شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نکاتی پیرامون پخش دوباره سریال سرزمین کهن

نکاتی پیرامون پخش دوباره سریال سرزمین کهن

قوم لور در طول تاریخ کهن این سرزمین همواره قلب و ستون فقرات ایران بوده و هست. در تاریخ این قوم سر افراز حتی یک نقطه تاریک وجود ندارد و در هیچ جای تاریخ ایران ، خیانت و یا حرکتی از قوم لور که ضد ایران و ایرانی باشد ثبت و ضبط نشده است.

 

 لورها به عنوان مردمانی دوستدار ایران همواره در مقابل دشمنان این مرز و بوم سینه شان سپر بلا بوده است و ایران ستیزان اجنبی پرست دلی پر کینه از این قوم سربلند و اصیل النسب دارند. قوم لور و هر آنچه که مایه مباهات این قوم و ملت ایران باشد تیری است در چشم و قلب دشمنان این مرز و بوم به همین دلیل بی ربط نیست که اتاق فکر و ستاد پشتیبانی که در آن انواع توهینات ردیفی ، جوکهای سخیف و تمسخرهای سبک و بی دلیل که به این مردم اصیل شده و میشود را منسوب به دشمنان خارج نشین و دنباله روهای داخلی آنها بدانیم. حتی نخبگان و متفکران معاصر و بزرگی نظیردکترعلیشریعتی ، شهید مطهری و هم از نسبت های ناروای این قماش فحاش بی نصیب نمانده اند.

 

سیل و هجوم بی سابقه و تولید ، ترجمه و پخش جوکهای قومیتی و توهین به قوم لور در فضای مجازی در چند سال اخیر گواه این مدعاست و این همه توهین اساسأ بدون غرض و بدون پشتوانه مالی امکان پذیر نیست و دست تجزیه طلبان ایران ستیز را به وضوح میتوان در آن تشخیص داد. با هوشیاری کاربران فضای مجازی توهینات هدفمند و رگباری این بدخواهان لور ستیز در این فضا راه بجایی نبرد ولی اکنون بدخواهان قوم لور زمین بازی را عوض کرده و هجمه را به داخل رسانه های رسمی و تولیدات فرهنگی و هنری کشانده اند. 

بهمن ماه سال ۱۳۹۲ کمال تبریزی مجموعه ای که تحریف علنی تاریخ معاصر بود و نفع قوم خاصی را منعکس میکرد را با هزینه گزاف و تبلیغات زیاد روی آنتن برد در یکی از سکانس های این مجموعه که در روز تعطیل و ساعات پر بیننده تلویزیون پخش میشد یکی از شخصیت های فیلم که از قضا خودش عضو فرقه دموکرات آذربایجان ( از احزاب وطن فروش و دست نشانده حزب کمونیست شوروی، سابق ) است به صورت آشکارا به مردم لور بختیاری توهین میکند و همزمان عکس سردار اسعد بختیاری از رهبران مشروطه را نشان میدهد!!!  

واکنش و اعتراض فعالان سیاسی و رسانه ای قوم لور به این موضوع باعث اعتراض مردم در استانهای لور نشین شد. با گسترش دامنه اعتراضات مردمی ، شورای عالی امنیت ملی به قضیه ورود پیدا کرد و به همین دلیل با دستور مستقیم این شورا جلوی پخش سریال از قسمت چهارم گرفته شد. با توقیف پخش و نیز عذر خواهی عوامل و دست اندر کاران تولید سریال سرزمین کهن بالاخره اعتراضات مردمی فرو نشست. عزت الله ضرغامی رییس وقت سازمان صدا و سیما که خود از لورهای بختیاری خوزستان میباشد با پوشیدن لباس لوری بختیاری به میان مردم مسجد سلیمان رفت و از آنان دلجویی کرد حالا رسانه ای شدن خبر پخش دوباره مجموعه تلویزیونی سرزمین کهن به نقل از گمال تبریزی و آقای میر باقری معاون سیما باعث نگرانی فعالان سیاسی و رسانه ای قوم لور و بویژه همتباران لور بختیاری شده است. 

در پی افزایش این نگرانی ها پویش توقیف سریال سرزمین کهن در فضای مجازی ایجاد شده است با وجود گذشت زمان کمی از ایجاد این پویش حدود ۳۰ هزار نفر در سراسر کشور به آن پیوسته است و جملگی اعضای این پویش که از همه اقشار قوم لور در آن وجود دارد خواستار جلوگیری از پخش این سریال جنجالی هستند در سالهای اخیر قوم نجیب و اصیل لور بارها مورد آماج توهین ها و تمسخرهای بی پایه و اساس قرار گرفته است به همین نارضایتی ، حساسیت و نیز عصبانیت پنهانی در لایه هایی از جامعه لور در سراسر کشور ایجاد شده است.

 

هرگونه جسارت ، بی حرمتی دوباره و یا عملی که بوی اهانت از آن به مشام برسد ممکن است خدای ناکرده به حوادث و نا آرامی های خارج از کنترل تبدیل شود. برای ایجاد آرامش و جلوگیری از سؤ استفاده فرصت طلبان از شرایط موجود توصیه هایی در ذیل عنوان میشود

یکم ؛ کنش گران و فعالان سیاسی و رسانه ای قوم لور نگران هستند که بار دیگر تاریخ را به ضرر این قوم تحریف و دستکاری کنند لذا واکنش ها به پخش دوباره سریال سرزمین کهن ناشی از این نگرانی است.

دوم ؛ ایران کشوری کثیر القوم است این ویژگی همچنان که یک نقطه قوت محسوب میشود در صورتی که کج سلیقگی شود و نظارت لازم بر تولید آثار فرهنگی و هنری نشود به وحدت ملی خدشه وارد شده و کشور از این ناحیه آسیب خواهد دید به همین دلیل در تولید محصولات فرهنگی و هنری باید دقت شود به قومیت ها دانسته یا ندانسته اهانتی ، نشود.

سوم ؛ با توجه به نقش رسانه ملی در جهت دهی و آگاهی بخشی به جامعه مسؤلان این رسانه فراگیر در تولید آثاری که با موضوع قومیت ها و فرهنگ های بومی کشور تهیه میشود دقت نظر بیشتری داشته باشند دیگر اینکه ضمن رعایت حساسیت ها و خطوط قرمز قومیت های موجود در کشور از کارشناسانی که به هویت قومی و تاریخ اقوام احاطه دارند به عنوان نویسنده یا مشاور تاریخی در تولید اینگونه آثار استفاده شود.

 چهارم ؛ پیشنهاد میشود که قبل از پخش دوباره سریال سرزمین کهن جمعی از نخبگان و فرهیختگان لور تبار به ویژه همتباران بختیاری سریال را ببینند تا نگرانی ها در این خصوص رفع شود.

پنجم ؛ شایسته بود در نسخه اصلاح شده سریال از هم تباران بختیاری اعاده حیثیت و دلجویی شود و کارگردان یا کارشناس و مشاور تاریخی مجموعه قبل از پخش قسمت نخست سریال میتواند، اینکار را انجام دهد.

در پایان باید عرض شود که مردم لور آنقدر عظمت دارند که توهین و تمسخر عده ای تازه به شهر رسیده و مجهول النسب که وحدت اقوام را نمیخواهند نمی توانند خدشه ای به تاریخ سراسر افتخار این قوم وارد کنند قومی که هیچگاه در طول تاریخ ، گریز از مرکز نبوده اند و چشم به دهان بیگانگان و دشمنان این آب و خاک ندوخته اند.

یک ضرب المثل لوری هست که میگویددریا وه زون سیی حروم نموعه. یعنی آب دریا با زبان زدن یک سگ حرام نمیشود. قوم لور دریاست کسانی که عظمت این قوم را نمیخواهند هم چون کف روی آب با تلنگری و یا وزیدن نسیمی از بین میروند و نمیتوانند از عظمت و بزرگی این قوم جلیل بکاهند

 

50 نظر

  • نعمت سعیدی

    تهت هیچ شرایطی باید رییس رسانه ملی اجازه پخش را صادر نکند چون نه اینکه باعث همبستگی نمیشود بلکه باعث تنش میان قومها و همبستگی ملی میشودبا حترام و ل تشکر


  • سیروس بهاروند

    متأسفانه ما لورها نسبت به هویت ، فرهنگ و داشته هایمان بی تفاوت شده ایم و در این برهه حساس از تاریخ می بینیم که در روز روشن و در تلویزیون تاریخ را تحریف و دستکاری و به ضرر قوم ما تعریف ، تفسیر و روایت میکنند و نمایندگان ، مسؤلان و نخبگان قوم ما هم به راحتی از کنار این هجمه های تاریخی عبور میکنند!!! مشکل اصلی مردمان لور به کم قانع بودن است و اینکه ما دنبال حق و حقوق و مطالباتمان نمی رویم


  • فرشید بیرانوند

    واقعأ غیر قابل باور است که صدا و سیما میلی اول پخش میکند و بعد باز بینی میکند!!! نکته دیگر تکرار سریالی و رگباری این توهین هاست. آیا اقوام دیگر هم از این نسیم مستفیض میشوند یا فقط ماییم که باید همیشه فدایی باشیم؟ دفاع مسؤلین هم چندان قاطع نیست و فقط در حد یک بیانیه است! آیا مسعولی حاضر است استعفا دهد به نشانه ی اعتراض؟


  • لر تنها نیست

    وقتی میگن لر و به خصوص ما بختیاری ها ساده هستیم ولی منظور ساده زیستی است نه ساده اندیشی و ساده لوح بودن. لور تنها نیست بی غیرتی در قوم لور مد شده است. متأسف هستم برای مسؤلین که هنوز متوجه ی خواسته ی ما نشدند تاکنون عدم پخش این سریال نژادپرستانه را به منزله ی محکومیت آنان میدانستیم و سکوت کردیم ولی اگر قرار به پخش آن باشد محکومیت مادام العمر به کنار کشیدن از کلیه ی فعالیتهای تهیه کننده و کارگردان و نویسنده باید منظور شود و مجازات این افراد دست اندر کار این سریال سخیف که باعث اختلاف و تنش قومی و نا امنی وطن میشود عین عدالت خواهی برای اقوام اصیل ایرانی است. گرگها خوب بدانند در این ایل غریب … گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز / گر چه مردان قبیله همگی کشته شدند … توی گهواره چوبی پسری هست هنوز / آب اگر نیست نترسید ، که در قافله مان … دل دریایی و چشمان تری هست هنوز


  • سرزمین مادری !

