سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نقش لرهای بختیاری در نبرد کرنال و فتح دهلی

5 اسفند سالروز نبرد کرنال/ نگاهی به نقش مهم بختیاریها در اردوی نادرشاه در نبرد کرنال و فتح دهلی پایتخت هند.

نقش لرهای بختیاری در نبرد کرنال و فتح دهلی

نویسنده: محسن حیدری

 

لرهای بختیاری در آرایش نظامی اردوی نادرشاه در نبرد "کرنال" در شمال دهلی پایتخت هند، در 3 جایگاه عهده دار نقش و ماموریت بودند:

 1. تشکیل "سواره نظام بختیاری" (سنگین اسلحه بدون سپر) بعنوان یگان احتیاط خط اول

 2. عضویت در سواره نظام گارد (سنگین اسلحه با سپر) در خط اول (با الگوی نبرد غیر بختیاری)

 3. تشکیل سواره نظام سبک بختیاری در خط دوم.

در روز نخست نبرد "کرنال"، یعنی سه شنبه 15 ذیقعده 1151 ق برابر با 5 اسفند 1117 ش، در میانه روز، به دستور نادرشاه تیراندازی توپخانه آغاز شد و دو فوج 1000 نفره به مرکز و پهلوی راست ارتش هند تک نمودند که بدون درنگ، سواران دو پهلوی ارتش هند جهت رویارویی به حرکت درآمدند.

سپس به دستور نادرشاه، نصرالله میرزا (فرزند نادر) و تهماسب قلی جلایر به ترتیب به پیاده ها و جناح راست هند (به فرماندهی سعادت خان) تک نمودند که وی درخواست کمک از محمدشاه گورکانی نمود.

به دستور محمدشاه گورکانی، سربلندخان یکی از فرماندهان یگان احتیاط ارتش هند به جلو اعزام شد که منجر به شکست یگان جلایر گردید. 

در این هنگام نادرشاه به "سواره نظام بختیاری" فرمان داد به سبک خود و براساس الگوی جنگی خود وارد عمل شود تا علاوه بر کمک به سواران نصرالله میرزا، از جلو به نیروی سعادت خان یورش برند.

نادرشاه که از شور و جنگاوری بختیاریها و ماموریت استراتژیکی که در این نبرد به آنها واگذار کرده بود، به خوبی آگاه بود، برای اینکه فتح کرنال مثل فتح قندهار تماما به نام بختیاریها رقم نخورد، خود نیز همراه سواره نظام بختیاری شد.

به این ترتیب سواره نظام بختیاری در حالیکه نادرشاه نیز شخصا در این هنگ حضور داشت، از عقب به نیروهای سربلندخان یورش برد که در پهلوی ارتش راست هند اختلال افتاد و خط شکست و عقب نشینی هندی ها آغاز گردید و آغاز پیروزی ایرانیها رقم خورد و در این مرحله بعلت نزدیکی غروب آفتاب، روز نخست نبرد پایان یافت.

در روز دوم نبرد، نادرشاه که از خاطره فتح قندهار و تمام شدن آن به نام بختیاریها تلخکام بود، ماموریتی به سواره نظام بختیاری نداد ولی بطور گسترده از خدمات بختیاریهای عضو "سواره نظام سنگین اسلحه گارد" در خط اول و "سواره نظام سبک اسلحه بختیاری" در خط دوم بهره برد.

در روز دوم نبرد، یورش گسترده فیلهای هندی و دستور نادرشاه برای آتش نهادن بر پشت شترها و رم دادن فیلها رخ داد که از جمله عوامل شکست اردوی محمدشاه گورکانی بود.

(از نکات مهم نبرد کرنال این است که لشگرنویسان اردوی نادری، ضمن اشاره به نقش مهم لرهای بختیاری، از ثبت جزئیات رفتار نظامی بختیاریها و ذکر نام فرماندهان و سرداران بختیاری پرهیز کرده اند و به نظر می رسد این رفتار لشگرنویسان برخلاف رویه معمول آنان در همین نبرد بوده و احتمالا علل سیاسی و دستوری داشته است).

