط کار تا حدی این نوع فرهنگ سازگاری مناسبی با فرهنگ کسب و کار تولیدی و صنعتی نداشته است . ولی در سالیان اخیر نیز به خاطر رشد بیکاری و گرایش شدید جامعه به کار دولتی این فرهنگ کار به شدت تخریب شده است. همه خواهان پیشرفت و ترقی سریع در یک کار دولتی هستند. کار بدون زحمت و کم خطر و کم مسؤلیت مانند نگهبانی و رانندگی را بر کار آفرینی و کار در بخش خصوصی و یا آزاد را ترجیح می دهند و از هر راهی برای ورود به ادارات دولتی استفاده می کنند ( ورود با مشاغل خدماتی و سپس آشکار کردن مدارک دانشگاهی و یا کسب آن و ادعای شغل متناسب با آن مدرک نمودن و در نتیجه تن به فرهنگ سازمانی اداری ندادن ) .

 

 راهکارها:

۱ _ انتظار اینکه بتوان این حجم بالای بیکاری را با سرمایه گذاری اقتصادی در کوتاه مدت پاسخ داد ، تقریبأ غیر ممکن است. بنابراین نباید جامعه را با وعده های پوچ و قول های خیالی مشغول کرد و عمر آدمها را تلف نمود. دولت ضرورت دارد با تعیین بیکاری به عنوان یک مسأله مهم سیاسی و امنیتی و اقتصادی و اجتماعی به مساعد نمودن فضای کسب و کار و سرمایه گذاری توجه نموده و راه را برای مشاغل کسب و کار کوچک و متوسط همپا با یک استراتژی توسعه ای پایدار باز کند. به عنوان مثال اگر در استانی مثل لرستان گردشگری به عنوان محور توسعه تعریف شود میتوان مشاغل خدماتی و حتی تولیدی گسترده ای را در ذیل این رهیافت تعریف کرد. ولی این موضوع نیاز به توسعه در بعد کلان دارد تا هم بار اشتغال اصلی استان را تا حدی جذب کند و هم راه را برای درآمد زایی استان هموار کند.

۲ _ در استان های لرنشین باید فقر زدایی در کنار کاهش بیکاری مورد توجه قرار گیرد. فقر در لرستانات مخصوصأ در سال های اخیر بخاطر خشکسالی و کم آبی و انتقالات آب و بالا رفتن نرخ بیکاری در خانواده ها عمیق تر شده است . در صورتی که بتوان از کمک های دولتی این خانوارها را شناسایی نمود و تحت پوشش نهادهای حمایتی قرار داد. میتوان بار زیادی را از دوش خانواده ها برداشت و باعث شد بیماران بتوانند به راحتی مهاجرت نموده و در پی کاری برآیند و حتی با بهبود وضع مالی خانواده ها گرایش به مهاجرت بعضی اقشار جامعه را نیز تسهیل نمود.

۳ _ ضرورت کاستن بار سنگینی معاش بر روی دوش بخش کشاورزی و دامداری در لرستانات و آزاد کردن آن در جهت حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست به طوری که امروزه به خاطر فقر و نیاز خانواده زمین های مراتع و جنگلی تبدیل به کشت شده و با بازدهی اندک نه تنها باعث رفع معاش نشده بلکه باعث خسارت زیادی به منابع طبیعی شده اند. بنابراین نیروی کاری که در حوزه کشاورزی مشغول شده نه تنها اشتغال واقعی نیست بلکه اقتصاد در بلند مدت هزینه های زیادی بابت اشتغال چنین افرادی می پردازد.

۴ _ ضرورت کاستن از بار کاهش بیکاری بر روی دوش ادارات دولتی که باعث شده این ادارات عملأ از کارایی سازمانی خود دور شوند. همان طوری که متخصصین اقتصاد میگویند وجود نیروی کار در یک حوزه بیشتر از میزان مناسب باعث، بازدهی نزولی شده است. این وضعیت در ادارات استان حاکم است و ضرورت دارد که نسبت به تعدیل و جهت دهی این نیروها در جای مناسب باید اقدام مناسب صورت گیرد.

 ۵ _ ایجاد همکاری های مؤثر و ارگانیکی بین سازمان فنی و حرفه ای کشور در جهت توانمند کردن فارغ التحصیلان دبیرستانی و دانشگاهی کشور در جهت کسب یک مهارت در کنار کسب مدارک تحصیلی میتواند در پیدا کردن شغل در آینده مؤثر باشد. زیرا آموزش های دانشگاهی فاقد توان و مهارت کار آفرینی یا جذب یک شغل در نظام اقتصادی ما هستند.

 ۶ _ تصحیح فرهنگ کار نیاز عاجل نیروی کار میباشد. با توجه به اینکه فرهنگ کار در سطح ملی و محلی به شدت تضعیف شده است. تغییر و تحول در آن نیازمند اقداماتی در سطح ملی است. به عنوان مثال عدم شایسته سالاری و رابطه بازی باعث شده افراد سخت کوشی را جدی نمی گیرند و اعتقادی به انجام کار درست و دقیق ندارند و در پیدا کردن شغل بیش از آنکه به فکر افزایش توانایی خود باشند به دنبال پیدا کردن رابطه و پارتی باشند. چنین ویژگی هایی جز با تنظیم مناسب سیستم اقتصادی و سیاسی میسر نخواهد شد. بنابراین مسأله اصلی در جهت کاهش بیکاری چگونگی ایجاد فضای مناسب کسب و کار و زمینه سازی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مناسب برای سرمایه گذاری است. تا بتوان فشار اصلی اشتغال را بر روی حوزه کشاورزی و ادارات دولتی آزاد نمود و از این انرژی در جای مناسبی با بهره وری بالا استفاده نمود.

102 نظر

  • غبطه دیروز و حسد امروز

    بی برنامگی مسؤلان برای حل علمی و کارشناسی مشکلات اعم از گرانی ، بیکاری ، فقر اقتصادی مردم ، طلاق و بزه کاری مردم را نا امید و افسرده کرده است. متأسفانه اغلب مدیران دچار روزمرگی و بی برنامگی هستند و هیچ برنامه زمان بندی شده ای برای حل مشکلات مردم ندارند کما اینکه در جریان تصمیمات متعدد دولت ، نرخ ارز افزایش سرسام آوری داشته و قیمت سکه از مرز دو و نیم میلیون تومان هم گذشته در حالی که تصمیمات کارشناسی و حساب شده بود هرگز این اتفاقات نمی افتاد. منحنی جرایم رابطه مستقیمی با فشار اقتصادی به مردم و فقر دارد که مسؤلان و دولت مردان باید چاره اندیشی کنند. حل معضلاتی چون:سرقت ، طلاق ، اعتیاد و بیکاری در گرو رونق اقتصادی مردم و رفع نا داری آنان است ! طلاق ۱۲ درصد رشد داشته و مشکلات بیکاری ، فقر و اعتیاد عامل اصلی بسیاری از طلاق هاست و نمیشود بدون حل این معضلات ، انتظار حل مشکل بحران طلاق را داشت ! افزایش نرخ سکه موجب تشدید معضلات طلاق شده است هنگامی که قیمت سکه دو میلیون و نیم میشود چطور شوهر ، مهریه را پرداخت کند ؟


  • نرخ بالای بیکاری زیبنده استانهای لر نشین نیست!

    آمار اشتغال در بلاد لر نشین بسیار رنج آور است. شهرهای لر نشین مانند یک جسمی هستند که پاهایشان در حال گندیدن است و ما صورتش را سرخ نگه داشته ایم! گویا شوک لازم به برخی دستگاه ها وارد نشده که درد جوانان جامعه را احساس کنند ؟ جدی ترین دغدغه ای که ایران با آن دست به گریبان است معضل فقر و بیکاری است لذا سعی و تلاش مدیران ارشد و مسؤلان دولتی باید به سمتی برود که میزان اشتغال رو به افزایش بگذارد. کم توجهی دولتمردان به استانهای لر نشین قابل اغماض و بخشش نیست زیرا کار کردن با این سبک و سیاق مشکل بیکاری را حل نخواهد کرد. در کلانشهرها کار برای کارگر مهاجر افغانی است چون کارگر ایرانی بیمه میخواهد ، چون باید حقوق وزارت کار بهش داد ، چون کارش که تمام شد پولش را میخواهد اما مهاجر افغانی با یک نان بربری و چهار تا تخم مرغ راضی میشود و نه بیمه میخواهد ،نه حقوق درست و حسابی ، نه ایمنی لذا کار برای اونه نه کارگر ایرانی ! کارگر افغانی گچبری را از ایرانی یاد گرفت بعد رفت بجای، متری ده هزار تومان ، متری ۵ هزار کار کرد و نرخ را بهم ریخت ! خیلی از کارگران ایرانی به دلیل بیکاری ، کسادی بازار ، فقر و هزینه های زندگی دچار مشکل خانوادگی شده اند.


  • ضعف فرهنگ کار

    کم کاری در محیط های کاری مرتبط با جا نیفتادن فرهنگ کار ، عافیت طلبی مدیران ، عدم نظارت دقیق و مستمر بر کار کارمندان ،استفاده از کارکنان در مشاغلی که با تخصص و تحصیلات شان ارتباط ندارد ، انتصاب مدیران غیر تخصصی و گاهأ انتصاب مدیران به دلیل ارتباطات سیاسی و نه تخصص و تحصیلات مرتبط آنها ، عدم استفاده بموقع از تشویق و تنبیه ، ترویج فرهنگ چاپلوسی در محیط کاری ، عدم شناخت کافی از توانایی افراد در محیط های کاری ، نا کافی بودن دوره های آموزشی ، عدم برخورداری از دانش روز ، بی انگیزگی کارمندان و … باعث شده جامعه ما نه تنها پیشرفت نکند بلکه عقب ماندگی و پسرفت را هم تجربه کند. گردشگری که یکی از درآمدزا ترین صنعت های قرن ۲۱ است مورد کم توجهی نمایندگان و مدیران قرار گرفته است استان های لر نشین براساس جاذبه های طبیعی و تاریخی میتوانند گردشگری رابه عنوان منبع اصلی درآمد خود تبدیل کنند و فرصت های شغلی جدید ، سرمایه گذاری بخش خصوصی ، کاهش فقر و بیکاری و در یک کلام بهبود کیفیت زندگی مردم و افزایش رفاه اجتماعی را در پی داشته باشد.


  • بیکاری فارغ التحصیلان ، مهمترین معضل اجتماعی

    اختلالات روحی و روانی جوانان حکایت از بیکاری و مشکلات حاد ناشی از این معضل بزرگ جامعه ایران است. ایران بیشترین جمعیت جوان را در خاورمیانه دارد و هم اکنون ۲۰ درصد جمعیت جوان ایران در بیکاری مطلق و فقر به سر میبرند ! در ایران باید سالی ۶۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری صورت بگیرد تا شاید فقر و بیکاری حل گردد ! نسل دانش آموختگانی که باید چرخ اقتصاد و مدیریت کشور را در دست بگیرند ولی در اوج جوانی ، وقت طلایی خود را پشت در ادارات تلف میکنند و خبری از کار نیست ! و زمینه های اشتغال برای رشته های دانشگاهی مهیا نیست. مهمترین علت ضعف فرهنگ کار ، نا کار آمد بودن سیستم آموزشی کشور در بازار کار است ! فرار مغزها _ مهاجرت نخبگان دانشگاهی _ شیوع اعتیاد و فساد _ مشکلات روانی و عصبی _ افسردگی و اختلال روحی _ بلا تکلیفی پس از فراغت از تحصیل _ بالا رفتن سن ازدواج و افزایش طلاق همگی از علل نبود کار و شغل و درآمد است. هم اکنون ۱۳ میلیون مجرد ، هشت میلیون بیکار و ۴ میلیون معتاد داریم که علت عمده نا امنی ، جرم و خشونت تمامأ از عدم کار و سرمایه است. آمار سرقت و قانون گریزی نسبت مستقیم با فزایش فقر اقتصادی و بیکاری دارد لذا دولتمردان و نمایندگان مجلس باید بصورت اورژانسی مشکلات و معضلات را حل کنند وگرنه کشور با بحرانهای جدی روبرو میشود.


  • شرایط توسعه پایدار

    سید موسی خادمی استاندار لرستان:امسال بودجه لرستان که از محل درآمدهای نفتی و استانی ۲۵۰ میلیارد تومان است حدود ۶۵ میلیارد تومان کاهش پیدا کرده که کسر این رقم تأثیر گذار خواهد بود ! استانها و شهرهای لر نشین همگی محروم هستند و نیازمند توجه ویژه دولت میباشند لکن با کاهش بودجه عمرانی ، عمر بسیاری از پروژه ها لاکپشتی و دراز مدت میشود. یک فارغ التحصیل پس از خروج از دانشگاه با کمترین میزان تجربه و نبود سرمایه لازم چگونه میتواند اقدام به ایجاد شغل یا حضور در محیط کسب و کار کند ؟


  • سلفی گری ایلی

    تمامی این مشکلات ریشه در معیارهایی دارند که در نزاع های گفتمانی به هم گره خورده اند. از بخت بد ایرانیان ، بیشتر فلاسفه و متفکران در ۶۰ سال اخیر ، فقط بر طبل امتناع از مدرنیته میکوبند ! باز اندیشان یا روشنفکران دینی هم در درون سنت دینی به دور خود می پیچند و عاجز از اراعه نسخه ای پر بدیل برای حرکت به سمت مدرنیته هستند ! با این اوصاف بدیهی است، که تنها یک راه باقی مانده است و آن هم حرکت به سمت گذشته !!! حرکت به سمت تبار و اصالت خون … و در بلاد لر نشین حرکت به سمت گذشته بر معیار سلفی گری ایلی تعریف شده که بر همه نوع صلاحیت وتخصص ؛ چربش پیدا کرده است و تمامی معیارهای اصلحیت را به کنار زده است ! به سخنی ساده ، گفتمان سلفی گری ایلی یا پاپاعیسم بر بروکراسی که رکن اساسی مدرنیزاسیون است ، زبان خاص خود را استوار کرده است ! با این تفاصیل ، تنها خروجی سلفی گری ایلی فقط یک چیز است و آن هم انفجار و احساس محرومیت نسبی و قحطی زدگی !!! طبیعتأ در این وضعیت نا کار آمد و منبعث از گفتمان اصالت طایفه ای ، چرخه درست اداری به کما رفته و بورکراتهایی که اکثرأ بر همین معیار ایلی عناوین و القابی چون رییس ، معاون و کارشناس را یافته اند و از طرفی دیگر حداقلات بوروکراتیک را آموزش ندیده اند اجتماع را با مدیریت غلط به عقب میرانند واین درجایی فقط با شایسته گزینی درمان میشود.


  • تفاوت کشورهای ثروتمند با فقیر چیست؟

    تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر ، تفاوت قدمت آنها نیست برای مثال ، کشور مصر بیش از ۴ هزار سال تاریخ مکتوب دارد ولی از نظر اقتصادی و رفاهی فقیر است ! اما کشورهای جدیدی مانند:کانادا ، نیوزیلند ، استرالیا و آمریکا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند اکنون کشورهای توسعه یافته و ثروتمندی هستند ! تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست مثلا ژاپن که سرزمین بسیار محدودی است و ۸۰ درصد آن کوه هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد ! ژاپن مانند یک کارخانه پهناور و شناوری میباشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر میکند. یا کشور دانمارک و سوییس که اصلا کاکاعو ندارند اما بهترین شکلات و لبنیات های جهان را تولید میکنند در سرزمین کوچک و سرد سوییس که تنها ۴ ماه در سال میتواند کشاورزی و دامداری کند بهترین لبنیات دنیا تولید میشود. سوییس کشوری است که به امنیت ، نظم و سخت کوشی مشهور است و به همین خاطر بخاطر نظام بانکداری دقیق اش به گاوصندوق دنیا شهره است ! افراد تحصیل کرده ای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص میکنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد. نژاد و زبان و رنگ و جنسیت نیز مهم نیستند زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی میگیرند در کشورهای اروپایی و آمریکایی بخاطر فرهنگ کار به نیروهای مولد و فعال تبدیل میشوند پس تفاوت در چیست ؟ تفاوت در رفتارهایی است که در طول سالها، فرهنگ و دانش علمی نام گرفته است. وقتیکه رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می کنیم متوجه میشویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی میکنند:رعایت اخلاق به عنوان اصل پایه _ وحدت و انسجام ملی _ مسؤلیت پذیری _ احترام به قانون و مقررات _ احترام به حقوق شهروندی دیگران _ عشق به کار و تلاش _ تحمل سختی ها به منظور سرمایه گذاری روی آینده _ میل به اراعه کارهای برتر و فوق العاده _ نظم پذیری _ پرهیز از دروغ که کثیف ترین فعل عیر انسانی است . اما در کشورهای جهان سوم و فقیر مثل ایران تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی میکنند در ایران کسی را که زیاد کار میکند را تراکتور مینامند ! کسی که به قوانین احترام بگذارد را بچه مثبت میگویند ! کسی که اخلاقیات را رعایت کند با برچسب پاستوریزه مواجه میشود ! کسانیکه حقوق دیگران را زیر پا میگذارند و افراد قالتاقی هستند را ایرانی ها آدم زرنگ میخوانند ! انسان های منظم و منطقی را افراد خشک و حوصله سر بر مینامند ! انسان های با ادب و مبادی آداب را متملق به حساب می آورند ! جوانان بسیار ساعی و کوشا را خرخوان میدانند ! اکثر مردم ایران به دنبال یک شبه رفتن راه صد ساله هستند. ایرانیان فقیر هستند نه به این خاطر که منابع طبیعی ندارند بلکه رفتارشان چنین سبب شده و برای آموختن و رعایت اصول اخلاقی فاقد اهتمام لازم هستند.


  • زمینه جذب گردشگری را فراهم کنیم !

    استان های لر نشین سرزمینی زیبا ، سر سبز با آب و هوای معتدل و کوهستانی هستند که آثار طبیعی و تاریخی فراوانی دارند همچنین بر سر شاهراه ارتباطی شمال به جنوب و شرق به غرب قرار دارند و صنعت پولساز گردشگری در بلند مدت میتواند موجبات شکوفایی اقتصاد شهرهای لر نشین را فراهم کند اما بزرگترین ضعف بر سر راه ما همان نبود زیرساخت ها و خصوصأ کمبود اقامتگاه ها و مهمانسراست. شاید برخی از تمکن مالی برخوردار نباشند که اوقات خود را در هتل های گران قیمت با پرداخت هزینه گزاف بگذرانند در فصل تابستان که شاهد استقبال بی نظیر خودروهای غیر بومی از اقصی نقاط کشور در جاده ها و شهرهای لر نشین سرازیر میشوند بارها و بارها شاهد بودیم که مسافران جنوبی مشهد برای اقامت شبانه با خانواده خود آدرس مهمانپذیر را جویا شده که پاسخ هر شهروند لر تباری غیر از شرمساری چیز دیگری نیست. هر از گاهی در خیابان های اصلی و جاده های فرعی رستوران های مجلل با انواع غذاهای متنوع افتتاح میشود اما از ساخت مهمانپذیر یا سوییت های خانوادگی خبری نیست که بناچار مسافران و زاعران باید شب را در گوشه خیابان ، پارکها یا داخل چادر بدون امکانات رفاهی به صبح برسانند ! و بلاد لر نشین را با خاطرات نه چندان خوش ترک کرده و عطای بازدید اماکن تاریخی را به لقایش ببخشند و سوغات و صنایع دستی هم نا شناخته باقی میماند ! در استان های لر نشین نباید با سرعت عادی کار کرد چرا که از بقیه استانها از لحاظ زیرساخت و صنعت عقب هستیم و اگر قرار است که جایگاه استان عوض شود باید با سرعتی بالاتر از سایر استانها کار کنیم تا به میانگین کشوری برسیم.


  • آمار سازی و آمارهای غیر واقعی لرستان !

    نرخ بیکاری لرستان شده ۱۳/۸۱ آن وقت خوزستان و اصفهان ۱۶/۵ !!! یعنی نرخ بیکاری اصفهان و خوزستان صنعتی ۲ درصد بیشتر از لرستان است ؟ دم مسؤلین لرستان گرم با این آمار تقلبی دادنشون ! بله دیگه لرستان صنعتی تر از اصفهان و خوزستان است !!! روزمرگی در کار اداری ، بزرگترین آفتی است که بعضی از دستگاه ها به آن دچار شده اند. باید بجای آمار سازی کذب که ما را از واقعیت ها دور نگه میدارد به صورت شفاف و صادقانه برای مردم اقدامات و فعالیتها اطلاع رسانی شود وگرنه ما فقط خودمان را گول زده ایم.


