دو شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

زبان لوری ، فرهنگ ، هویت و شناسنامه ی ماست

سال هاست که در فضای واقعی و مجازی با این چالش روبه رو هستیم که یک عده می گویند لری زبان نیست ولهجه ی از فارسی است. اما چند مطالب برای این دوستان مهبم است: اول اینکه این دوستان باید بدانند که لر فقط خرم آباد و زبان لری فقط در خرم آباد نیست برطبق داده های تاریخ از شرق بغداد تا سواحل خلیج جنوبی ایران مردم مختلف زندگی می کنند که همگی لرهستند ودرتمام‌ متون تاریخی سرزمینشان بنام لر مکتوب شده است دراین پهنه عظیم اگر نگوییم زبانهای مختلفی وجود دارد ولی این یک واقعیت علمی است که چندین وچند شاخه زبانی دراین پهنه بزرگ وجود دارد که همگی ضمن اشتراکات فراوان باهم خاصیت های ویژه خویش را نیز دارند.علاوه براین کتب تاریخی متعددی از جمله کتاب حمدالله مستفوفی یا سفرنامه ابن بطوطه به روشنی از زبان لری یاد کرده اند.همانطوری که می دانیم در علم زبانشناسی برای روشن شدن استقلال یک زبان‌چند سطح وجود دارد. سطح آوا؛ در مجموعه شاخه های زبانی لری دست کم ۱۵ آوا بیشتر از زبان فارسی وجود دارد که در بحث آموزش خط لوریتین به مهمترین آنان پرداختیم. سطح قاموسی: درشاخه های مختلف لری آنقدر واژگان متفاوت با فارسی وجود دارد که اگر شخصی بخواهد واژنامه ی فقط از یکی از این شاخه های زبانی جمع آوری کند نیاز به سال ها نوشتن دارد. سطح دستوری: در لری مثل تمام زبانهای ایرانی هرچند اشتراکاتی با فارسی هست اما دریایی از تفاوت ها نیز وجود دارد که در پروژه دستور زبان لری مقدماتی وپیشرفته به مهمترین آنان پرداختیم و خواهیم پرداخت. سطح ضرب المثل؛ دراین سطح نیز لری دریایی از تفاوت ها با فارسی دارد که خاصیت های ویژه زبان لری هستند. ودر سایر سطوح زبانی نیز مجموعه زبانی لری تفاوت های آشکاری با فارسی دارد.

زبان لوری ، فرهنگ ، هویت و شناسنامه ی ماست

بدون شک زبان های مردم لور لهجه نیستند که بخواهند لهجه زبان الف قرار بگیرند یا ب . ولی چرا اینقدر که نسبت به زیرمجموعه قلمداد شدن لوری در زبان فارسی حساس هستیم و رگ گردنمان متورم و بر افروخته میشود و فریاد وا مصیبتا سر میدهیم ولی یک صدم آن نسبت به نابود شدن لوری توسط فارسی تهرانی و فارس شدن بچه هامون حساس نیستیم!؟؟

برخی میگویند چون لوری سر چشمه فارسی است و لورها همه فارسی می فهمند بنابراین حق آموزش زبان مادری که در اصل ۱۵ قانون اساسی هم بر آن تأکید شده است شامل آنها نمیشود و مطالبه آن از سوی لورها امری توطعه آمیز و قوم گرایانه است!!!

اولأ در کجای زبان شناسی که ماها عمری صرف مطالعه علمی تحول و پیدایش زبان ها و گویش ها کرده ایم آمده که لوری سر چشمه فارسی است؟

لوری و فارسی هر دو متعلق به دوره نوین زبانهای ایرانی هستند همانگونه که کردی و بلوچی و گیلکی هم متعلق به دوره نوین پیدایش زبان های ایرانی هستند پس چگونه لوری سرچشمه فارسی است؟

دو برادر در یک خانواده چگونه یکی سرچشمه پیدایش دیگری است؟ اگر شباهت هایی هم هست بخاطر والد و نیای مشترک است. شاید در موارد و سطوحی مثلأ بگوییم شباهت لوری با فلان زبان دوره میانه یا باستان زبان های ایرانی بیشتر است ولی این باز بحث توارث و وراثت است. یک برادر هم ممکن است در آیتم هایی از چهره شباهت بیشتری به پدر یا جد خود داشته باشد ولی اینکه دلیل نمیشود که این برادر را منشأ و سرچشمه برادر دیگر بدانیم. ما لورها عادت کرده ایم به منطق های ساختگی یا پذیرش گفتمان های تلقین شده!!! یک روز با این بهانه بی اساس و غیر علمی به حق طبیعی و خدادادی زبان مادری ستم کردیم که گفتند لوری گویشی از فارسی است! و حالا داریم با این گفتمان بی اساس و غیر علمی از حق طبیعی و خدادادی زبان مادری می گذریم که فارسی گویشی از لوری است! نتیجه هر دو تا یکی است و به ضرر حق قانونی مردم لور است.

اصولأ ما در زبان شناسی بحث زبان های ایرانی را داریم نه زبان های فارسی را. حتی برخی از زبان شناسان ایرانی مانند دکتر ایران کلباسی که بخاطر برخی مصلحت اندیشی ها همه زبان های ایرانی از جمله فارسی را گویشی از زبان های ایرانی میدانند ( تعریف متفاوتی از گویش اتخاذ کرده اند ) به شدت تأکید میکنند که مثلأ به زبانهای بلوچی ، کردی ، لوری ، گیلکی ، مازنی و نگویید گویش های فارسی بلکه بگوییدگویشهای ایرانی.

گویش فارسی اصلأ واضح است یعنی چه حتی نیازی به دانش زبان شناسی هم ندارد. گویش فارسی یعنی اصفهانی ، تهرانی ، یزدی ، کرمانی ، مشهدی ، شیرازی و نه لوری!!!

درک این مطلب خیلی ساده است ولی برخی ها درک آن را حتی پیچیده تر از ساخت بمب اتم کرده اند. اصلأ فرض میکنیم حرف شما هم کاملأ درست و لوری سرچشمه و اساس فارسی است حال چطور است که سرچشمه و اساس حق مطالعه شدن و آموزش و شناخت علمی ندارد ولی شعبه ای از این سرچشمه حق دارد؟ خب اولویت با اصل است نه فرع! به قول یکی از دوستان که عبارت ایشان را عینأ نقل میکنمحالا که قبول کردند لوری سرچشمه فارسی است ما خواستار این هستیم که لوری بشود زبان رسمی ایران. تا وقتی پدر در خانه است پسر که در امور خانواده دخالت نمیکند. ما وارد مباحث تخصصی نمیشویم که ادعای اینکه لوری شاخه ای از فارسی است یا فارسی شاخه ای از لوری است را رد کنیم چون مخاطب ما نوعأ مخاطب عام است یعنی لزومی هم نمی بینیم ولی با زبانی ساده و شیرین ولی متقن و محکم دفاع میکنیم. نکته فوق العاده و عجیب و بی اساس دیگری که برخی از مخالفین یا نا آگاهان ابراز میدارند این است که مثلأ لوری گویشی از اوستایی یا پهلوی است بنابراین زبان نیست و گویش است! بارها دیده ام که به این سبک به فلان لور گیر داده اند و حتی گیر سه پیچ. دلیلش هم این است که مثلأ در یکی سطحی مثل سطح قاموسی ( واژگانی ) یکسری شباهت ها بین لوری و متون بر جای مانده فلان زبان عهد باستان دیده اید. جل الخالق! این دیگر از خنده دارترین حرفها است و با دید زبان شناسی تاریخی که نگاه میکنیم باید آن را در موزه مضحکات گذاشت. پهلوی یا اوستایی و زبان به اصطلاح پارسی باستان و که جزو زبانهای منقرض شده و مرده ( dead language ) هستند و اگر متونی از آنها بصورت کتیبه و نوشته های پراکنده بر جای نمی ماند ما هیچ اطلاعی درباره آنها نداشتیم. لوری که متعلق به دوره نوین پیدایش و شکل گیری زبان های ایرانی است ایهاالناس تخصص زبان شناسی هم نمیخواهد چگونه ممکن است که لوری اکنون میلیونها گویشور دارد و زنده است گویشی از یک زبان مرده باشد؟

اگر آن زبان باستانی هنوز این همه گویشور دارد پس چرا مرده است یا اصلأ چرا به آن زبان باستانی میگویند؟ مرگ یک زبان / گویش هنگامی روی میدهد که آخرین گویشور آن هم بمیرد و دیگر گویشوری نداشته باشد. وقتی یک زبان مرد که دیگر نه گویشی از آن برجای میماند و نه گویشوری ولی در دیدگاه این زبان پژوهان بی اطلاع از مبانی زبان شناسی ؛ لوری مثلأ زنده گویشی است از مثلأ زبان مرده ای موسوم به فارسی میانه!!! اصلأ اینکه شباهت های قاموسی ( واژگانی ) و حتی نحوی بین لوری و زبانهای باستان وجود داشته باشد یک امر طبیعی است و تنها خاص لوری هم نیست بلکه اگر مثلأ زبان مردم منوجان ، مازندران ، گیلان ، کردستان و را هم بررسی و کاوش کنیم انبوهی از شباهت ها و رد پاهای بجا مانده در سطوح مختلف با زبانهای ایرانی دوره باستان خواهیم دید.

کلأ زبانها که از مریخ بر روی زمین نازل نشده اند یا در آزمایشگاه که تولید نشده اند. همه زبانها و گویشهای جهان از تغییر و تحول زبانهای دوره باستان و ماقبل خود پدید آمده اند. فلان سرخپوست و آفریقایی هم اگر اسناد مکتوب از زبانهای عصر باستان خود و اعصار ماقبل خود داشت کلی شباهت بین زبان امروزی خود با زبانهای نیای خود می یافت. این نه عجیب است نه خاص یک گویش یا زبان و نه هم مایه افتخار و تفاخر.

فرموده اند که لوری تفاوت های جزیی با فارسی دارد و این تفاوت های جزیی گویشهای لوری به لحاظ علم زبان شناسی نمیتواند آن را جدای از فارسی قرار داد. جل الخالق از این نظریه پردازی حیرت انگیز! بعد با نام زبان شناسی نتایج ضد زبان شناسی میگیرند؟ کدام تفاوت جزیی و کدام زبان شناسی؟ نکند منظورتان از لوری همان لوری بشدت فارسیزه شده یا همان فارسلری و لوری ذره بینی است؟

 

لوری با فارسی ، کردی ، مازنی و گیلکی خویشاوند و همریشه است ( گروه زبانهای ایرانی ) و هرکس منکر این امر شود یا از روی نا آگاهی سخن گفته است یا از روی غرض عمل کرده است. فرانسه و اسپانیولی و ایتالیایی هم همریشه و خویشاوند هستند و دنیایی شگرف از اشتراکات دارند ( گروه زبانهای لاتین ) . آلمانی و هلندی و دانمارکی و سوعدی هم همریشه و خویشاوند هستند ( گروه زبانهای ژرمن ) و تفاوت برخی از زبانهای گروه ژرمن با همدیگر از تفاوت لوری و فارسی بسیار کمتر است یعنی اصلأ قابل مقایسه نیست ولی هر کدام یک زبان مستقل هستند و صاحب حق و حقوق متمایز. کلأ اکثر زبانهای موجود از هند گرفته تا ایران و اروپا و به تبع آن آمریکا یک خانواده بزرگ همریشه و خویشاوند را تشکیل میدهند که در زبان شناسی به آن خانواده زبانهای هند و اروپایی   (indo _ European language Family ) میگویند و همه این زبانها روزگاری از یک زبان واحد موسوم به (Proto _ indo _ Europeanبوجود آمده اند و به مرور از هم منشعب و جدا شده و به زبانهای مستقلی تبدیل شده اند مثل اعضای یک دودمان که به مرور از یک نیا منشعب میشوند. فارسی و لوری همریشگی هایی ( cognateness ) با زبانهای هندواروپایی دارند که نه بخاطر وامگیری بلکه بخاطر ریشه مشترک کهن هندواروپایی آنهاست.

حال در مورد تفاوتهای لوری با فارسی باید عرض کنم که بله لوری به حکم ریشه مشترک همانند سایر زبانهای ایرانی انبوهی از اشتراکات با فارسی دارد و این امر طبیعی است زیرا در پیوستار و طیف زبانهای ایرانی ، لوری با دیگر زبانهای ایرانی شباهت دارد اما گریزی هم به تفاوتهای لوری با فارسی براساس تحقیق عرض کنم تازه این شمه کوچکی از تفاوتهای لوری با فارسی است. لوری بقول اریک جان آنونبی ( ۲۰۰۲ ) زبان شناس کانادایی آنقدر در سطوح مختلف قاموسی ( واژگانی ) ، آواشناختی ، واج شناختی ، ساختواژ ، واج واژی ، نحوی ( دستوری ) و با فارسی دارد که به هیچ وجه نمیتوان آن را شاخه ای از فارسی دانست اما نگاهی گذرا به تفاوت لوری با فارسی فقط در سطح قاموسی طبق تحقیق و این فقط نمونه کوچکی از تفاوت واژگانی زبان مردم لور با فارسی است

 

در der تفرققه / وج vej فرصت / جال jal عوض / واگیر vagir تصرف / هراس heras عرصه / هومبور hombor شریک / هوکاره hukara عادت / هاوه have صاحب / کرک kerk ستون فقرات / نوژی nuzhi عدس / تاته tata عمو / کچی kechi عمه / هرپله harpela هذیان / هکه haka تمایل جنسی / لیر leyr اسطبل / لیر leyr لعاب / چگار chegar سقف / فیکنک fikenak سوت / بهیگ bhig عروس / بعی bei عروس / پشمه peshma عطسه / سنله senela مدفوع / سمات samat فضولات / روچ roch مایع / کپونی kapuni تقلید / خوره khora جذام / بل ball عمود / بلکینه balkina لوزه / آسو asu افق / جیلاباف jilabaf عنکبوت / تارتنک tartenak عنکبوت / تعرس ters صرع / تریفه terifa قطره /

 

اگر توجه کنید ساختمان کلمات لوری کاملأ با فارسی فرق میکند و کلماتی که ما فارسی میپنداریم تمامأ ریشه عربی دارند اما از کجا میدانید که لورها در درک فارسی و صحبت کردن به فارسی همیشه روان و بدون مشکل بوده اند؟