 چند روز بعد محمدشاه گورکانی، خود را تسلیم نادرشاه کرد. نادرشاه پذیرفت و پس از ورود به دهلی، دختر محمدشاه به ازدواج نصرالله میرزا پسر نادرشاه درآمد و نادرشاه سلطنت هند را مجددا به محمدشاه گورکانی اعطا کرد. محمدشاه نیز کلید خزانه سلطنتی هند را در اختیار نادرشاه قرار داد و تعدادی از جواهرات عمده را به او پیشکش کرد که قیمت آنها 10 برابر درآمد سالانه صفویه بود. یکی از آن الماسها و جواهرات، الماس دریای نور و الماس کوه نور بودند که اولی در موزه جواهرات بانک مرکزی در تهران و دومی بر روی تاج ملکه بریتانیا قرار دارد.

 

یکی از خاندان های بختیاری، "اسفندیاری کوه نور" یا "اسفندیاری نوری" نام دارند که خانم "منتخب اسفندیاری کوه نور" دخترعموی علی خان اسفندیاری (معروف به نیما یوشیج) در خاطرات خود، این خانواده را منتسب به بختیاری دانسته که به استانداری مازندران منسوب شده اند. محسن حیدری این فرضیه را مطرح کرده که اسم خاندان اسفندیاری نوری و اسفندیاری کوه نور ربطی به نام شهر نور مازندران ندارد بلکه برگرفته از الماس کوه نور است و احتمالا این خانواده علاوه بر نقش آفرینی در نبرد کرنال، در دست آمدن یا حمل و انتقال کوه نور ماموریت ویژه ای را عهده دار بوده اند و سپس عهده دار خدمات ارشد دولتی در مازندران شده اند.

منابع:

تاریخ نظامی و هنر جنگ، شهرام رامتین،  انتشارات دانشگاه افسری ارتش، 1387

9 نظر

  • بساک

    پس چرا نقش مردم لر را در تاریخ نادیده میگیرند؟ مگه ما لرها چه هیزم تری به این ها فروختیم؟


  • Ebrahimazarm

    من توی کتاب فرهنگ عشایر جنوب درباره ی این جنگ خونده بودم ولی طوری دیگه نوشته بود نویسنده جناب خسروی نوشته که نادر ابتدا بختیاریها رو همراه خود نبرده اما وزیر نادر بطور پنهانی سرداران بختیاری را گفته بود که به فاصله دو روز بعد از نادر دنبال ارتش بیایید و سپاه بختیاری وقتی رسید که نادر محاصره شدهبود وانوقت سپاه بختیاری سر رسید و نادر جان دوباره گرفت و بختیاریها هم هندیان را شکست دادندکردند


  • سالاروند

    وقتی نادرشاه افشار در دهلی اسبش تیر خورد بلافاصله فرمان قتل عام هندیها را داد و سپاهیان ایران از جمله لرها تا عیدگاه قدیم شروع به کشتار هندیها نمودند و شاید ۳۰ هزار آدم کشتند! نظام الملک نایب السلطنه ریش شانه کرد و توانست نادر را از ادامه کشتار هندیها باز دارد او این شعر را برای نادرشاه خواند:دگر نمانده کسی تا به تیغ ناز کشی _ مگر که زنده کنی مرده را و باز کشی ! مردم هند همان تصوری را از نادرشاه دارند که ما از اسکندر مقدونی و چنگیزمغول داریم.


  • طولابی چگنی

    ماییم که از پادشهان باج گرفتیم _ زان پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم / اموال و خزاعنشان ، تاراج گرفتیم / ماییم که از دریا امواج گرفتیم! ما فرزندان همان سربازانی هستیم که شاه و امپراتور شکار میکردند و آنها را در برابر شهنشاه خود به خاک می افکندند. ما فرزندان همان سربازانی هستیم که بزرگترین امپراتوری جهان از آنها بیمناک بود و به آنها باج میداد. ما فرزندان همان سربازانی هستیم که نه تنها دوست بلکه دشمن هم از ستایش بزرگی آنها نتوانست خودداری کند:اندیشه نکردیم ز طوفان و ز طیار. ما مردم لر اندیشه خودستایی نداریم. تاریخ پهناور جهان و نوشته های بزرگان تاریخ خود بهترین گواه راستی و درستی گفتار ما هستند. خون خوارترین دشمنان بهتر از همه ما را ستوده و به جهانیان شناسانده اند. ما از اولاد خاک ایرانیم _ یادگار کیان و ساسانیم / حرف حب الوطن من الایمان _ گفت بر ما که اهل ایمانیم