  • استان های لر نشین فاقد استراتژی پیشرفت هستند

    آیا جامعه و اقتصاد استان های لر نشین در مسیر توسعه و پیشرفت قرار دارد ؟ تا زمانی که ما براساس سند چشم انداز توسعه ۲۰ ساله و سند توسعه استانها بر اساس برنامه های پنج ساله ، توسعه سخت افزاری مطلوبی نداشته باشیم ، عقب افتادگی ها بطور داعم استمرار می یابد ! استان های لر نشین از معدود استانهایی هستند که به دلیل برخورداری از ظرفیتهای طبیعی و انسانی از مستعدترین مناطق کشور برای توسعه همه جانبه هستند اما هنوز از لحاظ صنعت ، کشاورزی و گردشگری عقب هستند. نگاهی گذرا به سیمای اقتصادی این استانها به وضوح نشان میدهد که مناطق لر نشین به رغم داشتن مؤلفه های مؤثر در فرآیند توسعه نظیر:آب فراوان ، خاک حاصلخیز ، نیروی انسانی تحصیلکرده و مجرب ، دسترسی به شریان های ارتباطی ملی و منطقه ای ، نزدیکی به سواحل خلیج فارس ، پیشتاز بودن در تولید بسیاری از محصولات زراعی و دامی ، چشم اندازهای طبیعی و گردشگری و … هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در اقتصاد کشور بازشناسد و شتاب فقر و بیکاری بر آهنگ توسعه غلبه دارد. تراژدی اقتصادی در بلاد لر نشین به گونه ای است که هنوز وزن مشکلات و معضلات که محصول نا کار آمدی سیاست های مدیریتی است و هیچ شاغلی از کشاورز و دامدار تا هتلدار و بازاری و کارمند از روزگار اقتصادی خود رضایت ندارد. به اعتقاد کارشناسان ، کشورهایی نظیر:هلند _ دانمارک _ بلژیک _ لوکزامبورگ و بسیاری از کشورهای توسعه یافته که امروزه تولیدات زراعی ، دامی و صنعتی خود را به اقصی نقاط جهان از جمله ایران صادر میکنند ، از ظرفیت های طبیعی و اقتصادی مشابه با لرستانات برخوردارند. این در شرایطی است که این کشورها جمعیتی چند برابر جمعیت مناطق لر نشین را با بالاترین امکانات رفاهی و درآمد سرانه در خود جای داده اند. اما بلاد لر نشین با همه جذابیت های اقلیمی و اقتصادی از تدارک زندگی و معیشت مردمان لر تبار ناتوان است آنهم با این همه آب و نفت و معادن و ذخایر متنوع خود ! تردیدی نیست که ریشه این همه نابسامانی در سرزمینی با ویژگی های لرستانات جز استراتژی نامشخص و نبود برنامه ای مدون برای توسعه نیست چرا که صنعت لرستانات قربانی رکود مطلق شده است و کشاورزی هم به دلیل اعمال برخی سیاست های لجام گسیخته اقتصادی در سطح کلان برای رونق گردشگری رو به نابودی است ! آیا در بسیاری از کشورهای اروپایی که ویژگی های مشابه مناطق لر نشین را دارند صنعت به دلیل مساعل زیست محیطی حذف شده است ؟ جز این است که در اروپا ، کشاورزی ، صنعت و گردشگری در کنار هم توسعه یافته اند ؟ آیا بزرگترین و مهمترین کارخانه های تولید دارو ، سموم دفع آفات ، تأسیسات عظیم هسته ای ، پالایشگاهی و پتروشیمی و نیروگاه ها در این کشورها وجود ندارد ؟ جز این است که کشورهای اروپایی از مقاصد عمده سفر جهانگردان و گردشگران جهان به شمار میروند ؟ به گونه ای که درآمد حاصل از صنعت توریسم در بسیاری از کشورهای کوچک جهان چند برابر درآمد حاصل از فروش نفت و گاز ماست ؟ به گفته ی بسیاری از کارشناسان جاذبه های توریستی _ گردشگری بلاد لر نشین مانند معادن طلا هستند پس چگونه هنوز نتوانسته ایم از این همه ظرفیت بی نظیر استفاده کنیم ؟ در حوزه مباحث منطقه ای اقتصاد ایران ، استانهای لر نشین دارای ویژگی های خاص و مهم اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی میباشند که بنابر طیف وسیعی از آمار و شاخص های رسمی و تحقیقی ، متأسفانه روندها و گرایش های برنامه ریزی و سیاست گذاری دولت ، استان های لر نشین را با انبوهی از مساعل و معضلات حل نشده و بر جای مانده واگذارده است. براساس فهرست وسیعی از انواع شاخص های اقتصادی ، استان های لر نشین از نظر اقتصادی در بین استانهای کشور و در مجموع در اقتصاد ملی از موقعیت ضعیفی برخوردار است. با وجود منابع غنی طبیعی ، تنوع آب و هوایی ، آب فراوان ، دشت های وسیع ، معادن متنوع ، نیروی کار جوان و فراوان و سرشار از قابلیت های گردشگری و … این استانها نتوانسته اند به تناسب توانمندی ها و فرصت های خود از اقتصاد ملی سهم مناسبی کسب کند ! نوسانات در نرخ رشد بخشهای مختلف اقتصاد استانها ، وضعیت توسعه یافتگی لرستانات را بسیار نامناسب تر جلوه گر میکند. استان های لر نشین به عنوان پل عرتباطی جنوب با مرکز کشور و غرب به شرق و یکی از مناطق های مهم جغرافیایی _ اقتصادی و دارای ظرفیت های بالقوه و بالا در بخش های معدنی ، صنعتی ، کشاورزی و گردشگری در عرصه ملی ، در صورت ادامه روندهای توسعه اقتصادی و با توجه به برخی نتایج ناموفق به دست آمده و تبدیل آن به بیکارترین استان های کشور با مساعل و چالش های بسیار بیشتری روبرو خواهد شد. توجه به مساعلی نظیر بروز فراگیر فقر و بیکاری _ وضع نا مناسب توزیع درآمد _ عدم امکان به کارگیری قابلیتهای اقلیمی و طبیعی در فرآیندهای صنعتی و کشاورزی _ سهم نامتناسب از تولید ناخالص ملی _ نوسانات پر شدت روند سرمایه گذاری تولیدی _ عدم بهره مندی از شرایط زیر ساختی و اعتبارات عمرانی مناسب _ تعطیلی و ورشکستگی کارخانجات صنعتی _ عدم دانش فنی متناسب با سطح تکنولوژی موجود _ محدودیت های منابع مالی و اعتباری _ سطح محدود و بعضأ روند کاهنده بهره وری _ میزان بالای بار تکفل خانوار و … همگی از محدودیت ها و نقاط ضعفی به شمار می آیند که در شرایط خطیر و حساس آینده که همراه با اقتضاعات و شرایط خاص خود خواهد بود. فرآیند بازتولید مدارهای عقب ماندگی و توسعه نیافتگی را بیش از پیش و تداوم شدت خواهد بخشید. مطابق گزارش معاونت برنامه ریزی وزارت صنعت و معدن و تجارت در موضوع " رتبه بندی استان های کشور به لحاظ توسعه یافتگی صنعتی " که در آن ۶ شاخص ارزش افزوده فعالیت صنعتی و معدنی _ میزان سرمایه گذاری واحدهای فعال صنعتی و معدنی _ میزان سرمایه ثابت طرح های دارای حداقل ۶۰ درصد پیشرفت _ میزان اشتغال واحدهای فعال صنعتی و معدنی _ میزان اشتغال طرح های دارای حداقل ۶۰ درصد پیشرفت فیزیکی و مساحت فاز عملیاتی در شهرک های صنعتی مورد استفاده قرار گرفته است. استان لرستان در این رده بندی طی سالهای ۷۹ تا ۸۶ همیشه حاعز رتبه ۲۴ گردیده است و در سالهای آتی هم رتبه ای بهتر از گذشته نداشته است. آنچه مشهود است چیزی نیست مگر روند قهقرایی توسعه یافتگی صنعتی در لرستان ! لرستان در سالهای گذشته بیشترین نرخ بیکاری را در سطح کشور به خود اختصاص داده و نکته قابل ملاحظه آنکه ، این شاخص تقریبأ دو برابر نرخ بیکاری کشور بوده است !!! فرآیند اشتغال زایی در لرستان با مشکلات اساسی روبرو بوده است چرا که میزان " سرمایه گذاری و اشتغال صنعتی بسیار پایین بوده است که در بین استانهای کشور رتبه آخر را دارد ! بررسی ها نشان میدهد فعالیتهای اقتصادی لرستان با اعتبارات دولتی پیوند حیاتی دارد و از این جهت وابسته و آسیب پذیر شده است. با این وجود همواره سهم هزینه های عمرانی لرستان از کل کشور ، کمتر از سهم و وزن جمعیتی لرستان در کل کشور بوده است !!! به عنوان نمونه طی برنامه های اول و دوم توسعه ، سرانه اعتبارات عمرانی لرستان ، یک دوم سرانه اعتبارات عمرانی کشور بوده است. همچنین این نکته نیز قابل تأمل است که سهم هزینه های دولت در لرستان نسبت به کل کشور معادل ۹/۴۰ در برنامه اول و ۶/۳۰ در برنامه دوم بوده است ! بیشتر مالیات های دریافتی در لرستان ، مالیاتهای مستقیم بوده است و سهم قابل توجهی از مالیاتهای مستقیم لرستان را مالیات بر درآمد تشکیل میدهد. سهم شرکتها و مشاغل آزاد در مالیاتهای لرستان کمتر از سهم مزد و حقوق بگیران است. همچنین مالیات بر ثروت کمترین سهم از مالیاتها را دارا بوده است. با این وجود میزان مالیاتهای دریافتی نسبت به ظرفیتهای مالیاتی لرستان کم است ! عمده صادرات استان های لرنشین شامل سنگهای معدنی و محصولات دامی و کشاورزی ، اغلب به صورت خام ، فله ای و فرآوری نشده صادر و به فروش میرسند که نشانگر ساختار غیر صنعتی بلاد لر نشین است!!! ساختار جوان جمعیت و نرخ بالای بیکاری ، موجب بالا رفتن ضریب بار تکفل شده است و در نتیجه تناسب بین درآمد و هزینه خانوارها را بر هم زده است و در نهایت مانع از ایجاد پس انداز و سرمایه گذاری قابل توجه در استانهای لر نشین شده است ! به طوری که نرخ پس انداز و سرمایه گذاری در استانهای لر نشین بسیار کمتر از متوسط کشوری است ! این در حالی است که پس انداز محدود لرستان نیز به طور عمده از نوع سپرده کوتاه مدت و سپرده قرض الحسنه میباشد ! با توجه به رابطه مستقیم میان توسعه نیافتگی گردشگری و عدم سرمایه گذاری دولت در زیر ساخت های مناسب گردشگری و علی رغم قابلیت های فراوان و بسیار جذاب گردشگری در استانهای لر نشین ، شاهد عدم شکوفایی و توسعه نیافتگی صنعت گردشگری در لرستانات هستیم ! این نکته از آنجا اهمیت بسیار بیشتری می یابد که یکی از زمینه های اصلی حرکت توسعه در لرستان ، به کارگیری توانمندی ها و ظرفیت های بخش کشاورزی است. با توجه به مطالب پیش گفته و یادآوری این نکته که در نتیجه کم توجهی به علتهای بنیادین توسعه نیافتگی در عرصه ملی عمومأ و در استانهای لر نشین خصوصأ ، مدارهای مولد عقب ماندگی استمرار داشته اند و مشکلات و معضلات اساسی در پیش روی مدیریت اقتصادی بلاد لر نشین در چند دهه پیش ، هنوز هم همان معضلات و مشکلات هستند. در عین حال که در اسناد برنامه ای پیشین استان های لر نشین مکررأ به تنگناهایی نظیر:شیوه تولید سنتی / کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص / ضعف زیر ساخت های توسعه ای / ضعف کار آفرینی و کمبود سرمایه گذاری در بخش خصوصی / وجود برخی مساعل قومی _ قبیله ای بازدارنده و ضعف دانش فنی اشاره میشود ! بدون کمترین تغییری همین معضلات و تنگناهای توسعه ای در آخرین سند توسعه ای استان های لر نشین مورد توجه قرار میگیرند.


  • پای صنعت فرآوری و بسته بندی در لرستان می لنگد

    باغات و مزارع لرستان در جهنم تشنگی دست و پا میزنند. پلدختر لرستان با ۱۴۰۰ هکتار باغات انجیر ۹۲ درصد انجیر سیاه ایران را تولید میکنند و لرستان رتبه نخست تولید انجیر را در ایران دارد که به کشورهای ترکیه ، اتریش و مجارستان صادر میکند ولی عدم مدیریت منابع آب و نبود سد و کم آبی رودخانه مادیان رود و کشکان موجب شده که ۴۰۰ هکتار باغ انجیر در آستانه نابودی قرار بگیرد. نبود صنایع تبدیلی و فرآوری و عدم وجود سردخانه و بسته بندی باعث شده که حبوبات لرستان هم بنام استانهای کرمانشاه و همدان و با بسته بندی هایی بنام آنها وارد بازارهای داخلی و خارجی گردد. سالانه ۴۰ هزار تن نخود در لرستان برداشت میشود ولی بصورت خام و فله ای به دلالان کرمانشاهی به پایین ترین قیمت به فروش میرسد.


  • لرستان را با سیاه نمایی از توسعه دور نکنید!

    با وجود اینکه منابع آبی لرستان ، مشکل آب را در استان های قم و اراک و اصفهان بر طرف کرده است اما در برخی از مناطق لرستان شاهد مشکلات در تأمین آب شرب هستیم. لذا حق آبه لرستان که حق این مردم است باید به صورت عادلانه پرداخت شود تا معضل بی آبی برطرف شود. متأسفانه با همین بخشی نگری ها و تنگ نظری ها استان های لر نشین را از توسعه دور نگه داشتند الآن در کشور ۵ تا ۶ درصد جمعیت تحت پوشش کمیته امداد هستند ولی در بلاد لر نشین ۱۰ درصد جمعیت !!! تقریبأ جمعیت تحت پوشش کمیته امداد در استان های لر نشین دو برابر میانگین کشوری است ! معضل بزرگ جامعه ایران و لرستان مسعله اشتغال است و لرستان نباید از زبان برخی افراد حقوقی با فقر و نداشته ها و نا امیدی ها معرفی شود. تمام شهرها و استان های لر نشین واقعأ سرشار از نفت و آب و معادن هستند و دستاوردهای بزرگی داشته اند لکن باید به معرفی ظرفیت ها پرداخت وگرنه با سیاه نمایی توسعه به دست نمی آید ! فقر ، بیکاری ، طلاق ، بد سرپرستی ، اعتیاد و نداشتن مسکن از جمله آسیب های اجتماعی به شمار می آیند که بزرگترین چالش برای هر حکومتی هستند. حکومت ها از پای درنیامدند مگر با همین آسیب های اجتماعی ! لذا دولتمردان باید در جهت ریشه کن کردن فقر و بیکاری از اجتماع تلاش مضاعف کنند.


  • حرکت لاک پشتی پروژه ها در لرستان

    برخی پروژه ها در لرستان مدت زمان زیادیاز کلنگ زنی سپری کرده اند اما به دلیل اعتبارات قطره چکانی روند تکمیلشان به کندی پیش میرود و بعضأ در حد کلنگ باقی مانده اند و حالا حالاها روبان افتتاح را به خود نمی بینند مثل پالایشگاه نفت پلدختر که سال ۸۷ کلنگش زده شد یا هتل پارک صخره ای خرم آباد که از سال ۷۶ تا الآن بلا تکلیف است ! مسؤلان پاسخ شفاف نمی دهند و فقط گفتار درمانی میکنند. غرستان به لحاظ سرانه فضای ورزشی رتبه ۲۷ را دارد که با میانگین کشوری خیلی فاصله دارد ولی از ۳۶ پروژه دهکده المپیک بعد از ۱۲ سال فقط دو پروژه عملیاتی شدند که آنها هم هنوز نا تمام هستند ! بجای تقابل و تعارض ، به فکر همراهی و همکاری برای توسعه مناطق لر نشین باشیم !


  • برنامه دولت برای کاهش فقر ناموفق بوده است

    سال گذشته ۲۷۰۰ میلیارد جرایم راهنمایی و رانندگی در ایران وصول شده و به خزانه واریز شده است !!! در بودجه ۹۷ پیش بینی شده این میزان به ۳ هزار میلیارد تومان افزایش یابد !!! دولت از کاهش نا هنجاری ها در کشور نا امید شده است لذا دولت باید برای کاهش جرایم برنامه ریزی کند نه افزایش جرایم !!! به طور متوسط هر ماشین ۱۵۰ هزار تومان باید جریمه شود تا این میزان از بودجه دولت محقق شود ؛ در واقع مردم باید تخلف کنند تا بودجه دولت تأمین شود !!! عوارض خروج از کشور نیز یک مرتبه به طرز نا موزونی ۳ برابر شده است این موارد روش منطقی برای کسب درآمد نیست ، دولت بدون حساب و کتاب تعهد ایجاد کرده و حالا بودجه کم آورده است و با جریمه کردن مردم ، بودجه را تأمین میکند. در جامعه ی سالم با اقتصاد سالم است که جرایم کاهش پیدا میکند ، وقتی آمار جرایم بیشتر شد و پرونده های تخلفات بالا رفت نشان میدهد برنامه های دولت برای کاهش فقر و بیکاری نا موفق بوده است ! در استان های لر نشین حداقل کاری که توانسته اند انجام دهند این بوده که روند افزایش جرم را متوقف کنند ! در حالیکه ۳ برابر ظرفیت زندان ها در شهرهای لر نشین زندانی داریم ! حدود ۹۳ درصد آب ، در بخش کشاورزی مصرف میشود و ۷ درصد در بخش صنعت و شرب ! این در حالی است که سهم بخش کشاورزی در تولید نا خالص ملی ۱۷ درصد است ؛ این موضوع یک فاجعه است !!! میانگین کشت های آبی ما در ایران ۲۳ درصد است و از طرفی با وجود آبهای موجود در بلاد لر نشین تناسبی با توسعه بخش کشاورزی ندارد ؛ بنابراین باید تلاش کرد که شرایط را به وضع مطلوب تری برسانیم.


  • مشکل معیشتی کشاورزان لرستانی با اجرای قمرود

    با اجرای پروژه انتقال آب الیگودرز لرستان به قم ، برای روستاییان و کشاورزان الیگودرزی مشکل معیشتی به وجود آمده و خیلی از روستاها به دلیل خشک شدن قنات ها و چشمه ها متروکه شده اند ! حتی هیچ اعتباری به لرستان برای جلوگیری از زوال و تخریب جنگل های بلوط داده نشده است ! از آنجا که اجرای برخی پروژه ها مانند قمرود خسارات زیادی به کشاورزان شرق لرستان وارد کرده است و معیشت آنها را با مشکل جدی مواجه کرده است لذا لازم است که در شورای برنامه ریزی استان لرستان یک ردیف بودجه ملی به خسارت دیدگان این پروژه اختصاص یابد. برای توسعه استانهای لر نشین نیازمند نگاه برنامه محور هستیم نه شخص محور ! باید در نظر داشت در شرایطی که بودجه عمرانی کشور کمتر از هزار میلیارد تومان است میزان نقدینگی در کشور هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان است !


  • کشاورزان لرستانی از نبود صنایع تبدیلی رنج میبرند !!!

    صنایع تبدیلی و اقدامات پس از تولید محصولات کشاورزی به عنوان حلقه نهایی در تکمیل زنجیره تولیدات کشاورزی نقش مهمی را ایفا میکنند. دستیابی به توسعه پایدار بخش کشاورزی _ افزایش بهره وری در تولیدات کشاورزی _ رشد صادرات غیر نفتی _ امنیت غذایی و ایجاد فرصت های شغلی ، تنها بخشی از مزایای ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی در بخش کشاورزی محسوب میشود. با ایجاد و توسعه صنایع تکمیلی و فرآوری در استان های لر نشین میتوانیم شاهد اشتغال پایدار در بخش کشاورزی باشیم ! محصولات کشاورزان لرستانی مانند:انار ، گردو ، انجیر ، سیب و حبوبات و بسیعری از محصولات کشاورزی لرستان ، با برندها و بسته بندی های سایر استانهای همجوار مثل همدان و کرمانشاه به فروش میرسد !!! در استان لرستان بیش از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی داریم که از این مقدار حدود ۲۰ درصد آبی و ۸۰ درصد دیم است ! ما هر ساله شاهد به تاراج رفتن زحمات یکساله کشاورزان لر به دست دلالان به دلیل نبود صنایع تبدیلی و فرآوری در لرستان هستیم ! لرستان رتبه نخست تولید ماهی را در استانهای غیر ساحلی ایران را داراست ولی صنایه بسته بندی کنسرو ندارد. سالانه ۳۵ هزار تن انار ارگانیک در لرستان تولید میشود ولی به صورت خام و فله ای به دلالان به پایین ترین قیمت به فروش میرسد و به نام انار ساوه صادر میشود !!! شکل گیری صنایع تبدیلی و تکمیلی سطح درآمد خانوارهای فعال در بخش کشاورزی را افزایش خواهد داد. صنایع تبدیلی در رونق تولید و بازاریابی محصولات کشاورزی نقش اساسی دارد. همه ساله به دلیل نداشتن بازار و بسته بندی نا مناسب شاهد امحای قابل توجه محصولات کشاورزی هستیم ! مطابق آمار بیش از ۳۶۸ هزار تن از محصولات کشاورزی لرستان به ارزش تقریبی ۶۶۵ میلیارد تومان به دلیل نداشتن صنایع تبدیلی و تکمیلی به ضایعات بدل میشود !!!


  • اعتیاد:معضل شوم اجتماعی لرستان

    جامعه لرستان با معضلات اجتماعی عدیده ای روبه رو است از جمله :فقر _ مشکلات معیشتی _ تورم اقتصادی _ حاشیه نشینی گسترده _ تراکم جمعیت کیفری بیش از پنج هزار زندانی در استان _ روند گسترش اعتیاد به مواد مخدر به خصوص در بین جوانان و … را میتوان از جمله مهمترین آسیبها برشمرد. میانگین سنی مصرف مواد مخدر در لرستان ۲۱ سال است و حدود ۷۰ هزار نفر در استان دچار سؤ مصرف مواد مخدر هستند. در لرستان هیچ گونه مرکز درمان سرپایی وابستگی به مواد مخدر برای سم زدایی ( بازگیری ) نداریم. تریاک و کلأ مواد مخدر چه صنعتی و چه سنتی ،" یک سلاح پنهان " برای سرکوب اجتماعی است و به همین خاطر با پایین ترین قیمت در دسترس همگان قرار میگیرد. طبق آمارها ۶۰ % زندانیان ایران را زندانیان مواد مخدر تشکیل، میدهند و ۲۰ % جرایم نیز به نوعی با اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در ارتباط است ! بیش از ۳۵ % زندانیان لرستان را سوداگران مواد مخدر تشکیل میدهند.


  • نرخ بیکاری پنهان در لرستان ۴۰ درصد است

    بیکاری پنهان در کدام استانها بیشتر است ؟ با در نظر گرفتن میزان بیکاری پنهان ، نرخ بیکاری در برخی استانها نظیر:لرستان ، کرمانشاه ، ایلام ، کهگیلویه و بویر احمد ، چارمحال بختیاری نزدیک به چهل درصد است ! برخی کارشناسان در مورد نحوه محاسبه نرخ بیکاری در ایران انتقاد دارند و معتقدند که میزان بیکاری همواره بالاتر از آن، است که اعلام میشود. بیکاران پنهان تمایل دارند بیشتر کار کنند اما نمیتوانند مثل کارگران فصلی ! بیکاران پنهان جمعیت غیرفعال کشورند که بیشترین احتمال ورود آنها به بیکاری وجود دارد. تعداد بیکاران در سال ۹۵ ببش از ۴ میلیون نفر بوده است. جمع تعداد بیکاران ، شاغلین ناقص و جمعیت غیر فعال با احتمال ورود به بازار کار در سال ۹۵ معادل ۸ میلیون نفر بوده است ! چنانچه در استانهای لرستان _ کرمانشاه _ ایلام _ کهگیلویه و بویر احمد _ چارمحال بختیاری و خوزستان اقدامات لازم برای رفع، بیکاری صورت نگیرد ، باید در انتظار بیکاری بیش از ۳۰ درصد در این مناطق بود.


  • صنعت گردشگری:دروازه درمان اقتصاد لرستان

    وجود ۵ هزار اثر تاریخی _ گردشگری منحصر بفرد و ۳ هزار و ۲۰۰ اثر باستانی ثبتشده در فهرست آثار ملی نیز بخشی از تاریخ و فرهنگ کهن لرستان میباشد که هر گردشگر خارجی و داخلی را به خود جذب میکند. بلاد لر نشین با داشتن آب و هوایی متنوع و چهار فصل دارای طبیعتی زیباست که بهره مندی از ۹۵ آبشار بکر و چشم نواز از زیبایی های خدادادی این دیار است. مناطق لر نشین در سالهای گذشته میزبان گردشگران زیادی بوده اند اما باید بتوان لرستان را از معبر ، به مقصد گردشگری تبدیل کرد و ماندگاری توریست ها را در لرستان افزایش داد تا در بلند مدت شاهد رونق اقتصاد گردشگری باشیم. صنعت گردشگری نقش قابل توجهی بر درآمد زایی جامعه محلی و روستایی داشته نمونه بارز این موضوع را میتوان استقبال مناسب گردشگران داخلی و خارجی از ظرفیت طبیعی لرستان به خصوص آبشار زیبای بیشه دانست که هم اکنون تمام روستاهای اطراف این آبشار توانسته اند با حضور گردشگران برای خود درآمد زایی کنند ! لرستان ( منظور تمام سرزمین های لر نشین ) سرزمین کوه های سر به فلک کشیده _ رودخانه های خروشان _ آبشارهای سحر انگیز _ دشت های سر سبز بهشتی _ دریاچه ها و تالاب های منحصر بفرد و جنگل های بلوط است. اما سهم لرستان از صنعت گردشگری چه اندازه است ؟ متأسفانه صنعت گردشگری به دلیل مهیا نبودن زیر ساخت های توسعه همچون راه های مناسب اعم از ریلی ، هوایی و زمینی از رشد مناسبی برخوردار نبوده است و در کنار این موارد وجود نفت و گاز و معادن زیر زمینی ایران و تمایل به خام فروشی و وابستگی به درآمد ناشی از دلارهای نفتی ، باعث شده مسؤلان ایران علاقه چندانی به صنعت گردشگری و حضور گردشگران خارجی نداشته باشند و خود را بی نیاز از دلارهای گردشگران ببینند.


  • توسعه نیافتگی مناطق لر نشین محصول مدیران بی برنامه و جلسات فرمایشی است

    سرزمین های لر نشین تمدنی به بلندای تاریخ بشریت دارند و سرشار از نعمت های خدادادی از جمله جاذبه های طبیعی ، معادنو منابع آب و نفت و گاز هستند اما امروز آنچه در بلاد لر نشین می بینیم تناسبی با این همه استعداد ندارد و مدیران فقط می آیند خوب حرف میزنند ، خوب جلسه میگیرند ، خوب انتقاد میکنند ، خوب مصوبه مینویسند و همه ساله انواع بنرهای کسب موفقیت بر در و دیوار در شهرها نصب میکنند اما هر آنچه میگویند و مینویسند بر چهارچوب میز و صندلی های سالن جلسات میماند و خبری از توسعه و پیشرفت لرستان نیست. حکایت لرستان ما ، حکایت مدیران بی برنامه و نا توانی است که خود را از کرسی مدیریت آویزان کرده و به جای تدوین و اجرای برنامه ها ، همه توان خود را صرف جلسات بیهوده ، مستند سازی و آمارسازی برای مدیران بالا دستی میکنند و اکثر مدیران لرستان دچار خود شیفتگی مزمن شده و به لطف برخی رسانه های جمعی ( تعریف نامه ) و خوب بنویس ، چنان گزارش عملکرد میدهند که انگار همه چیز آرام است و قطار توسعه در مسیر پیشرفت است ! امروز تکیه بر نظارتهمگانی و توجه به نظر اکثریت مردم در همه جوامع توسعه یافته یک اصل بی بدیل برای استراتژی توسعه است اما در لرستان ، خودکامگی مدیران بی تجربه و فاقد تخصص ، بدون توجه به دغدغه های نخبگان ، مبنای توسعه قرار میگیرد و حاصل این مدیریت ها را در نتیجه به راحتی میتوان ملاحظه کرد. امروزه بیشتر از همیشه " کار گروه اشتغال لرستان" با حضور گسترده مدیران تشکیل میشود اما حاصل آن بیکاری جوانان لرستان است. بیشترین کارگروه های فرهنگی _ اجتماعی تشکیل میگردد و حاصل آن افزایش طلاق ، پرخاشگری ، بی حجابی ،تکدیگری و مشاغل کاذب است. جلسات منظم شورای آموزش و پرورش برگزار میشود اما بیشترین افت تحصیلی و ترک تحصیل دانش آموزان در لرستان رقم میخورد. ستاد ساماندهی جوانان شکل میگیرد و جلسات مصوبات خوبی دارد اما کمترین سهم توسعه نصیب جوانان میشود.


  • نبود فرهنگ کار و عدم مدیریت منابع

    در شرایطی که اقتصاد ایران دوباره تحریم است و شرایط اقتصادی دچار مشکلات عدیده است ، استانهای کمتر توسعه یافته بیشتر دچار سختی میشوند ! با آسیب دیدن، حوزه اشتغال ، بیکاری اوج گرفته و سطح رفاه عمومی کاهش می یابد و لذا اگر دو مشکل عنوان شده برطرف شوند بسیاری از محرومیت ها از بین میرود.


  • رشد آسیب های اجتماعی

    متأسفانه آسیبهای اجتماعی در ایران در حال افزایش بوده و لرستان هم در معرض این خطرات قرار دارد. ایران همسایه افغانستان است که بزرگترین تولید کننده مواد مخدر دنیاست و ایران محل ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به اروپا برای قاچاقچیان محسوب میشود. لذا آموزش و پرورش در موارد درسی باید به آسیب های اجتماعی بپردازد. استانهای لر نشین از امن ترین و پاکترین مناطق ایران هستند و این امنیت در بلاد لر نشین باید تبلیغ شود چرا که آثار اقتصادی دارد ! لرستان میتواند مولدترین مناطق در زمینه کشاورزی و دامپروری باشد و در این زمینه اشتغال زایی صورت بگیرد. متأسفانه توزیع نا عادلانه آب به استانهای لر نشین ضربه زده به طوری که لرستان کمتر از نرخ بهره مندی از منابع آبی برخوردار است. در استان کویری اصفهان ۴۰ درصد از اراضی آبی بوده اما این میزان در لرستان ۲۰ درصد است و از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی لرستان ۹۰ درصدشان دیم است !


  • پالایشگاه مینی فاینری پلدختر لرستان

    شهرستان پلدختر لرستان دارای ذخایر قابل توجه نفت خام بوده و روزانه بیش از ۵ هزار بشکه نفت از پلدختر لرستان برای فرآوری به پالایشگاه کرمانشاه ارسال میشود !!! از سوی دیگر شاهد انتقال بخش قابل توجهی از نفت خام توسط لوله سراسری از لرستان هستیم به همین دلیل ضرورت احداث پالایشگاه نفت برای پلدختر لرستان امری ضروری است.


  • مدیران عسلی و روغنی ایده آل مردم نیستند !

