چهار شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نفت و بختیاری

اولین و قدیمی ترین اثری که به روابط بختیاری ها با انگلیس ها در سده نوزدهم اشاره کرده، کتاب ایران تالیف سرجان مالکم است.

نفت و بختیاری

مالکم که خود در زمره طلایه داران ایجاد روابط دولت انگلستان و پادشاهی ایران در دوره قاجار به حساب می آید، در کتاب خود، در جایی که به بحث پیرامون وضع نظامیان و ارتش ایران می پردازد ، از افواجی موسوم به جانباز در سپاهیان عباس میرزا یاد کرده مینویسد: 

جانباز افواجی هستند که به خود پادشاه متعلق اند. اگرچه در نام با عدد سرباز موافقت دارند، اما در حقیقت از هشت یا نه هزار بیش نیستند و مواجب و لباس و تربیت شان مثل افواج عباس میرزا نیست. 
از این جمله بختیاری ها هستند و از صاحب منصب که به تعلیم ایشان مشغول بود ، منقول است که این کوهستانی ها از جمیع افواجی که در خدمت اند سریع الانتقال تر و بیشتر قابل تعلیم اند. (سرجان مالکم، تاربخ ایران. ترجمخ میرزا حیرت. تهران، دنیای کناب. ۱۳۶۲. ج ۲ ص ۲۵۷)

این میزان دقت در امادگی نظامی بختیاری ها در ابتدای دوره قاجار و در جنگ های ایران و روس نکته ای نبود که از دید تیزبین انگلیسی ها و ماموران آنها نادیده بماند و به روی آنها ، به صورت احتمالی حساب باز نکنند. افسر انگلیسی که کار تربیت بختیاری ها را بر عهده داشت، سروان ایساک هارت نام داشت.

لایارد از شفیع خان وزیر محمدتقی خان کنورسی چهارلنگ بعنوان کسی که چند سال زیر نظر او تعلیم دیده نام میبرد. بدین ترتیب اولین ارتباط و برخوردهای بین بختیاری و انگلیس و ماموران نظامی آنها در زمان عباس میرزا نایب السلطنه بوجود آمد. در همین راستا ، استالکر روزنامه نگار و جهانگرد انگلیسی در سال ۱۸۳۱م/۱۲۴۶ق و یکی از نظامیان مشهور انگلیسی بنام سرهنری راولینسون که بعدها به وزیر مختاری سفارت انگلیس در تهران نیز رسید، در سال ۱۸۳۵م از مناطق بختیاری گذر کردند. اما همان طور که قبلا گفته شد مشهورترین چهره ای که تا زمان سلطنت محمدشاه به میان بختیاری ها رفت و تلاش زیادی نیز برای ایجاد ارتباط با آنها انجام داد، سر اوستن هنری لایارد کاشف معروف تمدن آشور و نینوا بود.



قیام محمد تقی خان بختیاری و اولین ارتباط با انگلیسی ها

در دوران سلطنت محمدشاه قاجار دولت ایران تصمیم به تصرف هرات گرفت و درهمین سال ها بود که محمد تقی خان که سودای تشکیل کشور بختیاری را داشت در منطقه بختیاری علیه دولت مرکزی تمرد آغاز کرد . محمد تقی خان سه بار علیه دولت مرکزی شورش کرد و علی رغم موفقیت های بسیاری که داشت درست در لحظه ای میتوانست افسار قدرت را کامل بدست بگیرد و قاجار را کنار بزند در اخر سر بواسطه خیانت یک عده جیره خار شکست میخورد

شورش اول

خان اولین بار در سال 1249ق و در واپسین ایام سلطنت فتحعلی شاه قاجار شورش کرد.  و در ان ایام شاه بیمار بود و از دنیا رفت.

 

شورش دوم 

پس از مرگ فتحعلی شاه، خان بختیاری بر دامنه نفوذ و تاخت و تاز خود افزود و تا نواحی نزدیک به کاشان پیش رفت و مالیات این مناطق را به نفع خود تصرف کرد. بنابرین بدنبال روی کار امدن شاه جدید ـ محمد شاه ـ سرکوبی خان بختیاری ضرورت یافت. شاه بهرام میرزا معزالدوله را مامور سرکوب خان کرد. اما پس ازمدتی کار با وساطت افرادی همچون هنری راولینسون انگلیسی که بعنوان مستشار نظامی سپاه ایران را همراهی میکرد به مصالحه کشید.

