جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

معبد باستانی شمی

معبد باستانی شمی

معبد باستانی شمی


نوشته های کهن بابل نخستین پادشاه اساطیری عیلام را پدر بنام شیمبی ایش ذکر نموده اند.
وهمچنین اسطوره شاه نامه منیژه که به ماموریت های دوردست دفع حمله گرازهای ویرانگر در مرزهای آرمانیان (ایلامیان)اعزام میگردید.همان الهه ی ایلامی منزیت و همسرش شیموت باشد. که عنوان خدای ایلام را داشته و در کتیبه های ایلامی به پرستش شیموت در سمت آیاپیر آمده است . مسلم است که نام منطقه شمی در ایذه که معبدی باستانی است با نام همین ایزد یعنی شیموت مربوط باشد.

این بدان معناست که در عهد ایلامیان این پرستشگاه ایزد جنگ و میانجی اختصاص داشته و لذا الیماییان به رونق و آبادانی این معبد کهن ایلامی همت گماشتند.

در حدود سال ۱۳۱۴هنگامی که مردم محل مشغول پی کنی ساختمانی بودند به مجسمه برنزی تمام قد که فاقد دو دست بود برخوردندکه حدود ۲متر قد داشت با لباسی شبیه لباس لری شال و قبا و شلوار گشادوکلاه. همچنین دو سر انسان از سنگ مرمر.

در ادامه دو دست از سنگ مرمرو دو قطعه سنگ مربع مستطیل شکل بدست آمد. سپس در این منطقه حفاری هایی صورت گرفت که اشیاء باستانی وآجرهای زیادی که چهار برابر آجرهای امروزی است از زیر خاک بیرون آورده شد. تراکم آجرها بسیار زیاد بوده و راه آب آجری بزرگی و گورستان وسیع ساسانی آشکار شد.

استین با حدس غالب میگوید این مکان باید یک بتخانه باشد,زیرا بعد از حمله اسکندر بیشتر آداب ایرانیان با یونانیان مخلوط گردید وایرانیها به تقلید از یونانیها این بتخانه را با هم ساخته اند. ولی در زمان ساسانیان به آتش کشیده شده و خراب شده است. آثار باستانی شمی خود به تنهایی موزه ای از تمدن الیمایی میباشد. همچنین مجسمه ی برنزی کشف شده وهمچنین معبدی به ابعاد۱۴*۲۳متر سر بر آورده. در میان این معبد قربانگاه با آجر احداث گردیده ونمایان است. و همچنین ۱۲پایه سنگی که نشان از ۱۲ مجسمه بر روی آنان میباشد.

شمی

 

معبد

6 نظر

  • احمد

    حال که صحبت ازجعل تاریخ شدمطلبی درهمین راستا به نظرم آمد که تاحالا ندیدم کسی به آن اشاره یا تحقیقی کرده باشد به فاصله ی چند کیلومتری ازمحل کشف مجسمه موردنظرمنطقه ای به اسم سوسن وجود دارد وجالبتراینکه امامزاده ای به اسم دانیال نبی هم در آنجاست حال دلیل این تشابهات اسمی به شوش و دانیال نبی چیست خدامیداند !منطقه ی سوسن اثارقدیمی فراوانی دارد که کمترموردتوجه مورخین وباستانشناسان قرارگرفته.


  • قطب رشد (شهر غالب)