  • سعید مُنجزی رَوا

    در جنگ دهلی جد ما بنام حاتم خان منجزی رَوا به کشمیر و دعلی حمله کرد و مدتی حاکم آنجا بود کافیست نام حاتم خان را وارد مرورگر کنید.

  • فاطمه محمدی منجزی

    درود به نیاکان دلاور و باشرافت بختیاری د ایرانی اصل مون


  • سفرنامه کروسینسکی لهستانی

    شکست لشکر《محمود افغان》توسط سپاه لُرهای بختیاری به رهبری قاسم خان بختیاری و لشکرکشی و شجاعت《علیمردان خان فیلی والی لُرستان》و رویارویی با افغانها برای نجات اصفهان! اگرچه لُرها در این جنگ رشادتها از خود نشان دادند قاسم خان بختیاری با دوازده هزار نیرو و علیمردان خان فیلی با سه هزار سوار و لُرهای کُهگیلویه هم رشادتهای زیادی از خود نشان دادند و سوارکارانشان با افغانها جنگیدند ولی هیچ حمایتی از طرف نیروهای حکومتی و اهالی اصفهان از لُرها صورت نگرفت حتی عده ای هم خیانت کردند و باعث سقوط اصفهان و تجاوزات زیادی توسط افغانها گردید《سید عبدالله عرب والی هویزه》و دیگر عناصر سپاه اصفهان از کمک رسانیدن به علیمردان خان فیلی خودداری کردند و شاهوردیخان برادر علیمردان در میدان جنگ کشته شد و نیروهای لُر نیز سردار زخمی خود را برداشته و عقب نشستند بدین گونه نبرد گلناباد با زخمی شدن علیمردان خان و شکست ایران پایان یافت (سفرنامه حزین لاهیجی، ص ۴۰). نوراله لارودی در نادر پسر شمشیر، ص ۱۶ مینویسد: سیدعبداله خان عرب والی هویزه در این هنگام میتوانست به کمک علیمردان خان فیلی بشتابد ولی از پیشروی و همراهی با علیمردان خودداری نمود و علیمردان بی کمک ماند! در هرحال فقدان سلسله مراتب فرماندهی قوای ایران را در وضعیتی مُهلک قرار داد و افاغنه را قادر ساخت تا از بدترین شرایط جنگ، بهترین نتایج را بدست آورند (رویمر، تاریخ دوره صفویه، ص ۱۳۳). لارنس لکهارت در انقراض سلسله صفویه، ص ۱۶۶ مینویسد: شاه میبایست فرماندهی سپاه را به لایق ترین فرماندهانش که والی لرستان فیلی (علیمردان خان) بود می سپرد اما شاه کوتاهی نمود و سیدعبداله عرب والی هویزه را که تمایل بسیار به افغانها داشت و خود نیز مانند آنها سُنی مذهب بود به فرماندهی سپاه منصوب کرد! ولی در نهایت چیزی که باعث شکست نهایی افغانها و فرار آنها از ایران شد آخرین شکست آنها از نیروهای لُربختیاری بود که پس از این شکست افغانها هرکدام به وطن خود بازگشتند و باعت تضعیف حکومت محمود افغان شد. منبع: سفرنامه کروسینسکی لهستانی