    عسل و روغن حیوانی در تثبیت مدیران لرستان بسیار مؤثر است چرا که این افراد از نگهبانان در وزارتخانه ها تا رده بالا ، عسل و روغن حیوانی پیشکش میکنند ! برخی مدیران در لرستان به صورت شبکه ای و ضربدری با یکدیگر کار میکنند که علاوه بر حمایت از طرف مقابل ، استخدام های بده بستانی در دستگاه های خود دارند ! خیلی از مدیران بواسطه فشار نمایندگان به استاندار تحمیل شدند. برای رفع مشکلات لرستان باید اقدامات جزیره ای را کنار گذاشت که متأسفانه بسیاری از مدیران این اعتقاد را ندارند. زمینه رشد و توسعه لرستان را باید إلیت جامعه ( روسنفکران ) ، سیاسیون ، مدیران و رسانه ها فراهم کنند زیرا مردم را همین ها باید مطلع کنند.


  • مسافرکشی:شغل اجباری برای جویندگان کار!

    مسافرکشی راحت ترین راه کسب درآمد برای جوانان بیکار تبدیل شده است.جوانان بیکار لرستانی که سرمایه و توان رفتن به سایر استان های صنعتی کشور را برای پیدا کردن شغل ندارند به ناچار به مسافرکشی درسطح شهرها میپردازند. حضور تعداد زیادی جوان بیکار از سایر شهرستانهای لرستان در خرم آباد علاوه بر رعایت نکردن قوانین و مقررات رانندگی ، باعث بی نظمی ، شلوغی خیابانها ، ترافیک و هرج و مرج شهری و شکایت رانندگان تاکسی در این شهر شده است. در خرم آباد پلاک دیگر شهرستانها به حدی زیاد شده است که دیگر کار مسافرکشی حتی برای تاکسی های خرم آباد نیست ! همچنین طبق گفته پلیس راهور لرستان براساس قانون حمل و جابجایی مسافر با خودروی پلاک شخصی ممنوع است ! استان ها و شهرهای لر نشین از عدم توازن منطقه ای رنج میبرند و اگر تحریم ها شدت یابد و شرایط اقتصادی تغییر کند مناطقی مانند لرستان بیشترین آسیب را دیده و مشکلات حادتری به آنها تحمیل خواهد شد لذا دولت باید توجه بیشتری به این مناطق داشته باشد.


  • بلاد لر نشین در فقر و محرومیت نگه داشته شده اند

    مسؤلان و مدیران بلاد لر نشین در حوزه اقتصادی دستاورد قابل ذکری نداشته اند و سرمایه گذار خاصی جذب نکرده اند و حوزه اقتصاد و اشتغال در این مدت به نوعی دچار، رکود بوده است. چالش های موجود در ایران مانند:بیکاری ، تنش آبی ، فقر اقتصادی و نداری در مناطق لر نشین حادتر هستند و در حوزه فن آوری هیچ تغییری در استانعای لر نشین صورت نپذیرفته است. اگر قرار بر این است که اقدام به سرمایه گذاری در استانهای لر نشین کنند این استانها باید برتری و مزیتی بر سایر مناطق کشور داشته باشند وگرنه در قرن ۲۱ دیگر کسی زیر بار حرفهای شعاری و صحبتهای توخالی نمیرود در واقع کسی میتواند یقه گیری کند که در عمل حرفی برای گفتن داشته باشد. اشتغال جوانان تحصیلکرده در پیچ و خم برخوردهای سلیقه ای مسؤلان است و با توجه به تحریمات و شرایط اقتصادی ایران ، نمیتوان به دولت برای ایجاد اشتغال پایدار امیدوار بود.


  • لزوم نگاه توسعه محور دولت به لرستان

    لرستان با پتانسیل های بی نظیر از جمله طبیعت بکر و آب فراوان که متأسفانه کل سهم لرستان از آن یک میلیارد متر مکعب است در حالیکه سالانه ۹ میلیارد متر مکعب آب از لرستان خارج میشود ! با این همه لرستان از یک عقب ماندگی تاریخی در زمینه صنعت و استفاده از داشته های معدنی خویش رنج میبرد. به عنوان نمونه هیچ صنعت شاخصی در لرستان نداریم که بتواند باری از مشکل کم کاری و یا بهتر بگویم بیکاری کم کند ، یا طبق گفته مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب شهری ، لرستان هیچ سدی برای تأمین آب شرب در لرستان نداریم!!! کشاورزی همچنان به صورت سنتی و دیم در لرستان انجام میشود و با وجود کم آبی ها و خشکسالی های اخیر همچنان محصولات آب بر همچون هندوانه ، برنج ، چغندر و … در لرستان کشت میشوند. هنوز لرستان نتوانسته از یک معبر گردشگری به یک مقصد گردشگری برای توریست های داخلی و خارجی تبدیل شود. لرستان نسبت به بعضی از همسایگان خود از جمله خوزستان و کرمانشاه از یک عقب ماندگی رنج میبرد که با عزم همگانی و پیگیری مسؤلان استان و مجمع نمایندگان قابل حل میباشد و حتی لرستان پتانسیل لازم برای جلو زدن از کرمانشاه و رسیدن به حد خوزستان و یا فراتر از آن را دارد و در آینده میتواند به عنوان یک استان صنعتی ، گردشگری و کشاورزی معرفی شود.


  • اقتصاد ، مرد بزرگ میخواهد !

    علم اقتصاد برای کشور قاعده مندی چون سوعد و بلژیک است اما واقعیت این است که علم اقتصاد قاعده مند کننده کشورهایی بوده که امروز توسعه یافته اند. کشورهایی چون ژاپن _ کره جنوبی _ آفریقای جنوبی _ فنلاند _ هلند _ آمریکا و کانادا و … همه و همه از قواعد علم اقتصاد بهره برده اند که اکنون به این جایگاه ها رسیده اند. بنابراین وقت آن رسیده است که سیاستمداران و مسؤلان ارشد مملکت به قاعده و قانون علم اقتصاد اعتماد کنند. نباید فراموش کنیم که فقط در سایه سیاست گذاری های صحیح اقتصادی است که رانت ، فساد ، اختلاس و قاچاق برچیده میشود ؛ بیکاری کاهش می یابد و در بلند مدت ثروت جامعه افزایش می یابد ! یکی از مهمترین مشکلات اقتصاد ایران طی ۴۰ سال اخیر ، عدم وجود شفافیت اطلاعات و در نتیجه شکلگیری فساد _ رانت _ رانتخواری _ اختلاس و پولشویی ویرانگر است. با وجود رانت گسترده لطمات جبران نا پذیری بر پیکره کشور در ابعاد مختلف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی وارد شده است. تشدید شکاف فقیر و غنی _ رشد مهاجرت نخبگان به خارج _ ترویج فساد اداری گسترده _ تخصیص نا مناسب منابع مالی _ رشد دلالی و سوداگری _ کاهش پاسخگویی مسولان به مردم _ افت سرمایه اجتماعی و بحران بی اعتمادی و … همه و همه از پیامدهای مهم عدم وجود شفافیت اقتصادی در ایران است ! تجربه تمام دنیا نشان داده که " نظام چند نرخی" برای هر کالایی پر از فساد و نا کارآمدی است ! بنابراین چه لزومی دارد مهمترین ذخیره ی استراتژیک بانک مرکزی ایران به صورت چند نرخی اراعه شود ؟ این که میگویند شرایط بحرانی است یا مصلحت اقتضا میکند و … تمامأ توجیهاتی برای باز کردن گلوگاه های فساد اقتصادی است ! چرا سیاستمداران به جای افزایش حجم دولت و تراکم کارمندان به فکر چابک تر کردن آن نیستند ؟ بد نیست بدانیم که کشور ژاپن با حدود ۲۰۰ میلیون نفر جمعیت ، صرفأ حدود یک میلیون نفر کارمندرسمی دولت دارد اما ایران ۸۰ میلیون نفری حدود دو و نیم میلیون نفر حقوق بگیر دولت دارد !!! تجربه تمام دنیا نشان داده که رشد نقدینگی نتیجه ای جز تورم و رشد عمومی قیمت ها ندارد. بنابراین چه لزومی دارد که داعمأ و به انحای متفاوت ، نقدینگی در اقتصاد ایران توزیع میشود ؟ مگر نه این است که پرداخت نقدی ۴۵ هزار تومان یارانه با هدف اجرای عدالت و کمک به طبقات فرودست جامعه آغاز شد. پس چرا هم اکنون پرداخت همگانی و یکسان یارانه برای تمام افراد جامعه با زاویه گرفتن از اهداف اصلی خود ، نتیجه ای جز کسری بودجه شدید دولت نداشته است ؟ در تمام دنیا وظیفه ی بانکها صرفأ بانکداری و واسطه گری پولی بین سپرده گذار و سرمایه گذار است ؟ پس چرا بانکهای ایران اعم از خصوصی و دولتی به جای انجام وظیفه ی ذاتی خود ، اکثرأ به بنگاه داری و سوداگری و دلالی های کاذب روی آورده اند ؟ فرصت کم است و شرایط اقتصاد ایران بحرانی است لذا اصلاحات اقتصادی و سیاسی از نان شب برای ایران واجب است.


  • سیاست زدگی و باند گرایی علت اصلی عقب ماندگی هاست !

    استانهای لر نشین از توسعه عقب افتاده اند و در هر شاخص اقتصادی _ اجتماعی رتبه استانهای لر نشین زیر ۲۵ است !!! و این واقعأ یک درد است. همه هم آسیبها را میدانیم اما اقدام عملی برای رفع این معضلات صورت نمیگیرد. علت اصلی این عقب ماندن ها نیز سیاست زدگی ، باندگرایی و مساعل طایفه ای است که در همه ی جوانب حاکم شده است. صدای در هم شکستن استخوانهای طبقه فرودست به وضوح به گوش میرسد. چرا نمی شنوید؟ گویی این که گوشتان پنبه زاری شده است !!! جنگ اقتصادی بی امان آغاز شده ، جنگ آب بماند ، جنگ نان را چاره کنید ! نمایندگانو مسؤلان با چه ارمغانی میخواهند با مردم روبه رو شوند؟ با شاهکار بیکاری؟ با ارمغان، تورم و گرانی؟ با تحفه اختلاس و پولشویی؟ با ویروس مرگبار رکود اقتصادی؟ برای این همه مصیبت و بحران ایران فکری بکنید! مردم زیر چرخ گرانی و بیکاری له شدند! وضعیت اورژانسی اقتصاد ایران جز با مدیریت نخبگان اقتصادی حل نمیشود! احتکارگران و اخلالگران اقتصادی را در شرایط جنگی به سزای خیانتشان برسانید زیرا فقر و نداری عزت مستمندان را خدشه دار کرده است. فقر کرامت مردم را نشانه گرفته است:کاد الفقر أن یکون کفرا.


  • پیامد اجتماعی تورم

    نوعی بی اطمینانی در جامعه نسبت به آینده، به وجود آمده است. این شرایط باعث شده که افرادی با ثروت مشروع و یا کثیف ، به دنبال تبدیل کردن سرمایه های نقدی خود به دلار و یا طلا و مهاجرت به خارج باشند تا بتواند در شرایط بحرانی ارزش دارایی خود را حفظ و متضرر نشوند! این احساس روانی نا امنی زمانیکه به صورت یک پدیده ی فراگیر در می آید و شواهد قانع کننده ی عینی برای تأیید آن و عدم پاسخ مناسب و اطمینان بخش دولت مواجه میشود به انتظارات تورمی دامن زده و مانند یک گلوله برفی سیر صعودی تورم را افزایش میدهد. حاکمیت و دولت به جای حل و ریشه یابی مشکل و راهکار مناسب برای خروج از بحران فقط شرایط را توجیه میکند یا موضوع را کم اهمیت نشان میدهد! مثلأ بجای افزایش سرمایه اجتماعی و یا متغیرهای کلان سیاسی _ اقتصادی فقط به دنبال فرافکنی و ارجاع تمام مشکلات به رسانه های بیگانه و چند شبکه تلگرامی است! هراسی که در دل مردم جاری شده را نمیتوان با حرفهای توخالی پر کرد! سیاستمداران بجای حل مشکلات معتقدند که جامعه بعد از مدتی به این شرایط سازگار میشوند درحالی که غافلند که اولأ سازگار شدن جامعه لزومأ به معنی ماندن در همان سطح گذشته نیست بلکه هربار بعد از تورم و گرانی ما به سطح پایین تری از کیفیت زندگی و فرهنگ و روابط اجتماعی و سطح نیازهای معیشتی تنزل خواهیم کرد و این یعنی سقوط اقتصادی جامعه در تمام ابعاد! دومأ تأثیرات مخرب تورم تا سالها در متن جامعه باقی میماند و باعث شوک اجتماعی میشود! انقلاب نان و شورش فرودستان شهری و لشکر بیکاران یکی از پیامدهای اجرای سیاست تعدیل اقتصادی در کشورهایی بود که نرخ تورم بالای ۵۰ درصد را تجربه کرده بودند! در شوکهای تورمی طبقات بالای جامعه بخاطر داشتن دارایی و سرمایه از تورم منتفع شده و طبقات پایین اجتماع که وابسته به دستمزد ثابتی هستند به شدت متضرر میشوند! افزایش نابرابری اجتماعی _ قطبی شدن بیشتر جامعه _ تضعیف هنجارها و اتجاد جامعه _ بی ارزش شدن کار و رونق دلالی _ افزایش جمعیت زیر خط فقر _ فرسایش و اتلاف سرمایه اجتماعی _ افزایش آسیبها و جرایم اجتماعی و … از پیامدهای تورم است! راه حل مهار تورم در بلندمدت بیش از آنکه اقتصادی باشد ، سیاسی است! حکومتگران به گرفتن تصمیمهای بزرگ در جهت تنش زدایی با دنیای خارج و عادی کردن روابط خارجی و پیوستن و اجرای معاهده ها و کنوانسیون های بین المللی ، مقابله سیستماتیک و جدی با فساد در درون اقتصاد کشور ، فراهم کردن مشارکت مردم در تصمیمات و ایجاد فضای باز رسانه ای میتواند به حل مشکلات کمک جدی کند.


  • جذب یا دفع گردشگر؟ دکتر سلیمان رشنو

    هر چه میگویم که ساکت باش مرد _ باز می آشوبدم این موج درد / درد را باید به اهل درد گفت _ نه به برگی که ندارد رنگ زرد ! درحالیکه شهرهای کویری مثل:اصفهان ، یزد ، کرمان ، قم ، اراک ، سمنان و کاشان از بهترین امکانات و پیشرفته ترین صنایع ایران برخوردارند بهتر میتوان در مورد زیرساختهای مورد نیاز بخش گردشگری صحبت نمود اما در شرایط وا رفته کنونی ما لرها به کمترین ها راضی هستیم و سقف مطالباتمان را در حد آسفالت خوب ! و معابر استاندارد کاهش داده ایم ! خود را مشغول آسفالت و پروژه های ظاهری و عوام پسند کرده ایم! ما به در و دیوار ، خیابانها و آسفالتهای پر زخم و بعضأ رفو شده شهرهایمان عادت کردیم. اغلب مسافران و گردشگرانی که بعد از مدتی به شهرهای لر نشین مراجعت میکنند بخاطر این همه تفاوت در کیفیت و کمیت خدمات عمومی در لرستان و سایر مناطق توسعه یافته ، چند روزی به افسردگی مقطعی دچار میشوند! ماهنوز نتوانسته ایم یکی از نیازهای مهم شهری یعنی آسفالت سیاه کف معابر را به صورت استاندارد در شهرهایمان داشته باشیم! پلهای زمخت که بعضأ شیار اتصال قسمتهای مختلف آن دل و روده ی خودروهایمان را بیرون میکشد و زیرگذرهای کج و معوج و دارای پیچ تند و دست اندازهای بدون هیچگونه علایم هشدار دهنده و کاملأ غیر استاندارد را تنها در این دیار میتوان جست ! اختلاف سطح منهول ها و چاههای فاضلاب با آسفالت که معابر را پلکانی کردند و خیابانهای بدون خط کشی وبعضأ خط کشی های رنگ و رو رفته و تابلوهای راهنمایی که هیچگاه راهنمای خوبی برای هدایت مسافران غریبه نیستند وسد معبرهایی که دامنه ی آن به حاشیه خیابان کشیده شده و به زعم بنده نوعی جدید از خیابان خواری هستند و بسیاری موارد دیگر همگی دلالت بر عدم وجود نظارت کافی در امور شهری دارد و متأسفانه، همه این موارد در دراز مدت موجبات دفع گردشگر و دل زدگی شهروندان از سرزمین تاریخی لرستان را فراهم می آورد. گردشگرانی که به شهرهای لر نشین سفر میکنند درک بهتری از نقصها و ضعفهای این مناطق دارند! قبل از هرگونه تبلیغ در جهت معرفی آثار گردشگری میباست خدمات ابتدایی و آبرومندانه ایجاد شود! کافیست نگاهی به بلوارها و دور برگردانهای سطح شهرها بیندازیم که دوباره کاری ها ، اصلاحات و تغییرات هرساله در این خیابانها، بخوبی قابل مشاهده است بعضأ ایجاد یک دوربرگردان ساده چندین ماه طول میکشد یا عمر مفید آسفالت در اروپا ۱۳ سال است ! یعنی چهار برابر ایران که آسفالت ۳ سال عمر میکند! نظام ناسالم پیمانکاری _ رعایت نکردن نکات فنی _ مشکلات زیرسازی _ عدم دلسوزی پیمانکار و … به وضعیت آسفالت صدمه میزند!


  • مسؤلان عجیب !

    وقتی مردم شهرهای کشور به گرانی و بیکاری اعتراض میکنند و مردم منتظر شنیدن اخبار این وقایع هستند شبکه های تلویزیونی ایران برنامه آشپزی نشان میدهند و خواص درمانی کشک بادمجان و تاریخچه ضرب المثل بادمجان بم را بررسی و پخش میکنند! زمانیکه تیم انتحاری داعش وارد مجلس در قلب تهران شده و هر لحظه ممکن است عصاره فضایل ملت برود روی هوا و شبکه های خبری جهانی برنامه عادی خود را قطع کرده و بطور مستقیم حادثه را گزارش میکنند ، رادیوی ایران در مورد جفتگیری ماهیان سرد آبی در شمال نیوزیلند و نحوه تهیه جهیزیه از طرف ماهیان ماده برنامه پخش میکند! بخاطر همین اقدامات محیرالعقول است که مردم در حادثه زلزله سرپل ذهاب کرمانشاه بجای هلال احمر و کمیته امداد کمکهای خود را به حساب دکترصادق زیباکلام ، علی دایی و جواد خیابانی ریختند!


  • لرستان از معبر ، به مقصد گردشگران تبدیل شود

    لرستان هنوز مقصد گردشگران و مسافران نیست. لرستان هنوز نتوانسته است از محل عبور به مقصد گردشگری تبدیل شود. با وجود شمار بالای سفرهای گردشگران به لرستان ، اما این استان هنوز نتوانسته است خود را از معبر گردشگری خارج و به استانی برای مقصد گردشگران تبدیل کند! در کنار ضعف زیرساخت های اقامتی ، کمبود راهنمای گردشگری و افزایش تورهای غیر مجاز در پایین بودن میانگین اقامت گردشگران تأثیرگذار است! گردشگران داخلی و خارجی که به لرستان می آیند از آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان اطلاع چندانی به دلیل نبود راهنمای گردشگری ندارند! یک راهنمای تور گردشگری اگر بتواند ارتباط خوبی با گردشگر برقرار کند میتواند زمینه را برای افزایش ماندگاری گردشگر در لرستان فراهم کند! علاوه بر اطلاعات تاریخی ، ارتباط خوب و زبان تکلم و برخورد گرم میتواند باعث نشاط در گردشگر شود! مترجم از حوزه گردشگری سر رشته ای ندارد و فقط ترجمه میکند اما کار راهنما علاوه بر اینکه ترجمه بخشی از حرفه، او به شمار میرود تشریح اطلاعات مربوط به آثار تاریخی و جاذبه های طبیعی به گردشگران است!


  • طوفان رکود و تورم در اقتصاد ایران:دکتر مصطفی شکری

    کینز اقتصاددان معروف میگوید:اگر میخواهید ملتی را نابود کنید ، کم هزینه ترین ، راحت ترین و پنهان ترین ابزار ، " تورم" است! یک تورم بلند مدت آرام آرام تمام بنیان های اخلاقی _ اقتصادی آن ملت را نابود میکند! دولت با کاهش فروش نفت و کسری بودجه مواجه است و رکورد چاپ پول را از اول انقلاب تاکنون شکسته است! کاهش رشد اقتصادی یعنی کاهش درآمد ملی سرانه ، یعنی فقیرتر شدن مردم ، یعنی افزایش تعداد بیکاران و تعطیلی بنگاه ها و صنایعی که دیگر توان ایستادگی در مقابل چنین وضعیتی را ندارند! سال ۹۷ نوید یک طوفان رکودی و تورمی سنگین را در اقتصاد ایران میدهد. هرگاه در اقتصاد پول بدون پشتوانه چاپ شود این حجم پول به سرعت وارد بازار میشود و تقاضا برای اجناس و کالا زیاد میشود و موجب رشد عمومی قیمتها میشود و تورم بیشتر میگردد! طبق آمارها بانک مرکزی در سال ۱۳۹۶ رکورد چاپ پول بدون پشتوانه را با چاپ ۳۴ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان شکسته است !!! این پول برای بازپرداخت سپرده طلبکاران مؤسسات مالی _ بانکی ورشکسته چاپ شده است و از جیب تمام مردم ایران پرداخت شده است! چاپ این حجم پول با رشد عمومی قیمتها و بی ارزش شدن ریال ( پول ملی ایران ) همراه شد! سیاستهای اشتباه موجب بحران اقتصادی شده و اقتصاد ایران غیر شفاف است و رانت و فساد اداری در کشور بالاست! نقدینگی در اقتصاد ایران بالاست! اقتصاد ایران سالهاست به دلیل تحریم ، منزوی است و سهمی در اقتصاد بین الملل ندارد! دولت در ایران حجیم و چاق است و ۳ میلیون کارمند دارد! بخش اعظم اقتصاد ایران هنوز دولتی است. فرار مالیاتی در ایران بالاست. بانک مرکزی از خود استقلالی ندارد و زیر نظر دولت است. نظامیان به شکل بی سابقه ای در اقتصاد نقش دارند. سیاست خارجی ایران با منافع اقتصادی همسو نیست و… آیا وقت اصلاح نرسیده؟ چرا کارگزاران و مسؤلان ارشد در مقابل این اصلاحات مقاومت میکنند؟ آیا باز هم پای منافع شخصی و گروهی خاص در میان است؟ اقتصاد ایران راه چاره ای جز روی آوردن به اصلاحات اقتصادی ندارد.


  • سهم استانهای لر نشین از سفرهای مقامات کشوری چیست؟

    به راستی دستاورد سفرهای کارگزاران و مسؤلان دولتی به شهرها و استانهای لر نشین چه بوده است؟ در طول چهار دهه مسؤلان بلند پایه زیادی از رییس جمهور گرفته تا معاونان رییس جمهور و وزیران و … به بهانه های مختلف به استانهای لر نشین سفر کرده اند ؛ با مسؤلان محلی و مردم جلساتی برگزار کرده ، چند روز مانده اند و با سوغات هایی از شهرهای لرستان ، به مقصد پایتخت حرکت کردند حال این سؤال در اذهان مردم نقش بسته است که حاصل و دستاورد این آمد و شدها برای مردم محروم و عقب نگه داشته شده ی لرستان چه بوده و یا چیست؟آیا سفر مسؤلان عالی رتبه تا به حال گشایشی در امورات زندگی این استانها ایجاد کرده است؟ برای نمونه سدهای کوچک بعد از سالیان به بهره برداری رسیده اند؟ کشاورزی و صنعت و گردشگری رونق گرفته اند؟ محورهای ارتباطی چهارخطه و استاندارد شده اند؟ کارخانه های تعطیل شده آیا بازگشایی شده اند؟ آیا آمدن مسؤلان تنها هزینه ای بر گردن مردم لرستان می اندازد یا فوایدی برای توسعه لرستان دارد؟ غیر از این است که هر مدیر و مسؤلی به لرستان سفر کرده در آخر گفته:خود لرستانیها باید آستین بالا بزنند و برای شهر و استانشان کاری بکنند! یا فقط خود لرها میتوانند بفکر شهرها و استانهایشان باشند! خروجی و حاصل این سفرها و همایش ها و جلسات منتج به نتیجه مشخصی برای توسعه پایدار و ایجاد اشتغال نشده است.این قولها و حرفهای توخالی رنگ واقعیت به خودشان نگرفته است. حاصل این سفرها تنها گفتار درمانی و سخنرانی بوده که گوش مردم ما از آنها پر است. دولت بجای این سفرهای پرهزینه که با هیعت پرجمعیتی همراه است باید به شیوه عملی و ضربتی برای رفع بیکاری اقدام کند چون فاصله بلاد لر نشین با استانهای برخورداری مثل اصفهان به حدی است که اگر بدون وقفه و با تمام وجود برای توسعه استانهای لر نشین کار کنند باز هم به پای آنها نخواهند رسید! وزیر کشور به عنوان ناظر اقتصاد مقاومتی بارها به لرستان سفر کرد ولی حاصل این دید و بازدیدها چه بود؟ سفر دکتر احمدی نژاد که بیش از ۶۰۰ مصوبه برای توسعه و پیشرفت لرستان تصویب کرد! اما چرا نرخ بیکاری لرستان همچنان در رده های بالای جدول بیکاری ایران است؟ چرا درآمد سرانه مردم لرستان بین رتبه های آخر ۲۷ تا ۲۹ است؟ چرا سالانه ۱۲ هزار نفر جوان تحصیلکرده از لرستان راهی استانهای کویری صنعتی میشوند؟ چرا زیرساختهای لرستان برای توسعه پایدار مهیا نیست؟ چرا هنوز فقط ۲۲ درصد زمینهای کشاورزی لرستان آبی است و مابقی دیم است؟ آیا اینها همگی نشان از عدم کارایی اثر بخشی ساختاری سفرهای مقامات ارشد دولتی به لرستان نیست؟


  • رشد آمارهای منفی در بلاد لر نشین

    یک مدیر یا مسؤل سعی میکند که وضع موجود را توجیه نموده و از این وضعیت بحرانی دفاع کند و با دیدن نیمه پر لیوان ، خوش بینانه واقعیتها را مطلوب و مناسب جلوه دهد. واقعیت این است که استانهای لر نشین بخاطر توسعه نیافتگی و فقر و تبعیض در حوزه آسیبهای اجتماعی مانند:نرخ خودکشی _ طلاق _ اعتیاد _ مهاجرت _ بیکاری و نزاع چند دهه است که وضع وخیمی دارد و در اکثر آمارهای منفی در رتبه های بالا قرار دارد! بنابراین مهم نیست که این استانهای لر نشین به ضرب ، بازی کردن با آمار و ارقام دو پله بالاتر و یا پایین تر از میانگین کشوری باشند! مهم این است که همه معترضند که ساختار اجتماعی و چرخه اداری ما بیمار است و باید برای آن فکری اساسی کرد. کودکان کار در معابر ، جوانان دستفروش ، زنان متکدی ، کارگران دور میادین ، دختران و پسران تحصیلکرده بیکار و مجرد که در افسردگی به سر میبرند ، نزاع ها و سرقت ها و خشونت های روزمره تمامی نشان از بحران فقر و نداری و بیکاری است! و این آسیبهای اجتماعی از حالت نرمال فاصله گرفته و وارد محدوده نا به هنجاری شده اند! فقر اقتصادی _ بیکاری و نداری _ آسیب های اجتماعی _ نا امیدی و افسردگی _ مهاجرت و بی عدالتی توان و انرژی مردم را گرفته است! اگر مصلحانی این دردها را با بهداشتی ترین کلمات بیان میکنند به جای ساکت کردن آنها ، به دنبال راه حلی برای کاهش این معضلات و مشکلات جامعه باشید چون تا درد را نگوییم کسی به فکر درمان نیست!


