چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

زبان لوری ، فرهنگ ، هویت و شناسنامه ی ماست

سال هاست که در فضای واقعی و مجازی با این چالش روبه رو هستیم که یک عده می گویند لری زبان نیست ولهجه ی از فارسی است. اما چند مطالب برای این دوستان مهبم است: اول اینکه این دوستان باید بدانند که لر فقط خرم آباد و زبان لری فقط در خرم آباد نیست برطبق داده های تاریخ از شرق بغداد تا سواحل خلیج جنوبی ایران مردم مختلف زندگی می کنند که همگی لرهستند ودرتمام‌ متون تاریخی سرزمینشان بنام لر مکتوب شده است دراین پهنه عظیم اگر نگوییم زبانهای مختلفی وجود دارد ولی این یک واقعیت علمی است که چندین وچند شاخه زبانی دراین پهنه بزرگ وجود دارد که همگی ضمن اشتراکات فراوان باهم خاصیت های ویژه خویش را نیز دارند.علاوه براین کتب تاریخی متعددی از جمله کتاب حمدالله مستفوفی یا سفرنامه ابن بطوطه به روشنی از زبان لری یاد کرده اند.همانطوری که می دانیم در علم زبانشناسی برای روشن شدن استقلال یک زبان‌چند سطح وجود دارد. سطح آوا؛ در مجموعه شاخه های زبانی لری دست کم ۱۵ آوا بیشتر از زبان فارسی وجود دارد که در بحث آموزش خط لوریتین به مهمترین آنان پرداختیم. سطح قاموسی: درشاخه های مختلف لری آنقدر واژگان متفاوت با فارسی وجود دارد که اگر شخصی بخواهد واژنامه ی فقط از یکی از این شاخه های زبانی جمع آوری کند نیاز به سال ها نوشتن دارد. سطح دستوری: در لری مثل تمام زبانهای ایرانی هرچند اشتراکاتی با فارسی هست اما دریایی از تفاوت ها نیز وجود دارد که در پروژه دستور زبان لری مقدماتی وپیشرفته به مهمترین آنان پرداختیم و خواهیم پرداخت. سطح ضرب المثل؛ دراین سطح نیز لری دریایی از تفاوت ها با فارسی دارد که خاصیت های ویژه زبان لری هستند. ودر سایر سطوح زبانی نیز مجموعه زبانی لری تفاوت های آشکاری با فارسی دارد.

زبان لوری ، فرهنگ ، هویت و شناسنامه ی ماست

بدون شک زبان های مردم لور لهجه نیستند که بخواهند لهجه زبان الف قرار بگیرند یا ب . ولی چرا اینقدر که نسبت به زیرمجموعه قلمداد شدن لوری در زبان فارسی حساس هستیم و رگ گردنمان متورم و بر افروخته میشود و فریاد وا مصیبتا سر میدهیم ولی یک صدم آن نسبت به نابود شدن لوری توسط فارسی تهرانی و فارس شدن بچه هامون حساس نیستیم!؟؟

برخی میگویند چون لوری سر چشمه فارسی است و لورها همه فارسی می فهمند بنابراین حق آموزش زبان مادری که در اصل ۱۵ قانون اساسی هم بر آن تأکید شده است شامل آنها نمیشود و مطالبه آن از سوی لورها امری توطعه آمیز و قوم گرایانه است!!!

اولأ در کجای زبان شناسی که ماها عمری صرف مطالعه علمی تحول و پیدایش زبان ها و گویش ها کرده ایم آمده که لوری سر چشمه فارسی است؟

لوری و فارسی هر دو متعلق به دوره نوین زبانهای ایرانی هستند همانگونه که کردی و بلوچی و گیلکی هم متعلق به دوره نوین پیدایش زبان های ایرانی هستند پس چگونه لوری سرچشمه فارسی است؟

دو برادر در یک خانواده چگونه یکی سرچشمه پیدایش دیگری است؟ اگر شباهت هایی هم هست بخاطر والد و نیای مشترک است. شاید در موارد و سطوحی مثلأ بگوییم شباهت لوری با فلان زبان دوره میانه یا باستان زبان های ایرانی بیشتر است ولی این باز بحث توارث و وراثت است. یک برادر هم ممکن است در آیتم هایی از چهره شباهت بیشتری به پدر یا جد خود داشته باشد ولی اینکه دلیل نمیشود که این برادر را منشأ و سرچشمه برادر دیگر بدانیم. ما لورها عادت کرده ایم به منطق های ساختگی یا پذیرش گفتمان های تلقین شده!!! یک روز با این بهانه بی اساس و غیر علمی به حق طبیعی و خدادادی زبان مادری ستم کردیم که گفتند لوری گویشی از فارسی است! و حالا داریم با این گفتمان بی اساس و غیر علمی از حق طبیعی و خدادادی زبان مادری می گذریم که فارسی گویشی از لوری است! نتیجه هر دو تا یکی است و به ضرر حق قانونی مردم لور است.