    روزنامه ایران در شماره ۶۶۲۸ ( ۴ آبان ۱۳۹۶ ) نوشت:انتخاب نام خانوادگی بختیاری برای خانواده ای که سلطنت طلب است و نقش منفی سریال سرزمین کهن را هم دارند موجب اعتراض مردم لر شد اما چیزی که باعث زبانه کشیدن این آتش زیر خاکستر شد دیالوگ تندی بود که در قسمت چهارم سریال سرزمین کهن به مشاهیر قوم لر از جمله سردار اسعد توهین کردند و همزمان عکس او را نشان میدادند و این گستاخی سریال کمال تبریزی را متوقف کرد و اعتراضات قوم لر در ۶ استان فراگیر شد و علاوه بر مردم نمایندگان مجلس و دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام را هم به واکنش واداشت و دکتر رضایی علاوه بر اعتراض به ضرغامی رییس صدا و سیما در گفتگویی زنده که از شبکه دو پخش شد در واکنش به حاشیه های پیش آمده سریال سرزمین کهن از سردار اسعد بختیاری و علیمردان خان به عنوان شخصیت های مهم و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران نام برد و صحبت کرد. آژانس خبری بختیاری ها ( ایبنا) به دلیل انعکاس خبری این اعتراضات از دسترس کاربران خارج شد ! هدایت الله خادمی نماینده مردم ایذه و باغملک در مجلس ، سریال ساخته کمال تبریزی را تفرقه آمیز و یکطرفه نامید و گفت:به آقای علی عسگری تذکر و هشدار میدهم که فکر پخش مجدد سریال ضد ملی و زشت سرزمین کهن را از سر بیرون کند. این سریال حاوی گرایشات تند نژادپرستی است و رسانه ملی که همواره در دست گروه خاصی بوده همواره برداشت و خوانش خاص خود را از تاریخ معاصر دارند و قومی را بزرگ و دیگری را کوچک جلوه میدهند در تمام سریال های مشروطه هم همین خط فکری را می بینید که تمامأ حول یک قوم خاص به گردش در می آید و وقتی تاریخ مکتوب و اسناد را رصد میکنیم می بینیم که مشروطه حاصل تلاش و مجاهدت لرهای بختیاری ، خواص تهران و قشون گیلان به همراه آذربایجان بوده است اما حالا چرا فقط تلویزیون ایران فقط ستارخان و باقرخان را نشان میدهد ؟


  • احمدوند

    وضعیت امروز هر جامعه تابع شرایطی است که جامعه از گذشته تاکنون طی کرده و انتخابهای غلط گذشته میتواند بر وضعیت امروز تأثیرگذار باشد. بطوری که انتخابهای بد دیروز ، دامنه و تنوع تصمیمات امروز را محدود نموده است. یک جامعه بر اثر تصمیمات نامناسب گذشته میتواند به قفل شدگی برسد و به تقدیرگرایی تن دهد. بی تفاوتی نسلهای گذشته امروز جامعه لرها را به قفل شدگی کشانده است بطوریکه هر تازه به شهر رسیده ای بخود جرأت میدهد که در مورد لرها اظهار نظر کند و ژست روشنفکری بگیرد. دیالوگهایی که نشان از حس ناسیونالیستی به نفع قومی خاص دارد در این سریال چه معنایی میتواند داشته باشد؟ آخر مگر میشود قومی که در انقلاب مشروطه طلایه دار بوده و نقش اصلی را داشته تا به این حد توسط یک رسانه و عوامل سازنده اش (گمال تبریزی) تحریف شود؟ حس ناسیونالیستی و قومگرایی و برجسته سازی توسط سازندگان در این سریال یکطرفه کاملأ مشهود بود.


  • در تلویزیون ایران تک صدایی حکم فرماست

    در تلویزیون ایران تک صدایی حکم فرماست و ساخت برنامه های تکراری و کُپی را دستاورد میدانند. متاسفانه در تلویزیون شایسته سالاری حاکم نبوده و تکصدایی معمول است.برنامه هایی که از شبکه های خارجی تقلید کنند مزخرف است ما باید خودمان خلاقیت داشته باشیم و برنامه متناسب با فرهنگ اقوام ایران تولید کنیم.در تلویزیون ایران براساس منافع شخصی آدمها را نگاه میکنند که محصولش سریالها و فیلمهای شانه تخم مرغی و رو حوضی میشود.تلویزیون ایران هیچوقت نقد سازنده هموطنان را نشان نمیدهد و همین باعث شده که مردم به رسانه های خارجی اعتماد پیدا کنند.


  • سریال《جاده قدیم》محصول فالیوود

    سریال طنز《جاده قدیم》به کارگردانی بهرام بهرامیان که تقلیدی بی مایه و کُپی نعل به نعل سریال آمریکایی《برکینگ بَد》است. تهرانیها ضرب المثلی دارند که : تقلید خوب بهتر از ابتکار بد است! ولی آنچه مایه ناراحتی بیننده میشود اینست که عوامل سریال از لهجه من درآوردی و تازه ابداعی در سریال استفاده کردند که در هیچ کُجای جغرافیای زیستی مردمان لُر وجود خارجی ندارد مثلاً میگویند : وَشو / وَه گوفتم / وَه رَفتم / بیا وَه شِیم / میبُونوم / مُدونین و...از کی زبان بَرره ای زبان لُرها شده؟ این کلمات برای لُرها کاملاً گُنگ ، عجیب و نامفهوم است تا چه رسد به غیر لُر زبانان! بیشتر شبیه زبان مشهدیهاست تا لُرها! اگر لُری بلد نیستید حرف بزنید خواهشاً زبان ما را به گند نکشید! لُرها میگویند : رو / گوتم / رَتِم / بیا ریمو / مِینم / دونید! انصاف به خرج دهید که با《دهن کج کردن》و《اصوات را جابجا کردن》محلی حرف نمیزنید! البته حق دارید اگر لُری اصیل حرف بزنید که《دری زبانان》متوجه نمیشوند! تمام هدفتان اینست که لُری را یک لهجه از فارسی معرفی کنید و از نظر شما پایتخت نشینان بی غم تمام مردم ایران فارسی حرف میزنند مُنتها با لهجه! سریال طنز《جاده قدیم》که کاراکترهایش همه آفتاب سوخته و دهاتی هستند داستان زنی تازه ازدواج کرده (یکتا ناصر) است که با تنها جهیزیه اش که یک گاو است!!! راهی تهران میشود! شما تهرانیها عادت دارید همیشه خودتان را خوب نشان دهید و هرچی آدم خوشتیپ ، باکلاس و تحصیلکرده را فارس جلوه دهید و هرچی پَپه و ببوگلابی است را شهرستانی و اون دنیایی معرفی کنید! طنز باید به دور از لُمپنیسم باشد و به قشر خاصی توهین نکند متاسفم که رسانه میلی اسم لودگی را گذاشته طنز! سریالهای بی ارزشی که فقط بوی تحقیر از آنها می آید. بیسوادی ، بی قریحه گری ، جامعه نشناسی ، لاابالی گری و بی تجربگی از آن موج میزند. این سریال مضحک به سفارش شرکت پالایش و پخش فرآورده های نفتی ساخته شده! یعنی با پول نفت بلاد لُرنشین علیه خودشان سریال تخریبی میسازند.


  • فقر اقتصادی مقدمه《فقر فرهنگی》است

    مناطق کویرنشین ایران که به یُمن پول نفت بلاد لُرنشین بهره مند و صنعتی شدند رشد اقتصادی و فرهنگی دارند اما قوم لُر که تمام چاه های نفت و منابع آب را در خود جای داده و ۸۰ % برق ایران فقط در شهر لُرنشین اندیمشک تولید میشود در نهایت فقر و تنگدستی زندگی میکنند! ما روی گنج نشستیم اما در رنجیم! استانهای کویر مرکزی بهره مند از توجه مسئولین هستند. اصفهان ، قُم ، یزد ، کرمان و تهران بهره مند از انواع حمایتهای خاص و ویژه هستند. همیشه این《نگاه دوگانه》در کشور بوده و یکسری مناطق خاص همیشه《سوگلی و مرکز توجه》بودند! عدالت و انصاف هیچگاه در ایران رعایت نشده یعنی تمام اقوام در جایگاه یکسانی قرار داده نشده اند و صنعت ، ثروت و امکانات تنها متعلق به یک قوم خاص بوده است.اگر پول نفت و آب که مجانی از بلاد لُرنشین استخراج و انتقال داده میشود در سرزمین ما خرج میشد شاید حالا وضع فرق میکرد.اگر فعالان لُرتبار به مانند تُرکها به مرکزگرایی فارسها انتقاد میکردند و پیگیر مطالبات قومی خود بودند مطمئن باشید وضع اقتصادی ما به این بَدی نبود.تمام بودجه مملکت به سمت چند شهر مرکزی جارو میشود فقط ۶۵ % کل تسهیلات بودجه مملکت در تهران خرج میشود.با این اوضاع به هیچ وجه نمیتوان انتظار توسعه و پیشرفت در مناطق لُرنشین را داشت.تا فقر و ضعف داخلی لرها وجود داشته باشد توهین از بیرون ادامه دارد.


  • در ایران رسانه و تریبون دست قوم غالب است

    در سینمای آمریکا همیشه نقشهای بَرده ، خائن و ترسو را به سیاهپوستان میدادند ولی با انتقاد مُداوم جامعه سیاهان و بالاگرفتن جنبشهای اجتماعی و برابری حقوق بین شهروندان آمریکا ، کم کم شاهد پیشرفت اجتماع سیاهپوستان هستیم و الآن بسیاری از بازیگران درجه یک هالیوود سیاهپوست هستند. حتی بالاترین مقام آمریکا (اوباما رییس جمهور) سیاهپوست است.اما در ایران پان پارسها هر جور که دوست داشته باشند از صُبح تا شب به اقوام غیرپارس اهانت میکنند و شاهد رسانه تکصدایی هستیم که پیامی جز تحقیر اقوام برای مخاطب ندارد.اگر ماهم رسانه و تریبونی داشتیم میتوانستیم انتقاد کنیم و یا از خود دفاع کنیم.


  • بردیا آروان

    آیا لُرها واقعاً همینی هستن که رسانه میلی توصیف میکند؟ یا براساس تصورات پیش ساخته و پیشداوری های عده ای مُغرض درباره لُرها شکل گرفته است؟پان پارسها تمام اقوام را مورد قضاوت یکسان قرار میدهند و به امور معین به شکل مُبالغه آمیزی نگاه میکنند که نوعی پیش فرض است و با مصادیق واقعی مُنطبق نیست! باید خیلی بیکار باشیم که بشینیم پای فیلمها و سریالهای آبگوشتی و شانه تخم مُرغی رسانه میلی! وقتیکه قحطی مُرکبات باشه چُغندر ادعای پادشاهی میکنه. تهرانی که توی سریالها و فیلمها《مدینه فاضله》معرفی میشه نماد توسعه نیافتگی ایران است! بروید معماری پراگ را با تهران مقایسه کنید ببینید در کجای تهران اصول شهرسازی رعایت شده؟ بجز بُرجهای زُمختی که مثل قارچ با پول رانت و اختلاس بالا آمدند!دکتر هوشنگ کاووسی منتقد سینما همیشه میگفت : فیلم فارسی فقط زبانش فارسیه وگرنه در محتوا و مضمون هیچ اثری از فرهنگ ایرانی نمی بینید.


  • شهاب پولادوند

    چه کسی مسئول این وضعیت تَهوع آور است؟ رَهاورد این اوضاع اَسفبار و وحشتناک کیست؟ بزنگاه قوم رنج دیده لُر کجاست؟ کجای این جهان باید دردمان را فریاد بزنیم؟ چرا《حیثیت قومی》و《احترام اجتماعی》مردم قوم لُر توسط تلویزیون دولتی به بازی گرفته میشود؟ چرا از صُبح تا شَب شاهد توهینات و اهانتهای پان پارسها به اقوام ایران هستیم؟ اگر از اقوام ناراحتند چرا با فدرالیسم مخالفت می‌کنند؟


  • حقوق ملی و قومی لُرها همیشه نادیده گرفته‌اند

    بسیاری از حقوق ملی و قومی لُرها را نادیده گرفتند و به ما توهینات شوونیستی کردند.ما مردم لُر همیشه شاهد تبعیضها در حق هم تباران مان بوده ایم.منابع آب و نفت ما را به سمت کویرمرکزی بردند و بلاد لُرنشین را در فقر و تنگدستی رها کردند.پان پارسیسم از اتحاد قَلبی و همدلی مردمان لُر هراس دارند لدا نباید از حقوق قومی خود غافل باشیم و نپرسیم که چرا آب و نفت و معادن ما را میبرید اما حتی 1 درصد از سود آنها را در شهرهای لُرنشین هزینه نمیکنید؟تا زمانیکه لرها انتقاد نکنند و مُطالبه گر حقوق اقتصادیشان نباشند مطمئن باشید آنها از خوش خیالی و ساده انگاری ما نهایت استفاده را میبرند.از تُرکان تبریز و کُردهای سنندج یاد بگیرید.