  • بیکاری در لرستان از حد بحران گذشته است!

    آمار فقر اقتصادی و بیکاری و نداری از حد بحران در مناطق لر نشین گذشته است! تسهیلات و وامهای اشتغالزا به شکل مطلوب پرداخت نشده است. مصوبات سطح ملی کار گروه ها و بانکها در ایران اجرا نمیشود و در دستگاه های اداری برای اجرای آنها مقاومت وجود دارد مثلأ برای گرفتن مجوز ایجاد یک واحد تولیدی کوچک باید ۲۱۰ روز زمان صرف شود! گردشگری محور اصلی توسعه ی لرستان باید باشد چرا که امروزه صنعت گردشگری در دنیا تبدیل به اقتصاد سوم شده است و ۲۴۰۰ میلیارد دلار نقش صنعت گردشگری در بازار دنیا میباشد! نقش مستقیم گردشگری در بازار دنیا بالغ بر ۷ هزار میلیارد دلار برآورد شده است به طوری که در سال ۱۹۵۰ حدود ۲۲ میلیون سفر در دنیا ثبت شده که این آمار امروزه به یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون سفر رسیده است! در دنیا از هر ۱۰ شغل یک مورد مربوط به حوزه گردشگری است لذا لرستان باید به مقصد قطارهای گردشگری تبدیل شود.


  • حکمرانی و مدیریت جامعه اصول دارد:دکتر سریع القلم

    نظریه توسعه آمیزه ای از تعوری ها و نگاه عام است. عوامل درونی کشورهاست که میتواند توسعه یافتگی یا عدم توسعه جامعه را به وجود بیاورد ؛ یعنی تا در داخل کشورها دگرگون نشود نمیتوان انتظار تحقق توسعه را داشت! در سایه تعامل با کشورهایی که دارای ثبات هستند میتوان توسعه را تجربه کرد. توسعه یک دستاورد بشری و امری جهان شمول است. دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران در همایش نظریه توسعه ی ایران که ۲۱ تیر ۹۷ در خرم آباد برگزار شد در این همایش به ذکر این نکته پرداختند که:بحث توسعه جهانی است و راه توسعه در ارتباط با جهان است! باید به بحث توسعه جهانی نگاه کرد. کشور ما یک مورد خاص نیست بلکه میتوانیم از تجربه بشری بیاموزیم. تا زمانی که ما درک عینی وعملی را از موضوع توسعه اروپا پیدا نکنیم ، نمیتوانیم توسعه ی چین _ برزیل _ ویتنام _ ترکیه و کشورهای دیگر را متوجه شویم. ما در ایران هنوز مساعل فلسفی توسعه را حل نکرده ایم. توسعه اول از ذهن انسان آغاز میشود ؛ زمانی که من بپذیرم که حق دارم متفاوت باشم و اگر کسی متفاوت تر از من فکر کرد او هم حق دارد. متفاوت بودن حق انسانی است. هر وقت این اصل را متوجه شدیم میتوانیم به تدریج روابط مدنی خود را گسترش دهیم. بیش از ۱۷۰ سال است که ما ایرانیان در بین خود بحث داریم که توسعه پیدا بکنیم یا نه؟ با دنیا ارتباط برقرار بکنیم یا نه؟ صنعتی بشویم یا نه؟ آیا اصلأ ما میخواهیم به طرف جهان حرکت کنیم یا نه؟ متأسفانه هنوز مبانی فلسفی خود را حل نکرده ایم و مسؤلان کشور در سخنرانی ها باهم حرف میزنند ؛ امروز مسؤلی حرف میزند و فردا مسؤل دیگری پاسخ او را میدهد! این نشانه آن است که ما هنوز مساعل فلسفی خود را حل نکرده ایم! آلمان اقتصاد چهارم جهان است ، حدود ۵ هزار میلیارد دلار تولید نا خالص داخلی دارد اما همین کشور قانونی دارد که ساعت ۵ بعد از ظهر تمام افراد جامعه از صدراعظم گرفته تا یک فرد عادی به خانه هایشان میروند و این نشان میدهد که کشور آلمان برنامه دارد ؛ اما در کشور ما تا ساعت ۱۱ شب جلسه میگیرند چون مساعل فکری روشن نشده هنوز ، و این هم نشان میدهد که در کشور ما قواعد حکمرانی نمیکند بلکه این افراد هستند که کارها را انجام میدهند. آلمان سیستم محور است ولی ایران بر روی فرد و شخص تکیه دارد. توسعه یک تجربه بشری است و امروزه توسعه یافتگی جنبه فرمولی و ریاضی پیدا کرده است ؛ یعنی اگر کشوری تصمیم به توسعه بگیرد حتی در حد یک فرمولهای ریاضی کار سختی نیست و میدانند که باید چکار کنند. بسیاری از مساعل توسعه تا حدی پیشرفت کرده است که میتوان بحثهای توسعه را در گوگل جستجو کرد. توسعه دو راه دارد:یا از طریق جامعه است یا نخبگان ، از طریق جامعه بسیار طولانی و زمانبر است که در اروپا سه قرن و نیم طول کشید توسعه در چین یک تصمیم گیری بود ؛ در این کشور ، حزب کمونیست تصمیم گرفت که باید به توسعه برسند و رسیدند. فراکسیونی به این استنتاج رسیدند که تا کی ما با کاشت لوبیا و برنج و ذرت میخواهیم شکم یک میلیارد چینی را سیر کنیم؟ آنها به این نتیجه رسیدند که باید وارد نظم جهانی بشوند و به سوی صنعتی شدن بروند! اکنون همه ی کشورهای دنیا ۲۰ تا ۸۰ درصد تجارت خود را با چین انجام میدهند! آمریکا و چین ۴۶۷ میلیارد دلار با هم تجارت دارند. کشور ویتنام نیز با همین ساز و کار به توسعه رسید. در کشور هند ۵۰۰ میلیون نفر شناسنامه و خانه ندارند آنها در خیابان زندگی میکنند! مودی نخست وزیر هند در برابر این افراد احساس مسؤلیت کرد و به همین دلیل گفت ما باید ارزش افزوده را در کشورمان بالا ببریم تا بتوانیم مساعل جاریمان را تأمین کنیم. برای همین روی نرم افزار که یکی از مزیت های نسبی این کشور است ، تمرکز کرده است و شهر بنگلر را فعال و روی آن کار میکنند ؛ پس از ده سال این شهر به مرکز آی تی مهم جهان تبدیل شد. بنگلر را به شمال کالیفرنیای آمریکا ( مرکز آی تی جهان ) وصل میکنند! امروز هند سالانه ۱۲۵ میلیارد دلار نرم افزار میفروشد چیزی حدود ۳ برابر درآمد نفت ما ! آقای مودی نخست وزیر هند در جلسه ای در داوس برای دانشجویان گفت:دنیا کشور ما را خیلی جدی نمیگرفت چون ما با دنیا مساعل مان را حل نکرده بودیم و گاهی به سمت فرانسه یا انگلیس میرفتیم اما زمانیکه گفتیم میخواهیم با جهان صنعتی کار کنیم دنیا ما را جدی گرفت و این شروع تیک آف صنعتی ما بود. کشوری که در افکار و فلسفه تکلیف خودش را روشن نکرده باشد هم در درون خودش عذاب میکشد و هم با بیرون از خودش مشکل دارد. همانطور که سلامت و بهداشت اصولی دارد ؛ حکمرانی ، توسعه و مدیریت جامعه نیز اصولی دارد ، تابع افراد نیست ، افراد اصول را میگیرند و آن را اجرایی میکنند نه اینکه خودشان بخواهند آن را ابداع کنند! دو قرن است که به ثبات فکری نرسیده ایم ما هر ۸ سال یکبار در کشور میگوییم:عدالت و آزادی یعنی این و توسعه یعنی آن و تعریفمان را از انگلیس _ آمریکا _ فرانسه _ روسیه و چین عوض میکنیم ما باید به یک جمع بندی برسیم که ذات نظام بین الملل چیست و به ثبات فکری برسیم و نزدیک به دو قرن است که ما این مشکل را داریم. زمانی که در یک جامعه روندهای مختلف و متضاد وجود دارد جمع بندی به عهده ی نخبگان است و اگر به این مهم دست پیدا کنند کشور را سریع تر به توسعه میرساند که این اتفاق در هند ، کره جنوبی ، ژاپن در ۱۴۰ سال پیش افتاده است! ایران و ژاپن همزمان نزدیک به ۱۶۰ سال پیش به سمت مدرنیته رفتند ؛ ژاپنی ها مسیر خاصی را رفتند و اما ایرانی ها از یک مسیر دیگر. اتفاقی که در ژاپن افتاد این بود که بین مردم و نخبگان یک جمع بندی صورت گرفت و به تدریج پیشرفت کرد. اما در کشور ایران با توجه به فراز و نشیب های سیاسی این روند اتفاق نیفتاد. توسعه یافتگی اصول ثابتی دارد هر کشوری که توسعه یافته است صنعتی هم هست ، بوروکراسی کارآمد هم دارد. یعنی وقتی به یک اداره دولتی میرویم و کارمان را میگوییم اگر مسؤل بگوید طبق آیین نامه و مقررات باید اینگونه انجام شود درست است ولی اگر بگوید به اتاق بغلی برو و با فلان شخص صحبت کن تا شاید انجام شود غلط است! هر وقت مساعل با افراد انجام شد ما مشکل داریم! این شاغول درستی و نادرستی قضیه است. ژاپن این مسعله را ۱۴۰ سال پیش حل کرد و طبق شایسته سالاری پیش میرود و کارها را به افراد کاردان میسپارد تا حلش کنند.


  • سخنان دکتر محمود سریع القلم درباره توسعه یافتگی

    در کشور سوییس یا نروژ به کسی که میخواهد وزیر شود میگویند دولت پول ندارد که برای شما ماشین بخرد یا خودتان بخرید یا با مترو رفت و آمد کنید ! یا در دانمارک با دوچرخه به سر کار میروند! یک بار شخصی در نشست داوس به من گفت همه مسؤلین جهان نهایت با ۳ تا ۴ نفر می آیند اما وقتی مسؤلی از ایران می آید ۶۰ نفر دنبال او می آیند! چرا اینگونه است؟ یکی از اتفاقات خوبی که در دنیا افتاده این است که کاریزما از بین رفته است هر کس چیزی بلد است بیاید مدیر بشود. بخاطر این است که جهان ، جهان توانایی است. هر کشوری که توانایی داشته باشد میتواند وارد این میدان جهانی بشود و کار کند. اصلأ اسم و مذهبش مهم نیست مهم فقط توانایی است. مثلأ ۴۰۰ نفر برای ریاست اوبر ثبت نام کردند و بین آنها ۴ نفر انتخاب شدند از بین آنها یک نفر توانست قبول بشود که یک ایرانی به نام خسروشاهی است! داوران حتی نمتوانستند اسم او را تلفظ کنند اما بخاطر رزومه و مهارتش او را از بین ۳ آمریکایی انتخاب کردند! پس مهم توانایی ، مهارت و تفکر درست است! مدیر کسی است که نگاه جهانی داشته باشد. اگر تاریخ ایران را بخوانیم می بینیم که ما مردمان جهان مداری هستیم ما ۶۰۰ سال پیش با شهر ونیز ایتالیا تجارت داشتیم و چون ما یک ذهن امپراتوری داریم جهانی هستیم! در کجای دنیا مانند ایرانیها زبانهای خارجی را خوب یاد میگیرند؟ این نشان از استعداد بالای ایرانیهاست اما آن چیزی که مشخص نشده همان فکر و مدیریت است. حکمرانی باید یک مکتب فکری داشته باشد. جلسات در دولت آلمان چند هفته یکبار استاما در کشور ما هفته ای ۲ بار است! ما تولید ناخالص داخلیمان فقط ۳۷۰ میلیون دلار است و آنها ۵ هزار میلیارد دلار است! کشور ایران با اینکه نیمه مستعمره ی انگلیس و روسیه بوده است اما نسبت به کشورهای مستعمره عقب مانده تر است!!! وقتی به کشورهای آسیایی مثل:کره جنوبی _ اندونزی _ ژاپن _ سنگاپور و … سفر میکنم از همدلی که این کشورها با هم دارند غبطه میخورم قبلأ فکر میکردم که مردم ما در ایران خیلی به معاشرت با همدیگر تمایل دارند اما در خارج از کشور می بینید که ایرانی ها از هم فرار میکنند! و تمایلی به دوست یابی از هم وطنان خود ندارند! که این یک لایه از فرهنگ و شخصیت ما ایرانیها را نشان میدهد. شاید اگر در زمان قاجار مردم با هم همدل تر بودند انگلستان به فکر استعمار ایران نمی افتاد و حتی برای ما نخست وزیر انتخاب نمیکرد! در قضیه عهدنامه ترکمانچای و گلستان خود ایرانیها مقصرند چون در زمان قاجار وقتی دیدند که فتحعلیشاه دارد پیروز میشود خود شاهزادگان برنامه نقشه جنگ را به روسها فروختند! انگلیس به نروژ نزدیک است این کشور ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارد و ۳۷۰ میلیارد دلار تولید ناخالص ملی دارد! ولی شما در تاریخ می بینید که اینها انسجام داخلی داشتند. در یادداشتی که از کتاب پهلوی خواندم محمدرضا شاه در آذر ماه ۱۳۵۲ به اعلم ( وزیر دربار ) میگوید دانشگاه ها خیلی شلوغ شدند. فکر میکنم مسکو دستور داده و اعلم هم این احتمال را تأیید میکند و اضافه میکند ، اعلی حضرت این را در نظر داشته باشند که اگر زمینه داخلی نباشد ، مسکو نمیتواند دخالت کند!!! این حرف خیلی مهم است نزدیک به ۲۸ سال است که در ایران مشغول به کار هستم اما حتی یک بار ندیدم که وزارت خارجه این کشور از من بپرسد خلیج فارس جنوب ایران است یا در شمال ( در حد یک سؤال ) اما دولت استرالیا من را دعوت میکند که شما چه سناریوی برای توسعه چین دارید؟ در ایران دو قرن اخیر هر حکومتی که به روی کار آمده یک بخشی از جامعه را قبول نداشته و افراد خاصی را می پذیرفته است ! مثلأ محمدرضاشاه میگفت مارکسیستها را قبول ندارم و حقوقی ندارند و جای آنها در زندان است! یا هر کس نمیخواهد عضو حزب رستاخیز باشد میتواند پاسپورتش را بگیرد و برود! آیا باید با شهروندان خود اینگونه رفتار کنند؟ ایرانیها حس همدلی که باید نسبت به هم داشته باشند را ندارند و این زمینه دخالت خارجی ها را در ایران فراهم میکند! کشور کوچک کویت تنها کشور عربی است که هر کس نظر متفاوت دارد حق و حقوقی دارد و به آنها ساختمان داده شده که کار کنند و حتی چند روزنامه دارند که با بقیه کشورها از نظر تفکر و نظر متفاوت است! باید از بخشی نگری دست بکشیم و شهروندان را درجه بندی نکنیم و هر کس که ایرانی است در این کشور حق زندگی دارد. ایران میخواهد هم در حوزه منطقه ای یک قدرت باشد و هم در دنیا ارتباط اقتصادی داشته باشد که هر دو باهم نمیشود! باید یکی را انتخاب کنیم و چون این انتخاب صورت نمیگیرد این است که با کشورهای دیگر درگیر هستیم! روابط بین المللی ایران درگیر با قدرتهای بزرگ جهانی است و مشخص نیست چرا ما با کشورهای قدرتمند درگیر میشویم آیا هدف ما این است؟ ما به دنبال چه هستیم؟ تا زمانیکه این مساعل حل نشود نمیتوانیم از این درگیری ها کناره بگیریم! دکتر سریع القلم تقابل دین و مدرنیته را در توسعه نیافتگی بی تأثیر ندانست و بیان کرد:تا آن جایی که متون دینی و توسعه خواندم مبانی فلسفی متون توسعه از لیبرالیزم می آیند و من معتقدم لیبرالیزم با اسلام حلقه ی وصل محدودی دارد! لیبرالیزم مکتب فکری جهانی است ولی اسلام اندیشه و جهان بینی چهارچوب خاص خودش را دارد و این دو تا با هم قابل جمع نیستند! این مسعله از دوران مشروطه تا به امروز وجود داشته که باید بین گروه های مرجع و دانشجویان حل بشود!هر چند نخبگان بی انگیزه و تا حدی بایکوت شده اند. اگر وزیر و مدیر ایرانی در حد بین المللی کار کنند آنوقت تازه می فهمند که در کجای جهان ایستاده اند! راه توسعه در ارتباط با جهان بین الملل است تا بتوانیم از تجربه آنها استفاده کنیم و راه های پیشرفت و صنعتی شدن را یاد بگیریم! رشد هر ملتی تابع ارتباط با سایر کشورهاست تمام کشورهایی که پیشرفت کردند و توسعه یافتند با سایر کشورها و قدرتهای اقتصادی تجارت و تعامل داشتند! قانون اساسی هرگونه سلطه پذیری را رد میکند پس ما چگونه میتوانیم هم با آمریکا رابطه داشته باشیم و زیر سلطه او نرویم؟ استراتژیک کنونی آمریکا بردن ایران به سمت صادر نکردن نفت و نداشتن تولیدات ملی است اما باید ببینیم هدف آمریکا چیست؟ آنها معتقدند تا زمانی که ایران با کشورهای دوست و متحد آمریکا در خاورمیانه دشمن است ، دشمنی آمریکا با ایران هم وجود دارد!آمریکا قبلأ با مکانیزم های دیگر اینکار را انجام میداد حالا با مکانیزم اقتصادی انجام میدهد! آنها بخاطر سیاستهای خارجه با ایران دشمن هستند زیرا اصول ایران با منافع آنها در تضاد است! تا زمانیکه ما در تضاد با آنها هستیم نمیتوانیم از امکانات جهان بین المللی بهره ببریم! چون تمام مساعلی که با یورو و دلار انجام میشود دست آمریکاست و تا زمانی که با متحدین او مشکل داریم نمیتوانیم در حوزه ی بین المللی فعالیت داشته باشیم! کشوری که قدرت و امکانات بیشتری دارد میتواند زور بگوید و این قانون نظام بین الملل است!!! دو کشور انگلیس و آمریکا خیلی به هم نزدیک اند اما در مساعل مختلف رقیب هم هستند حالا چه منطقی باشد یا غیر منطقی! چه حق باشد چه باطل! ما باید ببینیم این اصولی که در پیش گرفتیم به نفع کشور است یا نه؟ و تا کی این مناقشات ادامه خواهد یافت؟ چین در ۲۵ سال گذشته ۱۴ بار در قانون اساسی خود تجدید نظر کرده است! هند از سال ۱۹۸۵ تا حالا ۱۲۳ بار در قانون اساسی خود متمم اضافه کرده است! خوب آنها شرایط را سنجیده اند و بر روی برخی از مبانی خود تجدید نظر کردند! اگر ایران میخواهد از نهضت های آزادی خواه در دنیا دفاع کنید پس نباید به دنبال رشد اقتصادی و پیشرفت باشد چون این دو تا در کنار هم میسر نیستند! کشوری که هرچقدر بتواند تولید کند استقلالش نیز بالا میرود! کشور نروژ با تورم ۱ درصدی ، هشت درصد از درآمد خود را پس انداز میکنند و تنها ۴ درصد از درآمد نفت خود را به بودجه عمومی کشور اختصاص میدهند و بقیه را برای نسلهای آینده پس انداز میکنند! ایران نمیتواند هم توسعه داشته باشد و هم با نظام بین الملل بجنگد! ما باید یکی را انتخاب کنیم که ما جنگ با نظام جهانی را انتخاب کردیم و وارد لانه زنبور شدیم! ایران از غرب و اروپا ، هواپیما و خودرو و تکنولوژی و صنعت را میخواهد ولی فرهنگ _ فلسفه و دانشگاه او را قبول ندارد! خب معلوم است که آنها هم این را قبول نمیکنند و به فکر دشمنی با ما می افتند!


  • نگاهی به مفهوم توسعه در دستگاه نظری دکتر سریع القلم:امین روشن پور

    توسعه یافتگی پدیده ای است که جنبه فرمولی و ریاضی پیدا کرده و مانند علوم پزشکی و مهندسی به یک چارچوب مشخصی رسیده است که بدون صنعتی شدن _ بوروکراسی کارآمد _ شایسته سالاری _ هماهنگی میان سه قوه _ توزیع عادلانه امکانات _ دانشگاههای حل المساعل _ محوریت تولید فناوری _ تصمیم اقتصادی غیر سیاسی و … نمیتوان توسعه پیدا کرد! مهمترین موضوع در یک کشور موضوع توسعه ی اقتصادی سپس توسعه فرهنگی _ اجتماعی است و توسعه ی سیاسی محصول توسعه ی اقتصادی است! تا زمانیکه در یک کشور طبقه متوسط شکل نگیرد و تولید ثروت نشود در آن کشور زمینه تشکلهای سیاسی متحول شکل نمیگیرد! باید ایران تولید ثروت را آغاز کند که به دموکراسی برسد! در هیچ کجای دنیا کشوری را سراغ نداریم که بدون تولید پول و ثروت ، بدون ممتاز کردن بخش خصوصی ، بدون دور کردن دولت از مساعل اشتغال و توسعه اقتصادی سراغ آزادی سیاسی رفته باشد! لذا آزادی تشکل اقتصادی مقدم است بر آزادی سیاسی! دو راه برای توسعه داریم:یا باید جامعه تصمیم بگیرد یا نخبگان! جامعه ای میتواند در رابطه با توسعه تصمیم بگیرد که تشکل ، حزب و آگاهی سیاسی داشته باشد و همچنین نسبت به مساعل خودش و جهان به یک اطمینان نسبی رسیده باشد. کشورهایی که خارج از غرب به توسعه یافتگی رسیدند مانند:مالزی _ سنگاپور _ ژاپن _ کره جنوبی _ چین و … تصمیم گیری برای پیشرفت کشور نزد نخبگان سیاسی و فکری بود! یعنی جاییکه تصمیم گرفته شده کشور باید پیشرفت کند لوازم آن توسط نخبگان فراهم شده است. اگر تاریخ آمریکای لاتین را مطالعه کنیم در آنجا نقش جامعه در توسعه یافتگی محدود است اما در اروپا جامعه نقش کلیدی در توسعه یافتگی ایفا کرد و حاکمیت را وادار به توسعه کرد در صورتیکه در آسیا _ آمریکای لاتین _ خاورمیانه و آفریقا توسعه یافتگی محصول نخبگان جامعه به ویژه نخبگان سیاسی است! توسعه ای که از طریق جامعه صورت میگیرد فرآیندی طولانی و زمانبر است در نتیجه به دلیل کمبود زمان راه نخبگان انتخاب بهتری است! عدم دستیابی ایران به توسعه یافتگی عمومأ به نارسایی های فرهنگی جامعه برمیگردد! عمده مشکل توسعه نیافتگی ایران در افکار ما نیست بلکه در شخصیت پرورش نیافته ماست! مشکل ایران چگونگی تبدیل فکر به عمل است. مشکل ایران ناتوانی در سیستم ساختن است. در جامعه ای که افراد اینقدر نسبت به یکدیگر دافعه دارند نمیتوان سیستم ساخت!!! سیاست خارجی مطلوب برای ایران این است که کشورهای دیگر از رشد و پیشرفت ایران هراسی نداشته باشند و از چالش های امنیتی همسایگان خود عبور کند و هیجان و عصبانیت را در ادبیات سیاست خارجی کنار بگذارد!