اصولأ ما در زبان شناسی بحث زبان های ایرانی را داریم نه زبان های فارسی را. حتی برخی از زبان شناسان ایرانی مانند دکتر ایران کلباسی که بخاطر برخی مصلحت اندیشی ها همه زبان های ایرانی از جمله فارسی را گویشی از زبان های ایرانی میدانند ( تعریف متفاوتی از گویش اتخاذ کرده اند ) به شدت تأکید میکنند که مثلأ به زبانهای بلوچی ، کردی ، لوری ، گیلکی ، مازنی و نگویید گویش های فارسی بلکه بگوییدگویشهای ایرانی.

گویش فارسی اصلأ واضح است یعنی چه حتی نیازی به دانش زبان شناسی هم ندارد. گویش فارسی یعنی اصفهانی ، تهرانی ، یزدی ، کرمانی ، مشهدی ، شیرازی و نه لوری!!!

درک این مطلب خیلی ساده است ولی برخی ها درک آن را حتی پیچیده تر از ساخت بمب اتم کرده اند. اصلأ فرض میکنیم حرف شما هم کاملأ درست و لوری سرچشمه و اساس فارسی است حال چطور است که سرچشمه و اساس حق مطالعه شدن و آموزش و شناخت علمی ندارد ولی شعبه ای از این سرچشمه حق دارد؟ خب اولویت با اصل است نه فرع! به قول یکی از دوستان که عبارت ایشان را عینأ نقل میکنمحالا که قبول کردند لوری سرچشمه فارسی است ما خواستار این هستیم که لوری بشود زبان رسمی ایران. تا وقتی پدر در خانه است پسر که در امور خانواده دخالت نمیکند. ما وارد مباحث تخصصی نمیشویم که ادعای اینکه لوری شاخه ای از فارسی است یا فارسی شاخه ای از لوری است را رد کنیم چون مخاطب ما نوعأ مخاطب عام است یعنی لزومی هم نمی بینیم ولی با زبانی ساده و شیرین ولی متقن و محکم دفاع میکنیم. نکته فوق العاده و عجیب و بی اساس دیگری که برخی از مخالفین یا نا آگاهان ابراز میدارند این است که مثلأ لوری گویشی از اوستایی یا پهلوی است بنابراین زبان نیست و گویش است! بارها دیده ام که به این سبک به فلان لور گیر داده اند و حتی گیر سه پیچ. دلیلش هم این است که مثلأ در یکی سطحی مثل سطح قاموسی ( واژگانی ) یکسری شباهت ها بین لوری و متون بر جای مانده فلان زبان عهد باستان دیده اید. جل الخالق! این دیگر از خنده دارترین حرفها است و با دید زبان شناسی تاریخی که نگاه میکنیم باید آن را در موزه مضحکات گذاشت. پهلوی یا اوستایی و زبان به اصطلاح پارسی باستان و که جزو زبانهای منقرض شده و مرده ( dead language ) هستند و اگر متونی از آنها بصورت کتیبه و نوشته های پراکنده بر جای نمی ماند ما هیچ اطلاعی درباره آنها نداشتیم. لوری که متعلق به دوره نوین پیدایش و شکل گیری زبان های ایرانی است ایهاالناس تخصص زبان شناسی هم نمیخواهد چگونه ممکن است که لوری اکنون میلیونها گویشور دارد و زنده است گویشی از یک زبان مرده باشد؟

اگر آن زبان باستانی هنوز این همه گویشور دارد پس چرا مرده است یا اصلأ چرا به آن زبان باستانی میگویند؟ مرگ یک زبان / گویش هنگامی روی میدهد که آخرین گویشور آن هم بمیرد و دیگر گویشوری نداشته باشد. وقتی یک زبان مرد که دیگر نه گویشی از آن برجای میماند و نه گویشوری ولی در دیدگاه این زبان پژوهان بی اطلاع از مبانی زبان شناسی ؛ لوری مثلأ زنده گویشی است از مثلأ زبان مرده ای موسوم به فارسی میانه!!! اصلأ اینکه شباهت های قاموسی ( واژگانی ) و حتی نحوی بین لوری و زبانهای باستان وجود داشته باشد یک امر طبیعی است و تنها خاص لوری هم نیست بلکه اگر مثلأ زبان مردم منوجان ، مازندران ، گیلان ، کردستان و را هم بررسی و کاوش کنیم انبوهی از شباهت ها و رد پاهای بجا مانده در سطوح مختلف با زبانهای ایرانی دوره باستان خواهیم دید.

