یک شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

کلک و کلک چی در فرهنگ لری

کلک و کلک چی در فرهنگ لری

کلک (kalak) قایقی موقت است که از به هم بستن "تول آوین"( پوست باد شده گاو یا گوسفند ) و تخته و ریسمان تهیه می شود . ایلات لر , مخصوصا در بختیاری , برای گذر از عرض رود کارون , در وقت کوچ بهاره , از آن استفاده می برند . اغلب کلک ها , کوچک اند اما در قدیم , برخی خوانین , از کلک های بسیار بزرگ با صدها خیک بادی , برای گذر از کارون , استفاده می کردند . به قایق کلک و به قایقران ," کلک چی " یا "مله وون " می گفتند که از کلمه لری ملهmala ( شنا ) می آید . در... قدیم , هر جوان لری , می بایست " دس مله " (شنا ) می دانست . از همین رو ضرب المثلی در بختیاری رایج بود که "لٔر بوی و مله نبوی؟!!" یعنی : لٔر باشی و شنا بلد نباشی ؟! محال است !

 

( فرهنگستان زبان فارسی , این کلمه لری" مله وون " را به صورت ملوان , برای کارکنان کشتی , استفاده برد . و به قیاس ملوان , اصطلاح بی معنی و بیخود " خلبان " را هم اختراع کرد برای کاپیتان هواپیما متشکل از دوبخش " خلاء" عربی یعنی جایی که خالی از هواست و (بان ) !!؟؟)

 

" سرکلکی "( روی قایقی ) نام یکی از مقام های موسیقی لری بختیاری , در منطقه شوشتر و دزفول , بوده است که آوازی است که وقت کلک رانی می خواندند. یکی از میراث و آثار قدیمی دزفول نیز , خانه " کلک چی " است که به خاندان قدیمی متعلق بوده که کارشان قایق رانی بر روی کارون و نقل و انتقال مسافرین بوده است .

کلک

کلک چی

تاریخچه کلک

 

7 نظر

  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • قدمت زبان لُری طبق واژگان کتیبه بیستون به دوره هخامنشی می‌رسد

    پروفسور بهاروند در همایش بررسی سیر تحول ادبیات بومی در لُرستان که در دانشگاه لُرستان برگزار شد، با اشاره به اینکه درحال حاضر در کتیبه بیستون حداقل ۲۵ واژه لُری وجود دارد بیان کرد: آنچه که دارد زبان بومی را تهدید می‌کند، آمدن تلویزیون به منازل و ترویج زبان فارسی و تکلم افراد بومی به زبان فارسی جای زبان مادری است. از لُرستانی‌ها انتظار دارم که متوجه عظمت زبان و میراث فرهنگی خود یعنی زبان لُری باشند و فرزندان خود را منع نکنند که به زبان لُری سخن گویند؛ چرا که فرزند خود را از هویت و میراث فرهنگی‌اش دور خواهید کرد. پروفسور سکندر بهاروند که دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه بالتیمور آمریکا دارد در مصاحبه با فصلنامه پریسک زاگرس، شماره ۷، صفحه ۲۳، عنوان کرد: الآن برخی از اقوام، زبان فارسی (زبان معیار) را جایگزین زبان قومی شان کرده‌اند. در لُرستان بعضی از والدین با بچه‌شان فارسی حرف می‌زنند؛ درحالی‌که نمی‌دانند زبان لُری متعلق به دوره هخامنشی می‌باشد. در کتیبه بیستون 25 لغت لُری پیدا کرده‌ام مانند:《اوسه》یعنی آن موقع،《ایسه》یعنی حالا. بجای ایسه، 《الآن》عربی، جایگزین شده‌است. چنانچه می‌گویند《منه پیا خوئیه》یعنی؛ فکر می‌کند مرد خوبی است. یا واژگان برار به معنی برادر که در متون ساسانی آمده یا اِیوارَه به معنی عصر یا وِیر به معنای حافظه. یا جمله: گِری بِسا هِیسه میام؛ که جزء به جزءش ساسانی است اما در فارسی می‌گویند: چند لحظه صبر کن الآن میام! و در این جمله، کلمات: لحظه، صبر و الآن عربی هستند! رود نیل در کتیبه داریوش پیر آو (Pir ava) ضبط شده است که کلمه پیرو Piero در زبان قبطی مصر به معنی رود بزرگ است اما چقدر ضبط داریوش و ضبط قبطی آن با کلمه پر آب (پر آو در لُری) و فاریاب فارسی نزدیک است. پیر آو در زبان لُری شاید رودخانه بسیار قدیمی معنی دهد (دکتر باستانی پاریزی، از سیر تا پیاز، صفحه ۴۰۶) اکنون مادران یا پدران که غافل از ریشه باستانی زبان هستند حرف زدن به زبان لُری را فراموش کرده‌اند. پروفسور ویلیام تکستون استاد دانشگاه هاروارد کتاب From Tales Loristan را سال ۱۳۶۵ چاپ کرد که الآن از طریق اینترنت هم قابل دریافت است و از کتابهای پر مراجعه و پر فروش است حتی در ژاپن هم در موردش نقد نوشته‌اند و مورد توجه زبانشناسان و افسانه‌شناس ها قرار گرفته‌است.