  • روایت دکتر محمود سریع القلم از توسعه ایرانی:مجتبی ترکارانی

    دکتر محمود سریع القلم به تبع دیگر متفکران نوسازی ، یادگیری از تجربه های دیگران و برون گرایی در سیاست خارجی را شرط توسعه میداند. وقتی ما با کشورها منافع متقابل و مشترک داشته باشیم دیگران بخاطر حفظ منافع خود مجبور به رعایت حق و حقوق ما خواهند بود. از طرف دیگر سیاست خارجی ما با دیگران نباید بر مبنای ایدعولوژیک بلکه بر اساس منافع ملی و تولید ثروت اقتصادی در داخل ایران باشد! بعد از ثروتمند شدن است که ما میتوانیم در معادلات دنیا تعیین کننده باشیم! دکتر سریع القلم فرهنگ سیاسی را در ایران که یک فرهنگ عشیره ای و قبیله گرا و اقتدار گرایانه است ، عامل اصلی توسعه نیافتگی ایران میداند و معتقد است باید با دگرگشت شخصیت ایرانی و تحول در خلق و خوی و شخصیت افراد این فرهنگ سیاسی را اصلاح نمود. به عبارتی دیگر با تغییر در خصوصیات شخصیتی ، روانی و فرهنگی مردم ایران است که توسعه امکان پذیر میشود!!! دکتر سریع القلم متفکری نخبه گراست و اجماع نخبگان را شرط مورد نیاز توسعه میداند.


  • ما و ژاپن:دکتر محمود سریع القلم

    نزدیک به ۸۰ درصد تولید ناخالص ملی منطقه پاسیفیک در سال ۱۹۸۷ متعلق به ژاپن بوده است. ژاپنیها حدود ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه در خارج از مرزهای خود در اختیار دارند! در سال ۱۹۹۰ ژاپن بیشترین سهم در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را پرداخت کرد. ژاپن با تولید ناخالص ملی بالغبر سه تریلیون دلار سعی کرده است تا نقش سیاسی خود را در سازمانهای بین المللی افزایش دهد. ژاپنیها با سیاستگذاریهای تدریجی خود بدون آنکه اصطحکاکی با قدرتهای مهم جهانی پدید آورند به سمت کسب سهم مهمتری در روابط بین المللی پیش میروند. ژاپن یک جزیره متحرک صنعتی با اقتصادی پویا و توسعه یافته است! اما ایران هنوز کشور افراد است نه سیستم ها! در دنیای امروز ، توانایی ها و مهارت های فرد مهم است و کاریزما در این دنیا هیچ جایگاهی ندارد! ایران و ژاپن دو کشوری هستند که از ۱۶۰ سال پیش از خارج از جهان غرب ، وارد دوره مدرنیته شدند اما انتخاب و گزینش ایران از متون توسعه و مدرنیته بسیار متفاوت بود! ایران اول سراغ آزادی سیاسی رفت و ژاپنی ها سراغ سیستم و تشکل رفتند! بنیان توسعه در نظام تولید یک کشور است و فونداسیون ساختمان توسعه ، نظام اقتصادی است! در ۱۱۰ سال گذشته ایران یک هزار و ۵۰۰ میلیارد دلار نفت فروخته است و ژاپن یکصد و ۷۰ هزار میلیارد دلار درآمد داشته است!!! در فهم توسعه و اولویت بندی های توسعه در ۱۶۰ سال پیش دقیق نبودیم و اولویت خود را موضوعی تلقی کردیم که در مباحث توسعه ، نتیجه توسعه میشود. کشوری که تولید نکند و نتواند در بازار بین الملل سهمی برای اقتصاد خود بگیرد ، نمیتواند دنبال آزادی سیاسی برود!!! ایرانیها در هنر _ فلسفه و پزشکی در بین ملتها جایگاه بالایی دارند اما در اینکه حکمرانی یک امر تخصصی است ، جایگاه خوبی ندارند! حاکمیتهایی در یک قرن گذشته داشتیم که به تشکل جامعه اعتقادی نداشتند و فرهنگ تشکل در جامعه ما ضعیف بوده است! اگر بخواهیم در کشوری به سمت سالم سازی نظام اجتماعی حرکت کنیم باید قدرت سیاسی از قدرت اقتصادی جدا شود! پیشرفت اقتصادی اصول دارد و در کشوری که حاکمیت مالک اقتصاد است نباید منتظر توسعه باشیم! حوزه تفکر باید حوزه آمار و ارقام درست باشد و با حدس و گمان نمیشود کار کرد! لذا یکی از دلایل عدم موفقیت در سیاست خارجی این است که تحلیل ما از وقایع جهان براساس آمار و ارقام نیست! شناخت نا دقیق ما در سیاست گذاری ها بسیار اثر دارد و هر چه بهسمت حدس و تصورات برویم ، به همان درجه در تصمیم سازی وتصمیم گیری مشکل خواهیم داشت و هر چه به سمت آمار ، پژوهش و ارقام دقیق برویم موفق خواهیم شد! بهترین روش مبارزه با فساد مالی در دنیا آزادی رسانه هاست! مهمترین مشکل سیاسی در توسعه ایران عدم گردش قدرت در ایران است و حدود ۴ هزار نفر داریم که ثابت هستند!!! توسعه یافتگی نیاز به ارتباطات جهانی دارد و کار با شبکه جهانی موجب رشد میشود و نداشتن ارتباطات جهانی ضد توسعه و پیشرفت است! کشوری که تولید ثروت نکند نمیتواند هویت خود را حفظ کند و ریشه تولید ثروت در بخش خصوصی هر کشور است و این تجربه جهانی است ! اگر از افراد و اشخاص بیرون آمده و سیستم درست کنیم آنوقت موفق میشویم ، اگر میخواهیم توسعه پیدا کنیم باید از فرد به طرف جمع و سازمان حرکت کنیم ، باید از ابهت فرد به توانایی فرد حرکت کنیم و ظرفیت های فکری فرد اهمیت داشته، باشد! باید به سمت تشکل و شبکه سازی حرکت کرده و از خود محوری و خود خواهی خارج شویم!


  • عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران

    دکتر محمود سریع القلم در کتاب عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران ، صفحه ۲۶۹ مینویسد:اگر ما به اطراف خود نگاه کنیم می بینیم که غرب علمی _ غرب تکنولوژیک و تا اندازه ای غرب فرهنگی در تمامی وجوه زندگی ما حضور دارد! بنابراین اگر بخواهیم وجود و اهمیت غرب را نفی کنیم دچار یک توهم خواهیم بود. چون غرب از نظر اقتصادی همه جا هست ، نقطه تلاقی و اشتراک ما و غرب و جایی که ما باید با غرب کار کنیم ، عمدتأ در حوزه اقتصاد ، تکنولوژی ، فن آوری و علم روز است! شما ببینید ۶۵ درصد تمام کتابهای دنیا در آمریکا چاپ میشود!!! کشور بعدی انگلیس اسا که ۶ درصد کتابهای دنیا در آنجا چاپ میشود. سهم مجموعه کشورهای آلمان _ فرانسه _ ایتالیا _ کانادا _ ژاپن و استرالیا تنها ۱۲ درصد است! و بقیه ۲۰ درصد هم در میان هفتاد کشور دنیا پخش میشود! به عبارت دیگر ، تمرکز علمی و تکنولوژیک به گونه ای است که جهان اول ( کشورهای آلمان ، ژاپن و آمریکا ) در مجموع نزدیک به ۵۵ درصد تولید جهانی را در اختیار دارند!!! منظور از اراعه این آمارها این است که واقعیتهای جهانی را درک کنیم ، فهم و قبول واقعیت ، نفی آرمان نیست ، بلکه باید در ما نیرو و انرژی برای کار و فعالیت و رقابت ایجاد کند! مشکل ما این است که نگاهما به غرب یک نگاه حماسی بوده در حالیکه نیاز ما نگاه عقلانی به غرب است ! انرژی ای که ما برای تقابل با غرب استفاده میکنیم باید برای افزایش اعتماد به نفس داخلی و باورهای محلی صرف کنیم ! ما ایرانیان تصور میکنیم که باید با غرب نگاه تقابلی داشته باشیم تا خود را حفظ کنیم در حالیکه مبنای تقابل ما با غرب قدرت فرهنگی ما است. اولین مدار ارتباط ما با غرب ، مدار اقتصادی است و مدار دوم سیاسی است چون کار اقتصادی روابط دیپلماتیک و سیاسی میطلبد. ما برای حیات اقتصادی و علمی خود نمیتوانیم بدون غرب زندگی کنیم. ما برای حیات سیاسی مان نیاز به همکاری داریم. مردم ایران هم غلظت مذهبی دارند و هم میخواهند خیلی خوب و مرفه زندگی کنند مصادیق و مظاهر خوب زندگی کردن را در نمادهای غربی می بینند که این نوعی تعارض است! این برخورد گزینشی ما همیشه نمیتواند دوام بیاورد. بدون ارتباطات منطقی و قاعده مند با غرب نمیتوانیم یک کشور تأثیر گذار در خاورمیانه باشیم و روابط درستی با کشورهای ترکیه _ عربستان _ دنیای عرب و آسیای مرکزی داشته باشیم به عبارت دیگر منابع تأمین امنیت ملی ایران ، منطقه ای نیستند بلکه بین المللی اند! که رفتار تاریخی ایران روی آن صحه میگذارد. ایران هیچوقت در منطقه خاورمیانه شرکای با ثبات و قابل اتکایی نداشته است و همیشه برای تأمین امنیت ملی از ارتباطات بین المللی خود با اروپا و آمریکا استفاده کرده است! این نگرانی وجود دارد که ایران در چند سال آینده به یک قدرت دست دوم در خاورمیانه تبدیل شود چون پاکستان و اسراییل قدرت هسته ای _ نظامی به شمار میروند. ثروت بعضی از کشورها مثل ترکیه _ عربستان _ امارات و اسراییل به شدت در حال افزایش است اما ایران با پتانسیلهای بالا ، به دلیل فقدان برنامه و استراتژی ملی ، ثروت ملی و قدرت ملی اش در حال کاهش است. این ضعفها به این برمیگردد که ما چقدر بین المللی فکر میکنیم؟ بخاطر اینکه اجماع ملی نداریم نمیتوانیم برای خودمان افق مشخص کنیم و از وضعیت فعلی آرام آرام به وضعیت مطلوب حرکت کنیم! ما با فقر در حوزه دولتمردی روبه رو هستیم حکومت باید با فکر نو و روشهای نو حرکت کند چون افکار و اندیشه ها روزانه در حال تحول هستند ما باید ببینیم که اصلأ در چه ظرف جهانی زندگی میکنیم؟


  • دلایل رشد بیکاری در لرستان

    کل کشور در یک بحران رکود تورمی به سر میبرد ولی در همین وضعیت استان اردبیل سطح بیکاری خود را به شدت کاهش داده است ! حالا چرا استان غنی لرستان همیشه به عنوان یکی از بیکارترین مناطق ایران معرفی میشود ؟ لرستانی که با ۷ استان همسایه است و منابع نفت و گاز دارد و چهارمین استان پرآب ایران است و بیشترین معادن سنگ و کانی ایران را دارد و متصل کننده شمال به جنوب کشور است ! چرا لرستان سر سبز نباید صنعتی و ثروتمند باشد؟ مهمترین دلایل افزایش نرخ بیکاری در لرستان عبارتند از :در بلاد لر نشین سرمایه کافی برای کار آفرینی و اشتغال وجود ندارد / نه تنها سرمایه وجود ندارد بلکه جذب سرمایه گذعر داخلی و خارجی هم به ندرت صورت میگیرد / تأسف بارتر اینکه سپرده های مردم لرستان در بانکهای خصوصی و دولتی به جای اینکه در خود لرستان صرف سرمایه گذاری و تولید واشتغال شود در قالب بنگاه داری بانکها از لرستان خارج شده و در استانهای برخوردار سرمایه گذاری میشود !!! بر طبق آمار منتشر شده یکی از بانکهای خصوصی لرستان از ۱۰۰ % اعتبارات و سپرده های جذب شده مردم لرستان حدود ۹۴ % را در استان مازندران برای هتل سازی سرمایه گذاری کرده است !!! طبیعتأ به جای اینکه اثرات آن سپرده ها به استان لرستان برسد به استان های شمالی که سرمایه به آنجا سر ریز شده است ، میرود ! لرستان تا به حال هیچگونه سهم مشخص و صریحی در برنامه های توسعه ای ایران نداشته است و طبق نظریه مرکز _ پیرامون ، به مرکز ایران که عمدتأ کویری است میرسند و پیرامون کشور را فقیر و محروم عقب نگه میدارند / یک بی برنامه گی دراز مدت در حوزه های سرمایه گذاری لرستان دیده میشود و هیچ مشاوره تخصصی به سرمایه گذاران نمیشود و پروژه هایی مثل لاستیک سازی ، یخچال سازی ، چرم و پوست ، کارخانه خودرو سازی پروتون بروجرد و … چون بر مبنای مزیت نسبی لرستان نبوده اند به تعطیلی و ورشکستگی کشیده شدند / بروکراسی اداری لرستان سرمایه گذاران را از سرمایه گذاری دلسرد و فراری میدهد / مدیریت سنتی و محافظه کار تنبل و فاقد خلاقیت و نو آوری در حل معضلات استان لرستان است و به میز مدیریت بسیار علاقمند هستند تا منافع جمعی لرستان / بنا به فرمایش استاندار لرستان جناب دکتر خادمی عمده مدیران و مسؤلان لرستان تنبل ، محافظه کار و چسبیده به میز مدیریت هستند و هیچ طرحی برای برون رفت از مشکلات ندارند / مدیریت حوزه های اقتصادی در غرستان همواره به افراد غیر متخصص سپرده میشود و الان ادارات ما پر از افراد نا متجانس است که تحصیلاتشان ربطی به شغلشان ندارد و صرفأ بر حسب سفارشات و خویشاوند گزینی وارد کادر اداری استان شده اند که قاعدتأ کارایی هم ندارند / نگاه منفی به سرمایه گذار و برخوردهای غیر اصولی و گرفتن ایرادهای غیر کارشناسی برخی مدیران ارشد استان به سرمایه گذاران ، موجب فرار و دلسردی آنها شده است / اکثر نمایندگان لرستان در مجلس به جای نظارت که وظیفه اصلی نمایندگان است در حوزه اجرا و مدیریت ورود پیدا کرده و دخالت میکنند که اکثر این دخالتها نیز به انتصاب مدیران ضعیف و نا کار آمد منتهی میشود. باری به هر جهت تا ذهن مردم و مدیران عوض نشود و شایسته سالاری ملاک انتخاب نشود اوضاع لرستان هم تغییر نمیکند


  • استانهای بیکار ، بیکارتر شدند !

    اشتغال ناقص _ افزایش جمعیت جویای کار _ عدم مهارت کافی فارغ التحصیلان _ عدم سرمایه گذاری کلان_ عوامل ناپایدار اقتصادی مثل رکود و تحریم و … باعث شده تا بیکاری همچنان در شهرها و استانهای لر نشین جولان بدهد و علاوه بر زخم محرومیت ، فقر و نداری و بیکاری هم مضاعف شود. بیکاری در استان های محروم در حال اوج گرفتن است استانهای چارمحال بختیاری با ۲۳ درصد و کرمانشاه با ۱۹ درصد و لرستان با ۱۸ درصد در صدر استانهای بیمار قرار دارند! تقریبأ یک سوم جمعیت فعال استان چارمحال بختیاری بیکار مطلق هستند ! طبق آمار ۲۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در ایران دنبال کار میگردند که ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار بیکار مطلق هستند .باید زمینه ماندگاری روستاییان فراهم شود تا به حاشیه شهرها مهاجرت نکنند. روند افزایش نرخ بیکاری در استانهای لر نشین از آنجا نگران کننده تر است که با افزایش تورم و گرانی همراه است و شاخصی بنام فلاکت را بوجود آورده که استانهای چارمحال بختیاری ، کرمانشاه و لرستان در صدر شاخص فلاکت ایران هستند. بلاد لر نشین جمعیت بالایی از بیکاران را در خود جای داده و برنامه ریزی ها برای ایجاد اشتغال باید با جدیت دنبال شود. بیکاری دغدغه نخست لر تباران است و نام لرستان در صدر لیست استانهای با نرخ اشتغال ناقص است. ورودی بازار کار هم بیشتر شده و فارغ التحصیلان بیشتری وارد بازار کار شدند ولی زیرساخت کاری برای آنها فراهم نیست ما وارث جمعیت جویای کاری هستیم که بالای ۶۰ درصد آنها مهارت ندارند لذا ارتباط بین دانشگاه و صنعت باید ارتقا یابد. وعده هایی که بیکار ماندند و برای لرها شغل نشدند:در سالهای بعد از انقلاب لرها شاهد دادن وعده های متعددی از سوی مسؤلان امر برای ایجاد اشتغال در لرستانات بوده اند وعده هایی که هیچکدام به ثمر نرسیدند و در همان مرحله کلنگ باقی ماندند و امروز جمعیت بالای بیکارانی که اغلب تحصیلکرده هستند نا امیدانه به استانهای کویری مهاجرت میکنند و بلاد لرنشین به مرکزی مهاجر فرست تبدیل شده است. بخشی از اشتغال حاصل جریانات کلی اقتصاد کشور است همه منابع دولت که در لرستانات نیست الان ۶۵ درصد کل تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود ! میزان واقعی اشتغال ایجاد شده در لرستان را میتوان با استناد به آمار بیمه ای اعلام کرد الان آمار بیمه شده ها کاهش یافته که نشان از رشد بیکاری میدهد ! برای ایجاد اشتغال اقدام علمی صورت نگرفته و عوامل اقتصادی مثل رکود و تورم و تحریم هم منجر به نا پایداری اقتصاد شده اند


  • بیکاری فقر می آورد

    کارگران فصلی لر از جان خود مایه میگذارند اما هیچ درآمدی یا بیمه ای ندارند. بیکاری فقر می آورد و فقر جرایم را افزایش میدهد. بیکاری باعث فساد میشود و ده ها ، صدها و هزاران تنش و دل مشغولی را سبب میشود. کارگران لر نه نیمه ای دارند و نه امیدی به آینده و تا وقتی رمق کار کردن دارند در طول ماه میتوانند نان بخور و نمیری بدست آورند.هیچ سازمانی به فکر مشکلات کارگران نیست. عدم حمایت سازمانی از کارگران فصلی / نبود درآمد / نداشتن شغل داعم / بیکاری و نداری / نداشتن بیمه / عدم اطمینان به فردای خود / عدم ساماندهی کارگران به رغم شعار دادن سازمانهای مرتبط از جمله مشکلات کارگران است. راستی مسؤلان در این اوضاع آشفته و گرانی برای کارگران چهار راه ها و خیابانهای در انتظار کار چه برنامه ای دارند؟


  • ایمانی

    زخمی دردی وه تیر ناکسو _ ای خدا ده ناکسو حقش بسو / سرزمین رنج و درد و بی کسی _ لرسونه لرسونه لرسو .


  • گوگل تراکم فقر را نشان میدهد

    گوگل تراکم فقر را نشان میدهد. گوگل ترندز روند جستجو را نشان میدهد که در طول یک زمان یک واژه یا اصطلاح به چه میزان در موتور جستجوگر گوگل وارد شده است؟ اگر میزان جستجوی سهام عدالت را بررسی کنید از ۳۱ استان ایران استانهای : سیستان / کردستان / ایلام / خراسان شمالی / و لرستان رتبه نخست را دارند و برای واژه یارانه استانهای : سیستان / کُهگیلویه / خراسان شمالی / کرمانشاه / و لرستان رتبه های اول را دارند که نشان از تراکم فقر و نداری در این استانهاست.


  • نرخ تورم در لُرستان ۸% بیشتر از میانگین کشوری است

    نرخ تورم در لرستان ۸% بالاتر از میانگین کشوری است! بلاد لُرنشین همیشه در شاخص تورم یک سر و گردن بالاتر از دیگر استانها هستند که این امر موجب ایجاد مشکلات فراوانی در حوزه کسب و کار مناطق لُرنشین شده است و تاکنون اقدام عاجلی در جهت کنترل نرخ تورم و اقدام لازم جهت تنظیم قیمتها صورت نگرفته است! اینجا که مردم فقیرترند چرا کالاها را گرانتر میفروشید؟ مراکز پخش در لرستان وجود ندارد و عمده فروشان اجناس را گرانتر میفروشند! لرستان استان پرجمعیتی است ولی نمایندگی مستقیم ندارد و همدان مرکز است و ما با یک واسطه از آنجا جنس را میآوریم که درست نیست و باید مراکز پخش در لُرستان ایجاد شوند تا هزینه های مردم کمتر شوند لذا شبکه های توزیع در لرستانات باید گسترش یابند. لرستان قابلیت بارانداز کالا را دارد و اگر شبکه توزیع را گسترش و تقویت کنیم به احتمال زیاد مشکلات تورم حل میگردد.


  • نرخ بیکاری لُرستان دو برابر نرخ بیکاری کشور است

    سهم لُرستان از تولید ناخالص یک درصد بیشتر نیست! یعنی نرخ بیکاری در لرستان اغلب دو برابر متوسط کشوری است و نرخ بیکاری جوانان لر تا ۳ برابر نرخ بیکاری کشور است! درآمد سرانه لرستان هیچوقت از ۴۰ % یعنی نصف درآمد سرانه متوسط کشور بالاتر نرفته و در بحث جایگاه عادلانه متوسط کشور هم نتوانسته ایم بیشتر از نصف کشور باشیم! نمیتوانیم هدفگذاری کنیم که در ۱۰ سال آینده جزء ۱۰ یا ۵ استان توسعه یافته کشور باشیم چون به قطع خواب و خیال و توهم است اما اگر بخواهیم به میانه جدول برسیم باید سالانه به طور مداوم《سالی یک میلیارد دلار》پول وارد لُرستان کنیم. لُرستان تمام پتانسیلهای توسعه یافتگی را دارراست از نفت و آب و معادن تا جوانان تحصیلکرده اما دولت مرکزگراست و فقط به استانهای کویرنشین میرسد که بیشترین صنایع را در خود جای داده اند و با انتقالات آب از بلاد لُرنشین به حاشیه کویر بشدت معیشت مردمان لُر را تهدید میکنند زیرا اگر انتقالات آب همچنان ادامه یابد دیگر برای صنعت ، کشاورزی و گردشگری سرزمین لُرها آبی باقی نمیماند.


  • اقتصاد ناکارآمد ایران

    واژه بد برای توصیف وضعیت《بازار کار ایران》کافی نیست! ایران یکی از کمترین نرخ‌های مشارکت اقتصادی و یکی از ناکارآمدترین بازارهای کار در جهان را دارد!!! اما معمای آشفتگی و ویرانی بازار کار ایران معمای سیاست‌گذاری نیست. هم درد و هم درمان بازار کار کشور روشن است. توزیع بی‌حساب‌ و کتاب سوبسید، هزینه فرصت بیکاران را بالا برده، قانون بد و یک‌جانبه در حوزه کار و تأمین اجتماعی، هزینه مبادله در بازار کار را افزایش داده، آشفتگی محیط کسب‌وکار و به صفر رسیدن نرخ تشکیل سرمایه که تقاضای مؤثر نیروی کار را از بین می‌برد هم شده است قوز بالای قوز!!!


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری است!

    بیرانوند نماینده خرم‌آباد وچگنی در مجلس با اشاره به آمار بالای مهاجر فرستی لرستان گفت: جوانان قوم لُر مجبورند برای لقمه نانی ترک وطن کنند وگرنه کوچ از کجا به کجا صورت می‌گیرد؟ کوچ از سرزمین لاله‌ها به حاشیه شهرهای کویری؟ این مردم همان انسان‌هایی هستند که رهبر فرمودند رزمشان بیش از آنکه شنیدنی باشد دیدنی است!آن‌ها برای لقمه نانی مجبور به ترک وطن هستند! لرستان صدرنشین استان‌های مهاجرفرست است و رتبه اول بیکاری را دارد.بیرانوند در نشست سه‌شنبه یکم مرداد ۹۸مجلس گفت: این روزها تاختن بر دارایی‌ها و سرمایه‌های مملکت را هنر می‌دانیم!من نتوانستم دو سوال عمده موکلینم را پاسخ دهم. سوال اول: کارگری از من پرسید: معمای یارانه ۵۰ هزار تومانی و گوشت کیلویی ۸۰ هزار تومانی را چگونه به فرزندم توضیح دهم؟ سوال دوم جوانی بود که از من پرسید: آیا با اجاره بالای مسکن امروز چاره‌ای جز چادرنشینی وجود دارد؟بازنشستگان یاران دور و روزهای تلخ کشور می‌پرسند آیا قانون نوشتید تا در کتاب‌های تاریخ ثبت شود؟ قانون قرار نیست در زندگی مردم خود را نشان دهد《همسان سازی حقوق بازنشستگان》کی عملیاتی می‌شود؟ افزایش حقوق متناسب با تورم چه زمانی محقق می‌شود؟ تبعیض درون سازمانی در پرداخت حقوق به همه بازنشستگان کی انجام می‌شود؟ اجرای قانون الزام تامین اجتماعی به درمان رایگان که ماهانه بابت آن حق بیمه کسر می‌شود چرا اجرایی نمی‌شود؟اصلاح نحوه محاسبه حقوق بازنشستگان مشاغل سخت و اصلاح ساختار تامین اجتماعی و جدی گرفتن مشکلات سازمان و پرداخت بدهی آن به دولت،از دیگر مشکلات است که جز با همت و حمایت سران سه قوه اجرایی و عملیاتی نخواهد شد.«حقوق معلمان کُره جنوبی از اکثر کشورهای دنیا بالاتر است» آنها دریافتند توسعه کشور در گِرو《توسعه نظام آموزشی》است اما ما هنوز موفق به اجرای سیاست‌های این حوزه نشدیم. درحالی که قصه پُرغصه معیشت فرهنگیان جز در سایه همت و حمایت تمام ارکان نظام تحقق پیدا نخواهد کرد.وزیر نیرو نسبت به تکمیل سد مخملکوه و زیبا محمد و آب و فضلاب روستاهای این حوزه اقدام کند! متاسفانه علی‌رغم کلنگ زنی و بررسی در تعجیل و تسریع احداث اقدامی صورت نگرفته است و سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود و ۹۰% زمینهای کشاورزی لرستان دیم هستند!