    دهه چهل زمان نخست‌وزیری هویدا طبق برنامه چهارم توسعه شهرهای اصفهان، تبریز، اراک و اهواز بعنوان قطب صنعتی و عمرانی درآمدند. این تحول موجب رشد مهاجرت به این شهرها شد. این سیاست (قطب رشد) موجب نابرابری ناحیه‌ای و عدم عدالت سرزمینی در بلادلُرنشین شد چون هیچ شهر لُرتباری قطب رشد و کلانشهر نشد. در طرحها و برنامه‌های توسعه، برای برخی قومیت‌ها منطقه ویژه‌ای در نظر گرفته شد (تبریز برای ترکها، اهواز برای عربها، کرمانشاه برای کردها) اما در مورد قوم لُر در تقسیمات و برنامه‌ریزی منطقه‌ای، هر قسمت از بلادلُرنشین در حاشیه یکی از مراکز توسعه قرار گرفت و هیچ شهر لُرتباری برای خدمت رسانی فرااستانی انتخاب نشد! لُرستان سال پنجاه و یک زیرمجموعه تهران، در طرح آمایش سرزمین زیرنظر خوزستان و در طرح اُفق هزار و چهارصد زیرنظر کرمانشاه قلمداد شد! بین شهرهای لُرستانات ارتباط ریلی و جاده‌ای مناسب وجود ندارد و شهر لُرنشین غالبی شکل نگرفته که در درازمدت موجب اضمحلال فرهنگی مردم لُر در کلانشهرهای اطراف می‌شود. در بسیاری از قومیت‌ها یک شهر بزرگ نقش مرکزیت قومی را ایفا می‌کند اما در قوم لُر هیچ شهری این نقش را ایفا نکرد! خرم‌آباد به‌عنوان حاکم نشین لُرکوچک به‌دلیل خدمات دهی ضعیف و عدم رشد زیرساختها نتوانسته احساس تعلق تمام لُرها را به این شهر برانگیزد. ایذه پایتخت لُربزرگ هم به‌علت جمعیت کم، مرکز استان نبودن و کاهش سیطره تاریخی دیگر آن مرکزیت را ندارد. یکی از روشهای بالا بردن غرور و تعلقات قومی مردم لُر، پیشرفت شهرهای لُرنشین می‌باشد که یک شهر باید نقش مرکزیت را به‌عهده بگیرد. حسین سعیدیان در سرزمین و مردم ایران، صفحه چهارصد و یک می‌نویسد: کرمانشاه تا حمله مغول دهات بود حالا چرا کرمانشاه می‌تواند یکی از حوزه های شاخص پزشکی کشور باشد اما در لُرستان حوزه پزشکی متناسب با ظرفیتها اثرگذار نیست. سزاوار نیست لُرستان بیمارانش را پس از سالها سرگردانی در بیمارستانهای تهران، اکنون برای درمان به شهر مرزی کرمانشاه اعزام کند! هرچه از روزگار قاجار و پهلوی به این طرف می‌نگریم مرز بین لُر و کُرد به نفع دومی دگرگون شده! مردم ما تعصب قومی ندارند و فقط طایفه خود را می‌کاوند. ایلام و کرمانشاه حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به کُردها بود و شاهد مرگ هویت لُری در این مناطق هستیم لذا اعتماد دوباره به کُردها تحت هر عنوانی خیانت به مصالح قوم لُر است و نباید یک خطا را دوباره تکرار کنیم.


  • سید علی صالحی (لُر بختیاری ایذه)

    سیدعلی صالحی شاعر و نویسنده ۱۳۳۴ در ایذه متولد شد. وی از پایه‌گذاران جریان موج ناب و بنیانگذار جریان شعر گفتار و شعر فراگفتار است. لیالی / منظومه ها / پیشگو و پیاده شطرنج / مثلثات و اشراق ها / نامه ها / نشانی ها / عاشق شدن در دی ماه،مُردن به وقت شهریور / آسمانی ها / رؤیای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود / سفر بخیر مسافر غمگین پنجاه و هشت / آخرین عاشقانه های ری را / ساده بودم، تو نبودی، باران بود / دیر آمدی ری را / دعای زنی در راه که تنها می رفت / دریغا مُلا عمر / چیدن محبوبه های شب / از آوازهای کولیان اهوازی / یوماآنادا / سمفونی سپیده دم / قمری غمخوار در شامگاه خزانی / زیارت نامه مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد / رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ / عاشقانه‌های بعد از گرگ / اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ / چند رؤیا مانده تا طلوع رنگین کمان / زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند / ما نباید بمیریم، رؤیاها بی مادر می‌شوند / نگران نباش همه چیز درست خواهد شد / پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر / شبانه ها در غیاب احمد شاملو / انیس آخر همین هفته می‌آید / نثار نامِ کوچکِ تو / آهوی الوداع به موسمِ زایمان آب / شازده کوچولو فال فروش میدان راه‌آهن / گل رُز در سفر به ستاره شمالی / کتاب کوچک معصومیت و امید / پرده را کنار بزن در پایان عشق پیروز است / این شفا برسد به دست مجروح ترین رؤیاها / زن در سایه چهره‌اش را نشان می‌دهد / دعوت به دعای عهد زنان / دختر ویولن زن در کوچه‌های برفی آذر ماه / منشور شعر حکمت / گزارش به نازادگان / سرود روح بزرگ / دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی و...