اولأ آنقدر که ما با فارسی در مدرسه و دانشگاه و رسانه و اداره و کلأ جامعه مواجه شده ایم و در معرض آن قرار گرفته ایم اگر همین اندازه هم مثلأ با ژاپنی یا یونانی یا فیلیپینی مواجه شده بودیم الآن نیز با همین راحتی که زبان ثقیل و تلفیقی فارسی را میفهمیم و مینویسیم آن زبان را نیز می فهمیدیم از قضا در گذشته بین لورها به ندرت کسی پیدا میشده که فارسی بلد باشد صحبت کند مگر معدود افراد تاجر یا سیاسی و تحصیلکرده این فارسی بلد نبودن لورها را حتی جهانگردان خارجی مثل هوگو گروته آلمانی در سفرنامه خود ( صفحه ۲۸ ) گزارش کرده است. در زمینه درک فارسی نیز عمومأ لورها بشدت در گذشته های دور دچار مشکل بوده اند مگر در قسمت هایی که شباهت هایی وجود داشته است یا در برخی جنبه ها که با آن مأنوس بوده اند مثل شاهنامه خوانی که آن را هم فارسی _ لوری اجرا و درک میکردند و این آشنایی تدریجی و مواجهه از اواسط دوره قاجار تاکنون بوده است که به درک آنها ( بیسوادان / کهنسالان ) از فارسی کمک کرده است. البته طبیعی است که تسلط بر مهارت درک پیشتر از تسلط بر مهارت صحبت کردن، و نوشتار اتفاق می افتد. اما در زمینه مثلأ درک اخبار رسانه ها هنوز که هنوز است بویژه پیرزنان بیسواد در فهمیدن آنچه که به فارسی گزارش میشود مشکل دارند و مثالهایی عرض میکنیم هر چند همه شما کما بیش با اینطور مثالهایی مواجه شده اید. یک پیر زن آشنایی داشتیم که دخترش قالیبافی میکرد روزی تلویزیون داشت در مورد آقای قالیباف حرف میزد آن وقت ها که رییس نیروی انتظامی بود گفتروله چی موعه؟ ها وه قالیبافیا پیل بعن؟ فرزندم چه میگوید؟ قرار است به بافندگان قالی پول بدهند؟ یا کت kot در زبان لوری یعنی بخش و سهم و دوستی برایم تعریف میکرد که زمان دبستان معلم به او گفته که کت ( پوشیدنی ) منو بده و او فکر کرده که منظور معلم ، بخش و سهم اوست! امروزه به برکت وجود رادیو ، تلویزیون و کاربرد فراوان فارسی در جامعه همه اقوام در یک سطح فارسی میفهمند. اما اصل ۱۵ قانون اساسی که رابطه و حدود و اختیارات زبان رسمی و زبانهای اقوام غیر فارس را تبیین میکند یک اصل مبتنی بر وحدت ملی و رعایت حقوق بشر و مساوات قانونی ، زبانی و فرهنگی در کشور است. قانون اساسی میثاق یک ملت است. آموزش زبان مادری اقوام طبق اعلامیه جهانی حقوق زبانی بشر موسوم به UDLR و فحوای قانون اساسی و مبانی علمی و حقوقی ربطی به زبان یا گویش بودن آن ندارد. آموزش زبان مادری حق اولیه و طبیعی و خدادادی هر انسان است. زبان ظرف فرهنگ است و با مرگ زبان یک قوم طی دو سه نسل شیرازه فرهنگ و هویت آن قوم نیز فرو خواهد پاشید و تأکید قانون اساسی علاوه بر زبان روی ادبیات اقوام است هر قوم حق دارد شاعران و فرهنگ و ادبیاتش در مدرسه به فرزندانش آموزش داده شود. فرزندان ما کجا باید آثار داراب افسر بختیاری ، میر نوروز ، ملاپریشان ، باباطاهر ، ملا وارسته ، پژمان بختیاری و دهها و صدها شاعر دیگر در ادوار مختلف را بخوانند؟ چرا هر ندای حق طلبانه ای براساس موازین و مبانی حقوق بشر و شرع و قانون اساسی را به پان ترکیسم ربط میدهید؟ اگر عشق به فرهنگ و هویت و مطالبه قانون از نگاه شماها پان ترکیسم نام دارد پس بدانید که ما همه با افتخار پان ترک هستیم. این نوشته خطابش متوجه یک جریان تمامیت خواه است که برخلاف شرع ، حقوق بشر و موازین قانونی دیدگاهی تنگ نظرانه و سرکوبگر نرم فرهنگی در مورد هویت ، فرهنگ و زبان مادری ستون های تشکیل دهنده این ملت دارند. دوست زبان شناسی روزی میگفتملی گرایان افراطی و پان ایرانیست ها با تنگ نظری ها و انگ زدن های سریع و نابجا به مطالبات قانونی ، دست به تولید انبوه تجزیه طلب میزنند. همه ما عاشق ایران و ملتزم به قانون اساسی و معتقد به رعایت جایگاه زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کشور هستیم اما ایران هنگامی ایران و زیبا است که هر چیزی سر جای خودش باشد.

51 نظر

  • رهدار

    لوری یک زبان فوق العاده ریشه دار و اصیل است و نزدیکترین زبان به زبان های قدیمی ایرانی همچون تاتی و... میباشد.همچنین نزدیکترین زبان به زبان پهلوی دردرجه اول زبان لوری است.لوری تمام فاکتورها و مشخصه های یک زبان مستقل را داراست و نمیتوان گفت که لوری زیر مجموعه فارسی یا دیگر گویشهای ایرانی است، چرا که بسیاری از لغات زبان لری در فارسی موجود نبوده و یا معادلی ندارد.لوری از دسته قدیمیترین زبان ها و گویش های موجود در ایران بوده که قبل از کوچ بزرگ آریایی ها در نواحی غرب و جنوب فلات ایران به آن تکلم میشده و به احتمال بسیار قوی این زبان همان باقیمانده زبان پهلوی اولیه است که به دلیل اختلاط با زبان مهاجران کوچرو که چندین هزار سال قبل وارد فلات ایران شده بودند،در طول زمان دچار تغییرات و دگرگونی شده و به شکل زبان لوری امروزی درآمده است. افتخار میکنم لور هستم.دارای تاریخی پر افتخار و زبانی اصیل و ریشه دار و همتبارانی صاف دل و پاکنهاد


  • Tirash dervishvand

    برای حفظ زبان لوری کلمات لوری گویش خودتان را در برنامه هنارس وارد کنید برای ثبت نام به آدرس هنارس.com بروید و باید ثبت نام کنید بعد از ثبت نام و دادن شماره همراه پیامکی حاوی رمز برای شما ارسال میشود ولی اگر ارسال نشد شما باید در ربات این برنامه عضو شده و در قسمت خدمات رمز خود را دریافت نموده e @hanaras_bot و وارد این برنامه شوید پس از ثبت نام و ورود باید پروفایل کاربری خود را ک تشکیل شده از نام و گویش و لهجه خودتان است را باید کامل کنید پس از کامل نمودن و ذخیره سازی گزینه افزودن واژه را انتخاب کنید و کلمات را وارد کنید توجه داشته باشید ک اگر کلمه ای را وارد نمودید و دیدید در گویش های دیگر هم هست وارد کنید و اگر دیدید در گویش خودتان هم وارد شده ولی معنی شما با اوفرق میکند هم کلمه را ثبت کنید امیدوارم واژگان ما نابود نشوند و در برنامه هم ثبت شوند.


  • Ebrahimazarm

    ارزش زبان لری همسطح با لباس و فرهنگ لرهاست این حق ماست که مردسه لری داشته باشیم رسانه عمومی لری داشته باشیم .خط لری داشته باشیم تا میراثمان رابهتر درک کنیم رمز اتحاد بین همه ی اقوام لر زبان لری است.


  • زبان لری مستقل است

    اطلاق زبانهای بسیاری به عنوان زیرمجموعه یا هم خانواده فارسی ، هیچگونه دلیل علمیو زبان شناسی ندارد بلکه صرفأ بخاطر مصالح سیاسی است نه واقعیت علمی و حقیقی! چگونه ممکن است زبانهای متفاوت : لری / تاتی / کومشی / راجی / خوانساری / نایینی / کومزاری / مراغی / آسی / طالشی / طبری / پهلوی / اچمی / لاری / سیوندی و... که هیچکدام زبان همدیگر را نمی فهمند و واژگانشان در لفظ ، معنا و ساختمان کلمه کلأ فرق میکنند همگی زیرمجموعه فارسی باشند؟ دستور زبان فارسی تمامأ عربی است مثل : فعل - فاعل - مفعول - ماضی - استمراری و...حتی رسم الخط فارسی باز عربی است و اکثر مفاهیم و کلمات علم حقوق باز برگرفته از عربی است و اعداد شمارش فارسی برگرفته از هند است.اگر کلمات ترکی ، روسی ، عربی و انگلیسی را از فارسی جدا کنیم الکن میشود. پان پارسها هرگاه بخواهند در مورد زبان لری حرف بزنند میگویند ؛ زبان جنوب غربی و رعایت حق و انصاف را نمیکنند و میگویند لری نیز به سان فارسی نواده پارسی میانه است! لری که خود زبانی مستقل است و گویشهای متفاوتی دارد و دامنه واژگان آن وسیع میباشد چطور زیرمجموعه فارسی است؟ برای اینکه یک گویش مربوط به یک خانواده زبانی باشد چه مشخصات و خاصیتهایی لازم است؟ اینکه تاکنون به علتها و اهداف سیاسی دولتها و حکومتها ، زبان مردم لر را به دروغ زیرمجموعه فارسی حساب کردند دلیل نمیشود که از این پس تحقیق و پرسشی در این خصوص نکنیم.


  • اریک جان آنونبی : لری چند زبان است؟

    دکتر اریک جان آنونبی (erik john anonby) در کتاب : لری چند زبان است؟ نشان میدهد که لری به زبانها و گویشهای گوناگونی گفته میشود که حدود ۱۰ میلیون نفر به آنها سخن میگویند. دکتر آنونبی زبان شناس کانادایی نزدیک به یکسال در استان چارمحال بختیاری مانده و گونه های زبانی متفاوت را که همه آنها را لری نامیده بود گرد آورده است. نزدیکی لری به فارسی باعث شده که پژوهشگران را از بررسی آن باز داشته شوند. لری در بخش آوایی ۶ مصوت دارد که هیچکدام در فارسی کاربرد ندارد و ۳ صامت دارد که در فارسی نیست. فارسی فقط ۶ مصوت دارد اما لری ۱۲ مصوت دارد و نزدیکی این زبان را به زبانهای باستانی نشان میدهد. واژگان کهن بسیاری در لری هست که در فارسی امروزی کاربردی ندارند و این خود گنجینه ای از واژگان را در اختیار زبانشناسان قرار میدهد. برخی واژگان لری با فارسی معیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی ، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی ، فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است! لری ۳۸ واج دارد اما فارسی فقط ۲۹ واج دارد! مردم لر هیچ رسانه و مدیایی برای آموزش و حفظ زبان لری در اختیار ندارند و لری در برابر فارسی ، در حال پسرفت و ناتوانی است.


  • پروفسور ویلر تکستون

    پروفسور ویلر تکستون (wheeler Thackston) استاد زبان فارسی دانشگاه هاروارد کتاب Tales from loristan را شامل دستور زبان لری به دو زبان لری و انگلیسی تألیف کرده است. تکستون معتقد است که زبان لری نزدیک به هزار سال پیش از پارسی میانه (پهلوی) منشعب شده است. زبان لری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای ایران باستان به ویژه پهلوی ساسانی میرسد. زبان لری قدمتی به فراخنای تاریخ گسترده و کوههای سر به فلک کشیده سرزمینهای لرنشین دارد.


  • فیلی معرب پهلوی است

    در زمان ساسانی به سرزمین جبال (کوهستان زاگرس) پهله میگفتند و زبان رایج در این سرزمین را پهلوی میگفتند از این رو سروده های باباطاهر همدانی با نام فهلویات شهرت یافته اند. واژه پهله ای یا پهلوی در دوران نزدیکتر به شکل فیلی تغییر یافته است از این رو گروهی معتقدند زبان لری بازمانده زبان پهلوی است و فیلی پسوند خرم آباد مرکز لرستان بوده است. آیت الله مردوخ کردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ ، صفحه ۴۵ مینویسد : نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول ، زبان لری است چرا که محل الوار به تیسپون مرکز پهلوی قدیم (پایتخت ساسانی) خیلی نزدیک بوده است و از مراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند حتی از ملت کلده و آشور هم چندان متأثر نشده اند و تغییر زبان نداده اند.


  • واژه های زبان لری از اهرام مصر قدیمی تر و از باروی تروا استوارترند

    پهنه جغرافیایی قوم لر در جنوب و جنوب غربی ایران که محل تشکیل اقوام کاسیت و دولت مقتدر ایلام و دو امپراتوری هخامنشیان و ساسانیان است از اهمیت ویژه ای برخوردار میباشند.حضور تاریخی قوم لردر کانونهای اجتماعی تمدن بشری و ارتباط با همسایگان دور و نزدیک همچون دولتهای میان دو رود (بین النهرین ) و اسکان و برخورداری از کشاورزی و دامداری و استفاده از طبیعت سرسبز زاگرس بلاد لرنشین را در موقعیت ویژه ای قرار داده است. یکی از کهن ترین یادگار تمدن دیرینه قوم لُر واژگانی است که میان لُران کاربرد دارند و میتوان گفت یادگار خانوادگی ما همین واژگان کهنی است که میان مردمان لر مشترک است این واژه ها از اهرام مصر قدیمیتر و از باروی تروا استوارترند. با توجه به اینکه قوم لُر در سرزمین بزرگ ایران دارای ارزشها ، هنجارها ، زبان یا فرهنگ مادی مشخص و ویژه خود است از فرهنگ مسلط جامعه ایرانی متمایز شده و فرهنگ خاصی به خود اختصاص داده است. زبانهای لری دارای چندین وجه اشتراک و افتراق هستند که وجوه فراوان اشتراک آنان بیانگر همانندی و تجانس و پیوند تاریخی آنهاست. زبان لری دارای مختصات آوایی ، واژگانی و گاهی ساختاری ویژه ی خود است. لهجه های گوناگون زبان لُری در مرحله ی واحدی از تحول نیستند برخی در تحول ، دگرگونی یافته و نسبت به صورت کهن تر خود ، بسیار ساده شده اند مانند : لری خرم آبادی / دهلرانی / دره شهری / آبدانانی / دزفولی / شوشتری / اندیمشکی / سیلاخوری و...بعضی دیگر از لهجه های این زبان برعکس همچون زبان تاجیکی و افغانی محافظه کارترند و نزدیکی آنها به صورت قدیمتر زبانهای ایرانی بیشتر است مانند : لُری بختیاری و لکی. بسیاری از لهجه های زبان لری در برابر نفوذ روزافزون زبان رسمی در حال از میان رفتن هستند و امید است که همه ی اندیشمندان در جهت حفظ ، حراست و آشکار نمودن پیوند میان لهجه های زبان لری با دیگر زبانهای هم خانواده ، اهتمام جدّی خود را به کار بندند و همچنین در سطح کشور ، شاهد مکان هایی برای تدریس و گسترش زبانهای محلی باشیم تا هویت و یکپارچگی ملی ما بیشتر حفظ شود و فرهنگ غنی نیاکانمان را تا ابد نگهدار باشیم. ما لُر زبانان باید به مرزهای واقعی زبان خود برسیم نه مرزهای جغرافیای سیاسی که ساخته ی دست استعمارگرانی بود که خواسته یا ناخواسته سرزمینهای لرنشین را تکه پاره کردند و لر زبانان را از هم دور ساختند. به قول صائب تبریزی : تا کی دگر به هم رسد این تخته پاره ها.


  • نژاد مردم لُر به اقوام کاسی و ایلامی پیوند میخورد

    نژاد مردم قوم لُر به حکومتهای کاسیت و ایلام باستان پیوند میخورد و تاکنون مدارک تاریخی متقن ، علمی و مستدل در این رابطه ارایه شده است از همین روی پیوندی ناگسستنی میان برخی گویشهای کنونی در استانهای لرستان / خوزستان / فارس / بوشهر / کرمان / چارمحال بختیاری / هرمزگان / ایلام / کهگیلویه و بویر احمد دیده میشود (فرهنگ گویش دشتستانی ، دکتر اکبر زاده ، ص 26 ). سرزمینهای لُرنشین از سواحل خلیج فارس تا دامنه های سرسبز الوند زیستگاه قومی است که از بومیان اصلی ایران قبل از ورود آریایبها بودند. مردمان لُر بدون تردید از اقوام دیرینه ایران کهن به شمار میروند که از روزگاران گذشته در بلاد لرنشین و دیگر جاهای ایران گسترده شده اند و بنابراین زبان ، آداب و فرهنگ آنان از دیرینه ترین زبانها و فرهنگ ایرانی است. لُرها همیشه در تاریخ پرفراز و نشیب کشورمان نقش مهمی را ایفا کرده و در برابر اسکندر مقدونی ، رومیان ، اعراب ، ترکان ، مغولان ، تیمورلنگ ، عثمانی و دیگر دشمنان این خاک ، مردانه جنگیده و نقشی بسزا را در تداوم هویت ایرانی و ملی خود داشته اند. مسعودی در قرن ۳ هجری برای نخستین بار در دوره اسلامی در کتاب 《تنبیه الاشراف》از اقوام زاگرس به نام 《لُر》 یاد کرده است. جغرافی نویسانی چون : استخری ، ابن حوقل ، مستوفی ، بدلیسی و...مثل مسعودی ، طوایف زاگرس را لُر نوشته اند.سر هنری راولینسون نخستین کسی است که به گونه ای دقیق از رابطه میان زبان لُری با زبان پهلوی پرده برداشت.