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • استانهای کویری صنعتی

    استانهای کویری با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده‌اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استانها به این مراکز بویژه تهران سرازیر شود که پیامد آن نابرابری، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است. بلاد لُرنشین که برخلاف توانمندیهای طبیعی سالهاست که جزء استانهای محروم باقی مانده‌اند، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمیتوانند با رفاه و آبرو به زندگی ادامه دهند و بی‌نیاز باشند. مردمان لُر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره‌کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده‌اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه‌دار و نقره داغ شده‌اند و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده‌اند. الگوی توسعه در ایران از《الگوی مرکز_پیرامون》تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات در استانهای کویری و همزمان رکود نسبی فعالیتها در استانهای مرزی؛ نابرابری و واگرایی ناحیه‌ای را بیشتر کرده! همچنین با توجه به این اصل که《نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند》نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت براساس منطق عدالت خواهانه《راولز》که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند تعلق گیرد! در واقع منابع بلاد لُرنشین مثل آب، نفت و معادن تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود بدست آمده از آن در تهران، اصفهان، قم، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق کویری با وجود محدودیتها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند بعلت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلندپایه که به این نواحی کویری تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاریهای دولتی را در تمام زمینه‌ها بخود جذب کنند و در نتیجه جزء《استانهای توسعه یافته صنعتی》به شمار آیند. دکتر دیوید هاروی در کتاب《عدالت اجتماعی و شهر》مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظات سیاسی بر دیدگاههای اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی برحسب نفوذ سیاسیون در قدرت است!


  • درک منافع جمعی

    انسان موجودی اجتماعی است و گروهی زندگی میکند پس در این《محیط گروهی》منافع وی تعریف میشود. اینگونه بود که جوامع شکل گرفت. بعدها این جوامع بدلیل نزدیکی افراد و آمیزش میان گروهی که اصلیترین خصوصیت انسان و هر موجودی بجز پروکاریوت هاست ژنهایی رد و بدل شد. این امر باعث شد تا قومیتها، اتنیکها و ملیتها با خلق و خوی متفاوت و منحصر بفرد بوجود آید. این تیکه ها پازل تمدن بشر را میسازند. پس نخستین چیزی که باعث شد نسل بشر از عصر یخبندان و جنگها و قحطیها و بیماریها نجات پیدا کند چیزی جز《منافع جمعی و گروهی》نبود و نیست. هرگاه در تاریخ بشر، داخل قومی، منافع شخصی به جمعی ارجحیت یافت عملاً آن قوم و تمدن به فنا خواهد رفت! منافع شخصی فسادآور و نامشروع است و باعث زوال یک تمدن و یا توده میشود! اتنیکی که اکنون ما بنام لُر میشناسیم هم جدای از دیگر اتتیکها و تمدنها نیست شاید افرادی خارج از جامعه اولیه لُر به این جامعه وارد شدند ولی در طول زمان هویتی بنام لُر را پذیرفته‌اند و با ازدواج و تبادل ژنها تقریباً خلق و خوی لُری بخود گرفته‌اند. تنها دلیلی که این هویت همچنان پا برجاست اشتراک منافع است! چه بسیار توده بدلیل تضاد منافع از هم گسیخته اند و هرکسی به طرفی رفته است! اشتراک منافع جمع ها را بوجود میآورد اگر فرهنگی منطقه ای و...باشد بدلیل ازدواجها و درآمیختگی《یکانگی تباری، زبانی و فرهنگی》را نیز شامل میشود. چیزی که مهم است اشتراک منافع لُرها در مورد محیط زیست، منابع طبیعی و فرهنگ ایشان و خلاصه آزادی و حق حیات آنان است که اکنون با ندانم کاری عده ای بخطر افتاده است! متاسفانه بسیاری از لُرها با درک پایین خود هنوز نمیدانند آب در چه کرتی میباشند! متاسفانه کمبود مطالعه و نبود رسانه و تریبون سبب شده که عده ای ماکیاولیست با وعده های دورغین و در ظاهر تنها جز هارت و پورت و زد و بند هیچکاری و قدمی از ایشان مشاهده نمیشود. ضعفهای بسیاری بر فعالیتهای لرگرایی هم گرفته میشود. برخی تنها از فعالیت لرگرایی زنده باد لُر را یاد گرفته اند. پایش که افتاد آنرا نیز زیر پا میگذارند. آکیرو کوروساوا کارگردان ژاپنی فیلمی بنام《هفت سامورایی》با بازی توشیزو میفونه دارد که داستان دهقانان یک روستا برای دفع راهزنان، به دنبال سامورایی میگردند که در شهر تنها یک سامورایی به آنها پاسخ مثبت میدهد و 6 سامورایی دیگر به وی پیوسته و به کمک دهقانان، راهزنان را دفع میکنند. مزد ساموراییها در این جنگ که چهار نفرشان جان خود را از دست میدهند تنها سه وعده غذاست!!!


  • استخدام باید از طریق《آزمون》باشد نه《طایفه بازی》

    مورد داشتیم که بعضی از نماینده ها توسط بعضی از مدیران احاطه شده و آنها از نماینده شهرستان استفاده شخصی میکنند. مثلاً فرزندان خودشان را با حمایت نمایندگان در ادارات بدون آزمون و مصاحبه استخدام میکنند درحالیکه حق آنها نیست و رشته تحصیلیشان با شغل اداری مرتبط نیست! بقیه جوانان شهر وقتی برای استخدام اقدام میکنند سنگهای زیادی جلوی پایشان میندازند مثلاً فردی که در تربیت معلم قبول شده را در مصاحبه رد میکنند تا هم طایفه‌ای را بجای او بنشانند! حق در استخدام ارتش و نیروانتظامی هم کسانی را قبول میکنند که هم طایفه‌ای شان باشد! در لُرستان خیلی همچین چیزی را تجربه کرده‌اند که طایفه بازی نقش اساسی در آن دارد! که دوستی با نماینده و هزینه تبلیغاتی برای او عامل این موضوع است! مردم باید وقتی همچین چیزایی را می‌بینند افشا کنند تا آبروی نمایندگان و مسئولان نژادپرست را ببرند! مردم باید به حراست اداره/ دیوان محاسبات اداری/ و اداره بازرسی شکایت کنند و گزارش تخلف مدیران ادارات در《استخدام طایفه‌ای》را بدهند! توضیح بخواهند که چرا بچه های خودشان را با رانت و لابی استخدام کردند بدون《آزمون و مصاحبه؟》ادارات دولتی جزو بیت‌المال هستند و مردم در آنها حق دارند و برای تامین نیرو باید《آگهی عمومی》بدهند و با عدالت از طریق آزمون، نیروی متخصص و تحصیلکرده جذب کنند!


  • نماینده شهرستان یا طایفه؟

    ردپای《نمایندگان قبیله گرا》ادوار گذشته هنوز بر ادارات وجود دارد وابستگان آنها که بدون آزمون در ادارات استخدام شدند و کاش فقط شاغل باشند اما با بیفرهنگی و زیرآب زنی، نخبگان لُرستان را با عناوین مختلف از صحنه حذف مینمایند و موانع متعدد پیش پای آنها میگذارند حرکاتی از این قبیل جز تنفر و خسارت برای لُرستان چیز دیگری ندارد! همانا رویای آنها فقط بکار گرفتن《افراد بیسواد هم طایفه‌ای》و تصاحب چند موسسه اقتصادی است! آنها دلسوز شهر و استان نیستند فقط بفکر طایفه پوشالی هستند و نتیجه کارشان جز خسارت و عقب نگهداشتن شهر نیست! باید وابستگانشان از ریاست بر ادارات، مدارس، بیمارستانها، استانداری و سایر ادارات کنار بگذارند چون《دید طایفه‌ای》دارند! یکبار اصلاح طلب میشوند وقتیکه فضا عوض شد سریعاً اصولگرا میشوند! البته ما با بیخیالی و بیتفاوتی در انتخاب این افراد ضعیف و بیسواد مقصریم و در کمکاری آنها بخاطر سکوتمان شریک هستیم که نمیپرسیم آقای نماینده آن رویای شما در سرکار آوردن هم طایفه‌ای به حقیقت پیوست؟ آیا شما نماینده کُل شهرستانی یا فقط یک طایفه؟


  • استخدام بدون آزمون!!!

    در برخی ادارات دولتی، مدیران دست نشانده بعضی از《نمایندگان طایفه گرا》فرزندان و خویشاوندان خود را بدون اینکه فراخوانی برای جذب نیرو بدهند و آزمون برگزار کنند براحتی استخدام میکنند و طوری وانمود میکنند که انگار آن اداره ارث پدرشان بوده و آن شغل نیز حق فرزندشان است! اداره دولتی از اموال بیت‌المال است و شرعاً کار این مدیران گناهی بزرگ است چراکه از حق مردم به نفع خودشان بهره برداری میکنند. جالب اینکه همان《مدیر حق مردم خور》و خانواده‌هایشان در میان فامیل و خویشاوندان طوری ادعای دینداری میکنند و نسبت به جوانان بیکار ترحم میورزند انگار خود آنها نبوده‌اند که جایگاه شغلی جوانان بیکار را به نفع فرزندان خودشان مصادره کرده‌اند. این مدیران رانت خوار و نمایندگانی که در کار آنها دخیل هستند باید بدانند حقوقی که از طریق رانت دریافت میکنند حرام است و لقمه نانی که از آن حقوق برای فرزندانشان تهیه میکنند قطعاً حرام است.


  • لُرستان بهشت مدیران ضعیف

    سال 92 آقای جایدری با آقای نیکوخصال مدیرکل ورزش وجوانان در شبکه افلاک درباره ساخت《دهکده اُلمپیک》مصاحبه کرد که آقای نیکوخصال در یک جمله تاریخی فرمودند:《مگه توی خرم آباد میخاد اُلمپیک برگزار بشه که بخواهیم دهکده المپیک درست کنیم!!!》به علت عدم پیگیری و برگشت بودجه، دهکده اُلمپیک به مجموعه ورزشی تقلیل پیدا کرد! که فقط شامل یک ورزشگاه فوتبال و یک سالن دو و میدانی میشود! بقیه طرحها هم بدلیل بیخیالی مسئولان مُنتفی شدند! ولی در رشت، اصفهان، تبریز، تهران و...دهکده های المپیک با تمامی امکانات تکمیل شدند! تا تفکر قبیله‌ای در ذهن مدیران و مسئولان لُرستان حاکم است و تا وقتیکه بودجه را به تهران برگشت میدهند مطمئناً یک لُرستان دو نمیشود!


  • لُرستان ویترین پروژه‌های ناتمام

    پروژه‌های لُرستان که چندین دهه است که بلاتکلیف بحال خود رها شده‌اند و هنوز تکمیل نشدند: 1-دهکده المپیک که از 36 پروژه تنها دو پروژه تکمیل شدند/ 2- راه‌آهن دورود-خرم آباد-اندیمشک که از سال 89 تا الآن فقط 40% پیشرفت داشته است! / 3-احداث صنایع پایین دست پتروشیمی لُرستان / 4-تونل و سد کاکارضا که از سال 84 تا الآن تکمیل نشده است! / 5- تکمیل سد ایوشان/ 6-تکمیل سد زیبا محمد/ 7- تکمیل کارخانه سیمان خرم‌آباد که دو دهه ناتمام است/ 8-ساخت هتل پارک صخره‌ای که از 1376 تا الآن نیمه‌کاره است! / 9-احداث کارخانه ژنراتورسازی / 10_احداث مجتمع 700 هکتاری علی‌آباد/ 11- ساخت چهارخطه خرم‌آباد- چالانچولان / 12-ساخت چهارخطه خرم‌آباد-اندیمشک/ 13-ساخت چهارخطه خرم‌آباد - نورآباد/ 14-تعریض جاده خرم‌آباد_سپیددشت/ 15- تعریض جاده خرم‌آباد -آبشار بیشه از مسیر روستای آبستان/ 16-توسعه، تجهیز و شروع پروازهای خارجی فرودگاه لُرستان/ 17- استقرار اداره کل راه‌آهن لُرستان در خرم‌آباد/ 18-تکمیل کتابخانه مرکزی خرم‌آباد که فقط یک طبقه دارد ولی دو دهه است که بلاتکلیف میباشد! / 19-ساخت مجتمع فرهنگی بهزیستی/ 20-احداث میدان اسب‌دوانی/ 21-نوسازی و توانمندسازی محلات اسدآبادی، گل‌سفید، پاچنار، علی‌آباد و چاه خندق/ 22- احداث تصفیه‌خانه آب و فاضلاب/ 23- پیگیری طرح پایلوت توسعه شهری اُسکان سازمان ملل / 24-اجرای کمربند سبز خرم‌آباد/ 25-ساماندهی خُرم رود و کرگانه / 26-تکمیل ساختمان استانداری لُرستان/ 27- گسترش باغ‌وحش کاسیت و احداث باغ پرندگان/ 28-احداث موزه مفرغ لُرستان/ 29-احداث پارکینگ طبقاتی در بازار و مرکز شهر/ 30-تکمیل مجتمع تجاری (برج دوقلو) میدان کیو/ 31-تکمیل چهارخطه ازنا_شازند/ 32- تکمیل چهارخطه الشتر_فیروزآباد/ 33- تکمیل آزادراه خرم‌آباد_اراک/ 34-تکمیل مسکن مهرکمالوند.


  • سکوت نمایندگان خرم‌آباد

    آقای زهره نژاد اهل تهران از دولت تسهیلات گرفته که کارخانه لاستیک سازی خرم‌آباد را بسازد اما پول را گرفته و در شمال تهران دارد تالار میسازد و نمایندگان خرم‌آباد (صیمخو بیرانوند و محمدرضا ملکشاهی راد) هیچگونه اعتراضی به این قضیه نکردند! راه آهن دورود_خرم‌آباد_اندیمشک تعطیل شد ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! طرح بندرخشک خرم‌آباد را به سلفچگان قم منتقل کردند ولی باز نمایندگان خرم‌آباد هیچ افتراضی نکردند! از سال ۷۶ تا الآن هتل پارک صخره‌ای بلاتکلیف است ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! من نمیدونم برحسب کدام کار درخشان دوباره ثبت نام کردند؟ بجز استخدام فامیلشان در ادارات کار دیگری برای خرم‌آباد کردند؟ تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند مشکل بیکاری لُرستان حل نخواهد شد!


  • رفتار انتخاباتی لُرستانی ها

    طایفه‌بازها با موج آفرینی کاذب و سوار شدن بر تعصبات، مردم را از خواسته های اصلی منحرف میکنند که حاصلش نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتارشان انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! حداد عادل رییس مجلس هفتم در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده لُرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در دوره دهم نماینده خرم‌آباد بیانیه تشکیل فراکسیون بلاد کُردنشین را امضا کرد! نماینده دوره پنجم میخواست با هیاهو کاوه زمان جلوه کند اما بایکوت و شش ماه ممنوع کار شد! هنوز خاطره تلخ انتقال پتروشیمی خرم‌آباد به اراک در اذهان زنده است که مُسبب آن نمایندگان دوره سوم یعنی؛ علیمحمد سوری لکی و علی عنایت بودند! وقتی دستفروشی را عضو شورای شهر میکنید نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنید چون حاصل انتخاب خودتان است! مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند! مُنتقد نیستند! قانع هستند! زود عصبانی میشوند! مقابل کمبودها لَب فرو میبندند! منافع فردی را بر جمع ترجیح میدهند و از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت میگذرند! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند! بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری بحال لُرستان نداشته و آمارها این را اثبات میکند: لُرستان بالاترین نرخ بیکاری را دارد! کمتر از شش صدم درصد از صنعت کشور را دارد! از نظر درآمد سرانه رتبه بیست وهشتم را دارد! نود درصد زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! دومین استان مهاجرفرست است! در اعتیاد وطلاق در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته‌اند نتوانستند موجب بهبود در وضعیت لُرستان شوند!تا زمانیکه اقتصاددانان و کارآفرینان بعنوان نماینده وارد مجلس نشوند آمار بیکاری ومهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال وصنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک معلم، دندانپزشک، وکیل یا باستانشناس هرچند هم بخواهد چون آشنا به اُمور اقتصادی نیستند، نمیتوانند مشکل‌گشا باشند! مجلس متعلق به استانهای پرجمعیت است اصفهان نوزده نماینده دارد و چهار نماینده بختیاری نمیتوانند جلوی انتقال آب را بگیرند! سه نماینده کُهگیلویه زورشان به نوزده نماینده فارس نمیرسد! و نُه نماینده لُرستان هیچوقت نمیتوانند در کاهش بیکاری مثمرثمر باشند! باید فراکسیون مناطق محروم تشکیل شود تا با اتحاد در جهت توسعه گام بردارند.


  • اعتراض مَدنی و انتخابات!

    سهیلا والیزاده: به نظر می‌رسد در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نیل به اهداف اقتصادی و ارتقاء آن که رابطه مستقیم با سطح زندگی، معیشت، اخلاق و عفت عمومی دارد اصلی‌ترین مطالبه‌ی عمومی جامعه است چیزی که در کشور ما همیشه در درجه چندم اولویت قرار می‌گیرد و به تبع آن شکاف‌های عمیق فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی در جامعه روز به روز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی که مهار جامعه از دست افراد پاکدست، توانمند، متخصص و دلسوز خارج شده است می‌توان سواد، نیرو و آگاهی خود را برای ارتقاء زیرساخت‌های فرهنگ عمومی متمرکز کرد تا افراد سطح پایین نتوانند شتاب بیشتری به سقوط و انحطاط آن بدهند. انتخابات نادرست و مبتنی بر هیجانات کاذب که البته قسمت عمده‌اش ناشی از انزوای افراد کاریزماتیک، جسور و پاک دستی است که به دلایل گوناگون پا به عرصه نمی‌گذارند و میدان خالی جولانگاه ترک‌تازی افراد میان‌مایه و ناکارآمد می‌شود و درنتیجه شکست‌های پیاپی و انسدادهای متوالی در برابر چالش‌های بزرگ کشور (مسئله اقتصاد و مبارزه با فساد و رانت و ...) است. از سوی دیگر عملکرد ضعیف نمایندگان ناکارآمد باعث دلسرد شدن مردم به انتخاب نماینده مجلس و شورای شهر شده است در این شرایط هواداران کاندیداها دست بهروش‌های غیرعقلانی و بر پایه جو زدگی می‌شوند و حس می‌کنند روش‌های خردمندانه‌ای برای جلب آرای عمومی وجود ندارد یا تأثیری ندارد. در لغت‌نامه معنای مسخرگی و لودگی را از هم جدا دانسته زیرا مسخرگی شغل است ‌و لودگی تنها برای خنده خود شخص و اطرافیانش...رسانه ملی در ایجاد فضای مسخرگی بیشترین نقش را دارد و با پرداخت حقوق‌های نجومی به کسانی از قبیل مدیری و جوان و...سعی داشته که قدرت تجزیه تحلیل درست را از افراد بگیرد و روح اعتراض نسبت به تناقض‌های آشکار از بین برده و خنثی کند تا جایی که مهران مدیری بارها در برنامه‌های خود اعلام می‌کند (من طرف شمام) با القاء این حس که مردم مقابل حکومت هستند البته ایشان با یک دستمزد غیرقابل‌تصور برای عامه مردم و در رسانه حکومت علیه آن‌ها. زیرا بار معنایی کلمات کاهش یافته و همه واژگان در خدمت مطامع سیاسی درآمده‌اند و تعارض و تناقض زیادی در شعار و عمل مسئولین وجود دارد و خوشبختی و معیشت مردم به درجه‌های آخر تنزل یافته‌اند؛ و بیان این‌همه تعارض هم مخالفت تلقی می‌شود؛ و مسخرگی به عنوان یک ابزار قدرت خیلی خوب می‌تواند باعث سازگاری هر چه بیشتر جامعه با زخم‌هایشان شود. نمونه اینکه برای تلخ‌ترین دردها هم در شبکه‌های مجازی جوک ساخته و آن را عادی و حتی خنده‌دار تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی بهترین شکل ممکن و ملموس از آزادی تائید همه‌جانبه‌ی تمامی ابعاد و سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و...است. در خرم‌آباد ما هم در هر دوره انتخابات با یک پدیده خاص مواجه می‌شویم و تائید مردم به خیال اینکه با یک فرد معترض (از گونه‌ای دیگر) طرف هستند ما را مضحکه خاص و عام می‌کند. اگرچه مجلس دهم مجلس کارآمدی نبود تا جایی که در تورم سیصد درصدی بنزین کوچک‌ترین واکنش اعتراض‌آمیزی با اَدله تسریع سقوط طبقه متوسط به ضعیف از خود بروز ندادند.اما نگرش متقابل ما و انتخاب آن نه‌تنها بازدارنده‌ی این رفتارهای سخیف و دم‌دستی نخواهد بود بلکه مهر تأییدی است بر گسترش هر چه بیشتر این فرهنگ مخرب و ویرانگر که برخی به اشتباه آن را نوعی اعتراض مدنی و مبارزه آرام با فساد مسئولین می‌پندارند. درحالیکه به نظر نگارنده یکایک ما همان قدر که وظیفه داریم به عنوان یک ایرانی با فساد، تباهی و زشتی به هر توش و توانی که داریم مبارزه کنیم به همان اندازه بایستی برابر گسترش لودگی و دلقک‌بازی‌های حقیر بایستیم زیرا بدون شک این رفتار در نهایت به نفع قدرت خواهد بود و ابزاری برای از بین بردن روح اعتراض جمعی است و سرانجام هم‌صدایی با آن ایجاد جامعه‌ای است که دلقک‌ها با معیارهای حقیر خود می‌سازند.


  • لُرستان زخم کهنه در عدم توسعه دارد!

    حاتم شاکرمی معاون اول وزیر کار: لُرستان زخم کهنه‌ای در عدم توسعه‌یافتگی دارد که بخشی از آن مربوط به عدم سرمایه‌گذاری بوده و بخش دیگری از آن مربوط به کاهش بهره‌وری در بخش تولید است. در لرستان در بحث استفاده از سرمایه‌های فیزیکی از بهره‌وری خوبی بهره‌مند نیستیم و باید اقدام اساسی صورت بگیرید و کارگروه یا کمیته‌ای برای رفع این مشکل تشکیل شود. شاکرمی با بیان اینکه در کشور هزار و 300 واحد مشکل‌دار در آستانه بحران داریم، اظهار داشت: از این تعداد 38 واحد در لُرستان قرار دارد و لُرستان از نظر تعداد واحدهای مشکل‌دار در جایگاه 26 ام قرار دارد. حدود 5 هزار و 800 نفر در این واحدها مشغول هستند که بین دو تا سه ماه و برخی تا پنج ماه حقوقی دریافت نکرده‌اند و با توجه به پایان سال باید در بحث حقوق معوقه کارگران تصمیمات جدی صورت گیرد و حقوق کارگران پرداخت شود. باید نگاه مدیران عوض شود و مدیران لُرستان باید ریسک‌پذیری را بپذیرند مدیری اگر ریسک‌پذیر نباشد، نمی‌تواند تصمیم به‌جا و به موقعی بگیرد لذا در رابطه با تغییر، پیشرفت و رفع مشکلات لُرستان باید نگاه مدیران تغییر یابد. کشاورزی لُرستان به سمت کشاورزی صنعتی برود شاکرمی با اشاره به اینکه در فروردین‌ماه امسال سیل آمد و در مسیر رودخانه و جاده بسیاری از زندگی مردم را خراب کرد، این سیل می‌توانست فرصتی برای لُرستان باشد و متأسفانه کشاورزی لُرستان کشاورزی رودخانه‌ای است و باید این نگاه در لُرستان تغییر کند و کشاورزی رودخانه‌ای به سمت کشاورزی صنعتی برود! تصمیم گرفتیم تمام اختیارات را به لُرستان بدهیم و مدیران زیر نظر استاندار هر تصمیمی بگیرند، مدیران لُرستان در جهت رفع مشکلات در زمینه صنعت، تولید و کشاورزی از این فرصت استفاده کنند. لُرستان زخم کهنه‌ای در عدم توسعه دارد!


  • تعلقات طایفه‌ای

    سهیلا والی زاده: انتخابات به خودی خودش کاندیداها و اطرافیانشان را به جنب و جوش و پویایی چندماهه‌ای وادار می‌کند. در دنیای معاصر که در پرتو تبلیغات تشخیص واقعیت از دروغ بسیار دشوار است کاندیداها هم گاهی چنان ماهرانه دم از معجزه می‌زنند که بیچاره خلق نمی‌تواند باور نکند. آن‌هم در شرایطی که خود رئیس جمهور هم به آن‌همه شعار رنگین که در اردیبهشت ۹۶ وعده داد نتوانست یا نخواست که جامه عمل بپوشاند. در بعضی استان‌ها هنوز طایفه‌گرایی قدرتمند است و انتخابات و مصالح آن این حس تعلق مندی متحجرانه را پررنگ‌تر می‌کند؛ زیرا افراد زیادی که فاقد توانمندی‌های خاص دنیای مدرن و شایستگی‌های لازم برای کسب صندلی‌های سرنوشت‌ساز یک جامعه هستند، می‌توانند با تکیه‌بر عواطف و احساسات طایفه‌ای و دل‌بستگی خونی احساس توانایی کاذب کرده و بتازند که البته در صورت موفقیت به‌جز چند استخدام ساده خویشاوندی از عهده‌ی هیچ کار مهم دیگری بر نمی‌آیند. با این همه ما ملتی هستیم که اشتباهات خودمان را دوباره و ده‌باره تکرار می‌کنیم. ازآنجایی‌که ما هرگز برای زندگی درست و انتخابات اصولی و اندیشمندانه آموزش ندیده‌ایم و عادت به تفکر و چرایی در اشتباهات بزرگ و تاوان نداریم به این راحتی‌ها راه را از چاه نخواهیم شناخت زیرا شور و هیجان غالب پوپولیستی و عوامانه اجازه عمل‌گرایی به متفکران جامعه را نخواهد داد. بی‌فایده است تکرار حرف‌هایی که مخاطبان آن هنوز زیر علم شعارهای پوچ و وعده‌های استخدامی و...سینه می‌زنند اما نمی‌توانم از گفتن این سخن بازبمانم که دوستان عزیز ما روزها و سال‌های سختی پیش رو داریم. بدون هیچ تعارفی اصلاح طلبی و اصولگرایی به مفهوم درست آن بسیار رنگ‌باخته است زیرا به‌عنوان یک شهروند، یا ایرانی حضور بزرگان این دو جناح در مقاطع مهم تصمیم‌گیری‌های کشور دیده نمی‌شود. دولت تدبیر و امید که ملت را از همه دولت‌های پیشین ناامیدتر کرد و نتوانست جلوی رشد سه برابری یک‌شبه بنزین را بگیرد. تاوان همه این‌ها را ملت پس می‌دهد و دولتمردان ما که ناچار نیستند با حقوق‌های سه چهار میلیون تومانی مخارج یک ماه خانواده را تأمین کنند نمی‌توانند درک درستی از معیشت سخت ما داشته باشند. آن عده‌ای که می‌گویند گرانی بنزین ربطی به بقیه چیزها ندارد یا در تمام عمرشان اصول ساده اقتصاد را نخوانده اند یا اینکه منافعشان در ابراز این دروغ بزرگ است. حداقل در این انتخابات پیش رو مراقب باشیم و اجازه ندهیم کاندیداهای بدون رزومه سازمانی و مدیریتی ما را به سمت هوچی گری و تعلقات طایفه‌ای بکشانند.


