پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نفت و بختیاری

اولین و قدیمی ترین اثری که به روابط بختیاری ها با انگلیس ها در سده نوزدهم اشاره کرده، کتاب ایران تالیف سرجان مالکم است.

نفت و بختیاری

مالکم که خود در زمره طلایه داران ایجاد روابط دولت انگلستان و پادشاهی ایران در دوره قاجار به حساب می آید، در کتاب خود، در جایی که به بحث پیرامون وضع نظامیان و ارتش ایران می پردازد ، از افواجی موسوم به جانباز در سپاهیان عباس میرزا یاد کرده مینویسد: 

جانباز افواجی هستند که به خود پادشاه متعلق اند. اگرچه در نام با عدد سرباز موافقت دارند، اما در حقیقت از هشت یا نه هزار بیش نیستند و مواجب و لباس و تربیت شان مثل افواج عباس میرزا نیست. 
از این جمله بختیاری ها هستند و از صاحب منصب که به تعلیم ایشان مشغول بود ، منقول است که این کوهستانی ها از جمیع افواجی که در خدمت اند سریع الانتقال تر و بیشتر قابل تعلیم اند. (سرجان مالکم، تاربخ ایران. ترجمخ میرزا حیرت. تهران، دنیای کناب. ۱۳۶۲. ج ۲ ص ۲۵۷)

این میزان دقت در امادگی نظامی بختیاری ها در ابتدای دوره قاجار و در جنگ های ایران و روس نکته ای نبود که از دید تیزبین انگلیسی ها و ماموران آنها نادیده بماند و به روی آنها ، به صورت احتمالی حساب باز نکنند. افسر انگلیسی که کار تربیت بختیاری ها را بر عهده داشت، سروان ایساک هارت نام داشت.

لایارد از شفیع خان وزیر محمدتقی خان کنورسی چهارلنگ بعنوان کسی که چند سال زیر نظر او تعلیم دیده نام میبرد. بدین ترتیب اولین ارتباط و برخوردهای بین بختیاری و انگلیس و ماموران نظامی آنها در زمان عباس میرزا نایب السلطنه بوجود آمد. در همین راستا ، استالکر روزنامه نگار و جهانگرد انگلیسی در سال ۱۸۳۱م/۱۲۴۶ق و یکی از نظامیان مشهور انگلیسی بنام سرهنری راولینسون که بعدها به وزیر مختاری سفارت انگلیس در تهران نیز رسید، در سال ۱۸۳۵م از مناطق بختیاری گذر کردند. اما همان طور که قبلا گفته شد مشهورترین چهره ای که تا زمان سلطنت محمدشاه به میان بختیاری ها رفت و تلاش زیادی نیز برای ایجاد ارتباط با آنها انجام داد، سر اوستن هنری لایارد کاشف معروف تمدن آشور و نینوا بود.



قیام محمد تقی خان بختیاری و اولین ارتباط با انگلیسی ها

در دوران سلطنت محمدشاه قاجار دولت ایران تصمیم به تصرف هرات گرفت و درهمین سال ها بود که محمد تقی خان که سودای تشکیل کشور بختیاری را داشت در منطقه بختیاری علیه دولت مرکزی تمرد آغاز کرد . محمد تقی خان سه بار علیه دولت مرکزی شورش کرد و علی رغم موفقیت های بسیاری که داشت درست در لحظه ای میتوانست افسار قدرت را کامل بدست بگیرد و قاجار را کنار بزند در اخر سر بواسطه خیانت یک عده جیره خار شکست میخورد

شورش اول

خان اولین بار در سال 1249ق و در واپسین ایام سلطنت فتحعلی شاه قاجار شورش کرد.  و در ان ایام شاه بیمار بود و از دنیا رفت.

 

شورش دوم 

پس از مرگ فتحعلی شاه، خان بختیاری بر دامنه نفوذ و تاخت و تاز خود افزود و تا نواحی نزدیک به کاشان پیش رفت و مالیات این مناطق را به نفع خود تصرف کرد. بنابرین بدنبال روی کار امدن شاه جدید ـ محمد شاه ـ سرکوبی خان بختیاری ضرورت یافت. شاه بهرام میرزا معزالدوله را مامور سرکوب خان کرد. اما پس ازمدتی کار با وساطت افرادی همچون هنری راولینسون انگلیسی که بعنوان مستشار نظامی سپاه ایران را همراهی میکرد به مصالحه کشید.