  • تبعات فروپاشی ساسانی

    فروپاشی شاهنشاهی ساسانی (بازخوانی تاریخ ایران زمین از سال ۱۵هجری تا سال ۹۶هجری) رخدادهای ناشی از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی و پیآمدهایش: ایرانیان چندین دهه در برابر عربها مقاومتهای جانانه از خود نشان دادند و مردم هر نقطه از ایران کوشیدند که از هویت تاریخی خود در برابر عربها دفاع کنند. تسخیر ایران توسط قبایل عرب هشتاد سال وقت گرفت و ایرانیان همواره در مقاومت، شورش و خیزش و عرب‌ستیزی و تلاش برای حفظ هویت فرهنگی و تاریخی خویش بودند. ادعاهای ناآگاهان و مغرضان و دروغ ‌سازان و تحریف ‌کنندگان تاریخ که می‌گویند: ایرانیان همین که عربها را دیدند به دامن عرب افتادند و از دین و دولت خودشان دست شستند، سخنان بی پایه و از روی ناآگاهی از رخدادهای تاریخ اعراب است و یا دروغ ‌سازیهای وقیحانه است. بازخوانی رخدادهای فتوحات عرب در ایران، پرده از روی حقایقی برمیدارد کە بسیار کسان از بازماندگانِ همان عربهای جهادگر در ایران، آنها را انکار می‌کنند. مدعیان دروغ‌سازی که می‌گویند: ایرانیان از همان آغازِ کارِ فتوحاتِ عربی شیفتۀ عدالت اعراب شدند تاریخ عرب را نخوانده‌اند. ️تاریخ‌نگارانِ تاریخ‌ نخواندۀ و ناآگاه از رخدادهای حقیقیِ تاریخِ فتوحاتِ عرب کە خدماتِ عرب بە ایرانیان را برای ما می‌نویسند و از عدالت و انسانیتی کە عربها برای ایرانیان آوردند داد سخن می‌دهند و استدلال می‌کنند کە ایرانیان برای پذیرش عربها آمادگی داشتند وگرنه چند هزار عربِ آمده از بیابان و بی‌ جنگ‌افزار، با چه امکاناتی ارتشِ بە ‌آن عظمت را درهم شکستند و ایرانِ بە‌آن پهناوری را در خلال دهسال گرفتند؟ آنها همواره می‌کوشند بە ما تلقین کنند کە ایران را عربها در خلال کمتر از ده سال گرفتند و ایرانیان را عرب کردند و این از آنرو بود کە ایرانیان آمادۀ عرب شدن بودند؛ زیرا دینِ گَبرَان، اجحاف و بدکاری بود و ایرانیان از آن بیزار شده و بە ستوه آمدند. آنها استدلال بسیار آورده‌اند کە عربها نه شهری را خراب کردند، نه مردمی را کشتار کردند، نه کِشتزاری را بە‌آتش کشیدند، نه مردمی را اسیر و بَرده کردند، و نه زن و بچه‌های مردم را از خانه‌ها بیرون کشیده برای خودشان بردند. آنها استدلال می‌کنند کە اینها دروغ است و بهتان بە عرب است؛ زیرا عرب، نماد عدالت، مساوات و برادری است: وَلا فَرقَ لِعَرَبِي عَلى عَجمي وَلا لأسوَدَ على اَبیضَ اِلاّ بِالتقوى. پس عرب نه زور می‌گفت نه ستم میکرد و نه مردمی را زیر فشار می‌نهاد و آزار میداد و نه مال و ملکِ مردم را مصادره می‌کرد. می‌گویند: عرب آمده بود تا ایران را با اصولِ عدالت و انسانیت آشنا کند و راه و رسمِ زندگی انسانی را بە ‌ایران آموزش دهد. کسانی در میانِ اینها کە بی‌خبرتر از دیگران از تاریخ فتوحاتند می‌گویند کە اعراب نمیخواستند بە ‌ایران حمله کنند ولی دولتِ ساسانی بر آن شده بود کە اعراب را نابود کند و عربها اقدامِ دفاعی انجام دادند تا اعراب را نجات دهند. این نهایت جهل به تاریخ فتوحات اعراب است و نمی‌توان به گوینده اش صفتی جز "یاوه بافِ عرب‌ستا" داد. ما گزارشهای بازمانده از گفته‌های خودِ عربها دربارۀ نبردِ قادسیه را داریم که چه رفتاری با مغلوبین داشتند و آنچه خودِ عربهای جهادگر بازگفته بودند و وارد کتابهای تاریخی شده بود همه آشکارا توسط عرب‌ ستایانِ پارسی ‌نگار تکذیب شد تا جنایتها را توجیه کنند.