  • چاغری

    اگر لهجه داشتن موقع فارسی حرف زدن مانع پیشرفت بود الآن اصفهان و تبریز و یزد عقب مانده ترین شهرهای ایران بودند قابل توجه ساده اندیشانی که به اسم پیشرفت و به بهانه لهجه کمر به نابودی زبان لُری بستند.


  • زبان لُرها دُنباله پهلوی قدیم است

    استاد کرم علیرضایی در کتاب 《پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی》صفحه ۳۸ مینویسد : زبان لُری در گستره ی وسیعی از کشور ایران رواج دارد. این زبان دنباله زبان پهلوی ساسانی است. واژه ها و اصطلاحاتی که در زبان مردم لُر جاریند بیانگر اصالت زبان این قوم میباشند. این زبان دنباله ی زبان پهلوی ساسانی است که در جنوب و جنوب غربی رواج داشته است همچنین در تیسپون و مدائن از شهرهای ساسانی که به بلاد لُرنشین نزدیکی داشته به کار گرفته میشده است.زبان لُری چند هزار سال پیش در این مرز و بوم بر سر زبان نیاکان ما بوده است. دکتر بدیعی در کتاب 《جغرافیای مُفصل ایران》، جلد ۲ ، صفحه ۷۶ ، مینویسد : لُرها از اقوام کهن ایران هستند و زبان لُری از شاخه های نزدیک زبان پهلوی باستان است که به واسطه ی موقعیت جغرافیایی و محصور بودن این قوم در مناطق کوهستانی صعب‌العبور، زبان لُری از اختلاط با زبانهای ترک و عرب محفوظ مانده و مذهب این قوم تشیع است. بسیاری از نویسندگان بر این باورند که لُرها از تبار ایلامیان و کاسیان میباشند و بنابراین بومی اصیل ایرانند و پیش از مهاجرت آریاییها و تازتان و ترکان در این سرزمین سکونت داشته اند. لرد کرزن در کتاب 《ایران و قضیه ی ایران》، جلد ۲ ، صفحه ۳۲۸ مینویسد : زبان لُرها از پارسی باستان گرفته شده است که با پهلوی ساسانی تجانس دارد ولی از جهاتی با آن تفاوتهایی دارا است حال که میتوانیم به احتمال بسیار قوی قبول کنیم که ایشان بازماندگان نسل و نژادی ممتاز بوده اند پس احتیاجی به این گفتار نیست که برخی از نویسندگان ، اصل آنها را از ناحیه باکتریا (بلخ ) پنداشته اند (برخی واژه بختیاری که در اواخر دوره صفویه به لُربزرگ داده شد را بدون هیچ سند تاریخی به باکتری باستان (بلخ ) ربط داده اند آنهم بدون هیچ دلیل علمی قابل ارزشی ) و همین قدر کافی است که اعتراف کنیم لُرها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش در نواحی کوهستانی خویش زیسته اند. در بین زبانهای جنوب غربی ایران ، زبان لُری نزدیکترین رابطه را با زبان فارسی دارد که هر دوی آنها دنباله پارسی میانه (از قرن سوم پیش از میلاد تا قرن هشتم و نهم پس از میلاد ) هستند و همانگونه که میدانیم پارسی میانه زبان ساسانیان بود که به تدریج تغییر شکل داده و به صورت زبان لُری درآمده است (دکتر سکندر امان اللهی بهاروند ، قوم لُر ، صفحه ۵۳ ).


  • حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری مطلع میکند

    درباره ی زبان لُری در قرن هفتم هجری حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده صفحه ۵۳۸ به گونه ای اختصار به زبان لُری پرداخته و یادآور شده که در زبان لری این ده حرف نمی آید : ح / خ / ش / ص / ض / ط / ظ / ع / ق. قابل ذکر است که زبان لُری همانند زبان فارسی بازمانده ی زبانهای جنوب غربی ایران است و حروف ص _ ض _ ط _ ظ _ ع ، از زبان عربی به زبان لُری راه یافته اند ولی حروف 《ح ، خ ، ش ، ق》در زمره ی حروف زبان فارسی و لُری به شمار میروند و از اینکه حمدالله مستوفی در قرن هفت به زبان لُری پرداخته حائز اهمیت و تامل است. یکی از علل مهمی که به زبان لُری توجه کافی و علمی نشده است این بوده که به وسیله این زبان نوشته هایی در دست نیست و لُر زبانان نیز با این زبان ننوشته اند و نمینویسند و به همین علت زبان لُری ماندگاری و اصالت خود را از دست داده است. زبان لُری دارای ادبیات شفاهی وسیعی است که بخشی از آن توسط خاورشناسان اروپایی و ایرانی در زمانهای اخیر گردآوری و ثبت شده ولی متاسفانه بخش وسیعی از فرهنگ شفاهی قوم لُر هنوز ثبت و ضبط نشده است!!! در حال حاضر برای زبان لُری الفبای فارسی و عربی با اندک تغییری در شیوه ی خط و حذف برخی حروف برای نوشتن این زبان به کار میرود. گویشهای رایج در جنوب غربی ایران مجموعه ی نسبتا همگنی را به نام زبان لری تشکیل میدهند که این در ناحیه ی گسترده ای که استانهای ایلام / لرستان / بوشهر / چارمحال بختیاری / کهگیلویه و بویراحمد / بخشهای وسیعی از خوزستان ، همدان ، فارس ، اصفهان ، البرز و جنوب استان مرکزی (اراک ) را در بر میگیرد ، رواج دارد.


  • پیر لکوک فرانسوی : زبان لُری به چند گونه مختلف تقسیم میشوند

    تاکنون گویشهای زبان لُری براساس اصول زبان شناسی و ساخت آوایی مورد بررسی قرار نگرفته اند و به گفته ی 《پیر لکوک زبانشناس فرانسوی》: این گویشها به چندگونه ی مختلف تقسیم میشوند که ظاهرا تا حدودی متناسب با تقسیم بندی ایلاتی هستند : الف ) گویش لُر بزرگ : گویش ممسنی و کهگیلویه که در فارس رواج دارد. ب ) گویش بختیاری : که در ناحیه ای گسترده تر از غرب اصفهان تا دزفول و شوشتر و اهواز رواج دارد. ج ) گویش لُر فیلی (لر کوچک ) که مرکز فرهنگی آن خرم آباد است. فقط چند گونه ی محلی شناخته شده اند از جمله گویش گیانی که در روستای گیان واقع در 12 کیلومتری غرب نهاوند رواج دارد. گویشهای لُری تفاوت اندکی با یکدیگر دارند و به علت نداشتن رسانه و مدیا تحت تاثیر زبان رسمی (فارسی ) قرار گرفته اند. در این میان گویش لُری بختیاری دارای ادبیات شفاهی نسبتا پر باری است (راهنمای زبانهای ایرانی ، ص ۵۶۳ ). ناگفته نماند که تمامی گویشها ، لهجه ها و زبانهای لری منشعب از پهلوی ساسانی ، دگرگونی در آنها پدید آمده و از اصالت خویش دور گشته اند. احسان یارشاطر مینویسد : زبان فارسی از میان زبانهای جدید ایرانی تنها زبانی است که ادبیات وسیع و طراز اول به وجود آورده و نیز در همه ی زبانهای ایرانی (به استثنای آسی و کومزاری ) تاثیر قوی کرده و در بسیاری از نواحی به خصوص نواحی شرقی ایران جایگزین لهجه‌ها و زبانهای دیگر ایرانی شده است...سایر لهجه های جنوبی عبارتند از لری ، بختیاری و لکی و فروع آنها که همه را میتوان با عنوان کلی لُری ذکر کرد و دزفولی و لاری و بندری (در میناب ) و لهجه های سُمغون و بورینگان و پاپون و امامزاده اسماعیل و ماسرم و لهجه های بَشکردی که در آنها دو لهجه عمده ی شاه بابکی و انگهرانی میتوان تشخیص داد و لهجه ی کومزاری در شبه جزیره عمان که با لُری رابطه ای نزدیک دارد (مقدمه لغت نامه دهخدا ، صفحه ۲۴ ).


  • ذخیره واژگانی زبان لُری از فارسی بیشتر است

    زبان لُری ، زبان زنده ای است که گروه های مختلفی از مردمان لُرستان بزرگ از دورترین نقاط دریای عمان و خلیج فارس تا تویسرکان در همدان و چگنیهای اطراف قزوین بدان سخن میگویند. در این خطه ی تاریخی و کهن ، مردمان لُرزبان در بیان کلمه ها و جمله ها دارای تفاوتهای اندکی هستند ولی با این وجود به اعتقاد همه ی زبان شناسان و اندیشمندان در گروه یا خانواده ی زبان لری قرار میگیرند ؛ بی گمان باید زبان لری را یک کاسه دانست و در یک گروه واحد زبانی به شمار آورد. ما اگر ترتیب ذخیره ی واژگانی گویشهای متفاوت لُری از جمله : نهاوندی / خرم آبادی / دزفولی / شوشتری / بختیاری / بویراحمدی / لیراوی / ممسنی / بروجردی / سیلاخوری و...گویشهای آن را که اکنون در سرزمین لُرستان بزرگ با آن سخن میگویند در نظر بگیریم ، می بینیم که هزاران سال پیش از این نیز در این سرزمینها وجود داشته اند و اگر آنها را با یکدیگر مقایسه کنیم ، مشابهت ، تجانس و هماهنگی عجیبی در میان این گویشها دیده میشود و دیگر اینکه گویشهای مختلف لُری در اشکال قواعد دستوری ، روابط منظمی میان آنها دیده میشود و این روابط نزدیک و منسجم ، نشانگر منشا مشترک آنها است. این ویژگیهای مشترک همه ی گویشهای زبان لُری از نیای نخستین خود که زبان پهلوی میباشد حکایت دارند.


  • کاربرد واژگان فارسی در گفتار کهنسالان لُر بسیار کم است

    گویشهای زبان لُری مانند دیگر گویشها و زبانهای محلی گستره ی ایران بزرگ ، زیر نفوذ فارسی نوین بوده اند و علت آن این است که فارسی معیار یگانه زبان فرهنگی و همگانی تمام ایرانیان از آغاز دوره اسلامی به بعد بوده و هیچیک از گویشها و زبانهای محلی از نفوذ آن بی بهره نمانده اند. بنابراین در گویشهای زبان لُری نفوذ فارسی رسمی کاملا چشمگیر و مشهود است و این نفوذ و تاثیر گاهی کهن و زمانی تازه است و اگر به کیفیت کاربرد واژگان در سخن افراد کهنسال دیار لُرستان بزرگ توجه شود ، می بینیم که کاربرد واژگان فارسی سره در گفتار آنان بسیار کم است و برعکس در گفتار افراد میانسال و جوان ، بسیار زیاد و به ندرت از واژه های لُری در سخن خود سود میجویند. ولی با این وجود به علتهای تاریخی و منشا زبانی و گذشت زمان ، نزدیکترین زبان از میان تمامی زبانها و گویشهای اصیل ایرانی به زبان فارسی ، زبان لُری و گونه های وابسته بدان میباشد. زبان لُری دنباله پهلوی ساسانی است.زبان لُری زبانی کهن و اصیل است که ریشه در زبانهای کهن ایران دارد.


  • هرتسفلد : زبان در تعیین نژاد موثر نیست

    صاحب نظران و اندیشمندان مردمان امروزین را براساس ظاهرشان چون پوست ، استخوان بندی و اسطوره های به جای مانده از دوران کهن و یا زبانشان به دسته های گوناگونی تقسیم میکنند. مورخانی چون پروفسور هرتسفلد ، زبان را در تعیین نژاد موثر نمیداند و از تقسیم بندی هایی که براساس زبان صورت میگیرد خودداری میکند!!! میتوان گفت که تاثیر فرهنگهای متفاوت و ادیان فراگیر در تغییر و دگرگونی زبانها در طول تاریخ موثر بوده اند و حتی این فرهنگها و مذهبها که دارای دیدگاههای فلسفی و ایدئولوژیکی بوده اند ، نظرات متفاوتی نسبت به زبان در تعیین نژاد بشریت دارند از جمله مکتب مارکسیسم برای زبان اهمیتی قایل نیست و جهان را مادی میبیند و اقتصاد را زیربنای تمام مناسبات اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی میداند و در دیگر سو ، اندیشه های ناسیونالیستی به زبان اهمیت میدهد و آن را از ارکان پدیدآوری ملتها میداند و میگوید : زبان زیربنای تشکیل اجتماعات بشری و نژادهای انسانی است. هر ملتی با زبانش شناخته میشود و زبان هر قومی عامل وحدت و شیرازه ی انسجام هر ملتی است و زبان ، هویت بخش هر اجتماعی. به گفته ی آلفونس دوده نویسنده فرانسوی : وقتی قومی به اسارت دشمن درآید و مغلوب و مقهور بیگانه گردد تا وقتی که زبان خویش را همچنان حفظ میکند همچون کسی است که کلید زندان خویش را در دست داشته باشد.


  • زبان لُری سبب وحدت قومی میان لُرهاست

    درباره ی اقوام لُر که زبانشان سبب وحدت قومی میان آنان شده است میتوان گفت که هزاران سال پیش وحدت کاملی میان این اقوام وجود داشته است و هر چند که به علت عدم کتابت منظم این زبان و اقوام متقدم در این دوره اثری به دست نیامده است اما با بررسی گویشهای مختلف این زبان در مقایسه با زبان فارسی و شناخت قواعد زبانشناسی آن از جمله معناشناسی و آواشناسی و ویژگیهای حروف ، واژگان و صرف و نحو میتوان به برخی از ساختارهای کهن این زبان پی برد.


  • در ایران به زبانهای غیرفارسی توجه نمیشود

    در زبان شناسی علمی و نو ، روش همزمانی - تطبیقی در بررسی زبان بسیار گسترده به کار رفته و این رهیافت در سده 19 میلادی پدید آمد و روز به روز توجه زبانشناسان را بدان سوی هدایت کرده است. زبان کهن لُری در ایران به آن توجه کافی نشده است. زبان لُری صورت تغییر شکل یافته و ساده شده ی زبان پیشین (پهلوی ساسانی ) است. تفاوتهای آوایی و لفظی بین گویشهای زبان لُری کاملا طبیعی است و در هیچ جا به خاستگاه این گویشها برنمیگردد. همه گروه های قوم لُر از نظر نژادی لُر هستند ولی در مناطق مختلف به لحاظ گویش و...خصوصیتهای فرهنگی و سنتهای خاص خود را یافته اند سنتهایی که در فرازهای اصلی زندگی آنان رخ مینمایاند با این همه وجه مشترک مردمان قوم لر و ایلات مختلف این قوم در طول تاریخ ، بخاطر شیوه ی معیشت و نحوه ی زندگی عشایری همواره جنگجویی و رزم آوری بوده است و این جنگجویی را میتوان در ادبیات فولکلوریک مردم قوم لُر نیز یافت (دکتر مجتبی مقصودی ، قومیتها و نقش آنان در تحولات سیاسی ، صفحه ۶۵ ).


  • زبان لُری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر.وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • اسامی تاریخی طوایف لُر

    وَن van در زبان لری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و در شاهنامه میر به معنی《کدخدا》و《صاحب سواد》آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان پارتیان و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده.خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده است. دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی خوش یمن و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است. در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد درشاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است. زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان زه تابیده شده یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی باشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده. دِ هُوز ویس کرمی یَه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری در شهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ《پاشنگ_وندیداد》صفحه ۱۰۳ آمده است. همچنین در زبان روسی وس به معنای دهکده آمده است.


