چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

کارون ؛ رمز وحدت دوباره لُر و عرب در خوزستان

اگر از توهمات و تعصبات بی خودی که به نفع مردم ما نیست بیرون بیاییم اعراب و بختیاری ها تا پیش از این(دوران پالانی ها), خصومت و دشمنی که نداشته اند هیچ ؛ بلکه دوستی های عمیق و اتحاد ها ی سیاسی تاریخی بزرگ هم بر علیه حکومت مرکزی داشته اند. همچون اتحاد محمدتقی خان چالنگ ایلخان کبیر بختیاری و لربزرگ با شیخ ثامر ؛ آنچنانکه این شیخ عرب به خاطر غیرت عشایری جانش را بر سر دفاع از خانواده ایلخان بختیاری گذاشت ! یا اتحادیه کمیته قیام سعادت بین شیخ خزعل و خوانین لر بختیاری و لک و فیلی بر علیه کودتای رضا خان که طمئع به درآمد سرشار منبعی داشت که به تازگی در سرزمین بختیاری ها توسط حفاران انگلیسی کشف شده بود چرا که این قزاق فرصت طلب , برای تامین خزانه و مخارج ارتش نو بنیاد و ابقای حاکمیت نوپای خود و تاسیس دولت -ملت ایران , زمینه می چید تا بر چاه های * نفت بختیاری * تصاحب پیدا کند و بر سر این مسئله , البته که پیشاپیش با انگلیس ها به توافق رسیده بود !

کارون ؛ رمز وحدت دوباره لُر و عرب در خوزستان

 

 استاد نورعلی مرادی بئوار الیما

خوزستان؛ نامی است نوظهور که تقریبا هشتاد، هشتاد پنج سال پیش از سوی وزارت جنگ و وزیر جنگ وقت, رضا میر پنج , پس از عملیات معروف به *فتح لرستان * و سرکوب لرهای بختیاری و لرهای فیلی(لرستان کنونی و ایلام) و خلع شیخ خزعل , و تجزیه خاک بختیاری و الحاق و انضمام دو اقلیم کاملا ناهمگون به همدیگر, پیشنهاد و انتخاب شد ! 

اقلیم کوهستانی شرق و شمال استان, که همان  عیلام و الیمای باستانی است و دنباله سلسله جبال زاگرس است با اکثریت عنصر قومی لر بختیاری ,که پیشتر «گرمه سئر بختیاری»  خوانده میشد با مرکزیت  مالمیر ؛ پایتخت کهن اتابکان لر بزرگ و همچنین لرهای فیلی در  الوار گرمسیری  با  مرکزیت «صالح آباد » و اقلیم هموار و دشت در غرب استان که دنباله فلات بین النهرین در عراق  است با اکثریت عنصر قومی عرب که «عربستان » خوانده می شد با مرکزیت محمره ....

پس از نامگذاری جدید این دو اقلیم به هم الحاق شده  با عنوان خوزستان از سوی وزارت جنگ, دیگر نام های تاریخی لری و عربی منطقه نیز به فارسی و فارسی باستان تغییر ! یافت . منجمله ؛نام لری شهر بختیاری نشین مالمیر و توف اسپهد به ایذه و نفت سفید و نام های عربی محمره و عبادان به خرمشهر و آبادان ...

عنصر دیگر که شامل برخی از  سکنه  مرکز خوزستان میشد , ساکنان دزفول و شوشتر اند  که لرهایی بوده اند که از دیر باز یکجانشین و شهری  شده و چون کوچ نمی کرده و وابستگی طایفه گی نداشته اند , عصبیت محلی شان بر عنصر قومیت شان غالب آمده بود و دیگر خود را لر نمیخواندند ! حال آنکه از منظر زبانشناسی, زبانشان لهجه ای از زبان لری محسوب و برای سایر لرها  به آسانی قبل فهم است از همین رو می توان به جرات گفت که به جز لر و عرب عنصر قومی دیگر بومی این منطقه نبوده , و حضور عنصر قومی فارس  امروزه در این استان محصول  صنعت نفت و مهاجرت ایرانیان از چهارگوشه ایران به این منطقه و البته همچنین روند فارسی سازی در اهالی  دزفولی و شوشتری(غالبا ) و برخی از لرها , بوده  که  به جهت برخی ملاحضات سیاسی , فرهنگی , اقتصادی به حاکمیت  مرکزی نزدیک  بوده و  به صرفه می بینند که خود را نه لر نه عرب که فارس بپندارند و به انگارند !!!!!