  • نبرد با آسیاب بادی

    سهیلا والیزاده مرادی: یکی از شگردهای موفق کاندیداها و به طور اعم رهبران جنبش‌های کوچک و بزرگ جهان ایراد خطابه‌های پرشور و حال و اغواگری است که مخاطبان را در خلسه‌ی پیروزی و دستیابی به آن فرو می‌برد. از آنجایی که این بیانات مخاطب فردی ندارند هر کدام از افراد جامعه‌ی هدف خود را در چشم‌انداز روشن آن خوشبختیِ پیش رو سهیم می‌دانند و یارای مقاومت ندارند در واقع به طور غیرمستقیم مخاطبان را ملزم به قبول چیزی می‌کنند که نیازی به آن نیست یا اصولاً از دسترس آن‌ها خارج است اما سخنان آن‌ها مانع ادراک شرایط موجود و قدرت تصمیم‌گیری صحیح می‌شود بنابراین رفتار جامعه هدف همان چیزی است که خطیبان و کاندیداها با القا حس آزادی در انتخاب به آن‌ها تحمیل کرده‌اند. در شعارهای پرشور و بدون پشتوانه‌شان دقت کنید. چشم‌اندازهایی که رسیدن به آن‌ها مستلزم تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های کلان حکومت است و از عهده هیچ‌کدامشان ساخته نیست. در نظر بگیرید که در دوره‌های پیشین شهر ما هیچ نماینده‌ای در مجلس یا شورای شهر نداشت، به‌راستی چه اتفاقی می‌افتاد؟ لابد کارخانه‌های عظیم، حضور سرمایه گذران داخلی و خارجی، تولیدهای کوچک و بزرگ را که حالا نان بر سر سفره مردم محروم این دیار آورده‌اند نداشتیم و نیروی کار و فکر ما ناچار به عسلویه، بندرعباس، اصفهان، تهران و...کوچ می‌کرد. می‌بینید بودن و نبودن اغلب آن‌ها جز در جابجایی نیروها و مدیران سازمان‌های داخلی و چند سخنرانی و ارائه طرح بدون تصویب که از آن به‌عنوان رزومه یاد می‌کنند و البته چند حرکت دم دستی اعتراض‌آمیز چیزی نبوده و تأثیری هم بر چهره شهر نداشته‌اند. اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندوتیزمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم. واضح‌ترین نمونه آن انتخاب نمایندگانی است که با شوق‌وذوق و به امید معجزه به بهارستان می‌فرستیم و خیلی زود ناامید می‌شویم و این بت خودساخته را تخریب می‌کنیم؛ اما این روند، بازدارنده ما از خیال‌بافی و بزرگ کردن کاندیداهای بعدی نیست. آدم‌هایی معمولی، کم‌سواد، کم تخصص و میان‌مایه را با کلمات اغراق‌آمیز به اوج می‌بریم که بنده خدا هم باور می‌کند ناجی بزرگ خلق است و باید با آسیاب‌های بادی بجنگد. به تجربیات گذشته، نومیدی‌های پی‌درپی از اغلب نمایندگان فکر کنیم. حقیقت این است که دگرگونی و تغییر در شرایط موجود نیازمند جهشی فکری و عملی در سیاست‌های کلان حکومت است. از سوی دیگر ما نیز در جهان تکنولوژی و سرعت، پس‌مانده‌های ذهن قبیله گرای یک قرن پیش خودمان را دور بریزیم و در اُسلوبی تازه مطالبه گر حقوق تغییر یافته خود باشیم. حقوقی که در القاء دروغ‌های خیرخواهان بزرگ و ناجیان پوشالی تعبیری واژگونه یافته‌اند درحالیکه مسئله چیز دیگری است. پی‌نوشت: دُن کیشوت یا《دُن کیخونه دلامانچا》رمانی از نویسنده اسپانیایی سروانتس ترجمه؛ محمد قاضی. ماجرا از این قرار است که مردی حدود ۶۰ ساله به شوالیه گری علاقه‌مند می‌شود و به دنبال مأموریتی شرافتمندانه و آرمانی می‌خواهد تمام اشتباهات عالم را درست کند اما چون دچار توهم شده آسیاب‌های بادی را هیولا می‌بیند و در نهایت دوستان خودش را مجروح می‌کند. نکته جالب اینکه رفقایش می‌دانند دن کیشوت بیچاره دچار توهم شده اما او را همراهی می‌کنند!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • واکنش لُرها به جامعه نژادپرست ایران چیست؟

    در عسلویه هرکسی از مهندسین نفت را دیدیم تُرک بود! پُستهای کلیدی دست این عزیزانه ولی همیشه از تبعیض دَم میزنند! حتی تهرانیها که دوره شش ماهه مأموریتشان میآیند عسلویه، همه تُرکند! تمام پرسنل پتروشیمی خرم‌آباد ترک تبریزند! اکثر واحدهای پالایشگاهی وپتروشیمی خوزستان و کُهگیلویه در اختیار ترکهاست! آیا لُری در آذربایجان مشغول بکاراست که آنها خود را مُحق میدانند در بلادلُرنشین به فعالیت تجاری بپردازند و به لُرها توهین کنند! همش سياسته که با نژادپرستی و شعارهای مرگ برفارس و خلیج عربی دست پيش ميگيرند که پَس نروند وگرنه تبريز ازنظر صنعت و رفاه بعد از تهران قرار دارد و انحصار کفش، فَرش و شکلات دراختیار تبریز است! وقتی وارد آذربایجان ميشويد انگار وارد كشور ديگری شده‌اید! روستاها تمیز و هرچیزی که برای رفاه لازم است حتی آبیاری مدرنیزه زمینهای کشاورزی را دارند! زمینهایشان یا زیرکشت است یا شهرک صنعتی است و هيچ زمین بلااستفاده‌ای نمی‌بینند! نفت در مسجدسلیمان، پلدختر، دهلُران، اندیمشک و گچساران است اما پالایشگاه وپتروشیمی درتبریز واصفهان است! خیالشان از لُرها آسوده است که تمام بودجه را بین خودشان تقسیم میکنند و لُرها در فقر وبیکاری بسر میبرند!اصفهان و یزد علیرغم بی‌آبی انحصار تولید فولاد را در اختیار دارند و با لابی اجازه احداث صنایع در استان بختیاری را نمیدهند تا همیشه آب مجانی برای چندطبقه کردن صنایع شان داشته باشند! همکارم هرروز صبحانه‌ را از اراک تهیه و به لُرستان میآورد! وقتی پرسیدم چرا از لرستان خرید نمیکنی؟ گفت: دوست ندارم پولم تو جیب لُرها بره! اما اگر ثانیه‌ای دویست میلیون مترمکعب آب از الیگودرز به اراک و قم برود یا پالایشگاه وپتروشیمی خرم‌آباد سَر از اراک درآورد نباید اعتراض کنیم چون متهم به قومگرایی میشویم! تمام عطر و آجیل فروشی های دزفول، کُردسنندج اند! در اندیمشک فروشگاه کردستان دایر کرده‌اند که لُرها بجای تحریم از آنها استقبال هم میکنند! تورهای گردشگری یکروزه که به مناطق لُرنشین میآیند تمام وسایل حتی راننده را با خود میآورند و ریالی برای استان ما درآمدزایی نمیشود! شهرهای ما بازار مصرف کالاهای بُنجل اصفهان و تبریز است از گُلدستون اردبیل تا سفال اصفهان، ایزوگام دلیجان و لاستیک کویر یزد! پس لُرها چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟ سهم ما از اقتصاد ملّی چیست؟ چرا از بودجه عمومی برای انتقال آب به شهرهای نورچشمی استفاده میشود اما برای تکمیل طرحها در لُرستان اعتبار ندارند؟


  • باید نگاه ویژه کشوری به لُرستان شود

    نرخ بیکاری بالای لُرستان درطول سنوات متمادی رمق را از خانواده‌ها گرفته و نیازمند اقدامات اساسی است. از فرماندهی اقتصاد مقاومتی می‌خواهیم یک نگاه ویژه‌ای به این موضوع شود، مشکلاتی که هست در طول سنوات انباشته شده است و موقعیت لُرستان نیازمند یک نگاه ویژه‌ای است. لُرستان مرکز غیرت و پایتخت طبیعت است، لذا این مردم شایسته خدمت هستند و انتظار می‌رود اقدامات در تراز بالای مملکتی برای لُرستان صورت گیرد. برای اینکه کمر بیکاری شکسته شود یک اقدامات اساسی در مرکز کشور برای لُرستان باید صورت گیرد و نگاه ویژه‌ای باشد. مردم لُرستان وضعیت شهرهای دیگر را می‌بینند باخود مقایسه میکنند و سؤال می‌کنند که چرا سفر وزرا به لُرستان کم است.


  • چرا لُرستان طرحی برای افتتاح ندارد؟

    چند سالی است که افتتاحاتشان رنگ روی فجری ندارد. از سر تکلیف است و بی‌تفاوتی. از افتتاح چند مغازه گرفته تا آغل گوسفند و سنگ‌فرش چند ده متری. دستاوردهایی که بوی یاس می‌دهند. دهه فجر امسال هم همان مورد اعتراض‌های سال گذشته را هم نداشت خلاصه شد در کارهای روتین ادارات. دولتمردان ساکن در لُرستان می‌گویند دولت بودجه ندارد! اعتباری در کار نیست و معتقدند با این شرایط ایثار کرده‌اند و مسوولیت پذیرفته‌اند! اما خبرهای سراسری چیزی دیگری می‌گویند! در خبرها و افتتاحات خبری از بی‌پولی و کمبود اعتبار دولت نیست! وزرای اجرایی رئیس‌جمهوری در استان‌های دور و نزدیک اقتدار دولت و نمایندگان دولت در آن استان‌ها را به منظر عموم گذاشته‌اند. تمام بهانه‌های مدیریتی در لُرستان یکی پس از دیگری با افتتاح طرح‌های کلان کشوری از حمل و نقل ریلی، هوایی و زمینی گرفته تا سد و کارخانجات تولیدی خاورمیانه‌ای و اشتغال‌های چند صدهزارنفری بی‌اثر شده‌اند. استان‌های دیگر نشان می‌دهند دولت پول دارد اما توان مدیران و نمایندگان لُرستان برای گرفتن کم‌بوده، افتتاحات نشان می‌دهد توقع ما از دولت پایین‌تر و بسیار پایین‌تر از توقع سایرین است. نمایندگان ملت لُرستان در خانه ملت به وقت بودجه‌ریزی و دفاع از ردیف‌های ملی خیلی یادشان نبوده فلسفه حضورشان روی صندلی‌های سبز چه بوده؟ حالا دهه فجر با آن‌همه عظمت و ابهت باید به بطالت و افتتاح نمایشگاهی از چند عکس و فلش دوربین‌ها برای یادگاری گرفتن آقایان بگذرد. راه‌آهن چشم‌انتظار بودجه است تا احیا شود و توسعه را روی ریل پیش ببرد، آزادراه چشم ‌به‌راه قطعه ۵ است تا وصلش قطع نشود، فرودگاه رؤیاهای خود را برای نشست و برخاست هواپیماهای پهن‌پیکر آماده تیک آف کرده و واحدهای صنعتی دربه‌در دنبال مدیریت چالش‌های پیش رو می‌گردند و مصوبه‌ای که بانک‌ها را وارد گود کند و چرخ لاستیک لرستان بیم پنچر شدن در آغاز راه دارد و سیمانی که نیامده سرش را گل گرفته است و... دهه فجر دو سال و اندی است طعم خدمت را در لرستان نچشیده و داغ عکس‌های یادگاری با ژست‌های حق‌به‌جانب را نمی‌داند کجای سفره پر از درد و مشکل جوانان بیکار لرستان بگذارد. به‌راستی آیا کم‌کاری در فرهنگ فجر قابل‌بخشش و چشم‌پوشی است، آنگاه‌که جوانان این دیار پشت صف‌های طولانی تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج پیر شده‌اند و برخی بانک‌ها اعتبارات قرض‌الحسنه‌شان را بی‌آنکه مصرف کنند برای خوش‌خدمتی در حال پس فرستادن به مرکزند. بگذارید لُرستان از انقلابش طعم شیرین بگیرد مدیریت را به اهلش بسپارید اکنون اگر توانتان بیش از این نیست، کنار بروید و بگذارید توانمندها بیایند و دهه فجر را با بی‌تدبیری زهر نکنید. محدثه مقدم/ صدای-رسا


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • انتقال بودجه لُرستان به گلستان

    نورعلیوند مدیر ورزش وجوانان پلدختر در شبکه افلاک خبر از انتقال بودجه لرستان به گلستان به‌دلیل خطای انسانی درتهران خبر داد! پارسال هم اعتبارعمرانی لرستان به‌دلیل تشابه اسمی سر از لارستان فارس درآورد! چرا برای همدان وهرمزگان یا کرمان وکرج یا اردبیل و اراک از این اتفاقات نمی افتد؟ سال هشتاد وهفت احمدی‌نژاد نمایندگان لرستان را خطاب قرار داد که چرا بودجه عمرانی را برگشت داده‌اند؟ وقتی فاقد استراتژی پیشرفت هستند و طرحی ندارند لاجرم بودجه را برگشت میدهند! دیوید هاروی درکتاب عدالت اجتماعی مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیرند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظه سیاسی بر دیدگاه اقتصادی غالب است مثلاً رییس‌جمهوران و وزیران برخاسته از استانهای کویری اند و با دیدگاه سیاسی به خاستگاهشان رونق بخشیدند! میزان سرمایه‌گذاری دولت خاتمی در یزد سیصدبرابر لرستان است! ماشین‌آلات کشاورزی مرودشت با کل ماشین‌آلات لرستان برابری میکند! کمک سالانه دفتر ریاست‌جمهوری به اصفهان به اندازه بودجه عمرانی هفت استان غرب کشوراست! لُرستان از نظر شاخص فلاکت (بی‌کاری، مهاجرت و تورم) در صدر جدول قرار دارد! تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با القاب غیور و سلحشور ما را باریک اله مس (بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیفات دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود! براساس منطق عدالت خواهانه راولز که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند اما در ایران برعکس است و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! شتاب فقر و بیکاری بر آهنگ توسعه غلبه دارد! تراژدی اقتصادی در بلادلُرنشین به‌گونه‌ای است که هنوز وزن مشکلات که محصول ناکارآمدی مدیریتی است بر دوش مردم سنگینی میکند! بلادلُرنشین با همه جذابیتهای اقلیمی از تدارک یک زندگی متوسط برای مردم ناتوان است! تردیدی نیست که ریشه این همه نابسامانی جز استراتژی نامشخص و نبود برنامه‌ای مدون برای توسعه نیست! صنعت لرستان قربانی رکود شده و کشاورزی به‌دلیل اعمال سیاستهای لجام گسیخته اقتصادی در سطح کلان رو به نابودی است! برنامه‌ریزی و سیاستگذاری دولت، استانهای لُرنشین را با انبوهی از مسائل و معضلات حل نشده واگذارده و استانهای لُرنشین از نظر اقتصادی در بین استانهای ضعیف قرار دارند! لُرستان بهشت مدیران ضعیف و مامن نمایندگان بی‌اثر است!


  • جنگ برای لُرها نقمت بود نه نعمت!

    وضع شهرهای لُرنشین زمان پهلوی به مراتب بهتر بود تمام کارخانجات لُرستان ازقبیل: پارسیلون، کشت وصنعت، نساجی، ژنراتورسازی، چرم وپوست، داروسازی، یخچال سازی، کارخانه قند، گچ وسیمان، فارسیت، صنایع زرهی دورود، کاشی و سرامیک زمان شاه ساخته شد و مسجدسلیمان زمان شاه صنعتی شد اما بعد انقلاب بخاطر کثرت طبقه روشنفکر در مسجدسلیمان انواع بی‌توجهی و تخریبها علیه مسجدسلیمان شروع شد و مسکوسلیمان نامیده شد چون خشکه مذهبی نبودن! مسجدسلیمان شهری فقر زده، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها را طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود! تمام کارخانجات لُرستان بعدانقلاب ورشکسته شدند! لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ بود اما زمان رفسنجانی حتی یک ریال به لُرستان خسارت ندادند! جنگ هشت ساله برای بلادلُرنشین نِقمت بود نه نعمت! چون تمامی زیرساختها تخریب شد علاوه بر آن به‌دلیل جنگی بودن منطقه در ده سال اول انقلاب هیچ فعالیت عمرانی در غرب کشور انجام نشد حتی پس از پذیرش قطعنامه در تیر شصت وهفت تا دو سال بعد همچنان استانهای غربی منطقه جنگی بحساب می‌آمد! طبیعتاً خروجی آن انتقال سرمایه و مهاجرت نخبگان بود که تن به مهاجرت اجباری دادند! دولت کارخانجات را به دور از کانون اصلی جنگ (خوزستان) به کویرمرکزی منتقل کرد و این روند غلط تاکنون ادامه دارد! گچساران کهگیلویه پنجمین میدان نفتی بزرگ دنیاست و روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان است! درآمدسرانه یک گچسارانی هزار و پانصدتومان و درآمدسرانه یک تهرانی پنج میلیون تومان است! قد جوانان کُهگیلویه بخاطر سوءتغذیه کوتاهتر شده! اینها مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است! لُرها هنوز به مزیتهای قومی واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟ چرا نمایندگان لُر تا حالا هیچ صحبتی از پولی بابت انتقال آب به کویر، درمجلس نکرده‌اند؟ این واقعاً تاسف بار است که تاکنون ازطرف نمایندگان و مردم مناطق لُرنشین هیچ ادعایی درمقابل آبهای انتقال یافته به کویر نداشته‌ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط یک ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها متحول میشود! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • لُرستان رتبه سوم بیکاری را دارد

    بیشترین نرخ بیکاری در زمستان 98 به استان کُردستان با نرخ بیکاری 20 درصد تعلق گرفته است. بعد از این استان، دو استان کرمانشاه و لُرستان به ترتیب با نرخ های بیکاری 17.9 درصد و 16.8 درصد قرار دارند. هشت سال جنگ ایران و عراق که در مرزهای غربی بود باعث عدم سرمایه‌گذاری دولت در این استانها شد. چرا لُرستان که در قلب ایران است باید محروم و بیکار باشد؟


  • لُرها به حقوق خود آگاهی ندارند

    متأسفانه مردم قوم لُر به حقوق قانونی خود آگاهی ندارند و اکثریت خاموش ایرانند که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت و بی‌انگیزه هستند که این برای جامعه محروم و فقر زده ما حکم سم مهلک را دارد. دولت خاتمی سال هشتاد، هزار کیلومتر راه‌آهن از وسط کویر کشید و بافق و تربیت حیدریه دو شهر کم اهمیت و بیابانی را بهم متصل کرد که این راه‌آهن هیچ تأثیری در حمل و نقل ایران ندارد ولی بخاطر رونق استان خودش یزد این پول گزاف را خرج کرد و هیچ نماینده لُرتباری در مجلس اعتراض نکرد که چرا غرب کشور با آنهمه شهر و تمرکز بالای جمعیتی نباید راه‌آهن داشته باشد؟ نمایندگان لُرتبار فقط شیک و مرتب در مجلس می‌نشینند و ماهانه کلی تسهیلات می‌گیرند و محرومیت و فقر جامعه لُرها هیچ اهمیتی برایشان ندارد. الآن دولت روحانی راه‌آهن نود کیلومتری بین دورود و خرم‌آباد را پس از ده سال، تعطیل کرده! برای نود کیلومتر پول ندارند ولی برای هزار کیلومتر در کویر پول داشتند! فارسها همواره با موبایلشان از معضلات و کمبودها فیلم می‌گیرند و به شبکه‌های داخلی و خارجی می‌فرستند اما من تا بحال ندیدم که یک لُربختیاری، لُربویراحمدی یا لُرمینجایی از نبود امکانات، گرانی یا انتقال آب به کویر فیلم بگیرد و به شبکه‌های خارجی و داخلی بفرستد تا آگاهی جمعی نسبت به حق و حقوق شکل بگیرد. در لُرستان هر سال سیل می‌آید و تمام زیرساختها را نابود می‌کند اما هیچ لُری از این معضلات و نبود سد در لُرستان فیلم نمی‌گیرد و رسانه‌ای نمیکند تا تمام ایران، نمایندگان مجلس و مسئولان بخود بیایند و کاری کنند. ضعف ما جامعه لُر این است که سواد سیاسی نداریم! ما مطالبه گر نیستیم! اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم! همش در حاشیه‌ایم و سرگرم طایفه بازی و رفتارهای منسوخ شده قبیله‌ای! حکومت خیلی به اصفهان، تبریز و تهران می‌رسد چون اونا پرسشگرند، اعتراض مدنی می‌کنند، فیلم می‌گیرند و پخش می‌کنند ولی ما لُرها فقط ساکت و منظم و بی حاشیه در یک گوشه ایران با کمترین امکانات مشغول زندگی نکبت بار خود هستیم! فقر بر مردم لُر اجبار می‌شود و زمانیکه برای کار به شهرهای فارسی می‌روند که با خون و گوشت آنها آباد شده، مورد تبعیض و تحقیر واقع می‌شوند!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • چرایی فلاکت لُرستان

    زیودار:《چرایی فلاکت لُرستان》بنا به آخرین آمارهای منتشر شده مجموعه‌ی مدیران استان لُرستان، فتح‌الفتوح کردند و صاحب رتبه‌ی برتر فلاکت شدیم. برای بنده که اهل ادبیات هستم کریه‌تر از واژه‌ی «فلاکت» وجود ندارد. اما چرا ما صاحب این رتبه شده‌ایم؟ این سؤال پاسخی دراز دامن دارد؛ اما حقیقت آنست که دلیل اصلی فلاکتِ ما «خودمان» هستیم. این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت زده باشیم: ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرای مدیران نالایق نالایق هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون تا کمر در مقابل مدیران نالایق خم می‌شویم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون منافع کوتاه‌مدت شخصی‌مان را به منافع بلندمدت جمعی ترجیح می‌دهیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون ریاکارانه سکوت می‌کنیم. در مقابل مدیران تحمیلی سکوت می‌کنیم. تحقیرمان می‌کنند و سکوت می‌کنیم. صنایع‌مان خاموش می‌شوند و سکوت می‌کنیم. آب‌مان را می‌برند و سکوت می‌کنیم. سکوت می‌کنیم چون می‌ترسیم منافع شخصی‌مان به خطر بیافتد. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی مرکز استانمان نمایندگی مردم را وا می‌نهد و وکیل دولت بی‌تدبیر می‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی دیگر علناً دعوت به ارتشا می‌کند و توصیه به بردن عسل و روغن حیوانی می‌کند و نمی‌داند که این، رسمیت بخشیدن به اِرتشاء و آغاز فروپاشی اخلاقی است. ما فلاکت‌زده‌ایم چون هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در جامعه‌مان به ریاکاری رسمیت بخشیده‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون سهم‌خواه هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پارتی‌بازی یعنی فساد را پذیرفته‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که سلحشور باشیم نه صاحب تفکر و صاحب حق. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که محل تجربه‌آموزی استانداران و مدیران ضعیف باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که لرستان ما حیاط خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد. آهای آقایان! دولتمردان! رؤسای سه قوه! آیا صدای خرد شدن استخوان‌های مردم لرستان را نمی‌شنوید؟ اینجا لرستان است. یادتان رفته که این مردم مرزداران حریم این کشور و این نظام هستند؟ حضور این مردم در انقلاب را یادتان رفته؟ میانداری این مردم در همه‌ی برهه‌های حساس را فراموش کرده‌اید؟ آزاده‌مرد باشید و به داد این مردم فلاکت زده برسید. دیر نیست که لُرستان از دستتان برود. کمین‌کنندگان بسیارند.