  • نام ماههای لُری

    معادل ماههای سال در لُری: فروردین = سَرَتَر saratar / اردیبهشت = پِرو peroo یعنی آمادگی پرندگان برای پرواز / خرداد = کموترَ جِخون ولی واژه جخون jekhoon (خرمن) با مسماتر است / مهر = هُوگا. Houga هوگا صدا زدن گاو در هنگام شخم زدن زمین. شخم معمولاً در همین فصل است / آذر = بِشت ( باران) / بهمن = سوما soma به معنی ماه سُوم و سرما / اسفند = مُردار mordar. بلکه معادل هایی که از قدیم و بصورت طبیعی در لُری مناطق وجود داشته و اکنون کمرنگ یا فراموش شده‌اند را یادآوری و احیاء می‌کنیم همانگونه که یکسری از نام ماهها در فهرست معادلهای قدیم و طبیعی است. ️مروری بر نام لُری ماهها (با تاکید بر لُری مینجایی؛ لُرستان فیلی) برخی ماهها چند نام یا لقب داشته اند که برخی از آنها آورده میشود. همچنین جهت آشناسازی بهتر (بجز در مورد نون ناملفوظ «ݩ») با رسم الخط فارسی نگاشته شده‌اند: فروردین ⬅️ نوروزما / اردیبهشت ⬅️ گُلِبارما، ما نوشَوا (نوشوایا) / خردادماه ⬅️ باروݩبُروݩ (ماه قطع شدن باران)، البته خرداد معادلهای دیگری هم دارد ولی چون محل بحث است نیاورده ایم / تیرماه ⬅️ ماتَشه، ما میوه رسوݩ / مرداد ⬅️ مه گرمه /مونگ گرمه، ما خرماپَزوݩ / شهریور ⬅️ ما سرخرمنوݩ، خرمه ورداروݩ / مهر ⬅️ ما ایلِباریا، ما مالِبار / آبان ⬅️ باروݩبونوݩ (ماه شروع بارش باران )، ما قوس / آذر ⬅️ ماسیَه، ما قونِشت، آورچکنوݩ / دیماه ⬅️ ما اول چله، ما چله، دایاراقکو ، داداراقکو / بهمن ⬅️ برف اَممار، لَرکُشوݩ / اسفند ⬅️ انَه زنوݩ، ما دَرعِئد.