  • سلسله لُربزرگ

    اتابکان لُر بزرگ《هزار اسب》از 543 تا 827 هجری حکومت کردند. پایتخت آنها ایذه《مالمیر، مال امیر》بود. رییس این خاندان، ابوطاهر بن علی بن محمد بود و چون جد نُهم وی فضلویه نام داشت به آنها اُمرای فضلویه هم میگفتند. حاکمان لُر بزرگ 17 نفر بودند و طبق دایره‌المعارف فارسی (غلام حسین مصاحب) تماماً نام اصیل ایرانی و لقب لُر داشتند. واژه اتابک به ترکی یعنی: پدر_شاهزاده. اما سلسله های محلی لربزرگ و لرکوچک که به غلط پیشوند اتابکان را دارند و با همین لقب در تاریخ معروف شدند اصلاً اتابک نبودند (یعنی تُرک نبودند) و هیچگاه از سرداران و اُمرای تُرک سلجوقی نبوده‌اند ولی طبق قاعده و رسم آن زمان لقب اتابک به آنها هم داده شده است (فریده غلامرضایی، تاریخ لُرستان بعد از اسلام، صفحه 253). جمال الدین عبدالله کاشانی مورخ عصر مغول در زُبده التواریخ و معین الدین نطنزی مورخ قرن هشت هجری در منتخب التواریخ، ص ۳۷، مینویسد: ولایت لُرستان به غایت وسیع و عریض اُفتاده و آن را به دو قسمت مُنقسم کرده‌اند یکی را لُربزرگ و دوم لُرکوچک میخوانند و این لقب به واسطه آن یافتند که به تاریخ سنه ثلاث مایه (یعنی سال 300 هجری) دو برادر《بدر و منصور》حاکم این دو قسم شدند قسم اول را به نام برادر بزرگتر (بدر) و قسمت دوم را به نام برادر کوچک (منصور) خوانند. هزاراسپ در سال 615 هجری لقب اتابک را از خلیفه عباسی《ناصرالدین الله》گرفت. دکترعباس اقبال آشتیانی درکتاب تاریخ مغول، ص 442، مینویسد: حدود حکومت لُربزرگ شامل سرزمینهای چارمحال بختیاری، شمال وشرق خوزستان، کُهگیلویه و بویراحمد، ممسنی و از غرب تا گلپایگان میرسید. حمدالله مستوفی در نزهه القلوب، ص 77، حکومت لُربزرگ را《ولایتی معتبر》میداند. در سفرنامه ابن بَطوطه، ص 108، از نصرالدین احمد (هفتمین حاکم لُربزرگ) به نیکی یاد میشود: او در قلمروی حکومتی خود 160 خانقاه، آباد کرد که از این تعداد فقط 44 خانقاه در مالمیر (ایذه) بود. ابن بطوطه در ص 204 میگوید: من از آثار خیر این اتابک لُر در نواحی مختلف لُربزرگ زیاد دیده ام که این آثار حتی در کوههای بلند و صعب‌العبور نیز دیده میشود. ولادیمیر مینورسکی درسفرنامه لُرستان، ص 42، تدبیر و حکومتداری نصرت الدین احمد لُر را ستایش میکند که دانشمندان و علماء را در مالمیر به دور خود جمع میکند و آنجا را به مرکز فرهنگی تبدیل میکند که سه کتاب بنامش نوشته میشود: تجارت السلف: ترجمه الفخری طقطقی/ تاریخ المعجم: نوشته شرف الدین فضل الله حسینی قزوینی/ معیار نصرتی در فن عروض و قافیه: اثر شمس فخری اصفهانی. حافظ در دیوان غزلیات ص ۳۹، در مورد پشنگ لُر آخرین فرمانروای قدرتمند لُربزرگ که در عمران و آبادانی منطقه تلاش کرد مینویسد: شوکت《پشنگ》و تیغ عالمیگر او _ در همه شهنامه ها شد داستان انجمن / بعد از این نشکفد اگر با نکهت خلق خوشت _ خیزد از صحرای《ایذج》نافه مُشک خُتن. سرانجام حکومت لُربزرگ در دوره غیاث الدین کاووس در سال 827 هجری بدست میرزا سلطان ابراهیم تیموری《حاکم فارس》از بین رفت. درسفرنامه ابن بطوطه، ص 108، به ساخت مدارس، کاروانسرا، خانقاه، راهها و روستاهای زیادی اشاره شده که توسط حکام لُربزرگ ساخته شده مثل: مسجد اتابکان شهرکرد، مدرسه دو طبقه طاق طویله که 14 هزار متر مربع زیربنا دارد، مدرسه قلعه کرایی، جاده اتابک یا راه سلطانی که مالمیر (ایذه) را به شرق اصفهان متصل میکرده و جاده سنگفرشی است و بارون دوبد و ژان پیر دیگار در سفرنامه‌های خود به عظمت آن اشاره کرده‌اند.