  • بُرزو سلاحورزی

    ما مردم لُر دیگر سرباز تفکرات پان آریایی نیستیم چون آنها همیشه حقوق مردم لُر را نادیده گرفتند و ما را مضحکه اوقات فراغت خود کردند.ما از نظر آنان شهروند درجه چندم هستیم. تمام بودجه و پول مملکت برای فارسها خرج میشود. اگر فارسی قند است پس لُری چند است؟چرا اینهمه باید برای فارسی هزینه شود ولی لُری را به دروغ لهجه مینامند و بی ارزش خطاب میکنند؟چرا مثل کَبک سرمان را زیر برف کردیم و انواع توهینات هدفدار و تحقیرها را نمی بینیم؟تمسخرشان فقط در رسانه میلی نیست بلکه هنگامیکه بلاد لُرنشین را علی رغم آنهمه نفت و آب و معادن در محرومیت و محدودیت بحالت خُنثی رها میکنند خودش از صدها توهین و تمسخر بدتر است.شهر صنعتی و ثروتمند تبریز به شهر بدون گدا مشهور است ولی همیشه انتقاد میکنند چون خیلی خوب میدانند که کویرنشینان بدون هیچ زحمتی و با استفاده از سادگی لُرها صاحب همه چیز شده اند.فراموش نکنید قبل از انقلاب یزد کویری شهر لُختی بود و هیچ صنعتی نداشت اما بعد از انقلاب آنچنان بهش بودجه و سرمایه تزریق شد که امروزه ۷۵ کیلومتر قبل از یزد تا ۴۵ کیلومتر بعد از یزد تماماً دو طرف جاده کارخانه و شهرک صنعتی است!پول چاههای نفت گچساران ، دهلُران ، پُلدختر ، مسجدسلیمان دارد در کویرمرکزی خرج میشود و جوانان تحصیلکرده لُر در فقر و نداری زندگی میکنند.با آب الیگودرز لرستان و کوهرنگ بختیاری در کویرستان آکواریوم ، دریاچه مصنوعی ، پارک آبی و استخر میسازند آنوقت شهرهای لُرنشین از ساده ترین امکانات محرومند این با عدالت خداوندی در تضاد است.


  • لُرها از ایرانی بودن چقدر سهم میبرند؟

    پان پارسها وقتی کم میاورند میگویند ما هموطن هستیم! ما همه ایرانی هستیم! اگر همه《هموطن》هستیم پس چرا سهم برابر نمیبریم؟چرا صنعت / ثروت / امکانات / و رفاه فقط برای شما فارسهاست؟چرا درآمد سرانه تهران ۵ میلیون تومان و درآمد یاسوج فقط ۱۵۰۰ تومان است؟اگر همه ایرانی هستیم پس چرا بین شهرها فرق میگذارید و هیچ شهر لُرنشینی نه دانشگاه صنعتی دارد، نه به راه آهن وصل است ، نه پالایشگاه دارد ، نه شهرک صنعتی مجهز دارند؟این لالایی ها دیگر جایی در گوش ما ندارد و سَرمان از این حرفهای به ظاهر قشنگ پُر است.با همین بهانه هموطنی و ایرانی تمام آب مناطق لُرنشین را با تونل (نه لوله) به کویر بردید.از پول فروش نفت حتی 1 ریال در مناطق لُرنشین خرج نکردید و تماماً صرف بُرجسازی در تهران و اصفهان کردید.هموطن بودن از نظر فارسها دال بر اینست که غارت شویم و سکوت کنیم!مگر لُرها مستعمره اند؟


  • شاپور زیناوند

    همه خوب میدانند که حق لُرها خورده شده و بر علیه ما که بی رسانه هستیم تبعیضات زیادی روآ داشته اند.جوانان فارس با خیال راحت و با استفاده از منابع نفت و آب بلاد لُرنشین در آسایش و نعمت زندگی میکنند و شهرهایشان همگی صنعتی و با امکانات است اما جوانان تحصیلکرده ما از دل همین منابع باید بُلند شوند و پا به پای لوله های نفت و تونلهای انتقال آب به کویرستان بروند تا شاید در قُم ، کاشان ، اصفهان ، یزد و کرمان کارگری کنند و برای چندرغاز انواع و اقسام توهینات و اهانتها را بجان بخرند آیا اینست هموطن بودن؟


  • زیوداری

    روشنفکر نماها با《ذهنی پوچ》و《سوادی جُلبکی》هر نوع فعالیت و جنبش هویت طلبانه ای از طرف فعالان لُرتبار را تجزیه طلب معرفی میکنند تا با این تبلیغات منفی فعالان لُر را از جامعه طَرد و دِلسرد کنند! آنها اگر مَرد بودند قلمشان در خدمت مردمشان بود که در نهایت فقر و محرومیت زندگی میکنند نه اینکه قلمشان در خدمت لُرستیزانی باشد که حتی اکراه دارند نام لُرها را بشنوند یا آنها را هموطن قلمداد کنند.پان پارسها لُرها را فقط برای منابع سرزمین شان میخواهند و اینکه سرزمین و جمعیت لُرها را جزء فارسها به حساب بیاورند تا اقلیت نباشند کاری که《دکتر محمدرضا حافظ نیا》در کتاب جغرافیای سیاسی ایران انجام داده است و در آن کتاب ۵۰۰ صفحه ای حتی یکبار نام لُرها را نبرده است و آنها را زیرمجموعه فارسها حساب کرده است تا جمعیت و سرزمین فارسها را گسترده نشان دهد.اما نام اقوام تُرک ، کُرد ، عرب ، بلوچ و تُرکمن را بعنوان اقوام ایران آورده است.وقتیکه لُرها هیچ اعتراضی نکنند باید چنین جسارتی نسبت بما انجام دهند!


  • آیا لُرها هیچ دشمنی ندارند؟

    مردم قوم لُر فکر میکنند چون در یک کشور هستیم دیگر دشمنی نداریم؟اگر نگاهی به حوادث سیل ۹۸ لُرستان بیندازید و نظرات پان پارسها را در فضای مجازی ببینید میفهمید زمانیکه ۸۰۰ روستا و ۲ شهر لُرستان زیر آب بود آنها خوشحال بودند و مردم سیل زده را تحقیر و تمسخر میکردند! اگر دشمن نداریم چرا سایت خبرآنلاین تیتر زد : کمک خلبانی که حین امداد رسانی در لُرستان کتک خورد! و نگفت چرا کمک خلبان به مردم سیل زده توهین کرده و گفته شما لیاقت ندارید که سوار بالگرد شوید! اگر لرها دشمن ندارند پس چرا سال ۹۲ در بازی استقلال تهران و گَهر دورود در استادیوم آزادی شعار مرگ بر لُر سر دادند؟چرا شیخ حسن نوروزی نماینده رباط کریم درمجلس علناً به قوم لُر توهین کرد؟چرا رسانه هایشان تیتر زدند: سنگسار گوزن توسط لُرها!و نگفتند گوزن رَم کرده بود.همانهایی که برای مردم فرانسه و سوریه شمع روشن کردند جز تحقیر و توهین به سیل زدگان چه کمکی بما کردند؟ما حقوق خود را میدانیم و در جهت تحقق آنها مُطالبه گری میکنیم و حرفهای نوچه های پان پارس برایمان پَشیزی اهمیت ندارد.


  • چاغری

    پان آریاییها اصلا علاقه ندارند نام لُر و لُرستان وجود داشته باشد آنها فقط تبلیغ یک قوم را میکنند و تمام تحقیرها ، تمسخرها و تبلیغات مُنفی علیه مردمان قوم لُر اینست که لُرها دست از هویت تاریخی خود بکشند و پارس شوند! تا سرزمین و جمعیت پارسها گسترش یابد.بعد از انتخابات سال ۸۸ بخاطر اینکه کروبی لُر بود و اعتراض کرد تمامی جوکها را یکدفعه به نام لُر در سطح مملکت گسترش دادند و اگر دقت کنید از سال ۸۸ به بعد این تخریبات علیه لُرهای بی رسانه کلید خورد.جوک نژادی همیشه در مقابل قدرت شکل میگیرد چرا برای چابهار ، طبس ، بیرجند و نایین جوک نمیسازند چون در کانون قدرت نیستند و بود و نبودشان فرقی ندارد.


  • تفاوت مُحیط جُغرافیایی لُر با فارس

    بی اعتمادی و خصومت بین دو قوم لُر و فارس ریشه در تفاوت مُحیط جغرافیایی / نوع معیشت / زبان و فرهنگ متفاوت / و نزاع و منازعاتی است که در قدیم بینشان رخ داده است.آرنولد تالبوت ویلسون در سفرنامه اش ، صفحه ۲۳۶ ، مینویسد : پارسها از لُرها بخاطر اینکه جدا از ایران و حکومت مرکزی اداره و نیمه مُستقل هستند نفرت دارند! ایران محیطی همگانی اقوام است و افکار عمومی شان باهم متفاوت است. اراضی ایران کویری است و آب و هوا گرم و زننده است و فاصله زندگی در شهر و روستا فوق العاده زیاد است خلاصه آنکه مجال تغییر و تحول واقعی کم است.


  • سهم لرها از رسانه ملی

    ایران را اقوام و نژادهای فراوانی تشکیل داده است و این اقوام هر کدام دنیایی از فرهنگ و آیین های ویژه خود را دارند که پرداختن به این مسایل باعث همبستگی و نزدیکی بیشتر مردم در سراسر کشور خواهد شد ولی صدا و سیما مانند دیگر نواقص عمده اش از این امکان مناسب استفاده نمیکند اگر هم برنامه هایی در این رابطه ساخته میشود بیشتر به اقوام شمالی و آذربایجانی که بیشترین حضور را در پایتخت دارند میپردازند. اکثر اقوام ایران در تلویزیون از نظرها پنهان شده، هستند ولی لرها اینطور که به نظر می آید در صدا و سیما در حال حذف کامل هستند. لرها اگر از لحاظ جمعیت و همچنین غنای فرهنگی از دیگر اقوام بالاتر نباشند دست کمی از آنها ندارند. باید از مدیران این رسانه میلی پرسید که چرا تنها اثر لرها در تلویزیون محدود به نقشهای ساده یا بهتر بگوییم:کارگر _ سرایدار _ دست و پا چلفتی _ خجالتی و با لهجه من درآوردی که در هیچ کجای جغرافیای زیستی لرها صحبت نمیشود! برنامه سازی در سیمای افلاک که ویژه لرستان است به قدری ضعیف و ابتدایی است که در واقع قابل نقد و بررسی هم نیست! این شبکه در ۲۰ ساعت پخش خود ، فقط پاسی از شب یک برنامه ۵۰ دقیقه ای به زبان بومی دارد و باقی برنامه ها از برنامه کودک و اخبار و گزارش و فیلم و مصاحبه تمامأ به زبان فارسی است! همان یک ساعت، برنامه به زبان بومی را هم با شخصیت های نچسب طنز به لودگی میگذرانند و زبان لری را به تمسخر میگیرند! تلختر از همه آنجاست، که حتی در فیلمها و سریالهای مربوط به جنگ هشت ساله هم خبری از لرها نیست در صورتی که در دوران جنگ مردم لر نقش خط مقدم ایران را در دفاع از خاک میهن دارا بودند و تعداد شهدا و مجروحان جنگ خود نشان دهنده این ادعاست. متأسفانه شخصیت های فیلمهای ژانر دفاع مقدس هم ویژه یک یا دو نژاد و دو یا سه استان مرکزی ایران شده است! در اینچنین فضایی است که اگر برنامه ای مانند خندوانه که در برنامه سازی صداوسیما یک استثنا به حساب می آید ، برنامه ای یک ساعته در مورد لرها بسازد و به این قوم رنج کشیده بپردازد این چنین مورد توجه قرار میگیرد.گزارشی از محمد پور خداداد:سایت گلونی


  • تحقیر هرگز!

    گویا زاینده رود و دریاچه ارومیه مهمتر از قوم لُر هستند! بسی جای تأسف و شرم است که عده ای طرفدار محیط زیست هستند ولی کسی طرفدار انسانیت نیست! تنوع و تعدد اقوام، زبان، فرهنگ، لهجه، لباس و آداب و رسوم زیبایی خالق است. بی مسئولیتی به گذشته و هویت خویش منجر به این شده که عده ای درصدد تخریب فرهنگ دیگری برآیند و بر ماست که هرچه زودتر نسبت به این جریان مخالفت خود را ابراز نماییم.قوم لُر میداند ولی برای دانستن دیگران میگوید که حافظه تاریخی کشور گویای اصالتها و بی اصالتی هاست! پایبندی به وطن و حس وطن پرستی مانعی است که لُر آب در آسیاب نادان نریزد اما این خویشتن داری قطعاً آستانه ای خواهد داشت.قوم لُر مُعذب است از گفتن اینکه عده ای در پی ضربه زدن بر پیکر زخمی سرزمین هستند و اگر به مانند عده ای که اصالت خود را به فراموشی سپرده اند قطعا روزگار بهتری میداشتند.قوم لُر از شما میپرسد در کدامین بُرهه از زمان، مکان و تاریخ نسبت به کشور خیانت کرده است که سزاوار چنین پاداشی است؟آری محرومیت را با دلخوری و با قیمت سفره های فقیرمان پذیرفتیم اما تحقیر را نه!هرگز!