شورش سوم

سومین شورش محمد تقی خان علیه دولت مرکزی در بحبوبه درگیری نیروهای ایرانی برای تصرف هرات بود و لایارد در این ایام در کنار محمدتقی خان به سرمی برد . خان از تیرگی روابط بین ایران و انگلیس و در نتیجه قطع روابط سیاسی بین دو کشور آگاه بود و از تصرف جزیره خارک توسط قوای نظامی انگلیس اطلاع داشت و امیدوار بود که در صورت تقابل بین ایران و انگلیس از فرصت استفاده کرده و استقلال خود را در برابر دولت مرکزی اعلام کند.

ادامه دارد.......

 

16 نظر

  • محسن

    درود بر ایل بختیاری،درود بر برادران و همتباران لر


  • نفت و بختیاری ها صفحه ۱۶۸

    لورهای بختیاری فقط ۳ درصد از سود استخراج و فروش نفت بهشان میرسید و سرگرد نوعل در نامه ای به آرنولد ویلسون نماینده ارشد سیاسی مقیم در خلیج فارس و بین النهرین نکات جنجال برانگیزی را مطرح کرد که باعث تبادل یک رشته از مکاتبات بین نوعل ، وزارت خارجه و شرکت نفت ایران و انگلیس شد که به لحاظ اهمیت محتوای این مکاتبات و طرح دیدگاه های مربوطه مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. نوعل در نامه ی خود به ویلسون نوشت:شما واقف هستید که ترتیبی که آنها ( خوانین ) به موجب آن ، یک سهم سه درصدی از اسهام شرکت های ( بختیاری و بهره برداری اولیه ) را به دست آورده اند ، همیشه خاطر آنها را آزرده است. در طول جنگ ، مبلغان آلمانی در این زمینه کار کردند و این موضوع را در گوش خوانین خواندند که به قول ایرانی ها ، شرکت نفت ایران و انگلیس به سرشان شیره مالیده است و هیچ کجای دنیا ، صاحبان اراضی نفت خیز ( لورهای بختیاری ) اراضی خود را این چنین تا حد سه درصد اسهام واگذار نمی کنند!!! سازمان اسناد ملی ایران ، شماره ۱۰۰۲ / ۳۰ ، ۲ رمضان ۱۳۳۳ قمری. ملاحظه بفرمایید که سادگی و سلیمی لورهای بختیاری ریشه در تاریخ دارد و خوانین طبق طبع و عادات خود و عدم اتحاد و دلخوش بودن به سودی ناچیز ، چگونه در مقابل غارت نفت مسجد سلیمان سکوت کردند؟ و بیگانگان چگونه کمر به غارت نفت در گذشته بستند!!!


  • فرهاد شیراوند

    نفت در لرستانات است اما دلار در کویرستان. نفت که ملی نشد ، آری نفت ملی نشد ، بلکه فارسی شد .


  • رجب زاده

    ۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹ روزی که نفت محلی شد نه ملی !!! پول فروش نفت در این سالها فقط خرج پایتخت و شهرهای اقماری و کویری ایران شده است.


  • شفیعی

    دوباره چاه کندن کردی آغاز … بکش بالا دوباره نفت یا گاز / حلالت باد تهران ! هر چه دارم … فدای تو ارادتمند اهواز / نرفته از سرم یادت عزیزم … فدای حجم و ابعادت عزیزم / بریز اصلا تمام نفت ما را … به پای برج میلادت عزیزم .


  • نهاوندی

    چاه های نفت در دهلران _ گچساران _ پلدختر و مسجدسلیمان لر نشین است اما پالایشگاه و پتروشیمی در تهران و اصفهان و تبریز و شیراز است. نفت در لرستانات است اما صنعت و پول و کار در شهرهایی است که کیلومترها با چاه های نفت فاصله دارند. اگر مردم لر مطالبه گر بودند و شعور سیاسی و قومی داشتند باید فارسهای کویر نشین در لرستان و بختیاری و خوزستان و کهگیلویه و ایلام کارگری میکردند نه اینکه لرهای صاحب نفت و آب در اصفهان و تهران و شیراز پی کارگری بودند. صدای کرنایی مگر بیدار سازد قومم را از خواب سه هزار ساله !!!