شورش سوم

سومین شورش محمد تقی خان علیه دولت مرکزی در بحبوبه درگیری نیروهای ایرانی برای تصرف هرات بود و لایارد در این ایام در کنار محمدتقی خان به سرمی برد . خان از تیرگی روابط بین ایران و انگلیس و در نتیجه قطع روابط سیاسی بین دو کشور آگاه بود و از تصرف جزیره خارک توسط قوای نظامی انگلیس اطلاع داشت و امیدوار بود که در صورت تقابل بین ایران و انگلیس از فرصت استفاده کرده و استقلال خود را در برابر دولت مرکزی اعلام کند.

ادامه دارد.......

 

23 نظر

  • محسن

    درود بر ایل بختیاری،درود بر برادران و همتباران لر


  • نفت و بختیاری ها صفحه ۱۶۸

    لورهای بختیاری فقط ۳ درصد از سود استخراج و فروش نفت بهشان میرسید و سرگرد نوعل در نامه ای به آرنولد ویلسون نماینده ارشد سیاسی مقیم در خلیج فارس و بین النهرین نکات جنجال برانگیزی را مطرح کرد که باعث تبادل یک رشته از مکاتبات بین نوعل ، وزارت خارجه و شرکت نفت ایران و انگلیس شد که به لحاظ اهمیت محتوای این مکاتبات و طرح دیدگاه های مربوطه مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. نوعل در نامه ی خود به ویلسون نوشت:شما واقف هستید که ترتیبی که آنها ( خوانین ) به موجب آن ، یک سهم سه درصدی از اسهام شرکت های ( بختیاری و بهره برداری اولیه ) را به دست آورده اند ، همیشه خاطر آنها را آزرده است. در طول جنگ ، مبلغان آلمانی در این زمینه کار کردند و این موضوع را در گوش خوانین خواندند که به قول ایرانی ها ، شرکت نفت ایران و انگلیس به سرشان شیره مالیده است و هیچ کجای دنیا ، صاحبان اراضی نفت خیز ( لورهای بختیاری ) اراضی خود را این چنین تا حد سه درصد اسهام واگذار نمی کنند!!! سازمان اسناد ملی ایران ، شماره ۱۰۰۲ / ۳۰ ، ۲ رمضان ۱۳۳۳ قمری. ملاحظه بفرمایید که سادگی و سلیمی لورهای بختیاری ریشه در تاریخ دارد و خوانین طبق طبع و عادات خود و عدم اتحاد و دلخوش بودن به سودی ناچیز ، چگونه در مقابل غارت نفت مسجد سلیمان سکوت کردند؟ و بیگانگان چگونه کمر به غارت نفت در گذشته بستند!!!


  • فرهاد شیراوند

    نفت در لرستانات است اما دلار در کویرستان. نفت که ملی نشد ، آری نفت ملی نشد ، بلکه فارسی شد .


  • رجب زاده

    ۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹ روزی که نفت محلی شد نه ملی !!! پول فروش نفت در این سالها فقط خرج پایتخت و شهرهای اقماری و کویری ایران شده است.


  • شفیعی

    دوباره چاه کندن کردی آغاز … بکش بالا دوباره نفت یا گاز / حلالت باد تهران ! هر چه دارم … فدای تو ارادتمند اهواز / نرفته از سرم یادت عزیزم … فدای حجم و ابعادت عزیزم / بریز اصلا تمام نفت ما را … به پای برج میلادت عزیزم .


  • نهاوندی

    چاه های نفت در دهلران _ گچساران _ پلدختر و مسجدسلیمان لر نشین است اما پالایشگاه و پتروشیمی در تهران و اصفهان و تبریز و شیراز است. نفت در لرستانات است اما صنعت و پول و کار در شهرهایی است که کیلومترها با چاه های نفت فاصله دارند. اگر مردم لر مطالبه گر بودند و شعور سیاسی و قومی داشتند باید فارسهای کویر نشین در لرستان و بختیاری و خوزستان و کهگیلویه و ایلام کارگری میکردند نه اینکه لرهای صاحب نفت و آب در اصفهان و تهران و شیراز پی کارگری بودند. صدای کرنایی مگر بیدار سازد قومم را از خواب سه هزار ساله !!!


  • گچساران

    لرستان سرزمین طلای سیاه و بخت سیاه است. میدان نفتی گچساران واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد دومین میدان بزرگ نفتی ایران است که با ۶۷ میلیارد بشکه نفت پس از میدان نفتی اهواز دومین میدان بزرگ نفتی ایران است و روزانه ۴۸۰ هزار بشکه نفت خام از مخازن آسماری و بنگستان میدان گچساران تولید میکنند جالب اینجاست که این استان لر نشین کهگیلویه و بویر احمد به اندازه کل کشور امارات دارد نفت تولید میکند اما رتبه نخست فقر و بیکاری را دارد !!!


  • باجلان

    از نفت شعار و لوله اش سهم لراست ، از جنگ فقط گلوله اش سهم لراست / تا بی کس و بدبخت و مهاجر باشد ، کیف و چمدان و کوله اش سهم لراست .