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • لُرستان چطور به فلاکت رسید؟

    فلاکت لُرستان: آورده‌اند شخصی نزد عریضه‌نویسی رفت تا نامه‌ای برای دوستش که در شهر دیگر زندگی می‌کرد بفرستد و در آن نامه داستان مشکلات زندگی‌اش را بازگو کرد، وقتی نامه به پایان رسید از عریضه‌نویس خواست تا نامه را برایش بخواند تا اگر نکته‌ای باقی‌مانده بیان کند، وقتی عریضه‌نویس نامه زندگی آن شخص را خواند فرد بر سروصورت خود زد و به گریه افتاد. عریضه‌نویس با تعجب پرسید اینان که همان چیزهایی بودند که خود گفتی سبب این‌همه بی‌تابی و گریه‌ات چیست؟ شخص گفت: من می‌دانستم که بیچاره‌ام اما نمی‌دانستم عمق بیچارگی و بدبختی‌ام ‌تا این حد است. حالا حکایت مرکز آمار از فلاکت لرستان است. شاید همه ما چه آنان که در استان ساکن هستیم و چه لرستانی‌های مقیم خارج از استان می‌دانستیم که لرستان بدبخت است اما تا قبل از آمار عمق فلاکت و فلک‌زدگی‌مان را حس نکرده بودیم و از این روی چنین همه برآشفته شده‌ایم. اما واقعیت این است که مرکز آمار خیلی بیکار نیست که آمار بیکاری‌مان را با تورم جمع ببندد و چوب‌ فلک‌زدگی را بر سرمان چماق کند؛ مگر آنکه بخواهد تلنگری به تمام کسانی که این روزها در استان در خواب خوش توسعه و مسیر بی‌پایانش سیر می‌کنند را آشفته کند و بیدارباشی بدهد از جنس تغییر! تغییر در مدیریت و شیوه‌های نخ‌نما شده‌ای که تاکنون جز تیرگی و سیاه‌بختی ثمری برای استان در پی نداشته است. تعارف چرا بکنیم تا زمانیکه منتخبین ملت که قوی‌ترین بازوان همین مردم در قدرترین دستگاه نظارتی کشور یعنی مجلس شورای اسلامی هستند بخشی نگری و جزء خوان باشند و تنها خواسته و طلبشان از دولت جابجایی یک بخشدار و دهیار و آبدارچی باشد و برای دست یافتن به آن با فلان نماینده قدر ناکجاآباد عهد اخوت ببندند و نیروهای دسته چندمی را در رأس هرم مدیریتی استانی محروم چون لرستان قرار دهند آش همین آش است و کاسه همین کاسه و باید منتظر فلاکتی بیشتر و بالاتر از آمارها بود. اگر تنها خواسته منتخبین ملت یک دیار ناف اش گره بخورد به لجبازی با جابجایی‌ها و انتصابات؛ نتیجه‌اش می‌شود فرار نیروهای کار بلد استان و جایگزین شدن یک‌مشت افراد بی‌تفاوت که بود و نبود استان در رده‌های اول و آخر برایشان یکسان است و زنهار اگر صد آمار فلاکت و دریوزگی و بدبختی از جایشان تکان بدهد و دریغ از دیدن اندکی تکاپوی برای توسعه! حالا بگو هزار نمودار بدبختی‌مان را جار بزنند و صد فلش منفی‌هایمان را صعود کنند و توسعه‌مان را نزول! اگر قرار باشد در بَر همین پاشنه بی‌تفاوتی بچرخد و منتخبین هم همان ایدئال‌های پشیز مآب را هدف نمایندگی بدانند که باید برای همیشه فاتحه لُرستان را خواند و جامه فلاکت را رخت ابدی‌مان کرد. معاون اقتصادی لرستان به دلیل آنچه بومی ستیزی خوانده می‌شود و لحظه‌ای از سمت خود بی‌هیچ اطلاعی کنار گذاشته می‌شود و نیروی غیرتخصصی استانی بدبخت‌تر از خودمان جایگزین می‌شود و استان‌های توسعه‌یافته بر سر جذب همان معاون بومی ما سر و دست می‌شکنند، اگر معاون سیاسی ما مورد غضب جمع شدگان یک هتل خاص مجبور به عزیمت می‌شود و عطای ماندن و خدمت کردن در استان خودش را تحت همین فشارهای جهل به لقایش می‌بخشد و حالا سکان‌دار استانی هم‌جوار است که نرخ بیکاری و تورم تنها یه گام تا سبز شدن دارد نتیجه‌اش می‌شود همین نمودار! چراغ‌های روا به خانه را اگر یک به یک خاموش کردیم و می‌کنیم گام آن است که این رویه نا ثواب را برای همیشه خاتمه دهیم و برای رضای خدا هم که شده یک‌بار برای همیشه نماینده‌ای باشیم از جنس عباس گودرزی‌ها و خدابخشی‌ها که برای مردم دیارشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و مزد این کلی‌نگری و مردم محوری را هم با تکرارشان گرفتند. منتخبین محترم شما ۹ بازوی توانمند استان در قدرترین دستگاه نظارتی کشور محسوب می‌شوید که تنها و تنها با همراه کردن یک نفر دیگر می‌توانید هر وزیر بی‌تدبیر و ناعادل را به استیضاح بکشانید.


  • خاک لُرستان جولانگاه نیروی نابلد

    چرا خاک لرستان را باید غیربومی‌های نابلد چنین به توبره بکشند و خاک‌برسرمان کنند؟ چرا اعتبارات این دیار باید کمترین تخصیص‌ها را بخورند؟ چرا پروژه‌های لُرستان باید در ردیف بودجه‌های ملی یا نباشند یا اگر هستند ریالشان چنین تحقیرآمیز و تمسخرآمیز باشند؟ چرا تخصیص آب پرآب‌ترین استان غرب کشور باید در سایه بی‌تدبیری و بی‌برنامگی متولیان کشوری با همدستی خوش‌خیالان استانی، کاممان را تشنه نگه دارد؟ چرا باید سوت قطار استان همسایه داغ بر دل نشسته استانی باشد که نقشه‌های متروی شهری آن توسط مهندسان آلمانی قبل از انقلاب موجود باشد آیا این است مزد استانی که دومین استان خسارت‌دیده از جنگ است؟ چرا باید جوانان دیاری با چنین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خدادادی و انسانی برای یافتن حداقل‌ها آواره این شهر و آن شهر باشند و کوس رسوایی بیکاری‌مان دستاویز کارگردانان سریال‌هایی باشد که تنها زبان لُری به‌کاررفته در آن برای شخصیت‌های تهیدست فیلم هاست؟ چرا باید برای خرید سریال‌های تخیلی و فاقد پیشینه کره‌ای هزینه‌های هنگفت پرداخت شود و برای ساخت زندگی‌نامه《سردار محمد بروجردی》ریالی هزینه نشود؟ چرا بجای سد در لُرستان، فقط بشکه درست کردیم و شبکه‌های پایابی که می‌توانست رونق اقتصادی کشاورزی این دیار باشد پیشرفتشان هنوز در پیچ‌وخم آمارهای کاغذی طی طریق می‌کند و دشت‌های سرزمین آب‌های روان و چشمه‌های جوشان تشنه و دیم‌اند؟ چرا از داشته‌های صنعتمان از پارسیلون گرفته تا چرم و پوست، یخچال‌سازی، شیشه‌سازی، لاستیک‌سازی، ماشین‌سازی و...فقط تابلویی نصب شده؟ و هزاران چرایی که اکنون مرکز آمار با فلاکت یادمان آورد که چرا؟ و اما سخنی با جامعه لُرستان: اگر امروز بدبختی و فلاکت لُرستان جار زده شده بخش عمده‌ای از آن به عملکرد من، شما و همه آنهایی که دیدند، شنیدند، خواندند و لب باز نکردند و یا پیگیری نکردند برمی‌گردد. اکنون زمان بازجویی و استنطاق خودمان و مسئولان است! نباید سایه امنی برای مسئولان بیکار و بی‌تفاوت ایجاد کرد، شاید برای شروع خیلی دیر شده باشد اما تا پایان همچنان فرصت هست، می‌توان رسانه‌های قوی تشکیل داد تا مدیران ضعیف تکرار نشوند. می‌توان یک من واحد شد و در طی ۴ سال پیش روی و مرکز آمار را شگفت‌زده کرد و نمودارهای منفی را مجبور به نزول و مثبت‌ها را صعودی کرد اگر و تنها اگر مطالبه گر باشیم و بی‌تفاوت از کنار آمارها عبور نکنیم و نمایندگان ملت در این ید واحده توسعه همه‌جانبه استان را تنها نگذارند و برای تغییر در استان لحظه‌ای درنگ نکنند و زمان را طلایی‌تر از هر زمان دیگر بدانند و بدانند که لرستان خیلی وقت است که فرصت آزمون‌وخطا ندارد و آزموده را آزمودن خطایی بزرگ خواهد بود. محدثه مقدم/صدای رسا


  • لُرستان مفلوک

    لرستان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد! براساس آخرین آمارهای موجود از نرخ تورم و بیکاری در بین استان‌های کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ فلاکت در دو استان لُرستان و کردستان در وخیم‌ترین وضع قرار دارد. رفاه و معیشت مردم تحت تأثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری است. تورم قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و بیکاری به فقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشان می‌دهد. دراین بررسی که شاخص نرخ فلاکت براساس آخرین نرخ بیکاری (زمستان سال۹۸) و نرخ تورم (فروردین ماه سال۹۹) موجود به دست آمده، نرخ فلاکت کشور به ۴۲٫۸ درصد رسیده است. در بین استان‌های کشور، استان لُرستان با نرخ فلاکت ۵۳٫۸ درصدی مفلوک‌ترین استان شناخته شده، به‌طوری که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است. استان‌های کردستان و چهارمحال بختیاری نیز هرکدام به ترتیب با نرخ فلاکت ۵۱٫۶ و ۴۸٫۷ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. هم‌چنین بررسی‌ها نشان می‌دهد استان فارس! دارای کمترین نرخ فلاکت در بین استان‌های کشور بوده که معادل ۳۶٫۲ درصد است! لرستان بیشترین نرخ تورم خانوارهای کشور را بعد از استان ایلام داشت! دیگر به اعلام شاخص‌هایی که رتبه لرستان در آن‌ها از آخر جدول، اول است، عادت کرده‌ایم. گویی حتی مسئولان هم این رتبه‌های فاجعه‌آمیز را هضم کرده و قبول کرده‌اند که باید به این آمارها و نمودارهای همیشه نزولی قرمز عادت کرد. نکته عجیب در اعلام رتبه و شاخص‌های اقتصادی لرستان، عدم واکنش مسئولان به این شاخص‌هاست که این بی‌تفاوتی به آمارهای مذکور واقعاً منزجر کننده است و این سؤال مطرح است اگر این شاخص‌ها بی‌اهمیت و بیخود است چرا مرکز آمار ایران به زحمت افتاده و آن‌ها را اعلام می‌کند؟ قطعاً اعلام این آمارها اتفاقی نیست و نمره عملکرد مجموعه مدیریت یک استان را نشان می‌دهد.بیش از سه سال از سند اشتغالی که بسیار هم رسانه‌ای شد می‌گذرد و تیمی که در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی سند مذکور را با کمک سایر دستگاه‌ها تدوین کرد همچنان بر مسند قدرت است. طی چند سال گذشته طرح‌هایی همچون کارا، تکاپو و طرح‌های روستایی با محوریت اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی در استان انجام ‌شده آیا وقت آن نرسیده تا دستگاه‌هایی که مسئولیت انجام این طرح‌ها و سند اشتغال را داشته‌اند در این خصوص به افکار عمومی پاسخگو باشند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که دستگاه‌های نظارتی به مقوله آمارهای منفی ورود پیدا کنند. غیر از اینست که اعتبارات هنگفت از بیت‌المال برای سند اشتغال هزینه شد و قرار بود طی سه سال وضعیت اشتغال را بهبود ببخشد؛ اما هنوز در انتهای جدول اشتغال هستیم و کسی هم پاسخگو نیست؟ سندی که ما را به یاد جمله مادربزرگ‌ها در مراسم خواستگاری می‌اندازد که《مهریه را کی داده کی گرفته》چون این اسناد فقط دسیسه‌ای برای بقای مدیران دستگاه‌هاست و عملاً کارکردی ندارند. این جمله تناقض‌آمیز که لرستان مفلوک‌ترین استان کشور است و در عین حال بالاترین نرخ تورم را نیز دارد را کدام دلیل و برهان می‌تواند توجیه نماید؟ مسئولان عقل‌کل که ژست‌های فاضلانه و تکبرآمیزشان صفحه هر رسانه‌ای را به خود آلوده است چه پاسخی برای این وضعیت دارند؟ متاسفانه حقیقت آن است که دلیل اصلی فلاکتِ ما《خودمان» هستیم》بله، این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت‌زده باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در مقابل مدیران نالایق سکوت کرده‌ایم که مبادا منافع شخصی‌مان به خطر بیفتد. به لطف این مدیران، لرستان در تمام موارد منفی رتبه دار شده اخیراً هم در بخش گرانی اجاره‌بها و مسکن قهرمان شد. وقتی هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود، وقتی ما از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم‌ و پارتی‌بازی و فساد را قبول کرده‌ایم و پذیرفته‌ایم که در برابر ناکارآمدی صبور و بی‌توقع باشیم، نه صاحب تفکر و صاحب حق، باید هم به فلاکت بیفتیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که《محل تجربه‌آموزی》استانداران و مدیران ضعیف باشیم و اجازه دادیم که لُرستان ما حیاط‌خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد!


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • چرخه باطل فقر و فلاکت در لُرستان

    آیا افقی برای خروج از چرخه باطل فقر و فلاکت در لرستان وجود دارد؟ حمدرضا کرمی: نگارنده به‌تناوب و بر اساس دغدغه شخصی هراز چندگاهی مطالبی را درباره مشکلات و گرفتاری‌های هم تباران گران‌مایه و رنجدیده‌ام در لرستان قلمی می‌کنم که آخرین آن درباره نرخ تورم و فقر و فلاکت در لرستان بود. دستمایه اصلی نوشته حاضر بررسی پدیده شوم و خانمان‌سوز فقر در لرستان و پیامدهای آن است.《فقر محصول سیاست‌گذاری‌های تمرکزگرا و ایجاد قطب‌های رشد در مناطق خاص و به‌تبع آن شکل‌گیری نابرابری‌های فضائی است.》نابرابری فضائی باعث جابه‌جائی نیروی انسانی، سرمایه و مهاجرت و تعمیق شکاف اقتصادی میان استان‌های برخوردار و محروم می‌گردد. ادامه این روند به تثبیت پدیده شمال و جنوب در روابط بین استان‌های برخوردار و محروم کمک کرده است. قطب‌های رشد که من از آن‌ها به‌عنوان گرداب سرمایه و امکانات نام می‌برم به‌هیچ‌عنوان اجازه توسعه به استان‌های محروم نخواهد داد و مطلوب آن‌ها این است که استان‌های محروم همچنان به عنوان یک استان حاشیه‌ای باقی بمانند. شکل‌گیری‌های منطقه‌ای اقتصادی در چند نقطه کشور در سال‌های گذشته تاکنون مؤید این ادعاست و تا زمانی که برنامه‌ای قاطع، روشن، زمانمند و کارآمد برای رفع این نابرابری‌ها صورت نگیرد همچنان شاهد بازتولید چرخه فقر و محرومیت مضاعف این استان‌ها خواهیم بود. کسی که دچار فقر است توانائی لازم برای سرمایه‌گذاری ندارد و علی‌الدوام در سیکل فقر یا آنچه که اقتصاددانان آن را دام فقر می‌دانند گرفتار خواهند ماند. ادامه دام فقر و فلاکت و نبود چشم‌انداز روشنی برای مشکل‌گشائی موجب چیرگی و درونی شدن خشم و خشونت در فرد فقیر خواهد شد و نه‌تنها سیکل توسعه معیوب و ناکارآمد خواهد ماند و خطر آنجا مضاعف می‌شود که وقتی فرد فقیر احساس کند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و بایستی منتظر عواقب وخیم امنیتی و اجتماعی غیرقابل‌جبران آن بود. از نتایج ملموس و دم‌دستی فقر فرسایش تمدنی و پسرفت در امر فرهنگ، سیاست و اجتماع مناطق محروم است. ادامه درد فقر موجب تشدید تقدیر گرائی و خو گرفتن با این پدیده و در نتیجه عقیم ماندن تغییر و تحول درونی در تک‌تک افراد می‌شود. در تشخیص علیت مسئله فقر هم با کمال تأسف نوعی آشفتگی در بین سیاست‌گذاران ما در کشور وجود دارد. نمی‌شود بدون درک درست از واقعیات و پیامدهای فقر صرفاً در پایتخت نشت و نسخه کاهش فقر در مناطق فقیر را تجویز کرد. به نظر نگارنده یکی از مشکلات اساسی که به‌نوعی در پس‌زمینه ذهنی تصمیم گیران و تصمیم سازان درباره چاره‌جوئی فقر وجود دارد این است که آن‌ها معتقدند که فقر فقرا نتیجه تصمیمات بد خودشان بوده و طبعاً مسئولیت هم با خودشان است ولی در واقع نتایج پژوهش‌های دانشگاهی خلاف این ذهنیت را نشان می‌دهد و فقرا چون بیشتر مواقع فقیر بودند تصمیمات بدی گرفتند؛ به تعبیری دیگر، علیت معکوس وجود دارد. این علیت معکوس به سیاست‌گذار کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد که کجا را هدف‌گذاری کند. اگر اشتباه از فقیر بود باید او ملامت می‌شد، اما اگر اشتباه از فقیر نباشد و علیت معکوس اتفاق افتاده باشد، داستان متفاوت خواهد بود و سیاست‌گذار باید هدف‌گذاری متفاوتی داشته باشد؛ بنابراین تشخیص جهت علیت مساله بسیار مهمی در حوزه تصمیمات سیاست‌گذار است و می‌تواند زندگی فقرا را به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد. فقر و بداقبالی امری ذاتی در مناطق کمتر توسعه‌یافته و محروم همانند لرستان نیست و سیاست‌گذاران دولت جمهوری اسلامی بایستی چشم‌انداز روشنی برای پایان دادن به فقر در برابر مردم این مناطق قرار دهند. در عجبم که چرا مدیران عالی استانی و کشوری نسبت به این‌همه پژوهش‌های دانشگاهی که با پیمایش‌های میدانی دقیق آثار زیان‌بار پدیده فقر را مورد کنکاش قرار داده‌اند بی‌اعتنا هستند البته طبیعی است آنچه که از دل این پژوهش‌ها بیرون می‌آید آن چیزی نیست که مطلوب سیاستمداران باشد چرا که آن‌ها اغلب دنبال عوام‌گرایی و طرح‌های جذاب و عامه‌پسند و صدالبته بی‌نتیجه هستند. مردم رنجدیده استان‌های محروم برای رهایی از وضع فلاکت‌بار نیازمند ترحم و دلسوزی‌های بیجا نیستند بلکه انتظار حداقلی از دولت‌ها این است که زیرساخت‌های لازم را برای توسعه در این مناطق و رفع بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها فراهم سازند آنگاه خواهند دید که فرهنگ کار و توسعه در این مناطق چگونه شکوفا خواهد شد. بی‌تردید فقر نه یک ناکامی شخصی بلکه محصول شکست ساختارهاست. در واقع، فرد هر چقدر که واجد شایستگی باشد و اراده تغییر شرایط را نیز داشته باشد، ساختار اجازه نمی‌دهد که چنین تغییری به وقوع بپیوندد. جداول منتشرشده از طرف مرکز آمار ایران در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که لرستان به رویه مألوف سال‌ها و ماه‌های گذشته از نظر نرخ تورم، فقر و فلاکت همچنان در بالای جدول قرار دارد و با تأسف و تأثر عمیقاً این احساس عمومی وجود دارد که ظاهراً چشم‌انداز روشنی برای تعدیل جایگاه لرستان و بهتر شدن اوضاع حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت وجود ندارد. روزمرگی مدیران عالی استان و همچنین ضعف مفرط در تحرک بخشی به فعالیت‌های اقتصادی استان از سوی نهادهای متولی استانی و کشوری به این بدبینی دامن زده است. معتقدم برخی مدیران عالی استان به خاطر ناکارآمدی در وجدان جمعی مردم لرستان استیضاح و برکنار شده‌اند و چه خوب بود که آن‌ها به احترام افکار عمومی استان که به‌شدت از عملکرد آن‌ها گلایه دارند اولاً عذرخواهی می‌کردند و ثانیاً استعفا می‌دادند و میدان را برای افراد توانمند و دلسوز خالی می‌کردند. آیا این توقع حداقلی نیست؟ لرستان بیش از این سزاوار کم‌توجهی‌ها نیست. مطالبه اصلی تک‌تک مردم عزیز، متنفذین و فعالان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی استان بایستی خروج از این وضعیت دردناک و ترسیم افقی روشن در دوره زمانی قابل‌دسترس باشد. به امید آن روز!


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی


  • چرا لُرستان رکورددار نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد است؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.


  • آمار بالای فقر و بیکاری در لُرستان

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لُرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لُرستان روا داشته می‌شود. قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از کشورشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است! این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی لُرستان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، خادمی استاندار فعلی لرستان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان، برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست! مقصر وضعیت اسفبار لرستان برعهده مدیران و مسئولان است. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به بارآورده شان به این مردم بدهند. امروز اگر برای مردم مستضعف فریادی بر سر مدیران نالایق نکشید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که "لُرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده" بایستی آغازگر موج‌ مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف جامعه باشیم؛ و خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌داریم این انقلاب برخاسته از انفاس ملت بوده، آنرا متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت وقیحانه مدیرانِ مقصر را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی، خواهیم شکست.


  • شهر ما تبعیدگاه ما!!!

    شهر ما تبعیدگاه ما! منبع: روزنامه جامعه فردا، 21 آبان 1396، ص 4: شوربختانه چند شهر کشورمان در یک آیین نامه اجرایی که توسط وزیر کشور و وزیر دادگستری و در اجرای مفاد قانون مجازات تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسیده است، به عنوان «تبعیدگاه» در نظر گرفته شده اند. برچسب «تبعیدگاه» بر پیشانی این شهرها باعث سلب «حق توسعه برابر» شده و به ویژه بر «شاخص جذب سرمایه گذاری» در این شهرها و نیز «درآمدهای حاصل از گردشگری» تاثیر کاهنده داشته و باعث «نوعی بی عدالتی» شده است. شهرهای: ایذه، مسجدسلیمان، باغملک، رامهرمز، اردل، لُردگان، ازنا، تویسرکان، خورموج، یاسوج، دوگنبدان، الشتر، دلفان، برازجان، اقلید، مهریز، استهبان، نیكشهر، آشتیان، میناب، فیروزآباد، سربند، نی ریز، دامغان، كلیبر، فردوس، گرمی، شهربابك، هریس، بافت، تكاب، كاشمر، سنقر و كلیائی، قیدار، گناباد و سمیرم در نامه ای که وزیر کشور به رئیس قوه قضاییه نوشته، به‌عنوان تبعیدگاه معرفی شده اند و شهروندان این شهرها خواستار تجدیدنظر وزیر کشور در این رویه ناعادلانه هستند. 1- ما معتقدیم قضاوت درباره اصل مجازات تبعید در تخصص جرمشناسان است و در اینجا قصد مخالفت با اصل مجازات تبعید را نداریم بلکه مخالف شیوه اجرای آن و «آیین نامه اجرایی» آن که توسط وزیر کشور تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسانده شده، هستیم. 2- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید، به طور ناخواسته کشور عزیزمان ایران را به دو بخش مرکز و پیرامون تقسیم کرده و با تثبیت و تقویت شکاف بین مناطق برخوردار و نابرخوردار، موجب خدشه به همبستگی ملی ایرانیان شده است. 3- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» بیش و پیش از آن که دور کردن مجرم از صحنه جرم و مجازات او باشد، «تبعید پیرامون و مرکز» و «مجازات عموم شهروندان شهرهای مندرج در آیین نامه» است. 4- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» تفاوتی بین «مجازات تبعید» و «آثار منفی رسانه ای شدن مجازات تبعید» نگذاشته است. در عصر نفوذ رسانه های همگانی، «آیین نامه اجرایی» علاوه بر این که تحمیل مجازات سالب آزادی برای یک فرد مشخص است، به نیکنامی مردم آن شهر لطمه می‌زند و موجب بدنمایی آن شهر می گردد. 5- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نوعی تحمیل مجازات جمعی علیه ساکنان آن شهر و نوعی سلب «حقوق جمعی» آنان و خدشه به حقوق معنوی آن مردمان تلقی گردد. این بدنمایی می‌تواند بر شاخص جذب سرمایه گذاری در آن شهر و نیز بر درآمدهای مردم آن شهر تاثیر منفی بگذارد و از این طریق می تواند به «حقوق اقتصادی جمعی» آن مردمان یعنی «حق برخورداری از امکان توسعه برابر» ضربه بزند. 6- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نیازمند بازنگری جدی است و به ویژه از منظر «شیوه اجرای احکام تبعید» از زاویه «افزایش اثربخشی مجازات تبعید» مورد واکاوی قرار گیرد. 7- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نباید نام چند شهر مشخص را ذکر کند بلکه باید جدول رسمی مسافت بین شهرهای ایران (تدوین شده در سازمان نقشه برداری کشور) را ابلاغ نماید تا قضات محترم یا دادیار محترم اجرای احکام، آزادانه محل موردنظر را براساس مسافت بین مبداء و مقصد (مثلاً حداقل پانصد کیلومتر فاصله بین شهر محل زندگی و محل تبعید) تعیین نمایند. 8- ما معتقدیم بهتر است برای کاستن از طنین رسانه ای نامطلوب و جلوگیری از بدنمایی شهر محل تبعید، نام شهرهای محل تبعید در حکم انشائی قضات محترم درج نشود و تعیین آن براساس ضابطه مسافت، برعهده دادیار محترم اجرای احکام قرار گیرد. اکیداً توصیه می‌شود که وزیر محترم کشور در بازنگری «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید به «تاثیرات شیوه اجرای احکام تبعید بر حقوق جمعی ساکنان شهر محل تبعید» توجه نماید. رسانه ها همچون باد نام شهر محل تبعید را چون شلاق بر تن مردم آن شهر می کوبند. این یک پدیده نوظهور است و دستگاه قضایی اگرچه مستقیماً مسئول پدیده «بازنمایی رسانه ای اعلان نام محل تبعید» نیست ولی همه دست اندرکاران تدوین و اجرای «آیین نامه اجرایی» باید با مساعی جمیله خود این مساله را مورد توجه و چاره اندیشی قرار دهند که به حقوق اساسی مردم آن منطقه آسیبی ناخواسته وارد نکنند. گفتنی است الگوی توسعه تغییرات چشمگیری کرده و عامل سرمایه گذاری دولتی که قبلاً پیشران توسعه در مناطق مختلف کشور محسوب می شد، جای خود را به جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی داده است. مطرح شدن نام یک شهر به عنوان تبعیدگاه می تواند ضربه جدی به شاخص جذب سرمایه آن شهر باشد. به ویژه اهمیت روزافزون صنعت گردشگری و نقش آن در توسعه اقتصادی مناطق مختلف، ضرورت پاسداشت نیکنامی مناطق را افزون کرده است.



آخرین مقالات