  • گچساران

    لرستان سرزمین طلای سیاه و بخت سیاه است. میدان نفتی گچساران واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد دومین میدان بزرگ نفتی ایران است که با ۶۷ میلیارد بشکه نفت پس از میدان نفتی اهواز دومین میدان بزرگ نفتی ایران است و روزانه ۴۸۰ هزار بشکه نفت خام از مخازن آسماری و بنگستان میدان گچساران تولید میکنند جالب اینجاست که این استان لر نشین کهگیلویه و بویر احمد به اندازه کل کشور امارات دارد نفت تولید میکند اما رتبه نخست فقر و بیکاری را دارد !!!


  • باجلان

    از نفت شعار و لوله اش سهم لراست ، از جنگ فقط گلوله اش سهم لراست / تا بی کس و بدبخت و مهاجر باشد ، کیف و چمدان و کوله اش سهم لراست .


  • چرا بلاد لر نشین فاقد پالایشگاه هستند؟

    اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان، به ثمر نشست و تمام بلاد لر نشین سرشار از منابع نفت هستند اما هیچ پالایشگاه و پتروشیمی بزرگی در شهرهای لر نشین نیست !!! تمام پالایشگاه های نفت در تهران و تبریز و اصفهان و کرمانشاه و شیراز است ! شهرستان پلدختر لرستان دارای ذخایر قابل توجه نفت خام بوده و روزانه ۵ هزار بشکه نفت برای فرآوری به کرمانشاه ارسال میشود !!! از سوی دیگر شاهد انتقال بخش قابل توجهی از نفت خام توسط لوله سراسری از لرستان هستیم به همین دلیل ضرورت احداث پالایشگاه نفت برای پلدختر امری ضروری است.


  • بردین آروند

    بنجامین فرانکلین:هر جامعه ای که ذره ای از آزادی خود بگذرد تا اندکی امنیت بدست آورد ، نه لایق آزادی است و نه لایق امنیت ، در نهایت هر دو را از دست خواهد داد. به راستی حق ما لرها کجاست ؟ حق فرزندان ما کجاست ؟ تمام آب و نفت ایران از بلاد لر نشین است اما آیا خودمان حتی به اندازه امکانات اولیه در آن سهیم نیستیم ؟ عدالت و انسانیت کجاست ؟ پان پارس ها چرا در این، موارد لال هستند؟ آیا از ظلم روا شده بر مردم لر بی خبرید ؟ بعد از سالها در کدام مظاهر زندگی مردم مظلوم لر تغییری ایجاد شده ؟ چرا شاهد پیشرفت آسانسوری دردانه های کویر نشین و غوطه وری مناطق لر نشین در فقر و محرومیت هستیم ؟ ملتی که به حداقل ها قناعت کند حداکثر ستم را بر آنها روا خواهند داشت.


  • حمایت دستگاه های دولتی از تیمهای ؛ سپاهان ، سایپا و پیکان!