  • واژگان کهن سرمایه زبان لُری

    معادل هجری افتاوی جای هجری خورشیدی در زبان لری است. افتاو معادل آفتاب است نه معادل خورشید. در لری کهگیلویه و بویراحمد به خورشید، ( روز ) می گوییم. روز دَرومَه = خورشید طلوع کرد. روز نِشَهس= خورشید نشست. تا روز نَرَهتِهِ = تا خورشید نرفته. روز من قَی آسمون = خورشید وسط آسمون. خیلی از واژههای رایج در همه گویشهای زبان. لُری با فارسی مشترک هستند. ولی از طرفی بسیاری از همین واژه ها ممکن است در گویش دیگری از لُری معادلی زیبا و با مسما داشته باشند، بهتر آن است که واژههای اصیل لُری را بیشتر در دید عموم قرار دهیم و کماکان از واژههایی که به تعبیر کوردلان نزدیکتر است کمتر استفاده شود. (البته درصورتیکه جایگزین داشته باشند) کوردلان (همانهایی که لری را فارسی میدانند) با نگاه اجمالی به اخباری که به لُری در کانال گروه قرار داده میشن، می بینیم که واژههایی مثل همین (روز) رو میشود جایگزین خورشید کرد. به نظر من وقتی قرار است از زبان لری حرف بزنیم باید مرز و جغرافیا را نبینیم و از ظرفیت همه گویشها بهره لازم رو ببریم. تا بلایی که دامنگیر فارسی شد. دامنگیر ما نشه. در زبان فارسی هم میشود خیلی از واژههای زبانهای رایج در ایران رو جایگزین واژههای خارجی کرد که در این صورت زبان را چالاک و فربه میکند. ولی فرهنگستان فارسی به تلاش مذبوحانه در ساختن واژههای نَخوب و عجیب ادامه میده. امیدوارم که این مسیر را با توان و قدرت ادامه دهیم. نَخَهسَه و بِروهیت. در لری کهگیلویه و بویراحمد افتاو با روز متفاوت است و روز به معنی خورشید است را نمیدانستیم و جالب بود. خب ما از کجا بدانیم که در لُری کهگیلویه و بویراحمد خورشید چنین معادلی دارد اگر خود شما عزیزان مشارکت نکنید. اینکه فرموده اید فرهنگستان مرز و جغرافیا را گسترش دهد و از ظرفیت همه گویشهای لری در معادل گزینی بهره ببرد ما همواره حامی این رویه بوده ایم. یک مثال دم دستی از این نوع این است که برای بهترین معادل برای زنده_باد از همین لری جنوبی شما استفاده کردیم (واژه بروهی) درحالیکه این واژه در لرستان بختیاری و لرستان فیلی وجود نداشت ولی اکنون برای خیلیها شناخته شده است. نکته بعدی این است درست است که بسیاری از واژگان به کار رفته در بخش خبری قابل استفاده و مشترک بین همه لرهاست ولی در هر بخش خبری تمرکز روی لری یک شاخه است شما اخبار به لری کهگیلویه و بویراحمد با رعایت اصول و تایید فرهنگستان تهیه کنید در آنجا به جای هجری افتاوی از هجری روزی استفاده کنید. این خبرها بیشتر جنبه الگودهی و آزمایش دارد و دیکته اجباری یا قطعی و مطلق نیست‌. همچنین یادآور میشود که در شاخه زبانی لری به کار رفته در بخش های خبری افتاو به معنی خورشید است همان گونه که در لری بختیاری نیز چنین است. قبول داریم که باید از فارسلری نوشتن پرهیز کنیم و این رویه مورد حمایت ماست ولی هر واژه مشترکی با فارسی بدین معنی نیست که حتما ما آن را از فارسی گرفته ایم خیلی ها بخاطر ریشه مشترک است الآن واژه افتاو در لری با واژه آفتاب در فارسی و واژه هه_تاو در کردی همریشه است. واژه روز (خورشید) در لری با روژ در کردی به همین معنا همریشه است. اگر قرار باشد بخاطر همریشگی واژه ها را حذف کنیم که ۷۰ درصد کلمات زبان های جهان به علت همریشگی و خویشاوندی با زبان های دیگر باید حذف شود. اکنون خود کردها هم واژه هه_تاو را به علت همریشگی با فارسی حذف نکرده اند و کوچی_هه_تاوی در کردی رسمی سورانی یعنی هجری خورشیدی. یک نکته هم هست که خیلی مواقع در مورد واژگان مشترک با فارسی می بینیم شکل اصلی و ریشه ای کلمه پیش ماست و این فارسی بوده که آن را تغییر داده است چون خیلی ها فکر میکنند کلمات مشترک زبانهای غیر فارسی که تلفظ متفاوتی دارند اصل واژه حتما مال فارسی است و بقیه تلفظ تغییر یافته و محلی آن هستند. ممنون که به دانسته های ما در مورد معادلهای خورشید در لری افزودید و از این هم در سر جای خود استفاده خواهد شد. همه واژگان لری سرمایه کل زبان لری هستند.