  • چرا بلاد لر نشین فاقد پالایشگاه هستند؟

    اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان، به ثمر نشست و تمام بلاد لر نشین سرشار از منابع نفت هستند اما هیچ پالایشگاه و پتروشیمی بزرگی در شهرهای لر نشین نیست !!! تمام پالایشگاه های نفت در تهران و تبریز و اصفهان و کرمانشاه و شیراز است ! شهرستان پلدختر لرستان دارای ذخایر قابل توجه نفت خام بوده و روزانه ۵ هزار بشکه نفت برای فرآوری به کرمانشاه ارسال میشود !!! از سوی دیگر شاهد انتقال بخش قابل توجهی از نفت خام توسط لوله سراسری از لرستان هستیم به همین دلیل ضرورت احداث پالایشگاه نفت برای پلدختر امری ضروری است.


  • بردین آروند

    بنجامین فرانکلین:هر جامعه ای که ذره ای از آزادی خود بگذرد تا اندکی امنیت بدست آورد ، نه لایق آزادی است و نه لایق امنیت ، در نهایت هر دو را از دست خواهد داد. به راستی حق ما لرها کجاست ؟ حق فرزندان ما کجاست ؟ تمام آب و نفت ایران از بلاد لر نشین است اما آیا خودمان حتی به اندازه امکانات اولیه در آن سهیم نیستیم ؟ عدالت و انسانیت کجاست ؟ پان پارس ها چرا در این، موارد لال هستند؟ آیا از ظلم روا شده بر مردم لر بی خبرید ؟ بعد از سالها در کدام مظاهر زندگی مردم مظلوم لر تغییری ایجاد شده ؟ چرا شاهد پیشرفت آسانسوری دردانه های کویر نشین و غوطه وری مناطق لر نشین در فقر و محرومیت هستیم ؟ ملتی که به حداقل ها قناعت کند حداکثر ستم را بر آنها روا خواهند داشت.


  • حمایت دستگاه های دولتی از تیمهای ؛ سپاهان ، سایپا و پیکان!

    کارخانجات دولتی برخلاف قانون از تیمهای فوتبال سپاهان اصفهان ، سایپا و پیکان حمایت مالی و رسانه ای میکنند ولی از تیم فوتبال نفت مسجدسلیمان هیچگونه حمایتی نمیکنند! این چه عدالتی است که فولاد مبارکه سپاهان در اصفهان میتواند به سپاهان کمک کند اما وزارت نفت به تیم فوتبال لیگ برتری نفت مسجدسلیمان نمیتواند کمک کند؟؟؟ این چه عدالتی است که در تهران کارخانه ایرانخودرو و سایپا که دولتی هستند میتوانند به تیمهای پیکان و سایپا کمک کنند اما وزارت نفت حق هزینه برای تیم ریشه دار نفت مسجدسلیمان را ندارد؟؟؟ اینها ناعدالتی است! اگر ارگانهای دولتی حق هزینه برای تیمهای فوتبال را ندارند ، هیچ تیمی نباید از امکانات دولت استفاده کند نه اینکه برخی از امکانات بهره ببرند و بعضیها نه!!! بیشتر تیمهای فوتبال ما چه در لیگ برتر و چه در لیگ یک دولتی هستند. یعنی اکثر قریب به اتفاق آنها. اما بعضی از آنها بودجه مصوب دارند و بعضی از آنها نه! مثل نفت مسجدسلیمان که به این بهانه قربانی حضور در لیگ برتر میشود و با بی پولی دست و پنجه نرم میکند و با این وضعیتی که دارد احتمالأ مهمان یکساله لیگ برتر خواهد بود!!! قانونی در مجلس مصوب شده که بر این اساس وزارت نفت نمیتواند تیمهای حاضر در لیگ برتر فوتبال را ساپورت مالی کند! اما منعی برای هزینه در تیمهای حاضر در دسته اول ندارد و حتی میتواند تیمهای دیگر رشته ها را در هر رده ای حمایت کند! واقعأ مانده ایم این چه قانونی است که به بهانه آن قرار است تیم نفت مسجدسلیمان قربانی شود؟ به شهر مسجدسلیمان شهر اولینها که میروی ، غبار محرومیت و فقر را میبینی اما مردمی دلخوش دارد و دلخوشی شان به تیمی است به نام نفت مسجدسلیمان! تیمی که در همین سالهای اندک حضور در سطح اول معرف بازیکنان خوبی بوده است از جمله بازیکنی مثل وحید امیری چگنی که در جام جهانی ۲۰۱۸ یکی از بهترین های ایران است و بخصوص بعد از لایی به پیکه مورد توجه رسانه ها قرار گرفت! جالب است اولین اکتشاف نفت در شهر مسجدسلیمان انجام شده و این شهر ، شهر اولینهاست و حتی فوتبال از این شهر سربلند کرد اما تیم شهر نفت خیز مسجدسلیمان ندار و بی پول است!!! لرها به تبعیض عادت دارند. الان ترکهای فارس تیم قشقایی شیراز دارند اما لرهای خوزستان نمیتوانند تیم بختیاری اهواز داشته باشند! از کدام کانال پول و بودجه میلیاردی در اختیار تیمهای پایتخت ( استقلال و پرسپولیس ) میگذارند؟ مگر همین پول نفت مناطق لر نشین نیست که خرج تیمهای تهرانی میشود؟ پس چرا نفت مسجدسلیمان را حمایت نمیکنند؟