  • رشنودی

    روزگار را چنین دیدم که هر کَم خِرد پست را بالا میبرد و هر صاحب خصال نیک را پست میکند. مانند دریا که مُروارید را غرق میکند اما لاشه ای را که در آن است بر روی آب می آورد و مانند ترازو که هر آنچه را وزنش کامل باشد پایین و آنچه را سبک باشد بالا میبرد. حالا حکایت مردم لُر شده که هر تازه به شهر رسیده نُوکیسه ای به خودش جرأت جسارت به قوم اصیل النسب لُر را میدهد! آزاده دلان گوش به مالش دادند _ وز حسرت و غم سینه به نالش دادند / پشت هُنر آن روز شکسته است درست _ کاین بی هُنران پشت به بالش دادند!


  • زیناوند

    وقتی کسی تو را میرنجاند ناراحت نشو چون این قانون طبیعت است درختی که شیرین ترین میوه ها را دارد بیشترین سنگها را میخورد. مردم لُر از توهین مُشتی انگل بی هویت که تازه به شهر رسیده اند ناراحت نشوند که زمین گرد است!


  • پان تُرکیسم

    پان تُرکیسم خو گرفته که با زیاده رویی ، هَتاکی و بُهتان نفع ببرد و برای اینکه عقده حقارتشان فروکش کند درصدد هستند تا ریشه اقوام ایرانی را به بیگانه و خارج از مرزها برسانند مثلأ در اوج بیسوادی و ناآگاهی در مطلبی خواندم که نوشته بودند ماهوتی اسم یک شهر در هند است و بر فرض خیال خامشان که نام فیل است او را به نام طایفه فیلی در لرستان میچسبانند! این عَلامه های دَهر نمیدانند که پهله یا پهلوی نامی بود که قبل از اسلام به شهرهای ری ، همدان ، اصفهان ، نهاوند و لُرستان اطلاق میشده است و پَهلو صفتی برای دلیری و شجاعت است مثلأ فردوسی میگوید:بفرمود تا گرز سام سوار _ بیارند زی پهلو نامدار! حالا فیلی فرگشت پهلوی و پهله دوران ساسانی است. فیلی در فرهنگ لغت لاروس ، جلد ۲ ، صفحه ۱۵۹۷ یعنی《مرد گرانمایه و گران جان》.در کتاب والیان لرستان نوشته؛ صادق شفیعی ، صفحه ۲۷ آمده:لُر کوچک در زمان صفویه به لرستان فیلی معروف گشت دلیل معروفیت لرستان به فیلی این بود که حسین خان بنیانگذار والیان لرستان از طایفه فیلی بود در مورد کلمه فیلی مترجم سفرنامه ژاک دمورگان در کتاب《جغرافیای غرب ایران》، صفحه ۲۰۸ مینویسد:چون مردم لرستان دائم شورش میکردند و میل به استقلال داشتند کلمه فیلی (شورشی) را به آخر نام آن منطقه افزودند! حسن پیرنیا هم در کتاب ایران قدیم صفحه ۱۳۱ آورده که مردمان لرستان استقلال طلب بودند و مطیع کردن آنها خیلی دشوار بوده چنانکه تسلط خارجیها بر آنها دوامی نداشته است! البته افسانه سُرایی و مُوهوم بافی پان تُرکیسم به اینجا ختم نمیشود و در ادامه ادعا کردند که روستایی در استان ماهاراشترای هند به نام ماهان است پس مردم ماهان کرمان هندی هستند!!! یا بندیل شهری در استان اوریسای هند را با زبان بندری هرمزگان یکی میدانند!《چون خودشان مهاجرند و میخواهند به همه انگ مهاجر بزنند》پان تُرکها ادعا کردند که گودر نام شهری در استان مادهیابراتش هند است و نام یک روستا هم در کرمان گودرز است پس کل کرمانیها هندو هستند! نایین شهری در استان هاریانای هند است پس مردم نایین اصفهان هم هندی هستند! میار نام شهری در استان اوتاراکند هند است پس مردم میار کلاردشت مازندران هندی هستند! بنکاش نام شهری در اوترپرادش هند است پس مردم بنکش آمل مازندران هندی هستند؟ حتی پان تُرکیسم در نظریه ای گیج و مَنگ اعلام کردند که پَشتونها و مازنیها از یک نژادند آنهم بدون هیچ سند و مدرکی!!! همچنین اظهار فضل کردند که در لُغتنامه دهخدا آمده که گیلانیها کولی هستند و کلهر از طوایف گیلان است که در گیلان غرب کرمانشاه زندگی میکنند!!!رامسر نام شهری در استان راجستان هند است پس رامسریها هندی اند؟ کوه گیلویه (کوه گیل) یا کوه جیلویه را پان ترکها به کوه کولی تغییر دادند و لابد آنها هم از هند آمدند؟ اینها تنها《شباهت لفظی》و《اشتراک لفظ》است و هیچ ارتباطی بین این اسامی نیست مثلاً سندان در فارسی یعنی ابزار آهنی ضخیم که آهنگران آهن را روی آن میگذارند ولی در عربی سندان به معنای گرگ قوی هیکل است! سو به ترکی میشود آب حال آنکه در فارسی شاید معنای بدی داشته باشد! گوز به ترکی یعنی چشم حال آنکه در زبان ما معنای بدی دارد! دیز به ترکی زانو میشود یا بوز به ترکی یخ میشود یا گون به ترکی امروز میشود حالا آنکه اینها در زبان ما فحش و ناسزاست پس باید قائل به تفاوت شد و با دیدن یک کلمه به ارائه فرضیه و تز نپرداخت(فتامل!)


  • ناسیونالیسم ایرانی

    ناسیونالیستهای ایرانی به روایت ویلسون آرنولد تالبوت ویلسون ( Arnold Talbot Wilson ) در کتاب سفرنامه خودش ، صفحه ۲۳۵ مینویسد:ناسیونالیست های ایرانی ( منظور پان پارسها ) میخواهند با تمام عناصر غیر ایرانی ( غیر پارس ) و اقلیت های کشور رفتار خصومت آمیزی داشته باشند. فقط زبان ترکی که در شمال ایران و دربار ( دربار قاجاریه ) کشور مرسوم است از این قاعده مستثنی میباشد. اینها عربها را به خاطر زبان عربی دوست ندارند از کردها به سبب گرایش آنها به تسنن بدبین اند. آسوریهای ارومیه را به علت آنکه مسیحی هستند قبول ندارند ، زرتشتی ها را به علت مذهب مورد تأییدشان نیستند ، طوایف بلوچ و افغانی در مرزهای شرقی و قشقاییها در جنوب ایران وضعی مشابه دارند. بختیاریها و لرهای لرستان و پشتکوه نیز چون جدا از ایران و حکومت مرکزی اداره و نیمه مستقل هستند مورد نفرت آنها ( فارسها ) هستند !!! احتمال دارد این روحیه به خاطر اقدامات و فشارهای وحدت طلبی ایرانیها به وجود آمده باشد ، ولی یقینأ در افق فکری این مردم چنین مسأله ای وجود ندارد اگر قرار باشد وحدت ایران در برابر امحاء آداب و سنن و رسوم و فرهنگ نژادی اقلیت هایش امکان پذیر شود یقینأ وقوع چنین امری بهای گزافی خواهد بود !!! ایرانی محصول تمدن قدیمی و بازمانده ی چندین سیستم مذهبی و چندین نوع آب و هوا میباشد و اختلاف نقاط مختلف آن به اندازه ی تفاوتی است که بین مردمان از سیسیل ( در جنوب ایتالیا ) تا دریای بالتیک( در شمال اروپا ) میشود دید! جامعه ایران از نژادهای مختلفی مانند:ترک / عرب / کرد / فارس / بلوچ / لر / افغانی / آسوری / گیلک / مازنی تشکیل یافته است!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • از نگهبانی سفارت هلند تا شاهی!

    سلطان زاده درکتاب《انکشاف اقتصادی ایران》ص ۵۵ مینویسد: صنعت رضاشاه درجهت وابسته کردن ایران به انگلیس گام برمیداشت. وزارت جنگ ۴۰% بودجه کشور را میگرفت اما در هجوم متفقین هیچ کارایی نشان نداد! خونریزی که نظامیان در سرکوب لُرها بکار بردند در مواردی چنان بود که گویی فاتحی خونریز با قومی بیگانه طرف است (ایران بین دو کودتا، ص ۱۲۹). در سالگرد کودتای سوم اسفند در نشریات درباره علل و اهداف کودتا زمزمه هایی برخاست و رضاخان در ۲ اسفند ۱۳۰۰ بیانیه داد: بیجهت اشتباه نکنید از راه غلط مسبب کودتا را تجسس مینمایید با کمال افتخار به شما میگویم که مسبب حقیقی کودتا منم!!! در پایان بیانیه هشدار داده بود: از این پس سخن گفتن درباره کودتا ممنوع و مشمول مجازات شدید خواهد بود (تاریخ احزاب سیاسی ایران، جلد ۱، ص ۱۸۵). رضاخان در تلاش بود تا مهر وابستگی به انگلیس را از پیشانی خود پاک کند. او در ۱۷ اسفند اعلامیه شدیداللحنی خطاب به همه روزنامه ها و روزنامه نگاران صادر کرد و آشکارا آنان را به ضرب و شتم تهدید کرد. روزنامه《ستاره ایران》مطلبی علیه انگلیس مینویسد و سفیر انگلیس به رضاخان شکایت میکند و رضاخان شخصأ به دفتر روزنامه میرود و با مشت توی دهان《حسین خان صبا》میزند! همین بلا را سر مدیر《مجله دنیا》میآورد! سرپرسی لورن وزیرمختار انگلیس در تهران که نقش مؤثری در قدرتگیری وپادشاهی رضاخان بازی کرد از همان آغاز بدرستی دریافته بود که هرگونه شائبه وابستگی به انگلیس در افکار ایرانیان عاملی اثر گذار است لذا در اول بهمن ۱۳۰۰ تلگرافی به وزارت خارجه انگلیس فرستاد: از این پس ما باید از هرگونه تظاهر به اینکه رضاخان زیر حمایت ما میباشد خودداری کنیم (تلگراف لورن به لرد کرزن، شماره ۶۳، مورخ ۳۱ / ۱ / ۱۹۲۱). رضاخان نیز به او وعده داد: من با دست ایرانیان کاری انجام خواهم داد که بریتانیا میخواهد با دست انگلیسیها انجام دهد یعنی ایجاد ارتش نیرومند و استقرار نظم و ساختن یک ایران مستقل (شیخ خزعل و پادشاهی رضاشاه، ص ۵۴ ).رضاشاه چگونه از نگهبانی سفارت هلند و دربانی منزل فرمانفرما به حکومت رسید؟ چرا قرارداد دارسی را سوزاند قراردادی که از نیمه عمر آن گذشته بود و بزودی ماحصلش برای ایران میماند و قرارداد جدیدی با انگلیس وضع کرد که اگر نفت توسط مصدق ملی نشده بود تا سال ۱۳۷۰ انگلیس نفت میبرد! سخنان مصدق در مجلس چهارم را بخوانید که گفت: ایران همچین خائن به وطنی نزایید‌!مصطفی فاتح در کتاب «پنجاه سال نفت ایران» ص 16 مینویسد: انگلستان هم صلاح منافع خود را دراین میدانست که در ایران حکومت مقتدری بوجود آید تا از نفوذ افکار انقلابی و از دست دادن منافع نفتی جلوگیری کند نقشه هایی طرح و اجرا شد که بقول سیاستمندان و نویسندگان خارجی و بقول خود انگلیسیها مظهر بدوی آن کودتا و سپس حکومت 20 ساله بود. یحیی دولت آبادی در کتاب «حیات یحیی» جلد 4، ص 115 مینویسد: کمیته آهن که دراصفهان تحت نظر کنل هایک انگلیسی و با شرکت فیروز میرزا نصرت الدوله تشکیل شده بود با سید ضیاء طباطبایی روزنامه نگار طرفدار انگلیس در رابطه بود تا مقدمات بدست گرفتن قدرت حکومتی و اجرای روح قراداد 1919 را فراهم کند. حسین مکی در کتاب «تاریخ بیست ساله» جلد1، ص 202 به نقل خاطرات افسر ارشد ایرانی لشکر قزاق که در قزوین شاهد ملاقات رضاخان《ژنرال آیرونساید》و دیگر افسران انگلیسی بود میپردازد. ملک الشعرای بهار در《تاریخ احزاب سیاسی ایران》ص 188 نیز از قول تلگرافچی اردوی قزاق منجیل، از حضور بلندمدت شبانه رضاخان در اردوی انگلیس سخن میگوید. ژنرال آیرونساید فرمانده نیروهای انگلیس در شمال ایران در کتاب «خاطرات و سفرنامه های ژنرال آیرونساید» ص 14 با افتخار میپذیرد که در واقع او طراح اصلی کودتاست. دکتر مصدق درکتاب《خاطرات و تألمات》ص ۱۹۶ مینویسد: بخشی از ثروت هنگفت رضاشاه ناشی از خدمت او به انگلیسیها در انعقاد قرارداد ۱۹۳۳ بوده است! در منابع به دخل و تصرف رضاشاه در عایدات نفتی سخن رفته و دلیل درگیری میلسپو مستشار آمریکایی که در اداره مالیه کار میکرد با رضاشاه همین بوده است! سهمی که کمپانی نفت انگلیس و ایران به دولت میداد هیچگاه وارد ایران نمیشد و در بانکهای لندن به حساب شخصی رضاشاه واریز میشد. طبق گزارش وزارت خزانه داری آمریکا و بانک جهانی طی سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۱ میلادی《کمپانی نفت انگلیس و ایران》۱۸۵ میلیون دلار به ایران داده است! خُب این پول چه شد؟ راه آهن که با مالیات بر قند و چای ساخته شد! طبق گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۴۱ رضاشاه در این زمان ۱۰۰ میلیون دلار در حسابهای بانکی خارج پول داشته است! رضاشاه در بانک لندن ۱۵۰ میلیون دلار و در بانک نیویورک ۱۸ میلیون دلار داشت! تمام دارایی نفت را به سرقت برده و ۱ ریال در ایران سرمایه گذاری نکرد! سال ۱۹۴۱ کل گردش پولی بانک صادرات و واردات آمریکا ۱۰۰ میلیون دلار بوده و حتی راکفلر چنین پول نقدی در اختیار نداشت!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • سرزمین از خود راضی

