پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

همه‌پرسی کردستان عراق و لزوم استفاده ایران از ظرفیت لرهای این کشور

لرهای فیلی (لرستان، کرمانشاه، ایلام و بخش هایی از عراق هستند)

همه‌پرسی کردستان عراق و لزوم استفاده ایران از ظرفیت لرهای این کشور

حدود پنج سال پیش، در خانه یکی از آشنایان در خرم‌آباد، با یک شهروند کرد عراقی که ساکن سلیمانه بود ملاقات کردم؛ از او درباره وضعیت اقلیم کردستان و رابطه آن با حکومت مرکزی عراق پرسیدم.  جواب داد: اگر کسی یا کسانی از سایر مناطق این کشور وارد اقلیم شوند باید بگویند کی آمده‌اند، کی خواهند رفت و باید حتماً محل اقامت خود را نیز در مدت‌زمان سفر اطلاع دهند. «در جواب وی گفتم» این یعنی این که شما به صورت عملی از دولت مرکزی عراق جدا و مستقل شده‌اید؛ سری تکان داد و چیزی نگفت.

حالا از چند ماه پیش مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان بر طبل جدایی می‌زند و سودای استقلال همیشگی این منطقه را از حکومت مرکزی عراق دارد.

بارزانی 25 سپتامبر (3 مهر) را موعد برگزاری همه‌پرسی اعلام کرده و باوجود مخالفت دولت مرکزی عراق، ایران، ترکیه و سوریه هم چنان بر انجام این همه‌پرسی در زمان مقرر پافشاری می‌کند؛ در این میان برخی کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی و رژیم غاصب صهیونیستی موافق این اقدام تجزیه‌طلبانه هستند.

جدای از این که برگزاری این همه‌پرسی، جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیک) منطقه خاورمیانه را دست‌خوش تغییر می‌کند، از لحاظ امنیتی نیز برای کشور عراق و همسایگان آن تبعات نگران کننده‌ای به دنبال دارد؛ نزدیکی کردهای بارزانی به رژیم صهیونیستی باعث شده که اقلیم کردستان به حیات خلوت این رژیم تبدیل شود.

با این اوضاع و احوال می‌توان گفت با استقلال کردستان، اسرائیلی دیگر در منطقه و در همسایگی جمهوری اسلامی ایران تشکیل خواهد شد که کاملاً در راستای سیاست‌های رژیم صهیونیستی و ایالات‌متحده آمریکا حرکت خواهد کرد.

اقلیم کردستان عراق هم‌اکنون بر سه استان اریبل، سلیمانیه، دهوک و قسمت‌هایی از استان‌های نینوا و دیاله چیرگی دارد؛ حکومت کردستان خواستار پیوستن استان کرکوک و بخش‌های بزرگ‌تری از استان‌های نینوا، دیاله و صلاح‌الدین به خاک این اقلیم است.

در حال حاضر 40 درصد استان نفت‌خیز کرکوک در کنترل نیروهای کرد، 10 درصد در اختیار دولت مرکزی و نصف دیگر آن در اشغال داعش است؛ گفته می‌شود از چند ماه پیش از حمله داعش، اقلیم کردستان صادرات نفت از این منطقه را از طریق «بندرجیهان» ترکیه آغاز کرده است؛ به علت نفت‌خیز بودن کرکوک، کردهای بارزانی تمام تلاش خود را برای الحاق این استان به حکومت اقلیم کردستان به کار گرفته‌اند.

دخالت‌های آمریکا و نیز کارشکنی و چشم طمع کردستان عراق به استان کرکوک باعث شده که تلاش‌های دولت مرکزی عراق برای پاک‌سازی این استان از اشغال داعش محقق نشود و این گروه تروریستی هم چنان بر نیمی از مساحت این استان تسلط داشته باشد.

با توجه به آثار زیان باری که تجزیه عراق برای منطقه در پی دارد، بینالی ییلدریم، نخست‌وزیر ترکیه تهدید کرده که بندرجیهان را بر روی صادرات محموله‌های نفتی اقلیم کردستان خواهد بست؛ حیدرالعبادی، نخست‌وزیر عراق هم ضمن رد برگزاری همه‌پرسی در منطقه کردستان، تهدید کرد که اجرای این همه‌پرسی ممکن است به درگیری‌های نظامی بینجامد.

تجزیه کشورهای مسلمان و به‌ویژه منطقه حساس و نفت‌خیز خاورمیانه از راهبردهای اساسی محور غربی به رهبری آمریکا و انگلیس می‌باشد؛ این کشورها تلاش می‌کنند که کشورهای این منطقه را به کشورهای کوچکی در حد رژیم صهیونیستی تقسیم کنند تا ضمن غارت آسان‌تر منابع آن‌ها، رژیم صهیونیستی که فاقد عمق استراتژیک و راهبردی است، دست برتر را در منطقه داشته باشد.