    کارخانجات دولتی برخلاف قانون از تیمهای فوتبال سپاهان اصفهان ، سایپا و پیکان حمایت مالی و رسانه ای میکنند ولی از تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان هیچگونه حمایتی نمیکنند! این چه عدالتی است که فولاد مبارکه سپاهان در اصفهان میتواند به سپاهان کمک کند اما وزارت نفت به تیم فوتبال لیگ برتری نفت مسجدسلیمان نمیتواند کمک کند؟؟؟ این چه عدالتی است که در تهران کارخانه ایرانخودرو و سایپا که دولتی هستند میتوانند به تیمهای پیکان و سایپا کمک کنند اما وزارت نفت حق هزینه برای تیم ریشه دار نفت مسجدسلیمان را ندارد؟؟؟ اینها ناعدالتی است! اگر ارگانهای دولتی حق هزینه برای تیمهای فوتبال را ندارند ، هیچ تیمی نباید از امکانات دولت استفاده کند نه اینکه برخی از امکانات بهره ببرند و بعضیها نه!!! بیشتر تیمهای فوتبال ما چه در لیگ برتر و چه در لیگ یک دولتی هستند. یعنی اکثر قریب به اتفاق آنها. اما بعضی از آنها بودجه مصوب دارند و بعضی از آنها نه! مثل نفت مسجدسلیمان که به این بهانه قربانی حضور در لیگ برتر میشود و با بی پولی دست و پنجه نرم میکند و با این وضعیتی که دارد احتمالأ مهمان یکساله لیگ برتر خواهد بود!!! قانونی در مجلس مصوب شده که بر این اساس وزارت نفت نمیتواند تیمهای حاضر در لیگ برتر فوتبال را ساپورت مالی کند! اما منعی برای هزینه در تیمهای حاضر در دسته اول ندارد و حتی میتواند تیمهای دیگر رشته ها را در هر رده ای حمایت کند! واقعأ مانده ایم این چه قانونی است که به بهانه آن قرار است تیم نفت مسجدسلیمان قربانی شود؟ به شهر مسجدسلیمان شهر اولینها که میروی ، غبار محرومیت و فقر را میبینی اما مردمی دلخوش دارد و دلخوشی شان به تیمی است به نام نفت مسجدسلیمان! تیمی که در همین سالهای اندک حضور در سطح اول معرف بازیکنان خوبی بوده است از جمله بازیکنی مثل وحید امیری چگنی که در جام جهانی ۲۰۱۸ یکی از بهترین های ایران است و بخصوص بعد از لایی به پیکه مورد توجه رسانه ها قرار گرفت! جالب است اولین اکتشاف نفت در شهر مسجدسلیمان انجام شده و این شهر ، شهر اولینهاست و حتی فوتبال از این شهر سربلند کرد اما تیم شهر نفت خیز مسجدسلیمان ندار و بی پول است!!! لرها به تبعیض عادت دارند. الان ترکهای فارس تیم قشقایی شیراز دارند اما لرهای خوزستان نمیتوانند تیم بختیاری اهواز داشته باشند! از کدام کانال پول و بودجه میلیاردی در اختیار تیمهای پایتخت ( استقلال و پرسپولیس ) میگذارند؟ مگر همین پول نفت مناطق لر نشین نیست که خرج تیمهای تهرانی میشود؟ پس چرا نفت مسجدسلیمان را حمایت نمیکنند؟


  • پروژه کویر سبز

    مهندس جعفر شریف امامی سال ۱۳۲۵ شمسی رییس شبکه آبرسانی ایران بوده و در کتاب خاطراتش مینویسد:کاشان خشک بود و آب نداشت و اینان یک آب انبار بزرگ داشتند که پر از لاشه جاندار و حشره بود و از آن آب میخوردند و مردم به دلیل کثیفی و عدم نظافت زیر پوستشان کرم می افتاد! حالا کاشان دانشگاه صنعتی ، دانشگاه دولتی، دانشگاه آزاد ، پیامنور ، غیر انتفاعی و ده ها شهرک صنعتی مجهز دارد! آن زمان که کویر نشینان در فقدان آب ، سردابه هایشان مملو از کرم و لجن بود لرها از سخاوت چشمه ها و سرابها آب سرد و گوارا می نوشیدند همچنین وجود آثار و ابنیه باستانی نمایشگر وضعیت قابل قبول از رفاه و زندگی مطلوب لرها بوده است. استان کویری سمنان که حتی آب نوشیدن ندارند و میخواهند از دریای خزر برایشان آب انتقال دهند چرا باید ۱۱ کارخانه بزرگ تولید فولاد داشته باشد؟ چرا صنایع آب بر در کنار سواحل یا مناطق پر آب ایران احداث نمیشود؟ اسامی کارخانجات فولاد سمنان:کارخانه فولاد سمنان / جهان فولاد سمنان / کارخانجات نورد سمنان / مجتمع فولاد بارز / شرکت فولاد کویر دامغان / شرکت نورد گرم سمنان / مجتمع فولاد فجر سمنان / شرکت فولاد نوین سمنان / شرکت دانا فولاد سمنان / مجتمع فولاد شاهرود / شرکت نورد فولاد صنعتی سمنان / پتروشیمی کربنات سدیم سمنان / پتروشیمی مروارید سمنان / شرکت شیمیایی انرژی سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی قدس سمنان / نیروگاه شهید باکری سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی سمنان و … فقط لرها در ایران غریب نشین هستند!