کلأ زبانها که از مریخ بر روی زمین نازل نشده اند یا در آزمایشگاه که تولید نشده اند. همه زبانها و گویشهای جهان از تغییر و تحول زبانهای دوره باستان و ماقبل خود پدید آمده اند. فلان سرخپوست و آفریقایی هم اگر اسناد مکتوب از زبانهای عصر باستان خود و اعصار ماقبل خود داشت کلی شباهت بین زبان امروزی خود با زبانهای نیای خود می یافت. این نه عجیب است نه خاص یک گویش یا زبان و نه هم مایه افتخار و تفاخر.

فرموده اند که لوری تفاوت های جزیی با فارسی دارد و این تفاوت های جزیی گویشهای لوری به لحاظ علم زبان شناسی نمیتواند آن را جدای از فارسی قرار داد. جل الخالق از این نظریه پردازی حیرت انگیز! بعد با نام زبان شناسی نتایج ضد زبان شناسی میگیرند؟ کدام تفاوت جزیی و کدام زبان شناسی؟ نکند منظورتان از لوری همان لوری بشدت فارسیزه شده یا همان فارسلری و لوری ذره بینی است؟

 

لوری با فارسی ، کردی ، مازنی و گیلکی خویشاوند و همریشه است ( گروه زبانهای ایرانی ) و هرکس منکر این امر شود یا از روی نا آگاهی سخن گفته است یا از روی غرض عمل کرده است. فرانسه و اسپانیولی و ایتالیایی هم همریشه و خویشاوند هستند و دنیایی شگرف از اشتراکات دارند ( گروه زبانهای لاتین ) . آلمانی و هلندی و دانمارکی و سوعدی هم همریشه و خویشاوند هستند ( گروه زبانهای ژرمن ) و تفاوت برخی از زبانهای گروه ژرمن با همدیگر از تفاوت لوری و فارسی بسیار کمتر است یعنی اصلأ قابل مقایسه نیست ولی هر کدام یک زبان مستقل هستند و صاحب حق و حقوق متمایز. کلأ اکثر زبانهای موجود از هند گرفته تا ایران و اروپا و به تبع آن آمریکا یک خانواده بزرگ همریشه و خویشاوند را تشکیل میدهند که در زبان شناسی به آن خانواده زبانهای هند و اروپایی   (indo _ European language Family ) میگویند و همه این زبانها روزگاری از یک زبان واحد موسوم به (Proto _ indo _ Europeanبوجود آمده اند و به مرور از هم منشعب و جدا شده و به زبانهای مستقلی تبدیل شده اند مثل اعضای یک دودمان که به مرور از یک نیا منشعب میشوند. فارسی و لوری همریشگی هایی ( cognateness ) با زبانهای هندواروپایی دارند که نه بخاطر وامگیری بلکه بخاطر ریشه مشترک کهن هندواروپایی آنهاست.

حال در مورد تفاوتهای لوری با فارسی باید عرض کنم که بله لوری به حکم ریشه مشترک همانند سایر زبانهای ایرانی انبوهی از اشتراکات با فارسی دارد و این امر طبیعی است زیرا در پیوستار و طیف زبانهای ایرانی ، لوری با دیگر زبانهای ایرانی شباهت دارد اما گریزی هم به تفاوتهای لوری با فارسی براساس تحقیق عرض کنم تازه این شمه کوچکی از تفاوتهای لوری با فارسی است. لوری بقول اریک جان آنونبی ( ۲۰۰۲ ) زبان شناس کانادایی آنقدر در سطوح مختلف قاموسی ( واژگانی ) ، آواشناختی ، واج شناختی ، ساختواژ ، واج واژی ، نحوی ( دستوری ) و با فارسی دارد که به هیچ وجه نمیتوان آن را شاخه ای از فارسی دانست اما نگاهی گذرا به تفاوت لوری با فارسی فقط در سطح قاموسی طبق تحقیق و این فقط نمونه کوچکی از تفاوت واژگانی زبان مردم لور با فارسی است

 