در کنار سایر شاخصه‌ها، مساحت زیاد و جغرافیا تأثیر زیادی در افزایش یا کاهش عمق راهبردی دارد؛ در سال‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به دلیل مساحت زیاد کشورمان، مردم مناطق شرق و شمال کشور با توجه به دوری از مرکز درگیری که غرب و جنوب کشور بود، از دسترس رژیم بعثی خارج بودند و این رژیم نتوانست آسیبی به این مناطق برساند.

در این میان، رژیم صهیونیستی به دلیل مساحت کم، عمق راهبردی و استراتژیک ضعیفی دارد به همین علت با وجود توان نظامی بالای این رژیم، در صورت وقوع درگیری، تمام خاک این کشور در معرض خطر و آسیب قرار خواهد گرفت و همین عامل باعث ضعف و شکنندگی این رژیم غاصب شده است.

بر این اساس، محور غربی - صهیونیستی همواره به دنبال تجزیه کشورهای منطقه بوده است؛ کشورهای دست نشانده عربی نظیر عربستان سعودی هم متأسفانه به این محور پیوسته‌اند و هم‌اکنون تجزیه کشور عراق موردحمایت محور غربی عربی صهیونیستی است.

دقیقاً برنامه‌ای که آمریکا بعد از اشغال عراق برای تجزیه این کشور در پیش گرفت، همان برنامه هم‌اکنون از سوی محور مذکور در سوریه و لیبی نیز دنبال می‌شود.

خبرگزاری فارس از عراق گزارش داد مردم استان دیالی در روزهای اخیر در مخالفت با برگزاری همه‌پرسی جدایی منطقه کردستان، تظاهرات کرده‌اند؛ جالب این که اکثریت مخالفان همه‌پرسی ساکنان لرتبار ناحیه مندلی می‌باشند.

بر پایه این گزارش اعتصاب اهالی ناحیه «المندلی» واقع در استان «دیالی» علیه همه‌پرسی جدایی منطقه کردستان عراق نتیجه داده و قرار شده همه‌پرسی مذکور مشمول این منطقه نشود.

همان‌طور که اشاره شد حکومت اقلیم کردستان فقط به سه استان اریبل، سلیمانیه و دهوک تسلط کامل دارد؛ این در حالی است که رهبران کرد اعلام کرده‌اند که همه‌پرسی جدایی کردستان علاوه بر این منطقه، در مناطق مورد مناقشه نظیر کرکوک، بخش‌هایی از استان‌های دیالی به‌ویژه منطقه خانقین، نینوا، صلاح‌الدین، واسط و میسان نیز برگزار خواهد شد.

بیشتر ساکنان استان‌های مذکور لرتبار هستند؛ لرهای عراق در کنار سایر ساکنان غیر کرد این مناطق با برگزاری همه‌پرسی مخالف‌اند.

لرهای فیلی ایرانی‌تبار عراق که تحت تأثیر تبلیغات گسترده رسانه‌های کردی به کردهای فیلی مشهور شده‌اند علاوه بر بغداد در استان‌های دیاله، واسط و میسان ساکن هستند.

بنا بر گزارش جلال خالدی خبرنگار خبرگزاری صداوسیما، بیش از 2 میلیون لر در عراق زندگی می‌کنند؛ این ایرانیان لرتبار نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور و نیز در مبارزه با گروه تروریستی داعش دارند.

حسین حسین زاده رهدار از فعالان فرهنگی لرتبار در سفری که آبان 1388 به دعوت «مرکز فرهنگی لرهای عراق» به اقلیم کردستان داشته است، می‌نویسد «لُرهای عراق بیشتر در مناطق خانقین 90 درصد چمچمال دوزخورماتو جلولا دشت کویه شاره زور (شهر باستانی زور) دشت بیتوین در شمال سلیمانیه اطراف کوه کُرَک (کوه پسربچه) هم‌چنین شهر سلیمانیه با حداقل شش هزار خانوار منطقه جسان هم‌مرز با ایران بایرای (بدره) که بیشتر در مناطق نفت‌خیز عراق به سر می‌برند و می‌بردند؛ زیرا که حکومت صدام با اشغال به زور و تعدی و کُشتار، منازل مسکونی این مردم را از آنان گرفته و به جایگزینی آنان، عرب‌های طرفدار خود را از شهر و روستاهای اطراف بغداد به مناطق لُرنشین می‌فرستاد تا در دستگاه اداری نفت به استخدام درآیند، بیشترین کشتارها در همین نواحی بوده است.»