  • شیخ جمال الدین لُر ایذه ای

    تاریــــخ قــــوم لُـــر؛ ‌‌‌‌‌‌‌‌شیخ جمال الدین لُر، عارف قرن هفتم. توضیحات: شیخ جمال الدین لُر و به نقل از «شدّ الازار» ایذجی، اهل ایذج (ایذه، مالمیر) بود. وی از مشایخ و صاحبان کرامت است که در قرن هفتم می‌زیست. در آغاز اُمی بوده و به تیمار و تعلیم ستوران و اسبان می پرداخت سرانجام به علت زهد و تقوی و ریاضت به مقامات معنوی دست یافت. منبع: کتاب نفحات الانس صفحه ۳۰۶، نویسنده: نورالدین عبدالرحمان جامی.


  • حافظ الدین ابوالبرکات ایذجی

    تاریــــخ قــــوم لُــــر: حافظ‌الدّین ابوالبرکات عبداللّه بن احمد بن محمّد نَسَفی ایذجی، فقیه، مفسر و محدّث حنفی، در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری بوده و از اهالی «ایذج» از نواحی بختیاری و متوفی سال ۷۱۰ ق در «ایذج» می‌باشد. آثار و تالیفات فقیه ایذجی: ‌‌‌‌‌‌‌‌۱. «تفسیر قرآن» یا «مدارک التّنزیل» در ۳ جلد / ۲. «کنز الدّقایق» در فقه، مطبوع / ۳. «شرح المنار» / ۴. «شرح الوافی» در فروع / ۵. «شرح منظومه ابی‌حفص نَسَفی» در خلاف به نام «المضی» / ۶. «عمده العقاید» / ۷. «کافی» در شرح وافی / ۸. «کشف الاسرار» (شرح المنار) مطبوع / ۹. «المنار» در اصول فقه / ۱۰. «الوافی» در فروع. نکته: ایذج نام قدیمی منطقه ایذه (مالمیر) کنونی در استان خوزستان است که علما و بزرگان بسیاری را در طول تاریخ به خود اختصاص داده است. منبع: مهدوی، سید مصلح‌ الدین، اعلام اصفهان، ج۴، ص۳۱۳. ‌‌‌‌‌‌‌



آخرین مقالات