در der تفرققه / وج vej فرصت / جال jal عوض / واگیر vagir تصرف / هراس heras عرصه / هومبور hombor شریک / هوکاره hukara عادت / هاوه have صاحب / کرک kerk ستون فقرات / نوژی nuzhi عدس / تاته tata عمو / کچی kechi عمه / هرپله harpela هذیان / هکه haka تمایل جنسی / لیر leyr اسطبل / لیر leyr لعاب / چگار chegar سقف / فیکنک fikenak سوت / بهیگ bhig عروس / بعی bei عروس / پشمه peshma عطسه / سنله senela مدفوع / سمات samat فضولات / روچ roch مایع / کپونی kapuni تقلید / خوره khora جذام / بل ball عمود / بلکینه balkina لوزه / آسو asu افق / جیلاباف jilabaf عنکبوت / تارتنک tartenak عنکبوت / تعرس ters صرع / تریفه terifa قطره /

 

اگر توجه کنید ساختمان کلمات لوری کاملأ با فارسی فرق میکند و کلماتی که ما فارسی میپنداریم تمامأ ریشه عربی دارند اما از کجا میدانید که لورها در درک فارسی و صحبت کردن به فارسی همیشه روان و بدون مشکل بوده اند؟

اولأ آنقدر که ما با فارسی در مدرسه و دانشگاه و رسانه و اداره و کلأ جامعه مواجه شده ایم و در معرض آن قرار گرفته ایم اگر همین اندازه هم مثلأ با ژاپنی یا یونانی یا فیلیپینی مواجه شده بودیم الآن نیز با همین راحتی که زبان ثقیل و تلفیقی فارسی را میفهمیم و مینویسیم آن زبان را نیز می فهمیدیم از قضا در گذشته بین لورها به ندرت کسی پیدا میشده که فارسی بلد باشد صحبت کند مگر معدود افراد تاجر یا سیاسی و تحصیلکرده این فارسی بلد نبودن لورها را حتی جهانگردان خارجی مثل هوگو گروته آلمانی در سفرنامه خود ( صفحه ۲۸ ) گزارش کرده است. در زمینه درک فارسی نیز عمومأ لورها بشدت در گذشته های دور دچار مشکل بوده اند مگر در قسمت هایی که شباهت هایی وجود داشته است یا در برخی جنبه ها که با آن مأنوس بوده اند مثل شاهنامه خوانی که آن را هم فارسی _ لوری اجرا و درک میکردند و این آشنایی تدریجی و مواجهه از اواسط دوره قاجار تاکنون بوده است که به درک آنها ( بیسوادان / کهنسالان ) از فارسی کمک کرده است. البته طبیعی است که تسلط بر مهارت درک پیشتر از تسلط بر مهارت صحبت کردن، و نوشتار اتفاق می افتد. اما در زمینه مثلأ درک اخبار رسانه ها هنوز که هنوز است بویژه پیرزنان بیسواد در فهمیدن آنچه که به فارسی گزارش میشود مشکل دارند و مثالهایی عرض میکنیم هر چند همه شما کما بیش با اینطور مثالهایی مواجه شده اید. یک پیر زن آشنایی داشتیم که دخترش قالیبافی میکرد روزی تلویزیون داشت در مورد آقای قالیباف حرف میزد آن وقت ها که رییس نیروی انتظامی بود گفتروله چی موعه؟ ها وه قالیبافیا پیل بعن؟ فرزندم چه میگوید؟ قرار است به بافندگان قالی پول بدهند؟ یا کت kot در زبان لوری یعنی بخش و سهم و دوستی برایم تعریف میکرد که زمان دبستان معلم به او گفته که کت ( پوشیدنی ) منو بده و او فکر کرده که منظور معلم ، بخش و سهم اوست! امروزه به برکت وجود رادیو ، تلویزیون و کاربرد فراوان فارسی در جامعه همه اقوام در یک سطح فارسی میفهمند. اما اصل ۱۵ قانون اساسی که رابطه و حدود و اختیارات زبان رسمی و زبانهای اقوام غیر فارس را تبیین میکند یک اصل مبتنی بر وحدت ملی و رعایت حقوق بشر و مساوات قانونی ، زبانی و فرهنگی در کشور است. قانون اساسی میثاق یک ملت است. آموزش زبان مادری اقوام طبق اعلامیه جهانی حقوق زبانی بشر موسوم به UDLR و فحوای قانون اساسی و مبانی علمی و حقوقی ربطی به زبان یا گویش بودن آن ندارد. آموزش زبان مادری حق اولیه و طبیعی و خدادادی هر انسان است. زبان ظرف فرهنگ است و با مرگ زبان یک قوم طی دو سه نسل شیرازه فرهنگ و هویت آن قوم نیز فرو خواهد پاشید و تأکید قانون اساسی علاوه بر زبان روی ادبیات اقوام است هر قوم حق دارد شاعران و فرهنگ و ادبیاتش در مدرسه به فرزندانش آموزش داده شود. فرزندان ما کجا باید آثار داراب افسر بختیاری ، میر نوروز ، ملاپریشان ، باباطاهر ، ملا وارسته ، پژمان بختیاری و دهها و صدها شاعر دیگر در ادوار مختلف را بخوانند؟ چرا هر ندای حق طلبانه ای براساس موازین و مبانی حقوق بشر و شرع و قانون اساسی را به پان ترکیسم ربط میدهید؟ اگر عشق به فرهنگ و هویت و مطالبه قانون از نگاه شماها پان ترکیسم نام دارد پس بدانید که ما همه با افتخار پان ترک هستیم. این نوشته خطابش متوجه یک جریان تمامیت خواه است که برخلاف شرع ، حقوق بشر و موازین قانونی دیدگاهی تنگ نظرانه و سرکوبگر نرم فرهنگی در مورد هویت ، فرهنگ و زبان مادری ستون های تشکیل دهنده این ملت دارند. دوست زبان شناسی روزی میگفتملی گرایان افراطی و پان ایرانیست ها با تنگ نظری ها و انگ زدن های سریع و نابجا به مطالبات قانونی ، دست به تولید انبوه تجزیه طلب میزنند. همه ما عاشق ایران و ملتزم به قانون اساسی و معتقد به رعایت جایگاه زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کشور هستیم اما ایران هنگامی ایران و زیبا است که هر چیزی سر جای خودش باشد.