    صادق هدایت در حاجی آقا: این سرزمین روی نقشه جغرافی لکه حیض است. هوایش سوزان و غبارآلود، زمینش نجاست بار، آبش نجاست مایع و موجوداتش فاسد و ناقص الخلقه. مردمش همه وافوری، تراخمی، از خود راضی، قضا و قدری، مُرده پرست، مافنگی، مزور، متملق، جاسوس، شاخ حسینی و بواسیری هستند.


  • نفوذ ترکها در وزارت نفت

    در عسلویه بوشهر ما هرکسی از مهندسین نفت و پرسنل را که دیدیم ترک تبریزی بود!!! هرچه پست کلیدی و کار مهم هست دست این عزیزانه و همیشه هم از ناعدالتی انتقاد میکنند!!! حتی تهرانیها هم که《دوره ۶ ماهه مأموریتشان》میآیند بوشهر، همه ترک هستند!!! فکر کنم نسل فارسها را منقرض کردند!!! تمام پرسنل پتروشیمی خرم آباد تماماً ترک تبریز هستند! اکثر واحدهای پالایشگاهی_پتروشیمی خوزستان و کُهگیلویه هم در اختیار ترکهاست! آیا هیچ لُری در تبریز یا آذربایجان مشغول بکار است؟ محال ممکن است!!! اما آنها خود را مُحق میدانند که درتمام ایران بکار و فعالیت بپردازند و به فارس، لُر و کرد هم توهین کنند! همش سياست است که با اين حرفهای نژادپرستانه و《شعارهای مرگ بر فارس》و《خلیج عربی》دست پيش ميگيرند که پس نروند وگرنه تبريز از نظر صنعت، امکانات و رفاه بعد از تهران قرار دارد و انحصار کفش، فَرش، انواع شکلات و شیرینی در اختیار ترکهای تبریز است! وقتیکه وارد شهرهای آذربایجان ميشويد انگار وارد يک كشور ديگری شده ايد! روستاهايشان تمیز و هرچیزی که برای رفاه لازم است دارند از برق و آب و گاز و جاده و مدرسه بگیر تا آبیاری مدرنیزه و قطره‌ای زمینهای کشاورزی در حد استاندارد!!! تمام زمینهایشان یا محصولات کشاورزی_دامپروری است یا شهرکهای صنعتی و هيچ خاک بيهوده و بلااستفاده ای را نمی‌بینند! هرچه ثروت نفت است به استانهای ترک و فارس سرازير ميشود. نفت در مسجدسلیمان، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، هفتگل، گچساران و رامهرمز است اما پالایشگاه و پتروشیمی دراصفهان، تهران، تبریز و یزد است!!! ما لُرها گول آریابازی، باستانگرایی، شاهنامه خوانی و کوروش پرستی را خورديم برای همين است كه همه خیالشان از لُرها آسوده است و تمام پُستهای اداری_دولتی را بین خودشان تقسیم کرده‌اند و لُرها در فقراقتصادی، بیکاری و نداری بسر میبرند!


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون فرهنگ تجمل خواه و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.


  • چرا بی آلایش بودن در ایران عجیب است؟

    این درسته که هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم نسبت به این قضیه؟ باور کنید هرجایی رفتم و گفتم لُرم با نژادپرستی فارسهای کویرنشین روبرو شدم! اگر غیرفارسها را دوست ندارید پس چرا اجازه فدرال یا ایالتی شدن را نمیدهید؟ واقعیت آن چیزی نیست که شما در مورد لُرها شنیدید واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم《ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی》علیه لُرها داریم زندگی میکنیم! میگن لُرها ساده اند و همین هم میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که دورویی، کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی آلایش بودن خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه وقتی وارد اکثر شهرهای فارس زبان میشی احساس غربت میکنی اما غریب نوازی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه در دوره ای که زنها افسار مردها را در دست گرفتند غیرت و مردانگی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه که فارسها ازدواج سفید را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب بیجا متهم میکنند!!! من قوم و فرهنگ قومم را با تمام خصلتهای خوب و بدش دوست دارم و اصلاً حرف عده ای مغرض، ممسک و تازه به دوران رسیده برایم پشیزی ارزش ندارد! من سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم که اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خورد و خوراکش هم را با خود ببرد!!! اما اینکار درمیان لُرها ننگ است و لُرها خان منش و سفره دار هستند! من در تهران شاهد روابط مثلثی و ازدواج سفید و رابطه با خواهرزن و برادرشوهر بوده ام که چگونه از این فرهنگشان برای هم تعریف میکردند!


  • فرهنگ غدرآمیز پارسها

    چرا فارسها میگن لُرها مهمان نوازترند؟ چرا میگن مهربانتر هستند؟ چرا میگن بی آلایش و صاف و صادق هستند؟ چون حتماً کلاهبرداری، حیله و سیاستهایی از غیر لُرها دیدند که این صفتهارو به لُرها نسبت میدهند!!! هرچند هرصفتی شامل همه نمیشه اگر میگن فلانی خوبه معنیش این نیست 100% خوبه و هیچ عیب و ایرادی نداره و همین موضوع هم درباره صداقت و سایر صفتهای خوب لُرها صدق میکنه! هر قوم، ایل و طایفه‌ای بَد و خوب داره و اگر یکنفر ایرادی داشت نباید به همه تعمیم بدیم و بَدی یکنفر به این معنی نیست که اون فرد مُعرف اکثریت لُرهاست! مثلاً همه فامیل شمارو به شوخ طبعی میشناسند فقط بر فرض مثال اگر یکی از اعضای خانواده جدی و صریح باشد آیا کسیکه با اون برخورد داشته، باید بگه خانواده فلانی همه خشک و جدی هستند؟ هر جایی خوب و بد داره هیچوقت نباید به کسی توهین کرد! همه میدانند که لُرها غیرتی هستند و روی ناموس و اسم و شرفشان تعصب دارند فرقی هم نداره زن باشند یا مرد! ولی برای یک فارس اینها ارزش نیست در منظومه فکری فارسها چنین جا افتاده که لُرها به خودی خود برای آنچه که هستند گناهکارند! پس جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با غیر لُرها وصلت کنند چون اگر تا مَرفَق دستش را آغشته به عسل کند و در دهان فارسها بگذارد باز به لُرها توهین میکنند! پس هر فردی بهتره با قوم و تبار خودش ازدواج کند!


  • ویژگی منفی زنان فارس

    زن فارس پر توقع، پر از خواسته های منفعت گرایانه و مادیگرایانه است و در مورد زیبایی خودش دچار توهم است!!! خرج زاست! و توان همکاری با مرد در ساختن زندگی را ندارد و از این مسئولیت شانه خالی میکند! محبتش معامله ای است! تشکیل خانواده، عشق و دوست داشتن برای زن فارس در اولویت نیست بلکه راحت طلبی، رفاه و مسائل مادی واسش در اولویته! زن فارس مثل مرد ایرانی برای تشکیل خانواده و تحکیم آن زحمت نمیکشد و《انفعالی》و《عکس العملی》رفتار میکند! در انگلیس یک ضرب المثلی هست که میگه: دلار آمریکایی داشته باش، خودرو آلمانی بخر و زن شرقی (چینی یا ژاپنی) بگیر!!! جدا از این ضرب المثل، ازدواج مردان انگلیسی با زنان چینی بسیار رایج شده است چون《زنان چینی》در حد پرستش به مرداشون احترام میگذارند، خانه دار و کدبانو هستند و توقعاتشان خیلی کم است و در ساختن زندگی به مرد خانواده همه نوع کمکی میکنند! خلاصه جوری شده که نژاد انگلیسیها داره تغییر میکنه! دختران فارس مشکل خیلی بزرگی که دارند اینه که بین سنت و مدرنیته گیر کردند هرجا به نفعشان است از سنت دم میزنند و با مهریه و نفقه و...پدر مرد ایرانی را درمیارند و هرجا هم که به نفعشان باشه دم از مدرنیته و فمنیزم میزنند! خواهر من یا پاتو از سنت بردار یا توی قایق مدرنیته برو! مردان تحصیلکرده و موفق لُر اگر با زن لبنانی، ترک، افغانی یا ارمنی ازدواج بکنند به مراتب خوشبختتر میشوند تا با یک زن فارس وصلت کنند چون سالها لُرها تحت تحقیر و ستم نژادی بودند و هرکاری هم برای جلب رضایت فارسها انجام دهند باز متهم به تعصب و توهین میشوند!