  • سهم لرها از ثروت ملی

    اولین چاه نفت ایران و خاورمیانه در سهر لر نشین مسجدسلیمان به بهره برداری رسید و سپس از طریق لوله کشی به پالایشگاه وبندر آبادان منتقل شد. سرچشمه و منشأ تمام سفره های نفتی از بلاد لر نشین است. چاههای نفت وگاز از سرزمین اجدادی ما لرها تراوش میشود و به رگ اقتصادی ایران تزریق میشود. حالا سهم نیروهای بومی تحصیلکرده ما از این نعمت خدادادی و ثروت سرزمینی چیست؟ نفت از شهرهای ما تراوش میشود اما پالایشگاه و پتروشیمی در اصفهان ، تهران ، تبریز و شیراز است!!! نیروهای شاغل در صنعت نفت و گاز و سدهای واقع در جغرافیای لرستانات چند درصد بومی هستند؟ رودهایی که از کوههای ما سرچشمه میگیرد چه دردی از باغات و زمینهای کشاورزی دیم ما را دوا کرده است؟بیش از ۸۰ % پرسنل پتروشیمی خرم آباد اهل تبریز هستند! تبعیض استخدامی چرا باید برای نیروی بومی باشد؟ چرا این اتفاقات ناگوار فقط باید برای لرها رخ دهد؟ ما که نه بازارچه مرزی داریم، نه قاچاقی از مرزها وارد میکنیم، نه ادعای تجزیه طلبی داریم، پس چرا باید مستحق این همه محرومیت اقتصادی باشیم؟ معمولأ بخاطر همین فقراقتصادی و بیکاری، در دنیای مجازی و محافل نشست و برخاست اسباب مضحکه اوقات فراغت و سوژه جوک نژادی میشویم! نالایقی مدیریتی شان را زیر خرباری از جوک متهوع پنهان میکنند. وقتی هم برای احقاق خود تضییع شده مان به ادارات و سازمانها مراجعه میکنیم هیچکس پاسخگوی ما نیست! استانهای فارس زبان در صدر سرانه سپرده گذاری هستند مثل:تهران ، اصفهان ، یزد ، شیراز ، قم ، سمنان ، البرز و… این یعنی مرکزگرایی! سرانه سپرده گذاری در کهگیلویه ۱۷۰۰ تومان است ولی مردم تهران ۲۰ برابر بیشتر از کهگیلویه است. کهگیلویه ای که روزی ۵۰۰ هزار بشکه نفت معادل کشور امارات تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! درآمد سرانه هر شهروند تهرانی در سال ۱۳۹۵ مبلغ ۵ میلیون تومان بوده درحالیکه متوسط درآمد یک شهرستانی فقط ۳۰۰ هزارتومان است! این تفاوت فاحش، عدم توزیع عادلانه ثروت را نشان میدهد. تهران واصفهان به تنهایی ۶۲ درصد از کل تسهیلات بودجه کشور را از آن خود کردند. حدود ۶۰ درصد از پول کل کشور در تهران است. چهل درصد صنایع بزرگ ایران در تهران است. یک سوم تولید ناخالص داخلی ایران در اصفهان تولید میشود. اگر فکر کنید می بینید برنامه هایی در کار است که یک منطقه قومیتی کویری را آباد کند و یک منطقه قومیتی سرشار از نفت و گاز و آب و بنادر و راههای استراتژیک را تعمدأ عقب نگه دارد. هشتاد درصد سپرده بانکی لرستان صرف سرمایه گذاری در کلانشهرها میشود. کل سپرده های ایران در بانکها ۶۱۵ هزار میلیارد تومان است که ۳۸۵ هزار میلیارد تومان در تهران است. سهم تهران در نظام بودجه ریزی کشور ۵۳ درصد کل تسهیلات کشور است! فقر ، ناآگاهی و خرافه پرستی مردم لر در عدم دستیابی ما به توسعه سهیم است. توزیع نابرابر درآمدها ، عدم بهره مندی مطلوب اقشار کم درآمد جامعه از امکانات عمومی ، فقدان یک نظام جامع و فراگیر تأمین اجتماعی و… موجب نابرابری ناحیه ای و شکاف اقتصادی شده است. در اصل ۴۸ قانون اساسی آمده که توزیع ثروت و درآمد و امکانات باید در جامعه به طور مساوی و عادلانه تقسیم شود! استعمارگر همیشه در پی آزار مستعمره خویش است و استعمارشرقی به مراتب از استعمارغربی خطرناکتر است. بشر یک موجود منفعت طلب است همه در پی کسب منفعت خود هستند. آیا اصفهان با گز / یزد با باقلوا / کرمان با زیره / قم با سوهان / مشهد با فیروزه / اراک با سنجد / کاشان با قالی / و تبریز با کفش، صنعتی و پیشرفته شدند؟ با آب انتقالی لرها به کویر در اصفهان بزرگترین آکواریوم خاورمیانه را ساختند. در قم دریاچه ۸ هکتاری جوان و در یزد دریاچه های مصنوعی ساختند که سالی ۱۱۰۰ تن ماهی تولید میکند! فقط لرها در ایران غربت نشین هستند. آیا ما لرها از ایرانی بودن سهمی میبریم؟


