چهار شنبه ۵ تیر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

معنی واژه دآ یا دالکه (مادر) در زبان لُری

در زبان لری مادر را با دو کلمه زیبای «دآ »(DA) و «دالکه »(DALEKA) صدا می زنند.

معنی واژه دآ یا دالکه (مادر) در زبان لُری

در زبان فارسی به نقل از لغتنامه دهخدا و فرهنگ ایران باستان پور داود (جلد اول صفحات ۵۷ و ۷۱ و ۷۴)، کلمه «دا » را در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای از فعل بخشیدن ، دادن ، آفریدن و ساختن خوانده اند که از آن واژه های بسیاری از جمله «دی » مشتق شده است .

«دی » (DEI) که در گویش و زبان لرهای جنوبی به معنی مادر است ، هم نام اولین ماه زمستان و هم نام فرشته ای است که امور و مصالح دی ماه را بعهده دارد.

برهان قاطع در معنی «دی » آورده است :

«دی در اوستا DADHVA یا DATHUSH به معنای آفریننده ، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزداست و آن از مصدر DA (دا) به معنای دادن و آفریدن است ».

نام «دا» (آفریدگار) در زبان هند و اروپائی به گونه «دئو» (آفریدگار) آمده است که بعدها این نام در نزد ایرانیان به «دیو» (موجود خیالی و افسانه ای ) تبدیل شد، زیرا «دیویسنا » که به معنای پرستنده دیو و پیرو کیش باطل است، در مقابل «مزدیسنا » که به معنای پرستنده مزداست قرار می گیرد. با گذشت زمان از نام « دیو » واژه هائی چون : دیوار ، دیواره ، دیو باد ، دیو زاد ، دیو سار ، دیوانه ، دیوانگی ، دیوان ، و...بدست آمد.

در زبان پهلوی « دا » به معنی بخشیدن و دادن و «داتیه » DATIH به معنی آفریدگی و داتار DATAR )دادار) به معنی آفریننده و خدای عز و جل است.

در زبان سومری نیز DATAR پدید آورنده جهان و DUA بناء و DUDAN بنا کننده و « دادا» نام « ملکه الهه » گفته شده است.

در زبان عبری DUTIUT بمعنی دیندار و مومن بودن و «دات(اسم مونث )» بمعنی شریعت، فرمان و قانون می باشد.

واژه « دات » در پهلوی به معنی آفریننده هنوز هم در پسوند نام هائی چون، مهرداد(میثردات) و خرداد(هئوروتات) و مرداد(امرتات) پابرجاست.

نام مزدا(MAZ + DA) که در اوستا بمعنی آفریدگار و خالق بزرگ هستی است از دو بخش MAZ یا MAS به معنی بزرگ و مهتر و دا (DA) آفریننده و خالق ، گرفته شده است.

پسوند «دا» در نام های «خدا» و «مزدا» و پیشوند «دا» در نام «دادار» (آفریدگار) نمی تواند بی ارتباط با نام «دآ» (مادر در لرستان_همه سرزمین های لرنشین ) و «دا» به معنای دادن و بخشیدن و آفریدن باشد و به تعبیری، به نظر می رسد که پیش از بوجود امدن آیین مزدیسنا، نام خدای و دین زرتشت، «دا» یا «دئو» بوده و زرتشت، خداوند متعال را ،با مقام و صفت والاتر و عالی تری به جهانیان معرفی کرد.

شاید به همین دلیل بود که قوم «لُر » بعنوان  نژادی اصیل و دست نخورده ،نام آفریننده و عزیز زمینی خود در فرهنگشان را نیز به گونه ای زیباتر از زبان فارسی، ادا و تلفّظ نمودند و به این «عزیز ترین آفریننده زمینی شان» نام « دالکه» دادند.

پسوند « لِکهَ » (LEKA) در نام «دالکه» در زبان لری هم بعنوان عزیز شمردن مادر و جایگاه آن در قلب آدمی به کار می رود و هم حکم پسوند «ک» در فارسی را دارد. چون پسرکم (پسر کوچک و عزیز من) و دخترکم (دختر کوچک و عزیز من) و بالاخره دالکم=مادر و آفریننده کوچک و عزیز من ، در مقایسه با دآ و آفریدگار و دادار بزرگ است.

4 نظر

  • زبان لُری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر. وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت پهلوی_پهله بوده و به همین خاطر به فهلوی_فیلی یا لر فیلی معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • نامهای کهن طوایف لُر

    وَن van در زبان لری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزء وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و درشاهنامه میر به معنی《کدخدا》و صاحب سواد آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان پارتیان و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است. خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده است. دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی خوش یمن و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است. در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد درشاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است. زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان زه تابیده شده یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین احتمال دارد ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی باشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده. دِ هُوز ویس کرمی یَه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری در شهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ《پاشنگ_وندیداد》صفحه ۱۰۳ آمده است. همچنین در زبان روسی وِس به معنای دهکده آمده است.


  • معنای واژه دآ

    دآ da در لری یعنی مادر و نیز دا در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنای دادن و آفریدن و ساختن و در اوستا daenu به معنی ماده است و در پهلوی dayak و dater و datarih داتار و داتاریه به معنی آفریننده و آفرینندگی است همچنین ده da در لری به معنی دادن است و de در پهلوی نیز به معنی خالق است.در واژه نامه شایست ناشایست دکتر طاووسی صفحه ۳۰۶ با همان معنی مادر بصورت دایگ dayag آمده و در واژه نامه پازند صفحه ۱۶۵ به همان شکل لری دا da به معنی دادن و بخشیدن آمده است.همچنین گور دخمه داو دخدر (دی و دور) در فارس است. ویردار دام بوه:مواظب مادرم باش.


  • آیا لُری زبان است؟

    زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان عاقل و اهل منطقی نمی گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است. آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده و اهل درکی آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی آورد. هر زبانی به واسطه ی دستور _ آواها _ خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست. برخی واژگان لُری با فارسی معیار ناهمگون هستند در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است. آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست. شباهت بعضی واژه ها هم بدلیل کاربرد اسلامی _ عربی آنهاست یعنی واژه ها و اصطلاحاتی که ما گمان میکنیم لری نیست و متعلق به زبان فارسی است در اصل ریشه عربی دارند. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه. اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جمله:احمد عباسنه دی. در فارسی:احمد عباس را دید. در ترکی:احمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل : ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》لُری را زبان میداند. دکتر اریک جان آنونبی زبانشناس کانادایی درکتاب《لُری چند زبان است؟》لُری را قویا زبان اعلام میکند.



آخرین مقالات