 

اگر از توهمات و تعصبات بی خودی که به نفع مردم ما نیست بیرون بیاییم اعراب و بختیاری ها تا پیش از این(دوران پالانی ها), خصومت و دشمنی که نداشته اند هیچ ؛ بلکه دوستی های عمیق و اتحاد ها ی سیاسی تاریخی بزرگ هم بر علیه حکومت مرکزی داشته اند. همچون اتحاد محمدتقی خان چالنگ ایلخان کبیر بختیاری و لربزرگ با شیخ ثامر ؛ آنچنانکه این شیخ عرب به خاطر غیرت عشایری جانش را بر سر دفاع از خانواده ایلخان بختیاری گذاشت ! یا اتحادیه کمیته قیام سعادت بین شیخ خزعل و خوانین لر بختیاری و لک و فیلی بر علیه کودتای رضا خان که طمئع به درآمد سرشار منبعی داشت که به تازگی در سرزمین بختیاری ها توسط حفاران انگلیسی کشف شده بود چرا که این قزاق فرصت طلب , برای تامین خزانه و مخارج ارتش نو بنیاد و ابقای حاکمیت نوپای خود و تاسیس دولت -ملت ایران , زمینه می چید تا بر چاه های * نفت بختیاری * تصاحب پیدا کند و بر سر این مسئله , البته که پیشاپیش با انگلیس ها به توافق رسیده بود !

او برای رسیدن به آبهای گرم جنوب و ثروت سرشار نفت بختیاری باید اول لرهای لرستان را از سد بر می داشت و سپس شیخ خزعل ,متحد بختیاری ها را . این قشون کشی قزاق های رضاشاه , که منجر به قتل عام لرها و سرکوب عرب ها و شیخ خزعل و سرانجام به تصاحب چاه های* نفت بختیاری * انجامید ! , به *عملیات فتح لرستان* معروف شد .

شاید همین همپیمانی و اتحاد دیرینه عرب و بختیاری در این منطقه حساس و حیاتی حاصلخیز جنوبی , که بدون درآمد نفت اش , ایران امروز , بیشک حال و روزی داشت همچون کشور همزبان و برادر افغانستان !! سبب گردید که جهت تفرقه اندازی بین این دو ملیت همیشه متحد و همسایه (لر بختیاری و عرب ) در این منطقه از ایران از سوی حکومت مرکزی و سیاست مداران آن , تدابیر ی اندیشیده شود و سیاست عمیق برنامه ریزی و سازمان دهی گردد که ترویج ناسیونالیسم آریایی -پارسی و عرب ستیزی در میان برخی بختیاری های خوزستان بلااخص شهر مسجدسلیمان و برخی  قشر به اصطلاح تحصیلکرده و روشنفکر این شهر ,از این جمله است.

هر چند این شهر روشنفکران واقعی و فعالان چپ و روشن اندیش بسیار داشت و روزگاری به طعنه «مسکو سلیمان» خوانده می شد اما همگی توسط نظام های حکومتی پهلوی و اسلامی قلع و قمع شدند و فقط جریان های نژاد گرایانه آریایی -پارسی تقویت شدند .این امر در سایه  جمعیت قابل توجه مهاجر و  غیر بومی شهر  و درسایه آموزش و پرورش نظام رضاشاهی که تحصیلکرده بومی را شتشوی مغزی می داد و در خدمت ایدولوژی خود می گرفت ,میسر گردید آنچنانکه چهره روشنفکر و چپ و ظلم ستیز شهر تغییر یافت و مبدل به   مرکز فعالیت و نشر و افکار  و ضد عرب پان آریایی -پارسی شد !

آنچنانکه دل مشغولی  برخی  روشنفکران  این شهر نه محرومیت و فقر کارگر و زحمتکش خلق لر و غارت نفت و گاز و آب مسجدسلیمان و بختیاری  و دلواپسی اش  نه زبان مادری اش  و محمدتقی خان چالنگ  و مجسمه سردار اسعد و شب شعر لری بختیاری، که  دلواپسی و دل مشغولی شان فستیوال های شاهنامه خوانی و زبان فارسی و مجسمه فردوسی و شاهان هخامنشی است که میلیونها وکیل و وصی در تهران و اصفهان و کرمان و هرات و خجند و سمرقند دارد ,حال آنکه هویت بختیاری و زبان مادری ما و بزرگان ما هستند که بی وکیل و وصی مانده اند !