در دوران خفقان سیاسی حکومت بعث عراق تعداد زیادی از لرها به دلیل داشتن اصالت ایرانی، از این کشور اخراج شدند؛ گروهی دیگر نیز به مناطق تحت نفوذ اقلیم کردستان کوچانده شدند؛ وجود تعداد زیاد افراد لرتبار در استان‌های شمال غرب عراق نظیر سلیمانیه گواه این موضوع است.

هم‌چنین تعداد زیادی از لرهای عراق در کشمکش‌های داخلی و تصفیه نژادی رژیم بعثی به شهادت رسیده‌اند؛ با سقوط صدام و ایجاد فضای باز سیاسی، لرهای فیلی عراق به دنبال معرفی خود به عنوان قوم لر هستند؛ هر چند رسانه‌های کردستان عراق و نیز دولت مرکزی این کشور آن‌ها را به عنوان کرد فیلی می‌نامند؛ متأسفانه حتی رسانه‌های کشورمان هم آن‌ها را کرد می‌دانند.

به همین دلیل در بیشتر تحلیل‌ها و تفسیرهای سیاسی که در رسانه‌های کشورمان ارائه می‌شود، هیچ نامی از لرهای فیلی عراق برده نمی‌شود؛ این در حالی است که گفته می‌شود به‌احتمال‌زیاد جمعیت لرهای فیلی عراق از اقلیت ترکمن موردحمایت ترکیه در این کشور بیشتر باشد؛ کشور ترکیه بارها به بهانه حمایت از ترکمن‌ها بخش‌هایی از خاک عراق را اشغال کرده است.

اعتراض مردم لرتبار استان دیاله و به‌ویژه ناحیه مندلی به همه‌پرسی جدایی منطقه کردستان هم برای دولت مرکزی عراق و هم جمهوری اسلامی ایران دارای پیام‌های روشن و شفافی است؛ و آن این که این مردم در صورتی که از نظر فرهنگی، سیاسی و اقتصادی موردحمایت واقع شوند می‌توانند به عنوان وزنه و نیرویی قابل‌اعتنا در معادلات سیاسی این کشور محسوب شوند.

با وجود تبلیغات گسترده کردها برای آمیختن و ادغام لرهای فیلی در قومیت کرد، اما با تلاش فعالان سیاسی و فرهنگی این قوم، آن‌ها به دنبال هویت واقعی خود و معرفی این هویت در داخل و خارج از عراق هستند؛ مخالفت مردم فیلی با همه‌پرسی، از نتایج بارز هویت طلبی و آگاهی نسل جدید لرهای فیلی عراق به خاستگاه و اصالت خود است.

جمهوری اسلامی ایران می‌بایست با حمایت فرهنگی و رسانه‌ای از لرهای فیلی تلاش کند آن

 ها را به عنوان هویتی مستقل در نظام اجتماعی کشور عراق تعریف و معرفی کند. بدیهی است حمایت ایران از لرهای فیلی عراق دستاوردهای مهمی در پی خواهد داشت؛

یکم؛ جدایی لرهای فیلی از کردهای بارزانی که داعیه استقلال دارند، باعث می‌شود که وزن اجتماعی آن‌ها که با احتساب لرهای فیلی، جمعیت خود را بالای 5 و نیم میلیون نفر می‌دانند، کاهش یابد.

دوم؛ بازیابی هویتی این اقلیت با توجه به شیعه و ایرانی بودن آن‌ها باعث افزایش عمق راهبردی و قدرت نرم جمهوری اسلامی در منطقه می‌شود.

 

سوم؛ با توجه به این که لرهای فیلی عراق، در مجلس و در بین گروه‌های سیاسی و در درون ساختار قدرت این کشور نفوذ بالایی دارند، افزایش قدرت آن‌ها باعث چرخش جهت اقلیت‌ها به سمت دولت مرکزی خواهد شد.

چهارم؛ فعالان سیاسی و فرهنگی لرتبار عراق با توجه به تراکم بالای جمعیت لرهای فیلی در شهرهای خانقین، مندلی و بدره در میانه استان‌های دیاله و واسط، خواستار تشکیل استان یا «اقلیم لرستان» در این منطقه هستند؛ همراهی جمهوری اسلامی با خواست این مردم که در سده اخیر از حکومت‌های عثمانی و نیز بعث عراق ظلم‌ها و خسارت‌های زیادی را متحمل شده‌اند، کاملاً منطبق بر منافع ملی کشورمان و نیز آمایش سرزمینی و نیروی انسانی به نفع دولت مرکزی عراق خواهد بود.

پنجم؛ از زمان استقلال کشور عراق از امپراتوری عثمانی در خلال سال‌های پس از جنگ جهانی اول، این کشور همواره کانون بحران‌ها و شورش‌های فراوانی بوده است؛ با توجه به ساختار شکننده سیاسی این کشور، ممکن است هر لحظه حکومتی مخالف ایران روی کار بیاید.