  • پروژه کویر سبز

    مهندس جعفر شریف امامی سال ۱۳۲۵ شمسی رییس شبکه آبرسانی ایران بوده و در کتاب خاطراتش مینویسد:کاشان خشک بود و آب نداشت و اینان یک آب انبار بزرگ داشتند که پر از لاشه جاندار و حشره بود و از آن آب میخوردند و مردم به دلیل کثیفی و عدم نظافت زیر پوستشان کرم می افتاد! حالا کاشان دانشگاه صنعتی ، دانشگاه دولتی، دانشگاه آزاد ، پیامنور ، غیر انتفاعی و ده ها شهرک صنعتی مجهز دارد! آن زمان که کویر نشینان در فقدان آب ، سردابه هایشان مملو از کرم و لجن بود لرها از سخاوت چشمه ها و سرابها آب سرد و گوارا می نوشیدند همچنین وجود آثار و ابنیه باستانی نمایشگر وضعیت قابل قبول از رفاه و زندگی مطلوب لرها بوده است. استان کویری سمنان که حتی آب نوشیدن ندارند و میخواهند از دریای خزر برایشان آب انتقال دهند چرا باید ۱۱ کارخانه بزرگ تولید فولاد داشته باشد؟ چرا صنایع آب بر در کنار سواحل یا مناطق پر آب ایران احداث نمیشود؟ اسامی کارخانجات فولاد سمنان:کارخانه فولاد سمنان / جهان فولاد سمنان / کارخانجات نورد سمنان / مجتمع فولاد بارز / شرکت فولاد کویر دامغان / شرکت نورد گرم سمنان / مجتمع فولاد فجر سمنان / شرکت فولاد نوین سمنان / شرکت دانا فولاد سمنان / مجتمع فولاد شاهرود / شرکت نورد فولاد صنعتی سمنان / پتروشیمی کربنات سدیم سمنان / پتروشیمی مروارید سمنان / شرکت شیمیایی انرژی سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی قدس سمنان / نیروگاه شهید باکری سمنان / نیروگاه سیکل ترکیبی سمنان و … فقط لرها در ایران غریب نشین هستند!