 

برای  بختیاری های ایذه مالمیر و لردگان و الیگودرز و شوشتر و دزفول و فریدن و ازنا و درود و باغملک و همیشه جای سوال بوده که چرا فقط برخی  بختیاری  های مسجد سلیمان اند  و بالاخص برخی از  تحصیلکرده گان و به اصطلاح روشنفکران  این شهر اند که  لربودن بختیاری را انکار کرده و خود را پارسی می خوانند و چرا  افکار نژاد گرایانه  آریایی پارسی در این قشر زیاد بوده و هست ؟؟!

و از آنجا که این شهر تنها شهر مدرن بختیاری بوده و هست و نسلی که پرورده آموزشگاه های این شهر اند , بیشترین تحصیلکردگان جامعه بختیاری را تشکیل میداده و می دهند , و در گوشه گوشه ایران و جهان پراکنده اند و از جمله در شبکه های اجتماعی من جمله فیسبوک! و از آنجا که نسبت به دیگر مناطق بختیاری بسیار فعال تر هم هستند , وقتی به اسم بختیاری نظری میدهند یا ابراز عقیده ای می کنند یا گرایش سیاسی خود را منتشر می کنند , همه هموطنان ایرانی چنین گمان می کنند که: بختیاری چنین می اندیشد و چنین گرایشی دارد : بختیاری ؛ پان آریایی است و نژاد پرست! خود را پارسی و فارس می داند نه لر ! دشمن عرب است ! دلواپس غارت نفت و گاز و  آب زادگاه اش و فقر و محرومیت قوم بختیاری نیست اما دلواپس شاهنامه و شاهان هخامنشی است ....

خیر ! هیچ هم اینگونه نیست ! این افکار و گرایش ها, فقط منحصر به برخی و  قشری از روشنفکر نماها بوده و هست که   محدود هوادارانی یافته است !

بی گمان روشنفکر بختیاری و تحصیلکرده لر بختیاری که با دست رنج مادر لردگانی و باغملکی و مالمیری و بازفتی و دینارانی و هفتگلی و راکی و موگویی و مممصاله و جانکی و ...... درس خوانده و به جایی رسیده, ناسپاس نیست که نمک بخورد  و نمکدان بشکند و مادر پیرش و مادران و پدران و مردمان و اقوام و طایفه و قوم و ملیت لر بختیاری اش را از یاد ببرد و به «نسه» بنشیند و پارس «برافتو»  کند ...  نان و نمک مسجدسلیمان و لالی و الیگودرز و مالمیر و هفتگل  و نفت سفید و شوشتر و باغملک محروم  را بخورد و در عو ض به تهران و زنجان و اردبیل و  اصفهان و اراک و شیراز و مشهد و قم و یزد مرفه ...  سرویس بدهد و در خدمت  مرکز و ایدولوژی های مرکز نشینان باشد...

 

چالش کارون , می تواند نقطه تلاقی و رمز وحدت  دوباره مردمان بومی خوزستان یعنی لر و عرب باشد! اگر لر بختیاری بازیچه پان فارسیسم صادره از مرکز نشود و عرب خوزستانی هم بازیچه پان عربیسم و وهابیگری صادره از خارج مرز ها نشود !

خوزستان , موطن لرها و عرب هاست نه معرکه پان فارسیسم و پان عربیسم ! خوزستان زمین بازی و  زور آزمایی  پان فارسیسم و پان عربیسم , آریایی گری و پارسی گری و وهابیگری نیست ! خوزستان محل زندگی مردمان بومی و هزاران ساله خوزستان , لر و عرب است ! نه مهمانان ناخوانده که از آب گل آلود بین بختیاری و عرب , میخواهند منفعت ببرند . این امر شدنی اگر ما هشیار باشیم و بازیچه  غیر بومی و بیگانه  نشویم !

3 نظر

  • منوچهر عبسوند ریبایی

    موقع ای ک یردار اسعد عزم فتح تهران نمود نیز با شیخ خزعل هم عهد و پیمان شده بود . قاجاز از شیخ ۵رب خواست تا از پشت به عرهای بختیاری حمله کند اما شیخ عرب نپذیرفت و به قجر گفت بختیاری برادر منست


  • Ebrahimazarm

    سلام اتحاد چه در قدیم و چه در زمان حال بسیار مفید و ضروری است در مورد نظریتون درباره استان خوزستان حقیقت داره؟چون توی بسیاری از منابع قدیمی نام خوزستان آمده و حتی همه شهرها و حتی روستاهای خوزستان آثار عیلامی دارن که نشان از یکپارچگی خوزستان در دوران کهن دارد


  • سگوند

    لر و عرب بزرگترین و دلاورترین اقوام خوزستان و همانند برادر پشت یکدیگر هستند.به امید اتحاد این دوم بزرگ و اصلی خوزستان



آخرین مقالات