حمایت کشورمان از لرهای فیلی عراق و قدرت گرفتن این اقلیت علاوه بر این که اخلاقی و انسانی است، با توجه به اصالت ایرانی آن‌ها، در مواقع ایجاد بحران در روابط کشورمان با عراق، این اقلیت هیچ‌گاه خلاف منافع کشورمان عمل نخواهد کرد.

ششم؛ کردهای بارزانی در چند سال گذشته برای ایجاد کشور مستقل کردستان همواره به دنبال ملت‌سازی بوده‌اند؛ به همین منظور مسئولان این اقلیم در داخل، الحاق و جذب لرهای فیلی را در دستور کار خود قرار داده‌اند و البته تا حدودی هم موفق شده‌اند.

تا پیش از این کردهای خارج نشین خواستار جدایی استان‌های کردستان و آذربایجان غربی بودند ولی در سال‌های اخیر دامنه خواسته‌های جدایی‌طلبانه آن‌ها فراتر رفته است؛ رواج بحث‌های انحرافی و قومیتی در استان‌های کرمانشاه، ایلام و لرستان در یکی دو سال گذشته را می‌توان در چارچوب اقدامات تفرقه‌افکنانه و جدایی‌طلبانه کردهای بارزانی برای ملت‌سازی و ایجاد کشور «کردستان بزرگ» تحت تأثیر سیاست‌های امپریالیستی محور غربی عربی و صهیونیستی دانست.

جمهوری اسلامی می‌بایست به روش «اسکاتلندی» با قضیه همه‌پرسی جدایی کردستان عراق برخورد کند؛ به این ترتیب که در کنار اقدامات کوتاه‌مدت و رایزنی‌های دیپلماتیک، در بلندمدت از اقلیت‌های غیر کرد هم چون لرهای عراق، ترکمن‌ها، ایزدی‌ها و مسیحی‌ها و سایر احزاب و گروه‌های کردِ مخالف همه‌پرسی حمایت کند تا به‌مرور زمان قدرت بارزانی ها تحلیل رفته و وزن مخالفان افزایش یابد.

در این صورت در یک روند دموکراتیک و مردم‌سالارانه حتی اگر همه‌پرسی برگزار شود، مخالفان همه‌پرسی برنده خواهند شد؛ همان کاری که انگلیسی‌ها در کشور اسکاتلند انجام دادند.

آن‌ها در طی قرن‌های متمادی این‌قدر از اقلیت طرفدار خود در این کشور حمایت کرده‌اند که رفته‌رفته این اقلیت به اکثریتی تأثیرگذار تبدیل شده است؛ انگلیسی‌ها در یک فرایند فرسایشی همه‌پرسی جدایی اسکاتلند را به بهانه‌های مختلف عقب انداختند تا این که موقعی با انجام نظرسنجی و کارهای تحقیقاتی متوجه شدند که نیروهای طرفدار آن‌ها قدرت گرفته‌اند، در نهایت پارسال با برگزاری همه‌پرسی در این کشور موافقت کردند.

در میان حیرت جهانیان، در این ‌همه‌پرسی اکثریت مردم اسکاتلند به‌جای رأی به جدایی از انگلستان، به ماندن در سیطره این کشور رأی دادند.

با توجه به این‌که کردهای عراق ریشه و اصالت ایرانی دارند و برخورد آشکار و خشن با آن‌ها ممکن است بازتاب منفی در داخل کشور داشته باشد، به نظر می‌رسد راهبرد بلندمدت جمهوری اسلامی در قبال قضیه کردستان عراق، در پیش گرفتن روش و سیاست «اسکاتلندی» است؛ یعنی در کنار جلوگیری از همه‌پرسی و عقب انداختن آن، هم زمان از اقلیت‌ها و نیروهای مخالف جدایی کردستان عراق حمایت کند.

 

«مصطفی رباطی»

این مطلب از سایت یافته در وبسایت نگین زاگرس باز نشر شد

15 نظر

  • فرهاد

    بارزانی و کردهای عراق فقط بر 3 استان سلیمانیه,اربیل و دهوک تسلط دارند و زیاده خواهی آنان در مورد استانهای غیر کرد نظیر کرکوک و صلاح الدین و دیاله و...توهمی بیش نیست.زیرا قسمت های شرق و جنوب شرق عراق را لرهای فیلی شکل میدهند و آنها خواستار تجزیه خاک به سود کردهای فرصت طلب نیستند.بارزانی سعی دارد تا همه سود حاصل از فروش نفت را مال خود و خاندانش کند.دولت ایران و عراق میبایست با حمایت از لرهای عراق و تجهیز آنان جلوی زیاده خواهی کردها و مسعود بارزانی را بگیرد.


  • احمدوند

    ۲۹ آذر ۱۲۹۱ خورشیدی بر اساس مقاوله نامه تهران ، شهر لر نشین خانقین برای همیشه از ایران جدا شد.