  • سهم لرها از ثروت ملی

    اولین چاه نفت ایران و خاورمیانه در سهر لر نشین مسجدسلیمان به بهره برداری رسید و سپس از طریق لوله کشی به پالایشگاه وبندر آبادان منتقل شد. سرچشمه و منشأ تمام سفره های نفتی از بلاد لر نشین است. چاههای نفت وگاز از سرزمین اجدادی ما لرها تراوش میشود و به رگ اقتصادی ایران تزریق میشود. حالا سهم نیروهای بومی تحصیلکرده ما از این نعمت خدادادی و ثروت سرزمینی چیست؟ نفت از شهرهای ما تراوش میشود اما پالایشگاه و پتروشیمی در اصفهان ، تهران ، تبریز و شیراز است!!! نیروهای شاغل در صنعت نفت و گاز و سدهای واقع در جغرافیای لرستانات چند درصد بومی هستند؟ رودهایی که از کوههای ما سرچشمه میگیرد چه دردی از باغات و زمینهای کشاورزی دیم ما را دوا کرده است؟بیش از ۸۰ % پرسنل پتروشیمی خرم آباد اهل تبریز هستند! تبعیض استخدامی چرا باید برای نیروی بومی باشد؟ چرا این اتفاقات ناگوار فقط باید برای لرها رخ دهد؟ ما که نه بازارچه مرزی داریم، نه قاچاقی از مرزها وارد میکنیم، نه ادعای تجزیه طلبی داریم، پس چرا باید مستحق این همه محرومیت اقتصادی باشیم؟ معمولأ بخاطر همین فقراقتصادی و بیکاری، در دنیای مجازی و محافل نشست و برخاست اسباب مضحکه اوقات فراغت و سوژه جوک نژادی میشویم! نالایقی مدیریتی شان را زیر خرباری از جوک متهوع پنهان میکنند. وقتی هم برای احقاق خود تضییع شده مان به ادارات و سازمانها مراجعه میکنیم هیچکس پاسخگوی ما نیست! استانهای فارس زبان در صدر سرانه سپرده گذاری هستند مثل:تهران ، اصفهان ، یزد ، شیراز ، قم ، سمنان ، البرز و… این یعنی مرکزگرایی! سرانه سپرده گذاری در کهگیلویه ۱۷۰۰ تومان است ولی مردم تهران ۲۰ برابر بیشتر از کهگیلویه است. کهگیلویه ای که روزی ۵۰۰ هزار بشکه نفت معادل کشور امارات تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! درآمد سرانه هر شهروند تهرانی در سال ۱۳۹۵ مبلغ ۵ میلیون تومان بوده درحالیکه متوسط درآمد یک شهرستانی فقط ۳۰۰ هزارتومان است! این تفاوت فاحش، عدم توزیع عادلانه ثروت را نشان میدهد. تهران واصفهان به تنهایی ۶۲ درصد از کل تسهیلات بودجه کشور را از آن خود کردند. حدود ۶۰ درصد از پول کل کشور در تهران است. چهل درصد صنایع بزرگ ایران در تهران است. یک سوم تولید ناخالص داخلی ایران در اصفهان تولید میشود. اگر فکر کنید می بینید برنامه هایی در کار است که یک منطقه قومیتی کویری را آباد کند و یک منطقه قومیتی سرشار از نفت و گاز و آب و بنادر و راههای استراتژیک را تعمدأ عقب نگه دارد. هشتاد درصد سپرده بانکی لرستان صرف سرمایه گذاری در کلانشهرها میشود. کل سپرده های ایران در بانکها ۶۱۵ هزار میلیارد تومان است که ۳۸۵ هزار میلیارد تومان در تهران است. سهم تهران در نظام بودجه ریزی کشور ۵۳ درصد کل تسهیلات کشور است! فقر ، ناآگاهی و خرافه پرستی مردم لر در عدم دستیابی ما به توسعه سهیم است. توزیع نابرابر درآمدها ، عدم بهره مندی مطلوب اقشار کم درآمد جامعه از امکانات عمومی ، فقدان یک نظام جامع و فراگیر تأمین اجتماعی و… موجب نابرابری ناحیه ای و شکاف اقتصادی شده است. در اصل ۴۸ قانون اساسی آمده که توزیع ثروت و درآمد و امکانات باید در جامعه به طور مساوی و عادلانه تقسیم شود! استعمارگر همیشه در پی آزار مستعمره خویش است و استعمارشرقی به مراتب از استعمارغربی خطرناکتر است. بشر یک موجود منفعت طلب است همه در پی کسب منفعت خود هستند. آیا اصفهان با گز / یزد با باقلوا / کرمان با زیره / قم با سوهان / مشهد با فیروزه / اراک با سنجد / کاشان با قالی / و تبریز با کفش، صنعتی و پیشرفته شدند؟ با آب انتقالی لرها به کویر در اصفهان بزرگترین آکواریوم خاورمیانه را ساختند. در قم دریاچه ۸ هکتاری جوان و در یزد دریاچه های مصنوعی ساختند که سالی ۱۱۰۰ تن ماهی تولید میکند! فقط لرها در ایران غربت نشین هستند. آیا ما لرها از ایرانی بودن سهمی میبریم؟


  • بختیاری

    چاه های نفت و تأسیسات نفتی در خوزستان در کنار روستاهایی هستند که آب خوردن ندارند! آیا این قابل قبول است؟ در مسجدسلیمان که اولین چاه نفت خاورمیانه و ایران به ثمر رسید و چه مناطق بختیاری شمال و شرق خوزستان هنوز مردم در احتیاجات اولیه مانده اند. این مناطق را تا کسی نبیند باور نمیکند خب لرهای بختیاری حق دارند نسبت به این تبعیض نژادی _ قومی معترض باشند. مردمان لر ، عرب ، بوشهری ، دزفولی ، شوشتری ، بهبهانی و مهاجران فارس در خوزستان حضور دارند ولی متأسفانه نگاه دولت به این استان امنیتی است و یکی از علل تغییرات فکری و گسترش بحثهای قومگرایانه همین برخورد نامناسب و ناعادلانه به جوانان خوزستانی است. نباید فضای خوزستان امنیتی باشد برخی گروه های سیاسی منافعی دارند که قومیت را بهانه حذف دیگری میکنند مثلأ فلان فارس زبان برای اینکه فلان پست را به عرب تباری ندهد فضای امنیتی درست میکند. مردم خوزستان از هر تباری که باشند وطنشان را دوست دارند و ملی فکر میکنند. مردم خوزستان صدها سال است که در کنار هم زندگی میکنند و منافع مشترک دارند و پیوندهای خویشاوندی زیادی میان آنان صورت گرفته و نمیتوان آنها را از هم تفکیک کرد. بیشترین دغدغه خوزستانیها ثبات اقتصادی و حل معضل بیکاری است. دولت باید بجای صنعتی کردن شهرهای کویری مثل یزد و اصفهان که آب ندارند صنعت را به خوزستان بیاورد که هم ساحل دارد هم آب و هم به بنادر جهت صادرات نزدیک است دولت میتواند خوزستان را به قطب صنعتی ایران تبدیل کند.