3 نظر

  • رهدار

    لوری یک زبان فوق العاده ریشه دار و اصیل است و نزدیکترین زبان به زبان های قدیمی ایرانی همچون تاتی و... میباشد.همچنین نزدیکترین زبان به زبان پهلوی دردرجه اول زبان لوری است.لوری تمام فاکتورها و مشخصه های یک زبان مستقل را داراست و نمیتوان گفت که لوری زیر مجموعه فارسی یا دیگر گویشهای ایرانی است، چرا که بسیاری از لغات زبان لری در فارسی موجود نبوده و یا معادلی ندارد.لوری از دسته قدیمیترین زبان ها و گویش های موجود در ایران بوده که قبل از کوچ بزرگ آریایی ها در نواحی غرب و جنوب فلات ایران به آن تکلم میشده و به احتمال بسیار قوی این زبان همان باقیمانده زبان پهلوی اولیه است که به دلیل اختلاط با زبان مهاجران کوچرو که چندین هزار سال قبل وارد فلات ایران شده بودند،در طول زمان دچار تغییرات و دگرگونی شده و به شکل زبان لوری امروزی درآمده است. افتخار میکنم لور هستم.دارای تاریخی پر افتخار و زبانی اصیل و ریشه دار و همتبارانی صاف دل و پاکنهاد


  • Tirash dervishvand

    برای حفظ زبان لوری کلمات لوری گویش خودتان را در برنامه هنارس وارد کنید برای ثبت نام به آدرس هنارس.com بروید و باید ثبت نام کنید بعد از ثبت نام و دادن شماره همراه پیامکی حاوی رمز برای شما ارسال میشود ولی اگر ارسال نشد شما باید در ربات این برنامه عضو شده و در قسمت خدمات رمز خود را دریافت نموده e @hanaras_bot و وارد این برنامه شوید پس از ثبت نام و ورود باید پروفایل کاربری خود را ک تشکیل شده از نام و گویش و لهجه خودتان است را باید کامل کنید پس از کامل نمودن و ذخیره سازی گزینه افزودن واژه را انتخاب کنید و کلمات را وارد کنید توجه داشته باشید ک اگر کلمه ای را وارد نمودید و دیدید در گویش های دیگر هم هست وارد کنید و اگر دیدید در گویش خودتان هم وارد شده ولی معنی شما با اوفرق میکند هم کلمه را ثبت کنید امیدوارم واژگان ما نابود نشوند و در برنامه هم ثبت شوند.


  • Ebrahimazarm

    ارزش زبان لری همسطح با لباس و فرهنگ لرهاست این حق ماست که مردسه لری داشته باشیم رسانه عمومی لری داشته باشیم .خط لری داشته باشیم تا میراثمان رابهتر درک کنیم رمز اتحاد بین همه ی اقوام لر زبان لری است.



آخرین مقالات