  • عقب نشینی تاکتیکی اقلیم کردستان عراق

    پانکردها تصور میکردند شرایط وخیم عراق و مبارزه با تروریسم مذهبی داعش برای آنها فرصتی برای خودنمایی ایجاد کرده است. این همه پرسی کذایی در فقدان اجماع احزاب کردی صورت گرفت و از درایت سیاسی برخوردار نبود. اشتباه دیگر کادر رهبری دولت اقلیم تکیه کردن به حمایت احتمالی خارجی بود اما دیدیم که تمامی کشورهای پیرامونی اقلیم کردستان بطور کاملأ روشن و شفاف پیام دادند که مخالف همه پرسی هستند و تنها رژیمی که از آنها حمایت کرد اسراییل بود !!! اولویت کشورهای تأثیر گذار جهان اکنون فقط مبارزه با تروریسم مذهبی داعش است و ورود عراق به بحران همه پرسی اقلیم کردستان میتواند باعث تضعیف این مبارزه شود و فرصتی برای گروهک های تروریستی اسلامی باشد. کردها در حال ارتکاب یک کار غیر قانونی بودند که نه تنها درعراق محلی نداشت بلکه حتی در داخل خود کردستان عراق هم با مخالفتهایی مواجه بود. اشتباه دیگر کردها اشغال سرزمین هایی بود که پیشمرگ ها در خلال جنگ داعش تصرف کرده بودند همانند کرکوک که جزء اقلیم کردستان نبود و با واکنش های تند کشورهای جهان مواجه شدند.


  • لغو نتایج همه پرسی

    جنگ بین دولت عراق و پیشمرگ های اقلیم ممکن است به جنگ فرسایشی و تخریب بافت اجتماعی بین گروه های عراقی منجر شود. جنگ بین دو طرف پیروزی نخواهد داشت بلکه عراق را دچار جنگ داخلی و یک ویرانی گسترده و همه جانبه میکند. بغداد اعلام کرده که خواهان لغو نتایج همه پرسی است نه تعلیق آن !!! رژیم صهیونیستی تنها رژیمی بود که از رفراندوم سوم مهر ماه ۹۶ استقلال اقلیم عراق حمایت کرد !!! اقدامی که با مخالفت جدی دولت مرکزی عراق ، کشورهای همسایه و جوامع بین المللی از جمله سازمان ملل متحد ، روبه رو شد.


  • رجز خوانی های آبکی بارزانی

    ارتش عراق بدون آن که نیازی به حمله نظامی داشته باشد ، کرکوک را از دست عوامل بارزانی خارج کرد و نیروهای بارزانی با هر وسیله ای که در اختیار داشتند پا به فرار گذاشتند.


  • حذف نام لرهای فیلی عراق از ویکی پدیا

    همزمان با رفراندوم بارزانی ، نام لرهای فیلی عراق از ویکی پدیا حذف شد ! مناطقی که کردستان عراق مدعی آنهاست از اقوام لر شیعه میباشند و به دلیل مخالفت با همه پرسی غیر قانونی در آن شرکت نکردند. لرهای فیلی عراق همراه با حشدالشعبی ( بسیج مردمی عراق ) دلاورانه با داعش جنگیدند و هیچ سنخیتی با کردهای سنی عراق ندارند. مصطفی بارزانی و پسرش مسعود نمک نشناسانی بودند که سالها از حمایت ایران برخوردار بودند و آخر سر هم به ایران خیانت کردند ! مصطفی بارزانی بعد از اینکه از دست عراقی ها گریخت به ایران پناهنده شد و روزهایی که ایران در اشغال شوروی بود نوکر استالین شد و به فرقه دموکرات پیوست و جمهوری جعلی مهاباد را تشکیل دادند و پس از انحلال جمهوری دوباره به عراق رفت و باز در اوج نا امیدی به ایران آمد و بعدها پسرش مسعود وقتی زیر تیغ تیز صدام حسین بود باز ایران به دادش رسید و هزاران کرد به ایران پناهنده شدند. در سالهای اخیر زمانی که داعش کردها را تهدید کرد و داعش پشت دروازه اربیل بود باز ایران به دادش رسید اما حالا بجای قدردانی پناهگاه امنی شده برای گروهک های تجزیه طلب و ایران ستیزی مثل:پژاک ، کومله ، دموکرات ، شورای آزادی ، پاک و … که دشمنان ایران هستند !