  • پولادوند

    شاهان بی ارزش قاجار از برقراری سیاست صحیح اقتصادی ناتوان بودند و بطور فزاینده ای منابع اقتصادی ایران را در إزای مبلغ ناچیزی پول که احتیاجات مالی ضروری آنها را برآورده میکرد به صاحب امتیازان خارجی واگذار میکردند. نفت یکی از آن ثروتهایی بود که شاهان قاجار اصلا در مورد ارزش آن بی خبر بودند و مظفرالدین شاه میگفت : همان بهتر که آن ماده بد بو را ببرند! زمان پهلوی در اکتبر سال ۱۹۵۱ میلادی تمام تکنسین های بریتانیایی اخراج شده و صنعت نفت بدست ایرانیها افتاد اما فقط ۱۰٪ صنعت نفت بکار خود ادامه میداد زیرا ایران از تولید و عرضه آن به بازار ناتوان بود.


  • شاهین ماسوری

    باید در شهرهای کویری روز ملی شدن صنعت نفت را جشن بگیرند. ایکاش همان طوری که صنعت نفت ملی شد درآمد حاصل از فروش نفت هم ملی میشد. تنها فایده ملی شدن صنعت نفت تعطیلی روزش بود وگرنه مردم ما خیری از نفت ندیدند.


  • عصر ایران بدون نفت

    ماه عسل ایرانیها و نفت که بیش از یک قرن به طول انجامید کم کم دارد به پایان خود نزدیک میشود. عصر ایران بدون نفت در حال آغاز شدن است البته هنوز استخراج میکنیم ولی دیگر قرار نیست مانند یکقرن گذشته نفت ما را پولدار کند و حداکثر شاید بتواند نقش پول تو جیبی را در سطح مدیریت کلان کشور بازی کند. زمانی با درآمد نفتی میشد هزار پروژه عُمرانی را کلید زد و کشور را صنعتی کرد اما امروزه درآمد نفتی ایران سالانه ۷۰ هزار میلیارد تومان است و میزان حقوقی که دولت به مستمری بگیران میدهد بالغ بر ۸۰ هزار میلیارد تومان!!! یعنی پول نفت حتی کفاف پرداخت حقوق کارمندان و بازنشستگان را هم نمیدهد. کشور ما در طول ۱۰۰ سال گذشته بیش از ۱۲۰۰ میلیارد دلار نفت فروخت و در طول این مدت چنان به پول نفت معتاد شد که هیچکس فکری به حال روزگار ایران بدون نفت نکرد!!! این روزها حتی بزرگترین تولید کننده نفت جهان یعنی عربستانی که روزی ۱۲ میلیون بشکه نفت تولید میکند به طور جدی مشغول برنامه ریزی برای دوران گذر از نفت است که تا سال ۲۰۳۰ وابستگی به درآمد نفت را به حداقل برساند اما همچنان ما درگیر مسائل تاریخ مصرف گذشته دیروزیم. ایران سال ۵۷ با ۲۵ هزار کارمند شرکت نفت روزانه ۶ میلیون بشکه نفت تولید میکرد امروز با ۲۵۰ هزار کارمند شرکت نفت فقط روزی ۶۰۰ هزار بشکه تولید میکند.


  • تخریب محیط زیست تنها سهم لُرها از عبور نفت است

    مهندس بازوند استاندار پیشین لُرستان در مصاحبه با روزنامه صدای ملت در تاریخ ۱۹ شهریور ۹۶ گفت : تخریب زیست محیطی تنها سهم لُرستان از عبور لوله های نفت است!!! وی با اشاره به عبور ۳۵۰ کیلومتر لوله ی نفت از لرستان اضافه میکند : این در حالی است که به استان لرستان مجوز ۷۰ هزار بشکه نفت خام را نمی دهند و رشته درازی از کم لطفی های دیگر!!!


  • نفت سرمایه است نه کالا!!!