  • خط الرسم لُری پاپریک

    حامد بهمئی از رامهرمز واژگان لری را با خط پاپریک نوشتند: کتۊ = سگ / گلۊ = گربه / قٱلا = کلاغ / کاڤٱ = گوسفند تقریبا یکساله / کاڤگ = کبک / پٱشٱ = پشه / شۉیین ، شۉهین = شاهین / بنگشت = گنجشک / گٱرگٱراک ٛ= مارمولک بزرگ / بٱق = قورباقه / مۉیی = ماهی / غدول = توله سگ / مٱهون = اسب ماده / گا = گاو / پول = گوساله ماده / گۉڌیم = عقرب / رۊڤٱ = روباه / باهندٱ = پرنده / شٱڤ گٱرد = خفاش / مورگ = مرغ / گۊسٱند = گوسفند.


  • علامت جمع لُری

    آیا علامت جمع《ل》در لُری مینجایی هم وجود دارد؟ همانگونه که میدانیم پرکاربردترین علامت جمع در لُری مینجایی یا است (البته با تلفظ ی خفیف ý که در فارسی وجود ندارد) بردیا bardýā: سنگ ها / داریا dārýā: درختان / گلیا golýā: گل ها. علامت پر کاربرد دیگر جمع《ون》است (که در حالت ختم به سکون نون آن ظاهر نمی‌شود) پیایو: مردان (ولی در حالتهای دیگر نون آن ظاهر میشود مثلا: پیایونئ که...) کرو: پسران / زنو: زنان. در مورد اینکه کجاها بیشتر از《یا》و کجاها بیشتر از《ون》استفاده می‌شود بعداً بحث خواهیم کرد. اما جالب است بدانید که علامت جمع ل در لُری مینجایی نیز وجود دارد ولی در برخی گویشها علامت جمع غالب، در برخی دیگر علامت جمع پر کاربرد و در برخی دیگر کم کاربرد است. در گویش لُری شوهانی《ل》علامت جمع غالب است. گویش لُری چگنی از لحاظ کاربرد علامت جمع《ل》دومین گویش پر کاربرد است. البته برخی از طوایف چگنی به طور کامل از علامت جمع《ل》استفاده می‌کنند. سومین گویش با نمونه های قابل توجه علامت جمع《ل》به گویش منطقه آبستان در شمال شرق خرم‌آباد برمی‌گردد. گویش لُری بالاگریوه ای چهارمین گویش است. البته در اشعار و ابیات کهن بالاگریوه ای علامت جمع مانند پیایل (مردان) و زنل (زنان) نیز دیده شده است. هنوز مشخص نیست که دقیقاً از چه زمانی کاربرد علامت جمع《ل》در خیلی از گویشهای لُری مینجایی کمرنگ شده است. از لحاظ پیوستار تغییرات زبانی نیز کمرنگ شدن علامت جمع《ل》در لُری مینجایی نیز سوال برانگیز است زیرا مثلا در غرب، لکی و کلهری و ایلامی از علامت جمع《ل》استفاده می‌کنند و همسایگان شرق شامل کل گویشهای لُربزرگ علامت جمع《ل》دارند ولی لُری مینجایی در این وسط علامت پر کاربرد آن《یا》است. دکتر کیانوش زهراکار (۱۳۹۰) در مقاله ای تحت عنوان "مروری بر همگرایی و تغییرات زبانی در گویش لُری فیلی" در نشریه سیمره و سایت لُر علت گرایش به جمع《یا》بجای《ل》را همگرایی با زبان رسمی در ادوار متاخر دانسته است.