  • لورم و کوردها را برادر نمیدانم

    کوردهای یاوه گوه دست از نادانی خود برنمی دارند فضای مجازی افتاده دست یه مشت بچه ی کورد که با تمام گستاخی لرها را مخصوصا لک ها جزوی از کرد میدانند و بدون اینکه یک مدرک بیاورند به ما می‌گویند کردهای جنوبی واقعا که خیلی مسخره است متأسفانه ما لرها الان به خودمان آمده ایم ودیگر خیلی دیر شده چون پانکردها از سادگی ما لرها سوءاستفاده کردند و خیلی از مناطق لرنشین را هویت کشی کردند نمونش همین خانقین عراق و ایلام وحتی هرسین،تویسرکان،نهاوند. وبه قول لری خودمون رتن چی رشگه رو از شما فعالان لرگرا خواهش میکنم که دیگه نزارید پانکردها از سادگی ما سوءاستفاده کنند چون اگه اینطوری پیش بره یه ماه دیگه کل لرستان شلوار کردی میپوشن و سورانی حرف میزنن میگن هر بژی کوردستان


  • آناطولی جایگاه اصلی کردها

    در کتاب " تاریخ مردمان عرب " نوشته:دکتر آلبرت حورانی ، که توسط فرید جواهر کلام ترجمه شده است در صفحه ۱۴۱ مینویسد:جایگاه اصلی کردها کوه های آناطولی ترکیه بوده است. دکتر محمد معین در کتاب " فرهنگ فارسی " ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۰۷۷ مینویسد:کرد یعنی عشایر چادر نشین یعنی گوسفند چران به مناسبت شبانی کردان. حمزه اصفهانی هم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء صفحه ۱۵۱ مینویسد:کرد یعنی بدوی یعنی رمه گردان.


  • خورشید وسط پرچم کردها نماد چیست؟

    خورشید وسط پرچم کردستان عراق نماد گانشای هندیهاست و پرچم هند به لحاظ رنگ دقیقاً شبیه پرچم کردهاست. دکتر حشمت الله طبیبی در مقدمه کتاب《تحفه ناصری》از قول ژاک دمورگان فرانسوی میگوید: زبان کردی شعبه ای از سانسکریت هندی است.تاریخنگاران غربی کُردی را به سانسکریت(هم خانواده اوستایی)نزدیکتر میدانند و کُرد را نه با فارس بلکه با هندیها از یک نژاد میدانند.درکتاب《شرفنامه بدلیسی》که توسط شرفخان زمان صفویه نوشته شده، منشا کُردها را شرق ایران ذکر کرده که صحت این ادعا را میرساند حتی زبانشناسان ریشه کردی را کلدانی میدانند.دیاکونف معتقداست که از قرن ۹ تا ۷ قبل ازمیلاد عُنصرزبان ایرانی ازمشرق به غرب پیشرفت آشکاری داشته و دیاکونف زبان کُردی را تلفیقی از ایرانی، افغانی و بلوچی میداند که پیوند صریحی با اوستا(زبان شرق ایران)دارد.یحیی مدرسی درکتاب《درآمدی برجامعه شناسی زبان》نظرات دیاکونف ومینورسکی را تاییدمیکند و میگوید: کُردی، بلوچی و افغانی از فارسی منشعب نشدند بلکه همپای سانسکریت و به موازات آن تحول یافته اند. رسم ختنه کردن دختران ، خالکوبی روی پیشانی و سنگسار نزد کردها و پاکستانیها معمول است.لباس ، عمامه و پرچم کردها شباهت بی مانندی با هندوها دارد.در لُغتنامه دهخدا آمده که گیلانیها کولی اند و کلهر از طوایف گیلان است که درشهر گیلانغرب کرمانشاه سکونت دارند.اسامی طوایف کولیها که در هند و پاکستان به ثبت رسیده اند مشابه اسامی طوایف کرد است مانند: کلیلایی ، گورونی ، سوران ، خرات ، سور ، جات(زُط) ، کاولی ، کراچی ، قادریا ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی). طوایف کُردی: کلیایی ، گورانی (گورونی) ، سورانی ، خرات ، زور ، جاف ، اردلان ، کاویانی (کاولی kaweli) ، کرمانچی ، قادری ، خانی ، بوکان و لوطی (لوتی).


  • دستبرد تاریخی پانکردها

    دستبرد تاریخی کردها: تجربه نشان داده نخبگان ملتهای نو پدید یا ناحیه گرایان سیاسی که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم برای آفرینش ملت نداشته اند ناگزیر به جعل تاریخ و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند و به آفرینش قهرمانهای ملی پرداخته اند ؛ نخبگان و روشنفکران کرد در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند. پانکردها صلاح الدین ایوبی را قهرمان ملی معرفی میکنند اما نمیگویند که بیشتر سپاهش ترک بودند یا او بیشتر دلبستگی به اسلام داشت و او هیچگاه آنگونه که در تحلیل نخبگان معاصر کرد بازتاب یافته خود را کرد ندانسته است. نمونه دیگر کریم خان زند است که کردها او را قهرمان ملت کرد مینامند!!! شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی دو ایل بزرگ کرد یعنی اردلان و مکری بودند ، نابود کردند. زندیه توسط ۲ ایل کرد اردلان و مکری نابود شد ( دکتر مجتبی مقصودی ، همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، صفحه ۱۴۲ ).