  • لُرها خودشان《سردار》دارند!!!

    محمدرضا ورزی (زاده ۱ تیر ۱۳۵۲، در تهران با اصالتی تبریزی) کارگردان تلویزیون که در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ در مراسمی به میزبانی شهرداری تبریز در سخنانی گفت: من اصالتاً تُرک هستم و سریال (تبريز در مه) ادای دین من نسبت به ترکهاست! و با ساخت سریال «ستارخان» باز به حمایت ترکها ادامه میدهم! سریال تحریفی «ستارخان» در ۱۰ قسمت در دهه فجر، از شبکه یک به روی آنتن رفت. اینبار نه مستقیم که در لفافه (بخوانید تفرقه‌افکنانه) قوم بزرگ «لُر» را تخریب می‌کند؛ به‌گونه‌ای که مخاطب عام متوجه نشود و در عوض، این ایده را به لُرتباران و سایر قومیت‌ها بباوراند و آن‌ها را اقناع کند که لُرها شهروند درجه‌دو هستند و در تحولات و بزنگاه‌های تاریخی، پرچم‌دار نبوده و درحاشیه بوده‌اند! مرد لُر: چکمه‌های سَردارمه؛ هر روز صبح به یاد سردار (ستارخان) این چکمه‌هارو تمیز می‌کنم!!! مگر لُرها خود سردار نداشتند که بیان چکمه‌های یک درشکه چی تبریزی که دلال خرید وفروش قاطر بوده را واکس بزنند؟ حتی الآنم یک لُر تو تبریز نیست چه برسه به زمان مشروطه! اگر به کارنامه این کارگردان تُرک نگاهی بیندازیم جانبداری و تحریف تاریخ را به وضوح می‌بینیم! ایشان از بودجه ملّی خرج ساخت سریال‌هایی به نفع ترکها و تخریب لُرها میکند: مظفرنامه/ سریال کریمخان زند/ سال‌های مشروطه/تبریز در مِه/ معمای شاه/ ستارخان و...سریالهای محمد ورزی تحریف کامل است مثلاً در سریال معمای شاه، سفیرآمریکا صبح به سعدآباد آمد و به شاه گفت: چه برای آمریکا آماده کردی که ببریم!!! چنین دروغی در هیچ کجای تاریخ مکتوب و شنیداری ثبت نشده و فقط شامل حکومت نکبت بار قاجارهای تُرک میشود که زمانیکه با خونخواری روی کار آمدند ایران سه میلیون کیلومتر مربع وسعت داشت وقتیکه رفتند نصف شد! یک «خط تخریب» در رسانه میلی؛ توسط ترکها (گمال تبریزی و محمد ورزی) دنبال میشود و هروقت فرصت کنند لُرها را تخریب میکنند! چرا باید هزینه‌ میلیاردی و بودجه ملّی صرف تخریب قومی شود که بودجه نفت از مناطق آنها تامین میشود؟ قوم لُر در سال‌های اخیر مورد هجوم سرزمینی، هویتی و اقتصادی قرار گرفته است. آب مناطق لُرنشین بدون دادن حق آبه و لحاظ کردن شرایط نامناسب مردم، دارد به مناطق مرکزی کشور هدایت میشود! بخش‌های آبخیز لُرستان و بختیاری چراغ خاموش به اصفهان الحاق می‌شود! در کتاب‌ تاریخ مدارس، در درس انقلاب مشروطه به‌جای بختیاری‌ها، اصفهانی‌ها جایگزین شده‌اند!