  • چرا لُری زبان است؟

    زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان عاقل و اهل منطقی نمی گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است. آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده و اهل درکی آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی آورد. هر زبانی به واسطه ی دستور _ آواها _ خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست. برخی واژگان لُری با فارسی معیار ناهمگون هستند در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست. شباهت بعضی واژه ها هم بدلیل کاربرد اسلامی _ عربی آنهاست یعنی واژه ها و اصطلاحاتی که ما گمان میکنیم لری نیست و متعلق به زبان دیگری است در اصل ریشه عربی دارند نه فارسی! واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه. اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جمله:احمد عباسنه دی. در فارسی:احمد عباس را دید. در ترکی:احمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل : ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود. پروفسور وِیلر تَکستون استاد دانشگاه زبان شناسی هاروارد در کتاب 《Tales from lorestsn》لُری را زبان میداند و دستور زبان آنرا مینویسد. دکتر اریک جان آنونبی زبانشناس کانادایی درکتاب《لُری چند زبان است؟》لُری را مجموعه زبان میداند.


  • قدمت واژه《لُرستان》

    لُرستان《Lorestan》در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • اسیر در زنجیر دروغ

    حقایق تاریخی معمولاً با آنچه که پانها برای مردم ساده حکایت میکنند اختلاف بُنیادی دارند. حقیقت تاریخی را نمیشود با تعصب عوض کرد. فردی بنام مجتبی آزادبخت در مقاله ای نوشته : آیا آگامنون《فرعون مصر در زمان موسی》لَک بود؟ خود زندگی حضرت موسی در هاله ای از افسانه است و در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح میزیسته و مصر هزاران کیلومتر با مسقط الراس (زادگاه) لکها فاصله دارد و اصلاً نژاد بومیان اصلی مصر《قبطی》است حالا چطور ایشان پُل زدند بین این همه فاصله زمانی و مکانی؟یا در مطلب دیگری مُدعی شدند که پاکستان ۱۰ میلیون لَک دارد که در پنجاب و سند سکونت دارند!پس چرا در کتابهای گیتاشناسی و دایره المعارف به آن ۱۰ میلیون اشاره نشده؟در اطلس جامع گیتاشناسی صفحه ۸۵ آمده نژاد پاکستان متشکل از پنجابی ، پشتو و سندی است و زبانشانم اردوست.امان از جهل مرکب با ادعای موکد.


  • زبان مستقل لری

    بسیاری برحسب حُب و بُغض ادعا میکنند لُری زبان نیست و گویشی از فارسی هست! در جواب این بیسوادان باید گفت که نه تنها لُری زبان مستقلی هست، بلکه فارسی امروزی یا فارسی معیار خود گویشی از زبان لری میباشد. دلیلی که اینجا ذکر میکنم این هست: اگر لری گویش فارسی بود میبایست تمام افعال و لغات موجود در فارسی، در لری هم بدون هیچ کم و کاستی موجود بود، در صورتی که اینگونه نیست. بلکه زبان لری بسیار کاملتر از فارسی معیار است و ریشه پهلوی دارد و به دلیل جغرافیای خاص سکونت قوم لر که از گذشته های دور بین کوهستانهای زاگرس زندگی میکرده اند، بسیاری از زبانشناسان بر این عقیده اند که زبان لری کمتر از اختلاط با زبانهای بیگانه از جمله ترکی و عربی تاثیر پذیرفته و اصیل مانده است. در زبان لری هزاران لغت و حتی افعال مخصوصی وجود دارند که معادلشان به هیچ عنوان در فارسی مشاهده نمیشود.از جمله: لری: دا _ فارسی: مادر / لری: بو یا بووه_ فارسی: پدر / لری: پت _ فارسی: دماغ / لری: تیه _ فارسی: چشم / لری: تاته_ فارسی: عمو / لری:پتی ، بوتی ، کچی _ فارسی: عمه / لری: کور _ فارسی: پسر / لری: مِل _ فارسی: گردن / لری: عس _ فارسی: استخوان / و در افعال لری: ووری _ فارسی: بلند شو / لری: بجی _ فارسی: فرار کن / لری: ورگرد _ فارسی: برگرد / لری: رِمس _ فارسی: فرو ریخت / لری: جَر کردن _ فارسی: دعوا کردن / لری: بهر کردن _ فارسی: تقسیم کردن / لری: سیل کردن _ فارسی: نگاه کردن / لری: پق کردن _ فارسی: اخم کردن / لری: بونگ کردن _ فارسی: صدا کردن / و هزاران مورد دیگر که اصلاً بحث مُفصلی را میطلبد. بعد یک عده معلوم الحال به خودشان جرات میدهند و به زبان اصیل ما میگویند گویش فارسی! اصلاً فرق میان لهجه ، گویش و زبان را نمیدانند!


  • قوم و زبان ملاکی برای برتری جویی نیست!

    نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آنرا با بوق و کرنا《ملاکی برای برتری》یا اصالت و فخامت زبان خود قرار داده اند! زبان یک نظام ارتباطی خاص که از سوی اعضای یک گروه برای تبادل نظر، دستور، احساسات و...بکار میرود. بحث درباره زبان یا گویش بودن لری مجال علمی دیگری میطلبد هرچند زبان شناسی مانند دکتر اریک جان آنونبی کانادایی (Eric John Anonby) که سالها بصورت تخصصی بر روی لری کار کرده است نه تنها لری را یک گویش نمیداند بلکه آن را مجموعه ای متشکل از سه زبان میداند! بحث ما در اینجا نقد نظرات متداولی است که این روزها در مقالات و نوشته های فضای مجازی زیاد به چشم دیده میشود. نظراتی مانند: افتخار به اینکه لری دست نخورده است! لکی دست نخورده ترین و همان زبان پهلوی است! لری همان فارسی میانه است! بختیاری نزدیکترین زبان به پارسی باستان است! حتی در یک جلسه رسمی در یک نهاد رسمی، دوستی با《برافروختگی کامل رگ گردن》نظر داد لکی《فرزند برحق》زبان پهلوی است! ما عبارت نایب برحق را در مباحث مربوط به ولایت فقیه و رهبری امت اسلامی شنیده بودیم و صفت برحق در آن مباحث مناسبت دارد ولی جل الخالق! در زبانشناسی اولین بار است که《فرزند برحق》میشنویم! مگر یک زبان فرزندان ناحقی هم دارد؟و زبانهای دیگر چه گناهی مرتکب شده اند که برحق نیستند؟ دوستی که《دکترای زبان و فرهنگهای باستانی》داشت در همان جلسه پس از تأمل و سکوتی معنادار برگشت و به او گفت البته قرابت با زبان پهلوی در همه گویشهای ایرانی وجود دارد! لکی قواعد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و از 1 تا 10 کسی نمیتواند به لکی بشمارد و اکثر کلمات کلیدی اش از فارسی و عربی است! یکروز شخصی نوشته بود در لری هیچگونه کلمه عربی بکار نمیرود، هرچند همه میدانیم که این نظر کاملاً نادرست و ملهم از نظرات آریاگرایان افراطی است ولی در حوزه زاگرس بطور خاص و در کل کشور بطور عام طوری برخورد میشود که انگار دست نخورده ماندن زبان، یک ارزش و فضیلت محسوب میشود. در حوزه زبان فارسی نیز از لحاظ برخورد با زبان عربی دو گرایش کاملاً افراطی وجود دارد که هر دو علیرغم جهت گیری 180 درجه ای خود نتیجه ای جز تضعیف زبان فارسی را ندارند: یکی عربی ستیزی و دیگری عربی مآبی! فارسی روحی عربی و کالبدی خراسانی دارد. فارسی ۷۰ هزار کلمه دارد ولی عربی ۱۲ میلیون کلمه دارد. واژگان عربی زیادی در فارسی هست که هنوز معادلی در فارسی برایشان ساخته نشده مثل: مدافع / حقوق / مسلط / اتصال / اقتصاد / ریاضی / تاریخ / اخلاق / سیاست / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / مساحت / جامعه / ضمیر / فعل / فاعل / اخبار / وطن و...


  • توهم باستانی بودن!

    از نظر علمی، نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آن را با بوق و کرنا ملاکی برای برتری یا اصالت و فخامت گویش یا زبان خود قرار داده اند. دوستی اهل فضیلت در جایی میگفت فلان کلمه لکی ارزش حفظ کردن دارد زیرا به تلفظ آن در پهلوی نزدیک است!باید از این دوست گرامی و فاضل پرسید یعنی مطابق نظر شما اگر کلمه ای در لکی وجود داشته باشد که لک زبانان خود ساخته باشند یا شباهتی با پهلوی نداشته باشد فاقد ارزش است؟ و دور ریختن آن اشکالی ندارد؟ چرا ما خود را باور نداریم و برای اثبات حقانیت خود باید مرتب دست به دامان باستان شویم؟ و همواره از اصیل بودن قوم خود حرف بزنیم؟ گویا که این قوم هیچ محصول و ارزشی جز اصیل بودن برای دفاع از خود ندارد؟ هرچند بحث اصیل بودن نژاد هم همانند بحث دست نخوردگی زبان، بیشتر یک ایده ناسیونالیستی بوده و به توهم نزدیکتر است تا واقعیت و واجد ارزش خاصی نیست! اما اگر بالفرض زبانی پیدا شود که بطور کامل دست نخورده باقی مانده باشد به احتمال زیاد گویشوران آن《مردمی بدوی》،《منزوی》و《محصور》بوده اند که نتوانسته اند با حوزه های تمدنی و فرهنگی مجاور خود ارتباط و دادوستد برقرار کنند زیرا در تبادلات فرهنگی و تمدنی همواره با مفاهیم، اختراعات و عقاید تازه ای برخورد میشود که معادلی در زبان مقصد برای آن یافت نمیشود و طبیعتاً آن واژه دال بر آن مفهوم یا اختراع و...از زبان بیگانه وارد زبان خودی میشود، در سراسر تاریخ چنین بوده است، هرگاه دو جامعه زبانی باهم تماس جغرافیایی یا علمی_فرهنگی پیدا کرده اند واژگانی را از یکدیگر به عاریه گرفته اند. البته اینکه در اتخاذ واژه های بیگانه افراط نشود بحث دیگری است که دلایل خود را دارد.


  • مبانی زبان شناسی

    کسانی که از الفاظ و صفتهای عالی مانند: «اصیلترین» ، «نزدیکترین» و...استفاده می کنند چنین نتیجه گیری از نظر بررسی مقابله ای زبان (Contrastive Analysis) بسیار دشوار و نزدیک به غیر ممکن است. مثلاً فردی بگوید لری یا فلان گویش لری نزدیکترین گویش ایرانی به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی است. این امر میطلبد که فرد با کلیه گویشهای ایرانی بطور تام و تمام تسلط کامل داشته باشد تا همه جنبه های آنها را به دقت و ژرفایی کامل بشناسد و بتواند آنها را براساس اصول و مبانی زبانشناسی مقابله ای با فلان زبان باستانی ایران بسنجد، البته《باید آن زبان باستانی را هم بطور تام و تمام بداند》سپس بر اساس تحلیلهای آماری دقیق مشخص کند که مثلاً نزدیکترین گویش به آن زبان باستانی کدام است. بسیار واضح است که تاکنون فردی پیدا نشده است که چنین شرایطی را در خود جمع کرده باشد سپس به این آزمایش و《مقایسه فوق دشوار》دست بزند! اگر هم روزگاری چنین کاری صورت گیرد کار یک یا چند تیم متخصص خواهد بود که ممکن است چندین دهه بطول انجامد. جالب است که معمولاً کسانی چنین ادعاهایی میکنند که اندک آشنایی با《مبانی زبانشناسی》و حتی آن زبان باستانی مورد ادعای خود ندارند! یا اینکه نکات جسته و گریخته ای (anecdotal accounts) از شباهت گویش خود با آن زبان باستانی شنیده اند!


  • بدویت و باستانگرایی منبع ارزش نیست!

    گیریم که لری یا فلان شاخه لری نزدیکترین به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی باشد و باز گیریم که این خود امتیازی برای آن محسوب شود ولی هنگامی که تولید ادبی و فرهنگی در سطوح مختلف و با کیفیت عالی وجود نداشته باشد این امتیاز باستانی جز فیس و افاده ای خشک و توخالی چه چیزی را به همراه خواهد داشت؟ یک زبان باید حرفی برای گفتن به جهانیان داشته باشد: آثار ادبی، علمی، مذهبی، خبری، فیلمی، موسیقایی و...گرانسنگ همه از جمله حرفهایی است که یک زبان میتواند برای گفتن به جهانیان و گویشوران خود داشته باشد در غیر اینصورت، چه بخواهیم یا نخواهیم سرنوشت یک زبان یا گویشی که به دست گویشوران خود و دیگر علل، راکد مانده است استحاله تدریجی و فناست! سالهاست که افتخارات پوچ و ایضاً اثبات نشده باستانگرایانه تبدیل به آفتی برای فعالان و تولیدکنندگان فرهنگی《حوزه جنوب غرب زاگرس》شده است! روزگاری زبان لکی به لطف شعرای فرقه یارسان تولید ادبی داشت ولی اینک کدامین اثر مهم را تولید کرده است؟ چه تحولی در ادبیات آن صورت گرفته است؟ ناراحت نشوید حقیقت را میگویم منظورم تنها لکی نیست لکی را مثال زدم!نهایت کار ما فقط تولید اشعاری در وبلاگها شده است اینکار فی نفسه بد نیست فوایدی هم دارد ولی برای یک زبان، رونق و شکوفایی محسوب نمیشود! بیایید از این باستانگرایی افراطی و سترون به قول یکی از دوستان باستانگرایی تهوع آور، فاصله بگیریم و در مورد نقش، داشته ها و قابلیتهای اجتماعی_فرهنگی خود، مفید و کاربردی بیندیشیم. باستان گرایی و بدویت منبع ایجاد ارزش نیست.


  • لُری زبانی مستقل

    زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی《لری》را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی《ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی / پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر《تمایلات ملی گرایانه》و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی هم هستند! کدام زبان شناسان؟ با چه معیارها و اصول و موازین زبان شناسی لری را گویش نامیده اند؟ به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی《تمایلات سیاسی و ملّی》به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید و انتظار ما این است که اگر در زبانشناسی تخصص یا حداقل مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!مگر زمانیکه مطالعه و دانش شما به اندازه کافی در این خصوص برسد! لری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لری بازنمایی شده و این واجها در خط لری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در《شرکت گوگل》به رسمیت شناخته شده و ثبت شده است. تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. بزرگواران و سروران همتبار حداقل در برخی موضوعات مانند زبان شناسی و مطالعات زبان لری اگر ما را یاری نمیکنید ناخواسته با ارائه مطالب نامعتبر تلاشهای دلسوزان و پژوهشگران کارشناس خود در این زمینه ها را ناخواسته تخریب و بی ثمر نکنید سعی کنید برحسب منابع و دانش کافی نظر بدهید و حرفتان مستند و مستدل باشد.


  • فرهنگ لری

    زبان لری از نظر وسعت واژگان و ظرافت و ریزه کاری هایی که در آن نهفته است یکی از زبانهای پر مایه است به گونه ای که آقای احمد محمود داستان نویس برجسته ایرانی که خود از خطه خوزستان است وقتی پا به استان لرستان میگذارد و مدتی در مناطق لرنشین مثل خرم آباد و چگنی و پلدختر میماند تحت تأثیر فرهنگ لری قرار میگیرد وحاصل بخشی از گفته ها و شنیده های خود از مردم این مناطق را که تعدادی واژه ی لری است در متن مجموعه داستان دیدار (۱۳۶۹) میگنجاند و در پاورقی برخی صفحات آن به تشریح واژه های لری میپردازد. اتفاقأ یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام بازگشت به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است.