  • پارسیان نژادپرست

    ايرانی‌ها نژاد‌پرست هستند يا نه؟ اینکه به ملت خودمان بگوییم«بزرگ»و...بنظرم همه اینها از نژادپرستی است. شکل دیگر آنهم اینست که وقتی یک پُل یا خیابان درست می‌شود گفته می‌شود این پل یا خیابان در خاورمیانه بزرگ‌ترین است یا در جهان اول است! اول اینکه ما خود را برتر از دیگران می‌بینیم، ساختاری که نظام رسمی ما پیدا می‌کند و وجهی رسمی که درمیان مردم جاری است اینرا نشان می‌دهد. همچنین تنفر از اقوام و ملیت‌های دیگر که برجسته‌ترین آن نفرتی است که از اعراب و افاغنه داریم! ویژگی دیگر جایگاه مهمی است که در تاریخ برای ایران قائل هستیم و نگاه شک‌برانگیزی که به کشورهای دیگر داریم!برای مثال نگاه شاه به ایران و جهان‌ نشان می‌داد خود را بالاتر از دیگران می‌دید و همیشه از«سیاست مستقل ملی»می‌گفت که این سیاست فقط مختص رژیم شاهنشاهی ایران است! این سیاست بعدها تکامل پیدا کرد و از اواخر دهه ٤٠ اسم آن«ایران به دنبال رسیدن به تمدن بزرگ»شد. ادبیات حکومت هم این بود که ایران دروازه ورود به شرق است! این ادبیات میان سیاست‌مدارانی، مثل هویدا و رئیس مجلس آن دوران وجود داشت و این یک نگاه نژادپرستانه بود» شاید این حرف‌ها خنده‌دار باشد، اما در سال‌های آخر حکومت پهلوی هم چه خود شاه و چه نخست‌وزیر و چه سرمقاله روزنامه‌ها این ادعا را داشتند که الگویی را که برای رشد و توسعه ایران بکار برده‌‌اند به دیگر کشورها هم بدهیم و حتی برای آنها انجام بدهیم تا آنها هم مثل ایران بزرگ و صنعتی شوند! با آنکه خطر نظامی ایران را تهدید نمی‌کرد، اما ایران به سمت نظامی‌شدن رفت! اعتقاد دارم ناخودآگاهِ شاه این بود که می‌خواست ایران را بزرگ کند و صحبت از《جهانی‌بودن ایران》می‌کرد. فقط اصرار در نظامی‌گری هم نبود وقتی نطق‌های مسئولان در آنزمان را بخوانید، می‌بینید آن‌قدر خود را توانمند می‌دانستند که مثلا به بهانه مبارزه با مارکسیست به《ظفار عمان》حمله می‌کردند که بگویند ایران را جدی بگیرید! این درحالی بود که اساساً در دهه ٥٠ مردم بدنبال این حرف‌ها نبودند.حتی در دوران پیروزی انقلاب هم دیدیم که این حرف‌ها به تمسخر گرفته شد و مردم شعار «دروازه تمدن، با قتل‌عام مردم» سر می‌دانند!!! اینکه به ملت خودمان بگوییم «بزرگ» و...بنظرم همه اینها از《نژادپرستی》است. شکل دیگر آنهم اینست که وقتی یک پُل یا خیابان درست می‌شود گفته می‌شود این پل یا خیابان در خاورمیانه بزرگ‌ترین است یا در جهان اول است! حتی خاتمی رئیس دولت اصلاحات هم در سالی که «گفت‌وگوی تمدن‌ها» را اعلام کرد در نطق خود گفت: «بشریت وامدار تمدن ایران است» این را اگر شاه یا صدام و هیتلر بگوید مهم نیست، اما برای من این حرف از ایشان پذیرفتنی نیست! و آنرا آبشخور همان بزرگ‌بینی می‌دانم یا «الگوی ایرانی_اسلامی پیشرفت» که هیچ کشور دیگری چنین ادعایی ندارد یا «بومی‌سازی علم!!!» یا تعداد مقالاتمان در جهان یا مباهات به پیشرفت‌هایمان در هسته‌ای و نانوفضا که همه اینها از همان《خودبزرگ‌بینی》است یا ثبت آثار ایران در یونسکو که هفته‌ای یکی، دوبار انجام می‌شود، اما اگر همین بنا از سوی شهرداری خراب شود و بجای آن برج ساخته شود، هیچ‌کس ناراحت نمی‌شود! مشکل اصلی ما《نیاز به دیده‌شدن》است. اگر مشاور فرماندار فلان کشور از ما تعریف کند، آنرا بزرگ می‌کنیم، این بخاطر ارضای امیال بزرگ ماست. یا آن‌قدر خودبزرگ‌پندار می‌شویم که احمدی‌نژاد در سازمان ملل اعلام می‌کند جهان به بن‌بست رسیده است! و از《مدیریت جهانی》حرف می‌زند! یا مثلاً وقتی در مسابقات ورزشی برنده می‌شویم، بلند اعلام می‌کنیم جهان در برابر ما زانو زد!!!


  • پان پارسیسم

    بدون شک صفت نژادپرستی یکی از بزرگترین مشکلات فرهنگی جامعه ایرانی است اما واقعاً چگونه می‌توان این ویروس عقلی را در ذهن بیمار برخی شناسایی کرد؟ همان‌هایی که مرتباً از آریایی بودن دم می‌زنند. پیاپی احادیث امامان و سایر فرهیختگان جهان را به نام کوروش و داریوش در فضای مجازی منتشر می‌کنند و ادعا دارند نه عرب می‌پرستند و نه هیچ قوم غیرایرانی را....همان بی‌شعوری که خودش را ایرانی می‌داند و ادعا می‌کند پیامبر ایرانی اش زرتشت است اما از نظر او افغانستان بزرگ وطن زرتشت، جایی دیگر است. دم از امپراطوری هخامنشی و حقوق بشر کوروش می‌زند اما از نظرش عرب ملخ خوار است و آفریقایی گرسنه و ترک فلان و لُر و پاکستانی فلان تر! مدام از قاجار شکایت دارد و مویه از ترکمانچای می‌کند اما هیچکس را جزو آدم حساب نمی‌کند. معلوم نیست اگر ارمنستان و قفقاز از ایران جدا نمی‌شد، با اهل آن چگونه برخورد می کرد؟ از نظر یک نژادپرست کمک ما به ملتهای دیگر دزدی است و کمک آنها به ما ذلت! یک نژادپرست می‌تواند به قدری وقیح باشد که به زبان تازی بنویسد:《حب_الایران_یجمعنا》و بعد یک پایش وسط مسمومیت بچه‌های این کشور باشد و پای دیگرش در التماس شناسنامه فرنگی فرزندش وسط ینگه دنیا زایمان کند. نژادپرستی گاهی آشی شورتر از این حرف‌هاست. مثلاً یکنفر که در شهرتش عبارت سید است جنبش پان ایرانیست ری استارت را راه می‌اندازد و به مساجد حمله می‌کند! نژادپرست، چشم بادامی را منگول می‌داند. سیاه را پست می‌شمارد و هر قومی که قدرت ندارد و به او رشوه نداده را تحقیر می‌کند! بنابراین شما می‌توانید یک ایرانی وطن‌پرست باشی و وسط جنگ دستت وسط دست دشمن باشد یا حقوق و دستمزد از سعودی هم بگیری...شما می‌توانی وطن‌پرست باشی به قدری که برای نامگذاری فرزندت، اینقدر شاهنامه را زیر و رو کنی که غفلتا اسم زین اسب رستم را روی فرزندت بگذاری...جوری که خودت هم نتوانی آنرا تلفظ کنی. شما می‌توانی برای ایرانی بودن ملای صوفی بلخی گریبان چاک کنی. نظامی اهل گنجه را بخواهی و هم وطنان او را برانی: تو میتوانی بی عقل باشی_تو میتوانی دل همه را بشکنی و نژاد پرست باشی: محمدصادق دهنادی. به شنب غازان تبریز اگر رفته باشید《آرامگاه غازان خان مغول》که ایلخانان مدت زیادی در آن دیار حکومت کردند حتماً اهل و عیالی از آنها به وجود آمده با اون همه لشکر و خدمات و حشم!!! تو این زمانه《خلوص نژادی》اصلاً وجود نداره مگر تو کوههای لاداخ هند که میگویند یک قبیله کاملاً آریایی آنجا زندگی میکنند!!!


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • نژادنامه فردوسی متعلق به《جهان افسانه》است!

    نژادنامه《هفت جنگ》فردوسی که هاله‌ای از تعصّب و اوهام پیرامون افسانه‌هایی که از منبع تعصّب قومی زائیده شده را دربر دارد در طی روزگار نقصان و زیادت پذیرفته و اختلاف انشاد و روایت موجب پیچیده‌تر شدن آن شده است! افزودن ها و تلخیص های متعددی توسط مُنشیان به شاهنامه اضافه شده و کتابی پُر از جنگ را تدوین کردند! قهرمانان شاهنامه به《اوصاف خیالی》آراسته شده‌اند و روح جنگ و ستیز در سراسر شاهنامه موج میزند که در آن هیچ چیز به رنگ و دیدار این جهان نیست و همه چیز در امواج دورانگیزی که《متعلق به جهان افسانه است》غوطه میخورد! روایات شاهنامه با افسانه آمیخته شده و آن اندازه قدمت ندارد که بتوان آن را درست خواند! از آن همه ستیزه، آشوب، جنگ، سفاکی، خونریزی، بیهودگی، کینه توزی و زیانمندی چه نتیجه میتوان گرفت؟ دکتر عبدالحسین زرینکوب درکتاب《نامورنامه》صفحه ۱۸ مینویسد: ادبیات دَری شدیداً تحت تاثیر اسلام است فردوسی خود زبان شاهنامه را《فارسی دری》میخواند! و اشعار شاهنامه از لحاظ موضوع با یکدیگر بسی اختلاف دارند و از تعصّب قومی و نژادی مایه گرفته و در پرتو《تخیلات شاعرانه》مهابت یافته است! روایات شاهنامه منبع تاریخی موثق ندارند! و عاری از حقیقت و آمیخته به اساطیر واهی و افسانه‌اند! این افسانه‌های واهی و بی اساس در نظر هر پژوهشگر و مورخی بی ارج و خوارمایه میباشد. روایات اساطیری شاهنامه مربوط به ادوار افسانه‌ایی قبل از جدایی پارسها و هندوان است (نامورنامه، ص ۳۰). شاعری وسیله تامین معاش از طریق دروغ‌پردازی و نشر اکاذیب بود و قافیه سنجان در جستجوی《نام و نان》خود را به بنده ای چاپلوس و قابل تحقیر تبدیل میکردند! سلطان محمود غزنوی خطاب به فردوسی میگوید: شاهنامه هیچ نیست جز حدیث رستم و اندر سپاه من هزار چون رستم است!


  • کوه خارخورین

    کوه خارخورین آلت درازکش بر دایره خورشد بدون کاسه و ظرف نذورات رو به جادههای کوهستانی و بیابان در باور ترکان مغول آلتایی این آلت خدایان ترکی مغولی برای محافظت از جادهها و مسافران و کالاهای تجاری آنها در راهها از آسمان به زمین آمدند. مردم این نواحی برای سفر خود یک سنگریزه را بسوی آلت محافظ خود انداخته و او که همان بختشان است را بیدار میکنند تا در سفر پیشرو آنها را همراهی و محافظت کنند این باور بقدری قوی هست که در گذشته سنگریزه هایی از جنس نقره برای پرتاب و بیدار کردن خدای خود بکار میبرند که امروزه منسوخ شده و بجای آن سنگریزه معمولی استفاده میگردد. در پایان هرسال مغولی نیز یک《شَمن》روحانی معابد مغولی برای پاک کردن سنگریزه ها و جمع آوری نذورات احتمالی به تک تک این آلتها سرکشی میکند.ترکان مغول دست زدن به این آلتها را خوش یمن نمیدانند و از دخیل بستن و نذورات فراوان به این خدایان دوری میجویند زیرا معتقدند این خدای درازکش همیشه درحال سفر است و بستن وی با دخیل باعث کندی و یکجا ماندن او میشود ولی بوسیدن آنرا باعث سلامتی در سفر و باعث خوش اقبالی میدانند! پرستش و اعتقاد به خدایان《کوه خارخورین》در بین ترکان آلتایی و حتی آناتولی هنوز رواج دارد.این کوه که مقدسترین کوه خدای ترک مغولی است. معابد بسیاری و توتم《تندیس و بتهای》فراوانی از انواع خدایان را در خود دارد! برای اطلاعات بیشتر به زبان انگلیسی این واژه را جستجو کنید: kharkhorin rock kharkhorin rock kharkhorin kharkhorin Shamanism in mongol