  • پلاستیک سازی

    از دیگر دروغهای شاخدار که متأسفانه از سوی همین افراد زودباور و ساده لوح در گروهها و کانالهای تلگرامی دست به دست میشد این بود که: لرهای بختیاری اصالتاً کرد هستند! جالب اینکه برخی افراد ناآگاه این ادعای صد درصد کذب را باور کرده اند و در دورهمی های مجازی به آن استناد میکنند!《دزدان هویت》ازحدود یکصد سال گذشته تاکنون برای جعل هویت مناطق لُرنشین اقدامات راهبردی زیادی انجام دادند که متأسفانه تاحدودی هم موفق بوده اند. کردی سازی استانهای ایلام (لُرستان پُشتکوه) و کرمانشاه که محل زندگی لرهای لک و مینجایی میباشد و نیز راه اندازی《رادیوکردی》در استان کرمانشاه، در سالهای پیش از انقلاب را میتوان دراین چارچوب تحلیل و تفسیر کرد.تجزیه طلبان که در دهه های اخیر به دنبال جداسازی استانهای کردستان و آذربایجان غربی بودند؛ حالا دیگر چند سالی است که به خیال واهی خود میخواهند لُرستان را هم ضمیمه کردستان بزرگ کنند.چندی پیش دریکی از کانالهای تلگرامی عکسی از《پل کشکان چگنی》واقع در شهرستان چگنی منتشر شد که در پایین آن نوشته شده بود: پل کشکان واقع در《کردستان جنوبی!》بر اثر القائات و تبلیغات پیدا و پنهان پانکردها در استانهای کرمانشاه و ایلام در دهه های اخیر نسلی《خود کردپندار》پا به عرصه گذاشته که کاملاً به پیشینه تاریخی و قومی خود پشت پا زده و هویت هزاران ساله خود را انکار می کند!


  • تورم لحظه ای قلمرو کردها

    مدتها رویکرد رسانه ای قومگرای پانکرد اینگونه بود که وجود قوم مستقلی بنام لر را منکر میشدند و قلمروی قوم کرد را تا انتهای زاگرس و سواحل خلیج فارس ادامه میدادند با افزایش آگاهی نسبی بین لرتباران ناشی از گسترش شبکه های اجتماعی این ترفند گروه های فعال کردی با شکست مواجه شد اما حالا با شگرد جدیدی جلو آمدند امروزه نه تنها وجود ، قدمت و گستره قوم لر را انکار نمیکنند بلکه حقیقت لرتبار بودن کلهر / لک و فیلی آشکارا تصدیق میشود اما این بار کلیت قوم لر به عنوان یکی از ۴ شاخه ملت کرد ! معرفی میگردد! همانطور که حقه ها و دسایس قدیمی نافذ نشد این کلک شما نیز توسط جوانان آگاه لر نیز نقش بر آب میشود.


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتباً میزبان پناهندگان کُرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود، دوباره کُردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حَلبچه بیش از ۴۰ هزار کُرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کُرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کُرد عراق در《عملیات انفال》با بمباران و تخریب شهر و روستاها، مردم کُرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کُرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کُرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ شمسی) تا ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کُردنشین هم مرز با ایران را نابود کرد (۲۵%جمعیت کردها) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در《تاریخ کرد و کردستان》صفحه ۸۵ مینویسد: محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه (ایلام) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلاً ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق《گزارش فرهاد میرزا والی کردستان》درباره یاراحمد جاف یاغی معروف، حضور کُردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان است (کتاب یکصد سند تاریخی دوره قاجار، ابراهیم صفایی، سند شماره ۶۶).