  • خط پاپریک

    هدف اصلی از ابداع خط پاپریک نیز حفظ و تقویت پیوند زبان و فرهنگ لر با زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی و ادبیات پربار فارسی بود زیرا قبل از آن نیز از سال ۶۹ خط لری آساره ابداع شده بود که ویژه فرهنگ‌نگاری لری بود ولی آساره بخاطر حفظ و تقویت این پیوندها منسوخ شد و جای خود را به پاپریک خطی لرشمول مبتنی بر الفبای عربی _ فارسی داد.همانگونه‌که در مقاله ضرورت تدوین خط لری از دیدگاه علمی در اسفند ۱۳۹۲ توضیح داده‌ام تدوین خط برای لری به‌هیچ‌وجه پدیده‌ای قومی نیست بلکه یک ضرورت علمی است، اولین دلیلش این است که در لری واج‌هایی وجود دارد که با رسم‌الخط موجود فارسی نمی‌توان آن‌ها را نوشت مثل یاء مجهول، دال معجم، انگما، شوا ( نوعی کسره خفیف)، ذال معجم، لام یائی، او کشیده، دیفتانگ های مختلف او، ضمه پیشینی و…که در اکثر موارد علاوه بر اینکه قابل نمایش با رسم‌الخط فارسی نیستند بلکه معنی را عوض می‌کنند یا به‌اصطلاح علمی جفت کمینه(minimal pair) دارند.از طرف دیگر با تغییر فتحه، کسره، و ضمه…معانی بسیاری از کلمات لری عوض می‌شود و چون هیچ سابقه خوانش و نگارش عام و ضابطه‌مند در لری وجود ندارد خوانش و نگارش نوشته‌های لری به‌ویژه لری اصیل کار بسیار دشواری است.ورود نهادهای رسمی حکومتی در پروژه خط لری مانند اداره ارشاد و جهاد دانشگاهی به قضیه تدوین خط برای لری در پروژه خط زاگرس که بنده نیز توفیق حضور چند جلسه در آن را داشتم خود تائید دیگری است دال بر اینکه تدوین رسم‌الخط برای لری یک ضرورت و دغدغه علمی و فرهنگی است نه‌ کاری قومگرایانه!


  • معنی و ریشه باستانی واژه دآ

    معنی و ریشه باستانی واژه《دا》:در فرهنگ فارسی عمید، ص 477 آمده: دا یعنی عطا و بخشش که واژه《دادار و بخشنده》هم از آن منشعب شده و دایی هم منسوب به مادر یا همان《دا》میباشد! واژه دا به چندگونه: دادا / دا da / دایه adya / دایا daya / دای day / ده ده dada / و دالکه daleka در زبان لُری معمول است (واژه نامه لُری، ص 341). دادا یا دایه کسیکه فرزند را تربیت کند مثال از مولانا: بیرون بر از این طفلی و ما را بُرهان، ای دل _ از غصّه هر داد و وز محنت هر دادا (فرهنگ فارسی، جلد 1، ص 740). در فرهنگ گویش دوانی اثر عبدالنبی سلامی، ص 252، دی di به معنی مادر است و به خواهر بزرگ داده dada میگویند. در لُری ایلامی دیده deda به خواهربزرگ میگویند. در لُری بختیاری به برادر دادا dada میگویند (فرهنگ بختیاری، عیدی محمد ارشادی، ص 366). درفرهنگ واژگان کُردی، ص93 : دالک و دایک گفته میشود. در اوستا《دئنو _ daenu》کسیکه از کودک پرستاری میکند / در پهلوی dayak یعنی ماده و شیر دهنده / در ارمنی dayeak یعنی دایه و مربی! در شاهنامه واژه《دایه》به معنی شیردهنده و پرورش دهنده است: به زابلستان شاه پر مایه بود _ سیاووش را مهربان《دایه》بود / سیاوش جهاندار و پُر مایه بود _ ورا رستم زابلی دایه بود (واژه نامک، عبدالحسین نوشین، ص 173). در فارسی کُهن واژه《داه _ dah》به معنی کنیز است مثال از فرخی: خنک آن میر، که در خانه ی آن بار خدای _ پسر و دختر آن میر بود بنده و داه. یا منوچهری میگوید: تاک زر را دید آبستن چون داهان _ شکمش خاسته همچون دم روباهان.


  • دآ نماد آفرینش

    دآ : نماد آفرینش و آفریدن: اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 341 مینویسد: دآ da یعنی مادر که مخفف دایه است و در لُری هُم دا به معنی سن هم بکار میرود. دا در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنای《آفریدن، بخشیدن و ساختن》در فرهنگهای لغت قدیم《دادار》به معنی آفریننده و عطا بخش آمده و دا به معنی پرستار و مربی ذکر شده مثلاً منوچهری دامغانی میگوید: تا که رز را دید آبستن چو داهان _ شکمش خواسته همچون دم روباهان. همچنین در اوستا daenu به معنی ماده و شیردهنده و به پهلوی dayak یعنی دایه / در انگلیسی dam و dau یعنی دختر / در تاجیکی dayi یعنی دختر / در اُستی dain یعنی شیر دادن / در بلوچی dai یعنی مادر / در اورامانی ada میشود مادر / در کُردی: دایک یا دالگ، دی، داکو، دای، دیا میشوند مادر / در کرمانشاهی: دایه یا دالگ میشود مادر / در گیل و دیلم: دادی dadi ، دادا dada ، دده dada معادل مادر هستند / در لُری بختیاری: دا، دایه، داک و داه مادر میشوند / در دشتستان به مادر، دی day میگویند / در لارستان به دختر و خواهر dai میگویند (اقتداری، ص 107). دالکَه daleka نامی برای عزیز نگهداشتن مادر است که برداشتی از واژه پهلوی دایک dayak به معنی دایه، پرستار و تربیت کننده است که در لُری بختیاری دالَلَه dalala میگویند! پسوند کَم به نشانه تکریم و اظهار محبت است مانند: چشمک، یاقوتک و در محاورات قدیم تهران: پسرکَم، عزیزکَم، بَبَکم. دکتر غلامرضا کرمیان درکتاب《واژگان اشکانی وساسانی در زبان لُری》ص 95 مینویسد: دا da در لُری مادر را گویند. در نوشته های پارسی باستان، آفریدن و آفریننده معنی میدهد. واژه های پهلوی dater و datarih (داتار و داتاریه) به معنی آفریننده و آفرینندگی است. همچنین ده da در لری معنی دادن میدهد و de در پهلوی نیز معنی خالق میدهد! در واژه نامه شایست نشایست ص 306 واژه همانند و هم معنی آن دایگ dayag آمده است و در نوشته های زردشتی پازند از واژه نامه موبد شهرزادی ص 165 نیز همانند واژه لُری da به معنی دادن و بخشیدن آورده شده است.


  • واژگان کهن لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب «فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند.


  • قدرت زبان لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر«بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب«فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند. دایره بالای واژگان مُستعمل (با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها) و تلفظ ویژه شان بر بستر پیشینه تاریخی_فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است. در زبان لُری واژگانی با اسکلت بندی کهن و تلفظی غالباً اوستایی_پهلوی وجود دارد که رابطه زبانهای کهن را با این منطقه عجین می نمایاند واژگانی چون: دِرَنه: دریدن/ مَنه: ماندن/ اِسپی: سفید/ سوسوار: اسب سوار/ دِییه: دیدن/ اَسر: اشک/ سزرگه: چندش/ هُنه: خانه/ اَ برای نفی چون اَ ناشتا/ وریسایه: ایستادن/ تاشتَه: تاشیدن/ هیشته: گذاشتن و... به اندازه ای که در لُری تلفظ واژگان اوستا وجود دارد، در هیچکدام مشاهده نشده است. واژه‌های عربی هم در زبان لُری گنجایش ندارد و علیرغم فشارهای قوم مهاجم، به دشواری در کالبد زبان لُری جای گرفته‌اند آنچنان که از ترکیب آنها با تلفظ قدرتمند لُری، واژه سومی شکل گرفته که اینک پس از قرنها، عربی تصور نمیشود بلکه تسلط و غلبه لُری آنها را کاملاً لری جلوه میدهد واژگانی چون: ساوَه: سربند از واژه عربی صوفعه/ مَلهو: نام درخت از ریشه عربی محلب/ چَره: قیچی پشم زنی از واژه عربی شعره/ حقات از ریشه عربی حکایت/ وِج: راه دست از واژه وجح/ لَچر: لجوج از ریشه عربی لَجاره/ اَلهو: سنگ قبر از ریشه عربی الحاد و...


  • بُن مایه قدیمی《زون لُری》

    لُری که لَبالب توانمندی واژه پردازی، اصطلاح سازی، توصیف و توجیه را در کالبُد خود دارد بر پایه فرهنگ و واژگان کهنی نیز استوار است. بُن مایه قدیمی لُری تا امروز تقریباً محفوظ مانده است. در زبان لُری حروف عربی مانند معادلهای آوایی تلفظ میشوند و حتی برخی حروف که به جهت تحکیم در عربی، اجبار در تلفظ دارند مثل «ع»معادل سازی میشوند و تا شکلهای کاملاً متفاوتی تغییر تلفظ پیدا میکنند. دکتر محمدجواد شریعت درکتاب«《دستور زبان» ص ۹ مینویسد: تعداد الفبای هر زبان که بیشتر باشد قدرت ادای صداهای طبیعی در آن بیشتر است. در دستور زبان دکتر ناتل خانلری ص ۲۸۵ آمده: مُراد از حروف، هر صوت ملفوظ مستقلی است که از صوتهای دیگر مشخص باشد بنابراین هرحرکت«زِیر و زبَر» جزو حروف به شمار می‌آید. باتوجه به مطلب فوق، زبان لُری از تنوع و قدرت تلفظ صداهای طبیعی بیشتری برخوردار است مثلاً قابلمه ترکی در لُری تغییر شکل میدهد و قاولمه میشود چون حرف «ق» در لُری تلفظی ویژه دارد که ترکیبی از «ق+ک»است! یا بشقاب ترکی در لُری دوری میشود! محمدتقی بهار در سبک شناسی، جلد 1، ص 190 به این پتانسیل زبان لُری اشاره کرده است. اشتراکات فرهنگی، چگونگی بن مایه زبانی، جمله پردازی، واژه آرایی، همه و همه حکایت از یگانگی زبان گروه‌های مختلف قوم لُر دارد اما پراکندگی هرکدام در نقطه ای خاص از نظر جغرافیایی و آمیختگی با دیگر شهرها و اقوام، تغییری محسوس در تلفظ گویش هر یک ایجاد کرده است. تلفظ قدیمی لغات، دایره واژگان بالا، حفظ شکل قدیمی تلفظ و استقلال در آرایش ارکان جمله، جاگیری فعل و فاعل همه حکایت از اشتراکات زبانی مردمان قوم لُر است. الفاظ در لُری گاه کوتاه اما گویا شنیده میشوند که نشانه های پیشینه زبانی این قوم و شرایط خاص آنرا در خود دارند.


  • قاعده ابدال در زبان لُری

    در دستور زبان فارسی پنج استاد اثر: امیراشرف الکتابی، ص 11 آمده: در فارسی حروفی که از عربی گرفته شده رعایت مخارج و تلفظ آنها را نکنند چنانکه «ث» و «ص» را مانند «س» و«ق» را مانند «غ» تلفظ مینمایند اما در لُری غالباً حروف عربی یا بدل و یا حذف میشوند مانند: سِنی: زندان که از سجن عربی گرفته شده یا وِج: راه دست که از وجح عربی گرفته شده و... قاعده ابدال «تبدیل حروف به یکدیگر و تغییر و تبدیل آواها» در زبان لُری نشان دهنده ماندگاری تلفظ های کهن در لُری است. ابدال در لُری تداعی خاطره آواها و تلفظهای پیشین بازمانده در حافظه نسل به نسل بوده است. دکتر محمد دبیرمقدم، فصلنامه ادب پژوهی، شماره ۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۷ «نظریه زبان عمومی» را می‌توان نظریه‌ای تصور کرد که بنیان‌ها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبان‌شناسی، صرف نظر از چارچوب‌های نظری خاص، است. (۱) زبان: (Language) دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل ندارند زبان‌اند. (۲) گویش(dialect): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوت‌های آوایی و واجی و واژگانی و / یا دستوری مشاهده می‌شود، گویش‌های یک زبان‌اند. (۳) لهجه(accent): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه فقط تفاوت‌های آوایی (و واجی) دیده می‌شود لهجه‌های یک زبان‌اند. (۴) گونه(variety): اصطلاحی است خنثی، که همچنان که در تعریف «زبان»، «گویش» و لهجه مشاهده می‌کنیم، می‌توان آن را به عنوان اطلاقی کلّی به کار برد. بر پایه این تعاریف فارسی امروز، گیلکی، مازندرانی، کردی، هورامی، وفسی، لکی(از زبان های لری)، «لری»، راجی، دلواری، لارستانی و نائینی زبان‌اند. زبان فارسی امروز زبان رسمی است و دیگر زبان‌های مذکور زبان‌های محلی کشورمان هستند.


  • زبان لُری《رسانه فراگیر》ندارد!

    هر زبانی به واسطه دستور_آواها_خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لُری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لُرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لُری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد. برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لُری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لُری جمله: احمد عباسِنه دِی. در فارسی: احمد عباس را دید. در ترکی: احمد عباسی گوردی. (نِه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول هستند. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترکند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل: ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش و نداشتن رسانه، لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان لُری نمیشود!


  • دیرینگی زبان لُری

    حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته با آنکه زبان لُری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است. بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد. هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش ص ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از پارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند. آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ، ص ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند. دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» ص ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد که دارای چندین میلیون گویشور است. دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لُری میپردازد همچنین دکتر اریک جان آنونبی ( erik john anonby) زبانشناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را زبان مینامد.


  • چرا لُری زبان است؟

    زبان شناسان پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی انجام دادند و «لُری» را مستقل از فارسی دانستند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی ویلیام جی فرالی/ نشریه زبانشناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبانشناس هندی/ پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لُری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر «تمایلات ملی گرایانه» و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لُری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لُری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی در علم زبانشناسی هستند. برخی با جهتگیری تعصب آلود و برخلاف اصول و موازین زبانشناسی، لُری را گویش نامیده اند که اهداف سیاسی داشتند!!! به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی «تمایلات سیاسی و ملّی» به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید! اگر در زبانشناسی تخصص یا مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید! لُری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لُری بازنمایی شده و این واجها در خط لُری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در «شرکت گوگل» به رسمیت شناخته شده و ثبت گردیده است.


  • بدیهی بودن زبان لُری

    تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لُری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک جان آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. لُری زبان است و ویژگی‌‌های دستوری خاص خود را دارد که با زبان‌های دیگر تفاوت دارد. زبان بودن لُری به میزانی بدیهی و مُستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب می‌آید. اما مخالفان زبان لُری گاهی دست به حربه‌های کثیفی می‌زنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند! و چه کسی معتبرتر و مستندتر از «پروفسور میرجلا‌الدین کزازی» استاد دانشگاه تهران که ویدئویی از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبان‌فارسی پخش شد که با صراحت، لُری را یک زبان مستقل میدانست! ۶ مهر ۱۳۹۷ خط لُری پاپریک در کیبورد گوگل (پرکاربردترین صفحه‌کلید جهان) ثبت شد. احمد محمود نویسنده مشهور تحت تأثیر فرهنگ لُری قرار میگیرد و واژه‌های لُری زیادی در کتاب دیدار (۱۳۶۹) می آورد و در پاورقی صفحات به تشریح واژه های لُری میپردازد. یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام «بازگشت» به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است. کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» اثر: مقدسی (قرن ۴ هجری) ص ۵۵۰ صراحتاً از زبان لری یاد میکند. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (قرن هفتم) ص ۵۳۸ در مورد وجه تسمیه واژه لُر سه نظریه را مطرح کرده و در مورد زبان لُری بحث میکند.