  • ترکها زمان سلجوقی وارد ایران شدند

    دکترمجتبی مقصودی در《قومیتها》صفحه ۶۷ مینویسد: ترکها در طول تاریخ به علل اقتصادی_اقلیمی پیوسته به کشورهای مجاور مهاجرت کرده، در مناطق جدید سکنی گزیدند. با یورش اعراب گرسنه چون در اُمت اسلامی مرز نداریم و بجای ملت، اُمت داریم ترکان با مسلمان شدن در قرن ۴ هجری مجوز ورود به سرزمینهای اسلامی را پیدا کردند. در قرن ۴ و ۵ هجری که هجوم ترکها از طریق خراسان به قلب ایران آغاز شد؛ سلسله های غزنوی، سلجوقی و خوارزمشاهی روی کار آمدند. دکترعلی اصغر شمیم در《ایران در دوره قاجار》صفحه ۱۹ مینویسد: حمله مغول راه ورود بلامانع عده کثیری از قبایل ترک را به ایران باز کرد و قبایلی که در راه مقاصد《چنگیزمغول》دست به کشتارهای بی رحمانه و قتل نفوس و نهب اموال شهرهای ایران زده بودند در سایه قدرت نظامی مغول و سپس در سایه خدمتگزاری به ایلخانان مغول بسیاری از دشتها و دامنه‌های سبز و خرم فلات ایران و قفقاز را برای سکونت خود اختیار کردند و در مدت ۲ قرن حکومت ایلخانان با نقل و انتقالهایی که در محل سکونت این قبایل داده شد، نژادهای مختلف ترک و تاتار بهم آمیختند! دکترعباس آشتیانی در《تاریخ ایران》صفحه ۹۲۶ مینویسد: قاجار طایفه‌ای هستند اصلاً از نژاد مغول که همراه مهاجمان تاتار در عهد چنگیز و اخلاف او از《مغولستان》به بلاد اسلامی آمده و در قسمت بین شام و ایران مخصوصاً در حدود ارمنستان مقیم بودند. ورود غُزان به ایران زندگی《کوچ نشینی》را تسریع داد. ساخت دیوار بلند چین و حمله مغولان صحراگرد و شمن پرست که اعتقاد داشتند که زمین مادر حیات است و نباید زندگی یکجانشینی داشت لذا نگاه بدبینانه ای به شهرنشینی داشتند و تمام زیرساختهای شهری و تأسیسات آبیاری و آبرسانی را نابود میکردند. دکتر علی اکبر نیکخُلق در《جامعه شناسی عشایر》صفحه ۲۱ مینویسد: در دوره مغول زندگی کوچ نشینی در ایران گسترش یافت زیرا زارعان بر اثر عدم امنیت به کوهها میگریختند و زندگی کوچ نشینی را آغاز کردند. همچنین وحشیگری تیمورلَنگ و قتل و غارتهایی که ویرانی بسیاری به بار آورد موجب گسترش زندگی چادرنشینی شد. به عقیده اِستاین (Estaine) لُرها که در چند قرن اخیر نیمه یکجانشین بوده‌اند پیش از هجوم عرب و ترک، حیات یکجانشینی داشته‌اند. بوبک (Bobek) که سکونتگاه های ایران را مطالعه کرده میگوید: وجود گیاهانی نظیر: فلومیس پرسیکا در بلادلُرنشین از لحاظ بوم شناسی گیاهی مُبین رواج زراعت در روزگاران گذشته است و این خود نشانه آنست که کوچ نشینی از درون زندگی ده نشینی مبتنی بر کشاورزی برخاسته است. وجود آسیابها و خرابه های مسکونی در بلادلُرنشین نشان میدهد که لُرها تا قبل از ترکتازی مغولان زندگی یکجانشینی داشته اند. مغولان هیچگاه به زاگرس تسلط نیافتند ولی میراث کوچ بلند و اصطلاحات کوچ را به یادگار گذاشتند! تمامی کلمات کوچ، ایل، ایلخان، ییلاق، قشلاق، خان، یورت، قیقاچ و...تماماً مغولی اند.بیهقی میگوید: ما را شهر زادگاه بودی همچنانکه آنان《ترکان》را بیابان! در تُرکی واژگان نردبان، شهر و فرهنگ وجود ندارد! دکتریعقوب احمدی در《جامعه شناسی ایلات وعشایر》صفحه ۱۰۶ مینویسد: تاریخ زندگی ترکها در ایران به نوعی تاریخ کوچ نشینی و تحرک است! در ترکی بیشتر طوایف نام فامیلیشان با نام《حیوان پرورش دهنده》ترکیب شده مثلاً دو در ترکی یعنی شتر و لو هم یعنی دارنده، دولو یعنی: دارنده شتر! یا قویون یعنی گوسفند و قویونلو یعنی: دارنده گوسفند! آق یعنی سفید و آق قویون لو یعنی دارندگان گوسفند سفید! میرزا حسن فسایی در《فارسنامه ناصری》صفحه ۴۲۵ مینویسد: قشقایی طایفه‌ای از ترکان خلج بوده اند که از عراق به فارس کوچیدند و نوشته‌اند که قشقایی قبل از صفویه از قفقاز به شمال ایران نقل مکان داده شدند و در زمان شاه عباس صفوی آنها را به فارس کوچاندند. مولف فارسنامه ناصری، صفحه ۳۱۲، ریشه قشقایی از زبان ترکی را برگرفته از واژه《قاچ قایی》به معنای《گریخته شده و فراری》میداند. علی اکبر نیکخُلق در《جامعه شناسی عشایر》صفحه ۸۲ مینویسد: مهاجرت قشقاییها به فارس حالت گریز و فرار داشته به همین خاطر به《قاچ قایی》به معنی گریخته و فراری معروف شده‌اند!


  • وجود طوایف غیرتُرک در قشقایی

    دکتر علی اکبر نیکخُلق درکتاب《جامعه‌شناسی عشایر》صفحه ۶۵ مینویسد: بر اثر شرایط سیاسی و کوچهای اجباری از طرف حکومتها گروههایی از ایلات لُر به سرزمینهای دوردست کوچانیده شده‌اند و به تدریج با فرهنگ و زبان منطقه درهم آمیخته‌اند بطوریکه امروز تُرک یا کُرد به شمار میروند درحالیکه اصلاً《لُر》بوده‌اند. طوایف قشقایی تمام و کمال ترک نیستند هرکسی آشنایی اندکی با تاریخ قشقایی داشته باشد این موضوع را میداند! برای نمونه چند تیره غیرقشقایی را خدمتتان عرض میکنم: طایفه دره شوری: کلانتران دره شوری، وندا، طیّبلو، کُر بکش،《لک》،《زنگنه》، سادات، زرگر، میش بسیار، قانبالو، عبدسلیمانلو و...طایفه کشکولی کوچک و بزرگ: کلانتران کشکولی، غوری،《لک》، فیوج، وندا، حسن آقایی، مال احمدی، صالحونی، غوری، محمدصالح،《کرونی》، زنگنه، گشتاسب خانی،《فیلوند》،《عالیوند》و...طایفه عمله: امیرسالار، مال احمدی، شبانکاره، طیبی،《لُر جاویدی》، کوروش، جامه بزرگی،《چگنی》، زرگر، وندا، بوگر، مهترخانا، کلاه سیاه، بهلولی، موصلو،《شولی》، راشکی، میرآخور، مهرکی، گیلکی،《فیلی》،مال احمدی و...طایفه فارسیمدان: جامه بزرگی، زرگر، لک،《شبانکاره》، عرب،《لُر》، اولاد و...با این آمار آیا هنوز هم معتقدید که قشقاییها الزاماً و تماماً ترک هستند؟ این تیره های متعدد که خاستگاه غیر قشقایی دارند به‌علاوه تیره ای دیگر ایل قشقایی را تشکیل میدهند که امروز قشقایی محسوب میشوند ولی در اصل قشقایی نیستند! فراموش نکنیم که قشقایی یک《کنفدراسیون ایلی》است از تیره ها و طوایف با خاستگاه نژادی مختلف: کامبیز نجفی


  • پان تُرکیسم و صهیونیزم

    پانترکیسیم و صهیونیزم: یادمانهای زیادی از آتابیگ کمال پاشا《آتاتورک: اولین رییس جمهور ترکیه》برای بوجود آوردن کشور اسرائیل و خدمات وی به صهیونیزم جهانی در خاک اسرائیل ساخته شده که بروی سنگ یادمان واژه: arkadaş ، آرکاداش《از دو کلمه آرکا بمعنای پشت و داش بمعنای سنگ و در واقع دوست استعاره از سنگی است که شما پشت خود را به آن تکیه داده اید》می‌بینید که استعاره به آتابیگ برای پشتیبانی از صهیونیزم و قوم یهود دارد! تشکیل کشور یهودی با اقدام موثر دونمه بزرگ《آتاتورک》در اراضی عثمانی به استناد به دو کتاب زیر: Rejwan, Nissim (1985) The Jews of Iraq: 3000 Years of History and Culture London. Weidenfeld and Nicolson. ISBN 0-297-78713-6 و Roumani, Maurice (1977). The Case of the Jews from Arab Countries: A Neglected Issue, Tel Aviv, World Organization of Jews from Arab Countries, 1977 and 1983 خدمت و راه اندازی جریانات مهاجرتی که《کمال پاشا آتابیگ》مشهور به《آتاتورک》به قوم یهود کرد بر کسی پوشیده نیست! وی بارها از یمن تا لیبی و مصر و شبه جزیره حجاز و عراق و دمشق و شام که هنوز قسمتی از عثمانی بودند، با تفرقه افکنی در میان ادیان مردم و تشویق مردم یهود به مهاجرت در《سرزمین موعود》مقدمات نفرت و نژادپرستی عمومی بین ملتها و جرقه ساخت کشور بنی اسرائیل را زد! همانطور که کمال پاشا پدر معنوی هیتلر و افکار و رفتار وی سمبل و الگوی فاشیزم و نازیسم بود به همان مقدار نیز یهودسازی و یهودستیزی و اسلام هراسی میراث این سرباز پنهان قوم یهود بود. خود آتاتورک یهودی بود از آنوسی های ترکیه《یهودیان پنهان》او بود که با متلاشی کردن عثمانی و نفرت پراکنی بین اعراب، اروپا را از شر اسلام و نژادپستی عثمانی خلاص کرد و بنام ملیگرایی در لوای فاشیزم، منجلابی بنام ترکیه بوجود آورد که تامین کننده منافع صهیونیزم و بازار مناسبی برای اسلحه سازهای آمریکایی بود. بطور کل خدمتی که آتاتورک به صهیونیزم کرد نه تنها فرامونش نشد بلکه یهودیان دهها یادمان برای این سرباز وفادار خود در سراسر اسرائیل بنا کردند!


  • تُرک و بادیه نشینی

    فرهنگ استپ نشینی و باورهای شمنیزم، ترکها را به مردمی تبدیل کرده بود که با الهام از طبیعت و ستایش حیوانات، آنها را وارد اسطوره های خود کنند و مقدس بشمارند. حیواناتی چون گرگ، بارس (شیر)، تونقا (ببر)، لاکپشت، اسب و گاو از حیواناتی هستند که در عرفان طبیعت گرای شمنیزم، مقدس شمرده میشدند! گرگ را ترکان بنا بر خصایلش چون جنگندگی و تسلیم ناپذیری ستایش میکردند و بخاطر اهمیت آن، در افسانه و اساطیر گرگ را یار و راهنما خود قرار دادند. ایرانیان مردمان تورانی را که گرگ را توتم میدانستند را سگزی و سگسار میگفتند و بسان ترکان اسامی حیوانات را بخود می‌دادند مانند: جاماسب، گشنسب و...نامهای گرگان و گرگدان نیز مرتبط با اساطیر گرگ پرستی هست! سنت‌های شمنی در میان مردمان گوناگونی از جمله اسکیموها، سرخ‌پوستان، قبایل آفریقا و اقوام ترک‌تبار و مغول حضور دارند. شمنیسم یکی از منابع و بسترهای بودیسم تبت است. مهاجرت قوم تُرک از سین کیانگ چین به ماوراءالنهر در قرن 2 هجری اتفاق افتاد قَرلُق های تُرک (به زبان تَبتی؛ گرلُگ) به طرف هفت رود《یتی سو_Jeti su》و ساحل جنوبی تریم (Tarim) پیشروی کردند و در قرن 4 هجری به دین اسلام گرویدند و مجوز ورود به ایران را برای چرای دامهایشان بدست آوردند (پروفسور برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، جلد 1، ص 191). یکی از حوادث تلخ تاریخ تُرکتازی مغولان به همراه ترکان بود که شهرهای ایران را به آتش کشیدند و مغولان نزدیک 70% اهالی شهرهای ماوراءالنهر مثل: اتراک، کاشغر، سمرقند، تاشکند، مرو، بخارا و...را در طی مقاومت ده روزه کشتند. با خراب شدن شهرهای خوارزم، تاشکند، بلخ و...که مرکز علوم طب و ریاضی بودند عالمان ایرانی مثل مولانا به غرب ایران در قونیه پناه بردند و امروز پان تُرکهای حرامزاده این عالمان چون خوارزمی، مولانا و نظامی را که به زبان فارسی تسلط داشتند را تُرک_مغول میدانند! امروز در دنیای مجازی فاشیسم پان‌ترک که با جعل، فتوشاپ و تاریخسازی جسارت پیدا کرده، زمین و زمان را به تاریخ و فرهنگ نداشته خود میچسپاند و بنیان هویتی ایران را زیر سوال میبرند! فرهنگ و هویت یک ملت را قدرت زبان، اساطیر و موسیقی آن مشخص میکند که پان‌ترک فاقد آن است! در ترکی اصلاً واژگان نردبان، شهر و فرهنگ وجود ندارد چون اینها بیابانگرد بودند وجود سلسله های قراقویونلو《گوسفند دار سیاه》و آق قویونلو《گوسفند دار سفید》و دولو《شتردار》بخوبی فرهنگ صحراگرد ترکان کولی را نشان میدهد که درپی چراگاه وارد ایران شدند. امام محمد غزالی (۴۵۰_۵۰۵ هجری) فتوا داد: هرکس مانند《تُرک و بادیه نشین》به نظر آید یقیناً مایملک خود را از طریق مشروع صحیح کسب ننموده است! (پروفسور برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، جلد 1، ص 467).


