چهار شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

کردها چه وقت و چگونه با ما لُرها همسایه شدند؟

مطلبی آماده دارم تحت نام " کردها چه وقت و چگونه با ما لُرها همسایه شدند ؟ " که در آن شرح می دهم که پیش از گسترش طوایف و پراکنش قبایل کرد در زاگرس جنوبی , اساسا این گوران ها در سرزمین کوهستانی اورامانات بودند که تا چند صد سال پیش با لُرستان و لُرها همسایه بودند و بیشترین تاثیرات فرهنگی زبانی و مذهبی را از هم پذیرفتند . آنچنانکه از قرن سوم هجری به بعد که مردم لرستان فیلی, یارسان یا اهل حق بودند همه متون ادبی دینی لرستان فیلی( استان لرستان ,ایلام ,کرمانشاه ) اصلا به زبان گورانی بود . فرق این زبان با اورامی کنونی در ان بود که یارسان لرستان پاره ایی از واژگان لری فیلی و فارسی نیز با آن آمیخته بودند .(زبان گورانی یا اورامی در اصل جزوه زبان های کاسپین (خزری ) است و با زبان های زازا , شبک , گیلکی , تالشی , همریشه است ) شاهوردیخان,والی لُرستان فیلی , به جهت همسایگی, متحد امیر اورامانات بود و دخترش را بدو داد و همه امیران اورامانات از نسل دختر والی لرستان بودند تا آنکه با قدرت یافتن کردها در امارت اردلان به مرکزیت سنندج عنصر قومی گوران زبان اورامان ضعیف و ضعیف تر شدند با اینحال زبان ادبی کردها در امارت اردلان (سنندج ) , هنوز تا مدت ها زبان گوران ماند . تاثیرش در زبان کردی همینقدر که هنوز کردها به موسیقی و ترانه , "گورانی" می گویند . بعدها با قدرت یافتن کردهای امارت بابان در ایالت سلیمانیه در عثمانی , برای اولین بار کردها به زبان مادری خود نوشتند و کردهای ایران نیز چنین کردند و زبان گورانی , تنزل یافت . با پراکنش طوایف کرد و تسلط آنها بر مردمان یکجانشین اورامانات , این عنصر قومی و زبان شان به حاشیه رانده شد و با گسترش ناسیونالیسم کردی و یکسانی مذهب تسنن , آنها کم کم در کردها رو به حل شدن اند . هم اکنون عده ایی بسیار کمی به زبان اورامی صحبت می کنند.. و این عنصر قومی آسیمیله شده و زبان شان در خطر انقراض است .با اینحال هنوز بسیارند اورامی هایی که از تحمیل هویت کردی بر خود , ناراضی و سرباز می زنند و بر هویت مستقل خود پای می فشارند . کافی است که سری به مناطق مریوان سنندج و پاوه بزنید یا اینکه کردی بدانید و در سایت ها و شبکه های اینترنتی اورامی زبان گشتی بزنید

کردها چه وقت و چگونه با ما لُرها همسایه شدند؟

2 نظر

  • معنای کرد در زبان گیلکی

    دکتر اسکندر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لر ، نشر آگه ، چاپ پنجم ، صفحه ۳۶ مینویسد:اصولأ واژه کرد در زبانهای ایرانی، به معنی چادر نشینی و بیابانگردی است و به همین جهت است که جغرافیا نگاران ایرانی _ اسلامی ، اقوام ایرانی زبان چادر نشین ، بیابانگرد و رمه گردان را روی هم رفته " کرد " قلمداد کرده اند ! همچنین مرحوم رشید یاسمی در کتاب " کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او" آورده است:اساسأ نزد ایرانیان از زمان قدیم تا حال ، کرد به معنی نژاد ممتاز مخصوص نبوده است و کرد که میگفته اند غالبأ مرادشان عموم صحرانشینان یا مردان شجاع و دلاور بوده است و تفاوت نژادی منظور نداشته اند. دکتر اسکندر امان اللهی بهاروند به طور مفصل در مقاله:چند اشتباه تاریخی درباره لرها ، به این موضوع پرداخته است و نوشته که:آنچه مسلم است نویسندگان قرون اولیه اسلامی ، این واژه را از جهتی برای ایلات کوچ نشین و یا به عبارتی به عشایر غیر ترک و غیر عرب یعنی کوچ نشینان ایرانی ، صرف نظر از تفاوتهای قومی و مذهبی بین آنها به کار برده اند. در این باره اسناد مختلفی وجود دارد اما یکی از سندها در گویش گیلکی است ! رویا صفری پاسکه در کتاب " فرهنگ برنج در زبان گیلکی" ، ( نشر فرهنگ ایلیا ، صفحه ۳۱ ) ، نوشته است:معمولأ هنگامی که مزارع برنج میبایست برای کشت آماده شود دهها هزار نفر از مردان جویای کار طالقان و دهکده های آذربایجان به خصوص نواحی اردبیل و خلخال برای انجام کارهای کشاورزی اغلب با خانواده به مزارع شالیکاری کرانه های دریای خزر می آمدند گروه اخیر " ترک زبان " بودند و به زبانهای گیلک های غرب گیلان ، " کرد" نامیده میشدند !!! اینان از نیروی بدنی قوی برخوردار بودند. گیلک ها واژه کرد را هم به معنی نژاد کرد و هم درباره کارگرانی که از آذربایجان می آمدند و کسانی که برای کار کوچ میکنند به کار میبرند و هنوز هم از این واژه چنین دریافتی دارند یعنی همان معنی ای که جغرافیا نگاران ایرانی _ اسلامی نیز از آن استفاده کرده اند ! دکتر صادق کیا در واژه نامه طبری ، صفحه ۱۶۶ ، مینویسد:در گویش طبری واژه کرد به معنی چوپان است و در زبان پهلوی این واژه به صورت کورتان و کوریتان به معنی شبانان است. فرهاد نعمانی در کتاب " تکامل فعودالیسم در ایران " ، صفحه ۴۵۱ ، مینویسد:در زبان فارسی واژه کرد بر چوپان و شبان دلالت دارد.


  • مادها تلفیقی از قبایل مختلف بودند که باهم پیوستگی نژادی نداشتند

    هرودوت مادها را به ۶ طایفه نرگس تقسیم میکند : ۱) بوزها که محل استقرارشان در همدان بود. ۲) پارتاکن ها که در ناحیه اصفهان زندگی میکردند. ۳) آریزانت ها که در ری میزیستند. ۴) استروخات ها. ۵) بودین ها. ۶) مغ ها (ماگاها) که بنیانگذار جادوگری بودند و در جنوب ارومیه میزیستند. در هزاره اول قبل از میلاد تمامی اورارتوییان ، ماننا و مادها را گوتی مینامیدند. هیچ اثر مکتوبی از زبان مادها به دست نیامده است (تاریخ ایران باستان ، مهدی وزین افضل ، ص ۶۴).



آخرین مقالات