  • بختیاری

    چاه های نفت و تأسیسات نفتی در خوزستان در کنار روستاهایی هستند که آب خوردن ندارند! آیا این قابل قبول است؟ در مسجدسلیمان که اولین چاه نفت خاورمیانه و ایران به ثمر رسید و چه مناطق بختیاری شمال و شرق خوزستان هنوز مردم در احتیاجات اولیه مانده اند. این مناطق را تا کسی نبیند باور نمیکند خب لرهای بختیاری حق دارند نسبت به این تبعیض نژادی _ قومی معترض باشند. مردمان لر ، عرب ، بوشهری ، دزفولی ، شوشتری ، بهبهانی و مهاجران فارس در خوزستان حضور دارند ولی متأسفانه نگاه دولت به این استان امنیتی است و یکی از علل تغییرات فکری و گسترش بحثهای قومگرایانه همین برخورد نامناسب و ناعادلانه به جوانان خوزستانی است. نباید فضای خوزستان امنیتی باشد برخی گروه های سیاسی منافعی دارند که قومیت را بهانه حذف دیگری میکنند مثلأ فلان فارس زبان برای اینکه فلان پست را به عرب تباری ندهد فضای امنیتی درست میکند. مردم خوزستان از هر تباری که باشند وطنشان را دوست دارند و ملی فکر میکنند. مردم خوزستان صدها سال است که در کنار هم زندگی میکنند و منافع مشترک دارند و پیوندهای خویشاوندی زیادی میان آنان صورت گرفته و نمیتوان آنها را از هم تفکیک کرد. بیشترین دغدغه خوزستانیها ثبات اقتصادی و حل معضل بیکاری است. دولت باید بجای صنعتی کردن شهرهای کویری مثل یزد و اصفهان که آب ندارند صنعت را به خوزستان بیاورد که هم ساحل دارد هم آب و هم به بنادر جهت صادرات نزدیک است دولت میتواند خوزستان را به قطب صنعتی ایران تبدیل کند.


  • پولادوند

    شاهان بی ارزش قاجار از برقراری سیاست صحیح اقتصادی ناتوان بودند و بطور فزاینده ای منابع اقتصادی ایران را در إزای مبلغ ناچیزی پول که احتیاجات مالی ضروری آنها را برآورده میکرد به صاحب امتیازان خارجی واگذار میکردند. نفت یکی از آن ثروتهایی بود که شاهان قاجار اصلا در مورد ارزش آن بی خبر بودند و مظفرالدین شاه میگفت : همان بهتر که آن ماده بد بو را ببرند! زمان پهلوی در اکتبر سال ۱۹۵۱ میلادی تمام تکنسین های بریتانیایی اخراج شده و صنعت نفت بدست ایرانیها افتاد اما فقط ۱۰٪ صنعت نفت بکار خود ادامه میداد زیرا ایران از تولید و عرضه آن به بازار ناتوان بود.


  • شاهین ماسوری

    باید در شهرهای کویری روز ملی شدن صنعت نفت را جشن بگیرند. ایکاش همان طوری که صنعت نفت ملی شد درآمد حاصل از فروش نفت هم ملی میشد. تنها فایده ملی شدن صنعت نفت تعطیلی روزش بود وگرنه مردم ما خیری از نفت ندیدند.



آخرین مقالات