  • ازدواج آتیلا شاه تُرک با دخترش

    ازدواج با محارم در بین《ترکان آلتایی و مغولان》ماوراء چین با استناد به کتاب آتیلای هون نوشته: جان مان سال 2006 و کتاب روح القوانین منتیسکو Book details Paperback, 400 pages Published March 1st 2006 by Bantam (first published 2005 ISBN 0553816586 (ISBN13: 9780553816587) English Attila the Hun Attila the Hun جان مان کتاب مفصلی در 400 صفحه از زندگی《ترکان تاتار》و شخص آتیلا نوشته که در قسمتی از این کتاب به شرح ازدواجهای بیشمار آتیلای ترک با دخترش پرداخته و بعنوان سند به نقل از پریسکوس تاریخدان رو آورده است: پریسکوس از دیپلمات‌های رومی سده پنجم بود که به عنوان یک تاریخدان و خطیب یونانی نیز شهرت دارد. پریسکوس اثری تاریخی به زبان یونانی در 8 جلد نوشت این تاریخ‌نامه احتمالاً از زمان آتیلا تا زنون، امپراتور بیزانس را پوشش می‌داده است. کتاب تاریخ پریسکوس در زمان امپراتوری بیزانس کتابی مهم و پرنفوذ بود اما امروزه تنها بخش‌هایی از آن بجا مانده است. در این بخش به وضوح درباره ازدواج ترکان با محارم خود به ویژه با دختران خود صحبت کرده است که خود در یکی از جشنهای بیشمار《ازدواج آتیلا شاه ترک با دخترانش》شرکت داشته است:《آتیلا با مادر دختر که زن خویش بود قبل از ورود به چادر عروس دیدار و گردنبندی جواهرنشان به او هدیه داد، آنگاه به حجله دخترش که حالا زنش بود وارد شد و...》برای اطلاعات بیشتر به زبان انگلیسی این واژه را جستجو کنید: Attila the hun. همچنین در《سفرنامه ابن فضلان》به وفور از بی بند و باری جنسی ترکان سخن به میان رفته است!


  • زبان هندی مثل ترکی التصاقی است

    ترکها 340 هجری منطبق با ظهور سلسله سلجوقی به ایران آمده‌اند. یکی از مشخصات پانترکیسم، عوام فریبی و لُمپَن بازیست مثلاً جواد هیئت در《سیری در زبان ترکی》ص 21 مینویسد: زبان سومری جزو زبانهای《التصاقی》میباشد پس تُرک بودند! زبان اندونزیایی التصاقی است و در اندونزی ده‌ها زبان التصاقی وجود دارد حتی فارسی هم بخشی از آن التصاقی است《زبان هندی》هم《التصاقی》است ولی هر زبانی که التصاقی است لزوماً تُرک نیستند! پروفسور ریس زارینش میگوید: سومریها در خلیج فارس سکونت داشتند و بدلیل سیلاب مجبور به مهاجرت به بین النهرین شدند. زبان شناسان، سومری را جزء زبانهای تک خانواده《منفرد》یعنی بدون خویشاوندی در میان زبانهای امروزی دسته بندی کرده اند (دانشنامه ایرانیکا). تاکنون هیچگونه شباهت و افتراق روشن و قانونمندی در حوزه واژگان و ساختار دستوری میان زبان سومری و زبان ترکی به استثنای تعدادی نشانه‌ صرفی و نحوی بدست نیامده است (اقرار علی یف، پادشاهی ماد، ص ۸۵). دان ناردو در《امپراتوری آشور》ص ۱۹ مینویسد: اینکه سومریها دقیقاً چه کسانی بودند و از کجا آمده بودند نامعلوم است و این پرسش هسته اصلی آن چیزی است که تاریخ پژوهان از آن بعنوان《مسئله سومریان》یاد میکنند در واقع سومری به هیچکدام از زبانهای شناخته شده دیگر، زنده یا مرده، هیچ شباهتی ندارد!


  • تُرکان تَبتی الاصل

    زادگاه اولیه ترکان تَبتی الاصل: پهنه نوار استپی از شمال چین《اولان باتور مغولستان》شروع و به دریاچه آرال در شرق دریای مازندران ختم میشود. این سرزمین زادگاه اصلی ترکان و دیگر اقوام چون: آلان، سرمتی، یوئه چی، خزر و فین بوده که در طی حملات مغولان بسیاری از ترکان صحراگرد مجبور به مهاجرت به ایران میشوند و با دامهایشان به جلگه‌ها و دامنه های سرسبز آذربایجان می‌آیند و سلسله های آق قویونلو《گوسفنداران سفید》و قرآقویونلو《گوسفندداران سیاه》را تاسیس میکنند. به لحاظ زیست شناسی این پهنه استپی پرورشگاه گله های اسب و گوسفند بوده و این مرغزارها که سرزمین وفور نعمت بوده باعث افزایش نسل ترکان شده اما پس از تغییرات جوی بدلیل اختلاف دما ترکان به مهاجرت و زندگی کوچ نشینی روی میآورند و در دوره‌های بعد بنام: اسکیت، هون《بربر تُرک》،شیونگ نو، گنگر، یوشی، ایسه دون، سوبار و هو شناخته شدند و با سرد شدن ناگهانی زمین، اسکیتها و هونها به سرزمینهای گرم جنوب یورش میبردند و خرابی بسیار بوجود آوردند. سکونت در استپ و سبک زندگی چادرنشینی آنها را مردمی غارتگر و بَدوی بار آورد که با ازدیاد جمعیت استپ نشینان تُرک برای بقاء و ماجراجویی به سرزمینهای گرم چین، ایران، روم و هند حمله بردند و تا مدتها آرامش منطقه را بخاطر چپاولگری بهم ریختند. واسیلی ولادیمیرویچ بارتولد (۱۸۶۹_۱۹۳۱) در《تاریخ هفت آب》ص ۲۷ مینویسد: ترکان صحرانورد از آلتایی آمدند. بیچورین یاکینف در《اخبار اقوام آسیای مرکزی》ص ۴۵۲ مینویسد: اصل و منشا ترکها در استپهای تُرکستان شرقی است! محمدبن جبار عُتبی در《تاریخ یمینی》ص ۹۹ مینویسد: ترکان صورتهای پهن، بینی های عریض، چشمان کوچک، موهای کم پشت در صورت و سبلت دارند!


  • فرهنگ ایرانی!!!

    مردم بجایی رسیده‌اند که بی‌حیایی را مُد / بی‌آبرویی را کلاس / دود را تفریح / رابطه با نامحرم را روشنفکری / گرگ بودن را رمز موفقیت / بی فرهنگی را فرهنگ / پشت کردن به ارزشها را نشانه رشد و نبوغ / خوردن حق دیگران را زرنگی / ای اشرفِ مخلوقاتِ خداوند؛ به کجا چنین شتابان؟؟؟


  • سومریها تُرک نیستند!

    ترکها قرن ۴ هجری منطبق با ظهور سلسله سلجوقی به ایران آمدند. یکی از مشخصات پانترکیسم، عوام فریبی و لُمپَن بازیست مثلاً جواد هیئت در《سیری در زبان ترکی》ص 21 مینویسد: زبان سومری جزو زبانهای《التصاقی》میباشد پس تُرک بودند! زبان اندونزیایی التصاقی است و در اندونزی ده‌ها زبان التصاقی وجود دارد حتی فارسی هم بخشی از آن التصاقی است!《زبان هندی》هم《التصاقی》است! ولی هر زبانی که التصاقی است لزوماً تُرک نیستند! پروفسور ریس زارینش میگوید: سومریها در خلیج فارس سکونت داشتند و بدلیل سیلاب مجبور به مهاجرت به بین النهرین شدند. زبان شناسان، سومری را جزء زبانهای تک خانواده《منفرد》یعنی بدون خویشاوندی در میان زبانهای امروزی دسته بندی کرده اند.(دانشنامه ایرانیکا).سومریان خود را با نام اوگ ساگ گیگا به معنی مردمان سیاه سر مینامیدند. نخستین بار کشاورزان از سامرا به سومر مهاجرت کردند. سومریان خود را خویشاوند مردمان دیلمون (بحرین) میدانستند. پروفسور ریس زارینش میگوید: سومریها در خلیج فارس سکونت داشتند و بدلیل سیلاب مجبور به مهاجرت به بین النهرین شدند. سومریها مثل مردمان آن عصر (هوریان، ایلامیان، کاسیان، اورارتوها و آشوریان) چند خدایی بودند. دانشمندان با این فرضیه مخالف هستند که زبان مردم سومر در زمره زبانهای ترکی قرار بگیرد و مدعی اند که تاکنون هیچگونه شباهت و افتراق روشن و قانونمندی در حوزه واژگان و ساختار دستوری میان زبان سومری و زبانهای یاد شده به استثنای برخی نشانه های صرفی و نحوی به دست نیامده است (اقرار علی یف، پادشاهی ماد، صفحه ۸۵). سومریها به هیچکدام از زبانهای زنده یا مرده شباهتی ندارند. دان ناردو《امپراتوری آشور》صفحه ۱۹ مینویسد: نخستین قوم شناخته شده در بین النهرین سومریها بودند اینکه سومریها دقیقأ چه کسانی بودند و از کجا آمده بودند نامعلوم است و این پرسش هسته اصلی آن چیزی است که تاریخ پژوهان از آن به عنوان (مسئله سومریان) یاد میکنند برخی از دانش پژوهان را گمان بر اینست که آنها نوادگان اقوام در اصل《تپه نشینی》بودند که از آغاز هزاره ششم پیش از میلاد به جلگه ها کوچیدند؛ دیگران بر این عقیده اند که سومریان در هزاره چهارم از شرق و احتمالاً از هند به خاور نزدیک کوچیدند بنظر میرسد که عقیده دوم دارای برهان قویتری است چرا که زبان سومری با زبانی که در ابتدا در بین النهرین بدان سخن گفته میشد فرق داشت و این از آنجا آشکار میشود که نام مکانهای مهم در منطقه نظیر: اور/ اریدو/ اوروک، سومری نیستند در واقع سومری به هیچکدام از زبانهای شناخته شده دیگر، زنده یا مرده، هیچ شباهتی ندارد!!! ساموئل کریمر در《الواح سومری》صفحه ۱۶۱ مینویسد: سومریان مهاجرانی از جنوب غربی ایران به جنوب بین النهرین بودند که تمدن خود را در آنجا گسترش دادند. رکن الدین همایون فرخ در《سهم ایرانیان در آفرینش و پیدایش خط》صفحه ۱۹۸ مینویسد: مجسمه های مفرغی بدست آمده از لُرستان که در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود و متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد است با آثار سومریها یکسان است!



آخرین مقالات