  • آثار مکتوب به زبان لُری

    آثار مکتوب به زبان لُری: 1.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم اتابک لُر)/ 2.باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)/ 3.دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است/ 4.هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است/ 5.دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است/ 6.فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد/ 7.مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است/ 8.خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی/ 9.مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است/ 10.تذکره حُسین حزین بروجردی/ 11.تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)/ 12.فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود/ 13.اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود/ 14.علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک (عَلیوُسی Aliyosi) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است/ 15.دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است/ 16.دیوان اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوانی در مراثی بنام《اَسرارالشهاده》از او بازمانده که ۵ هزار بیت دارد نسخه ای از دیوانش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است/ 17.اَنیس المسافر سال ۱۲۸۹ شمسی در بوشهر توسط غلامرضاخان والی پُشتکوه بعنوان کتابی مستقل درباره لرستان چاپ شده و در جلد ۳۰ فرهنگ ایران زمین هم آمده و سال ۹۷ توسط دکتر روح الله بهرامی بازنشر شد/ 18.مُلا زلفعلی کرانی بختیاری متخلص به «مجرم» در سال ۱۲۶۰ قمری به دنیا آمد و تا سال ۱۳۳۰ قمری آثاری دال بر زنده‌بودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه ۱۳۷ بیتی «حدیث کَسا» به زبان لُری است که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است و قدیمی‌ترین متن به زبان لُری بختیاری است که به کتابت درآمده است. ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از زبان لُری (به‌ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ ۱۱۶۶ کتابخانه‌ مجلس‌ سِنا،‌ متنی‌ موجود است که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از «علیرضا تجلی‌» و «شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌» را دربر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ‌ ‌ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از زبان‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است‌ که در فهرست‌ کتابخانه‌، ‌این‌ متن‌ «نامه‌‌ا‌ی‌ لُر‌ی‌ ‌از سعد‌ی» د‌انسته‌ شده‌ ‌است‌. ‌صادقی (ص۹، ۱۳۷۵) این متن را لُر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ ۱۱ هجری یا قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد.


  • هِرور

    معنی هِرور Heroor : هِر + اور که ریشه خور فارسی است و واژگان بسیاری در لُری با این کلمه ساخته شده است مثل《آئوهِر》که به محل گذر آب در منطقه هم گفته میشود که همان دره باشد یعنی خور آب یا همان《محل گذرگاه آب》که گاهی با جابجایی تخته سنگها هم همراه بوده در هر صورت پر زبان چگنی هِر به معنی دره است اسم《هِرقیله》که یکی از مناطق چگنی است، به معنی دره عمیق است. اوو - oor در زبانهای فارسی باستان و عبری و آشوری به معنی شهر منطقه و ناحیه است اور هنوز در مازندران و گیلان و کرمان به معنی ناحیه و منطقه و روستا بکار میرود حتی در جنوب خرم آباد منطقه ماسور《ماس+اور》به معنی جایگاه یا منطقه لبنیات است یا تِلوری که به معنی روستایی که در گردنه ساخته شده و‌ معنی کلی هِرور همان دره شهر (شهری که در دره ساخته شده) میباشد معنی دوم اُور، ابر است و نام این منطقه به علت ابرناکی زیاد، بی تناسب با این معنی هم نیست. اور توسط هنری راولینسون از خط میخی گنجنامه همدان رمزگشایی میشود و به وسیله این رمزگشایی متوجه وجود یک حکومت باستانی به اسم《امپراتوری سوم اور》که از میان رودان تا زاگرس گسترده بوده میشود یعنی از بابل در جنوب عراق تا لُرستان، اور همچنین معنی رود هم میدهد.


  • لُری زبانی مستقل است

    بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد: به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد. هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در صفحه ۱۱۳ سفرنامه اش مینویسد: من بر این پندارم که زبان لُری از فارسی باستان مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی بطور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند. آیت الله مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده است و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند. دکتر کَرم علیرضایی درکتاب《پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی》ص ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد. دکتر اسکندر بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لُری میپردازد. دکتر اریک جان آنونبی erik john anonby زبانشناس کانادایی در کتاب《لُری چند زبان است؟》لُری را زبان میداند. زبان شناسان در منابع معتبر زبانشناسی «لُری» را مستقل از فارسی دانسته‌اند: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی ویلیام جی فرالی/ نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی بنام دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی/ پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی در دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لُری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. در ایران هم دکتر جلال‌الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره‌های معروفی در علم زبانشناسی هستند لُری را زبانی مستقل خواندند.


  • قیصر امین پور: لُرها مَرد مُردند

    در یکصدسال گذشته به رغم اختناق، ممنوعیت و سختگیری سازمان یافته برای نابودی زبان لُری که از هیچ امکان حمایتی دولتی که منجر به شکوفایی و توسعه در منطقه نفوذ خود گردد بهره نبرده است. آنچه امروز بنام ادبیات کلاسیک فارسی از آن یاد می‌شود همگی اشعاری اند که با تشویق شاهان ترک در دربار و برای تقدیم به آنان سروده شده! بدنبال تغییر حکومتها و طلوع و افول سلسله‌ها و ظهور افکار نژادپرستی در اروپا و سرایت آن به سرزمین ایران در برخی مزاجهای مستعد،‌ اندیشه برتری طلبی و استیلاجویی را بار دیگر برانگیخت و با روی کارآمدن رضاخان، اندک اندک این شیوه رسمی مملکت ما گشت و به غلط صفت «ایرانی» با فارس زبان مترادف انگاشته شد! و چنین القا شد که گویی در این سرزمین عده‌ای تَنی و عده‌ای ناتنی‌ اند. حقارت فرضی زبان و عادات لُرها در هر فرصتی توسط هرکسی که از راه رسید بر زبان آورده شد! تاریخ رسمی را تا توانستند تحریف و واژگونه نشان دادند، سوادآموزی،‌ چاپ و نشر کتاب و موسیقی لُرها ممنوع و با محدودیت مواجه شد. زبان هر ملتی همان زبانی است که در دامان مادران خود آموخته‌اند و درمیان خود به آن صحبت میکنند. ارزشهای فرهنگی و سمبولیک هر ملّتی خصوصاً زبان جدای از کارکردهای اساس آن برای ایجاد رابطه، ابزار مادی تفکر، واسط انتقال تاریخ و تجربه، عامل ملت ساز و در یک کلام شاخص هویت هر فرد و ملتی نیز هست. پیشرفت اجتماعی و رشد هویت ملی هر جامعه‌ای نیز بستگی به از میان برداشتن نمادهای نابرابری اجتماعی همچون ممنوعیت آموزش به زبان مادری در پرتو حمایت قانون و سازوکارهای قضایی برای مجازات کسانی است که دانسته یا نادانسته آتش کینه و نفرت را شعله ور می‌سازند و ایجاد فرصتهای برابر برای زندگی فارغ از فقر، ترس، تحقیر و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی و احترام به کرامت و ارزش هر فرد انسانی آرمانی است که بی وقفه باید برای نیل به آن مبارزه کرد. فارسها خود را مالک ایران میدانند پس چرا از شصت هزار بیت شاهنامه که کاملاً متعصبانه در مقام دفاع از فارسها سروده شده و از میان صدها هزار کتاب شعر فارسی چرا واژه آریا وجود ندارد؟ وقتی اساس یک نژاد موهومی با یک واژه جعلی به یک تاریخ نامعلوم ارجاع میدهند و دیگران را تخریب و تحریف میکنند چه جای قضاوت باقیست؟ زبان واحد با تعامل بدست میاد! ارتباطمان با همدیگر باید بصورتی باشد که یاد بگیریم که لُری را با خط لُری بنویسم! از علتهایی که ممکن است شما نتوانید بخوانید و متوجه بشوید لُری من را اگر با خط فارسی بنویسم اینه که خط فارسی جوابگوی نیاز یک لُر نیست! قیصر امین پور: من کُر لُر هستم زاده خاک پدرانم... ما لُرها مرز نشین نبودیم، مرزها آنقدر عقب آمدند تا به ما تکیه کردند. اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند... اگر از تاریخ نشان مرا خواهی، خواهد گفت پدرانم همه اهل سخاوت بودند... و برادرانم شیردلانی که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند... از دشمن هم سراغ بگیری خواهد گفت: لُرها مَرد مُردند. آری با افتخار من لُر هستم...