    کشورهای نفتی مثل عربستان از نفت به عنوان یک سرمایه نگاه میکند یعنی پول حاصل از فروش نفت را صرف زیرساختها و نوسازی کشورش میکند ولی در ایران نفت به عنوان یک کالا دیده میشود که باید زودتر آنرا مصرف کرد. نفت باید به یک موهبت تبدیل شود. در اوج قیمت نفت صادرات ایران سالی ۱۲۰ میلیارد دلار بوده که در برابر صادرات تریلیونی فرانسه و حتی صنعت گردشگری تایلند با ۳۰۰ میلیارد دلار ناچیز است.ایران همچنان یک کشور تک محصول و وابسته به نفت است و در گرداب اقتصاد نفتی فرو رفته است.کشورهای نفتی با دلارهای نفتی شان هنوز نتوانستند ورود پیدا کنند به باشگاه قدرتهای نوظهور اقتصادی مثل : ترکیه ، برزیل ، تایوان ، کره جنوبی ، چین ، مالزی ، هند و...


  • نفت باید در خدمت توسعه اقتصادی باشد

    ایران در سال ۲۰۱۶ حدود ۶۶ میلیارد دلار صادرات نفت داشته که فراورده های نفتی و پتروشیمی ۸۰ % این صادرات را تشکیل میدادند. با تحریمهای بین المللی نرخ رشد سالانه ایران به منفی هفت رسید چون ایران تک محصول است اگر نفت نباشد درآمد حاصل از حقوق و عوارض گمرکی نیز بسیار کاهش می یابد. سهم نفت در بودجه ایران بین ۵۵ تا ۷۰ درصد است. آمریکا و انگلیس و نروژ توانستند نفت را در خدمت توسعه اقتصادی بگیرند اما در خاورمیانه و آفریقا پول نفت خرج بلند پروازی های نظامی ، خرید تسلیحات از رده خارج شده ، واردات کالاهای لوکس و تجملاتی و خرج ماجراجویی های جنگی شد و در این تباهی نباید نفت را متهم کرد بلکه مدیریت غلط عامل این اوضاع شد.نگاه به نفت یکسان نیست در یکسو نفت در عرصه انرژی انقلاب کرد و چرخ تمدن و تکنولوژی را شتاب بخشید و به کمک کشورها آمد و بقای آنها را تضمین کرد و از طرف دیگر عده ای اقلیت آنرا در اختیار گرفتند که شامل صاحبان امتیاز ، سهامداران بزرگ و شرکتهای چند ملیتی بودند.