  • حفظ زبان مادری《لُری》

    به گزارش صـدای ملت زبان جـزء جدایی ناپذیر زندگی بشـر اسـت؛ آدمی در قالـب و زنجیـره زبان بـه تفکر و اندیشـه میپـردازد، با زبـان ارتباطات اجتماعـیاش را برقـرار و تنظیـم میکنـد، در قالـب زبـان احساسـات و عواطفـش را بـروز داده وموجبـات آرامـش و نشـاط خویـش و اطرافیانش را فراهـم میآورد. اهمیـت حفـظ زبانهـای مـادری بدیـن جهـت اسـت کـه گاهـی در داخل یـک واژه از کلمـات آن دنیایـی از اطالعـات، باورهـا، سـنتها، دانشهـا،فرهنگهـا و اسـطورهها و تاریـخ یـک قـوم یا ملـت نهفته اسـت و با مرگ ایـن واژه حجـم عظیمـی از میـراث مانـدگار و ارزشـمند فرهنـگ و دانش بومـی از بیـن مـیرود! در واقـع از بیـن رفتـن زبـان یـک قوم مسـاوی با نابـودی آن ملت اسـت. از جملـه عواملـی کـه سـبب دوری و دلزدگـی از زبـان بومی، محلی شـده اسـت اسـتفاده از آن بـه منظـور تمسـخر و طنـز بی محتواسـت. بایـد در رسـانه ها و فضـای مجـازی زبان مـادری را بـه نوعـی ترویج داد کـه منجر بـه تقویـت آن شـود و نه اینکـه ابـزاری در جهت نابـودی زبانهـای بومی با شد. اخیـرا در برخـی از اسـتانهـای غرب کشـور شـاهد زنده شـدن فرهنگ بومـی، محلـی اعـم از لبـاس هـای محلـی نسـبت بـه گذشـته شـده ایم امـا آیـا تنهـا با پوشـیدن لبـاسهـای محلی هـر قوم مـیتـوان فرهنگ و اصالـت آن قـوم را زنـده نگـه داشـت؟! متاسـفانه به سـرعت بـرق و باد در کشـور شـاهد انقراض و فراموشـی زبـانهای بومـی_محلی در کشـور هسـتیم بـه گونه‌ای کـه حتی برخـی دیگر تکلم نمـیشـوند. از جمله زبانهـای بومی مـیتوان به زبـان لُری اشـاره کرد که نسـبت به گذشـته کمتر مـورد اسـتقبال قرار مـیگیرد. مهندس محسن امیری در اینباره میگویـد: اگر در گفتار صادق هسـتید و در کردار راسـخ اگـر هدفتان کسـب شـهرت از تشـییع پیکر بی جـان فرهنگ و سـبقه لُر نیسـت ،اگر در پی پرکردن جیب مبارک ازگردهمایی های قوم لُر نیستید کارخاصی نکنید، لُری_تکلم_کنید در شـرایطی کـه زبـان لُری را تـا چند سـال آینـده در بـرگهـای کهنه تاریـخ بایگانـی کـرده ایم؛ بـه گلونـی مفتخـر خواهیم بود که منتسـب اسـت بـه فرهنگی کـه بواسـطه اضمحلال زبانـش از بین رفته اسـت. دیگـر حتی یک فردوسـی لُر هم نمـیتواند بـه داد زبان لُر برسـد، چراکه فرزندانـش بـا تمـام وجـود تیشـه بـه ریشـه پیکر بـی جان ایـن کهن درخت خشـکیده مـیزنند. امـروز نقطـه عطـف فرهنـگ بـا شـکوه لُر اسـت دقیقـا هنگامـه آن اسـت کـه نـام مان بـه ننـگ در تاریـخ لُر ثبت شـود. مـا مردمی هسـتیم کـه زبـان لُری را بـه نسـل بعد انتقـال نخواهیـم داد. دقیقـا مردمـی کـه فرهنـگ لُر را نابـود مـیکنند. بـا ایـن وجـود دل خوشـیم بـه همایـشهـا و حـرکات نمادیـن کـه البته در جـای خویـش نیکوسـت.



آخرین مقالات