  • عقاید طبقه حاکم

    گمال تبریزی جزو دانشجویانی بود که سفارت آمریکا را اشغال کردند و باعث تحریم و جنگ هشت ساله شدند. اگر از روز اول برخورد قاطعی با گمال تبریزی می‌شد الآن دوباره شاهد توهین آقای محمدرضا ورزی که ایشان هم ترک تبریزند به لُرها در سریال تحریفی ستارخان نبودیم! گمال تبریزی آرامش کشور را برهم زد به‌طوریکه ضرغامی رئیس رسانه میلی مجبور شد برای کاهش تنش و درگیری‌ها در مناطق لُرنشین، لباس بختیاری بپوشد و به میان آن‌ها در مسجدسلیمان برود؛ با اینحال گمال تبریزی برای آشوبی که بپا کرد و میلیاردها تومان سرمایه مملکت را هدر داد، حتی یک معذرت خواهی نکرد یا یکروز از فعالیت منع نشد! کارنامه‌ پرحاشيه و دارای شبهه گمال تبریزی را ورق بزنید که چگونه بيت‌المال را بخاطر او بر باد داده‌اند! بسياری از اهالی سينما درباره سبک كارهای او معتقدند كه گمال تبريزی تمام هم و غمش اينست كه به جامعه سينمايی بقبولاند كه كارگردانی متفاوت است، اما مُشک آن است كه خود ببويد! گمال تبريزی اصلاً متفاوت نيست! فقط دنبال جنجالسازی و حواشی است! او كه در دهه 80 با فيلم《مارمولک》خود را در ايران مطرح كرد و با سوژه‌ای مبهم و سردرگم، باعث بروز چالش در دوران اصلاحات شد و اصولگرايان را برعليه وزارت ارشاد خاتمی تحريك نمود، درحاليكه فيلمش هيچ ارزش و پيامی نداشت! در سال 87 سریال《قصه‌هاي رودخانه》وی با سرمایه‌گذاری صداوسیما در مالزی جلوی ساخته شد، اما امکان پخش آن از شبکه‌ ملی حاصل نشد و در جواب گفت: باید برخی از مسئولان تلویزیون عوض شوند!!! در همان سال، فیلم《پاداش》را با سرمایه گذاری سیما فیلم تولید می‌کند ولی بخاطر عبور از خط قرمز اخلاقی و تعرض به مقدسات دینی توقیف می‌شود! سال 89 فیلم خیابان‌های آرام را کلید می‌زند که آنهم بنا به درخواست تهیه کننده‌اش اکران نمی‌شود! باب مورلی می‌گوید: تو که هستی که بخواهی زندگی من را قضاوت کنی؟ من بی عیب نیستم و نمی‌خواهم باشم! فقط قبل از اینکه شروع کنی و با انگشت من را نشان بدهی، مطمئن شو دستهای خودت پاک است! برنامه‌ريزان صداوسيما، اصولاً با توليد اين سريال آنهم با بودجه چندميلياردی از جيب بيت‌المال مردميكه به گروهی از آنان بی‌حرمتی و اسائه ادب می‌شود، بدنبال اثبات چه چيزی هستند؟ اينكه يک قوم اصيل ايرانی را بی‌هويت نشان بدهند؟ شما که از سال 88 تاکنون بدنبال عوامل فتنه می‌گردید و هرچند روز یکبار در اخبار آنرا برجسته می‌کنید، آیا توهین به بزرگترین قوم ایرانی که هر دوره نقش بسزایی در تحولات ایفا می‌کنند خود فتنه داخلی و مدل 92 محسوب نمی‌شود؟ آقای ضرغامی، توجه جنابعالی را به این سخن دکترعلی شریعتی جلب می‌کنم: زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت! اخلاق حاکم بر هر جامعه، اخلاق طبقه حاکم است! عقاید طبقه حاکم عقاید حاکم بر جامعه است! به عبارت دیگر طبقه‌ای که وسایل تولید مادی جامعه را در اختیار دارد《وسایل تولید ذهنی جامعه》را نیز در اختیار و کنترل خود دارد! انسان محصول شرایطی است كه در آن بلوغ و بالندگی می یابد! پس خود را از هیچ انسانی《برتر》و در عین حال《حقیرتر》مپندار!!!



آخرین مقالات