  • ادیبان و شاعران بلادلُرنشین

    ۱.عبدالعلی خسروی معروف به قائد بختياری (شاعر لُر، نويسنده و پژوهشگر). . ۲.منوچهر آتشی لُر بوشهر ( شاعر و ادیب لُربختياری) . ۳.داراب افسر بختياری از طايفه احمدخسروی، منطقه چغارخور که تمام دیوانش به لُری است. . ۴.ميرزاحسين معروف به پژمان بختیاری ازطايفه دوركی منطقه دشتک، شاخه هفت لنگ بختياری (شاعر، محقق، اديب و مترجم) . ۵.میرزا نورالله معروف به عُمان سامانی ملقب به تاج الشعرا از شاعران صاحب نام و پرآوازه سالهای 1258 تا 1322 هجری فرزند میرزاعبدالله متخلص به "ذره" و جدش میرزاعبدالوهاب سامانی متخلص به "قطره" از شاعران عهد ناصری از منطقه سامان چهارمال بختیاری. . ۶.ملا زلفعلی كُرونی متخلص به مجرم از طايفه آسيوند بختياری سال 1260 قمری در كُرون چهارمحال بختياری بدنیا آمد و منظومه حدیث کساء (توحیدیه) از اوست. . ۷.حسينقلی خان بختياری ( شاعر سروده‌های لُری بختياری) در دوره قاجار. . ۸.سيدمحمد ابراهيم متخلص به مأذون (۱۲۰۹ـ ۱۲۷۴هـجری) عارف و شاعر برجسته از طایفه شيخ هابيل بويراحمدی بود. او سروده‌هایی به زبانهای (فارسی، عربی، لُری، کوهمره ای و لاری) در دوران قاجار شعر سروده است. . ۹.خداكرمخان بويراحمدی (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجار. ۱۰.مُلتجی بويراحمدی (مُنتجی) از طایفه شيخ هابيل ايل بويراحمد (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجاريه. . ۱۱.حمیدایزدپناه (ساکی) ۱۳۰۹ در خرم‌آباد متولد شد او از دانشگاه تهران مدرک خود را اخذ نمود و کتابهای فراوانی در مورد تاریخ وفرهنگ مردم لرستان نوشت و در سرودن شعر به زبان لُری به صفا متخلص بود. . ۱۲.کربلایی آقاخان پاپی که دو قرن پیش در منطقه پاپی بوده و به کشورهای ترکیه، عراق، پاکستان و ولایات ایران مسافرت کرده و کتابی بنام کلاغ نامه دارد که محمدرضا والیزاده درکتاب تاریخ ایلات وطوایف لرستان ص 68 از آن نام برده است. . ۱۳.حسام الدین ضیایی شاعر، نویسنده و پژوهشگر 1298 درخرم‌آباد متولد شد پدرش شیخ‌عزیزالله ضیایی اولین نماینده معارف خرم‌آباد بود. حسام ضیایی رییس اداره فرهنگ و مدیر نشریه ندای لُرستان بود و دهها مقاله نوشت و اشعار فراوانی به لُری دارد. . ۱۴.محمدیگانه از طایفه گله دار ۱۲۹۷ در خرم‌آباد بدنیا آمد و دبیر دبیرستان بود و کتابهای ادبی مثل: آیینه‌افکار، گندم نمایان جوفروش و...را نوشت. . ۱۵.عبدالله سلطان چگنی در قرن یازده هجری میزیسته و حاکم خراسان بود و دارای ذوق ادبی بوده و اشعار زیادی دارد (مشاهیرلُر، ص 571) . ۱۶.هادی بیگ (شایق لرستانی) از ایل ساکی که دیوان شعر چهارهزار بیتی دارد و نامش در مجمع الفصحا آمده. . ۱۷.منوچهرخان والی معاصر شاه عباس دوم که والیهای پشتکوه از اعقاب وی بودند منوچهرخان ذوق ادبی داشت و رقّت و ظرافت در اشعار او چشمگیراست. . ۱۸.ملا وارسته چگنی که نامش امامقلی بیک بود و در اصفهان سکونت داشت و اشعار زیادی از او باقیست. . ۱۹.محمد مانوس از ایل ساکی که از او نسخه‌های خطی بجای مانده که یکهزار و دویست بیت میباشد او معاصر روحانی معروف شیخ انصاری صاحب مکاسب و رسائل بوده و در مدح او قصیده‌ای دارد. . ۲۰.محمد سامانی فرزند درویش کریم از طایفه سلاحورزی خرم‌آباد که پیشه بزّازی داشت و قاری قرآن بود و قطعات شعر زیادی از او باقیمانده که در کتاب مشاهیر لُر ص 582 به آنها اشاره شده. . ۲۱.میرزا حسین بنان از طایفه سیاهپوش که اصالتاً بختیاری دزفول می‌باشند و اشعارش به فارسی و لُری است و در شعر خادم و رضوان تخلص داشت. . ۲۲.اسفندیار غضنفری امرایی که بسابقه ذوق ادبی از شاعران خوش قریحه لُرستان بود و ماحصلش فعالیتش تذکره شعرای لُرستان (گلزار ادب) است. . ۲۳.اسدالله امیرپور امرایی از بهترین شاعران لُرستان و در مسیر عبیدزاکانی و شعرای طنزپرداز بود و با روزنامه فکاهی توفیق و چلنگر ارتباط داشت که شعرهایش را چاپ میکردند. . ۲۴.عبدالمحمد آیتی 1305 در بروجرد بدنیا آمد و در قم به تحصیل حوزوی پرداخت از دانشگاه معقول و منقول تهران لیسانس گرفت و تعلیفات ارزنده ای دارد مثل: معلّقات سبعه، رساله‌الغفران، تحریر تاریخ وصاف، کالسکه زرین، حناالفاخوری و تاریخ ادب عرب. . ۲۵.قدرت شباب 1322 در خرم‌آباد متولد شد و از دانشگاه جندی شاپور فارغ‌التحصیل شد و دبیر دبیرستانهای اهواز و خرم‌آباد بود. دیوان شعر او سایه‌ای درغبار نام دارد. . ۲۶.مهرداد اوستا 1306 در بروجرد متولد شد و در قصیده سرایی بشیوه خراسانی ید طولائی داشت آثار: آرش کمانگیر، رساله در منطق، عقل واشراف، دیوان اشعار، شراب خانگی ترس محتسب خورده، تیرانا، روانشناسی اخلاق، تصحیح دیوان سلمان و... . ۲۷.اسدالله کمالوند فرزند میرزاعلی مستوفی سال 1245 شمسی در خرم‌آباد بدنیا آمد و پس از تحصیلات به استخدام وزارت مالیه درآمد و علاقه ادبی او را جزء بهترین شاعران یکصدسال اخیر قرار داد او همچنین خط زیبایی داشت. . ۲۸.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور) اثر شاه رستم اتابک لُرکوچک. . ۲۹.اسحاق عیدی شاعر و پژوهشگر سال 1320 درخرم‌آباد متولد شد و سال 50 فوق‌لیسانس ادبیات از دانشگاه تهران گرفت وی در دو مکتب سنتی و آزاد خالق سروده‌های دلکش است و در شعر لُری صاحب سلیقه است او تالیفات متعدد دارد: فرهنگ بزرگ لُری، دستورنامه لُری، لرستان پیش از تاریخ تا ظهور دولت ماد، فرهنگ اَعلام تاریخ طبری، لُری ها، سفرهای رضاشاه به بروجرد، خلوت عروسکها و... . ۳۰.میرنوروز ملقب به رند لُرستان شاعر دوره صفویه است. او تأثیر فراوانی بر استان‌های لُرستان، ایلام و خوزستان گذاشت تا آنجا که هنوز برخی از طوایف لُر، اشعار حزن و طرب‌انگیز خود را بر مبنای اشعار او می‌سرایند و می‌نوازند. دیوان او توسط اسفندیار غضنفری امرایی چاپ شد. سیدحمید جهانبخت هم کتاب رند لُرستان را در مورد او نوشت. . ۳۱.دکترفتح الله شفیع زاده متولد ۱۳۲۹ خرم‌آباد از طایفه رُک رُک و فارغ‌التحصیل دانشگاه بهشتی تهران، پزشک، شاعر، نویسنده و محقق است و آثار متعدد دارد: آوای کوه گشت لُرستان / لُرستان در شعر شاعران / یاد ایام / آسمون بی آساره و... . ۳۲.هوشنگ رئوف سال 1330 در خرم‌آباد بدنیا آمد. سفره خورشید نخستین کتاب شعر مدرن با زبان تغزلی بود که نظریات متعدد را در مجلات و هفته‌نامه های آن دوران بوجود آورد. هفته‌نامه اُمیدجوان تهران در شماره‌ای به ستایش از اشعار هوشنگ رئوف پرداخت. آثار هوشنگ رئوف: سفره خورشید/ نازگلو خوانده‌ای/ جنون آب/ نبض گلوی تاک/ دو حنجره آواز و... . ۳۳.نسرین جافری 1329 در خرم‌آباد بدنیا آمد او از دوران دبیرستان در قالب آزاد به سرودن شعر پرداخت و منظومه‌های زیادی در قالبهای مختلف سرود. مجله ادبی درگاه در شماره سوم و امیدجوان تهران در شماره 925 از شعر و قلم نسرین جافری تمجید و ستایش کردند. کتابهای او: زخم سایه و بید/ رمل هندسی آفتاب‌گردان/ نیمی از مرا کشته‌اند/ به‌سوی هرگز به‌سوی هیچ/ ما همچنان ترانه خواندیم/ خواب اتم/ و مجموعه اشعار. . ۳۴.جلیل احمدپور سال 1303 در چگنی لُرستان بدنیا آمد اشعارش در قالبهای کهن است و در غزل و مثنوی استاد است از وی دیوان شعری بجا ماند. . ۳۵.بنفشه حجازی، شاعر، نویسنده و پژوهشگرتاریخ متولد ۱۳۳۳ بروجرد است او پرکارترین شاعره ایران است. شماره 5 مجله ادبی درگاه به او اختصاص دارد. آثار وی: رویای انار / گزارشی از ستونزار / زن به ظن تاریخ/ انکار عشق تو ناگزیرم / به زیر مقنعه / نپرس چرا سکوت میکنم / تارا و ماه / ماه گریخته در پیراهن / یک منظومه آواره و بیست ترانه سرگردان / ضعیفه / دایره حیرت / نرگس عشق / تاج الرجال: رابعه عدویه / تذکره اندرونی / بیسکویت نیم خورده / اعتراف میکنم / زن در ترانه ها و اشعارعامیانه / زنان ترانه / زن در تاریخ / تاریخ هیچکس / اعترافات یک عکاس / کلمه کبود / تاریخ خانمها / ایمپالای سرخ / آمفی تئاتر / شصت ثانیه زندگی / ورای زنی که شاید دوستم بدارد / سرزمین اهورایی و... . ۳۶.یوسف میرشکاک (ساکی) متولد شوش که نویسندگی و شاعری را از دبیرستان آغاز کرد مجله کیهان فرهنگی در بهمن 71، ص 104 به تمجید و ستایش از اشعار او پرداخت. . ۳۷.حشمت شفیعیان شاعر و ترانه‌سرای معروف 1330 درخرم‌آباد متولد شد او خالق آثار حماسی چون: تفنگ، دالکه، کم بو دیره، سوار و صدها ترانه خاطره‌انگیز است. دکترابراهیم پاریزی درکتاب کوچه هفت پیچ، ص ۳۳۸ اشعار او را دلپذیرترین و انسانی ترین اشعار میداند. . ۳۸.عزت چنگایی متولد ۱۳۳۴ خرم‌آباد است او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و درقالب سنتی و آزاد شعر می‌سراید و ترانه‌های لُری او بارها توسط هنرمندان از صداوسیما پخش شده و کتاب فرهنگ قوم لُر را به همراه محمدحنیف نوشته است. . ۳۹.دکتر امید مسعودی متولد 1337 خرم‌آباد می‌باشد وی استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه سوره است وی علاوه بر عرصه رسانه، در حوزه شعر و ادب نیز دستی دارد که تالیفات مهم‌شان عبارتند از: شیوان، در حوالی عشق، زبان شعر، زبان شعر، برگزیده ادبیات معاصر. رتبه‌های آزمون: رتبه اول کارشناسی ارشد 1374‌ / رتبه اول آزمون دکتری اعزام به خارج 1380‌ / رتبه اول آزمون دکتری علوم ارتباطات 1380. . ۴۰.عابد میرزایی چگنی فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و واژه‌های ناب لُری را در اشعار خود بکار می‌گیرد نخستین مجموعه‌ غزل لُری او در مجموعه (درد دل) چاپ شد و نام کتاب دیگرش (ترانه‌های هِل و میخک) است. . ۴۱.باباطاهر لُرثلاثی شاعر قرن 5 هجری که اشعارش مشابهت لفظی با گویش لُری ملایر دارد و حتی جوادجعفری درکتاب لا ادری، ص 22 علت اشتهار باباطاهر عریان را تصحیفی از باباطاهر اوریانه (منسوب به روستای ایرانه) در ملایر میداند. علی بن عثمان هجویری درکتابش صفحه 215 اسامی صوفیان معروف را نام می‌برد که یکی از آنها ابوطاهر مکشوف است که مکشوف تعبیری از عریان است. اشعار فهلوی که راوندی از قول ساکنان همدان در قرن 6 آورده نشان می‌دهد که آن زمان، زبان ساکنان همدان شبیه به لُری ملایر بوده و با استناد به مشاهبت زبانی می‌توان فهمید باباطاهر لُرثلاثی بوده (دکترمحسن رحمتی، مرغزار شهریاران، ص 152). پرویز اذکایی در باباطاهرنامه ص 8 مینویسد: زبانی که رباعیات باباطاهر بدان نوشته شده لُری است. کنت دو گوبینو اظهار میدارد: باباطاهر اشعار خود را به زبان لُری نوشته است. اشتینگاس لری طاهر تاتی را یکی از عشیره های قوم لُر دانسته است. شودتسکو درکتاب (شعر عامیانه ایران) میگوید: اشعار باباطاهر تحت تاثیر فهلویات لُری است. پرویز ناتل خانلری درمجله پیام، شماره 8 زبان باباطاهر را لُری میداند. ادیب طوسی درمجله ادبیات دانشگاه تبریز، سال دهم مینویسد: فهلویات باباطاهر به زبان لُری است. ابراهیم صفایی درمجله ارمغان، سال 31، شماره 7 مینویسد: در تصحیح و خوانش اشعار باباطاهر فقط باید به زبان لُری توجه داشت. حیدر میرانی شاعر دهلُرانی لغاتی از دیوان باباطاهر استخراج کرده که امروزه فقط در لُری مینجایی و بختیاری استعمال میشوند. . ۴۲.عزیز نادری 1337 در خرم‌آباد متولد شد او خالق اشعار لُری زیادی است و تاکنون کتابهای: خاکستر عشق، تش دل و پریسکه خیال را سروده و فرهنگ لغت لُری را هم تدوین کرده است. . ۴۳.ایرج رحمانپور بهمن ۱۳۳۵ در خرم‌آباد متولد شد از دهه پنجاه تاکنون به سرایش ترانه مشغول است او در ترانه‌هایش از مجموعه زبانهای لُری خرم‌آبادی و لکی استفاده می‌کند و آثارش نقش ویژه‌ای در احیا زبان لُری دارد. مجموعهٔ اشعار لُری و لکی وی در کتاب (تونه می‌نویسم سرزمینم) و (برنو) توسط سهراب آزادی جمع‌آوری شده است. . ۴۴.مرجان بیگی متولد بروجن بختیاری است او در اشعارش در بستری از بومی گرایی و توجه به عناصر طبیعی و مسائل اجتماعی می‌پردازد. کتاب (برف و برنو) مجموعه غزل او توانست در رقابت با ۲۰۰ عنوان کتاب، جایزه برترین کتاب سال در حوزه غزل را کسب کند. . ۴۵.رمضان پرورده سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد او در رشته حقوق از دانشگاه تهران سال 58 موفق به اخذ ليسانس شد. ترانه سرايی را از نوجوانی شروع کرد و تاكنون كاست های زیادی با اشعار او خلق شده که در سوگ آفتاب در پنجمين جشنواره موسيقی فجر مورد تقدیر قرار گرفت. تاکنون ۳ کتاب خون و عطش، گلال تش و ترانه‌های افلاک از او منتشر شده‌است. . ۴۶.پرویز پیمانی 1352 در خرم‌آباد متولد شد و سال 73 با سرودن اشعار و ترانه‌های لُری پا به وادی شاعری گذاشت و کتاب (نغمه‌های تنهایی) را سرود و مقام اول شعر را از دانشگاه‌های غرب کشور، مقام اول جشنواره بین‌المللی سراج و مقام دوم شعر کشوری را در جشنواره امام سجاد کسب کرد. . ۴۷.محمدکاظم علیپور 1342 درخرم‌آباد متولد شد و سال 75 اولین مجموعه شعرش را بنام (کوچه‌های خسته) چاپ کرد. دیگر آثارش: بابونه‌های گرین، بر بلندای یافته، بر چکاد بلند زاگرس، ترانه‌های مفرغ و بلوط، کمانچه و برنو، وسوسه‌های خاکستری، اندوه پنهان، ترانه ومفرغ، یک کوفه غربت، اضطراب انسان کوه نشین و سمفونی اشک. . ۴۸.هُشیارنامه (شاهنامه مُختصر) اثر؛ الله‌مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لُرستان را زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است. . ۴۹.علی دوستی شاعر لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم‌آباد میزیسته و سبک عَلیوُسی Aliyosi در گوشه داد ماهور اجرا می‌شود منسوب به اوست. مضمون اشعارش بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است. . ۵۰.اسماعیل بروجردی معروف به سرباز که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوان اسرارالشهاده با پنج هزار بیت از اوست. . ۵۱.حسین حزین، شاعر و مورخ بروجردی سال ۱۳۲۷ قمری در محله حاج ظهرابی متولد شد. تخلصش حزین بود. آثار: دیوان قصاید / دیوان غزلیات / چکامه‌های پارسی / مثنوی مرصدالاسرار / دوبیتی‌های سوز و گداز / دیوان مدایح و مراثی / تذکره حزین (دربارۀ شاعران، حاکمان و تاریخ بروجرد). . ۵۲.حسین پناهی شاعر، نویسنده و کارگردان ۱۳۳۵ در دژکوه حوالی شهر سوق کهگیلویه زاده شد. آثار: نامه‌هایی به آنا / به وقت گرینویچ / افلاطون کنار بخاری / سالهاست که مرده‌ام / ستاره‌ها / کابوسهای روسی / نمی‌دانم‌ها / من و نازی / جهان زیر سیگاری من است / نوید یک روزبلند نورانی / خروسها و ساعتها / دو مرغابی در مه / راه با رفیق / چیزی شبیه زندگی / بی بی یون / سرودی برای مادران / سلام خداحافظ / ستارها / راه با رفیق و... . ۵۳.دکترعبدالحسین زرین‌کوب ۱۳۰۱ در بروجرد متولد شد او ادیب، تاریخ‌نگار، منتقد ادبی، نویسنده و مترجم برجستهٔ ایران است. عناوین شعرها: بوسه مهتاب / چوپان عاشق / نغمه آواره / جهان نو / کارنامه زرین / آن شب / چشمان تو / مهتاب و شاعر / اندوه جوانی / خزان امسال / عصیان / بودن یا نبودن / قصه برای خواهرم / بن‌بست / دیوپرست / سیمرغ / با مولانای روم / نی و کوه / نقش رویا / مناجات / در راه بازگشت و... . ۵۴.سیدعلی صالحی شاعر و نویسنده ۱۳۳۴ در ایذه متولد شد. وی از پایه‌گذاران جریان موج ناب و بنیانگذار جریان شعر گفتار و شعر فراگفتار است. لیالی / منظومه ها / پیشگو و پیاده شطرنج / مثلثات و اشراق ها / نامه ها / نشانی ها / عاشق شدن در دی ماه،مُردن به وقت شهریور / آسمانی ها / رؤیای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود / سفر بخیر مسافر غمگین پنجاه و هشت / آخرین عاشقانه های ری را / ساده بودم، تو نبودی، باران بود / دیر آمدی ری را / دعای زنی در راه که تنها می رفت / دریغا مُلا عمر / چیدن محبوبه های شب / از آوازهای کولیان اهوازی / یوماآنادا / سمفونی سپیده دم / قمری غمخوار در شامگاه خزانی / زیارت نامه مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد / رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ / عاشقانه‌های بعد از گرگ / اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ / چند رؤیا مانده تا طلوع رنگین کمان / زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند / ما نباید بمیریم، رؤیاها بی مادر می‌شوند / نگران نباش همه چیز درست خواهد شد / پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر / شبانه ها در غیاب احمد شاملو / انیس آخر همین هفته می‌آید / نثار نامِ کوچکِ تو / آهوی الوداع به موسمِ زایمان آب / شازده کوچولو فال فروش میدان راه‌آهن / گل رُز در سفر به ستاره شمالی / کتاب کوچک معصومیت و امید / پرده را کنار بزن در پایان عشق پیروز است / این شفا برسد به دست مجروح ترین رؤیاها / زن در سایه چهره‌اش را نشان می‌دهد / دعوت به دعای عهد زنان / دختر ویولن زن در کوچه‌های برفی آذر ماه / منشور شعر حکمت / گزارش به نازادگان / سرود روح بزرگ / دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی و... . ۵۵.مهدی کاظمی طولابی 1296 درخرم‌آباد متولد شد پس از پایان تحصیلات به استخدام اداره ثبت اسناد درآمد. طولابی به سرودن شعر به زبان لُری خرم‌آبادی روی آورد و دو کتاب گنج لُر و کشکول را به چاپ رساند.


