یک شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

معبد باستانی شمی

معبد باستانی شمی

معبد باستانی شمی


نوشته های کهن بابل نخستین پادشاه اساطیری عیلام را پدر بنام شیمبی ایش ذکر نموده اند.
وهمچنین اسطوره شاه نامه منیژه که به ماموریت های دوردست دفع حمله گرازهای ویرانگر در مرزهای آرمانیان (ایلامیان)اعزام میگردید.همان الهه ی ایلامی منزیت و همسرش شیموت باشد. که عنوان خدای ایلام را داشته و در کتیبه های ایلامی به پرستش شیموت در سمت آیاپیر آمده است . مسلم است که نام منطقه شمی در ایذه که معبدی باستانی است با نام همین ایزد یعنی شیموت مربوط باشد.

این بدان معناست که در عهد ایلامیان این پرستشگاه ایزد جنگ و میانجی اختصاص داشته و لذا الیماییان به رونق و آبادانی این معبد کهن ایلامی همت گماشتند.

در حدود سال ۱۳۱۴هنگامی که مردم محل مشغول پی کنی ساختمانی بودند به مجسمه برنزی تمام قد که فاقد دو دست بود برخوردندکه حدود ۲متر قد داشت با لباسی شبیه لباس لری شال و قبا و شلوار گشادوکلاه. همچنین دو سر انسان از سنگ مرمر.

در ادامه دو دست از سنگ مرمرو دو قطعه سنگ مربع مستطیل شکل بدست آمد. سپس در این منطقه حفاری هایی صورت گرفت که اشیاء باستانی وآجرهای زیادی که چهار برابر آجرهای امروزی است از زیر خاک بیرون آورده شد. تراکم آجرها بسیار زیاد بوده و راه آب آجری بزرگی و گورستان وسیع ساسانی آشکار شد.

استین با حدس غالب میگوید این مکان باید یک بتخانه باشد,زیرا بعد از حمله اسکندر بیشتر آداب ایرانیان با یونانیان مخلوط گردید وایرانیها به تقلید از یونانیها این بتخانه را با هم ساخته اند. ولی در زمان ساسانیان به آتش کشیده شده و خراب شده است. آثار باستانی شمی خود به تنهایی موزه ای از تمدن الیمایی میباشد. همچنین مجسمه ی برنزی کشف شده وهمچنین معبدی به ابعاد۱۴*۲۳متر سر بر آورده. در میان این معبد قربانگاه با آجر احداث گردیده ونمایان است. و همچنین ۱۲پایه سنگی که نشان از ۱۲ مجسمه بر روی آنان میباشد.

شمی

 

معبد

2 نظر

  • احمد

    حال که صحبت ازجعل تاریخ شدمطلبی درهمین راستا به نظرم آمد که تاحالا ندیدم کسی به آن اشاره یا تحقیقی کرده باشد به فاصله ی چند کیلومتری ازمحل کشف مجسمه موردنظرمنطقه ای به اسم سوسن وجود دارد وجالبتراینکه امامزاده ای به اسم دانیال نبی هم در آنجاست حال دلیل این تشابهات اسمی به شوش و دانیال نبی چیست خدامیداند !منطقه ی سوسن اثارقدیمی فراوانی دارد که کمترموردتوجه مورخین وباستانشناسان قرارگرفته.


  • قطب رشد (شهر غالب)

    دهه چهل زمان نخست‌وزیری هویدا طبق برنامه چهارم توسعه شهرهای اصفهان، تبریز، اراک و اهواز بعنوان قطب صنعتی و عمرانی درآمدند. این تحول موجب رشد مهاجرت به این شهرها شد. این سیاست (قطب رشد) موجب نابرابری ناحیه‌ای و عدم عدالت سرزمینی در بلادلُرنشین شد چون هیچ شهر لُرتباری قطب رشد و کلانشهر نشد. در طرحها و برنامه‌های توسعه، برای برخی قومیت‌ها منطقه ویژه‌ای در نظر گرفته شد (تبریز برای ترکها، اهواز برای عربها، کرمانشاه برای کردها) اما در مورد قوم لُر در تقسیمات و برنامه‌ریزی منطقه‌ای، هر قسمت از بلادلُرنشین در حاشیه یکی از مراکز توسعه قرار گرفت و هیچ شهر لُرتباری برای خدمت رسانی فرااستانی انتخاب نشد! لُرستان سال پنجاه و یک زیرمجموعه تهران، در طرح آمایش سرزمین زیرنظر خوزستان و در طرح اُفق هزار و چهارصد زیرنظر کرمانشاه قلمداد شد! بین شهرهای لُرستانات ارتباط ریلی و جاده‌ای مناسب وجود ندارد و شهر لُرنشین غالبی شکل نگرفته که در درازمدت موجب اضمحلال فرهنگی مردم لُر در کلانشهرهای اطراف می‌شود. در بسیاری از قومیت‌ها یک شهر بزرگ نقش مرکزیت قومی را ایفا می‌کند اما در قوم لُر هیچ شهری این نقش را ایفا نکرد! خرم‌آباد به‌عنوان حاکم نشین لُرکوچک به‌دلیل خدمات دهی ضعیف و عدم رشد زیرساختها نتوانسته احساس تعلق تمام لُرها را به این شهر برانگیزد. ایذه پایتخت لُربزرگ هم به‌علت جمعیت کم، مرکز استان نبودن و کاهش سیطره تاریخی دیگر آن مرکزیت را ندارد. یکی از روشهای بالا بردن غرور و تعلقات قومی مردم لُر، پیشرفت شهرهای لُرنشین می‌باشد که یک شهر باید نقش مرکزیت را به‌عهده بگیرد. حسین سعیدیان در سرزمین و مردم ایران، صفحه چهارصد و یک می‌نویسد: کرمانشاه تا حمله مغول دهات بود حالا چرا کرمانشاه می‌تواند یکی از حوزه های شاخص پزشکی کشور باشد اما در لُرستان حوزه پزشکی متناسب با ظرفیتها اثرگذار نیست. سزاوار نیست لُرستان بیمارانش را پس از سالها سرگردانی در بیمارستانهای تهران، اکنون برای درمان به شهر مرزی کرمانشاه اعزام کند! هرچه از روزگار قاجار و پهلوی به این طرف می‌نگریم مرز بین لُر و کُرد به نفع دومی دگرگون شده! مردم ما تعصب قومی ندارند و فقط طایفه خود را می‌کاوند. ایلام و کرمانشاه حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به کُردها بود و شاهد مرگ هویت لُری در این مناطق هستیم لذا اعتماد دوباره به کُردها تحت هر عنوانی خیانت به مصالح قوم لُر است و نباید یک خطا را دوباره تکرار کنیم.



آخرین مقالات