  • دو قرن سکوت

    200سال از مرگ آخرین سلطان لر تبار ایران، لطفعلی خان زند و صد سال از فتح تهران توسط لرها در انقلاب مشروطه میگذرد. بعد از صفویه، لرها تأثیرگذارترین قوم ایران در عرصه سیاست بودند. پیشتر با انقراض حکومت پانصد ساله اتابکان لر توسط شاه عباس صفوی، لرها به مدت یکقرن در انزوای سیاسی قرار گرفتند. اتابکان لر دومین حکومت ایرانی بعد از حمله اعراب بودند که در بخشهای وسیعی از ایران حکم راندند و با بغداد پایتخت خلافت عباسی نیز رابطه داشتند. دوران افول قوم لر از مرگ لطفعلی خان زند آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. در دویست سال گذشته لرها ۲ بار مورد هجوم سراسری و خشن حکام مرکزی قرار گرفته و تا مرز نابودی پیش رفته اند. بار نخست توسط آغامحمدخان قاجار در انتهای قرن ۱۲ شمسی و صد سال بعد توسط ارتش رضاخان در ابتدای قرن حاضر! قساوت آغا محمد خان قاجار در برابر دودمان زندیه موجب شد به مدت صد سال اثری از لرها در سیاست ایران بروز نکند. کینه تجمیع شده لرها از سلطنت قاجار به شکل قیام دموکراسی خواهانه آنها در انقلاب مشروطه نمود یافت اما دولتشان به دلیل جنگ جهانی اول دوام نیافت. پادشاهی رضاخان با احساس خطر وی از قوم لر آغاز و به جنگهای ۱۰ ساله وی با ایلات لر منجر شد. ارتش رضاخان با شعار مدرن سازی ایران، بلاد لرنشین را از نیروهای نخبه سیاسی پاکسازی کرد و بزرگترین مصادره زمین و جابجایی جمعیت انسانی تاریخ ایران را رقم زد!تبعیدهای دسته جمعی و پاکسازی قومی در سرتاسر منطقه زاگرس لرنشین از اقدامات رضاخان و ارتش به اصطلاح مدرن وی بود که با کمک افسران هندی_انگلیسی اجرا شد. ارتش رضاخان فقط مصرف داخلی داشت وگرنه در مقابل قوای بیگانه روس و انگلیس که در شهریور ۱۳۲۰ به ایران حمله کردند حتی ۲۴ ساعت مقاومت نکرد و مثل برف در برابر آفتاب ذوب شد! در نهایت آنچه از مدرن سازی نصیب مردم قوم لر شد سرزمین سوخته خالی از نخبگان سیاسی بود که لرها را تاکنون به حاشیه سیاست و فرهنگ ایران برده است و تلاشهای بعد از انقلاب ۵۷ نیز نتوانسته از عمق حاشیه نشینی لرها بکاهد! سلطنت پهلوی برنامه های توسعه را تعمدأ در خارج از زاگرس لرنشین طرح ریزی کرده بود. با اینکه نفت ، آب و منابع معدنی و اصلی ثروت ایران در سکونتگاه های این سرزمین جمع بود اما از مدرنیزاسیون بجز دستگاه های دیوانی و بوروکراسی اعمال سلطه ، هیچ صنعت مادری در بلاد لر نشین اجرایی نشد! صنایع آب بر (آب دوست) مثل:فولاد و ذوب آهن در کویر اصفهان پایه ریزی شد و آب مورد نیازشان از مناطق لرنشین با صرف هزاران میلیارد تومان هزینه با حفر تونلهای متعدد کوهرنگ یک و دو و سه تأمین گردید! توسعه پالایشگاه های نفت و پتروشیمی هم با همین مدل صورت گرفت و هیچ شهر لرتباری صاحب پالایشگاه و پتروشیمی نشد! مسجدسلیمان نخستین شهر نفتی ایران و خاورمیانه تا همین امروز شهری فقر زده باقی مانده است! و نفت از اعماق خاکش به صورت خام در برابر چشمان مردم گرسنه و محرومش استخراج و به پالایشگاه ها و پتروشیمی های حاشیه کویر منتقل و پمپاژ میشود. کهگیلویه و بویر احمد روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند ولی فقیرترین استان ایران است. متأسفانه بعد از انقلاب ۵۷ همان سیاستها همچنان در بلاد لر نشین ادامه یافته است. استان لرستان با اینکه ۱۲ درصد منابع آب ایران را دارد اما هیچ سد بزرگی ندارد! هیچ صنعت مادری در لرستان پایه ریزی نشده است! پالایشگاه و پتروشیمی بزرگی ندارد! و مرکز لرستان هنوز به راه آهن سراسری وصل نیست! و این الگو در سراسر زاگرس لرنشین از ایلام و خرم آباد تا ممسنی و بوشهر کم و بیش قابل رؤیت است. در ۲ قرنی که قوم لر در حاشیه سیاست و حکومت به سر برده در متن حماسه نگهبانی و حراست از کیان و تمامیت ارضی ایران حاضر بوده است. دفاع اتابکان و والیان لرستان فیلی در برابر تهاجمات عثمانی و رشادت رییس علی دلواری در مقابل استعمار انگلیس و دفاع جانانه ایلات لر در برابر روسها و حضور بی دریغ لرها در جنگ ۸ ساله با عراق فقط فراز کوتاهی از داستان دلاوری این قوم میهن دوست در برابر بیگانگان است.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • حسین قلی خان پاپی

    دکتر احمد متین دفتری، وزیر و نخست وزیر در دوره پهلوی اول، که یکی از زندانیان متفقین در اراک بود، در کتاب خاطرات یک نخست وزیر، در صفحه ۲۲۲ مینویسد:همه کبکبه و دبدبه دولت ایران به اندازه یک خان لُر وجودی نداشت. هنگامیکه در زندان اراک بودم چند تن از لرهای اتباع مسلح《حسین قلی خان پاپی》را تحت الحفظ آوردند. حسین قلی خان پاپی به ارتش انگلیس اولتیماتوم فرستاد که اگر آنها آزاد نشوند سربازان انگلیسی که از مرز و بوم و قلمرو او عبور کنند در امان نخواهند بود. این تهدید مؤثر افتاد و لرها آزاد شدند و وقتی که مجلس را ترک میکردند میگفتند:فرار از این سیمهای خاردار برای آنها اشکالی نداشت، اگر چند روز معطل ماندند برای این بود که تفنگهای خود را پس بگیرند. به ما ثابت شد که دولت ایران به اندازه یک خان لُر اثر وجودی نداشت. آن ارتش رضاخانی که نصف بودجه مملکت خرجش شد حتی نتوانست ۲۴ ساعت در مقابل قشون انگلیس و روس مقاومت کند. خواهشأ پانکردهای جاعل و مقلد، این متن را به نام خودشان جعل نکنند چون ما منبع را با ذکر صفحه آوردیم!



آخرین مقالات