  • لُری زبان است

    چگونه لُری را گویشی از فارسی می‌پندارید؟《برخی از کلمات گویش بختیاری از زبان لری که در فارسی معادل ندارد》هُوال = کسیکه باهاش رودرواسی داری / کفچه = قاشق تُرکی است در زبان فارسی / نِهِل = باتلاق ترکی است / دیندا = عقب عربی است / مندیر = منتظر عربی است / دِلنگون = بلاتکلیف عربی است / گِرِپ = مسدود عربی است / سلار = رئیس، مدیر، عربی است / بندال = زندگی انگلی، کسیکه خودش کار نمیکند و از دیگران اخاذی میکند / سِریسات = مالیات، عربی است / مال = اجتماع، جامعه، عربی است، در لُری بختیاری به مردمی که دور هم جمع شده‌اند یک مال گفته میشود مثل مالمیر(مال امیر=ایذه) اگر بزرگ و ریش سفید مال، نامش آمرید باشد میگویند مال آمرید / نُم خدا = ماشاءالله، عربی است / بُق = فاسد عربی است، خایه بُق یعنی تخم مرغ فاسد شده یا گندیده / چوواسه = معکوس، برعکس عربی است / دُنگ دادن = حرف زدن، صحبت کردن، حرف و صحبت هر دوتاش عربی است / بیدُنگ = ساکت، عربی است / زِهِشت = رفاه، عربی است / رَویِگَه = معبر، عربی است / تلوارَه = جایی که رختخواب ها، پتو و تُشک را روی هم می‌چینند / ورواز = طویله، عربی است، قاش هم طویله ای که سقف نداشته باشد در فضای باز گفته میشود / درآستُن = حیاط، عربی است / هَوش = حیاط عربی است. مسخره نیست در زبان فارسی تهرانی حیاط معادل ندارد این چه زبونیه بعد ادعا فرهنگ و تمدن هم میکنند؟ / پُک = کامل، کاملاً، عربی است / خهرِسته = مصرف شده / قُیُم، قایُم = محکم عربی است / گل gal = جمع عربی است / پندَو = ورم عربی است، یعنی باد کردن قسمتی از بدن / بهر = قسمت، تقسیم، عربی است / گِردِل = دایره، عربی است / گُرداله = کلیه، عربی است / یَگِری (یک گیری) = اتحاد، عربی است / گُوگری = پیمان اُخوت / گدَه = هر آنچه داخل شکم وجود دارد / هیرَه = معده، عربی است / گئل = شخصی که قد بلند دارد، گئلون یعنی قد بلندها / خشخار = بدون هیچ دلیلی / وُلایدن = ماساژ دادن بدن هنگام حمام کردن / مُژگِنیدن = پیچاندن لباس خیس برای اینکه آب آن خارج شود / مِرنیدن = سر کشیدن آب و مایعات / تیغِشت = اشعه، عربی است / وُلاتوَر = تبعید، عربی است، دور کردن کسی از سرزمین و زادگاه خودش / دق dagh= سرزمین بدون آب و علف / دُندال = مرثیه، عربی است، اشعاری که هنگام عزاداری میخوانند / گاگریو = مرثیه، عربی است، اشعاری که هنگام عزاداری میخوانند / تاتِ = عمو مشتق از عم عربی است / بُته = خاله عربی است / هونِیَکی = صمیمیت، عربی است / وِردی = هدیه عربی در بختیاری نام شخص پسر، خداوِردی یعنی هدیهء خدا / دهرهدن، دهرِستن = غروب کردن آفتاب / گُرُهدن = فرار، عربی است / گُروسستن = مخفی شدن / گُروزنیدن = مخفی کردن، هر سه فعل یک ریشه دارند / گِری = لحظه‌ای عربی است / هِیسه = الآن عربی است / بیسا = صبرکن عربی است / منشور حقوق بشر کوروش کبیر: در این جمله تمام کلمات بجز کوروش عربی هستند / محدوده طرح ترافیک: تمام کلمات عربی هستند / استعمال دخانیات ممنوع: تمام کلمات عربی هستند. زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان اهل منطقی نمی‌گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است! آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده ای آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی‌آورد. هر زبانی به واسطه دستور زبان، آواها، خط و واژه‌های خاص، از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واج ها در زبان لُری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه‌ها فقط مختص خود لُرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لُری هست که در هیچ زبانی نیست. شباهت بعضی واژه‌ها هم به‌دلیل کاربرد اسلامی_عربی آنهاست یعنی واژه‌ها و اصطلاحاتی که ما گمان می‌کنیم لُری نیست در اصل، ریشه عربی دارند. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع و دیگری زیرمجموعه است. اشتراکات لغوی هم به صورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده می‌شود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لُری با ترکی از دو ریشه کاملاً مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لُری جمله: احمد عباسِنِه دِی. در فارسی: احمد عباس را دید. در ترکی: احمد عباسی گوردی. (نِه) در لُری _ (را) در فارسی _ و (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی‌رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل: ahmad saw abbas حالا می‌شود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم به‌دلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین می‌کنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمی‌شود.


  • کلمات فراموش شده لُری

    کلمات فراموش شده لُری: «کِل _ kel» به معنی فرستادن است. (اکبریاوریان، واژه‌نامه لُری، صفحه 566). ریشه «کِل» در زبان لُری و به تبع لُری شوهانی به معنی فرستادن، رَد کردن و ارسال است اما این معنا با معنی واقعی آن متفاوت است، چرا که «کِل» در واقع به معنی: با نگاه، با چشم و دیدن، مواظب رفتن یا آمدن کسی یا حیوانی بودن است. مثلاً: «کِلِش کو» امر به همراهی کردن کسی، با نگاه کردن، تا مسافتی و این یعنی مواظب بودن با نگاه کردن. چون در گذشته همه منازل به‌عنوان پاسبان و نگهبان خانه و حشم، سگ نگهداری میشده، و این واژه در آن هنگام کاربرد داشته است بطوریکه در رفت و آمدها گاز گرفتگی توسط سگها چندان دور از انتظار نبوده، و معمولاً صاحبخانه، وظیفه داشته مهمان را تا مسافتی کوتاه، بدرقه نماید و بعد از رفتن نیز صبر میکرده تا مهمان دور شده و از گزند سگها در امان بماند و در تمام مدت ایستادن میزبان تا دور شدن مهمان، با نگاه کردن، او را همراهی میکرده و با چشم او را راهی میکرد. اما چرا کلمه «کل» بکار میرفته؟ چون «کل» به معنی: هرگونه شکاف یا دریچه می‌باشد، و هنگامیکه می‌گفتند (گلِش کو) یعنی از دریچه چشم یا شکاف چشم او را رَد کن یا بفرست. یا میگویند (کِل چَشت بو وِش) یعنی از شکاف چشم نظاره اش کن! (کِل زَم وآ دما) یعنی به عقب برگشتم و نگاه کردم.


  • واژگان مشترک زبان ایتالیایی با زبان لُری

    واژگان مشترک زبان ایتالیایی با زبان لُری: ایتالیایی: ola آنسو، آنطرف، لُری: اولا oola آنطرف، آن سو / ایتالیایی: papa پدر، لُری: پاپا papa پدر بزرگ / ایتالیایی: passerella کنار خیابان (پیاده رو)، لُری: پاساره pasareh کناره، کناره دیوار / ایتالیایی: ponte بینی، دماغ، لُری: پت pet دماغ، بینی، پوزه / ایتالیایی: pigro جنس بنجل، لُری: په ته رو petero خرت و پرت، بنجل / ایتالیایی: portamantello کیف ، جا لباسی، لُری: پرتال portal اسباب و اثاثیه / ایتالیایی: purgare پاک ، تمیز، لُری: پِرچ perch پاک، تمیز / واژگان مشترک زبان لُری با زبان انگلیسی: yeah , ay , yea: بله، لری:اَه، ah: بله / انگلیسی: blaze شعله درخشان، لری: بلیز blez گرمی و حرارت / انگلیسی: better بهتر ➖ لری: بیتر beter بهتر / انگلیسی: be بودن و شدن ➖ لری:بی be بودن، شدن / انگلیسی: papa پدر ➖ لری: پاپا papa پدر بزرگ / انگلیسی: jackal شغال ➖ لری: چقل chaghel شغال / انگلیسی: house خانه ➖ لُری: هٌوش hewsh خانه ، حیاط / انگلیسی: doll عروسک ➖ لُری: دءول deul مترسک / انگلیسی: evening عصر ، غروب ➖ لری: اِیواره evareh عصر، غروب / انگلیسی: hole سوراخ ➖ لُری: هل ، هله hole, hol سوراخ / انگلیسی: cow گاو ➖ لُری: گــءو gew گاو / انگلیسی: gaze نگاه خیره ، زل زدن ➖ لُری: گِز gez خیره نگاه کردن / انگلیسی: glass لیوان ➖ لری: گیلاس gelas لیوان / انگلیسی: lecher آدم هرزه ➖ لُری: لچر lacher آدم هرزه، هرزه زبان / انگلیسی: lit روشن کردن، آتش ➖ لُری: لیت lit آتش گرفتن، گر گرفتن / انگلیسی: cut بریدن، پاره کردن ➖ لُری: کوت cot پاره و نصف کردن / انگلیسی: pat بهنگام، به موقع ➖ لُری: پت pat فرصت، به موقع / انگلیسی: hom پیشوند (هم) ➖ لُری: هوم hom پیشوند (هم) / انگلیسی: tale قصه، داستان، خبرکشی ➖ لُری: تال tal (از چیزی یا رویدادی داستان در آوردن) / غروب در لُری میشود: إیواره evara و در انگلیسی eve یعنی سر شب و شامگاه / شاخه در لُری میشود: بچ bec و در انگلیسی branch یعنی شاخه / لباس سرهمی در لُری میشود: بلرسو balarsu و در انگلیسی boilersuit یعنی لباس مخصوص جوشکاری / شعله‌ور در لُری میشود: بلیز belez و در انگلیسی blaze یعنی شعله درخشان / بغچه در لُری میشود: بندیل bandil و در انگلیسی bandoleer یعنی حمایل / صدای شیون و زاری در لُری میشود: بونگ bong و در انگلیسی bang یعنی محکم بستن / بودن در لُری میشود: بی bi و در انگلیسی be یعنی وجود داشتن / درخت بید در لُری میشود: بی be و در انگلیسی withy یعنی درخت بید / ضربان قلب در لُری میشود: بیت bit و در انگلیسی beat یعنی نبض و ضربان قلب / بهتر در لُری میشود: بیتر beter و در انگلیسی better یعنی بهتر / بیگ یا بگ bag پیشوند آنام لُری است و در انگلیسی big یعنی آدم برجسته / تیرآهن در لُری میشود: بیم آهه bim ahe و در انگلیسی beam یعنی تیرآهن / پدربزرگ در لُری میشود: پاپا papa و در انگلیسی papa یعنی پدر بزرگ / دماغ در لُری میشود: پت pet و در انگلیسی pate یعنی کله و سر و point یعنی نوک / خالی در لُری میشود: پَتی pati و در انگلیسی empti یعنی خالی / بدخلقی در لُری میشود: پتی پتی pete pete و در انگلیسی pet یعنی بد خلقی / صدای سقوط جسم خشک در لُری میشود: پروق peruq و در انگلیسی plunk یعنی تلپی افتادن / باد دهن در لُری میشود: پوف pof و در انگلیسی puff یعنی فوت / غلطاندن در لُری میشود: پِل دیه pel deye و در انگلیسی impel یعنی مجبور کردن / صدای سقوط جسم خشک در لُری میشود: پلوق peluq و در انگلیسی plunk یعنی تلپی افتادن / سد بستن کنایه از نقشه در لُری میشود: پله pela و در انگلیسی plat و plan یعنی نقشه / پیت در لُری میشود: پوت put و در انگلیسی pot یعنی دیگ / چهره در لُری میشود: پوز puz و در انگلیسی puss یعنی چهره / به دور خود چرخیدن در لُری میشود: پیت pit و در انگلیسی pitapat یعنی درحال بال بال زدن / پول در لُری میشود: پیل pil و در انگلیسی bill یعنی اسکناس / تاریک در لُری میشود: تار tar و در انگلیسی dark یعنی تاریک / گراز نر در لُری میشود: تاک tak و در انگلیسی hog یعنی گراز / ذوب کردن در لُری میشود: تاو taw و در انگلیسی thaw یعنی آب شدن / رد و دنبال در لُری میشود: تور tur و در انگلیسی trail و track یعنی رد پا و رد پا را گرفتند.


  • نام بردن از لُرها در سفرنامه ابن بطوطه مراکشی

    خوزستان پایتخت اتابکان لُربزرگ (هزار اسپیان) ابن بطوطه جهانگرد مراکشی که در دوران حاکمیت افراسیاب هزاراسپ از خوزستان دیدن کرده بود مشاهدات خود را ثبت کرده و شوشتر که یکی از شهرهای مهم لُرها بود که نظم خاصی در آن شهر توسط افراسیاب حاکم شده بود او همچنین از ایذه (مالمیر) نیز دیدن کرد که در سفرنامه خود شرح داده که حكومت محلی اتابكان لُر بزرگ از قرن شش هجری (550 ق) آغاز و تا سال (827 ق) تداوم يافت، این حکومت بر سرزمينهاي غربی و جنوبغربی ايران كه شامل استانهای خوزستان، چهارمحال بختیاری، اصفهان، لُرستان، كهگيلويه و بخشی از استان فارس بود، فرمانروايی ميكردند. موقعيت ويژه جغرافيایی سرزمين لُربزرگ در حيات سياسی و اقتصادی آنان نقش مؤثری داشته است. مرکزیت اتابكان لُر بزرگ مالمير (ايذه) كه شهری باستانی بود به‌عنوان پايتخت انتخاب كردند، اين شهر تا پايان دوره زمامداريشان مركز حكومت اتابكان باقی ماند. اتابكان در عمران و آبادانی مناطق تحت نفوذشان تلاش فروان نمودند تا جائیكه يكی از مناطق امن و آباد آن دوران بود. هزاراسبیان (لُربزرگ) و آل خورشید (لُرکوچک) هویتی واحد در قلمرویی از کوهستانهای غرب فارس، کهگیلویه تا کوهستانهای بختیاری، خوزستان، لُرستان، همدان، ایلام‌، کرمانشاه تا خانقین عراق تشکیل دادند. هزار اسپیان یا اتابکان لُربزرگ یکی از مقتدرترین و طولانی ترین حکومتهای تاریخ ایران می‌باشد. اتابکان لُربزرگ با مرکزیت ایذه در کارنامه درخشان خود شکست لشکر مغول و تیمور لنگ و شرکت در جنگ و سرنگونی خلافت عباسی را در کارنامه خود دارند. تاریخ آنها نشان داده که حکومتی مردمدار بودند که امنترین نقطه ایران را در آن دوران پرآشوب بوجود آوردند که محلی برای تحصیل علم و دانش از سرتاسر ایران بود به‌طوریکه نخجوانی از منشیان صاحب دیوان مغولان به خدمت نصرت الدین احمد لُر آمد و آثار مهمش《تجارب السلف》و《دستور الکاتب فی تعیین مراتب》را با حمایت او نوشت. آنها با دوستان خود عادلانه رفتار میکردند و با دشمنان بسیار بیرحم بودند. محدوده لُربزرگ شرق و جنوب کارون علیا قرار داشت در تماس مستقیم عراق عرب یعنی تا مرز عراق کنونی و با اتابکان فارس و از شمال تا اصفهان بوده با پایتختی ایذه بود. لُرکوچک هم در شمال کارون علیا تقریبا میان همدان، خوزستان و بغداد قرار داشت که مرکزش خرم‌آباد (شاپورخواست) بود اهمیت اتابکان لُر در ایرانی بودن آنهاست. لرهایی از نژاد غرب ایران که پس از خاموشی مادها دوباره در بختیاری سر به حکومت برداشتند. لُربزرگ با تکیه بر هزاراسب نخستین اتابک نامدار خاندان هزاراسپیان نیز می‌نامند.


  • زبان لُری بکرترین شاخه زبان ایرانی

    ️زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی: ️زبان مهمترین رکن هر فرهنگ و تمدن است. زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی است که در واژه واژه های خود چند و چون ارزشها و احساسات و بار عاطفی فرهنگها را داراست. استعداد جغرافیایی و تنوع زیستگاهی مناطق لُرنشین بستری مناسب برای انتخاب مَدنیت های کاسیت و ایلامی بوده است و قدمت و عظمت تمدن پیشینیان در بلاد لُرنشین تاج سر افتخارات هنری بشر در دوران باستان است آثاری که نگاه به تصاویر آن در کتب و موزه ها، انسان را جادوی قدرت خویش می‌کند و همه حکایت از وجود زبانی دارند که یقیناً زبان کنونی لُری بر آن بستر تاریخی شکل گرفته است. واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته‌اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لُری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل می‌کنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و اِفاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را به‌عنوان جایگزین بکار می‌برند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه»، برادر «گَگَه و برار»، خواهر «دَدَه و خُوَر» است!



آخرین مقالات