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    دکتر حسین علاء درکتاب《روند جنگ ایران و عراق》جلد دوم، صفحه 522 مینویسد: کردهای عراق علیه صدام در اسفند 69 دست به قیام زدند و صدام آنان را به شدت سرکوب کرد و 100 هزار نفر کُرد را در《عملیات انفال》کُشت و مردم کُرد عراقی از خانه و کاشانه شان فرار کردند و بیش از یک میلیون《کُرد عراق》وارد ایران شدند!!! روزنامه آیندگان سال 1350 تیتر زده: یکصد هزار کُرد عراقی به ایران پناهنده شدند!!! در سالهای 50 تا 82 ایران مرتب میزبان پناهندگان کُردعراق بوده که به واسطه بحرانها و جنگ داخلی با رژیم بعث به ایران مهاجرت کردند و خیلیها در ایران ماندگار شدند و به عراق برنگشتند! از 1975 و بعد از قرارداد الجزایر صدها هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند سال 66 با بمباران شیمیایی حلبچه 40 هزار کُردعراقی وارد ایران شدند در جنگ اول خلیج فارس 15 هزار نفر و در سال 1370 با شروع عملیات انفال 450 هزار کُردعراقی طبق گفته《مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه》در 36 نقطه کرمانشاه اسکان داده شدند و سال 81 با حمله آمریکا به عراق دوباره طبق اسناد وزارت کشور 250 هزار کُردعراقی به ایران مهاجرت کردند!!! هنوز هم سیر مهاجرت کردهای عراقی به استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام برقرار است! هدف دولت از پذیرش و اسکان اینهمه کُرد در ایران تغییر بافت جمعیتی در ارومیه ترک نشین و کرمانشاه و ایلام لُرنشین است! در مرامنامه احزاب کُرد آمده که این جریان مهاجرت اکرادعراق به ایران باید ادامه داشته باشد و هویت استانهای همدان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام، لرستان و خوزستان باید عوض شود و موازنه جمعیتی به سمت کُردها سوق پیدا کند!!! لذا اگر آمارها و اسناد را مطالعه کنید از یک برنامه ریزی منظم و حرکت خزنده پانکردها مطلع میشوید که بطور جدی به دنبال مهاجرت و افزایش جمعیت کردها در شهرهای لُرنشین و ترک نشین هستند. مردمان لُر باید هوشیار باشند و نه با کردها وصلت کنند و نه به کردها خانه یا کار بدهند چون کُردجماعت شب هرجا بخوابه صبح بلند میشه میگه: اینجا کُردستان است! مردم نهاوند و ملایر و تویسرکان و اندیمشک و دزفول باید آگاه شوند که مهاجرت اکراد به شهرهایشان فقط زمینه تبلیغات پانکردها را سبب میشوند فردا بلایی که سر ایلام و ارومیه آوردند سر شما هم میآورند پس به مهاجر کُرد هیچ خانه یا کاری ندهید.


  • کُردیزاسیون بلادلُرنشین

    کلیپ سرودن آهنگ لُری شیرعلیمردان توسط پیشمرگهای کُرد (دختران جوان بزک کرده!) که برای تقویت این پندار که لُرها هم کُرد هستند در فضای مجازی پخش میشود! اما مسئولان امنیتی هیچ واکنشی به این دست درازی پانکردها نشان نمیدهند! میشل ایزدی و بسیاری دیگر از نظریه پردازان《کُردتبار مقیم خارج از کشور》بر این اعتقادند که تشکیل کشور کردستان بدون دسترسی به آبهای آزاد یک خطای استراتژیک بوده و محکوم به شکست است! با توجه به قرابت جغرافیای لُر به کرد، پروژه استحاله فرهنگی لُرها در ملّت کرد یا همان《کردیزاسیون لُرها》شروع شد. کردها از دو ابزار عمده برای این پروژه استفاده کردند: یکی خواب آلودگی اهالی قلم به دست در استانهای لُرنشین و دیگری دستگاه رسانه ای خارج از ایران که تنها بیش از سی کانال ماهواره ای را شامل میشد! ابتدا با موسیقی به عروسی هایمان آمدند و با ابزار هنر و شعار《برادری لر و کرد》پروژه استحاله فرهنگی خود را شروع کردند! ولی چون فرهنگ بزرگتر هرگز در فرهنگی کوچکتر از خود هضم نمیشود به سراغ ایجاد تفرقه میان لر و لک رفتند! یکبار متنی به زبان انگلیسی خواندم که در عین وقاحت نوشته بود: لکها دروازه ورود به بلادلُرنشین و پس از آن دستیابی به آبهای آزاد است! خلاصه کلام اینکه پروژه فوق در خواب آلوگی ما همچنان ادامه دارد و چندی پیش《تابلوی بام لُرستان در شهر خرم آباد》را با رنگ به بام کردستان!!! تغییر دادند! در جشن ثبت زبان لکی در نورآباد رقص کردی بزم محفلشان بود!با لباس کردی از بوشهر و کُهگیلویه و ایلام گرفته تا آبشار بیشه خوانندگان برای اجرای لری با《لباس کردی》تامین مالی میشوند و بسیاری تحرکات دیگر که ذکر همگی آنها در این مجال نمیگنجد! بارها به مسئولین سیاسی، فرهنگی و امنیتی استانهای لُرنشین خطر نفوذ《کردستان بزرگ》در لُرستان را گوشزد کردیم ولی کو گوش شنوا؟؟؟ یادمان باشد که قوم لُر آخرین سنگر حفظ تمامیت ارضی و ستون خیمه اتحاد ایران است! این همه فشار فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای درهم شکستن مردمان لُر است لذا باید خطر《همه کُرد پنداری》پانکردها را جدی بگیریم!



آخرین مقالات